Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00Thank you for listening.
00:30Thank you for listening.
08:08Oh
08:38Do you want to see it?
08:41No, I don't know
08:42but it's the news that happened
08:44Let's see
08:46Let's see
08:47it's just a little bit
08:49Your friend's friend
08:56will be better
08:59Yes
09:00Yes
09:00Yes
09:01Yes
09:01Yes
09:05What
09:06You
09:06You
09:08They
09:18You
09:19You
09:19You
09:22To
09:23To
09:24You
09:28You
09:30You
09:30. . . . .
10:00. . . .
10:31. . . .
11:00. . . .
11:01. . . . .
11:01. . . . .
11:02. . . . .
11:02. . . .
12:02Oh, my God.
12:02I'm trying to understand that I'm going to be...
12:03Yes, I'm fine.
12:04I'm going to be the same way, I'm going to be the same way.
12:05Another one who is like me, I can't tell you you.
12:08Please don't know how much you want to be on the other side of myinguels.
12:09I'm trying to help you, help me?
12:14I'm going to stop.
12:14I'll leave you alone.
12:15Just put it on the front end.
12:20The two men are still on the left.
12:24I'm sorry for your time.
12:26I'm sorry I about to stop you.
12:27I didn't watch it.
12:27. . . .
13:02. . .
13:27. . . .
13:28. . . .
13:28Yes, for me, I'm losing my education, I'm a tilde, and I'm gonna skip this year.
13:35I am for you.
13:38For your job?
13:39I don't want to know.
13:43I want you to take a row of businesses and support them better with the young people.
13:49I don't want to know what I want to tell you.
13:53Thank you very much.
14:23BASHU SODQI BASHU BERİM BABİNİM ESH
14:37YUSF NUŞİDANI TEMOOM E?
14:44ها خسته نباشی لیلا
14:46خیلی ممنون
14:47اونا رو بذار اونجا همکار ظرفشورمون میاد میبار
14:50چیزی نیست من خودم میشورم
14:57بدیم به من خیلی ممنون
14:59چی کار میکنی؟
15:01هیچی تو چی کار میکنی؟
15:02منظورم اینه که تو اینجا چی کار میکنی؟
15:05کار میکنم لیلا مگه نمیبینی؟
15:07آخه برای چی؟
15:08آآه
15:09چرا تحجاب میکنی من نمیتونم کار کنم؟
15:12آخه تو به پولش احتیاج نداری برای همین
15:15اتفاقان احتیاج دارم
15:18به چی احتیاج داره اید؟
15:22به شوسن زرف
15:26اید
15:27ببین میدونم داری چی کار میکنه
15:30اما من از وضعیتم رازیم مشکلی ندارم به خودم
15:32اه خوب خیلی عمالی
15:33حالا که رازی برگرد سر کارت لیلا
15:36من رو به حرف نگیر کار دارم
15:40نه نه اونا رو بر ندار اونا هنوز خیستن خوشکار رو بردارم
15:43باش
15:55وای
15:56لیاغتت هم همینجاست
15:58امیدوارم شپش بذاری
16:06عزیزم
16:07خیلی زحمت کشیدین
16:09بازم اینورا بیایی
16:10خود بازم بیایی
16:13حتما عزیزم
16:18اه
16:19اه
16:20بفرماید خانم جنبا کی کار دارین
16:23من جنبای حالیت آرگون میکردم
16:26این خونستی که درسته
16:28گویا تو خونه یه صدقی زندگی میکنه
16:30صدقی؟
16:30آره
16:32خونه یه صدقیه
16:33میتونم بپرسم شما چی کاره یه آقا حالیت جون ما هستین؟
16:39من یکی از دوستو یه قدی میشم
16:42ببخشید خانم جون
16:44شما زنای صابقیشون هستین؟
16:49نه خانم خود اون روزو نگره
16:53نگو سرو بازشو نگو قداره یکلشو چه زنایی سراغه این مرد رو میگیرن آ؟
16:59حالیت عمرم منو بپسنده
17:00از امروز دیگه میخوام رژیم بگیرم
17:03دلمه نمیخورم
17:04کفته برنچی نمیخورم
17:05نون نمیخورم
17:06کیک نمیخورم
17:07باغلبا ماغلبا نمیخورم
17:09پلو خورش نمیخورم
17:10دیگه لمه هیچی نمیزنم
17:11بروکلی میخورم
17:12آب کرفت میخورم
17:13تا لاغرشم
17:19زنی که میگه صدقی
17:21باید بگی آقا
17:22آقا صدقی
17:41چی شد آقا حالیت
17:43تو باید تو
17:46خیره چی میخوای؟
17:47آی حالیت جون
17:49مذارت میخوام
17:50فرصت نمیشد بیام
17:51خبرها رو شریدم
17:53اومدم ببینم
17:54که حالیت چطوره
17:56ها گفتی بذار برم
17:57با چشمه خودم
17:58ببینم حالیت وضعش چطوره
17:59آه این چه حرفیه حالیت جون
18:01منم دارم روزه سختی رو میگذرونم
18:03میدونه که
18:04منم تزدگیه همسرم رو از دست ددم
18:06اونو که اصلا متوجه نشده
18:08آه
18:08اینتظار داشتم به هم یه تصریعت بگی
18:11میتونم بشینم درسته
18:14خب حالی چطوره عزیزم
18:16عوضا احوالیت چطوره
18:17تا اونجایی که فهمیدم
18:18بچهات ولیت کردن ها
18:20بچه ها منو ول نکردم
18:22به خاطر رفایشون فرستادمشون برن
18:25فقط همین
18:26کار خوبی کردی
18:28نمیتونستن اینجا بمونه
18:30شایی کا چرا اومدی؟
18:31زودتر حرف تو بزن از جو برو
18:33حالیتینم سواله که میپرسی
18:35واقعا اومدم تو رو ببینم
18:36من میخوام که بهت کمک کنم
18:39تو
18:40به من کمک کنی
18:42شایی کا
18:44تو خواب همم ببینم باور نمی کنم
18:47با این حرفت نشون دادی که
18:48اصلا منو نشنختی حالیت
18:50میدونی که
18:52من رئیس هولدینگ شدم
18:54و تو هم ستون اصلی اونجایی
18:56میخوام برگردی اونجا
18:58بیای کمک میکنی
18:59تجربیاتت رو در اختیارمون قرار بدی
19:04شایی کا
19:06انتظار شنیدن این جمله ها رو نداشتم
19:09راستش رو بگو چی تو سر تو
19:11حالیت
19:12وقتی دوباره منو استخدام کردی
19:14هر چقدر که با من اونجا بدرفتری
19:16کرده باشی سرگفت به همزده باشی
19:19باز بگردنم حق داری
19:22من
19:23میخوام که تو
19:25دستگیارم بشی
19:27ببین
19:28گشنم بمونم
19:30نداریم بکشم
19:32هیچ وقت کاری که تو پیشنهاد
19:35به دیر و قبول نمی کنم
19:36حتی اگه مدیریتم باشه
19:38فهمیدی؟
19:38حالیت
19:40به نظرم عجردنی داری تصمیم میگیری
19:42به نظرم در موردش فکر کنم
19:45نمیخوام فکر کنم
19:46حرفات تموم شد؟
19:48تموم شد
19:53خوبه
20:01اگه دوستش دیده است
20:03یرم بشی
20:04فقط کافیه بمزنگ بزن
20:14بیشعور از بیکاری نمیدونه چی کار کنه
20:24وای
20:27امیدوارم کورونا نگرفته باشم
20:34این چرا به من زنگ میزنه؟
20:39بله لاله جون
20:40شایگا جون
20:41تصلیت میگم
20:42الان شنیدم
20:43آی
20:44نپرست عزیزی دلم
20:47نمیدونی چی حالیم
20:48نمیدونستم اززواج کردی
20:51چجوری شوهرتو از دست دادی؟
20:53روزی که اززواج کردم
20:55از دستش دادم
20:56دو روز بعد از عقدمون مرد
21:04آقا افکان
21:06ببینم آقا دومد؟
21:07بله شایگا خانم
21:09خوبه
21:09بهتره به جای سالان
21:12مستقیم بیاریش توی همین اتاق باشه
21:14رسی
21:16شما امزه آقای ناده رو خوب تمرین کردی؟
21:18بله
21:19مشکلی پیش نمید خیلتون راحت
21:21خوبه
21:23کار عقد رو که تمام کردیم
21:26به آن بلند سنگ بزن
21:28رسی
21:29یدتون که نمیره شاهده رو بعد از عقدمون سر بنیست کنید
21:33درسته؟
21:34نگران نباشی نه انجامش میدم
21:35خوبه
21:40بیایی
21:40خوش اومدهی؟
21:43خیلی منده
21:43بفرمایید خیش میکنم
21:44باشه
21:48حیف شد
21:50کش سفید میپوشیدم
22:21هنوز که هنوز نمیتونم مرگشو بپذیرم
22:22بر نداره که امپیراتوری رو گرفتم دستم
22:32ببخشید
22:33برای دوست سخترم میخوام این کتاب رو بخرم
22:35میشه کمکم کنید؟
22:36آره حتما چرا که نه همون منم
22:39دقیق جاشون نمیدونم
22:40یه با هم دوتایی بگردیم
22:41شما این وره بگرد منم اون وره
22:43شاید بگردیم پیداشت بکنیم
22:45آهان بذار ببینم این وره هست یا نه؟
22:48زهرا چی شده؟
22:49چیز خاصی نشده باور کنین
22:50هیچی نشده ایشون دنبال کتاب هم منم داشتم
22:53به ایشون کمک میکردم با هم پیدا کنیم
22:55کمال ببین مشتریمون چی میخواد؟
22:56ممنونم
22:59زهرا جون فرضا یکی دنبال کتاب میگرده
23:03میری اسم کتاب و نویسنده شد
23:04تو کمپیتر وارد میکنی و اونم نشونت میده
23:07کتاب تو کدوم قسمته
23:08واو چه سیستمی رو انداختین؟
23:10اینو خودتون کشف کردین یا همه دارن ازش استفاده میکنم؟
23:13یه برنامه ساده هست که سالیان سال استفاده میکنم
23:16آی خیلی ببخشین چون روز اولم همچین اشتبایی کردم
23:20دیگه تکرار نمیشه
23:22الان نمیتونم زمون اون کمپیتر رو بفهمم
23:24ولی بعدن که باش کار کردم
23:25خیلی قشنگ باش کار میکنم
23:28چون روز اولت سخت نمیگیرم
23:30اما خیلی حوستت باشه
23:31باشه
23:32خسته نباشی
23:35ها ها سلام خوش اومدین چطور میتونم کمکتون کنم
23:38خوشحال میشه هم بفرمایین
23:50بله ددشت جون
23:52کجای شایکا
23:53درم میرم شیر کر چند دقیقه دیگه میرسم
23:56باشه
23:56میخوام در مورد یه چیزای حرف بزنیم
23:59چون من وکیل نادر بودم
24:00در خصوص کارهای نادر چیزایی هست که باید همشونو برا توضیح بدام
24:05ددشت جون خیش میکنم چیزی عوض نشه
24:07میخوام وکیل من باشی
24:08چون فقط به تو اعتماد دارم
24:10نکنه دوباره این در پارید کرده باشی دادش
24:13نه شایکا این در چیزی به من نگفته
24:15باشه پس دادش
24:16تو که نمیخوای منو تو این شریعه تنها بذاره درسته
24:19لطفا کنارم باشه به دهدیشت
24:21باشه شایکا
24:21دارم یام شکت با هم حرف بزنیم باشه
24:24باشه همون جا میبینمت
24:25میبینمت
24:32امروز عجب روز خوبیه
24:34لیلا
24:35یه دختر ریزه میزه خوشگل هست
24:38اون کجاست
24:39یه لیلا
24:39آی لیلا
24:41آی قربونت برم
24:43آی خیلی بانمک شدی عزیزم
24:46شبیه بازیگره شدی
24:47چه کار میکنی آدت کردی؟
24:50آره میشه کفو آدت کردم
24:51بگیر برات کادو خریدم
24:53چرا سحمت کشی دیل دیست؟
24:56امیدوارم کاده ی روز اول کاریت برات شانس بیاره
24:58بازش کن
25:00خیلی خوشگله
25:01خوشتوما
25:02بذار برات ببندم
25:03خب
25:05اوزاد چطوره؟
25:06همه چی رو به راهی؟
25:07یه لیز
25:08خوش امدید
25:09آه
25:10سلام
25:10این اینجا چی کار میکنه؟
25:13چیزه به عنوان سرفشورد داره کار میکنه
25:16بابرم نمیشه
25:17آیه احتمالا به خاطر توه خیلی رومانتیکی
25:21باستش بابتون خیلی مطمئن نیستم
25:23یه حرفی میزنی
25:24یا پسر اندر و کایر چرا باید کار کنه؟
25:26آیه اون میخواد نزدیک تو باشه
25:28اینجوری داره حمایتت میکنه
25:30خیلی متحصر شدم
25:31راستش منم خیلی خوشحال شدم
25:33بایدم باشی
25:34اگه خوشحال نمیشدی باید میبردمت پیش روانشناس
25:36بیا دو دقیقی اینجا بشین
25:39راستش موضوع یه چیز دیگه هست
25:41من اصلا دوست ندارم کسی دلش برام بسوز گلدیست
25:44آیه کی گفته دلش برای تو میسوزه
25:46ما هممون کار کردیم چیزی نیست که برای تجربه میشه
25:49ببین کسایی که تو روزای سخت انهاد نمیذارن
25:51هم اونایین که تو آیندت کنار خودت میبینی
25:54اینو از من یادت باشه
25:55منو با گذشت زمان میفهمی
25:57میفهمی میفهمی خیالت راحت باشه
26:00منو ببین
26:01چون یه دوره با یکی دوست شده بود
26:03براش قیافه میافه نگیری یا باشه
26:05پسر این کارو کرد که تو رو فراموش کنه
26:07گاهی وقت آدم ها اشتواهم میکنن
26:09شاید اما خب من نمیتونم
26:11مثل تو فکر کنم عزیزم
26:13اما سعی خودتو بکن
26:14اگه همه تو این دنیا میتونستن
26:16یک کچود رو مثل من فکر کنن
26:18دنیا میشد گلستون
26:19قدر این مصبت اندیشی منو بدونیم باشه
26:21دوستم داشته باشین
26:22یلدیس قدر تو رو میدونی
26:24خوشگله من
26:25خب دیگه پاشو نباید زیاد بشینی
26:27مثلا گارسونی
26:28آئی بچه مایه داره
26:29دیگه اینا رو نمیدونه
26:30خیلی ببخشید را اگه پاش گرفتی
26:32باشه باشه
26:33پنج دقیقه نگات میکنم
26:34بعدش میرم
26:37آئی عزیز دلم
26:41خسته نباشید
26:42قیل ممنون
26:43میدونین آقا اسمایل کجاست؟
26:44تو دفترشه
26:45ممنونم
27:06آقا اسمایل
27:09خوش اومدی
27:10ایشون آقا حالیت هستن
27:12سلام
27:13صدقی خیلی ازتون تریف کرده
27:16رئیس سابقشی درسته؟
27:18بله
27:18براتون خیلی احترام قائله
27:21محبت داره
27:22وقتی گفتون بالکار میگردین
27:24اولش
27:25جا خوردم
27:26و خودم گفتم
27:27اینجور جاها به درد آدمی
27:28مثل شما نمیخوره
27:29آقا اسمایل
27:30بیتر نیست
27:30در مورد کار
27:31برامون توضیح بدین؟
27:33بذارید رک بگم
27:34برای خودتون
27:35برابیه هایی داشتین
27:36اینجا
27:37یه فوشگاه
27:38خیلی کچیکه
27:39شما میخوای
27:39اینجا چی کار بکنین
27:40آقا اسمایل
27:43من
27:43خیلی خوب درکتون میکنم
27:45گویا شما
27:46اینجا دنبالی
27:47کسی میگردین
27:48که از حساب کتاب
27:49سر در بیاره
27:50من میتونم
27:51انجامش بدن
27:52خیلی خیلی خیلی راحت باشه
27:53حقوقه که
27:53ننظرتون هست که کار کنین
27:55پشت یه دفتر دارم
27:56بریم اونجا حرف بزنیم
27:58دفترها رو هم بهتون نشون بدم
27:59حقوقم با هم میگه
28:00اونجا صحبت میکنیم
28:02بفرمایی
28:03بریم اونجا صحبت کنیم
28:04بهتره
28:04بفرمایی
28:22هلو شاهیکا
28:26ایندرجون
28:27میبینم که دلتنگ شدی
28:30آره
28:31حسلم سر رفت
28:33گفتم بیام و تو رو ببینم
28:36حق داری عزیزم
28:37میدونم که بهم عادت کردی
28:40اما
28:40اینجا محل کار من عزیزم
28:43هر وقت که دلتنگم شدی
28:44نمیتونی سرتو به اندازی بیای
28:46بگو تو خونه سرگرمت میکنم
28:49عزیزم
28:50اینجا با اونجا
28:51آخه فرق میکنه
28:52من میخوام همه جا تو رو ببینم
28:54شاهیکا
28:55اینجا حرف کنم
28:56حرفم رو متوجه نشدی
28:58اینجا مال منه
29:00و منم تو رو اینجا نمیخوام
29:01قبلا در موردش حرف زده بودیم
29:03درسته؟
29:03آن
29:04اگه دردت پولی
29:05حق سنوات تو میخوای
29:06روک بگو به حساب داری بگم
29:08باید تصویه کنن
29:09بعدش هم از اینجا تشریف تو ببری
29:15شاهیکای جان
29:16من اینجا کار میکنم
29:21نه انگار تو گیرنده هات زیفه
29:23فکر کنم باید بری پیش دکتر
29:25ببخشین یک کم دیر کردن
29:26شروع کنیم کایا
29:28باشو
29:31جریان چیه؟
29:33چیز خاصی نشده شاهیکا
29:34اومدم کارم انجام بدم
29:37میدونم داداش
29:38اما اندر اینجا چی کار داره؟
29:40اندر با من کار میکنه
29:41کارای اینجا رو انجام بیده
29:43نفهمیدم
29:44الانم گفتم با هم کار میکنیم
29:46اگر نمیخوای با من کار کنی
29:47میتونم یه وکیل بهت معرفی کنم
29:49از نظر من هیچ ایرادی نداره شاهیکا
29:57برادر
29:58اندر حقوق خونده
30:01لازم نیست اندر حقوق خونده باشه
30:03اندر به کاروی داخلی شرکت واقفه
30:06شکایت رو منحل میکنم
30:07هیچ مشکلیم نیست
30:08من میرم تو همون اتاق قبلیم
30:11نیست نبالی یه اتاق جدید برام بگردی شاهیکا
30:16میشه تو دفتر با همدیگی صحبت کنیم
30:20عجله نکنید من اینجا منتظرم
30:42این کاره یعنی چی؟
30:46شاهیکا من که کاری نکردم
30:47دادش تو هم داری پشت من خالی میکنی؟
30:50شاهیکا جون
30:51همسر عزیزم نمیخواست تو خونه بیکار بشین
30:54برای همین بهش بیشناده کار دادم
30:56مگه ای بیداره؟
30:56منم باور کردم
30:58من چند روزه ارتماست کردم به من کار بده
31:00اما قبول نکردی
31:01نمیفهمم
31:02یعنی الان میخوای بگی این در از من عزیزتره برای
31:05شاهیکا میدونی که این دوتا خیلی با هم فرق داره
31:07میشه تفاواتشو به منم بگی؟
31:09باشه میگم
31:10تو اینقدر گند بارا واردی که نتونستم
31:12تو رو پیش خودم استخدام کنم
31:14حتی نتونستم به دوستان و دوروبریان بسپارم
31:16که برای تو کار جور کنن
31:17چون سابقت پیشم خرابه
31:19آی داداش به خود از شنیدن این جملاتت
31:22واقعا خسته شدم
31:23یعنی زن تو فرشده است؟
31:25خیلی متفاوته تنها تفاواتش اینه
31:27که همه چیه خوب مسمالی میکنه
31:29شاهیکا یه سآلی ازت میپرسم
31:31میخوایی با من کار کنی یا نه؟
31:32من هیچ مشکلی ندارم
31:34اگه بخوای همه یه مداره که الان بهت میدم و میرم
31:36داداش چطور میتونین سآله بپرسی؟
31:38من وقتی این شرکت رو گرفتم
31:40خیالم از این بابت راحت بود که تو پشت منی
31:43شاهیکا این جواب سآلم نیست
31:44میخوایی کار کنی یا نه؟
31:46جوابه ده ببینم
31:47یعنی میگی که این درباشه هستم
31:49نباشه نیستم منظورت اینه
31:51آره همینطوره
31:55بازم برنده میشه
31:56این وسط جنگ هست؟
31:58قبلا با هم کار میکردین
32:00مجبور نیستین همدیگر رو ببینین
32:01تو یه بار کارش رو از دستش گرفتی
32:03اونم کارتو رو از دستت گرفته
32:12چی باشه؟
32:13باشه بمونه
32:15اما فقط و فقط به خاطر تو
32:17خوبه
32:18پس برگردیم اتاق جرسه
32:20به کارمون ادامه بدیم
32:21داداش
32:22متوجه هستی من چه از خود گذشتگی بزرگی دارم
32:25در حق تو میکنم درسته؟
32:27موندن این در رو فقط به خاطر تو قبول کردم
32:29چون واقعا دوستید دارم
32:31میدونم
32:50این زهرا نیست؟
32:52آره زهراست
32:54آه خانی ما چه خبر؟
32:57اینجا چی کار میکنی؟
32:58میگردیم تو چی کار میکنی؟
33:00امروز میخوام به هوادرام امزا بدم قراره
33:03که هوادرام همینجا جمع بشن
33:05چرا به ما نگفتی؟
33:06خب چون برای مردمه
33:08برای مردمه منم خود آدم خاکی هستم
33:10پس ما هم اینجا وای میسیم از تو حمایت میکنیم
33:12نمیخوام اینجا وای سید برید
33:14چون اگه اینجا باشین
33:14هیجان زده میشم
33:15نمیتونم امزا با کنم
33:17برید لطفا برید
33:17این چه حرفیه؟
33:18با هم عکس میگیریم
33:19آخه خسته میشین
33:21چه حرفیه؟
33:22چرا خستشیم زخ رو چون؟
33:23باشه پس این کارو بکنین
33:25من کارو ما بکنم
33:26شما هم یه دوری بزنید
33:27بعد دوباره میام پیش شما
33:28خیلی خوب باشه
33:29آی باشه
33:30بریم اونجا
33:34حالا چطور این دوتا رو دک کنم
33:36این خودا
33:49بفرماین آقا حالیت
33:51ممنونم
33:52اوضا چطور آقا حالیت؟
33:53خوب صدقی بد نیست
33:55آقا حالیت اینجا
33:56یکم نمور و سرده
33:58میخواین یه هیتر جور کنم؟
33:59نه نه
33:59مشکل نیست
34:00آقا اسماییل همینجوری حرف میزنه
34:02اما اصلا آدم بدی نیست
34:04بد باشه چی میشه؟
34:05خوب باشه چی میشه؟
34:07همین کارو هم به زحمت پیدی کردم
34:08نمیتونستم بایستم جوابشو بده
34:10فقط به خدا توکل کنین
34:11همه چی درست میشه
34:12امیدوارم صدقی
34:13با اجازت فون تو
34:14دوبله شده دار
34:20بله متین
34:21سلام آقا حالیت کجا این؟
34:23تو محله صدقی تو مارکت کار پیده کردم
34:26اونجا
34:27چیزی شده؟
34:28یه موضوع مهم پیش اومده که باید ببینم اتون
34:31همین امروز
34:32باشه متین
34:33من برات آدرس رو میفرستم بی اینچا
34:36باشه غربه
34:37باشه الان میفرستم
34:45خدا کنه خبر بدی نباشه
34:55این زهرا کجا؟
34:57چی بگم والا
34:58زهرا
35:01عزیزم که قراره به هوادارات امزا بدی
35:03نگاه کن کسی هم که نیومده
35:05وای میدونی این یه اتفاق خیلی بد افتاده
35:07روز امزایی من متاسفانه به فردام
35:09ای بابا دختر تو شاخت بدشانسی
35:12آره دیگه
35:12آره سی توی انترنت خیلی چیز رو در موردتون خوندیم
35:16واقعا حقیقت داره
35:17نه خیر
35:17همش دروغه
35:19هرچی میخونین باور نکنین
35:20حالم خیلی خوبه زندگی ما میکنم
35:22و همینطور که میبینید اینجا نشستم
35:23تو هوادارام بیان و بهشون امزا بدم
35:25همین
35:31زهرا
35:32چه کار میکنی مگه نمیبینی سرمون شلوقه
35:34ببخشید
35:35من کار خاصی نمی کنم
35:37من به خاطر هوادارام اینجا نشستم
35:39تا بهشون امزا بدم
35:40متاسفانه کنسر شده
35:41زهرا برگرد سر کارت
35:42انقدر تنبالی نکن
35:43زهرا
35:44تو اینجا کار میکنی؟
35:45نه
35:46انگار منو با یه نفر دیگه اشتباه گرفت
35:48همین الان برگرد سر کارت
35:50آآ
35:51زهرا این مرد چی میکنی؟
36:05آآ خب چرا نگفتی کار میکنی؟
36:08شکی شدم
36:12خانم محترم من چجوری میتونم بهتون کمک کنم
36:15خیلی ممنون
36:15خیلی ممنون
36:16خیلی ممنون
36:19پارتو و کیفم رو به هم بده
36:28زهرا اومده
36:29نمیتونم دارم میرم
36:30کجا میری؟
36:31زهرا
36:32زهرا
36:33وایست کجا میری؟
36:34نمیشه یلدیس
36:35من نمیتونم اینجا کار کنم
36:37دوستانم اومدن منو دیدن
36:38جالشون آبرون رفت خیلی بد شد
36:40شرا فکر میکنی آبروت رفته کار کردن که ایب نیست؟
36:43من نمیتونم
36:43من چون نویسنده بودم
36:44چون نویسنده خیلی قبیی بودم
36:46نمیتونم اینجا فروشندگی کنم
36:47اینو بفهم
36:48عزیزم اینجوری بهش نگاه نکن
36:50داری تو روزای سخت از پدرت حمایت میکنی؟
36:52زهرا اینجوری نکن
36:53تو توانم نیست من نمیتونم مثل تو و لیلا باشم
36:56اینقدر بیخیال باشم
36:57آره درست عزیزم لیلا شخصیتش یه جوریه
36:59تو هم یه جور دیگه یه
37:00اما یه کم تلاش کن
37:01نمیخوام
37:02نمیتونم حصابم
37:06الان داری کجا میری؟
37:08دارم میرم بهترین کاری که بلدم رو انجام بده
37:10خرید کردم؟
37:11نمیتونم بخرم
37:12لاغت برم نگاشون کنم دیگه
37:13آیی زهرا
37:16نمیتونم بقیرم نگاشون کنم
37:18نمیتونم که بخرمشون
37:19آیی میچاره شدیم
37:20حالا باید برای روانشناسم حضینه کنیم
37:23زهرا بایست برات کادو گرفتم
37:25بیه بگیرش
37:28داداش من اونا مال حالی جانن
37:30نیلدیز دعوات میکنه نکن
37:32میدونم مال حالی جانه
37:33ای بابا نمیخوام که بخورم چرا دعوات کنه
37:35بیا داداشه یکم بازی کنیم سرحال چیم
37:37باش
37:37توپو بده
37:38بیا بگیرش
37:40ببینم ایر
37:41سه تا شو بندازی دهلیر باشه
37:43اما جدن ازت میگیرم
37:45آه دارم میگم میدم بزن
37:46اینجا رو ببین
37:47حالشو ببر
37:48میدازم
37:50اخ خیف شد
37:52بیا بیا بیا بیا
37:54ببینانت
37:55شت منو ببین
37:57یه روز بریم خونه یلدی
37:58زهره و لیلا رو ببینیم
37:59بهشون روحیه بدیم باشه
38:00باشه حتما داداش میریم
38:01بزن
38:02میدازم
38:05ای بابا پنج لیر
38:07باشه میگیرم
38:31پرونده ها رو آوردم
38:32کجا بزارم
38:37پرونده ها رو اینجا بزارم
38:44بله بله میتونین پرونده ها رو همینجا بزنین روی میز
38:49راستی شما تازه استخدام شدین
38:52چون قبلن این شما رو ندید
38:53بله امروز روز اول کاریمه منم کسی رو نمیشنسم
38:56پس آش نشین
38:57سلام من امیرم
38:58منم دلارو
38:59خیلی خوشبخت
39:00منم جا نرم
39:03اینجا بخشه چیه؟
39:05میتونین بگیم بخش مغزای متفکر
39:07بله
39:08درسته ما مسئول پوره های علمجان هستیم
39:11وای پوره های علمجان
39:13تولید شماست؟
39:15بله ایده منه
39:16همه کار من هم
39:18ها چقدر جالب
39:19شما چی؟
39:21من دستیار
39:23بله آقا امیر هستم
39:25البته تو واقعیت هم واقعا دستیار هستم
39:27خب خسته نباشید میبینم اتون
39:30ببخشید دلارا بودید
39:31بله دلارا
39:32بعدا با هم یه قهوه بخوری؟
39:33بله حتما
39:38یعنی براو
39:39بازم بی خود و بی جهد برامون شرد روز کردی
39:42دودش برای چی بهش دروغ میگه؟
39:43چون دخترها عاشق رئیس هست
39:45چی کار میکردی؟
39:45باشه ما توک رئیس نیستی عزیز من
39:48آره این نقطه ریزو خودم هم میدونم
39:50ها زمین من بازم دستیارم
39:52وقتی دروغم میگم بازم دستیارم
39:54این انصاف میز خیلی بمعرفتی
39:55ببین داداش ازت خواهش میکنم
39:57یه مدت اینجوری اداره کنیم باشه؟
39:59باشه داداش اداره کنیم
40:00جهنم توفانه و گرد
Comments

Recommended