Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00دکتران بیان بیرون بهت زنی میزنم خیالت راحت باشه حتما
00:03اتفاقی که برای حالی جان نمیافتنه؟
00:06همه یه بچه ها مریض میشن تب میکنن چیزی نیست
00:09خب یعنی هر بار که حالی جان تب کنه باید بیاییم بیمارستان؟
00:13بذار دکترش بیاد ببینیم چشه
00:15من میرم آب بخورم شما هم میخواه
00:17نه عزیزم ممنون
00:20بابا
00:21چی شد؟
00:23دکتر گفت به خاطر دندونش و سرماخوردگیش تب کرده
00:27تبشو آوردن پایین
00:31فداشم من برم ببینم چطوره
00:33من برم حساب کنم بعدش بریم
00:35ما هم میاییم
00:40یه سوالی داشتم حزینش چقدر میشه؟
00:43به نظر زیاد میشه
00:44راست میگی؟
00:45چون بیمارستان خصوصیه دیگه
00:51خانم خواهش میکنم اصرار نکنید
00:53اطلاعات کسی را نمیتونم بهتون بدم
00:55درک کنید لطفا
00:56سلام
00:58بفرمایید
00:59حزینه های درمان پسرم حالیچان آرگون را میخواستم حساب کنم
01:03اجازه بدین
01:08وانمود کنیم داریم کاری میکنیم
01:10مثلا منتظر بیمارمونستیم
01:14میشه هزار و هفتصاد و پنجه لیر
01:19از این بکشید
01:21باشه
01:26رمزتون رو بارد کنید
01:33موجودیتون کمه
01:39کارت اعتبارشو داد موجودیش کمه باورت میشه
01:42فیلم بگیر فیلم بگیر
01:43باشه
01:44با دا فیلم بگیر
01:45یه لحظه
01:51حالی میشه
01:53رئیس حتما حقوقمونو زیاد میکنیم
01:55حتما
01:55اینم امتعان کنین
01:57باشه
02:05رمزتون رو بزنید
02:13اینم کمه
02:15ممکنه اشتباه شده باشه
02:17نه جناب
02:18موجودیتون کافی نیست
02:20بابا جون
02:20چی شده؟
02:22چیزی نیست
02:22اگه میشه شما یه
02:26شما رو حساب به من بدین
02:28من براتون حواله میکنم
02:30متاسفانه آقای آرگون
02:31تا پرداخت نکنید
02:32بیمارتون ترخیصه میشه ممنوعه
02:36تو داری یا نه؟
02:37نه لیلو پولم کجا بود آخه
02:41بابا
02:42چیزه به اندر بگی؟
02:44نه نه دخترم
02:45پس بذار به مامانم خبر بگیم
02:49نه
02:49یه لحظه
02:51یه سر میرم پیش گلدیز
02:53زود برمی کردم
02:59صدقی
03:00سلام
03:01ببین صدقی
03:02پیش پیش پیش پیش
03:04بیا مامانچون
03:05بیا بگیرش
03:07کجا بردیمش که این بچه اینجوری سر ما خورد؟
03:10منتظر جواب آزمایش خونشی
03:12بیکم تبش آوردم پایین
03:13ای
03:13هلاهی عبجید فداد بشه
03:15یه دفعه چیت شد؟
03:16کاش سودتر جواب آزمایشش بیاد
03:18خیال راحت بریم خونمون
03:21مامان بگیرش
03:22بیا عزیزم
03:24بیا قربونت برم
03:27چی شده؟
03:29یلیس از کجا فهمیده که چیزی شده؟
03:31از قیافت فهمیدم بگو چی شده؟
03:33بابا خواست کارای ترخیص رو انجام بده
03:35خب
03:35اما نتونه اصفه کنم کارتاش باطل شده
03:38هیچ کدومش رو موجودی نداشتن
03:40باشه
03:40الان پردختش میکنم
03:42تو پیش حالی جام بمونم
03:48به مدیرتون زنگ بزنید
03:50بگید میخواییم مبلغ رو حواله کنیم
03:52باشه بذارین زنگ بزنم ازشون بپرسم
03:57آقا رفاد
03:58میخواستم بپرسم میشه
04:00یکی از بیمارانتون
04:02هزینه درمان رو بدن واریز کنن
04:05باشه چشم
04:08نمتاسفانه
04:10میشه دوباره این کارتارو
04:12حالیت
04:13بچه همش گریه میکنه
04:15بره چی؟
04:15آروم نمیشه برو ببین دکتر با تو کار داشت
04:17برو ببین چی کارت داره
04:18تو هم برو عزیزم
04:19تو هم خوهرشی
04:20برو آرومش کنه
04:21من صاحبا به هم ریخته دیدم بر چمونجوری مریضه
04:24یکم شماها پیشش باشین چی میشه؟
04:36چقدر باید پرداخت
04:37هزار و هفصد و پنجه هیر
04:40میخوام زوم کنم یه لحظ
04:41اینجوری بهتره
04:46ببینم دری از من فیلم میگیم
04:47نه داریم سلفی میگیریم
04:49سلفی میگیریم سلفی
05:03حالتون خوبه آقا کاریا؟
05:05خوبی بابا جون حالت بهتره یه؟
05:07ایبای چی شده؟
05:08بیا اونجا درست بگیش
05:09دادش جونه؟
05:10نه پرس نه پرس میدش درست درد میکنه
05:11از وقتی رفتیم بیرون از درد داره به خودش میپیشه
05:13هیچی هم نخورده
05:15چی شده؟
05:15بفت اینجا دراز بکشم
05:17چی شدی کایا؟
05:19تو پاشا پاشا پاشا پاشا پاشا پاشا آهان
05:21چرا اینجور شدیم؟
05:22اینم سوالتون میپرسی از استرس استرس
05:24انقدر دوتوتون بهش هرسدین که میده درد گرفتیم
05:27از استرسه
05:28آخه ببینم تب هم داری
05:29آخه استف کن من براش عرق نعنا بیارم
05:32تو بشین همینجا
05:33بشین خودم درست میکنم
05:35من میخوام مثل مامونم براش درست کنم
05:37ای بابا عرق نعنا که دیگه کاری نداره
05:39عرق نعنا کاری نداره
05:41یادت راحت باشه
05:42مثل مامون خدابی مرزمون
05:44نعنا براش درست میکنم
05:44چی شد؟
05:45تا که میگفتی نمیدونی جشن دندونی چیه؟
05:47میگفتی یادم نمیادی روز چی خوردم
05:49اما دستور مامانت یادت اومد
05:50واقعا برام جالبه
05:52این اکسیره
05:53اکسیر
05:53اکسیر سلامتی جو برد نیسی درست کنیم
06:07ببینن حالت بده مراهات میکنن
06:09نمیدون اصلا اینجوری میکنن
06:10شاید باورت من شغل یادم دلدرد کریم
06:12راست میگین حالت خوبه؟
06:15ساله هاست که با این دستور
06:17بدن منو رو فرم نگه داشتیم
06:19فهمی دیمی؟
06:20تو حتی بلد نیسیم
06:20مثل آدم چاقو بگیری دستت
06:22که یا احتیاجی به خوش فرم شدن نداره
06:24مریضه
06:24میده درد داره
06:25اصلا زبون نمیفهمی؟
06:26خودو از دست تو
06:29من بهتر شدم دیگه با هم دعو نکنیم
06:31دادشجون علم برات آمادیه میکنم خیلیت راحت
06:33باشه باشه نمیخواد خودتونو ازیاد کنین
06:35احساس میکنم بهتر شدم
06:36که یا اون چیزی که شایکا برات درست میکنن رو نخور
06:38ممکنه بلایی سرت بیا
06:40خیلی خواب این در اینجا قرصه میده هست
06:41اینو بخورم حتما خوب میشم
06:43نمیخوام
06:46تقصیری تویی که داری میره
06:47دادشجون سب کنم
06:49سب کنم براید اسپند دود بیکنم
06:51بعضیه لبو چشب زدم
06:53اسپند دیگه چیه
06:54اسپند یعنی چیشایکا
07:04نگاه کن طور خدا
07:05آدم ها چقدر سنگ دل شدم
07:07منم خیلی ناراحت شدم
07:09بذار
07:10بذار یه زنگ بذنم ببینم
07:12این خبری که نوشتن واقعیت داره یا نه
07:15گاهی پیش میاد
07:16خبرهای دروغین و علکی برای خودشون چاپ میکنم
07:18صبحانه آماده است
07:19باشا اومدم
07:20تو میدونستی رفته بودن بیمارستان؟
07:24اریم دیشب که اومد
07:26هیچ حرفی نزد
07:27صبح که میخواست بره مدرسه هم
07:28به من چیزی نگفت
07:29حتما اونم ناراحت شده
07:31نتونسته چیزی بگه
07:32آره حتما همینطوره
07:34از طرفی هم میدونم
07:35باباشو تو این حال روز میبینه
07:37خیلی قصه میخوره
07:38میدونی که اریم بچه خیلی حساسیه
07:40صبح خیر
07:41صبح خیر
07:41صبح خیر حسیزم
07:43صبح خیر
07:44چی شده دوتتون هم خیلی ناراحتیم
07:46بازم شایکا؟
07:47این دفعه حالیت
07:50نگاه کن
07:51این چیه؟
07:54واقعیت داره؟
07:55ما هم هنوز نمیدونیم
07:58اما همه جا خبرش چاب شده
07:59بذار ببینم
08:01نگاه کن لیلهم اونجا ستما ناراحت شده
08:09خانواده یه دوست داشتنیه من
08:11صبح خیر دادش چون
08:13به نظر خیلی بهتر میانی؟
08:15آه خوبم
08:15خوبم
08:16این چیه؟
08:21نابودی امپیراتوری؟
08:23واقعی بابرم نمیشه این منظورشون حالیتر؟
08:25آره همینطوره
08:25آه از عرش بفرش
08:29شایکا
08:30لطفا
08:33واقعی میشه دادش چون
08:34یعنی من نمیتونم با یه نفر هم دردی کنم؟
08:38پس ناراحت شده یا؟
08:39گوشی رو برداشتی یه زنگ بزنی حالش رو بپرسی؟
08:42تو شرکت دست راستش بودی؟
08:44دادش چون من شوهرم رو از دست دادم
08:46اون زنگ زد به من یه تسلیت بگیر
08:49ممکنه به خاطر این باشه که میدونه ناراحت نیستی
08:52وای باشه دادش
08:54امروز میرم دیدنش
08:55الان کجا میمونه؟
08:56تو خونه صدقی
08:57شایی کپاناشی بری اصابشون رو به هم بریزی
08:59تا الام که بهش زنگ نزدی
09:00میخوای بشینی بشین
09:02بالا سرم وای نست
09:02آی نه دادش چون من چند که دوچق شدم
09:05فیلن تو رژیمم چیزی نمیخورم
09:06آی جون من از اینجا میخوام باشم برم
09:09اون سر دنیا دیدن حالی
09:11باید از خداشم باشه
09:12مگه نه؟
09:13با این ذهنیت بتر ازدن نری
09:15وای باشه فکر کنم رانندم
09:17آدرست خونه صدقی رو بلد باشه
09:19یه سر میزنم
09:20فیلن با اجازه
09:22همگی میدونین که باید برم
09:24هلدینگ و بیچه هر خونم
09:26میشه پالتومو بیارین خنم محترم؟
09:29آمیارم
09:30این درجون خوب استراحت کن
09:33و از بازنشستگیت لذت ببر
09:36قلابافی کن سریال ببین
09:38خلصه حسابی لذت ببر
09:40مچکرم عزیزم
09:41دقیقا برنامه همینه شاهیکای جون
09:43خیالت راحت باشه
09:54حالیت جانو سپردم به آیسل
09:56من میتونستم تبشو بیارم پاین
09:59بی خودی بلند شده میرفتیم بیمارستان
10:02ماما به نظرم کار خوبی کردیم
10:04رفتیم بیمارستان
10:05خیالم راحت شد نگر و نش بودم
10:07خیلی خوب شد
10:08بنده خدا حالیت آبه رو براش نموند
10:10آیی نگو
10:10همینجوریشم دارم عذاب میکشم
10:12اما تو هم باید حواست باشه
10:14دخترم قبلشم یه دونه سکه خریده بود
10:16میدونی که دست و بالش خالیه
10:19اصلا نمیدونم برای چی سکه خریده
10:21کاش نمیرفت حساب کنه
10:23اینم حرف میزنی
10:24اون اخلاقش اینجوریه
10:26باید درکش کنی
10:27به خاطر بچهش داشت تلاش میکرد
10:30مامان چهره یه دیشبش
10:32همش جلوی چشمامه
10:34ملت بیکارمون
10:35بایستادن فیلم گرفتن
10:36این کارا یعنی چی؟
10:38یعنی الان حالش چطوره؟
10:40میخوای زنگ بزن بپرس ها؟
10:43ای از یه نفرم مدام بپرسی
10:45خوبی خوبی حالش بدتر میشه
10:48آه دختر مهربونم
10:50منم به خدا نمیدونم
10:51تو اینجور شرایط باید چجوری رفتار کرد
10:55راستش اون روزی که رفتم دنبال دخترها
10:57میخواستم به اونم بگم بیاد اینجا
10:59اما نزاش حرفشو بزنم
11:00به نظر دلان بهش بگم
11:02آآه
11:03هیلیس شورشو در نیار
11:05میفهمی چی داری میگی؟
11:07منم دیشم خیلی دلم برایش سخت
11:08اما چیزی که میگی درست نیست
11:10شما جدا شدین
11:11طلاق گرفتین
11:12اگه بزنه با یکی آشنا بشی
11:13میخوای چی بگی؟
11:14میخوای بگی خرج شعر سابقم اومدم؟
11:15از کجا معلومه که من میخوایم با یکی آشنا بشم
11:17اگه من جایی میرم؟
11:19دخترم اونجوری هم که پک میکنی نیست
11:20یه دفعه یکی بدون این که بفهمی وارد زندگیت میشه
11:23بعدش همه چیو فراموشو باییم
11:24میگی چی کار کنم؟ به حالیت کمک نکنم؟
11:26نمیگم کمکش نکن دستشو نگیر
11:29بگیر اما شورشو در نیار
11:35دوبله شده در اسدیو جم
11:38با آقا هم براشون متاسفم ای خدا
11:41انگار هیچ سوشه دیگهی نداشتن بنویسن
11:45تموم مشکلات این مملکت تموم شده
11:49فقط دقدقشون زندگیه منی
11:51خودتون رو ناراحت نکنین
11:52جانم
11:52ناراحت نباشین
11:54مگه میذارم؟
11:55آقا حالیت جامعه پر از آدم های سنگل و بیحساسه
11:58یکیشم همونی که فیلم بیشم
11:59چجوری بیتونم ناراحت نباشم؟
12:01از یه طرف به خاطر بچه هم خیلی ناراحتم
12:04از طرفی هم افتدن تو دهن مردم
12:06به نظرم به حرفهای مردم همیتی ندیم
12:09میدونم
12:09درزم مگه بیپولی عیبه؟
12:11معلومه که نه
12:13اما نمیفهمم چرا ورشکستگیه من
12:16اینجوری افتده دهن به دهن داره میچرخیم
12:19شما هیچ کاری نکردین که سرتون پایین باشه
12:22مردم دوزی میکنن سرشونو بالا میگیرن
12:24به نظرم نباید به خاطر این قضیه
12:26پتا یه ذره هم خودتونو ازیت بکنین
12:28میدونم اما میبینی که دارن جارش میزنن
12:32قربان چیزه
12:33اگه نارد نشین میخواستم چیزی بهتون میگم
12:36بگو
12:37این پایین محله یه فروشگاه هست
12:39رفتم برای کار پرسیدم
12:41آه خوبه
12:42کارم اینجوریه که لوازم رو جامیدم
12:45اقلام تاریخ گذشتر رو تو انبار میذارم
12:47و از این قبیل کارها که میدونین
12:50من برای شما هم حرف زدم
12:53برای من؟
12:54بله
12:55باید بهتون میگفتم مذارت میخوام
12:57و میدونم که شما میخوایین تو
12:59شرکت های بزرگ و
13:01تو شرایط خیلی بهتر با سمتهای بالا کار کنین
13:04باول کنین منم اینو میخوام
13:05راستش نمیدونم چجوری باید بگم
13:08بعد نیستی دوره موقعت اینجا کار کنین
13:10من خیلی تعریفتون رو کردم
13:13گفتم اطلاعاتتون بالاست
13:15حسابداری بلدین
13:18اگه شما بخوایین حله
13:21ممنونم صدقی
13:25خودتم که دیدی از هیچ کدوم
13:28از اون روزهای قدیم هم خبری نشد
13:30گفتن صاحبش بعد از زور میاد
13:33آقا اسمایله ایشونو میشنسم
13:34اگه شما بخوایین میتونیم بریم ببینمشون
13:38باشه صدقی باشه
13:40بریم ببینمش
13:51یوسف نوشیدنی تمومه؟
13:59ها خسته نباشی لیلا
14:01خیلی ممنونم
14:02اونا رو بذار اونجا همکار زرفشورمون میاد میبنیم
14:05چیزی نیست من خودم میشورم
14:12بدیم به من خیلی ممنونم
14:14چی کار میکنی؟
14:23آآ
14:25چرا تحجب میکنی من نمیتونم کار کنم؟
14:27آخه تو به پولش احتیاج نداری برای همین
14:30اتفاقا احتیاج دارم
14:33به چی احتیاج داره اید؟
14:37به شوسن زرف
14:41اید
14:42ببین میدونم داری چی کار میکنه
14:45اما من از وضعیتم رازیم مشکلی ندارم به خودم
14:47خب خیلی امالی
14:48حالا که رازی برگرد سر کارت لیلا
14:51من رو به حرف نگیر کار دارم
14:55نه نه اونا رو بر ندارم
14:56اونا هنوز خیستن خوشگار رو بردارم
14:58باش
15:10وای
15:11لیاغتیتم همینجاست
15:13امیدوارم شپش بذاری
15:21عزیزم
15:22خیلی زحمت کشیدین
15:24بازم این ورا بیایی
15:26خودتز عزیزم بازم بیایی
15:28حتما عزیزم
15:35بفرمایید خانم جنبا کی کار دارین
15:38من جنبای حالیت آرگون میکردم
15:41این خونستی که درسته
15:43یا تو خونه ی صدقی زندگی میکنه
15:45صدقی؟
15:45آره خونه ی صدقیه
15:48میتونم بپرسم شما چی کاره ی آقا حالیت جونمو هستین؟
15:54من یکی از دوستوی قدی میشم
15:57ببخشید خانم جون
15:59شما زنای صابقیشون هستین
16:04نه خانم خوده اون روزو نگیره
16:07خدایه شد
16:08نگو سرو بازشو نگو قدایه ی کلشو
16:11چه زنایی سراغه این مرد رو میگیرن
16:13حالیت عمرم منو بپسنده
16:15از امروز دیگه میخوام رژیم بگیرم
16:18دلمه نمیخورم
16:19کفته برنچی نمیخورم
16:20نون نمیخورم
16:21کیک نمیخورم
16:22باغلبا ماغلبا نمیخورم
16:24پلو خورش نمیخورم
16:25دیگه لمه هیچی نمیزنم
16:26بروکلی میخورم
16:27آبه کرفت میخورم
16:28تا لاغرشم
16:34زنی که میگه صدقی
16:36باید بگی آقا
16:37آقا صدقی
16:56چی شد آقا حالیت
16:58تو باید تو
17:01خیره چی میخوای
17:02آی حالیت جون
17:04مذارت میخوام
17:05فرصت نمیشد بیام
17:06خبرها رو شریدم
17:08اومدم ببینم
17:09که حالیت چطوره
17:11ها گفتی بذار برم
17:12با چشمای خودم
17:13ببینم حالیت وزش چطوره
17:14آه این چه حرفیه حالیت جون
17:16منم دارم روزه سختی رو میگذرونم
17:18میدونه که
17:19منم تزگیه همسرم رو از دست دادم
17:21اونو که اصلا متوجه نشده
17:23آه
17:23اینتظار داشتم به همیه تصریعت بگی
17:26میتونم بشینم درسته
17:29خب حالی چطوره عزیزم
17:31اوزا احوالیت چطوره
17:32تا اونجایی که فهمیدم
17:33بچهات ویلیت گردن ها
17:35بچه ها منو ویل نکردم
17:37به خاطر رفایشون فرستادمشون برم
17:40فقط همین
17:40کار خوبی کردی
17:43نمیتونستن اینجا بمونم
17:45شایی کا چرا اومدی
17:46زودتر حرفتو بزن از جو برو
17:48حالیتینم سواله که میپرسی
17:50واقعا اومدم تو رو ببینم
17:51من میخوام که بهت کمک کنم
17:54تو
17:55به من کمک کنی
17:57شایی کا
17:59تو خوابمم ببینم باور نمی کنم
18:02با این حرفت نشون دادی که
18:03اصلا منو نشنختی حالیت
18:05میدونی که
18:07من رئیس هولدینگ شدم
18:09و تو هم ستون اصلی اونجایی
18:11میخوام برگردی اونجا
18:13بیای کمک میکنی
18:15تجربیاتت رو در اختیارمون قرار بدی
18:20شایی کا
18:21انتظار شنیدن این جمله ها رو نداشتم
18:24راستش رو بگو چی تو سر تو
18:26حالیت
18:27وقتی دوباره منو استخدام کردی
18:29هر چقدرم که با من اونجا
18:31بدرفتری کرده باشی
18:32سرگفت به همزده باشی
18:34باز بگردنم حق داری
18:37من
18:39میخوام که تو دستگیارم بشی
18:42ببین
18:43گشنم بمونم
18:45نداریم بکشم
18:47هیچ وقت کاری که تو پیشنهاد
18:50به دیر و قبول نمی کنم
18:51حتی اگه مدیریتم باشه
18:53فهمیدی؟
18:54حالیت
18:55به نظرم عجردنی داری تصمیم میگیری
18:58به نظرم در موردش فکر کنم
19:00نمیخوام فکر کنم
19:01حرفات تموم شد؟
19:03تموم شد
19:04تموم شد
19:04خوبه
19:16اگه دوستش دیده است
19:18یرم بشی
19:19فقط کافیه بمزنگ بزن
19:29بیشعور از بیکاری نمیدونه چی کار کنه
19:39وای
19:42امیدوارم کورونا نگرفته باشم
19:49این چرا به من زنگ میزنه؟
19:54بله لاله جون
19:55شایگا جون تصریعت میگم
19:57الان شنیدم
19:58آی
19:59نپرست عزیزی دلم
20:02نمیدونی چی حالیم
20:04نمیدونستم اززواج کردی
20:06چجوری شوهرتو از دست دادی؟
20:08روزی که اززواج کردم
20:10از دستش دادم
20:11دو روز بعد از عقدمون مرد
20:19آقا افکان
20:21ببینم آقا دومد؟
20:22بله شایگا خانم
20:24خوبه
20:24بهتره به جای سالان
20:27مستقیم بیاریش توی همین اتاق باشه
20:30رستی شما امسای آقای ناده رو خوب تمرین کردیم؟
20:33بله
20:34مشکلی پیش نمید خیلتون راحت
20:36خوبه
20:38کار عقد رو که تمام کردیم به آن بلند سنگ بزن
20:43رستی
20:44یدتون که نمیره شاهده رو بعد از عقدمون سر بنیست کنید درسته؟
20:49نگران نباشی نه انجامش میدن
20:51خوبه
20:55بیایی
20:56خوش اومدی؟
20:58خیلی مهمدی
20:58بفرماییت خیش میکنم؟
20:59باشه
21:04حیف شد
21:05کش سفید میپوشیدم
21:08هنوز که هنوز نمیتونم مرگش رو بپذیرم
21:12تنها کاری که فیلم میتونم بکنم اینه که به کارم بکنم
21:16چجوری میتونم و نبودنش کنار بیام
21:19مردی که دوستش رشتم آشقش بودم و با دستایی خودم خواهی کردم
21:24قم آخرت باشه شاهی کجور
21:26مچکرم عزیزم
21:28چیزی لازم داشتی زنگ بزن
21:30میبینمت
21:31میبینمت
21:37خبر نداره که امپیراتوری رو گرفتم دستم
21:47ببخشید
21:48برای دوست دخترم میخوام این کتاب رو بخرم
21:50میشه کمکم کنید
21:51آره حتما چرا که نه همون منم
21:54دقیق جاشون نمیدونم
21:55یه با هم دوتایی بگردیم
21:56شما این برا بگرد منم اون برا
21:58شاید بگردیم پیداشت بکنیم
22:00آهان بذار ببینم این بر هست
22:02یا نه
22:03زهرا چی شده
22:04چیز خاصی نشده باور کنین
22:05هیچی نشده
22:06ایشون دنبال کتاب هم منم داشتم
22:08به ایشون کمک میکردم
22:09با هم پیدا کنیم
22:10کمال ببین مشتریمون چی میخواد
22:11ممنونم
22:14زهرا جون
22:15فرضا یکی دنبال کتاب میگرده
22:17میری اسم کتاب و نویسنده شد
22:20تو کمپیتر وارد میکنی
22:21و اونم نشونت میده
22:22کتاب تو کدوم قسمته
22:23واو
22:23چه سیستمی رو انداختین
22:32آیی خیلی ببخشین
22:34چون روز اولم همچنین اشتبایی کردم
22:35دیگه تکرار نمیشه
22:37الان نمیتونم زمون اون کمپیتر رو بفهمم
22:39ولی بعدن که باش کار کردم
22:40خیلی قشنگ باش کار میکنم
22:43چون روز اولت سخت نمیگیرم
22:45اما خیلی حوستت باشه
22:46باشه
22:47خسته نباشی
22:50ها ها سلام خوش اومدین
22:51چطور میتونم کمکتون کنم
22:53خوشحال میشتم
22:54بفرمایی
23:05بله دادش جون
23:07کجای شایکا
23:08درم میرم شیر کر
23:09چند دقیقه دیگه میرستم
23:11باشه
23:11میخوام در مورد یه چیزای حرف بزنیم
23:14چون من وکیل نادر بودم
23:15در خصوص کارهای نادر چیزایی هست
23:18که باید همشونو برا توضیح بدام
23:20دادش جون خیش میکنم
23:21چیزی عوض نشه
23:22میخوام وکیل من باشی
23:23چون فقط به تو اعتماد دارم
23:25نکنه دوباره اندر پارید کرده باشی دادش
23:28نه شایکا اندر چیزی به من نگفته
23:30باشه پستا داشت
23:31چون که نمیخوای منو تو این شریعه تنها بذاره درسته
23:34لطفا کنارم باش به دهدیش ده
23:36باشه شایکا
23:36دارم بیام شکت با هم حرف بزنیم باشه
23:39باشه همونجا میبینمت
23:40میبینمت
23:47امروز اجاب روز خوبیه
23:49لیلا
23:50لیلا
23:51یه دختر ریزه میزه خوشکل هست
23:53اون کجاست
23:54یه لیلا
23:54آی لیلا
23:56آیی قربونت برم
23:58آیی خیلی با نمک شدی عزیزم
24:01شبیه بازیگره شدی
24:02چه کار میکنی آدت کردی
24:05آره میشه کفو آدت کردم
24:06بگیر برات کادو خریدم
24:08چرا سحمت کشیدی یلدیز
24:10امیدوارم کادوی روز اول کاریت
24:12برات شانس بیاره بازش کن
24:15خیلی خوشکله
24:16خوشتومه بذار برات ببندم
24:19خوب اوضا چطوره همه چی رو به راهی
24:22یلدیز خوشمدی
24:24آه سلام
24:26این اینجا چی کار میکنه؟
24:28چیزه به عنوان سرفشور داره کار میکنه
24:31بابرم نمیشه
24:32آی احتمالا به خاطر تو
24:34خیلی رومانتیکی
24:36راستش بابتون خیلی مطفیق نیستم
24:38یه حرفی میزنی
24:39یا پسر اندر و کایر چرا باید کار کنه
24:41آی اون میخواد نزدیک تو باشه
24:43اینجوری داره حمایتت میکنه
24:45خیلی متحصر شدم
24:46راستش منم خیلی خوشحال شدم
24:48بایدم باشی
24:49اگه خوشحال نمیشدی
24:50باید میبردمت پیش روانشن هست
24:51بیاید دو دقیقی اینجا بشین
24:54راستش موضوع یه چیز دیگه هست
24:56من اصلا دوست ندارم کسی دلش برایم بسوز گلدیست
24:59آی کی گفته دلش برای تو میسوزه
25:01ما هممون کار کردیم چیزی نیست که
25:03برای تجربه میشه
25:04ببین کسایی که تو روزای سخت انهاد نمیذارن
25:06همونهایین که تو آیندت کنار خودت میبینی
25:09اینو از من یادت باشه
25:10با گذشت زمان میفهمی
25:12میفهمی میفهمی خیالت راحت باشه
25:15منو ببین
25:16چون یه دوره با یکی دوست شده بود
25:18براش قیافه میافه نگیری یا باشه
25:20پسر این کار کرد که تو رو فراموش کنه
25:22گاهی وقت آدم ها اشتباه هم میکنن
25:24شاید اما خب من نمیتونم
25:26مثل تو فکر کنم عزیزم
25:28اما سعی خودتو بکن
25:29اگه همه تو این دنیا میتونستن
25:31یه کچولو مثل من فکر کنن
25:33دنیا میشد گلستون
25:34قدر این مصبت همدیشی منو بدونین
25:36باشه دوست هم داشته باشین
25:37یلدیس قدر تو رو میدونی
25:39آیی خوشگله من
25:40خب دیگه پاشو نباید زیاد بشینی
25:42مثلا گارسونی
25:43آیی بچه مایه داره دیگه اینا رو نمیدونه
25:45خیلی ببخشید را اگه پاش گرفتی
25:47یلدیس
25:47باشه باشه پنج دقیقه نگات میکنم
25:49بعدش میرم
25:52آیی عزیز دلم
25:56خسته نباشید
25:57قیل ممنون
25:58میدونین آقا اسمایل کجاست
25:59تو دفترشه
26:00ممنونم
26:21آقا اسمایل
26:24خوش اومدی
26:25ایشون آقا حالیت هستن
26:27سلام
26:29صدق خیلی ازتون تریف کرده
26:31رئیس سابقشی درسته
26:33بله
26:33براتون خیلی احترام قائله
26:36محبت داریم
26:37وقتی گفتون بال کار میگردین
26:39اولش جا خوردم
26:41و خودم گفتم این جوجه ها به درد آدمی
26:43مثل شما نمیخوره
26:44آقا اسمایل بیتر نیست
26:45در مورد کار برامون توضیح بدین
26:47بذارید روک بگم
26:49برای خودتون برابی هایی داشتین
26:51اینجا یه فوشگاه خیلی کچی که
26:54شما میخواه اینجا چی کار بکنین آخه
26:56آقا اسمایل من
26:58خیلی خوب درکتون میکنم
27:00گویا شما اینجا دنبالی کسی میگردین
27:03که از حساب کتاب سر در بیاره
27:05من میتونم انجامش بدن
27:07خیارتون راحت باشه
27:08خوب اگه نظرتون هست که کار کنیم
27:10پشت یه دفتر دارم
27:11بریم اونجا حرف بزنیم
27:13دفتران هم بهتون نشون بدم
27:15حقوق هم با هم نگه اونجا صحبت میکنیم
27:17بفرمایید داریم اونجا صحبت کنیم بهتره
27:37بفرمایید
27:38هلو شاهیکا
27:40آآه ایندرجون
27:43میبینم که دلتنگ شدی
27:45آره
27:46حسلم سر رفت
27:48گفتم بیام و تو رو ببینم
27:51حق داری عزیزم
27:52میدونم که بهم عادت کردی
27:55اما
27:55اینجا محل کار من عزیزم
27:58هر وقت که دلتنگم شدی
28:00نمیتونی سرتو به اندازی بیایی
28:01بگو تو خونه سرگرمت میکنم عزیزم
28:05اینجا با اونجا آخه فرق میکنه
28:07من میخوام همه جا تو رو ببینم شاهیکا
28:10این دار فکر کنم
28:11حرفم رو متوجه نشدی
28:13اینجا مال منه و منم تو رو اینجا نمیخوام
28:16قبلا در موردش حرف زده بودیم درسته؟
28:19آن اگه دردت پولی حق سنوات تو میخوای
28:21روک بگو به حساب داری بگم
28:23باید تصویه کنن
28:24بعدش هم از اینجا تشریف تو ببریم
28:30شاهیکا جون
28:31من اینجا کار میکنم
28:36نه انگار تو گیرنده حاد زعیفه
28:38فکر کنم باید بری پیش دکتر
28:40ببخشین یکم دیر کردم
28:41شروع کنیم که یا؟
28:43باشه
28:46جریان چیه؟
28:47چیز خاصی نشده شاهیکا
28:49اومدم کارم انجام بدم
28:52میدونم داداش اما اندر اینجا چی کار داره؟
28:55اندر با من کار میکنه
28:56کارای اینجا رو انجام میده
28:58نفهمیدم
28:59الانم گفتم با هم کار میکنیم
29:01اگر نمیخواه با من کار کنی
29:02میتونم یه وکیل بهت معرفی کنم
29:04از نظر من هیچ ایرادی نداره شاهیکا
29:12برادر
29:12اندر حقوق خونده؟
29:16لازم نیست اندر حقوق خونده باشه
29:18اندر به کاروی داخلی شرکت واقفه
29:21شکایت رو منحل میکنم
29:22هیچ مشکلیم نیست
29:23من میرم تو همون اتاق قبلیم
29:26نیازه نیست دنبالی
29:27یه اتاق جدید برام بگردی شاهیکا
29:31میشه تو دفتر با هم دیگه صحبت کنیم
29:35اجاله نکنین
29:36من اینجا منتظرم
29:44فیران
29:58این کاره یعنی چی؟
30:01شاهیکا من که کاری نکردم
30:02دادش تو هم داری پشت من خالی میکنی؟
30:05شاهیکا جون
30:06همسر عزیزم نمیخواست تو خونه بیکار بشینه
30:09برای همین بهش بیشناده کار دادم
30:11مگه ای بیداره؟
30:12منم باور کردم
30:13من چند روزه التماست کردم به من کار بده
30:15اما قبول نکردی
30:16نمیفهمم
30:17یعنی الان میخوای بگی این در از من عزیزتره برای
30:20شاهیکا میدونی که این دوتا خیلی با هم فرق داره
30:22میشه تفاوتش رو به منم بگی؟
30:24باشه میگم
30:25تو اینقدر گند بالا واردی که نتونستم تو رو پیش خودم استخدام کنم
30:29حتی نتونستم به دوستان و دوروبریان بسپارم که برای تو کار جور کنن
30:32چون سابقت پیشم خرابه
30:34آی دادش به خود از شنیدن این جملاتت واقعا خسته شدم
30:38یعنی زن تو فرشته است؟
30:40خیلی متفاوته تنها تفاوتش اینه که همه چی خوب مسمالی میکنه
30:44شاهیکا یه سآلی ازت میپرسم
30:46میخوای با من کار کنی یا نه؟
30:47من هیچ مشکلی ندارم
30:49اگه بخوای همه یه مداره که الان بهت میدم و میرم
30:51دادش چطور میتونین سآلو بپرسی؟
30:53من وقتی این شرکت رو گرفتم
30:55خیالم از این بابت راحت بود که تو پشت منی
30:58شاهیکا این جواب سآلم نیست
31:00میخوای کار کنی یا نه؟
31:01جوابه ده ببینم
31:02یعنی میگی که این در باشه هستم
31:04نباشه نیستم منظورت اینه
31:06آره همینطور
31:10بازم برنده میشه
31:11این وسط جنگ هست؟
31:13قبلا با هم کار میکردین
31:15مجبور نیستین همدیگر رو ببینین
31:16توی یه بار کارش رو از دستش گرفتی
31:18اونم کار تو رو از دستت گرفته
31:20بیحساب شدین درست میگم؟
31:24باشه دادش قبوله
31:26چی باشه؟
31:29باشه بمونه
31:30اما فقط و فقط به خاطر تو
31:32خوبه
31:33پس برگردیم اتاق جرسه
31:35به کارمون ادامه بدیم
31:37دادش متوجه هستی من
31:39چه از خود گذشتگی بزرگی دارم
31:40در حق تو میکنم درسته؟
31:42موندن این در رو فقط به خاطر تو قبول کردم
31:44چون واقعا دوستید دارم
31:46میدونم
32:05این زهرا نیست؟
32:07آره زهراست
32:09خانی ما چه خبر؟
32:12اینجا چی کار میکنی؟
32:13میگردیم تو چی کار میکنی؟
32:15امروز میخوام به هوادرام امزا بدم قراره
32:18که هوادرام همینجا جمع بشن و
32:20چرا به ما نگفتی؟
32:21خب چون برای مردمه
32:23برای مردمه منم خود آدم خاکی هستم
32:25پس با همینجا وای میسیم از تو حمایت میکنیم
32:27نمیخوام اینجا وایستید برید
32:29چون اگه اینجا باشین
32:29حیجان زده میشم
32:30نمیتونم امزا با کنم
32:32برید لطفا برید
32:32این چه حرفیه؟
32:33با هم عکس میگیریم
32:34آخه خسته میشین
32:36چه حرفیه؟
32:37چرا خستشیم زخرا چون؟
32:38باشه پس این کارو بکنین
32:40من کارو ما بکنم
32:41شما مید دوری بزنید
32:42بعد دوباره میام پیش شما
32:43خیلی خوب باشه؟
32:44های باشد
32:45خوبه
32:46بریم اونجا
32:49حالا چطور این دوتارو دک کنم ای خدا
33:04بفرماین آقا حالیت
33:06ممنونم
33:07عوضا چطور آقا حالیت؟
33:08خوب صدقی بد نیست
33:10آقا حالیت اینجا یکم نمو رو سرده
33:13میخواین یه هیتر جور کنم؟
33:14نه نه مشکلی نیست
33:15آقا اسماییل همین جوری حرف میزنه
33:17اما اصلا آدم بدی نیست
33:19بد باشه چی میشه خوب باشه چی میشه
33:21همین کارو هم به زحمت پیدی کردم
33:23نمیتونستم بایستم جوابشو بده
33:25فقط به خدا توکل کنین همه چی درست میشه
33:27امیدوارم صدقی
33:28با اجازت فون تو
33:29دوبه شده در افتیلیو جری
33:35بله متین
33:36سلام آقا حالیت کجا این؟
33:38تو محله صدقی تو مارکت کار پیده کردم
33:41اونجا
33:42چیزی شده؟
33:43یه موضوع مهم پیش اومده که باید ببینم اتون
33:46همین امروز
33:47باشه متین
33:48من برات آدرس رو میفرستم بی اینجا
33:51باشه غربه
33:52باشه الان میفرستم
34:00خدا کنه خبر بدی نباشه
34:10این زهره کجا؟
34:12چی بگم والا
34:14زهره
34:16عزیزم که قراره به هوادارات امزا بدی
34:18نگاه کن کسی هم که نیومده
34:20وای میدونی اینگه اتفاق خیلی بد افتاده
34:22روز امزایی من متاسفانه به فردم
34:24ای بابا دختر تو شاخت بدشانسی
34:27آراستی
34:28تو اینترنت خیلی چیزا در موردتون خوندیم
34:31واقعا حقیقت داره
34:32نخیر همش دروغه هرچی میخونین بابر نکنین
34:35حالم خیلی خوبه زندگی ما میکنم
34:37و همینطور که میبینید اینجا نشستم
34:38تو هوادارم بیان و بهشون امزا بدم
34:40همین
34:47زهره چیکار میکنیم اگه نبیبینی سرمون شلوقه
34:50ببخشید من کار خاصی نمیکنم
34:52من به خاطر هوادارم اینجا نشستم
34:54تا بهشون امزا بدم
34:55متاسفانه کنسر شد
34:56زهره برگرد سر کارت
34:57انقاطم بلی نکن
34:58زهره تو اینجا کار میکنی؟
35:00نه
35:01انگار منو با یه نفر دیگه اشتباه گرفت
35:03همین الان برگرد سر کارت
35:05آآآ
35:06زهره این مرد چی بگی؟
35:07نمیدونم انگار دیوونه هست
35:08برای خودمام خیلی عجیبه
35:09خجالت بکش
35:10اخراجی
35:20آخب چرا نگفتی کار میکنی؟
35:23شکی شدم
35:27خانم محترم من چجوری میتونم بهتون کمک کنم؟
35:30خیلی ممنون مچکرم
35:34پار تو کیفمو به هم بده
35:43زهره اومدم میرم
35:44نمیتونم دارم میرم
35:45کجا میری؟
35:47زهره
35:48زهره
35:48وایست کجا میری؟
35:49نمیشه یلدیس
35:50من نمیتونم اینجا کار کنم
35:52دوستانم اومدم منو دیدن
35:53جلوشون آبرون رفت خیلی بد شد
35:55شرا فکر میکنی آبرونت رفته کار کردن که ایب نیست
35:58من نمیتونم من چون نویسنده بودم
35:59چون نویسنده خیلی قبیی بودم
36:01نمیتونم اینجا فروشندگی کنم
36:03عزیزم اینجوری بهش نگاه نکن داری تو روزای سخت از پدرت حمایت میکنی
36:07زهره اینجوری نکن
36:08تو توانم نیست من نمیتونم مثل تو و لیلا باشم اینقدر بیخیال باشم
36:12آره درست عزیزم لیلا شخصیتش یه جوریه تو هم یه جور دیگه یه ما یکم تلاش کن
36:17نمیخوام
36:17نمیتونم اصابم الان خیلی خورده با هم حرف نظر راحتم بذار لطفه
36:21الان داری کجا میری؟
36:23دارم میرم بهترین کاری که بلدم را انجام بده
36:25خرید کردم؟
36:26نمیتونم بخرم لاغت برم نگاشون کنم دیگه
36:28آیی زهره
36:31نمیتونم فقط نگاشون کنم نمیتونم که بخرمشون
36:34آیی بیچاره شدیم
36:35حالا باید برای روانشناسم حضینه کنیم
36:38زهره بایست برات کادو گرفتم بیه بگیرش
36:43داداش من اونا مال حالی جانه
36:45نیلدیز دعوات میکنه نکن
36:47میدونم مال حالی جانه
36:48ای بابا نمیخوام که بخورم چرا دعوات کنه
36:50بیا داداش یکم بازی کنیم سر حال چی مفید
36:52باش
36:52توپو بده
36:53بیا بگیرش
36:55ببینم ایر
36:56سه تا شو بندازی ده لیر باشه
36:58اما جدن ازت میگیرم
37:00آه دارم میگم میدم بزن
37:01اینجا رو ببین
37:02حالشو ببر
37:03میندازم
37:05اخ خیف شد
37:08نمومده
37:08بیا بیا بیا بیا
37:09نمومده
37:10ببینمت
37:10شت منو ببین
37:12یه روز بریم خونه یلدی
37:13زهره و لیلا رو ببینیم
37:14بهشون روحیه بدیم باشه
37:15باشه حتما داداش میریم
37:17بزنم
37:17میندازم
37:20ای بابا پنج لیر
37:22باشه
37:23میگیرم
37:46پرونده ها رو آوردم
37:47کجا بزارم
37:52پرونده ها رو اینجا بزارم
37:59بله بله
38:00میتونین پرونده ها رو همینجا بزنین روی میز
38:04راستی شما تازه استخدام شدین
38:07چون قبلن این شما رو ندید
38:08بله امروز روز اول کاریمه
38:10من هم کسی رو نمیشنستم
38:11پس آش نشین
38:12سلام من امیره
38:13من هم دلارو
38:14خیلی خوشبخت
38:15من هم جا نره
38:18اینجا بخش چیه؟
38:20میتونین بگیم بخش مغزای متفکر
38:22بله
38:23درسته ما مسئول پوره های علمجان هستیم
38:26وای پوره های علمجان
38:28تولید شماست؟
38:30بله ایده منه
38:31همه کار من هم
38:33ها چقدر جالب
38:34شما چی؟
38:36من من
38:37دستیار آقا امیر هستم
38:40البته تو واقعیت هم واقعا دستیار هست
38:42خب خسته نباشید
38:43میبینم اتون
38:45ببخشید دلارا بریدیم
38:46بله دلارا
38:47بعدا با هم یه قهوه بخورید
38:48بله حتما
38:53یعنی براو
38:54بازم بی خود و بی جهد برامون شرد روز کردی
38:57دودش برای چی بهش دروغ میگیردی؟
38:59چون دخترها عاشق رئیس هست
39:00چی کار میکردی؟
39:01باشه اما تو که رئیس نیستی عزیز من
39:03آره این نقطه ریزو خودم هم میدونم
39:05زمنان من بازم دستیارم
39:07وقتی دروغم میگم بازم دستیارم
39:09این انصاف میز خیلی بیمعرفتی
39:10ببین داداش ازت خواهش میکنم
39:12یه مدت اینجوری اداره کنیم باشه؟
39:14باشه داداش اداره کنیم
39:15جهنم توفانه و گردباده و سیلا
39:17نیدونستی خیلی با مرا میها؟
39:20یکم زندگیمون متعبیم بشه
39:26این در جون ازت ممنونم
39:28رانندر رو فرستادم
39:29برداره های حالی جان رو بخره به برخونه
39:31خواهش میکنم منم همین جه ها بودم
39:33الان تو رو میرسونم شرکت
39:35زهرا رو چی کار کنم؟
39:37آیلیس تو خیلی ساده ای
39:39به خودا چرا فکر کردی که اون دختر کار میکنه؟
39:41بشینه تو خونه حزینه هاشم کمتر میشه
39:43اما اینجوری که نمیشه
39:45اندر باید یه جوری به زندگیش ادامه بده
39:47خب اون احتیاش به یه شوهر پولدار داره
39:50نه یه کار
39:51میدونی که زهرا اهل شهرت و خودنماییه
39:53اون اصلا مثل لیلا نیست
39:54ندیدی؟
39:55علاکه یه کتاب نوشت که همه در موردش حرف بزنن
39:58فقط همین
39:59دوست داره خودشو نشون بده
40:00شوهر پولدار دیگه چیه؟
40:02پولدارش هم دیدیم با همون چی کار کرد
40:03زهرا حریفشو نمیشه
40:04اونم درسته
40:06اما خب کاریش نمیشه کرد
40:07باید سرنوشتشو قبول کنه
40:09به نظرم تو هم انقدر به خاطر اونا بال بال نزن دیگه
40:12هایی دست خودم نیست نراحت میشه
40:13آره میدونم میدونم نراحت میشی
40:15اما تا کهی میخوای؟
40:16میخوای یه عمر اونا کنار تو باشن آره؟
40:19نه تا وقتی که وضیعت حالی درست بشه
40:21وضیعت حالی درست نمیشه عزیزم
40:23این از این
40:24یعنی حالیت به یه موجزه احتیاج داره
40:27یه که از این شرایط بیاد بیرون
40:29پس تو هم تا دیر نشده
40:30خودی تو بکش کنار
40:31فقط به خاطر بچت بشین
40:34یعنی میگی به حالی تو
40:36بچه هاش پشت کنم اندر
40:37الان این کار رو بکنی
40:38خیلی بهتره
40:40یعنی کمتر نراحت میشی
40:41فردا پس فردا
40:42حالی تو رو با یه مرد دیگه ببینه
40:44چی میخواد بگیر؟
40:45آیی شما هم که همه تون گیردادیم به دوست پسن
40:47ای بابا
40:48خودی تو فدای حالی تو بچه هاش کردی
40:49و رفت
40:50وقتی آشق بشی چی؟
40:51آه
40:52باید آشق شد تا به حرف من برسی همین
40:56آیی نه
40:56من هیچ فقط آشق ماشق نمیشم باشه
40:59یعنی اصلا حالشو ندارم
41:00نکنه با مادرم همه هنگ شدین اندر
41:02راستشو بگو
41:03نکنه میخوایی منو با کسی آشنا کنی
41:05ببینم تو فکر میکنی من انقدر بیکارم
41:07که برای تو آسین بالا بزنم
41:10آیی باشه بگذاریم
41:12بایستا بگو ببینم چجوری حال شاهی کارو گرفتی
41:14تعریف کن تو منم یکم به خندم و دوباره انرژی بگیرم
41:17آیی دیز باید بودی
41:20یا قیافشو وقتی منو تو دفتر جلسه دید میدیدی
41:23باورت نمیشه
41:24برق از سرش پرید
41:25دیدنی شده بود
41:27همه دارن تاوان کاراش نبه هست میدن
41:29جز این شاهی کار فکر کنم پایان بدی در انتظارشه
41:58سلام دستمان کاغذی داریم
42:00بله داریم
42:04بفرمی
42:05چقدر میشه؟
42:07یعنی
42:11میشه از اونم به هم بدین؟
42:13از این؟
42:25ممنون
42:26خواهش میکنم
42:43الان اقا حالیت مید
42:44باشه صدقی
43:14سلام خوش اومدین؟
43:15جمعه رو میگه
43:16بگذاریم
43:17بلش کن
43:17تو چی کار کردیم؟
43:18آقا حالیت
43:19وقتی گفتم بهتر میشیم برای روحی دادم بهتون نگفتم
43:23برای چی گفتی؟
43:24خبرهای خیلی خوبی براتون دارم
43:26واقعا؟
43:27مثل چی؟
43:28موجزه شده آقا حالیت
43:30تو کشوری که سرمایه گذاری کردین شورشا کنترال شدن
43:34عرضش صحامتون ده برابر شده
43:42من درست شنیدم مکین؟
43:44بله آقا حالیت
43:45دیگه مشکلاتتون تموم شد
43:47با اج برمیگرد
43:49یعنی
43:50هرچی از دستم در آوردنم میتونم پس بگیرم؟
43:52بله همینطوره
44:01بابرم نمیشه
44:02حقیقت داره
44:03بله آقا حالیت
44:05یعنی میتونم
44:06ویلام و هولدینگ و همهشون رو پس بگیرم
44:10بله همینطوره آقا حالیت
44:11دیگه نمیخواد شما اینجا بمونیم
44:14بیاین از اینجا بریم آقا حالیت
44:19نه نه
44:20نمیرم اینجا میمونم
44:21نفهمیدم
44:22به کسی نمیگی که میخوام همه چی رو پس بگیرم
44:27و وضعیتم خوب شده
44:28باشه؟
44:38آقا بلند پستر آوردم تا شما میه نگاهی بهش بندزین
44:41یعنی یه کارایی روش کردم اما میشه بهتر از اینم روشگار کرد
44:44آقا بلند
45:06دوبله شده در اسدیو جم
45:09شما کی هسته این آقا بلند نیستن؟
45:11آقا بلند نیستن
45:13میشه بری برام اسبرسو بیاری
45:16دوبل باشه لطفه
Comments

Recommended