- 3 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00اید جون
00:00جونم
00:01اون قضیه رو به اید گفتیم
00:03نه هنوز نگفتیم بذار بیاد بهش میکرد
00:06هنوز چی رو نکردیم
00:08منتظر تو بودیم بزر
00:09بفرمایید منتظر تو بودیم
00:11اید جون میخواییم در مورد موضوعی با طرف بزنیم
00:14هی بابا
00:16اینجوری که بوش میاد موضوع خیلی مهم میه
00:21ما حرفامونو زدیم درسته؟
00:23باورت میشه اید جونم
00:25نظر منم پرسیدن
00:29باورم نمیشه نظر تو پرسیده باشن
00:31آره جنر جان
00:33وقتی میخوان تصمیم مهمی بگیرن
00:36رو نظر منم حساب میکنن
00:39باورت میشه این چی داره میگه؟
00:40کنجکاف شدم بدنم این چی هست که شای کام در موردش نظر داده
00:44آره رسی گوش کنید میخوام یه چیزی بگم
00:46من آشقی درک و طرز فکر زند دادشم شدم
00:51با وجود این که میانمون خیلی خوب نیست
00:54به پیشنهادم فکر کرده
00:55ما چکرم
00:58اید
01:00ما در موردش حرف زدیم
01:03البته اگه تو هم بخوایی میتونی برای تحصیل بری خارج
01:09یعنی چی؟ خب که؟
01:11هر وقت که تو بخوایی عزیز دلم
01:13دوبله شده در افسدیو جم
01:15شایی کامیش اجازه بدی
01:17که در مورد پسرم پدر و مادرش تصمیم بگیرن ها
01:21تو اون نمک دونو به من بده
01:24باشه عزیزی دلم من که چیزی نگفتم حالا
01:27ببین عزیزم منظور ما این نیست که تو اینجا نمونی میفهمی؟
01:32چجوری بگم؟
01:34حالا هوا توز میشه، تنوا ایجاد میشه، خاطرات بدی تو فراموش میکنی، یه فرصت جدید برای تحصیلت داری، فکر میکنم
01:42آیندت اینطوری بهتر باشه
01:45من اگه جای تو بودم، همین الان سوار هوا پیمان میشدن میرفتم
01:48اصلا نمیخوام احساس کنی که مجبوری قبول کنی، اگه خودت واقعا دوست داری که بری
01:52نه نه، واقعیتش منم، به تنوا احتیاج دارم، ولی شما نظرتون رو کده کش برمیم؟
02:11راستش، خیلی مفصل در موردش حرف زدین، نگاه حتی شایکام جوزیتو میدونیم
02:16نه، ازیزم ایجون کس جوزیتو به من نگفته، خودم پیشنهاد دادم، وقتی گفتم سویس باید میفهمیدی دیگه
02:23فهمیدیم باجی جون، تا گفتی سویس فهمیدیم، باشه، پیشنهادو تو دادی، همه کار توی اما لطفاً بست کن دیگه
02:28اید، نظر تو چیه؟ یعنی میخوایی بری اونجا درس بخونی؟
02:31خب، چرا که نه، همونطور که گفتم منم دوست دارم از اینجا دور بشم، میدونی؟
02:36این ببین چی بهت میگم، به نظرم اولش همینجوری برو، محیط اونجا رو ببین، با محیط آشنا شو، بعدش در
02:42موردش تصمیم بکن
02:43ببین، آبجی جون، منم باش برم، به نظرم بد نیست یه بزرگتر اونجا همراش باشه، منم به تنواه احتیاج دارم،
02:49خسته شدم نیوز به استراحت دارم
02:50نه، عزیزم، من تا رو اینجا لازم دارم
02:53واقعا؟
02:54اون که خیلی بهتره باشه، پس منم با تو میام مالدی، حالا که به من احتیاج داری، بذار منم اونجا
02:59پیش تو باشم
02:59خیلی هم مالی، دیگه چی؟ میخوایی با ما بیایی ماه اصلا، هلاره؟
03:03جنر جون، اگه دریت مصطفرت میخواد، من میتونم ترتیبش رو بدم
03:11خدا، اون روز رو نیاره، شایکای جون
03:16نگاه تو رو خودکی به من پیش دارد میده، واقعا متصفم براتون
03:19کسی به فکر من نیست، چی کار کنم، منم ببرید دیگه، چی کار کنم؟
03:22داشتیم در مورد یه چیز دیگه حرف میذاریم، آرون باشین
03:24ای بابا، ایت، جواب ندودی پسرم، نظر چیه؟
03:33میخوام برم
03:35آلیه، بری اونجا روحیتم عوض میشه
03:37پس ما کاره بیلیتتینا رو انجام میدیم، باشد؟
03:41اگر امتحانی چیزی کاری داری میتونیم برای چند وقتیگه برید بگیریم
03:45نه نه، امتحان ندارم
03:47رسی، شما قراره که برید؟
03:49ما فردا میریم
03:50پس منم فردا برم اشکالی که نداره، درسته؟
03:53وای، چرا اینقدر سخت میگیرین؟
03:55هر ساعتی که بخواییم پرواز هست
03:56من به چند ته از دوستان میسپارم که بیان برسونن دانشگاه
04:00نمیخوادیم قفه کنی، اینقدر هم سخت نیست؟
04:02من امیدوارم دوستات مثل خودت نباشن شاهیکا
04:06هیچ کس نمیتونه مثل من باش زن دادش جون
04:10میدونستم، میدونستم
04:13خب بگذاریم، شام امونو که خوردیم میریم
04:16بریتوارو چک میکنیم
04:18خبه که برای پاسپورتم گرفتیم مکنه
04:20آه، عره
04:20برای شروع دوباره
04:29شاییکا جیم
04:30مال خودمی
04:31محال ممکنه
04:39بیا
04:40ممنونم لیلا
04:44اریمم به خاطر رفتار بابا خیلی ناراحته
04:47اصلا نمیفهمم اریم چرا ناراحت شده
04:49بابا همیشه همینطوری رفتار میکنی
04:51این دفعه فرق میکرد خیلی داد سد
04:53یه نزخ کجاش فرق میکرد
04:55چی میگی نکنه فرموشکار شدی تو هم
04:57آخه همیشه یه موضوعی باعث اصابانیتش میشد
04:59اما این بار فقط استخونه ماهی رو بحونه کرد
05:02و گذاشت از خونه رفت بیرون
05:03زرین تو یه چیزی بگو دیگه پی
05:05تو آی چی بگم بی خودی دعوا کرد
05:07منم فردا دارم میرم
05:10نفهمیدم کجا گذاش رفت
05:12به صدقی زنگ بزنی
05:13نه نه
05:14زنگ نزنی
05:14بابا به فهمه بیشتر اصابانی میشه
05:16رفته هوا بخوره
05:17قبلنا میرفت تو اتاق کارش
05:19اما الان گذاشته رفته
05:20از طرفی هم اهل قدم زدن نیست
05:22نمیدونم کجا گذاشت
05:23بگذاری ناراحت نباشین
05:24الانه که برگرده
05:26میدونم
05:26میا داره بر میگرده
05:27حالید که جایی نداره بره
05:28اینجوری نمیشه
05:29من سنگ میسنم
05:30دوام بکنه مهم نیست
05:33آفرین لیلا
05:34دل و جرعتت از ما بیشتره
05:38قربان لیلا خانم زنگ میزنم
05:39چیزی که بهت گفتم و بکنم
05:41باشه قربان
05:43بفرمای لیلا خانم
05:50باشه پس
05:51اگه کاریشون داشتین
05:53لطفاً با گوشی من تماس بگیرم
05:54باشه خیلی ممنون
05:56چی گفت؟
05:58هیچی تو کافی شاب داره چایی میخوره
06:00حالید؟
06:01من بهتون گفته بودم
06:02خودشو مزخری کرده
06:04بگذاریم باز خوبه فهمیدیم کجاست
06:07من میرم بیش حالید جان
06:09بذار منم باعت بیام
06:20تو اینو باور کردی؟
06:22چیو؟
06:23چای خوردن حالیتو
06:24یعنی چایی نمیخوره؟
06:26صدقی هم آدم خودشه
06:27چرا صدقی باید دروغ بگه؟
06:29چون دست راست حالیته
06:30حالیت هرچی بگه صدقی همونو به همون میگه
06:33میشه واضح تر حرف بزنی؟
06:35همه ی این اتفاق ها قبلا به سار منم اومده
06:38این فیلمو قبلا دیدم تکراریه
06:40آخر فیلم چی شد؟
06:41چی شد؟
06:42حالیتو من جدا شدیم
06:44حالیت با اندر ازده باش کن
06:45ایوای
06:46اونم چه ایوایی
07:14الو
07:15لیلا تعریف کن ببینم چی کار کردی؟
07:17به حالیت گفتم اینجوری نمیتونم ادامه بدم
07:19ببین داری اشتباه بزرگی میکنی
07:22اگر بهت بگه برو به سلامت اون وقت میخواد چی کار کنی؟
07:25عزیزم نمیگی
07:26این اعتماد به نفست کار دستت میده
07:29یادت نره که حالیت یه بچه داره که نمیتونه ازش جده بشه
07:33من حاضرم این ریسکو به جون بخرم شایکا
07:36وقتی این مرد با منه حق نداره برای زنش جواهر مواهر بخری یا جشن تولد بگیره
07:41من نمیذارم عزیزم
07:42نمیدارم چه رنقد گیره این موضوعی
07:44ما میخواییم گیردیس و حالیت از هم جدا بشن
07:46به جان که گیردیسو از چشم حالیت بیندازی
07:48اینجوری داری خودتو از چشم اون میندازی
07:51و کاملا کاریت اشتباه متوجه هستی؟
07:54عزیزم حالیت از من جدا نمیشه
07:56فیلن منو میخواد
07:58شاید تو تو این چیزا تجربت بیشتر از من باشه
08:01اما سعی کن یکم به من اعتماد کنی
08:03تو کار خودتو کردی؟
08:04من هم مجبورم که بهت اعتماد کنی
08:06من لواز مامو جمع کردم علکی مثلا
08:08این علکی مثلا رو حالیت باور میکنه لیلاجون
08:12حال خودت میبینی؟
08:13فردو حرف میزنی
08:16خداحافظ
08:30حالیت
08:36نمیخوایی بگی خوش اومدی؟
08:37معلومه که خوش اومدی
08:39بیاتو حالیت
08:54نمیخواهم بری
08:57میدونم چرا نراحت بودی
08:58حقم داشتی
09:01مهمونی کنسل میشه
09:16ایندرجون
09:17داری میری بخوابی؟
09:19نه عزیزم
09:20میخوام چمی دونم رو جمع کنم
09:22یکی ندونه فکر میکنی
09:23تو حالا هیچ جا نرفته
09:24اصلا نمیتونم درکنی
09:25برای اولین بار با شاهرم
09:27میخوام تنها بمونم
09:28راستی ببینیدم خونه نیست
09:31دختر خوبی باشی
09:32و شیطنت میتنت نکن
09:34من اینجا هم
09:36تو خیلت راحت باشه
09:38برو
09:38آ راستی
09:41اگه چیزی لازم داشته
09:42میتونی به جانر زنگ بزنی
09:44اون میتونه کمکت کنه
09:45به خاطر تفاوت ساعت بهتره
09:47به ما هر دقیقه زنگ نزنی
09:49چون احتمالا میخواییم تنها باشیم
09:51گوشیامونم خاموش میکنی
09:53خبه یه نادر یه همچین کاتایی بهتون دده
09:55انگار مدت هست که منتظر همین بودی
09:58راستش من خودم میخواستم
09:59کایه را سورپرایز کنم
10:01اما نادر زودتر برامون بیلی تحیلیه کرد
10:04مطمئنم که بهتون خوش میگذاری
10:06منم مطمئنم
10:08از اونجا برای طرف دریایی میارم شاییکا بابا
10:11آیا راستی نمیخواید زحمت بکشیم
10:14من از اینجور حدیه اصلا خوشم نمیارم
10:16میدونم
10:18بیتونی بری حتما میاری
10:40سیفگی
10:41این جانه را اومد در را باز کن
10:43بعدش هم برامون قهوه بیار لوت
10:45خوش اومدین
10:46سلام خیلی میمونم
10:51بیا اینجا جانه
10:55چی کار کردی
10:56فهمیدی اون خونه ماله کیه
10:58کاش نمیفهمیدم
11:03مال حالیته
11:04ناره
11:05نیگاش کن تا را خدا باورم نمیشه
11:08با این که حدث میزدیم اما
11:11منم جا خوردم
11:12آخه موندم حالی چطور تونسته همچین کاری کنیم
11:15آف جی اینم سواله میپرسی
11:16از وقتی عاشق شدی یه جوری شدیم
11:17اگه حالی تو نمیشنسی
11:18از افر زندگی چینجوری بوده
11:20از این به اون از اون بین
11:20میدونم حالیت شخصیت بیماری داره
11:23اما موندم با وجود یه بچه کچیک
11:25چطوری تونسته برای این دختری
11:26بی فرهنگ خونه بگیره
11:27یعنی چی آخه باورم نمیشه
11:30آره آب جی جون حق داری
11:31حق داری
11:32اما خب من یه جا خونده بودم
11:33مردهی که تحت فشار اصلا
11:35احتمال خیانتشون بیشتره
11:36حراب شدن کاروبار این پول دارا
11:38براشون مثل مردن میونه
11:41راست میگی آره
11:42میدونم
11:44جالبه
11:44تو بقیه اولین بار بدونین
11:46که اعتراض کنی حرفم رو تعایید کردی
11:48آخ جانر
11:49بگذاریم آب جی بی خیال
11:50بفرماید قهفتون
11:51نوشه جان
11:52شاید
11:54حالیت دیده با این کار
11:56مشکلات مالیش رو فراموش میکنه
11:58یا این که
11:59یه حوث زود گذره
12:00به نظرم نباید حساس بشیم
12:01نمیتونم حساس نباشم جانر
12:03آب جی تو
12:04دلت برای یلدیز میسوزه
12:05اینجوری حساس کردم
12:07آه نه فقط خودم و
12:08خودم و یه لحظه جای اون گذاشتم
12:11دوشان فکر میکردم اگر کایای همچین کاری میکرد با من
12:14اکسالعمالم چجوری بود
12:16داشتم با اون فکر میکردم
12:17آب جی جون
12:18یلدیز و حالیت هیچ رابطه عاشقانه با هم ندارن
12:20همینجوری اززواج کردن
12:22یعنی تو فکر میکنی که یلدیز عاشق حالیته؟
12:24میدونم نیست
12:24اما بابای بچهش که هست
12:27یعنی
12:27یلدیز بدون حالیت هیچه جانر
12:30خودش هم اینو خیلی خوب میدونه
12:32مگه ندیدی جدا که شده بودن
12:33چی شده بود
12:34دختری که تا جل مستاش
12:35با دستای خودش گاو میدوشه
12:37تو ده زندگی میکرد
12:39باشت آب جی
12:40خب حالا میگی چی کار کنیم
12:57جانر
12:59من میخوام
13:01بی یلدیز خبر بدم
13:03به نظرم آب جی جون خودتو قاطی نکن
13:05یلدیز جدا نمیشه
13:06فقط تو خراب میشی
13:07تو حرف میخوری
13:08میخواد جدا شده
13:09میخواد جدا نشه
13:10این برای من مهم نیست
13:12اما هیچ مردی حق نداره
13:14یه زن رو احمق فرض کنه
13:16جانر جون میفهمی
13:17ببین من این کار رو
13:19فقط به خاطر یلدیز نمی کنم
13:21به خاطر حقوق زنا میکنم
13:24تو میفهمم آب جی جون
13:25حق داری درست میگی
13:26اما اگه نظر من رو بپرسی
13:28من میگم ندون
13:29را یه منفیه
13:35بله
13:37حالی جون وقت داری؟
13:39آه دارم بیا بیا
13:40راستش خستم قبل از این که بری شرکت ببینم
13:43با هم قهوه بخوریم؟
13:45باشه بخوریم
13:45میگم بیارم
13:46آی سل
13:47دو تا قهوه تور که ساده
13:51بشین
13:57حالت خوبه؟
13:58بد نیستم
13:59شب پرواز داری درسته؟
14:00به سلامتی
14:03حالت به نظر میاد خیلی رو فرم نیستی
14:05بخوای دردو دل کنی؟
14:07چیزی نیست که بخواییم حرف بزنیم
14:09خوبم
14:09در مورد کارت به مشکلی چیزی برخوردی؟
14:12فیلن که نه
14:13تونستم حلش کنم
14:14خوبم
14:15چیزی فکرتو مشغول کرده؟
14:19مثلا چی؟
14:20هر چیزی
14:22چرا میپرسی؟
14:23قصد فوزولی ندارم
14:25فقط رفتارت یکم نگرانم کرده
14:28زمنن
14:29خیلی هم آشناست
14:32زرین چی رو میخوایی بدونی روک بپرس
14:35بله
14:43ممنونم آیسل جان
14:44نوشه جان
14:58احساس میکنم یه تغییراتی به زندگیت دادی؟
15:04زرین زندگی من همجوری از که قبلم بوده
15:07اما این خونه جوش بد شده
15:10همه یه پا کارگاه شدن
15:12باشه حالی جون آروم باش
15:14بحثو عبست کنیم
15:17زرین
15:17بی خودی عصبیم نکن باشه؟
15:20باشه
15:20آرامش بروادم نمیذارم
15:25اینم شلقه به
15:27آیسل
15:30آره ممانجون بنویس
15:32بنویس که پدر جشن تولد مادرتو کنسل کرده
15:35بعدم به حسابش برس
15:36یه لیس
15:39بچه رو دیوونه نکن
15:41تونستی بابا حرف بزنی؟
15:42حرف نزدم باش قهرم
15:43باشه بابا پایین بارو باش حرف بزن
15:46نه ولش کن باش قهرم
15:47یعنی واقعا مهمونی کنسل
15:49آره برای همه ی دوستان پیامک فرستدم
15:51باشه
15:52میتونین بعدن یه روز دیگه جشن بگیرین
15:54نه نمیخوام به زور برای خودم جشن بگیرم زهرا
15:57خب میتونیم یه جشن خودمونی بگیریم ها؟
16:00نه هیچی نمیخوام
16:02ببین یلدیز میخوام بگم به نظرم این موضوع اینقدر کشش نده
16:05برو بابا حرف بزن
16:06چون فکر میکنم بابا به خاطر اون پیغامی که برای گول فرستاده بودی
16:09از همونی بوده حرسشو اینطوری خالی کرد
16:11حالا هرچی
16:12از دستش خیلی دلخورم نمیخوام با شرف بزنم
16:15بگذریم زهرا جون بیه اینو بغلش کن
16:17باشه بده
16:18خوشکل بانوی
16:19من بیرون یه کاری دارم حواست به حالی جمع باشیم
16:21باشه باشه من پیششم
16:23میبینم ات عزیزم امان
16:25حالی جون
16:26میخوای بریم با هم پارک
16:29داری میری
16:30آره میرم
16:31دیشب اونقدر اومدی که
16:35نتونستم دلیل کارتو بپرسم
16:37پس گیرنده هات زعیفه
16:40من موندم کجای اون قضیه اونقدر هات بود
16:43که بخوایی از سر میز پاشی و تا صبحم خونه نیاد
16:46بهتره بهش فکر کنی ها
16:47باشه حالی جون فکر میکنم جای جفتمون فکر میکنم
16:50راستی جشن تولدو کنسل کردم کسیم نمیاد
16:53چه بهتر
17:00آیرسال
17:02پالتو مو بیار لطفا
17:03همین الان میرم
17:06بفرمایید قهوتون
17:08خیلی ممنونم
17:08نوشه جان
17:10سلام من اومده
17:12خوش اومدین
17:12خوش اومدی
17:14خیلی ممنون حالتون چطوره
17:16خوبم تو چطوره
17:18خوبم ممنون
17:19چیزی میخورید بیارم
17:20نه ممنونم
17:21باشه
17:21امروز برای درد دل نایمدم
17:23برای خدافزی اومدم
17:25کجا میری؟
17:26امروز میرم سویس
17:28مامان و بابام یه دانشگاه پیده کردن
17:30میخوام برم محیطشو ببینم
17:31خوب برای چینقدر یه دفعی؟
17:33پیشنات دادم منم گفتم چرا که نه
17:35یعنی چیزی
17:36اینجا ندارم که بخوام به خاطرش اینجا بمونم
17:39اگه خودت نظرت روی اینه که بری
17:41خوب باشه برو
17:43امیدوارم بتونام تا این دوره لیله رو فراموش کنم
17:45زمنان شندین که میگن از دل برود هران که از دیده برفت
17:49میخوای فراموشش کنیم؟
17:51من دیگه برم
17:55میبینم اتون
17:56میخوای با لیلام خدافزی کنی یا نه؟
17:58نمیدونم خدافزی کنم؟
18:00اگه میخوایی دیگه بر نگردی
18:03به نظرم خدافزی نکن
18:04اما اگه قصد داری دوباره برگردی
18:06بهتره باش فاردین وادی ها نشی
18:08من خودم هم نمیدونم
18:11بهتره بشینی در موردش فکر کنی
18:13یعنی که زنگ بزن باش حرف بزن
18:15حرف دلتو بش بزن
18:17گاهی باید خودت باشی
18:19گاهی هم برای حل کردن مشکلات
18:21باید ببینی که دلت چی میگه
18:25باشه بش زنگ بزنم
18:27موفق باشید
18:29خیلی ممنونم خدافز
18:30خدا میگهدار
18:40خب
18:42یلدیس جان
18:43اوزاد چطوره ها
18:45هی بدهی نیست
18:49به نظر خیلی ناراحت میایی
18:51خوب متوجه شدیه این در
18:53چون حالا واقعا بده اصلا خوب نیستم
18:55آآ
18:57یلدیس تو که دختر بیخیالی هستی
18:59خب چی شده
18:59بیشب با حالیت بدجور دوا کردیم
19:01اونقدر اصابانی شد که از سر میزشان بلند شد و رفت
19:04یعنی چی بلند شد خب کجا رفت
19:06نمیدونم کجا رفت این در
19:08فقط میدونم تا خود صبحونه نایمد
19:10سر یه استخونه ماهی اصابانی شد
19:13اما
19:13در واقع شاید به خاطر پیامم به گل اصابانی شده
19:17نمیدونم این در
19:20خارو بهونه کرده
19:22آره انگار
19:23بعدش گفت نباید مهمونی بگیرم
19:25و جشن رو کنسل کن
19:27اون رو چرا کنسل کرد؟
19:28منم نفهمیدم چرا اجازه نداد
19:31حتما خواسته اینجوری تنبیم کنه
19:32خیلی دوستشتم تولد بگیرم
19:40ببینی لیز
19:41میدونی شخصت خالیت اینجوریه
19:44من برای
19:45جدا شدن ازش بی خودی تو رو پیده نکردم
19:48یعنی
19:49یه جوری با آدم رفتار میکنه
19:51که طرف مقابلش
19:53احساس پوچی بهش دست میده
19:55فکر کنم تو امینو فهمیدی تا حالا
19:58منم میدونم
19:58اما سعی میکنم با کاراش کنار بیام
20:01آره
20:02واقعا تو این مورد حرفتو قبول دارم
20:04تا الان تو همه جور با کاره حالیت کنار اومدی
20:07اینو میدونم
20:07اگه فقط خودم بودم قبول نمیکردم
20:10به خاطر حالیت جان دارم تحملش میکنم
20:12نمیخوام بی پدر بزرگشه
20:15یعنی اگه حالیت جان نبود
20:17از حالیت جدا میشدی تا حالا؟
20:19بعد از رفتار دیر شبش حتما
20:22بگذاریم بایستان
20:23ببخشید
20:25از اون کیکای خوشمزدتون میشه برام بیاری
20:27حالم خیلی بده
20:36یه لیسکوش کان
20:37البته حالیت اونجوریم که فکر میکنی بد نیست
20:40لاقل با بچه هاش مهربونه
20:42منم دیگه با بچه ها میونم خوب شده
20:45مثل قبل نیستیم
20:46یعنی با تمام بد اخلاقی های حالیت بازم خوشبختم
20:51خب پس مشکلش چیه؟
20:53به نظرم فکرش درگیر مسائل شرکته
20:58اینجور که فهمیدم فکر میکنی این دوره میگذاره آره؟
21:01آره چون چاره ای دیگه ای ندارم
21:03قبلنم از دستش عصبانی شده بودم
21:05میخواستم با حالیت جان بذارم برم اما نزاش برم
21:07فکر کنم منو دوست داره
21:12ببینم تو چی میخواستی به هم بگی؟
21:16هیچی
21:17من نمیخواستم چیزی بگم
21:19یعنی چی؟
21:20یعنی بی خودی گفتی بیام تا اینجا
21:25خب میخواستم بگم من یه هفته ای نیستم
21:28با کایا میخواییم بریم ماه اصلا
21:30خب میتونستی پا یه تلفون بگی؟
21:32چرا منو تا اینجا کشندی؟
21:35گفتم قبل از رفتنم تو رو ببینم
21:37مگه ایرادی داره ای بابا؟
21:39نیگرش کم
21:39خیلی خب بی خیال فقط اومدیم قهوه بخوریم دیگه
21:41زمنان درد دلم کردیم
21:45متاسفانه این کارم کردیم
21:48این در
21:49حالا که اینقدر سمیمی شدیم میخوایم یه چیزی بپرسم
21:52به نظرت
21:53من باید چی کار کنم؟
21:57به نظر من
21:59یکم بیشتر سب کن
22:02مشکلات مالیش کم بشه
22:04شاید
22:04اخلاقشم بهتر بشه
22:08امیدوارم بهتر بشه
22:10چون وقتی من نراحت میشم
22:12حالید جان حس میکنه
22:13حالید وقتی پیش حالید جانه خیلی آروم میشه
22:16خیلی دوست دارم رفتارش با منم مثل سابق بشه
22:21فکرتو فقط برای بچت بذار
22:24ببین
22:25نذار کسی تو رو عذیتت کنه
22:28درزم حواست باشه
22:29این مدتی که نیستم خراب کاری نکنیم
22:32سیم رو میکنم
22:33خواهش میکنم بگو باشه
22:35ببین
22:37اگه
22:38یه وقت اتفاقی افتاد
22:41لطفاً خونسردی خودتو حفظ کن باشه
22:43لطفاً سعی کن عجولانه تصمیم نگیری
22:45باور کن زندگی عرضش قسط خوردن و ناراحتی
22:48یا نداره ببین
22:49میخوام اینو بدونی که همین چیز تو این زندگی گذرست
22:52تو چرا این روز اینجوری حرف میزنی
22:54من که چیزی نگفتم
22:55فقط خواستم از تجربیاتم در اختیارت بذارم
22:58چی بگم اندر
22:59آخه تو هیچ وقت اینجوری حرف نمیزدی
23:01این فیلسوفا
23:03خب چون دم به دقیقه
23:05یه کاری میکنی که حالی تصابانی بشه
23:07اصلا نمیدونم به تو خوبی نایمده گلیز جون
23:09هی بابا باشه
23:10آهی تو خوبی هم بلدی
23:12انگار عشق آشقی بهت ساخته اندر
23:14نه خیلی من همیشه اخلاقم اینجوری بوده
23:17آهی میبینم که دخترمون خیلی جلد کشیده
23:19ماشه اندر جون ممنونم
23:21بگذریم
23:23خیلی خوب
23:24من دیگه باید برم شرکت باشه
23:27اندر
23:28تو شرکت چیزی هست که من باید در جریانش باشم
23:34نه
23:35بگذریم
23:37حیف شد که نتونستم جشن تولد بگیرم
23:39اما سال دیگه حتما میگیرم
23:41جدا
23:43فکر خوبیه
23:44خودتو نارهت نکنیلیز جون
23:46بیا اینجا بیا
23:47آه
23:48آه
23:48میبینمت حساسم
23:50میبینمت
23:52برام عکس بفرز
23:55باشه حتما
23:57با بای
23:57بای
23:58دوبله شده در افسدیو جل
24:18چی کار کردی
24:21نتونستم بگم
24:22یعنی هیچی بهش نگفتی
24:24دلم نیمد
24:26جدن تو کی هستی
24:28بگو آب جی من کجاست میفهمی چی کار میکنی
24:30یعنی اخلاقت عوض شده حواستت هست
24:31آش
24:32فقط نخواستم تو زندگی مردم دخالت کنم
24:34دلت برش سخته
24:36چی داری میگی نه خیر دلم برش نسخته
24:39خب پس چیه
24:40به این فکر کردم تفلکی جایی رو نداره بره همین
24:43ضمنان این قضیه اصلا به ما مربوط نمیشه
24:45ولش کن
24:45آجی تو میدونی الان چی هستی
24:46چی؟
24:48سمیمی تنین دوست نقشه اول سریالی
24:50خب این یعنی چی؟
24:52یعنی که هر وقت لازم شه
24:54راجلو پاش میذاری
24:55و در این حال
24:56دورا دور خیلی هم هوا شد داری
24:58یعنی
24:59رفیق فا به یلدیزی
25:01جانر بسته اینقدر مزخرف نگو برو
25:04برو
25:31آه آه مذارت میخوام این پرونده رو میذارم رو میز میرو
25:34باشه باشه
25:35آقا کایی هنوز تو جلسن
25:37بله تو جلسن اما دیگه تمومه
25:39باشه من میموشم بگید که من اینجا
25:41باشه آقاییت
26:08ایت؟
26:12الو
26:13الو
26:15الو ایت؟
26:21الو
26:22لیلا
26:22ایت؟
26:24مه چه خبر حالت خوبه؟
26:26خوبم
26:27شماره تو دیدم جا خوردم
26:29من فقط زنی زدم صدا تو بشنم
26:31اما اگه بخوایی میتونم قط کن
26:32نه نه قط نکن
26:34آخه چه کاری؟
26:35امروز رفتم دانشگاه ندیدمت
26:37نگرانت شدم چی کار میکنی؟
26:39خونم
26:39راستش
26:40امروز کلس نداشتم
26:42یه چند وقتی همش خونم
26:43جدن؟
26:45منم همینطور
26:46حتی این اواخر دور برمون خیلی شلوقه
26:49جانر مرتب میت پیشونم
26:50ها جانر خیلی با حاله
26:52منم به شراغ من شدم
26:53از بس که خون گرمه
26:56انگار که مامانم
26:58بهش گفته برای ایت وقت
27:00بزارونم همش پیش منه
27:02خوبه دیگه از تنهایی در میاد
27:04همینطوره
27:07دیگه چی کارا میکنی؟
27:08یعنی همه چی روبراهه؟
27:10تو میخوای چیزی به هم بگی؟
27:13روبراهه روبراهه خوبم
27:15همونطور که گفتم نگرانت شدم
27:17زنی زدم ببینم تو چی کار میکنی؟
27:20خیلی وقت ندیدمت
27:22قبلا باز همدیگه رو میدیدیم
27:24آره
27:25یه هفته شد
27:27یه هفته؟
27:28من فکر میکردم بیشتره
27:29نه لیلا اشتباه فکر کردی
27:31حتی فردا با فردا دقیقم میشه یک هفته
27:34خب یه روز همدیگه رو ببینیم
27:36یعنی با هم قهفه بخوریم
27:38ما که با هم دشمن نیستیم
27:40باشه باشه چلا که نه
27:43حتما باشه
27:45خب دیگه من فقط
27:47زنگ زده بودم ببینم حالت خوبه یا نه
27:50همین
27:51نگران نباش خوبه
27:52خوشحال شده
27:53ممنونم
27:55پس
27:57تا وقتی که دوباره همدیگه رو ببینیم
27:59مراقب خودت باش
28:01باشه تو هم
28:02آرستی اگه
28:04تو درسات گیر کردی
28:06میتونی با من تماس بگیری
28:08باشه تو هم میتونی زنگ بزنیم
28:12لیلا
28:13من اگه گیر کنم به تو زنگ نمیزنم
28:16چون تو بیشتر آدم رو گیج میکنی
28:20دیگه مزامد نمیشم
28:22باشه قط میکنم
28:23باشه بعدا میبینم ایت
28:24میبینم ایت
28:33خوش اومدین خانم
28:35خیلی ممنون آیسل
28:36جون حالت چطوره
28:37خوبم ممنون
28:38خانم بگیرانش
28:40لیلا
28:43چه خبر
28:44پسرم سراغمو نگیره
28:46آره میگفت ممانم کجاست
28:48راست میگی
28:50به نظرم سرحال میای خیلی خوشحال شدم
28:53همش تو خودت بودی چی شده؟
28:55خوب نمیدونم چی شده
28:56لیلا بگو چی شده
28:59ایت زنگ زد
29:01اما من میدونه است هم گفته بودم ولت نمی کنه
29:04اما شایدم منظور خواستی نداشته
29:06چون نگفت دلتنگت شدم
29:07نگفت میخوام تو رو ببینم
29:09فقط زنگ زد حالمو پرسید
29:11آیی لیلا جون تو هم انتظاراتت ازش خیلی زیاده
29:13همین که حالتو پرسیده خیلی
29:15یه هفته از هم دیگر رو ندیدیم
29:17اما به نظرم یه ماه اومد
29:18وای بیهت سخت گذاشته
29:20آیی عزیز دلم
29:21سه دوشو شنیدم اینگر دنیا رو بهم دادم
29:24ببین لیلا جون
29:25تو رابطه های عاشقانه این احساسات همیشه متقابله
29:28اگه نراحت باشی اونم نراحت میشه
29:30از خوشحالی تو خوشحال میشه
29:32تا یه مدت که با هم هستیم اینجوری پیش میره
29:36که این حالت از بین میره
29:37بعد از ازدواج
29:38برای مثال دیگه بابات اصلا نمیفهمه
29:41که من که نراحتم یا از هم دیگه فاصله گرفتیم
29:44برای چی اینجوری میگی؟
29:46اینجوری منم نراحت میشم
29:47نراحت نباش دختر
29:49خوشحال باش که اید بهت زنگ زده
29:51اگه تو جایی من بودی
29:52یا این همه اتفاق برات میفتد چیکار میکردی؟
29:54دلم خیلی براش تنگ شده بود
29:56چه خوب همینو بهش میگفتی؟
29:58نتونستم
30:00چرا؟
30:00چون اونم به هم نگفت
30:02ببین
30:03این قضیه رو بذار کنار
30:04اول اون بگه
30:05اول اون زنگ بزنه
30:06همه همین انتظارو دارن
30:08تو نکن عزیزم
30:09همیشه خودت پیش قدم باش
30:10خودت بگو
30:12بهش بگم
30:13آره بگو
30:14باشه بس برم
30:15آیه یه رحظ وایسا من گفتم زنگ بزن
30:17نه اینجوری نمیشه
30:18من میخوام رودر رو بهش بگم
30:20آیه خوب چرا با تلفون بهش نمیگی وایسا
30:22آیه سرخانون کابشنم رو میاری؟
30:24حالا نری بوسش کنی
30:25حالی تاگه بفهمه پدرم رو در میاره
30:27نگاه کن
30:28داری میری ها؟
30:30میگم دنباری کلاس زبانم بگردم
30:32شاید لازم همشه
30:32آره آره
30:33مذارت میخوام دیر کردم
30:35عزیز دلم
30:36بیا ما هم داشتیم حرف میزدیم
30:37آه
30:38آماده ای برای رفتن؟
30:41آره آماده هم
30:42به خدا اگه میدونستم اینقدر خوشحال میشی
30:44از خیل قبل تو رو میفرست دادیم بری
30:46فقط به خاطر این که دارم میرم خوشحال نیستم
30:49خوشحالم که از نظر ذهنی هم آماده رفتنم
30:52نکنه در مورد لیلا چیزی شنیدیی داره؟
30:55نه فقط با هم دیگه حرف زدیم همین
30:58بهش گفتی میری؟
30:59زنگ زدم که بهش بگم
31:01اما نتونستم
31:03بگذاریم وقتی برگشتم یه جوری بهش میکنم
31:05آره آره این جوری بهتره
31:07بلش کن
31:07وقتی رسیدی اونجا برو قشنگ تفری کن
31:10بعدشان فکرتو بکن و ببین
31:13میتونی اونجا ادامه بدی یا نه
31:15در موردش قشنگ تصمیم بگیری باشه
31:17اصلا نه مجله نکن
31:18به فکر ما هم نباش خب؟
31:19اصلا به ما فکر نکنه ها؟
31:21فراموش میکنه؟
31:22چرا باید به شما فکر کنم؟
31:24میخوایید برید مالدیو اشقه حال کنید
31:26خوش بگذارونید
31:28بی سبرانه منتظرم که پام برسه اونجا
31:31منم همینطور
31:32منم همینطور
31:34تو رو برسون این فروگا
31:35بعد بریم وسائل رو جمع کن
31:37نه نه اصلا نیاز نیست
31:38من خودم
31:39نه نه نه نه نه نه نیاز نیست
31:41شما خودستونم میخوایید برید
31:42نمیخواید دوباره این راهو برید
31:43و بیاد
31:43الان همینجا بغلتون میکنم
31:45بیاد
31:45زود بشید
31:47بیایی بغلتون
31:48ای بابا
31:50خیلی ازتون من رویست
31:51عزیز دارم
31:55خب من رفتم باشه
31:56بذار تا دم در بیان باد
31:58باشه باشه
31:58باشه
32:00نمیدونستم اینقدر از ما خسته شدی
32:07سلام
32:08سلام بفرمید
32:11میخواستم ایدو ببینم خونت
32:13آقا اید رفتن
32:14هان
32:16پس منتظرش میمونم
32:18میدونید که
32:18آقایید رفتن سویس
32:21رفت سویس
32:23بله خانم
32:24کهی رفت
32:25امروز صبح چمیدونشونو برداشتن و رفتن
32:27پروازشون امروز اما ساعتشون نمیدونم
32:29پس برای همین زنگ زد
32:32بله
32:32با شما نبودم من
32:35یکم تحجب کردم
32:37شما میدونید کهی قراره از اونجا برگرده
32:40نه متاسفانه من چیزی نمیدونم
32:42فهمیدم
32:43خیلی خب پس من دیگه میرم
32:46هر جور راحتیم بفرمایید
32:58یلدیز
32:59چه کار میکنی؟
33:00چه کار میکنم زهریم برای خودم کده ی تولد میکرم
33:03حد دقل اینجوری خودم را خوشحال میکنم
33:06هرچی بخوای من میخرم
33:07ممنونم
33:08حالت خوبه؟
33:10خوبم تو چطوری؟
33:13میخوام در مورد یه چیزی بات حرف بزنم
33:16باشه حرف بزنیم
33:17اما اگه در مورد لیلا است به خودم من چیزی بهش نگفتم
33:20نه در مورد لیلا نیست
33:21در مورد چی؟
33:25نمیخواستم اینو بهت بگم
33:27اما
33:29چون تجربهش رو داشتم و
33:31خودم رو جایی تو گذاشتم
33:34با این که میدونم حالیت با هم بد میشه
33:37اما میگم
33:38زمنان امشبم پرواز دارم
33:40نمیتونستم اینجوری برم
33:41چی شده زرین؟
33:44از وقتی که اومدم اینجا به یه چیزی شک کردم
33:47ایلدیس
33:47حتی به زهرام گفتم
33:49اما اون گفت دارم اشتباه میکنم
33:51اما بازم
33:52حواسم به رفتارای حالیت بود و
33:55به این نتیجه رسیدم که من
33:58درست متوجه شدم
34:01داری من رو میترسونی؟
34:02خب بگو دیگه
34:12حالیت به نظرم با یکی رابطه داره
34:22ببین این دیز دعوه هایی که بی خود و بی جهد را میدازه
34:26چه میدونم از خونه گذاشتن رفتنا و این جلساتی که تا صبح طول میکشه
34:32میدونم
34:32میدونم چون که به سر خودم اومده
34:35من خودم همه اینا رو تجربه کردم
34:39میفهمی؟
34:39یه دیز من حالیتو خوب میشنسم
34:42وقتی هوایی میشه اینجوری رفتار میکنه
34:46اما وقتی من با حالیتو اشتی کردم
34:48بهش گفتم که این آخرین شانسه اونه
34:52زمنان اون نمیخواد که از حالیت جان دور بمینه
34:54و میدونه که دیگه نمیتونه منو ببینه
34:56پس به هم خیانت نمی کنه
34:58میدونم میدونم یلدیز
34:59ببین برای منم سخته که در مارد این چیزا باها طرف بزنم
35:03میدونم قبولش سخته اما
35:05تو میدونی دختری کیه؟
35:07نه نمیدونم
35:08واقعا نمیدونم
35:09از اندر بپرس
35:11اندر تو این چیزا خیلی زرنگه
35:13پیداش میکنه
35:14من امروز با اندر حرف زدم
35:17البته یه جورایی با هم حرف سد که
35:19سبکش نبود
35:21اندر میدونه دختری کیه؟
35:23نمیدونم من نمیدونم
35:25من فقط میدونم اندر زن باهوشیه
35:27سریع تطوشو در میاره
35:29به علاوه حالی تو خیلی خوب میشنسه
35:34بجز خودم همه میدونن
35:35که اون داره خیانت میکنه
35:37مگه نه؟
35:39همسرا همیشه آخر از همه متوجه میشن
35:42اینا رو بهت گفتم
35:44چون من خیلی به خاطرش قصه خوردم
35:47ایلدیس
35:48نمیخوام تو هم قصه بحاری
35:59من برم
36:00کجا میری؟
36:02نمیدونم باید یه جوری تطوشو در بیارم
36:05کجا میری ایلدیس؟
36:09ایش امیدوارم نگه من گفتم
36:36امیرم لیوند
36:38کجا میری ایلدیس
37:19بله ایلدیس
37:21حالیت وقت داری؟
37:23بگو میشنبم
37:25فکر کنم حق با تو بوده
37:27وقتی تو اینقدر دریر مشکلات شرکت هستی
37:30من نباید جشن تولد میگرفتم
37:32من ازت معذرت میخوام
37:35میدونم که اشتباه کردم
37:37ببخشید
37:38مهم نیست
37:39تو چه کار میکنی خوبی؟
37:41خیلی بهترم
37:42اگه بخوایی میتونیم با هم دیگه بریم ریستوران
37:45اگه وقت داری؟
37:47از خارج مهمون دارم
37:48امشب با اونا هستم
37:50دیر میام
37:52واقعا باشه
37:53عزیزم اشکالی نداره پس بعدا
37:55باشه
37:56یعنی امشبم دیر میام
37:58آره
38:02باشه
38:03باشه
38:05تو خونه میبینم ات
38:34آی دخترها اینا کجا موندن
38:36من از پروازم میمونم
38:38دارم ای دوتاشون زنی میزنم
38:39اما هیچ کدومیشون جنبت نمیدن
38:40بگذارین ولشون کن
38:41نمیخواد زنی بزنی
38:42بهشون سلام برسونین
38:43وای زر این اما اینطوری که نمیشون
38:45سخت نگیر قربونت برم
38:46چند روز بودم
38:47همتون رو دیدم دیگه
38:54عزیزم
38:55خواهش میکنم کارای نکن
38:57منو باباد ناراحت بشین
38:58باشه نگران نباشه
38:59عزیزم خیلی دوست دارم
39:01منم همینطور
39:06عزیزم
39:09زهره جی
39:10زهرین جون
39:11مراقب خودت باشه
39:12عزیزم
39:13تو هم همینطور
39:14لیلا رو به تو میسپرم
39:15مراقب همدیگه باشین
39:17باشه
39:17باشه عزیزم
39:18نگران نباشه
39:19البته باید اونو به من میسپردی
39:20اما بگذاریم
39:23خب دیگه خودحافظ
39:25خودحافظ
39:26رسیدی زنگ بزنی یا خوب
39:28باشه زنگ میزنم
39:32نمیخواد بیاین بچه ها
39:34باشه
39:37خیلی دوست داریم زرین
39:38منم خیلی دوستتون دارم
39:53ببینم تو بغز کردی
39:55آره
39:56بجاش منه داری عزیزم
39:58مامانیت رفقه هرکه اینجا هست
39:59آی سال برامون چایی بیا لطفه
40:27وقتی اون آقا سوار شد تقییبش کن باشه
40:29باشه خانم
40:33را بیافت
40:44دادش جان
40:46بله
40:47دارید میرید؟
40:50آره شای کانا راحت شدی؟
40:53آآه
40:54معلومه که آره
40:55هوا را چک کردین
40:57اگه بارندگی باشه
40:58مشهور میشین تو هتیل بمونی
41:00چک کردم
41:00کل هفته هوا آفتا بیا
41:02پس برونزی میشین
41:04کایا
41:07عزیزم
41:09پاسپورت من دست توه؟
41:11نه من برش نداشتم
41:13هرچی میگردم پیداش نمیکنه
41:15یعنی چی؟
41:16نمیدونم همه جا را گشتم
41:18نبود که نبود
41:19ممکنه تو گاف صندوقت باشه؟
41:21فکر نکنم تو گاف صندوقم باشه
41:22نمیدونم
41:23من که نذاشتم
41:24بخوای نگاه میکنم
41:27آره لطفا
41:28بیا ببینیم
41:29باید پاسپورت تو
41:30یه جای مشخص بذاری
42:12بینگو
42:15خوبه میخواد بره ماه از سر
42:20ماه از سر کجا؟
42:23تو کجا عوضی؟
42:34ببینم خوب گشتی جانر؟
42:35مطمئنی؟
42:36آها
42:37اون پشت یه کمود بود چند تا کشو داشت
42:40اونا چیه ها؟
42:41اونجا رم نگاه کن
42:43نگو تو رو خدا
42:44اینم از شانس منه
42:46باشه بهت زعی میزنم
42:47اندر نیستش
42:48اونجا نبود
42:49یعنی تو از قبل پاسپورت تو
42:50کنار نذاشته بودی؟
42:51نمیدونی کجاست؟
42:53اصلا نمیتونم باور کنم
42:55چی کار کردین؟
42:57تونستین پیدش کنی؟
42:58نه
42:59پیدش نکردیم
43:00احتمالا همین دورو برا افتاده
43:03گشتیم نبود
43:04جشن بگیر
43:07دادش چون کارش ها میبینی؟
43:09من دران تلاش میکنم
43:11با هاش را بیام
43:11اما نگاه کنه
43:12همش داره خرابکاری میکنه
43:14شایکا همین جوریش هم
43:15اصابمون خورده
43:16تو دیگه شروع نکنه
43:17زنداداش گفتناش بیشتر رو خیلیم
43:19من از خودام بهت بگم اندر
43:20اما میدونی که
43:21ما با هم دیگه فامیل شدیم
43:22ما فامیل نیستیم شایکا
43:25که اونجا هم نیست نه؟
43:27نه اینجا هم نیست
43:29نیست
43:29اندر یعنی جایی نگه
43:30به ذهنت نمیرسه؟
43:31چی نمیدونم
43:32پروازم از دست دادی
43:33کاری اصاس من بر نمیه دنجان بدم؟
43:38ببینم نکنه تو برداشتیش
43:40دیگه گیندش رو در آوردیم
43:43هاست بردی تو بی چه درد من میخوره آخه
43:46اصلا حسره یه مسخرفاتی تو ندارم
43:48مسفرات بهتون خوش بگذاره
43:52آره چی کار کنیم؟
43:54دیگه نمیتونیم بریم
44:00اصلا نمیتونم باور کنم
44:23خوش اومدی عشقه
44:25بیا بیا تو
44:27دوبله شده در سلیو جلی
44:33آره چطور روزت چطور بود؟
44:36عالی
45:01منتظره کسی هستی؟
45:03نه قضا سفرش دادم احتمالا اونو آوردن
45:12موسیقی
45:17هی بیس؟
45:22موسیقی
45:37PYM JBZ
Comments