- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:28ددشت جون
00:31ددشت چون مگه من حرفی زدم
00:33چون پرسیدی منم جواب ددم
00:35ادانه که بگی اندر برداشتی
00:36آی واقعا اینکه بس کن دیگه
00:38اندر شخصیتش اینجوریه نم
00:40ببین چون رو کردی
00:43چون پرسیدی جواب ددم
00:45خیره خوب
00:46کشش نده همه جور گشتی پیدش نکردی
00:51راستشو بخوایی من
00:58این خانمه هست که تازه اومده
01:00من یکم بشمشگوکم
01:02به فاتیما
01:03چرتو پرت نگو تورو خدا
01:05این در اونو مدت هست میشناسه
01:06قریبه که نیست
01:07اگه دستش کج بوده سختامش میکرد
01:09اما این در بحث نکنم چیزی نکفتم
01:11اما الان میخوام برم اتاق این خانمه رو بگرد
01:13نشمه نمیتونه این کار رو بکنی
01:15به نظرت درسته به این نفر اینجوری توحمت دوزدی بزنیم
01:18به نظرت زش نیست دست بنده من که خدا تو من میارزه گون بشه
01:23همین دورو برا افتاده
01:25نیستش از صبح دارم دنبارش میگردم
01:37عشقه
01:37خوش اومده یندر
01:39یکم دیر کردم ببخشید گشنه تهاره
01:41آره منتظر تو بودم
01:43اوکی لباسم عوض میکنم
01:44بعدش ما هم دیگه شام میخوریم باشه
01:46عجله نکن
01:49وای راست میگی آکین
01:51باشه خوشحال شدم
01:53همین فردو پولو میزنم به حسابت همه هنگ بشیم
01:55باشه خدافز
01:56خیله خوب
01:58وای جونم
01:59چی شده آبچی جون
02:00راستش برای کار من باید فلویر فیک میخریدم
02:02آکین هم تونسته این کار رو انجام بده
02:04به نظرت تو اصلا نیاز به این کار هست
02:06وای لیلاجون
02:08یه بار شد به جایی صده حال زدن انرژی خوب به هم بدی
02:10خوشحال میشم تلاش بکنی
02:12یه خورده منفی نباشی
02:13آبچی تو هم یه کارهای بیفایده میکنی
02:15سنن برای یه چیز علکی چرا میخوای حضینه کنی
02:18باز وقتی یلیز بود
02:20این چیزها رو بهش میگفتم خوشحال میشه
02:21تو همش حال آدم ها میگیری
02:22میتونم بپرسن چقدر میخوای بابتش پول بدی
02:25به اینجا ازارت
02:28دروغ
02:28آبچی نکنه زده به سرت
02:30بابا میگه ولخرجی نکنین میگه مراد کنین
02:33اینه مراد کرده
02:35بابا چند تا دیگه جواهر دارم
02:37ازشون استفاده نمی کنم
02:38اونا رو میدن به زفر پولشو میکرم
02:39هر وقت هم که دستم اومد جواهرتم رو پس میگیرم
02:41به نظر تو اشکالی داری
02:42واقعا یه تختت کم
02:43بیلکون بابا لیلا تو هم
02:45هیچی از کار و زندگی سرت نمیشه
02:46دنیایی مجازی دنیاست
02:48اصلا دیگه هیچی بهت نمیگی
02:49من از خودم نکس
02:50بخوایم نمیگم
02:57میگم من بر نداشتم
02:59هست باید ثابتش کنین
03:00همه یک کشوارم الان بگردین
03:02زود باشین ببینم
03:03شایی که خانم قسم میخورم
03:04من بر نداشتم
03:05میدونم چرا اینجوری میکنین
03:07خالمه محترم
03:08میدونین که میتونم به پولیس زنگ بزنم
03:10درسته؟
03:10زود باشین همه یک کشوار رو بگردین
03:15خوب بگردین
03:16اونجرم بگردین
03:21آآ
03:21عزیزم
03:22پس این خانمه کجاست
03:24چرا میزه شامو نچیده؟
03:26نمیدونم اندر
03:27همینجوری سرسری نمیشه بگردین
03:29که درست بگردین
03:30یه اتفاقی افتاده
03:32اتفاق؟
03:34سب کن ببینم
03:34اون زیر میرارم بگردین
03:37چی شده؟
03:39میگم چی شده
03:40معلمه دیگه
03:41خدمتکاری که استخدامش کردی
03:43دست کش از آب در اومد
03:45چی؟
03:45چی داریمی هیشای کار؟
03:46اندر خانم قسم میخورم من کاری نکردم
03:48اینجور زنها بعد از این که چیزی رو کش میرن
03:50همیشه زیر توشکشون قیم میکنن
03:52توشکو بزن بالا ببینم
03:53تو خودت میفهمی داری چی کار میکنی؟
03:55خانم با شما هم نکنه گوشاتون سنگین شده
03:57میشه بپرسم دنبال چی میگردی؟
04:00دنبال دستباندم میگردم
04:01توشکو بنام کنیم ببینم
04:03ببینم این دستباند توه آره؟
04:08تو برش داشتی اندر؟
04:10من برای چی بردارم؟
04:14تو سالون بود منم برداشتم
04:16که یه موقع گم نشته
04:21بفرمایید
04:22ایوای
04:27الو
04:28اندر خانم بخت دارید؟
04:30بگو چی شده
04:31شما درست حد زاده بودین
04:33شایی کا خانم خواستن که براشون کار کنم
04:37میدونستم که اینجوری میشه
04:38نمیتونه دو دقیقه آروم بشینه
04:40بهشون جواب منفی دادم
04:42خب دیگه
04:42از این به بعد باید حواست رو جمع کنی
04:44چون هر کاری میکنه تا تو رو اخراج کنیم
04:47فهمیدی الان کجاست؟
04:48پایینه
04:49اوکی
04:50شایی کا که اومد بالا
04:52میری تو اتاقت و همه جاره خیلی خوب میگردی
04:55ممکنه بهت تهمت دوزدی بزنی
04:57اگه زد هیچی بهش نمیگی
04:59هرچی تو اتاقت پیده کردی
05:00حتما به من خبر میدی
05:02باشه بقیه اش خودم حال
05:03باشه اندر خانم
05:04خوبه خدا نگهدار
05:07شایی کا میفهمیداری چی کار میکنی؟
05:09دادش من فکر کردم که
05:11فکر کردی که چی؟
05:12بی خودی به مردم تهمت دوزدی میزنی
05:14موازه به لبازمت نیستی
05:15به فاتیمام تهمت میزنی زشته
05:17دادش سوی تفاهم شدید
05:20یعنی واقعا مذرت میخوام
05:22از من نه
05:22از ایشون اصخای کن
05:24چی بگم؟
05:26مذرت خواهی کن
05:27نمیدونم شاید به این راحتیات تا رو نبخشه
05:30شاید مجبوشی التماسش کنی
05:31نمیدونم
05:37دیگه تکرار نمیشه خانم
05:41لطفا برگرف سمتشو درست ازش اصخای کن
05:49خانم من از شما مذرت میخوام
05:51آی انگار خیلی دل خوره
05:53نمیتونه راحت ببخشته
05:54درست میگم عزیز دلم
05:56ایه مذرت خواهی کردم دیگه
05:58یک بابا دیگه چی بگم
06:00مذرت میخوام خانم
06:02من واقعا از شما مذرت میخوام
06:05راضی شدین من مذرت میخوام
06:06باشه شایی که خانم
06:07من شما را میبخشتم
06:11سرم درد گرفتی
06:13خیلی خب بیایم بسه بریم
06:14عزیزم شما من بی زحمت میذر شما آماده کن
06:17ما الان میاییم بشه
06:35با دوز و کلک من آوردی بیرون
06:39ای بابا این این زنه غرغرو میمونی پیر بشی چی میشی تو
06:43سعی کنی خورده از داییت یاد بگیری
06:45به جای غرزدن از این لحظات لذت ببرم
06:47این چیه که من ازش لذت ببرم
06:49ای بابا میخواستی تو خونه چی کار کنی؟
06:51یه طرف شایکا یه طرف هم آبجیم
06:53دوستخترت هم که رفت
06:54قراره برگرده برای همیشه که نرفتیم
06:56اون به دردت نمیخوره دوستی از رای دور خیلی سخته
06:59هر چقدر هم بخواد بره و برگرده فایده نداره
07:04یواشکی میز بغلی رو بگیم
07:06چی؟
07:06یواشکی میز بغلی رو بگیم
07:08کدومی کیا؟
07:09کنگم یواشکی نابغه
07:10مگه اینو کیه؟
07:13زردم باید دوست پسر لیلاه
07:18آه درست شناختمش
07:20و تولد یلی زیده بودمش
07:22نه لیلا لیغتش در همین حده
07:23میخوایی تو روزنما بنویسن؟
07:25بیوفته تو دهن مردم بگن از خواهر زدش کتک خون
07:28تربیت بیعدم
07:29بزرگ و کوچیک هم سرت نمیشه
07:32بیا اینجا رو ببین
07:33میخوایم یه چیز بدنشون بدن
07:41دستشن انداختا دور کمرش
07:42به نظر سمیمی میان
07:43پسر ما رو نشناخت ببین چی میگه
07:45آه تو اون مورد من بیرقیبم
07:47دست پرورده این مامانت هم
07:49یعنی عمرن کسی به گرد پامیست
07:50بجام بجام
07:53اکاسی چطور بود؟
07:55خوب بود
07:56هفته دیگه میرم میلن
07:57ها منم میام
07:58باشه بیا
07:59بگو خیلی ازاد کار نکشنم
08:01بگه انا میکشنمشو
08:14آی مامان جون
08:15بچه ها حق دارم
08:17از دیگه پورمون حرف نداریم
08:19میدونم خوبه
08:20اما به جای پرخوری کردن
08:22اینا رو ببر بده به امیر
08:24باشه مامان جون
08:27امیر جون
08:27شاید این آخرین باریه که تو این خونه اینا رو میپذیم
08:30چون که قراره از این به بعد تو یک خارخونه تویلید بشن
08:33در ازوی پونست هزار دولار
08:36واا
08:36چی میخوای برات بخرم؟
08:38چی بگم ایلدیز یه دفعه های اجان زده شده
08:40اگه با نادر میموندی دیگه نمیخواست وایسیم پوره بپذیم
08:43یعنی چی؟
08:44من از چیزی بیخبرم
08:45معلومه که بیخبری
08:46ایلدیز نامزدیشو با نادر به هم زده
08:48آیی معلومه که نامزدی رو به هم زدم
08:49چی کار میکردم دوستش ندارم چرا زنش بشم
08:51آره
08:52وقتی فکرت پیشی یکی دیگه باشه سخته
08:55داری در مورد کی حرف میزنی؟
08:57موسفیده
08:57آیی چر تو پرد نگو؟
08:59من حتی حاضر نیستم اسم حالی تو بشنوم
09:02باش خودت بتر میدونی
09:04بله که میدونم
09:05آیی خیلی خوشحالم که وارد کار پوره شدم
09:08همه خوششون اومده
09:09میدونی از هر انگوشتم هنر میباره آره
09:12در کنار سروت حالی چیزی نیست
09:14اما از طرفی خیلی هم بد نیست
09:18مامانچون قبلنا همینم نداشتیم
09:21خدا رو شک کن به همینم قانه باش و انتظار تو بیار پایین
09:25من یه دختری داشتم که میگفت من باید تو ویلا ها بشینم
09:28باید فولار بشم
09:30الان میگه میخوام یه زندگی آروم و بیدرکت داشتیم
09:32حاضر فهمیده زندگی چیه؟
09:34آفرین بهش
09:35امیرجون این راهی که داره میره به هیچ جا خدر نمیشه
09:37نه مامانجون کاملا داری اشتباه میکنه
09:39بعد از این همه خیانتی که حالیت به اهم کرد
09:42نمیتونستم اونجا بمونم متوجه که هستی
09:44اما باید یکم تلاش میکردی
09:46حالا لیلی میاد جاشو میگیره
09:48عشق و حال میکنه
09:49نمیتونه کسی که زندگی مردم رو میپاشونه خیر نمیبینه
09:52آره خب چون به سر خودت هم اومده
09:54ایلدیز درسته؟
09:55چی داری میگی امیر؟
09:57نه خب
09:58تو هم زندگی ایندر رو از هم پاچی دیدی
10:01یه جداشون کردی
10:02برای همین اینجوری گفتم
10:03ببین دادش گلم محصه اطلاعت میگم
10:08ایندر برای جدایی از حالیت میخواست پول بده
10:11قضیه اینجوری بود
10:13ایندر خودش زندگیشو از همهاشوند نمه
10:15فهمیدی عزیزم
10:17میتونی بری تو سایت زهره جزیات کاملشو بخونی
10:20فهمیدم نمیخواستم ناراحتت کنم
10:25بگذاریم الان خیلی خوشحالم
10:27این پوره ها خیلی طال پیده کردن
10:30باشه برو به بچهت برس موفقیت دوبرا بر بشه
10:33بجم گریه میکنه بجم
10:34دارم میام مامانجون دارم میام برای تو حواظ بخونم
10:37لی لی لی لی لی
10:39اینو بردار اینم بردار
10:41خوب من دیگه برم
10:42باشه
10:48میبینمه
10:50زنگ میسانه
10:58بید نمیخواد خیلی بری تو بهره این پسره
11:00ندیدی داشت با چشمش دختره رو میخون
11:03معلومه این پسری شیطونه زمنان از طرزه هف زدنش
11:05و تابلو اینا خیلی وقته با همه
11:07نمیدونم لی لی لی این پسر این نشه از پس کجا پیده کرده
11:10جورو برش همش از این پسره از خودتون نبیم
11:12شانسی تو رو پیده کرد وگرنه عمران بتونه مثل تو رو پیده کنه
11:16داداش خیلی ممنون که اومدی
11:18وگرنه امشب نمیتونستم ببینمش
11:20تا که میخوای اینجوری باشه؟
11:22من نباشم نمیتونی ببینیش
11:24چی کار کنم سینو؟
11:25چون آزگه مودله مامانم نمیذاره باش باشه
11:28اگه تنها هم باش برم بیرون درد سره
11:30بهشون گفتم جدا شده
11:32کار تو هم خیلی سخته
11:33سخته
11:33از اون طرف هم اون دختره رو برام جور کرده مامانم
11:37لیلاه چیه؟
11:37گیر داده مامانم میگه بعد با یه دختر همسطه خانواده خودمون دوست بشیم
11:41اما من نمیخوامش
11:42بر همین وانمود میکنم فیلن با اون دوستم
11:46اما در واقعیت با آزگه دوستم
11:49چیزا دیگه یه به ذهنم نمیرسته
11:51برای چند وقت همینطوریه دیگه
11:53خودتو خیلی نارادن کن
11:55بیه ما هم بریم
12:01من باید بزرمش
12:02کجا میری بی اونجا تو رو خود جلق خودتو بگیر
12:05موقعی جدا کردنه تو ممکنه کتک بخورم
12:07میدونم تا هم نمیخوایی صورت جایی جون کبوت بشه
12:09نش نگیچه گفتر لیلا رو بازی میده
12:11ای بابا نکنه دوستشی بگه خیلی خوشگره میخوام
12:13مال خودم بشه
12:14بیشتر کتکش بیزده
12:15اید به نظرم بارو کلاسی کیکبوکسیم سبتنام کن
12:17انرژی تو اونجا خالی کن
12:18زمنان وقتی دوست دختر داری چرا انوز گیر لیلای تو
12:23نه جانر
12:24پایید دارم به لیلا بگم این پسر چی تو سرش
12:26ای بابا من چی میگم این چی میگم
12:28میگه چی کار کنم هیچ کاری نکنم
12:29دستم رو دستم بذارم باید این کاری بکنم
12:31این مامانتی دو دقیقه هم آروم نمیشینی
12:33باشه باشه هر کاری میخوایی بکنی
12:34باید به من چه
12:39چشاتو باس کن حالیت
12:40این دختره داره این کارها رو میکنه
12:42تا تو ولش نکنی
12:43اون که باردار نبوده
12:45اگه باردار بود تو ماه شیشان بهت میگفت
12:52میفهمی؟
13:01بله
13:02عشقم منتظرت فاهم میای؟
13:05من امشب نمیتونم بیام
13:06واقعا؟
13:07چرا؟
13:08نکنه چیزی شده
13:09مثلا چی؟
13:10اینو من به دستا بپرسم حالی
13:12گاهی وقتا با من
13:13خیلی خوب و مهربونی
13:14و گاهی وقتا بی تفاوتی
13:16دیشبم که نیومدی
13:17امشبم میگی نمیام
13:18اگه چیزی شده خب بگو منم بدونم
13:21باشه فردو در موردش حرف میتونم
13:23پس یه چیزی هست
13:25لیلی بی خود احسابا خورد نکن
13:27همینجورشم بندازی کافی
13:29برای خودم مشکلات دارم
13:30تو هم شروع نکن
13:31باشه قصم نراحت کردنه نبود
13:34فکر کردم که از من دل خوری
13:36ولش کن پس بگو
13:37فردو ساعت چمیه
13:38تا یه چیزهای تداروک ببینم
13:39هده
13:40نمیدونم
13:40قبلش خبر میدم
13:41باشه خدافز
13:45این چرا اینجوری میکنه
13:47گیلدیز پرش میکنه
13:49چی کار میکنه
13:50چش شده
13:58نمیدونستم اگر دلت بخواد
14:00میتونی انقدر مظلوم بشی شاییکا
14:03برو کنار وگر نه هرستم
14:05و سرت خالی میکنه
14:10دلم برات خیلی میسوزه
14:12تو واقعا فکر کردی
14:14همه رو میتونی بخری
14:15خیلی بدبختی
14:17کار خودته درسته
14:18منتظر این لحظه بودی
14:20تو ازش سو استفاده بکنی
14:21سو استفاده کردم
14:24منو نخندون شاییکا
14:27این فقط یه درس کچولو بود
14:29که بفهمی
14:30نباید با دمشیر بازی کنی
14:33وگرنه آب روت
14:34اینجوری میره
14:35فکر نکن
14:37چون کایار خیلی دوست دارم
14:38میتونی سوارم بشی
14:40فراموش نکن
14:41باشه
14:42بده داشم
14:44اون روی واقعی تو نشون میدم
14:45از دست تو
14:48فکر میکنم سعی کن آرون بگیری
14:50وگرنه بازم مجبور میشی
14:52چمه دونا تو برداری و بری
14:54و این با جوری راهیت میکنم
14:56که حتی
14:57صورت داداشتو تو اکسام
15:00نتونی نگاه کنی باشه
15:03فهمیدی؟
15:04بابای عزیزم
15:08حالا میبینیم که که که میفرسته
15:30حالیت؟
15:31اومدم چند دقیه پسرم رو ببینم
15:33نمیتونی همینجوری بیای فهمیدی؟
15:36قبلش زنگ بزن چند بار باید بهت بگم
15:39چرا؟ به نامزدت برمیخوره؟
15:42به چه حقی با من اینجوری حرف میزنی؟
15:44من که حرف بدی نزدم
15:45مگه تو نامزد نکردی ازدواج نمیکنی؟
15:48به تو ربطی نداره
15:49من به خاطر پسرم اینجام نه تو
15:51باشه پس چرا اینجوری رفتر میکنی؟
15:54موندم چه رویی داری که میایی اینجام
15:56اگه معشوقت باردار نیست ها؟
15:57نه همچی چیزی سعت نداره
15:59اصلا بگذاریم به من چه هست یا نیست؟
16:01اهمیتی نداره
16:02ها اهمیتی نداره درسته؟
16:03از غیافت معلوم ایلدیست
16:05برای همین میخوایی با دشمنم ازدواج کنی؟
16:07آی تو اونم به خودت گرفتی
16:09نه اصلا هم به خودم رب نداردم
16:10حقیقت رو میدونم
16:11اون روز مگه بودو بودو نایمدی شرکت گفتی
16:13نادر پیشنهاد ازدواجتو قبول میکنم
16:15دروغ میگم؟
16:17اینقدر خودتو ننداز وسط باشه
16:18فکر نکن به خاطر حرص دادن تو این کارو کردم حالیت
16:21بس نادر رو دوست داری
16:22ها؟
16:23یعنی آشقش شدی؟
16:26نگام کن
16:27وقتی زنم بودی
16:29با اونم بودی؟
16:37ازدواج کنی حق بده و ازدواج کنم
16:39قرار نیست با کسی ازدواج کنم
16:43چی؟
16:44آره درست شنیدی
16:45پیشنادشو رد کردم
16:49یه چیزی بپرسم
16:53چرا نظرت عوض شد؟
16:55حالیت جون اومدی پسرتو ببینی
16:56اون والا پیش مامانمه
16:58برو ببینش بیشتر از اینم منو سیم جیم نکن
17:01یلیز
17:01آی چی میخوای حالیت؟
17:03تموم کارهای مادر پسرم به من مقبوط میشه
17:05برو به چسب مادر بچه یه جدیده
17:07بهت که گفتم لیری باردار نیست
17:09بسته نه خورجونم براتون دعا میکنم
17:11سه غلوم میشه
17:11گیلدیز کار خیلی خوبی کردی
17:13از تصمیم اشتباهت فری برگشتی
17:15زمنم عمرن میذاشتم
17:18پسرم پیش نادر بزرگ شه
17:20من دیگه از تو اجازه نمیگیرم
17:25سلا
17:32خوش اومدید زهر خانم
17:33خیلی ممنون حالتون چطوری؟
17:35نه میتونم کمکتون کنم
17:36راستش
17:37کولکسیون جدیدمون اومده
17:38درست به موقع رسیدین
17:40من برای یه کاری دیگه مزاهمیتون شدم
17:44میخواستم ازتون بپرسم
17:49اینا پنجه هزار لیر میارزه؟
17:55بس دارین بفروشین یا تحویز کنین
17:58میخوام بفروشمشون
17:59میدونین چرا میخوام بفروشم
18:00چون که استفاده نمی کنم
18:02گفتم نقدش کنم
18:03من درست میخوام
18:05اما پدرتون خبر دارن
18:06یه وقت نراحتی پیش نینیم
18:08حرفا میزن اینا
18:08مال خودم هم
18:09تازه میخوام
18:10بعدا دوباره ازتون بخرمشون
18:13باشه
18:15پنجه هزار تا میارزن نه؟
18:17بله
18:17خیلی خوبه
18:21آی همه رفتن مسافرت
18:23ای خدا بزرگی تو شد
18:24ما هیچ جو نرفتیم
18:26وقتی این مردم میبینم
18:27احسابم ناخداغا به هم میرویزه
18:29فشار خونم میره بالا
18:31بهت گفته بودم
18:32اما گوش نمی کنی که
18:37تو که نمیذاری من دو کلمه بهش بشینم حرف بزنم
18:40دو کلمه بهش بگیسته
18:41تمیذاره تو که ست پروتر از این حرف
18:43میلدیز نمیشه که هیچ کس هیچی بهش نگه
18:45یه آدم چقدر میتونه بی شرم و حیا باشه
18:47مابان جون اون اختلال شخصیت داره
18:49میدی دست من میدونم چجوری آدمش کنم
18:54یلدیز دارم میرم
18:56حالید جان خوابید
18:57دفعه بعد قبل از اومدنت زنگ بزن لطفا
19:05آقا حالید
19:07بله
19:09مخاطر دخترم تا الان چیزی نگفتم
19:11اما نمیتونم بیشتر از این ساکت بمونم
19:14خب میشنوم
19:15دختر دسته گلمو دادم به شما
19:17اما شما دلشو شکستین
19:19شما فقط به خاطر هوا و حوثاتون نویی منو بی پدر گذاشتین
19:23اون زن عرضششو داشت زندگیتون از هم بپاشین
19:26عصم خانوم
19:27دخترتون مهر طلقش خوش نشده
19:30رفته سمت نادر دشمن من
19:33اینا رو به اون بگید
19:34ها یعنی تخصیر ایلدیزه درسته؟
19:38اوله شاید حق با اون بود
19:40اما عصبانی شد و راهشو کش رفت
19:43آقا آقا حالید
19:44کدوم زنی میپذیر شوهرش با دو نفر باشه؟
19:47شما میفهمین چی دارین میگین؟
19:49شش
19:49تموش کن عصم خانوم
19:51مجبور نیستم چیزی رو به تو بگم
19:53هرچی که باید میگفتم و به دخترتون گفتم
19:55اون خواست از من جدا شد
19:58آه
19:59اینجور که فهمیدم شما
20:01ناراحت این که دامادی مثل نادر رو از دست دادی
20:04میخوایین به من بپرید
20:06اما من اجازه نمیدم
20:09خداحافظ شما
20:14باورم نمیشه
20:16این چی داره میگه؟
20:19ماما من که بهت گفتم با هاش حرف نزن
20:21تو جریان نادر رو گفتی؟
20:24یه دفعه از دهنم پرید
20:25پس از دهنت پریده
20:27این چه کاری بود کردی؟
20:29جمونده هرسم و سر تو خالی کنم
20:30از دست تو چرا اینو بهش گفتی؟
20:32میذاشتی هرس میخور؟
20:33اون به خاطر اینجور چیزا هرس نمیخوره
20:35اول آخرش میفهمید
20:37خب میگم از دهنم پرید
20:39باید جز
20:44خیلی بابا
20:52عزیزم خوش اومدی بیوتو؟
20:55خیلی ممنون
21:02بیا
21:02چطوری؟
21:04تو رو دیدم بهتر شدم
21:05چند روزی این ورانه میاد
21:07چی میخوری؟
21:09فیلان نمیخوام چیزی بخورم
21:13خب
21:13تعریف کن ببینم
21:15چرا که هم پیدایی؟
21:16گفته بودم که سرم خیلی شلوقه
21:19عزیزم این که نشد بحونه
21:21تا که همیشه سرت شلوقه
21:23درست میگی لری
21:25میخوام یه چیزی ازت بپرسم
21:28اسم دکتوری که بچه رو سیخت کرده چیه؟
21:32نفهمیدم
21:33چیزی خیلی پیچیدیه
21:34ازت نپرسیدم
21:35فقط اسمیشو میخوام بدونم
21:37تو برای چی این سوالو
21:39از من میپرسی؟
21:40اینو نفهمیدم
21:44پرسیدم
21:45چون میخوام بدونم
21:47حق دارم بدونم
21:48آخه این چه سوالیه
21:50الان
21:50یعنی تو الان داری منو
21:52متهم میکنی حالیت؟
21:53فکر کنم درست فهمیدم
21:54تو داری میگی که
21:55یعنی من به دروغ گفتم آره؟
21:57حالیت منو با زنایی دیگه
21:59توی کفهی ترزو قرار نده لطفاً
22:01داری قضیه رو خیلی بزرگ میکنی
22:02سوال پرسیدم
22:04اسم دکتر رو میخوام بدونم
22:06اینقدر سخته؟
22:07معلومه که سخت نیست
22:08اما این سوالی که داری
22:09الان از من میپرسی
22:10به نظر درسته؟
22:12توی این شرایط سخت
22:13به جایی که همراه هم باشه
22:14درسته این سوالو
22:15از من بپرسی
22:16موندم چی میخوایی
22:17بری بهش بگی؟
22:18بری بگی دکتر لیلی
22:19پیش شما بچمونو سخت کرد؟
22:21عرضشی که برای من قائلی اینه؟
22:25نفهمیدم
22:26چرا مسائل رو با هم قاطی میکنی؟
22:28متوجه نمیشم
22:29چرا قضیه رو اینقدر بزرگ میکنی؟
22:31اگه این کار رو کردی
22:32میخوام جزئیاتش رو بدونم
22:34فقط همین
22:34هنوزم داری میگی
22:35اگه این کار رو کردی
22:36میفهمید چی میگی؟
22:38من ازت چی خواستم
22:39فقط ازت خواستم منو تنها نذاری
22:41درسته؟
22:41اگه مثل زنایی سابقه
22:43رفتار میکردم خوب بود؟
22:44اگه میذاشتم بچه بزرگ شو
22:46و میومدم به اسمی گفتم
22:47بیشتر قدرم رو میفهمیدی
22:50لیلی
22:50هنوزم اسم دکتر رو نگفتی؟
22:52نمیخوام اسم دکتر رو بهت بگم
22:54به کسی که حرفم رو باور نمیکنه
22:56و شک داره
22:56نمیخوام چیزی رو ثابت کنم
22:59یا همین الان اسم دکتر رو بهت میگی؟
23:02یا این که همین الان
23:03ریز بریز حقیقت رو بهت میگی؟
23:05به هم بگو ببینم کی تو رو اینجوری پرد کرده
23:08دو روزه صد و هشتا درجه عوض شده
23:09کسی منو با حرفاش بر نکرده
23:11حق دارم اسم دکتر رو بفهمم
23:13خیلی پیچیده نیست
23:14وقتی انقدر به هم شک داری
23:16پس بیا همه چی رو تمومش کنی
23:19نظر منم دقیقا همینه
23:20حق داری
23:21خوبه
23:25ببخشید کجا داری میری داشتیم حرف میزدی
23:27اگه خواستی جواب بدی به هم زنگ بزن
23:41خدایا بیچاره شدم
23:43تموم شد همه چی تموم شد
23:45همه چی تموم شد
23:47آی حالا باید چی کار کنم
23:53تبریک میگم جلدیس
23:54این خیلی خبر خوبیه
23:56آره منم خیلی خوشحالم
23:57فکرشو نمی کردم روزی بتونم به این جاها برسم
24:00آی دلم میخواد زودتر قرار داد و امزاک کنم
24:03تا پول واریس کنم به حسابم
24:05خیلی عجله نکن بذار افر قرار داد و خوب بخونم
24:07خوبه باشه فکر کن
24:09این پول زندگی ما عوض می کنه
24:11همونطور که میدونی حالیت به این پول نقد نمیده
24:13اما نمیشه رای کرد
24:15باید همه ی جوان بود در نظر بگیریم و موازه باشیم
24:18حبت زایه نشه
24:19باشه عجله نمی کنیم اما یه وقت منصرف نشن
24:22چرا باید منصرف بشن
24:23از خوداشونو با تو کار کنن
24:25آی ممنونم
24:26اما منصرف بشن نراحت میشم
24:28اینجوری برای تو هم خیلی خوبه
24:30بذار فکر کنن نیاز نداری
24:31آه یعنی میگی براشون تاخچه بالا بذارم
24:33الان فهمیدم
24:34آره
24:35به دیده کار بهش نبکن
24:36من میرم مطارش میکنم
24:38شاید یکی دوتا تفسیر به نفع تو بهش اضافه کنم
24:41زمنان این اصل قرار داد نیست نمونه است
24:43باشه
24:43مردم فکر کنم همینو به هم گفته بود
24:45باشه
24:46تو نگرانه هیچی نباش
24:47قرار دادی تنظیم میکنم که به نفعت باشه
24:49حیلی ازت ممنونم که اینجور
24:51بعدم میبینم تو
24:52باشه بارو به سلامت
24:53خداحافظ
25:23شماره ایده
25:25آبچی
25:26چیه
25:27بیا اید داره زنگ میزنه
25:29بابا بذار تو دستشویی راحت باشه
25:31یعنی برای چی داره زنگ میزنه اید
25:33جواب بده
25:34جواب بده دیگه
25:36الو
25:37لیلا چه خبر
25:38چرا زنگ زدی چی شده
25:40جلوی درم بیا پایین
25:41برای چی اومده جلوی در چی کارم داری
25:44بیا میفهمی پایین منتظرتم
25:46باشه اومدم
25:48چی میگه اومده این جلوی دره
25:51وای خوده این پسره نمیتونه فرموشت کنه
25:53چطوری فرموشت کنه معلومه که نمیتونه فقط ببین لیلا
25:55ازت خواهش میکنم ببین
25:57افسردگی نگیر چون که من پولو فرستدم
25:59بعد فرد و فالایرم به میلیون میرسه
26:01بید احتیاش دارم خیلی آروم با هم حرفتون رو بزنه
26:04خب باشه
26:05برو برگرد
26:05من هم برمیگردم
26:06راستی خیلی آروم برو برگرد
26:08اصلا هم باشه اززواج نکن باشه
26:10خیلی خب
26:11بلش کنم که اززواج میکنه
26:23ببینم چی میخوایید
26:25کارت دارم
26:26بگو چی کارم داری
26:27دو سخترت رفته تنها موندی برای همین پاشو دیمانیتونه
26:30لیلا چرا مزخ رفت میگه بیخیار چو چه ربتی داره
26:33نه ایمادم بحث کنیم اومدم بهت حشدار بده
26:35ببخشی
26:35چه حشداری میخوایی به هم بدی
26:40میدونم به من ربتی ندارم
26:42اما این پسره
26:42همین پسره که باش دوست شدی
26:44چی داری میگی
26:45بدونی که یک کلمه به هم بگی گذاشی رفتی
26:47بعدش هم باید دختر دست و دست برگشتی
26:49بعد الان اومدی من رو باز خواست میتونی
26:54تو برام عزیزی نمیخوام ناراحتی تو ببینم
26:56این پسره اونجوری که تو فکر میکنی نیست
26:58ببین
26:59اید
26:59به نظرم بهتره بری پیش روان پسش
27:02چون سلامت روحی نداری
27:03زمنم به تو چه که من ناراحتم یا خوشحالم
27:05دیشب با جانه رفتیم بیرون که بر حسب اتفاق اونم
27:09با دوستش اونجا بود حرفاشون رو شنیدم
27:11آشقه یکی دیگه است
27:12تو رو دوست نداره
27:14به خاطر اصرار خانوادش با تو
27:16درسته
27:16چون تنکه ازی که تو این دنیا به فکر منه
27:18توی درسته
27:18تو چرا نمیخوای متوجه بشی
27:20به جای جپ گرفتن یکم گوش کنم
27:22چرا باید به حرفات گوش کنم
27:23اگه تو نمیخوای ناراحتی منو ببینی
27:25نزدیک من نشون
27:26چون تنکه ازی که باید ناراحتی میشون
27:28نیلا چرا نمیفهمی میگم شنیدم بفهم
27:30اید ببین
27:31تو یه دوست دختر داری درسته
27:32برای اون وقت بذار دخت از سر من بردار
27:35من
27:37نگران حال تو هم
27:38نمیخواد نگران حال من باشی
27:40دیگه هم با اینجور بحانه و مزاهم هم نشو
27:44ای بابا
27:45من چی میگم تو چی برداشت میکنی
27:55آقا سلیم چرا زحمت کشیدین
27:57میگفتین من میامدم دفتر شما
27:59نه بابا چه فرق میکنه
28:01منم همین اطراف یه قرار کاری داشتم
28:03از طرفی هم میخواستم شما رو ببینم
28:05بفرمایی
28:06آیی تو رو خدا نگین که برام خبروی بدید دارین
28:09اخراج که نشدم ها
28:10نه نگرانه باشین اخراج نشدین
28:12خوبه
28:13من اومدم اینجا تا یه خبر خیلی خوب بهتون بدم
28:16راست میگین
28:17این اواخر من پشت سرهم خبروی خوبی دریافت کردم
28:20فکر کنم شانس به هم رو کرده
28:22خب بگین ببینم چیه
28:23آماده اید
28:24آیی اونجوری که میگین حیجان زده میشم
28:27دستم رو بگیر پسرم
28:28آمادم
28:29یه کارخونه یغزیه یه بزرگ امریکایی
28:32میخواد این پوره های سی به شما رو ازتون بخورد
28:34آه واقعا
28:35کدوم کارخونه
28:37زمنان این کارخونه تو رده خودش بیرقیبه
28:39آه واقعا
28:41با من تماس گرفتن
28:42پیشنادشون به شما اینه
28:44چیه
28:45پنج میلیون دولار
28:46به علاوه یه سمت سرپرستی تو شعبه یه ترکیهشون
28:54یه لحظه
28:56پنج میلیون دولار میدن
28:58بله
29:01دولار چنده
29:02بدود شش میشه
29:04پنج
29:05سبتر شش
29:09یه لیس خانوم
29:10یه لیس خانوم
29:12یه لیس خانوم
29:13پنج
29:14یه لیس خانوم
29:20یه لیس خانوم
29:21یه لیس خانوم
29:29یه لیس خانوم
29:38حالتون خوبه؟
29:39خوبم
29:41خدا رو شکر
29:43خدا رو شکر
29:44خیلی خوبم
29:45تالا اینقدر خوب نبودم
29:46پنج میلیون
29:51وای خدایا
29:52یه پیشناد دیگه هم گرفته بودم
29:56اما اون منو بیخوش نکرد
29:57سفرای این خیلی بیشتره
29:59هنوز تو شکم
30:01باورم نمیشه
30:03موفقیت بزرگی من به تون گفته بودم
30:05آیندتون درخشانه
30:06گفته بوده اینم اگه میدونستم قراری همچین پیشناداتی بگیرم
30:09حتی حالی تم پوره میکردم و میکردم اش تو شیشه
30:14آی آقا سلیم باورم نمیشه
30:16واقعا انگار الان روحب روی صورتیم
30:27پسرم تو هم داریم میخندی درسته
30:31چی میگفتیم
30:32مسئولین کارخونه میخوان فردا شما رو حضوری بگیرم
30:35آی حتما خوشحال میشم
30:36من به وکیلم که یا زنی میزنم میگم اونم بیانم
30:39باشه پس من در مورد جا و زمان قرار حتما بهتون خبر میدم
30:43باشه به من خبر بدین که یا کجا باید باشم
30:46باشه
30:46آی من هنوز تو شکم
30:48باشه باشه پسرم رو بگیرم بیا عزیزم خیلی ممنون
30:52بیا عزیز دلم پول دار شدیم عزیزم
30:57پس با اجازتون من برم
30:59آه من راهیتون میکنم
31:00وایسه پسرم
31:01وای خیلی ممنونم آقا سلیم واقعا شما تو این کار خیلی به گردن من حق داریم
31:06خیلی ممنونم ازتون
31:08خواهش میکنم
31:09خدا نگه دارتون
31:12ممنونم
31:17آی پسر گلام عزیز دلم خبرو رو شنیدی؟
31:21من و تو با هم دیگه پنج میلیون دولار پول داریم باورد میشه
31:26آی پسر عزیزم
31:29نجلا خانون زبونم مودر آورد دست به اینا نزنید
31:32فهمیدید جاشون همینجاست
31:34آه متوجه شد این که
31:35باشه فهمیدم من الان
31:37تمومش کنید
31:44کار دارم
31:45خیلی وقت تو نمیگیرم
31:47اومدم حالی ازت بپرسم
31:50برای چی؟
31:56فهمیدم یلدیس پشیمون شده
31:59این این خال زنکا اهل قیبت هم که هستی
32:03نادر
32:05یلدیس برای این که منو عصبانی کنه
32:08سمت تو اومده
32:10موندم مرد باحوشی مثل تو
32:12چجوری اینو نفهمیده؟
32:15حالید
32:15تو با این سند و سالت
32:17هنوز یاد نگرفتی و نفهمیدی که
32:20در مورد زندگی بقیه حرف نزنی این یک
32:23و حالا
32:24با وجود این که میدونی من آدم خطرناکی هستم
32:27همینطوری هیداری فکر میزنی
32:29اینم دو
32:30به چی میخندی؟
32:32چرا میخندی؟
32:33چرا نخندم نادر؟
32:34خیلی موزهکی
32:35وقتی جوابی نداری تحدید میکنی
32:37همه میدونم
32:39نترسیدم و تعجبم نکردم
32:41من حضرت میخوام
32:43نادر که درکت نکردم
32:44این عصبانیتت به خاطر اینه که
32:47یلدیس تو رو نخواستی
32:49همیشه همین کارو میکنی
32:50خیلی زود حرف میزنی
32:52بعدش میفهمی که باید
32:54زیب به دهمتو میبستی
32:56من تو رو با قمع و ساعت تنها میذارم
33:04بازم به تصریعت میگم
33:05نادر چون
33:19هلدیس من اومدم
33:21ماما
33:22کیسارو بذار رو زمین بیا
33:24چی شده دخترم
33:25بیا برات یه خبر توب دارم
33:26نمیخوام یه دفعه بیهوش بشی
33:28سرت بخور جایی
33:29پس بهتره بشینی
33:30هلدیس چی شده
33:31نکنه تصمیم گرفتی پیشناده ازدواج نادر رو خبال کنی
33:34بشین ما من اصلا ربطی به نادر نداره
33:36برای پوره هامون
33:38یه پیشناده جدید گرفتم
33:40یعنی چی؟
33:41اونم از یه کارخونه ای امریکایی
33:43با پیشناده بالاتر
33:45پنج میلیون دولار
33:46پنج میلیون دولار پیشناد دادن
33:49چی داریمی گیلدیس؟
33:50درزه؟
33:51منم استخدام میکنن
33:52به خطر نوعاوریم
33:53سرپرستی پروژه شعبیگ ترکیه شنو به من میدم
33:56یعنی چی؟
33:58آخر اینباری که چشمات برق میزد
34:00وقتی بود که گفتی دارم
34:01با حالیت ازدواش میکنم
34:02آی مامان حالیت دیگه کیه؟
34:04حالیتو فراموش کن
34:05این پول خودمونه بزن قدش
34:07آه حالیت خبر داره؟
34:10نه خبر نداره
34:11زنگ بزن بهش بگو
34:13بگو هم معروف هم هم پول دار
34:14بذار دلش به سوزه زنگ بزن
34:16هنگی حسلی یه اونو داره
34:17بعدن خودش میفهمه
34:18البته دوست داشتم قیافشو ببینم
34:20برگرده به زنی که خیانت کرده
34:22نگاه کنه که میلیونر شده
34:24ایلدیس
34:25ببین با رسبی مامان بزرگت
34:27به چه جاهایی رسیدی؟
34:28ممنون مامان جون روحت شد
34:30آی باورم نمیشه
34:31من میگم که
34:33شب همه رو دعوت کنیم
34:34این رو جشن بگیریم
34:35همیرو جانرم دعوت کن
34:37خیلی بهت کمک کردن
34:38خیالت راحت میگم بیام پیش خودم کار کنن
34:40پیش کایا به هیچ دردی نمیخورن
34:42آفرین ایلدیس دخترم
34:44پنج میلیون پنج میلیون
34:47آی باورم نمیشه
34:48میرم کارا رو بکنم
34:49مهمونا رو دعوت کنم
34:51پنج میلیون خدایا
34:52آره
34:52زمنان اون پنج میلیون
34:54همه شمال خود خودمه
34:56خودم به دستشا بردم
34:57نیازیم به حالیت ندارم
34:59بگذریم جشن میگیریم
35:03بهتر زنگ بزنم
35:04تا این درم آمادش شب بیاد
35:12بله زفر
35:13ببخشید مضاهمتون میشم
35:14اما امروز اتفاقی اینجا افتاد
35:16چی شده زفر
35:17زهرها خانوم اومدن
35:18و جواهراتوشنو فروختن
35:19یعنی چی فروخت؟
35:21من مبلد این که به خرم ازشون پرسیدم
35:23که شما در جریان هستین یا نه
35:24اما گفتن که میدونین
35:26گفتم به محضه اتمینان
35:27زنگ بزنم و بهتون اطلاع بده
35:29من رو ببین
35:29چرا بعد از رفتن زهرها زنگ زدی به من؟
35:32به حرف زهرها خانوم اعتماد کردم
35:34به چیش اعتماد کردی؟
35:35نمیفهمم
35:36من نگاه کن زفر
35:37چی آورد و چی ازش خریدی؟
35:39دو تا دستبن یه گوشواره و
35:41جواهراتی که شما روز تولدشون خریده بودیم
35:44پنجا هزار لیز
35:44تیزایی که خریدی رو همین ارام برام بفرس
35:46بعد از این هم
35:47از بچه هام هیچی نمیخری؟
35:50هیچی هم بهشون نمیفروش؟
35:51باشه حتما مذرت بخوام
35:57خدای خودت سر بده
36:05بله لیلی
36:06شایی که معلومه کجایی؟
36:08از صبح صد بار زنی زدم
36:09چرا گوشی تو جواب نمیدی آخه؟
36:11تو جلسه بودم گذاشته بودم رو سیلت
36:13باید سریع کاری بکنی حالیت ولم کرد و رفت
36:16چی داری میگی تو؟
36:17درست شنیدی
36:18اومد اینجا اسم دکتر رو پرسید
36:20منم نتونستم بگم
36:21نا باید اینجوری میشد
36:22این از کجا به ذهنش رسیده؟
36:25نمیدونم اما فکر کنم کاری لیزه
36:27منم عرکی باش بحث کردم که یعنی تو به هم شک داری
36:30اما اصلا مروش مهم نبود
36:32راشو کشید و رفت
36:33لیلی حتما خودت هم میدونی این اصلا خوب نیست؟
36:36میدونم متوجهم شاهی که
36:37اما باید زودتر یک کاری بکنی
36:39نمیتونیم دست رو دست بذاریم
36:41تو که میدونی من چیا کشیدم
36:42من به خاطر حالیت حتی کتا کم خوردم
36:44کم فدا کنیم کردم
36:45اگه حالیت به شک کرده که نمیشه اصلا جمعش کرد
36:48میدونی که؟
36:49نمیشه یکی رو پیدا کنی
36:50مثلا یه دکتری چیزی چه میدونم
36:52ببرمش با حالیت حرف بزنه؟
36:54باشه بذار فکر کنم ببینم چی کار میتونم بکنم
36:57باشه اما فقط زودتر حلش کن
37:15خوش اومدی
37:16زهرا کجاست؟
37:17تو سالان نشستن
37:19اون کاری که می کنی خیلی خنده داره
37:22بابا
37:22خوش اومدی بابا جو
37:23باز داری یواشکی چه قلطی می کنی؟
37:26بابا چی شده؟
37:27یعنی تو نمیدونی خواهی تو به اون راه نزن
37:28جواهراتو تو فروختی؟
37:30بابا جون مذرت می خوام
37:32من اونا رو نقد کردم تا تو کارم سرمایه گذاری بکنی
37:35آخه تو روچه به سرمایه گذاری؟
37:36چی برات کم و کس گذاشتم؟
37:39پول لازم داری؟
37:40چرا آب روی من و جلوی دوست و آشنا می بری؟
37:42بابا جون یه لحظه گوش کن
37:44قسم اینو گذاشی سرمایه گذاری؟
37:46کودن؟
37:47بد نیست از عقدت استفاده کنی
37:49مگه نمیدونی این اواخر چقدر تحت فشارم ها؟
37:53از صبح تا شب با کیا سر کله می زنم
37:55اینالو نمیدونی؟
37:56چرا با آب روی من بازی می کنی؟
37:58بابا من اصلا نمیخواستم ناراحتت کنم بابا کنم
38:01اما من ناراحتم
38:02بابا
38:02چی میخوای؟
38:03بابا لطفا خون سردی تو حفظ کن
38:05چند روزی جلوم سبز نشو
38:07اما
38:08نه
38:09بسته دیگه
38:10یکم مراقب رفتارتون باشین
38:12نمیخوایم اینجا ببینمش
38:20حرفاشو به دل نگیر باشه
38:22عصبانی بود اینجوری گفت
38:24حالا حالا عصبانی میمونه
38:25منو نمیبخشه
38:26باشه من میرم پیش گلدی
38:29باشه اما از اونجا به امون زنگ بزن
38:30بابا که آروم شد برگرد بیا باشه
38:32بله
38:34حالی جانو خبوندم
38:36تاجمم گذاشتم
38:37و مهمونی شروع میشه
38:39مامان
38:40اینا یه چیزایی میخورم
38:42برای دختر مایه دارتم
38:43یه آب میوه ی چیزی بیار
38:44باشه عزیزم
38:45من موندم چرا زودتر نزدیم
38:48تو کار تولید این پوره سیب نگاه
38:50همه طالبشم
38:51آره
38:52آره واقعا یه لیسو
38:54بیا پیشناد از یه پیشناد
38:55راستشی لیس موندم چی بگم
38:57واقعا باورم نمیشه
38:59یه چیزی بهتون بگم
39:00این به جدا شدنم از حالیتم رب داره
39:02چون که قدم اون اصلا برای من خوب نبود
39:05بعضی از آدم ها پر از انرژی منفی هست
39:07اما در مورد حالیت وضیعت برعکسه
39:10اون بدون من برشکست میشه
39:12امیدوارم دخترم
39:13خیلی ممنونم مامانجا
39:15بیخیال ویل کن بحث حالیت مالی تویل دیست
39:17ببین تو اولین قدم تو توی کار بردشتی
39:20یا محفظم شدی
39:21پول خوبی هم به دست بردیم
39:22حالا میخوایی چی کار کنیم؟
39:23اول از همه اگه کایه اجازه بده
39:25شما رو میارم پیش خودم
39:27راست میگی؟
39:28یعنی همکار میشیم؟
39:30آره دیگه میاریم پیش خودم
39:32وایی دیست یعنی میخوایی بگه خیلی با معرفت هم
39:35ای بابا این دوتا به خاطر درست کردن
39:37پوره همه جشنو رنده کردن
39:38بگردنم هم کارم خوب
39:40ما منچیه تو میشیم یا تو منچیه؟
39:42نه عزیزم همه چیزم میشین
39:44اما بذارین اول از کایه بپرسم
39:46اجازه میده یا نه؟
39:47اینجور که معرومه میخوان با تو کار کنن
39:49از من خسته شدم
39:51دادش اینجوری نیست
39:52شما نکن نمیشه گفت خسته شدن
39:54ما آشغ ماجراییم
39:57شرکت تو برای ما زیادی آرومه
39:59اون راست میگه
39:59اما اگه بگید نرید
40:01ما هم حرف تو حرف نمیزنیم و میمونیم
40:03چرا باید به شما بگه بمونین؟
40:04من اینکه بیکار نمونین استخدامتون کرده بود
40:07ایندرد
40:07اینچوری را میزه
40:08فهمیدم فهمیدم پس میبرمشون
40:10هر جا دوست دارن میتونن باشن
40:12تصمیم نهایی با خودتونه
40:13بزنیم قدش
40:14فدای معرفتتونی لیس
40:16بیا بیا
40:17ما قراره دوباره پوست بگیریم و همش بزنیم
40:20معلومه که نه
40:20کارخونه تولید میکنه
40:21ما میچشیمش
40:22فقط یه چیزی بهت بگم یه لیس
40:25کاری که کردی واقعا مثل موجز است
40:28انقدر دلم میخواست قیافه حالیتو
40:30وقتی اینو میفهمه ببینم
40:31یه چیزی بین سیاه و بنفش
40:33تصور کن این زمانهی که میره کنار دریا برون زنیشه
40:36خدا کنه
40:38بفرمایین شام بفرمایین
40:41بفرمایین
Comments