Skip to playerSkip to main content
  • 5 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:28نجلا خانم
00:30همینطوره
00:32ببینم نکنو مشکل مالیاتو حل گردی
00:34دارم حلش میکنم
00:35نمیخواد تو به اینا فکر کنی نادر
00:37تا به امروز هیچ مشکلی نبودی که من نتونم از پسش بر بیام
00:41بد نیست به پیشنادم فکر کنی
00:43میدونی که واقعا نمیخواهم ریس کنی
00:45و وضعیتت بدتر از اینی که هست بشه
00:47نادر تو چه مرد بامرفتی هستی
00:49همیشه بودم
00:50اما کاش بتونی با همه اینجوری رفتار کنی
01:00شاه
01:03برو سر اصل مطلب
01:05یه چیزایی شنیدم
01:07و خیلی ناراحت شدم
01:11میدونستم تو مرد بیشخصیتی هستی
01:15اما فکر نمی کدم تا این حدو اندازه
01:17حالیت کشش نده
01:18میدونم با زن شوهردار رابطه داری
01:22اونم با زن یکی از سهامدارامون
01:25تو داری منو با زندگی شخصیم تحدید میکنی؟
01:30به فکرت نرسید که
01:33اگه اینو بفهمن آب روبرات نمی مونه
01:39حالیت
01:41وقتی رابطه یه تو رو بفهمن چی کار میخوای بکنی
01:44نفع میدم
01:46ببین با کار من آره آب روحیسیت هم میره
01:49اما با کار تو زندگیت از هم میپاشه
01:52حرف در نیار مزخرفه
01:55میدونم با لیلی رابطه داری
01:57مزخرف نگو
01:59براش خونه گرفتی و
02:00میدونم به زنتم دروغ میگی و شبا میری پیش اون
02:06اما یلدیز نمیدونه
02:12داری چی کار میکنی؟
02:17داری چی کار میکنی؟
02:26مات
02:56الو
02:58هنوز اونجایی؟
03:00اینجا هم یلدیز اینجا هم
03:01بگین میشنمم
03:03نگفتی که میخوای گذارش کرد بشی یا نه
03:06منم گفتم که زنگ بزنم ازت بپرسم
03:08بله
03:09راستشو بخواین اولش میخواستم قبول کنم
03:12اما وقتی فهمیدم شما صاحب اون شبکه هستی این از تصمیم خودم منصرف شدم
03:17اینو بهتون گفته بودم برای همین بهتون دوباره زنگ نزدم
03:21فهمیدم یلدیز
03:23بسیار خوب
03:25پس بعدن میبینم ایت خدا نگهدار
03:28خدا نگهدار
03:33حالیت
03:34تو که از زن تنقدر میترسی
03:36برای چی واسه یه زن دیگه خونه گرفتی
03:38میخوام بدونم
03:41تو هدفت از این کارا چیه؟
03:44نادر این کارا یعنی چی؟
03:46اومدی منو تحدید کنی منم جوابتو دادم
03:49اگه زندگی شخصیم و وسط نمیکشیدی منم این کارو نمیکرم
03:52من کاری نکردم
03:53مزخرف نکنم
03:54حالیت
03:55بی خودی هاشا نکنم
03:56من همه چی رو میدونم
03:58زمنان من تو مرامم نیست که
04:00با مسائل خصوصی دشمنم بخوام اونو تحدیدش کنم
04:06پس بهتر تو مسائل همدیگه دخالت نکنیم
04:09یه جنگ بی نزیر
04:11باید حتما همراه با مردونگی باشه
04:14هفت که میزنی خودت هم عمل کن
04:16یادم نرفته
04:17پیشناد کاری به زنم دادی
04:18من به یه دیز پیشناد کاری ندادم
04:21قبلا داده بیدم
04:22آخه تو رو چه به اداره شبکه تلویزیونی
04:24چرا تو همه چی دماغاتو فرو میکنی
04:26مزاهم زنم نشو
04:27زندگی منم به تو مربوط نمیشه
04:29اما تو سرتو فرو کردی تو زندگی من
04:32حالیت
04:32اینجوری بخوای پیش بری
04:34برای همیشه یه دیز رو از دست میگیم
04:37نادر
04:38حالایی که قول دادی مردونه به جنگیم
04:42پس بهتره که
04:43تو زندگی شخصیم دخالت نکنی
04:46خود دانی
05:03آی باشه آکین فهمیدم
05:05آه کشش نده
05:07آی خدا
05:08زهرا
05:09ها
05:09وایش سا
05:10چی شده
05:11میخوام یه چیزی بهت بگم
05:13باشه بیا
05:18نادر زنگ زد
05:20چی کارت داشت؟
05:21پرسید میخوام گزارشگری کنم یا نه
05:23یارو دیوونه از گیر داده به تو
05:25آره حسابی به هم گیر داده
05:27خب تو چی بهش گفتی؟
05:28چی بهش بگم گفتم نمیشه دیگه
05:30بابا تو بفهمه پدرم رو در میاره
05:32منو میکشه
05:32یه لیز میخوام یه چیزی بهت بگم
05:35اگه بابام سه پرده باشه خطتو کنترول کنم
05:37و بفهمه تو با نادر حرف زدی
05:39چی میشه ها؟
05:40آه
05:40این دیگه چه حرفیه که میزنی زهرا
05:43چرا باید خطم رو کنترول کنه؟
05:45ببینم مگه من کاری کردم که باید به هم شک کرده باشه؟
05:47نه درسته کاری نکردی که بخواد بهت شک کنه
05:50و میدونه که مندگارم هستی
05:52یعنی چی که میدونه مندگار هستم؟
05:54مگه رفتنی هستی؟
05:55آه آه برای چی بدونه هیچ دلیلی بذارم برم
05:57اگه چیزی بشه خب میذارم میرم
05:59الان چرا باید درم؟
06:00بای بی خیال یکم واقع بین باش
06:02اگه الان اتفاقی بیفته با یه بچه سماه بابا موبل کنی
06:05میخوای کجا بر یلدیز؟
06:06آه لازم باشه میذارم میرم
06:07یعنی الان چیزی شده که فکر میکنی من میدونم
06:09و از اینجا نمیرم
06:10زرای اگه چیزی شده از من مخفی نکن بکن
06:12نه
06:13من میگم اگه مثلا بعدا یه اتفاقی بیفته
06:16تو چیزی میدونی که من ازش بیخبرم؟
06:18آه یلیز انگار زده به سره
06:20تا من میگم نمیدونم از نادر بحثو به کجا رسوندم
06:22بایزا من بحثو به اینجا نرسوندم
06:24تو خودت بحثو باز کردی
06:25اگر بابا خطایی بکنی یه لحظم اینجا نمیمونم
06:28آه باشه باشه نمیمونیم
06:29آره میرم برای این چی نرم
06:34خوشکلترین خوهر دنیا چی کار میکنه؟
06:37بیا عزیز دلم ببینم
06:39ات خوش امدیم
06:39چی میخوریم؟
06:40خیلی مهمون آبجی جون
06:42نه چیزی نمیخوام بخورم
06:43خیلی مهمون
06:43آکی
06:44گفتم
06:45قبل از این که برم خونه بیام ببینم
06:47تو شرکت هم کارم سبایی که بود زود اومدم بیرون
06:49ببین چی میگم
06:51نبینم با امیر بری دنبال شیطنه تا باشه؟
06:54آبجی حرفی میزنی
06:55یا منو اینجوری شناختی؟
06:56دوستان منو جلوی کایا سرفکنده نکن
06:58ای بابا
06:59چقدم شعرش براش عزیزه
07:01نگاه نگاه نگاه
07:02آه معلومه که عزیزه
07:04آبجی هرکی عاشق میشه
07:06شخصیتش زمین تاسمون عوض میشه
07:08من نمیفهمم برای چی اینجوری میشه
07:09بگذریم خوشحالم که اینجایی باید یک کاری بکنی
07:12اما آبجی جون اینجوری که نمیشه
07:13هم میگی به کارت برز
07:14هم به این معمولیت میدی
07:15واچه ربطی داره
07:17دو تا کارو میتونی با هم انجام بدی
07:19چرا بزرگش میکنی
07:20ازمنن تو به این کارا عادت داری
07:22های کاش عادت نداشتم
07:23باز چی شده که کمک میخوای
07:27مادیر مالی رو کمیش نسی
07:29خب چی شده
07:30میخوام اونو تعقیبش کنی
07:31ای بابا
07:32فاروق رو چرا تعقیب کنم
07:34خواهی کل پاش کنی
07:35با لیلی رابطه داره
07:36شاهیکا گفت
07:37امروز تو شرکتم
07:39با همدیگه زیادی سمیمی بودن
07:41اما تا من رو دیدن
07:42از همدیگه فاصله گرفتن
07:44ای بابا
07:45چی شده انگار
07:47همه زدن تو کار عشق و عاشقی
07:48اونجور که بوش میاند
07:49فقط من عقب مونده
07:50عشق و عاشقی کجا بود
07:51دنبالی یکی میگرده خرجشو بده
07:53فقط میخواییم بدونیم فاروقه یا نه
07:55باشه تاوتو شده همیر
07:56ببین چی میگم
07:59از یاسمینم آمارشو بگیر
08:00شاید اون یه چیزایی رو بدونه باشه
08:02باشه باشه
08:03باشه آبجی جون
08:03فقط فاروق رو کم داشیم آبجی
08:06ببین
08:07اگه اینا واقعا با هم باشن
08:09اون وقت چی میشه ها
08:10امیدوارم که با هم دیگه باشن
08:11اون وقت مسلمن من خوشحالم
08:13چه جالب
08:14اینه اگه اونو با هم باشن
08:15خوشحال میشیم درسته
08:16ببین داداشه گلم
08:18اگه از دیده مصبت نگاه کنی
08:20همه چی خوب میشه مگه نه
08:21مجبورم
08:22مجبورم آبجی جون مجبورم
08:24میدونی
08:24ما به خاطر اشتباهات زیادی که تو گذشتی کردیم
08:27الان سردرگومیم و گیج میزنیم
08:30این دوره یا همینجوری پیش میره و ادامه پیدا میکنه
08:32یا ممکنه ورق برگرده
08:33اتفاقی برای ما نمیافته نگره نباشه
08:36آبجی جون به خاطر این جملاتت
08:37الان حال روزمون اینه
08:39بگذاریم من باید برم بیون
08:40با امیر قرار دارم
08:41میبینم اتفاقی
08:42زیاد ولن شرخی نم
08:43باشه حتما
08:44با پای عزیزان
08:45میبوسم
08:57لیله جون
08:58ماما جون
08:59میشه حرف بزنی؟
09:01باشه
09:02پس بیم
09:09حالت چطوره؟
09:10خوبم
09:11اینقدر نگرانه من نباش
09:13میدونی که دو روز دیگه میرم
09:15نمیخوام فکرم پیشت بمونه
09:17نمونه مامان جون گفتم که خوبم
09:19یکم حالا بهتر شده زمنن
09:21الان خیلی چیزا رو بهتر متوجه میشم
09:24چقدر خوب
09:26میخوام یه چیزی بگم
09:28اما عصبانی نشد
09:30میدونم چی میخوایی بگی؟
09:32نه من و دوستم
09:33ترکان برای شام میریم بیرون عزیزم
09:36باشه بهتون خوش بگذاره
09:39مدت هاستو رو ندیده
09:41شوهرشم میاد
09:42تو هم بیای خیلی خوب میشه
09:44آخه مامان جون من چه عرف مشترکی با دوست تو شوهرش دارم
09:47لیلا دقت کردم از وقتی اومدم هیچ جا با من نایمدی
09:50از این که تنهایی همه جا میرم خیلی خسته شدم
09:53مامان اینجوری نگو این چه عرفیه
09:55آره
09:56هر جا میرم سراغتو میگیرن
09:58همه میگن لیلا رو به خودت نهی وردی
10:00من که یه جونه بچی بیشتر ندارم
10:02میخوام با اون بگردم
10:02باشه حاله که اینقدر نارهت میشی با آت میام
10:05واقعا؟
10:06واقعا
10:06خوبه به بابا تم میگی
10:08باشه
10:09اخ دختر خوشگله من
10:11حرفم و زمین نهنداختی
10:13الهی فداد شم
10:16البته خیلی نارهتت کردن
10:18آه ولشکو مهم نیست
10:19مامان
10:20جونم
10:22خیلی خوبه که اینجایی
10:27خیلی خوبه که پیشتم
10:29خیلی دل تنگت بودم
10:32آیی واقعا خسته شدم
10:34آیسل تو سندلی چیزی نداری عزیزم
10:37به خودت جونم در اومد از بس
10:39کفش پاشنه بلند پشیدم
10:41این چادت مزخر یاخه تو این خونه باب کردم
10:43پس من نیرم بیارم
10:44آره بیارم
10:47تو کجا بودی؟
10:48وای به تو چه یلدیس خب دستشویی بودم
10:51خانوما
10:52جونم
10:53چه خبر؟
10:54بیا بشین منم دیگه نمیخوام دراز بکشم
10:56چی شده؟
10:58میخوام لیلا رو با یکی آشنا کنم
11:00اونم قبول کرد
11:01قبول کرد؟
11:02آه
11:03هنوز دو روز از جدهش نگذشت
11:05اون وقت قبول کرده
11:06نخواست حرفمون زمین بندازه
11:08من فکر میکنم که زرین به لیلا چیزی نگفته
11:11راست میگه زرین؟
11:12چه اشکالی داره؟
11:13شب اونجا میفهمه؟
11:14زرین جون فکر کنم مشکل از این خونه از هر کی میاد اینجا دروغ گم میشه
11:18باید چی کار میکردم ها؟
11:20میذاشتم بچم از صبح تا شب تا اتاق قصه بخوره؟
11:23بهش گفتم با دوستم شم میخوری
11:25ای بابا
11:26زرین جون توی این کاراتو یکم نابلدی
11:29برای همین لیلا میفهمه که این نقشه ی تو نبوده
11:31خب از ما این کمک میگرفتی
11:33آره چرا بهش نگفتی؟
11:35چون یلیز میتونست راه کارای خوبی بهت بده به اون میگفتی
11:38ممنون زرین جون خیلی لطف داری
11:41بگذاریم به حالیت هم میگم بیاد
11:43اگه حالیت اونجا باشه
11:44لیلا دیگه نمیتونه جلوش چیزی بگه
11:47یه دفعه بلند نشه بره
11:49گوشیم؟
11:50گوشی تو بده از گوشی تو زنگ بزنی
11:52اگه با گوشی من زنگ بزنی جوابتو نمیده
12:11الو من زرینم حالیت جون
12:13برای زرین
12:14چیزه حالیت جون
12:16میخوام امشب لیلا رو با پسر حسنینا آشنا کنم
12:20نظره که
12:21چرا میخوی این کار رو بکنی؟
12:22با ترکان قرار داشتم پسرشون ولکان به ذهنم رسید
12:26یه چند سالی از لیلا بزرگتره
12:27دانشگاشم تموم کرده
12:29پیش باباش کار میکنه
12:30پسر خوبیه
12:31گفتم آشناشون کنم بلکه این پسر رو فراموش کنه
12:34زرینه امشب کار دارم
12:36شاید نتونم بیام
12:39واقعا
12:40چی میگه؟
12:41همونطور که گفتم ایه اواخر سرم خیلی شلوقه
12:44سعیم رو میکنم بیام باشه؟
12:46باشه اما خواستی بیای خبر بده باشه؟
12:49باشه
12:51چی شد گفت نمیتونه بیاد؟
12:53کار دارم
12:55چند وقتیه سرش شلوقه؟
12:57گفتم میخوام لیلا رو با یکی آشنا کنم اما
13:00هیچی نگفت
13:02زرین من میخوام یه چیزی ازت بپرسم
13:04وضعیت شرکت از اونی که ما فکر میکنیم بدتره
13:07یه سری مشکلات هست
13:09اما نتا اون حد که بخوایی نگران بشی
13:11واقعا موندم مردی که هر شب شامشو تو خونه میخورد
13:14چرا خونه نمیاد؟
13:15همش تخصیر اون نادره
13:17بگذاریم درست میشه
13:18وای حالیت نمیاد
13:20یه وقت لیلا همونطور که تو گفتی پانه شه بره
13:24ببین زرینجون
13:25وقتی سر میزه شام نشستی
13:27جوری که انگار تو هم از قبل خبر نداشتی
13:29به لیلا بگو
13:30آها ببین اونا با پسرشون اومدن اینجا
13:32بگو اینا هم از دوستای خانوادگی ما هستن
13:35وانمود کن که انگار تو هم هیچ چی نمیدونست
13:37فکر خوبیه
13:38هیلدیز تو چقدر باهوش؟
13:39آره باهوشه باهوشه برای این چیزا خوب باهوشه
13:42ولی برای چیزای دیگه
13:43ببینم پسر پوستش سفیده
13:45چونکه لیلا سبزه دوسته
13:57هیلدیز
13:58سلام
13:59سلام
13:59من جانق
14:00منم گنج
14:01از اشناییتون خوش بختم
14:02منم از اشناییت خوش بختم
14:03حاله چطوره؟
14:04خیلی ممنونم خوبم تو چطوری؟
14:06آی منم خوبم خیلی ممنون
14:08گنجه این همون دوست سمیمیمه که بهت گفته بودم
14:11امیر خیلی تعریف بهتا کرده بود
14:13نه تعریف نمیکرد تحجاب میکردم
14:15من و امیر دیگه مثل داده ها شرین
14:17چقدر خوب؟
14:18از اینجور دوستی ها خیلی کم پیدا میشه
14:20آره
14:20همینطور دوتا قهوه برامون بیاریم
14:22برای ایشون چیرش بدونه لاکتوز باشه
14:25راستی آشنایی شما با یه برنامه اینترنتی
14:28به نظرم عجیب غریب میاد
14:30چرا؟
14:31این برنامه بین مردم جا افتاده
14:32آخه جانر با اینجور چیزایی کم مخالفه
14:36واقعا؟
14:37نه نه
14:38نمیشه گفت که مخالفم
14:40فقط به نظرم خیلی خطرناک میاد
14:43خب الان منو شناختی دیدی
14:46بازم به نظرت خطرناک میاد
14:49نه چونم
14:50من با دیدنت مدوجه شدم
14:52که این طرزه پیکم کاملا اشتباه بوده
14:54آره
14:54آره بابا تو رو هم عزم میکنی
14:56مگه نگونچه جون
14:57من
14:58من برام دستامو بشرم
15:08داداش
15:09این دختره برا خودش پلنگی
15:11ما چرا قبلا این برنامه رو نست مکردیم
15:13آره
15:14بلاخره به حرف من رسیدی
15:15داداش
15:16اما خیلی دختره بانمکیه
15:17مگه نگه
15:18شو بگم امیر
15:18خداوکیلی نمیشه از دختره
15:20یه لحظه چشم برداشت به تحسودیم
15:22شد عجب چانسی داریم
15:23بسر دوستاشم شبیه خودشمم
15:25هنوزم مثل قدیم آمیره جلو
15:26داداش من نسل نسل تکنولوژیه
15:29همه چی با گوشی انجام میشه
15:30بروز باش دیگه
15:31آره
15:32درست میگی
15:33تکنولوژی پیشرفت کرده
15:34باشه بابا منم نسلش میکنم
15:36میدونی من از چش بیشتر خوشم اومد
15:38دختره قیافه نمیگیره
15:39برامون تاقچه بالا نمیذاره
15:41دقیقا همینطوریه
15:41خیلی خودمونیه
15:42تالا هیچی ازش ندیدم به خدا
15:44امیر
15:45این دختره چطوری به تو پا داده؟
15:47واقعا که داداش
15:47آدم اینجوری میزنه تو زقه دوستهش؟
15:49چی کار کنم کنشکاف شدم
15:50برام سوال شده که هم چجوری به تو پا داده
15:52همین که تو این برنامه چی کار داره؟
15:54تو دنیا واقعی پسره اینو تو حوا میزنه؟
15:55ببینده داشت
15:56اینجوری هم که تو فکر میکنه نیست
15:58بعضی از زن و دنبال مرده ورزشکار و خوشدیب نیستن
16:00اونا از مرده خوششو میاد که حرفوی سنگین و آشقانه میزنن
16:04ضمنان از نظر تیف و قیافم خیلی خوبن
16:08اینجوریه؟
16:09آره ببین
16:10اگه میگی اینجوریه که خب پس اینجوریه
16:12بگذاریم دختره بیاد منم برن
16:15باشه باشه ما رو تنها بذار
16:22سلام نادر کارم داشتی؟
16:24بیاین دهر خوش اومدی
16:25خیلی ممنونه
16:27برات یه سورپرایز دارم
16:29واقعا؟
16:31من آشق سورپرایزم
16:36راستش چون ازدواج سوریتون واقعی شد
16:39منم خواستم برادی کادو بخرم
16:41خوبه
16:42چقدر زود به گوشت رسید
16:45اما سورپرایز شدی درسته؟
16:47ابدا اینجور نیست
16:49آآه
16:50یعنی خیلی تابلو بود؟
16:52فکر نکنم اون برمیگرده به حس ششونم
16:57نمیخوای بازش کنی؟
16:58خب ببینم چیه؟
17:03آآه
17:04مسافرات مالدیو
17:10بذار منم اینو بهت بگم که حدسشو میتونستم بزنم
17:14در مورد حدسیات هم بذار یه چیزی بگم
17:17شاید از بیرون آدم بی احساسی بیای
17:21اما برعکس خیلی رومانتیک و مهربونی
17:24میدونی این راستشو به خواهی تاله هیچ کس به من همچن چیزی نگفته
17:28همیشه میگن که خیلی آدمی بیرحمی هستم
17:31نه نه نه من قبول ندارم که بیرحم باشی اتفاقاً
17:36خیلی هم مهربونی این هم مدرکش اینجاست دیگه
17:42اگه تا این کار را نمی کردی فعلاً نمی تونستیم بریم مسافرت
17:46ببین تو و کایا خیلی کاری هستیم و استراحتم نداریم
17:51خب در واقع این مسافرت برای هر دوتون لازم بود
17:54خب وقتی ما نیستیم کارا چی میشه هم؟
18:00یه هفته میتونم تنهایی کارا را را رسیدگی کنم نگرم نباش
18:03خیلی خب بذار ببینم میتونم کایا را را رازی کنم یا نه؟
18:09بهتون خوش بگذاره الان هواشم خوبه
18:12خیلی ازت ممنونم نادر
18:15خواهش میکنم
18:16میبینم ات بابای
18:19بابای
18:33باش عزیزم فردو ساعت دوازدن میبینم ات خدافز
18:37زهر را دادم برام لباس بدوزن فردو میرم پراوش میکنم تو هم بیا
18:41نمیتونم بیام یا علم کار دارم
18:43راستی برای چی لباس میخوای بدوزی مگه مناسبتیه؟
18:47به خاطر مهمونی دیگه
18:48کدوم مهمونی را میگی؟ چرا من خبر ندارم؟
18:50آآ بابا ت بهت نگفته؟
18:52یعنی ازت نپرسیده چی برای یلدیز بخرم؟
18:55بابا مگه وقت سرخاروندن داره؟
18:58اما روز تولد منه آدم روز تولد زنش رو فراموش میکنه؟
19:02نه فراموش نمیکنه مخصوصا بابام هیچ وقت روز تولد تو رو فراموش نمیکنه چون سرش رو لقش شاید یادش رفته
19:09باشه برای همین به نظرم یادمه
19:10نه زهرابهش نمیگم باید خودش یادش باشه
19:14امیدوارم فراموش نکرده باشه راستی برای تولدت مهمون دعوت کردیم؟
19:19نه ما امشب میخوام بشنم یستر رو چک کنم ببینم که لیا قدره تو مهمونی تولدن باشه اونا رو دهوتشون
19:25میکنم
19:25خوبه باشه
19:26بابا داری میاد
19:29من دارم میرم
19:32حالی جون این همه بیرون شام میخوری بلاخره شکمت میاد جله و از من گفتم
19:37نه چاق نشدم وزنم ثابته
19:39بابا جون ببلز رفتم میتونم باها تحرف بزنم؟
19:43خیلی وقت ندارم خیلی کتا باشم
19:45باشه
19:45حرفاتون رو بزنیم
19:50بفهمه زهر خانم چی میخوای؟
19:52چیزه بابا جون تا تولد یلیز چیزی نمونده
19:57تولدش نزدیکه؟
19:58حت میزدم یادت نبود درسته؟
20:00آره
20:00بابا ببین یلیز برای مهمونی از الان داره خیاد براش لباس میدوزه
20:05مهمونی؟ چه مهمونی؟
20:06بابا اینم فراموش کردی ازت اجازه گرفته تو هم گفتی خودت باشه
20:11باشه فهمه
20:13حالا داره تداروکات میبینه تو هم لطفا یادت باشه
20:16راستی تولدش پنج شمب است
20:18من موندم تو این وضعیت بد شرکت چرا خشتراشی میکنی؟
20:21بابا راستی باید براش کادو هم بخری
20:23باشه یه چیزی براش میگیرم
20:25باشه لیله و من چی بخریم درست نیست؟
20:27من براش چیزی نخلی کنیم
20:28نمیخوا تو لیله چیزی بخریم
20:30من از طرف ستامون یه چیزی میخورم
20:31اما بابا اینطوری ممکنه به گیلدیز بر بخورم
20:34برو بر بخوره بذار بر بخوره
20:35داره خش میزه رو دستم
20:37وضعیتمون که مشخصه انتظاراتش کم کنه
20:40باشه
20:41برای تولدم شما هم دوتین
20:43خیلی میبوستمت عزیزم فیلن خداحافظ
20:46فیلن من رفتم
20:47حالی جون نکنه تو هم داری با ما میای؟
20:50نه
20:50قبلا هم که بهت گفتم من قرار کاری دارم
20:53باشه اما اگه بتونی بیایی خوشحال میشم
20:56ببینم چی میشه
20:57باشه
20:57شام ما که زیاد طول نمی کشم
20:59لیله بعد از مدت ها داریم میریم رستوران
21:01زهرمارم نکن
21:02زهرین جون خیلی خوشگل شدی عزیزم
21:04امیدوارم بهت خوش بگذاره
21:07حالیت
21:08تو هم خیلی دیر نکنی
21:10این خونه بدون تو سوت و کوره
21:11ما به داد زدنهایی تو عادت کردیم عزیزم
21:13ممکنه کارم طول بکشه
21:15نمیخواد منتظر من بمونیم
21:16نه بابا
21:16باشه پس میخوابم
21:18بیایین
21:18راه نرده شما رو میرسونو درسته؟
21:20آره
21:20خوبه
21:21فیلن خدافز
21:22خدافز
21:24میبینم اتون
21:25بعدم میبینم اتون
21:27فقط ما دوتا موندیم زهرم
21:34خوب
21:35با پدرت چی کار داشتی؟
21:37معلومه دیگه راجب کارم حرف میزدم
21:39آیی حال خوب شغلیم نداری چی کارش داشتی؟
21:43به تو چه؟
21:44آه
21:44ای بابا
21:45تو خونه خودمونم نمیتونیم دو کلمه بابا من حرف بزنی؟
21:47آیی باشه زهر را حرف بزنم و بعدش بیا به منم بگو
21:50چی میخواد برام بخری ها؟
21:52میخوام شام بخورم میایی؟
21:54باشه منم گاشتم اه مگه میتونم به غذا نبگم
22:00الو
22:01تو راهی عشقه؟
22:03الان را افدادم دارم میام
22:04خیلی خوب باشه پس من منتظرم
22:06میبینم اتون
22:07خدافز
22:09دوبله شده در سیدیو جن
22:13بایه ریمجون خیلی خوشحالم که امشب اینجا پیشمونیم
22:16آره واقع نگاهی شبه بیا اینجا بمون
22:18من هم دوست دارم اما بابا مجازه نمیده
22:21من با بابا طرف سدم اصلا نگره نباست
22:23اگه بمونی که خیلی خوب میشه دوتا داداشی با هم دیگه خوش میگذارم
22:26من هم از خودم اید
22:27ای نگاه شکن
22:28سلام به همگی
22:31میبینم که دیگه برای شام منتظر من نمیمونین
22:34واقعا خوش غد شده
22:35شایکا جون
22:36هنوز غذا حاضر نیست
22:38وگرنه تا حالا تمومش کرده بودیم
22:42آره استی
22:44براتون یه خبری دارم
22:46چیه نکنه حامله ای؟
22:49دشتم شوخی میکردم
22:50وگرنه میدونم با این سن و سالت
22:53نمیتونی مادر بشی
22:54شایکا چرا بازم نیمده داری
22:57با روح روانمون بازی میکنی؟
22:58بای اصلا جنبه شوخی نداری نا؟
23:00قربونت برم جوابشو نده
23:02اون الان از تنهایی نمیدونه چی کار کنه
23:05داره اینجوری ما رو عذیت میکنه
23:06خب ماما بگو میشنبه
23:08خب میخوام بگم
23:11به عنوان کادای عروسی
23:13نادر به من و کایا
23:15بلیت مسافرات مالدی بوداده
23:17چی؟
23:19واهای
23:20چه مسافراتی شد
23:22بلیت کاش میشد مارم با خودشون میبردم
23:24یعنی چی؟
23:26یعنی میخواییم بریم ماه اصل دوتایی؟
23:28اصولا بعد از ازدواجی اینطوریه
23:30یادت رفته هزیزم؟
23:32اندر الان چه وقت مسافرات رفتنه؟
23:35چرا گرفتی؟
23:36شریکم خواسته به هم کادو بده
23:38این از نظر تو ایرادی داره؟
23:40برادر من هیچ وقت
23:42همچین کادوی رو از کسی قبول نمی کنه
23:44من برادرم رو خیلی بهتر از شما هم شده
23:46ببینم چرا نباید قبول کنه شاهیکا؟
23:49چون که شخصیتش اینجوریه
23:51کایا؟
23:52امیدوارم قصد نداشته باشی
23:54کادویی که نادر برای عروسیمون داده رو بهش پس بگیم
23:58راستش اندر آخه چه نیازی بود که نادر بخواد همچین کادویی به ما بده
24:02سرم شروع به کارامو که سبا کنم
24:04بعدش برنامه ریزی میکنیم یه جایی با هم میرون
24:06من روزم داره میگی کار دارم بخیار شه؟
24:08بنده خود خواسته کادویی متفابط بهتون بده
24:10چرا ناز میکنیم باید از خوداتون باشه؟
24:12واقعا اگه نمیخواییم بریم بگیم ما بریم
24:14آره واقعا برامون تنوا میشه
24:16میگم که
24:17بچه ها واقعا مذارت میخواییم اما ما قصد داریم بریم
24:20لطفا
24:21باشم
24:22حرا که اینقدر دوست داری منم حرفی ندارم
24:25بریم این دارم
24:25حالیه
24:26خب پس
24:28سیفگی جون قضا آمادست که بیاییم آره؟
24:31آمادست خانم
24:32بفرمایید نوشه جان
24:33خیلی خب بچه ها بیاییم
24:37شنیده بودن مرد و بعد از ازدواج عوض میشن
24:40اما ندیگه اینجوری
24:42بهتره هستودی نکنی شایکا
24:45آیی تو را خدا تیپه اینو ببین
24:48این دیگه چیه پوشیده؟
24:50کیا داری میگی؟
24:52گلو میگم بابا این زنه بدری گوی
24:54آه اون زنه از اون زنای ندید بدیده
24:56آیی نمیدونی چجوری ازش تعریف میکنن باورم نمیشه
25:00به خطر شوهرشه
25:01خب شوهر منم پول داره کسی ازم تعریف نمی کنه به خدا
25:04چون تخصیر خودت یلدیست
25:06آی زنرا اصلا بلد نیستی قیبت کنی
25:09این زده حال میزنی قیبت کردم با تو اصلا خیلی بیمزه است
25:11آی چون مخالف قیبت هم بدم میاد دوست ندارم
25:14فهمیدی؟ ای بابا
25:17آره
25:17آی بگذاریم پایه ی قیبت که گفتی فقط این در جون خودمی
25:21وای سه ی لحظه بذاری نکسو براش بفرستم
25:24ببینه یکم با هم بخندیم
25:26آی وای سه ی لحظه
25:29میگم آ
25:30تیپ گلو نگاه کن
25:35به نظرت شبیه شخصیت انیمیشنیه توییتی نشده؟
25:41از سرو وزش بیباره که
25:44هیچی از مود نمی فهمه
25:46وای یه لزبست کلافش دارم
25:48با تو نیستم دارم برای یه اندر می نویسم
25:49باشه اما چیزهایی که می نویسی هم نخون
25:51ارسال شده
25:54ببینم اندر جواب چی می ده
25:56جوابش خیلی خوبه خیلی با حاله
25:58متفاوتی
25:59به این کاراتون ادامه بدین
26:00یه روز گوشیتون بیافته دست کسی بهتون میگم
26:03اگه روزی بلایی سرم اومد
26:04قبل از این که زنگ بزنی به آمبولانس
26:06اول چطم و پاک کن باشه
26:07وگرنه هیچ کس حقشو حلالم نمی کنی
26:10باشه پاکش میکنم
26:12آدم تو اینجور شرایط میگه خدا نکنه
26:15خدا نکنه من پاکشو میکنم
26:20بگذاریم من برگردم سر کار خودم
26:50جونم امیر جان
26:51جانه الان کجایی؟
26:52بیرونم کار دارم چی شده؟
26:54باید هم دیگر رو ببینی
26:55صداد خیلی گرفته خیر باشه نکنه اتفاقی افتاده
26:58آره داداش آره اتفاق خیلی بدی هم افتاده
27:00جدی داری میگی کجای تو؟
27:01دارم میرم همون دسترانه همیشه گی سوب بخوره
27:04باشه الان میام پیشت
27:07بازم ماجره جدید شده
27:09خدا
27:10خب لیست مهمونم هم حاضره
27:13این رو میخوام دوت کنم زهرا ببین
27:15بده
27:15اگه کسی از قلم انداختم خودت بنویس
27:19آه این اندرم که برام جواب نفرست داد
27:21الان مثل این عاشق معشوق ها به کایه چسبیده
27:24زنهای متولد برژ اغرب
27:26به مردشون میچسبن و ولشون نمی کنن
27:28تو چیز سفارش دادی؟
27:30آه سر به سرم نذار دیگه
27:32منو ببین این دفعه که دختر سنش ازت بیشتر نیست که
27:37شماره هیلدیزه خیلی مذارت میخوام
27:39الو
27:40تو رو خدا نگو که داری برای شوهرت دلمه درست میکنی که باورم نمیشه
27:44یلدیز بهت یاد ندادن موقع شام به کسی زنگ نزنی ها؟
27:48هاییی چقدر مقرراتی هستی
27:50راستین در براد یه پیغام فرستدم دیدیش؟
27:52نه
27:53جدی میگی؟
27:54الان چه کش کن؟
27:55من گوشی کنارم بود اگر چیزی میامد حتما میدیدم صرف کن
27:59از ذاتی که خود دیگه خود رو با هم بازی میکن
28:01باشه
28:04نه
28:04یلدیز جون هیچی برام نایمده
28:07یعنی چی؟
28:08ببین چی میگم؟
28:09نکنه
28:09به جایی من برای یه نفر دیگه فرستدیم
28:12بزر ببینم خد کن
28:14الو
28:15الو
28:17آه
28:18یلدیز
28:18نه چطوری؟
28:20میدونم از تای دل میخندی
28:23چی شده؟
28:29پیغامی که در مورد گل نفشتم و برای خودش فرستد
28:32چی داره میگی یلدیزه؟
28:33آیی زهرا بیچار شدم
28:35بد وقت شدم و بروم رفت
28:37خیلی بد شد میگه چی کار کنم
28:38برای جواب نوشته؟
28:40آیی سین شده
28:42سین شده زهرا
28:44من چی کار کنم؟
28:45حتما دیده شاید ندیده فکر کن شده هیچی نرفته
28:48اما میگم دیده زهرا میگم سین شده
28:50آیی این جوابم نداده این خیلی بده زهرا میدونستی
28:53آیی الان از دستم خیلی دل خوره من چی کار کنم
28:57چی کار کنم؟
28:58زهرا خیلی زود به هم یه راه کار بده
29:00اتفاقیه که افتاده عزیزم
29:02آخه اینم شد حرف
29:03یه چیزی بگو که آروم بشم
29:05ها گلو شوهرشو ننوشتی ببین اسمشون توی چیز
29:08تو لیس نیست پس نمیخواد نگرام باشی آروم باش
29:10خودم ننوشتم همه الان دوتشم بکنم دیگه نمیاد
29:13ممکنه بیرم به بابات بگن
29:15نگام نکن یه چیزی بگو
29:17کاریش نمیشه کرد بگو منظورم تو نبودی
29:19بگو یه نفر دیگر داشتم میگفتم
29:21یه جوری گنده تو جم کن دیگه ای بابا
29:23آیی زهراجون پیام اما با تیپ گلو نگاه کن شروع کردم
29:27خب دیگه کاریش نمیشه کرد بابام یه دوست دیگه شو از دست داد
29:30بذار به اندر زنی بزنم اون شهید بتونه کمک کنه
29:37ای بابا
29:38اندر امروز چه خبره خیر باشد
29:40بازم یلدیزه
29:42الو
29:43اندر اون پیاما اشتبایی برای خود گل فرستدم چی کار کنم
29:46آه یلدیز
29:50یعنی
29:50خیلی مذارت میخوام
29:51یا خیلی کودنی یا خیلی بدشانسی
29:54واقعا نمیدونم چی بهت بگم
29:56خیلی مذارت میخوام من باید برم دست روی زود برمید
29:58هر تو این زنه رو میشنسی چی کار کنم
30:01ازش مذارت خواهی کنم
30:02تو بگو الان چی کار کنم این زنه چجور زنیه ها
30:04ببینم تو این پیغامو برای کی فرستدی نمیفهمم
30:07گل گر کهان
30:10چی؟
30:10آخ برای اون فرستدی؟
30:13آفرین واقعا آفرین بهت
30:15چرا وقتی بلد نیسی از چیزی استفاده کنی
30:17با هاش کار میکنی تو بازم آبری خودتو بردی
30:20آیه آره خیلی از کارم پشیمونم
30:22اما دیگه کارش نمیشه کردندر
30:24به نظرت به حالیت میگن ها؟
30:26نمیدونم زنی میزنند یا نه
30:28اما دعا کن که الان تو این شرایط حالیت این رو نفهمیده باشه
30:32آیه بل بخشدم رفت چی کار کنم؟
30:35وای عزیز دلم باز مثل همیشه متاسفانه گنزدی
30:38دیگه هم کاریش نمیشه کرد
30:40توازت باشه از این به بعد چیزی براش نفهم
30:41نه نمیفرستم خدا کنه زن منو ببخش
30:44از اینجور چیزا در مورد مردم ننویست
30:46آیه نه اینکه تو نمی نویستی فقط من بل شانسی رو بردم اندر
30:50یه لیز بسته من باید برگردم سر میزشام قطع میکنم
30:53باشه بابای
30:54بابای
30:56ای خدا
31:00بابا تو میگی با اندر دوستی نکن
31:02اما گاهی به دادم میرسی
31:04نه بابا بایید میدونم اتفاقی بیافته
31:05همینطورش هم بابا حواسش به کارای تو نیست
31:07ببینم تو میخوای این روز من رو سکته بدی
31:09نه بابا بی خیال میخواستم بگم
31:11بابا خیلی این روزا سرش شلوقه
31:13آره دیگه
31:14باز اینجوری بهتره
31:16آی شیطونه میگه خودتو بندستو این شومینه
31:18اف کش دستم میشکست و به این گوشی لنتی دست نمیزدم
31:25یه لحظه زهرا اون لیستو بده به من
31:27اسم دوسته یه سمیمیه اونو خط بزن
31:29حسلشونو ندارم بی خودی دشمن تراشی کردم
31:32فهمی از طور کم خط میزنم
31:41داداش
31:41بگو چی شده برای چی اینقدر پکری
31:44بشین بشین بشین
31:45چی شده یعنی اینقدر بده خدا بخیر کنه
31:48اینو بدون که بدتر از این دیگه نشد
31:50چه تا این حد
31:51منو ببین
31:52نکنه شایکا دوست دختر توه
31:54چون این دیگه بدتری نشه
31:55گونچه برای ردگم کردنه آره
31:56ندار داشته من
31:57گونچه داره تحدیدم میکنه
31:59تحدیدت میکنه
32:00خب با چی؟
32:00بعد رفتنه تو
32:01با هم رفتیم خونه
32:02یکم با هم بودی
32:03خب؟
32:04بعدش من خوابم بردونم
32:05از من اکسایی ناجور گرفته
32:07حالا نم
32:07میگه که پول بده
32:09وگر نه اکسا تو پخش میکنم
32:12از تو
32:14اکس گرفت
32:15آره
32:15از تو
32:16آره از من از من
32:17ای بابا
32:18با یه از اینجور بلاه سر من ادام میاد
32:20داداش اینترنت که دیگه زن و مرد حالیش نمیشه
32:23اون چه کلابردار بوده
32:25من بهت گفته بودم
32:26بهت گفته بودم
32:27این دختره به تو نگاه هم نمی کنه
32:29بعد ادعات هم میشد که دختره آشق چشعب روی تو شده
32:32هنوز هم هیچی نشده
32:33دست دختره رو گرفتی بردی خونه
32:35آخه با هم به تو چی بگم
32:36داداش باور کن
32:37چند ساعت خودم دارم
32:38هم اینا رو به خودم میگم
32:39بگو بایدم بگی چون حقته
32:41اما منم باید بگم تا متوجه بشی
32:44باش
32:44الان میگی چی کار کن
32:46این دختری چقدر ازت خواسته
32:48پنجه ازام
32:48چی؟
32:49ولش کن دیوونه شدی
32:50پخشش کنه
32:51ول کن
32:51بش بگو داشت همم نمیدارم
32:52داداش مزخرف نگو
32:53دیوونه شدی؟
32:54مامانم و داداشم میبینن
32:56مامان بزرگم ببینه سکته میکنه
32:57داداش بچه بودی
32:59مامان بزرگیت کم نبوردت
33:00تموم دهن منو باز نکن
33:02مگه خانواده تو 24 ساعته پایی نتن که اکس
33:04خانواده من تو بورسا زندگی میکنن
33:06همه همدیگر رو میشناسن
33:07یکی ببینه سری دن و دن میچرخه
33:09آف
33:10فقط تو رو تحدید نکرده بودن
33:12که اونم شد و تکمیل شد رفت
33:14داداش باید چی کار کنم
33:16تو اینو به هم بگو
33:19بذار باب جیم بگم
33:20اون میدونه باید چی کار کنیم
33:22چون اگه وامم بگیریم پنج و هزار تا رو بهش بدیم
33:24دست سرامون برنامی داره و دوباره تحدیدمون میدونه
33:26درسته
33:27خوهرت میتونه کمکم کنه؟
33:29یعنی یه جورایی میتونه حلش
33:30باشه
33:30به نظرم به ایلیزم موضوع رو بگیم
33:32چون اونم راهگارهای خوبی میده
33:34اگه فکراشون روهم بذارن
33:35میتونن کمکم کنن درسته؟
33:36آره من یه جا باشون قرار میذارم
33:39اف امیر
33:40یعنی واقعا یه روزی نیست که بلای سرمون نیاد
33:42اف
33:42من فکر میکنم تو یه دنیای دیگه زندگی خوبی داری
33:45چون اینجا داریم سختی میکشیم
33:46نه نه محال سهر نوشته ما همینه بردار من
33:49ما که شانس نداریم بعد میگم بلاک فرایده
33:51ما هر روزمون اینجوریه
33:53داداش من من دایی تیوزده همش بلکه
33:55آره داداش بلکه حتی دارکه دارکه
33:57من رو ببین
33:58یه وقت دختر مختر دیگهی که سرات من داریم
34:00داداش من چی میگم تو چی داریم
34:02ببخشید میشه برام یه چهی بیارین
34:05گفت پاشیم پاشیم نزاش بشینیم که
34:07مامان جون فکر کردی من نفهمیدم
34:09پسران رو دوت کردی اونجا
34:11زمنان چرا به ام دروغ گفتی
34:14چی میشد تو کلمه با هاش حرف میزدی
34:16کسی ازت نخواست دوست بشی که با هاش
34:18اگه با هاش حرف میزدن میگفتی چرا با هم بیرون نمیرید
34:21من تو رو میشناسم
34:22زمنان من نمیخوام با کسی باشم
34:24چرا نمیفهمی
34:25اگه بابات بود عمران میتونستی بلنشی
34:27اونم نی اومد که نی اومد
34:29بهش زنگ میزدی میپرسیدی کجا از که میاد
34:31چی کار میکنه برنامهش چی
34:32زنگ زدم جواب نداد
34:34جواب نداد
34:35چه بتر
34:36بابا تفلک همش تو جلسه هست
34:38این جلساتش تمومی نداره
34:41یا این که یه جلسه تمومیشه میره تو جلسه
34:43که بعدی ای من کسکارش سردر نمیگرم
34:45بکسری من رفتم
34:47باشه برو بازم برو تو اتاق دافری
34:52این دختره بلاخره منو میکشه
34:54دیوونم کرده
34:56منم امروز یه کار ناخاسته کردم که اگه حالیت بشنبه منو میکشه
35:00منش خدا نکنه
35:01اتفاقی واسه مون نمیافته نگران نباشی
35:03چون سیگار نمیکشه و مشروب نمیخوره
35:05تا الان چیزیش نشده
35:06وگرنه وقتی من با بچه یه توی شکم هم برگشتم
35:08با یه دراهی اون دنیا میشد
35:19اون بر پاست نده
35:21اون بر کسی نیست چی کار میکنی؟
35:22داری میبازی حواست هست مگه نه؟
35:24یک سفریم الو بایستا
35:26منو ببین
35:27کاش بابا تو راضی کنی بمونه اینجا کیف دنیا رو میکنی ما
35:30کاشکی منم میخوام بمونم
35:32اما اجازه نمیده
35:33زمنان با وجود اینکه شایکا تو این خونه با شما میمونه
35:36اینجا چقدر آرومه
35:37خیلی آرومه
35:38نبین الان با مامان خوبه
35:40از سرس بابام داره رعایت میکنه
35:42خوبه که قابل کنتروله
35:44اما تو خونه شما همه دیوونه
35:48اونجا نازده
35:49اینم گل دیدی دیدی
35:51اما خطای پاسو من اونجا نزدم
35:53دیگه خطای خودته
35:55حالا اینو ولش کن
35:57یکم از لیلا بگو
35:58منم گفتم چرا اصلا سراغشو نمیدیم
36:01چی کار کنم خیلی دل تنگشم
36:04زنگ بزنم
36:05نه ارومه اون وقت فکر میکنه من ازت خواستم
36:08اید موزدخرف نگو میگم که تنها
36:11تو هم بلدی
36:13واقعا کاش نمیشه کرد
36:16درسته
36:18زنم رو پخش
36:27گریمچون
36:27چه خبر
36:28سلمتی تو چه کار میکنی؟
36:30منم هیچی الان اومدم تو اتاقم بخوابم
36:32گفتم بهت زنگ بزنم
36:33خوب کردی
36:33اید که پیشتو نیست مگه نه؟
36:36نه نه نیست
36:37اگه بود بهت زنگ نمیزدم
36:39چه میدونم گفتم شاید اون خواسته
36:41نه نه
36:44امروز چی کار کردی؟
36:45بدون من چی کار کردی؟ دل تنگم شدی؟
36:48راست شبتی؟
36:48خیلی هم دل تنگت هم فرد دیگه بیان
36:50میام میام
36:51اوزه چطوره؟ بازم بابا دوا میکنه؟
36:53بابا بیرونه مامانم هم امشب بنابورد بیرون تا با یه پسر عاشنا کنه
36:57پسر ایک از دوسته مامانم و بابا بوده
37:00بگذاریم لیلا من دیگه خوابم
37:02باید تو امریکا درس خونده
37:04الانم تو هولدنگ باباش کار میکنه
37:06خوب شد که بابا نه ایمد تونستیم زود بلنشیم
37:09کار مامانمو میبینی از دستش خیلی ناراحت شدم
37:13بگذاریم لیلا من برم بخوابم شبت بخیر لیلا
37:17باشه برو میبوسمت شب بخیر
37:19باشه بعدم میبینمت
37:25ببین چی میگم خودتم شنیدی
37:27گفت از دست مامانم دلخورم و زودم برگشتن
37:30بگذاریم بریم راستش اصلا برا مهم نیست
37:32اما انگار که برات مهمه
37:35ریم من میدونم لیلا بی تخصیر کاملا متوجه هم
37:39پس چرا ناراحتی؟
37:40تازه دو روزه از هم جدا شدیم
37:42سریع میخوان اونو با یکی آشنا کنن
37:43میترسن که یه وقت با من آشتی کنن
37:46لیلا اینجوری نیست
37:48آره میدونم میدونم
37:49اما تا که یه ریم
37:53دسته رو بردر بقیهش رو بازی کنیم
38:05بله
38:05علی آگل جون
38:07سلام عزیز دیرم من شایکا ایکینجیم
38:10خوب هم تو چطوری؟
38:12آه من به خاطر مشغله های کاریم این اواخر نتونستم
38:15تو مهمونی هایی که دوتم کرتی شرکت کنم
38:17برای همین خواستم زنگ بزنم و یه احوالی ازد بپرسم چطوری؟
38:21فکر کردم خبرو بکوشت رسیده که زنگ زدی؟
38:25نه
38:25من همچین چیزی نشتیدم عزیز دیرم اگه چی شده؟
38:29چی بگم؟
38:30یه لیز پیغامی که بدگویی منو کرده رو اشتبایی اومده برای خودم فرستاده
38:34ای وای
38:37البته میدونی که اون همینجوریش هم دختر بی فرهنگیه اما واقعا نراحت شدم
38:41ولد بودم حالشو بگیرم اما
38:44شوهرم میخواد جایی سرموه گذاری کنه
38:48چونش قلی زیاده سکوت کردم
38:50نمیخوام با این چیزا نراحتش کردم
38:53کار خوبی میکنیم
38:55خب چی نوشته کنچکاف شدم؟
38:57آی چیرت و فرت نوشته؟
38:59گل جون ببین چی میگم
39:00تو از اول پیغام یلدیزو عکس بهی رو برای من بفرست
39:04میدونی که من با حالیت کار میکنم
39:06اگه میخوای یلدیزو تنبیه کنی میتونم
39:10پیغامو به حالیت نشون بدم و اونم حسابی حالشو بگیره نظر چیه؟
39:14آره به نظر ایده خوبیه
39:16یکی باید گوشه این دختره رو بکشه
39:23فقط به حالیت نشون میدم
39:39که این دوره یه صبح زود رفتن و شب دیر اومدن و تموم نشه حالیت؟
39:44وقتی مشکلات هم حل بشه
39:47ببینم امشب خونه میمونی؟
39:49چرا پرسیدی؟
39:50میخوام برای پسرمون وقت بذاری
39:52من براش وقت میذارم
39:54اما تو نمیبینی
39:56اصلا قبلا از پیشش جمع نمیخوردی
39:58الان یه سکسک میکنی و میری
40:00یلدیز منظورت از این حرفات چیه؟
40:02اگه کار نداشم پیشش میموندم
40:04فقط پرسیدم امشب میایی خونه یا نه؟
40:07امشب جایی نمیرم
40:08زرین فردا قرار بره همینجا هستم
40:12زمنان من به خاطر مهمونیی که قرار بگیرم
40:14همه یه دوستامونا دعوت کردم
40:16میدونم
40:17خوبه
40:17یلدیز حرفات تموم شد؟
40:19آره تمومه برو به کارات برس
40:36جانر
40:36عشق نفس و یه دونه ی من
40:39اومدی دیدن اماره عزیزم
40:42سلام آبجی
40:43آره خر شدم
40:45منم اینجا زید تو صفره گرگا بعدشم
40:47علیکی غربون صدقه میری که نتونم چیزی بگیم
40:49بیا اینجا بشین ببینم
40:51کی ناراحتت کرده ها؟
40:52کی یه دونه ای منو ناراحت کرده؟
40:54ما امیر تو درده سر خیلی بدی افتده
40:57و نیاز به کمک داره
40:58باشه
40:59راست میگی؟
41:00کمکش میکنی؟
41:02آه عزیز دلم
41:03امیری آدم معمولیه
41:05چه اتفاق بدی میتونه براش بیافته
41:06هرچی هم باشه
41:07سریح حلش میکنیم
41:08آبجی جون فکر کنم
41:09تو برنامه های صبح رو نگاه نمی کنی
41:11آدم های معمولی چه اتفاق های که به سرشون نمیاد
41:13من و تو امیر و یلدیز
41:14امروز باید دور همدیگه جمع بشیم
41:16رجب این موضوع صحبت کنیم
41:17جمع میشیم باشه
41:19اونو فراموش کن
41:21فاروخ چی شد ها؟
41:22تو خونه کی هست؟
41:35برار داشت خیلی هم به هم نزدیک بودن
41:36دست همدیگه رو گرفتن
41:37تو چشهای همدیگه نگاه کردن و اینجور چیز ها
41:39ببینم اون خانمی که دیدی لیلی نبود ها؟
41:41نبود
41:42به نظرم این دوتا رو با هم اداره میکنه
41:44یعنی این مرده انقدر هفخته؟
41:46آبجی نه میدونم من
41:48اما تنها چیزی که میدونم اینه که
41:49همه ی آدم های دوروبرمون یه تختشون کمه
41:51نه نه
41:53یه موضوعی پشت این قضیه هست
41:56چی؟
41:57شاهیکا خواسته ما رو دست به سرمون بکن
42:00آبجی من هیچی از هفت نفهم میدم
42:04ببین چی میگم
42:06لیلی و فاروق با همدیگه رابطه ندارم
42:09یعنی میگی گولمون زدن؟
42:11به نظر من که اینجوری
42:12اما آبجی اینم شد نقشه؟
42:14یعنی شاهیکا نمیدونست که ما فاروقو تقییب میکنی؟
42:16میدونستم
42:16اون وقت به فاروق میگفت
42:17نه فکر میکنم بهش گفته
42:19اما فاروق به نقشهش گن زده
42:21یعنی یواشکی
42:22یواشکی با دوست دخترش قرار گذاشته
42:25ببین جانر
42:25امروز باید حتما این لیلی رو تقییب کنی
42:29فهمیدی؟
42:30وقتی شاهیکا این نقشه پیچیده رو میذاره
42:33من شرط میبندم
42:35پشتش یه قضیه مهمی هست
42:37خب چیه؟
42:40آمان آمان نمیشه ترخ خدا
42:43من که میگم همچین چیزی هست
42:45و باید تاتوش رو کاملا در بیاریم
42:47اما آبجی بیخیال شدیه
42:49نمیشه تو این کار دخالت نکنیم
42:51بذاریم هر کیل قلطی میخواد
42:52بکنه تو رو خدای با باید
42:54نمیشه
42:54اگر پشت این قضیه حالیت باشه
42:57ما باید این موضوع رو بفهمیم
42:59چرا آبجی جون چرا ما باید بفهمیم
43:01که یلیس خبر خوب از ما بشتبه
43:03شش یواش
43:04کاری که بهت گفتم رو بکن
43:06امروز لیلی رو تقیب کن باشه
43:08باید آدرس خونه این دختره رو پیدا کنیم
43:11ببین چی میگن
43:12اگر مثل سیدی قب گمش کنی
43:14قسم میخورم که
43:15اون دوتا چشتا از حدقه در میارم
43:17مطمئن باش
43:19باشه
43:21دوبله شده در سیدیو جم
43:23بونجور
43:26صبح بخیر
43:27صبح بخیر کجایی تو
43:29اینجا هم برای چی اومدیم
43:31برای صبحانه نی اومدیی نگرانت شده هم چطوری؟
43:34های شایکا معلم حسه امه بودم به دست دادیم
43:38اما امت هم دیگه
43:40حالا بگو ببینم چطوریت
43:42واقعا هیچی نشده شایکا زمنان دیگه نمیخوام
43:44مسئله خصوصی ما به تو بگم
43:46یه بار در موردش با من
43:48حرف زدی و اتفاقای خوبی برات افتاد
43:50بهتر نیست که دوباره به من اعتماد کنیم
43:52اما نمیخوام
43:55باشه خود دانیم
43:57میدونی که میتونم
43:58بازر این حرف بسن
44:00اما همه چیزو برا درست کنم
44:02اونم نمیخوام
44:04جرار چی شده؟
44:07دیروز
44:09با ارین به لیله زنگ زدیم
44:11فهمیدم که
44:12مامانش اونو با یکی آشنا کرده
44:15با همشین آدمی حرف زنی نزنی چی میشه؟
44:18نگفت پسره کیه؟
44:20چمیدونم گفت پسره دوست خانوادگیشونه
44:23یا از اون پسره جیگول میگوره پول لاره
44:25اید عزیزم
44:26با اینجور حرف زدن خودتو زیر سوال میبری
44:29عزیزم
44:30مادرتو اندره
44:32پدرت هم کایه
44:34تو هم یکی از اون پسرها هستی
44:35من اونجوری بزرگ نشدم
44:37و مشکل اصلی دقیقا همینجاست
44:39به نظرم حالی تو زرین
44:40روی این قضیه حساسن
44:41نظر چی رو تربیت دیکم کار کنیم
44:44مثلا چه میدونم
44:45بری کل زبان سبت نام کنیم
44:46تربیت من ایچ مشکلی نداره شایی که
44:48توی دانشگاه خوب درس میخونم
44:50انگلیسی من بدک نیست
44:51ای خب این که خیلی عالیه
44:52باید تقویتش کنیم
44:55اصلا نگرم نباشه
44:57من خودم حلش میکنم
44:58چیا حل میکنی؟
44:59چجوری حلش میکنی؟
45:00بسپرش به خودم درستش میکنم
Comments

Recommended