- 1 day ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00من پستر رو آوردم نشونتون بدم
00:01یه کارایی کردیم اما بهتر از اینم میشه
00:03به هر حال شما هم یه نگاهی بندازین
00:06آقا بلند
00:30شما کیست این آقا بلند نیستم
00:32آقا بلند نیستم
00:34تو بروی اسپرسو برام دیار
00:37دوبل باشه لطفا
00:42نه فهمیدم
00:43آقا بلند استفا دادن
00:48نه استفا نداده
00:50من دوستشم اومدم دیدنش
00:53و از منم قهوه میخوایین درسته
00:55باید چای بخوام
00:56باشه اگه تازه دمه چای بیارش کنی نداره
00:58من منشیه ایشون نیستم
01:01من؟
01:03مبتکر پوراهای علماجان
01:04و عرض کنندشم دستور پختشم متعلق به خودمه
01:07الانم به عنوان مدیر پروژه مشغولم
01:16فهمیدم
01:17باشه مدیر پروژه میتونی بری
01:28به نظرتون نباید از منو ازخایی کنی؟
01:31برای چی؟
01:32فکر نمی کنم کاری کرده باشم که لازم به ازخایی باشه
01:35چرای کردی؟
01:36معذرت بخوا
01:38ببخشی دا
01:38متوجه نشدم
01:39جو الان داری منو سرزنش میکنی؟
01:41نه
01:42فقط دارم بهت میگم که باید ازخایی کنیم
01:45چون اگه لازم نبود که بهت نمیگفتم دیوونه کنیستم
01:48البته در این مورد یکم شک دارم
01:50تو چرا اینقدر از خود رزی هستی؟
01:53چرا از من ازخایی نمی کنی؟
01:54به نظرت چرا ازخایی نمی کنم؟
01:56شاید به خاطر رفتارت باشه مگه نه؟
01:58اگه با من درست حسابی حرف می زدی ازخایی میکردم
02:01چرا که نه؟
02:03اما اینطوری خورده سخته
02:06خب دیگه کافیه
02:08برو برس به کارت
02:10تمام؟
02:23همونطور که گفتم
02:25این موضوع باید بین خودمون بمونه
02:27باشه اما آخه چرا؟
02:29ببین متین
02:30من همون تاکتیکی رو پیاده میکنم که دشمنم پیاده کرده
02:34بی سر و صدا و پینهونی
02:35اگه شاهی کابه فهم من دوباره سروتمند شدن
02:39جلوم رو میگیره
02:40میخوام بلای سرش بیارم که
02:42از این کشور برو پشت سرشم نگاه نکنه
02:47بثیار خوب آقا حالیت
02:48پس به امیده دیدار
02:49ببینمت
03:02آقا اسماعیل
03:04بفرما
03:06من حضرت میخوام
03:07میتونم امروز کارمو شروع کردم
03:09اما باید استفا بدن
03:10میخوایی استفا بدی
03:12بله
03:12چی شده آقا حالیت؟
03:14چیزی نیست چیزی نیست
03:15خواستی چی بشه؟
03:16رئیس جا زده
03:17تا حالا ندیده بودم
03:18یه نفر تو همون روزی که استخدام شده
03:20استفا بده
03:20همه تخصیر خودمه
03:22به تو اعتماد کردم
03:23اما آقا اسماعیل
03:24صدقی که تخصیری نداره
03:26برادر من اگه نمیتونستی
03:27از پسش بر بیایی
03:28اگه به خود اتمینا نداشتی
03:29از همون اقلش برای چی پیشتا
03:31من خیلی شرمندم
03:32ای بابا
03:32آقا اسماعیل
03:33من یه نفر دیگر رو برای پیدا کنم
03:38آقا حالیت
03:39نکنه آقا اسماعیل
03:40نراحتتون کرده
03:41برای همین کارتون رو برمی کنین
03:43نه نه
03:43چیزو نگفته
03:44اگه این اتفاق افتاده
03:45خدا شده یه دیگه هم نمیمونم
03:47گفتم که این طور نیست
03:48زمنان تو باید
03:49همینجا به کار تدامه بدی
03:51خب منتظر خبرمن باش
03:52من الان میرم
03:53بربان مگه شما کجا میرید؟
03:55یه کار جدید پیده کرده
03:56یه کار جدید؟
03:57خیر باشه
03:58تو هلدین؟
03:59تو هلدین؟
04:00آره
04:00شب اومدن خونه همه شوهر رو تعریف میکنم
04:03فیلن خدا
04:03باشه
04:03خیر باشه
04:09پسر یه گستاخ
04:11فکر کرده خیلی خوشتیبه
04:12کی بهش گفته خوشتیبه
04:14علاکه هندونه زیر بقلش دادن
04:15اصلا هم خوشتیب نیست
04:16خب یلدیز از وقتی بریشته
04:18یک ریز ذری حرف میزنی
04:19اینجون مادر دو دقیقه ساکت چو
04:21خیر این پسر کی و ما برای چی داریم
04:22راجب شرف میزنیم
04:23ایلدیز
04:24من اون لحظه اونقدر سبانی بودم
04:25که زبنم بند اومده بود
04:26الان یادم میاده غور میزنیم
04:40ایلدیز
04:41ایلدیز
04:42من یک کاری کردم
04:43اما خیلی هم پشیمون نیستن
04:45باز چی کار کن؟
04:46میخواستی چی کار کنه؟
04:47به دختره گفت من رئیزم
04:49اما من رئیزم
04:51خودم میدونم تو رئیزی
04:52اسم دختره دلاراس
04:53این فرشتا میمونه
04:54به خدا دوتا بال کم داره
04:56من تا دیدمش خواستم
04:57تحت تحصیل بذارمش خوب
04:58با دروغ گفتن
05:00آره دقیقا
05:01عزیز منتو
05:02مگه عقل نداری؟
05:04دختری اینجا کار میکنه
05:05فکر میکنی نمیفهمه که بهش دروغ گفتی؟
05:07خب چی میشه فیلن یه مدت
05:08هوای منو داشته باشی؟
05:09بعدش میگم استفاد دادم
05:10و یه جوری قانش میکنم
05:12بذار اول عاشقم بشه
05:13بقیهش آسونه مگه نه؟
05:14مگه نه؟
05:15یعنی دختره از این که تو بهش دروغ گفتی
05:16چشم پوشی میکنم؟
05:17شرمندی ایلدیز جون
05:18یاد آوری میکنم که تو هم به موقعش
05:20کم دروغ نگفتی؟
05:21نه ببین اینش ها داره راست میگه
05:23درسته
05:25خیلی خوب چاره ای نیست بیه بشی
05:27سندلی در اختیار تو
05:32شاییکا خانوم
05:33آقا حالیت میخوان شما را ببینن
05:38فیلم بذاریدیه که هم منتصر بمونه
05:41خودم خبرتون میکنم
05:42چش خانوم
06:16حالا بگید بیه دخل
06:28حالیت
06:30فرصت داری؟
06:31آره مساعدم بیه بشین
06:35خیلی باشه برای چی اومدی؟
06:37ما که همین امروز صبح هم حرف زدیم
06:39نکنه اومدی از من پول غرص کنی
06:43نه
06:44من ازت پول نمیخوام
06:49اومدم بگم که اگه
06:51کاری که به این پیشنهاد کردی
06:53هنوز سر جاشه
06:55من قبولش میکنم
06:59یعنی تو
07:02پیشنهاد من را قبول میکنی آره؟
07:05آره
07:07فکر کردم و
07:10دیدم من جای دیگهی
07:13نمیتونم کار کنم
07:14اینجا برام مناسب تره
07:16اما تو که امروز صبح خیلی به خودیت مطمئن بودی
07:19گفتی من به هیچ عنوان با تو کار نمی کنم
07:22چی باید شد نظرت عوض جهالیت؟
07:25از یه جایی دیگه منتظر خبر بودم اما
07:28نشد
07:31معلومه که نمیشه حالی جو
07:33آخه کی درش میخواد با یه رئیس شهست سره یه هولدینگ ورش رو کست کار بکنه
07:42اما میدونی که قراره دستیر من بشیدیگه درسته؟
07:46میدونم
07:46خیلی خوب باشه
07:48پس من به یه سمین میگم
07:50اتاق لیلی رو برات آماده کنی خوبه؟
07:54باشه
07:57خواهش میکنم خابلی نداشت
08:02ازت ممنونم شایکا
08:08حالیت؟
08:10بله
08:10از این به بعد شایکا خانم صدام میکنیم
08:20چشم
08:21شایکا خانم
08:35آه
08:35آه
08:36آه
08:36آه
08:36آه
08:49آه
08:49خیلی باشه خالیت اینجا چی کار میکنی؟
08:52نکنه اومدی منو ببینی؟
08:53نه
08:54نکنه اریم توریش شده؟
08:55اریم حالش خوبه
08:56خب؟
08:57میخوام اینجا کار کنم
08:59نفهمیدم چه کاری؟
09:00دوباره برمیکردم شرکت
09:02شایکا تو رو استخدام کرده؟
09:04آره
09:06فکر نمیکردم یه روزی شایکا تو رو استخدام کنه
09:09و تو هم دوباره برگردی شرکت تا زیر پرچم اون کار کنی؟
09:12خالیت واقعا بحید میدونم
09:13اندر
09:14دیگه که باره من میکنی؟
09:16اما خویت هم که انوز اینجایی
09:17این چه معنی میده؟
09:18من با کایا کار میکنم
09:20اینجا کاری اونو حلو فصل میکنم
09:23پس بالاخره یه راهی پیده کردی و موفق شدی اینجا بمونیم
09:26این که خیلی عالیه
09:28پس هر دومون از ته دل به کارمون وابسته ایم
09:30خوبه اشایکا تو رو به عنوان مدیرامل استخدام کرده؟
09:33من الان میرم
09:34فردو خودت میبینی
09:35خوبه
09:51آیی بازم تو؟
09:53اتفاقا منم میخواستم همینو بگم
09:55یه لحظه سب کن ببینم
09:58تو هنوزم نمیخوایی از منو ازخوایی کنی؟
10:00تو هنوزم چون فکری؟
10:02من نمیفهمم برای چی از این که منشی خطابت کردم انقدر ناراحت شدی
10:06از من میشوی اهمیت نده مهم نیست
10:10فهمیدم تو یه آدم بی تربیتی
10:15منم فهمیدم
10:19شما از من خوشت اومده
10:21آخه من از چیه تو باید خوشم بیاد؟ من تو را اصلا نمیشنسم
10:25تو جاییم که شناختمیت خیلی بی عدب و گستاخی
10:28انکار نکن میدونم از من خوشت اومده
10:30چی؟ من از تو خوشم بیاد؟
10:32یعنی خوشت نایمده؟
10:33معلومه که خوشم نایمده
10:35هرکی بهت گفته خوشتی پو دلفری بی بر جوری گولت زده
10:39امشب برنامه چیه؟
10:42نفهمیدم
10:43این که فهمیدن نمیخواد پرسیدم امشب برنامه چیه؟
10:46یعنی تو هلا هیچ کس تو رو بیرون نبرده؟
10:48معلومه که بردن اما به تو چه؟
10:50پس ساعت چند هم دیگر رو میبینی؟
10:53نمیبینی
10:55باشه اشکاری نداره
10:56یه روز دیگه قرار میذاریم
11:00میبینمت؟
11:00دوبله شده در افسدیو جم
11:03آی دیوونه از پسره ای روانی
11:10چیزه؟
11:11میشه اینو بدی به شلله خانم دست درد نکنی؟
11:17سلام آقا بلند وقت داری؟
11:19بله بفرمین
11:22این آقایی که چند دقیقه پیش از آتاقتون رفت بیرون کی بود؟
11:25کریمو میگین؟
11:27بله همونه که قدش بلنده و چشمه باشدیم
11:29آره کریم یکی از دوستان همه
11:30چیزی شده؟
11:31بله شده
11:33خیلی باشه
11:34آقا بلند ببخشیده اما این دوستتون واقعا آدم بیعدب و گستاخیه
11:38تو آتاق شما لم داده بود رو سندلیو برای خودش صفا میکن
11:41بله امکانش هست
11:43یه خورده آدم عجیبیه
11:44اما به هیچ امان قصد بدی نداره
11:45فکر کرده من منشیه شما مزم خواست پراش قهوه بیارم
11:48بعدشم میخواست برای امشب با هم قرار بذاره
11:50آخه این چه طرز برخوردیه؟
11:52فکر نمیکنم قصد بدی داشته باشه باور کنین
11:54شاید شوخی کرده اما من بازم با هاش صحبت میکنم
11:57بره با دوست دختر خودش شوخی کنه حتما بهش بگی
11:59دوست دختر نداره
12:01من منظورم این نبود
12:03بگذاریم
12:04مزاهم شما هم شده اما عذر میخوام
12:07نه خواهش میکنم
12:08با اجازه
12:17امان از دست تو کریم
12:26بفرمایید جناب سرکا
12:27ازم شکایت شده
12:29پسر تو چی کار کردی؟
12:31مگه چی کار کردم؟
12:33من که کاری نکردم
12:34اون دختره موتلایی قشن دیوونه است
12:38تو هم که برداشتی مدیریت پروژه رو دادی دسته اون
12:41اما از من گفتن
12:42این دختر نمیتونه پروژه رو هندل کنه
12:44دختره نراحت شده بود اومده بود پیش من
12:47ببینم
12:47تو خجالت نکشدی مزاهمش شدی؟
12:49من مزاهمش شدم
12:51ازش پرسیدیم شب برنامه چیه؟
12:53یعنی دروغ میگه؟
12:53آره پرسیدم مگه چیه؟
12:55این که اسمش مزاهمت نیست
12:57اسمش قرار گذاشتنه
12:58فرق این دوتا رو بی زحمت بهش توازی بده بلند جون
13:00ممنونم
13:01خیله خوب
13:02فقط خواستم بهت بگم که در جریان باشی
13:04رفتارت اصلا درست نبوده
13:06حتی ازش ازخایی هم نکرد
13:07ای بابا اینم که همش نمال ازخاییه
13:09خیله خب باشه چهاره نیست
13:11بگو شمارش رو بده تا زنگ بزنم ازش ازخایی کن
13:14کریم
13:14خودتو سیا کن
13:16داداشو خیلی حرفم رو جدی نمیگیری
13:18اگه میخواد ازخایی کنم خب زنگ میزنم ازخایی میکنم دیگه به همین راحتی
13:22من دیگه قط میکنم
13:23خیله خب باشه میبینم ات
13:48بله ایندرجون
13:50چه خبر هاییلیس
13:52من خوبم عزیزم سرم خیلی شلوقه دارم کار میکنم تو چطوری؟
13:55منم خوبم ببین چی بهت میگم
13:57میشه لطفن این شب شام بیایی خونه ایما منو کایا دوتت میکنیم
14:01من؟ بیام خونه شما خونه ای که شایی کاتوشه؟
14:04میدونم منم همین فکر رو کردم اما خب چی کار کنم؟
14:07خواهش میکنم
14:09اگه من میتونم تو اون خونه زندگی کنم
14:12تا میتونی گه شب تحمل کنی
14:14تازه بذار بفهمه که ما از اون هیچ ترسی نداریم
14:17تو چرا از حضور اون انقدر ناراحت میشی؟
14:19بذار اون از حضورتا ناراحت شد
14:21آره درست میگی؟
14:22بذار اون از حضور من ناراحت بشه
14:23چرا من ناراحت بشم؟
14:24میبینی چه زود رازی میشم؟
14:27فقط حالی جان تب داره
14:29میدونی که داره دندون در میاره؟
14:30بذار برم خونه یه سر بهش بزنم
14:32اگه حالش خوب بود حتما میام
14:33آکه پس من منتظرتم خب؟
14:35ما شهندر جون حتما بهت خبر میدم
14:37بای بای
14:39بای عزیزم با بای
14:49ای بابا
14:50ببین به چه روزی افتادیم
14:52عریم رفته خونه یه مادرش لیلا کار میکنه
14:56منم لنگ دو قرم پولم
14:57آبروم جلوی دوستم رفت
15:01زهرا
15:03خوبی؟
15:03نه
15:04چی شده دخترم؟
15:05چی شده؟
15:05دیگه میخواستین چی بشه؟
15:06اصم خانم ما برشکسته شدیم
15:08مثل که یادتون رفته
15:09زهرا جون همه چی درست میشه؟
15:11یه خورده سبو باش دخترم؟
15:12دیگه حالماسی جمله ها به هم میخوره
15:13همه همینو میکن
15:14پس که یه همه چی درست میشه؟
15:16میشه تاریخشا به هم بگی؟
15:17این کهی درست میشه؟
15:18ببینم تو چیزی لازم داری؟
15:20میخوای با یلیز صحبت کنیم
15:21اون کمک کنیم؟
15:22خب بگو کمک کنیم
15:22بگو من رو برکرتونه به زندگی سابقم
15:24یلیز میتونه این کار رو بکنه؟
15:26میتونه برابر کرتونه به اون زندگی؟
15:27ها میتونه؟
15:28میا بشین دخترم
15:29تو حسابت خورده
15:30اینقدر فکر رو خیال نکن
15:32همه چی درست میشه
15:33ببین من حالید جان خواب بوندم
15:35خب آی سر رفته خرید
15:36منم یه ساعتی آراشگاه کار دارم
15:38زودی میرم و بر میگردم
15:39اگه گریه کرد برو پیشش
15:41امیدت به خدا باشه دخترم
15:42روزایی بد تموم میشن
15:45ای خدا
16:18موسیقی
16:34بسه دیگه خیلی کار کردم
16:36خسته شدم
16:38با با بیرم به پسرم سر بزنم
16:39های های
16:46تشریف میبری؟
16:47آقا بلند شمایی؟
16:49آره من امروز خیلی کار کردم
16:51دیگه هیچ کاری هم ندارم
16:52پسرم هم داره دندون در میاره
16:54تب کرده
16:55تم به دقیقه از خونه به هم
16:56زیم میزنن
16:57برم ببینم حالش چطور
16:58بچه داری کار سختیه
17:00آره سخته
17:01اما خیلی شیرینه
17:02خدا قسمت شما بکنیم
17:03الاهی آنگی
17:05یلدس خانم
17:06من چند دقیقه پیش
17:07با دوستم سوقت کرده
17:08آه
17:09چی گفت؟
17:10میخواد از شما
17:12اصخایی کنه
17:12آه
17:13مهم
17:14لبوتشون شما سرزنشش کردید
17:16عقلش اومده سر جاش
17:17اشکالی نداره
17:18اینم قبوله
17:19خب
17:20اگه شما رو تماستونو بدید
17:23گفت
17:23میخواد بااتون تماس بگیره
17:25دوستتون شما رو تماست مناخسته
17:27عجب روباهیه
17:28نه منظور دیگه ای نداره
17:30فقط میخواد از شما اصخایی کنه
17:32شما هم حرفشو باور کردین آقا بلنداره
17:35من نمیفهمم آخی آدم با شخصیتی مثل شما
17:37برای چی باید با یه پسر بی عدب و گستاخ رفاقت کنید
17:40از من که میشنوید در مورد دوستی با این آدم تجدید نظر کنید
17:43چون امکان داره شما رم به بیراهه بکشونه
17:45اه بهش بگید من پیغام اصخایی تو به یلدیس خانم رسونتم
17:49اونم گفت
17:50خیلی خوب
17:51با اجازتون من دیگی برم تا پسرم تب نکرده
17:54خدا حفظ آقا بلند شما خیلی آقایی
17:56خدا روز خوش یلدیس خانم
17:58آقا افکان
17:59نمیدونم متوجه ایدی یا نه
18:01اما همه چیز داره آلی پیش میره
18:03حال نوبت خریدن صحامی که دست بانکه
18:06منتظرم تاریخی قرار داده آقا حالیت بابا این تمام شه
18:10بعدش دیگه هیچ کس ما رو نمیتونه زمین بزاره
18:13تو راست همین طوره شایی که
18:14بعدش هم یه جشن حسابی میگیریم
18:17تا اون موقع سوگواری برادرمم تموم میشه
18:22سوگواری؟
18:24اتفاقی افتاده شایی که خانم؟
18:29هنوز نیفتده
18:31اما به زودی ورستش بیش میاد
18:33من تصمیم اما گرفتم
18:49زهرا
18:52ای بابایی بچه برای چی گریه میکنه
18:54زهرا
18:55لبود نتونسته پوشکش عوض کنه
18:57آره دیگه بلد نیست که
19:00نمیدونم وقتی مادر شد میخواد چی کار کنه
19:04جونم
19:07حالیت جان
19:08آآ
19:11بسرم
19:12چی شده عزیز دلم؟
19:15آمدم جونم برای چی گریه میکنی؟
19:19خوارت کجاست؟
19:20زهرا؟
19:21آآ
19:23یعنی این دخترت رو تنها گذاشته؟
19:26زهرا؟
19:31زهرا؟
19:37زهرا؟
19:38زهرا؟
19:40باورم نمیشه
19:43زهرا باشو ببینم
19:46چه خبر شده؟
19:48ببینم تو مشروب خوردی؟
19:49نه نخوردم
19:50اومدم دیدم تفلک داره گریه میکنه مگه نشنیدی من این بچه رو به تو سپردم
19:55بابا گریه نمیکرد اصم خانم امکان نداره اگه گریه میکرد من صداشون نشنبم باور کنین گریه نمیکرد مگه نداده شده؟
20:04راستش رو به این بگو تو دوباره مشروب خوردن رو شروع کردی؟
20:07نه نمیخورم
20:08نه فقط امروز رو خوردم
20:10خوردم اما خابیدم
20:12هیچ ربطی به اون نداره من
20:13ساکر
20:14دیگه هیچ وقت وچه رو بهت نمیسپارم
20:15اصلا هیچ وقت
20:17باشه نسپاریدم ما به یلدیز نگید خواهش میکنم اصم خانم اصم خانم
20:21باشه نمیخورم
20:52بیه تو اومدین
20:54سلام آقا حالید
20:55سلام خوش اومدی
20:56کفشاتو در بیار
20:57گفتم حالا که کسی خونه نیست بهتره با هم صحبت
21:00بله آقا حالید
21:01راستی چی کار کردید؟
21:03واسه اینکه از نزدیک در جریان کارای شرکت باشم پیشناد شاییکار رو قبول کردم
21:07یعنی چی؟
21:08باید اجزه بدیم دشمن ما رو ضعیف فرض کنه
21:11اگه پیشش باشم به این شکل نمیکنه
21:13آب میخوری؟
21:14نه خیلی ممنون آقا حالید
21:17شما سلاحی کارتونو بهتر میدونی؟
21:19درسته فعلا همین روال ادامه میدیم
21:23آقا حالید حتی به بچهاتونم نمیخوای چیزی بکنی؟
21:26مطین
21:26وزیعته الان خیلی بحرانی نباید به کسی حرفی بزنیم
21:30بله میدونم اما
21:31بچهاتون خیلی غصه میخورن
21:33خواهش میکنم منظور منو باید برداشت نکنیم
21:36من قصد دخالت ندارم
21:37مگه من دلم میخواد بچهام غصه بکرن؟
21:39وقتی اونا نرحتم من حضاب میکشم
21:41اما
21:41واسه این که به هدف همون برسیم
21:43باید این موضوع رو از همین پنهون کنیم
21:45درسته حق دارید
21:47درسته که این اتفاق واسه هممون تحق بود
21:49اما اونا حقیقت زدگی رو فهمیدن
21:52تا امروز که تعمل کردن
21:54بذار یه مدت دیگه هم سبوری کنن
21:56اینجوری همه
21:57یه چیزی یاد میگیرن و برمیگردن خونه
22:00امر دیگهی دارید که بخوایید براتون انجام بدم غربا
22:03آره جزگیتون صورت حسابایی که اون روز بدگفتم
22:05و فورم آماده کن
22:06بیرون یه جایی قرار بذاریم و بررسیشون کنه
22:08باشه آقا حالی
22:09همه شو تو فردا آماده می کن
22:10باشه
22:11خب دیگه تا صدقی نایمده تو برو
22:13چشم
22:19خب اگه همه چیز رو به راهه من میرم خونه یه اندر
22:21رو به راهی ایلیز جون تو برو
22:24آئی گرچه نمیدونم با وجود شایکا درسته برم یا نه
22:27اگه دیدی خبری از من نشد فران زنگ بزن به پولیس
22:30زبونتو گاز بگیر دخترم این چرفیتون
22:33شخی کردم مامون جون نراحت نشد
22:36دخترها شما حالتون چطوره؟
22:37ما خوبیم فقط آبجیم از کارش اخراد شده
22:40حالا باید دنباده یه کار دیگه بگرد
22:43ای بابا بی خیل زهر جون خودم بهت پول میدم
22:49شما دوتا چطور شده؟
22:51ایچی طوری نشده
22:53میخواستی چی بشه میبینی که نشده
22:55مطمئنی؟
22:55مطمئن نه خیلی مطمئنم که ایچ طوری نشده
22:58تو چرا وای صدی؟
22:59سب کن بذار اول برچم رو ببوسم
23:00آئی پسر غنده اصلا میخوام پشت گردن تو ببوسم
23:03اجزه هست؟
23:05آخه اش بهبه دلم خیلی برای تنگ میشه
23:07عزیزم زود بر میگردم
23:09اصلا چطور با خودم ببرمش؟
23:11برو دخترم خوش بگذاره
23:13خب دیگه من رفتم
23:14سر همیم چطوره؟
23:16دارم میرم پیش شایی کالاغر شدم؟
23:18خیلی خوشگلی
23:29دادش جون
23:31مثل این که امشب مهمون داریم
23:33کی قراره بگم؟
23:34آره یلیزو برای شام دوت کردیم
23:36وای یلیز
23:37این دوستی دروقین یلیزو اندر آخر منو میکرشه
23:41کی گفته دوستیشون دروقه؟
23:43وای دادش جون تور خوده اینقدر ساده نباش
23:45آره میدونم آشق اندری
23:48آی متاسفانه
23:49اما نمیشه که چشمت از عشق کور شده باشه
23:54یلیزو اندر نمیتونن دوستای واقعی باشن
23:58اونا تو گذشته با هم دیگه خیلی ماجره داشتن
24:00چایی کال مهم نیست در گذشته
24:01چه اتفاقی بینشون افتاده؟
24:03لاباد مشکلاتشون رو حل کردن حالا با هم دوستن
24:05کی گفته مشکلاتشون حل شده؟
24:07اونا اگه با هم دیگه دوستن از لطف من بوده
24:09به لطف تو یا به خاطر تو؟
24:12چرایی نداشتن؟
24:14چون هدف زندگیشون جنگیدن با منه
24:16مشبور شدن با هم دیگه دست دوستی بدن
24:19گرچه ایست پس اینم برنه
24:22شایکا خواهشند امشب و دوارانند
24:25داداش من صرفا به خاطر خوشلی تو قبول کردم
24:27که اندر برگرده هولدین
24:29دیگه باید چی کار کنم ای وای؟
24:31باش منم ازت ممنونم
24:34لطف کردی
24:35داداش رستش فکر کردم دیدم من و اندر باید این خسومت قدیمی رو کنار بذاریم
24:41البته اگه رفت داره یه بچه گونه یه اندر نبود خیلی وقت پیشاشتی کرده
24:45شایکا جون اگه واقعا اینطوری فکر میکنی پس قدم انورو خودت بردارم
24:48من سعی میکنم قدم بردارم اونه که به طرفم سنگ پرتاب میکنه
24:51نه خوبی حالی شه نمیدنبونی
24:53شایکا لطفا شکایتو بذار کنار
24:55اگه واقعا به فکر آسایش منی خودت یه راه پیدا کن باشه خواهش میکنم
25:00ددشون تو نگره نباش
25:02خودم به زودی یه راه خوب پیدا میکنم باشه
25:06خواهی میدید
25:11مامان من خیلی نراحتم میخوام برای بابام یک کاری بکنم
25:14اوکی این براش یه هدیه میخریم
25:17هدیه چیه؟ هدیه الان به چه درده بابا میخوره؟
25:20اوکی خیلی خوب میشه بگی چی تو فکرته دقیقا؟
25:23نمیدونم فقط میخوام به بابام کمک کنم
25:26تو که نمیتونی به بابات کمک کنی اریم جان
25:29باشه پس تو کمکش کن چرا کمکش نمی کنی؟
25:31چرا اجازه میدی بابام تو اون خونه زندگی کنم؟
25:34تو طوری حرف میزنی که انگار پدرتو خوب نمیشنسی؟
25:38به نظرت بابات کمک منو قبول میکنه؟
25:40مگه تو بهش پیشنات کردی؟
25:42نکردم چون اخلاقشو میدونم
25:43اما تو نگران نباش؟
25:45بابایی تو تو شرکت شروع به کار کرده
25:47به زودی هم عوضای مالیش روبراه میشه
25:49جدی میگی؟
25:50این که خیلی خوبه پس میتونه یه خونه بهتر اجاره کنم
25:53آره اصلا نگران نباش؟
25:55به زودی شرعیت بابات خیلی بهتر میشه آره؟
26:07قسم خانم
26:09چرا اینطوری میکنی؟
26:10چرا؟
26:11مگه نمیدونی؟
26:12برو خدا را شکر کن که به هیلیز چیزی نگفتن
26:15فقط یه بار بود باور کنی
26:17زهرا
26:18برای من اصلا مهم نیست که تو دوباره شروع به مشروب خوردن کردی یا نه
26:22هیلیز برای چی در خونش را به روی شما باز کرد؟
26:25چرا شما را آورد اینجا؟
26:26برای این که یه خورده راحت تر باشی دوباره شروع کنی
26:29نه این که دوباره بری این ورونور مشروب بخوری
26:31حق باش شماست دیگه تکرار نمیشه
26:33من حضرت میخوام
26:34من دیگه یه زرم بهت اعتماد ندارم
26:36دیگه هم هیچ وقت حالی جانو بهت نمیز بارم
26:39اگرم به یلیز چیزی نگفتم به این دلیله که نخواستم ناراحت شه
26:42از من میشنبی هرچی زودتر به خودت بیا
26:45حواست رو جمع کن
26:47من دیگه این بار درسم رو گرفتم
26:50امیدوارم همینطور باشه که میگی
26:54خوش اومدی یلیز خانه
26:55سلام
26:56خوش اومدی یلیز
26:58خیلی ممنون این درجون برش دار
27:00کیفم هم بگیر
27:01بفرمایین بعدن نگلست خالی اومد
27:03خالتون چطوره؟
27:05اریم جون عزیزم خوبی؟
27:07انگار یه کمی بیحالی؟
27:08ای خورده به خاطر پدرش ناراحته اما درست میشه
27:11اصلا نگره نباش
27:13چون بابا یه تو خیلی قویه
27:15همین چی درست میشه ار اینجون
27:17فلو مام همینه بهش میگیم اما
27:19دیدی حرف برادر تو گوش کن
27:21چطوری عزیزم؟
27:22شاهیک نیمس؟
27:23مگه میشه نباشه
27:24معلومه که هست
27:25اما چون سوپرستره آخر از همه میاد سر میزش هم
27:28بایی کشکی هیچ وقت نیاد سر میزش هم
27:31شامش رو میفرستم تو اتاقش که قیافهش رو نبینم
27:33اما خب چاره دیگه ای نداریم
27:35آه عزیزم همین میدونن چی به چیه تو به دل نگیر
27:38آره به دل نگیر
27:39جنر اما اگه بهش گفت سوپرستر منظورش تعریف و تمجید بود
27:42چون بعضی از این سوپرستر رو از مردم عادی فاصله میگیرن
27:49بونسوه
27:49اینم که اومد
27:52آه ای قدیمی ها خیلی خوب میگفتن
27:54مار از پونه بدش میاد دمه لشم سازش
28:01خوش اومدم به خونتون
28:04برای این که بهت کمک کرده باشم تحکیدو بذاشتم رو خونتون
28:08اوزه چطوره شنیدم خونتون شده خوابگاه
28:11اگه منظورت اومدن زهرا و لیلا به خونه یه منه من که خودم خیلی رازیم
28:16هر وقت تو از این خونه رفتی اونام میرن
28:19میدونم تو با این موضوع مشکلی نداری یلدیزشون
28:22تو به زندگی گلانی عادت کردی میشنسمت
28:25دو شایکای امشب کیفش کوکه
28:27میشه زودتا قضا رو بیاری لطفا
28:29خواهش میکنم این درجون من همیشه کیفم کوکه
28:32اما راست میگه امروز بیشتر از همیشه خوش آرم
28:35چون یه دستیار خوب استخدم کردم
28:38نمیدونستم دنبال دستیار میگردی
28:40رستشو بخوایی دنبال دستیار نمیگشتم
28:42اما این آدم خیلی محتج کار بود
28:44منم ردش نکردم
28:46استخدمش کردم
28:47تازه این آدم تجربه فوقلا دییم داره
28:51تو داری در مورد حالی ترف میزنی؟
28:56دارم راجع به حالی ترف میزنم
29:01یعنی حالی دستیار تو شده؟
29:03چی داری میگی تو؟
29:05بابا مزد کار خواسته
29:08ارم جون
29:09لزومی نداره با این موضوع احساسی برخورد کنی عزیزم
29:13درسته همه به حالیت پرش یردن
29:15اما من کنارشم
29:16اومد خواهش رو تمنا کرد
29:18منم دلم سخت و ازدختمش کرده
29:19بابای من خواهش تمنا کرده
29:21نه ارم جون مگه این زنه رو نمیشنسی داره دروق میگه
29:24امروز حالیت به من گفت که برگشته شرکتم
29:27و نمیدونستم دستیار تو شده
29:29لبا دروش نشده بگه
29:31فردا خودتون میبینید
29:33ارم
29:37ما بریم یه صحبتی کنیم برگرد
29:39ارم
29:41طوری نیست خودم باش حرف میزنم طوری نیست
29:45میبینی چی کار کردی؟
29:48آآ شنیده بودم از محبت مرز حاصل میشه
29:52اما باور نمی کردم
29:54خب باید چی کار میکردم
29:55باید میزشتم یه آدم آباره پوچه خیابو نمیشه
29:57تو مگه دیبونه شدی شایکا؟
29:59اخ آدم جوری که بچه همچین حرف میزنم
30:01اما من که نمیدونستم ارم از من نراحت میشه
30:04زمنه ان من بلد نیستم با دوز و کرک حرف بزنم
30:07آخ کاش که یلیز اینجا بود ازش میپرسیدم
30:10یلیز جون تو خوب بلدی دروق سرهم کنی
30:13ما باطن من قشنگ عزیزم
30:15تو هم سعی کن با کرم پودر و هایلایتر خودتو اصلاح کنی
30:18شایکا لطفا یه مدت ساکت باش
30:20این برای هممون بهتره
30:21جدی میگم
30:22یاد روزایی که تو ویلا بودی مفتادم
30:24اینجارم که بگن کشیدی
30:39اریم حالش چطوره؟
30:40خوبه بد نیست
30:41سید و جانر دارن باش حرف میزنم
30:42ای وایه برمن
30:44آخه من از کچه میدونستم اریم انقدر ناراحت میشه
30:47خودم خیلی ناراحت شدم به خدا
30:52واقعا؟
30:52مگه چه هم بلدی ناراحت شی؟
30:56شایکا
30:56آآ
30:58خب معلومه اندرجون
31:00یعنی اریم برای من خیلی عزیزه
31:03چطور شد که اریم برای تو عزیز شد؟
31:06اندرجون
31:07تو مثل این که یادت رفته
31:09من و اریم ماها با هم دیگه تو یه خونه زندگی کردیم
31:12یعنی من با اریم دشنانم
31:15شایکا فورا برو پایینو با اریم صحبت کنم
31:17نه نه که ها اصلا لزومی نداره
31:18دادشون اگه اریم از دست من دل خوریه خودم میرم از دلش در میارم
31:25چرا این حرفو زدی؟
31:26چرا گفتی بره با اریم حرف بزنه؟
31:28حالا میره اصلا به بچم رو به هم میریزه
31:29بی جا میکنه اصلا به بچم رو به هم میریزه
31:31کار اشتباهی کرده باید بره اصخایی کنه
31:33هر چیزی حدی داره
31:34خونتون اینه کلس درسه
31:36زنگ تفریقی
31:37خیلی خواب اصلا به تو خورد نکن
31:39شاهی که هست دیگه
31:40طور خود زندگی ما رو میبینی؟
31:42آره؟
31:42میدونم عزیزم میدونم
31:44داده ششه دیگه
31:51آقا حالیت حالا چطور میخواید پیش اون زن کار کنین؟
31:54خودم یک کاریش میکنم صدقی
31:55تو نگره نباش
31:56هر طور خودتون سلاح میدین
31:58گرچه اونجا شرکت خودتونه
31:59برای همینم خیالم راحته
32:01ممنون
32:02اومدن
32:04آقا حالیت
32:05چه خبر شده صدقی؟
32:06آقا حالیت
32:07دورنا و دوردونه اومدن
32:09ای بابا منم فکر کتم
32:10طلبکار ها اومدن دم درک ترسوری داشتیم
32:12میگم بهتره در را باز نکنیم
32:14چرا باز نکنیم
32:15اونا که دیدن ما خونه این
32:16ای بابا
32:17برو باز کن
32:24خیر باشه دور نخانوم
32:26معلومه که خیر صدقی جون
32:28وقتیت به خیر باشه عزیزم
32:30آقا حالیت جونم هم که اونجاست
32:34میشه بیام تو
32:35به کشک ناسدقی
32:38سلام آقا حالیت جونم
32:41آی چه به موقع رسیدم
32:44معلومه مادر شوهرم خیلی دوستم داره ها
32:48زنده هست؟
32:49نه خیر مال من فوق شده
32:50ای جونم خود را بیام ارزده شد
32:53سرقه جون
32:54برو دوتا باشخوا برامون بیا رزیزم هم
32:57ببخشید با اجازتون آقا حالیت
33:00این کسیر یکی از محبوبترین غذاهای من
33:04تو در و همسایست
33:06هرکی میخوره آشقش میشه
33:08پیازو اینقدر خوب ریز میکنم
33:12اینقدر خوب توش ریز میکنم
33:14اما هیچ کس نمیتونه
33:15مثل من خورد کنه
33:16خیلی خوشبسته میشه
33:18من نمیتونم غذای پیازدار بخورم
33:20مهدم عذیت میشه
33:21جدی مگی؟
33:21بله بوشم خیلی عذیتم میکنه
33:23هم منظورتونه که همیشه باید حاضر و ناظر باشید
33:26با حالیت هم برگشتن به شرکت خودشون
33:28آی جدی مگی؟
33:31آی این بهترین خبریه که امروز شنیدم
33:34تبریک میگم
33:36شما لایقه بهترین ها این
33:41یلدیس خانم قهوه میل دارید؟
33:43نه عزیزم ممنون
33:45شایکام که رف اون پایین موند
33:47لابا سانس شستشوی مغزش تموم نشده
33:50خدا رو شکر ارین بچه باهوشیه
33:52به این راحتی ها نمیشه مغزشو شستشو داد
33:55امیدوارم
33:55درسته که شایکا زبونش یه خورده تنده
33:57اما ارینو دوست داره
33:59دوست نداره نارت بشه
34:01من میرم یه سریع بهشون بزنم
34:02ارام برمی کردم
34:10این شوهر تو هم که خیلی ساده زندر
34:12میگه شایکا ارینو دوست داره
34:16خودش انقدر آدم درستیه که
34:18هنوز باورش نشده شایکا چه کارایی میتونه انجام بده
34:21معلومه که نمیتونه باور کنه
34:22به هر حال خوهرشه
34:23اما آدم یه خوردم که شده میفهمه طرف چقدر بد زده
34:26چرا میدونه اما
34:28نظرت در مورد این که حالی دستیار شایکا شده چیه؟
34:31فکر میکنم یه موضوع خاصی باشه
34:33یعنی شایکا داره دروغ میگه
34:36راست دروغش رو نمیدونم
34:38اما حالیت همچین چیزی رو هیچ وقت قبول نمی کنه
34:41خودت که خوب میشناسیش
34:42من فکر میکنم غیر ممکنه حالیت آرگون همچین کاری انجام بده
34:46آره اما الان داره تو خونه ی رانندش زندگی میکنه
34:48برای همین امکانش هست که هر کاری رو قبول کنه
34:50آره خب درست میگی
34:52اما من باورم نمیشه
34:55فردو میرم حتما باش حرف میزنم میبینیم
34:58باشه تاوتوی قضیه رو دربیه رو به منم بگو خوب
35:26امروز تو شرکت یه اتفاق جالب افتاد
35:30رفتم اتاق آقا بلند که ازش یه سوال بپرسم
35:33دیدم یه آدم قریبه نشسته پشت میزش با گوشش بازی میکنه
35:36بهم گفت برام قهوه بیار خیلی گستاخ بود
35:38بعدشم شماره معظم خواست باورت میشه
35:41یعنی انقدر الانی؟
35:42آره آخه من رفتم پیش آقا بلند ازش شکایت کردم
35:45اونم گفته بگو شماره شو بده تو ازش عزقایی کنم
35:48به خیالش خیلی زرنگه
35:52خوشتی پیاره؟
35:54کیو میگی؟
35:55میپرسه کی؟
35:56معلومه دیگه اون آقای رو نمیگم منظورم همین پسر است که شمارتو خواسته
36:00آه کریمو میگی؟
36:03کریم؟
36:04آها یعنی فوراً اسمش هم از بر کردی
36:07نه جون املا بود اسمشو شنیدم یادم مونده
36:10اما مثل این که فقط اسمش یادت نمونده ها؟
36:14تو معمولاً چیزایی بی اهمیت رو برا من تعریف نمی کنی
36:18نه من فقط از دست شرصبانی بودم
36:20برای همین تعریف کردم خیلی بی تربیت و گستاخی
36:24ایوای
36:26ایوای
36:27چرا ایوای؟ چی شده؟
36:30آیی ریخ رو لباسم میبینی تو رو خدا
36:35عزیزم یه چیز بیار دستمال بیار لطفاً خب
36:38اون طرف چجور آدمیه؟
36:42خبه
36:44قدش بلنده چشم و عبرو مشکیه
36:48گستاخه؟
36:48بی تربیته؟
36:50حاضر جوابه؟
36:51خلاصه یه آدم لاوبالی و بی خود
36:53ازش فاصله بگیر
36:54فوراً ازش فاصله بگیر
36:56اصلاً چرا باید بهش نزدیک بشم؟
36:58من تازه طلاق گرفتم این آدم هم که یه بار بیشتر من دیگرم
37:00خب منم برای همین میگم
37:01تو تازه طلاق گرفتی و الان یه خلت تو زندگی داری
37:04آدم ها تو همچین موقعی آشق آدم های بی سر و پا میشن
37:08آخه من چرا باید آشقه این پسره بشم خدا نکنم؟
37:10ببین حرف من رو جدی بگیر
37:12تو خیلی وقت تعمه اشق و محبت رو نچشیدی
37:14حالی تو زندگی مشترکتون دمار از روزگارت در رو برد
37:17حال اگر یه نفر بهت توجه کنه فوراً آشقش میشی
37:20ممنونم بابا تا آرزوهای قشنگه
37:22من دارم راستشو میگم
37:23به هیچ عنوان گوله همچین آدم هایی رو نخوریلدیس
37:27اینا یه سری آدمان که دل تو میشکنن
37:29میفهمی؟
37:30تو دیگه باید بایی آدم محترم
37:33پولدار
37:33اهل زندگی
37:35اهل کار و تلاش وارد رابطهشی
37:37نه اینجور آدم
37:39مجبورم
37:40عزیزم نمیگم حتماً آشق شو
37:42اما برو بیرون بگرد قرار بذار
37:44چه میدونم
37:45آدم هایی مثل کریم زندگی تو به باد میدن
37:47بعدن نگی نگفت
37:48اما چون خیلی خطرناکن بهت گفته باشم
37:50باشه؟
37:51خیلی خواب باشه من دیگه پاشم برم خونه
37:54دلم برای حالی جانم تنگ شده
37:55تو هم امشب خیلی حرف زدی اندر
37:58آخه بعدن میایی پیش من رو گریه زاری میکنی
38:00من که تو رو خوبش نیستم
38:01نه جونم من پیش هیچ کس گریه نمی کنم
38:03این همه بلا سرم اومده ها
38:04آره من دارم برای تجربه میگم
38:06مطمئنی میخوایی بری؟
38:08آره
38:08میشه لطفاً کیف یلیزو بیاری؟
38:27از اون چه انتظارشو داشتم سالمتره
38:30منم فکر نمیکردم به این زودی فروش بره
38:32نمیتونستم همچین گیتاریو با این قیمت مناسبه از دست بدم
38:36آره خیلی خوبه من خیلی خوب ازش مراقبت کردم
38:39خیالت راحت
38:40من خیلی خوب ازش مراقبت میکنم
38:43گازم اگه مشکلی پیش اومد چمارمو که داریم
38:45میتونیم با هم تماس بگیریم
38:46باشه خیلی ازت ممنونم
38:48خواهش میکنم
38:49خود حفظ
38:50خود حفظ
38:51دوبله شده در اسریو جم
39:04آقا مارد قبل رفتن که سب بریم پیش بابا ماشه
39:07باشم آقا
Comments