Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00شده در استیدیو جم
00:30ببین من نمیخوام به خاطر موضوع بچه یا از سر دلسوزی برگردی پیشم باشه
00:36من از اون زنوی نیستم که کسی به هم ترحوم کنه
00:41این چه حرفیه که میزنی؟
00:44این روزا واقعا خیلی حساس شدی ها
00:46آره شایدم همینطوره
00:49باشه
00:50قرمیدم همشو از دلت در بیارم
00:53رستش
00:55اگه میخوایی از دلم در بیاری
00:58یه کاری هست که میتونی انجام بدی
01:00بگو
01:07مثلا با بچهات یه شامی بخوریم حالیت
01:10یعنی
01:12اگه پیش تو باشم و
01:14همراه اونو شام بخورم شاید
01:17بهم ثابت شکه هنوزم برات آدمه با ارزشیم
01:20این میتونه بزرگترین هدیه تو بهم باشه
01:29باشه
01:30اصلا حرفمو نشنیده بگیر
01:32من باید حد و حدود خودمو بدونم
01:34نه نه این چه حرفیه
01:36باشه قبوله
01:38چرا که نه
01:39تازه اریم امشب برمیگرده خونه
01:42میتونیم دوره هم باشیم
01:43جدی میگی یعنی اونام قبول میکنیم
01:45چرا قبول نکنم
01:46اوناکی رو حرف من حرف نمیتنم
01:48واقعا ازت ممنونم
01:50نمیدونی چقدر خوشحالم کردی
02:03یلیس خانم خوش اومدی
02:05خیلی ممنون باش راجون
02:06چای یا قهفه میل داریم بیارم تو اتاقتون
02:09نه عزیزم ممنون تو خونه خوردم
02:10اتاقتون آماده کردیم و براتون شکالت هم خریدیم
02:13خیلی ممنون باشه میخورم
02:15سلام آقا سلیم
02:16سلام خوش اومدی یلیس خانم خیلی ممنونم
02:19پس آقا نادر بلاخره تونست رازید کنه
02:21آره امیدوارم بتونم کارم ها خوب پیش ببرم
02:23من که مطمئن موفق میشی
02:26آیی کاش منم همینقدر مطمئن
02:28یادت بیار دفعه اول چقدر خوب از اختش بر اومدی
02:30آره اما اون دفعه همه چیز فلده داهه بود
02:33الان که باید یه متنو آماده بخونم
02:34یه خورده استرش دارم حالا ببینم چی میشه
02:37تو هر طور که دلت میخواد اجراء کن
02:38خودت باش همین
02:39آیی ممنون که به هم قوت قلب میدین
02:41باشه سعی خودم رو میکنم
02:43دل مردم رو به دست میاری مگه نه پسرم
02:45میتونی میتونی فیلم برداری تا چند دقیقه دیگه شروع میشه
02:48بچه ها مطمئن بهت میدن یه نگاهی بهش بندست
02:50خیلی خواب باشه فقط من حالی جانو همراه خودم رو وردم
02:53نمیخوام بسپرمش به کسی مشکلی که پیش نمیاد
02:55باشه ای جشکالی نداره
02:56ها باشه عالیه خیلی ممنونم
02:58این دختره کجاست باش را
03:00این برگر رو به دشنام ببینم چی رو باید حفظ کنم
03:02فقط الان باید بریم اتاقه گیریم
03:04آکه این تو
03:05هسته نباشید بدیم
03:06ممنونم
03:07بفهمید از این طرف
03:08ببینم
03:09تو میخوایی من رو گیریم کنی؟
03:11نه من گیریم آن بگیرم
03:13هلو
03:15نادر
03:16بله
03:18آه اینجایی؟
03:19آره اینجام
03:20وقت داری؟
03:22بیا تو
03:25امروز
03:26امروز صبح رفتم دیدن یلدیز
03:28در مورد تو هم باش حرف زدم
03:30به نظرم رو تصمیمش مسممه
03:33یعنی
03:33به این راحتی ها نمیشه نظرش رو عوض کرد
03:37خب طبیعی که الان این نظر رو داشته باشه
03:40من هم انتظار ندارم به این زودیا نظرش عوض میشه
03:43اما من
03:44یه فکر بکر دارم که مطمئنم کمکت میکنه
03:48واقعا
03:49میشنمم
03:55باید برای یلدیز
03:57یه جشن تولد بگیری
04:00فکر خوبیه
04:01ولی چرا؟
04:02اون از این که امسال نتونسته تولدش رو جشن بگیره
04:05خیلی ناراحته
04:06امروز صبحم که داشت حرف میسد از دهنش پرید
04:08یادمه قرار بود که مهمونی بگیرم
04:11حالیت به خاطر لیلی
04:13یه بحونهی پیدا کرد
04:15و مهمونی رو به هم زد
04:16پس باید یه جشن باش و کوب برای یلدیز بگیرم
04:20یه چیزی رو میدونی نادر
04:21اگه دل یه زن رو از همون جایی که شکسته به دست بیاری
04:25همه یه غیر ممکن ها ممکن میشن
04:28هندر
04:28واقعا آفرین داری
04:30ممنون
04:31فکر خیلی خوبیه
04:32نمیدونی حالم چقدر خوب شد
04:34پس بهتره برای فردا شب یه جشنی تداروک ببینیم
04:38نظر چیه؟
04:39آکی؟
04:40من خوب میدونم یلدیز از چه چیزایی خوشش میاد
04:44حالی تم اگر اصابانی شد میتونه آب یخ بخوره مگه نه؟
04:50آکی؟
04:51باز با هم دیگه حرف میزنیم نادر بابای؟
04:53میبینم از
05:01دستتون درد نکنه خیلی ممنون
05:02میکروفونم وزگردم
05:04پسرم تو برو بغل خاله
05:05تا من به کارم برسم باشه
05:07گریه نکنی
05:08باشه عزیزم
05:09ماما ده تو تماشا کن
05:11یه دقیقه سخت
05:11ببینم کارگردم کجاست
05:12یلدیز خانون
05:14من خیلی استرس دارم
05:16استرس دارین؟ چلا؟
05:18چه میدونم آخه این اولین باری که دارم این کارو تخصصی انجام میدم
05:21استرس نداشته باشین
05:22مثل همیشه فلبده های حرف بزنی
05:23مردم خیلی استقال میکنم
05:25خیلی ممنون
05:26فقط یه سواله به نظرتون خوششون میاد
05:28معلومه که خوششون میاد
05:29نگران نباشین
05:30یلدیز خانوم
05:30هم مردم شما رو خیلی دوستانون
05:32هم مسئولین شبکه
05:33بایی خیلی خوشحالم
05:34ممنون که اعتماد به نفس میدین
05:35من باید از شما تشکر کنم
05:37به لطفه شما کارگردان شدم
05:38آره
05:39اون خانومه خیلی با من بدرفتاری کرد
05:41منم گفتم نمیتونم با هش کار کنم
05:43میبینم که تو هم زرنگ عذاب در اومدی
05:45و جاشو گرفتی
05:46میدونی تو خانواده ما
05:47همه کار رو اینجوری پیش مره
05:48هرچی زرنگتر به
05:49دقیقا
05:50خازنین شما؟
05:51بله
05:51دوستان زبط رو شروع میکنیم
05:53فری وقتی گفتم بشمار
05:57خب بچه حاضرین؟
05:59آلیه
06:00بش رو تو هم حاضری؟
06:01بله
06:02پس شروع میکنیم
06:06فری صدامو میشنوی؟
06:08بشمار فری
06:09سه
06:10دو
06:11یک
06:12شروع
06:13تا تا تا
06:13این شما و اینم من
06:16یعنی یلدیز آرگون
06:18وای به بخشی دلان یادم افتاد که تلاخ گرفتم
06:21پس از این به بعد میتونید من و یلدیز یلما صدام بزنید
06:24خلاص هاستمون دلم یک کچولو عبریه
06:27اما اشکالی نداره
06:27بلاخره خرشی طولو میکنه آره
06:29حالا میریم سراغ نقشه ترکیه عزیزمون
06:32شما منو همراهی کنیم
06:34خب شروع کرده
06:38خب ببینیم ترکیه عزیزمون در چه حاله
06:40و آب و هواش چطوره
06:42گریه نکن مامانی
06:43پسرمم امروز اینجاست
06:45گریه نکن عزیزم
06:47بزر مامانی کارشو انجام بده
06:49خب
06:50حالا شروع میکنیم
06:52بچه ها سکت کن یکی
06:55قراره وارده کشورمون بشه
06:57البته سال هاست که چیز دیگهی وارده کشورمون نشده
07:01پسرم صداد بدجوری تو استودیا پیچیده ها
07:04مبخشید اما
07:05بچه هم خیلی کبوت شده
07:07مجبورم برم بخلش کنم
07:09کارش نمیشه کرد به هر حال مادرم
07:11دور بینو به چرخونی سمت یلیدیس خانم
07:13هایی تا صده ی مادرشو میشنوی سودی سکت میشه
07:17الهی قربونت برم بیان
07:19بله دوستان معرفی میکنم
07:21ایشون حالی جانه
07:22ترکیه حالی جان حالی جان ترکیه
07:25بفرمی که
07:32حالی جان
07:33چیه
07:35نمیخوام احسا به تو خورد کنم
07:37اما یه نفر باز دوباره تو تلویزیونی
07:39یه لیز دیگه کی میخواستی باشه
07:41تازه حالی جانم پیششه
07:44چی؟
07:44کدوم شبکه؟
07:46میخوایی روشنش کنم خودت ببینیم
07:48آران روشن کن
07:51بیارش عزیزم چاره ای نیست باید غذرشو بدم
07:53اومد اومد پسرم اومد باشی
07:55من دستور پاخت این پوره رو از مادر بزرگم یاد گرفتم
07:59خیلی زغزده ایم چون حالی جان میخواد اولین بار این پوره رو باقیم
08:03آلیه
08:03دهنتو باز کن
08:09یه دوستی دارم به اسم اندرمون
08:10عدست تو چی کار کنم؟
08:12خالصه اینکه این پوره واقعا محشره
08:14بچم عاشقه شده
08:15ببینید فکر و زکرش بقید خاشقه پوره هست
08:19قف مرین پسرم بخور
08:20خور
08:21شما که تخونه دشه هستی
08:23لطفا پسرمو تجربه
08:24ببین تو رو خدا
08:24قف مرین پسرم بخور
08:26پسرم واسه اولین بار داریم اینوه میخوره
08:28اما من پیشش نیستم
08:29دارم از تلویزیون تماشاش میکنم
08:31خب من رو میخواستم همینو بهت بگم
08:35حالی جانیه که نیست بگه
08:36بابا جان تو مادری
08:38برای چی پامشی میدی این کانال اون کانال
08:40اونجو پر از میکرو به این بچه مریض میشه
08:45خب دیگه پسرم باید با بیننده هامون خداحافظه کنیم
08:48بیننده های عزیزه توی خونه
08:50حرفات تموم شو
08:51تموم شو
08:52باشه بردش من
08:53میتونی بریم
08:54درسته یکم گریه کن
08:56اما گریه هاشم شیری
08:58خب امیدوارم آفتاب به خونه دلتون به تابه
09:01تا یه دیداره دوباره شاد باشید
09:03نگاهش کن تارو خدا
09:04بای بای
09:05به دون اجازه ای من بچه مو بردشت برده تو تلویزیون
09:11حدس بزن چی شده
09:13چی شده
09:14به لطفتو
09:15تلفونای شبکمون دوباره اشغال شدن
09:17آ آ راست میگین
09:18میدونین چی آقا سلیم
09:20به نظر من خطای شما خیلی ضعیفن
09:22چون همش اشغال میشن
09:23نه نه نگران نباش
09:24خطای ما ایج مشکلی ندارن
09:25الان همه دارن زنگ میزنن
09:27که راجب پوره یه سیوه تو سوال کنن
09:28آ جدی میگی
09:30همه یه مادرهایی که بچه کچیک دارن
09:31از طریق تلفون و انترنت
09:33با همون تماس گرفتن
09:33و میخوان از این پوره سفارش بدن
09:35ببینم راست میگی
09:36ببین ما یه شبکه دیگه هم داریم
09:38که از طریق اون محصول میفروشیم
09:40تو هرچقدر پوره درست کنی
09:41ما همونقدر میفروشیم
09:42مسئله نیست
09:43ای باشه پس
09:44من فورا کارمو شروع میکنم
09:48بعدن به هده زنگی میسننم باشه
09:52اشغا
09:54مامان جو
09:56چی شده
09:57عزیز دلم
10:00چیزی نشده
10:02ارم جون ما توی یه خونه زندگی میکنیم
10:05اگه چیزی نشده بود نمیامدی اینجا
10:06بشین
10:07بگو حالا چی شده
10:11مامان
10:12من باید برگردم پیش بابا
10:14چرا؟
10:16نکنه اتفاقی افتاده
10:17با اید دعوی کردی
10:18بله چیزی نشده
10:20یعنی اتفاقی بدی نیفتاده
10:21منم نمیخوام برگردم
10:23اما مجبورم
10:24نکنه باز بابا ترفی زده
10:25مامان بابا خیلی نراحته
10:29نراحته؟
10:29آره امروز دیدمش
10:31گفت خونه خیلی ستوکوره
10:32خیلی احساس تنهایه میکنم
10:34بابا معمولا از این حرفا نمیزنه
10:35بلاخره
10:36اون چیزی که خودت بکاری
10:38رو برداشت میکنی
10:39یه ریمجون تخصیل خودشی؟
10:40نه این حرف رو نزن
10:41منم از دستش اصابانی بودم
10:43اما الان حالت جنگه نیست
10:45زهره و لیلام
10:46که حواسشون به زندگی خودشونه
10:49تا الان بابا رو اینطوری ندیده بودم
10:54اوکی
10:55حالا که واقعا خودت میخوایی برگردی
10:58من هیچ اعتراضی ندارم
11:00اونجا هم خونه خودته
11:02از این به بعد هر وقت خواستی بیای
11:04فقط به من میگی که اومدم
11:05همین باشه
11:06لازم نیست چیز دیگه ای بگی
11:08باشه
11:09باشه مامانچون
11:10حاله بابا که بهتر شد
11:12بازم میام پیشتون
11:13بابا تالش خیلی زود خوب میشه
11:16تو اصلا فکر تو مشغول این چیزا نکن
11:18باشه
11:18باشه حسیزم
11:19هر وقت خواستیم بیام
11:20میبینم اتمام اینجا
11:21عشقتم خیلی دوستت دارم
11:22بابای
11:30ریسیدیم خونمون عزیزم
11:32یلدیس
11:33آآ
11:34حالیت
11:35تو اینجا چیکار میکنی
11:36چیکار میکنی یعنی چی
11:38اومدم پسرم رو ببینم
11:39قبل از اومدم باید زنگ بزنی خبر بدی
11:42حالا چه کشش میدی
11:44حق نداری هر وقت دلت خواست بیای اینجا
11:46زمنن اگه اومدی سرم غور بزنی
11:48اینجا بایی نستا برگرد برو
11:50واقعا که
11:51پسرم
11:52بابایی اومده
11:54پسرم
11:56قنده از سلم
11:57از سر کار برگرشتم
11:59یه خورده خستم
12:00ببینم
12:01تو به چه حقی
12:03بدون اجازهی من
12:05پسرم رو میبری جور دوربین ها
12:07خب ایرادشیه
12:09نگو که نشستی تا آخرش رو تماشا کردی
12:12تازه یه روز هستم جدا شدیم
12:14نمیدونستم اقدر حلاک معروف شدنی
12:16حلاک اسم در کردم
12:17یه روز با روزناما مساحبه میکنی
12:19فرداش میدو جور دوربین
12:20نا پیش دارم
12:21نا پیش دارم
12:22نا گریانا کونسیم
12:23حالیت جون من دیگه یه زن آزادم
12:25هر کاری دلم بخواد میکنم
12:26تو هم حق نداری تو کار من دیخواد
12:28نمیتونی هر کاری دلم بخواد بکنی
12:29تا وقتی که مادر حالیت جانی
12:31نمیتونی از این کارا با کنی
12:33اولا که من میخوام نمونه
12:34یه زن قوی و مستقل باشم
12:36که روی پای خودش
12:37فای صده چه ایگرادی داره
12:38نه بابا
12:39هر که ندونه فکر میکنه
12:41نه پول داری نه خونه
12:42من دنبال جایگاه شغلیم
12:44جایگاه شغلی؟
12:45شنیدی پسرم
12:46من مادارت دنبال جایگاه شغلیه
12:49اگه یه بار دیگه
12:50پسرمو ببری جلوی دور بین
12:52اون ساختمون و سرشون خراب میکنم
12:54گفته باشم
12:55بهتره بری دوست دخترتو تحدید کنی
12:57چون من یه گوشم دری یه گوشم دروازه
12:59خلاصه از من گفتن
13:00بعدن گلایه نکن
13:01حق نداری به خاطر منافق خودت
13:03پسرمو ببری جلوی دور بین
13:04فهمیدی؟
13:05اصلا چرا داری دری وری میگی؟
13:06تازه من و پسرت قراره همیشه با هم باشی
13:08ما به هم قول دادیم که همیه زندگیمونو با هم بگذرونیم
13:11مگه نه عشقم؟
13:13یادت نیست به چی گفتم؟
13:15گفتم پرستار استخدام کنیم
13:16من پرستار نمیخوام
13:18مگه من بچه زدیدم که بدمش دست پرستار؟
13:20خودم ازش مراقبت میکنم
13:22ما از وضعیتمون رازی هستیم
13:24تنها کسی که رازی نیست توی
13:25بینم دیگه مشکل خودت حالیچون
13:27میبینم که بل بل زبون شدی
13:29من که میدونم همه این کار رو
13:31از لجه من میکنی
13:32رفتی تو شبکه نادر کار میکنی
13:34که عرص منو در بیاریاره؟
13:36من از لجه تو این کار رو نمی کنم
13:38اگه میخواستم با هات رجبزی کنم
13:39ازت طلاق نمیگرفتم
13:40فکر نکن آدم خیلی مهم میهستی
13:42بهتری بری پیش کسایی که هندو نزیر وقلت میدن
13:45همش پنج دقیقه وقت داری
13:46با پسرت بکسرونی من میرم طبقه ای بالا
13:48آه شما هم بفرما
13:50پسرم مامانتو میبینی؟
13:52مامانت واقعا دور بردشته
13:54خوب نگاش کن بزرکه شدی یاد میاد
13:57پسر گولم
14:11خوش اومدی
14:14وای چطوری
14:15بیا تو ببینم
14:17میبینم که کبکت خروس میخونه
14:20لیلی جان
14:21تعریف کن ببینیم چی شده
14:22بایدم کبکم خروس بخونه
14:24اگه بدونی چی شده
14:25موجزه شده
14:26عزیزم موجزه
14:29بله بهت که گفته بودم
14:30من همیشه موجزه میکنم
14:32یه بار دیگه به هم ثابت شد
14:34اومدنم سراغتو بهترین تصمیم زندگیم بوده
14:37وای کاش بودی و قیافه حالی تو میدیدی
14:39اینقدر نراحت و پشیمون بود که نردید
14:41بد که گفته بودم عذاب ویشدان میگیره
14:44تازه این اولین باره که
14:45زنی مثل تو سر راهش قرار میگیره
14:47تو زنی هستی که به خاطر عشقش
14:49از بچهی که آیندهش رو تصمیم میکنه
14:52گذشته چی از این بهتر
14:53وقتی دید بی حال و نراحتم
14:55سربسته ازم پرسید که چی کار کنم
14:57بروت عزیزم
14:58منم بهش گفتم
14:59اگه دوره همی با بچه هادی شامی بخوریم
15:01خوشبخترین آدم دونی
15:03هم بابرم نمیشه دیلی خوب
15:05حالی چی کنم؟
15:06معلومه که قبول کرد
15:07برای همین داشتم آماده میشد
15:09وای این که خیلی خوبه
15:10اگه یه وقت دیگه بود
15:11به این راحتی ها زیر بار نمیرفت
15:14تازه حالیت فرنایی که میخواد
15:15باشون ازدواج کنه رو به بچه هاش معرفی میکنه
15:19یعنی به نظرت با من ازدواج میکنه
15:21فیلن نمیشه نظر قطعی داد
15:23اما اینطور به نظر میرسه
15:25تو که تونستی دل اونو به تصویری
15:27رابطت هم با بچه هاش درست کنی
15:29کار دیگه تا همه
15:29هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم
15:31من مو مثل این که بچه های یلیزو فیلی دوست
15:33اراموشش میکنن ازیزم
15:34یلیزم از روز اول دوست نداشتن
15:36تو با بچه هاستم میمی باش
15:38پای درد و دلشون بشین
15:39رازاشون رو خوش بده
15:41اما هیچ وقت به حالیت نگو
15:42حالا سه سعی کن اعتمادشون رو جلس
15:45سعیم و میکنم خودا کنه امشب همه چی خوب پیش بریم
15:47فقط از زهرا شروع کن
15:49زهرا هم ساده هست هم احمقه
15:52هم هم که درد سر درست کنی
15:54بعدش میتونی بری سراغ بقیه
15:56خیلی خوب باشه
15:57حالا برای امشب چی بپوشم
15:59یه وقت لباس بدن نماب و جرف نباشی
16:02یا متین و موقع باش
16:04باشه پس پاشو با هم انتخاب کنی
16:06تو هم که هیچ وقت کاری
16:07و بدون من نمیتونی انجام بدی
16:09لیلی جان
16:15خوش اومدی اریم
16:16سلام ممنونم
16:17گروس نته چیزی میخبرت درست کنم
16:20نه
16:21لیلا
16:23دلم براتی زهره شده بود
16:25منم همینطور
16:26بیا اینجا
16:33میبینی خونه در نبوده تو چقدر سود و کوره
16:37بابا امروز اومده بود مدرسه
16:39با هم نار خوردیم
16:40ازم خواست برگردم خونه
16:41دیدی
16:42تو یکی دونه هممونی
16:43این در چی گفت
16:45مامانم هم ناراحت شد
16:47اما وقتی بابا رو تو اون حال دیدم
16:49دلم براش سخ مجبور شدم برگردم
16:52جاره دیگه نده شد
16:52ببین اریم میدونم اینجا حسلت سر میره
16:54رفتن یلدیز و حالی
16:56چونم روی هممون خراب کرده
16:58لابت فکر کردی خونه بادمون داره اصلا میباش
17:00خونه بادمون اصلا پایشیده لیلا
17:01اگه غیر اینه
17:02این چرفیه که تو میزنی
17:04جدی میگم
17:05ببین بابا
17:06طالب و هر کسی هم که بوده
17:07ما رو اصلا جدا نکرده
17:09اما الان حالیت جان به مامانش احتیاج داره
17:11برای همینم بیش همون مونده
17:12ببین اریم
17:13هر اتفاقی هم که بیافته
17:14ما اصلا جده نمیشیم
17:15تو هم دیگه قهر نکن از خونه نرو
17:18باشه
17:18اگه هم از چیزی دلخور شدی
17:20بیا به من بگو باشه
17:21من خوهرتم
17:22باشه
17:25بیا بقالم ببینم
17:36حالا روز ما رو باش
17:37تو سربازه سیب زمینی کوس میکردیم
17:39الان هم همین کارو میکنیم
17:40آخه این چه سرنوشت شومیه
17:41که خیر ما رو چسبیده داشت
17:42نم فقط یه چیز رو میفهمم
17:44چرا همین کارای درده دستیشونو به ما میسپرن
17:46حالا
17:47اگه دستیس چینی و دروگوی بود
17:49باز یه چیزی
17:49آفرین دقیقا
17:50ما برای اون کارو ساخته شدیم
17:52نه این کارو
17:52آخه سیب پوست کندن شد کار
17:54همسنو ساله ما دارن تو دیسکو
17:56با دخترها غیر میدن
17:57اون وقت ما نشستیمی چا داریم
17:58پوره روز میکنم
17:59میگینی دلیل چیه داداشت
18:00دلیلش فقط اینه که ما فقیریم
18:01تا الو دیدی اون سیب پوست بکنه اصلا
18:03ابلیس
18:04من و تو علاوه برین که فقیریم
18:05نفرین شده هم هستیم
18:06یعنی مخمون کار میکنه
18:08استدادشو داریم
18:09اما هیچ قلطی نمیتونی میکنه
18:11آره
18:11چیه بچه ها چی شده
18:12چرا هی قر میزنی
18:13چرا گر میزنی
18:14آآ چی شده
18:15چرا دهن تو کج میکنی
18:16دارم میگم این پروژیگ پوره گسیب
18:19حسابی میتره کنه
18:20باشه ولی به ما چه
18:21آآ یعنی چی که به ما چه
18:23من اگه کارو بارم بگیره
18:24شما رم استخدم میکنم
18:25حتی شاید مدید پوره پزی کردم
18:27بتون تو از دسته کای خلاص بشی
18:29جدی میگه گیلدیس
18:30معلومه خوب
18:31واقی گیلدیس خود از دهنت بشتبه
18:33ما اونجا حسرمون حسابی سر میره
18:34میدونی که کای آدم درستی
18:36همه این مشتریاش هم این خودش خوب و درست کنن
18:38یعنی میونه اون همه پرمنده
18:39نه جدایی هست نه عشقی هست نه دعوای هست
18:41نه بزن بزنی دستیسه هیچ چی نیست آخر
18:42آره ما به این چیزها عادت کردیم
18:44شما دعا کنین کار من بگیره
18:46خودم استخدامتون میکنم
18:48بعدشم براتون ماجره درست میکنم
18:49لاغه عجیزم برین که شکی نیست
18:53ماما نم اومد
19:00ماما خوش اومدی
19:01ایلدیس دخترم
19:03آیی دلم خیلی برا تنگ شده بود بیاتیم
19:05منم همینطور چه خبر چی کارا میکنید
19:08چه خونی قشنگید
19:09بخواه که ما دلمویی
19:10به میاد
19:11آره خیلی
19:12اسمو خانو
19:12چطوری امیر جان
19:14خوبم شما چطوری
19:16منم خوبم
19:17چطوری جانر
19:18خوبم
19:18خسته نباشد
19:19اینا دیگه چی هن؟
19:20مامان جون
19:21این همون پروی سی بیه که ماما بزرگ دستوره شده
19:23اله آیی دستور مامان جونم
19:25همونی که توی تلویزیون دادی حالی جان خورد بگه
19:28آره دقیقا
19:29بعد از این که پسرم جلی دوربین اینو خورد
19:31تمام به مردم زنگ زدن به شبکه
19:32مدیر شبکه هم به هم گفت که تو از این پروها درست
19:35ما میفروشیم
19:36ما هم داریم سعیمونو میخورد
19:37این که خیلی خوبه
19:38آره
19:39نوه هم کجاست دلم براش یه ذره شده میخوام ببینمش
19:41باشه بیه بریم
19:42بیه بریم بشینیم اون عملان بیدار میشه
19:44بذار فیلم بخوابه
19:46تو ما حرف اونو بزنیم بعدا میبینش
19:47خونت خیلی قشنگه خوبه حالیت دلش اومد اینجا رو برات بخره
19:51بله دیگه پسر زاییدن از این مذیت هم داره
19:53ای بابا حالیت پاید برام غصفت هلا میخرید
19:55دارم از پسرش مراقبت میکنم
19:56خونت واقعا فوقلاد از ایلدیس
19:59و یه یه آتش رو ببین
20:00ایلدیس امروز تو تلویزیون دیدمت
20:03مجری کری چقدر بهت اومد
20:05یکی یه دینه ایمامان چشم نخوری الهی
20:09نمیخورم
20:11چشم بد دور باشه
20:12منم خیلی از خودم خوشم اومد
20:14اما حالیت خیلی حرسش گرفته بود
20:17اومد یه آلمه حرف بارم کرد
20:18به اون چه مربوطه؟
20:19میگه به چه حقی بچهی منو بردی جلی دور بین
20:22اینگار بچهی من نیست
20:23بیجا کرده ولش کن
20:24اصلا میدونی چیه؟
20:25اون داره بهت حسودی میکنه
20:27این خط اینم نشونه
20:28اگه غیر این باشه اسمم موهب
20:29حسودی بکنه یا نکنه فرقی نمیکنه
20:31اون الان با دوست دخترش خوشحله
20:33مگه حالیتو نمیشنستی مامان؟
20:34حضا دخترم یه چیزی بهت بگم
20:36میدونه قدیما چی میگفتم
20:37پول که زیاد شد خونه تیمی شد
20:39زنزشت
20:40داستان حالیتم همین
20:42حالیت داره گوره خودشو میکنه
20:44حرف خوبیه مامانجون
20:45خدا قدیمیارو بیا مرزه
20:47بگذاریم حالا نمیخوام
20:48اصابمو خورد کنم
20:49میدونی من از زندگی چی میخوام؟
20:51چی؟
20:51میخوام کارو بارم رو به راه بشه
20:53پوره هم فروش بره
20:55من خودم پول دار بشم
20:56محتاج حالیت نباشم
20:58حتی حالیت محتاج من بشه
21:00منظرم یه خورد زیادی خیال پردازی کردی
21:03اما اشکالی نداره
21:04تو دعات رو بکن
21:05شاید براورده شد
21:06خدا رو چه دید
21:07براورده میشه مامانجون
21:08اگه خدا بخوا براورده میشه
21:10آی این نوی من کجاست
21:12بیار برقلش کنم
21:13دلم براش تنگ شده
21:13خیلی خب باشه
21:16خونت خیلی قشنگیلیس
21:18آشق شدم
21:18محبار محشت
21:20شاش مامانی رو چشممون میزنی
21:21یا بس دیگه اینقدر تحریف ده کنم
21:22آخه اگه من چشمم بده
21:29دوبله شده در
21:30سیدیو جمی
21:32ارمچون
21:33به نظرت اید آشقه اون دختر هست
21:37معلومه گنام
21:38اون هنوز آشقه تو هیم
21:40حتما
21:40ساکت چی دیگه نشستیم داره
21:42همین فیلم ببینیم
21:43همش داریم پیچ پیچ میکنیم
21:44نگه نمیخوایین پاشیم برین تو اتاقاتون
21:46حرس آدمو در میارین
21:47همش نشستین
21:48همو بقل میکنین
21:49چرا منو بقل میکنین
21:49تو رو تو دیلمون بقل میکنین
21:51فقط همدیگر دوست دارین ها
21:52یه خودم منو دوست داشته باشین
21:54ای بابا
22:04بهبه چه خوب دارین فیلم تماشا میکنین
22:06خوشی بدی بابا جون بفرما بشین
22:07ولی این کاراتون خیلی زشتا
22:08صحب میکنین یه شب با هم دیگه
22:13روشن کنن
22:14میخوام یه چیزی بهتون بگم
22:17امشب واسه شام مهمون داریم
22:19اون کیه؟
22:20لیلی
22:22لیلی؟
22:23میخوام باش معدبانه و محترمانه رفتار کنید
22:26خب؟
22:26لیلی برای چی میخواد بیاد اینجا
22:28بگو نه یاد
22:28نه بابا جون بگو بیاد
22:29بگو بیاد
22:30اشکالی نداره
22:30باره بابا جون
22:31هیچ اشکالی نداره
22:33خدایی ها سفرم بده
22:35باشه
22:35پس شنید این که چی گفتم
22:37سر میزه شام میبینم اتون
22:38باشه بابا جون ممنون که به امون خبر دادیم
22:41حالا فیلمتونو ببینین
22:41آیسل
22:43آیسل کجا؟
22:45امشب برای شام مهمون داریم
22:47حواست باشه
22:47شما چتون شده؟
22:48بابا جیم بگو بیاد
22:49بابا جیم بگو بیاد
22:50مگر خودتون پسر لیلی بدگویی؟
22:52نمیکرد این تو هم خیلی عجیب قریب شدیم
22:53ببین آب جی
22:54بابا امروز مده بود مدرسه من
22:56انصارش خیلی خورد بود
22:57حالش اصلا خوب نبود
22:58ما باید باشه خوب رفتار کنیم
23:00یعنی حت اقل تا وقتی که حالش خوب بشه
23:02رو حرفش نه نیاریم
23:03باشه عزیزم
23:04باشه
23:06حالا این رو روشنش کن
23:07ببینیم آقابت دختره چی شد
23:09منم به خدا
23:09بزن این تو منشو ببینیم
23:12فقط ساکت باشی نم
23:19بایی نگاش کن
23:20چه کیفی هم میکنی
23:22فدا شمه لاهی نوی قشنگ
23:24آی آیی سال باز داره زنی میزنه
23:26همش دلش برام تنگ میشه
23:27باز چی شده آیی سال
23:29بازم دلت برام تنگ شده
23:30آخان زنی زدم
23:32خبرهای خونه رو بهتون بگم
23:33آی نه تو رو
23:34خدا من نمیخوام بدونم
23:36تو اون ویلایی غمزده ی آرگان چه خبره
23:38بس که خونه ی خودم آروم و راحتی
23:40آه چطور؟
23:42باشه پس
23:44حالا بگو ببینم چی شده
23:45خانم آقا حالیت امشب اون دختره رو برای شام دعوت کرده
23:49قراره دوره همین با بچه ها شام خونه و دیگی بخوره
23:52چی؟
23:52بله خانم همین هنم با بوشه خودم شنیدم
23:55آشایی سلقت کن
23:58چی شده دخترم؟
24:00من دیگه دارم دیوونه میشم
24:01حالیتون لیلی نمک نجناسو برای شام دعوت کرده خونه
24:04قراره با بچه ها شام بخوره
24:34حالیت لیلی رو دعوت کرده خونه
24:35نجیل لیزم عصبانی شده
24:38خیداد بیداد
24:40شما بریم پورتون رو درست کنیم میخوام بفروشم بشون
24:42آش دستم شکست به خدا باشه
24:45بیا بریم بیا
24:46حالیت جان لباسم رو کسیف کرده دارم عوضش میکنم
24:49بعدش میرم حساب اونا رو میرسم
25:04از رفتن عریم ناراحتی؟
25:09آره راستش یه خورده پکرم
25:12احساس میکنم حالیت بر این که عریم رو از ما دور کنه
25:15خودشو به مش مردگی زده
25:17این قطع مشکوک نباش این دار
25:21کایا این چهارم این باره که حالیت زنشو طلاق میده
25:24آخه مگه چقدر میتونه ناراحت شده باشه؟
25:26زمنان دارین در مورد حالیت حرف میزنیم
25:28هر دومونمونو خوب میشناسیم
25:30برای هیچ کس عشق نریخته و نمیریزه
25:32آره میدونم اما فکر نکنم در این حد نقش بازی کنه
25:37عزیز دلمان که تو انقدر مهربونی همه رو مثل خودت ندون
25:41ببین اون یا برای برگردوندان عریم نقش بازی کرده
25:44یا واقعا
25:47واقعا
25:48یه اتفاقی افتاده که ناراحتش کرده
25:53باید در این مورد تحقیق کنیم نظرت چیه؟
25:55قطعا
25:56خدا میدونه چه کاسه زیر نمکاسشه
25:58شوخی کردم بابا سر به سرت گذاشتم
26:01تو حرف از تحقیق میشه میپری وسط
26:03خب حالیت رقیب ماست
26:06برای چیه نباید در موردش تحقیق کنیم که یا؟
26:08اندار نمیخوام باید بس کنم
26:10دوتون تمامیشم
26:10باشه باشه
26:14اید و دوستش رفتن بیرون؟
26:16آره رفتن بیرون چام میخورم
26:18کاش زودتر بره تا ما هم یه نفس راحتی بکشیم
26:23سفگی میشه کیف منو بیاری؟
26:30به نظر تو برازندهی پسرمون نیست؟
26:33خب معلومه که برازندش نیست
26:35واقع دختری که نه آداب معاشره است
26:37ولده نه احترام سرش میشه
26:38چطور میتونه برازندهی پسر من باشه
26:40باورم نمیشه؟
26:41این در امون از دستتو خدا بداد عروست برسه
26:44اصلا ام اینطوری نیست
26:45من به عروسم خیلی مهربونم
26:47امون نمیخوام این دختری عروسم باشه
26:48ممنونم سفگی جون ممنون
26:54خوش اومدین خانم
26:55خسته نباشی سفگی
26:57من یکم کار دارم
26:58کارت واجبه
27:01نادر یه کاری داشت
27:02یه پرونده به هم داد
27:03یه پرونده خیلی مهم
27:05دو ساعت سری تمومش میکنم
27:07خیلی خوب
27:08تو چی کار میکنی؟
27:10هیچی منم همینجا میشیدم
27:14کبوتر یه عاشق
27:16چه خبر اوزو اخوالیتون چطور؟
27:18همین چند لحظه پیش که عالی بودم
27:20پس از این به بعد قرار عالی ترم بشید
27:24چون که من اومدم
27:27خوش اومدید میبینم
27:29مچکرم برادر
27:30اندرجان داری میرید؟
27:32یه کم کار دارم عزیزم
27:34پس خودو به همراهیت
27:36ممنونم
27:37آرسی ایت و اون تو سختر فوق و دشخونه
27:41برگشتن؟
27:42نه بیرونن
27:46واکه من آشق اون دختره شدم
27:49شیرین ترین دختری دنیاست
27:59یلدیس؟
27:59خوب شد زنگ زدی منم میخواستم بهت زنگ بزنم
28:02میدونسته ایت؟
28:02وای لیلا تور خدا باز حرف این دارم
28:04مگه چی شده؟
28:05ببین من الان دارم میام خونه شما تو راهم
28:09چرا؟ مگه چی شده؟
28:10اتفاقی افتاده چرا میایی اینجا؟
28:12میخوام حالی جانو بسپارم بشونم
28:13باشه اما آخه چرا؟
28:15یکی از آشناهای من و مامانم مراسم ختم دارن
28:18مام قراره بریم اونجا
28:19اما کسی رو ندارم که حالی جانو بهش بسپارم
28:22با زهرم که قهرم میخوام بسپارمش به تو عزیزم
28:24ای بابا خود رحمتش کنه
28:26باشه بیار من از حالی جان مرقبت میکنم
28:28فقط این آشناتون با تو سمیمی بود
28:31یعنی بهتون نده
28:32نه خیلی سمیمی نبوده ایم
28:34اما میدونی که من و مامانم همیشه تو همچین مراسم های شرکت میکنیم
28:37بگذاریم
28:38فقط من نمیخوام بابا تو ببینم
28:39بی زحمت بیادمه در حالی جانو بگیر باشه
28:42باشه باشه میام
28:45حالا چی کار کنم؟ چطور به بابا بگم؟
28:47لیلی هم که داره میاد اینجا
28:49برو از دماغ جفتشون در بیار
28:51خودت میدونی باید چی کار کنی
28:53آفرین
28:54آفرین پسر کلم
29:00دیگه از این فیلمو نبینیم آخو
29:02همش گریم میگیره اصلا یه جوری شده
29:04زهرا
29:04زهرا گوش کن یه چیزی شده باید این کاری بکنیم
29:06حالی جان داره میادیم
29:08چی؟
29:08آره یلده زنگ زده بود
29:12الانه که برسن اینجا
29:18خوش اومدید
29:19خیلی ممنون عشقم
29:23چطوری؟
29:24بیا خوبم تو چطوری؟
29:25خوبم
29:27بچه ها کجا؟
29:28همینجان
29:30سلام وقت بخیر
29:32سلام من عریمم
29:33سلام
29:34سلام لیلی حال چطوری؟
29:36زهراجون خوبم تو چطوری؟
29:38دخترم لیلا
29:39سلام
29:40بسرم عریم
29:41ما قبلا با هم عشنا شدیم
29:42آره آره ما قبلا با هم عشنا شدیم
29:44حتی یکی دوبارم با زهراجون رفتیم بیرون قهوه خوردیم
29:47خیلی هم با هم دوستیم
29:49مگه نه زهراج؟
29:49آره آره خوردیم راست میگه
29:51خوبه
29:51دفعی بعد چهار تایی قرار میذاریم
29:53لیلا و عریم هم باشن
29:55نه من مازدهم نمیشم
29:56شما دختره با هم راحت باشین
30:00خب دیگه بریم بالا صحبتمون اونجا ادامه بدیم
30:02گرست نمون شده
30:03باشین شما برید منم الان میام
30:05چرا مگه چی کار داری؟
30:06هیچی الان میام بابا چون
30:08عجل کن زود باش
30:09باشه چشم
30:23گلدیس بیاتو
30:24کجایی تو لیلا زنی میزنم جواب نمیدی
30:27دو ساعته با بچه دم در وای سدیم
30:28ببخشی تو رو خودا گوچیم رو سایلند بود
30:30بیا داداشتو بگیر
30:32من و مومنم میریم فاتحه میخونیم
30:34زود بر میگردیم باشه
30:35باشه
30:37پتوشو در بیار
30:39بیا پسرم
30:40بیا پسرمش برم
30:41آیسل
30:42بیا کمک کن
30:43ببین به تو سپردمشا
30:45نگران نباش
30:46یکی دو ساعت دیگه برمیگردم بهت زنی زدم جواب دیم
30:48باشه جواب دیم
30:49خیلن بایی بایی پسرم
30:50خدا فس
30:53بایی که اومده شده پسرم
30:57هر راستش میخواستم
30:59بعد اومدنه لیلا صحبت همون شروع کنم
31:01اما مهم نیست
31:03بعد اومدنه اون یه بار دیگه تکرار میکنم
31:05که اینتا
31:06پرای حرف زدن با شما خیلی مشتاقه
31:08چه خوب خیلی همالی
31:10خب
31:10اولا بابته
31:11این که امشب منو برای شام دعوت کردین خیلی ممنونم
31:14پس این لیلا کجاست
31:16آآه
31:16ما اومدیم
31:17بسرم
31:18جا؟
31:19از کجا بشت شد
31:20بسرم
31:20گربونت دوشم من
31:21بسرم
31:22بسرم
31:24بسرم
31:25بیارش اینجا
31:26بیارش اینجا
31:26برو حزیزم
31:28آه
31:28خیلی عزیزه دیگه
31:30بسرم
31:31بیا ببیند
31:31اینجا آبشا داداشت
31:34بشم من
31:34میگوش کسی تو بایشه برم من
31:37چی؟
31:37گروس نده؟
31:38باسم این غذا را نگاه میکنی؟
31:39منم نیشه منم چه لحظه بقلش کنم؟
31:42بیا بگیرش بیا
31:43بیا
31:43آخه
31:45عزیزم
31:46ایبای چرا همچین شد گریهش گرفیه ها؟
31:49چی شده؟
31:50آآه حتما باید احساس قریبی کنم
31:52آره شما بگیرش
31:53بدشمند بدشمند بدشمند
31:54بدشمند
31:55جونم جونم چی شده؟
31:57چی شده؟
31:57بسرم چرا گریه میکنی؟
31:59گریه نکن
32:00گریه نکن
32:01چیزی نیست
32:12حب چه خبر اندر کاری تموم شد؟
32:14شام داره حاضر میشه
32:15آیه عزیزم
32:16تقریبا دیگه تموم شده چیزه؟
32:18یه پرونده مهمی بود
32:20باید با دقت بررسیش میکردم برای همین
32:23اندر خانم
32:25ببخشت سیپ زمنیه که گذاشته بودین توی افر جزغاله شدن
32:28آئی باورم نمیشه سفگی یعنی سزوندیشون؟
32:31تبریک بهت میگم آفبرین
32:33مگه بهت نگفتم پونز دقی دیگه خاموشش کن ها؟
32:41امشب چه شب خوبیه همه بچه هم کنارم هم
32:43آره واقعا خوش به حالت
32:46آره خیلی خوش حالم
32:48تو که چیزی نمیخوری ها؟
32:52لیلا؟
32:53یلیز به تو زیزده بود؟
32:55آره گفتادی میری مجلس ختم
32:56مجلس ختم کیکی مرده؟
32:58رسش منم نمیدونم بابا
32:59اما حاله که این وقت شب رفتن حتما فامیلی چیزی بوده
33:02با باقی امروز من یلیزا دیدم چرا چیزی به من نگفت
33:05که این تو؟ که دیدیش؟
33:07امروز که رفته بودم دیدن حاله جان
33:11بسرم؟
33:11راستی ببخشید داشتی یه چیزی میگفتی؟ بگو
33:14نه چیز مهمی نبود ولش
33:17این چه حرفی حتما مهم بوده بگو
33:19این چی فقط میخواستم بابت این که امشب منو برای شام دعوت کردین ازتون تشکر کنم اما
33:25چونم؟
33:26آه چی گفتی به بابایی؟
33:27یه چیزی گفتی؟
33:28منش شبیده گفت بابا
33:38آره گفت بابا
33:41نه خود هم مهمشاریده
33:47بابا را تکرار کرد chosen
33:51طف gia یه بار بگو عبری زهر現在
33:53بگو
33:54پسرم اولیکرامه شو گو
33:56معلومه مثل مامانش قرارو خود صحبت باشه
33:58جونم جونم جونم
33:59نگاه کن
34:00این قربونت بشه
34:01بابا جونم
34:03بابایی رو نگاه کن
34:05پسرم خیلی زود زبان باز کرد
34:07بابایی سر
34:08پسرم گو بابا
34:08بابایی سر
34:10اویی
34:11پسرم چی میخوای
34:12چی میخوای
34:13باشی جونم
34:13میشه کلیوان آب بهم بشی
34:15حالا بعد هم براجو میارم
34:16باشه باشه
34:17باشه جونم
34:17چیه بابایی
34:18چطوره
34:19نه گیری نکن
34:21گیری نکن
34:29کجاست
34:32هاردیسکم
34:37یعنی با خودم بردمش
34:39بالا نه
34:41نه
34:43یادمه به لپتابم وصل بود
34:48یعنی ممکنه رو
34:51برا
34:52همه چی ممکنه
34:57حالا معلوم نشم
35:12هاردی که نادر به هم داده بود
35:14غیبش زده نیست
35:16اتاق کارو گشتی؟
35:18گشتم
35:18اما مطمئنم که به لپتابم وصلش کرده بودم
35:22اما خدا میدونه کی برش داشته
35:23یعنی اونم من برداشتم این در
35:26غیر از تو کی میتونه برش داشته باشه؟
35:29حتفاً حرفامونو شنیدی
35:31یا رفتی برداشتی نگاش کنید؟
35:33واقعاً دلم به حالت میسوزه میدونی؟
35:36دیگه واقعاً رددی
35:37همش داری اقدهات سر اینو اون خریم میکنی؟
35:40کاملاً مطمئنم
35:41هیچ کس غیر از تو بر نداشته
35:43شک نداره
35:43لطفاً دوباره شروع نکنید
35:45اصلاً ببینم
35:46چرا هر اتفاقی تو این خونه میفته
35:47منو مغصر میدونی؟
35:48به خاطر این که تمام فکر و ذکرت
35:50پلیدی و بدجنسیه
35:53بس تو دیگه خواهشن اینقدری و اینو گید
35:55تو مطمئن یه دارم؟
35:56مطمئنم
35:56صد درصد هم مطمئنم
35:58حتی پاسپورت هم هم مطمئنم
35:59که این برداشتی؟
36:00واقع ندیگه
36:00تو واقعاً رددی
36:02آخه من چی کار به پاسپورت و هاردیس که تو دارم؟
36:04من دیگه واقعاً از دستی شما خسته شدم
36:06نه خیره اتفاقاً من خسته شدم
36:08درسته که من در گذشته یه سری اشتواحات کردم
36:10اما این در دیگه واقعاً داره
36:12الاناً تقمت میزنید
36:13هیچ کس به تو تقمت دوزدی نزدش
36:15لایی که گندش نکنم
36:16اما این در داره اینجوری میگه؟
36:17آره من اینطوری میگم
36:19نبینم نکنه خودت وسیلتو برمیداری
36:21و این برون برقیه میکنی
36:22و بقیه رو مغصر
36:23آخه چرند نگو
36:24برای چی باید همچین کاری بکنم
36:26دوباره میونه یه من و برادرم رو میخوای به هم بزنی
36:28برای این که منو از این خونه بیرون کنی
36:29آخه دیدی گفتم فکر و ذکرت همش پیه این چیزا
36:32اتفاقاً توی که فکر و ذکرت پیدستیست
36:34این کارو فقط از تو برمیاد
36:36تو دست شیطونم از پشت بستی
36:37بسته دیگه تمومش کنید
36:39بروی آخرین بار میپرسم
36:40هاردیسک بیشه توه؟
36:41دادش دارم میگم دست من نیست
36:43چشاتو باز کن دیگه
36:46اندر؟
36:47چیه؟
36:47میبینی که میگه دست من نیست
36:49دست توه؟
36:49یعنی تو به من مشکوکی یاره؟
36:51نه به تو مشکوک نیستم
36:52فقط میگم شاید یه جایی گذاشتی
36:54یاد اترفته
36:54همه جا رو گشتی؟
36:56یعنی الان حق رو به شاهیکا خانم دادی
36:59آره؟
36:59آره؟
37:00اوکی
37:00من میرم به خوابم
37:02اوکی
37:03خدا رو شکر که همه اطلاعات روی لپتاپم
37:06زخیره کرده بودم
37:07الان میرم رمز لپتاپم هم عوض میکنم
37:10احتیاط شرط عقله
37:11درست میگم؟
37:14این زنه به خود دیوان است
37:16همه چه اچش به من میبینه دردش
37:18خیره خب دیگه شاهیکا بس کن
37:19تموم شد رفت
37:20اینجوری هم که نمیشه دادش
37:21یه جوری رفتار میکنه
37:22انگار من دیوانم
37:23و سریعه اینه اونو برمیدارم
37:24میبرم قایم میکنم
37:25ایوه
37:30گفتی خستم
37:31واسه همین دیگه اصرار نکردم
37:33آره خستم
37:34میخوام برم خونه بگیرم به خواب
37:36باشه
37:36صدقی میرسونتت
37:38اگه چیزی احتیاج داشتی زنگ بزنم
37:40شام خیلی عالی بود
37:41همه چی عالی بود
37:42ازت ممنونم
37:43ببخشید که نتونستم
37:45خیلی بهت برسم
37:46اشکالی نداره
37:48چی شده لیلا؟
37:50هیلدیز اومده حالی جانو ببرم
37:51آه که اینطور
37:54بفهمید
37:55اومدم پسرمو ببرم
37:56خوش اومدید
37:58اوه
37:59میبینم که رئیس انجامنه
38:01خونه خراب کنه اینجاست
38:04نه ترس زهره
38:06میخوستم کیفمو بردارم
38:09بیا پسرم دلت برام تنگ شده بود
38:11بیا
38:14لیلی
38:14برای انجامنتون
38:16اس پیده کردم
38:17خیل خیل که
38:18خونه خراب کنه
38:19نه که من رئیس انجامنم
38:20از این چیزه سر در میارم
38:21گیلدیز
38:22حالی جان قضاشو خورده
38:24بهتره ببری
38:25بخابونیش خب
38:26که اینطور بابای نمونه
38:28آفرین از پسرمون
38:30مراقبات کردی
38:30ممنون
38:32من رفتم
38:33بذار من بدرقت کنم
38:34نه
38:35نمیخواد منو بدرقه کنی
38:37برو دوست دخترتو بدرقه کن
38:40خب دیگه مراقب خودتون باشید
38:43شما رو میگم
38:44تو به خودت نگیر زهرات
38:45تو تکلیفت نمشخصه
38:46آخر هفته میام دنبال فسرم
38:50حتما
38:50خودت میدونی که این اسطلاح من
38:52به چه معنی حال جون
38:54در موردش باید تجربه ای
38:55ما رفتیم
38:56آیسل جون در رو باز کن
38:58خداحافظ عزیزم
38:59خدا بهت سبر بده
39:06خب
39:07من هم دیگه
39:09یواش یواش برم
39:10نه
39:11لزومی نظر عجل کنی
39:12فیلان سب کن
39:13مسئله نیست
39:14نگرا نباش
39:15باشه پس بیه بدرقت
39:16همه چی خیلی عالی بود
39:17ازت ممنونم
39:18از شما هم خیلی ممنونم
39:20خدا نگه دار
39:38یه خورده آروم تر شدی؟
39:42میشه بگی چطور میتونم آروم باشم
39:44که یا من دیگه واقعا
39:46سبرم تموم شده
39:47دارم میگم کار اونه
39:48اما تو حرفمو باور نمی کنی
39:50مگه من گفتم
39:50حرفتو باور نمی کنه
39:51یعنی حرفتو من باور کردی
39:53یا اینطوری رفتار میکنی
39:54الان کنارش بود
39:54آخه اندر
39:55ما که مطمئن نیستیم
39:56کار شایکا بوده
39:57درسته سابقش خرابه
39:58اما اگه کار اون نباشه
40:00اون بخچی
40:00نمیشه همه چی بندازیم گردن اون
40:02کایا من میدونم
40:04مغز اون چجوری کار میکنه
40:05من میدونم اون چجور آدمیه
40:07آمیدوارم این هاردیسک
40:09هر جایی که هست
40:10هر چی زودتر پیدا شه
40:11این قضیه تموم شه
40:12بره پیکارش
40:13پیدا میشه
40:13تو نگرانه این نباشه
40:14از جایی که قایمش کرده
40:15برش میدونم
40:16این رسی یه جایی دیگه
40:17من میرم یکم کار کنم
40:19اندار
40:40موسیقی
40:52این چیه اندار
40:55اینو از کجور پیدا کردی؟
40:56تو گاخ صندوق بود
40:57میخواستی کجا باشه؟
40:58آره
40:58زیر جواه های جواهر
41:00قایم شده بود
41:02من نذاشتمش اونجا
41:03یعنی اینم کار شایکا؟
41:05نسی یعنی فکر میکنی کار منه؟
41:06آخه من برای چی بی خود و بی جرت
41:07همچین کاری بکنم
41:08اگه چی کنم؟
41:09چمی دونم شوید خواستی
41:10از دست شایکا از از بری بشتا؟
41:11چی داری میگی آخه؟
41:12اینه همش بازی های شایکازون
41:14فقط میخواد میونه این من تو رو به هم بزنی
41:15اون در تو هم گیر دادی به شایکا
41:17ورم نمی کنی
41:18دارم میگم من اینو نذاشتم اونجا
41:20آخه چرا حرف منو باور نمی کنی؟
41:22آخه جز منو تو که کسی دیگه
41:23رمز گاف صندوق رو نمیدونه
41:25پس کاری که میتونه باشه
41:26که اینو اونجا گذاشته؟
41:27باور کن منم به اندازی تو متعجبم
41:28فقط اینو میدونم که کار من نبوده
41:34کایم؟
41:35جونا
41:35میشه اون جبه قرمز رو از گاف صندوق برای من بیاری لطفا؟
41:52خیلی ممنونه
41:56راستی چون از این بود قراره با هم دیگه
41:58از گاف صندوق استفاده کنیم
42:00رمزش رو عوض کردم در جو جان باشی تاریخ خاص
42:02و به عنوان رمزنده خواب کردم
42:04چه تاریخی؟
42:05روزی که از وجود پسر عزیزمون با خبر شدیم
42:08آی جونا دلم
42:21شایی که خانوم
42:23سبکی خانوم
42:24یه چیزی چنیدم خواستم شمارم در جریان بذارم
42:26چی شنیدید؟
42:28رمزه گاف صندوق آقا کایو
42:29هندر خانومو شنیدم
42:33سبکی خانوم
42:35میبینم که در زمینه یه فالگوشبای سادن
42:38حسابی استاد شدید
42:39رمزش چیه؟
42:41آقا کایو گفت تاریخ روزی که فهمیدم
42:42پسرمون وجود داره
42:45نمیدونم به درزتون میخوره یا نه؟
42:47میخوره حتما میخوره
42:48ازتون خیلی مچکرم
42:50میتونید برگردید سر کاریدون
42:51آرستی یه پاداشم پیش منده
43:03روزی که از وجود پیسرمون با خبر شدیم
43:05حالم از هرچی حرف آشغانست به هم میخوره
43:08آخه چرا حرف منو باور نمی کنی کایو؟
43:10یه توضیح منطقی بده اینهار چطوری رده تو سندوق؟
43:14شاییکا رمزو فهمیده و گذاشتتش اونجا همین
43:16پس تو بهش گفتی
43:17من چرا باید رمزو بگم معلومه که نگفتم
43:19خب منم که بهش نگفتم پس کی گفته؟
43:21کایا میگم کاره من نبوده
43:23این در من کار دارم بیا بگیر هر کاری میخوایی بکن
43:26کایا
43:27خست شدم دیگه واقعا خست شدم
43:30دوبله شده در استریو جن
43:44میدونم با ها چی کار کنم شاییکا
43:52بزا ببینم اسمش چی بود
43:59آره
44:02موسیقی
44:06موسیقی
44:08موسیقی
Comments

Recommended