- 2 days ago
آیا آمادهاید وارد دنیای سریالهای مورد علاقهمان شوید؟ با داستانهای دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموشنشدنی، صحنههای هیجانانگیز و قسمتهای کمدی شاد، قسمتهایی که با اشتیاق دنبال میشوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریالهایمان با ما مشترک شوید!
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
Category
📺
TVTranscript
00:28PYM JBZ
00:31چی طور استی؟
00:37ادا من از طرف نالان مذارت میخوایم
00:41امروز کمی زیاد روی کرد
00:44باید از طرف از اون مذارت بخوایم
00:46حق داشت
00:47ده اصل ما باید از اون مذارت خواهی کنیم یوسف
00:50چرا خوش داریم خود و فره بتیم ما چی میکنیم
00:53از هم جدا شدیم پس چرا باز یک دیگه خودم میبینیم چی مانا
00:57درسته است میفهم هم جدا شدیم
00:59اما من بدون تو زندگی کده نمیتونم
01:01میگم دختره ناراحت نسازبانش
01:04به قول خودت عمل کن
01:06میگم تمامش تخصیر خودت است
01:08از دست خودت است
01:09اما تو رو وقتی میبینم
01:13فقط یک دفعه تو رو میبینم
01:15کل چیز تغییر میکنم
01:18دست خودم نیست دا بفهم
01:20باید خلاص شده یوسف
01:24من باید این کار رو کنم فامیدی
01:27دگر نباید یک دگر رو ببینیم
01:31این قسم نکن
01:32خواهش بیکنم این قسم نکن
01:34اد دقل پنج دقل در خانه سال مندانم دیگر رو میبینیم
01:39پنج دقل
01:40یا او استادگاه
01:44او استادگاه قرار بود خانه ما شود
01:47هر کسی احساس ناراحتی داشت باید یکی دگر رو اونجا میدید
01:50یوسف چرا نمیفامی
01:51چرا من رو ناراحت میکنی
01:53من چی کنم
01:55من چی کردم یوسف
01:57من هیچ گناه ندارم
01:59من فقط تو رو دست دارم
02:01حق نداری اول من رو از خوشحالی پرواز بتی
02:04باز بزمین بدازم یوسف
02:05میفامم
02:06من مذرات میخوایم
02:09بسیار مذرات میخوایم
02:10دلم هم این قسم نمیخواست
02:12من بدون تو میمورم
02:14یوسف بس هست
02:16خواهش میکنم نکن
02:21میفامی امروز وقت نالا نفتاد
02:23من چقدر ترسیدم
02:25اگر بلای سر اون تفل میامد
02:28من چطور میتونستم خودم با بخشم یوسف
02:34ما هادمه بیبوشدان نیستم
02:36هیچ وقت تنها نگذاشتیمش
02:40میفامم
02:42به همین خاطر دوستت دارم
02:45ما با اندازه تو نراحت هستم
02:47اما دکن هم میتونم یک دگره ببینیم
02:49تو امیر بفام خواهش میکنم
02:51ادا
02:54ادا
02:56ادا خواهش میکنم نرو ادا
03:10ادا خواهش میکنم
03:14با اندازه تو نیستم خواهش میکنم
03:36نیستم خواهش میکنم
03:42نیستم خواهش میکنم
03:46نیستم خواهش میکنم
03:53نیستم خواهش میکنم
03:57نیستم خواهش میکنم
04:09نیستم خواهش میکنم
04:16موسیقی
04:50موسیقی
05:31موسیقی
05:48موسیقی
05:53چرا مثل دوزدان میایی و میری؟
05:56از من فرار میکنی حتی نمیخوایی مره بیبینی؟
05:59نمیخواستم بدارت کنم.
06:02حد اقل خوی یک بار بیا پشه میوسف.
06:05هیچ نگران نیستی که در چی حال هستم ها؟
06:07به نظرم خوب به نظر میرسیم.
06:11فقط همین؟
06:12یک کم سمیمیت و توجه نشان داده نمیتونیم.
06:16حال ما ازت محبت گدایی میکنم ها؟
06:20درست هست بما فکر نمی کنی.
06:22حد اقل به تفل فکر کن.
06:24بخاطر او دختر فشارم پایان میشه و تفل ما تحت تحصیل قرار میگید.
06:29نیاز نیست درشت ها سیربانه.
06:31آرام باش.
06:33عداده نمیخوایه مرا ببینم.
06:35بلاخره ایره قبول کتا.
06:37ما یک خانواده میشیم دیگه بما نزدیک نشم.
06:43یوسف خواهش میکنم نرو چندقه پیشم باش.
06:47بسیار برات نیاز دارم.
06:49امروز فراماش کجانه؟
06:52پیشم باش لطفا.
07:07کل چیزایی بده فراماش میکنیم همه تو نیست.
07:11کلشا نده گذشتم میمانیم.
07:13درست از یوسفم.
07:15سعی سمتا.
07:19وقتی زندگی را که نمیخواییم قبولش میکنیم چیتا خوشحال باشیم.
07:24ما خوشبخت نمیشیم.
07:27هر روز از روز دیگه کدر بدتر میشیم.
07:31هفت سرده میشیم.
07:33ای زندگی را که من نمیخواییم محکوم میکنم و لنت میکنم.
07:37هر وقتی که طرف چشمویم سل میکنیم محبته هیش وقت داخلش نمیبینیم.
07:43ای چه قسم زندگی هست؟
07:49درستش میکنی.
07:50وقتی بچی ما به دنیا آمد یک خانواده میشیم.
07:53میتونیم بازم یکی دیگه خودت دوست داشته باشیم.
07:59تمام کارهای خوبه انجام میتونم.
08:03تا خیر عمرش درقش بدری خواد کدم.
08:09اما هیچ وقت را دوست داشته نمیتونم.
08:14ایراد اگه بفام درستش.
08:16ایراد اگه بفام درستش.
08:49صبح بخیر؟
08:50صبح شما بخیر.
08:51آقاییل درم رفت به شفاخانه.
08:53با ما گفته ای فرصت باید اتاقش پاک کنم.
08:55مفام مادرم گفت.
08:58ادا میشه ایک چیزی ازت بخوایم؟
09:01البته.
09:01امروز تولاد مادرم هست.
09:04متاسفان همی فیلن یادم آمد.
09:06باید برش توفه بخرام.
09:08اما هیچ نمیفام هم که چی بخرام.
09:11میشه امروی ما بیایی و کمکم کنی؟
09:14اما آقاییل درم اگه خواه نبیایی مان باید اینجا باشم.
09:17ای کاش میتونستم.
09:18مشکل نیست.
09:20تو بیایی مان پس میاییم.
09:22درسته از خیلی.
09:23من اینجا را جمع میکنم باز میاییم.
09:25درسته از.
09:26من پایین مان تظره تستم.
09:27درسته از.
09:36درسته از.
09:58سبر سبر ببین که برای چی خریده.
09:59گفتم از اینجا گم شو.
10:00بگی دیگه تو بخدایا یک توفه هست.
10:03ای چی خناز میکنه.
10:04بگی بگی او بچه چرا ناز میکنی بگی.
10:06ای چی هست.
10:13شنیدم که تو پدر میشی.
10:15خدا زیر سای پدر و مادرش کلانش کنه.
10:18آمدم که برای تبریکی بگویه آم.
10:21بر از اینجا گم شو.
10:22از اینجا رنگتا گم کن.
10:25ببینی برات.
10:26هیچ خوب نخواد بود.
10:28بخدا قسم خودم بر تمام و مسارفش هم ایتام.
10:43ای بیسیار خوبش هست.
10:46ایم خوبش هست.
10:49یکی شبیگه دیگر.
10:51وقت گفتی توفه من یک فکر دیگر کردم.
10:54من از جواهر انتخاب کردن چیزه نمیفهم.
10:56خب ما هم نمیفهم.
10:58خوبتری نشه انتخاب گو.
11:00با فرماین اینا را میتونین بیبینین.
11:02برایم اون آرام بیبینیم.
11:05اینا زیاد مخبول هستد.
11:07بیبینم چطور هست؟
11:10آرحمت مطمئن هستی که آدرس هست درست برم ادادی بیاده؟
11:14یک سات از بالا و پایین میرم دکانه پیدا نمی کنا.
11:18درست هست تو از رئیس پرسان کن.
11:22درست هست.
11:23آدرس یک دفیدگان برم روان کن.
11:26منتظر هست و میعک سات شد.
11:36درست هست فامیدو من میرم همراهش گپ میزنم بیادر.
11:43درست هست.
11:44حالا.
11:48اجازه هست؟
11:50البته.
11:58درست هست درست هست.
12:30چطور هست؟
12:31بسیار مقبول.
12:35گردن من نمیگم.
12:37بسیار مقبول میگم.
12:39بله.
12:40بنظرم بنه حال خانم بسیار خوب میگم.
12:44خوب هست خیلی پاکتش کن.
12:49کمکت کنم؟
12:50نه نه من خودم میکشم.
13:06زنده باشی.
13:08مبارک باشم.
13:20بگی دخترم.
13:21نه خانم ماما نمیخورم.
13:23اما دخترم تو بسیار لغر شدی.
13:25پش مرده شدی.
13:27ایره بنداز دادانه دیگه.
13:28اله.
13:28نه دلم نمیشه خانم ماما.
13:30نمیخورم.
13:31لطفت.
13:31خوب درست هست.
13:33برو خود دخترم.
13:34مراقبت از مریض بسیار مشکل است.
13:36خستمشینی.
13:37حق داری.
13:38قرار از چند روز دگام دو خانه کار کنی؟
13:41آقاییل درم قرار از بخاطر تداوی بیرون از کشور بره.
13:44ما هم تو یکی دو روز دیگه به احتمال زیاد پس میرم خانه سالمنده.
13:47میبینی آدم مرده را در خارج از کشور میبره.
13:50آدم لوده.
13:51ماما گفتم که بخاطر تداوی میره اونجا.
13:54درست هست دخترم تداوی یا هر چیز دیگه میخواین تداوی شد.
13:58خب من دیگه میرم خواهش و اوم شب بخیر.
14:00آ درست هست برو دخترم.
14:02شب خوش.
14:04آ اسمایل.
14:06تو چی وقت ازی موضوع پول دست میکشی ها؟
14:09دختره نراحت میکنی.
14:11گفتم ما قسم یک چیز وجود نداره دیگه پشت چی میگردی؟
14:14ای ستاره.
14:15یا تو بسیار آدم ساده استی.
14:17یا من بسیار آدم با حوش استم.
14:19واقعا نمیفهمم.
14:21تو نمیبینی؟
14:24در این روزا رفتارش بخیر تغییر کردم.
14:26مشکوک نشدی؟
14:28اما یک کاسه زیر نیم کاسه است.
14:30ما هم دستبردار نیستم.
14:32باستو خواهد دیدی ستاره که ما چی میکنم.
14:34درست است.
14:35تو بکردیم.
14:36دستبردار نباش.
14:37اصلا نزی کار دستبردار نباش.
14:38دستبردار نیستم.
14:39کدام مشکل داری؟
14:40اصیب می خودی؟
14:42ته.
15:20تو خوه مره دوست داشتی؟
15:28تو خوه مره دوست داشتی؟
15:32چرا مره فراموش کردی؟
15:36تو همراه روزگار چی کار داری؟
15:39تو خوه مره دوست داشتی؟
16:33چی چک؟
16:36پیخز دا جایت خوکو.
16:38گردن چخ می شه.
16:41درست است خانم زمرو.
16:42چند دقیق بعد می رو.
17:07قردم نباش.
17:09درستی نباش.
17:19موسیقی
17:44موسیقی
17:57مستم سمرو خوهر مستم فرهاد
18:01فرهاد
18:01آی خدایا بسیار اوگار شد
18:03بچه من از کجا می فهمیدم که تو بودی
18:06بچه کلت پون دیده
18:08سمرو خوهر به اندازه تخم مرخ پون دیده دگه
18:11آی اینجا چی شده؟
18:13وای چچک زود یخ بیار
18:15همراه تخم مرخ پزیده فرقش زده
18:17مهلا زود شد
18:19فرهاد تو خوب استی؟
18:20آی چچک زود چه یخ بیار دگه؟
18:22مان درست است
18:27روزگار
18:33باید گب بزنیم هلا؟
18:35دباری چی؟
18:36خودت می فهمیده باری ادا
18:39تو ده حال نیستی که امرایت گب بزنم
18:41یک تکسی برد میگیرم برو خانه
18:44فردا که به اوش آمدی باز گب میزنیم درست است؟
18:47تو همین قسم
18:48با همین رفتار بچه گانید
18:50میخوایی ادا رفت ریب بتی درست است؟
18:53من آدم بسیار بد استم
18:55که با این کار خود دختره
18:58نارهت میسازم
18:59اما تو یک آدم محترم استی
19:01همین قسم رفتار میکنی؟
19:03تو چیچت یاد میگی؟
19:05برو خانه ایت
19:05مجایی نمیروم
19:08باید اول گب بزنیم درست است؟
19:11باید از ادا دور باشی
19:12فامیدی؟
19:13تو کی استی؟
19:15ها؟
19:15به چیه نوانیگه پاربره میگی؟
19:19من آشقه ادا بودم
19:21ها
19:22گفتی آشقش بودی
19:24یعنی که دگه
19:26آشقش نیستی
19:28بله
19:32البته کستم
19:36ادا دگه نمیخوایی من را ببینه
19:38خیلی هم جای تحجب نیست
19:40با دیدن ای حالتت
19:42نشکت هم یایی پشت خانه
19:44یعنی کسی که نمشناسی
19:46خدا میفهمه با ادا چی کدی؟
19:48من جز دوست داشتن ادا همرایش دیگه کاری نکدی؟
19:51فامیدی؟
19:51من مثل دیوانه آشق بودم
19:54من اوزام هستم
19:55اما نشد
19:56درست است؟
19:57من نتانستم ادا را خوشبخت بسازم
20:01اما تو
20:05اما تو
20:08اما تو بچه خوبستی
20:10اصلا دبارش فکرام نکنی
20:12ادا هنوز مرد دوست داره
20:15در زندگی یک چانس دیگه هم مرد خواد داد
20:18من میتانم خوشبختش بسازم
20:20به نظر ما
20:22تو دیگه خیلی امیدوار نشو
20:24اگه نشده نمیشه
20:27ادا خیلی دختر حوشیار است
20:29خودش میتانه تصمیم خواده بگیره
20:32اگه بخوایم من را ببینم
20:34یایم میبینم
20:35و تو هم نمیتانی دخالت کنی
20:38یا
20:43یعنی هنوزا نمیخوایی از ایک کارت دست بکشی ها؟
20:47تو همی قسم فکر که چی میتانی؟
20:50باید از ادا دور باشی
20:53من کل چیز آدمواری رو که پوسکنده بر گفتم
20:56دیگه نمیخواییم تو را دبین ما ببینم
21:01فامیدی؟
21:04ادا بخاطر امی تو را نمیخوایه
21:07تو آدم زدی و احمقستی که نمیفامی چی میکنی؟
21:12اول باید خودت اصلاح کنی
21:15تو انتظار چی را داشتی؟
21:17ما آمدیم پیش درست برده بگیرم ها؟
21:20امراهی من درست گب بزن
21:21اگه گب نزنم چی میشن؟
21:23ها؟
21:24بچه ما قول
21:25چی میکنی؟
21:27از خانم برو
21:28اگه نیم میکش امد
21:30تو کی را میکشی؟
21:45وقتی دهی آلستی هم رای جنگ نمی کنم
21:51اما ای را بفام
21:53وقتی ادا بخوایه
21:55من همیشه پیشش هستم
22:00حالی هم گم شو
22:18روزگار
22:20چی شده بچه؟
22:22چیز نیست
22:25ابروی تا چی شده؟
22:26چیز نیست
22:28یوسف همراهی تو چی داده گرفت داره؟
22:31تو یوسف از کجا مشناسی؟
22:32یک دختر بود بنامه نالان همراهی از اون
22:35مرد ترکت همراهی او رفت
22:37مشکلش همراهی تو چی از بچه این برم بگم
22:40مگه از ادا دور باش
22:42آدم احمق
22:44دوزدخترش حامل هست
22:45هنو از پشت ادا را گرفت هم؟
22:50یعنی چی که حامل از کیره میگی؟
22:52نالان هم میگم دوزدختر سابق من
22:54از یوسف حامل شده
23:03من هم افامل میادم چرا داره قجیگر خون میکنه
23:14دخترها میشه
23:16مرد اشتبار انتخاب میکنن
23:22مرد اشتبار انتخاب میکنن
23:24تو چی که دی
23:25تو چی که دی چی که دی
23:27تو چی که دی
23:41مرد اشتبار انتخاب میکنن
23:42اشتبار انتخاب میکنن
23:46اشتبار انتخاب میکنن
23:47اشتبار انتخاب میکنن
23:48اشتبار انتخاب میکنن
23:48اشتبار انتخاب میکنن
23:51تو چی کنید؟
24:09آی شفاخانه بریم چی کنیم؟ سرت بیخی پون دیده؟
24:14نه نه اما بسیار درد نیکنم
24:16ده تاریکی ندیدمش؟
24:21یک دقه؟
24:22تو چه تو داخل ای خانه شدی؟
24:26آه چیست؟
24:30اما آردمش
24:31تو آوردیش؟
24:33یعنی چند روز میشه که در ای خانه آمده؟
24:37آخو بگو که نو آمده چرا کلش راست راست نگی؟
24:40چی کنم فرهاد من نمیتونم دروغ بگویم
24:43خانم سمرو ای بچه را اگر از دروازه بیرون کنی
24:46از گلکین میایه ای را خوش ما مشناسین
24:49آمد پیش ما بسیار روز روز داری کت
24:51مام گفتم بیچاره گناه داره آردمش
24:53ده اتاق مخفیش کدم
24:54بسیار مذرت میخوایم
24:56ده اتاق خودم مخفیش کدم
24:58آفرین چچک اصل کاره کدی؟
25:00مام فکر میکدم که ده کچه ها خو میکنه
25:03خی خی میخوستی
25:04ده قوه خانه خو کنم
25:06باور کنه نمیره میخوستی
25:07ده پارک ها خوابیدم دگه
25:08اما چچک دستش درد نکنه
25:11همراهی ما بسیار کمک
25:12خوبه هست خوبه هست
25:13گفتی که خوبه هست خوبه هست
25:15یعنی قبول کدی من آمده میتانم
25:18خود خوب جلوانه تی
25:21دلت تنگ نشده؟
25:28گوش نشدی؟
25:29ولا بسیار زیاد
25:30دلمه آمده کدیم
25:32همراهیش مکرونی هم داریم
25:34که تو واقعا خوش داریم
25:36خوبه هست
25:36خانم سمرو تو خیلی خوبه هستی
25:38یک دانه هستی
25:39یعنی فیلن همراهی دلمه
25:41تمام خاطرات و بعد خودم
25:42به دست فراموشی میسه پا
25:43خیلی بلند شده دگه
25:44برو حالا
25:45راستی چیچک سرم درد میکنه
25:47برم میاریش؟
25:48نه دگه
25:48با ما چی؟
25:49آشباس خانه اونجا از خودت برو بگی
25:51یک خواهش هم میکنم
25:52وقت که آمده
25:53همراهی توان بیار درست هست
25:55بله برین دگه
25:56درست هست خانم سمرو
25:58من تمام دستورتان اجرام میکنم
26:10صبح بخیر هده
26:11صبح بخیر
26:11چطور هستیم؟
26:12خوب هستم تو
26:15ابروی تا چی شده؟
26:18چیز نیست
26:19وقتی دزینه بالا میشدام
26:20سرم خورد
26:22بوی قهوه با ما شامم رسید
26:25براتان میارم
26:27پدرم بیدار هست؟
26:28بله
26:28خیمه یک دفعه پیش پدرم میرم
26:37بره دروغ میگه
26:38نفا میدم
26:39کی دروغ میگه؟
26:41روزگار
26:41بخاطره که تو نراحت نشی دروغ میگه
26:45تو یک دوست بنامه
26:47یوسف داری
26:48او دیشو به خانه ما آمده بود
26:50امراش درگیر شد
26:51یوسف آمده بود؟
26:53بله او بچه
26:54بسیار عالیه هست
26:56هیچ موضوع بزرگ نگد به خدا
26:59من هم افمیدام
27:01بسیار متاسف هستم
27:03حق داری
27:04ما هم جای تو میبودم
27:05نراحت میشنم
27:22بله؟
27:23بله اتا
27:24یوسف تو کجاستی؟
27:25طرف پانسیون میرم
27:27درست است
27:28در ساحل بیای کم گب میزنیم
27:30حد من می آیی دگه نه؟
27:31البته البته
27:32مزود می آییم
27:34باز میبینیم
27:38راستش رفیق تا سیر عداره میتانم در چیرهت ببینم
27:41از صحب تاله طرف دیده نمیشد
27:43امروه هیچ کس گپ نمیزیدیم
27:44یعنی توی حالتا ببین
27:46تلفون قد کردی اما بازم خنده داریم
27:48بچه ام او مره خواسته
27:49عدام مره خواسته
27:50من باید زود پیشش پارم
27:51حالا دکر
27:51باز میبینیم
28:03اگه داره میپالی رفت
28:05کجا رفت؟
28:07از مادرت اجازه گرفت
28:09رفت که کار داشت
28:10احتمالم بخاطره که یوسف دیشه و امروه دوا قد رفت که امروهش گپ بزنم
28:14تو برش گفتی مرد؟
28:15بله
28:15چی وقت رفت؟
28:17چند دقیه پیش
28:18دست تو
28:29اسمایل خیریت باشه کجا میریم؟
28:31میرم که کار پیدا کنم
28:32کار؟
28:33بله
28:33اجیدی میگی؟
28:35آی بخدا بسیار کاری خوب میکنی اسمایل
28:38هیچ پول نداریم
28:39زمستانم میرسه باید بخاری روشن کنیم
28:42زغال و ایزوم بسیار پول کار داره متونیست؟
28:45کاری گریق درامد هم نداره
28:47ببینم چی میشه توکل بخدا
28:49خوب است
28:50برو اینشالله که کار پیدا کنم
28:51درست است
28:52درست است
28:58پیش ازی که قیل دارم خارج از کشور بره
29:01یک دفع پیشش میرم
29:02دیگه نیازه با کار نیست
29:24بفرمایین؟
29:25صبح بخیر
29:26من مامای عداستم که در اینجا کار میکنم
29:30یک گپ برش میگفتم
29:31میتنم که یک دفعه ببینمش؟
29:34عدا نیست اجازه گرفت رفت
29:35گفتی رفت؟ برم یک خبرم نداد
29:38خیلی میگم که آقاییل دره من از نزدیک یک بار میبینم باز پس میرم
29:43بسیار زیاد ببخشین خانم نحال گفتن که کسی دیدنشان نره
29:48من بیگانیشان نیستم
29:50من یک دفعه گفتم خانم نحال ببینم باز از اینجا میرم
29:53درست هست آقا آکف
29:55بسیار زیاد تشکر
29:56روزتان بخیر
29:58چی میگه؟
29:59میگه کارا حل شده
30:01کلینیک سیویس تایید کده که تداویره اونجا ادامه میتیم
30:05فردا شب پدر تا میبریم
30:06عالی هست
30:07بیبی تداویر خیلی خوب میشه
30:08بیبی با پای خودش به خانه خواد برگشت
30:10خدا کنم تو باشه
30:12بخاطره که امرای ادا گف میزنم گفته
30:14کمانده بود از بین بره
30:16او دختر کمانده بود ما را تبا بسازه
30:18میشه ای پریشانی را از خود دور کنی دختر
30:21همه چیز خوب میشه
30:22تو هیچ تشویششو نکن
30:24تو چرای قدر راحت هستی؟
30:26هم؟
30:27هر چیزی که سایبش هستیم
30:28اتا ای گلاس چایی که در دست ما هست
30:30مربوط ادا میشه
30:32اگه او دختر بفامه میفامی که ما تبا میشیم
30:34مثل گده هاده کچه خواد افتادیم
30:45موسیقی
31:07ازی که زنگ زدی خوش شدم
31:09یوسف تو چی کردی؟
31:10چرا این کار کردی ها؟
31:12آرام باش
31:13اول بگو که چی کردیم
31:14چرا روزگار زدی؟
31:16ازش چی میخواستی یوسف؟
31:19من کار بسیار بده کردم
31:20او وقت من در حالت خودم نبودم
31:22بسیار پش ایمانم بودم
31:25اما اوام
31:29اوام اصابه ما گده ود کرده که
31:31او آدم از تو چی میخوایه ها؟
31:34او لنتی چرا در چار اطراف توست
31:35از تو چی میخوایه؟
31:36یوسف چرا نمیفا میباید
31:39چند بار برات بگویم؟
31:40چیزه بین ما او روزگار نیست
31:42ما فقط دوست هستیم
31:44دوست هستی؟
31:45فقط شما دوست هستی؟
31:49گردنبندت کجاست؟
31:50چی؟
31:51او گردنبندی که برات دادم کجاست؟
31:53کشیدومش
31:54بخاطره که گردنبنده آقا روزگار برات بسیار عرضش داشت
31:59درست هست؟
32:01او توفیهی که من برات خریدم
32:03او عرضش نداشم آتور هست؟
32:06یوسف تو بسیار گردنبنده برمنه خریده بود
32:11با انده که دروق نگم
32:13من تو را در تلافرشی دیدام
32:15اون جدید آمد
32:16چرا نمیفامی یوسف؟
32:17رفتم که با مدرش توفه بخریم
32:19رفتم که گردنبنده انتخاب کنیم
32:21تو بخاطر همین رفتی و رزدی؟
32:23ما بچی خاطر رزده که دیگر جدا شدیم
32:25یوسف بگو بخاطر چی؟
32:27بهمی خاطر نبود که تو اولاد دار شدی؟
32:30این ربطه بر رزگار ندارد تو چرا؟
32:32این نمیفامی یوسف چرا؟
32:42ای نه
32:44بازام آمد
32:48امیشه در تخییب تو میباشه
32:49من خوب برد گفتم ای آدم بشرف بسیار
32:52بسیار فرصت تلبه است
32:54امیشه در چهار طرف تو میباشه
32:55من نفامید و میادم از تو چی میخوایم؟
32:57یوسف بس هست دگه؟
32:58ما بخاطر تو جدا شدیم
33:01مطورت ترد نکدیم
33:03تو مجبورم کردی یوسف
33:05فکر کردی که به کدام دلیل گردن
33:07بنده او طرف کردم
33:08وقتی میپوشیدم فکر میکدم
33:11مانع خوشحالی بچه که به دنیا میایم میشم
33:17یوسف بس هست ای کار همراهیم نکن
33:20نراحتم میکنی
33:21بیبی من بسیار خسته شدیم
33:24دیگه تهمون ندارم
33:25ادا
33:29خوبستی؟
33:34ادا مراه
33:54اگر بری همه چیز خلاص میشم
33:57نطفه
34:15چرا جگرخون هستی؟
34:17حتی اگر آدم در خوابان ببینه پول داره است
34:21باور نمیکنی یک دختر غریب است
34:23اما نمیفهم که تو چرا قدر میترسیم؟
34:25نمیفهم و مرد
34:26ایچ رای حل شد پیدا کده نمیتونم
34:29وقتی از رای غیر قانونی سربته که آردم ها به حساب خود انتقال میدادی و ودخ و مشکل نداشت نیم؟
34:35اگر وقت چیزی نشد حالی هم چیزی نمیشد تشویش نکن
34:44باید جاو بیره بتم برس
34:47باید
34:50باید
34:52مهم
34:52مهم
34:53مهم
34:54مهم
34:55مهم
34:56مهم
34:58مهم
34:59مهم
35:21åtقا
35:22مهم
35:25مزیر
35:26او again
35:27تُخوش
35:27نه المخوش
35:27نهال مخوش
35:27نهال مخوش
35:29بسیار زیاد تشکر روز شما بخیر
35:32خواهیش میکرم روز شما بخیر
35:43ادا
35:45میخوایی برم یک جای بشینیم؟
35:47ببین اگر که میگی نی ترا نمیخوایم
35:51میتانم فقط ترا تا خانه تان برسانم
35:54برم یک جای بشینیم
35:56درست است
36:10گردنبندت کجاست؟
36:11چی؟
36:11او گردنبنده که برد خریده بودم کجاست؟
36:14کشیدومش
36:15بخاطره که او گردنبند قیمتیره برد روزگار خریده بود؟
36:19بله
36:21گردنبنده ماهی چرزشی به تو نداشت
36:24یوسف تو چی گفتم میری بسیار بد است
36:28با اندگه دام
36:30من خودم تو را در ذرگری دیدام همراهی روزگار بودیم
36:33چرا نمیفامی؟
36:34رفته بودم که با مادرش دوفا بخریم
36:36رفته ام که با هم برش گردن من انتخاب کنیم
36:56از پیششان پس بگیری
37:03بوره میخوری؟
37:04نه من بدونه بوره میخورم
37:07من دو قاشق میخورم
37:10عادتم از دیگه
37:12وقتی خورد بودم بوره از یاد میخوردم
37:14یعنی چندین قاشق دا گلاس من داختم
37:16اما تو بسیار کار خوب میکنی که ایج بوره نمیخوری
37:24من ایگه پاره میزنم که مصروف شوی اما فکر کنم
37:27ملاقه نداری
37:34عادامه نمیخواستم تو خبر شوی
37:37اگه مرد برای چیزی نمیگافت
37:39تو خبر نمیشدی
37:44یوسف
37:45دیشاو نشکه در خانه ما آمده بود
37:47ملوم میشد بسیار نراحت بود
37:50سعیست مره لد کرد
37:52اما کسی که جگرخون باشه ای کارا را میکنه
37:56اگه بخاطر یه جگرخون هستی که یوسف چرا مرا لب کرد
37:58البته که جگرخون شدم
38:00او چی حق داره که تو را بزنم
38:02درست هست
38:03دفعه بعد ما میگماش درویش میزنم درست هست
38:07نه شوخی میکنم
38:09مشکل قسمی حل نمیشه
38:11او فقط یک گپشه علا گرفته
38:13فکر میکنه که تو مرا دوست داری آقا روزگار
38:17به نظرتان زیاد جالب نیست؟
38:22من تا حال نمی فهمم که او چرای تو فکر میکنه؟
38:25ما و تو فقط یک دوست آدی نیستیم؟
38:31چرا هستیم؟
38:32یادت هست که ما و تو یک جایی رفتیم و مادرت گردن بند بخریم؟
38:36او ما را در دکان زرگری دیده
38:38او فکر کده که تو گردن بنده بر ما خریدی؟
38:41از امی خاطر سرتو اصابش خراب هست؟
38:44بله
38:46امکان داره ما برد گردن بند بخرم
38:48ایچی مشکل داره؟
38:50او خواه دوست بسرت نیست؟
38:59بله او دوست بسرم نیست
39:01از یک دیگه جدا شده ایم
39:04اما او دل مرا شکستان
39:05فکر میکنه گردن بنده که او برم خریده بود برم بیارزش هست
39:10ما او گردن بنده پس کردم او چطور ای تو فکر کده؟
39:13باز ما ای تو آدم هستم که کسی را که دوستش دارم بطفای قیمتی تبدیلش کنم؟
39:19او تو نیست
39:20تو هیچو تو آدم نیستی ادا
39:25تو اگه دوست دختره ما میبودی
39:30ما بای قسم گا پایادی تا را جگرخون نمیکدم
39:41یعنی اگه آدم عاشق نباید قسم کاراره کنم
39:46به هر صورت بگذاریم موضوع را تغییر بدیم
39:49میخوایی بعد از چای یک کمه قدم بزنیم؟
39:52نیم، میخواییم زودتر برام خانه
39:56درست است، ما خانه میرست آنمد
Comments