- 21 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00چه که طرفیه من اصلا نمیخوام
00:02وای باست میگه نمیخوام
00:03منو عصبی میکنیا
00:04ببین من کایارو واسطه کردم
00:07جونم در اومد تا تونستم رازیش کنم
00:09اگه نریخ خیلی ناراحت میشه
00:11کی ناراحت میشه تو؟
00:13ای خب من که قطعا ناراحت میشم
00:15اما اون به کنار اونم ناراحت میشه
00:17بایی لیز حالا فاقش میخوای
00:19یه شام بخوری چرا اینقدر گندش میکنی
00:21حد اقل با هاش دوست میشی
00:23چه میدونم میری میگردی
00:25با آدمهایی متفاوت هاشنا میشی
00:27دوستایی جدید پیدا میکنی
00:28مگه ایرادی داره خیلی خوبه
00:30من از دوستایی خودم کاملن رازیم
00:33جانه رو امیره منظورتون ها؟
00:36و تو
00:36تو به سرند منی عزیزم
00:40زیادی رو من حساب نکن
00:42یلدیز جون میدونی که به من اعتمادی نیست
00:45داره
00:45واقعا که انده
00:46ازت ناراحت شدم
00:48نه ناراحت نشو بگذاری
00:50فوقش یه ساعت میری و برمیگردی
00:52اشکالی نداره که خوب
00:53هایی باشه
00:54حالا که انقدر اصرار میکنی
00:55میرم
00:56آفرین دختره
00:57خوب بهترین کارم همینه
00:59قرمزم خیلی بهت میاده
01:00امشب میتونی همین لباس تو بپوشی
01:02آجانه رو
01:03آبجی جون زنگ جده بودی
01:05کجایی تو عزیزم چرا در دسترس نبودی؟
01:07بیرون بودم آبجی کار داشتم خوبه
01:09یه خواهشی ازت داشتم
01:10گواهی نامه اید مونده تو خونه
01:12میخواستم براش ببرم
01:13اما زنگ زدم و در دسترس نبود
01:15از طرفی من فورا باید برم شرکت
01:17میشه تو بیا یه ازم بگیری براش ببری؟
01:19خواهش میکنم بردر من
01:21چشم آبجی جون چشم معلومه که میشه
01:23باشه جونم
01:24من پس میبینمت بابای
01:25باشه میبینمت فیلن
01:29خوشمزه است؟
01:30خوشم نایمد کنجد داره
01:31من کنجد دوست ندارم
01:33دیگه پاشم برم شرکت آخه همه چشما رو منه
01:35دختر متلایی خوشگل تازه کارشو شروع کرده
01:38همه نگام میکنم
01:39اگه دیر برم همه متوجه میشن
01:41خیلی خب برو میبینمت
01:43میبینمت
01:43صورت حساب لطفاً
01:45آره تو حساب کن جیبت پر برکت باشه
01:47باشه عزیزم تو باره بابای
02:04برشنیدی آقا حالی دستیار شده
02:06باور کردن این یه است
02:32امیدوارم این کار تو نبوده باشه ارین
02:40ای بابا چرا برای من قهوه نگرفتی؟
02:43بریم بالا برای درست میکنم کاری نداری که
02:45میگم ایلدیز امشب مساعدی
02:47بیام حالید جانو ببینم دلم براش یه ذره شده
02:50قدمت رو چشم اما من متاسفانه امشب خونه نیستم قرار دارم
02:54این در خانم میخواد منو با یه نفر آشنا کنه ول کنم نیست
02:56ای بابا این دیگه از کجا در اومن؟
02:58چه میدونم میخواد منو از تنهایی در بیاره گیرم داده
03:01میدونی چیه؟
03:02نه این که حالید برچکست شده به نظر من دیگه
03:04کسی نمونده که باش سر کله بزنم برای همین به تو گیر داده
03:07آره امکانشم هست نمیدونم
03:09حالا کجا قرار گذاشتید؟
03:11آه گفت تو اتیلر یه رسطوران جدید افتتار شده قراره بریمونجا
03:15میخوای منم بات بیا؟
03:16بیرون منتظم امونم شاید کمک لازم داشته
03:18نه نه دیگه در این حد هم نیست خودم یه کاریش میکنم
03:20باشه هر طور راحت میکنم
03:21آئی چطوره بگیم یه آسانسور تو شرکت بذارن خودم پولش رو میدم
03:25آره راست میگی
03:27از کمر افتادی؟
03:28من از هم از فله خوشم نمیاد پاهم درد میگیرم
03:34نوشه جان
03:35اینم بردارید
03:36باشه
03:37هی خدا ببینین دختر به چه روزی افتده
03:42لیلا
03:43جانر
03:44سلام چطوری؟
03:45خوبم تو چطوری؟ چی کارا میکنی؟
03:47چیزه یه گوبای نمش رو جا گذاشته بود اونو برش رو برده
03:50نوشه جان
03:52راستی بهت افتخار میکنم لیلا
03:54با بعد این که انقدر با اردهی به تبریک میگم
03:56آفرین به تو
03:57خیلی ممنون
03:58فیلن که همیشی رو براه
03:59خوبه لابود این تو کلاسه من همینجا منتظر شده
04:03نه این داخله
04:04داخل یعنی کجا؟
04:05آشپسخونه
04:06آشپسخونه؟ آشپسخونه اینجا؟
04:08مگه دیوونه شده تو آشپسخونه چی کار میکنه؟
04:11مگه تو نمیدونه؟
04:13چیا نمیدونم باز چی شده آخه
04:23تو رو خدا ببین پسر ملکه و دختر پادشاه به چه روزی آفتاده
04:28نگاش کن تو رو خدا داره با رقص و آوا زرف میشونه
04:31ای خدا
04:33منسفریم که تو گوششه
04:43تو اینجا چی کار میکنی؟
04:45تویی که باید بگی اینجا چی کار میکنی؟
04:47ای بابا
04:47وای صدی اینجا داری با رقص و آوا زرف میشونه
04:50بگو کمش روخی خواهش میکنه
04:52نه نیست
04:52پسر جون تو که ننه بابات پول دارن
04:54برای چی داری کار میکنی؟
04:55خولی چلی دیوونه یا عشق بشوربه ساب داری؟
04:57اگه اینطور بود به ما میگفتی کلی زرف داشتی؟
04:59نه جونم من نه دیوونم نه خولوچلم
05:05من میخواد یه چیز بدتر بگی فقط خواهشن نگو که عاشق
05:08آفرین به دعایی باهوش خودم
05:10همچین میپرسی اینگر از هیچی خبر نداری؟
05:12معلم خوب نخواستم لیلا اینجا تنها باشه
05:15کار خوبی کردی کار خوبی کردی
05:16فقط من از این نارتم که حالیت از این موضوع خبر نداره
05:19اگه بی منو
05:22دمت گرم
05:23نه حالیت نه هیچ کس نباید از این موضوع با خبر باشه
05:26بله دیگه اینم یه راز دیگه است
05:28آخه چرا هیچ کس نباید بفهمه؟
05:29برای من که مهم نیست
05:31من از هیچ کس هیچ ترسی ندارم
05:33فقط نمیخوام لیلا رنجید خاطر شد میخوامی؟
05:36فقط حالا که تو اینطوری گفتی
05:38من واقعا دلم برای خودم سوخت
05:40آخه چرا؟
05:41چون هیچ کس هالمچین کاری برای من نکرده
05:43خدا رو چه دیدی شاید بکنه؟
05:45نه نه
05:46من اگر شهر بودم قطعا آفیون میشدم
05:48همه میومدن میرفتن
05:49اما مقصد نهایی هیچ کس نبودم آره
05:53راسی برای چی اومد اینجا؟
05:57گوباینامه تو آوردم
05:58خوهرزادی عزیزم
06:00آره من گوباینامه من جا گذاشته بودم
06:02زندگی من را جا دیدیم
06:03نوشیدنی میخواری برای درست کنم؟
06:05آره یه امریکانه درست کن بخورم ممنون
06:07باشه
06:07یه امریکانه لطفا درست کن
06:18کایه یه خرده دیر میاد
06:20گویه قرار بود چند تا وکالتنامه حاضر کنی داره؟
06:25میدونم خودم خبر دارم
06:27اوکی
06:31بیا
06:35به یاسمین بگو پرونده هایی سابقه نادرم بیاره
06:38میخوام اونارم بررستی کنم
06:39من که به یاسمین زنی نزادم
06:46بیه تو حالیت
06:47امروز صبح یه پیام برات فرستده بودم
06:50رجب وکالتنامه ها بود گرفتیشون؟
06:52بله
06:53آماده کردی؟
06:54آماده کردم
06:57آماده کردم چی؟
07:03آماده کردم شایقا خانم
07:05خوبه
07:08رسی این گل اولی گلدونش خیلی بزرگی
07:11میشه لطفا نوزش کنی؟
07:14باشه
07:20حالیت
07:21رسی همه یه پرونده های سابقه نادر رو باید آماده کنی
07:27همشونو
07:28بدون هیچ کمو کستی
07:30باشه
07:32چشما تنوز میبینن دیگه نه حالیت؟
07:35یعنی میتونی انجامشون بدی؟
07:38بله میتونم
07:40حالا دیگه برو
07:44آراسی این درجون شما چیزی میل داری؟
07:46نه
07:46حالیت یه چایی بابونه برای من بیار
07:49فقط یه سمین نگاره خودت بیار
07:56چشم
07:57شایی که خانم
08:01مچکرم
08:11این در
08:15میبینم که
08:17یه شک خیلی کچیک بهت ورد شده
08:20دیشب که بهت گفتم حالی دستیرم شد
08:23باور نکردی نه؟
08:24تو واقعا زنه
08:27مریضی هستی شایگا
08:29خیلی مریضی
08:30نه
08:31من اونطور که تو ادعا میکنی دشمنمو نمی کشم نده
08:35بلکه کاری میکنم که مجبوشن بیم خدمت کنم
08:39واقعا تامین
08:42که یه وقتی اومد خبرت میکنه
09:01تو داری چی کار میکنی حالیت؟
09:03مگه نمیبینی دارم کار میکنم
09:04آره میبینم
09:05اما چرا اینجا؟ چرا پیش شاهیکا؟
09:08نتونستم کار بیده کنم
09:09من همچین چیز رو باور نمی کنم
09:11ببینم
09:12نکنه تو با شاهیکا دست توی کاس هست و هدف دیگه ای تو سرته آره؟
09:17منظورت از این حرف رو چیه؟
09:19به نظرت من الان تو وضعیتی هم که بتونم با شاهیکا دست بگیشم
09:23اوزامو نمیدونی؟
09:24میدونی قبل اینکه بیام اینجا کچه کار میکردم تو سوپرمارکت؟
09:27کدوم سوپرمارکت؟
09:29سوپرمارکت محلی صدقی
09:31بعدش هم اومدم بیرون جای دیگه هم کار پیدانه کردم
09:34مجبور شدم بیام اینجا
09:36فقط میخوام بدونم تا کهی میتونی تحقیر کردن و یه شاهیکارو تحمل کنی؟
09:40تا وقتی که سبرم تموم شد
09:42ولی تو با این کارت داری به شاهیکا اجازه میدی ازت انتقام بگیره
09:45خوبه که
09:46تو هم از این موضوع لذت ببر
09:51تخصیر منی که اومدم با تو حرف بزرم
09:54هر کاری دلت میخواد بکن
09:59چرا تا حالا به فکر من نبودی؟
10:04پس این جانر کجاست؟
10:05رفته یه سر به خوارش بزنه
10:07اونم که همش میره به این و اون سر بزنه
10:10بیخیال جونم ما که اینجا سرمونم خیلی شلوق نیست
10:12باش
10:13بذار راحت باشه
10:13رئیس مسایدن میشه برم تو؟
10:16بله مسایدن بفرمایید
10:20یلدیز خوب داشتیم چی میگفتیم؟
10:21راجب اون مسئلهی که پیش اومده بود آکسیون کردیم؟
10:24آکسیون کردیم
10:25میسیون و ویزیون و بقیه چیزام آماده است
10:29زمنان فیدبکم گرفتیم
10:31خلصه همه یه کارا را انجام دادیم رئیس
10:33ببخشید مزاهم که نیستم
10:36دلارا تو که اومدی؟
10:38داشتیم مثل دیوانه ها کار میکردیم
10:40متوجه نشدیم
10:41شلال خانوم گفتن این برگه ها را بدم به یلیز خانوم
10:44آه به من؟
10:46آه فهمیدم چیزه
10:48اخه اول من میخونم بعدش خلصه شوا برای آقا امیر تعریف میکنم
10:52در واقع من الان دستیاری ایشون هستم
10:54بله ما عرفی میکنم
10:55یلیز خانوم دستیاره باشه
10:57خوشبخت هم
10:57منم همینطور
10:58تو دفتر ما منصبها همش تغییر میکنن
11:01یعنی هر لحظه ممکنه جای من و آقا امیرم با هم دیگه عوض بشه
11:06یه ده؟
11:06آره آره دپارتمان ما چون متفاوته
11:08حل لازه ممکنه یه اتفاق جدید بیفتی
11:10باشه پس من میرم سر کار
11:12آره شو بشیم خلاصه اینا رو بنویس
11:14خیلی ممنونم
11:15خودت چطوری؟ خوبی؟
11:18خوبم امروزی خورده سرم شلوغه
11:20ای جانم
11:21یعنی ما هم همینطوری هستیم
11:22سرمون خیلی شلوغه
11:23کار دیگه چاری نیست
11:25مگه ندست یار؟
11:26منم که بی سبرانه منتظرم وقت استراحت و قهفه خاری برسیم
11:31تو وقت استراحتمون
11:32یعنی تو وقت استراحت تو
11:34میایی با هم بریم قهفه بخوریم؟
11:36بعدم نمی آکه
11:38که اینطور عالیه
11:39میبینمت
11:40میبینمت فیلن
11:45آخه دیوانه فکر کردی دختره نمیفهمه؟
11:48هرچی کلمه راجب کار ولد بودم یه ها به زبون آوردم
11:50مگه عقل تو کلت نیسخه این گل خوان؟
11:53به نظرت همه چون میفهمه بگی؟
11:55معلومه اون قهفه رو بده بخورم
11:58خب ایل دیستو هم طوری حرف زدی که دختره اگه تازه کار نبود
12:01سسوته همه چی رو میفهمی؟
12:03چه اهمیتی داره جونم
12:04تو که خوش قلبی خوش تیپی
12:05چه ایرادی داره مقام و منصب نداری نداشته باش خب؟
12:08دقیقا
12:09یه جوانه رانان خوش شعره پیدا کرده
12:11مقام و منصب میخواد چی کار؟
12:12ریاستت میخواد چی کار؟
12:13احورو برای خودم بریخته بودم
12:14و برای همین میخواد
12:15نوش جونت
12:16بیا تو جانر جان
12:18آی عزیز دلم
12:20دستت درد نکنه
12:21میدونم زحمتت شد
12:22اما دلم نمیامد که اید بدونه گوه هی نامه بخواد رانندگی کنه
12:27خدا میدونه دیگه چیا قراره ببینیم
12:30کار خدا رو باش
12:31خیلی عجیبه
12:33حالیت قراره برای شایکا چای و قهوه بیاره
12:36آخه آدم باورش نمیشه
12:37آب جی جون حالیت ورشکست شده
12:39انتظار داری تو خونه صدقی پول چاب کنه
12:41بر از بانک دوزی کنه
12:42اتم بشکافه یا چی
12:43نه جانر من این آدمو خوب میشناسم
12:46این آدم گردنش بره
12:47اجازه نمیده کسی تحقیرش کنه
12:49اون به هیچ عنوان اجازه نمیده
12:50شایدم همینطوری بوده
12:51شایدم از اولش همینطوری بوده
12:52و ما زیدی در نظر بکنه بوده
12:53دارم میگم امکان نداره جانر
12:56خب آب جی جون به نظرت قضیه چی هم
12:58اون که از روح عشق و محبت
12:59دستیرش هایی که نشده
13:01مطمئنم یه کاسه زیر نیمکاس هست جانر
13:04من سالها زن حالیت بودم
13:05بهتر از هرکسی میشناسمش
13:07اون حتی گدایی هم بکنه
13:08اینطوری جلوی دشمنش سرخم نمی کنه
13:11نمی کنه میدونم
13:12اجاب آدم یا
13:13چنان به چهی از خودش نشون دوده
13:14که ما حتی چیزی روی که با چشم خودمون میبینیم
13:16هم باورده میکنیم
13:22جانر
13:23چه آب جی بگو بازش
13:25فکرین تو سرته بگو خلاصم کن
13:27پاشو پاشو پاشو پاشو
13:29چی شده آخی
13:30پاشو پاشو پاشو
13:31آب جی چی شده چی شده
13:32باید حالیتو تعقیب کنیم
13:34همه رو تعقیب کرده بودم جز حالیت
13:36حالا اونم باید تعقیب کنم
13:37باشه تعقیبش میکنم
13:38اما واسه چی
13:38من مطمئنم یک کاسه زیر نیم کاسه
13:41اگه نباشه چی آب جی جون
13:42با با طرف تو کنی رانندش زندگی میکنه
13:44شد اونم تصمیم گرفته بره تو کار خدماتی دیگه
13:47امکان نداره جانر جون
13:48من این آدم رو بهتر از هر کسی میشناسم
13:51برای همین خیلی خوب میدونم
13:52چی کار میکنه و چی کار نمیکنه
13:53کتی تو بردار
13:54بودو
13:55نمش میگه من بهتر از هر کسی میشناسم
13:56اش خیلی خوب
13:57چار چیه بازم مجبورم حرفت دیشونم
13:58مانتظر خبری تمام بودو
13:59خوشه
14:03شاید هم حدسم درسته
14:17الو
14:18تو که هنوز شماره اون دختر بی اصاب و برام نفرستدی چی شد پس؟
14:22کرین جون مادر دست بردار
14:24رفتم پیغامتو به یلدیز رسوندم
14:26متفاقا بیشتر اصابانیت
14:28ای بابا
14:28این که اصابانیت نداره
14:29خب شماره منو بهش میدادی اون بمزنگ میزد
14:32اینو که دیگه اصلا نمیتونستم بهش بگم
14:35میدونی که
14:35تو هم خیلی ترسویی ها
14:36باشه باشه بش نگو
14:38پس دیگه کاری از دست من بر نمیاد
14:40من میخواستم وزخواهی کنم
14:41اما اون خودش قبول نکر
14:42ببین داداش
14:43اگه رفیق بچگی هم نبودی
14:45به هیچ اما قاطعی این ماجره ها نمیشدن
14:47میدونی که
14:48اما برای بار آخر میخوام در حقیت خوبی کنم
14:50باشه با کنم
14:52البته میدونم نباید اینو بهت بگم
14:54اما امروز
14:55یه چیزی شنیدم
14:57چی شنیدی؟
14:58دوبله شده در
15:00استریو جنی
15:02بیتون
15:05بفرماحالیت
15:05شایی که خانم
15:08بفرماحالی چی شده؟
15:09اگه میشه نیم ساعتی به من مرخصی بدین
15:12یه سر باید برم بیروم
15:13آآ
15:13روز اول کاری مرخصی میخوایی چی کار چی شده؟
15:17حق با شماست
15:18اما فوراً باید برم بانک
15:21آها
15:22ای داده بیداد
15:24حالا که اینطوری گفتی
15:26دلم به حالت سخت
15:27آخا آدمی مثل تو
15:29باید بره تو صفه بانک منتظر نوبت باشه
15:34حالا اشکالی نداره
15:35برو فوراً کاری تو انجام بده
15:38اما فوراً زود برگردیا خیلی طولش نده باشه
15:41خیلی معموم
15:42کسی دیگه ی جز من همچین لطفی در حقت نمی کنه
15:45قدرشو بهتون
15:46درست می فرمید
16:12موسیقی برگردیا خیلی پیشه
16:14موسیقی برگردیا خیلی پیشه
16:26موسیقی برگردیا خیلی پیشه
16:28موسیقی برگردیا خیلی پیشه
16:50لطفا همونجو بایستو
16:59دادو شیخورده آرام تر بارم
17:26ببخش زهر خانم شما چیزی لازم دارین
17:29آخه من چند دقیقی دیگه میخوام منم آشبازخونه شام درست کنم
17:32شیعت صدای شما رو نشنبم
17:34نه آیسل ممنون چیزی نمیخوام
17:37باشه خانم
17:40آیسل
17:42آسما خانم هنوز بیش حالی جانه
17:44آره داشته حالی جان رو میخواب موده خودشم خوابش بوده
17:47آم باشه
18:14واقعا که شورشو دره بردین
18:15آخه این چه کاریه
18:30الو آکی
18:32کجایی تو
18:33چرا به هم زنی نمیزنی
18:34خیلی بی مرام شد یا
18:36اگه بی مرام نیستیم پس پاشو بیا اینجای قرار بذاریم
18:39همو ببینیم خیلی وقت همو ندیدیم
18:40بگو کجایی که من بیام پیشت
18:42پنج دقیقی حاضر میشن
18:46باشه
18:50آخه چی شد؟
18:52تو نستی سر از کارش در بیاری آره؟
18:54حابجی جون نمیخوام الکی امیدوارد کنم
18:56اما مثل اینکه حق با توه
18:58بگو ببینم چی شد؟
19:00حالیت قای مکی رفت دیدن متین
19:02دیدی گفتم
19:03دیدی گفتم
19:04سب کن عزیز من زود جوگیر نشو
19:06فیلن که چیزی مشخص نیست
19:07شاید طرف به خاطر پیگیری بدهیاش رفته دیدن وکیلش از کجا منون
19:10هیش کس به خاطر پیگیری های بدهیش
19:12قای مکی با وکیلش قرار نمیذاره جان ارجون
19:15زمنان همه میدونن که حالیت ورشکست شده
19:18قضیه یه چیز دیگه است که من توتوشو در میارم
19:21آره در بیاریم
19:22در بیاریم که جلوی بقیه یه صرف راست شیم و خیالم راحت شد
19:25سب کن ببینم یه لحظه سب کن
19:26بری بکی زنیم زنی
19:29به مشاوره امور مالی
19:34الو
19:36سلام عزیزم چطوری؟
19:39منم خوبم ممنون
19:41یه کاری با حد داشتم
19:42تو تو شرکتی که کاری بورس حالیتو انجام میداد
19:45آشنام آشنا داری
19:46یه موضوعی پیش اومده میخوام ازش سردر بیارم
19:49فکر کنم
19:49با شرکت سرمیگذاری صادق کار میکرد
19:54جدی میگی؟
19:56وای این که خیلی عالیه
19:58میخوسم در مورد آخرین
20:00اوراقی که حالیت خریده بود بپرسم
20:02فکر میکنم اوراقی یه مدن
20:04توی آفریقا بود
20:05باید بفهمم حالیت با خریدن این اوراق
20:07چی به دستو برده و چی از دست داده
20:12آی خیلی ممنونم
20:13ببین اگه این کار رو برام انجام بدی
20:15یه آلم مدیونت میشم
20:17بعدیش هم تو ازم جون بخوا
20:21آی واقعا ممنونم
20:23میدونم زحمتت میشه
20:25اما برام اهمیت داره منتظر خبرتم
20:27بابای عزیزم بابای
20:29چی گفت؟
20:30گفت خبرت میکنم
20:31امیدوارم بتونه از پسش بر بیاد
20:34خدا کنن
20:46سلام
20:48کجایی تو هاکین چرا لقدر دیر کردی؟
20:50وفته بودم دنبال سفارشات جنبالی
20:55زهره داری چی کار میکنی؟
20:56مگه چی کار کردم
20:58عزیز من هر کاری راه رست میداری اینطوری که نمیشه
21:00هاکین چی کاریه؟
21:01بدشم اینجا کجاست؟
21:03برای چی من رو بردی اینجا؟
21:04مگه من وقتی پول دار بودم با تو اینطوری رفتار میکردم
21:06من که مثل تو پول دار نیستم
21:07تازه ببین منظرش هم مثل منظره خونه شماست
21:09مگه منظره خونه ما اینطوری بود؟
21:12مثل همن دیگه چه فرقی داره؟
21:15تازه از کتاب فروشی هم اخراج چدیاره؟
21:18نه شد دیگه نتونستم
21:19نمیتونم اونجا کار کنم
21:21چرا نمیتونی زهره؟
21:22وقتی مجبوری باید کار کنیم
21:24نمیتونم آکین
21:24اگه میتونستم کار میکردم خب نمیتونم دیگه
21:27هرچی زودتر باید برگردم به روال سابقم
21:29چی کار باید بکنم که دوباره برگردم به روال سابقم
21:32و پول دار بشم چی کار باید بکنم؟
21:34خواب دیدی خیر باشه
21:35حتی من هم نمیتونم اونقا پول دار بیارم
21:37پس من دیگه نمیتونم کار کنم
21:38برچی باید کار کنم؟
21:39یعنی منظور تو اینه که حالا که نمیتونی درامده میلیون دولاری داشته باشی
21:42پس قیده همه کار رو میزن
21:43دقیقا همینه کلن قیده کار کردن رو میزن
21:46امادم به خاطر یه مقدار پول باید هیستن سرپا وایسه
21:49ببینم زهرا
21:50یه لیر از هیچی بهتر نیست
21:53نیست
21:54به خدا نیست ای بابا
21:57ببین به کسی نگی که با هم قرار گذاشتی
22:00خب
22:00چرا نباد بگم
22:02چون این اواخر همه با هم دشمن شدن
22:05شاید زنگ بزنن و بهت بگن دیگه با زهرا ملاقات نکن
22:08بهتره باشون حرف نزنی
22:09زهرا ببینم تو مطمئنی حالت خوبه
22:11بله بله که مطمئنم خیلی هم خوبم
22:13یعنی بابام ورشکست شده
22:14مفلس شده ما ماواره شدیم
22:16برای چی باید حالم بد باشه خیلی هم خوبم
22:21بیا تو هم بخور
22:22نه ممنونم من میل ندارم
22:24بهتری تو هم نخوری
22:25مثل که یکم حالتو خراب کرده
22:26من حالا بد نمیشه
22:28فقط حوصل باشه به کسی نگی من مشروب خوردم
22:30مخصوصا توی همچین جایی
22:32خیلی خوب
22:32چون طوری رفتار میکنن
22:34اینگار من یادم الکولی بی ارادم
22:35اصلا حال حسل سرکل زدن باشونو ندارم
22:37خیلی خوب باشه دیگه
22:38باشه
22:39نگی
22:39چند بار میگی فهمیدم دیگه
22:42ببینم پول خورد داری
22:43مخوام برم یادون بیسکویت بخرم
22:45هم باشه
22:49بابا
22:51خالد چطوره پسرم
22:52خوبم تا چه زاری؟
22:54منم خوبم
22:54مدرسه چطور بود؟
22:56خوب بود
22:57ما که همینه
22:58روز هم دیگه رو دیدیم
22:59نکنه اتفاقی افتاده
23:01میشه خورده با هم حرف بزنیم؟
23:04باشه
23:04بیا
23:09بیا بشین
23:10چیزی شده بابا
23:11آره پسرم
23:20این چیه؟
23:21چه این چیه؟
23:22تو این پاکت رو گذاشت تو جیب من
23:23از این بابت مطمئن نم
23:25بابا
23:26ببین
23:26من با دا بخوای انکار کنی
23:29قبل این که تو بیایی
23:30هیچی تو جیب پالتوم نبود
23:31خالی بود
23:32اما بعد این که تو رفتی
23:33اینو تو جیب پالتوم پیده کردن
23:35بابا به خود من قصد بدی نداشتم
23:37من فقط میخواستم کمکت کنم
23:39من که نمیگم تو کار بدی کردی پسرم
23:42اما
23:43اگه به فکر منی درساتو بخون
23:46برو دانشگاه
23:47کار پیدا کن
23:48پول در بیار
23:49اون وقت میتونی کمکم کنی
23:51بگو ببینم
23:52واسه چی این کارو کردی
23:54خوهرم بخاطر تو رفتم سر کار
23:56من هم احساس بدی به ام دست داد
24:02وجود تو برای من بزرگترین کمکه
24:07باشه
24:09حالا بگو بینم
24:10این پولو از کجا آوردی
24:14گیتار اما فروختم
24:15یعنی چی
24:19وسائل خونه رو بردن
24:20گیتار تو نبردن
24:21نه من گیتار اما برده بودم
24:23خونه ماما نمونجا
24:24یعنی تو به خاطر من
24:25با ارزشترین چیزو تو فروختی؟
24:27از تو که با ارزشتر نبود بابا
24:29تاسه من که این اواخر گیتار نمیزدم
24:43همه چی درست میشه
24:44خب همه چی برمیگرده به روال سابق
24:46اون وقت یه گیتار بهتر برات میخرن
24:49مهم نیست
24:50همین که حال تو خوب باشه برا من کافیه
24:52خوب میشیم پسرم خوب میشیم
24:54بیا این پاکت رو بذار تو جیبت
24:57وقتی خواستیم جددیشو بخریم
24:58رازه بینیم شه
24:59باشه؟
25:02خیلی باشه
25:06خونوادی عزیزم
25:07من امروز اولین حقوق هفته گیم رو گرفتم
25:10باست این که به ام افتخار کنید
25:12امشب به صرف شام در اول دوزون میکنم
25:14ایفان
25:15لیلا رو باش
25:20امروز یه بار دیگه به ام ثابت شد
25:22من به بچه هم افتخار میکنم
25:29چی؟
25:30آخه چطور ممکنه؟
25:37چی شده؟
25:38عجب اتفاقی
25:39با بارم نمیشه
25:41واقعا ازت ممنونم
25:43خیلی خوب باشه
25:44از این به بعد اگر چیزی لازم داشتی
25:46اول به من زنی میزنی باشه
25:48خیلی ممنونم میبینم
25:49همه تازیزم با بای؟
25:50چی شده؟
25:51چی شده؟
25:52چی گفت؟
25:52جانر
25:54باورت نمیشه
25:55به نظر میاد
25:56اوراقی که حالیتو
25:57ورشکست کرده بود
25:58دوباره نجاتش داده
26:00یعنی چی؟
26:00آخه این چطور ممکنه؟
26:01اگه ارزش اون سهان
26:02برای نجات حالیت کافی باشه
26:04این به این معنیه که
26:06حالیت دوباره قدرتشو
26:08به دست دورده
26:09اما آخه آبجی جون
26:10اگه حالیت دوباره
26:10قدرتشو به دست بیاره
26:11تو خونه صدقی چی کار میکنه؟
26:13یه مثلا برای چیزی دست
26:14شهکا کار کنه؟
26:14جانر
26:16احتمالا حالیت داره
26:17هممونو بازی میده
26:18نه بابا حرفی میزنی
26:20حالیت که دوز و کلک بلدیم
26:21شواهد و قضیهه که
26:23اینطور نشون میده عزیزم
26:24اما اگه حالیت واقعا
26:25همچین کاری کرده باشه
26:26باید بهش تبریک کنه
26:27طرف از همه ای زنهای دور برش
26:28زرنگتر از آب در اومده
26:30اون فقط به یه دلیل
26:32ممکنه همچین کاری کنه
26:33برای این که شاهیکا رو
26:34از دور خارج کنه
26:35آمین آمین
26:39جانر
26:42من باید کنار حالیت باشم
26:45اگه حالیت بتونه
26:47شاهیکا رو شکست بده
26:49برای من
26:49تو شرکت یه جایی بزرگی باز میشه
26:52تموم نمیشه
26:54تموم نمیشه
26:54حساب کتاب تموم نمیشه
26:56اوضای اینجا به زودی به هم میریزه
26:58و من مجبورم
27:00تو این اوضای به هم ریخته
27:01جای خودم رو قشنگ
27:03حفظ کنم
27:04چرا نمیفهمی جانه
27:05باش حاب جی جون باش
27:06امیدوارم بتونی از پسش بر بیر
27:08من دیگه باید برم
27:08میخوام برم با امیر حرف بزنم
27:10امروز که سر کار نرفتم
27:11عدقل برم اخبار شرکتا ازش بپرزم
27:12باشم
27:13مراقب باش
27:14بابای عزیزم
27:34ممنون لیراجون
27:35خیلی لطف داری
27:37نه
27:38شما امشب خانوادگی برین
27:40حالا یه روز دیگه منم با اتون میام
27:42ممنون
27:44کی بود صدقی
27:46لیلا بود
27:46خدا اولاد سالح نصیب همه بکنه
27:49منم برای شام دوت کرد
27:53چه خوب
27:55پس با رو لباس دو بپوش با هم برید
27:57نه قربان نه
27:58شما امشب خانوادگی شام بخورید
27:59من یه روز دیگه با اتون میام
28:01لیلا اولین حقوقشو گرفته
28:03میخواد همه منو ببره بیرون
28:04نه قربان ممنونم دوت دارید
28:07باشه
28:08متشکرم
28:08تازه میدونی
28:11ایریم چی کار کرده
28:12ها چی کار کرده
28:13یا اتیه گیتار داشتی خیلی برزش بود
28:17خواسته به من کمک کنه
28:18بس همین گیتارشو فروخته
28:20ای جانم
28:21آقا آلیت اینا همش نتیجه محر و محبتی که شما به بچهاتون داشتیم
28:28موبایل من اونجاست
28:29رو میزه
28:33بازم دورنا و دوردونه اومده
28:34دیگه دارم عصبانی میشم آقا آلیت
28:36مهم نیست من دارم میرم
28:40ایندر خانم
28:41سلام صدقی
28:42آلیت خونه هست
28:43آره خونه هم اندر
28:45خیل باشد
28:48گفتم قبل از این که برم خونه یه سری بهت بزنم
28:50برای چی؟
28:54با ایریم که صحبت میکردم گفت قراره بابابام بریم بیرون
28:58راستش منم نگران شدم
29:00امروز خالت خیلی خوب نبود
29:02اومدم بپرسم چیزی لازم داری یا نه؟
29:06تو نگران من شدی؟
29:08یعنی
29:10نگران شدی که من چیزی لازم دارم یا نه آره؟
29:14خب آره حالیت
29:15مگه چه اشکالی داره؟
29:17ایریم تمام فکر و ذکرش پیش توه
29:19تفلک خیلی غصه میخوره
29:21منم اونقدر سنگدل نیستم که از این وضیعت تو لذت ببرم و خوشحال شم
29:26تو داری یه حرفا میزنی اندر؟
29:27وله مون کن تا رو خدا
29:28روزی که من اومدم تو این خونه داشتی با دومت گردو میشکندی
29:32از اون رسته آره چی عوض شده؟
29:35درسته
29:36به خاطر بلاهایی که به وقتش سرم اووردی منم یه سری حرفا بهت زدم
29:41اما خب
29:41تو که فکر نمی کنی من واقعا بده تو رو میخوام
29:45اینطوری فکر میکنی؟
29:46باورم نمیشه
29:47از این که پیش شایکا کار میکنم اینقدر متحصر شدی؟
29:51نمیدونم
29:52شاید
29:53اما هر اتفاقی هم که بینمون افتاده باشه
29:57من عادت دارم تو رو قریب ببینم حالیت
29:59بچه هاتم همینطور
30:03مطمئنم که یه روزی دوباره از یه جایی شروع میکنی
30:07و جای اول تو میگیری
30:11منم همین امیدو دارم
30:13اندر خانم
30:17خب دیگه من با اجازتون برم
30:21شما میخوایین بریم بیرون دیر میشه
30:25راستی
30:28میدونم که قبول نمی کنی
30:30اما اگر کمک لازم داشتی و هر کاری ازم برمی اومد
30:33برا تنجام میدم
30:35اریم خیلی قصه میخوره
30:37میخوام ببینه که پدر و مادرش به هم دیگه کمک میکنن
30:40واقعا تحجب کردم اندر
30:42از روز که طلاق گرفتیم
30:44این اولین باری که جنبی درست سابی گفتیم
30:47واقعا
30:50همش تحصیل حضور کایی هست
30:52شبت بخیر
30:54به سر آمد
31:00صدقی
31:01من رفتم
31:03خداحافظ غربان
31:06وای هوایی اینجا چقدر خفست مامان
31:08یه خورد پنجره رو باز کن
31:10دست درد نکنه عزیزم
31:13خب زهره که امروز چیزی نخورده که نه
31:16تو خونه که چیزی برای خوردن نبود
31:17نمیدونم بیرون خورده یا نه
31:19حالا زهره رو بیخیار
31:20بگو ببینم این آدمی که امشباش قرار داری چطوره
31:23آیی من این قرار رو کنسل میکنم
31:25چرا میخوای کنسلش کنه
31:26ایلیز به خدا خفت میکنم
31:28وای مامان مگه چیه خب
31:29ای بابا
31:30ای بابا صدا تو بیار پایین دخترها میشنونم
31:32خب اذار بشنونم مگه چیه
31:34ای بابا اونا که بچه های تا نیستن خواهشن اینو بفهم
31:37نمیدونم بچه های من نیستن اما چه لزو میداره از الان بدونم
31:39ببخشی دا نفهمیدم
31:40یعنی چون اونا اینجا تا دیگه نباید با کسی قرار بذاری
31:54ایلیز حق نداره قراره امشبتو کنسل کنی
31:56که یا وایندر خیلی دل خلوشن
31:58بابا بهش میگم مریضم
31:59ای بابا اصلا میدونی چیه
32:00این حالیت اعتماد به نفس تو رو با خاک اکسان کرده
32:03برو بیرون باش آشنا شو و برگرد
32:05مگه چه ایرادی داره
32:07باشو ببینم
32:08باشو برو حاضر شو
32:09ای بابا
32:11حرف مادرتو گوش کن دختر قشنگا
32:14ما داریم میریم
32:15لیلاجون
32:16میخواستیم حالیت جانم با خودمون ببریم
32:18اما خب
32:19نه چون داره دندون در میاری
32:21خیلی بیتابی میکنه
32:22اولش کن
32:23زهراتو خوبی
32:24این چند تاست
32:27چیزی که نخورده
32:31مورو حاضر شو بدو
32:32باشه مامان جونم چشم ازیز دلم
32:35آفرین دختر قشنگم آفرین
32:38مامان یلدیزم داره رو احصاب من میره ها
32:41چرا؟
32:41دو پک مشروب خورده هم
32:43زودی رفته گذاشه کف دست یلدیز
32:44اینگار داره مست خرم میکنه
32:45مگه ندیدی؟
32:46اسما خانم چیزی بهش نگفته
32:48من گفتم
32:48چی تو گفتی؟
32:49چرا گفتی؟
32:50حالا یلدیز به همه چی من مشکوک میشه
32:52خب بذار مشکوک بشه
32:53ببین تو این خونه یه بچوی آدمه
32:55مست نمیتونه کنار هم بشه
32:56دو روز حرف بزمه خوهر تمام
32:58مشکل ما هم همینه
32:59پس مثل یه خوهر رفتار کن
33:01حالا روزمونو شک کن
33:02چی رو بشه کنم؟
33:03ها چی رو بشه کنم؟
33:04ای بابا مگه نمیبینه داری میریم
33:05سواره اوتوبوس بشیم
33:06ای خدا
33:06قدقل میتونی روح بریم اگه نه؟
33:13حالا چطوره عزیزم؟
33:14خوبم عزیزم چطور میتونم باشم؟
33:27از این که امروز به حالیت سرزدی خوشحارم
33:30چی کار کنم دیگه؟
33:32دلم به حالش میسوزه بند خدا خیلی گناه داره
33:35آره اما حالیت آدم قویه درستش میکنه
33:38آره خب درستش میکنه
33:40اما اون آدمی نبود که زیر باره همچین خفتی بره
33:44خیلی عجیبه
33:46بگذاریم
33:46من از این موضوع واقعا ناراحتم کایا
33:49بهتره در موردش اصلا حرف نزنیم
33:52میگم دوستامون یه رساران جدید افتتاح کردن
33:54چند بارم دعوتمون کرده بودن
33:56موافقی امشب بریم اونجا
33:58اینطوری حال هوامونم عوض میشه
33:59من که حسنم خیلی سر رفت
34:01همین امشب
34:02آره امشب بریم
34:03یه آب و هوایی هم عوض میکنیم
34:05اگه موافق باشیم
34:06منم بدم نیمیاد
34:08اما فردا باید سابه زود بیدار شم
34:09او چرا؟
34:10آخه چند تا جرسه دارم
34:12زهرم که باید برم توزده
34:13چند تا برگه از که باید امزاشون کنم
34:16برگهارم خودم باید ببرم
34:17بعدش هم باید برم دادگاه
34:19فردا جرسیه دادگاه یکی از موکلی نمه
34:21نمیتونی به موقع برسی
34:23خیلی خوب
34:24تو برو دادگاه
34:25منم برگه ها رو خودم میبرم
34:26آخه تو خودتم کار داری؟
34:28نه بابا چه کاری؟
34:30حتما برای این که به موقع برسی
34:31مجبور میشی با سرعت رو نندگی کنی
34:33خسته هم که هستی
34:34خوب خدای نکرده یه اتفاقی میفته
34:36بسپارش به من انجامش میدم
34:38پس به فکر شوهرتی
34:39بله من همیشه به فکر تو هم چرا تحجب کردی؟
34:42من شوهرمو دوست دارم
34:45دوبله شده در استیدیو جهر
34:47بیا پیشم
34:59تا نیم ساعت دیگه بیا حوالی خونه ما
35:11سالیم
35:14حالیتون چطوره؟
35:15هلو
35:17میبینی که حالمون خیلی خوبه
Comments