Skip to playerSkip to main content
  • 6 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00هنوز پنگ سالش نشده میگه برام اصب بخر
00:02میخوام سوارش بشم با ماشین تو مسابقه بده
00:08استگ بسوس خردر متوسط
00:10ممنونم مچکرم
00:12دختر منم پارسار مجبورم کرد براش بخره
00:14فقط یه بار سوارش شد فقط یه بار
00:16دیگه هم نرفت سمتش همونطوری منتو استر
00:20حتی به اصارم نمیزن
00:22بچه هم دیگه چه میشه کرد
00:24بسلامتی خوش اومدی
00:27بسلامتی
00:36حالی جان
00:37آخه چرا اینطوری شد
00:39باور کن هممون خیلی نارد شدیم
00:41دوبله شده در استدیو جن
00:44دیگه بدشانسی پشت بدشانسی
00:47خای سودتر به امون خبر میددی
00:49حتی قل میتونستیم کمکت کنیم
00:52من که نمیتونستم آینده رو پیش بینی کنم
00:54تا جایی که من شنیدم تا هم پشت سر هم اشتباه کردی دیگه داداش
00:59من هر کاری کردم برای نجات خودم بوده
01:02بس این که بتونم به دهیامو پس بدم مجبور شدم ریست کنم
01:06کاش حتی اقل با ما مشورت میکردید
01:11درسته که من یه سری اشتباهاتی کردم
01:14اما شما با بچه که طرف نیستید
01:17من تو این کار سابقه 40 ساله دارم
01:19تازه این بلای بزرگی سر من اومده سر هیچ کدومتون نیمده
01:25اگه سرتون میامد اون وقت میتونستید درکم
01:27آره خب حق داریم
01:28تا سرمون نیاد نمیشه که ضابط کرد
01:32آمید بارم سرتون نیاد
01:35خیلی ها برای نابود کردن من دست به دست هم داده بودن
01:39هر که جای من بود خیلی وقت پیش برشی کسده بود
01:42ببین حالی جان خواهش میکنم نیت ما رو اشتباه متوجه نشو
01:46ما واقعا میخوایم کمکت کنیم نمیخوایم تو این وضعیت رو تنها بذاریم بابر کن
01:52ممنونم
01:55ببینید
01:56اگه میخواید کمکم کنید
01:58اینو بدونید که من به هیچ عنوان
02:01از کسی پول غرز نمیکنم
02:07بهم کار بدید
02:09ها؟ منظورت از کار چیه؟
02:11متوجه نشده
02:12چنانقدر تعجب کردین؟
02:14من که نمیتونم با این سن و سالم خونه نشین بشم
02:17تازه من چهار تا بچه دارم که باید ازشون مراخبت کنم
02:20زمنان
02:22دروبرتون آدمی
02:23با تجربه کاری مثل من
02:26چند نفر وجود دارم؟
02:28قطعا همینطوره
02:29قطعا همینطوره
02:30اما تو باید یه سمت خیلی بالا
02:34و یه کار درست ثبی داشته باشی
02:36موافقم
02:37دوستان میدونید به نظر من باید چی کار کنیم؟
02:40یه فردا صبح راجع به این موضوع مشفرت کنیم
02:42ببینیم چه کاری از دستمون برمیاد بشینیم
02:44دوره امیه اف بزنیم به این نتیجه برشیم
02:46به امید خدا در کتاحترین مدد یه راه حل اساسی پیدا میکنیم
02:49حالی جون
02:50تو اصلا نگران نباش
02:51خیالت راحت باشه قطعا یه چارهی پیدا میشه
02:55ما تو رو تنها نمیذاریم
02:57بخوریم به سلامتی
02:58به سلامتی
03:02به سلامتی
03:05پس من فردا باتون تماس میدیم
03:07باشه
03:09بیار پسرجون بیار
03:11نست در نکن آیسل جو
03:15برو ببین که اومده
03:21خوش اومدین قربان
03:23خیلی ممنون
03:31ناده
03:32ببخشید که بیخبر اومدم یلدیز
03:34موضوع مهمی هست که باید راجع بهش حرف بزنیم
03:36برای چی اومدی اینجا؟
03:38چیزی میل دارید قربان
03:40نه من دونم میشه لطفا ما رو تنها بذاری؟
03:45حالا از این که بیخبر اومدی باید بترسم یا نه؟
03:49نه میدونم خودت بگو
03:50به نظرت باید بترسی؟
03:52به نظر من که نه اما حالا که این وقتی شب اومدی اینجا راستشی خورده نگران شدم
03:56خبرداری که اندر موبایلت رو برداشته بود؟
03:59آآ
04:00اندر موبایل من رو برداشته بود
04:02البته از اون بعید نیست اون آدم خیلی مزماریه
04:05تازه خیلی هم فرزه
04:06من از وقتی که بچه دار شدم اصلا متوجه نمیشم که موبایلم کجا از دسته کیه
04:10اگه یه نفر برش داره و بذارتش سر جش اصلا شستم خبردار نمیشه
04:14حرفتو باور میکنم بگذاریم
04:16خودت بعدا راجع به این موضوع با اندر تصفیه حساب میکنیم
04:21معلومه که میکنم حتی پوستشو میکنم و باش کیف میسزم
04:24اصلا نمیشه بهش اعتماد کرد
04:30اون اکس من رو برای چی نگه داشته بودیه نیست؟
04:33پس اونم دیدی؟
04:35ببین
04:36تو اون زمان من رو تحدید کردی و گفتی حالی تو میکرشی؟
04:40منم چون نمیدونستم قراره چه بلایی سرمون بیاد
04:42به هوایی این که شاید یه روزی لازم هم بشه از روی استرس نگهش داشتم
04:46اما باور کن هیچ قصد بدی نداشتم
04:47یعنی نمیخواستم از اون اکس استفاده کنم
04:49اما دلتم نیومد پاکش کنی
04:51ببین باور کن من هیچ نیت بدی نداشتم
04:54تازه اگه تو الان به هم نمیگفتی
04:56من اصلا از وجود همچین اکسی خبر نداشتم
04:59فراموشش کرده برای
05:00واسه یه چی پیشنهاد ازدواج کسی که فکر میکردی
05:03یه روزی قراره تحدیدش کنم قبول کردی
05:06چون میخواستی حرس حالی تو در میاری؟
05:08نادر میدونم خیلی نراحتت کردم
05:10ازت عذر میخوام
05:13روزی که ردم کردی فقط نراحت بودم
05:15اما الان اصابانی هم
06:05من که ازت عذر خواهی کردم
06:07خواهش میکنم بگو که از دستم عصبانی نیستی
06:09تازه من اصلا نفهمیدم تو عصبانی هستی
06:12الان که گفتی متوجه شد
06:13سب کردم تا خودت بفهمی
06:14تو هنوز من رو نشنختی
06:18حالای که عصبانی هستی
06:19بلایی که سرم نمیاری
06:20خواهش میکنم به هم رحم کن
06:22من یه بچه کچک دارم
06:23حد اقل به بچه هم رحم کن
06:25یلیس
06:26اگه با کسی دیگه ای طرف بودم
06:28مطمئن باش واکنشم خیلی متفاوت تر
06:31حالا این خوبه یا بده
06:33میشه گفت با شخصیت من در تزاده
06:37میشه یه خرده واضح تر حرف بزنیم
06:39یه دیز من به تو عصیبی نمیرسونم
06:42خدا رو شکر خیالم راحت شد داشتم
06:44زهره ترک میشدم
06:45من به خاطر این اکس یه نفر رو کشتم
06:49اما چون تو رو دوست دارم
06:52این بارو نادیده میگیرم
06:57ببخشید من حضرت میخوام حالیت
06:58آی
06:59نادر
07:00میخوستم بگم نادر
07:02میدونی چون حالیت همیشه این کار رو با من میکنه
07:04یعنی همیشه نراحتم میکنه
07:06برای همین منم عادت کردم به صورت اوتوماتیک
07:08هر وقت نراحت میشم
07:09اسمان حالیت از درنم میپره
07:12شبه به خیلی لیست
07:14چیزی هم نخوردیم
07:16ببینم چیز امیل نداریم
07:17لازم نیست خیلی ممنون
07:28خدا نگه دار
07:29شبه خیلی
07:44تابوم
07:45میتونم گوشواره همو بیندزم دیگه
07:52خب اینم از این
07:55شما مدرکو حاضر کردید دیگه؟
07:58بله شایی که خانم
07:59منتظر من داره که شما بودم
08:01از اینجا که رفتیم بلا فاصله کارو شروع
08:02حواستون باشه مشکلی پیش نید
08:04خیالتون راحت پیش نمیاد
08:06میدونید من از سپرایز لحظه ی آخر اصلا خوشم نمیاد
08:12کسی که شما رو تقیب نکرد هم؟
08:15به بچه ها سپردم کسی نمیتونه تقیبم کنن
08:17خوبه
08:18حاضر شد؟
08:19بفرمایی
08:20خیلی مچکرم
08:22اینرم بذارید کنر مدرک
08:26امشب میبینم ایتون
08:27میبینم ایتون
08:32چقدر به یه تقدیم کنم؟
08:34پنجه لیف
08:37بفرمایید
08:38بلیمان
08:39روز خوش؟
08:46آقا حالیت
08:47کدچه الوارتون رو اتو کردم اگه لازم شد میتونیم بفوشین
08:51ممنون صدقی دست درد نکنم
08:54مالان خیلی خوش حالم
08:56آوکادوه؟
08:57آره به خطر آوکادو جونم
08:59خوبه چشم دروشم
09:00به خواهر بردرتم بده
09:02نه بابا اینکه چیزی نیست تازه اونه اصلا آوکادو دوست ندارن
09:08چند دونو تو بستی؟
09:09بله بابا
09:12بعد مدرسه میری خونه مادره تو
09:14بستید از تو جا نظری
09:16باشه
09:18صدقی دیروز چکار کردی؟
09:20درستو کار پیده کنی؟
09:21دیروز به چند تا شرکت سر زدم
09:23منتظر خبرشونم
09:24امیدوارم قبول کنن
09:26اگه هم پیدا نکردی
09:27نراحت نشو خوب
09:28خودم به زودی میرم سر کار
09:31بابا
09:31میری سر کار؟
09:32آره بسرم چکار کنم؟
09:34نمیشه تو خونه بمونم که
09:35خب حالا این کار چی هست؟
09:38چرا به ما نگفتی؟
09:39دیشتر که رفته بدم دینن دوستان
09:41اونا همه شون دوستانی خوب و مورد اعتمادی هستن
09:44گفتن میخواییم کمکت کنیم
09:46من هم ازشون کار خواستم
09:47حالا این کار چی هست؟
09:49همون کار همیشگی خودم
09:51اونا هم صاحب هولدینگ هم
09:54من هم مدیراملی چیزی میشم
09:56مدیرامل هولدینگ؟
09:58هم پس حقوقش هم زیاده مگه نه؟
10:00آره حتما
10:01این که خیلی عالیه
10:03تبریش میگم آقا حالیت
10:06خیلی خوشحال شدم بابا جو
10:07ممنون
10:08بذار کارم رو شروع کنم
10:09تورم میبرم بیش خودم
10:10خدا سایه شما رو از سرم رو کم نکنم
10:12میگم بابا جون اون وقت از این خونم میریم؟
10:15ببخشید صدقی آخی اینجا خیلی کچی که جا نمیشیم
10:18واسه همین گفتم آم
10:19نه بابا ازخایی نمیخواد
10:21حالا بی خیال این حرفا روزمونو با یه خبر خوب شروع کردیم
10:26درسته
10:32الو
10:34آها باشه الو میام
10:39کی بود؟
10:40مامانم رانندرشو پرستاده که منو ببره مدرسه
10:42چرا به من نگاه تو پسرم؟
10:44منم به سرقی سپردم که بری سونتت مدرسه
10:46خودم میره سونمت
10:47بابا آخا راننده الان دم دره
10:49باشه پس ما میاییم بدرقت کنیم
10:51من که جایی دوری نمیرم
10:52باشه حالا بیا
10:53باشه بریم
11:37برو دیگه برو
11:38این بارم به خاطر دیر کردن تو مدرسه مشکل پیش نهد
11:43بذار یه بار دیگه بغلت کنم تو درشی
11:46ششش
11:47شلوقش نکنید
11:48چند روز دیگه بازم همدیگر میبینید
11:50برو پسرم
12:18باز که این در بی سابو باز گذاشتی
12:22دردنه کجایی درد میزنی یه خورده یواشتر حرف بزن
12:26جلام اگه چی شده؟
12:27درم اینا رو میپام
12:28اونا دیگه کی هن؟
12:30آه نگاه صدقی با دوتا دختر رفت خونه
12:33یعنی چه خبر شده؟
12:37صدقی همسایه
12:40سلام دور نه خانم
12:41سلام
12:43اینقدر طبلو بازی در نایر خوهر
12:47اوها دختر اون دیگه که
12:49کیو میگی؟
12:50اون مرد موسفیده
12:53رئیس صدقیه
12:55آره خودشه
12:56چقدر خوشتی؟
12:58به خود از چشبت حفظش کنه
13:01نوشه جون ساباش
13:03ای بابا اون که زن نداره
13:05چند وقت پیش طلاقش داده
13:06اونا هم دختراش بودن
13:07تازه یه بچه دیگه هم داره
13:09اما اون پیش مادرشه
13:11میگن به وقتش خیلی چشچرون بوده
13:21خدا میدونه باز چه فکری تو سرشه
13:28خلاصه قصر در رفتم اندرجون
13:31امیدوارم که اینطوری باشه یلدیس
13:33فقط وقتی تو شرکت دیدیش بهش بگو
13:36چرا به یلدیس گفتی
13:37با هم قرر کرده از دستم درخوره
13:39از این حرفات ها نفهمه دستمون توی یه کاسه بوده
13:41تو نگرانه اینش نباش خودم حلش میکنم
13:44فقط نباید نادر رو خیلی اصابانی کنیم
13:47چون یه کچلو شاکی میشه
13:48آی خدا رو شکر
13:50بلاخره این داستانم به سر رسید
13:53فقط یلدیس متوجهی؟
13:54داریم دونه دونه از شهر کسایی که به همون اصیب زدن
13:57خلاص میشیم
13:58ببین نادر که کارش تمومه
14:01از شهر لیلی خلاص شدیم
14:04حالیتم که رفته ته دره
14:05به زودی شایکا هم بر میگرده سویس و
14:09دیگه همه چی آروم میشه مگه نه؟
14:11آآ مگه شایکا میخواد برگرده سویس؟
14:13بر نگرده چی کار کنه؟
14:14اون که دیگه اینجا کالی نداره
14:16فقط نمیخواد از ما دور بشه و بره جایی دیگه کار کنه
14:19چون اینطوری نمیتونه تو کارمون فضولی کنه
14:21آی اونم که همش به فکر ماست نمیدونم دوستمون داره یا چی
14:24اینه کنه چسبیده ولیمون نمی کنه
14:26آی بذار بره گمشه بابا
14:27نمیتونه هیچ کسا دوست داشته باشه
14:29حالا که نتونست کاری از پیش ببره
14:31اگه بدونی تو چه وضعه به خودو کم مونده گریه کنه
14:34تو که نمیدونی تو خونه چه حالی
14:36همش گریه زاری میکنه تا کایا دلش بسوسه
14:40امیدوارم هرچی زودتر رفتن شاهی کارم جشن مگیریم اندرجون
14:43به زودی میره خیالت راحت من دارم روماخه کایا کار میکنم
14:47اونم الان چون بیکار مونده
14:49حتما یه گندی بالا میاره
14:51اون وقته که کایا برای همیشه قیدشو میزن و میفرستش بره
14:56آی خدا از زبونت بشنو اندر
14:58ببینم به نظرت رفته دیدن حالیت
15:00کی؟ شاهی کار رو میگی؟
15:02آره
15:04ببین مطمئن باشون دیگه اسم حالیتم فراموش کرده
15:08مطمئن باش یعنی در این حده
15:10آخه اون آدم با این آدم بی پول چی کار داره؟
15:13اگه تو خیابون ببینش سلامش هم نمی کنه
15:15اگه بمیرم سر مزارش نمیره
15:16ما اگه ده درصد از خباست شاهی کار رو داشتیم دنیا رو میگرفتیم به خدا
15:21البته تو یکم خباست داری
15:23مگه نه؟
15:24چی؟
15:25اما خوب ازش استفاده نمی کنی
15:27گرچه تو توی یه لیست قاتلا نیستی
15:29شاهی کار تو نیستی
15:30عزیزم طوری حرف میزنی انگار من رو نشناختی
15:33لزومی نداره من کسی رو بکشم
15:35من نمی کشم در به در می کنیم
15:36باست که شروع کردی به تعریف کردن از خودت
15:39تنها خلاف هم اینه که بعدی قرص نانه آب میخورم
15:42از وقتی که حالی جان به دنیا آمده
15:43همه یه بدی ها رو فراموش کردم
15:45فقط یه لیست جون تو که دیگه میلیاردر شدی
15:47نظره چیه دست از تقلید کردن از من برداری
15:50و لباساتو تغییر بدی هم؟
15:52لباسای من همیشه محشرن
15:54خیلی هم گرونن
15:55اینم بگم که اعتماد به نفسم پایین نیاد
15:57که یه چطوره خسیسه؟
16:05چی شده دخترها؟ این چه قیافیه یه؟
16:07هیچی طوری نشده
16:11دختر قشنگ من
16:12عزیز دلم
16:13بیایید بقل باقا بیایید
16:16تو هم بیا
16:18بایید
16:18مثل که یه لیز اومد
16:20نه چونم
16:24قوی باشد خب همیشه درست میشه
16:26حربان همسه بقلیم دورنا و خوهرش دردون خانم اومدن به شما خوش اومد بگن
16:31بح بح آقا سلام سلام خوش اومدین
16:36من شما رو ندیدم برای کنار دختر
16:38من اگه میدونستم شما اینجا تحشیف دارین دست خالی نمی اومدم
16:42یه بوره که کیکی چیزی تو خونه درست میکردم میابردم خدمتتون
16:46قایش میکنم این چه حرفیه؟
16:48من برم براتون چایی بیارم خب؟
16:52خوش اومدین
16:53حالتون چطوره خوبی؟
16:56خوبه خوانم شما چطوره؟
16:57خدا رو شک خدا رو شک خوبه خوبم آقا
17:01خواهد چونم برو بشین اون طرف دیگه جایی بند خدا رو تنگ کردیم
17:04چه میگه؟
17:05من میرم شما راحت بشین
17:05نه شروع خدا؟
17:08یعنی
17:08حالا که نجزی با هم سمیمی شدیم و گپ میزنیم
17:12چه لزو میدار از هم فاصله بگیریم
17:14مگه نه؟
17:14همینجا بشینی راحت باشین
17:16اگه لازم شد من میرم اونجا
17:17ما چه لزو میداره؟
17:19ببخشیده
17:20من یه حدیه ناقابل
17:22بابت خوش آمدگویی براتون آفاردم
17:26اجازه بدین
17:27نه نه نه خانم محترم
17:28من حتی بچه هم که بودم از اینا نزدم بلوسم
17:31بچه گیاتون دیگه گذشته و رفته
17:33الان خدا رو شک
17:34یه مرد آقل و بالق و خوشتیب شدین
17:38توی این ملاد همه حسود زیاده
17:40شما حرف منو گوش کنید
17:42خب اینم از این تموم شد
17:45خدا رو شکر از چشم بد محفوظتون کنید
17:47دخترم تو برو اونجا راحت بشین
17:49نه تو رو خدا نه تو رو خدا من جم راحت شمام راحت باشین
17:53آقا یه لحظه اجازه بدین
17:54یه لحظه اجازه بدین
17:55رو بزنم پشتتون
17:56اخی
17:59اینه آقا حالید مجردندی که نه؟
18:02مجرده بابام کاملا مجرده
18:04که اینطور
18:05چه تصادفی
18:07دورنا خانم اینجا همه مجردند
18:09این که خیلی خوبه عجب تصادف بزرگی
18:12منم مجردم
18:14یعنی من همیشه مجرد بودم و هستم آقا حالید
18:18حتما خودتون حد سدین
18:20اما خب اشکالی نداره که درسته که هممون مجردیم
18:25اما قرار نیست که تو آخره اون مجرد بمونیم
18:28مگه نه؟
18:30آدمیزاد نمیتونه همیشه تنها بمونه مگه نه؟
18:33نه شما اصلا رنگ به رخصارتون نمونده
18:37اما من میدونم باید چی کار کنم
18:39الان میرم خونه برای شامه
18:41امشب بدون یه غذا خوشمزد را زر کنم
18:43دردانه
18:44آقا حالید از این کارا خوشش نمیاد
18:45بله
18:46شما چه غذایید
18:47آقا حالید از این کارا خوشش نمیاد
18:50نه نه شما زرمشن دیگه
18:52چیه؟
18:53پاشو بریم دیگه
18:54بیشتر از این موضاهم آقا حالید و بچه هاشون نشیم
18:57خوب؟
18:58زلیل چیه؟
19:00غربان
19:01ما دیگه با اجازتون بریم
19:04زمنان ببخشید
19:05من آدم سمیمی و خوشمشربی هستم
19:08اما شما هر طور بخوایید من سعی میکنم
19:12همون طوری رفتار کنم
19:15پاشو خوهر جون
19:18خوب دیگه ببخشید
19:19خواهش میکنم
19:20خیلی من
19:21به سلامت
19:22خیلی خیلی خیلی
19:25زیاد خوشحال شدم
19:26شبتون به خیر باشه
19:28آیه که الان که شب میسکاتی کردم
19:31روز بخی
19:34من ازتون عوض میخوام
19:40پس چی میخندی دخترم؟
19:42چقدرم چشم نظر بهت میام
19:44عجبا بیا اینو درش بیار
19:46نگه ایش دار بزنیم یقیه حالید جا
19:48سبگه الان درش بیارم
19:51خنابر خدا
19:52خوربان دورنا خانم خوبیه
19:55اما یه خورده بی ملاحظه است
19:56نه صدقی این اسمش بی ملاحظهگی نیست
19:58یه چیز دیگه است
19:59اما حالا بگذاریم
20:00خب دیگه بس دخترم پاشید برید
20:02تا دیر تو نشده
20:03ها داری میرین
20:04پس اجازه بدی منم همراه تو میگم
20:05باشه اگه چیزی لازم داشتیز
20:07باشه باشه برید بسرامن
20:08کار پیدا کردن تو به دیودور همین جشم بگیری
20:11آه آره
20:11امیدوارم
20:12باشه
20:13خب دیگه بی اینجا
20:15تو هم بی دختر
20:16خودفس بابا
20:18بسلامت دختر
20:18خودفس
20:44حالیت زنگ میزنه
20:46ما الابدن بهش زنگ میزنی
20:48فیلن غذا تو بخور
20:49به سلامتی
21:03به منم زنگ زنه
21:05ای بابا
21:06من میتونه یک دو روز دندون رو جیگر بذاره
21:10گفتیم کمکت میکنیم دیگه
21:18به سینگی جارن windy
21:19به سینگی بیمتز روز دندون روز دنگ
21:26می کنیم دیگه
21:46هم نکالا
21:57سلام حالید
21:59میشه بیام تو
22:01بفرما
22:07تنفایی بپوش
22:28ببخشید بچه ها جمع و جور نکردن گذاشن رفتم
22:31نه بابا راحت باش
22:33بفرما بشین
22:34حالید چطوره
22:37تو بگو حالید چطوری
22:41خوب همکایی
22:42یعنی
22:43سعی میکنم خوب باشم
22:49من اومدم اینجا که ببینم
22:52چیزی لازم داری یا نم
22:53حالا چه برای خوده چه برای بچه ها
22:55هرچی که باشه
22:57بگو ببینم
23:00ممنون اگه چیزی لازم بود
23:01بگم راستی
23:04اریم امشب میاد خونه شما
23:07آره
23:08خواهش میکنم بابتو اونا
23:10خیالت راحت باشه
23:12اریم این پسر خودمونه
23:14اونم تو را دوست داره
23:16منم همونقد که ایدو دوست دارم
23:18اریمم دوست دارم
23:19میدونم
23:19سلامت بشیم
23:23میدونم روزایی خیلی سختی را میگذرونی حالید
23:26اما
23:27تو آدم قویی هستی
23:30سالها پیش وقتی
23:32کنارت مشغول به کار شدم
23:33دیدم که چقدر محکمی
23:35و در این مدت
23:37خیلی چیزا از تو
23:38یاد گرفتم و
23:40تجربه کردم
23:42فقط مراقب باش
23:45اشتباهات من رو تکرار نکنیم
23:47وگرنه آقابتت هم مثل من میشه
23:50همین اینا درست شدنیه
23:54خیلی زحمت کشیدی
23:56تا اینجا آمدی
23:57ممنون
23:58خواهش میکنم
24:00من مطمئنم اگه
24:02این اتفاق برای من میفتاد
24:05تو هم همین کارو میکردی
24:09میدونی تو این مدت
24:10چی یاد گرفتم کاریا
24:13فهمیدم که کسایی که فکر میکردم
24:15دوستم هستن
24:16با دیدن این حال و روز من
24:19از تایی دل خوشحار شدم
24:20چطور مگه؟
24:21تو روی خودم چیزی نمیگفتن
24:23اما من احساس کردم
24:26گفتن کمکت میکنیم
24:29اما جواب تلفونمو ندادم
24:32خیلی هشونم
24:34حال روز منو دیدن و
24:36به حال خودشون شکر کردم
24:40خب پس
24:41این آدم ها از
24:43از همون اولشم
24:45دوستای واقعیتو نبودن
24:47مگه نه حد اقل
24:48دیگه تو همینو فهمیدی
24:50مگه نه؟
24:51دوست نداشتم اینجوری بفهمم
24:53اما دیگه کاری که شده
24:56زندگی همینه دیگه
25:01من دیگه برم حالیت
25:03همونطوری که گفتم
25:04هر وقت کمک لازم داشتی
25:08من حاضرم
25:10باشه خیلی ممنون
25:14موافق این هفته دیگه بریم میلان
25:16بریم یه خورده خوش بگذرونی
25:17آلی میشه
25:19میلان تو این فصل خیلی قشنگه
25:22آره خیلی قشنگه
25:23اما شاید من نتونم بیام دخترا
25:25به احتمال زیاد نتونم
25:26ناز نکن زهرا
25:28مگه ما هر سال نمیریم میلان
25:29برنامه منو به هم نزن دیگه
25:32تو زیادی رفتی تو فاز نویسندگی
25:34باسه همین از ما قافل شده
25:36نه جون هم دلیلش نیست
25:37چون فقط یه خورده وضعی ما ناجوره
25:39منم خوب دختره خوبی هستم
25:41نمیخوام بابا ما تنها بذارم
25:43فقط باسه یه همین نمیتونم
25:45زهرا جون
25:46هممون میدونیم چی شده
25:48اما بابای تو که طورش نمیشه
25:50اینقدر گندش نکن بیخیال شو
25:52آره خوب تو هم راست میگی
25:54فکر نکنم وزاتون اونقدری داغون باشه
25:57که سفرم نتونید بری
25:58بی خود خودتو عذاب نده
26:00شما طوریتو نمیشه
26:01نه بابا دلیلش اصلا این نیست
26:03میدونیم چیه من
26:04چون این اواخر روپای خودم استادم
26:06برای همین نمیخوام
26:06اصلا و به هیچ عنوان از بابام پول بگیرم
26:09اصلا دوست نه دارم
26:10این سفر رو بیا
26:11بعدش دیگه پول نگیر
26:13تازه تو اگه جایی نری بابا باید بیشتر نراحت میشه
26:16آره درسته
26:17پس بذارین یک کاری کنم
26:18بذارین من یه نگاهی به برنامه من بدزم
26:20بعد تصمیم بگیرم
26:21شما چه تاریخی میخوین برید؟
26:22هفته ی آینده بریم
26:24من الان بیلیتامون رو میخرم
26:25بعدم با همدیگه حساب میکنم
26:26آره حتما
26:27اما الان نخر
26:28چه رو میگم نخر
26:29چون هفته ی آینده
26:30پرمشقله ترین
26:31هفته ی سال من یک کتاب جدید رو میخوام شروع کنم
26:33برای همین یه عالم جلسه دارم
26:35خیلی جلسه دارم
26:36زهرا
26:36باشه زهرا جون
26:38نظرتون چی بریم همون هوتلی که همیشه میرفتیم
26:41باشه فقط اونجا شبیه چقدر پول میگیرن
26:43حدوداً 1500 یا 1600 یورم
26:46خوبه پس اشکالی نداره
26:481500 یورم که چیزی نیست
26:53آره خیلی خوب میشه
27:10تو این واخر خیلی زنگ میزنی
27:12یا من اینطور فکر میکنم شایکا
27:15آره حق داره ندار
27:16اما نگره نباش
27:18این آخرین باره که به زنگ
27:20خوبه
27:20دیگه داشتم از دستت زله میشدم
27:23نادر
27:24من تصمیم گرفتم از اینجا به
27:26اتفاقاً تصمیم خیلی خوبی گرفتیم
27:28همه یه درها دونه دونه برون بسته شدم
27:31حتما برادرم هم به این پشت کرده
27:33شاهیکا
27:34اگه انقدر اشتباه نمی کردیم بلا هم سرت نمی بود
27:37قبول میکنم که اشتباه کردم
27:39به اینجکس نگفتم که درم میرم
27:42از دست همه شون از سبانیم
27:43اما میخوام با تو خود حفظی کنم
27:45ببین
27:46درسته که الان را به تمون خوب نیست
27:48اما تو در بازشتبهم خوبی کردی
27:50میشه امشب ببینم اتنا دیر
27:52نمیدونستم که اینقدر به این وابسته ای
27:55تنهای کسی که میخوام ازش خود حفظی کنم توی
27:58قطرمو بتون
27:59هایش میکنم رد نکن
28:05بسیار خوب
28:06امشب بیا خونه ای من
28:08خیلی وقتی تو نمیگیرم
28:10منم ممنونت میشم
28:11پس شب میبینم ات
28:19قبر نداری چه خود حفظی قشنگی در انتظارت ندار
29:00خیر باشید
29:02آقا حالیت ببخشید مزاهم شدم
29:05چیزه لیلا تو دانشگاه نبود نگرانش شدم
29:08مگه تو هنوزم با دخترم در ارتباطی؟
29:10نه نه هیچ ارتباطی نداریم
29:12باور کنید هیچ رابطه نداریم
29:13من فقط میخوام با امان یه دوست بهش کمک کنم
29:16آها میخوایی کراحوم کنید
29:18نه نه خوش میکنم حرفم رو بد برداشت نکنید
29:20اصلا این طور نیست
29:22من فقط نمیخوام اون ناراحت
29:25پاچه لیلا برای من خیلی با عرض شد
29:29دیدم چقدر با عرض شد برات
29:32حق دارید من
29:35در گذشته اشتباطی کردم
29:37اما حالا موقعیت فرق میکنم
29:38لیلا خونه نیست
29:40اگه تو دانشگاه نعزیش حتما تو راهیم
29:42فهم میدم
29:42ببخشید مزاهم شدم مزارت میخوام
29:45راستی آقا حالیت
29:47خواهشم فکر نکنید من آدم بدیم
29:49من برادر پسر شما
29:50یعنی اگه فکر میکنید با بعد اتفاقی که براتون افتاده خوشحالم
29:53بدونید که من همشین آدمی نیست
29:55آره درسته
29:58حرفایی که اون شب تو رستوران در مورد لایق نبودن من زدید
30:01خیلی به من برخوردم
30:02و فهمیدم که شما هم حق دارید
30:04خالصا من فکر نمیکنم که این وزاد حقا سه اون رفتارتونه
30:07واقعا خیلی ناراحت شدم
30:10حرفات تموم شد؟
30:13تموم شد روز خوش
30:21آیی دخترا بست دیگه اینقدر نراحت نباشین
30:24شما دخترای قوی هستین جمع کنین خودتون رو
30:27گفتنش برای تو آسونه
30:30لیلاجونم منم این روزا رو دیدم
30:32منم بدبختی کشیدم
30:33ببین من هشت ما تو روستا زندگی کردم
30:35صدامم در نایمد
30:36روحیتون رو حفظ کنین تا اتفاقای خوب براتون بیافته
30:39آره درست میگی یلیزم و چه میدونم
30:41اولش فکر میکردم طوری نمیشه عادت میکنیم
30:44اما هر روز که میذره این مدر زندگی
30:45برام عجیبتر میشه
30:46آره بابا امروز تو دونشگا دوستان میخواستن
30:49صورت حساب منو پرداخت کنن
30:50باز خوب دوستایی تو منصفن دوستایی من که هیچ چی نمیفهمن
30:53هی میگم بیا بریم سفر بیا بریم سفر ای بابا
30:56آی نبایدم به فهمن عزیزم
30:58پول برای اونو مفهومی نداره
30:59آره واقع مفهومی نداره
31:00برای تو هم نداره اما باید دیگه یاد بگیری
31:02توازه من احساس میکنم
31:04همه همش دارم منو رو نگاه میکنن به خودم
31:07آی واح واح
31:08شما حسابی افسرده شدین
31:10از من گفتن بود
31:11اشکالی نداره شاید امروز بابا کار پیدا بکنه
31:14اگه پیدا کرد میریم یه خونه قشنگتر
31:17اینطوری روحی همونم بهتر میشه
31:18خیلی حالمون بهتر میشه
31:20حالی دنبال کار میگردیم
31:21آره
31:22خب حالا از کجا میخواد کار پیدا کنه
31:24اویا دوستای قدمی و سمیمیش بهش گل دادن
31:28من که بابر دارم
31:29به نظر من بابا همه چی رو حل میکنه
31:31من به زودی برمیگردیم به روال سابقه من
31:35دخترا
31:36میگم چطوره شما بیاییم پیش من
31:38اریمم که رفته پیش مادرش
31:39ها نظرتون چیه
31:40نه بابا
31:41از قصد دق میکنه نمیشه
31:43نه نه من که نمیخوام به فرزن خوندگی قبولتون کنم
31:52بیشتر نراحت میشه بیشتر قصد میخوره
31:55برای همین میگم بیاییم پیش من
31:56آره لیلا آره درسته
31:58شاید اگه بابا ببینه که ما روحی همون خوبه
32:00روحی اونم بهتر میشه مگه نه هان
32:03تازه مگه خودتون نمیگین بابا تون داره
32:05دنبال کار میگرده حتما پیدا میکنه
32:07اون آشنام آشنا داری
32:08ناسلامتی حالیت آرگونه شما نگران نباشین
32:10بعدشم که میگین قراره برین خونه یه جدید
32:13قبوله
32:17ای بابا خیلی خوب باشه فهمیدم
32:20خودم با پدرتون صحبت میکنم
32:21تا خیل شمام راحت بشه
32:23اگه اون قبول کرد میا
32:26بذارید زنگ بزنم به آیسل حالیت جان حاضر کنه
32:28برم تنهایی با پدرتون صحبت کنم
32:30باشه
32:33آیسل حالیت جان حاضر کن
32:35میرم خونه صدقی
32:40چطوری هم دار
32:41جلست چقدر زود تموم شد
32:43آره از اونچه که فکرشو میکردم
32:45کوتاه ترم بود
32:46گفتم اگه تو هم کاره تموم شده با هم بریم
32:48آره کار منم تموم شده
32:50بذار الان آمده میشم بریم
32:52باشه
32:54امروز رفته بودم دیدن حالیت
32:56خونه صدقی رفتی؟
32:59آره
33:00گفتم ببینم چیزی لازم داره یا نه
33:02در مورد اریمم خواستم خیارش روحت کنم
33:05اما واقعا حالش خیلی بد بود
33:07مگه میتونه خوب باشه ها؟
33:09کسی که به پول و قدرتش مینازه
33:12حالا به این روز افتاده
33:14امیدوارم هرچه زودتر مشکلش حلشه
33:17البته من امیدوارم از این تجربه تلخ
33:20یه درست درست و حسابی بگیره
33:22گرچه اصلا بهش امیدوار نیستم
33:24اگه باز برگرده به روال سابقش
33:26که البته بعید میدونم چون همچین چیزی دیگه محاله
33:29از این آدم بیچاره سر بزیر
33:31دیگه هیچ اثری نمیمونه
33:32من اونو خوب میشنسم
33:33توری به زندگیش نگاه میکنی که انگار
33:35هیچ اتفاقی نیفتده میبینیم
33:37آره درسته اما
33:39بر یادمی مثل حالی تحمل این چرایت
33:42واقعا سخته
33:43امروز که دیدمش انگار ده سال پیرتر شده بود
33:46ای بابا
33:47من اصلا شماها رو درک نمی کنم
33:50نه تو رو نه یلدیزو
33:51بابا این آدم زندگی رو به کاممون تلخ کرده بود
33:53یادت رفت چقدر توحین کرد؟
33:55اما حالا که برشی کس شده
33:57همه دلشون میخواد بهش کمک کنن
34:00آه شاهیکارو نگاه کن
34:01اصلا براش مهمه ها
34:02اصلا پرسیده حالی تالش چطوره؟
34:04شاهیکه که جز خودش به کس دیگه ای اهمیت نمیده
34:07آفرید درسته
34:09بریم
34:15واسه آگهی حسابداری تماس کردم
34:17که اینطور
34:20ممنون
34:32آه آه
34:35صدای پسرمو شریندم بیا
34:38بقلا ببینم
34:39چه سورپرائز
34:40خشنگی
34:41خوش اومد
34:42هلی ممنون
34:43ایلیس خانو فرستادنمو برم
34:45بله
34:46بذار کابشنو تو در بیارم
34:48من هم زدی لباس حالیت جانو فوشندم و آوردم
34:50هوا اینجا که سرد نیست
34:52نه بذاری من درش میدارم
34:53یه لحظه
34:54پسر قنده اصلا
34:55اوی اوی اوی اوی
34:58چه
34:58چی رو نگاه میکنی اینجا شبیه بیرامون نیست
35:01مگه نه پسرم
35:02آخ
35:02بیا بابایی
35:03بیا
35:04شش
35:05خوی پسرم
35:06بیقی بینا
35:07بیخورده
35:08بابا بایی صحبت کن جونم
35:10بیا
35:11آه در میزن من باز میکنم
35:13آه بایید
35:13جونم پسرم
35:14حتما ایلیس خانمه
35:16آه ایلیس خانم خوش اومدی
35:18جونم پسرم مهمون اومده خونه ی بابا شینا
35:21خوش اومد ایلیس
35:22آه
35:24دیدم دلتون برای هم تایی شده گفتم بیارم ایش اینجا
35:27ببین ایلیس بچه مریض یه خورده بیتابی میکنه
35:29نه نه مریض نیست
35:31دلش برای باباش تایی شده
35:32بیا بهش این میخوام باید حرف بزنم
35:34راجع به چی؟
35:37حالید
35:38من الان پیش زهرو و لیلا بودن
35:40خوب
35:41میگم چطور اونا بیام پیش من
35:45به تو چیزی گفتن؟
35:47نه اونا چیزی نگفتن
35:48من دارم میگم
35:49میگم تا برین یه جای دیگه
35:51اونا بیام پیش من زندگی کنن
35:54آه
35:55پس از تو خواهش کردن
35:57نه نه اونا از من چیزی نخواستن
35:59اما آخه اونا که از اینجا نمیخواستن برن
36:01هنوزم نمیخواه نمیخواه نتو رو تنها بذارن
36:04اما من فکر کردم بیدم اونا مثل من نیستن
36:06به همچین جاهای یادت ندارن
36:08روحی اشون خراب میشه
36:09میگم چطور بیام پیش من
36:11حالی جانم هست
36:12آیسلم هست
36:12مامانم هم هست
36:13خلصه این فکر رو کردم
36:15اگه تو هم میخوایی میتونی بیای حالیت
36:17نه ممنون باشه
36:18دخترم میتونم بیام پیش تو
36:20باشه پس خودت بهشون بگو
36:21بگو با من صحبت کردی تا خیالشون راحت بشه
36:24باشه میگم
36:24این که تو نراحت نشی قبول نکردن
36:26بله خوهر سرم بیام پیش ما عزیزم
36:40آقا حالیت شام حاضر بفرمایید
36:44من نمیخورم صدقی سیرم
36:46چرا نمیخوری بابا جون حالت خوب نیست
36:49خوبم دخترم
36:50چندان خوب به نظر نمی آی
36:54شما بشینین شامتونو بخوریم
36:57حاضر
36:58زهرا
36:59جان
36:59لیلا کجاست
37:01لیلا
37:01ها
37:02جمع دوناتونو ببندین
37:04امشب بیرین خونه یلدیست
37:05برای چی؟
37:06برای چی نداره که
37:07من اینطور میخوام
37:08خب
37:09شما بریم تا منم بیخورده استراحت کنم دیگه
37:12اما بابا ما نمیخواییم تو رو تنها بذاری
37:14من که تنها نمیمونم دختر قشنگم
37:16نگره نباشیم ببینین
37:18صدقی پیش همه
37:22راستی بابا کارت چی شد؟
37:24با دوستات صحبت کردی؟
37:28نشد
37:29یعنی چی؟
37:30مگه این آدمان سمیمیترین دوستات نبودن؟
37:32نکنه اتفاقی افتاده
37:33فکر میکردم دوستمان
37:34اما نیستم
37:35زنگ ددم
37:37جواب ندادن
37:39با محله کارشون تماس گرفتم
37:40پیام دادم
37:41آدم بیپول هیچ دوستی نداره
37:43حالا اینو میفهمم
37:46خب دیگه
37:47پاشید برید شامتونو بخوریم تا سرد نشده؟
37:49نه بابا جون با هم میخوریم
37:51نه دخترم من نمیخوریم
37:52نه خیر پس ما هم نمیخوریم
37:54پاشو
37:54خب شما برید بخوریم
37:56بیرتون نشه
37:56الان میان دنبال
37:57اگه نمیخوای گیریم با هم بخوریم
37:59سوپو میکشم
38:00باشه بریم
38:10بفرمایید
38:11دستت درد نکنه صدقی
38:13ممنون
38:31بان سوال
38:35پس دیگه وقت خداحافظیه
38:37درسته
38:39رسی یه نوشیدنی خیلی مخصوص براتو بردم
38:43به وقتش پولی زیادی پاشت دادم
38:45خیلی ممنون
38:46افکان
38:48لطفاً برامون از این نوشیدنی بید
38:50چشما قاندار
38:51بشین لطفاً
38:55این لطفتو مدیون چی هستیم؟
38:57گفتم حالا که آخر این شبه من تو اسطنبولی بزرحالشو ببرم
39:02میدونی چون هیچ کس منو دوست نداره
39:05کسیو پیده نکردم که همراهی میکنه
39:07خوبه که آدم خودشو بشناسه
39:09ببین شایکا
39:11اگه همیشه به من وفادار بودی
39:13اگه به خاطر حرس و تمعد اشتباه نمیکردی
39:16میتونستم همیشه تو رو کنار خودم نگردم
39:20متاسفانه تو زندگی همین چیز طبق میره ما پیش نمیره
39:23منم اینو قبول کردم
39:24میخوام از این به وقت دنبال شانس هم جای دیگهی بگردم
39:29خوشحالم که اینو میشنبم
39:31پس به سلامتی من
39:33به سلامتی
39:40خوشمز هست
39:42اره خوشمز هست
39:43میدونیم از این که همه از رفتن من خوشحادن یکم نرهدام
39:49یعنی برادرم این در
39:51تو و بیشتر از همه تو
39:55من؟ چرا من؟
39:57من که همیشه به هات رو راست بودم
39:59تو از اولشان میدونستی من چجور آدمی هستم شایکا
40:04با این وجود بازم منو تحدید کردی
40:07پایان تلخی تو خودت رقم زدی
40:14تو هم همینطور
40:18یعنی من تو رو باور کردم
40:21به اعتماد کردم
40:23ما شریک جرم هم بودیم
40:25اما تو حق منو بهم نددی
40:29هیچ وقتم از من حمایت نکردی
40:32چی داری میکی؟
40:34اما میدونی چیه ندیر
40:36این چیزا اصلا برای من مهم نبود
40:38ولی وقتی دیروز پشت تلیفون بهم گفتی
40:41یه دیز با من قابل قیاس نیست
40:44همون لحظه تصمیم ما گرفتم
41:02یدت همیشه به هم میگفتی
41:05مرد خطرنکی هستی
41:06اما یه چیزا فراموش کردی ندیر
41:09منم زن خطرنکی هستم
41:15گفته بودم میان با هات خودحافظی میکنم
41:17مگه نه؟
41:54اصلا باورم نمیشه ها
41:56دیروز داشتیم با هم حرف میسدیم
41:59امروز گفتن نادر مرده
42:00من هنوز تو شکم
42:01آخه مگه میشه؟
42:02سکته قلبیه دیگه
42:03سراغ هرکی بیاد میبردش
42:06ببینم حالا
42:07از کجا فهمیدی که نادر زن داشته ها؟
42:10وقتی داشتم میومدم اینجا از زمانی دستگیرش افکان شنیدم
42:13به نظرت راسته؟
42:19خیلی عجیبه
42:25هیلیس
42:26حالیت خبر داره؟
42:27آره
42:28به نظرت میاد؟
42:30نمیدونم به هر حال نادر دشمن خونیش بود
42:32نمیدونم که بخواهد
42:33دخترم طرف دیگه مرده
42:34با مرده که نمیشه دشمنی کردی این بابا
42:39شما هم خبرها رو شنیدی؟
42:41نه هرچه خبریست؟
42:42که نادر زن داشته
42:44آه
42:44چی؟
42:46آره
42:47الانم همه داراندار نادر به اون رسیده
42:51پس الان کجاست؟
42:52دستاش الان که شاہرش سکته کرده و مرده
42:55زحمت کشده تشریف و برده تشری جنازه
43:00حالت اومد
43:16انتظار نداشتم بیای
43:19تا با چشم خودم نمیدیدم باورم نمیشد که مرده
43:28خواهر آقا و برادران عزیزم
43:30امروز همه که اینجا جم شدیم تا جنازه
43:32نادر کلیچ عزیزمون که از این دنیای فانی
43:36به دیار باقی شتافتر رو تشریف کنیم
43:39سپاس از حضور شما
43:41کانومشون الان میادیه چند دقیق سم کنید
43:49منم تازه از این در شنیدم
43:51زن داشته
44:14زن در شنیدم
44:48زن در شنیدم
45:14زن در شنیدم
Comments

Recommended