- 6 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00اردمجون خیلی ممنون دعوتم رو قبول کردی و تا اینجا اومدیم
00:04خواهش میکنم ممنونم که دعوتم کردیم
00:06بهت حتما زنگ میزنم اوکی؟
00:08باشه میبینمت
00:10بابای میبینمت
00:15جانر
00:19نابجون میگم بیو ما فلنگو ببندیم بریم
00:22کجا بریم آخه ها؟ کجا؟
00:25وای به ای شان سمون خدا میدونه کمال داره به حالی چی میگه
00:31حال روز اون رو نگاه کن
00:35بندی خودت چی کار کنه؟ حق داره
00:38بدترین ضربه زندگی شو ممکن امشب بکنی
00:41ممکن از این زندگی آنچنانی بره تو محله های پایین شهر
00:44انگار به سر خودمون نیمده بود
00:47خیلی کلافم
00:50ببین هرچی شد نباید نم پس بدی باشه
00:52زیر بار نرو
00:53اصلا
01:00گردیس خانم
01:00آقا حالیت منتظر شما هستن
01:04واقعا؟
01:05کجاست؟
01:06شما به فرمان جلیه آسانسور منم الان میام
01:14باشه
01:15نایی به خوشکی شانس داره میادی چی برود دیار
01:20اندر خانم
01:21بله صدقی چی شده؟
01:24آقا حالیت منتظر شما هستن
01:25باشه بعدن میام
01:27الان میخوان ببیننتون
01:32باشه
01:33پس منتظرش نمیذاریم
01:35جانر بهت زنی میزنم
02:15همیگه اینا تخصیرتوه؟
02:17منظورتو نمیفهمم
02:19خیلی هم خوب نیفهمم
02:22همینقدر میدونم که
02:23کارت دیگه تمومه یلیس خانم
02:27اگه فقط کار من تمومه با تو چی کار داره ها؟
02:31خدا میدونه شاید منو صدا کرده که شاهد باشم چطوری میخواد به نظر
02:36منو ببیرم
02:36کمالو تو آوردی تو اون خونه
02:38من چه میدونستم نیتش چیه؟
02:40اون فقط راننده ی من بود
02:41چه رو بی خودی به من گیر میدی ها؟
02:43به من چه ربطی داره؟
02:44اصلا نمیفهمم چی میگه
02:47نه
02:47من باید حساب اینو برسم
02:50گلدیس خانم
02:51گلدیس خانم
02:52گلدیس خانم آروم باشی
02:54واقعا شرماوره این کاره یعنی چی؟
02:56نبینی صدقی؟
02:57همسر رئیست ببین چه آدمیه
03:00واقعا که متاسفم برای
03:02نه اینگار تنت میخوره
03:03موهای سرتو الان میشنم
03:05گلدیس خانم آروم باشیم
03:06لطفاً خواهش میکنم
03:07درش کن صدقی این اصلا عدب نداره
03:09گلدیس خانم آروم باشیم
03:11بس صدقی
03:18کارم داشتی هالیت؟
03:19دهن تو ببند
03:20بعدن حساب تو میرسم
03:31چطور تونستی کمالو استخدام کنی؟
03:35وقتی داشتم کمالو استخدام میکردم
03:37اصلا به ذهنم نرسید که ازش بپرسم
03:39تو حساب بانکیش چقدر پول داره
03:41حالیت جون واقعا مذرت میخوام
03:43یعنی تو نمیدونستی که کمال شوهر سابقی یلدیزه
03:45درسته؟
03:46آه
03:48جده؟
03:48کمال شوهر سابقی یلدیز بوده؟
03:57دروخ کن
03:58گفتم دهن تو ببند
04:01یلدیز شوهر داشته؟
04:03آره؟
04:04آه باور نمی کنم
04:05اصلا خبر نداشتم
04:15الان میخوام
04:16تمام حقیقت رو همینجا بگی کمال
04:19اگه به من دروخ بگی بد میبینی
04:33راستش اندر خانم کاملا بی تخصیرم
04:35من رفتم سراغشون
04:38ایشون قبلم با یه شرکت کار میکردم
04:40رفتم اونجا و به ایشون یه رزومه یه علکی دادم
04:43بعد اونجا مشغول به کار شدم به عنوان راننده
04:48دیدی حالی جون
04:50بازم سره هیچی گناه من رو شستی
04:55خب بعدش
04:56میخواستم یه جوری به یه لیز نزدیج بشم
05:05این دربارو بیرون
05:07حقم داری من رو بفرستی بیرون
05:09چون عادت به اینجور حرفا ندارم هستن
05:11عزیزم
05:24تو چرا اینو به هم نگفته بودی؟
05:28ترسیدم
05:29این یارو مدت ها تو خونمون زندگی میکرد
05:35چی بینتون گذشت؟
05:36از هم میخوارم اونجوری که فکر میکنی نیست
05:38آقا حالی
05:41یه لیست راست میگه
05:42واقعا بین ما هیچی نبوده
05:44به خدا نه حالا نه تو گذشته
05:46هیچی بینمون نبوده
05:47ما حتی 24 ساعتم با هم نبودیم
05:5015 دقیق زن و شوهر بودیم همین
05:52برای جدایی دادگاه هم نرفتیم
05:54چون روز بعدش من رفتم درخواست ددم
05:56گیلدیز
05:57باید اینو زودتر از اینا به من میگفتی
06:00واقعا معذرت میخواه
06:02معذرت نخواه
06:04برو بیرون
06:07شراکت بینمونم
06:08تو اولین فرصت به هم میزنیم
06:11بهتر در موردش حرف بذاریم
06:13گفتم برو بیرون
06:16شبتون بخواهیم
06:30تو واقعا آدم بیابروی هستی
06:34حالیت به خاطره
06:36خراب نشدن زندگیمون
06:38به خاطر زندگیمون
06:38فکر کردی با زنی مثل تو
06:40همچنان میخوام ادامه بدم
06:42چی میگه حالیت مزخرفتن
06:44تموم شد
06:46متوجه شدی
06:47یلدیز
06:48تموم شد
06:59نابجی بری چی ازت دفا کرد
07:01چرا دفا نکنه
07:03اون فقط با یلدیز مشکل داره
07:06با خراب کردن من چیزی آیدش نمیشه
07:08به نظرم کارش خیلی هم زیرکانه
07:10و جالب بود
07:11یه تاکسی بیزنم
07:12همین الان
07:13خدا کنه
07:14امیدوارم در قبالش چیزی از همون نخواد
07:16جانر
07:17حرفی بیزنی ها
07:18به خوادم خب انجام میدی
07:20حابجی جون
07:23باورم نمیشه که سر در رفتی
07:25خیلی خوششانسی ما
07:27بسه دیگه
07:28راستی زودتر باید بریم دنبالی یه خونه جدید
07:31خونه؟
07:31خونه بری چی حابجی جون
07:33تازه بالا بودی تن و بدنت میدرزی آروم بگی
07:35اصلا نگران نباش من میدونم حالیتو چجوری قانه کنم
07:39این خونه برا ما خیلی کچیکه حالیت قراره مرتب بیاد پیش ما
07:44میاد پیش ما؟
07:45اره
07:47من دیگه ازت هیچ سوالی نمیپرسم
07:49کنجکابم نیستم هرکوری خواستی بکنم
07:51به من اعتماد کن
07:53و سوالی نکن
07:57براه
07:58آقا حالی تو دفترشونا نره؟
08:00بنا خانوم بمخشین آقا متین پیششونا
08:02باشه متین کرف خبرم کلت باشه
08:07چرا گزشته یارو رو بررسی نکردی؟
08:10خوربان باور کنین
08:11خیلی دقت کردم
08:13دوتا اسم دارن
08:14چون به کار کامپیترم وارد هستن نمیدونم چی کار کردن
08:18با رزومه ای که برامون فرست دادن نمیشد فهمید که کمال همون آتاکان کارا جا هستش
08:22آقا حالیت معلومه با نخشه اومده جلو
08:25رودتر شراکتو باهاش به هم میزنی
08:29آقا حالیت
08:30ببرشید اما کاری که گفتین شدنی نیست
08:34چرا شدنی نیست؟
08:35یادتونه به خاطر کم بوده بوجه رفتیم دنبال سرمایه گذار
08:38بعید میدونم الان بتونیم سرمایهشون رو بهشون برگردونیم
08:42تو چه هچلی افتادیم
08:44همه اش تخصیل توه
08:45میبینیشه جوری یه بچه ما رو بازی داد
08:50نمیتونیم یه جوری حلش کنیم؟
08:52میشه غربان اما راستشو بخواییم به این صورتی که شما میخوایی نمیشه
08:55چقدر طول میکشه؟
08:56باید به این محلت بدید
08:57بگو چقدر متین؟
08:58حد دقل یه ماه
08:59یه ماه؟
09:00و ضمنن
09:02چیه متین؟ چیز دیگه یه همه هست؟
09:05شما تو قرارداد قبول کردین که اینجا کار کنن
09:09اونو میدونم
09:11اونو میدونم
09:13متین ازت میخوام بری
09:15یه راه حل پیدا کنی یا بیایی
09:17متوجه شدی؟
09:34موسیقی
09:39بله
09:40ایدن خانم
09:41جلسه آقا حالیت و آقا مهتین تموم شد
09:44اوه اومدم
09:55موسیقی
10:00موسیقی
10:14حالیت شدید
10:17فکر میکنی چطور میتونم باشم؟
10:23حق داری اما نمیدونم چی بگم
10:26خوبیش اینه که بلاخره تو هم به حرف من رسیدی حالیت
10:29این دربازم شروع نکن
10:31باشه
10:34خب متین چی میگفت؟
10:37حرفی نداره بزنه
10:38مجبورم یه مدت سب کنم
10:40شارکت به هم نخورد؟
10:41نه
10:42اما در اولین فرصت به هم میزنم
10:44تو به منم شک کردی
10:47ازت انتظار نداشتم
10:49چی اندر؟
10:50تو اونو آوردی اینجا
10:51اون وقت چی داری به هم میگی؟
10:54بگذریم
10:55خوبه دیشب خودت همه چی رو شنیدی
10:58وای اون چقدر زبیل بوده
11:00هممونو خیلی راحت بازی داد
11:02وای وای وای
11:04اندر تمومش کن
11:05دارم از سردرد میمیرم
11:09یا سمین برام یه دونه قرص سردردی
11:23بفرمایی دندر خانون
11:24خوب کمال جان
11:25که ای باید هم دیگر رو ببینیم
11:27هر وقت که بخوام
11:28اسری بیا خونه ای ما خوبه؟
11:30خوب ببینید چی میگم
11:31این دفعه شما بیایی خونه ای ما
11:33باشه؟
11:34خوبه خبر میدم
11:35باید باید
11:45خوش اومدین خانم
11:47خیلی ممنون
11:54خوش اومدین
11:56خیلی ممنون کمال جان
12:00خونه یه قشنگی داریم
12:02خیلی ممنون
12:06معلومه برای آب کردن دل بعضی
12:09یا حسابی خرج ساخت خونت کردی کمال
12:14خیلی خرج کردم
12:16اما نه به منظور شما
12:18برای رفای خودم اینجا رو درست کردم
12:22خیلی حسابی
12:23خیلی حسابی
12:25منم میگفتم که این پسر چرا انقدر اعتماد به نفسش بالاست
12:32اعتماد به نفسم مسلمن به خاطر حوش بالام
12:36منم گول زدی
12:37تبریک میگم
12:39خوش ها به سعادتم که امروز همه ازم تعریف و تمجید میکنم
12:44تو حالت عادی حتما نسبانی میشدم
12:47اما منو نفروختی
12:50دیشب ازم طرفداری کردی
12:52خب چرا؟
12:54ایندر خانون من چرا شما رو بفروشم
12:56من که با شما ایچ مشکلی ندارم
12:57برای وارد شدم به اون خونه ازتون استفاده کردم
13:00حتی میدونین به نف منم هست که میانتون با هم خوب باشه
13:06عالیه
13:07حتما خودتم فهمیدی دشمنیه با من به زرر خود تموم میشه
13:12به نظرم آقلانه ترین کارو کردی
13:15این قشنگ معلومه که آدم باهوشی هست
13:18ایندر خانون میخوام بدونین من اصلا از شبا نمیترسم
13:24جالبه فکر میکنم من و تو خیلی شبیه همین
13:27پس خوشا به حال شما ایندر خانون
13:30خیلی کنشکاون بدونم بعد از این چی تو سرت میگذره
13:34قراره چی کار کنی ها؟
13:36سبور باشین و ببینین
13:39یعنی نمیخوای به منم بگی؟
13:43شخصیت جالبی داری
13:47باشه
13:50پس هر وقت که لازم بود به هم زنگ بزن
13:53شماره منو که هنوز داری؟
13:54دارم
13:55بیرو دروسی زنگ بزن
13:57حتما
13:58میدونی که نباید هیچ کسو دست کم بگیری
14:04کاش نوشیدنی یه چیزی میخوردیم
14:07نه
14:08باشه دفعه بعد کنار استخ با هم نوشیدنی میخوریم
14:12خب کمال جون میبینم اتون
14:15خدا نگهتا
14:17با بای
14:18دوگل شده دا استگیدنی جمید
14:42وای وای وای چه کردی آبجی جون چیو داریم جشم میگیریم؟
14:46رفتن یلدیزو
14:49آبجی مطمئن یلدیز رفتنیه
14:51صد درصد
14:54بس بالاخره
14:55بعد از تلاش های بیوقفه تونستیم یلدیز یلمازو از سحنه رقابت کنار بزنیم
15:00و اینک این ماهیم که پرچم رو دست میگیریم
15:03که میزی چی بی
15:06ببینم چی کار میکنی؟
15:09گشتمه میخوام غذا بخوریم
15:11نه شامه تو بیرون میخوری
15:12این تدارکات برای حالیته
15:14حالیتو چرا دعوت کردی؟
15:17چرا نمیذاری غذا مون بخوری؟
15:18باشه باشه جانر جون
15:18الانه که حالیت بیاد بهتر اینجا نباشی
15:21برو
15:23چه کیفی میکنین
15:24شما بشینین اما من آواره خیابونا بشم
15:27آه این چه حرفیه عزیزم؟
15:30معلومه خب آبجی وقتی دوباره با حالیت باشی
15:32مطمئنم دیگه به همه اهمیت نمیدی
15:34آه آه
15:35بره چی به تو اهمیت ندم عزیزم
15:38هر جا برم طورم با خودم میبرم
15:40سب کن جایی پام صف شه
15:42رازیش کنم بریم یه خونه یه جدید
15:45بعدش میبینی زندگی ما زیر و رو میشه
15:46مطمئنم همین طورم میشه
15:49مطمئنم مطمئنم
15:50ببین چی میگم
15:51بعد از این باید خیلی بیشتر مراقب باشیم
15:54خب؟
15:55تو باید زینب و زیر نظر بگیری
15:57مطمئنم
15:59مطمئنم این دختر یلیز به این راحتی ها عقب نمیکشه
16:02آبجی
16:02تا زندگیمون میافته رو قرطک
16:04یه دفعه یه اتفاقی میافته
16:06چرا نمیتونیم یه زندگی آروم داشته باشیم آخه
16:08چون یه هدفهایی داریم عزیزم
16:12ای خدا بزرگی تشه
16:14اف
16:15اف
16:16همه چی رویل کردم بره
16:18و خود ساکت و آروم نشستم
16:19اما مگه تو میذاری آبجی جون
16:21امون نمیدی آدم نفس بکشه خسته شدم
16:23بس جانر جون زیاد حرف سادی برو
16:25باشه باشه
16:27با بای
16:40عزیزم کجا موندی؟
16:43نگفته بودم که میام
16:44من از نگاهات میفهمم که چی تو فکرته عزیزم
16:49ببین قضاهایی مورد علاقت رو درست کردم بیا
16:52حالا چطوره؟ بهتر شدی؟
16:55بهترم
16:56خوبه
16:57خدا رو شکر
16:59وقتی ناراحتی منم ناراحت میشم
17:01لیوانه تو به هم میدی؟
17:03زن خیلی باهوشی هستی
17:07در موقعیسه با یلدیز
17:09مسلمه که خیلی باهوشم
17:11اما نمیخوام با این حرفا شبمو خراب کنم
17:13دوست ندارم
17:15اصلا در موردش حرف بزنیم بفرمید
17:17بیا عزیزم
17:18ممنون
17:19فکر میکنم این یکی از خونه های قبلی دل باستره درسته؟
17:24بله
17:24از نظر متراجم اینجا خیلی بزرگتر از خونه هایی که رفتیم
17:28سخفشم خیلی بلندتره
17:30آره
17:32خوبه
17:32اینجا بد نیست
17:34میتونیم بالارم ببینیم؟
17:36بله حتما بفرماییم
17:45باید یه دستی به سر روش کشیده بشه
17:47خیالتون راحت درستش میکنیم
17:49آه ببخشید
17:56رفیقت دوباره پیجش رو فعال کرده
17:58عکس عشق زندگیش رو گذاشت
18:00گفتم در جلیان باشی
18:08یه لیز احمق
18:10فکر کرده با یه عکس همه چی درست میشه
18:22ببین آبچی
18:23من دوباره مثل سابق خونه بدوش که نمیشم نه؟
18:27جانر جون
18:28میگم خونه رو گرفتم
18:30تو چنه نمیخوای این چیزها رو بفهمی؟
18:32اف باش بابا نمیشه باش حرف زد
18:40میگم ببین
18:43پیجه اینستای یلیز رو چک کن
18:45ببین چیزی جدید توش گذاشته
18:47آبچی جون تو هم همش داری از من برای کارت سو استفاده میکنی
18:50جانر چکش کن میگم
19:03حالیت بهت گفت هلان کجاست؟
19:06نگفت دقیقا کجاست گفت نمیتونم حرف بزنم
19:09آره واقعا هم سر شلوقه
19:23این یعنی چی؟
19:26آبچی
19:26الان تو مثل اون موقع یلدیزی
19:29یلدیزم مثل توه
19:31من که از کارتون سردر نمیاد
19:33اما ناراد نباش آبچی جون
19:35همونطور که حالیت تو رو طلاق داد و رفی یلدیز رو گرفت
19:38میتونه اونم طلاق بده و بیاد تو رو بگیره مگه نه؟
19:40تمومش کن دیگه
19:46باشه باشه
19:48حتما حالیت داره با خیلی کار میکنه
19:50اینه دارن عدای زوجای خوشبخت و در میارن
19:56منم اینجوری نقش بازی میکردم
19:59به خاطر کارشه همش فیلمه
20:02ایش
20:04حسابیم میکنه
20:29حسابیم میکنه
20:31بیاد تو بیاد تو
20:37حالیت برات از این بادو ما وردم که دوست داشتی
20:43چی شده به نظر بی حسله میانی؟
20:46کمال
20:46از فردا میخواد بیاد همینجا
20:53فکر میکنم سعی کنی از جهت مصبتش نگاه کنی بهتره
20:57پسره یه نابقه است
20:59سرمایه زیادی هم دستش دید
21:01گذشتر رو فراموش کن
21:03و سعی کن از سرمایهی که دستش استفاده کنی
21:08یه جورایی راست میگی؟
21:10آره
21:11اون که با تو مشکلی نداره
21:13با یلیز مشکل داره
21:15دستش رو کرد و گذاشت و رفت
21:17فقط همین تموم شد
21:25چی میخوای اندار؟
21:27سلام یلیز
21:28چی کارم داری؟
21:30گفتم شاید دلت برام تنگ شده باشه عزیزم
21:34نه؟
21:36نمیذاری که دلتنگ بشیم همه جا هستی
21:39میخوام با هم حرف بزنیم
21:41در مورد چی حرف بزنیم؟
21:42نه
21:42پشت تلفون نمیشه
21:44رو در رو
21:45به نظرت من بیرون با هات قرار میذارم
21:47آره میایی چرا نیایی؟
21:49میخوام برای آخرین بار ببینم
21:51امت بعدش دیگه
21:52هیچ وقت هم دیگر رو نمیبیریم
21:54نکنی میترسیم؟
21:55من از کسی نمیترسم
21:56بگو کجایی بیام
21:59آرائیت
22:13دختر سیاه پوش اومد
22:16این شوخیا قدیمی شده
22:18بهتر خودتو بروز کنی
22:19عزیزم فقط میخوام بدونی که چقدر بد لباسی
22:22همین
22:23چی میخوام بگی؟
22:25حرفتو بزن
22:27یه لیز خواستم با هات خودو حافظی کنم
22:30داری میری؟
22:33من که موندگارم
22:35تو داری میری؟
22:37هرچی میخوام بگی بگو
22:38هر کاری میخوام بکنی بکن
22:40اما فایده نداره
22:41میدونم تو جریان کمال دست داشتی
22:43یه جوری ثابتش میکنم
22:46اما دیگه خیلی دیره عزیزت هم
22:48حالیت مشوقه داره
22:54میدونم آدم اولش که میشنوه خیلی به هم میرزه
22:57آره اما
22:59بعدش دیگه میپذیریم
23:01یعنی چیزی نیست که نتونی از احدش بر بیایی
23:04البته از اکسات تو پیجت معلومه که
23:06میخوای به یکی چیزی رو برسونی
23:08معلومه که تو هم بهش شک کردی
23:12شاید با حالیت میونم خراب باشه
23:14اما نمیتونی با این دروقات منو ناراحت کنی
23:16همونطور که قبلنم بهت گفتم
23:18نمیتونی به هدفت برسی
23:21من نمیخوام کاری کنم
23:24حالیت طلاقت میده
23:27یلیز جون بیدار شو
23:29کارت تمومه
23:30بذار یه نصیحت کنم
23:32سب کن
23:32خودهایی نمیدونستم انقدری پیشرفت کردی
23:36که میتونی که مثل منم نصیحت کنی
23:41منو دست کم نگیر
23:44دیدی که به موقعش چه بلایی سرتو بردم
23:46پس یه بار دیگم از پست برمید
23:51سب کنم
24:23تقدیر دیگه حالا نوبت من یلدیس خانم
24:53موسیقی
24:55این واقعیت می داریم
25:00موسیقی
25:02موسیقی
25:12موسیقی
25:12موسیقی
25:12موسیقی
25:18موسیقی
25:19موسیقی
25:20موسیقی
25:20موسیقی
25:25موسیقی
25:27موسیقی
25:27موسیقی
25:28موسیقی
25:29موسیقی
25:31موسیقی
25:56PYM JBZ
26:24PYM JBZ
26:55PYM JBZ
27:17PYM JBZ
27:33PYM JBZ
28:02PYM JBZ
28:28PYM JBZ
28:55PYM JBZ
29:24PYM JBZ
29:53PYM JBZ
30:22PYM JBZ
30:25PYM JBZ
Comments