- 7 weeks ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:02کمالا نمیخوام از دست ددن
00:26الو
00:27انترالم خیلی بده
00:29آه چی شده عزیزم
00:30جلوی در
00:32از من اون پسره اکس گرفتن
00:34تو خبر نداری
00:36آه جدی داری میگی زهر را
00:38وای من اصلا بعد از مهمونی
00:40نرسیدم اخبار رو چک کنم
00:42اصلا نمیدونم چه اتفاقی افتاده
00:44بگو ببینم تعریف کن دفتر
00:45خودت که میدونی نمیشنختمش
00:47فقط منو تا تکسی همراهی کرد
00:49بعد اومدم خونه و خابیدم
00:50با دادایی بابام بیدار شده
00:53بابات که همیشه عادت داره
00:54داد بزنه ولشگون
00:55بگو ببینم کمال چی گفت
00:57اصلا بانی بود با هم حرف نزد
00:59نیگاش کن
01:00این پسره چقدر خودشو میگیره
01:02یعنی چی خیانت که نکردی کاری نکردی که
01:05این در اینجوری حرف نزد
01:06نمیدونی که پخشدن این اکس تو
01:08حساس در این مرحلهی رابطه همون باید شد
01:10همه چی خراب بشه
01:12آه
01:13وقتی تو با کمال آشنا شدی
01:14مگه اون
01:15همه ی جزیات زندگی تو رو مو به مو نمیدونست
01:18ها
01:18الان چرا داره تلاش میکنه که تو رو عوض کنه زهرا
01:22معلومه که این پسر خیلی حوضه ایگه
01:26آه
01:27تو رو میپسنده پیشنهاده ازدواج میده
01:29بعدش طرف مقابلشو عوض میکنه
01:31که یه وقت کسی دیگه ای
01:33نپسندتش
01:33گولشو نخور
01:36اندر
01:37حرفی که میزنی درسته اما
01:39معلومه که درسته
01:40بذار بره پیه کارش بذار بره
01:42بازی چهی دست اینه اون نشو
01:44بیعدبی هم حدی داره دختر
01:47اصلا
01:47اصلا بهش زنی نزن منتش هم نکش
01:50یه جورایی حق داری
01:52باید من همونطوری که هستم بخواد
01:55راست میگی
01:56دیگه بهش زنی نمیزنم
01:58آهو
01:58ببینم چی کار میکنی
02:00وقتی ببینی که تو تحمیلش نمیگیری
02:02خودش با پای خودش میاد دنبالت
02:04خودتو خار نکنی
02:05یا تو دختری کمی نیستی
02:07کلده پسرهای استانبول از خداشونه
02:10که بخان با تو ازدواج کنن
02:12باشه بگذاریم
02:13فهمیدم منظور چه به هیسنی نمیزنم
02:15آزیزم
02:16آفرین
02:17فردا بیا پیش من
02:18با هم حرف میزنیم
02:20باشه؟
02:20باشه
02:22بابای عزیزم خودتو هم نراحت نکن
02:24آه
02:25بابای
02:31کمال جون از اون طرف به تو خیر نمیرسه
02:36بودو بیا سمت ما دیگه
02:42زنگ بزن
02:43سپردم از این به بعد آخر هر هفته برامون گل بیارن
02:47میخوام اینجوری مثل من تو گلدون بذاریشون
02:49باشه؟
02:51هم
02:52یادم باشه که بعدن ریزکاری های پذیرایی را بهت یاد بدم
02:57من خودم بلدم
03:01بذارش رو میزنهار خوریم
03:14سلام زهراجون
03:16حالا چطوره عزیزم؟
03:18سلام اندر خوبم
03:19نمیهی بشنیم با هم قهوه بخوری؟ من خونم
03:23نمیتونم بیام چون تنها نیستم
03:27راست میگی؟ کی پیشته؟
03:29ببین کی پیشمه؟
03:30سلام اندر خانم حالتون چطوره؟
03:35سلام کمال جم
03:37شنیدم زهرارو خیلی راه نمایی کردین
03:40خیلی ازتون ممنونم
03:42به لطفتون میونمون خوب شد
03:45واقعا خیلی خوشحال شدم که با هم آشدی کردین
03:48مطمئن مطمئنم خوشحال شدم
03:50اندر جم فعلا میبوسمه درزیزم بعدن حرف میزنیم
03:54باشه ببای
03:59نباید اینطوری میشد
04:02برام یه قهوه بیار
04:26باید بی بینامیش
04:31باید بینامیش
04:36خوش اومدین این در خانم مهمونتون اومدن
04:40بفرمایید
04:41اینجور که معلومه اونم راضی به این ازدواج نیست
04:50ما نباید حوش اون پسره رو دست کم بگیریم
04:55خوب میشناسیمش هر دومون
04:57میدونی که نمیتونیم دست تنها به خواسته هامون برسیم
05:03باید هر دو نفر با هم دیگه جلو بریم
05:06مطمئن باش
05:08از قدیم گفتن
05:10یه دست صدا نداره
05:12همه این مسئله رو خوب میدونن
05:18اولین باره که با هات موافقم
05:21دوبله شده در استریوجه
05:38پس به کمک من احتیاج داری
05:40بالاخره فهمیدی که من از تو باهوش درم
05:45اگه تو فقط یکم باهوش بودی یلیز جون
05:48به جای اون دختر داغون که از شهرستان آوردی برای کمال
05:52یه دختر خوشگلتر رو منداختی تو بغلش عزیزم
05:55اما
05:56خب وقتی پای عشق درمیون باشه
06:00آدم نمیتونه زیادی جسارت کنه
06:02درست نمیگم عزیزم
06:06پس از اینم خبر داریم
06:08زهرا همه چی رو به من گفته
06:13البته اون گوله این چیزها رو میخوره
06:15اما من نم
06:16تو چی کار کردی؟
06:18یه ماین کم پیده کردی
06:19اما فقط تونستی چند تا اکسی ساده از درشون بگیری
06:23میبینم که تو هم آمار من رو گرفتی
06:25منم میدونم هدف تو چیه
06:27ممنونم
06:29پس باید
06:30هرچه زودتر دست بکاشی
06:33و جلی این ازدواج رو بگیری میلدسی
06:35پیشنهاده چیه؟
06:38یه راهی پیده کردم که برای همیشه از شرش را هچی
06:41اگه غیر از این بود ما من تماس نمیگرفتی
06:43فهمیدم که به کمک من نیاز داری
06:46نقیقا همینطوره
06:48باید یکی رو بذاریم تو دامن کمال همین
06:51عجب فکر بگری
06:52به عقل شیطونم نمیرسید
06:54یه آشنا
06:57کی؟
06:59دختر عمود ایرم
07:02ایرم؟
07:04به هر کسی که نمیتونیم اعتماد کنیم
07:06خودت هم اینو خوب میدونی
07:07امتحان کردیم اما نشدیم
07:10ولی وقتی طرف مقابل آشنا باشه
07:12همه چی طبیعی تر جلوه میکنه
07:14من نمیتونم دختر اموی خودمو قاطعی همچین بازی بکنم
07:17اما دیگه انتخاب با خودته
07:19یا باید تاخر عمرت زهره و کمالو کناره همدیگه ببینیم
07:24یا این که باید از قیده
07:26کسی که دوستش داری بگذاریم
07:28نه باید یه راه دیگه پیدا کنیم
07:30من یه راه دیگه ای بود که
07:33سراغتا نمی اومدم
07:35مستقیم می رفتم و کارو تموم میکردم
07:37این رسیم
07:38چرا ایرم؟
07:41تصفا کن تو اوتوبوس هستین
07:43یه اوتوبوس خیلی شلخ سد و جا پیدا کردین
07:46نشستین و هنسفریاتونم گذاشتین رو گوشتون
07:49با افق خیریر شدین و دارین به رایهاتون فکر میکنین
07:51که یه ها چشتون میفته به یه پیرزن
07:54البته اولش به روی خودتون نمیرین
07:57اما از آورجان ولتون نمی کنه
07:59مجبور میشین از جاتون بلند باشین
08:01به نظرم علیهانم دقیقا همین کار رو با شما کرده
08:04تو اوتوبوس جای خودش رو داده به یه پیرزن
08:08دلیل خاصی نداره
08:11باید یکی باشه که کمالا از نزیک میشناسه و با هاش سمیمیه
08:16وقتی تو زینب نمیتونین فقط یه نفر میمونه
08:19اون فامیلتون ایرم
08:21نمیشه
08:22اولا که ایرم اصلا از کمال خوشش نمیاد
08:25برار نیست که خوشش بیاد
08:27فقط میخواییم جوری وانمود کنیم که مثلا خوشش اومده
08:30من نمیتونم با ایرم این کار رو بکنم
08:32عزیزم تو هم میخوای گرگا سیر باشن
08:35هم بره ها زنده بمونن ناره
08:37اما اینطوری نمیشه
08:39من به یه قربانی احتیاش داریم
08:46آقاد آقاد
08:48اگه این کاری که بهت گفتم انجام بشه
08:51امکان نداره که زهر رو با کمال بمونه
08:55وقتی هم که این اتفاق به گوش بقیه برسه
08:57با یه تیر دو نشان زدیم
08:59همین ازدهاش کنسل شده
09:02هم سرمایه کمال میاد این ترهیم
09:05ایرم چی میشه؟
09:06ایرم چی میشه؟
09:08خب معلومه ایرم هم طوریش نمیشه عزیزم
09:10ایرم یه وسیل از برای جدایی
09:13زهر رو از کمال همین خودش هم قرار نیست چیزی بفهمه
09:18دلم نمیخواد دل کسی بشکنی
09:21اگه میخوای از ووجدانت کم تر شه
09:24میتونی به آدمهایی فکر کنی که برای خرار کردن زندگی من ازشون استفاده کردیم
09:28این بحثو اصلا باعث نکنی وگرنه برات خیلی بد میشه
09:32یلیز جان
09:34کمال فهمیده که تمام این اتفاقات اخیر زیر سر من و تو بوده
09:38هر لحظه ممکنه ازدواج کنن
09:41تا بیشتر از این دیر نشده
09:43سعی کن که یه تصمیمی بگیری
09:49نمیدونم
09:51تو دیگه واقعا داری شورشو در میاری
09:54نهایتش اونی که رابطت با دختر عمود خراب میشه همین
09:57ببین چی میخوام بهت بگم
09:59حتی همین الان هم ممکنه برای ازدواج کردن اقدام کرده باشن
10:04میتونی بفهمی کمال و زهرا
10:07نباید دیر بشه
10:09دارم بهت میگم وقتی زیادی نداری
10:18بله قبول میکنم
10:22باشه
10:22قبول میکنم
10:25حالا که چاره این نداریم
10:26با یک از ایرم استفاده کنیم
10:29آفرین یلیس
10:38فقط حواست باشه کسی نفهمه
10:41لطف میکنیم
10:43مخصوصا زینب
10:45دختر بیچاره که اگه بفهم خوهرش
10:48چه کاره این میکنه سکته کرده؟
10:49نظر تو رو نپرسیدم
10:53یلیس
10:59مگم ما خیلی خوب با همجور شدیم
11:01ما با همجور نیستیم
11:03وقتی این کار تموم بشه برمیگردیم به حالت قبلی
11:06تو به راه خودت من به راه خودم
11:08ولی من دلم برای تاییم میشه
11:10همه دلشون برای من تاییم میشه
11:12این ممیشه
11:12بایی عزیزم
11:13بابای جزا
11:20ببخشید یه لحظه
11:28باید با هم حرف بزنیم
11:30ماما
11:35باید باید با هم حرف بزنیم
11:37ماما
11:38باید برم
11:38یعنی چی که باید برم
11:39تو هنوز از من ناراحت یاریم
11:42موسو اریم جان
11:42مامون بعدم میبینم ات
11:44اریم
11:47شکایت کردم
11:48بله میدونم
11:50با این وضعیت حتما دادگاه ها میبرم
11:53من میدونم که با کی باید طرف بشم
11:56تو فیلم برو
11:57متوجه هستم
11:59خدافز بسرم
12:13بگو بیاد
12:18تو به چه حقی اجازه نمیدی من پسرمو ببینم
12:22من دخالت نمی کنم
12:23پسر دوست نداره تو رو ببینه
12:27مغزشو با حرفات پر میکنی
12:28مغزشو پر میکنم
12:31ای در تو فکردی تو کی هستی
12:35یعنی تا امروز مادری کردی
12:37منم اینو ندیدم و اریمو ازت گرفتم
12:39آره
12:40اینا نتیجه رفتار خودتای
12:42چرا نمیخوای بفهمی
12:43باید ببینم بعد دادگاه ها
12:45میتونی اینجوری بلبل زبونی کنی
12:46باورم نمیشه اینقدر احمق باشی
12:50کی بهت یاد داده پسرمو از من بگیری
12:54علیه هم پشت این همه ادعا
12:57ظاهرن به اون سحامی که زرین بهت
12:59واقبذار کرده خیلی دلخوشی
13:01اینقدر مطمئن نباش حالیت
13:03آخر خندگری هست
13:05خوشحالم که اینو میدونی
13:06پس سعی کن اینم بفهمی
13:09من هرگز این بازی رو نمیبازم
13:14تو دادگاه میگم اجازه نمیری پسرمو ببینم
13:17میگم براش مراقب گذاشتی
13:18مغزشو با هر پود پر کردی
13:20همه رو دونه بدونه میگم
13:21حالا میبینی
13:22میشی یه لحظه صف کنی؟
13:24چی میخوای؟
13:28داری چی کار میکنی؟
13:30یه لحظه صف کن؟
13:46حالا بابا چون
13:47بری این پسرم چطوری؟
13:49خوبم شما چطوری؟
13:50خوبم پسرم
13:51یه کاری با هد داشتم
13:52درم میخواد امشب برای شام با مادرت بشین
13:56با مادرم؟
13:57آره؟
13:57یا اصلا یه پیشنهاده بهتر
14:01دوست داری چند روز بری پیش مادره؟
14:03برم پیشش
14:04نه دلم نمیخواد
14:05خب برای چی؟
14:07نه
14:08چیزی نیست بسرم
14:09همینجوری کنچکاف بدان
14:11مراقب خوید باش
14:13شب میبینم ات
14:14میبینم ات بابا
14:19باید خیلی سخت باشه
14:20که یه مادر این حرف رو بشنبه
14:22مطمئن باش
14:23که بی خیال این پرونده نمیشم حالیت
14:25به درک؟
14:26میبینم ات حالیت
14:28به هم میرسیم
14:40علیهان
14:49علیهان
14:51چی کار میکنی؟
14:53دراز کشیدم اندر
14:55نمیبینی؟
14:56تو این سرما؟
14:57چیزی شده؟
14:58نمیخواهم با کسی حرف بزنم
15:00میشه ازم سؤال نپرسی؟
15:07منم اصلا دلم نمیخواد حرف بزنم
15:09اما حسابم خیلی خورده
15:10میتونم یکم پیشت بشی نماره؟
15:14اگه نمیخوای بری رو مخم بیا بشی
15:16نه نه
15:17اتفاقا اصلا حسله ندارم
15:19واقعا حسابم خیلی خورده
15:22مگه چی شده؟
15:25حالیت، هزانت، اریم، دعواجه رو برس
15:28خواهش میکنم هیچی نگو
15:29لطفا نمیخوایم این چیز رو بشنم
15:31باشه باشه هیچی نمیگم
15:32همینجوری دراز میکشم
15:33منم یه خورده با آسمون نگاه میکنم
15:36ببینم میتونم اینجوری آرام شدم
15:49یه چیزی بهت بگم
15:51باورت نمیشه
15:52اما درم میخواد حالیتو بگیرم
15:54و با دستای خودم خفش کنم
15:56نمیدونی چقدر سبیم
15:58فکر میکردم قراره هیچی نگی
16:00باشه هیچی نمیگم
16:01اما خب حسابم خیلی خورده
16:03خیلی خورده
16:04دادگاه یه ماه دیگه سندر
16:08آخه تا اون موقع چجوری طاقت بیارم
16:11علیهان واقعا نمیدونم چی کار کنم
16:12ارین بچه آقلیه
16:14تا اون موقع مطمئنم آرام میشه
16:16بایید میتونم
16:19البته اگه
16:21تا اون موقع اتفاقه یه جدید تری پیش نیاد
16:24نمیدونم
16:24اندر
16:25حواست باشه
16:26من اصلا سپرایز روست ندارم
16:28اگه چیزی تو سرطه به من بگو باشه
16:32علیهان جون تو اینا بذار رو گوشت
16:34تو موسیقی تو گوش بده
16:35بعدش هم همه چی رو بسپار به تقدیر
16:37وقتی پای تو درمیان باشه
16:40متاسفانه تقدیر درست پیش نمیره اندر
16:42بایی خودو ببین من چقدر بدبختم
16:44که اسمان بد در رفته خیلی خوب
16:47دلش کن بابا
16:49خیلی یخی تو سردت نیست
16:52اینجا خیلی سرده آخه
16:53من سردم نیست
16:58نمیدونم
16:59احساس میکنم یه خورده لرز گردم
17:01آخه هوا خیلی سرده چی کر کنم
17:04به نظر چیز کنیم
17:06میخوای بریم تو هان یا این که
17:08اندر
17:09جون هر کی که دوستری ساکت شد
17:11اصابم خیلی خورده
17:12اصلا دلم نمیخواد صدتو بشنبرم
17:14باشه
17:14باشه اصلا الان چیز میکنم
17:16میرم شامینه رو روشن میکنم
17:17خونه گرم میشه
17:27بی اصلا
17:28آخه کی توی سر ما میشینه اینجا
17:31یخ زدم
17:33وای چقدر سرده
17:37علیحان
17:38میخوایم یه چیزی بهت بگم
17:53علیحان نمیخوای یکم با من حرف بزنی هم
17:55ببین من یه ذره بهتر شدم
17:57تا هم خودیتا جمع جور کن بشه
18:00چشم
18:02بازم مسئله زینب خانومه
18:05اندر یعنی انقدر برات سخته که وارد حریم خصوصی من نشه
18:08آی نمیدونم حریم خصوصیت که ای قرار تموم بشه
18:12قرار نیست تموم شه
18:13اگه خیلی کنجکاوی بذار بگم
18:15هیچ فقط تموم نمیشه
18:16کنجکاو نیستن
18:17ولی دنم هم نمیخواد مثل یه جنازه بیایی بشینی
18:20کنار من علیحان جون میفهمی؟
18:22عادت میکنی
18:29فردای مهمونی دعوتیم
18:34بهتون خوش بکسره
18:35من که نمیم
18:39اما علیحان باید بیایی
18:41وقتی من به خاطر تو یه کاره ای میکنم
18:43تو هم باید به خاطر من یه کاره ای انجام بدی
18:46اونجا آدم هایی مهمی هستن که برام خیلی اهمیت دارن
18:49برای همینم باید با شاہرم برم اونجا
18:52یعنی تنهایی نمیشه
18:54خب تو هم نرو
18:57علیحان
18:59وقتی ما از همدیگه جدا بشیم
19:02من باید به کار خودم ادامه بدم
19:04بذار اینو یاداوری کنم
19:05قرار نیست چون با تو ازدواج کردم به کارم لطمه بزنم
19:08کارم آینده منه
19:09پس ازت خواهش میکنم بیا
19:14باشه میام
19:15اما زیاد نمیمونم
19:16از الان بهت بگم
19:19حالا فیلن بیا
19:21اگه میخوای بگو حاکانم با هات بیا
19:23اونجوری حسنت سر نمید
19:24معلومه که میگم بیا
19:25تنهایی چی کار کنیم
19:46حالا
19:46چطوری اندر جون
19:48عزیزم یادم رفع چیزی رو بهت بگم
19:50الان وقت داری
19:51آره عزیزم حتما بگو
19:52چیز مهمی که نیست
19:55فرد و شب آیدین تو هوتل خودش یه مهمونی گرفته
19:58میخواستم بگم بیا با هم دیگه بریم
20:01نمیدونم اندر جون
20:03باید به کمال بگم
20:04برم میخوایم با علیهان بیام
20:06تو هم با کمال حرف بزن و رازیش کن
20:09که با هم دیگه بریم باشه
20:10باشه من با کمال حرف میزنم
20:11زهره جون برام خیلی مهمه که تو همونجا باشی
20:15چرا
20:16چون راستش خرار بود
20:17تبلیغات هوتل با ما باشه
20:19اما لحظه آخر پشیمون شدن و دادن به یه نفره دیگه
20:22میفهمی؟
20:23جدی میگی؟
20:24بسه همین دوستانم برم اونجا با چشای خودم ببینم
20:26که واقعا اون زن از من بهتره
20:28یا نه
20:29اما نمیخوام اونجا تنها بمونم نیاز به حمایت تو دارم
20:33هیچی نباشه ما از قدیم با هم شریکیم
20:35بد نیست بریم خودی نیشون بدیم دیگه ها؟
20:37باشه تو هسن نگره نباش من کمال رازی میکنم
20:40باشه ازت خیلی ممنونم پس با هم دیگه حرف میزنی
20:43فیلم ببار
20:45فیلم خدافز عزیزم
20:49آهان همینه
20:50حالا که ایرمم قراره بیاد کمالا باید بیاد دیگه
20:58خوارجو میدونی چیه
20:59به خدا دلم برای همچین صوبنایی لک زده
21:02تو خونه ما فقط توست و سندویچ پیده میشه
21:04انقدر توست و سندویچ خوردم
21:06میدم داغون شده به خدا
21:07گروبی ندارم هر وقت دلت خواست میتونی بیای اینجا
21:10اگه چیزی دیگهی لازم ندارین
21:12من برم خرید کنم برگردم
21:14نه ایتونی بری
21:17نوش جونتون
21:25واقعا که
21:26این هم که مثل جنازه میمونه
21:28چون اینقدر خوش که این زن
21:30مثل مومیایی ها میمونه
21:32ای بابا
21:33نزیب و چاییو بریزه رو مون
21:35برش کن بابا
22:04یه خبر جدید و ناب برد دارم
22:06هنوزم یه خورده مشکوکم
22:08اما معلوم میشه
22:08بلاخره همه چی مشخص میشه
22:12حتماً علیهانم خبر داره
22:14چون دیروز خیلی حالش گرفته بود
22:16یک کلمه هم حرف نزید
22:17بای خدا
22:17خیلی شوخی بیمسهی بود
22:19حالا نیست که علیهان
22:20همیشه در حال خندیدنه
22:22مرد که چندش
22:24ببینم یعنی
22:25نالان قضیه زینب
22:26کلن دیگه تمومشا داره
22:28درسته؟
22:28پس کارمون راحت شد دیگه نه؟
22:30راحت چیه خواهر؟
22:31خیلی راحت تر شد
22:33البته یه چیزی تو این داستان هست
22:35وای نه خدا نکنه
22:37امیدوارم که هیچ مشکلی پیش نگه
22:39دستم برن تا عبد خوشبخشن
22:40من فقط علیهانو لازم دارم
22:43میخواهر جون
22:45میخواهر برای که یه کارت ویزیت چپ کنم
22:47برای جدای زوجا
22:48با حال میشه ها چطوره؟
22:49این من فکر خوبیه ها
22:50ای با با
22:52این حرفو به هرکی بزنه از غصه دق میکنه
22:54بعد تازه تو خوشحال میشی؟
22:55الان هیچ چی نمیتونه منو ناراحت کنه
22:58پروژه جدیدی دارم
23:00معلومه معلومه
23:02باز کیا میخواه کلپا کنی؟
23:04سورپرایزه
23:05ببین آخرین بار که سورپرایزم کردی
23:08رفتی با علیهان ازدواش کردی
23:09اصلا دارم نمیخواهد به اینکی
23:10حتی فکر کنم
23:11تو که نمیخواهی برگرده پیش حالی
23:12ای وای چرا اینقدر علیکی شلوقش میکنی؟
23:15دگو دیگه چرا دیبونم میکنی؟
23:16ای بابا
23:18باشه بهت یه سر نفت میدم
23:21مربوط به زهراست
23:23ای بابا
23:24اینه که اصلا برام جذاب نبود
23:26چون این زهرا اینقدر احمق و راحت گول میخوره
23:28که اصلا هیچ چیزی که به اون مربوطه نمیتونه اجاننگیزی
23:30نرسته
23:31علمته من هم زیاده زحمت نیفتادم حفت داری
23:34میدونی
23:34اگه واسه احمق بودن زهرای نیروگاه بزنی
23:37میدونی چه جریان الیفتیکی میگیری
23:41یه پوتانسیال بابر نکردنی میشه
23:44این شیرین بازیان از کجا در میاری؟
23:54خوشم اگه ایلیس
23:59خوب
24:01ببینم برای شام آماده ای؟
24:03آره آماده هم اما فکر نمی کنم نقشه تو جواب بده
24:07جدی میگی؟
24:08چرا؟
24:09چند بار دیدی نقشه هم جواب نداده باشن ها؟
24:12میخوایی برات بشمارم
24:13دوست داری با هم دیگه بشماری؟
24:17آره؟
24:18بگذاریم نایمدیم اینجا که افتخاراتمونو به روخه هم بکشیم درست میگم؟
24:23علیهانو چی کار کردی؟ اونم میاد
24:24آره میاد
24:26تو با حالی چی کار کردی؟
24:29آره
24:30من قدم به قدم دارم میرم جد
24:32امشب با زینب اینا میام
24:34آخ
24:35زینب که برای خودش دوست به سر پیده کرده
24:37آره و خیلی هم با هم خوبم
24:39چقدر زود
24:40باید چی کار میکرد؟ ازا میگرف؟
24:43مهم نیست حساسم ولی به کار من میاد
24:46امیدوارم همیشه با هم خوش باشم
24:48نیازی به دعای شما ندارم
24:51دیروز وضعیت زهره و کمال چطوری؟
24:53بینیشون هیچ مشکلی نمود
24:55اگه ما بودیم قیامت به پامیش شد
24:57ولی برای اونا و عذاب تکون نمیخوره نمیفهمم
25:01کمال فهمیده همه چی زیر سر ما بوده
25:03برای همین این کار رو میکنه
25:05مثلا میخواد بگه اگه شما پارو دامه من بذاریم
25:07منم همین کار رو بکنیم
25:08میدارک بذار هر غلطی میخواد بکنیم
25:11خودش خواست این طوری بشه
25:17سما چیمه اندر؟
25:18برای منم یه قهره یه تو
25:19بله چشم
25:27خوش اومدی؟
25:28خیلی ممنون
25:29چقدر همه چی خوبه مگه نه؟
25:34وای کاره اوکه فکر خیلی خوبیه
25:36دوستانم تا هم یه آهنگ بخونه
25:38علیه هم خواهش میکنه
25:39ببین اندر
25:40گفتی به خاطر همکارت بیان
25:42منم فقط به خاطر همین اومدن منجا
25:44آهنگ خوندن دیگه چیه؟
25:45بعد ست سال با هم اومدیم بیرون
25:47خب چی کار کنم
25:48آسلام سر میره دیگه
25:49مگه بعد میگم
25:53زوج محبوب ما هم رسیدن
25:56سلام
25:57سلام
25:58هاکاین جون
25:59سلام
25:59سلام ایران جون چطوری؟
26:02شماره کلیدن بهتر شده
26:03خوش اومدی ایران
26:05خیلی ممنون
26:06امشب شب کاراوکه
26:08از کار خودت ها
26:09بله منم میخوام آخر نفر باشم
26:11چون میدونیم که کارا موزه
26:13آه
26:17آه
26:18آه
26:18علیهان
26:19دوست به سر زینب اینه
26:27اینا با هم نیستم
26:38به من اعتماد کنم
26:42آره دخترم و پسرم و
26:44هندر میشه ساکه چی
26:54ببخشه دلو میم
26:55آه
26:56عزیزم
26:57آه
26:57آه
26:58علیهان
27:00خوبم
27:00حالیم حالی
27:01دیگه بهتر از این نمیشه
27:03خیلی ببخشه دا
27:04اما تو حق نداری ناراحت بشی
27:06با این وضعیتی که داری
27:07میفهمی که چی میگم
27:08آه عزیزم
27:09چیه
27:10من میرم بیشه زینم
27:13خوب اون داره
27:15رس میگه
27:25دوست بسر جدید مبارس
27:27حالا میرم جون
27:28خیلی ممنون
27:29چیه سری نقا داود
27:30خوبم میرم جون
27:32منم خوبم
27:33خیلی ممنون
27:34آلیه
27:41سلام
27:48قرار بود خوهرامن بیاد
27:50کجاست؟
27:51ازهی نفجون
27:53خوهر جون
27:57کبوترای آشق
27:58ببین کناره هم
27:59سلام
28:00با دامادمون آشنا شدی؟
28:02بله آشنا شدم
28:03و اینقدر چوکم که فکر کنم آخر شب
28:05بتونم نظرمون
28:06خبرها بمونه برای بعد باشه
28:08حالا بعدن حرف میزنیم؟
28:09نگیزی میشه
28:10مزخر بازی
28:11و بذاری کنار
28:15بایی
28:16اینم که یه وقت جا نمونه
28:17همه این مهمونیم باید باشه
28:19بابام هم که کنرش نیست
28:20سکرده کیه؟
28:21زوج نفرت انگیزم تشریفه بود
28:23اینو نذکرای این کمال
28:24سر دارده میارم
28:24اون خواست چیه؟
28:25این دختر خوشششش؟
28:26امنش از سر لجبازیه
28:27وگرنم اگه اون چی داری؟
28:28سلام
28:28سهر جی
28:29نگو نکنی؟
28:30سلام
28:31سلام
28:31کمال جی خوشش بگی؟
28:32سلام
28:32خوش اومدیم
28:33بای موزیکم که شروع شد
28:35من میرم آهنگ میخونم
28:36امشب قرار حسابی
28:38با هم خوش بکترم
28:40آره
28:41خب داماد شما
28:42چیزی بلدی
28:43صانتی مدرن
28:44چی گوش میدین؟
28:44آقا دابود
28:45آقا
28:48چیزی حواسم نبود
28:49اینجوری بدت کردم
28:50فکر نکنم
28:52خوشش بید
28:53و هنگ بخونه
28:54مگه نه؟
28:55من ترجیح میدم
28:56خوش بده
28:56خیلی عالی آف
28:58برای اونم خوبه
29:06آمد
29:07بیزن
29:29نشونت میدم
29:30چی داری میگی به خودت؟
29:34یه آهنگی آدم
29:35جا آهنگی؟
29:37اگه ددونی
29:38چی به سرت میارم
29:40این آهنگه
29:41ولی من صدام خوب نیست
29:42تو بخون از طرف من
29:43تقدیم کن به یه سریان
29:44باشه
29:46میخونم
30:05اشکالی نداره
30:06مهمینی که خوش باشی؟
30:07زیاد خودتو نارهت نه
30:08نگوش کن تا رو خدا
30:09اصلا سدش در نمیاد
30:11کمال رو میگی؟
30:12نه بابا کمال چی کار دارم
30:14این در رو میگم
30:14همیشه مثل کرکس
30:15میامد سر میزمون
30:16نگوش کن
30:17اصلا نیامد
30:18خدا میدونی چی شده
30:19با هم سوهنامه امزا کردی؟
30:21آره خواهر خونده شدیم
30:22از این به بعد میخواییم دوست باشی
30:25اما حواستو جمب کن
30:27اگه این سه دشتر نمیاد
30:28خطمان یه چیزی تو کلش است
30:29ممکنه نقشه ای داشته باشه
30:31باید مراقب باشی
30:32نه بابا از من میترسه
30:33برای همین نزدیک نمیشه
30:35دیگه فهمیده نباید سر به سرم بذاره
30:37امیدوارم همینطور باشه
30:40امروز برنامه ای واسه
30:42لیزو زینب نداری؟
30:44چه شده نکنه با هم آشتی کردین
30:46من خبر ندارم
30:47هیچ اتفاق خاصی نیفتاده عزیزم
30:50بقدر دلم نمیخواد انرژی ما برای اونا هدر بدم
30:53همین
30:55اوف کلافی شدم
30:56خب باشه من میرم یه آهنگ میخونم
31:01زینب فکر کنم میرم میخواد آهنگ بخونه
31:03منم میخواهم برن نوشیدنی بگیرم
31:05نه میگفتین من براتون نوشیدنی میعوردن خب
31:08بیا عزیزم بیا
31:09چی شده دختر؟
31:13اه میخوام یه لطفی در حقم بکنی
31:15خیلی هم سختی نیست بیا
31:16هیلیس خب بگو دیگه
31:23دختر چه خبر شده؟
31:25ایرام یه خواهش ازت دارم
31:27چیه؟
31:28خیلی مهمه
31:29به هیچ کسم نباید دیگه حتی به زین هم
31:31خب بگو دیگه چیه؟
31:33میشه اینو بدی بکمار
31:36این دیگه چیه؟
31:38نامه است
31:39دومه عاشقانه است
31:40تو شوهر داری دخترانم دو سختر داری
31:43این کارا چیه خجالت بگه؟
31:44یه سری حرفاتو دلم مونده
31:45نتو نرسم بهش بگم اونا رو نوشتم
31:47خب میخوای بهش زنگ بزنم
31:48نمیتونم زنگ بزنم
31:50ممکنه حالی تلفانمو کنترول کنم
31:51خیلی خب
31:52مرسی
31:54یه دونه ای تو مراقب باشدن میده
32:09کجا موندی نوشیدنیت کپ هست؟
32:11ای آخه پول میخواست واسه همین نگرفتم
32:14این روزا خیلی پول خرچ کردم
32:16تهم میده
32:17چه تزه این هم تو
32:19چرا اینجوری نگاه میکنی؟
32:20هر کاری میکنم به هم شک داری
32:22اصلا نمیخوایم نوشیدنی بخورم
32:24خیله خب من که چیزی نگفتم
32:26دوستان سلام به همگی من ایرم هستم
32:29خاننده هستم
32:31استعمالم میدونین؟
32:33اه منم میخوایم یاهنگ براتون بخونه
32:58موسیقی
33:00موسیقی
33:22موسیقی
33:24موسیقی
33:24موسیقی
33:25موسیقی
33:25موسیقی
33:31موسیقی
33:33موسیقی
33:33موسیقی
33:34موسیقی
33:34موسیقی
33:34موسیقی
33:37موسیقی
33:38موسیقی
33:40موسیقی
33:41موسیقی
33:42موسیقی
33:44موسیقی
33:44موسیقی
33:45موسیقی
33:45موسیقی
34:07PYM JBZ
34:44PYM JBZ
35:14PYM JBZ
35:39PYM JBZ
36:01PYM JBZ
36:27PYM JBZ
36:52PYM JBZ
37:18PYM JBZ
37:20PYM JBZ
37:23PYM JBZ
Comments