Skip to playerSkip to main content
  • 6 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00نگاه کن داره گریه میکنه
00:01دوبله شده در استیدیو جری
00:05حالی جریان چیه؟
00:07نمیدونم
00:08اما اگه حقیقته
00:11دمه رفتنی هم کار خودشو کرده
00:14از کجا میدونست قراره بمیره؟
00:16هیچ چیزی دیگه به ذهنم نمیرسه
00:18اصلا شاید نادر نمورده
00:21آیین نه دیگه
00:23تا همینجا به ما
00:28جانر اگه این حقیقت داشته باشه
00:30وضعیت خیلی خراب میشه
00:32البته اگه حقیقت داشته باشه
00:34شایکا یه رخصه با من بیا
00:35داداشت جو
00:37بیا
00:39بیا
00:40این کارا یعنی چی؟
00:43شوهرم مردی دارم برش گریه میکنم دیگه
00:46شایکا نکنه به سر صد دیوانه شده این کارا چیه؟
00:48مگه تو تا دیروز با نادر میانند
00:51بدن بود که ازدواج کردین؟
00:52همه چیه برا توزه گیده
00:54اما الان حالم خیلی بده
00:56بدن با هم حرف میزنین باشه
01:06آزیزم
01:09آمید برم که همهش دروغ باشه
01:11نگاش کن تو را خدا این زنهای بی بدره گریه میکنه
01:16یه لیزه اگه حقیقت داشته باشه
01:18یعنی سهام شرکت افتاده دسته این حیولا
01:20که اون وقت دیگه برامون خیلی بد میشه
01:22دیگه امرن بتونیم از پسش بر بیاییم
01:24این دختره معلوم نیست که داره چی کار میکنه
01:27یه نقشه جدید داره
01:28آخه یه همچین چیزی چطور ممکنه اندره
01:30اگه اماده اید برای رضای خدا نماز
01:33برای پیام بر سلوات
01:35برای میت دعا کنید
01:38به صف بشید لطفاً
01:46چطور تونستی همچین چیزیو اصفاً مخفی کنی شایکا
01:49چرا این کارو کردی
01:51آخه چطور تونستی
01:53دادش به نظرت واکنه شد
01:55ایکم توند میستی
01:55واکنه چطور توند من؟
01:56شایکا حواست سر جاشه
01:59با این که پذیرفتنش سخته
02:01اما گیرین با یارو ازدواج کردی
02:02اما چرا باید اینجوری میامدی مطرح میکردی
02:05دنبار چیستی؟
02:06چرا داری مثل حادید سر من داد میزنی
02:08وقتی داری داد میزنی من چجوری برای توضیح بدم؟
02:11شایکا برای این که خفت نکنم
02:13به زور جلوی خودم را گرفتم
02:15باورم نمیشه اینجوری حرف میزنی
02:17فکر میکردم میدونی عشق یعنی چی؟
02:21عشق؟
02:22این مزقف ها چیه؟
02:24کدوم عشق؟
02:25چی میگی؟
02:26دوزش داشتم
02:28همین
02:29داره میگه دوزش داشتم
02:31انگار بچه گول میزنه
02:34باورم نمیشه با حرفاش میخواد من رو سکته بده
02:36این دختری میخواد من رو سکته بده
02:38میگه دوزش داشتم
02:38باشه داداش
02:39وقتی حالت بهتر شد میشنیم حرف میزنیم
02:45شایکا
02:47میخوام الان برام توضیح بدی
02:49الان
02:52داداش من از روزی که با ندیر اشنا شده
02:54دحمتش خوش شدیم
02:55آره میدونم به پول زفتری خوب ادامه بده
02:57با این که من خیلی دوستش داشتم
03:00اما این حس من همیشه یه طرف بود برادر
03:02ممکنه به خاطر این بوده که یلدیز رو دوست داشت
03:04یلدیز بازیش داد
03:06من اونو واقعا دوست داشتم
03:07هنوزم میگه دوستش داشتم
03:08هنوزم به من میگه نادر دوست داشتم
03:10آخه داداش من میشه بگی کجای این موضوع اینقدر برای تو عجیبیم
03:13شایکا واقعا نمیخوای اینو بفهمی
03:16دیروز که زنش نبودی یارو زنده بود
03:19اما امروز که زنش شدی یارو مرده
03:21ملوم هست منصورت از این حرفا چیه؟
03:23ها؟
03:24سیگون موضوع به حرفایی که به خوهر داق دارد
03:27که امروز شوهرشو از دست داده میزنی باشی
03:29بیا بشین
03:29بیا همه چه درست توضیح بده و گردم
03:32میکشم چایکا
03:33به خدا قصم میکشم چایکا
03:35چایکا چه شانسی داره
03:37همون روز ازدواج شوهرش میره به سمت ملکو
03:40تا همه چی هم میشه مال این
03:42هیلیس تو خیلی بد شانسی به خدا
03:44آخه بحثو از کجا به من رسوندی؟
03:47از کجا رسوندم
03:48تا هم زنه یه مرد شست داره شدی
03:49حالا مردم به کنار
03:50حتی سرما هم نمیخوره
03:51با این سن و سالش بهت خیانتم کرد
03:53دلتم شکست
03:54مامان جون چی داری میگی برای خود؟
03:57دروخ میگم
03:57خدا باید با آدم شانس بده
04:00که به این زنه شاهیگاه داده
04:02آدم های بد ذات انگار خوش شانس درن
04:06مامان جون نمیتونستم
04:08از شر اندر و شاهیگاه خلص شم
04:09همش فکر میکردم با آشون چی کار کنم
04:11اما الان فهمیدم
04:12اگه تو رو بفرستم خونه شون فرار میکنم
04:14اگه تو زنه نادر میشدی
04:16چون میراز خورم نداره
04:17تو پول غلط میزدی
04:19اما همش گیره حالیتی
04:21از که ایت حالا اینقدر سنگ دل شدی
04:23من خودم پول دارم
04:24چه ربطی داره دخترم
04:26داریم بین خودمون حرف میزنیم
04:28چرا به هم میرسی
04:31اگه من با نادر ازدواج میکردم
04:33الان زنده بود
04:34چرا؟
04:35چون تو با هر کی باشی
04:37اونقدر زندگی رو به کام شیرین میکنی
04:38که ازرائیل سمتش نمیاد
04:40عمر آدم ها رو زیاد میکنی
04:42نه مامان
04:42نادر رو شاهیگاه کشده
04:44تنها چیزی که متوجه نمیشی
04:46مینه که چجوری زنش شده
04:48اگه این کار کرده
04:49و تونست قصر در بره
04:51باید مدیریت شرکتم اون بگیره
04:52دستش لیاغتش داره
04:54باشه مامان بحثو تمومش کن
04:55این رو هم ولش کن
04:56آیسل انجام میده
04:59ببین چی میخوام بهت بگم
05:01مگه بعد میگم دخترم
05:02یه لحظه بایسا
05:04ببین چی میخوام بهت بگم
05:06نه تو نه اندر
05:07هیچ کدومتون کاری که شایی که کرد
05:09و نمیتونستین انجام بدی
05:11شاید به خاطر اینه که
05:12نتونستین قاتل بشین
05:14نمیتونم ببینم این زن پول دار شده
05:16نمیتونم ببینم شرکت دستش
05:17اگه تو جای اون بودی
05:18کیف میکردم
05:19اما اینو نمیتونم ببینم
05:21وقتی شایی که افتاد
05:22زندان اون وقت با هم حرف میزنین باشه
05:23زمنان دختر تو
05:25با زحمتوی خودش پول دار شده
05:26عزیزم
05:28با رسپی مامانم
05:30آره با رسپی مادر تو
05:31که مادر بزرگی منم میشی
05:36ببین
05:36چون برادر بزرگ ترمی برات
05:39عرضش قایلم
05:40و برای همین توی همچین روزی نشستم
05:42و دارم به سوالات جواب میدم
05:43وگرنه جواب نمیدادی درسته
05:45تو چطور میتونی تو این مورد
05:47اینقدر بی تفاوت باشی
05:48برات مهم نیست آدم ها چی فکر میکنن
05:50بسته
05:51اصلاً هم برام مهم نیست
05:52هرچی میخوام بگن بگن
05:54همین یه ساعت پیش شوهرم
05:55و با دستایی خودم خواه کردم
05:57اما حتی تو یه همچین روزی هم پشتم
05:59وای نمیسی
05:59من چجوری میتونم پشتت باشم شاهیکا
06:02زندگیت همش بر اساس دروقه
06:04چجوری پشتت باشم
06:05بابرم نمیشه اینجوری حرف میزنی
06:09حرفامون تموم نشده
06:13من دیگه حرفی ندارم
06:28بابا من درست متوجه نشدم
06:30این شاهیکا و نادر کهی با هم ازدواج کردن
06:33چرا ازدواج کردن آخه برای چی؟
06:34چرا قیه یهوی؟
06:35من چه میدونم دخترم سواله میپرسی
06:37خب حالا که نادر مرده
06:40یعنی تمام مال انوال میرسه به شاهیکا؟
06:42اونجور که من میدونم نادر هیچکی رو نداره
06:44و اینجور که به نظر میاد
06:46همه چی به شاهیکا میرسه
06:48شاهیکا قدرتمند میشه
06:52بابا میگم که ممکنه ازدواج نکرده باشن
06:54شاید دروغ میگه احتمالش هست؟
06:58نه دخترم
06:58شاهیکا نیاز به دروغ گفتن نداره
07:01چرا دروغ بگه؟
07:02شاید با ازدواجش خواسته فقط گلدیز و هرس بده همی؟
07:05نادر؟
07:06چرا ربتی داره
07:08بگذاریم
07:09حالا که دیگه مرده
07:12شما حالتون چطوره؟
07:14تو خونه یلیز راحتیم؟
07:17راحتیم بابا خیلی هم راحتیم
07:19حالی جانم اونجاز همش با اون سر کرمیشیم
07:21به همون خوش میگذاره
07:22اما فکرمون پیش شماست
07:24شما حالت خوبه بابا؟
07:25خوبم بد نیستم
07:27نتونستم کار پیده کنم
07:29وای خیلی دلمون برای تنگ شده
07:30منم
07:31نگرانه ما نباشت
07:32خماش به فکرتم بابایی
07:34بابایت فداد بشون
07:35حالا که شما هم دیگر بقل میکنید منم برام دانش کنم
07:39خیلی خواه باشه تو برو برو دانش کنم
07:40باشه ببوسم میرم
07:41باشه ببوس
07:43اما زیاد نبوس
07:44دختر خوشیده من
07:45ببوسم
07:47بسنم
07:47بسنم
07:48باشه شب میبینم
07:50بابا جون برات قهوه درست کن
07:51باشه درست کن
07:52تازه یاد گرفتم
07:53مطمئنا بخوری افتخار میکنی
07:54از کی یاد گرفتم
07:55خیلی خوشت میاد
07:56از اینترنت یاد گرفتم
08:01عشقم
08:03حاله چطوره؟
08:05صداتون رو شنیدم
08:06اما نخواستم بیام
08:07چطور میتونم باشم اندر
08:10عدای حق به جانبارو درورد و گذاشت رفت
08:13الان آرومتر شدی؟
08:15چطور آروم باشم
08:16چطور میتونم آخه اندر
08:18میبینی که
08:20خب حرفش چیه؟
08:22من هنوز تو شکم به خدا
08:23نمیدونم
08:24چجوری ازدواج کرده؟
08:26میگه دوستش داشتم
08:28از اینجور حرفا
08:31نگو اینه که بابر نمی کنم
08:35واقعا نمیدونم
08:36نمیتونم چیز قطعی بکم
08:39کایا
08:43ببین
08:43امیدوارم خوب فهمیده باشه
08:45که نادر همینجوری با اجلش نمرده
08:49ببخشید که
08:50دارم اینطوری در مورد خوهرت میگم
08:53اما میدونی که اون یه قاتله
08:54هممون الان در خطری
08:56زمنان الان یه قاتله خیلی پول دارم هست
08:59مندر
09:00واقعا الان نمیخوام اینا رو بشنفم
09:02از وقتی شاهی کارو تو مراسم نادر دیدم
09:05هارم بده
09:07لطفا
09:09الانم باید برم خانم رو پیدا کنم
09:15نمیخواد نگرانش باشه
09:16الان حتما خونه شاهرشه
09:22نه بلش کن اصلا تو برای کم استراحت کن
09:25منم برای دم نوش آماده می کنم باشه
09:33با ما تحتوی کارتو رو در میارم
09:41باز شیشه دستدهی دعواتون تا اینجا میمد
09:44مگه برای آدم احساب میذارن
09:46آره میدونم میدونم اما یه کم زیادی دعواش نکردیم
09:51کما زیاد بودنش رو نمیدونم چون چیزی به اسم آرامش برام نزاشتن
09:55نمیدونم چی کار کنم
09:57یه سعادی اصد داشتم
09:59تو عدرس خونی نادر و بلدی؟
10:00بلد هم
10:01برای اونجا ببین شایکا اونجاست یا نه
10:03بمنم خبر بده
10:04باشه میرم اما بعدش چی کار کنم برش دارم بیاره
10:06برای اول برو ببین اونجاست اگه بود بعدش تسکیم باشه
10:08باشه باشه الان هم میرم
10:09تا که کاری ندارم
10:10نه نه کاری ندارم
10:11من بنام
10:13اینجا رو امزا کن که یعنی شهریه رو پرداخت کردی
10:17خوبه دست درد نکنه
10:19آقا آیدین کارم داشتی؟
10:21خاش اومدی لیلا
10:26ببین متاسفم که اینو میگم
10:27اما شهریه یه اینترم تو واریز نکردی
10:30رستشو بخواین حدس میزدم
10:32به خاطر این موضوع منو صدا کنید
10:34به خاطر شرط مالی فیلمو نتونستم پرداخت کنم
10:37من یه خبر خوب براد دارم
10:38درسات خوبه
10:39با رئیس دانشگاه حرف بزنی پنجا درسات شهریت رو تخفیف میده
10:43یعنی ممکنه واقعا این کار رو بکنن
10:44آره این کار رو میکنن چرا نکنن
10:46ببینم پنجا درسات تخفیف براد خوبه دیگه آره
10:49معلومه که کمک میکنن
10:52باشه پس برو باهاشون صحبت کن
10:53اگه قبول کردن به هم خبرشو بده که به بابا تیمیلشو بزنن
10:57برو
10:58ببخشی میشه به بابام این خبرو ندیم
11:01باشه هر جور راحتیم
11:02فقط تا یه مده شاید بعد و خودم یه جوری تونستم حلش کنه
11:06باشه بهشون چیزی نمیگم
11:08میتونیم بقیهش هم قسپندی کنیم یا نه
11:11آره چرا که نه میتونی قسطی بدی
11:13خیلی ازتون ممنونم
11:16تو همین جوری درساتو خوب بخون
11:18اون وقت میتونی از رئیس دانشگاه بورسی یک کامل تحصیلی بگید
11:22امیدوارم همین طوری بشه
11:23موافق بشی
11:29نه جانر به این آستونیا نیست باید ثابتش کنیم
11:32آب جی جون چجوری ثابتش کنیم
11:33حرفی میزنیم با یارونن نسبتی داریم نه چیزی
11:36چجوری میتونیم بریم به پزشی قانونی بگیم
11:37نفشه قبرش کنن ازش آزمش بگیرم
11:39اونو که میدونم اما با حقلم جور در نمیاد
11:42این چجوری زن نادر شد
11:43آخه مگه میشه انقدر سریع
11:45امکان نداره
11:47آب جی جون حرفی نزن که انگار نمیدونی
11:49بخوایی با کسی اززواش کنی
11:51یه روزه هم میتونی دیگه
11:55نه باید یه فکری بکنیم نه
11:58کش آقد رو پیدا کنیم
12:00ممکنه ممکنه همه شلکی باشه
12:02نه آب جی با آقد وقت منو طرف نکنیم
12:04به نظرم شایکا فکر همه جوشو کرده
12:06آخه
12:07میدونی نمیتونیم چیزی رو از قلم بندازیم جانر جون
12:10تا روزی که قاتل بودن شایکار رو ثابت کنیم
12:13نباید دست از تلاش برداریم
12:15متاسفم
12:16رایی که میخوایی بری خیلی سخته میدونی
12:18درسته
12:18خودت امروز زیدش چقدر از خودش مطمئن بود
12:21کسی که چیزی رو مخفی کنه نمیتونه اینقدر خون صد باشه
12:25برایم واقعا عجیبه
12:31امشب بریم خونه ای نادر
12:33به نظر من که فکر خوب
12:34بیا عبجی جون زده به سره تو خونه ای نادر چی کار داریم بخیارشون
12:37برایی چی با هم میریم یه نگاهی مندازیم
12:39شاید خب یه چیزی پیدا کردیم نمیتونم
12:41الهی فدوت بشم
12:43اگه شایکا کاری هم کرده باشه
12:45تو الان صد بار اونجورو تمیز کرده رفته
12:47تو با چش خودم نبینم باور نمی کنم
12:54شاید یه چیزی دستگیرمون شد ها؟
12:57باش عبجی بریم
12:59امیدوارم همون طور که میگی بشه یه چیزی پیدا کنیم
13:02فقط
13:04اگه آدم ها شونجا باشن نمیدونم چجوری باید بریم
13:07خب باید یه جوری اونها رو سرگرم کنیم چی کار کنیم
13:10بذار خوب فکر کنم
13:27چه کار کرده اید پیداش کرده؟
13:29خونه نادر نبود
13:30اصلا اینجا نایمده؟
13:31کجا می کنه رفته باشه؟
13:33هیچ فکر ندارم میگم شاید دوباره رفته باشه هوتل
13:36فکر نمی کنم اون وقت همه یه لوازه میشه با خودش می بود
13:39باید می دونم اما محضت مینام به هوتل یه زنگ می زنم می پرسه
13:42اگه ناراحت نمی شیم من می خواستم یه چیزی بهت بگم
13:45بگو
13:45می دونم عصبانی هستی اما
13:48معلوم نمی کنه شاید هم واقعا دوستش تشته
13:51احتمالش هست که رفته باشه قبر سون
13:54اینجوری فکر می کنه یعنی احتمالش هست؟
13:56می خوای من اونجرم یه نگاهی بندزم؟
13:58باشه تا برا منم می آم
14:00باشه
14:09من میرم بیرون
14:11آه کجا عشقه؟
14:13دنبار شاییکا
14:15اوکی می بینم ات
14:25جانر پیده کردم
14:26چی پیده کردی؟ تو رو خوده به منم می دونی؟
14:28می دونی که رسم به خونه این مرده قضا می فرستن
14:31عابجی جون
14:32به من نگو که می خوایی تو این اوضاع قارشمی سواب کنی راستشو بین بکنی؟
14:36جانر چرا نمی فهمی؟ می گیم آقا کایه فرستاده
14:39تو هم بینشون پخش میکنی؟
14:40منم یواشکی میرم و تو خونه رو می گردم
14:43اگه خدمتکارو به شاییکا خبر بدن اون وقت چی ها؟
14:47مهم نیست بذار خبر بدن
14:48بلاخره باید بریم تو خونه
14:50زمینن بهش گفته بودم تحتوی کارشو در میارم می دونه
14:55باشه هر جور راحتی انجامش بدیم
14:57پس من برم بیرون براشون قضا بخرم بیام
14:58برو
15:00یه دیگه سب کن ببین آقایدشون کی بوده
15:02باشه باشه حتما فردا میرم تحقیق بکنم خیالت راحت
15:25اونجاست
15:27این دیگه نمیتونه فیلمش باشه
15:31من بهت گفتم ایکم زیاده رو بیکردی
15:49شایگا
15:51پاشو
15:53دده شلو اطفای من را تنها بذار میخوام همینجا بمونم
15:57پاشو بیا بریم
15:58چرا باید بیام تو خونه ای که هیچ کس حالم را درک نمی کنه
16:02میخوام
16:03یه همینجا پیش شوهرم باشه
16:09شایگا
16:09نمیتونم تو را اینجوری تنها بذارم
16:11پاشو بیا بریم خونه
16:12پاشو شایگا
16:13تو حتی باورم نمی کنی که من ناراهت
16:16نگفتم باور نمی کنم
16:17پاشو بیا بریم
16:21به جایگا
16:22به جایگ که دلمو بشکنی
16:23به این فکر کن که روز زبا شوهرم از دست دادم
16:27از یه طرف داغ دار شدم
16:29از یه طرفم از شما ها دارم
16:31حرف میخورم
16:32شایگا
16:33همه چی یه دفعه شد منم شکه شدم
16:35درکم کن باشه
16:37بیا بریم خونه لطفا
16:38بیا
16:38بیا
16:48بازم بیام پیشت اشقا
16:53دستمو بگی
16:59حالا خیلی بدی تا داشت
17:12خدای خودت به هم صبر بده
17:22آیای سل جون همه چیز عالی شده
17:24این اضافه از من اینو میخورم
17:25نشد جینیتون باشه خنم
17:28ها
17:29زهرو و ممانم دارن حالی جانو همون میکنن
17:32ببین آیای سل چه غذای خوشمزدهی درست کرده
17:36حالا که کسی نیست میشه با هم دیگه حرف بزنی
17:39چی شده
17:41شهری دانشگامو باید بدم گلدیس
17:43امروز به ام خبر دادم
17:45باشه فکر نه کانالام پرداختش میکنم
17:47باور کانالام با گوشی سریم میزنم به حسابشون
17:49من مزیدگی نبود که تو
17:50من نمیخوام تو پرداختش کنی
17:53ممنون که به فکرمی اما واقعا نمیخوام تو پرداختش کنی
17:56نسب شهری اما بورسی تحصیلی گرفتم
17:58البته لیلا میدونم که مامانت خیلی وضعش خوبه
18:01اما اگه بخوای بیتارف میتونم پرداختش کنم
18:04واقعا نمیخوام خیلی ازت ممنونم
18:06نمیخوام مامانم اینو بفهمه
18:09خب میخوام مامانم اینو بفهمه
18:09خب میخوام چی کار کنی چرا به اون نمیگی
18:11مامانم میدونه دست و بالمون خالیه
18:13اما نمیدونه تا این حد وضعیت وخیمه
18:15بفهمه بخامیشه میاد اینجا میره دیدنه بابام
18:17بابامم بیشتر نارد میشه
18:19میفهمی که
18:20میخوام کار کنم و پرداختش کنم
18:24آفرین به تو
18:25انتظار اینو نداشتم
18:27باید بتونم از پس هزینه هم بر بیام
18:30بابام خیلی غصه میخوره
18:32نمیخوام بیشتر از این فکر رو خیال بکنه
18:35دلم نمیاد
18:35راست میگی
18:36پدر و مادرها همیشه غصه یک بچه هاشونو میخورن لیلاجون
18:40منم میخوام تو این شرایط همراهش باشم
18:42یلدیس
18:42خیلی خوب میفهمم چی میگی
18:44ببین
18:44منم به خاطر این که خرج تحصیل خوهرمو بدم
18:47از هیچ ده سالگی رفتم سر کار
18:50میتونی اینجوری فکر کنی که شاید اونجا بتونی عشقتو پیدا کنی
18:53یعنی عشق زندگی تو احتمالش خیلی زیاده
18:55آه درست
18:57تهتا هم اینجوری با بابام آشنا شدی
18:59آره اما ازدواج با اون بزرگترین اشتباه زندگیم بود
19:02خوبه که حالیب جانو دارم از این بابت خوشحالم
19:05بگسنه من فیلن کسی رو تو زندگیم نمیخوام
19:07فقط میخوام کار پیدا کنم
19:09مثلا چه شغلی؟ چیزی مدد نظرت هم؟
19:12چیزی به فکر خودم نرسید برای همین
19:14گفتم بیام از تو کمک بگیرم
19:16میخواستم بگم برو پیش اندر کار کن
19:18اما اونجا هم شاهی که هست
19:19هم وضعیت اندر معلوم نیست
19:21خوب دیگه چی کار میتونیم بکنیم؟
19:24حالا بریم فیلن شاممونو بخوریم
19:25سر میزه شام حرف میزنیم
19:27بی عزیز هاش
19:30ای خدا
19:33درست میشه عزیزم یه کاری پیدا میکنیم
19:36اگرم پیدا نکردیم من پول دارم
19:38به تو و زهران ماهانه میدم بریم حالشو ببریم
19:40به شاییکا خانم قرص آرام بخش دادم
19:43خوب کردیم ممنونم
19:47بنده خود گناه تاش
19:49به مواقعش خیلی هوایی منه داشت میدنستی؟
19:52شاییکا نیست؟
19:53از فاطیما قرص آرام بخش خواسته
19:56داره استراحت میکنه
19:58اخ عزیز دلم
19:59چفلک اینقدر ناراحته که برای آرام بخش احتیاج داره
20:03خواهش میکنم اندردری مورد حرف نزنیم
20:06باشه لطفا
20:06اتفاق یکی افتاده بهتره بیشتر از این کشش ندیم
20:09میبینی بازم تونست همه رو گل بزنه
20:11کافیه جانر جون پا شما بریم
20:13ما داریم میریم عزیزم
20:16کجا؟
20:16میریم پیش یلدیز
20:18دختره اونجان با هم کار دارن
20:20میرم اونجا
20:20اتفاق بدی که نیفته؟
20:22نه نه چیز خاصی نیست
20:23به خاطر وضعیت پدرشون ناراحتن
20:25میخوام ببرمشون بیرون
20:26فقط امید باشه
20:27باشه برید
20:28سلام برسونیم
20:29حتما خدافز
20:30میشه لطفا پالتایی منو بیاری؟
20:33اید؟
20:34اون کیفم هم بده
20:35میشه بری پایین ببینی شایی که چی کار میکنه
20:39باشه
20:45دوبله شده در اسدیو جم
21:10شایی که میتونم بیام؟
21:13بیا تو درست کشیدم
21:15بیا تو
21:19رستش بابام خیلی نگرانه حالتو
21:21حالت خوبه؟
21:22خوبم خوبم
21:23این قرصه که خوردم
21:25یکم گیجم کرده
21:26اما الان خوبم
21:27بهترم
21:28کاری هست که بتونم برات بکنم
21:31اگه چیزی لازم داری میتونه به این بگیم؟
21:32نه نه نه
21:33شاید یه سر بیام بالا
21:35خسته شدم
21:35از بست دیراز کشیدم
21:37میام حالتو
21:37باشه باشه
21:38ما بالاییم
21:38هر وقت خواستی بیام
21:39کیا بالا هستم؟
21:41منم بابامیم
21:41ارم تو اتاقشه
21:42بیاد با هم شام بخوری
21:43مامانی تو جنیر کجا؟
21:45با هم رفتن خونه یلدیست
21:46من شوهرمو از دست دادم
21:49و من خونه گیره گشت رو گذارن
21:51حرفم بزنم دفا میشه
21:53من میرم
21:54خواستی بیام
21:56باشه هستی
22:03رفتن خونه یلدیز کدن
22:05اره
22:05انگار من نمیدونم
22:07اون احمقا کجا گذاشتن
22:08رفتن
22:25آقا حالیت
22:26شام حاضر بفرماییم
22:28نهیل ندارم صدقیم
22:29اگه غذا رو نپستن دیدین
22:31چیزی دیگه ببزنم
22:32آه نه نه
22:33باورپون اشتها ندارم
22:34دلم نمیخواد
22:35کاش لاقل یکم سوب میخوردین
22:39باشه صدقی
22:49ممنون
22:52لطفا خودتون رو نارهد نکنین
22:54من دارم دنبال کار میگردم
22:55بلاخره پیدا میکنم
22:56خوب میکنی
22:57بلاخره پیدا میکنی
22:59من چی کار کنم
23:03بشینم روموبر از پنجره
23:04بیرون رو نگاه کنم
23:06از دوستاتون هیچ خبری نشد
23:08نه خبری نشد
23:12خوب خودشون رو نشون دادن
23:15تکو تنها موندم
23:16لطفا اینجوری نگین
23:18ببینین بچهاتون همیشه پیش شما هستن
23:20میدونین که
23:21زمنان خیلی هم دوستتون دارن
23:23آره
23:24خود رو شک که اونا رو دارن
23:27اگرم اونا رو نداشتم
23:31وضعیتم بدتر بود
23:34فقط اونا و یلدیس پیشم موندن
23:38بقیه
23:40به حالم میخندن
23:43یلدیس خانم واقعا آدم خیلی خوبی هستن
23:45ایشون مادر پسرتونن
23:47معلومه که خوبی شما رو میخواد
23:50اندرم مادر پسرمون
23:53اما یلدیس خانم فرق میکنن
23:55ایشون به هیچ ورش کینهی نیستن
23:57اگر ایشون آدم کینهی بودن
23:59خب
24:04ببخشید قربان
24:05همینجوری یه چیزی گفتم
24:06حرفامو جدی نگیریم
24:07دوتا بگو صدقی
24:08نه قربان
24:10بگو دیگه صدقی
24:14یلدیس خانم
24:15واقعا خیلی خوشقلب و مهربونن
24:18اگر کینهی بودن
24:20وقتی پسرتون به دنیا اومد
24:21جدا میشدن
24:23همیشه
24:24برای جبران اشتباهاتتون فرصت دادن
24:32من در حقش خیلی بدی کردم
24:45ممنونم ایسن
24:48لیلا جون واقعا تو را تحسین میکنم
24:50با این که دوره سختی را میگذرونی
24:52اما میخوای تلاشتو با کنی
24:53واقعا بهت افتخار میکنم
24:55همیشه پشتتم من مطمئنم که موفق میشه
24:58عزیزم
24:58امیدوارم همینطور که میگی بشه
25:00اگه واقعا بخوای کار کنی
25:02چند روزه پیدا میکنی
25:04همهش دارم فکر میکنم چه کاری میتونم بکنم
25:06چون دانشو هم هستم
25:07مجبورم برم دنبول کارای پاره وقت درسته
25:11پس اگه اینجوریه
25:12اگه تو همون دانشگاه کار کنی بهتره
25:14مثلا کتاب خونه ای
25:15دفتر خدمات دانش رویی
25:17یا کافیر شاپ ای
25:18چه میدونم
25:18به نظر ایده خوبیه
25:19فردا برم خب بپرسم
25:21منو
25:23آره ایده خوبیه
25:24من چی کار کنم
25:25منم کتابی راجع به فقیر شدن پول دارا بنویسم
25:28نظرتون چی؟
25:29چی اونو میخونه زهرا؟
25:30زهرا جون میتونی به نویسی
25:32اما تا اونو به نویسی قصدری چی کار کنی؟
25:34ای بابا خوب دارم بهتون میگم
25:35من چی کار کنم
25:36تو بگو کی به من کار میده آخه
25:38به نظرم زهرا راقب نیز کار کنه
25:40اما بگذریم
25:41نا
25:42میخوایی یا نمیخوایی؟
25:43میخوایم چرا نخوایم؟
25:44میخوایم کار کنم
25:45اما نمیدونم کجا باید دنبال کار بگردم
25:47یعنی اصلا قبلا کار نکردم
25:48نمیدونم کی به هم کار میده
25:50نمیده چی کار کنم؟
25:52میتونیم از آکین کمک بگیریم
25:54اون کمکت میدونم
25:54آره صبح با آکین زنی میزنم
25:56میگم برام یه کاری جور کنه
25:57خوبه اینطوری؟
26:01باشه اگه یه وقتم دیدیم
26:03نمیتونیم من اینجا بهتون پول میدم
26:07ها میشه از اون به منم بدی
26:10خیلی خوشمزده شده
26:14بفرم
26:14سلامه من از طرف آقا کایا اومدم
26:16براتون غذا آوردم
26:17تسلیت میگم
26:18خیلی ممنون
26:21میشه سینیار رو بدیم ببرم
26:23باشه شما بفرمایی داخل
26:35استیابجی
26:36من رو ببین تا اینجا پا شدیم اومدیم
26:38اما مرد تو رو ببینیم میخوایی چی بگی؟
26:40نه ترس چیزی نمیشه
26:41میگی خوهرم دستشویی داشت
26:43اومد از سلویز بهداشتی
26:44تو نستفاده کنه
26:45چی شده نکنه میترسی دروغ بگی
26:46اجلی کن اجلی کن تو رو خدا
26:48اجلی کنیشه
26:57اجلی کنیشه
27:17آقا افکان اومده
27:19باشه حواست خیلی بهشون باشه
27:27چی شد اومدن؟
27:29اومدن شایی که خانم
27:30یه ده دقیقه باشون کار نلشه باشین باشه
27:33اجازه بدین که همه جا رو خوب بگردن خوب؟
27:36باشه شایی که خانم
27:37بعدش غذاها رو پخش کنین فردا هم خونه رو خالی میکنیم
27:40میذاریمش برای فروش
27:42من امروز با بانگایی هفت زدم
27:44باشه خوبه
27:45فردا تو شرکت میبینمه
27:48میبینمه تو
27:55ای خودا اینجا که چیدیست
28:01خوابچی
28:01سکته کردم
28:03کجایی چقدر نفته شدیمه جون
28:04نتونستم چیزی پیدا کنم
28:06بهت گفته بودم بی خودی تا اینجا آمدیم
28:07باشه من خواستم با چشایی خودم ببینم
28:09خیلی خوب زود بشه بیه بریم تنگی رفتنم
28:11خیلی خوب
28:13چی شده؟
28:14سب کن
28:16چیه؟
28:26اون دیگه چیه؟
28:28این این از چشمشون در رفته؟
28:30ببین
28:31فردا اول وقت اینو میبری آزمایشگاه تا بفهمیم که دقیقا توش چی بوده
28:36باشه
28:36باشه تو دیگه پلن برو من سینیو بگیرم بیا بجوه بجوه بجوه بجوه بجوه بجوه بجوه بجوه بجوه
28:44سینیا رو بگیرم
28:45حاشابچی برو
28:50بفرماییم
28:51غم آخرتون بشه
28:52خیلی من
28:56مشت
29:01صدقی
29:01بله بفرمایید
29:02فردا میخوام برم مالتپه چه جوری میتونم برم اونجا
29:05هر یه ساعت یه اوتوبوس داره
29:08کجا از این ایسکا
29:09بله آقا حالیت از همونجا
29:18سلام
29:18سلام خوش اومدی
29:20سلام صدقی
29:21سلام سلام
29:23آقا حالیت
29:24سلام حالتون چطوره
29:28خوش اومدی
29:28خیلی ممنون آقا حالیت جونه
29:31شما هم خوش اومدی
29:32خیلی ممنون
29:34آی شما چه مرد مهربون و خوش اخلاقی هستین
29:38بفامون بلند شد
29:39مردایی اینجا از این کارا بلد نیستن
29:41باید بیا نظر تاید بگیرن
29:43آی ببینید براتون چی آوردم
29:47با دسته خودم براتون دول میم
29:49بودم چون درست کردم
29:50آقا حالیت جونه
29:51خیلی ممنونم
29:52لطفا بدینش به نشت
29:53باشه بیا
29:54اما بخورینا باشه
29:56ممنون بفرمید
29:57خیلی ممنون
29:59بازم خیلی خوش اومدیم
30:00ممنونم بشیم بشیم
30:02خوب
30:03گویو تشیج جنازه داشتین
30:05تسلیت میگم
30:06از اقوان بودن؟
30:07نه نمیشه
30:27ممنونم
30:29باشه
30:29باشه بایسه بایسه
30:31منم بیام کمکت کنم خب؟
30:33باشه
30:36آقا حالیت جون
30:37از روزی که اومدین
30:38اینجا ها رنگ گروتون
30:40باز شده
30:41قیابتون
30:41بهتر شده
30:43به نظر خیلی سرحال تر
30:44از قبل میایی
30:46راسته میتونم بپرسم
30:48چند سالتینه؟
30:50شهست سال
30:50چی؟
30:52بایی؟
30:53چی شد؟
30:54شهست سالشه
30:55خب
30:55جا خوردم
30:56خب موندم همینجری
30:57آقا حالیت جون
31:00اصلا بتون نمیاد
31:01خدا از شش بد
31:02حفظتون کنه
31:03مرد که میگن
31:05یعنی
31:06آقا حالیت جون
31:08عزیز دلم
31:08آیی جدیدن حالیت جان
31:10خیلی بیقراری میکنه
31:11به نظر چرا اینجوری میکنه
31:12نکنه مریض شده
31:13چرا مریض شده
31:14این همه بهش میرسیم
31:15اونجوری نگو
31:16بچه هست دیگه
31:16مریض نمیشه
31:18کلافه شده
31:19از شما خسته شده
31:20اونجا یه آکاردون هست
31:21اونو بده من آرومش بکنم
31:22الهی قربونت
31:23برام بر یه چی گریه میکنه
31:26میبیددش کچلو
31:27الان نوات موسیقی
31:31یه خوده برخص
31:36گیلدیس
31:37برشه از صبح دستش تو دهنشه
31:39چند روزه اینجوریه
31:41یه لحظه بای سالان میام
31:42میخواد چی کار کنه
31:44کجا رفت
31:45آیی مامان هم برای خودش همیشه
31:47یه راه کارایی داره
31:48الان با یه تز جدید برمیگرده
31:49یه کم موسیقی
31:51تداشت کچلو
31:53خب یه لیس
31:54حالی جانو بده به من
31:55مامان میخوایی چی کارش کنی
31:56بیا گربونت برم
31:58داریم چی کار کنیم
31:59چیزی نیس اون قاشقو بده
32:00ها
32:01این چی
32:02اگه داره دندون در میره
32:04شاید به چشم دیده نشه
32:05اما قاشقا که بزارم تو دهنش
32:07به دندونش بخوره
32:08اون وقت چیک چیک صدا میده
32:09آی
32:10آی پیسرم
32:11باز کن پیسرم
32:12باز کن پیسرم
32:13آی خوشگلم
32:19آی سا
32:22آی
32:23شمیدین
32:24نبم دندون در آورده
32:27عزیزم دندون برم من دادشم
32:29چرا نمیگی تا به فرشته دندون بگم
32:31برات کدو بیاره پیسر گرم
32:33یاد بچگی های تو اپتادم
32:34بذاریم به بابا خبر بدم
32:36حتما خوشحال میشه
32:37آی پیسر گرم
32:39آی اشقام
32:41عزیزم
32:42آی ببخشید آقا حالی جونا
32:44ولی میتونم بپرسم شما
32:45چند بار زواج کردین
32:47چهار بار
32:48من هیچ
32:50تقدیر
32:51ببخشید قصدم فضولی نیست
32:53اما تو فکر پنجامی هم هستین
32:56ایفا بسته دیگه آبچی چون
32:58به ما چه ببخشید آقا حالی
32:59اشکالی نداره
33:00آه خیلی مذرت میخوام
33:03آه بچه هستم
33:06ایلدیس
33:06سلام بابا
33:08حالی جانم ببین
33:10داره دندون در میاره
33:11به بابا سلام کن
33:12دندون در ورده
33:13راستشو بخوایی ما نفهمیدیم
33:15ماما نمتوجه شد
33:16با یک آشق دندونشو پیدا کرد
33:19چه خوب
33:20بابا تو حالت خوبه یا نه
33:24خوبم دخترم
33:25نگران من نباش
33:26بابا چیزی احتیاج داری برات بگیری
33:29موضوع خودتون باشی باشه
33:31باشه
33:31خب پس بعدم میبینم
33:33ایت از بابا تو در حافظ کن
33:34بگو خودحافظ
33:35بسرم
33:36تو دندون داره وردی
33:37بای بای
33:39بله خودحافظ بابا چون
33:48اون زنبوره کی بود؟
33:51یلیس خانم
33:52همسر سابقه آقا حالیت
33:53ها
33:54خیلی خوشگله
33:56خیلی
34:22خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
34:27خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
34:27خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خ
34:48موسیقی
35:16موسیقی
35:42زندگی اینه دیگه
35:47خداحافظ نادر
35:51موسیقی
36:03چیکار میکنیم؟
36:05خانوم شایی که دستور دادن اینه رو بندازیم جور
36:21نوشد جان خانم
36:22ممنونم آیزن
36:24هلیست خانم شما چیزی میخوریم براتون بیارم؟
36:27نه عزیزم من دارم میرم
36:28باشه
36:29مامان بیا حالیت جانو خوابوندم
36:31هیلیست ببین چی میگم
36:33برای حالیت جان آش دندونی درست کنیم باشه
36:36آش دندونی دیگه چیه؟
36:38یادت نمیاد تو محله وقتی بچه ی کسی دندون درمی آورد آش دندونی پخش میکرد
36:43برای شما هم درست کرده بودم
36:45به نظر فکر بدی نمیاد مامان
36:47به حالیت هم خبر میدم اونم بیاد پسرشو ببینه
36:50باشه بیاد
36:51آره اونم خوشحال میشه
36:53باشه اون به موقعش خیلی تحویلمون گرفته باید جبران کنیم
36:57مامان ازت خواهش میکنم چیزی بهش نگی یا عصاب خوردی میشه
37:00نیزی چرا باید بهش متلک بپرونم؟
37:02کی حوصل این کارها رو داره؟
37:04باشه خوبه بگذاریم
37:06اگه چیزی لازم داشتی به من خبر بده
37:08نه من چیزی لازم ندارم فقط خیلی دیر نیا شب میبینمت
37:12مای باشه آکین ممنون
37:14پس اونجا میبینمت خب؟
37:15آیسل
37:16چی شده زهره آسرخیز شدی؟
37:18آره زنزدم با آکین همه چیو براش کامل توضیح دادم
37:21پس یعنی میخوای کار کنی درسته؟
37:23آره همینطور یلدیس چرا کار نکنم من که هنرمندم
37:25کار کردن که برام عبنیس هر کاری باشه میکنم
37:27چون پیشنهادی که داد به روحیتم خیلی نزید
37:30باشه عزیزم خوشحال شدم
37:31از تو حرکت از خدا برکت
37:33این روزان بلاخره تموم میشه و میگذره باشه
37:35خواستن توانستنه
37:36اینا میگذره بعدا میبینمت
37:38باشه میبینمت
37:39آمیدوارم بگذره
37:41بعید میدونم حالا حالا آقا بگذره
37:43آیسل خانم یه قهوه برام درست میکنی
37:49صدقی من رفتم
37:55صدقی
37:59صدقی شنیدی؟
38:00دارم میرم
38:01کجا قربان؟
38:04یه قرار کاری دارم
38:05واقعا چه خوب
38:06با یکی از دوستای خودتون؟
38:08نه
38:09از پرسولان شرکت فاروق
38:11منو به دوستش معرفی کرده
38:13گفت یه شرکت بزرگه
38:14چه خوب
38:15حتما استخدامتون میکنن
38:17آدمی با تجربه شما رو عمرن بخوان از دست بدن
38:19دوره دوره جوانا صدقی
38:21ببینم چی میشه
38:22شما هم تجربتون خیلی زیاده
38:24و هم اسم و رسمی داریم
38:27نمیدونم اسم و رسمی مونده یا نه
38:29بگذاریم دیگه برم خداحافظ
38:31امیدوارم موفق بشین
38:32ممنونم
38:42موسیقی
39:31PYM JBZ
40:01PYM JBZ
40:05PYM JBZ
40:05سلام
40:06سلام
40:07من برای اوتوبوس میخوام کارت بخرم
40:10میخوای چقدر شارج کنی؟
40:12چقدر باید شارج کرد؟
40:14یه اسلی برات کافیه
40:36وای چقدر طول کشید تا زنگ بزنید؟
40:38آف نه پرست آبجی جون نه پرست چه کار سختی بود چقدر پول دادم؟
40:42بگذاریم چیزی ازش در اومد یا نه بگو؟
40:45آره نمیدونم چجوری بگم خیه؟
40:47چی؟ یعنی یه چیزی توش بوده درسته چون من مطمئنم
40:50هست اما اصلا به درد ما نمیخور آبجی جون
40:54یه ماده توش باشه برامون کافیه میتونیم به کایا نشون بدیم همین؟
40:58آبجی جون بعید میدونم این به درد کایا بخوره
41:01جانر چرا درست حرف نمیزنی؟ اینجوری هیچی نمیفهمم چی میگی؟
41:05خیه ماده تقوییت قوای چیز بود دیگه تشکه
41:09آره اما من بهت گفته بودم نریم گفتم داریم وقتمونو تلف میکنی
41:13ای بابا بگذاریم
41:16خیلی خوب اگه نمیرفتم خیالم راحت نمیشد
41:19بگو ببینم تونستی آقلشونو پیده کنی؟
41:22با یکی دوتا از دوستام حرف زدنم الان میرم تاوتو اونم در میرم
41:24خوبه تو همینجوری به تحقیقات ادامه بده منم بیخبر نذار خب؟
41:29آب جی منو ببین با این تحقیقاتی که میکنم
41:31منبوز فردست یه قاره جدید پیده کنم
41:33بلکم بذار برم بکر زندگی میرسم
41:35اگه اخراجم کنن میان پیش تو گفته باشم
41:36جانر جون گرگر نکن گفتم منتظر خبره خوبت هم بابای
41:44نه از خدا میخوام زودتر منو بکش راحت بشم
41:47چه گناهی کردم به درگاهت خسته شدم از این زندگی خسته شدم
42:00این صفحه اوتوبوسه؟
42:02بله بله همینطوره
42:31آقا زود باش
42:33همه رو معتله خودت کردی
42:35اونجا نیست اینجاست ببین
43:05موسیقی
43:26اولین بار سبار بیشی آخه
43:28بگیر خانش آمد گیره
43:32آقا بفرمایم بیاین شما بشین
43:34ممنون
43:36موسیقی
43:39موسیقی
43:42موسیقی
43:45موسیقی
43:46موسیقی
43:47موسیقی
43:47موسیقی
Comments

Recommended