- 4 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00ممنونم یا سمیم جون
00:01خواهش میکنم
00:30مامانه چرا اینقدر جدیدن گوشی رو چک میکنه؟
00:33هایی
00:36خب بابا تموم
00:41یلدیز
00:42کریم
00:44چه خبر؟
00:49آه همدیگر میشنسیم؟
00:52نه نمیشنسیم
00:53آقای کریم مدیر فناوری جدید
00:56پسرم
01:01تو چون اینقدر ساکتی پسرم؟
01:04وای وای وای وای وای
01:06منم یلدیزم خوشفخت
01:10همچنین
01:15آخی
01:16اینم پسر من حالی جان
01:19خدا براتون نگهش داره ای جانم
01:22تو چه پسر بانمکی هستی
01:24سلام کن
01:26پسرم سلام کن
01:28خیلی بانمکه
01:32شبیه ماما نشه
01:33آه
01:35همه میگن شبیه منه
01:36نه نه شبیه منه
01:38آقا کریم
01:39اتاق بقلی مال شماست
01:41آما دست میتونید ببینید
01:44خب من دیگه
01:45برم دفتر خودم
01:46اشتبایی اومدم اینجا
01:47شما رو با هم تنها میذارم
01:48حالی جان میبینمت
01:53خداحافظ
01:54بلن خداحافظ
01:58این پسره کی؟
02:00بهت که گفتم
02:00مدیول فرماوری جدید شکره
02:02آه
02:03شاییکا استخدمش کرده
02:05بهت کمال زیاد همه کار اونه
02:08فهمیدم
02:11مامانش
02:12وزن حالی جان زیاد شده
02:15چیزی شده یلیس
02:16اتفاقی افتده؟
02:17نه
02:18نه ببین ما اومدیم دیدن
02:20تو رو گفتم
02:20حتما دل پسرم برای تهیر شده
02:23آیا پسرم
02:25پسرم
02:26مامانه که ازیاد نمی کنی
02:27ببین ببین منو
02:29نگام کن
02:30جواب بده
02:30ببینم چیه
02:31چیه
02:32اوچو اوچو
02:34آقا افکان
02:35شما لطفا همین جه ها باشید
02:37میخوام وقتی برادرم خبر بدو میگیره
02:40من این اطراف نباشم
02:41باشه شاییکا خانم
02:44آخ که امروز چیه روز خوبیه
03:19خیر باشه
03:21انگار روح دیدی شاییکا
03:25فکر نمی کردم به این زودی برگردی ترجم کردم
03:31اینجا آخر خطه
03:32الان کایا میاد و همه چی رو براش توضیح میدم
03:35همه رو
03:36من هیچ کاری نکردم این در
03:39کار تمومه
03:40تاوانه این کاری که کردی رو باید پس بدی
03:42مطمئن
03:43دارم میگم من هیچ کاری نکردم
03:45از چیزایی هم که میگی هیچی نمیفهمم
03:48به زودی میفهمی بابای شاییکا
03:55اندر
03:57تو دفترم حرف بزنیم
04:01اوکی
04:02حرف بزنیم
04:04اما مطمئن باش چیزی رو عوض نمیکنه
04:33سلام آقا
04:34سلام
04:35چطوری؟
04:36شما چطوری؟
04:37خوبم این مطوری شماست؟
04:38ماله منه خیلی آقا
04:40نه نه چیزی نیست
04:41فقط یکی دوتا سوال میخواستم بپرزن
04:46میشه بگی چی شده؟
04:48منو به چی داری متهم میکنی؟
04:54به عنوان زنی که با نقش قدم برمیداره
04:57به نظرم زیادی خودتو گم کردی شاییکا
05:01ماشینم چپ کرد
05:02نگو اینو خبر نداشتی
05:06واقعا؟
05:06خبر نداشتم
05:08نرهت شدم
05:12یعنی
05:14میگی باید
05:15حتما ثابت کنم
05:17درسته؟
05:18اوکی
05:20ثابتش میکنم
05:33نابجی جون؟
05:35مهمون ما پیش توه؟
05:37آره؟
05:37بله پیش همه مگه میشه پیش هم نباشه بیا اینجای لحظه بیا تو شاییکا چشمش به جمالت روشن بشه ها؟
05:44این مردم میشنسی؟
05:47نه، تا حالا هیشونه ندیدم
05:50شنیدی چی گفت جانه؟
05:52آره تا حالا ندیدتش چون رفیقت افکان با این دوستمون حرف زده
05:56شاییکا جون، از این به بعد
05:58تو انتخاب آدمات بیشتر دقیقات کن و مبلغ بیشتری هم بهشون بده
06:25نه؟
06:26نه؟
06:27فکر کردی نمیدونم به آدمات گفتی ماشینمو دستکاری کنن تا بتونم با ماشین تو برم سر جلسه؟ نمیدونستم نه؟
06:44این یا رو کیه این وقت شب؟
06:49خوش اومدی نه خوش جانه؟
06:50خیلی ممنونم
06:51جانه جون خوش اومدی بیا توی؟
06:52ممنون عبجی جون، ببخشی دیگه خورده دیر کردم میرم دستامو بشورم الان میارم
06:56خوش اومدیم
06:56باشه عزیزم
06:57عبجی جون، میشه دو دقیقه با من بیای، رو کمرم یه چیزی در آمده درد میکنه، میشه این نگاهی بدهید؟
07:01بیا عبجی
07:02خیلی باشه
07:04عزیزم، غذایی جانه رو هم بکشت
07:05الان میزارم
07:06الان نیام، چی شده؟
07:07آآ، بذار ببینم
07:08چه کارا؟
07:09عبجی جون، چیزی نشده با تیه کار دیگه دوشتم
07:11من دقیقا نمیدونم عبجی، اما اینو باید بهت میگفتم
07:15بگو ببینم چی شده؟
07:17وقتی داشتم میومدم
07:18به خیال خودت، بدون این که ردی بذاری، میخواستی منو بکشتن به دیاره؟ اما نقشت درست در نیمد
07:26چون نقشت رو میدونستم از ماشین پیاده شدم، فقط خدا رحم کرد که رانند زنده مود
07:43آقا، آقا، آقا حالت خوبه؟
07:46خوبم
07:54خوبم
08:03بیا با هم یه توافقی بکنیم
08:24پیشنهاد اما نشنیده تصمیم نگیر
08:26جدا؟ میخوایی تلاشتن بکنی؟
08:29خیلی خوب بگو میشنو
08:33اگه به برادرم نگی بهت سحام میدم
08:39چی؟
08:40آره درست شنیدی
08:42من برادرمو تو دنیا بیشتر از هر چیزی دوست دارم
08:48حاضرم هر کاری بکنم تا اونو از دست ندم
08:52اگه تو چیزی نگی این قضیه بین خودمون بمونه
08:56پنج درست سحام هولدینگو بهت میدم انتر
09:02تو میخوایی به من سحام هولدینگو بدی؟
09:06به برادرم چیزی نگو سحام تو بگیر و برو دنبال کار خودت
09:10دست از سر همدیگه بر میدارین باشه این در
09:13یعنی داری به من رسمن پیشنهاد رشوه میدیم؟
09:18قبول میکنی یا نه این در فقط یک کلمه اینو بگو
09:25روش فکر میکنم شاهیکا
09:29راستی باید خودت به کایات توضیح بدی چرا پرونده رو نتونستم تحویل بدم
09:34یادت نره باشه
09:35پرونده تو ماشین بود؟
09:37بله
09:38باشه من اونا یه جوری حلش میکنم به پیشنهادم فکر کنم
09:41گفتم که فکر میکنم عزیزم
09:44میبینم ات
09:52وایی نباید اینجوری میشد
10:04عشقه؟
10:05حالت چطور عزیزم؟
10:07خیلی خوبم
10:08دادگاه چطور بودم؟
10:09مند برای جرسه یه بعد برا تکلیفم
10:12هرچی که خیر باشه
10:14درسته آره خب تو چی کار کردی؟ تونستی کار رو انجام بدی؟
10:17آه انجامشون دادم
10:18اگه چیزی نمیخوای من برم تو اتاقم
10:21جانر منتظرمه
10:22باشه بعدا میبینم ات
10:24میبینم ات بابا
10:25فیران
10:33گنزدین
10:33کار آدمی که هجور کردین رو میبینین
10:35تا یه مبلغی گذاشتن کف دستش ما رو فروت
10:38نمیدونم چرا این کار رو کرده
10:39از آدم های قابل اعتماد هم بود
10:40اصلا متوجه هستین این نشباه ما رو تو چه درد سر بزرگی انداخت؟
10:44نگره نباشین خانم جبرانش میکنم
10:46چجوری جبرانش میکنین؟
10:47ها نمیشه جمعش کرد
10:49فهمیدن ماشین رو دستگاری کردیم
10:51کارشون رو تموم میکنم
10:53چی درین میگین؟
10:55اصلا متوجه هستین که چی درین میگین؟
10:58میگم نمیشه درستش کرد
11:00آخه کشتن آدم ها چه دردی از ما دفا میکنه
11:04ببینید
11:04اگه یه باره دیگه
11:06کوچکی ترین خطا و اشتباهی ازتون ببینم
11:09شما رو میبرستم پیش رئیس سابقتون
11:11و میدونید که با هاتون هیچ شوخی ندارم
11:15حالا نمیتونید برید
11:26بایی بوفرم نمیشه
11:35الو
11:35بله یلدیس
11:37این در
11:37با هات کار دارم یه چیزایی شده
11:39باید ببینم ات باره تعریف کنم
11:41آی یلدیس مشکلات تو هم که تمومی نداره
11:44نمیدونی من اینجا چیا دارم میکشم
11:46باشه ای بی نداره
11:47تو به اینجور چیزا عادت درگی
11:48حالی جانو میذارم تو خونه
11:50تو کافی شب میبینم ات باشه
11:51آکی باشه میام میبینم ات
11:53پس میبینم ات خداحافظ
11:54با بای
12:08ددش جان
12:10حالت چطوره شایی که
12:13خوبم
12:14تو حالت چطوره
12:16خوبم بد نیستم
12:18ددش به نظر یکم نراحت میائی
12:21برای هم پرسیم
12:21نه فقط خواستم
12:24آف میخوری
12:25اگه زحمتی نیست
12:29با کریم آشنا شدی؟
12:31آره آشنا شدم
12:32راستی اونو از کجا پیده کردی؟
12:34یه نگاهی به رزومش انداختم به نظر
12:37خیلی با استعداد میاد
12:39گویا از سرموی گذاری هم سر در میاره
12:42من پیدش نکردم
12:44میشه گفت که تقدیر ما رو سر رای هم قرار داد
12:47یعنی چی؟
12:50یعنی ما توی یه مهمونی هم دیگر رو دیدیم
12:53تا دیدمش فهمیدم که نباید از دستش بدم
12:56یعنی چید؟
12:58تو مهمونی باش آشنا شدی و بعدش هم استختامش کردی درست فهمیدم؟
13:02نه دادش اشتباه متوجه شدی
13:05من اونو از قبل میشنختم و میدونستم پسر با استعدادیه
13:09قبل از استختامم تحقیق کردم
13:11شماله های هم دیگر رو گرفته بودیم
13:13بشتنگ زدم و ازش خواستم هم دیگر رو ببینیم
13:16اونم از کارش اومده بود بیرون
13:18خب برای چی؟
13:20کریم یکم پسر بلن پروازیه
13:22تا اونجا که فهمیدم دوبه ای با روحیتش سازگار نبودی
13:26تو هم به عرفش اعتماد کردی
13:27آره همینطوره چرا اعتماد نکنم؟
13:30مگه میشه آدمی که با شرکت و هولدینگای بزرگ کار کرده رو آدم از دست بده؟
13:35هرچی خیره چی بگم؟
13:37حضورش به نفع من میشه
13:38کریم تو کارش واقعا حرف نداره
13:40با ایکیپ خودش اومده
13:42اگه وقت کردی بگو با ایکیپ عشنت کنم دادش
13:47باشه شایی کا حتما
13:48اران یک کار دیگه دارم بعدم میبینم اتو
13:53باشه
13:54برام یه اسپرسو بیارین لطفا
13:56جانر تو چیزی میخوری؟
13:58یه اسپرسو
13:58دو تا بیارین خیلی ممنونم
14:00باشه
14:01خب باب جی جون
14:03چی کار کردی؟ به کایا گفتی؟
14:06نه نگفتم جانر جان
14:07آخه برای چی؟ چرا؟
14:11شایی کا برای این که چیزی به کایا نگم به هم پیشنهاده سحامشو داده
14:16چی میگی تو؟
14:18منم تحجب کردم
14:20میخوای چی کار کنیم؟
14:21دارم روش خوب فکر میکنم
14:25سحامو بگیریم دوباره برگردیم
14:27سر همون خونه اولمون بی خیال عبدیتور خدا
14:30شایی کا دیگه نمیتونه به من آسیبی برسونه
14:34اما اگر سحامو بگیرم دیگه
14:36هیچ کس نمیتونه منو از شرکت بیرون کنه اینو بدون
14:41نمیفهمم این شرکت چی داری که ازش دل نمیکنی؟
14:44میتونم از پیشنهادش برای هدفهای دیگهی هم استفاده کنم
14:49نمیدونم
14:50چی تو سر ته؟
14:52شایی کا میدونه حالیت قدرتمند شده؟
14:56نه اما ما میدونیم
14:59درسته؟
15:00یعنی چی؟
15:01یعنی من میگم برم با
15:06با حالیت سلاحو مشورت کنم
15:08و علکی به بحونه مشورت
15:10بهش نزدیک شم
15:12حالیتم مطمئنن مدیریت سحام خودشو بعدها میگیره دستش
15:17خب اگر اینطوری باشه
15:19اگرم من بهش نزدیک شم
15:21اون وقت منو پیش خودش نگه میداره
15:25یعنی من تو این شرکت میمونم
15:27اف آب جی جون من بازم با حرفات گیت شدم به خدا
15:31چیزی که گفتم خیلی سادست جانر
15:32منظورم اینه که به آینده نگاه میکنم
15:34باشه حاب جی جون باشه
15:35فرض کنیم همه این کارها رو کردی
15:37به کایا چی میگی ها؟
15:38بهش میگی خوارت قاتله
15:40میخواست منو بکشه
15:41اما در ازای سوامی که از شرکت به امداد
15:42ازش شکایت نکردم
15:44اینجوری میخوایی بگیه چی میخوایی بینید؟
15:45خب یه فکری براش میکنم
15:46اما کایا میدونه که من تو دلم هیچ چی نیست
15:49دیلو میدونه
15:50اما فکر میکنه چایکا هم تو دلش چیزی نیست خب
15:52خب اینو درستش میکنم جانه
15:54دوباره داریم دستی دستی خودمونو مندزیم تو حچه
15:57اینقدر مزخرفت نگو جانه
16:01یه پیام از یلدیز اومد
16:03آره خودشه میدونم
16:05باید برم باشه قرار دارم
16:06بعدا میبینم اتباشه عزیزم
16:09آبجی جون چی میشد دو دقیقه با هم قهوه میخوردیم گپ میزدیم
16:12تو قهوتو بخور و لذتشو ببر
16:15من برم یلدیزو ببینم قبلشم میرم حالیتو میبینم
16:18میخوام ببینم چه خبره
16:19بابای عزیز دلم
16:20بای بای
16:22میبینم ات
16:36آه حالیت
16:38داشتم دنبالت میگشتم
16:40چرا؟
16:41در مورد موضوع مهمی میخواستم با هات مشورت کن
16:44در مورد عریمه؟
16:45نه یه موضوع دیگه است
16:46اما خیلی هم مهمه
16:48من الان با یلدیز قرار دارم
16:50وقتی بره بهت پیام اک میدم
16:52لطفاً بیا با هم حرف بزنیم باشه
16:54اندر میتونم بپرسم باز چی تو سرته؟
16:57حالیت ازت خواهش میکنم
16:59اینقدر نسبت به من بدبین نباشی
17:01این حقیقتم قبول کن که من همیشه پشتت بودم
17:04باشه خیلی مهمه
17:05باشه اندر
17:06پیامک بده
17:07ممنونم
17:10خلاصه کلام میخوام حقوق لیلا خانم رو اضافه کنید
17:14مبلغشم خودم پرداخت میکنم
17:16میفهمم چی میگین
17:17اما اینجا کافی شاپ دانشگاهه
17:20یعنی همه به اندازه یه هم دیگه حقوق میگیرم
17:22برای همین نمیتونم حقوق یه نفر رو اضافه کنید
17:31شما کی هستین؟
17:32شما چرا دارین این کارو میکنین؟
17:34رئیسم دوست داره به دانشجوه شاغل کمک کنه
17:37به لیلا چه ربطی داره؟
17:39از دوستان قدیمی خانواده لیلاست و میخواد مخفیانه کمک کنه
17:43براشم خیلی مهمه
17:46خیلی خوب هست من انجامش میدام
17:48ممنونم با بعد درکتون
17:50هر اتفاقی افتاد به هم خبر بدیم
17:52حتما
17:52خدافر
17:53خدا نگهدار
18:02این کی بود؟
18:06چی شده که انقدر اصرار داشتی امروز منو ببینیلیس؟
18:10کریم مدیر فنووریتون شده
18:12آآ
18:13یعنی چی اتفاقیه؟
18:15من چه میدونم خودمم نمیدونم
18:17اومده بودم شرکت دیدم کریمم اونجاست
18:19حالی تم به عنوان مدیر فنووری جدید معرفش کرد
18:22آآ
18:23خب میتونستم قرار مدیر فنووری بیارن
18:26اما فکر نمی کردم که بخوانیم پسره رو انتخاب کنن
18:29خیلی تحجم کردم
18:32نکنه اینم یکی از بازیه شاهیکا باشه ها؟
18:35این پسره از اون تیپایی نیست که بخواد از کسی دستور بگیره
18:38اتفاقا یه پسره خیلی خود سره برای همینه من نمیدونم
18:41اما اگه با عنوان مدیر اومده اونو شاهیکا استخدام کرده
18:45بگذاریم در موردش تحقیق میکنم
18:47راستش جلوی حالیت خودم رو گم کردم
18:49وانمود کردم که پسره رو نمیشنستم
18:51چه میدونم ترسیدم
18:52برای چی ترسیدی یلیست؟
18:54تو که با اون یارو هیچ سنمی نداری که
18:56آره حق با تویه اما نخواستم سه ساعت بشینم برای حالی توضیح بدم
19:00الان حتما این کارم به کریم برخورده درسته؟
19:03معلومه که برمیخوره
19:04آخه چی کار میکنی تا؟
19:07بگذاریم
19:07اصلا بهتره که دیگه هیچ وقت نبینیش
19:12چیه؟ نکنه میخوایی ببینیش
19:13راستشو بگو چون فقط میخوام تکلیف خودمو بدونم
19:16نه فقط خیلی جا خوردم که کریم مدیر فناوری شده
19:19از طرفیم چون برون نیووردم که میشنسمش
19:22خیلی خیلی خیلی جلد میکشم فقط همین
19:24خیله خب بکسری میلیست
19:25حالا که با هاش اینجوری رفتار کرده
19:27باید از این ببادم همینجوری ادامه بدی
19:29به نظر تو باید برم به کریم توضیح بدم
19:32ببینم میخوایی بری بهش چی بگی؟
19:34حرفی میزنیه اون وقت فکر میکنه که چه خبره
19:36ولش کن فراموش کن
19:38راست میگی توضیح نمیدم
19:39خب من که حرفامو زدم یکی همیم تو بگوه از تو چه خبر
19:44هاگی بخوام برا تعریف کنم حالت خیلی بد میشه
19:47فراموش کن به نظرم بد نیست که یواش یواش بری
19:50و با یه نفر قرار مدار بذاری دیگه مزاهم منم نشیم
19:53آآ اندر تعریف کن چی نراحتت کرده
19:56ببین من همیل چی مو بهت میگم
19:57اما تو هیچی از زندگیت به من نمیگی اندر
20:00یه مسئله کاری عزیزم
20:02اصلا شخصی نیست خیالت راحت باشه
20:04باز خوبه
20:06اینو بخورم میرم نگره نباشه
20:09باشه
20:09باشوست پسیبا
20:13میتونم بیام تو
20:14بله بیا
20:15میخوام تو رو با مرد آشنا کنم
20:19خوش اومدین سلام
20:21سلام
20:22آقا کریم از شما خیلی تعریف کردن
20:25خیلی خوش وقتم
20:26منم همینطور بفرمایید بشینید
20:35شاییکا
20:35من و مرد در این حال که همکاریم
20:38دوستای خوبی هم هستیم
20:39چون من خیلی بهش اعتماد دارم
20:42توی تمام قراردادام
20:44اسم اون قید میشه
20:45میدونی که
20:47چعالی
20:48معلومه با هم تیم خوبی شدیم
20:50دقیقا همینطوره
20:51برای هولدینگ آرگونم هر کاری بتونیم میکنیم
20:54خوبه
20:55رسی قرارداد حاضریم
20:59واقعا
21:04به خونم امزش میکنم
21:06خوشحال شدم
21:08پس به شرکتمون خیلی خوش اومدین
21:12شاید اینو باید
21:14حتما یه شب جشن بگیریم
21:16چرا که نه
21:17من با اجازتون فیلم برم
21:21منم میام
21:22کریم
21:23میشه تو بمونی؟
21:25با هات کار دارم
21:29از اشنایتون خوشحال شدم
21:30منم همیتون
21:31خداحافظ
21:32خدا نگه دارم
21:37میدونم اینو قبلنم بهت گفتم
21:40اما میخوام دوباره یدووری کنم
21:42تنها دلیلی که مرد و بیچون و چرا استخدام کردم
21:46دوبه شده در استریو جم
21:48فقط توی
21:50میدونم
21:51منم وقتی پیشناد کاری تو قبول کردم
21:54شرط کردم مرد و استخدام کنی
21:56تو هم اینو میدونی
21:59یعنی ببین میدونم که مدیرا با تیم خودشون کار رو شروع میکنن
22:04به این مسئله کاملا واقف هم اما من رو پرسونل خودم خیلی حساس هم
22:09اگه فردا پس فردا با مرد به مشکل بر بخورم
22:13اون وقت تویی که باید پاسخ گو باشی
22:16خیالت راحت
22:17هیچی نمیشه
22:19از شنیدنش خوشحال شده
22:21شاهیکا
22:23میدونم زمان میبره کسی به کسی اعتماد کن
22:25اما به ام اعتماد کن
22:26من بی خودی کسی رو معرفی نمی کنم
22:29حلکی استخدامش نمی کنم
22:31من شخصیتم جوریه که نمیتونم به کسی راحت اعتماد کنم
22:35این دوتا دلیل داره
22:37یا طرف خوب نمیشنسم
22:39یا این که خیلی خوب میشنسم
22:43اعتمالا چیزهایی رو تجربه کردی که به این تفکر رسیدی
22:48شاید یه روز که وقتش دی
22:50برات حسابی توضیح ددم
22:52باشه هتما
22:55خب من دیگه برم
22:59باشه
23:04بعدن میبینم ات
23:06میبینم ات
23:20ببخشید
23:21لطفا اینا رو جمع کنین
23:25ممنونم
23:27سلام اندر
23:29خوش امدی حالیت
23:31بگم چیزی بیارن
23:33نمیخوام
23:36خب چی کارم داشتیم
23:40ممنونم
23:41ببین حالیت
23:42شاید قبلا مشکلاتی با هم دیگه داشتیم
23:45اما میخوام مشکلاتی که داشتیم
23:47و بذاری کنار باشه
23:48لطفا
23:48اوکی؟
23:50باشه
23:50میشنمم
23:53شاهیکا میخواد
23:54پنج درصد از سحام شرکت رو به نام من کنه
23:58چرا؟
23:59معلومه دیگه
24:01برای جمع کردن گندکاریاش
24:06یعنی بازم کاری کرده؟
24:08برای این که منو از چشم کایا بندازه
24:10تمام سعی و تلاششو کرد
24:13فکر کنم چون دید نمیتونه
24:15میخواد میونشو با من خوب کنه
24:16البته فکر میکنم
24:20تعجب کردم
24:22قبول
24:23شاهیکا کایا رو خیلی دوست داره
24:25میدونم
24:26حتی به خاطر همینم
24:27سعی کرد با ازدواجتون کنار بیاد
24:30اما
24:32فکر نمی کردم
24:33بخواد سحامش رو بهت بده
24:35فکر کنم فهمیده که آیا دوستم داره
24:37و نمیتونه ما رو از هم جدا کنه
24:39به خاطر همین داره تلاش میکنه
24:42نمیدونم شاید
24:43یعنی بهت رشوه میده
24:45تو هم میخوای اینو بگیری؟
24:49راستش تا شنیدم اومدم پیش تو
24:51میخواهم با هات مشورت کنم
24:54تو
24:55با من مشورت کنی؟
24:58حالیت متوجه نمیشم
25:00چرا اینقدر تعجب کردی
25:01اگه کسی دیگه ای هست که میتونم
25:03باش مشورت کنم خب به هم پیشنهادش
25:05رو بده میرم پیشش
25:06درزم یه دلیل دیگه هم داره که خواستم اینا رو بهت بگم
25:12چیه اون؟
25:13اگه پنج درصد سحام شرکت رو بگیرم
25:16اون وقت میتونم
25:17تو رو بیارم پیش خودم
25:24میخوای استخدامم کنی؟
25:25وقتی تو رو کنار اون زنه میبینم خیلی ناراحت میشم
25:29از نوع رفتارش با تو هرسم در میاد
25:31تو پدر پسر منی
25:33یعنی نمیخوام ایرم تو رو تو این وضعیت ببینه
25:36اصلا تصورشم برام سخته
25:41ببینین در
25:42واقعیتش
25:44اون پنج درصد سحام هیچ تأثیری به حالمون نداره
25:50شایکا برای ساکت کردنت بهت آب نبات میده
25:53به نظرم روی ده درصد پا فشاری کن
26:00خب به نظرت قبول میکنه؟
26:02به امتحانش میارزو
26:04اوکی
26:06خب اگه قبول کنه تو
26:09اون وقت میایی پیش من؟
26:12نه با عنوان یه دستیار
26:14با عنوان یه مدیر
26:15با هم کار کنی
26:16تو اول برسته هامو ازش بگیر
26:20و ازش حرف میزنی
26:22باشه
26:23خیلی ممنونم
26:24راستی این حرف ها بین خودمون بمونه
26:26البته میدونم که به کسی نه میگه درسته؟
26:29حتما؟
26:30واقعا چیزی نمیخوایی بخوری؟
26:32نه نمیخور
26:35این زن شایکا به نظر خیلی حواسجه هم بیاد از من گفتن
26:40ها تو از شایکا ترسیدی؟
26:42به نظرم همه باید از اون بترسم
26:44چشاش میگه چقدر خطرناکه
26:45حسش شما مون دست کم نگیر
26:48نه فکر نکنم نه ترس
26:50حساس نشو ایش مشکلی پیش نمیاد
26:53باز خوبه از تو خوشش میاد برای همه این موندگاریم
26:57نمیخوام به رئیسم نزدیک شم
27:00امیدوارم
27:01راسیون یکی دختره چی شد؟
27:03کدوم دختره؟
27:05درسته اونقدر تعدادشون زیاده که نمیدونی کدوم رو میگم
27:08اسمش یلیز بود چی بود؟
27:11یلیز
27:13همسر سابق آقا حالیته
27:15امروز اینجا همدیگر رو دیدیم
27:17منو که دید خیلی جا خورد
27:19اما باورت میشه پیش حالیت وانمود کرد که منو نمیشناسه
27:24اینجا وضعیت قرمزه
27:25فکر کنم باید به فکر کار دیگه باشم
27:28نمیتونی بری
27:30یدت نره که قرار داد امزا کردیم
27:32از پیشم نمیتونی جم بخوری
27:37دوستان باراتون خبر خوبی دارم
27:39با تاییدیه ی دانشگاه حقوقتون و بیستر سد افتاییش دارم
27:42واقعا میگی؟
27:42آآ
27:42چی شد یه دفعه این کاری کردیم؟
27:45به درخواست ی آدم خیر
27:46اینجور که فهمیدیم دوست داره به دانشجوهایی که کار میکنن کمتن
27:49چه آدم هایی خوبی پیدا میشن؟
27:51از فرداد از محصا یافتگیتون بیشتر بیشه
27:53و تا آخر این فصل هم قراره به همین صورت باشه
27:56فهمیدین؟
27:57خیلی خواب برگردین سر کارتون
27:59ببینم چی کار میکنی
28:00ممنونی
28:02شانسمونو میبینی؟
28:04به نظر من که این مسئله به شانس ربطی نداره اما بگذاریم
28:07یعنی چی؟
28:09چه میدونم لیلا؟
28:11به نظرت عجیب نیست که تو این دور زمانه از این خوبی ها میکنه؟
28:14این آدم خیر که به فکر دانش رو از این کاری کرده چقدر بد بینی؟
28:21شاید عجیب باشه اما میگم
28:22نکنه این آدم خیر بابایه
28:25توی میدونم غیر ممکنه اما بازم
28:27اید تو دیوونه شادی یا داری دوباره سر به سر من میذاری؟
28:30تو شرایط مالی بابا ما نمیدونی پیش صدقی میمونه
28:34اینو میدونم اما
28:36چجوری بگم؟
28:38اسم وکیلتون چی بود؟
28:39آقا مهتی
28:40ها
28:41بکنم امروز اون رو دیدم خیلی شبیش بود
28:43البته صورتش رو خوب ندیدم
28:45با مدیرمون داشت حرف میزد اعتمالش هستون گفته باشه؟
28:48غیر ممکنه اید منم دوست داشم اینجوری باشه اما نیست
28:51زمنان تو جدیدن چقدر توهمی شدی؟
29:05صدقی
29:07به خاطر همه چی خیلی ازت ممنونم واقعا زحمت داریم
29:10چه حرفی آقا حالیت کاش بیشتر اینجا میموندین
29:12زمنان منم توی مدت از سنهایی در اومدم
29:14ممنونم لست داری
29:15صدقی من باید بعضی چیزا رو از نزیگ ببینم
29:18یه سری برنامه ها دارم که البته
29:20تا حدودی ذات آدم های دورو برمشناخت همه ما
29:24باید از بعضی چیزا مطمئن بشم
29:26من نمیتونم جلی رفتنتون رو بگیرم
29:28اما اینو بدونین که در این خونه
29:30همیشه به روی شما بازه و روی سرم جاده
29:32ممنونم صدقی خیلی لست داری
29:34اما باور کن
29:36این خوبیی که بیم کردی رو یه روزی جبرام میکنه
29:38چه حرفی آقا حالیت به این چیزا فکر نکنین
29:40به زودی بازم میبینم ات
29:43صدقی رستی
29:45من که از فروشکا اومدم بیرون
29:48صاحبش چیزی نگفت بهت؟
29:50چی میتونه بگه؟
29:51تو رو دوا کرد؟
29:53نه دوام نکرد
29:54گفت قرار فروشکا و واگذار کنه
29:56برای همینم عصبیه
29:57ها
29:59هرچی خیره
30:00میگم شاید صاحب جدیدش تا رو مدیر اونجا بکنه
30:04من از اون شانسا ندارم به خود و کاشکی بشه
30:06معلوم نمی کنه
30:07بازم خیلی ممنونم میبینم ات
30:09خدا نگهدار اقا حالیت
30:10بازم بیاین این طرف ها
30:22به نظرت یلدیز واسه چی اونجوری رفتار کرد
30:24به نظرت چرا نگفت که منو میشنسه
30:29تو هم گیر دادیا
30:30معلومه دیگه دختر دروغگوه
30:32از دست تو
30:33سریق اضاوت کردیا
30:35کاملا داری اشتباه میکنی
30:37دختر دروغو نیست
30:38من فکر کنم دلیلش رو میدونم
30:40واقعا
30:41خب اگه میدونی چرا از من میپرسی
30:45چون از من خوشش میاد
30:46کریم
30:48از این فوضای خودشیفتگی یکم بیا بیرون
30:51نه بابا
30:52من خودشیفتم
30:55باشه
30:56یه دختر دروغگو داریم که دوستت داره
30:59باید چی کار کنیم
31:02مرد
31:03آدرس یلدیز رو برام پیدا کن
31:06چی؟
31:07میخوایی بری خونش؟
31:09نه پس میخوایم براش نظری بفرستم
31:10معلومی که میخوایم برم خب چه اشکالی داره؟
31:12ما دوستیم
31:13مشکلی داره؟
31:15خب
31:16دختر خبر داره که با هم دوستیم؟
31:19برم اونجا اینو میفهمه دیگه
31:21کریم
31:21یه وقت شعر نشه
31:22هیچ اتفاقی نه میافته نگران نباش
31:25زنگ بزن به منشی ادرس یلدیز ازش بگیر
31:29این وقت شب چی بگم؟
31:31چجوری ادرسو بگیرم؟
31:33آخه اینم سوال میپرسی؟
31:34یه چیزی سرهم کن
31:35علاکه بگو امانتی یه چیزی دستمون داره
31:37از همین حرفا دیگه
31:38اگه تو رو دمه در خونش ببینه
31:40فکر میکنه مزاهمی
31:41خود دنی
31:42اصلا مهم نیست
31:44خودش فهمیده با یادم معمولی طرف نیست
31:49یاسمین خانوم شبتون به خیل
31:56چه کار میکنی اندر؟
31:57میخوام شم روشن کنم همین
32:00زن رومانتیک هم
32:05که یا میخوام یه چیزی ازت بپرسن؟
32:08باشه بپرس
32:09مدیر فناوری جدید اومده؟
32:11آره منم امروز دیدمش
32:13به نظر مرد خوبی میاد اندر
32:15چی کار میکنی؟ دستت میسوزه؟
32:17نه چیزی نمیشه
32:18تو بگو ببینم حالا کی هست؟
32:19یکی از آشناهای شایکاست
32:21رزومشو نگاه کردم دیدم خوب بود
32:24تجربه های زیادی داره
32:26شایکا از کجا میشناساتش؟
32:28یعنی از دوستایی قدیمشه؟
32:30توی مهمونی آشنا شدن
32:34مهمونی؟
32:34آره
32:35بین حرفاشون شایکا کارتش رو بشتده
32:38اینجوری شده
32:43یعنی الانا شایکا آویزونش شده درسته؟
32:46اندر جون این چه طرز هرزدنه؟
32:48آویزون ماویزون
32:49آیکایا کلمه ی با کلاستری به ذهنم نرسید که بگم
32:53تو مهمونی آشنا شدن
32:55صحبت کردن
32:56احتمالا شایکا هم فکرده نباید
32:58همچنان آدم با استعدادی رو از دست
33:00بده کارتش رو داده چشکایی داره؟
33:02حتما همینطوری بوده که تا میگی بگذاریم
33:06مهم نیست اصلا بلش کنم
33:08تو برای چی سؤال کردی؟
33:11آه چون امروز
33:12از زبون یلدیس شنیدم خب کنچکاف شدم
33:16راستی کایام
33:17نظر چیه فرد و این مردو برای شام دعوت کنیم
33:21کجا؟ خونه؟
33:24من که مشکلی ندارم میتونی دعوتش کنی
33:27اینجوری با شایکا هم سمیمی تر میشن
33:30نظر چیه؟
33:31این دفته که میخوایی با حرفات ازیتم کنیم؟
33:33باشه باشه خیلی خوب ببخشید
33:37گرست نست شده؟
33:38حاضر غذا؟
33:41لیلا زهرا کجاست؟
33:43خوابه
33:44آه
33:45برای چی خوابیده؟
33:47راستش نمیدونم چند ساعتی گرفته خوابیده
33:50آه
33:50پس احتمالم بازم مست کرده
33:56به نظرت چی کار کنیم؟
33:58دقت کردم وقتی میره بیرون مشروب میخوره
34:01باید تو خونه بمونه
34:03بهتر در رو گفت کنیم
34:05چقدر تو سنگدلی به بیپولی عادت نداره؟
34:08افسردگی گرفته یکم درکش کن
34:12مشاوره ببریمش؟
34:14منم بهش فکر کردم اما
34:15چجوری از حالیت پنهونش کنیم؟
34:18آره بابام بفهمه ناراحت میشه
34:20نبدیم موضوع بفهمه
34:21بذار من برم به زهر و سر بزنم
34:28آیسل ماسک بزن
34:29اسپریز دوفونی کننده هم بخر
34:33ببین گاربه نیم ساعته تونستم
34:35همه این مشکلات همو بهت بگم
34:37تو هم فهم میدی
34:37اما چند ساله نتونستم
34:40حتی یک کلمه از مشکلات همو به بابام بگم
34:42اما میگفت که
34:43زهره
34:44یه لحظه سب کن
34:46دارم میام تو
34:52زهره
34:53چی کار میکنی؟
34:55یعنی چی نمیبینی؟
34:56واقعا نمیبینی خوب دارم استراحت میکنم
34:58این استراحتی گفتی نمیخواه تموم بشه
35:00چند ساعته اینجای؟
35:01به تو چه؟
35:02به تو چه؟
35:03اصلا دوست دارم چند روز همینجا تا اتقام بمونم
35:05شما چتون شده به ام گیرددین؟
35:07ای بابا ولم کنی
35:08کسی کاریت نداره که تو حالت خوبه؟
35:10مشکلی پیش نیومده؟
35:11نه حالم خیلی هم خوبه
35:12باشه پس دیگه پاشو با هم بریم غذا بخورم
35:15من نمیخوام غذا بخورم
35:16اشتاها ندارم شما بخورم
35:19هم آکین رو دیدم
35:20آکین؟
35:20اون برات مشروب میخری؟
35:22من براش دارم باهاش دو کلمه حرف دارم
35:25بسته دیگه
35:25ای بابا مگه من بچه هم
35:27آزادم بذاری دیگه
35:28هر کاری میخوام بکنم
35:29هر جا میخوام میرم
35:30ای بابا برو
35:31باشه زهرا نمیخواد بیایی بیرون
35:32همینجا بیمون تا بپوسیم
35:33تو آزه من امروز لب به مشروب نزد
35:35ناره عربای سرتی چی نخوادیم
35:37مجبور نیستم به تو
35:38اینو ثابت بکنم
35:56زنده داشت
36:00داشتم فکر میکردم
36:01کیمیه ی آسایشم رو ازم بگیری
36:03واقعا که این در
36:06فکر میکردم آشدی کردیم
36:10با قاتل آیندم
36:21فکراتو کردی این در
36:25فکر کردم
36:26خوبه
36:28و
36:29خیلی کمه
36:31پس میخوای چونه بزنی
36:36خوبه
36:37خب یعنی جونت برات مهم نیست
36:45ده درصد
36:47اندر این خیلی زیاد نیست
36:52خودت میدونی
37:04شای کاجون
37:05اگه بخوای
37:05یه املاکی میشناسم
37:07شمارشو بهت میدم
37:08چون بعید میدونم
37:09از فردا دیگه بتونی
37:10تو این خونه زندگی کنی
37:16باشه قبوله
37:20کدومشون قبوله
37:21یعنی قبول کردی
37:23آره قبوله
37:29تو
37:30میخوای به برادرم چی بگی
37:33خودت باید یه فکری براش بکنی
37:39درستش میکنم
37:40مشکلی نیست
37:42قهر شوهر خوبی میسه
37:43من داری باید بری خود رو شکر کنی
37:46با گذاری سهم رو میس بریم
37:49به یه وکیله دیگه
37:50خوبه
37:51منم یه جوری بدن اینو
37:53میکایا اطلاع میدم
37:55اون قسمتش دیگه به خودتون مربوط میشه
37:58من دخالت نمی کنم
37:59اگه کاری با من نداری
38:01من برم
38:02نه
38:02منم الان میام
38:12به وقتش نشونت میدم
38:15شاهیکا
38:19خانم من قضیه
38:20اصم خانمو میبرم
38:22بالا بعدش میام پیشتون باشه
38:24با شایی سل
38:26نمیتونه بگه اصم خانم
38:28زبونش نمیچرخه
38:34تو غزتو بخور من باز میکنم
38:43حالیت
38:46یلدیس
38:46من حذرت میخوام بدون این که خبر بدم اومدم
38:49لوله خونه صدقی ترکیده خونه را آب برده
38:52اون رفت خونه همسایهشون منم جایی نداشم
38:55اومدم اینجا بیشه
38:56باشه حالیت کار خیلی خوبی کرد
38:58مشکلی نیست
38:58این حرفا چیه بیا
39:00خوش اومدی بابا
39:02حالیت چطوره خوبی؟
39:04خوبم
39:04حالیشان خوابیده؟
39:06آره مامانم پیششه تنها نیست
39:08تو بشین من برم برات قضا بیارم
39:11آه نه نه بشه میخوام قبلش دستانو بشورم
39:13زهرا کجاست؟
39:16چی شده؟ نکن اتفاقی افتاده
39:18نه نه تو همومه
39:20خودت که میشنسی میره تو دیگه بیرون نمیاد
39:22بگذریم تو برو دستاتو بشور
39:24رسیوی اونجاست راحت باش
39:31آیسل بیارم
39:32خانم؟
39:33میگم ما باید هرچی زودتر زهرا رو حوشیارش کنیم
39:36آخه چجوری؟
39:37تو برو آدامس و دهانشویه برام بیار
39:39آیسل تو خونه نوشیدن یه انرژیزا داری؟
39:41بله داریم
39:42خب اونم بیار
39:43قهفه هم بیار زود باش
39:44به مامانم هم خبر بده لیلا
39:46قهفه بیارم یا درستش کنیم؟
39:48نه میخواد فقط پودرشو بیار
39:51زهرا
39:52زهرا لطفا پاشو
39:53آیه لیز بلم کن
39:55راحتم بذار دست از سرم بردار
39:56نمیتونم باید پاشی
39:58بابا تو اومده اینجا بمونه
39:59بابا اومده؟
40:00آیا
40:00برای چی اومده؟
40:01تو خونه یه صدقی لوله ها ترکیده
40:04لولهش ترکیده؟
40:05برای چی لوله ترکیده؟
40:08چرا باید لوله یه خونه یه صدقی به ترکه؟
40:10آیه گناه داره بابا
40:12زهرجو
40:13تو خونه های قدیمی پیش میاد
40:15لوله میترکی آتیش هم میگیره
40:16چون قدیمی هم
40:17چون رو بابا من قهفه قیره؟
40:18دلم براش خیلی میزوزه
40:20واییتون گریه نکن
40:22معلومه سیستم عصبید به هم ریخته
40:24آیه سلزو باش
40:25بابا جون
40:26لوله یه خونهش هم ترکیده
40:28گناه داره
40:30لیله جون از این قهفه هم برس
40:36یه قاشق بیشتر نه
40:38میخوای بدی آبچین بخوره؟
40:39نزیزم میخوایم برای تو درست کنم
40:41اون چیه؟
40:42اون آتاشخاله رو من نمیخورم
40:43هر زهر ماری رو میخوری؟
40:45این رو نمیتونی بخوری؟
40:48اون من نمیتونم بخورم
40:49این آشخاله
40:50خایی بر کنارهای سل
40:52نه یا این با
40:53بیا بگیرش
40:55بیا بگیر یه دفعه سلو کش
40:57نمیتونم بخورم
40:57بگم بخورش
40:58سطر رو آوردم نترس
40:59همشو بخور
41:00برو بله برو بله
41:04این چه کفتیه؟
41:07زهرایی چید نمیشه
41:08اون انرژیزارو بده
41:10بابا خیلی نراحت بود
41:13نه نه اصلا
41:14بیا بیا بخورش عزیزم
41:15خوشمزد نوشابست دیگه
41:22خورتش نده توفش کن
41:24اون دهانشوی هست
41:27خجامون دینداره شک میکنه
41:29الان میای مامان
41:30الان میای مجبوریم دیگه
41:31هنوز به خودش نایومده
41:32یه داره کم کم به خودش میاد
41:34بیا آدم سم بخور
41:35بذار تو دهانید
41:38مامان میخوای روشتو رو امتحان کنیم
41:40چون هیچ کار دیگه اینه میتونم بکنم
41:44روشش چیه؟
41:45آی وایسا
41:46بیا اینجا ببینم
41:48نگران نباشین
41:49ما که بچه بودیم
41:50با این روش مامانم رو به خودمون میاورد
41:53منو ببین
41:54الان از اینجا بلند میشی و
41:57میای پیش بابات
41:58اگه بفهمه که مشروب خوردی
42:00شب میام تو رو خفت میکنم
42:02فهمیدی یا نه؟
42:03دبله شده در
42:04اسدیو جرون
42:05از ما خانم
42:07لوله یه بابام ترکیده
42:08وای تو چقدر گوگلی هست
42:10لب گلی
42:11حسابمو خورد نکن
42:13زود باش پاشو
42:14وگرنه دستو پاتو میبندم
42:16میکاشم
42:17ادهی بابا
42:20باشه باشه
42:21حالم هم خیلی خوبه
42:23میبینین حالم
42:24خوبه
42:25بیا بشین اینجا
42:26بذار کفشتو پات کنم
42:28بیا
42:30تو هم بروحالیت شکل نگوید
42:32آره آیسل بروحالیتو تنها نذار
42:34براش قهوه چیزی ببر
42:35بابا جون
42:36بزده لیلا رو بگید
42:37بروحالیتو داره میدونید
42:38هنوز بومده
42:39زهره آرومتر
42:40ایلی زو ایلی
Comments