- 5 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:28بیارین بیارین
00:30مردی عزیزم
00:30قراره خیلی شروع باشه
00:32نه، یه جشن کوچیلوه
00:34چند از دوستای اریم قراره بیام
00:38یلیز بیداشت نیست
00:39یلیز مامانش دوتایی رفتن آره یشگاه
00:43وای، فقط مامانشو کم داشته
00:45مطمئنم الان دارن موهاشونو مدل لونهی گنجش درست میکنه
00:50وای، لیاقت حالی در همین حده
00:52حتما خیلی هم خوشداله که مادر زنش اومده
00:55وای، خودو کنه دوره بره من نیان، اون کناپرم بذاری دون بر
00:58یه بذاری نشونجا
00:59خوبه، عالیه
01:01خب؟
01:02تو چی کار میکنی؟
01:05هنوزم کمالو میبینی؟
01:07کمال؟
01:08نه، نمیبینمش، چرا باید اونو ببینم؟
01:13یکی دوبار اتفاقی تو شرکت دیدمش، دیگه هم ندیدم نشن
01:20خب چون دیگه هولدینگ نمیرم، گفتم ببینم تو کمالو میبینی یا نه؟
01:24همینجوری پرسیدم، اما
01:28من فکر میکنم کمال پسر خیلی خوبیه، من که ازش خیلی خوشم بیاد
01:34آره، به نظر پسر خوبی میاد، ولی من خیلی خوب نمیشناسمش
01:42راستی، کناپه هایی دیگه کجان؟ ببخشت یه لحظه آقا
01:47کی کار کنید میارن بریم تو؟
01:49اونجا حسولمون سرمی رو بید بریم بازی کنیم
01:52عشقم؟
01:53پسر قشنگم، آی... خوشدیپ من چه پسر ماهی، تولدش مبارک؟
02:07جانه لطفاً اینو بگیر
02:10من برم به مهمون ها سلام کنم
02:12ما هم چند وقت دیگه یه مسافرات میریم
02:16مگه نه عشقم
02:17جای خاصی برای مسافرات
02:19نه راستش زیاد فرقی نمی کنه
02:21فقط سفر باشه
02:22سلام به همگی
02:24سلام
02:24بلن با اجازت
02:27بریم
02:28سلام ایلیس چطوری خوبی؟
02:33حالی جون عزیزم
02:34چطوری؟
02:36خوبم تو چطوری؟
02:37هممون خوبی منده
02:39حالی جون امشب شب خوبیه
02:42مگه نه تو تولد پسرمون
02:44بازم پیش همین مثل همیشه
02:45یعنی چی مثل همیشه؟
02:47عزیزم سری جبه نگیر
02:50زوجایی که جدا میشن
02:51به خاطر بچه هاشون نمیتونن
02:53از هم دیگه دور باشن
02:54مثل من و حالی جون
02:57بعضی ها بچه دارن
02:58اما هم دیگه رو نمیبینن
03:00اگه ما نمیخواستیم
03:01نمیتونستی بیه اینجا عزیزم
03:02خانما
03:07هیچی خراب نمیشه
03:09یعنی
03:09اگه یلیز خودشو بروز کنه
03:12و بتونه به جمعی ما آدست کنه
03:13مشکلی پیش نمیاد
03:14مگه نه عزیز دلم؟
03:16من نمیتونم اونجوری که تو میخوایی بروز بشم
03:20حوصله بحثای شما رو ندارم
03:24یلیز جون
03:25تبریک میگم
03:27به خواستتم رسیدی
03:29ممنون
03:30چشم بد از من و خانوادم دور باشه
03:33فکر نکن با اومدن اون بچه
03:34چیزی تغییر میکنه گفته باشم
03:37داری اشتباه میکنم
03:41این درجو
03:43آه زهر جون
03:46خوش مدی؟
03:47چطوری تو؟
03:48خوبم عزیزم تو چطوری؟
03:50قربونت برن
03:51کمال نیستش دوتش نکردی؟
03:54نمیشد که دوتش کنم بیاد اینجا
03:57آه
03:57کاش که دوتش میکردی بهش خوش میگذشت
04:01با اجازتون
04:03باییی به لباسش دقت کردی
04:06ده مده
04:09خانوما
04:10چرا به من نگفتین که بابانتون اومده؟
04:14سلام
04:14سلام
04:15چرا باید بهت میگفتیم انتا؟
04:18میخواستی بیای پیشوز مادرم
04:21تا شنیده داره مادر بزرگ میشه
04:23گفته بیام و یه خودی نشون بدم
04:26راستی شنیدم این دخترم از فک و فامیلای شما از داره؟
04:30اصلا ترجب نکردم
04:32چون همه تون علاقه من به خدمت به مردمیم
04:35دیگه درست میکن؟
04:36این درجون ذهنتو درگیر نکن بارو خوش بگذارم
04:39چون دیگه مدتها نمیتونی پاتو تو این خونه بذاری
04:41از فرصت استفاده کن
04:44یه ایدیس
04:45من کاملا مطمئنم که تو هیچ وقت پیر نمیشه
04:49میدونی برای چی؟
04:51چون تو عالم هپروتی
04:56پکذارید بهتون خوش پکذاره بابا
04:59این مارمولک تنش میخاره
05:01دوست هم برم همینجا موهاشو بگیرم و بکیرش
05:03ولش کن باشته هم بده هم نظاری بابا
05:05زینب مگی نش نیدی به همچی گفت
05:07میگه من تو عالم هپروتم
05:08معلوم نیست پشتش بکی گرمه اینجوری رفتار میکنه
05:12نکنی این دوباره با حالی تیم
05:13منظورت چیه؟
05:14بایی لیز مزخرف نگوه
05:16لیکی احساب منو خراب نکن
05:17شبه که نمیشنسیش
05:18من زودتر برگردم برم خونی خودم دیگه از خدا هیچی نگه
05:21منم خسته شدم
05:22خیلی ببخشوید
05:24زینات بود
05:24بریم
05:25ما که تازه اومدیم
05:27سردرد بدی دارم
05:30باشم
05:32ما داریم میریم مامانچون
05:33باشم
05:34مذارت میخوام نشده
05:35امشب بیشتر با همه آشنا بشه
05:37شبه تون بخیر
05:37فیلان
05:38شبه تون بخیر
05:39شبه تون بخیر
05:39آفجی جون
05:40میبینم ایت
06:06بایی جانه
06:08اون قیافه یلدیز از جنوی چشم کنار نمیره
06:11نه پرس آفجی جون
06:12نه پرس
06:13حالا یه جایی شما سته با هم اکس گرفتین
06:15با خودم گفتم تمومه
06:17الانه که یلدیز بچه شو سخت کنه
06:18به کل راحت میشه
06:20بای حرف دلمو زدی
06:24البته بعید میدونم
06:25بعدش حالیت به یلدیز
06:27بگه برو به سلامت
06:28من میخوام با اندرجون
06:29دوباره زندگی مشترک ما شروع کنم
06:31عزیزم
06:32یاد بگیر برای هیچ کاری نباید اجله کرد
06:34همه چی به موقعش اتفاق میفته
06:38تب کن تا خودت ببینی
06:40دوباره که نمیخوی این جمله رو به این بگی نه
06:43وقتی همه چیز حالیت مال من بشه
06:45خودشو میخوام چی کار ها
06:47وای
06:48ملکه انتقام اندر وارد میشه برد
06:52بگذاریم ابجی جون
06:53دیرم میشه
06:54بعد برم
06:55یه جوری با نمود میکارم که دارم کار میکارم
06:57باشه
06:58ببای جانم
07:05تو این دیگه چیه
07:08ابجی
07:09تو چیزی سفرش ددی
07:11یه پاکت کذاشتن اینجا
07:13ابجی
07:15چی شده
07:15یه پاکت رو بردم
07:17تو چیزی سفرش دی
07:19نه
07:20چی هست
07:21نمیدونم روز زمین بود
07:26اینا دیگه چیه
07:27ها چی
07:30ابجی
07:32یکی تمام گذشته یلیزو برامون فرست داده
07:36اکساشو ببین
07:37نگاه نگاه
07:38احتمالا اکسایی که برای آجانس بازیگری فرست داده بوده
07:41ابجی میدونی که اگه اینا رو بدیم به خبرنگارو کار یلیز تمومه
07:44ای بابا کی اینو فرست داده
07:46پاکت رو بده ببینم
07:47چه میدونم ابجی احتمال میدم کار کمال باشه
07:50میگفت با هم چارشو بکنی
07:51نه نه
07:52اون خودش میاد دستی تحقیق میده
07:54حالا خودم ازش میپرسم اما
07:55به ایت میتونم کار اون باشه
07:58آبجی
07:58میدونیم ما باز چی کار کنیم
08:00من میگم بیس هر و صدا وارد عمل بشیم
08:03شرشو بکنیم بره
08:13گفت آبجی چرا احمد رفت تو هم
08:15فکر کردن نداره
08:16فیششو بکشیم تموم بشه بره
08:17به جانت زنگ بزنم
08:18نه نه نصب کن
08:19زنگ نزن
08:22ببین
08:24ممکنه که این یه تله باشه
08:26بس کجا معلوم خود یلدیز اینا رو نفرستده باشه اینجا
08:29یعنی احتمالش نیست؟
08:31آبجی جون
08:31تم یه حفی میزنی
08:32خوبه میدونیم مخش برای اینجور کارا قد نمیکشه
08:35اونو چه به این کار آخر
08:36اونجوری نگو
08:38نباید دست کم بگیریش
08:40ببین
08:42یا اینا رو یلدیز فرستده
08:44یا این که این دختره یه دشمن دیگه ایم داره
08:47ولی من دعا میکنم که دومیش باشه
08:56نه این نیست ردش کن
08:59احتمالا نیمه شب و بردن
09:01ببینم ما ساعت چند اومدیم خونه؟
09:03دوازده اینا بود
09:04بزنید دوازده به بعد
09:08آه اینه
09:09اینه این خودشه
09:12زوم کنین
09:15ببینینش
09:17صورتش معلوم نیست
09:19او په یا به؟
09:22ها؟
09:23اصلا معلوم نیست
09:25ببین تو از پلاکش یه عکس بگیر که داشته باشیم
09:28برون از ایک تر عکس بگیر
09:30لطفا بگیر
09:31میتونی پیداش کنی؟
09:32پیداش میکنی مارا
09:40اونی که پشت این قضیه هست
09:42و باید پیداش کنی
09:43متوجه هستی؟
09:44باید
09:50شما بی زحمت
09:51از هر کسی که از این در رد میشه
09:53کارت شناسایی بگیریم
09:54نمیشه همه رو راه بدین
09:56ما برای چی به شما داریم حقوق میدیم؟
09:58شما رو برای چیه سختام کردیم؟
10:01به مدیر شهرک اطلاع میدم من
10:03واقعا نمیتونم اینجوری اعتماد کنم
10:06کارتون رو درست انجام بدین
10:07ای بابا
10:08یعنی چی؟
10:15پلک هایی که گفتینا چک کردم
10:17راستش چون خیلی واضح نبودن
10:19تمام حدسیاتمون رو نوشتیم
10:21یکی از اون پلک ها ما تار سیکلت بوده
10:23آه آلیه
10:24خب یعنی پیداش کردیم
10:25بله آب جی بدکی گفتم
10:26رفیقمون به کارش وارده
10:28ای اما آدرسش هم لازم داریم
10:30آدرسش هم میدم اما
10:32یه وقت مشکل چیزی پیش نیاد
10:33نه
10:35نه بابا نمیشه
10:37فقط میخواییم داریم چند تا سوال ازش بپرسن
10:39درستش اینه که آدرس رو بهتا ندم
10:40اگه بفهمان از داره پولیس اخراج هم میتونم
10:43کسی نمیفهمه
10:44خیالتون راحت باشه
10:45یه نگاه به ما بکنی
10:46به ما میاد که شهر باشیم
10:47محلومی که نه
10:50بسیار خوب
10:51پس میدمش
10:53خیلی ممنونم
10:54فیلم بایدن
10:54اصطفا جان خیلی ممنون
10:55ما تو بزرگی به حق میکنم
10:57میبینی آب جی
10:58آدم باید بتونه همه رو دور برای خودش نگه داره
11:00یه روزی میاد که کارت گیره همین رو میافته
11:02باید بدادت برسن دیگه
11:03میبینم تو چی کار کردی که این پسر کمکمون کرد
11:07بهش کارت گلف حالی تو داده بودم
11:10دوستخترش رو ببر حال کنم
11:11چی؟ دقیقا کی؟
11:13بخیال ازش خیلی زمان گذشته
11:16متاسفم واقعا خجالت آوره
11:18آب جی جون
11:20فکر آیندره کرده بودم
11:21ببینه الان چقدر به کارمون اومد
11:23باشه نگاه کن ببینم کجاست
11:28ببینم کجاست
11:29نزدیکه
11:34آب جی جون به سراحت میتونم بهت بگم که اون سر دنیاست بریم
11:37بگو حسابو بیارن
11:38بجام بجام بجام
11:39اونجا حساب میکنیم
11:47وایسا
11:49ببینم این کلک چنده
11:50نه پنجا و شیش اینجاست
11:51جدن همینه
11:52نره آب جی
11:52ورودی خونه هم همینجاست
11:54نره آب جی بازش کن
11:55نه ورودی نیستا
11:57درش از اون بره
11:58خدای بزرگ اینجا کجاست که ما اومدیم
12:01آره به خدای اینجا کجاست
12:03وایسا تو گل نری آب جی حوز
12:05کفشم کسیف شد بابا
12:06از کنار بره
12:08سب کن سب کن سب کن
12:12اینجا چلست نیفتید
12:13باشه حوزم هست
12:14مراقب باشی
12:15اینو سکمک دارن
12:16اوندوارم نداشته باشم
12:17از اینجا باز باشم
12:19اینجاییه
12:26بیا بیا دیگه
12:30بیتون بیتون
12:49بفرموید
12:49بفرموید
12:50خانم محترم ما داریم دنبال انیس مطلو میگردیم
12:53اینجا میشونید
12:53با انیس چی کار دارید؟
12:55چیزی شده؟
12:56میتونین به من بگید
12:58یه کار کچیک باشم داریم
13:00اگه اینجاست میتونیم خودشون رو ببینیم
13:03اینیس
13:04با تو کار دارن
13:15سلام شما آقا اینیس هستیم؟
13:17حال خودم هم کاری داشتی؟
13:19آبجی این پساره دستش تو گچه
13:21این که نمیتونه با این حالش مطورو بخشن
13:23باش ازش بپرس
13:24آقا اینیس حزیز
13:25مطرسیکلت با پلاک سیوچار پی بجه ده
13:28آیا مال شماست؟
13:29مال منه
13:29اما دو هفته از دستم شکسته
13:32پیش پسر امون
13:32دست پسر امونتونه
13:34پسر امون
13:35کجا میتونم پسر امونی شما رو پیده کنم؟
13:37چی کارش دارین؟
13:38چیزه خب بذاریم برای تون توضیح بدن
13:41ما تون ماشین بودیم که دیدیم
13:42از یه مطرسیکلت یه پاکت افتاد
13:44ما هم اون پاکت رو میخواییم بهشون بدیم
13:45باشه بدینش به من
13:47من بهش میدم
13:47چیزه
13:49راستش
13:51میخواییم خودمون بهش بدیم
13:52حضوری یعنی
13:53بله همینطوره درسته
13:55نمیدونیم که چند روزه چه حالی هستیم
13:57تحفیلش بدیم خیلیمون راحت میشه
13:59دقیقا همینطوره
14:00راستش ما یه همچین آدم هایی هستیم
14:02خیلی حساسیم
14:03باشه
14:03آدرسشو میگم به
14:11دست شما در نکنه اینجا پید باشه
14:14بذار کتشو بیارم
14:18زود باش
14:20ببین بعد از اینجا دیگه جایی نریم هست
14:22پدر اومدم
14:23سروبازم و نیگه چقدر به هم ریخته هست
14:25منم به خدا
14:26آبجی جو
14:27من هیچ وقت اینجوری دنبار کسی نگه
14:29این میگه برو اونجا
14:31اون میگه برو اینجا
14:31خسته شدم دیگه
14:33اگه پشت این خصیه گیلدیز باشه
14:35براش خیلی گرون تموم میشه
14:37آبجی جوان ولکن
14:38باز خوبه اینجا به نسبت محلای قبلی
14:40یکم بهتره
14:40یارو اینجا سر ایداری میکنه
14:42یکی ندونه فکر میکنه
14:43میخواییم اینجا اتراق کنیم
14:46بیا بیا
14:57سلام خانم محترم
14:58با آقا حکمت کار داشتیم
15:00حکمت رفته دانشگا
15:02باهاش چی کار داریم
15:03رفته دانشگا
15:05میخواستیم یه چیزی بپرسیم
15:06حالا حکمت ما رو میفرسته پیش رحمت
15:08رحمتم میفرسته پیش اسمت
15:09نمیدارم وقت
15:10مبینیم چیزه ما کجا میتونیم پیداشون کنیم
15:12باهاش کار واجب داریم
15:13از شرکتی که بهش بورسی دادان اومدیم
15:16بله خانم محترم
15:17بله بله ما از طرف همون شرکت هستیم
15:19دانشگاش نازدی که دانشگای آلتیان
15:22میتونین پیداش کنیم
15:23خب پس ما آمیریم اونجا پیداش کنیم
15:25باشه خیلی از شما ممنونم
15:27باشه
15:27روزتونم به خیر باشه
15:29خدا نگهدار خدافس
15:31نابجی
15:32کسی که اینجا میشینه و میره دانشگاه آزاد
15:35یعنی بورسی خیلی خوبی بهش دادن
15:37آره
15:37من از این چیزا سردر نمیرم
15:39اما باید پیداش کنیم
15:40خسته شدم
15:45وای از این بودو بودو دیگه خسته شدم
15:47خسته شدم
15:48آبجی جون منم خسته شدم
15:49منم کلافه شدم
15:50اما بس خوبه اینجا بله سرمون
15:51یه سخفی هست دیگه
15:52خلابات دانشگای اینجاست برو
15:54ناره دیدم
16:04خرم محترم
16:05سلام خسته نبوشید
16:06بفرمایید کاری دارین
16:08سرکر لزادن
16:09ما مسئولی اینجا سختار از غبور شدن
16:11توک فونکوره به خدا
16:12بپرسیگه
16:13جونم براتون بگه
16:15ما از هولدینگ آرگون اومدیم
16:17هدفمون اینه به چند از دانشگاه بورسی تحصیلی بدیم
16:19زمنم
16:20بعضی از بچه های پرسونل شرکتمونم
16:22اینجا درس میخونم
16:23اون قضیه به من مربوط نمیشه
16:26واقعا
16:27باشه پس
16:28میشه در مورد ایکی از دانشگاه اینجا ازتون اطلاعاتی بگیرم
16:32راستششون پسری که از دوستان نزدیک هم اصلا
16:34و اگه بشه میخواست از ذر مالی همه
16:35توی این مورد هم نمیتونم کمکتون کنم
16:40راستی میدونه سین منم اینجا درس خوندم
16:42و چهره شما خیلی برام آشناست
16:45آقای محترم
16:46شما میدونین هر سال چند نفر از این دانشگاه فاراغو تحصیل میشن
16:49من از کجا شما را باید بشنستم
16:51خانمه محترم
16:54اطلاعات بورسیه ی آقای حکمت را بی زحمت برامون بفرستین
16:58میخوام همین الان ببینم
16:59باید بدونم اشون به اسم هولدینگ ما بورسیه گرفتن یا نه
17:02احتمال میدیم از همون کلاه برداری شده باشه
17:05اگر با ما همکاری نکنین
17:08با وکیلامون برمیگردیم
17:17اگه تا را ویل میکردم تا صبح میخواستی حرف بزنی
17:21دیده چجوری رازیش کردم
17:31گفتین کدوم هولدینگ؟
17:33هولدینگ آرگون
17:36اون نیست
17:38ممکنه حالی تارگون باشه
17:40نه اونم نیست
17:45میدونم که اینو نباید بگین
17:47اما دیر یا زود ما خودمون اینو میفهمیم
17:49اگر با همون همکاری کنید به نفع خودتونم هست
17:53پس لطفا به همون بگید
17:54ما اسم اون شرکت را میخواییم
17:57اینطوری به نفع خودتونه
18:01فارکون هاو جلیک خانه
18:03ممکنه حالی تارگون بگید به نفع خودتونه
18:25قبول
18:26فهمیدم اما چیزی که نفهمیدم اینه که
18:28یعنی اینا را علیهان برامون فرستده
18:30آخه باسه چی؟
18:31برای منم زیاد مشخص نیست چی بگم
18:34واقعا نمیدونم
18:35منم میگم که چرا یلدیزو خراب کنه
18:38اونم وقتی که با زینبه
18:41من که واقعا گیت شدم
18:43اما
18:44پشت این قضیه یه چیزی هست مطمئنه
18:47بگذریم آبجی جون فکرت را درگیر نکن
18:49ما کار خودمونو بکنیم
18:50روی این اکسا مانور بدیم دکش کنیم
18:52به این راحتی ها نیست
18:53باید بفهمم چرا اینا را برا من فرستده
18:57ممکنه که زندگیمون عوض شه
18:59مثلا آخرش میخواد چی بشه
19:01چجوری زندگیمون زیرو رو بشه
19:03اگه بتونیم علیهانو بکشونیم سمت خودمون
19:05این آب خوردن میتونم از پس خالیت بر بیام
19:08اما قبلش باید بفهمم علیهان مشکلش چیه
19:14من دیگه کاملا بیخیار شدم
19:15علکی بال بال میذاریم
19:16از این به بعد میخوام برم طولای که خودم
19:18آره برنامه همینه بسی دیگه
19:20بگذریم
19:21باید سب کنیم تا صبح شه
19:23بعدش میرم یه سر به علیهان میزنم
19:26آره برای ابجی جان فکر خیلی خوب
19:38بیات
19:42بلای
19:45علیهان جان
19:46هندر خوش اومدی
19:48چطوری؟
19:51خیلی خوبه
19:54چطور میتونم کمکت کنم هندر؟
19:57اول ببینیم قراره کی به کی کمک کنه
20:00باشه؟
20:04معلومه برای یه موضوع خیلی مهم این جایی
20:09اومدم بهت بگم پاکتی که فرست دادی به دستم رسید
20:14نفهمیدم
20:17میدونم که اون اکسا و برگه ها رو تو برای من فرست دادی علیهان
20:24حالا که انقدر سریف فهمیدی؟
20:27پس یعنی هاکان نتونست کارشو تمیز انجام بده ها؟
20:32خیلی با حوشی اندر
20:35ناراحت شدم که منو دست کم گرفتین
20:39تاعتوشو در نعی ورده وارده همچین کاری هیچ وقت نمیشدم
20:42حالا که میخوای با هم رکب باشیم میدونم برای گفت زدن نیامد اینجا
20:46بگو میشنوا مندر
20:47آره خب ناییمت هم گرفت بزنیم اما
20:50راستش یه آلم سوال برام پیش اومده نمیدونم
20:55خب ببینم
20:57یه دفعه چی شد که جناه من و تو با همدیگه یکی شد
21:03نمیتونم به تو بگم
21:08خب منم با اموان یه زن با حوش کنچکاوی نمی کنم
21:12فقط مطمئنم که متحد شدیم
21:20علیهان یه چیزی در مورد من هست که نمیدونیم
21:23مشکل من فقط اون دختره نیست
21:26من میخوام از حالی تنتقام بگیرم
21:31اینجور که معلومه به تو هم ضربه خیلی بدی زده درسته؟
21:35پیشناده چیه؟
21:38اگه با همدیگه همکاری کنیم میتونیم از پسش بر بیاییم
21:42دوتامون خیلی خوب حالی تو میشناسیم
21:45اگه از نظر مادی بهش ضربه بزنیم نابود میشه
21:48دارایش براش خیلی مهمه
21:50بزرگترین ضربه زربه مادیه
21:53مندر
21:54ورشکست کردن یه همچین هولدینگ بزرگی خیلی سخته
21:57زمنا وقتی که من یکی از شرکام
21:59اینم بدون که تو این هولدینگ حق امزاب با منه
22:02و البته هیچ خودممون نمیتونیم سهاممون رو افزایش بدیم میفهمیم؟
22:10پس برای شما
22:11یه شریک جدید لازمه
22:17میخوای با ما شریک بشی؟
22:20خب آره
22:22چجوری میخوای این کارو بکنی؟
22:24به نظر خودت حالیت اینو قبول میکنه؟
22:28ازش اجازه نمیگیرم
22:30یعنی چوی؟
22:33پنج درصد از سهام شرکتو قبلا حالیت به هم کادو داده بود
22:37راستشو بخوایی تا حالا به دردم نخورده
22:40اما از این به بعد
22:42میتونم این سهامو با جون و دل بهت بدم
22:45و اینجوری
22:46جایگاه تو تو شرکت خیلی بالاتر از حالیت میشه
23:00فکر خوبیه
23:02آفرین
23:04در قبالش از من چی میخوایی؟
23:08خیلی ساده است
23:15با من ازدواش کن
23:33هم شرکت میشم
23:35هم زنیت میشم
23:37دوبله شده در افسده جنگی
23:57زمان تولد ایریم حالیت پنج درصد از سهام شرکتو داد به من
24:03تا امروز به دردم نخورده بود
24:05اما حالا که داریم میجنگی
24:07میتونم با کمال میل سهامامو بدم به تو
24:11اینطوری
24:12سهمتو از شرکت بیشتر از حالیت میشه علیهان جان
24:26فکر خوبیه
24:29آفرین
24:30و تو در مقابل این از من چی میخوایی؟
24:33خیلی ساده است
24:40تو با من ازدواش میکنی؟
24:59هم شریکت میشم
25:00هم زنت میشم
25:09بخوردم
25:10اما چه قهوه خوردنی
25:11آخه قهوهی که با ترس و لرس باشه چه لذتی داره
25:15جانر جان
25:16من دارم میرم
25:26بفرما این مشکلی پیش اومده؟
25:29نه
25:30فقط داشتم نگات میکردم
25:33خسته نباشیم
25:41چی شد ابجی هریحان چی گفت؟
25:44اون پرونده یلدیزو فرستده؟
25:45کار خودش بوده
25:47عجب آدم یه خیلی عجیب آخو با یلدیز چه مشکلی داره؟
25:50میبینی خوهر و علومه بنده خودا زینبم از هیچی خبر نداره
25:55دقیقا نفهمیدم چی شده
25:57چیزی که متوجه شدم این بود که
25:59انگار با حالیتی یه مشکل بزرگی داره
26:02و بدون کمک من نمیتونه از پس حالیت بر بیاد
26:06درسته اما
26:06با تو چی کار میتونه بکنه؟
26:08تو چی کاری از نستت بر میاد؟
26:12باید بهش فکر کنیم
26:14بابای عزیزم
26:15باشه شما فکر کن
26:20چی بگم؟
26:33خیلی خوشحالی داداشت جان
26:35یه خبری برد دارم که تو رو به زندگی برمیگردونه
26:39جدی میگی؟
26:40خب بگو ببینم
26:41آماده ای؟
26:42آره؟
26:44بچه ایلیز دیگه وجود نداره
26:46یعنی چی جانه؟
26:48وقتی داشت با زینب حرف میزد شنیدم بچه شفتده
26:52فقط واسه اریم خوب شد
26:55آی بابا
26:56خوهر جون تو اینگار فراموشی داری
26:58ما نزدیک بود به خاطر این بچه قاتل بشیم
27:00قاتل
27:01اون وقت تو تنها واکنشت
27:03داداشت جان قبلنم بهت گفتم
27:05یه ایلیز دیگه برا من اهمیتی نداره
27:08بابرم نمیشه
27:10چرا به لطنقدر زود رنگوز میکنن
27:12من نمیتونم خودم رو آبدیت کنم یا چی
27:14اما میدونم تو داری یه چیزی از من پینهون میکنی
27:16فیلان این چی نمیگم تو خودت به ام بکیارم
27:18برو لباسه تو عوض کن قضا داره سرت میشه
27:20گرست نمی بودم
27:36خوب خارجون
27:40تعریف کن ببینم درد این آقای علیهان چی بود
27:43بگو
27:45در این که یه مشکلی هست شکی ندارم
27:48اما این که چه مشکلیه نمیدونم
27:50هرچی از علیهان تازه متوجه شده
27:53اما من یه چیزی رو نفرمیدم
27:55به نظرت واسه آدمی مثل علیهان سر و کله زدن با یلدیز
27:59یکم کار پیش پا افتده این نیست
28:02خب برای همین هم پروندر رو فرستاته برای ما
28:05برای این که ما با یلدیز سر و کله بزنیم و حالی تو درگیر کنیم
28:08آه اون هم از این فرصت استفاده میکنه
28:10اون زروش رو تو کار میزنه آره
28:12دقیقا همینطوره عزیزم
28:16وای پس همین روزو یه اتفاق میافته نم؟
28:20اون به نظرت حالی چی کار کرده که علیهان انقبه هم بیخته؟
28:24اون بخشش که به ما مربوط نمیشه
28:26نمیخوام زیاد سوال پیشش کنم که علیهان بیشتر اصبا نیشه
28:29خب، حالا ما باید چی کار کنیم؟
28:32ما باید سب کنیم
28:34باید سب کنیم؟ برای چی؟
28:37تو چقدر سؤال میکنی؟ ای بابا؟
28:40گوشکام
28:41ببیم
28:44حواست باشه که وقتی با زینب حرف میزنی یه وقت سوتی ندیه
28:48وگرنه خودم خفت میکنم باشه؟
28:50نه بابا چرا باید بگم؟ تازه
28:53زینب حسره اینجور چیزها رو نداره
28:55اون همه فکر زکرش پیش علیهانه
28:57تفقه که همینجوری فقط نگاش میکنه
29:00دلهم برش میسوستم
29:03خب، حالا رابطه شون چطوریه؟
29:05اونجوری که من میبینم بد نیست خوبه
29:08یعنی تو مرحله سوام از عشق هستم
29:11میشه بگی منظورت چیه؟
29:17خوهر جون، یعنی این که
29:20هر رابطه ای
29:21از اول تا آخرش یه سری مراحل داره که
29:23باید این مراحل رو به ترتیب آید
29:27خب، یعنی چی؟
29:28دقیقا متوجه نمیشم
29:29ببین خوهر جون، مثلا
29:32احترام گذاشتم
29:34رسمی حرف زادن، دعوه و جر رو بست نکردن
29:37و در نهایت خرش شدن و گرفتن
29:41که
29:42علیهان و زینب الان از مرحله رسمی حرف زادن
29:44وارد مرحله جر بحث شدن که این سختترین مرحله یه رابطه است
29:49چه تعبیر جالبی بود خوشم اومد
29:53که البته شما هم اون مرحله خرش شدن و گرفتن
29:57و از آقای حالی خیلی خوب دلدید
29:59آره، فکر میکنم فاقه لیسانس داره
30:01صدر صدر