- 3 months ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:01همینجاست
00:30برای من بیارید لطفا ممنون میشه
00:31بله چشم
00:33لیلا چیه گفتی شام میخواییم ببرم تو میرون
00:35فکر کردم آنه میخوایی ببریم یه جای درست حسابی برداشتی
00:37من رو آوردید دونری
00:38آبجی خب حقوق هم همینقدر بود
00:41نه آبجی این حرفا نازم به نظر من که جای خیلی قنشنگیه
00:44زهرا به نظر من باید تشکر کنی
00:46حتی تشکر کردنم کمه
00:48خود تم یه کاری بکن
00:49مثلا چی کار کنم باباجون
00:51ها انتظار دارید چی کار کنم
00:52چرا همه تو با هم سر دعوا دارید
00:54از وقتی به دنیا آمدم لپر قو بزرگ شدم
00:56حالا که سی سلم شده میگی برو کار کن
00:58آخه کجا برم سر کار
00:59چی کار کنم من نمیتونم
01:02من مثل تو تو اون خون زندگی میکردیم
01:04مگه نم
01:05مثلا منم گیتارم رو فروخته
01:07چی؟
01:08یعنی چی؟
01:10آره
01:10اما قول داده که دیگه همچیکاری نکنه
01:13مگی نفس دارم
01:14آها
01:15حالا فهمیدم چی به چیه
01:17کاملا متوجه شدم
01:18منم جباهی را تمو فروختم
01:20اما اون وقتی فروختمشو
01:21علم شنگه بپاشد
01:22اما الان یکی تو این کارو بکنه
01:23هیچ اشکالی نداره
01:24واقعا نمیتونه
01:24بزیگه فرق میکنه دخترم
01:25چه فرقی میکنه
01:26هیچ فرقی نداره
01:27خب منم به پول احتیاج داشتم
01:28اما شما جا را جنجال بپا کردین
01:30اما برای خودتون
01:31جیغ و دست و هورا داره
01:33آخه واقعا چرا بابا جو؟
01:35دخترم یه خورده خون سرد باشه
01:37آخه
01:38چرا علکه حسو جوش مخوری؟
01:45خوهرت اولین حقوقشو گرفته
01:47مارو آوردی بیرون
01:49چرا باید کاممونو ترک کنیم
01:51من که نمیفهمم
01:52خیلی خوب باشته
02:03خوش شماید
02:04سلام خیلی ممنون خسته نباشین
02:08خوبه
02:09یلدی زنوز نایمده
02:17لابود با این مردک قرار داره
02:30ببخشید میشه
02:31یه ویسکی به من بدین
02:33دست درده
02:37مثل این که قراره اولته
02:39ها ببخشید با من بودی
02:41بله
02:43یعنی انقدر تابلوه؟
02:45آخه یه چشمتون به دره
02:46یه چشمتون به ساعت
02:47یکی از دوستان معرفیش کرده
02:49خیلی ممنون
02:50ای ول بابا
02:52یعنی توی این دور زمونه
02:52مردم هنوزم از این کارا میکنن
02:54که دو نفر رو با هم عاشق کنن
02:57دوستای خوب از این کارا میکنن
02:58پس من دارم با آدم های اشتباهی رفقت میکنم
03:00هیچ کس من رو با یه خانم عاشق نمیکنه داداش
03:06سلام
03:07سلام عزیزم
03:09اومد
03:12سلام
03:14سلام یلیز خانم دوری من
03:15منم یلیزم
03:17سلام
03:30سلام
03:59سلام
04:19سلام
04:31ندادم
04:31درزم توی این کوره خاکی
04:33تو آخرین نفری هستی که امکاندره باش حرف بزنم
04:36چون آدم بیتربیت و گستاخی هستی
04:39برای همین نرفتی سر میزه تو
04:41هنوزم کنار من واسدی
04:43نه خیرم دیدم اون رفته پیش دوستش
04:45کفتم منتظر بمونم تا بیادش
04:47خیلی خوب باشه برو بشین
04:49سرفانم اون خسته میشی
04:50اگه کمک لازم داشی من اینجا
04:53ببخشید من چرا باید به تو احتیاج داشته باشم
04:56چه میدونم میگم شاید حسلت یا سرف
04:57اون وقتی چشمک بزن من زودی خودم رو میرشم
05:00اتفاقا الان که دارم با تو حرف میزنم
05:02و حسلم سرفتی
05:03من دیگه برم بشینم
05:04تا از این رستوران مالی ایک از آشناها مونه
05:06ببخشید نیز ما کدومیه کیه؟
05:08اونه ها
05:15من دیگه اومدم بشینم
05:16چی کار کنم سرفا مونده بودم
05:25میشه یه چیزی بگم
05:26فقط اندازه یه ساندویش بول داری؟
05:28سیر نشدی بسرم
05:29میخوای یه دونه دیگه سفارش بدی؟
05:31آره سفارش بده من حساب میکنم دخترم
05:33بابا این چه حرفیه؟
05:34امشب شما مهمونه منید
05:36کسی دیگه یه چیزی نمیخوا؟
05:38نه
05:38ببخشید
05:39میشه یه ساندویش دیگه برامون بیادی؟
05:41این چشم
05:42راسته یه چی کار میکنه؟
05:44بلده کار کنه
05:47مگه اید چی کار میکنه؟
05:49من تو کافه دونشگا کار میکنم خب
05:51ایدم اونجا کار میکنه
05:53آخو برای چی؟
05:53برای چی نداره که بابا جو
05:55میخواد به لیلا محبت بکنه
05:57آبجی جون چه ربطی داره
05:58اید برای چی باید به من محبت کنه؟
06:00تو رو خدا بس کن لیلا
06:02اید به سر اندره
06:03مگه بیپوله که بیا تو کافه کار بکنه
06:04حتی اقل با خودت رو راست باشه
06:06های بابا شورشو داره
06:07نه خش ربطی داره
06:08اید فقط برای این که لیلا تنها نباشه
06:10اونجا کار میکنه
06:11اون از کسی توقعی نداره
06:12خیله خب
06:13بسته دیگه کشش نداره
06:14آخو بابا همش یادش میره که اید داداش منه
06:16میفهمم پسرم
06:17اما اینجا دعوانم
06:18ببینم شما چتون شده
06:19نه واقعا چتون شده
06:20چرا همه تو ما هم در افتدیم؟
06:21ما با تو دعوانی افتادیم
06:23اشتباه نکن
06:23این توی که با هممون سر جنگ و دعوان داری
06:27بچه ها با اصابتون مسلط باشیم
06:29میدونم میفهمم
06:30همه تو ناردیم
06:31اما بابرکانی همه چی
06:33همه چی درست میشه
06:34خب
06:36ببین بابا جو من فقط از یه لحاظ خوشحالم
06:38که برشکست شدیم
06:39اونم اینه که تو خیلی مهربونه
06:41آروم و خوش اخلاق شدیم
06:42و این اخلاق تو خیلی دوست دارن
06:45چیه خب؟
06:46دارم دروغ میگم
06:47راستشو دارم میگم
06:48خب اخلاق بابا عوض شده
06:49منم خیلی خوشحالم
06:50فقط بلدید به همزول بزنید
06:52با چشمای گردتون
06:53من بعد از اینجا میخوام برم دیدنهاکی
06:56از الان بهتون گفته باشم
06:57منگی نگفتیم
06:58به نظرم دیر میشه
07:00بهتر برگرده میخونم
07:01نمیشه لیلا جون
07:02هیچم دیر نمیشه
07:03میخوام ببینمش
07:04او سلام سر رفته
07:17تو این چهار سال
07:18حتی یه بارم دلشو نشکستم
07:19سارگرد عقد و روزه
07:20تولد و روزه
07:21ولنتاینو هیچوقت فراموش نکردم
07:22ولی اون چی کار کرد؟
07:24چی کار کرد؟
07:25منو ویل کردارم
07:28من از تو میپرسم
07:29یه لذی زن برای چی باید
07:30همینطوری علکی بذاره بره؟
07:31چرا باید بره؟
07:33شاید خسته شده بود
07:35یعنی از من خسته شده؟
07:37من نه
07:38شاید اون از تو خسته شده باشه
07:40یا شاید هم از زندگی مترحلی
07:42خسته شده بوده
07:43اما من که همیشه بهش گفتم
07:45دوستش داشتم
07:46پس حتما تو رو دوست نداشته
07:48دیگه چی بهت بگم آخه؟
07:50ببین
07:50از یه طریق میشه فهمید
07:52اگه بعد از جدا شدن از تو
07:53تو صفحات مجازی خودش
07:55جملات منادار نوشته باشه؟
07:56به این معناست که هنوز تو رو دوست داره
07:59اما اون اهل شبکه های اجتماعی نیست
08:01آه پس تو خبر نداری
08:02یه حتما یه پیجه فیک داره
08:03چون تو این دور زمونه
08:04همه یه پیجه فیک دارن
08:05مردم میرن از طریق پیجه فیکشون
08:07از خودشون تعریف میکنن
08:10درسته
08:11من خیلی حرف زدم
08:12یه کمی هم تو از خودت بگیم
08:13آه پس بالاخره نوبت منم رسید
08:15باورم نمیشه
08:16گوشم داره از صدایتو سوت میکشه
08:19پس چیزه
08:21من نر همین حد میتونم بگم
08:23که یه پسر به اسم حالی جان دارم
08:25که عشقمه همه یه زندگیمه
08:26خیلی دوستش دارم
08:27همین
08:28تموم شد خیلی ساده
08:30دختر من پیش مادرشه
08:31آره وقتی داشتیم جدا میشودیم
08:33چون خیلی کچیک بود
08:34نشد ازش بپرسه میخوای پیشه کی بمونی
08:36اما کنش کافم بدونم
08:37اگه حق انتخاب داشت
08:38کدوم او اونا انتخاب میکرد
08:39انتخاب با خودشه
08:41من از کجا باید بدونم
08:42از خودش بپرس دیگه
08:49من که اینا رو درک نمی کنم
08:51آخو اگه چی شده اینقدر بلند میخونم
08:52آره به خدا
08:53همش خنده های علکی و دروقی
08:54بهتره ما پاشین بریم
08:56خواهش میکنم
08:56دیگه باقا انخسته شدم
08:57کیفم رو بردارم بریم با هم
08:59نه نری
09:00گیلدیز بودن با تو
09:01حرف زدن با تو
09:02و درد و دل کردن با تو
09:04حال من رو خیلی خوب میکنه
09:05همه یه قصام رو فرموش کرد
09:06داری جدی میگه
09:07آره
09:07هی بابا
09:10باشه پس بیه یه کاری کنی
09:12من برم دستشویی
09:12یه آبی به سر و صورتم بزنم
09:14حالم جالیت
09:15آشه
09:15عواصد باشه داره میاد
09:16آم باشه
09:17من برم یه زنگم به پسرم بزنم
09:19ببینم بیدار شده یا نه
09:20ای چیزه
09:21تو به حرفات ادامه بده
09:22فرض کن من اینجا رو به روز نشستم
09:23خیلی زود برمیگرد
09:24باشه دوبله شده در
09:26اصدیو جم
09:28خسته شدی
09:29نه خسته نشده
09:30اما به همون خیلی خوش میگذری
09:32تو هم با دوست دخترت خوش بگذرم
09:33آخه کریم دوست به سر من نیست
09:35دوست برادر زادم
09:37من که نمیدونم
09:38یه چیزی همینطوری گفتم
09:40حالا اشکالی نداره
09:41میشه بی زحمت قبل رفتن
09:43یه اکس از ما بگیری
09:44من باید از تو اکس بندزم
09:46خوب از گارسونا خواهش کن
09:48ازت اکس بندزم
09:48این بارم گفتی نه
09:50عجابه دارم سخگیری هستی
09:51باشه فرض کن من اصلا همچین چیزی هزت نخواستم
09:53میرم از یه نفر دیگه خواهش میکنم
09:55من هیچم سخگیر نیستم فهمیدی
09:57همه آشقه من جدی میگم به خدا
09:59باشه امین دزم اشکالی نداره
10:02باشه پس بگیر
10:04گوشی تو بده زود باشه
10:05موبایل من تو شارجه
10:06دمت گرم با موبایل خودت بگیر
10:09با گوشی خودم
10:12میگیرم
10:20این چه طرز خندیدنه
10:21چون با چجوری دوست داری
10:23افقی هم بگیر ویزم
10:28مست دیگه
10:29خب ببینم چطور شده
10:31منم ببینم
10:33این دیگه چیه اینا که همه شون تارن
10:35اگه خوشت نیمده بده یه نفر دیگه ازت بگیره
10:38باشه باشه قاطی نکن
10:39بفرستشون بس من
10:41چجوری بفرستم شماره تو ندارم
10:43خب پس بنویز
10:44تو مگه نگفتی موبایل تو شارجه
10:47برو خودتو سیاه کن
10:49کلکتو فهمیدم
10:50تو میخوای اکس منو نگر داری که چی بشه
10:53آیه ببخشید
10:54اخه من شماره تو رو میخوایم چی کار کنم
10:56اکساتو پاکش رو میکنم بری
10:59فکر نکن نفهمیدم
11:02ببخشید خانمو
11:08والا من هر کار یاد دستم برنیمات انجام دادم
11:17خیلی خوب دیگه ماهیه رو بیار شام حاضره بفرمایید
11:20آخه جانر نیومده
11:21الان میرسه تو راهه
11:23ما میتونیم قبل از اون شروع کنیم بفرمایید
11:25باشه شروع کنیم
11:28آه لطفا سالت منم یدتون نره اونم بیارید
11:32چشم حتما
11:37شایی کاجون تو با این همه علفی که میخوری
11:40چطور میتونی این نقشه ها رو بچینی
11:42مغز آدمیزاد با گلوکوز کار میکنه
11:44ببین سیبزمینی هم گلوکوز داره
11:46نونم گلوکوز داره
11:47ها؟
11:47اگه بخوایی میتونی گلوکوز اضافی هم برداری
11:50اندرجون توانه من انقدر بالاست که
11:53احتیاجی به این مکمله نداره
11:55میدونم
11:56آره آره چشم بعد از همم دور
11:58مثل زهر زهر
12:00ای جون تو هم دست کمی از من نداری
12:03خودی رو شوی خوش رو زکابتیت
12:05به خودیمون رفت
12:06مطمئنم آقابت این بحث به جاهای باری کشیده میشه
12:09نه دادش جون هم داریم گل میگیم
12:10و گل میشنویم جشکلی داره
12:13آه جانره من باز میکنم
12:18باز که
12:20خوش اومده نقا جانر
12:21خیلی ممنون
12:22جانر جون خوش اومدی بیر تو
12:23ممنون آب جی جون ببخشید یه خورده دیر کردم
12:26امیرم دستانو بشورم الان میگیم
12:27باشو عزیزم
12:28آب جی جون
12:29نمیشه یه لحظه بیایی احساس میکنم
12:30برای کتفم یه چیزی در مده خیلی درد میکنه
12:32نگاه کن ببینید چیه
12:33ازیزم ببینم چی شده
12:34بیا بیا بیا بیا
12:35ازیزم ماهیای جانره هم بکشم
12:37بله خانم
12:38بذار ببینم چی شده آفر
12:39شکارا
12:43ببخشید
12:44اگه بخوایی میتونم نجاتت بدن
12:47از دست کی
12:48از دست این یارو دیگه
12:50دو ساعت داره فکر میزنه
12:51تو خسته نشدی
12:52تو به جایین که با دختر حرف بزنی
12:54منو تماشا میکنی
12:56من نمیخوام تماشات کنم
12:58اما
12:58چون تو چشمه تماش به منه
13:01گفتم شاید کمک لازم داری
13:03من چشمم به تو نیست
13:05فهمیدی
13:05به کمکت هم احتیاجی ندارم
13:07برو به کارت برس
13:08باشه هر تو راحتی
13:12آیی ببخشید
13:13وای صده بودم تو سف
13:15دخترا غذاهاتون رو بردن سرد نشه
13:17بفرمایی
13:19تعریف کنگوش میدم
13:21حتما بازم یه چیزی برای تعریف کردن داری
13:23حق با تو بود
13:24در چه مورد؟
13:25زن سابقم
13:26فهمیدم یه پیج فیل داده
13:28آه
13:29دیدی بهت گفتم
13:31اسمشم گذاشته پرنده های رها
13:32پرنده های رها
13:33پرنده های رها دیگه چیه
13:34آه پس میخواد از این طریقی
13:36یه پیغامی بهت بده
13:37مثلا چه پیغامی؟
13:39میگم چطوره همونطور که اونم تو اسمش اشاره کرده
13:41رهاش کنی؟
13:42چون من احساس میکنم هنوز نتونستی فراموشش کنی
13:45نه فراموش کردم
13:46فراموش کردم
13:46حتی ازش متنفرم
13:48نوشته پرنده های رها
13:49پرنده های رها دیگه چیه؟
13:50یعنی وقتی ما با هم بودی من تو قفص زندونیش کرده بودم
13:52اتفاقا برعکس اون منو تو قفص زندونی کرده بود
13:55هر وقت خواست با دوستاش بره سفر خارج اجازه دادم
13:57هر وقت خواست شب رو بره بیرون اجازه دادم
13:59اما الان شده پرنده های رها چرا؟
14:01چون الان طلاق گرفته
14:02آخه من چطور میتونم همچین چیزی را قبول کنم
14:05تازه صفحه مجازش هم از من پنهون کرده با اسم پرنده های رها
14:10یه چیزی بگم
14:11معمولا همه به من میگن آدم وراجی هستم
14:13اما شما تو حرف زدن دست منم از پشت بستین
14:16یکیز داریم فکر میزنید
14:17آره حرف زدن با تو حال منو بهتر میکنه
14:20واقعا خوشحالم که ما رو با هماش نکردن
14:22باید دوباره از اندر و کایا تشکر کنم
14:25منم ازشون تشکر میکنم
14:26اه میگم دیگه دیر وقته مگه نه
14:29دیر وقت شده
14:30نه زوده هنوز
14:31یه نوشیدنیه دیگه هم سفرش بدن
14:33چاره اینیست
14:34کارتون
14:52اید جون چی کار میکنی؟
14:54چرا اینقدر دستاتو میخارونی؟
14:55کمونده زخمشون کنی؟
14:56چی شده؟
14:57حساسیت پیده کردی؟
14:58پسران چی شده؟
14:59به چیزی حساسیت داری؟
15:00چه میدونم لاباد به مای زرفشویی حساسیت کرده؟
15:03مای زرفشویی؟
15:04نارا کدوم مای زرفشویی؟
15:05برای چی گفتی مای زرفشویی؟
15:06میشه توضیح بدید چون مراجع به این موضوع هیچی نمیدونی؟
15:08خیلی خبالا شده قش نکن باش آروم باش
15:10بهتون که گفته بودم
15:12من تو دانشگاه مشغول به کار شدم
15:14آره تو کافه مشغول شدی میدونیم
15:17ها دقیقا من تو کافه زرف میشورم
15:19چی؟
15:21سر تیتر اخبار
15:23زرف میشوری؟
15:24ما فکر کردیم میخوایی به لیلا کمک کنی؟
15:27به ما که اینطوری گفته بودی نگفته بودی داری زرف میشوری؟
15:30آره درسته
15:31اولش قسم همین بودم
15:33اما بعدش چه میدونم برای این که اون بند خدا
15:35احساس هقارت نکن و حس بدی
15:37بهش دست نده رفتم تو آشپسخانه
15:39خلاصه اینطوری شد دیگه
15:40آره تو چجور آدمی هستی؟
15:41برای چه این موضوع به ما نگفتی؟
15:43چرا موضوع به این مهمی از ما پنون کردی؟
15:44من که اولین باری که میشم
15:45و مالا که شنیدم واقعا شکش شدم
15:47تو رو خدا نقش بازی نکن گندش نکن
15:49تو میدونستی
15:50خودشو من دید دارم زرک میشورم
15:51میدونست
15:53جانر
15:54هوم
15:56یعنی فقط من و مادرت از این موضوع بیخبر بودی؟
16:00نه ددشی منم بیخبر بودم
16:02آخه چیز مهم میکنیست
16:04ما بقیتیه
16:06بسر تو چرا تو هر فرصدی منو میفروشو
16:08یدفت از این کار چیه؟
16:09باشه آلا ساگیت شو
16:10دشمنمون میشم من خوشحال میشم
16:13شایی کادر حرفمونو گوش میکنه
16:15جانر جان
16:16خواهش میکنم پیش من راحت صحبت کنید
16:18من با علاقه به حرفتون گوش میکنم
16:21میدونم
16:26وای خفه خون بگیری الهی
16:28آخه چرا اینقدر حرف میزنیم
16:29شایی دونی میگه پاشم فرار کنم
16:31اما پایی انتراکایی بازدی کنم
16:35خدایی آخه این آدارو چرا اینقدر مشکل داره
16:49های داشتم نشون میددم که زندگی متحلی آدم
16:52مبافرم
16:57شرمنده داشت ببخشی
16:59چه خبره؟
16:59الان خودت کاملا متوجه میشی که چه خبره
17:02باشه
17:03هی دارم
17:04جلوی خودم را میگیرم که حرفی نزنم
17:07هی دارم جلوی خودم را میگیرم
17:08اما دیگه به اینجام رسیده به اینجام
17:10دیگه نمیتونم جلوی خودم را میگیرم
17:12میدونی من و این خانوم از کجا همدیگر را میشنسی؟
17:15نه
17:17از کجا؟
17:19ایشون دوستختر سابق من است
17:21چی؟
17:22واقعا که
17:23آخه آدم یه هم میاد یه همچین چیزی و به یه آقای محترم میگه
17:26بله
17:27پس میخواستی چطوری بگم؟
17:29چطوری بگم؟
17:32تازه پاشدی اومدی پاتاق همیشگی خودمون را؟
17:35بزره چیزی بهت بگم دبریم
17:36بدترین آدم ها کسایی هستن که برای انتقام گرفتن از طرف مقابلشون
17:40با این نفر دیگه قرار میذارن
17:42مخصوصا اونایی که عمدن میان پاتاق سابقشون
17:45نه جونه هم شما حرف یه اینو گوش نکنین
17:47ایشون خودشون خیلی بی تربیت و گستاخ تشریف دارن
17:50ای زمنن من را اندر همیشه میم اینجا فهمیدی؟
17:52خودت برای چی با اون دختر پاشده اومدی اینجا؟
17:54برای چی اومدی بودی؟
17:55برای این که میدونستی منم اینجا؟
17:57توچه صوب فقط رفیق منه
17:58نه نه نه چیم رفیقت نیست خواهر زادی یکی از آشناهای فامیله دوست منه
18:01تو با اون چی کار داری؟
18:02به هر حال آشنایی من محسوب میشه مگه نه؟
18:05نه خیلی نمیشه نمیتونه رفیق به تو باشه
18:07نه نه من این رو خیانت دوبت حساب میکنم
18:10بله من برای چی اومدم اینجا
18:12از این آقا بپرس مگه اندرک های منو دعوت نکردم
18:14مگه من مغسرم
18:15مگه من به میل خودم باشدم اومدم اینجا؟
18:18بفرما ببخشم
18:20من یه پیشنهادی داره
18:21یه بریم جان یه لحظه
18:22ببین تو خودت خوب میدونی که
18:23ببخشید میپرم وسط دواتون
18:25بله
18:25با اجازتون مرخص میشم تا شما با خیال راحت بحث کنی
18:27نظرتون چیلی؟
18:28تشریف میبرید
18:29ببخشید طور خدا آشنا
18:31حالا میتونین این سگ و گربه بیافتیم به جون هم
18:33باشه
18:34امیدوارم خیلی ناراحت نشده باشه
18:35به درک بذار ناراحت بشه
18:37همیگه درد و بدبختیاشو برای من تعریف کرد
18:39با با سرم رفت
18:41ولی نقشو تو خیلی خوب بازی کردی
18:43ممنون
18:44قدیما میرفتم آجنس بازیگری
18:46بگذاریم
18:46میخواستم یه چیزی بهت بگم
18:48فکر نمیکردم یه روز از آدم کل شقی مثل تو تشکر کنم
18:51اما ازت ممنونم
18:53فقط یه خورده زیادی جوگیر شدی
18:55چرا گفتی من دوست دختر سابقتم
18:57چرا یه همچین دروغی گفتی
18:58به نظر من این که
19:01تو دوستم داشته باشی و
19:02آشغم بشی خیلی هم قشنگه
19:04حسما باورش شده
19:06دوبله شده در اختری و جلی
19:08مطفیق نیستم این قسمتشو باور کرده باشه
19:10اما مهم نیست بگذاریم
19:11ممنون
19:12نه بابا فقط همین
19:13تشکر خوشک و خالی که قبول نیست
19:15باید دهنمونو شیریم کنیم
19:16منو مهمون کن
19:18خیلی خوب باشه
19:20مهمون من
19:22بس بگیم که منو رو بیارن
19:24حد اقلی قضایی با خود
19:36صدقی تو انوز نخوابیدی؟
19:38خوش اومدین غربان
19:39نه فعلا بیدارم
19:40یکم کار دارم انجامشون بدن بعد میخوابم
19:42باشه
19:43لیله و ست شیر نفرسته
19:44آه دستش در نکنه
19:46داری چه کار میکنی؟
19:48غربان این پایین یه کارخونه هست
19:50میرم زایاتشون ازشون میخرم و بسته بندی میکنم
19:54فقط همین
19:56کار خوبی میکنی؟
19:58برحال یه درامد اضافی دیگه آقا حالیت
20:00آره بابا
20:00بذار منم کمکت کنم
20:02نه غربان شما چرا زحمت بکشید؟
20:04کجاست دشت صدقی؟
20:05از که تا را کار کردن زش شده
20:08تازه
20:09اینطوری یه سری چیزا برم یاد آوری میشه
20:12بذاریم براتون چایی دم کنم
20:14آره برو دم کن
20:22این جراب تا نداره؟
20:29آه یه لیس
20:30آه یه سلام و قل پیرحالیتون چطور؟
20:32من خوبم تو چطور؟
20:33منم خوبم ممنون
20:34شنیدم زایمان کردیم
20:35آره
20:35تبریک میگم
20:37میبینم که خودتو ول کردیم
20:38آره به خدا باش کم که ول کردم ولی قل میدم دوباره بیام
20:41باشه پس منتظره
20:42باشه خوش بگذاره خدا فیست
20:52سوار شو برسونمت؟
20:54نه ممنون
20:55من رانندم همینجاست
20:57وای پس راننده شخصی هم داری
20:59خیلی با کلاسی ها
21:01کلاس مطورتو از ماشین من بیشتری
21:04پس یه روز با همدیگه کلاس میذاری
21:06نه من نمیتونم سوار مطور بشم
21:08یا میفتم یا یخ میزنم
21:09اگه منو سف به چسبی نمیفتی نه یخ میزنی
21:12باشه شبت بخیر
21:14شب بخیر
21:16یلیز
21:17یه لحظه بسا یه لحظه
21:20تو میخوای من یادم بره
21:22اما یادمه
21:23اون اکس ها رو برام بفرست
21:25آیی تو هم گیر دادی
21:26هرکی ندونه فکر میکنه با آنجلینا جولی اکس گرفتی
21:29سب کنی لحظه
21:30ولی اگه میخوایی تا صبح اکس های منو نگاه کنی
21:33تا خوابت ببره
21:34پس بذار پیش خودت بمونه مشکلی نداره
21:37به محصه این که فرستدم پاکش رو نیکنم
21:39شمارتو بگو
21:45بهم زنگ بزن
21:46من بزنم امرا اگه بهت زنگ بزنم
21:49باشه پس من زنگ بزنم حالا چه فرق میکنه
21:51نگران نباش به هر حال با هم حرف مزنی
21:53شبت بخیر
21:54شب بخیر
21:59مراقب باش
22:00آروم ننندگی کنیم
22:03بس فردا با هم صحبت میکنیم
22:34مراقب باش
22:54چه خبرته
22:55خدا بگم چی کارت کنه زهرا باز که مز کردی
22:58یلیز به چی گفته بود
22:59منگه یلیز به هم چی گفته بود
23:01چی گفته
23:02همه تون یه چیزه میگین
23:03ای بابا یادم نمیان
23:04دوت نزم زهرا بچه خوابه به خدا خفت میکنم
23:07باز چی شده
23:07آه چی شده
23:08برای همین رفته بودی دیدن آکی
23:10آره برای همین رفته بودم
23:11دوت نزم به خدا اگه حالی جان بیدارشه میکنشم
23:15بیا
23:15لیلا کمک کن
23:16گوی زهرا خانم باز که مز کردی
23:18آی سر داری چی کار میکنی
23:19داری چی کار میکنی
23:20ببینم
23:21شما دارم جمع شدید
23:22داریم بقیه رو مز خرم میکنی
23:24آخی این درسته نه
23:25واقعا درسته چی بهتون بگم
23:27چرا نشستین بقیه رو مز خرم میکنی
23:29للم کن بابا
23:30آخی تو اینو نگفتی
23:31همون بگذریم
23:32حس بخانم برم یه قهفه درست کنم
23:34شب بکش
23:34باره تو بروی قهفه درست کن
23:36بودو
23:36کارمون در آمده نگاش کن
23:37تو رو خودم
23:38اینطوری نمیشه باید یه راه حل اصاسی
23:40برای این دختر پیدا کنیم
23:41با یادمه مز که نمیشه
23:42زیره یه سخت زندگی کن
23:43راستش من میخوام به بابام بگم
23:45اما میترسم ناراحت بشید
23:46برا به بابات بگو
23:47زعی بزن به حالی جون
23:48سلامه منم بهش بیارست
23:50ویلم کن
23:51اگه بخواییم تو کلی نگی
23:52بس درش کنیم
23:53یه آلمه پول میخواد
23:54لیلا
23:54بیا اینجا ببینم
23:55راستشو به هم بگو
23:57این دختر از که اینطوری شده
23:58چه اتفاقی افتاده که رفته سراغ مشروع
24:00اصمان خانوم
24:01این وقت شب میخوایی روان درمانی کنی
24:03میخوایی چی کار کنی
24:03نگاش کن تورو خدا
24:05آره میکنم مهمه
24:06بگو ببینم
24:08خب راستش
24:09یه نفر رو دوست داشت
24:10اما بابام اجازه نداد
24:12اینا هم جدا شدن
24:13تنها چیزی که به ذهنم یاد همینه
24:14پیدا کرده
24:15چیو پیدا کرده
24:16راه حلو
24:16خب راه حلش چی؟
24:18باید یه نفر رو با اینو آشنا کنیم تا عاشقشه
24:20آه فقط همینو کم داشیم
24:21آخه شما یه نگایی بهش بندازیم
24:22آره همینمون کمه
24:24راه حلو یه دیگه هم داریم
24:25اما به درده این نمیخوره
24:27درش نیاد
24:28باشه فقط داد نفر
24:30شش
24:30زهره ساکت شو بچه بیدار میشه
24:32قهفه نمیخوام بخورم بسته دیگه
24:33اون آهنگ ها یادته با هم میخوندیم و میرخصیدیم
24:37مهنگش چی بود؟
24:39چرایی چی یادم نمیاد
24:41اسمش چی بود؟
24:50عزیزم
24:51اون لاکه منو بیار درم باز کن لطفا
24:54خشب خانم
24:56خوش اومدیدیدید خانم
24:58خیلی ممنون عزیزم
24:59خاطاتونو بدین به من
25:00این در
25:02رفیقیت اومده
25:04بیا بیا
25:06میخوام با هات حرف بزنم
25:07چی میل داری؟
25:09یه فنجون قهوه ترک
25:11وای این خونه روزش قشنگ تره ها دختر
25:15لطفا دوتا قهوه ترک برامون بیار
25:17آی اندر خونه من اصلا همچین منظره ای نداره
25:20این خونه خیلی قشنگه
25:23گیلدیز
25:23تو که دوست پسر داشتی چرا به من نگفتی؟
25:27پیش پایی تو دوریم زنگ زده بود
25:28اول صبحی ازم گله و شکایت میکرد
25:31بی خود و بی جهت آبرومون رفته
25:32اون چرا گله کرده؟
25:34من باید گله کنم
25:34دیشبه یک ریستش حرف میزد
25:36سرم رفت به خدا
25:37کم مشکل دارم
25:38حالا نشسته بودم
25:38در ددل آقارم گوش میکردم
25:40دنبال روانش نس میگرده
25:41برای همین میخواد دوست دختر بگیره
25:44آیی آخه چرا آدم های مشکل دارو به من معرفی میکنی؟
25:46خب من از کجا بدونم؟
25:48به نظر آدم با حالی میامد
25:50منم تحجب کردم
25:51مردم دنباله یه نفر میگردن
25:52که حال خودشون رو خوب کنن
25:53کی میخواد حال من رو خوب کنه؟
25:55خب حالا جریان این دوست پسره چیه؟
25:57دوریم میگفت یه پسر جوون خوشدیب بوده
25:59ببینم تا هم همه چی رو قیم میکنی؟
26:01یه لیزا ها؟
26:02نه بابا دوست پسرم کجا بود
26:04فقط با هم دوستی
26:05خب حالا این دوستت کی هست؟
26:07کریم
26:09کریم؟
26:11همونی که تو شرکت خودتون باهاش آشنا شدی؟
26:13همونی که شماره ی تو رو درخواست کرده بود؟
26:15ببینم همونی که میگفتی لا آبانیه؟
26:17آره همون کریم آب منگول
26:18اونجا بود فهمید من خسته شدم
26:20برای این که من رو نجات بده گفت دوست بسرش
26:22اون اونجا چی کار میکرد؟
26:23به خاطر تو اومده بوداره؟
26:24نه بابا به خاطر من چرا خیلی اتفاقی هم دیگر رو دیدیم
26:29ببین چی میگم
26:30این ملاقات های اتفاقی یه روز کار دستت میده
26:33از من گفتن باشه
26:34مطمئن باش که هیچی اتفاقی نیست
26:36اگه همینطوری پیش بره
26:38یه روز چشماز میکنی
26:39و میبینی داری به خاطر یه پسر کلشق زار میزنی
26:43وای اندرجون
26:45آخه تو تو زندگی به خاطر چند نفر عشق ریختی عزیزم
26:48تو از کجا میدونی آشق شدن و در شکستگی آدم ها یعنی چی؟
26:52من از کجا میدونم؟
26:53من وقتی از کایاجو داشدم
26:56داشتم میموردم
26:57هیچ وقتم یادم نمیره
26:58ما توجه به این که هیچ دستالت بود طبیعی
27:01اما ببین خوب شده که گریه کردی
27:03بلاخره بهش رسیدی
27:05بگذریم این حرفا رو فراموش کن
27:06فقط کاری نکن که آخرش پشیمونشی یلدیس
27:09خیلی مراقب باش
27:11چشم خاله گذینه
27:15آیی قهوه آیی سل خوشمنزه تره
27:17عظیبه بعد تو خونت قهوه تو بخوری یلدیس
27:23به خدا امیر من که دیگه نمیخوام خونه خوهرم بمونم
27:27همش بحث و جدل همش دعوا
27:29تو خونه خودم هم که تنهایی حسنم سر میره
27:31خب چرا نمی آیی خونه من؟
27:32نه داداش من هر وقت میام خونه تو
27:34هر وقت دوره هم جمع میشیم یه اتفاقی میافته
27:36از من میشویم منو بخیارشو از من فاصله میفته
27:39حرفا میزنیم اگه رایی برامون مونده
27:41افتادیم توی دور باطل
27:42همینطوری داریم دور خودمون میچرخیم
27:43به خدا من دیگه یادم نمیاد
27:45معمولیت جدید من چی بود
27:46میدونم میدونم داداشت
27:47شیطانه میگه همه چی و همه کسا ویل کن و را تو بکش برم
27:50و نمیشه که
27:51نمیتونم خوهرم را ویل کنم
27:52ای بابا
27:53به نظره باید چی کار کنیم؟
27:55به نظر من ما دیگه نباید منتظره
27:57یه اتفاق جدید نمونیم
27:58باید همیشه با تدبیر زندگی کنیم
28:00چه تدبیری همیر جان؟
28:01میخواییم پشت کنیم به دیوار را بریم یه چی هم؟
28:03لازم باشه این کارم میکنیم داداشت
28:06انتفیه
28:06بله
28:06خیلی خوب باشه
28:08من کار دارم باید دارم
28:09خودحفظ
28:12اید
28:13باید یه چیزی بهت بگم
28:15بگو
28:17ببین من گیتارم را بردم فروختم خب؟
28:19تو چی کار کردی؟
28:20بعدش بولش را بردم که بدم به بابام
28:22اما اون قبول نکرد
28:23حالا من باید به مامانم بگم
28:24آخه تا رو بدون اطلاع مامان همچین کار کردی هرین؟
28:26نمیدونم اید
28:27حالا اینا رو بیخیال
28:28حالا بگویید چی کار کنم؟
28:30هیچ دیگه باید بش بگید چاره دیگه نداری؟
28:32یعنی حتما باید بش بگم
28:33معلومه که باید بش بگید فکر کردی
28:35نمیپرسه گیتارت کجاست؟
28:37باشه پس بیا با هم بریم
28:38دوبله شده در هستیدیو جم
28:41را بیافت
28:42را بیافت فرین
28:44آخه این چه کاری بود تو کردی؟
28:48من میرم بیرون
28:50بی زحمت کیف و پالتامو میاری؟
28:52چشم خانم
28:54صبح خیر
28:55صبح خیر؟
28:56داری میریم مامان جون؟
28:58بله دارم میرم عزیزم
28:59مامان
29:01میخوام یه چیزی بهت بگم
29:02اما قول بده حسابانی نشه خوب
29:04اینطوری که نمیشه رو میشن اگه اینطوری بگیم
29:05معلومه که حسابانی میشه
29:08چی شده؟
29:09اما من یادتا همهش میگفتم
29:11میخوام برای بابام یک کاری بکنم
29:14چی کار کردی؟
29:15اریم جون
29:19گیتارش فروخته
29:21چی؟
29:22اما لطفا حسابانی نشه
29:23چون بابا اصلا پول قبول نکنم
29:24معلومه که نمی کنه
29:26طوری حرف میزنی انگار پدرتو نمیشناسی
29:28مگه من بهت نگفتم هیچ کاری نکن
29:30چرا حرف منو گوش نکردی و گیتارتو فروختی؟
29:32خب برای اینکه بابامو خوشحال کنم
29:34ای داده بیداد
29:35بدون اطلاع من خود سرانه رفتی گیتارتو فروختی
29:38خب چرا به من نگفتی؟
29:39آخه اگه میگفتم حسابانی میشه
29:41خب الانم حسابانیم
29:42آه یعنی
29:43خب آخه برای چی پسران بدون اطلاع من از این کارها میکنن؟
29:46یکیشو میره زرف میشه
29:47اون یکی گیتارشو میفروشه
29:49ما نیتمون خیر بوده مامانجون
29:51خیر بوده
29:55حالا بیایین اینجا ببینم
29:56نه چونکه نمیخوای گوشمونو بکشی
29:57گفتم بیایین اینجا
30:02آخ خربونتون برم
30:03امون از دست شماها
30:07سلام
30:08دیشب چطور بود؟
30:09عالی بود
30:10آه حالا که میگی عالی بوده
30:12پس لابود رفته بودی پیش یلدی زره
30:14آره رفته
30:15ببین داداش این دختر مثل بقیه دخترانیست
30:17یعنی اگه بازم دنبال اصبا بازی میگردی
30:19من همشین جزهی بهت نمیدم
30:21چرتوپرد نگونم اگه من تالا کیو به بازی گرفتن
30:24منه بیچاره فقط اسمم بددر رفته
30:27ببین یلدیز تازه طلاق گرفت
30:28و یه بچه هم داره خیلی هم تو زندگیش سختی کشیدی
30:31خلاصه اگه قصد جدی نیست نزدیکش نشون
30:34برنجون من هیچ وقت قصدم جدی نبوده
30:36هیچ وقتم نفهمیدم آدم ها برای چی علکی وارده رابطه جدی میشن
30:40آخه یعنی چی؟
30:40یعنی به هرکی سلام دادیم باید باش ازدواج کنیم
30:43داداش من تو رو خوب میشتستم باسه همینم اینا رو بهت میگم
30:45خب اگه دنبال سرگرمی میگدی بروی یه نفر دیگر رو باسه خودت پیدا کن
30:50خیلی خب باشه
30:52مثل اینکه چاره اینیست
30:54گفته بودم و ایسه زنی میزنم پس دیگه زنی نمیزنم
30:56آفری
30:57تحجب کردم اینه ولی بالیه که حرفم رو گوش میدی
31:00خب دیگه بگذاریم بعدن میبینمت فیلن خدافز
31:03باشه
31:04راستی بلند
31:04بله
31:06اگه دوباره سر را هم قرار بگیره چی ها؟
31:09خب اون وقت من دیگه نمیتونم چیزی بگم
31:11یعنی اگه قسمته هم باشی دوباره سر را هم قرار میگیره
31:14اما من فکر نمی کنم تو در این حد آدم خوششانسی باشی
31:18موافقه
31:21خدافز
31:52یعنی چی
31:55برای چی روشن نمیشه
32:05اینم از شانس ما
32:16این در جون
32:17چی شده عزیزم؟
32:19ماشینم خراب شده
32:20تکسی خبر میکنم
32:21خب سواش رو با هم بریم
32:23ما که مسیرمون یکیه میرسونیمت
32:25نه مسیرمون اصلا یکی نیست
32:27کایا یه کاری به همسه پرده
32:29باید برم جایی دیگه میرم توزله
32:30خب بعد از این که من رسوندین شرکت
32:32ماشین رو بردارو هر جا خواستی برو عزیزم
32:35جدی میگی؟
32:37عشقم رو در آوردی شاهی کایجون
32:39آفتاب از کدوم طرف در آمده
32:42مهربون شده؟
32:42دیگه در این حد هم بیعدب نیستم
32:44که خانم برادرم رو وسط کوچه ویل کنم
32:46خوده نکرده بعد میری پیش برادرم رو شکایت میکنی
32:49سواش رو
32:52نه ممنونم
32:53من با تکسی میرم
32:54اندرجون ناز نکن سواش رو دیگه
33:02باشم
33:02حالا که اصرار میکنی
33:15خلاصه این که زهرای گوشش دره
33:17یه گوشش دربازه
33:18حرفامونو جدی نمیگره
33:19دیشب چنان داشت هر برده میکشید
33:21که میخواستم با دستای خودم خفش کنم
33:23به نظر من هر چیزو تر وید این دختره رو شوهر بدیم
33:27تو گوشت با منه؟
33:28چشمت همش به گوشیه
33:30دیشب خیلی بهت خوش گذشته
33:32چشمم همش به گوشیه پس چرا خودم متوجه نیستم؟
33:35ای بابا خودت اینجایی فکرتیه جایی دیگه تریف کن ببینم
33:38هیچی نشد فقط حسلم حسابی سر رفت
33:40امیدوارم دیگه هیچ فقط باش روبرون نشم مامان
33:42خوشکی شانس منو باش که امیدوار شده بودیم
33:45آخه برای چی امیدوار شده بودیم مامان؟
33:46چرا میخوایی همیه دختره یه این خونه رو شوهر بدی؟
33:49اگه واقعا دیشا بهت بد گذشته پس چرا داری؟
33:51روبرون سید میکنی ها؟
33:53آآ
33:53راست بگو کسه دیگه ای تو زندگی ته؟
33:56آه نه من که روبرون نیستم روبرون نشستم
34:00بگذری من بیرم حالی جانه حاضر کنم مامان جون
34:03به حالیت قول دادم امروز به بنامه شرکت ببینتش
34:05تو بشین چایی تو بخور خب؟
34:15بیه تو
34:19گلتون رو آوردم
34:21مچکرم حالیت
34:25حالیت
34:26مدیرم اینی که استخدم کردم امروز کارش رو شروع میکنه
34:29خبر داری دیگه نه؟
34:30بله خبر دارم
34:32خبر دارم چی؟
34:34خبر دارم شایکا خانم
34:37حالش شد
34:38به داداش هم گفته بودم قرار دادشو آماده کنه
34:41حالا برو پیش منشش قرار دادو ازش بگیر
34:45بعدش برو پیش مدیرامل خودی تو معرفی کن
34:48بگو دستیر منی
34:49اگه چیزی لزم داشت براش فرهم کنی باشه
34:55بسیار خوب
34:57خوبه
34:58امر دیگه نداری؟
34:59میتونی بریم
35:16یا سمین
35:19زنگ بزن به آقا کایا
35:20احتمالا الان باید دادگاه باشه
35:23بپرس دبین اونجا سیه نباشه
35:26اگه پرسید برای چیز زنگ زدی
35:28بگو کپیه قرار داده مدیرامل جدیدشو احتیش داریم باشه
35:34خوبه
35:38کار از محکم کاری عیب نمی کنه
35:44پسرم
35:44تو به پدرت روحیه بده باشه
35:47اون شاهیکای جادوگر حتما نعصابشو خورد کرده
35:49همش باش حرف بزن و بخن باشه
35:54برای چیدم به دقیقی گوشی رو چک میکنم حق با اندره
35:57من الان تو بهترین دوران زندگیم هستم
35:59نمیتونم به کسی دیگه ای فکر کنم بگه نه پسرم فقط تو
36:01و دوی اون لپایی گوشگلت پشم لپ کنیست حلوه آب نباته
36:08آیه یلیس خانم خوش اومدیم
36:09خیلی ممنون یا سمین جون حالی چطور؟
36:11خوبم سلامت باشید
36:12ای جونم چقدر نگاش کن چقدر سفید و تو پول مپوله
36:16جونم عزیزم جونم نگریه نکن
36:20حالیت اینجاز پسرم آوردم که پدرشو ببین
36:23تشریف بیارید ببرم بتون یه اتاق دیگر
36:25چون اتاق قه حالیت یه خورده کچی که اونجا نمیتونید راحت باشید
36:29باشه باشه مهم نیست
36:30بفرموید
36:35ممنونم یا سمین جون
36:37خواهش میکنم
36:41بیا پسرم
36:42بیا بغل ممانت
36:44پس من میرم آقا حالیتو خبر کنم
36:47باشه
36:47اینجا خیلی گرمه درش بیار
36:50درش بیار که پختی
36:52آره
36:54پسرم جواب ممانشو میده
36:56اوه
36:58بذار درش بیارم
37:01خوب اینم از نیه
37:05ممانت همش داره موبالیشو چک میکنه مگه نه
37:12بابا تم که اوم
37:16یلدیس
37:18کریم
37:19چطوری؟
37:24آشنا شدین؟
37:26نه آشنا نشدی
37:28آقا کریم
37:30مدیرامل جدید شکت مونستم
37:32بذارم
37:36تو چه نقص ساکتی؟
37:39وای وای وای وای وای
37:41بیا با غلم ببینم
37:42منم یلدیسم
37:43خوشفقدم
37:45منم همین تا روبله شده در
37:47استیدیو جنی
38:17بزنیستم
38:25موسیقی
Comments