- 3 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00شده در استیدیو جل
00:30بالا چیزی شده بود
00:31همه نفرور شدن تو رو بیارم پایین
00:34چی؟
00:35دوش برای خودش آباز میخونم
00:37خانندگی یا شروع
00:38کردم
00:39آره نمیشنید حالی جون
00:41وگرنه چیزی نشده میگم کاش عریمم اینجا بود
00:43مگم
00:44آره واقعا جوش خالی
00:45ممنون عزیز دلم
00:47نوشه جون
00:48نو بدش به من
00:49بهتر اینو بذارم این بر
00:51دقیقا مثل گذشته
00:54غذا تو بخور حالیت
00:57بابا لوله یه خونه یه صدقی ترکیده
01:00ناراحت کننده هست
01:02آره بابا جون واقعا همینطور
01:04خوبه که اونجا نمیمونی
01:05آه نه
01:07الان بالا میارم
01:10بهتره هیچی نخورم
01:16این تر خانون
01:17امروز از مزایده براتون بسته فرست دادن
01:20اون باشه عزیزم بذارش اینجا
01:22آره دسته
01:33عشقه
01:36امامان یه سوالی ازت بپرسم
01:38بپرس عزیزم
01:39چرا ما اصلا بابا رو اینجا دوت نمی کنیم
01:43اینجون اونجوری نیست که فکر کنی
01:44نمیخواییم بابا تو دوت کنیم
01:46هر وخاصی دوتش کن
01:47آره پسره
01:49ای تو مشکلی نداری
01:51دوتش کنم تو عزیت میشی
01:53اگه عزیت میشی به این بگو به این بر نمیخوره
01:55نه اریم من چرا بایید عزیت شم
01:57آخه میدونی که بابا تا رو دوست نداشت
02:00بعدش هم نزاش تو با لیلا باشی
02:02میدونم اریم اما
02:03اینا دوتا بحث جدان
02:05اولا تو برادر منی اونم بابای توه
02:07رستش چی بگم
02:08ما دام خونه یگلیزه
02:09اما اصلا اینجا نمیاد
02:10برام همینه
02:11همونطور که بت گفتیم اریم جون
02:12ما با اومدن بابا هیچ مشکلی نداریم
02:14هر وقت خواست میتونه بیاد
02:16آره حزیزم
02:17چرا باید مشکل داشته باشیم
02:19هر اتفاقی افتاده
02:21مربوط به گذشت است
02:24در مورد که حرف میزنی؟
02:26اومد
02:29بابام چون تا الان اینجا نایمده
02:30میخوام دوتش کنم
02:33دوتش بکنیم نمیاد اریم جون
02:35البته اگه میخوایین دوتش کنین
02:37اما حالیتی که من میشناسم نمیاد
02:39آب بخشیت خانم میشه برام یه لیوان آب بیاری؟
02:42بله الان میارم
02:43چرا نمیاد؟
02:44چون خب پیش رئیسش معذب میشه عزیزم
02:49شاهیکا
02:51واه مگه من چی میگم چشاتون رو اونجوری گرد میکنین؟
02:55دارم از روی دلسوزی حرف میزنم
02:57حالیت بیادی اینجا سرفکنده میشه؟
03:00اصلا بگذاریم
03:01بهتر من دخالت نکنم
03:03چون خوشحالی اریم برای من از هر چیزی مهم تره
03:07واقعا برام عزیزی قربونیت
03:10میشه لسفن این جبه رو از رو میز برداری؟
03:12ما چکرم عزیزم
03:15چقدر اینجا هوا کرمه؟
03:18حالت خوبه دخترم؟
03:20خوبه هم خوبه هم حالا خیلی هم خوبه آلی هم
03:22بذاریم بگم چی شده؟
03:23چی شده دخترم؟
03:24حقوق هم رو اضافه کرده
03:25چه خوب؟
03:25آه چه خوب زهر رو شنیدی چی بود؟
03:28اما فقط حقوق من رو اضافه نکردن
03:31حقوق همه رو اضافه کردن
03:33راسته چی خگیر این کاری کرده
03:34چه جالب چه آدمه خوبی؟
03:36آره آره
03:37آره ما هم خیلی داشت کردیم
03:40زهر حالت خوبه بریم دکتر؟
03:42من نمیدونم چرا یه جور شده؟
03:44آره منم همونه میگم
03:45بابا دکتر نمیخواد بریم از درون یه جوری شده؟
03:47بابا چه امروز آخه خیلی قهوه خورده بخورده؟
03:58به خدا
03:59زهرا اینگار یکم بیشفعاله
04:00بچه که بود احساس نکردیم
04:02خب این چه ربطی داره؟
04:03یه جایی خونده بودم تو سننای بالا هم پیش میاد
04:06بیشفعاله قهوه هم که زیاد میخوره اینجوری میشه
04:09آره حتما همیتوره
04:10حالتون قد گفتی قهوه که دلم شدیدن قهوه خواست
04:12بیا بریم با همدیگه بشینم قهوه بخوریم
04:14پاشه حالتون
04:15های سلبی زحمت برامون قهوه درست کن
04:18برای زهرا نگار
04:21یواش دخترم یواش
04:22بیا حالت جان
04:25این چه مرگشه؟
04:26بیا بریم تو سالون با همدیگه بشینیم
04:29دوتایی قهوه بخوریم
04:31بعدش من کلی فیلم های خنددار بهت نشون میدم
04:34جدیدن یه یاروی اومده تو این استاگرام
04:36همش دلقه اکبازی در میاره خیلی با حاله
04:39بشین های سلبی زحمت برامون قهوه درست کن
04:48سیر شدم دستتون در نکنه
04:51ریم جون میگه دست فوتبال بازی کنیم مرده؟
04:53نه اید ممنونم
04:54برای چی؟
04:56نمیخوام
04:59میدونم باید چی کار کنیم
05:00چی کار کنیم؟
05:02با همدیگه میریم بیرون ستایی خوش میکسرونیم
05:05ستامون؟
05:05ستامون ستامون بجام بجام
05:07آه منو نمیبری؟
05:08عزیزم یه شبه دیگه تا رو میبریم
05:10جم مردون است
05:12باشه خیلی ممنونم
05:14مرسی عشقه
05:17سود باشیم
05:19پس بهتون خوش بگذاره موازه باشیم
05:20به شما هم کلی خوش بگذاره
05:22خود دفعه
05:31این درجون
05:33پس دوباره تنها موندی؟
05:36آره همینطوره
05:39چون با همدیگه دست دادیم
05:41نمیخوام دیگه باحت بحث کنم
05:43برای تا هم بریزم؟
05:44میل داریم؟
05:46نه
05:47چون بیشتر از قبل مراقب سلامتیم هستم
05:50میخوای از اینا؟
05:52موشکرم عزیزم
05:58مدیر فناوری استخدام کردیم؟
06:01میخوام با یه ایکیبه جوون کار کنم
06:07جوون و سرزنده؟
06:10تو چیزی میخوای بگی؟
06:13خب از زبون بچه های شرکت چنیدم مدیر جدید
06:16انقدر خوشتیبه که همه دخترها شیفتش شده بودن
06:20آره؟
06:23واقعا
06:24از این زاویه نگاه نکرده بودم
06:26خبر نداشتم
06:27از جا خوردنت معلومه
06:30به تیپش دقت نکرده بودیم
06:33اندرجون
06:34میدونی که برای من ظاهر مهم نیست
06:36چیزی که مهمه کاری
06:39واقعا
06:41حالا ببینم اونو از کجا پیداش کردی؟
06:44تو مهمونی پیداش کردم
06:45وای چقدر سوال پیچ میکنی آدمو
06:49عزیزم چون منم
06:50جزوه سهم دارانم
06:52دوست دارم
06:53همه چی رو در مورد شرکت بدونم
06:56درست میگم؟
06:57اگه ملاکتو برای انتخاب کردن مدیر قیافتا
07:00فش باشه خب وای
07:02وای وای
07:04اندرجون
07:05من همیشه خیلی حرفهی
07:08تو کار قدم برمیدارم
07:10کار برای من از هر چیزی
07:12باله تره
07:13میدونم عزیزم تو بعضی از کارها
07:15تو خیلی حرفهی استی
07:17خب اما میدونی که
07:20گاهی وقتا دل زبون سرش نمیشه
07:22اون در مورد تو یلی صدق میکنه
07:24عزیزم بادو میخوری؟
07:26تو کلمه باها طرف میزنم
07:28فکر نکن از دستت چیزی میگیرم
07:30و میخورم میفهمی؟
07:31معلومه که نمیخورم هیچ وقت
07:35میترسی برای سرت بیارم نه؟
07:38نمیشه به آدمی مثل تو اعتماد کرد
07:44نمیتونم عاروم بشینم
07:46بسه دیگه
07:46بسه دیگه
07:47داری چیکار میکنی؟
07:48داری چیکار میکنی؟
07:49نمکنی چیزی شدم
07:50وای چقدر انرشی دارم
07:51چی شده؟
07:52چرا نگاه میکنی؟
07:53خودت میفهمی؟
07:54این نصفم دیگه از اینجور چیز رو خواهش میکنم
07:55بخوردش دارم
07:56باشه آیسل نمیدی
07:57وای وای چقدر انرشی دارم من
07:59ببینید فردو هم بریم پیادروی خواه؟
08:02ببینین من چی میگم
08:03شاید حالیت بروی خودش نیوورده باشه
08:06اما ممکنه هر لحظه بیا تو این اتاق تا زهرها رو ببینه
08:08باید یه جوری آرومش کنی
08:09دارو باز کن چقدر هوا گرمه اینجا
08:11دارو باز کن
08:12خودم بازش میکنم شما پیشش باشیم
08:15برم ببینم که
08:27حالیت
08:27چرا بلند شدی؟ من خودم دارو باز میکنم بارو بشین
08:30شاید همسایمون باشه
08:32تو برو بشین
08:36سلام
08:37من ذرت میخواب که بیخبر پاشدم اومدم
08:40کیه؟
08:44چیزه
08:46مدیر سختمونمونه
08:47چی کار داره؟
08:51چیزه به احتمال زیاد یه چیزی
08:53در مورد سختمون میخواد بگه
08:55برم ببینم چی میخواد بگه
08:57تو برو بشین سر پانمون
08:58الان میام
09:00چی شده آقا مفید؟
09:02در مورد سختمون چیزی میخواستیم بگی؟
09:04راستش شارج ماهیانه رو پرداخت نکردی
09:07ببینم تو برای چی پاشدی اومدی اینجا؟
09:10یلدیز راستشو بخوای من اومدم اینجا باید حرف بزنم
09:13تو برای حرف زدن میری دمی در خونه ی مردم
09:15چیزی به اسم تلفون بگوشت نخورده؟
09:17من خونه ی هر کسی نمیرم
09:19ازی زمین جوری هم نیست
09:20اول بگو آدرستم از کجا پیده کردی؟
09:22از شرکت
09:23یعنی تحقیق کردی؟
09:25من حسل این کارها رو ندارم به مرد سپردم اون پیده کردی
09:28مرد دیگه کی؟
09:29از دوستام اشنات میکنم پسر خوبیه
09:32اصلا به من چی که مرد کی؟
09:34بگو چرا اومدی؟
09:36یعنی چی؟
09:37نمیخوای دعوتم کنی بیام تو؟
09:39اینجا حرف بزنی؟
09:40برای چی تو رو باید تو خونه دعوت کنم؟
09:43آدم یه چایی قهوه ی چیزی تارف نمی کنه؟
09:45نه نمیتونم چون مادرم هست پسرم حالی جانم هست اصلا درست نیست
09:49آها
09:50فهمیدم
09:53چرا به شوهر سابقت دروغ گفتی؟
09:56نه فهمیدم
09:59میگم چرا به شوهر سابقت نگفتی که منو از قبل میشنختی؟
10:04نمیخواستم دروغ بگم حواسم نبود همینجوری یه چیزی از نهنم پرید فقط همین
10:09حواست بود
10:11ترسیدی شوهر سابقت متوجه یه چیزایی بشه خودتو گم کردی
10:15آه نه بابا اشتباه میکنی من همینجوری ناخواسته گفتم از نهنم پرید
10:21اه هم فهمیدم
10:23ببینم تو داری سینجی ممن کنی اما خودت به هم نگفته بودی تو شرکت شروع به کار کردی
10:27یعنی تو نمیدونستی من زن سابقه حالیتم؟
10:29من از کجور باید میدونستم؟ با آقا حالیتم همین امروز اشنا شدم
10:32باشه فهمیدم نمیدونستی
10:34تو برای چین بد اصابی هستی؟
10:38من اصابی نیستم که
10:42از تنهاییه
10:43آی من تنها باشم اتفاقا اصلا تنها نیستم
10:46یعنی چی؟ نکنه دوست بسر داری؟
10:48نه ندارم
10:50دلیلش اینه که من به هیچ مردی تو زندگی مهدیش ندارم من همینجوریش هم خوشبختم
10:54حالی شدیل دیست فقط کم مونده بگی من از اون دخترهایی نیستم که تو فکر میکنی
10:59از اون دخترهایی نیستم که فکرشو میکنی
11:01باشه دیگه بگذاری این بیخواده بیجهت منو نخندو
11:04بهت میاد
11:06حالا که حرفاتو زدی دیگه برو
11:08باشه پس برم
11:10اگه بد موقع مازمت شدم مذارت میخوام
11:14بعدن میبینم ات
11:15کجا هم دیگه رو میبینی؟
11:17نکنه میخوایی با هم قرار بذاریم
11:19آی نه بسه دیگه برو
11:23میبینم ات
11:29آی چیزی هم که نپوشیده فردا حتما سرما میخوره
11:32دوبله شده در اسلیو جم
11:36آی یخ زدم حالی جون باورد میشه
11:39خیلی سرده
11:40چی کارت داشت؟
11:42چیزه در مورد محوطه یه چیزایی گفت
11:44در مورد گلکاری و زیباسازی
11:46پرسیت حیوان خونگی دارین و از اینجور حرفا خودت میگید
11:49آقا این وقت شب؟
11:50آی ولشکون حالی جون من چه میدونم
11:52ببین چه میدونت بونده وسط راه رو
11:54بیا برات یه اتاق آماده کنم بیا
11:58ایلدیس
11:59به خاطر همه چیزی ازت ممنونم
12:02خواهش میکنم حالی جون کار خواستی نکردم که
12:05بیا بریم
12:06بذار اول من برم اتاقتونشون بده
12:08اما یه لحظه گیرد شدم
12:15یعنی کیه؟
12:20آقا کایا؟
12:22سلام صدقی
12:23سلام
12:23میتونیم بیاییم؟
12:24بفرمین بله
12:25یکم دیر وقته خیلی ببخشین
12:28خواهش میکنم
12:29گفتیم بیاییم حالیتو سورپرایز کنیم
12:31آقا حالیت نیستن
12:32یعنی چی؟
12:33ایشون رفتن پیش گیلدیس خانم
12:35اینجا لوله ترکیت
12:37البته من درستش کردم
12:39اما الان آشپاسخونه و همون وضعیتشون خوب نیست
12:41بفرمایی تو
12:42بفرمایی توی چایی بخوریم
12:44نه دیر وقتی مزاهم نمیشیم
12:46حالا بریم
12:46بعدان یه روز دیگه میاییم
12:48باشه هر جور راحتیم
12:49شب بخیر زدگی
12:50خدا نگهت داره تو
12:51سلام برسونیم
12:59بابا به همه نگفته بود
13:01شاید رفتنش خیلی یه دفعی شده
13:04فردو ازش بپرس
13:05اما دادش کایش شنیدی که آقا صدقی گفت
13:08لوله ترکیده بود
13:08وضعیت خونه جوری نبود که بابام بره
13:11من بگم نکنه اتفاق دیگه یافتده
13:13نه عزیزم اینقدر فکرهای منفی نکن
13:15دیلی صدقی گفت وضعیت همومشون خرابه
13:18شاید برای همون رفته
13:19اگه اتفاق بدی میافتد به گوشمون میرسید
13:21به نظرم گندش
13:22درسته شاید نتونستی امشب بابا تو ببینی
13:25اما اینجوری برای تو هم تنوا شد
13:26به جاش سته ای امادیم بیرون
13:28آره درست میگیم
13:29هوا خوردیم
13:30البته به نظر من نبایید باتون تا اینجا میامدم
13:33از من اصلا خوشش نمیاد
13:34ما زخرف نگوید
13:35پسرم تو هم دقیقا مثل مامنت هیچ چیو فراموش نمی کنی
13:38سوارش این بریم
13:54ایندرجون
13:55صبح خیر
13:57صبح خیر شاهی که
14:04امروز سهم و واگذار می کنم
14:07تو که مشکلی نداری
14:08نه
14:08منم میخواستم همینو بپرسم
14:10من آمادم
14:12خوبه
14:13پس تو شرکت میبینم ات
14:16بسیار خوب بابای
14:18صبح خیر
14:20صبح خیر ددش جون
14:21صبح خیر شاهی که
14:23من تو شرکت جلسه دارم
14:24برای همین نمیتونم با اتون صبحانه بخورم
14:26من ازیرت میخوام ددش
14:27عب نداره
14:28ببخشید خانم
14:30بی زحمت پالتوی منو بیاریم
14:31میخوایم امشب کریمو برای شام دعوت کنیم خونه
14:34نظر چیه؟
14:36کریمو؟
14:37برای چی؟
14:38همینطوری بین خودمون حرف میزدیم
14:40گفتیم نظر تو هم بپرسیم
14:42به نصرم فکر خوبیه
14:45باشه
14:46اینجوری
14:46یه خوش آمدگوییم به حساب میاد
14:49پس من وقتی رسیدم شرکت بهش خبر میدم
14:52باشه
14:53ایندرجون
14:54اومدی شرکت خبرم کن
14:56میخوام با کریمو آشنات کنم
14:57اینطور که متوجه شدم خیلی تشنگی دیدن کریمی
15:00اول و آخرش که آشنا میشیم خودتو عذیت نکن
15:04با بای
15:08فاتیما خانم میشه برام قهوه بیاری؟
15:10منم میخوام
15:11بله براتون میارم
15:15ایندردی شب نتونستیم با هم حرف بزنیم
15:17اتفاق عجیب یفتده؟
15:19چی شده؟
15:20حالیت رفته خونه یه یلدیس
15:22آه
15:22آره
15:23یلدیس به من نگفته بود برای چیز
15:25صدقی به همون گفت لوله ترکیده بوده برای همین رفته اونجا
15:29آره
15:30ای داده بیدار
15:31راستشو بخوایی وضیعته
15:32خونه هم جوری نبود که نشه اونجا مود
15:34من که نشدی چیزی نهیدم
15:37یعنی چی؟
15:38یعنی دروخ گفته بودم؟
15:39نمیتونم بگم کسی دروخ میگه
15:41اما اگه مشکل اینقدر حاد بود
15:42صدقی اونجا نمیموند
15:43اونم میرفت
15:45نمیتونم
15:48البته هیش کس فکرشو نمیکرد
15:50اون وقت شب تو بری اونجا
15:52شاید هم دلیل این بوده درسته؟
15:54درسته اما لطفاً تو هم چیزی به یلدیس نگو
15:56اریمم نگراند شد
15:57احتمالا امروز میره دیدنش
16:03یه چیزی بهت بگم
16:06اگه حالیت رفته خونه یلدیس
16:09حتماً
16:10میخواد یه کارایی رو انجام بده
16:12مطمئنم
16:13مثلاً چی؟
16:14ممکنه دوباره به یلدیس
16:16پیشنهاده ازدواج داده باشه
16:18فکر نکنم
16:20یعنی ممکنه یلدیس قبول کنه؟
16:22نمیتونم نظری بدن
16:24بعید میدونم
16:28گفتم در جریان باشیم
16:31ببین رفتیم بالا
16:33نگاه نگاه بالا
16:34آی ببین ببین
16:36پیسرم داره با پدرش بازی میکنه
16:38تز حرفم میزنه
16:40جونم پیسرم
16:43قربنت برم
16:44چقدر خوبه که آمدی پیشمون حالیت
16:47یعنی به خطر حالیت جن گفتم
16:52پیسرم
16:53دیگه برم تا دیرم نشده
16:55میبینم ایت پیسرم بیا
16:58راستی حالیت
16:59میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
17:01عذیت نمیشی پیش شایقا کار میکنی؟
17:04نگران نباش
17:05من همه چیه درست میکنم باشه؟
17:08من از خودمه که دوباره همه چیز مثل سابق بشو
17:10و فکر رو خیال نکنی
17:11به خاطر خودم نمیخوام
17:13من به خاطر هممون میخوام
17:16میخوام به آقا بلند بگم ببینم
17:18میشه تو خونه کار کنم
17:19فکر خوبیه
17:20حالیت جن هم بهت احتیاج داره
17:22لاقل اینجوری میتونه در طور روز
17:23مامانشو بیشتر ببینه
17:27زهرانس خوابه؟
17:30گربه اومده
17:31برو بیرون
17:32یلدیس
17:33یلدیس یه چیزی پرسیدم
17:34چیزی فهمیدم
17:35اما داره یه جوری میشه
17:37چه جوری میشه؟
17:38مرمورم میشه
17:38وایسا همونجه بشین
17:40موهاش داره میریزه
17:41یلدیس چیزی از من مخفی نکن
17:43اگه مشروب میخوره به من بگو تکلیف همو بدونم
17:45باشه میگم خیالت راحت
17:47آیی مبلغ خراب کرد
17:48برو به سلامت حالیت جن
17:50ببینم پیشور مگه من به تو نگفتم
17:52نباید بیایی تو خونه
17:53بهت رو دادیم
17:54حالا آسترم ازمون میخوای
17:56پسرم بازم این گربه اومده تو خونه دیدیش
18:02ولی
18:04سلام
18:04کارم داشتی؟
18:06سلام
18:07عوضه چطوره؟
18:09عادت کردی؟
18:10خوبه خوبه عادت کردم
18:12به مرد سپردن پروندهای بورس رو بررسی کنه
18:15یکی دو ساعته تمومه
18:16بی بشین
18:17عجاله کردی هنوز وقت داشتی
18:22باشه
18:23اینجوری خیالم راحت زد
18:25قهوه میخوری؟
18:26خیلی ممنون نمیخوام
18:28باشه
18:30میخواستم تو رو برای شام دعوت کنم
18:33اینجوری کار جدیدت هم جشن میگیریم
18:38خیلی ممنون
18:39حتما میام
18:41با برادرم که آشنا شدی
18:43شب با خانم و بچه هاشم آشنا میشیم
18:46خانماده شلوغی هستی
18:51بهشون وابستم
18:53جا خوردم
18:56چرا؟
18:57میدونی؟
18:58فکر میکردم از این تیپاستی که دوست داری تنها بمونی
19:00کم پیش میاد در مرد آدم را اشتباه کنم
19:05رستشو بخوایی درست حد زدی
19:07اما وقتی برادرم خواست ازدواج کنی منم ناچارن قبول کردم
19:13فهمیدم
19:14پس فقط به داداشت وابستی
19:17برادرم همه کسامه
19:21تو زن عجیبی هستی شایگا
19:25هنوز هیچی در مورد من نمیدونی
19:31باشه پس تو جلسه میبینمت
19:33میبینمت
19:42اما میفهمی
19:49ایندر خانم خوش اومدی؟
19:51آیسال جون حالت چطوره؟
19:52خوبم خانم ممنون
19:53یلدیز کجاست؟
19:56اوه ایندر جون چقدر خوشگل شدی؟
19:59حالت چطوره یلدیز؟
20:01روبوسی نمی کنم چون مریضی اومده
20:02آره عزیزم
20:03اسپره یلکولم داریم
20:04آه یلیز
20:06نگفته بودی حالت اومده اینجا هم؟
20:08آره اومد
20:09اما به منم خبر نداده بود
20:11یه دفعه چمدون تو دستش اومد گفت
20:13خونه ی صدقی رو آب برده
20:14صدقی هم رفته خونه ی همسایشون
20:16اونم که جایی نداشت
20:17مجبور شد بیاد پیش ما بمونه
20:19آه صدقی خونه ی همسایشون میمونه
20:22درسته؟
20:24آره دیگه کجا میتونه بمونه
20:25نمیتونه که بره تو هتل بمونه
20:27دستتو بیار
20:28مزن
20:29آی بگو آیسل برام قهوه بیاره
20:32آیسل جونم
20:33برای این در یه قهوه بیار
20:36مثل همیشه باشه لطفا
20:39نگاه کن کار حالی تو
20:40بدونین که چیزی بگه اومده اینجا
20:43آی جیبه ها
20:44چی کار میتونه اسبا کنه
20:45جایی نداره بره
20:46نگران نباش به زودی
20:48یه جایی خوبی رو پیدا میکنه
20:49یعنی چی؟
20:50دارم میگم تا عبد که قرار نیست
20:52اون لوله همونجوری بمونه
20:53دیگه اول آخرش بر میگرده
20:55میره همونجا
20:57آره درست میگی همینطوره
21:01مگذاریم
21:01امشب شم خونه ای ما دعوتیم
21:04آه
21:05باز چه خبره دوباره جشن گرفتی؟
21:07ببینین در وقتی اینجوری
21:09مدام پشت سر هم مهمونی میگیریم
21:11و دوره هم جمع میشیم
21:12مردم چشممون میزن انا
21:14کسی ما رو چشم نمیزنه
21:15یلدیس جون نگران نباشه
21:17آی آره اندر جون
21:18من که تا حالا ندیدم
21:19هیچ اتفاقی برای تو بیا
21:20آه تو قهفه نمیخوردی؟
21:22من خوردم عزیزم
21:24ممنونم آی سلجون
21:25نیست جان خانم
21:28راستیم
21:29یلدیس شاید امروز اریمن بیاد
21:31اینجا تا باباشو ببینه
21:42زهرو چه شخصیت زعیفی داره
21:44هنوز اینه بچه هاست
21:49بگذاریم
21:49بگذاریم
21:50کلی بال بال زدم تا حالیت نفهمه انتر
21:53یلدیس جون
21:54تو جدا شدی
21:56حواست نیست نه؟
21:58آره خودم میدونم
21:59اما داری زیادی از خود گذشتگی میکنی
22:02آیی خب میگی چی کار کنم دست خودم نیست
22:04لن براشون میسوزه
22:06بگذاریم امشب خونه یه مایی
22:08دستر چی میخواهی بگو بهم
22:09منو خوب میشنسیم ای دنیا عاشق دسترام
22:12خاله که لاغر شدیم میتونی راحت خود کنیم
22:14لاغر شدم مگه نه
22:17بفرماییم
22:18آقا کریم
22:22شایکا خانم پرونده که میخواستین رو فرستادن
22:25خیلی ممنونم آقا حالیت
22:27بفرماییم بشین
22:28دوگل شده در افسدیو جم
22:30بفرماییم بفرماییم
22:31چیزی میخوریم؟
22:33نمیخوام ممنونم
22:34بفرماییم
22:35از وقتی اومدم اینجا فرصت نشد بشینیم با هم حرف بزنیم
22:40در مورد شما خیلی چیزا شنیده
22:42میتونم حس بزنم چی شنیدین
22:44میدونم عرضش عرض دادن ندارم
22:47من اینجوری فکر نمیکنم
22:49ما باید از تجربیات شما استفاده کنیم
22:53از شنیدنش خوشحال شدم
22:54خیلی ممنونم
22:55خواهش میکنم
22:56آقا حالیت
22:58به نظر من شما خبره این کاریم
23:00و به خاطر این که با تون همکارم و میتونم از تجربیاتتون استفاده کنم
23:04خیلی خوشحالم
23:05اینو از سمیم قلب میگم
23:06باور کنیم
23:08دیگه اون دورانم تموم شده
23:11خیلی ممنون که به امروحیه میدین
23:13شکست نفسی میفرماییم
23:16شما سمت منو میدونین
23:17دستیارم
23:18اینم از اثرات ورشکستگیه
23:21اینجوری نگید
23:22تجربهی که شما داریدو هیچ کس نداره
23:25حتی میتونیم یه روز بریم با هم قضا بخوریم و شما از تجربیاتتون بهم بگیم
23:29هر وقت که دوست داشتین میریم
23:30فعلا با اجازتون من برم
23:32راستی لطفا منو کریم صدا کنیم
23:34باشه
23:35باشه
23:35بیرون از ماییت کار
23:37باشه
23:38کاش میذاشتین میگفتم براتون قهو بیرم
23:40حالا فرصت زیاد آقا کریم
23:42فعلا با اجازتون
23:43خسته نباشی
23:44ممنونم
23:48بفرمایید لطفا
23:49خیلی ممنون
23:55عوضا چطوره؟
23:56همه چی رو براه
23:59خوبه
24:10بیا بشین اینجا
24:16آی چقدر از این دختری نچست بده هم میاد
24:19کیا داری میگی؟
24:20معلومه دیگه دختره لیلا
24:21تو هم کلیت کردی
24:23گناه داره
24:23حال روزشو ببین
24:24تو هم یه حرفی میزنیا
24:26اون از وضعیتش رازیه
24:27تو دلت نسوزه
24:28عزیزم
24:29همهش برای خود نماییه نمیبینی؟
24:32به نظر منم همینطوریه
24:33همهش برای آدم ها قیافه میگیره
24:34چون ورشکست شدن
24:35میخواد بگه من دختر قویی هستم
24:37آی دقیقا همینطور
24:39یه حرف دلم رو زدی
24:40دختره انگار از دماغ فیل افتاده
24:42همهش کارشم با برنامه هست
24:43ببینم نکنی تو به خاطر اون جردان
24:45الیت ازش کینه به دل گرفتی
24:47یادم نه انداز اصابم خورد میشه ها
24:51ببخشید
24:52هی با تو اما
24:54میشه لحظه بیای؟
24:55با من بودی؟
24:56آره با تو اما اگه گارسون نیستی
25:01خب بفرمایید
25:02در خدمتم چی میخورید؟
25:04اول اینجا رو دستمال بکش
25:06میزتون خیلی کسیفه
25:07این چجور کار کردنیه؟
25:12باشه
25:13یکم زیاده رب نکردی؟
25:16نه بابا چیزی نگفتم که کارش همینه باید تمیز کنه
25:19میش که تمیزه؟
25:20تمیز سر بشه ایرادی داره؟
25:29آفرین الانشون
25:30اینم از این
25:31چی میخوری؟
25:32من یه ساندویج میخوام
25:34شما چی میخوین؟
25:42حالیت میشه یه لحظه بیای؟
25:47شاهیکا این اطرافه؟
25:48نه تو جلسه است
25:49چرا پرسیدی؟
25:50خیلی خوب خوبه
25:51یه لحظه بیای اینجا
25:58شاهیکا ده درصدو قبول کرده
26:01راست میگی؟
26:02خوبه؟
26:03بهت تبریک میگم
26:05فکر میکنم حالا دیگه میتونی راحت بیایی و پیش من کار کنی؟
26:09نه کن اندر
26:10با ده درصد از سقام شرکت چی کار میتونیم بکنیم؟
26:13اصلا به این فکر کردی؟
26:14حت دقل
26:15تو رو میتونم بیارم پیش خودم درسته؟
26:18اندر من اونجا زندانی نیستم
26:20با خواست خودم کار میکنم
26:22حالید تو رو خدا نمیخواد وانمود کنی از این شرایط رازی هستی
26:26تو باید اینجا مدیر باشی
26:29امروز بعد از گرفتن سهم من اینو به شاهیکا میگم و قطع ایش میکنم
26:34نمیخواد
26:34چرا حالید؟
26:37میخوام بهش بگم میخوام حالید پیش من باشه
26:39خب این چه اشکالی داره به این بگو؟
26:41نه
26:42بیلن نمیخوام همچی چیزی ازش بخوایی
26:44سب کن
26:45آخه پرایی چی؟
26:46ببینم
26:47نکنه تو چیزی میدونی و از من مخفی میکنی حالید ها؟
26:51ببین اگر تو آتو ای چیزی از شاهیکا داری لطفا به من بگو
26:55نه من ازش چیزی نمیدونم
26:56من فقط میگم سبور باش
26:57عجره نکن
26:59خیلی خوب باشه حالید
27:01پس چیزی نمیگم بهش
27:02خوبه
27:03تا توجه بقیه رو جلب نکردنی بهتر من برم
27:06خیلی خوب باشه
27:07ها
27:08بازم تبریک میگم
27:11ممنونم
27:12بعدا میبینم ات حالید
27:20فیلن بابای حالید جون
27:22وقتی مدیر بشی من دست راستتم
27:25وای خیلی جالبه
27:31خوبه
27:36میدونی که عزیزم آخر این هفته جشت تورده نیسانه
27:39هنوزم تصمیم نگرفتم چی براش بگیرم
27:41حتی رفتم ببینم
27:42برای چیزی پیدا نکردم
27:43اون که ایچی رو دوست نداره
27:54گارسان
27:55میشه بیه اینجا
27:59این چیه
28:00سندویچ جانبون
28:02من جانبون نخواستم
28:04مرخواستم
28:05اینو بردار ببر
28:06ببین
28:07اینجا چی نوشته
28:08چی سفارش دادی
28:09این چه طرز حرف سدن با مشتریه
28:10من اینجا مشتریم
28:12دوست تو نیستم
28:14حد تو بدون
28:14دیگه داری خیلی پرو میشی
28:16یعنی چی؟
28:17از که تا حالا گارسان رو با مشتری ها اینجوری حرف میزنن
28:20هنوز فکر میکنوی دختره رئیس هولدینگی چیزی هستی؟
28:24بسته تمومش کن کافیه
28:25یه دقیقه
28:26دردتو به من بگو به من
28:27پا پا پا پا
28:28چه خبرتن؟
28:28مرسی به تو هر پا پا سد بشین سریع جاید
28:30بکردی کی؟
28:31ایشون
28:32ایشون
28:32ایشون
28:32ایشون
28:33ایشون
28:33ایشون
28:58ایشون
28:59اید بسته
29:07اید این چه کاری بود کردی؟
29:08نکنه به سرت ساده
29:09قصی اینجوری نبود آقای مادیر
29:11من دارم با اید حرف بیزدم
29:13باشه درسته
29:14میدونم باید خودم رو کنترول میکردم
29:16دعوانم میکردم
29:16اما تنشون میخوری
29:18حرف زدنشون نگاه کن
29:19تنشون میخوری
29:19نمیگم نبودین که ببینین
29:21نبودین که داشت لیلا رو ازیاد میکردن
29:23تو این کردن هیچی نمیگفتن
29:26آقای مادیر کسی نمیتونه به لیلا توحین کنه
29:29راستشو بگین
29:30شما ها نکنه با هم دیگه هستی
29:32نه
29:33چون حق با من بود اید اومد ازم دفاع کنه
29:35متاسفم لیلا دیگه نمیتونه دفاع کنه
29:38چون که اخراجی
29:38چی؟
29:39اما اون هیچ تخصیری ندار
29:41تا یه رو به دیگه لوازماتو جمع کنه بود
29:43باشه
29:49اید
29:51همش تخصیر منه
29:52ما زخرف نگو
29:54تو کاری نکردی
29:54بایید بیشتر میزدم
29:55اش بایید دهن دختره را میبرست
29:58آخه
29:58اید
30:01اگه تو بری
30:02من اینجا تنها میمونم
30:03تو هم بیا بریم اینجا به دردتا نمیخور
30:05برای استفادتو بده
30:05اینجا قدرتا نمیدونم
30:06بریم یه جایی دیگه کار کنم
30:07نمیشه
30:08نمیتونم
30:09خیلی طول میکشت
30:10تو کاری دیگهی پیدا کنم
30:11زمنان
30:12خودت هم میدونی
30:14حقوق هاره اضافه کردم
30:16لیلا خودت هم میدونی
30:17تو اتیاجی به حقوق موقع اینجا نداری
30:20به مانت بگی اون کمکت میکنم
30:21در موردش حرف زدی
30:23من میخوام روپای خودم بایستم
30:24اید
30:25باشه
30:27هر جور راحتی
30:30اید
30:34حتما بیا دیدنم باشه
30:36مزخرف نگو معلومه که میانی
30:42اید
30:47خیلی ازت ممنونم
30:57میبینم اید
31:10سلام
31:13اندرجان
31:14میبینم که امروز خیلی خوشحالی
31:17خب سهم دار شدم
31:20چی کار کنم گریه کنم
31:23اونم همینجوری بی خودی
31:25گیرده دی که قصد جونی تو کردم
31:29سهمو از من گرفتی
31:32نمیخوام خیلی باها در موردش بحث کنم شاهیکا
31:37من چیزی که حقم بود و
31:39از تو گرفتم فقط امین
31:42دلم برای حالیت خیلی میسوزه
31:47دقت کردی
31:50همه یه زنهای سابقش به یه جایی رسید
31:54من رئیس هولدینگم
31:56خودتو خوب یا بد با تحدید
32:00بلاخره تونستی سهم داره اینجا بشی
32:03آن یه لیز
32:05باسه خودش یه شغلی در حد خودش پیده کرده
32:10به این میگن پیروزی
32:20خیلی کیف کردم شاهیکا
32:23یکی تو رو نشناسه فکر میکنه
32:27حامی زنهایی
32:28ببین الان فقط خودمون دو نفری
32:31برای چی نقش بازی میکنی
32:33من که خوب میدونم
32:34چشم دیدن هیچ کدوم از ماها رو نداری
32:38چون ماها رو رقیب خودت میدونی
32:40دروف میگم
32:41من بیرقیبم اندر
32:44اونم تو همه چی
32:51بفرمایید
32:51آقا گماهر خوش اومدی
32:54ما هم منتظریتون بزنم
32:56سلام
32:56قرار داده و گذریه سحامو اوفردن
32:59ممنونم
32:59آقای ماهر یکی از وکیده خوب و حازقن
33:02بفرمایید خوش میکنه
33:04بیاین درچون
33:07میدونی که نمیتونم اعتماد کنم برای همین
33:10ترجیح میدم که بخونمش
33:13باشه با دقت بخون
33:15نمیخواد عجله کنی
33:17نیازی نیست من بخونم
33:19تو که امزا کنی منم امزا میکنم
33:22و بردشم تمام
33:23دوگل شده در اسدیو جم
33:39خیلی به تبریک میگم اندر
33:50بابای شاهیکا
33:52میبینم ات
34:02مشکرم آقای ماهر
34:17منو سده زدین کاری بام داشتین
34:19بیا داخلارین بشین
34:22برات یه خبر خوب دارم بریم
34:24واقعا
34:25یکی از مدرس خوب موسیقی انگلستان
34:27تو استانبول شا ببست کرده
34:29تا حالا در مورد شنیدیم
34:30بله استاد خیلی تعریفشو شنیده
34:32قرار بهت برسیه تحصیلی بده
34:33برسیه میده
34:34واقعا
34:35به بچه های با استعدادی که
34:37دو گروه ارکست مدرسه نوازندگی میکنن
34:39برسیه میدن
34:40به ما هم گفتن که تو با استعدادتاری نوازندگی
34:42باورم نمیشه
34:44فیلن فقط آخر هفته ها میری
34:46تابستون کل هفته میری
34:48میدونی که با گرفتن مدرک اون
34:50میتونی وارده بهترین دانشگاه های موسیقی دنیا بشی
34:53البته اگه تمرین کنین
34:54میدونم استاد حتما تمرین میکنم خیالتون رو هم
34:56ناشه پاس امروز بعد از مدرسه برو سبت نام کن
34:59آدرس اونجا رو داری؟
35:00ندارم اما گیرش میارم
35:01استاد خیلی ازتا تو ممنونم خواهد سرن
35:03ممنون رویم میبینم ایتا امیدوارم موفق باشیم
35:13الو
35:14آقا متین سلام من جامش دادم
35:16فکر میکنه بورسیه گرفته
35:18امروز میره کارهای سبت نامشو انجام بده
35:24جانر جون
35:25آبجی جون چو کار کردی؟ امزه کردی؟
35:28بله
35:29الان جزبه سهمداران هستم
35:32میبینی که
35:34اوه اوه
35:35امیدوارم روزی بتونی همه شو بگیری آبجی
35:38به حالی تم نزدیک شدم
35:40و اونم وقتی سهمشو بگیره
35:43به خاطر این که به من اعتماد داره
35:45به هم یه سمت خوبی میده
35:47چطوره؟
35:48یعنی یه طرف شایگها
35:50یه طرف هم تو و حالیت
35:51درسته؟
35:51اره دقیقه
35:53البته شایگها وقتی مطمئن شد که
35:55میتونه سهم بلک شده ی حالیتو از بانک بخره
35:59به من ده درصد از سهمشو داد
36:01وگرنا امرن این کارو میکرد
36:04مطمئن نم
36:05راستی؟ حالیت عجب مزماری بود ما نمیدونستیم
36:08هنوز تو خونه ی صدقی میمونه
36:10من پول دارشم همه میفهمم
36:12اگه تو شرایط حالیت بودم
36:13همه جه جار میزدم که پول دار شده
36:15نه رفته خونه ییلدیز
36:16چی؟ پرچی رفته اونجا؟
36:18گویا لوله ترکیده و از این حرفا
36:21البته همهش دروغ جانه
36:24حالیت میخواد دل ییلدیزو به دست بیارو
36:27دوباره باهاش ازدواج کنه
36:28نگی نگفت اما
36:29همون وضعیت اینجوری قاراشمیش میشه نمیدونم
36:32قاراشمیشه؟ مگه چی شده؟
36:34یابجی چیزی شده که من خبر ندارم؟
36:35شاهیکا از مدیر فناوری خوشش میاد
36:38مدیر فناوری از ییلدیز خوشش میاد
36:41حالیت هم میخواد دوباره با ییلدیز ازدواج کنه
36:43آبجی بسه فقط مونده
36:45تو هم بگی من هم یکی رو دوست دارم
36:47چرا اینه اینجوری همه عاشقه هم دیگر؟
36:48مزخرف نکن جانهر جون
36:49ما باید الان از این وضعیت درست استفاده کنیم جانهر
36:53بخیان چون؟
36:54نه میشه
36:57شب میخوام همشون رو یه جا جم کنم
37:00میخوام حال شاهیکا رو بگیرم و بذارم
37:04اون بفهمه که بیرقیب نیست
37:07خب نظاره چیه جانهر جون؟
37:10پوز کلفتر از این حرفاست چیزیش نمیشه بگذارین
37:13من بد درم فیلم
37:14باشه بذار منم برم این همکار جدیدمون رو ببینم چه شکلیه
37:18باشه بیا بریم
37:22باشه زهراجون آماده شو بیا
37:24باکن همینجا منتظره
37:29حالش اصلا خوب نیست
37:32یعنی چی؟ نمیفهمم
37:34کجاشو نفهم میدی؟ همش مست میکنه دیگه
37:37من تازه ازدواج کرده بودم
37:40وضعیت زهرا همینجوری بود
37:41چی کارش کنیم؟
37:44تو به عنوان دوستش بیاید نصیحتش کنی بهش
37:46بگی این کارو بذاره کنار درست نیست
37:48خب زهرا که به حرف من گوش نمیده
37:50عزیز دلم همونطور که قانش کرده کتابش رو تو چپخونت چپ کنه
37:53الانم همونجوری قانش کن مشروبو بذاره کنار
37:56آه باباش بفهمه تو اتاق حبسش میکنه
37:59جدن
38:01خوش اومد یاکیم
38:02آه خیلی ممنون
38:04چطوری؟
38:04خیلی نزدیکم نیا شنیدم کورونا اومده
38:06حالا چطور خوبی؟
38:07چه؟
38:08بلچی اینک زدی؟
38:09چرا نزنم؟ مگه نبیبینی همه جا پر پنجر است
38:12موندم شما چطوری تعمال میکنین؟ دارم کور میشم
38:15تازه
38:16چرا رحمتون ازم میپرسی خوبی خوبی؟
38:18خب حالم خوبه
38:18ما همینجوری ازت سوال میکنیم
38:21آه
38:21زهراجون بریم یکم هوا بخوریم
38:23بریم بیرون بگردیم
38:25پیاده روی کنیم
38:25تو هم حاصله داریابل هم کن
38:27بابا تنهایی برا
38:28بابا دختر جون بد نیست بری پیاده روی کنی
38:30یکم حالا هوا تواز میشه
38:32عزیز دلم
38:32باشه یلدیس
38:34باشه فهمیدم
38:34تو چی میخوای بگی؟
38:35باشه بریم
38:36بریم شاید یه جایی نشستیم
38:37آه
38:37اصلا میریم کافیشا
38:38این چایی یا قهوه میخونیم
38:40این کارای چیه؟
38:41فکر میکنین نفهمم
38:42دارین چی کار میکنیم
38:43اگه من بچه هم
38:44راستی کتابت چی کار کردی؟
38:46کتاب چیه؟
38:47کیه اصلا کتابا نویسندگی داره
38:49همه رو گذاشتم کنا
38:50ببین دیویس لیش داری به همه دی
38:52میخواییم بریم
38:52بریم ما هم چایی بخوریم پول
38:53باشه آکین
38:54بریم اونجا از تو کیفم بهت میده
38:55من درستش میکنم
38:56خیاله داره قانعش میکنم
38:58مرد همرا تونه
38:59به فکر چی هستی؟
39:00بیا منتظرتم
39:04بفرمایی
39:07سلام
39:07میتونم بیام تو؟
39:08سلام
39:09ولی بفرمایی
39:10ممنونم
39:12آقا کریم درسته؟
39:14ولی
39:14و شما خانومه؟
39:16اندر
39:17اندری کینجی
39:18همسر کایه هستم
39:20واقعا؟
39:21خیلی خوشبختم
39:23منم همینطور
39:24منم خوشبختم
39:25خیلی ممنون
39:25شب با همدیگه هستیم
39:28حتما شاهیکا بهتون گفته
39:30اما قبلش گفتم
39:31بیام با هاتون آشنا بشم
39:33خوب کردین
39:34خواهش میکنم بشینی
39:36اوکی
39:37چیزی میخوریم بگم براتون بیارم
39:39نه ممنونم
39:40میتونم از این استفاده کنم
39:42بله بله
39:43گویا قبلن تو دوبهی بودین آره
39:45بله
39:47خب چی شد که اومدین؟
39:49هباش خیلی گرم بود
39:52پس هر جوری که دوست داشته باشی
39:54زندگی میکنی درسته آره
39:56یکم
39:58خب از پس سمتتون برمیان
40:00چون این کار دقت و برنامه ریزی میخواد
40:03به نظر من
40:04برنامه ریزی مهم نیست
40:06نتیجه کار مهم نه
40:10چون همیشه تو این هولدینگ
40:12با مدیرای سخت کش و دقیق سر و کار دارم
40:15خب یکم برام عجیب بود
40:16سوی تفاهم پیش نید
40:18نه چرا سوی تفاهم بشه
40:19راستش قبول دارم سبک کارم یکم متفاوته
40:23اما سریع به روشم عادت میکنیم
40:26خیالتون راحت باشه
40:27زمنان تنول لازمه
40:32اگه حالیت رئیس این هولدینگ بود
40:34نمیدونم که چجوری میخواست با هاتون تاکنه
40:37ما با همینچ مشکلی نداریم
40:38خیلی
40:39آدم فهمیدهی هستن
40:41زمنان به نظر میاد از اون آدم هست
40:43که به نسل جدید فرصت میده
40:47آره خب درست میگین آره
40:50اوکی
40:51آقا کریم شب میبینم اتون خب
40:53با اجازتون
40:54باشه موزمتون میشم میبینم اتون
40:56راستی لطفا منو کریم صدا کنین
41:00ممنون میشم
41:01بسیار خوب
41:02پس با همدیگه رسمی حرف نمیزنین باشه
41:05خوبه
41:05اینجوری منم راحت ترم
41:07خوبه
41:08پس امشب منتظر تیم کریم
41:11باشه اندر
41:12با بای
41:13بای
41:26آفریمه پسرم با خیار لسه شو میخورونه
41:28آی وایسا
41:29گربه کچلو این ورین نیا ترا خدا
41:31این گربه مثلا میخواد چی کار کنه
41:33خودتو کنترول کنه
41:34آی راستش من گربه ها را دوست دارم
41:36ولی نمیدونم چرا مرمورم میشه
41:37آیسل دورش کن
41:39عزیزم برو یکم اونورتر
41:41آفریم به تو
41:43آیی رفیزی
41:45برو اونورتر بازی کن
41:46برو پیش جنر بازی کن
41:47آفریم
41:47بیا پیش خودم
41:50بیا اینجا
41:50گیلدیس هم اینقدر حساس نباشت
41:52دیگه بیخیال شده
41:53آیی برای حالی جنم
41:54ملگوی بدیم
41:57میگم آه اینقدر خوشحالم
41:58که دیگه نمیرم
41:59سرکار خیلی خسته میشدم
42:01همه یه انرژیمو میگرفت
42:02ممنونم آقا بلند
42:09خودشون رو میگرفتن
42:10کارمنده اونجا
42:11تو روی هم میخندیدن
42:12بعد میرفتن
42:13چای هم دیگه رو میکندن
42:14خب مگه تو چط میشه
42:16تو چرا انقدر روش حساس شدی
42:17زندگی خودمون همین جوری نیست
42:19ما به موقعش
42:20خودمون چای همه رو میکندیم
42:21و تو روشون میخندیدیم
42:23همین ما سنفر
42:24کم به هم دیگه نارو زدیم
42:25آی جنر
42:26چه حافظه ای داری
42:27هیچیو فراموش نمی کنی
42:28نمیتونم
42:30چون نمیذارین
42:31به لطف تو آبجین
42:33به خدا من اصلا نفهمیدم
42:34چجیر عمرم گذشت
42:35بعدیش چیه
42:36تجربه به دست آوردی خب
42:39زهرا برات حلو کاغذی بخورم
42:41حلو میخوام چی کاراکی
42:42حلو چیه دیگه
42:44تو شو پر از اصل کردن
42:45همش کرد و هیدراته
42:46چاقمون میکنه
42:48اون به چه دردم میخوره
42:49چرتابلت میگه
42:49اصابامو خورد میکنی
42:50ای خدا
42:52تو چنقدر جدیدن
42:54عصبی شدی ها
42:55من عصبی مصبی نیستم
42:56اصلا هم عصبی مصبی نیستم
42:58هیچم نیستم
42:59خیلی هم خوب
43:00بیبونه شدی بده به مونه
43:01بلم کن
43:02ای خدا
43:04زهرا اینجوری نکن
43:06تو اینجوری نبودی
43:06چرا اینقدر عوض شدی
43:09اینم سؤاله
43:12زندگی من یه دفعه عوض شد
43:14عوض شد
43:15همه چیمونه از دست دادیم
43:16بیچار شدیم
43:17بعد انتظار داریم
43:17من عوض نشتم
43:18همینطوری بمونم
43:19نه بخوا بابا خون سردوش
43:20من که چیزی نگفتم
43:22آره هیچی نگو
43:23همین موندکی تو
43:24بخوایی منو نصیحت بکنی
43:25راستشو بگو ببینم
43:26یلدیز به تو زنی سده
43:28که بیایی منو برداری
43:28ببره بیرون آره
43:29نه بابا کسی چیزی نگفته
43:31من خودم بهت پیشناه دادم
43:32گفتم بریم بگردی
43:33نه بگو نمیخواد منو نصیحت کنی
43:34بس دیگه واقعا
43:35از دست همه تون خسته شدم
43:37برم کنی
43:37اینقدر دیگه حرف نزن
43:39رو مخه من نرو
43:40زهرم بای سختان
43:41ای با آکین
43:43دوگه شده در
43:44اسدیو جری
43:45خدا کمک کنید
43:48کمک
43:49زنگ بزنی ناتش نشنید
43:51آکین نمیری تو رو خدا
43:53زنگ بزنی کمک
43:54آکین
43:56کمک کنید
43:58کمک کنید
43:58کمک کنید
43:58کمک کنید
43:58کمک کنید
Comments