- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00نوشه جان
00:01آه لیلی جان اینقدر نراهد نباش
00:04چطور نراهد نباشم
00:05فکر کنم این دفعه برای همیشه حالی تو از دست دادم
00:08وای جالبه یکی ندونه فکر میکنه آشقشی
00:12به خاطر این نیست
00:13این همه زحمت کشیدم فداخاری کردم
00:16وقت خوزشتم بی خیالش بشن
00:17تونستی یه راه کاری پیدا کنی؟
00:19آره حلش کردم
00:21یعنی چی حلش کردم اگه حل کردی؟
00:23چرا تا اومدی به هم نگفتی شایی که؟
00:25لیلی جان یه جوری با اخم و تخم در رو باز کردی
00:28که همونجا جلوی در حالم گرفته شد
00:30دکتور پیدا کردی؟
00:32دکتوری پیدا کردم که جوازش رو باطل کرد
00:35جدی میگی؟
00:37اگه حالیت بفهمه چی؟
00:39لیلی جان یه چیزی هست که هنوز نفهمیدیم
00:43حالیت قضیه رو فهمیده
00:45حتی اگه با مدرکم بری جلو
00:47و بعید میدونم باور کنه
00:49حالیتی که من میشنوسم باور ممی کنه
00:51اما ما بازم تمام تلاشامونو میکنیم
00:53این نوشیدنی که خوردم رو دندونام لک میدازه
00:56دستمون که قضیه چیزی تو خونه ندهدیم
00:58آره الان میارم
01:01آدرس اینجا رو بهش دادم
01:03فردا که اومد قضیه رو بگو و توجیهش کن
01:06اونم به حالیت میگه که دکتوریت بوده
01:08اسم و آدرس بیمارستانو بپرسه چی؟
01:11باید یه اسمی همینجوری بپرونه دیگه چه میشه کرد؟
01:14بعدش هم بگه که از اونجا اومدن بیرون
01:16چه میدونم بگه میخوام برم خارج؟
01:19اگه انقدر شک کرده باشه که اسم بیمارستانم بخواد بپرسه
01:23به این معنی است که میخواد رابطه شو با تو هرچی زودتر تمام
01:26چرا؟ مگه تعریف نکرده بودی که یرلیز قبلا اشتباط زیادی کرده بود
01:30همه یه اشتباط اونو بخشیده
01:32مطمئنم منم میبخش خیالت راحت
01:34لیلی جن
01:36حالید عاشق یرلیز بود
01:38اما تو فقط باعث سرگرمی میشی
01:40و تمام تلاش من این بود که حالیدو عاشق تو بکنم
01:46شایی که تو واقعا زنی خیلی بدذاتی هستی
01:49من باعث سرگرمی شماره؟
01:52بذارین دکتر بیاد
01:54من حالیدو قانه میکنم میبینی
02:01خب این آخرین باریه که دستبخت مامان خانومم رو میخورید
02:05من که قرار داد و امزا کنم و پول دستم بیاد
02:08اون وقت تو این خونه خدمتکار و آشپز و حیر را برا میخورم به هم دیگه
02:16هایی
02:17یعنی این وقت شب کی؟
02:19نادر نباشه
02:20هایی مزخرف نگو همینجورشم جلو شرمنده شدم
02:23امیدوارمون نباشه الان میام
02:32زهرا؟
02:32یلیس راستش با بابام بحثم شد
02:35گفت نمیخوام ببینم اد میشه
02:36یه چند ساعتی اینجا بمونم
02:38ها میشه
02:39چرا به خاطر چی؟
02:40چیزی نشده به پول احتیاج داشتم
02:41رفتم یه چند تا تیکه از جواهرات همون فروخته
02:44رفتی به زفر فروختی؟
02:45یعنی تو واقعا نمیدونستی
02:47اون بلا فصل زنی میزنه و خبر میده
02:49خیلی سادهی به خدا
02:54زهرا اومده
02:55نوشه جونتون
02:57جانر یه سندلی میاری؟
02:58خوش اومدی زهرا؟
02:59زهرا چی شده؟
03:00زهرا جون تو بیا اینجا بیش
03:01ممنون جانر جون چی بگم؟
03:03با بابام بحثم شد
03:05یعنی مثل همیشه اون سرم دازد
03:06و منم ساکت جلوش بایستدم
03:08باشه بهش فکر نکنی
03:09بین پدر و دختر گایی بحث پیش میاد
03:11قصه نخور
03:12آره زهرا جون
03:13عزیزم بگه تو اخلاق بابا تو نمیدونی
03:16دوا میکنه بعدشم فراموش میکنه
03:18راست میگه
03:18راست میگه اما زهرا هم هر کاری بتونه میکنه
03:21تا پدرشو دیوونه کنه
03:22آه
03:23یلیزم شده طرف داره حالیت
03:24آی من طرف داریشو نمی کنم
03:26فقط موندم چرا زهرا مغزشو آکمان نگه داشتی
03:28باشه بابا بسته
03:29اتفاقیه که افتاده مجبور نمیشتم
03:31منو ببین
03:32به پدرت گفتی که میاین اینجا
03:34نه گفتم
03:35چون نپرسید گفت برو نمیخوام ببینم
03:37منم پا شدم اومدم اینجا دیگه همین
03:39شانسا وردی که با هم آشته کردیم
03:41تا وقتی آروم شهه به نظرم همینجا بمونو هیچ جنرم
03:44زهر جون اگر بازم از اینجور اتفاقات افتاد
03:47میدونی که میتونی بیای خونه من یعنی خونه ما
03:50ممنونه در جون
03:51اما لطفاً برام دعا کنین که دیگه از این اتفاق رو نیفته
03:57چیزی رو جشن گرفتی؟
04:00آره عزیزم من که ستاره بودم
04:02الان دنبال دار شدم
04:04یه چی؟
04:06عزیزم روبرود یه زن کار آفرین و میلیونر نشسته
04:11اینا رو در وصف خودت گفتی؟
04:13آره امروز از میلیونر شدم
04:15از یه مادر دل شکسته یه متعلقه
04:17تبدیل به یه پرانسس میلیونر شدم
04:22زهره یه چیزی بخوردی؟
04:24باشه
04:24دیدی چشمه زهره پر از عشق شد
04:27بابا باش بعد حرف زد
04:29گناه تره
04:31زهره بیا اتاقم
04:34بابا
04:37چی شده؟ نیستش؟
04:38بودت گفتی بره
04:39کجا رفته؟
04:40خونه یه لیس
04:41خونه یه لیس؟
04:43آره گفت وقتی عصبانیت تموم بشه دوباره برمیگرده اینجا
04:48رسیده؟ حرف زدیم؟
04:49رسیده رسیده
04:50یادم که میفته چونون به ام دست میدی شواهرات شو برده فروخته
04:55آبچیم گفت یلدیس تو خونه شیه مهمونی گرفته بابا
05:01خب به چه مناسبتی؟
05:02منم نمیدونم گفت شلوغه
05:04نپرسیدی شده مهمونی گرفته؟
05:06نه نپرسیدم بابا به مرش
05:08نمیدونم
05:09یعنی اونم نپرسیدی؟
05:10نه
05:10آی دختر کودن من
05:12هر روز مهمونی میدن
05:17منو ببین بهش برخورد
05:20آره خیلی هم برخورده
05:25خوب شد که بهش گفتم
05:30آی پسرم گریه میکنه
05:32هیلدیس تو بشی من میرم
05:35خب دیگه شبتون بخیر
05:37بعدن میبینم
05:38شبتون بخیر هست مخبت
05:39شبتون بخیر
05:40زهراجون میخوای تو هم بیا اتاقتو نشونه بدم
05:42آه ممنون میشتم
05:43خب شبه همه بیدیس
05:44شبت بخیر هستیسم
05:45شبت بخیر
05:46ما هم دیگه بریم ها
05:47قهبمونم که خوردیم
05:48باشه
05:49من برم ماشینه بیارم
05:50بیرون سرده تو همینجا بمون
05:52اوکی
05:55ممنون که اومدی کایج
05:56میبینم اتی یلدیس
05:57پیش ما هم بیا
05:58باشه حتما
06:00به خطر همه چیز خیلی ازت ممنونم
06:02آهیی چه زن خوششانسی هستی
06:04دلش نهیمت سردت بشه
06:08آره واقعا اینطوریه
06:11مزار پالتو تو بارت بیارم
06:17یلدیس حالا که با هم تنها مونده
06:19میخوام یه چیزی بپرسم
06:27واقعا قصد نداری با نادر ازدواج کنی
06:29نمیخوای نه
06:31چند بار با یه در مردش حرف بزنیم
06:33این درجون آره نمیخوامش
06:34آره حرف زدیم
06:36اما گفتم شاید نظر تغییر کرده باشه
06:39گفتم شاید بخوایی به جای احساساتت
06:41با منطقت فکر کنی
06:42برای همین دوباره ازت پرسیده
06:44نه الان چیزایی که برام تو زندگی
06:46مهم من کارم و پسرم حالی جانه
06:48فقط همون
06:49اوکی من برم کاری منتظرم
06:53میبینم ات
06:53بابا یلدیز جان
06:55بابا یندر جان
07:07آقا تارکان به خطر که سالت وکیلم
07:09نتونستیم قرار دادو بخونیم
07:11به نظرتون میشه یکی دو روزی به من محلت بدین لطفا؟
07:14باشه حتما اما بیشتر که طول نمیکشه
07:17نه نه فقط یه سؤالی داشتم شما
07:19این پیشناده پونست هزار تا تونو میتونیم پنج میلیونش کنی؟
07:23یعنی چی؟
07:23بگذره این مهم نیست باشه میبینم اتون خداحافظ
07:27باشه
07:27خداحافظ
07:28هیلیس بهش گفته که پیشنادش قبول نمیکنی؟
07:32نه نگفتم امروز قرار دادو که امزای کردم بعدش بهش میگم
07:36آفرین به دختر باهوشم بهترین کار رو میکنی همیشه زرنگ باش
07:41زهرا هنوز خوابه؟
07:43بیداره بیداره
07:44الانه که بیا
07:45چایی بریزم یا قهوه میخوریم
07:47بخورم ایش
07:49بعدشم یه چایی میخورم
07:54دیروز با موکرم حرف زدم
07:55باشه تو شرکت میبینم ات
07:58دادش جون داری میری؟
08:00آره میخوای تو رو هم برسونم
08:01نه براننده گفتم ماشینو بیره
08:03دیشب نشد هم دیگر رو ببینیم
08:05کنچ کاف رو در مهمونی چطور بود؟
08:07احتمالا یلیس دوتیتون کرده تا خونه جدیه بیره
08:09نه جانم اشتباه میکنی
08:11به خاطر یه موضوعی جش گرفته
08:12های هستمان به خاطر جدایش نبود
08:18یلیس داره یک قرار داده خیلی مهم امزا میکنه
08:21پروهای سیبی که تو تلویزون میفروخت
08:23و یه برانده خیلی معروف میخواد بخری
08:25نفهمیدم
08:26هم به خاطر سمت سرپرستی شبشون
08:28و هم به خاطر اسم و طرز تحییه
08:30پروها مبلغ خیلی خوبی بهش پیشنهاد دادن
08:33به یلیس؟
08:35آره حاصل دسترنجشه
08:37یلیس
08:38چرا قطع عجب کردی شایکا؟
08:41مدت ها بوداش تراش میکرد
08:42براخرم معرفق شد
08:46داداش تمام آدم های بیریاغتی که میشناسم
08:48نمیدونم چه حکمتی داره که به یه جایی میرسن
08:50از من نادر کمکش کرد
08:52واقعا هیچ ربطی به نادر نداره
08:54خودش تونست معرفق بشه
08:55تو هم همش طرف داری یلیزو میکنی
08:58ببینم حالیت بفهمه اکسال امرش چی میشه
09:00به من چه؟ اصلا به حالیت ربطی نداره
09:02فرن خدافز
09:09یلیزو نگاتور خدا
09:11سمت سرپرستی بهش میدن
09:13یلیز گوشو شیطون کرد به یه جاهایی رسیدیه
09:16آره اتونستم موفق بشه
09:18امون شیطونم بابای توه
09:19معلومه هنوز از دستش اصابانی هستی
09:21ولی ببخشید لیمون اینجاست؟
09:23تو یخجال عزیزم اونجاست
09:25بکنم رابطش با لیلی تموم شده
09:28روخم زیطون کجاست؟
09:30تموم شده؟
09:31اصلا اونا به من چه؟
09:32میخواد تموم بشه؟
09:33میخواد نشه؟
09:34من که خوشحالم دل دشمنام بسوزه
09:35میدونستی چند شبیه بابام همش خونه هست؟
09:38هیچ جا نمیره
09:39نگاش کن تو رو خدا پس دردش فقط من بودم
09:43هی بابا
09:44زهره
09:45تو مطمئنی اینا جدا شدن؟
09:47نمیتونم قطعی بگم که جدا شدن
09:49اما مطمئنم با هم مشکلات جدی دارن آره
09:53هی در و تخت با هم جور شدن
09:55من هیچ فقط نتونستم با حالی جفت و جور بشم
09:57از این به بعد اون دوتا کلاغ با هم دیگه خوش باشن
10:01اونا کلاغ انتو چیستی؟
10:03توتیه
10:04توتیه
10:04های شما به خندیدنتون ادامه بدین
10:07از این به بعد به خاطر حجم کارم حسرت به دل میمونید که منو ببینید
10:10به جای این که اینجا وایسی ارد بزنی
10:12بروز دوتر با هاشون قرار داد ببند
10:14میبندم با هاشون برای اصد قرار گذاشتم
10:16اما قبلش یه جاهایی کار دارم
10:18بگذریم فیلن
10:19به سلامت
10:21آبا کدو نباشه من اصلا نمیتونم صبونو بخورم
10:24آشق مزهی آبا کدو هم
10:25میدونم تو خونه ایمام هست
10:30بیا
10:32حدی جون
10:35برا چند تا خبر دست اولو مهم دارم
10:39واقعا؟
10:40خب میشنوم
10:41یلدی ززدی شب به این ور یه زن خیلی پول دار شده
10:48نفهم میدم
10:49گویا یلدیز توی شبکه یه نادیر پوری سیب میفروخته
10:52یه کارخونه یه عقزیه که خیلی معروف از پورهاش خوشش اومده
10:55و میخواد بخره
10:57زمنا مبلغ پیشنهادی هم خیلی بالاست
10:59این چجوری ممکنه؟
11:02راستش منم تجربه کردم چون
11:04هممون یلدیزو خوب میشناسیم
11:06میدونیم که چجور شخصیتی داره
11:08اما قرار شده با این کمپانی همکاری کنه
11:11و براشون کار کنی
11:14مبلغی که قرار بهش بدن چقدر؟
11:16آی دیگه نتونستم اینو بپرسم
11:17اما اونطور که دادشم گفت
11:19مبلغ پیشنهادیشون واقعا بالاست
11:21حتی اینجور که میدونم
11:23به خاطر این موضوع دیشبت خونه یه یلیز
11:25یه جشنم گرفتن
11:26وای این دختره چرا اینقدر خوششانسه
11:29بعد از جدا شدنش شانس بهش رو کرده
11:31و رفتی تو شبکه و اینقدر معروف شده
11:33واقعا قرار داده
12:01نادر چند لحظه وقت داری؟
12:03بیا اندر
12:07خبره یه خیلی بدی برات دارم
12:09موضوع میخوام
12:09یعنی چی خبره یه بد؟
12:12اصلا از این جمله خوشم نگمد
12:15نمیدونم از پیشنهادی که به یلیز دادن
12:17خبرداری یا نه؟
12:18دارم
12:19از شبکه خبردادن
12:21نادر ببین
12:22یلیز داره به زندگی که همیشه
12:25آرزشو داشت نزدیک میشه
12:27این بار سروتی که میخواست
12:29و با ازدواج کردن با یادم پولدار
12:30به دست نهی برد
12:31بلکه با نتیجه زحمتی خودش به دست دو بود
12:40میخوای چی بگی؟
12:41خب منظورم اینه که الان
12:43یلیز به جایی رسیده که قانه کردنش
12:46برای ازدواج کاره
12:47کاره خیلی سختیه
12:49نه من نه کسه دیگه ای نمیتونه
12:51یعنی داری میگی که قیده
12:52یلیزو بزنم درسته؟
12:53ببین حالتو رو خیلی خوب درک میکنم
12:56اما واقعا تو این شرایط من نمیتونم
12:58اونو قانهش کنم
13:01هندر من مردی نیستم که بذارم کسی منو انگوش نمایه مردم بکنه
13:06حالا که یلیز خودش اومد جلوی همه و
13:10پیشنهاد ازدواج منو قبول کرد باید
13:14زنم بشه اینو فراموش نکن
13:20خب میدونم از دست یلیز خیلی نارهتی قبول دارم اما
13:24یلیز الان همه ای فکر و ذکرش درگیر کار و زندگی جدیدشه
13:29بعید میدونم کسی بتونه روش تأثیر بذاره نادر
13:32باید یه جوری متقاعدش کنیم
13:35آخه نادر میگم نمیتونم چرا نمیفهمیم؟
13:38نمیفهمم
13:42نمیخوامم بفهمم
13:45این روی تو رو اگر یلیز میدید
13:47خیلی تحجب میکرد
13:49باورم نمیشه
13:50اما نمیبینه
13:53و نبایدم بهش بگی
13:57الان برو
13:58با یه راه کار بیا میشم
14:00پول دار شدن یلیز و بی خودی بهونه نکن
14:21این دو
14:22یلیز
14:25اومدم ناته رو ببینم
14:27برای چی؟
14:30در مورد کار حرف بزنم
14:31آه باشه
14:34موفق باشی هایزا
14:35چرا اینجوری گفتی؟
14:37آه
14:38نه همینجوری گفتم
14:40تو چرا اینقدر کلافه ای ها؟
14:43آه
14:44به خاطر بعضی از مشکلات کاری
14:47مهم نیست
14:48تو برو به کارت برست
14:49بعدش به من خبر بده
14:50باشه عزیزم
14:51آکی باشه عزیزم
14:52من که خیلی خوششم
14:58بیا
15:01سلام
15:03یلیز
15:03خوش اومدی
15:04خیلی ممنونم
15:05قبلن به منشید گفته بدم که میام
15:07وقت داری یا نه؟
15:08بله وقت دارم
15:10لطفا بشین
15:12ضمنان میدونی که برای دیدن من
15:13نمیخواد وقت قبلی بگیری
15:15واقعا خیلی ممنون
15:17شنیدم پیشنهاده که کاری خوبی گرفتی
15:20سلیم به هم خبر داد
15:21آره
15:23راستش خودم هم هنوز باورم نمیشته
15:25حسن فکرشو نمی کردم
15:26روزی همچین پیشنهادی به هم بشید
15:27چرا باور نمی کنی؟
15:28برای کارت خیلی زحمت کشیدی
15:30و خدام درهای رحمتشو برود باز کرده
15:33اگه یه سال پیش می اومدم
15:34به هم می گفتن که قرار روزی همچین پیشنهادی بهت بدم
15:37باور نمی کردم
15:39چون اون موقع با مردی بودی که
15:41تو رو پایین می کشید و
15:43برای همینم خودتو باور نداشتی
15:46فق با توی
15:49تو حالت چطوره؟
15:50حالت خوبه؟
15:52بد نیستم
15:53خیلی ممنون
15:54واقعیتش تو رو دیدم
15:56خیلی بهتر شدم
15:57تو نگران حال من نباش
15:59نوشیدنی چیزی می خوری؟
16:01یادم رو فضلت بپرسم
16:02نه نه نمی خوام
16:03نادر ببین
16:05تو واقعا مرد خیلی خاصی هستی
16:07موقع اومدم به اینجا یکم مردد بودم
16:09چرا؟
16:10نمی دونم
16:10گفتم شاید بعد از اتفاقی که افتده
16:12نخوایی منو ببینی؟
16:13گفتم شاید از دستم نراحتی
16:15اما بازم مثل همیشه
16:17با روی باز با هم رفتار کردی
16:19یلدیس
16:20این به خاطر ارزشه که برات قائلم
16:22وگرنه با هر کسی که نراحتم بکنه
16:24اینجوری رفتار نمی کنم
16:25پس به خاطر درکت خیلی ازت ممنونم
16:30به خاطر این موضوع
16:32خب دوتامونم ازیت می شیم
16:34پس بهتره که بریم سر اصل مطلب
16:36باشه
16:38من امروز می خواهم برم
16:39اون پیشنهادی که بهم دادن
16:41و قبولش کنم
16:43این آریه
16:44خب پس با این حساب
16:45نباید خیلی محتلشون کنیم
16:47چون نمی تونم دوتا جا هم زمان کار کنم
16:50می خواهم از شبکه بیام بیرون
16:51حق داری
16:52تو نمی خواد به این چیزا فکر کنی
16:54می تونی بیایی بیرون یه لیس
16:56از این به بعد وارده
16:57یه مسیر آری و جدید بشی
16:59آرزو می کنم تو این مسیر
17:01به موفقیت های زیادی برسی
17:02آره منم خیلی حیجان زدم
17:04امیدوارم همه چیز خیلی خوب بشه
17:06میشه
17:07میشه
17:08خب دیگه بیشتر از این مزاهمت نمیشم
17:15خیلی ازت ممنونم
17:18همه ی اینا به لطف تو شد
17:19اگه من گزارشگر وضعیت هوا نمیشدم
17:22وارده کار پورم نمیشدم
17:23به گردنم خیلی حق داری
17:25من که کار خاصی نکردم یه لیس
17:27میدونی که همه اینا به خاطر تلاش ها و زحمت های خوده
17:30دوباره میبینمت
17:31باشه میبینمت
17:42البته خب هنوز خبر نداره که قرار به زودی هم سر من بشه
18:01ببینید که اینجاست
18:02نمیخوای دست از سرم برداری
18:05بلایی که سرمو بردی کافی نبود
18:06کافی نبود
18:07اما نمیخواید به ترسی
18:09چون که من به تو یه تشکر ویجه بده
18:11کارم تو به من خوبی بزرگی کردی عزیزم
18:14چی داری میگی؟
18:16اگه تو مخ شوهرمو نمیزدی
18:18من به این جایگایی که دارم نمیرسیدم
18:21پیشناده یه میلیون دولاری نمیگرفتم
18:23مثل تو باید تو خونه چشم به راه برگشتن حالیت میشدم
18:28این احمقا نگام نکن
18:30اگه ازت چندشم نمیشد
18:32الان بغلت میکردم و میبوسیدمت
18:34عزیزم این شوهر دوزدی برای تو
18:36راه های پرفراز و نشیبی داشت
18:38برای من میلیونها دولار و یورو
18:46بفرماین بری
18:51بله بله
18:52باید امروز مدارک رو بفرسید
18:54بیا
18:56وقت داری یه خورده حرف بزنیم
18:58خیلی وقتتو نمیگیرم
19:00بعدم با تون تماس میگیرم
19:01خداحافظ
19:04خب
19:06حالیت از دستت خیلی نراحت و البته از زبانیم
19:09به خاطر این که به هم شک کردی
19:12چون حرفم رو باور نکردی
19:19احتمالا اومدی اینجا تا جواب سالم بیدید
19:21باورم نمیشه دارم این کار رو میکنم
19:23نمیتونی به فهمی الان چه حسد بدی دارم
19:26لیلی
19:27فقط قرار اسم دکتر رو بهم بدی همین
19:30چرا بزرگش میکنی؟
19:32من کار بهتری برات کردم
19:34خود دکتر رو آوردم اینجا
19:36آقا اسمت میشه لطفاً بیاین
19:39دکترم آقا اسمت؟
19:41ایشونم آقای حالیت
19:42سلام آقای محترم
19:44سلام خوش اومدین
19:46بذارین من برم سر اصل مطلب
19:49خیلی وقتتون رو نگیرم
19:50با این که خیلی خجالت میکرشم
19:52اما آقا اسمت میشه
19:54در مورد اون جریان برای ایشونم توضیح بدین لطفاً
19:58چون که باورم نمی کنن ایشون
20:00در مورد کدوم جریان؟
20:02یعنی چی کدوم جریان؟
20:04تعریف کنین دیگه
20:05آقای محترم
20:07من به خاطر لیلی خانم اینجا اومدم
20:09به من پول دادن تا بگم که
20:12کورتاش شدن
20:13اما نمیتونم
20:15سوگند پزشکی خوردم
20:18نه نه
20:19نه دروغ میگه
20:20تو چی داری میگی؟
20:23منو ببین
20:23راستشو بگو
20:25وگرنم نیکوشمه
20:26که اجیرت کرده
20:27دستم میخورم میکنه اندر و یلدیزه
20:29به خدا دروغ میگه
20:30میخواد به اینمونو به حضر زنید
20:32بسه
20:32بسه
20:34من حقیقت رو گفتم
20:35میخواین باور کنین میخواین نکنین
20:37پولی هم که دادین و فردا بهتون پس میگن
20:40که اصافت مگه اینکه دستم بهت نرسه
20:42نه گفتم بسه
20:44بسه
20:44همین اران
20:45سر تو میاندازی پایین
20:47و از اینجا میری دیگه
20:48نمیخوام ریخت تو ببینم
20:49از خونم هم باید بری
20:50متوجه شدی
20:51بجم
20:52بجم
20:54واقعا هم برای متاسفم
21:11دوبله شده در اسدیو جم
21:14کار توی
21:15کار توی درسته
21:17خدا بگم چی کارت کنه
21:18شایکا خواستی منو کنار بذاری
21:20آره اون آدم تو بود
21:22من بهت اعتماد کردم
21:23اما تو منو فروختی
21:24میکشم
21:24شایکا خدا بگم
21:25تا رو چی کار کنه
21:26زنی که یه فست
21:27شایکا خانم چی شده
21:29حالتون خوبه؟
21:31خوبم جنی خانم جن
21:33خوبم خیلی ما چکرم
21:34آه باشه
21:35با هم سوس کدیدم
21:36سرسده میاد
21:37به خاطر همین
21:37آه نگرم نماشین
21:39خوبم
21:39خوبم
21:40باشه پس با اجازتون
21:42تو به چه حقی با من
21:43اینجوری رفتار میکنی
21:44ها
21:45ما یه من چی کاره ای تو هم
21:46خوب اعتماد نمیکردی
21:47تو چجور آدمی هستی؟
21:49چرا اینقدر بدذاتی؟
21:50اینو کسی که
21:51منشوقی یه مرزی
21:52متاخلی داره میگی
21:53تو برای کمک به من اومدی
21:55و هرچی هم که ازت خواستم
21:57و با میلی خودت انجام دادی
21:58الان کی بدذاتی؟
22:00خودت بگو
22:01تو یا من
22:02چرا این کار رو کردی؟
22:03اگه از اولش
22:04هدفت همین بود
22:05برای چی من رو کشندی
22:06توی این را؟
22:07چون که خراب کردی
22:08وقتی حالیت میاد
22:09تو اسم دکتر رو ازت میپرسه
22:10یعنی از چشم من افتدی
22:15برای همینم این دکتر رو پیدا کردی
22:17که من رو کلنی خصف باری
22:18آره همینطوره
22:19میتونی بری به حالیت
22:20بگی که دستورات تو
22:21از من میگرفتی
22:21اما میدونم که بابا میگرم
22:23مرزششو نداری
22:23خدا بگم چی کارت کنه
22:25اینو خیلی ها به ام گفتن
22:26اما چیزی منم نشده
22:27یه چیزی میشه
22:28سب داشته باش
22:29در روی پاشنه
22:30نمیچرخی
22:30حالا میبینی
22:31من دیگه چیزی
22:32برای از دست دادن ندارم
22:33هر کاری که دوست داری
22:35برو بکن
22:41میخوایی چی رو حل کنی شاییکا
22:43این در تو بازم فارگوش وایسدی
22:45برای چی دست از سرم
22:47بر نمیداری انتر
22:51ببین انگار
22:54زمانش رسیده که
22:55ما ها با همدیگه
22:56توافق کنیم شاییکا
22:57پس یعنی تو
22:58تو انقدر از من میترسیم
23:04بکنم دیشب دیدی چی شده
23:06عزیز دلم
23:07اگه نتونی با من کنار بیای
23:09رفتانت از این خونه
23:11قطعی عزیز دلم
23:13حالا که دری تقدیدم میکنی
23:16معلومه که یه چیزی تو سرته
23:20تو به لیلی کمک نکن
23:22تا منم تو رو ولت کنم
23:25البته ممکنه اون دختر
23:27وقتی از حالی جدا بشه
23:29بیاد سراغ کایا
23:30البته ما دو نفرین رو نمیخواهیم درسته
23:34خواه بیدمه بده
23:40هیچ وقت آبمون توی جوب نخواهد رفت شاهیکا
23:45اما ضربه هایی که من میزنم
23:47واقعا تو رو نابودت میکنه
23:50تو که نمیخواه یه عمر از من ضربه بخوری
23:53شاهیکا
23:56باشه اندر
23:57حالا که داری دست دوستی دراز میکنی
23:59منم این دست رو پس نمیزنم
24:05پس وقتشه که فیش لیلی رو بکشی و بفرستیش بره
24:14قبوله
24:23خوبه
24:24حالا که قبول کردی
24:27و با هم دیگه دست دادی
24:29منم برم
24:30آمادشم
24:32اینچون میخوام برم سر کارم
24:34باشه زنده داشت
24:37با بای
24:46محشی روشم رو پاک کرد
24:54مطین
24:56خونه ای که لیلی میشه نر رو برای فروش بذار
25:00آقا حالیت باید حرف بذار
25:01باشه بیا میشنمم
25:08نمیدونم اینو چجوری میشه گفت
25:09اما مجبورم بهتون اطلاع بدم
25:11بگو من این کشش نده میشنمم
25:13آقا حالیت
25:14سحامی که از آفریقا خریدین صرف شد
25:17متاسفانه
25:21آقا این چطور ممکنه؟
25:23چیزه بگم
25:24هر داشت شد هم بیناتب سر بسی
25:27متاسفانه درد کردین
25:31آقا باید خیلی سرمون رو بایدیم بهشش
25:36نمیدونم هم ایمانیاتو پرداختانیم
25:39و آمانیم که از بانکا گرفتیم معلومه
25:44آقا حالیت باید خوبه؟
25:46آقا حالیت
25:58جلسه یه آقا نادر که تموم میشه
26:00چیزی نمونده تموم که بشه بهتون خبر میدم
26:03یاسمین یاسمین
26:09خیلی ممنونم آقای اسمایل
26:10خواهش میکنم خود نگهتار
26:12آقا نادر
26:13من باید همین الان با شما حرف بزنم
26:15چی شده که انقدر ناردی برو تو ببینم
26:21آقا نادر در حقم ظلم کردن
26:25با حالیت که باشی نتیجهش خمین میشه
26:28اگه خودت اینو نمیدونستی
26:30میدونم متوجه
26:31منم از وقتی اومدم اینجا اشتباه های زیادی مرتقب شدم
26:35اما امروز فهمیدم ناخاسته بارد بازی بردیش شده
26:38میگی ناخاسته ها؟
26:39طرز فکرت جاربه
26:41بگذاری
26:43حالا اومدی اینجا تو از من کمک بخوایم
26:45نه نه نه اتفاقم برعکس
26:47من میخوام به شما کمک کنی
26:50تو میخوایی به من کمک کنی
26:51چجوری میخوایی کمکم کنی
26:53حالیت همه یه تماسای مهمشو پیش من انجام میداد
26:56در موردش اطلاعات خیلی زیادی دارم
26:59اگه شما هوای منو داشته باشین
27:02من همه ی اطلاعاتو در اختیارتون میذارم
27:04مگه شما نمیخواستین بزنین اشت زمین
27:07با کمک همدیگه این کار رو میکنی
27:11ببین
27:12به خاطر شرایطت نراحت شدم
27:15اما حتما فکر نمی کنی که
27:16با دو تا چیزی که تو شنیدی میخوام این بازی رو پیش ببرم
27:19آقا ناده
27:20من به شما وفادار میمونم
27:23چیزای زیادی میدونم
27:25به مردی که تو خونش میشینی وفادار نیستی
27:29به من وفادار میمونم
27:33زمنان نمیخوام
27:34با کسی که با حالیت رابطه داشته کار کنم
27:40خیلی عزم میکنم
27:41آقا ناده
27:43خواهش میکنم به ترمید
27:56ارول وایسا
27:57فهمیدی چی شده؟
27:59آره آقا حالیت ورشکست شده
28:00همه چیزش از دست داده
28:01سامشم گذاشته برای فروش
28:03چی؟
28:04یعنی همه چیزش را از دست داده؟
28:05خالا چی بگم؟
28:06حالا بیایت چی کار کنیم؟
28:17بی خودی داشتم خودم رو به آب آتیش میزدم
28:29برید بیرون
28:30میخوام تنها بشم
28:33دوباره پشارتونو بگیرم
28:35نه نمیخوام
28:35منو تنها بذارید
28:38برید
28:39آقا حالیت بذارید دکتر پیشتون بمونه
28:41متین برید منو تنها بذارید
28:43لطفا
28:44باشه غربان من همینجا هم
28:46برید
28:59متین گفتم تنها هم بذار
29:01متین رفته
29:03من اومدم
29:10لیلی
29:11همین الان برو از اینجا
29:13در واقع داشتم میرفتم
29:15اما یه خبری شنیدم
29:16همه چی تو از دست دادی و شکست شدی
29:18برای همین گفتم بیام یه چیزایی بهت بگم
29:24میدونستی؟
29:25هیچ وقت دوستت نداشتم
29:27هیچ وقتم نخستمت
29:30اما تو به اینجور چیزا آدت داری
29:32چون هیچ وقت هیچ کس به خاطر خودت بهاد نبوده
29:38همه ی زن ها به خاطر پولت سمتت کشیده میشدن
29:41گستاخیاتو به خاطر پولت تحمل میکردن
29:44خب حالید
29:45دیگه اونم نداری
29:47اصلا به این فکر کردی که از این به بعد
29:49کی تو صورتت نگاه میکنه؟
29:52دیگه تنها میمونی
29:54دیگه تنها میمونی
30:15دیگه تنها میمونی
30:43دیگه تنها میمونی
30:45دیگه تنها میمونی
30:47دیگه تنها میمونی
30:51دیگه تنها میمونی
31:14موسیقی
31:59موسیقی
32:06موسیقی
32:41موسیقی
32:49موسیقی
32:55موسیقی
33:25موسیقی
33:26موسیقی
33:36موسیقی
33:38موسیقی
33:38موسیقی
33:42موسیقی
33:55موسیقی
33:57موسیقی
34:01موسیقی
34:31موسیقی
34:37موسیقی
34:56موسیقی
34:57موسیقی
35:07موسیقی
35:07موسیقی
35:11موسیقی
35:12موسیقی
35:36موسیقی
35:43مهزرت میخوام بچه ها
35:46دوست نداشم همچی چیزی رو تجربه کنیم
35:49روزای سختی رو پشت سر میگذاریم
35:51من همیشه خواستم
35:53براتون پدر خوبی باشم
35:55بابا چون
35:59تو برترین پدر روی زمین
36:01ممنونم پسرم
36:03خب دیگه
36:07آقا حالی تکسی ها اومدن
36:09بیایی
36:17بریم
36:18لیله کمکت کنم
36:20بریم دخترم
36:21دوبله شده دار اسبیو جم
Comments