- 4 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:08خوش بگذره
00:10به تو
00:17چیه؟ با هم داریم میریم
00:19هم؟
00:20اندر که میخوای دست از این کاراتو برداریم؟
00:23چند بار دوتایی رفتیم بیرون بسه دیگه؟
00:25من که نمیتونم بسیار ساعته با تو بیام از این کلوب با اون
00:28خب اما زن تو هم زنی نیست که بشینه تو خونه پیژامه بپوشه و پاپکرن بخوره
00:33هیچ وقت خدا هم اینجوری نبوده
00:34پس خوبه که بدونی شریک تو هم مردی نیست که هر شب بره بیرون
00:38هر چقدر هم بخوای ازدواجمونو قبول نکنی
00:41متاسفانه یه حقیقتی این وسط هست و اونم اینه که ما با هم عقد کردیم علیهان
00:48آف آف
01:05نمیخواستم بیام اما نمیتونم تو خونه بمونم
01:08خیلی خوبیه سنو
01:09پاشو علیهان
01:16من من باید برم
01:21کجا؟
01:21یه کار واجب دارم
01:23مشکلی هست؟
01:46کار واجبت اینه اره؟
01:49دوبله شده دار سلیو جم
01:55به هم عادت میکنی
01:58اول و آخرش به من عادت میکنی علیهان
02:03کنیم دیگه
02:11نوشه جهن
02:22من میگفتم شاهرم کجاست؟
02:25اندر تو اینجا چی کار میکنی؟
02:28من باید این سوالو از تو بپرسم علیهان
02:32شاهرم
02:33علیهان منو تنها گذاشته
02:35پاشده اومدی رستوران
02:36اونم با دوست دختر سابقش زینب خانم
02:39به نظرت این خیلی عادیه؟
02:41اندر زودتر از اینجا برو
02:43علیهان من از اینجا تکون نمیخورم
02:46منم تا یه حدی میتونم بپذیرم که منو تنها بذاری
02:49و بری دنبال عشق و حال خودت
02:52سبر منم حدی داره
02:54میفهمی چی میگم؟
02:57زینب؟
02:58انگار تو هم دلت میخواد راه خوهرتو ادامه بدیم
03:00نکنه تو هم به خونه خراب کردن عادت کردی دختارم
03:03آی من اینو میگیرم میزنم به خودا میزنمش
03:06اندر
03:08بسه باشه
03:09باشه از اینجا برو
03:12زینب
03:13زنی تو بردار گوری تو از اینجا برو
03:14خاری هم حدی داره
03:25از هر دستی بدی از همون دست میگیری زینب
03:29از من به تو نصیحت
03:32باشه؟
03:33بهتر شوهرم و منتظر نذارم
03:36خدا فز عزیزم
03:38امیدوارم خدا هم تو را همون چهارتو
03:40نمیذارین آدم حرف به زنها بسته دیگه
03:42آروم باش دخته
03:44زینب
03:44حالت خوبه
03:46خوبه
03:48خوبه دیگه معلومه که خوبه
03:50چون دیگه عادت کرده درسته؟
03:51باشه دیگه بسته همه دارن نگاه اون میکنن
03:57تو به چه حقی منو تعقیب میکنی
04:00یا میایی شر به پا میکنی؟
04:01من زن توم
04:02فقط رو کاغذ زن منی تو
04:04اینش اصلا برای مهم نیست
04:07تا وقتی متعهلم نباید خطایی بکنی
04:10من اسم رسمی دارم
04:11من زینبا میبینم
04:12به هیچ کسم ربطی نداره
04:14نمیتونی جلیه منو بگیری
04:15علیهان
04:15یه قول و قرارایی بین ما بود
04:18باید مثل من به قولت عمل کنی
04:20همین که گفتم
04:23هندر تون صداتو بیار پایین
04:24جام رفتارتو درست کن
04:26برای بار آخر بهت حشدار میدم
04:27من حالیت نیستم
04:28من برای مهم نیست مردم
04:30در موردم چی فکر میکنن
04:31علیهان منم زینب نیستم
04:33ما با هم دیگه یه قول و قراری گذاشته بودیم
04:36نباید بزنی زیرش
04:37تو خودت شرط و شروطو قبول کردی
04:40الانم باید انجامش بدی
04:41همین
04:41من برای تو شرط میذارم
04:44نه تو برای من
04:52علیهان
04:54لجبازی نکن
04:55بیا با هم دیگه کنار بیاییم
04:57اینجوری به هیچ جا نمیرسیم
04:59من فقط از آدیه چیزی میخوام
05:01دیگه هیچ وقت مزاهم زینب نشو
05:04هیچ وقت شنیدی؟
05:05هیچ وقت
05:09راستشو بخوای علیهان جون
05:11من دارم بهش درس زندگی میدم
05:13من که بدیه اونو نمیخوام
05:14بس کن
05:15تمومش کن داری دیوانم میکنی
05:19ای خدا سبش بده
05:21سیلو جن
05:24حالو
05:24ها
05:26الان جلوی نمشگاه دابود خانه
05:28خوبه
05:29پس برو رازیش کن و
05:31دستشو بگیر با خودت ببر مهمونی
05:33آخه آبجی جون اینجور آدمارو
05:35مگه میشه دستشونو گرفت و جای برد
05:37ممکنه یه وقت بلا ملای سرم بیاد
05:39تو به کارت خوب واردی عزیزم
05:42واو تو همیشه با همین جمله ها هندونه میذاری زیر بقنم
05:45بگذاریم تو چی کار میکنی تو هم میایی
05:48دلم میخواست بیام اما
05:50بعدش گفتم درست نیست منم بیام
05:52هرچی باشه یه کنترول از راه دور دارم
05:55یعنی ای من کنترول از راه دورم باش
05:58آبجی جون واقعا دست درد نکنه
06:00آره عزیزم خودتی
06:02اگه جف خوب بود مهمونی شوهرم
06:05و از دست نمیدادم و میامدم
06:06خدایی چه شوهر توفیم داریم
06:08برو ببینم چه کار میکنی برو
06:10آه آرزوی معفقیت میکنی باش
06:12آبجی من به خطر تو جونم رو گرفتم کف دستم
06:14هیچ اتفاقی برات نمیفته بابای عزیزم
06:20علیه ها خوش اومدی
06:21حالت خوبه؟
06:23پشت تلفان صدا تنگار ناراحت بود
06:25در رابطه با کار اتفاق بدی افتادیم
06:28اندر یه اتفاقی برای عریم افتادیم
06:29چی؟ چه اتفاقی؟
06:31نگران نباش عریم حالش خوبه
06:33اما زده به یه زن ظاهرن وضعیت جدیه
06:35یعنی چی که زده به یه زن؟
06:36نمیفهمم یعنی ماشین رو برداشته رفته
06:39زده به یه زن آخه چطور ممکنه؟
06:42متوجه شدم کدوم کلانتری
06:46باشه خیلی ممنون
06:47الان میهم
06:47چی میگه؟
06:48نگران نباشه
06:50هلان بردن کلانتری یا کادیکوی
06:51زنی که بهش زده زندرست
06:52فقط دستش شکسته
06:54خودوی شکرت خودوی شکرت
06:56پس بیا زودتر بریم بیا زودتر بریم علیه ها
07:04مثلا خوهر چی شده؟
07:05هیچی نگو خواهش میکنم هیچی نگو
07:07خود چرا این بچه نشسته پشت فرمون؟
07:10وقتی پدرش حالیت باشه
07:12بهتر از این نمیشه
07:13نباید دیر کنیم
07:13زود باش بریم
07:21ارزه نداره از یه بچه نگه داری کنه
07:24پسرم داره به خاطر اون میفته زندان
07:27باورتون میشه؟
07:28واقعا نمیدونم باید چی کار کنه
07:30باورجون میشه اینقدر هرس نخوری؟
07:32دیگه نزدیک شدی؟
07:34حتفا اون جانارتی پیش نگید
07:36هرچی از دهنم در بیاد بهش میدید
07:38بهتر آروم باشیم چون همه عصابشون خورده
07:41فیلان مهمترین قضیه اینه که
07:43اریم از این مسئله نجات پیدا کنم
07:45و درس عبرت بگیره
07:46آخه اریم همچین بچه ای نبود
07:48این مرد انقدر ذهن بچه رو با حرفاش پر کرد
07:51یک کاری کرد که این بچه
07:52از مادر خودشم متنفر بشه
07:54خواهر خواهش میکنم توی کلندتری عرفی نهزر
07:57چون میشیم تیتر روزنامه آمی فهمیم؟
07:59های ویل کن تو رو خوده
08:00هرچی میخواد بشه بشه
08:01اصلا برام مهم نیست
08:02بسته دیگر چی عذابم داد
08:03زندگی اریمم داره نابود میشه
08:05پسرم بدبخشون
08:08میخونده
08:10ببین ارین پدرت همه چی رو حل بکنه
08:12تو اصلا قصده
08:12باشه قاداشم
08:13بابا چی میشه
08:15واقعا برای ارین اتفاقی نمیافته
08:17حل میشه دخترم
08:18هر جوش های حلش میکنم
08:19من نمیذارم پسرم بره زندان
08:23حوش کنین
08:23من الان بیرم اتاق کومیسر
08:26اگه کاری با ارین نداشتن
08:28ارینو برمیداریم میرین خونه
08:30متوجه شدیم؟
08:31باشه همش تخصیل تو بود
08:32پسر من تو بدبخ کردی
08:34دهن تو ببند
08:35وقتی ایچی نمیدونی حق نزر
08:36پسرم تصدف کرده
08:37ممکن بود به خاطر تو قاتل بشه
08:38تو چجور پدری هستی؟
08:39خفشو این درد
08:40خفه نمیشم
08:41ارینو ازت میگیرم
08:42ازت شکایت میکنم
08:43از اینجا بروگام چا؟
08:44حالا میبینی
08:45ارین بیا بریم
08:46ساکت دطفن اینجا چه خبره؟
08:48ارین بیا اینجا بسرم
08:49بسرتون تصدف کرده چی شده؟
08:51بیشه تو اتاق هفت بزنیم
08:52بادر بفرمایی
08:53ممنون
08:54ارین جان بیا اینجا بسرم
08:55بیا بسرم
08:55تو دخالت نکن
08:56یا این ور
08:57چیکر میکنی؟
08:58اینطوری حوار نمیشدی
08:59راننده میخواست
09:00همیچی رو به گردن بگیره
09:01چرا به من نگفتی؟
09:02من از کجا باید میدونستم؟
09:03زدی به همیچی
09:04واقعا که اندر
09:05از دست تو
09:15خدا رو شک زنه زنده است
09:16الان تو بیمارستانه
09:18دست شکسته
09:19یه خوردم
09:19کفتگی تو بدن میشه
09:22منو میبرم زنده
09:23بسرم
09:24بدون گواینامه نشستی
09:25پشت فرمون
09:26و از اون بتر زدی به یادم
09:27مسلمان یه جزایی داره
09:31بابا
09:38میشی یه چیزی رو بدونم؟
09:39اگه دیش رو پرداخت کنیم
09:41بازم مشکلی پیش میاد
09:42اگه خانواده شکایت نکنم
09:44مشکلی پیش نمیاد
09:45در اینجور مواقع
09:47معمولا شکایت میکنم
09:48چون پسرتون
09:50اون خانماتو
09:50همون شرائط بل کرده
09:52و فرار کرده
09:54متوجه شدم
09:55الان یکی از معمورا میاد
09:57باش برو جواب سوالاشو بده
09:59باشه پسرنا
10:04باشه
10:04فاطح بیا اینجا
10:15بیشونو ببرین برای بازشی
10:17چشم کمیسرشون
10:24اریم
10:27بسرم
10:29تو اسم خودتو میذاری مادر؟
10:31تو چیچه اسم خودتو گذاشتی پدر؟
10:33همه چی رو خراب کردی بیرم
10:34تو بود همی چی رو به من میگفتی؟
10:36لحظشتی پسرمو ببینم
10:37اینم شد نتیجهش میمینی که
10:38بوش کن
10:39تو حق نداری اینجا باشی
10:41این زنو بردانه اینجا ببرین
10:42ازت شکایت میکنم
10:43حالی بچه ما ازت میگیرم
10:45شنیدی چی گفتم میگیرم
10:46میخوام بدونم
10:46خودم غازی این بچه رو به تو میگه
10:48از این به بعد
10:49فقط با اجازه من میتونی ایریمو ببینی
10:51نه تا رو خدا
10:52تو هم به من کمک میکنی
10:53دیگه علیهانه رو
10:54میخوام از این مرد شکایت کنم
10:56هر وقت دلت خواست
10:56میتونیم کارای شکایت رو شروع کنیم
10:58مشکلی نیست
10:59شماها فکر کردین
11:00زورتو میرسه
11:02که بچه منو ازم بگیرین
11:03تو واقعا فکر کردی کی هستی
11:05از این به بعد دیگه نمیذارم
11:07ایریمو ببینی
11:07از این به بعد نمیذارم
11:09بهت گفته باشم
11:09ای بابا اون سرسده ها چی
11:13اون بیرون چه خبره
11:14این یه زن شوهر دواشون شده
11:16به خاطر بچه هست
11:18اون بچه من هم
11:20اونه که داد میزنن پدر مادر تو هست
11:22متاسفانه بله
11:23خدا به دادت برسه
11:25با اینه چی کار میکنی
11:26میدونم
11:28بیا پسر جوینر با دقیقت بخون
11:31اشکت کسشتی پدر
11:32نگاه کن چون مادر بالای سرش نیست
11:34بسرم به چه روزی افتاده
11:35به جایین که بریتون بالای عشق و حالت
11:39نیموندی بالای سر بچه
11:40حت براش مادری میکردی
11:42تو لازم نیست حرف بزنی
11:43حقی نداری که بخوایی حرفی بزنی
11:45همه چی تقصیر اون احمق بوده
11:47اندر مراقب حرفات باش
11:49چی داری میگه اندر
11:51اصلا به من چه رفتی داری ها
11:52تو سکت باش
11:58من هیچ جا نمیرم
12:00هیچ جا نمیرم
12:00هیچ جا نمیخوام برم
12:01میفهمی هیچ جا نمیرم
12:02ارین پسر منه
12:05پسرم
12:07کامیسر میخواد شما رو ببینید
12:09متین با من بیام
12:10زهرا
12:10چنار ارین باش باشه
12:12عزیز دلم چی شد آخه
12:14بسرم
12:16ارین حالت کو بیاره
12:17ارین نگران نباش
12:18اصلا نترس
12:20هر کاری لازم باشه براتو میکنیم
12:22باشه
12:23مثلا میخواد نقش شوهر فداکار بازی کنه
12:26تو تنها موردی که باهاد موافق هم همینه
12:28دختره الان وقت این حرفا
12:29بسرم آخه چطوری اینطوری شد
12:31تو چرا همچین کاری کردی
12:32آخه تو پسری نیستی که ماشینو بدون اجازه پدرش برداری
12:35چرا همچین کاری کردی آخه نمیفهمم
12:38بخاطر اون رفیقایی جدیدشه
12:40البته تو از اینم خبر نداری
12:41ارین به خاطر این که دوستتو از خونه بیرون کردم از من نراحت شدید
12:44ببین به چه روزی انداختنید
12:46یه نفر این زن رو ساکت کنه وگرنه خودم میکشمه
12:50برو کنار دستتو بگیش
12:53اون دیوونه از بابا ولش کن کمل جم
12:57یه اتاق خالی گرفتم
12:59راستش اگه بخواین میتونین اونجا حرف بزنیم
13:02آره خیلی خوبه بیا پسرم بیا بریم اونجا
13:04ممنونم علیهان
13:06خدا رحم کرد شوهرم اینجا بود
13:08مرد شروع شوهرتو ببرم
13:10دوبله شده در اسدیو جهنی
13:17خیلی ممنون
13:22عریم جان
13:23پسرم خواهش میکنم از دست من ناراحت نباش
13:26میبینی که وقتی ازم دور شدی چه اتفاقاتی افتاد
13:28آره دایی جان
13:29اگه آدم با مدرش قرار میکنه
13:32اگه من بودم نمیذاشتم با اون پسر رو دوست شی
13:34چرا با کسی حرفی نزدی
13:36میتونستیم در مورد اینا با هم حرف بزنیم
13:41پدر تو میبینی
13:42جازیل دیز دیگه هیچی رو نمیبینه
13:45مامان لطفا
13:46سعی نکن منو از بدرم متنفر کنی
13:48باشه حسیزم هیچی نمیکن
13:49نه باید چیزی بگی
13:50همه چیز تخزیر شما ها بود
13:53عریم بزارم این چه حرفیه
13:55مامان لطفا مست کن
13:56هرداتون فقط به خودتون فکر میکنین
13:58هیچ کس به فکر مانینی
13:59ایندر
14:02میشه یه خورده با عریم تنها بمونیم
14:05میخواییم مرد و مردونه با هم حرف بزنیم
14:17بریم
14:38هسمن تو هم میخوایی بگی حق با مادرمه
14:42نه
14:44اینا نمیگم
14:45به نظرت حق با پدرم نه
14:47هیچ کدومشون مرین
14:49یعنی حتی نمیتونم بگم که
14:52کدومشون بیشتر مغصره
14:54من اینجا
14:56برای این که در رابطه با این ازدواج
15:00هرچقدر که
15:02عصبانی یا ناراحت باشی
15:04به تق میدم
15:06باور کن
15:07من تو رو خوب درک میکنم
15:10چطوری میتونی درکم کنی
15:11منگه مادر تو هم با یکی دیگه ازدواج کرد
15:16ازدواج نکرد
15:18اما ای کاش ازدواج میکرد
15:22یعنی چی
15:25وضعیت من یه خورده پیچیده است
15:28اما مطمئن باش
15:30هیچ کس به انرزی من نمیتونه درکت کنه
15:32من خیلی خوب میفهمم که هیچ بچهی دوست نداره
15:34مادرشو با کسی تقسیم کنه
15:36خوب میفهمم
15:38من فقط خیلی عصبانی شدم
15:41میدونم
15:41کاملا حق داری
15:43اما من مطمئنم تو از پس این برمی آی
15:46آدمان نمیتونن خانوادشون رو انتخاب کنن
15:51متاسفانه
15:52میدونم
15:53بهتر نیست یه کاری بکنی
15:55مثلا میتونی مشکلات زندگی تو به عنوان یه الگویی برای آینده خودت استفاده بکنی
16:00یعنی چطوری؟
16:02اینجوری که مثلا وقتی بزرگ شدی
16:05از تمام این اتفاقهایی که برای تو افتاده درس بگیری و همون اشتباه ها رو خودت تکرار نکنی
16:11تو تونست این کارو بکنی
16:13معلومه که تونستم
16:16میشه فراموش کرد
16:18یعنی بعد از یه مدت این اتفاقات بعد فراموش میشن
16:26اگه بخوای فراموش کنی میتونی
16:30تو فراموش کردی
16:34حتی یه روزم نتونستم
16:38جدی میگی
16:39البته قصه نخور
16:41شرایط منو تو خیلی با من فرق داره
16:44پدر مادر تو خیلی دوست دارم
16:46فقط بلد نشتن اینو نشون بدن
16:49همین
16:51ارین من وقتی بچه بودم خیلی قصه خوردم
16:54یعنی همیشه قمگین بودم
16:58برای همین تنها چیزی که دلم نمیخواد ببینم ناراحتیه یه بچه هست
17:04ازت مذارت میخوام
17:06منو ببخش
17:09ما هم نیست
17:10نمیدونم این حرف حالتو خوب میکنه یا نه
17:13اما
17:14هر وقت بخوای من کنارتم
17:16به عنوان برادرت
17:20ممنونم دادش علیان
17:25بیا
17:41ارین کجاست؟
17:44تو اتاقی داره با علیان حرف میزن
17:45به شه حقی
17:46بابا سب کنه آرون باش
17:47الان شرایط مناسبی نیست حرف زدن حالشو بهتر میکنه آرون باش
18:18موسیقی
18:19زنی که ارین به حصد از بیمارستان مرخص کردن تو خونه است
18:23شما برید تو اتاق کومیسر منتظر من بمونید
18:27من میرم با زن حرف بزنم برمیگردم
18:29باشه
18:29باشه
18:29جود بریم
18:33مطین بیبریم
18:34تو میری خونه
18:35باشه
18:36لیلا ترسیده همه چیز رو برش توضیح بده
18:38باشه
18:38باشه
18:38میبینم اتا
18:39بذاری کیفمو برد
18:40بیبریم
18:42امیدوارم بتونیم زنن رو راضی کنیم
18:44و اگرنه با دیانه میتونیم خلاص بشیم
18:45نگهتار در اومرم میام
18:48بهتر دیگه ما هم بریم
18:50چون فیلن کاری از دستمون بر نمیاد
18:54نه من جایی نمیرم
18:55تو وقتی مطمئنشم مشکلی برای پسرم پیش نمیاد
18:58اینجا میمونم
19:05سکت خانم میشه برای من قهوه درست کنیم
19:09چشم
19:13ایندر خانم از ارین که خبر
19:15خوبه
19:16پیش پدرشه
19:18خدا بد نده
19:19برای منم قهوه درست کن
19:25خیلی مزخر است
19:27میبینی تو رو خدا
19:29بعد از این همه اتفاق پسرم کنار مادرش نیست
19:32واقعا اگر بدن دست من حالی تو
19:34تیکه تیکش میکنم
19:36قسم میخورم
19:37خودم نیکشمش
19:38قسم میخورم
19:41ایندر
19:43اگر واقعا بخوای هزانت ارینو بگیری
19:45من میتونم کمکت کنم
19:49اینو داری جبدی میگی؟
19:54فکر کردم تو کلان تری
19:56برای اینکه حرس حالی تو در بیاری
19:57این حرف رو به هم زدی
19:58نه
19:59من سر حرفم هستم
20:01اما نباید این قضیه رو
20:03علیه حالی تو استفاده بکنی
20:06واقعا نمیفهمم این چه حرفیه
20:07که میزنی علیهان
20:08ها؟
20:09تو اون خونه حالیت
20:10هر روز داره پسر منو
20:12بر علیه من پر میکنه
20:13فقط این وسط پسر بیچارهی من
20:15هر رو میشه
20:16من فقط میخواستم حرفم رو زده باشم
20:18که اگه اینم یکی از استراتجی های توه
20:20بهتره از همین اول شروع نکنی
20:22کدوم استراتجی ها؟
20:24بست کنه علیهان
20:26مگه کمال و زهره رو با هم ندیدی؟
20:28فکر میکنی تو شرعیت عادی
20:30حالیت اجازه میده که کمال کنارش باشه؟
20:39ممنونم
20:40نوشه جان
20:42میبینی؟
20:44تا فهمید میخواییم با کمال همکاری کنیم
20:46زودتر از ما وارد عمل شد
20:49بهت اعتماد میکنم
20:51باشه
20:56دارم از رفتاره تجرب میکنم
20:58چرا؟
20:59نمیدونم
20:59من فکر میکردم تو آدمی بی احساسی هستی
21:02ولی وقتی امروز با اریم حرف صدی
21:05خیلی متعجب شدم
21:07من آدمی نیستم که به خاطر مشکلاتم با حالیت
21:10بخوام یه پسر بچه رو غربونی کنم
21:12اینجا فقط یه چیزی مهم نه
21:13اونم اینه که اریم صدمه نبینه
21:15چیز دیگه مهم نیست
21:30اگه اندارم بلاخره میفهمم چی رو از من مخفی میکنی
21:34بخوام یه حالیهان
21:50این قرصه دیگه چی هم؟
21:58میتونی به فهمی این داروها برای چی استفاده میشن؟
22:04علیهان جون، بلاخره میفهمم که مشکل شما چیه؟
22:12زده استرس؟
22:14خیلی عجیبه
22:26زنه که روانی خدا میدونه باز چی میخوند؟
22:29چیه اندر؟
22:30زر اینجون صبح تو هم بخیر
22:33اندر زود باش حرفتو بزن چون وقت ندارم
22:36باید حرف بزنیم
22:37من حرفی با تو ندارم
22:39معلیهان مربوط میشه و خیلی هم مهمه
22:42نمیخوام بدونم
22:45باشه اشکالی نداره
22:48متوجه شدم که دلت نمیخواد دیگه برادرتو ببینی
22:52اما متوجه نمیشم که چرا دیگه
22:55دوستش نداریم
22:56شهر تو راحتی زر اینجون
22:58بعدا میبینم ات بابای
23:00باشه بگو چی میخوای
23:03یه ساعتی دیگه میبینم ات باشه
23:05باشه آماده میشم بیام
23:11با همه این احمقا باید سار کله بزنم ای خدا
23:31زهر اینجون حالت چطوره
23:35وقتی تو را میبینم توقع داری چطوری باشم
23:38این رفتار قشنگی با عروس خانوادتو نیست هزیزم
23:42نه تو عروس مایی نه من خوهر شهر تو
23:46باشه عزیزم هرچی دوست داری بگو
23:48اما من تو را خواهر شهر خودم میدونم زهر اینجون
23:51خوش اومدین خانوم
23:52چی میل داری؟
23:53یه چایی سبزلات من
23:54اندر هرچی زودتر حرفتو بزن چون زیاد وقت ندارم
24:02موضوع مربوط به علیهانه
24:04علیهان چی شده؟
24:06قبلنم ازت پرسیده بودم اما منو خیلی جدی نگرفتی
24:11دوست دارم بدونم چی شد که
24:13علیهان یهو تصمیم گرفت برای آدمی که انقدر دوستش داشت شمشیر بکشه
24:17بذار بهت بگم چی شد
24:20تو بازیش دادی و به خاطر حرس خودت برادر منو حروم کردی
24:24با حرفای دوری قد مخزشو شستشو دادی
24:26یعنی ممکنه حالیت کاری کرده باشه زرین؟
24:29البته از نظر تو که حالیت مرد خیلی خوبی
24:31نه عزیزم این طور نیست
24:33مثلا حالیت و علیهان چه بدی کرده بود؟
24:35از بچیگی مثل پسر خودش دوستش داشتش مراقبش بود
24:39اما علیهان چی کار کرد؟
24:41گول حرفای تو رو خورد و به اون خیانت کرد
24:44علیهان انقدر شعور داره که گول حرفای کسی رو نخوره
24:48خودت هم اینو خوب میدونه
24:49خیلی ممنونم
24:52چون خودش نتونست منو راضی بکنه تو رو فرستهات
24:59زرین
24:59یکم عقل تو به کار بنداز
25:01مغز من از حرفای شما پره
25:06باشه
25:07تو که انقدر ادعات میشه همه چی رو خیلی خوب میدونی
25:12بگو ببینم از اینم خبر داشتی که علیهان قرص زده استرس میخوره یاره؟
25:18زده استرس؟
25:20بله
25:21خبر نداشتی نه؟
25:23تو همینقدر میدونه
25:26داروارو تو خونه پیده کردم
25:27از دوستم که دکتر بود پرسیدم
25:29خودش گفت که این قرص ها چیه؟
25:34نمیتونستم
25:35اصلا از کجا معلوم که علیهان اونا رو استفاده میکرده ها؟
25:39زرین
25:40قرور احمقانت رو بذار کنار
25:42به این فکر کن که علیهان چقدر مشکل داره
25:45ممکنه مسبب همه اینا حالیت باشه
25:49تو دیگه داری شورش رو در میاری اندر
25:54باورم نمیشه که منو تا اینجا کشوندی
25:56این مزخرفاتو تحبیلم بدی
25:59شماها میخوایی من به حالیت بدبین بشم
26:01سحاممو ازش بگیرم
26:03زرین
26:03هم تو سالهایی زیادی زن حالیت بودی
26:06و هم من درسته؟
26:10هر دومون خیلی خوب میدونیم
26:12که اون نسبت به جنس مخالف
26:14خیلی نقط زفت داره
26:16اینطور نیست؟
26:20تو چی میدونی؟
26:23چی داریم ای که بیتربیت؟
26:24به نظرت نباید اینو پیگیری کنید؟
26:27ساکت
26:28ساکت
26:28دیگه حتی یک کلمم حرف نزن
26:38خیلی احمقی
26:45باشه مردین
26:46آقا حالی هان گفتن این برگر رو امزا کنید
26:48باشه امزا میکنم
26:52وای وای وای ببین کی اینجاست؟
26:55نورچشمی شرکتمونم اینجاست؟
26:58زینب خانم؟
26:59اخ نکن دختر بهت نمیاد عزیزم
27:02وقتی طرف مقابلم تو باشی
27:04شک نکن که خیلی به این میاد
27:07زهین هبجون ولی باید آدت کنی که من رو اینجا ببینی
27:09البته درک میکنم که حالی تو رو اینجا استخدام کرده
27:13اما خب منم میام پیش شوهرم دیگه
27:16درسته؟
27:17بله عزیزم به این که آدت کردم
27:20ولی اگه موقعی رفت و آمد مزاهم من نشه خیلی خوب میشه
27:22آه عزیزم اسمش مزاهمت نیست
27:24بهتره بگیم خود یاد آوری
27:28میدونی انجر خانوم اصلا راضی نیستم به زمان بیاختی
27:31واه جدی میگی
27:33از این که تو فکر منی خوش سالم با بای
27:36خوهر جون خیلی بشت
27:38چیز اینیس اومدم علیهانه ببینم
27:39زینم زینم سب کن
27:42چی شده؟
27:43خوهرم به چی گفت
27:44چی میخواستی بگی؟
27:46خودت که خوهر تو بهتر میشنسی
27:47یه مشرف مزخرف زدارم
27:48شوهر شوهر کرداره
27:50دقیقا همینه
27:51به سالمت
27:54خدا خودش آقابت این خوهرمونو بخیر کنه
27:57امروز میخواستم ایریمو ببینم
27:59اما مدرسه نرفته بود
28:00خوب
28:02خیلی طبیعیه که بخواد تو خونه بمونه
28:07روزه خیلی سختی داشت
28:11میدونم پسرم تو شرائط خیلی بدیه
28:13و الان کنارش نیستم
28:15همشم تخصیر حالیته
28:16میدونم برات سخته
28:18باور کن
28:19دلم نمیخواد حالیت به این موضوع آدت کنه
28:24تصمیم من قطعیه
28:26میخوام ازش شکایت کنم
28:27اگه تصمیم چدیه
28:30میتونم با وکیلم تماس بگیرم
28:32زنی بزن
28:33من دلم میخواد حالیت هم عذاب بکشه
28:35اندر میدونی که این اصلا مبارزه راحتی نیست
28:39آره خیلی خوب میدونم
28:42و آمادم
28:43ارین بچه نیست
28:45هر جایی که دلش بخواد همونجا زندگی میکنه
28:47اگه اشتبا نکنم سال دیگه به سن قانونی میرسه
28:50اما فکر میکنم تا اون موقع خودم میتونم
28:53مسیر درست و غلط را به اریم نشون بدم
28:58البته اگر تو کمکم کنی علیهان
29:02با وکیلم تماس میگیرم
29:04خودم باش حرف میزنم ببینم چی کار میشه کرد
29:07بعد یه قرار ملاقات میذارم
29:09شما هم هم دیگه را ببینید
29:11علیهان
29:13میخوام تا آخر این قضیه کنار من باشی
29:16همه فکر میکنن ما زن و شاہر این
29:18این شکایت برای هر دومونه
29:19خواهش میکنم اینو قبول کن
29:26نزا کت خانه اون
29:29میتونی میزو جم کنی آقا علیهان تشریف نمیارن
29:37بله خواهرجون
29:39خیلی خوب
29:40تو صحبت کن
29:42بگو ببینم چه خبر ها
29:43شما چه تری خواهرجون
29:45خوب هم عزیز دلم
29:46خوب
29:48چه خبر ها
29:49چه خبری باید باشه
29:50داود داره میاد خونه زینب بس شام
29:52آه این که آلیه
29:54آقا کجاش آلیه
29:55یه رو مثل گیروگانگیرا منو با خودش برده خرید
29:58یه موششیزای مزقره خریده
29:59چقدر رومانتیک
30:00میشه بگی کجاش رومانتیک
30:01یه به نظر زینب از این چیزایی که این خریده خوشش میاد
30:04تازه چندشش هم میشه
30:05وای جانر
30:07تو فکر کرتی زینب کیه
30:08اتفاقا داود
30:09زینبو خیلی هم خوب میشناسه
30:12نگران نباشون
30:13و جفتشون لنگه همه
30:14ای بابا خواهر من دیگه از غیبت کردم
30:16خسته شدم
30:17میشه بیخیال من بشی؟
30:18این چه حرپیه دادوشی
30:20تازه داریم شروع میکنی
30:22باشه پس خودم رو بازنشست بکنم
30:24چون بلاخره میدونم این قضیه گندش در میاد
30:29نه خند خار به چی داری میخندی؟
30:31میگم دارم دیوونه میشم تو میخندی؟
30:33باشه فیلن این حرفا رو فراموش کن
30:35حواست باشه یه سر باید بری دم خونش
30:37ببینی اوزا چطوره باشه؟
30:39چشم خواهر جونه تاعت میشه
30:40ببینم
30:41انگار شوالت خونه نیست نه؟
30:43چون خوب داری پشت سر زینب هفت میزه؟
30:45عزیزم اون الان رفته پیش وکیلش
30:48میدونی که هرچی زودتر
30:50باید پرونده ای هزانت اریمو باز کنم
30:52واق اینو دیگه یادم نبود به خود
30:55فقط همینو کم داشتیم
30:56اینم باز بشه دیگه تکمیل میشه
30:58همه ی آبر و ریزی های یلدیزم
31:00با اون پرونده اضافه میمارم
31:01اضافه کن خواهر جون هرچی میخوای بهش اضافه کنه
31:05خیلی خوب
31:06وقتی دیدمه جزئیتو بهت میگم
31:09فردو بیا بریم و هم یه قهوهی بخوریم باشه
31:11میبوسمه
31:15با بای
31:16گیریافت دیما
31:18دادش تو چرا آماده نشدی؟
31:20چرا باید آماده بسم اگه چی شده؟
31:22ایگر تو خبر نداری؟
31:23بلایشو بلایشو
31:24بلایشو کار داریم بیا بیا بیا من بهت میکنم
31:26پشو بیا بریم
31:27های بابا
31:28های خدا
Comments