Skip to playerSkip to main content
  • 6 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00خیلی مترکرم
00:01ممنون
00:01قفو بخوریم
00:02میخورم
00:03ساده میخوریم
00:04سطح قهوهی ساده
00:05خیلی ازتون ممنونم
00:09راستی بابت همه چیز ازتون ممنونم
00:12به خاطر این که تو این دور من تنها نزاشید
00:14واقعا ممنونم
00:15آید ببین
00:16دارم از دست نارحت میشم
00:18ببین یا این جدایی تا رو حساس کرده
00:20یا این که از عمدین کارو میکنی
00:22ما دیگه یه خونواده ایم
00:24ببین
00:24میتونیم بریم شام بخوریم
00:27با هم باشیم
00:27کناره هم باشیم
00:28حالا که سرم
00:29مامانت درست میگه
00:32میگم حالا که بحثش باز شده
00:34میخوام چیزی که صبح گفتم و یاداوری کنم
00:39اید ماما
00:41میخوام یه چیزی رو بهت بگیم
00:44چی شده؟ نکن اتفاق بدی افتیم
00:47نه نه اصلا
00:47چیزی نیست که بخوایی نگرانشی
00:50ببینید من همین جوریشم خیلی نارحت پشیمونم
00:53من نباید شما رو مجبور به این کار میکردم
00:55بعد چگانه بودم و دیگه
00:57بحثش رو باز نکنیم
00:58نه پسرم چیزی که میخوام بگیم
01:00اصلا به اون رفتی نداره
01:01خب بگی چی شده؟
01:04کدوم اون بگیم
01:08اید جون ببین
01:10ما اصلا
01:11نمیخوام جداشتیم
01:15یعنی چی؟
01:16ما میخوام با هم به زندگیمون ادامه بدیم
01:21یه لحسه یه لحسه
01:23شما یعنی شما با همین
01:26آره
01:26تصمیم گرفتیم به همدیگه یه شانس دوباره بدیم
01:31شما میخواییم به همدیگه یه شانس دوباره بدیم
01:34من به خاطر این که شما رو ازیاد کردم داشتم خودخوری میکردم
01:37حتی دیشب تا صبح به این فکر میکردم که لیلارم نارحت کردم
01:41مامان و بابامون نارحت کردم زندگیشون رو خراب کردم
01:45اما شما
01:47تو این شرایط که من داشتم قصه میخوردم تصمیم گرفتیم با هم باشین درسته؟
01:52نه راستش اونجوری نیست یعنی
01:53ما هم نمیدونستیم که قراره اینجوری بشه
01:56همه چی خیلی یه دفعی شد
01:57یه لحظه به خودمون اومدیم و دیدیم که
02:00خوشبختیم نمیخواییم جداشیم
02:02به خودتون زحمت ندیم و من بگین درسته؟
02:05بسرم اما
02:07پیش کدیم از آدم هایی دوربرم با من رو راست نیستن
02:09واقعا ازتون انتظار نداشتم
02:11تو میخواستی؟
02:13تو میخواستی ما یه خونواده باشیم خب
02:14برارم هست که همینطوری بشن
02:19یعنی
02:20واقعا شما میخوایید یه عمر با هم زندگی کنی نره؟
02:26آره
02:27جریان چیه؟
02:29چرا میخندین ها؟
02:32پس این
02:33مالت توی
02:35و به نصرم امشب شب سالگرد زواجتون میشه
02:41بخواییم
02:41اصلا بابرم نمیشه چرا عذیت هم میکردی؟
02:44چیشو ترسیدی؟
02:46آره معلومه که ترسیدم
02:49بابرم نمیشه یعنی
02:50شما از که اینو همه هنگ کردی؟
02:53بذار انگوشتر رو دستت کنم
02:55بعدش بگو همه هنگ شدیم
02:56واقعا بابرم نمیشه
02:59اندر خانم با من ازدواج میکنی؟
03:02باید بگم اما
03:03دیگه زن و شوهر هستیم
03:05آره واقعا
03:07به لطفه من
03:08این جزوه مواردیه که باید بیان سبتش کنم
03:12واقعا بکنم و اولین زوج بودیم آره
03:14خیلی هایی جان زادم خیلی
03:17اولش انقدر ترسیدم
03:19به هم ریختم
03:19اما الان
03:20خیلی خیلی خوشحالم
03:22اصلا بابرم نمیشه
03:24اید امروز اومد پیشم
03:25فکرش درگیر بود
03:26نشستیم با هم مفصل حرف زدیم
03:28بعدش هم
03:29با هم تصمیم گرفتیم
03:30این کار رو بکنیم
03:31یعنی آقا کایا
03:32به ذهنتون نرسید
03:33که بگی مامانت گناه داره
03:35نترسونیمشون؟
03:36آره بهش گفتم
03:37قبول نکرد
03:38آه داره دروغ مگه
03:39خیلی منمیشه
03:40یعنی چی؟
03:40خودش گفت این کار رو بکنیم
03:41من گفتم ممکنه
03:42این وقت تو ناراحت کشیم
03:43خودش گفت بذبای ترسی نومش
03:45موقعی خریدن حلق چشمش
03:46از شیطانیت به هم نیزد
03:46ببینم تو راستشو بگو
03:47پیشنهاد کی گو
03:48تان تو بگو
03:49راستشو بهای بهتامون
03:50با هم به این نتیجه رسیدیم
03:51که اول تایید به تو خالی کنیم
03:52گفتیم از استعداد من استفاده کنیم
04:08لیلا
04:10بیا
04:10نمیدونی چی هر شد
04:12من امشب با اینیساریکانی
04:14مسابقه خوب اجرای کردم
04:15صدات زدم اما نه ایمدی
04:18راستشو بخوایی خوزلی کسی
04:19را نداشتم عزیزم
04:21چرا باز چی شده
04:23دوستم اکس ایدو برام فرست داد
04:26هایی این مردم هم شدن
04:27فضول زندگی همدیگه چی شده
04:29با دختر مختر بوده
04:30نه بابا
04:31با اندر و کایی هست
04:32نایی باش عزیزم اگه چیه
04:34با مادر پدرش دیگه
04:36یه لحظه نگاه کن
04:36اکس ایدو چجوری داره میخنده
04:38فراموش هم کرده
04:40عزیزم جلی پسرها
04:41یه دونه کنسول بازی
04:42بذار مادرشون هم فراموش میکنم
04:44یعنی دوست هم نداشته
04:46ما زنام یه مرگمون میشی
04:48های لیلا
04:49هم ازش جدا میشی
04:50هم انتظار داری بشینه
04:52کنجه خونه
04:52گریه کنه
04:53نخنده
04:53خب پس جدا نمیشدی
04:55چرا جدا شدی ها؟
04:56نمیخواستم جدا بشم
04:57مجبور شدم خوبه ای بابا
04:59من اگر جاد بودم
05:00تلاش میکردم
05:01نباید سریعقب بکشی
05:02عزیزم
05:03اما اون روز یه چیز دیگه میگفتی
05:05تو من رو جدی نگیر
05:06همینجوری حرف میزنم
05:07اصلا چرا از من میپرسی
05:09برو از درین بپرس
05:10از زهرا بپرس
05:11اما درست میگی
05:12گاهی میتونم نصیحتهای خیلی خوبی بکنم
05:15عشق باید میشه
05:16همیشه نتونی منطقی تصمیم بگیری
05:18ببین چه جمله یه قشنگی بهت گفتم
05:19با طلاب نگیست
05:20آره اون میخنده
05:21من اینجا ناراحتم
05:22آی نه لیلا
05:23اینجوری هم که فکر میکنی
05:25نیست داره فیلم بازی میکنه
05:26حتما تو دل شرخته ناراحتم
05:27به نظرت ناراحتم
05:28آره آره
05:30تو این اکسا رو باور نکن
05:32فقط منو ناراحت نکن
05:34چون که تو روز به روز داری آب میشی
05:36اینجوری میبینم ات قسم میگیره
05:38حتی یه لقمم از گلون پایین نمیره
05:40اینجوری نکن
05:42حالی جنگریه میکنه
05:43چی شده عزیز دل مامان
05:46آی نزوشی قهوه بخورم
05:47تو رو خدا تو بلند شو برو پیشش
05:49باشه من میرم
05:50آی قبول کرد
05:51افرین لیلا میدونستم
05:52خیلی دوستم داری
05:55آب جید داره میاد پسرم
05:57آب جید داره میاد
06:03واقعا ممنونم
06:05لیلی دست بختت هفت نداری
06:06نوشه جونت خوشحالم که دوست داشتی
06:08یه کم دیگه شراب میخواه
06:10آره
06:11باشه
06:11الان میارم
06:12باشه
06:16راستی امروز عکاس به همزنگ زد
06:19به خاطر اون خاطر اگه؟
06:21اه
06:24وقتی داشتم حرف میزدم
06:26شاییکا خانومم پیشم بود
06:28حرفامون رو شنید
06:29واقعا؟
06:31راستش
06:32شاییکا خانوم خیلی دوست داره من قبول کنم
06:34میگه برای شرکتم تبلیغات میشه
06:39بیا
06:42عکاسم خیلی اصرار کرد
06:44گفت فردا بیاگی چند تا عکس دیگه بگیری
06:46خوبه
06:47حالا که همه با این کار معافقم برو چند تا عکس بگیر
06:50اگه دوست داشتی ادامه میدی
06:54اما پیشنادش رو رد کرده
06:56آه
06:58اما دوست داشتی که
07:01من اصلا دوست ندارم معروف بشم
07:04یعنی
07:05من نمیخوام وقتی میرم بیرون همه یه نگاه ها به من باشه
07:08خیلی دوست دارم دور از شلوطی زندگی کنم
07:11یعنی چی؟
07:13یعنی چی؟
07:14من هدفم این نیست که
07:16معروف بشم و
07:17پول دار باشم و تو چشم باشم
07:20یه زندگی آروم میخوام
07:22آرزوم اینه که با مردی که عاشقشم
07:24یه زندگی خیلی خوب داشته باشم
07:26میخوام از زندگیم لذت ببرم
07:28دقیقا مثل الان
07:33نمیخوام معروف بشی
07:38لیلی این تصمیمی که گرفتید
07:40به خاطر من که نیست درسته؟
07:43من از اون زنان نیستم که به خاطر بقیه
07:46بخوام سیر زندگی و اهدافم و عوض کنم
07:49تا حدودی میدونی تو زندگیم با چه مشکلاتی موجه
07:51به نظراتت خیلی اهمیت میدم
07:55و برای حرفاییم که میزنی احترام قائلم
07:58اما حرف آخر رو خودم میزنم
08:01من یه زندگی آروم
08:02بدور از حیاهو و کشمکش میخوام
08:05این تنها چیزیه که تو زندگیم آرزو شد دارم
08:09حرفات کاملا منطقیه
08:13من هم از اون زندگی شلوق واقعا خسته شدم
08:17پس ما اینجا به زندگی آروممون ادامه میدین
08:31خوش اومدین خانم
08:33هلو سیفگی
08:35بای ببین کی اومده خوش اومدین
08:41قبول کن شاهیکا
08:45بدون ما تو این خونه حسلی تو خیلی سر میره نم
08:48واقعا همینطوره این در جونم
08:50حتی به تو هم عادت کردم
08:52باور کن
08:54تو نمیدونستی من اعتیاد آورم؟
08:56میگم همینطوره
08:58وقتی شما جدا بشین
09:01من بیشتر از همه عذیت میشم
09:07نمیخوایم جدا شیم
09:08تو و ایدو نمیگم دادش جونم
09:11من خیلی خوب میدونم منظور تو کیه
09:13منو اندر جدا نمیشیم
09:16الان که میدونم اما بدن جدا میشیم
09:20نه امه
09:20همه ی عزیزم
09:21بابا میگه که به هیچ بچ
09:23قصد جدایی ندارن
09:25یعنی ازواجشون واقعی شده ببین
09:35تبریک میگم
09:36چی بگم
09:41خواستی از هم خلاص چی
09:43اما دیدی که
09:44موفق نشدی شاهیکا
09:46این وحثا رو بذارید کنار
09:49مخصوصا
09:49با تو هستم شاهیکا
09:51اندر زن منه
09:53و دوستش دارم
09:55از این به بعد
09:56باید بهش احترام بذاری
09:58برای چه فقط به من تذکر میدیم
10:00متوجه نمیشم برادر
10:02برای چه به اندر هیچی نمیگیم
10:03میدونه که من نیازی به تذکر ندارم
10:06تنها کسی که تو این خونه جب و خراب میکنه
10:08فقط توی شاهیکا
10:11میبینید چجوری عذیتم میکنه
10:13همیشه بحث اون شروع میکنه
10:15من حرفمو زدم
10:17باید بتونین زیری سخت
10:18با هم دیگه کنار بیاییم
10:20و یا نه چی؟
10:21بازم میخوایی منو بندازی بیرون؟
10:22اگه بخوایی اینجا با ما
10:24یه زندگی آرون داشته باشی
10:25باید مراقب رفتارت باشی
10:27و تو این خونه به همه احترام بذاری
10:29باشه
10:31پس قبولی
10:31نه
10:32فقط با یه کلمه نمیشه
10:36چی میخوایی بگم؟
10:40بگو که من به همه تون احترام میذارم
10:44خب پاشیم بریم بخوابیم
10:47آره
10:48بریم بخوابیم
10:50بابای عزیزم
10:51شب بخیر
10:58چیه؟
10:58تو خودت خیلی خوب میدونی چی شده اید
11:01مگه من چی کار کردم؟
11:03هم دیگر رو دوست دارن
11:04آشق هم دیگر
11:07همه ی این اتفاق ها تخصیر توه
11:10مجبورشون کردی که با هم دیگر ازدواج کنن
11:12وقتی گفتی جده شن که کار از کار گذشته بود
11:15خوبه دیگه مثل ازدواج لیلا
11:16من تو همین کارو با ما کردیم
11:19این فرق میکنه
11:20منو عصبانی نکن
11:22ببین من یه چیزی از همه تون یاد گرفتم
11:24اون هم اینه که عشق واقعی همیشه موندگاره
11:28گفته بودم
11:29گفتی اما جدامون کردی
11:32حالا هم قراره
11:33تاخر عمرت مامان و بابامو همیشه با هم ببینی
11:36اینم تنبیه توه
11:37یادت گفته بودی
11:38آدم از هر چیزی به ترس سرش میاد به سرت اومد
11:46تاخر عمرم آره
11:50از این خبر ها نیست جونم
12:04چه کار کردی؟
12:05تو نیستی جنی رو بپیچونی؟
12:07آره آره
12:08اما انگار امیرم اونجا بود مطمئن نیست
12:11با هم بودن؟
12:13نمیدونم
12:14اگه با هم بودن یعنی این که هم اندر هم یه لیز برات به پا گذاشتن
12:21بگذاریم حالا نمیخواد نگراشتی
12:23این روز با اندر حرف سدم و ذهنش رو منحرف کردم
12:26جدن چطوری؟
12:28ده شدکی گفتم تو با آقا فاروق رابطه داریم
12:32تو بهش چی گفتی؟
12:34شاهی که دیبونه شدی؟
12:36اون زن دنبال بحونت تومن رو از شرکت بندازه بیرون
12:39اگه به حالیت بگه چی؟
12:41اگه حالیت باور کنه چی؟
12:42نمیگه نه ترس
12:43از خجای اینقدر مطمئنی آخر
12:45جان این در رو میشنستم
12:47وقتی باور کنه که با فاروق هستی
12:50دیگه خیلش راحت میشه و دست از زریت بر میداره
12:54این زن حرف تو رو باور میکنه؟
12:56معلومه که نه
12:57خیلی زبر و زرن
12:58تو اون موقع چی کار کنی؟
13:00این در تو اولین فرصت ممکنه
13:02در مورد دوتاتون تحقیق کنه
13:04اگه بره از فاروق بپرسه چی؟
13:06اونم حل کردم
13:08چطوری؟
13:10میانم با فاروق خیلی خوبه
13:11قبلن با همدیگه کار کردیم
13:13دوره ای با من شش بود
13:15و من اینو به کسی نگفته بودم
13:17یعنی یه جورایی به من بدهکاره
13:20قراره چی کار کنه؟
13:21امروز تو شرکت یکی دو بار برو دفتر فاروق
13:25تو راه رو باش بگو بخن کن
13:28جوری که این در ببینه
13:29بعدش برای همیشه خلاص
13:32جلگه فاروق زشته
13:34عزیزم
13:35اگه تو ساعتی که بدکادو داده شده
13:37و همون روز اول رو دستت نمی بستی
13:39هیچ کدوم از این اتفاقا نمی افتاد
13:41به جایی اینکه ازم تشکر کنی
13:43داری برام گرگر میکنی؟
13:44از نگرانی به
13:46من پشت تو هستم
13:48حالیت هم هست
13:49پس نگرانه هیچ چی نباش
13:52حاله هم برو حاضر شد
13:54با هم دیگه میخواییم بریم شرکت
13:56که فاروق رو بکنیم تو چشم اندر
14:08حالیت
14:10بله
14:10بایی
14:12تو اتاق حالیت جان خوابم برده بود
14:14نفهمیدم که اومدی
14:15چرا چیزی شده؟
14:16نکنه اتفاقی افتاده
14:18آه نه چیزی نشده بود
14:20گشنش بود
14:21تو که اومدی؟
14:22ساعت رو نگانه اکردم
14:23من بفکر کنم دو بوده
14:25دو بیدار بودم دو نایی اومدی
14:26پس اتمن دیرتر اومدم
14:28دیدم خوابی بیدارت نکردم
14:32کارت انجام شد؟
14:33ای میشه گفت آره
14:35خواب پس حالیت یعنی امشب خونه ای دیگه
14:37چرا مگه چی کارم داری؟
14:39یعنی چی چرا؟
14:42احساب منو خورد نکنم
14:44یعنی دارم بعد میگم که شب تو خونت باش؟
14:48هیلیز
14:48یه آلم کار ریخته رو سرم
14:51به خاطر نجات دادن شرکت ریسک بزرگی کردم
14:54منو کلافه نکن
14:56اما به نظرم باید برای زن و بچتن وقت بذاریم
14:59تو خیابون که نمیگردم
15:00تا کارم تمام میشه پامیشم میام کنه
15:02باشه بی خیال حالیت
15:04تا با طرف میزنم عصبی میشی
15:06هیلیز من عصبی مصبی نیستم
15:08اصلا باورم نمیشه
15:09تو این خونه همه به فکر خودشونن
15:11به فکر من نیستن
15:12اتفاقا تو این خونه همه به فکر تو هستن
15:14حتی حالیت جانم به تو فکر میشه
15:15که عجب یه حف خوب زدی
15:17من رفتم
15:20حالیت شب میایی دیگه
15:22من دارم چی میگم
15:23تو چی داریم میگی
15:24بهت خبر میده
15:26باشه برا حالیت
15:40بشین بشین
15:42دوبله شده در استدیو جرو
15:47خواستی من رو ببینی
15:49یه سال راننده یقا نادر بودم
15:51تمام فرمایشات ایشون رو بیشون رو چرا انجام میدادم
15:54چون یه روز ازشون بیشتر مرخصی خواستم
15:56اخراجم کردم
15:58از من چی میخوایی؟
16:00حق و حقوقم رو ندادن
16:02تو این مدت هم هر کاری تونستم براشون انجام دادم
16:04هم حق و حقوقم رو ندادن
16:06هم قرورم رو شکستم
16:08فهمیدم
16:10پس یعنی اومدی اطلاعات مهمی در مورد نادر بدی ها؟
16:14بله آقا حالیت
16:15اما بعد از اینکه اینا رو بهتون بگم
16:17دیگه نمیتونم اینجا بمونم
16:18مبلغ رو میخوام تا به کشور دیگهی مهاجرت کنم
16:21آقا نادر به فهم من رو میکشه
16:23باشه باشه خیالت راحت باشه
16:25تو چیزایی که میدونی رو به ام بگو
16:27من حمایتت میکنم
16:29میتونی راحت از اینجا بری
16:30خیلی ممنونم آقا حالیت
16:32آقا نادر با یه زن متحل رابطه داره
16:35با یه زن متحل رابطه داره؟
16:39چی بگم از نادر اینجور کارا بعید نیست
16:42یه روزایی در هفته با هم قرار میذارن
16:45زن روزایی که شوهرش نیست میره خونه آقا نادر
16:48اه؟ یعنی فقط همین؟
16:50شوهرش یکی از سهمداره شرکتتونه
16:52یعنی چی نفع میدم؟
16:56شوهرش از اعضای حید مدیر است
17:02سالح؟
17:02بله آقا سالح
17:07یعنی نادر با زن سالح رابطه داره؟
17:12بله آقا حالیت
17:13مطمئنی؟
17:14مطمئنم آقا حالیت
17:15فقط خواهش میکنم به کسی نگید از من شنیده
17:17وگرنا منه میکشم
17:18نگران نباش
17:21صدقی حواثش بهت هست باشه؟
17:23باشه خیلی ممنونم
17:24خداحافظ
17:32صدقی
17:34تحقیق کن ببین این راست میگه یا نه
17:37باشه؟
17:38باشه حتما
17:39چیزی دستگیره شد خبر بده
17:40خب بریم شرکتون
17:50بازم از این کارا بکن پسرم
17:51مامان جو من که از خودم اینجوری منم از خونه دور میشم
17:55ببینم مگه تو خونه چیزی شده که اینطوری میگی؟
17:58مامان جو خونه خیلی سنگینه همش بحث میکنم
18:00خب ارین جونین که اولین بارشون نیست
18:03به نظرم تو سبر و تعمالت کم شدی
18:05آره جانه راست میگه میدونی منم حدود یه سالی اونجا بودم
18:08دعوه و بحثشون اصلا تمومی نداشت
18:10کلافه کنندن خودت فکر کنم
18:12آره راست میگی بابام همه شعصبیه و همه رو دعوه میکنه
18:15قبلنه فقط خوهرام رو دعوه میکنه
18:17الان با منم اینجوریه
18:18خیلی حساس نباش باید حال اونم در کرد مگه نه؟
18:22خوبه
18:23مصبتن دیشترین مرد دنیا هم حرفش رو زد
18:26آره باقیم بابا
18:28ای بابا خب چی کار کنم
18:30مثل شما همش آیه یست بخونم
18:32اینجوری دوست داریم
18:33نه نه ما به آدم مثل کایا تو جمعمون نیاز داشتیم
18:36یه آدم کاملا خوشقرب چون که این ایدم
18:38یه کچول بدزادی تو خونه شنسته
18:40نگاه کن
18:41آه جانه
18:43اید نداره مستقر کنیم
18:47شما شخص خونواده خوبی شدیم
18:49تو هم عضوی خونواده هستی
18:51راستی ایرین تاره هیچ وقت شبا اینجا نموندی
18:53هر و خاصی بیا اتاقت حاضره
18:55من عضوی از این خونواده نیستم
18:57هفته یه روز میام و میرم
18:59من مهمونم
19:00شما همش با همین
19:01ای بابا ایرین چه حرفیه میزنیم
19:03هر و خاصی میتونی بیا اینجا بمونیم
19:05آره قربونت برم به بابات خبر بده
19:07بعدش پاشه بیا اینجا
19:10ایرین بالاخره یه روزی پیش میاد
19:12که برای همیشه کنار خودم میمونیم
19:14زمنان ایرین فکر نکنیم که اینجا نیستی
19:16چیز خاصی از دست میدی باور کن
19:18چون شایکانیست داریم با هم میگیم میخندیم
19:20وقتی اون هست نمیذاره ما نفس بکشیم
19:22اید مزخرف نگو
19:23باشه درخشید اما واقعا این حقیقت
19:25اما حرف درست نبود
19:26باشه باشه
19:28شما میونتون خیلی خوب شده
19:31تو هم بابا بات میونت خیلی خوبه
19:33عزیز دل من
19:42روابط بین اعضای خونواده هم
19:44عوض میشه
19:45دقیقا دقیقا
19:47ببین مثل میونه اید و مامانت میمونه
19:49اید از مامانت متنفه بود
19:51زمنان مامانت هم از اید متنفه بود
19:52میدین اینکه
19:54به خاطر اینکه یاداوری کردی ازت خیلی ممنونم
19:57خاشت میکنم اب جوجیم کاهی نکردم
20:02راستی لیله حالش خیلی بده
20:04ای بابا چرا اینو زودتر نگفتی
20:06همیشه با این خبرها با یه سه ساعته داریم
20:08علاکه حرف میزنیم
20:09یعنی وضعیتش چطور گریه میکنن
20:11ای تو به مادر ات رفتی عزیزم
20:13بجنسی تو خونه ته
20:15خدای
20:16آی داییت فدات بشه
20:17گرباخش سیاه داییش
20:18آه گربونت برم من
20:19جیگر تو بخورم
20:25بذار ازت عکس بگیرم
20:27خیلی با نمک شدی
20:28آیی شماره یه اندر
20:29تو جوابش رو بده عزیزم
20:31ایش بگو باید چی شدی
20:34اندو
20:34الو
20:35چه خبر هیلیست
20:37هیچ خبری نیست
20:38با حالی جان تیپ زدیم
20:39تو خونه نشستیم
20:40چی کار میکنی تو بگو چه خبر
20:42دیروز به جانر سپردم
20:44لیلی رو تقییب کنه
20:45آه چه جالب
20:46منم امیرو فرستدم
20:47ببینم تو چیزی دستگیرت شد
20:49نه
20:50نتونسته چیزی پیدا کنه
20:51تو چی؟
20:52چی؟
20:52اما دنبال ردش هستم
20:54وایسای لسه بزنم رو پخش
20:55تو چی ازش دیدی؟
20:57مربوط به حالیته؟
20:59نه
21:00شاییکا گفت
21:02لیلی تو شرکت
21:03با یه نفر دیگه دوسته
21:04آآ کی هست؟
21:06به شاییکا اعتمادی نیستم
21:07خودم میدونم یه لیست
21:08اما باید بیشتر در موردش تحقیق کنم
21:10دعا کن که درست در بیاد
21:12آیی خدا کنه
21:13مامان خده تشه
21:14اعتمادش هست که درست گفته باشه
21:16چون این مرد سرگوشش
21:18خیلی میجام به
21:19قبلن هم تو شرکت
21:21از این خطاها کرده بود
21:23اه خب پس خوب
21:24امیدوارم با لیلی هم از این خطاها با کنه
21:27بهت زنی میزنم عزیزم
21:29باشه باشه
21:31کاری نداری
21:31یه حالی جان نمیذاره
21:32با حرف بزنم قط می کنم
21:34آآ یه لحظه یه لحظه
21:36گلدیس
21:36بایست قط نکن
21:37یه چیزی میخوام بگم
21:38چی شده؟
21:40من و کایه با هم دیگه ایم عزیزم
21:42اون خبر قدیمی عزیزم
21:43اگه آلزای میر گرفتی؟
21:44اشتباه نکن
21:45ما واقعا با هم دیگه ایم
21:47آآ یه لحظه انتر
21:49تو جدیدن رفته بودی دکتر پوست
21:51همونی که قبلن به هم گفتی
21:52پس یعنی جوانسازی پوستت
21:54حسابی جواب ده
21:55یه لیس خدا نگهدار
21:56خایزه یه لحظه قط نکن
21:58اگه جواب گرفتی
21:59تو رو خدا آدرسش رو به منم بده
22:00منم برم باشه
22:01نه رفتی با اون نداره
22:02وقتی این مدت طولانی
22:03به خاطر بچت توی خونه بمونی
22:06ناخداگاه طرف مقابل
22:07به سمتت کشیده میشه
22:09آی یه جوری میگی بچه
22:11انگار نوزاده
22:12به اون مرد گنده میگی بچه
22:13بگذری این با حرفم حالتو نگیرم
22:15از زندگیت لذت ببر
22:16ببینم اشتباهات چی کار میکنه اندر
22:19خیلی خوب میشه
22:20به خیالت راحت
22:21اندر یه چیزی
22:23حالا که عاشق شدی
22:24یه وقت سر به هوا نشیه
22:26یلدیز
22:26یلدیز تو من خوب میشناسی
22:28سر به هوا نمیشم
22:29چون خیلی باهوشم
22:32خوبه باشه
22:33چون الان به حوشت
22:34خیلی احتیاج دارم اندر
22:36خب اگه کاری نداری
22:38قط کن دیگه
22:38من باید برم بچم خیلی خسته شده
22:40باشه عزیزم بابای
22:43مثلا این دو میلیون و نین بیننده داشته
22:46اما یک میلیونی نمیش
22:47هنوز جدید
22:47براتون یه خبراری دارم
22:48چی شده بیدیواتو گذاشته
22:49خیلی لکی خوردی
22:50چی شد؟
22:51نه عزیزم هنوز منتاج نشده
22:53اما زهرا اصلا نمیدونستم
22:54تو اینقدر حسودی
22:55به جاشی کم منو تشویخ کن دختر
22:56نه حسودی نمی کنم
22:58چرا حسودی کنم
22:59حتی حمایتتو میکنم
23:00وای بگذاریم خبرو بگو
23:01کایا و اندر
23:03زن و شوهره واقعی شدن
23:05یعنی چی؟
23:06یعنی دیگه مثل گذاشته
23:07ازدواجشون سوری نیست
23:09اونا دیگه همدیگر
23:09رو واقعا دوست دارن
23:11آخ
23:11کایام بیچره شد
23:13من از اول حس کرده بودم
23:15اینجوری میشه
23:16یعنی میدونستم
23:17اینو که همه آلم و آدم میدونستن
23:19قبلن با هم بودن
23:21آشق همدیگه بودن
23:22بچم دارن
23:23زمنن
23:23با هم توی خونم میمونن
23:25معلوم بود
23:26دوباره سمت هم کشیده میشن
23:27همه اونجوری هم که تو میگی
23:28راحت به هم نرسیدن
23:29قبلن ها یه دوره
23:30کایه با لیلی دوست شده بود
23:32اونو میخواست
23:33اما اندر اونا را از همدیگه جده کرد
23:35لیلی؟
23:36همون
23:37دختره که منشی حالیته؟
23:39آره
23:43چی شده؟
23:44چرا اینجوری میکنی؟
23:46ما که کاری نکردیم
23:48تو هم تواهم زدیا گلدیز
23:50من همینجوری داشتم
23:51زر این را نگاه میکردم
23:52زر این تو هم با نگاهت منظوری داشتی
23:53من اصلا بدون اینک نمیتونم چیزی ببینم
23:56تفلکی
23:57من خودم یه پخانمه مارپلم
23:59همه چی را میفهمم
24:00بگذریم یه دیز داشتی
24:01رابطه یه کایا و لیلی را میگفتیم
24:03خب چند وقت پیش
24:04اونا تازه اول رابطهشون بود
24:06که این در اومد وسط
24:07و اونا را از همدیگه جداشون کرد
24:10آئی
24:11یه دوباره بچه داره گریه میکنه
24:12مثلا سپرده بودم اش با ایسل
24:14زود بر میگردم
24:19چی گفته بودم؟
24:21چی گفته بودم؟
24:21گفته بودم این دختره مشکوک میزنه درسته؟
24:24خودت که شنیدی اول رفته چسبیده به کایا
24:26اما اندر خیلی باحوشه
24:28سری قضیه را فهمیده اونا رسم جدا کرده
24:31زر این ببین چی میگم
24:32اگه تو اینقدر مطمئنی
24:34چرا نمیذاری به یلیز بگیم بهش
24:36بگیم جلوشو بگیریم
24:37باشه باشه بگیم
24:38بگیم تا بابات ما رو بکشه
24:40ما که با چشم خودمون چیزی ندیدیم
24:43بهت که گفتم فقط حس میکنم
24:45هنوز مطمئن نیستم که
24:48آره
24:48ولش کن بی خیال
24:49من بقیه فیلم هم رو بدنشون بدم
24:51راستی من فیلم شهر جرنامه خانوادگی رو نشونت بدم
24:54تو اون فیلم تو هم هستی عکس تو گذاشتم
24:56باشه
25:00بعد هم بیبینم ات
25:03میشه حرف بزنیم
25:04بیاین در
25:07ارم امروز صبح
25:09اومده بود پیش ما
25:11آه
25:12فکر کردی من این رو نمیدونستم درسته
25:14آی
25:15حالی تگه میشه یه بار درست حرف بزنیم باشه
25:18باشه میشنمم
25:20ارم وضعیت خونه رو دوست نداره
25:22کی اینو گفته
25:24از این که کنار ما بود خیلی خوشحال بود
25:27به همون گفت شما چقدر خانواده خوبی شدین
25:29نمو ما تو خونه همون جاز جر و بحث هیچی نداره
25:32پس ارم پیش شما بمونه
25:34حالیت من جدیم
25:35نمیدونم تو خونه شما چه خبره
25:38اما میدونم که ارم از وضعیت خونه رازی نیست
25:40تو خونه احساس آرامش نمی کنه
25:42اندر
25:44خونه شما مثل سحنه تاعت شده
25:46و همه نقش بازی می کنن
25:49ممکنه به خاطر این باشه
25:51منظور چیه حالی؟
25:51منظورم اینه که
25:53اتفاقایی که تو خونه تو می افته
25:55هیچ کدومش واقعی نیست
25:56نه ازواج تو با کایا واقعیه
25:58و نه وابستگیتون به بچه ای که سالها بعد پیدش کردین
26:01و نه دوست شدن ات با شایکا
26:03هیچ کدوم از اینا واقعی نیست
26:05اونقدر خوب تو نقشتون فرو رفتین
26:07که ارم هم بابر کرده
26:08اول از همه ما مجبور نیستیم
26:10و لزومی هم نمی بینیم
26:11که بخواییم به کسی ثابت کنیم
26:13که به بچه همون وابسته هستیم
26:15یا نه دوامن
26:16من با شایکا هیچ کاری ندارم
26:18و محاله که میونمون بخواد خوب باشه
26:20سو میرم بگم که
26:23من و کایا واقعا عاشق همدیگه ایم
26:25و ازدواج ما برعکس تصور تو واقعیه
26:28ها
26:30یعنی تو دوستش داری ها
26:32خیلی عجیبه
26:33آدمه با شخصیتی مثل کایا را
26:36معلومه که دوست دارم
26:37نمیدونی چقدر خوشحال شدم
26:40چون دیگه سرگرم خون و زندگیت میشی
26:42و کم تر دنباله هاشی ها میری
26:46پارودومه من نظارین
26:47کاریتون ندارم خوب
26:49از اینا که بگذاریم
26:51یا به ایرین بیشتر برس
26:53یا این که بذار با من بمونه
26:55ایرین محاله بخواد با تو بمونه
26:57از خوهراش
26:59از من
27:00مخصوان از برادرش حالی جان
27:02عمرن جدا نمیشه
27:05ببین چی دارم بهت میگم
27:06ایرین از همه شماها
27:08خسته شده
27:09باید بیشتر براش وقت بذاریم
27:14محض اطلاعیت امشب کنار منه
27:16گفتم بهت خبر بدم
27:18من پرسیدم اونم قبول کرد
27:19اگه میخوای خودتم ازش بپرس
27:21بهش زنگ بزن
27:22حتی
27:24میتونی ازش بپرسی که دوست داره
27:26کجا و با کی زندگی کنه
27:28اندر
27:29من پسرمو خوب میشنسم
27:31نیاز نیست بپرسم
27:33اوکی
27:34اما پیشنهاد میکنم با هاش حرف بزنیم
27:37شروع میکنیم
27:40واقعا
27:41ازت این مردونمو خواهر
27:41خواهش میکنم کاری نکردم که
27:43دلم برای تنگ شده بود
27:44اومدم ببینم
27:45خوبی
27:45چطورم میکنم
27:48باش توی پس پروندارو که مرتب کردم
27:51براتون میارم
27:52هر وقت مرتب کردیم بیار این دفتر
27:54باشه
28:03موسیقی
28:12موسیقی
28:24موسیقی
28:31این فسقلی کیه تو اینه
28:33این
28:37این دار دوباره زن میزنه چی شده؟
28:40چی شده انتا؟
28:42دن به دقیق زن میزنیم
28:43یه لیس
28:44خبره یه خوبی برد دارم
28:46چیه؟ چی شده؟ زود بگو
28:48الان لیلی رو با فاروق دیدم
28:50داشتن یه باشکی با هم حرف میزدن
28:52اینجور که معلومه این دوتا رسمن با هم دیگه؟
28:56آی خدایا یعنی دوهامون مستجب شدن
29:00منم تحجب کردم که شاییکا راستشو گفته بوده
29:04یعنی واقعا تو مطمئنی؟
29:06با چشایی خودم دیدم بشون
29:07اما بازم حواسم بهش هست
29:09به شاییکا نمیشه اعتماد کرد
29:10آره اندر آره حواستو جمع کن
29:12مگذاریم
29:13حالا که دختره یه نفر برای خودش طور کرده
29:16میتونی با خیال راحت به زندگی تدامه به دیل دیزم؟
29:20آی آره اندر خدا رو شک خیلی خوشحال شدم
29:23خب دیگه به هیچی فکر نکن
29:25برو برای بچت وقت بذار باشه
29:27آی الانم دارم همین کار رو میکنم
29:29میگم حواستت هست که همین چی افتده رو قلتک؟
29:32آره همینطوره
29:34از شر لیلی که راحت شدیم
29:36شاییکا هم که کلن بی خیالمون شده
29:38تو هم به عشقت رسیدی
29:39دیگه چی میخوای اندر؟
29:43واقعا خوبه
29:45خب دیگه میبوسمت عزیزم بای بای
29:47بابا یلیز
29:51همه چیز داره رو برا میشه عزیزم
29:53بخند عزیز دل مامانش
29:55بخند نفسم بخند عشقم
30:29بیا
30:30میتونی بری
30:36سدری
30:37اگر فان راسم گوفت
30:39بله غربان تحقیق کردم
30:40حتی فهمیدم
30:42ارفان توی گوشیش از اون خانومه و نادر
30:45چند تا عکس داره
30:46دیشب هم با هم دیگه بودن
30:48خوبه
30:50برو عکس ها رو ازش بگیر
30:51و بهش پول بده
30:52باشه همیه الان میدونم
30:53عجله کن
31:01نادر
31:02الان تو مشتمی
31:03بیچارت میکنم
31:08نجلا خانم
31:09به این گل کسی به غیر از من دست نزانه باشه
31:12باشه اتمن
31:13این فنجون هم بی زحمت برش دارید
31:21بفرمایید
31:26خوش اومدی دوست قدیمی
31:28خیلی ممنون
31:30تو برای کار خیلی اینجا نمی آیی
31:34چقدر خوب منو میشنستی
31:37همینطوره
31:38نکنه مشکل مالیات رو حل کردی
31:40دارم حلش میکنم
31:42نمیخواد تو به اینا فکر کنی نادر
31:44تا به امروز هیچ مشکلی نبودی که من نتونم از پسش بر بیام
31:48به نظرم بد نیست که به پیشنهاد من فکر کنی
31:50نمیخوام واقعا ریس کنی و وضعیتت بدتر از اینی که هست بشه
31:54نادر تو چه مرد بامرفتی هستی
31:56همیشه بودم
31:57اما ای کاش بتونی با همه اینجوری رفتار کنی
32:02ها بگو
32:03خیلی دوست دارم بدونم چی میخوایی بگی
32:07شاه
32:09برو سر اصل مطلب
32:11یه چیزهایی شنیدم
32:14من خیلی نراحت شدم
32:17میدونستم تا مرد بیشخصیتی هستی
32:21اما فکر نمیکدم تا این حد و اندازه
32:24حالیت کشش نده
32:25میدونم با زن شوهردار رابطه داری
32:27اونم با زن یکی از سهامدار هامون
32:32داری با زندگی شخصیم تحدیدم میکنی؟
32:36به فکرت نرسید که
32:40اگه اینو بفهمن آب رو برات نمیمونه
32:46حالیت
32:48وقتی رابطه یه تو رو بفهمن چی کار میکنی؟
32:51نفهمیدم
32:52ببین با کار من آب رو حیثیت هم میره
32:55آره درسته
32:56اما با کار تو زندگی تم از هم میپاشه
32:58از خودت هفتر نیا
33:00مزخرف نگو
33:01میدونم با لیلی رابطه داری
33:03مزخرف نگو
33:05براش خونه گرفتی و
33:07میدونم به زنت دروب میگی و
33:09شبا میری پیشون
33:12اما یه لیز نمیدونه
33:18داری چی کار میکنی؟
33:23داری چی کار میکنی؟
33:33مات
33:42دوبله شده در اسه بیلو جریو
34:00الو
34:01الو گلدیس
34:03سلام
34:04بهت زنگ زدم تا یه چیزی بگم
34:09موسیقی
34:11موسیقی
Comments

Recommended