- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00بله نظرتون در خصوص تعویز سیستم های نرمفضاری شرکت چیه؟
00:05اصلا نیاز به این کارا نیز آقا نادر
00:07چون در حاله حاضر با یه شرکتی همکاری میکنیم
00:23بیلدیز
00:23همون طور که ببینید تو جلسه هم بعدا رفت میزنیم
00:26به خاطر تو نیومدم
00:28دوبله شده در اصدیو جل
00:37هنوزم پیشنهادت سر جاشه
00:59معلومه که سر جاشه
01:01پیشنهادی ازدواجتو قبول میکنم
01:06موسیقی
01:33در موردش دو دفترم رفت بزنیم
01:36خیلی هم خوب میشه
01:41محذرت میخوام
01:49یه دیز هنوز باورم نمیشه
01:53یه امیدی داشتم اما راستشو بخوای فکر نمی کردم امروز قبول کنم
01:57یه خورده یه دفعی شد منم میدونم
01:59باشه خیلی خوشحالم کردی
02:00وسط جلسه تون اومدم خیلی زش شد مگه نم
02:05تفکر بقیه اصلا برام مهم نیست
02:07مسئله اینه که تو دنیا رو بمدادی
02:09خوبه خوشحالم که نظرتی نه
02:11بشین لطفاً
02:17الان چی کار کنیم
02:18در موردش اصلا فکری نکرد
02:21شب بریم رسطوران در موردش حرف بزنیم
02:23چرا که نه
02:24حتی اگه بخوایی میتونیم جشن بگیریم
02:26نه نه
02:28واقعا نیازی به این کارا نیست
02:30باشه این نیست
02:39بیا
02:41آقا حالیت
02:43اندر خانوم پرسیدن جلسه رو ادامه میدید یا نه
02:46منتظرن تا من بهشون اطلاع بدن
02:47برو بگو جلسه تموم شد
02:49باشه
02:49جربه من به جانب
03:06آهی آقا نادر خیلی افتادین تو زمان
03:09ممنونم که اومدید شبه به این زیبایی و جشن نگیریم پس که جشن بگیریم
03:19از همتون خیلی ممنونم که تو این شب زیبا ما رو تنها نداشتین و تشریفا بودینی جا
03:26آه یلدیز وقتی پیشناد ازدواجم رو قبول کرد با این که خیلی تحجب کردم
03:31اما در اینه ها خیلی هم خوشحار شدم
03:33من در حضور شما به یلدیز عزیز قول میدم که اونو خوشبخت ترین زن دنیا با کنم
03:42به سلامتی
03:46امیدوارم خوشبخت بشین
03:47امیدوارم خدا کنه
03:53شما نمیخوای چیزی بگی؟
03:56من؟ نه
03:57ایه هرچی لازم بود تو گفتی
04:02راستش
04:03چون فکر نمی کردم
04:05یلدیز به این زودی به هم جواب بده
04:07برای همینم قافل گیر شدم
04:12لایق تو نیست اما
04:29بابر کن نیاز نبود خودتا انداختی تو زحمت
04:32خیلی ممنونم
04:35تبریک میگم یلدیز
04:40چقدر خوشگل عزیزم ببینم
04:44خب غذاها رو سفرش بدیم بیارن
04:46چرا که نه
04:48ببخشید
04:53لطفاً منو رو برای ما بیارید
05:23موسیقی
05:24دیگه نمی دونم و خبردره یا نه
05:26من از این در و داداشم قضیه رو شنیدم
05:30بای باورم نمیشه یعنی هیلدیز از اولشم نادر رو میخواسته
05:34نمیدونم
05:34فکر نکنم میخواد به این کارش حرص حالیتو ترمیده
05:37نگاش کن تو رو خدا
05:38میخواد عمدن حالیتو نراحت کنه
05:40آرامشمونم به هم بزنه
05:42باید وانمود کنی که با حالیت خیلی خوشبختی
05:45تابلو نکنی که در جریانی
05:47قضیه هستی تا وقتی حالی چیزی نپرسیده هیچی نکنید
05:50باشه همین کار رو میکنم
05:51خلی خوب
05:51بعدا راجع به این موضوع حرف بزنیم
05:54باشه خدافز
05:59وای وای وای وای وای
06:01ببین چه خبره
06:10بفرمین
06:12دره ببند
06:16بابا جون
06:17گفته بودی قرار داری اما نرفتی
06:21نرفتم
06:22احتمالش هست نرم
06:24حالت خوبه نکنه چیزی شده
06:25نه خوبم خوبم
06:27پس برای شما منتظرت بمونی
06:29نه تو برو
06:31بهتون خبر میدم
06:32باشه
06:43دختر خوشکنم
07:02بله
07:04اشقا
07:05تو راهی داری
07:06میای
07:07بیا منتظرتا
07:08هنوز خونم
07:09ای
07:09من فکر میکردم
07:11خیلی وقت رو افتادی
07:12اشقا
07:13به خاطر کارام
07:14نتونستم بیام
07:15آهام باشه
07:16خب پس لاغل بگو
07:18که میرسی
07:18که من غذا رو
07:19قبل این که برسی
07:20بذارم گرم شد
07:21لیلی شاید نتونم
07:22امشب بیام
07:22راست میگی
07:23آخه برای چی
07:24راستش اتفاق نیفتاده
07:26بعد خستم
07:27میخوام بخوابم
07:28خب
07:29اشکالی نداشت
07:30میومدی همینجا
07:31یه خورده
07:32استراحت میکردی های
07:33نه نه
07:35فردا میبینم
07:36ات باشه
07:38باشه
07:39هر جور راحتی
07:40بعدا میبینم ات
07:46نگاه کن تو رو خدا
07:47من اصلا
07:49مراش همیتی ندارم
07:51واقعا که
08:02راستی روز عقدتونو
08:04مشخص کردین؟
08:05هنوز نه
08:06در مورد شرفی نزدیم
08:08اما راستشو بخوای
08:09من نمیخوام
08:09معتل کنیم
08:10البته باید ببینیم
08:11نظره یلیز در این مورد چیه
08:13درست نمیگم عزیزا
08:16چیزه
08:17مرغ خیلی سرد شده
08:18نمیشه اینجوری خوردش
08:20چی پرسیدی؟
08:22یلیز
08:22کایا روز عقدمونو پرسید
08:24روز عقد؟
08:26حالا چجله
08:28یه بدن میشینیم
08:29در موردش حرف میزن
08:32حدشی خیرتونه همون بشه
08:34احتمالا تو خونه
08:35یه فعلی من نمیمونیم
08:36یلیز آشق کنار دریاز
08:38شاید یه ویلا بخرم
08:45آی من باید برم دستشوی
08:47اشکاری نداره
08:48یه چند لحظه تنها تون بذارم
08:52بهتره منم با یلیز برم
08:53با اجازتون
08:56یلیز
08:58یلیز
08:59خیلی خوشمزدست
09:01نوشد جان
09:01قضای اینجا همیشه آنی
09:03حالانی که با آنی
09:04خیلی خبرم اونجا
09:06دقیقا همینطوره
09:11سب کن ببینم
09:12توضیح بده کاملا چی شده بگو
09:15چیز خواستی نشده این در
09:17یلیز
09:18تو چشم نگاه کن
09:20تو کیا میخوای گول بزنی ها؟
09:21بوری نگاه به قیافت بنداز وقتی انگوشتر دستت کرد فکر کردم الانه که بشینی گریه کنی
09:28هندر
09:28من یه هماغت کردم بعدشم مثل خرموندم تو گل
09:33دارم میبینم
09:36یه لحظه عصبانی شدم و بله رو گفتم
09:38وگر نه دوست ندارم باشه ازدباش کنم
09:41راستش منم واقعا شکه شدم وقتی قبول کردی
09:44یه لحظه عصبانی شدم
09:46بدون فکر تصمیم گرفتم
09:48ای بابا برای چی؟
09:49چی شد که عصبانی شدی؟
09:50حالیت کاری کرد که عصبانیت کرد آره؟
09:53اون دختره لیلی بار داره
09:55چی؟
09:56داری مزخرفت میگی؟
09:57مزخرفت نمیگم انتر
09:59رفته بودم کافی شاب
10:01اونجا لیلی و شاهیکا رو دیدم
10:03شاهیکا گفتش
10:06یه لیز گوش بده
10:09اگه لیلی واقعا قصد ازدواش با حالی تو داشت
10:12هیچوقت نمیگفت که بار داره
10:14باز چی داری میگین درم؟
10:16ببینین دختره لیلی
10:17حد اکثر یه ماه بار داره بیشتر از این نیست
10:20جار زدن این موضوع بین مردم
10:22اشتباه خیلی بزرگیه حالا من نم
10:24بقیه میدونن اگر این موضوع رو به ما بگن
10:27ما چه بلایی میتونیم سرش بیاریم
10:29درسته؟
10:30یعنی میگی دروخ گفته
10:31خب رستش
10:35مطمئن نیستم
10:36اما خب میتونم بفهمم
10:38ممکنه اینم از بازی های شاهیکا باشه
10:40نگو تو رو خدا
10:42آخیل زدست تو
10:44آخه نمیدونم
10:46چرا بدون مشورت من همچین کاری کردی؟
10:49چرا همچین تصمیمی گرفتی؟
10:50چقدر اجالی کردی؟
10:51اقلا با من حرف میزدی؟ مشورت میکردی؟
10:54خواستم حال حالی تو بگیرم
10:55آره چقدر اینه خیالشه
10:57آخه بگذاریم بسه باشو
10:59برگردیم پیششو
11:00من میخوام هرچی زودتر برگردم پیش پیسرها
11:03خیلی خوب بیلن سعی کنی
11:04یکم خوش رو باشی
11:05میشه؟
11:06خیلی تابلو نکن
11:07بعد سر فرصت یه فکر میکنی
11:10ببین عزیزم؟
11:11ببین؟
11:13خوشگله نه؟
11:14ای بابا
11:15کاش یکم بخوابی
11:16دو دقیقه نمیخوابه
11:18پدرمون در اومده
11:18نمیذار حرف بزنیم
11:19قلبت هم میذارم اینجا
11:20ممنونم داداش
11:21بچهی که تو بقل مامانش
11:22دو دقیقه ای میخوابه
11:23به ما که رسی جغت شد
11:25درسته؟
11:25جغت گوچلو
11:26شانس نداریم دوداش
11:28نمیذاره دو کلمه
11:29محرف بزنیم
11:29جانه ببین
11:30زیرش تمیزه؟
11:31من نمیتونم خودت نگاه کنه
11:33ای بابا حالا بد میشه
11:34چرا کولی بازی در میاری؟
11:36بیگه ببینم
11:36ای بابا
11:37بو بده یعنی کسی فچر نگاه کنم
11:38باشه وایسا
11:39وایسا
11:40اف دیدی بازم چه اتفاقای افتاد
11:42به خودم مجرامون تمومی نداره
11:44آره به خودم یادم ننداز
11:46منو ببین
11:46این حالیت سیستم ایلدیزو به هم ریخته
11:49یه چیزی بد بگم جنر
11:50ایلدیز به خاطر دروردن هرس حالیت
11:53بله رو داد
11:54بابر کن
11:55اما تا اونجایی که من یلدیزو میشناسم
11:56حتما از تصمیمی که گرفته برمیکنه
11:58چونشونی میخواد برگرده دادش
12:00ای بابا
12:01مثلا این میمونه که خروجی اوتومال را رد کنی
12:03تا از میت بری رای برگشتی نداره
12:04آره همینطوره
12:05زمانی شر به پا میشه که یلدیز اشتباهشو بفهم
12:07بگه که منصرف شدم
12:09بابر کن نادر
12:10یه وقت شر درست نکنه
12:12همینجوریشم قیافش خلاف میزنه
12:14منو ببین
12:15ممکنه ما رو هم سربه نیست کنه
12:17بکنتمون تو گونی و بندازه تو دریا
12:19بعد داشته معنی بابا
12:21اون مثل حالیت نیست
12:22مثل حالیت بدخلاق عصبی نیست
12:23من که ایچی ازش نگه
12:24دادش این که خیلی بدتره
12:26این حتما از اون آبزیرکاست
12:28میگم یه وقت این بدتر از حالیت نباشه
12:30ها
12:30حالا رو اونم حساس بشیم
12:31ها باشته
12:35حالا جدا از اینا
12:36دوروبریامون دو سه بار زواج کردن
12:38اما ما هنوزم مجرد این دو داشت
12:40آره
12:41واقعا انقدر که درگیر مشکلات این و اون شدیم
12:44از خودمون قافل شدیم
12:48داداش
12:49از کتف افتادم دو دقیقم تو بگیرش
12:51ممکنه یه وقت دستم بیافته
12:52من از این کارا بلد نیستم
12:53نه نه ترس چیزی نمیشه بیا بگیرش
12:55آره بیا اینجوری بگیرش
13:05بابا از اتقش بیرون نمید
13:07قصم نخورداخه
13:11تو به خاطر بابا نراحت یاره؟
13:14نه
13:14راستشو بخوای من این روز یکم حسله ندارم
13:17همینطوری
13:18دلیلی خواستی نداره؟
13:19نه
13:22مطمئنی؟
13:23راستش یه دلیلی داره داره
13:25اما نمیدونم چطوری بگیرش
13:27چی شده کنج کافت شده؟
13:28خیلی خب میگم
13:28از زور تو الان به زور تو دلم نگه داشتم
13:30اگه به کسی نگه من زرونی ترکم
13:31خب بگو دیگه دختم
13:32فهمیدم لیلی بار داره
13:35چی؟
13:35آره
13:36امروز با یلیز رفته بودن بیرون
13:38شایکا و لیلی هم اونجا بودن
13:39شایکا گفت باورت میشه؟
13:41باورم نمیشه
13:42بابا به خاطر این از اتقش بیرون نمیدونه
13:45لطفا به کسی چیزی نگه
13:46نباید ارین بفهمه
13:47وگرنه از نظر روحی داغو میشه
13:48دیگه مثل سابق نمیشه
13:49نمیگم
13:51به نظرت به بابا بگیم که غزیه رو میدونه؟
13:53چی بش بگیم؟
13:54شاید خودش میدونه
13:55یا که ما در جریانیم
13:56یا این که بعدا خودش میاد موضوع به امون میدونه؟
13:58یعنی با لیلی زباش میکنه؟
14:00وای نمیدونم
14:03گلدیس وقت فهمید چه؟
14:04معلومه دیگه
14:04اولش وقتی که شنید همینطوری خوش گستد
14:07بعدشم خودش اومده و از کافی شاب گذاشت
14:09بیرون منم تنها مونده
14:10کجا رفت؟
14:10از کجا بدونم کجا رفت
14:12هرچی زعی میزنم جواب نمیده
14:13صبح حالا دوباره به زعی میزنم دیگه ولش کن
14:15اونم حق داره
14:16ای بابا شو که شده؟
14:17میدونم خودتو بذار جاهاش فکر کن
14:19یه هفته نیست جدا شده فهمیده
14:21مشوقه شوهرش بارداره
14:22واقعا سخته
14:26درسته
14:27گناه داره
14:29بیچره یلدیس
14:31منم دلم برای بابا میزوزه
14:32بابا هم گناه داره
14:33تفلک به خاطر یه دختر همتر زندگیش بی خوده بیجرد از هم پاشی
14:36بابا کجا گناه داره؟
14:37میخواست به یلدیس خیانت نکنه
14:38تو هم بقله گوش من ویز ویز نکن
14:40این مرد بابایی توه
14:41سعی کن در کش کنی من میرم پیش بابا
14:43بابا مدبخ گناه داره
14:45خیلی نمک نشناسی ها
14:52یلدیس خیلی ساکت نبود
14:55تو هم متوجه شدی هره؟
14:58فکر کنم همه فهمیدم
15:01یلدیس به خاطر این که پیشنهاد نادر رو قبول کرده پشیمون شده
15:06خب میخواد چی کار کنه
15:08هنوز نمیدونه باید چی کار کنه
15:10باید سعی میکرد خودش رو کنترول کنه
15:13نمیتونم
15:13منظور چی اندر
15:15یلدیس وقتی فهمیده لیلی حاملست حصابانی شده
15:18با اون حالت حصابانیت پیشنهاد نادر رو قبول کرده
15:21همین
15:21چی داره میگی اندر؟
15:22چی رو؟
15:23لیلی حاملست
15:24تو هم خیلی تحجاب کردی هره؟
15:27من این همه بهت گفتم
15:28این دختره دختر سالمی نیست
15:30اما اصلا باور نکردی
15:31همش فکر میکردی من دارم حرف بی خود میزنم
15:33خب چرا منو دعوا میکنی؟
15:34نمیخونم با تو دعوا کنم
15:35اما هر وقت در مورد این دختره حرفی میزنم
15:38جوری تحجاب میکنی
15:39که انگار دارم یه دروغ شاختار بت میگه
15:41یعنی تو تحجاب نکردی؟
15:42به نظر تو طبیعیه؟
15:43من که اصلا شک نکردم ازش برمیامد
15:46فقط ممکن بود به جای حالی تو باشی
15:48که اونم خدا بهت رحم کرد عزیزم
15:52ببینم چرا میخندی؟
15:55اندر خندیدم چون خیری عجیبه
15:58چرا؟
15:58اصلا فکر نمیکردم تو اینقدر حسود کنم
16:00وای کایا من چرا باید به این دختری زشت حسودی کنم؟
16:03من منظورم اون نیست
16:06به تو حسودی میکنم
16:07خب چون شاهرم ای دیگه؟
16:09از این که اینو به زبون بردی خوشم اومد
16:11نگاه کن چی میگه؟
16:23آقا نادر بفرماییم بالا یه قهفه بخوریم
16:27شاید یه وقت دیگه اومدم
16:28با اجازتون میخوام با یلدیس خیلی کوتا حرف بزنم و برم
16:32باشه
16:32محبت همشب ممنونم
16:34شبتون بخیر
16:35شبتون بخیر
16:41شبتون بخیر
16:42حالت خوبه؟
16:42خوبم
16:43چون همش تو خودت بودی
16:46نکنه چیزی باعث نراحتیت شده
16:48نه فقط فکرم پیش پسرم بود
16:50چون سپردمش به امیر و جانر
16:51برای هم
16:52یعنی هیچ دلیل دیگه ای نداره؟
16:55نه
16:55باشه پس
16:57فردا حرف میزنی
17:00باشه
17:01ها
17:02چیزه
17:02من برم احتمالا حالی جان هم گوش نشه
17:17هر کاری کردیم نخابید چش روهم نداشت که نداره؟
17:21خابیدن نفس نداره
17:21آره واقعا
17:22آآ چی شده؟ هنوز نخابیده؟
17:24نتونستن بخابوننش
17:26باشه مامان
17:28بده من خودم میبرم میخابونمش
17:30تو برای چی تو خودتی؟
17:33چیزی نشده
17:34راستیا
17:35یلدی چرا کشتیت خرف شدن؟
17:38به نظر خیلی بی کسله میرم
17:39آئی واقعا چیزی نشده فقط خستم
17:41برم حالی جان رو بخابونم خودم هم باهاش میخوا
17:43باشه؟
17:43بیا مامانچون
17:45بیا بریم داده کنیم
17:47بریم بریم
17:48اما عروض خانوم به نظرم پکر میامد
17:51راستش احساس میکنم این وصلت نصف نیمه میگه
17:53جانر
17:54یه وقت پیشش از این حرفا نزن این فکرشو به هم بریسین
17:57بذاری نزواش کنه
17:58نباید تنها بمونه
17:59شریک زندگی باید داشته باشه
18:02اصمه خانوم نترس
18:03خیالت راحت
18:04فردا معلوم میشه برنامه ایلیس چیه
18:06باشه شدید خستم
18:07بزن من راهتون کنم خدا خیرتون بده
18:28نادر چطوری؟
18:29خوبم تو چطوری؟
18:31منم خوبم
18:31اه چیزه
18:33قبل از این که بری شرکت میشه بیای اینجا
18:35میخوام در مورد موضوعی با حرف بزنم
18:37باشه عزیزم میام نیم ساعت دیگه اونجا
18:40باشه
18:41خیلی ممنون میبینم ات
18:50خیلی ممنونم آقا حالید
18:52باید صحبت کنیم
18:55کتاه لطفاً
18:57بچه ای پنجامت هم تو راهه
18:59چرا به من نگفته بودی؟
19:00چی داری میگه اندر؟
19:01پس دروغه اره؟
19:02همچی چیز سعد نداره
19:04تو از کجا شنیدی؟
19:06باورم نمیشه حالید یعنی راسته
19:08اوندم چطور تونستی این کار رو بکنی؟
19:11یعنی نفهمیدی لیلی به خاطر این که
19:13تو رو تو مشتش بگیره باردار شده؟
19:15قرار نیست بچه ای بیاد
19:16جدی میگی؟
19:18پس چرا پرسیدی از کجا شنیدم؟
19:20لیلی باردار بودم و سختش کرد
19:24جدی داری میگی؟
19:28حالید من باورم نمیشه که تا اینقدر ساده لحید
19:32چی میخوایی بگی؟ حرفتو بزن و برو
19:34لیلی باردار بوده؟
19:36اما بچهاش از بین رفته خب؟
19:38بعدش چی شده؟
19:41اندر دیگه داری عصبانی میکنی؟
19:43نکم چشاتو باز کن حالید
19:44این دختره داره این کارا رو میکنه
19:47تا تو بلش نکنی؟
19:48باردار ماردار نبوده
19:49اگه باردار بود تو ماه شیشون بهت میگفیادت باشه
19:53مثل تو
19:57اگه دوست نداری که حقیقتو ببینی
19:59و میخوایی مثل همیشه چشتو رو خیلی از چیزا ببندی
20:03ادامه بده
20:03خودت باعث و بانی این چیزایی چی بگم حالید جون؟
20:07خیلی راحت دارن فریبت میدن عزیزم
20:10ازت پرسیدم اما جواب نده اندر خانم
20:13تو اینو از کی شنیدی؟
20:17آره دوستو همکار جونجونید شاهیکا خانم اینو بهش گفته
20:22دوبله شده در استقلوجه
20:31ببینی این دیست
20:32اصلا نمیتونم باور کنم که تو حالیتو اینقدر دوست داریم
20:35های ممان آخه چه ربطی به حالیت داری؟
20:37پس شرا قیافت اینجوریه
20:38اینگار که زرزرکی داریم شوهرت میدیم
20:40اصلا با خودت نمیگی که این دختره این مرد رو دوست داره یا نداره
20:43شاید نمیخواد زن نادر بشه اصلا اینا فکر میکنی مادر جون
20:47ایلدیس جون پس بهش بگو نبگو نمیخوام ازدواش کنم
20:49ما هم تا آخر عمرمون کمپوت درست کنیم خرجمونو در بیاریم
20:52تو به کمپوت های من چی کار داری؟ فروششون عالیه
20:55ولم کنی ایلدیس
21:02حالیت؟
21:04معلوم هست چی تو سرت میگذره؟
21:06یعنی چی؟
21:07یعنی تو خود نمیدونی؟
21:08رفتی به یلدیس گفتی که یه لیلی بارداره؟
21:10آره گفتم
21:11چون نمیدونستم لیلی برچه تو رو سیخت کرده
21:14یلدیس هم نزاش حرفم رو تموم کنم گذش رفت
21:17شایگاه
21:18تو به چه حق این خبر رو به یلدیس دادی؟
21:22آی حالیت بازم بدون این که چیزی رو بدونی داری قضاوت میکنی
21:26ما رفته بودیم نهار بخوریم
21:28لیلی یه دختری قریبه و تنهاست
21:31اینجا کسی رو نداره
21:32داشت به من میگفت که باردار بوده
21:34همون لحظه یلدیس اومد تو کافی شابی که ما بودیم
21:37دیگه
21:37حالی تو خودت هم خوب میدونی
21:39رفت داره یلدیس نسبت به لیلی خیلی بده
21:42خودت هم شایدش بودی
21:44ترسیدم که یه وقت بهش حمله کنه
21:46خبر نداشتم که لیلی بچه رو سیخت کرده
21:49به خاطر اینکه یه وقت بلایی سرش نیاره
21:51گفتم که این دختره بارداره
21:53بستن دهن لقی های تو
21:54همینو کم داشتیم
21:57من به خاطر اینکه دوست دخترت کتک نخوره
21:59مشبور شدم یه همچین کاری کنم
22:01بست شایکا
22:02یه بارم کشوته تشکر کنه
22:03هر کاری که میکنم به خاطر توی به خاطر خیلی سراحیته
22:06آقا به من چکه یلیزا لیلی
22:24از صبح منتظر زنگ تو
22:26هم حالی دیشب اینجا نیومد
22:27همین آلانه از فیشم رفت
22:30به یه طریقی فهمیده که من جریان بارداری تو رو به یلیز گفتم
22:34نباید اینجوری میشد
22:35گفته بودم عصبانی میشه
22:37دیدی که به خاطر همین دیشب نیومد
22:39لیلی جون میشه خون سرد باشی؟
22:41من قبلم بهت گفته بودم
22:42وارده هیچ کاری نمیشم که نتونم حل و فصلش کنم باشه
22:46دلیل کارم رو توضیح دادم اونم قانه شد
22:49چی بهش گفتی؟
22:50منو مغصر میدونم
22:51آه نه نه نه نه نگره نباش
22:52گفتم که یلیز میخواست به امون حمله کنه
22:55بر اینکه جلش رو بگیرم اینو بهش گفتم
22:57قانه شد
22:58فکر نکنم حالی تو رو دوا کنه
23:00ای جدن؟
23:01پس چرا دیشب یه دفعه نظر شوز شد و پیشم نیومد؟
23:04آی چانم؟
23:05عصبیه لطفا همه چیو به خودت نگیر
23:08باشه
23:09فهمیده
23:10ببین لیلی یکم سای کن خون سرد باشی
23:13خبر جدیدی شد به امزنگ بسن باشه
23:15باشه خدافز
23:31چیزی میل داری برات بیارم؟
23:34نه نمیخوام
23:37خیلی ممنون
23:37گفتی کار دارم اومدم
23:39مامان تو حالیت جان نیستن؟
23:41حالیت جان خیلی از بیرون خوشش میاد
23:43برای همین مامانم دائمونو میبره بیرونو میگردونتش
23:47پس اونا رو فرستدی بیرون تا خصوصی حرف بزنیم
23:50من باید یه موضوعی رو بهت بگم
23:55میشنبم
23:55اما نمیدونم چجوری بگم
24:01نادر
24:03من به تو بله رو دادم اما
24:05بعدش فهمیدم اشتباه کردم
24:08من
24:09نه نباید قبول میکردم
24:12خیلی خیلی ازت معذرت میخوام
24:14اگه بگی ناراحت شدم هیچ وقت خودم رو نمیبخشم
24:17ناراحت شدم
24:21بیا بگیرش
24:23نه نیازی نیست پسش بده
24:24نه نه باید بگیرش لطفا
24:26نمیتونم نگهش دارم
24:27خواهش میکنم درکم کن
24:30از دستم ناراحت نشون
24:31میخوام درکت کنم اما نمیتونم
24:33یه دفعه اومدی وسط جلسه و
24:36به پیشنهاد من جواب بله دادی
24:38از اون موقع 24 ساعت
24:40نگذشته به میگی پشیمون شدی
24:42آره همینطور شدم
24:43قبول دارم همیه اینا تخصیر منه
24:46نباید اجولانه تصمیم میگرفتم
24:47اصلا نباید این کار رو میکردم
24:49خیلی معذرت میخوام نادر من رو به بخش خواهش میکنم
24:52انگار به خاطر یه لحظه اصابانیت همچین تصمیمی گرفتی
24:55نه نه ربطی به اصابانیت نداره
24:57فقط نتونستم با خودم رو راست باشم
25:01اگه ناراحتت کردم خیلی معذرت میخوام
25:03ناراحتم کردی
25:05نمیخوام دوستمون خراب بشه نادر
25:10یه دیز من نمیخوام با تو دوست بمونم
25:13فکر کنم که
25:15از همون از برشم بهت رسوندم که من چی میخوام
25:17آره
25:21ناراحتت کردم
25:22نمیدونم چجوری ازت منذرت خیلی کنم
25:28یه دیز باید دلیل کارتو به هم بگی
25:31چون واقعا برام سواله که چرا میخوایی به همش بگی
25:34دلیلش اینه که من آماده نیستم نادر
25:37باشه پس ممکنه روزی برسه که آمده بشی
25:43فکر نکنم
25:48از دستم دلخور شدی
25:50به من گفته بودی که آخر این قضیه
25:52هیچ اتفاقی هم نیفته ما با هم دوست میمونیم
25:57امیدوارم یه روزی منو به بخشی نادر
26:01خدا پسیل دیست
26:14یعنی این نشد یه بار بیام اینجا تو رو خوشحال ببینم
26:17زهرباز چی شده؟
26:18چی بگم آکین محبوبیتم داره کم میشه
26:20هر روز داره هزار نفر از پالو ویرام کم میشه
26:22ای بابا چیه؟
26:23نه بابا
26:24این که خیلی بده
26:25آره گفته بودی چند وقتیگه با هات قرارتاتای تبلیغاتی میبندن
26:28از طرف همه برنامه ها دوت میشی
26:29اما تو این مدت هیچ کس تماس نگره
26:31با وقتی هم فالو ویرات بالای میلیون نشه
26:33کسی به همون زنگ نمیزنه
26:34باش آکین ما باید سریع جلو ریزشو بگیریم
26:36وگرنه تا چند وقتیگه همه فراموش هم میکنم
26:38فکر چی کار کنیم
26:39تو رو خدا
26:39ویدیو بساسیم یا یه کار دیگه بکنیم
26:41چی کار کنیم آکین بگو دیگه
26:43یه چیزی بگو
26:44نمیدونم
26:46آه همین الان یه ایدهی بزنم
26:48چی کار کنیم ها؟
26:49میتونی فالو ویر بخری؟
26:52آه
26:53راست میگی آه
26:55آره بخریم مثل این فیک ها
26:56برا خودشون فالو ویر میخرن
26:58همه دارم میخرن چرا ما نخریم؟
26:59آره چرا نخریم هزار تا هزار تا میخریم
27:02به نظرم خیلی خوب
27:02اصلا چم ملیون بخریم
27:03اما زهراجون تو پور زیاد بری
27:05تو که میتونی پور بدیم
27:06این کار فقط به خاطر کارم انجام میدم
27:07سرمایی گذاری میکنم
27:10تو برو از اینایی که فالو ویر فیک دارن
27:12ازشون قیمت بگیر خوب باشه
27:14باشه پیداش بکنیم خیاله دارن
27:15باشه دیگه برو
27:16آخه من که تازه اومدم
27:17آکین برو دیگه
27:18باشه اما چیزی به این تاروف نکردی
27:20نه ترس از گوشنگی نمیمیره
27:21حالا دفعه بعد به دیگه چیزی میدم بخوری
27:24یعنی چی کار کردن ها؟
27:36بیا
27:38آ آ داریم میری؟
27:39آه خوش اومدی
27:41گفتم برم بیرون یه هوایی بخورم
27:43همین اما مهم نیست
27:44بیا بشین با همدیگه یه قهوهی میخوریم بشین
27:47میخوام فکرم آزاد شد
27:48منم ویویان الان رسیدم فرودگاه
27:51گفتم بیام تو رو ببینیم
27:52آه کار خیلی خوبی کردی
27:54اصلا باورم نمیشه
27:55آه چی شده؟
27:56آه کار خوبی کردی
27:58کم منده بود بگی خدا رو شکر
28:00آه واقعا که اید
28:01من همچین حرفی زدم
28:02تو چی میخوری؟
28:03قهوه
28:04نگفتی اما قیافت داد میزن خوشحالی
28:06آه لطفا دو تا قهوه برام بفرسین
28:08ممنونم
28:10البته طورم درک میکنم
28:11ویویان زیادی راحت و خودمونی
28:13نتونستی باشه ارتباط برقرار کنی
28:14اما چی کار میکردم با لیلا میمونم
28:16اما از حالی ترف میشنید
28:17معلومه که من هیچ وقت نمیخوام
28:18همچین کاری رو بکنی
28:19اما چه میدونم
28:20میتونستی همسطه خودت پیدا کنی
28:22به این فکر کردی برورد کردن خوصاتون سخته؟
28:24آیی
28:25حق داری حق داری
28:26خیلی مذارت میخوام
28:27نیاز به مذارت خواهی نیست
28:29ها را سی آقا نادر تو دفترش نبوده
28:31انگار هنوز نایمده
28:34آره
28:34میدونم
28:38نکنه چیزی شده
28:40هنوز نه
28:41اما ممکنه که اتفاقی بیافته
28:44نادر از یلیز خاستگاری کرده بود
28:47آره اونم قبول کرده بود
28:49یلیز پشیمون شده
28:51میگه نمیتونم
28:53سخته
28:56امیدوارم که ما چوبشو نخوریم
28:58چرا ما چوبشو بخوریم؟
29:00مگه ما گفتیم به ما چه ربطی داریم؟
29:02نادر اخلاقش عجیب و غریبه
29:03هر کاری ممکنه انجام بده
29:05به نظرم یکم داری بزرگش میکنی
29:07چون اونگه آدم با فرهنگو فهمیده است
29:09به نظرم حرفی نمیزنی
29:11امیدوارم اینطوری که تو میگی باشه
29:13اما من
29:15هم برای یلیز
29:16هم برای خودمون
29:18خیلی نگرانم
29:22یه جوری میگی انگار قاتله
29:35بیا مامان بیا
29:37بیا پسرم
29:38بیا بگیرش
29:39نادر رفت
29:41آره رفته رفته
29:42خوشگذش پسرم
29:43چی بهت گفت؟
29:45آیی میخوشتی چی بگه
29:46هیچی نگفت
29:47اما از غیافش فهمیدم که خیلی نراحت شده
29:49ببینی لیس
29:50بعد میگی مامان قر میزنی
29:52اما این کارت اصلا درست نبود
29:54این کار من از کاری که کردم خوشحالم
29:56اما چی کار میتونستم بکنم
29:57هیچی کارتو از دست ندیم
29:59آکه نه مامان
30:00راستشون اخلاقش اصلا شبیه حالیت نیست
30:02آیه اسم حالیتو پیشم نگار
30:03وقتی اسمشو میشنم
30:04محصابم خورد میشه
30:05آخه یه مرد به خاطر یه حفظ
30:07زندگیشو اصلا میباشه
30:08بایستم مامانچون
30:10حرفی میزنی
30:11یا با زنه ای سابقشم
30:12همین کار را کرده بود دیگه
30:13این مرد درست به شو نیست
30:15مامان بیا پسونکش افتده
30:16بیاینو بردار باب جوش تمیزش کن
30:18قربونت برم با ای خوشگله
30:20منی پیسر گلم
30:25سلام نادر
30:26به خاطر جلسه صدام کردی؟
30:32نه بشین
30:35نادر چیزی شده؟
30:39یلدیز ازم جدا شد
30:42یعنی چی؟
30:43خبر نداشتی؟
30:45نه
30:46الان دارم از تا میشندم
30:48شما که با هم خیلی سمیمی هستین
30:50فکر کردم به تو حتما گفته؟
30:53نه نگفته
30:54اما ناراحت شدم
30:55البته دیشب به نظرم اومد که دو به شک باشه
30:59اما
30:59چی میتونم بگم هرچی باشه خیره
31:02این منم که تصمیم میگیرم
31:04چی خیر باشه چی شده؟
31:05ببینم منظورت از این حرف
31:07چیه؟
31:07باید اول و آخرش زن خودم بشه
31:09کسی نمیتونه منو بذاره کنار
31:11اینا یلدیزم میفهمه
31:13و میخوام اینا تو بهش بفهمونی
31:15خب تا میخوایی من چی کار کنم؟
31:17خودت گفته بودی من از پس هر کاری برمیام
31:20همینطوره اما
31:21این قضیه شکم متفاوته نادر
31:24اگه یلدیز تا رو دوست نداره
31:26خب به زور نمیشه که من
31:28حتما میشه
31:30میشه
31:31میشه
31:33نادر ببین
31:36تو باید بری یلدیز رازی کنی
31:39اونم خیلی سری اندر
31:43نادر میفهمم
31:45میدونم الان خیلی ناراحتی
31:47درکت میکنم
31:48اما من واقعا نمیتونم
31:50تو زندگی خصوصی یلدیز دخالت کنم
31:52ببین تو اگه بخوایی میتونی تو زندگی همه دخالت کنی
31:55برای همینم پیشمی
31:57باید این کار رو بکنی
32:00وگرنه برات بد میشه
32:02تحدیدم میکنی؟
32:04این فقط یک حشدار بود
32:09فیلن
32:16نادر ببین
32:17رازی کردن یلدیز برای ازدواج
32:20مثل قانه کردنش و عبردنش به رستوران
32:22به خاطر تولدش راحت نیست
32:24میدونم که میتونی
32:29اوکی
32:30اوکی
32:33اما من یکم به زمان احتیاج دارم
32:36سریع نمیتونم رازیش کنم خب؟
32:38باشه
32:41اما ماها طول نکشه
32:46خب هر کاری بتونم انجام میده
32:50از این جواب خوشم اومد
32:56اگه فیلن کاری نداری میتونم برم؟
33:04امیدوارم که بتونی من رو درک کنی
33:07اگه بخوایی محتلم کنی
33:09اون وقت
33:11به غیر از تو آدم های دیگهی هم آسید میبینم
33:17نمیدونم منظورم رو گرفتی یا نه
33:22فهمیدم
33:23خیالت راحت
33:25با اجازه
33:44آلو
33:44آلو یلیز جون منم قمزه حالت چه داره؟
33:48خوبم قمزه چیزه داشتم سیب میخوردم
33:51اگه به خاطر مؤسس زن زدی ایم
33:53حضرت میخوام به خاطر مسئله خانوادگی نتونستم بیام
33:56نه عزیزم به خاطر اون بهت زنگ نزدم
33:59راستش رو بخوایی یک کار دیگه با حد داشتم
34:01یکی از دوستای نزدیک من تو کار تغذیه است
34:04میخواد تا رو ببینه
34:05خوب البته اگه تو هم بخوای
34:07آآ چرا میخواد منو ببینه؟
34:09به خاطر اون پوره های سیب میخواد تا رو ببینه
34:12آآ
34:12راست میگی؟
34:14آه باشه قرار بذار
34:15باشه پس منم همین الان به خاطر یک کاری با هاش قرار گذاشته بودم
34:19میخوای تو هم بیا پیشمون
34:20باشه عزیزم کجا بیام؟
34:22ببین عزیزم من بهت خیلی نزدیکم
34:24آتوستو میفرستم بیا اونجا
34:25باشه عزیزم بفرستم انتظرم
34:26میبینم ات عزیزم خدا حافظ
34:28آی شانسو ببین منم همین الان داشتم سیب میخوردم
34:31باشه عزیزم میام
34:32چی شده؟
34:33آی مامان درست زمانی که داشتم سیب میخوردم این اتفاق افتاد
34:37غمزه از خانمه مای مانسسه ماست
34:39اون به هم گفت که یه نفر از دوستاش که تو کار تغذیه هست
34:42میخواد امروز منو ببینه
34:43یعنی چی؟
34:44آی احتمالا میخواد پیشنهاد بده از این پروها
34:46برای اونم درست کنیم
34:47الان میرم پیششون
34:48دیدی زد و پیشنهاد خوبی بهت دادن
34:51احتمالش هست و مان آماده باش
34:53آهی بذار برم آمادشم
34:54بهت گفته بودم که بعد از جدهی شانس به همون رو میکنه
34:59آره خوب چرا که نه؟
35:02شایی که خانوم
35:03قهوتون
35:05میتونین بذارینش همونجا
35:10اه میشه یه لحظه بشینین من با شما کار دارم
35:14اشتباهی از هم سرزاده شایی که خانوم؟
35:17نه شما این در خال ما دقیقا از کهی میشنسین
35:19قبلن حدود هفت سالی پیششون کار میکردم
35:23یعنی مدت طولانی
35:25بله درسته
35:27من ازتون میخوام که تو این خونه چشم و گوش من باشین
35:31میخوام از تمام اتفاقایی که تو این خونه میفته
35:34کی چی کار میکنه خبر داشته باشم
35:36یعنی چی؟
35:39باشه
35:41بذارین رک بگم
35:44میخوام که برای من کار کنین
35:47هر کاری که بهتون بگم باید انجام بدین
35:51و مطمئن باشین که جواب زهماتتون رو میگیرین
35:55یعنی چه کارایی؟
35:57مثلا وقتی بگم گوشی این درابران بیارین
36:00باید انجامش بدین
36:01بدون چیون و چرا
36:03شایی که خانم
36:03من چیز زیدی از شما نمیخوام
36:05شما بدون چیون و چرا فقط انجامش میدین
36:08شایی که خانم لطفا منو ببخشید
36:10اما من نمیتونم
36:10یعنی چی نمیتونم؟
36:12منو قاطع این ماجره ها نکنین
36:14پول خیلی خوبی گیرتون میاد
36:17مجنی که کار نمی کنید
36:19نیفهمم اما
36:20نمیتونم انجام بدم
36:22من از این کارا بلد نیستم
36:24زمنان پولی که از اینجا میگیرم برام کافیه
36:29بسیار خوب
36:30برگردین سرکایتون
36:38میگه نمیتونم
36:41خبر نداره که دیگه نمیتونه اینجا بمونه
36:46یلدیزم اومد
36:47سلام
36:47سلام عزیزم خوش اومدی
36:50ممنونم
36:51آشناتونم
36:51سلام من یلدیز هستم
36:53تارکان
36:54خیلی خوش بفتر
36:54منم همینطور
36:55نوشیدنی چیزی میل داری؟
36:56من ببخشیدی قهوه بی زحمت
36:59خب میریم سر اصل مطلب
37:00باشه بفرمی
37:02من یه شرکتی دارم که غذاهای ارگانیک تولید میکنیم
37:05دیدم که پوره های سیب شما خیلی پرترف دارن
37:08میخوام مهر شرکت هم سیرش بخوره
37:10منظورتون اینه که میخویین امتیاز پوریسی به منو بخونیم
37:13بله دقیقا همه جا توضیح میشه
37:14به اسم خودتون فقط روی اسم علما
37:16مهر شرکت ما میخوره
37:18نظرتون چیه؟
37:19یعنی میگین که لازم نیست تو خونه درستش کنم
37:22همینطوره
37:23پوره ها رو تو کارخونه تولید میکنیم
37:25دستورش هم از شما میگیریم
37:27البته اگه موافق باشین
37:28وای نمیدونم ملایم چی بگم
37:30خیلی حیجان زده شدم
37:32راستش فکر نمی کردم همچین پیشنهادی از کسی بگیرم
37:35وای چی بگم خب
37:37رقم پیشنهادی من برای پوره های شما پونسد هزار دولار
37:40گفتین چقدر؟
37:41پونسد هزار تو
37:42پونسد هزار دولار؟
37:46واقعا
37:46آه خیلی خوشحال شدم
37:50شما فکرتونو بکنید
37:52اینم مطالع کنید
37:53اگه دیدین با شرکت ما موافق هستین
37:55باشه من میخونمش به وکیلم هم میگم که بخونتش
37:58اما فیلن نظر من مصبته باشه
38:01از شنیدنش خیلی خوشحال شدم
38:03آی منم از شنیدن مبلغش خوشحال شدم
38:05پس بهتون تبریک میگم
38:07یه لیس خانومات منم همکارگی خیلی خوبی میشه
38:10منم نظرم همینه
38:11مبلغ پیشنادیتونو پسندیدم
38:13فردا خبرشو میدیم
38:14باشه
38:25اوه این در جون خوش اومدی عزیزم
38:28میبینم که روش آبیم زدی
38:31برات یه خبر خیلی توب دارم
38:33یه پیشناد کاری خیلی خوب گرفتم
38:35باورت نمیشه
38:36خب این پالتو رو بده به من
38:38تبریک میگم یه لیس جون
38:39خب حالت چی هست عزیزم
38:41بشینی اینجا
38:41الان برات میگم
38:43برای پوراهای سی بی که درست میکنم
38:45از طرف یه کارخونه یه مبلغ خیلی خوب
38:47به این پیشناد ددن
38:49چشمت روشن
38:51یعنی واکانشت همینه
38:53میگم به درجه رسیدم که میتونم برم
38:55برای خودم تاج بخرم
38:57یکم خوشحال شده حال نزن دیگه
38:59این ترهی بابا
39:00خیلی خوشحال شدم به هی تبریک میگم
39:03موفقیت بزرگیه عزیزم
39:06بگذاریم چی میخوری
39:07یه لیس جون هیچی نمیخوام زحمت نکش
39:09شاید با کایه یه مشفرتی بکنم
39:12چون میدونی که من از قرارداد
39:13هیچی سردر نمیارم اندر
39:16زنی بزن بپرس
39:18هر چیزی که برات سواله رو حتما بپرس
39:20که یا بهت کمک میکنه
39:22خیالت راحت باشه
39:23باشه خوبه
39:25یه سوالی داشتم
39:27تو با نادر حرف سدی یا نه
39:29آره حرف سدم
39:31راستش دلشو شکستم و راهیش کردم رفت
39:35ای بابا
39:37گناه داشت که
39:38میدونم اندر
39:39اما کار دیگه ای نمیتونستم بکنم
39:43یه لیس
39:46تصمیمت قطعیه
39:47یعنی واقعا نمیخوش
39:48هایی تو هم مثل مامانم گیر نده که یا رو خیلی پول دار مول داره
39:51نه نمیخوام اینو بگم
39:53الان هرچی بگم
39:53میدونم که هیچ فایده ای نداره تو رو میشناسم
39:56اما واقعا مرد خیلی مهربونی
39:58از بس حالی سرم داد زده
39:59وقتی یکی با هم آدی رفتار میکنه تجاب میکنم
40:03آره
40:06همینطوره همینطوره
40:08ببینم تو امروز ناده رو تو شرکت دیدی
40:13آره دیدمش خب
40:15خیلی ناراحت بود
40:18حالی چی؟ حالی تم دیدی؟ حرف زدی؟
40:22آره
40:23لیلی باردار نبوده
40:25چی؟
40:28یعنی به هم دروخ گفتن؟
40:30دروخ بوده آره
40:34بازم حق با تو بود
40:35خب جزیتش رو بگو
40:39میتونی یه لیوان آب برام بیاری لطفا؟
40:42اینجای حساسش بودی ما
40:44دوبله شده در افسدیو جنی
40:47باید بری یلیز رو راضی کنی
40:49اونم خیلی سریع اندر
40:51من نمیتونم تو زندگی یلیز دخالت کنم
40:54تو اگه بخوایی میتونی تو زندگی همه دخالت کنی
40:57برای همین پیشمی
40:58تو باید این کار رو بکنی
41:01وگر نه برات خیلی بر میشه
41:04تحدیدم میکنی؟
41:06این فقط یک حشدار بود
Comments