- 1 day ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00عزیز دلم چقدر این لباس سبز به تو میاد بسترم
00:03باش عابدی جون مراقب باشی
00:05میبینم ات
00:06وایسا
00:07وایسا ببینم گرم شده
00:09باشه یه لحظه بریز پشت دستم
00:11آه نه هنوز خیلی سرده
00:13باشه
00:15گفتی راه اندارن میان
00:17آه این ماه اصلشونو خراب کردم
00:19اینجوری فکر نکن فردا میخواستم برگردن
00:21یه رو زودتر برگشتن چیزی نمیشه
00:23آه یلیس وضعیت تو خیلی مهمتره
00:30میخوام زن حالیت بمونم
00:31راهی که میخوایی بری خیلی سخته میدونی
00:33سختی یا راحت برای مهمیتی نداره
00:35فقط میخوام تموم بشه
00:36آه فکر نکنم این در به این سرعت رسیده باشه
00:39نه اونو هنوز تو راه هم
00:41ببینم کیه
00:51یه لیس خونه هست
00:53بفرمید
00:58بابا آمد
00:59سلام میلگیس
01:02بیشه تنها اون بذاریم
01:04حتما
01:05حتما
01:11پسرم
01:12بیا ببینم
01:13دلم برم بیه ذره شده بود
01:17از دلم
01:18تو حالا خوبه؟
01:20باید حرف بزنیم
01:23آه بسرم
01:24ما حرفی نداری من گفتن یا رو بهت گفتم
01:26اما من حرف دارم
01:28نمیخواد خودتو خسته کنی چیزی بگی
01:30وقتی تو رو تو اون خونه دیدم
01:31فهمیدم که با هات هیچ آینده ای ندارم حالیت
01:34یلدیز
01:34دارم سعی میکنم برای توضیح بدم
01:37واقعا اونجوری که فکر میکنی نیست یلدیز
01:39از خرشتون باید بیای پایین
01:41حرفتو باور نمی کنم چون تو رو خیلی خوب بشنسم
01:44و این روز برم روشنه که تو باش رابطه داری حالیت
01:49اینجور که من فهمیدم
01:51دنبال به اونه میگشتی که از من جدا شی
01:53اینقدر چرت و پرت نگو حالیت
01:55من دیگه اون یلدیزی نیستم که تو میشنختی
01:57نمیتونی با حرفت منو گول بزنی
01:59آره میبینم
02:00با حرفای این اون داری زندگی تو اصلا میپاشی
02:03در مورد کی داری حرف میزنی؟
02:05خودت خوب میدونی
02:06اندر
02:07جانر
02:08امیر
02:09اصلا لازم نیست کسی منو پر کنه
02:10خودم اعنی دارم دارم میبینم
02:12نه نه نه نه
02:14یلدیز کاری نکن که بعد ها پشیمون بشی
02:16بریم خونه در موردش حرف بزنی
02:17پشیمون بشم
02:18آره
02:19من تو زندگیم فقط از یک چیزی پشیمونم
02:21اونم اینه که اصلا نباید میبخشیدم
02:23خودت خرف نگو
02:23یلدیز
02:24نگاه کن
02:25هر کی تو زندگیش مشکلاتی داره
02:27اما میشه اینا رو با حرف زدن حل کرد
02:29مشکلات زندگی ما به حدی رسیده
02:30که دیگه نمیشه حلشون کرد
02:32من تصمیم خودم رو گرفتم
02:33آروم
02:33تو هم هر وقت که دلت خواست
02:34نمیتونی بیایی پیش رو ما فهمیدی
02:36روزایی که دادگاه بگه میگه
02:37کی اینا رو بهت گفته
02:38وکیلت گفته
02:39من میگم من
02:40گیرینا
02:41خونه رو آماده کردی
02:43نه
02:43آه خوبه باشه
02:44پس من و پسرمم تو خونه ی امیر میمونی
02:46مزخرف نگو
02:49اجازه نمیدم اینجا بمونی
02:50فهمیدی؟
02:51فرمایشا تموم شد
02:52من حرفامو بهت زدم
02:53میتونی تشریفتو ببری
02:54میخوام برچمو بخابونم
02:57مطمئنی؟
02:57تو حالا هیچ فقط اینقدر مطمئن نبودم
03:00من بیگه نمیخوام جایی بمونم
03:01که قرورم زیر سوال بره
03:03با مردی مثل تو اصلا نمیخوام بمونم
03:07بیا پسرم
03:41فهمیدم باشه
03:43الان استانبولم حتما میام شرکت
03:45میبینم ات
03:47کیه؟
03:48منشی نادره باید برم
03:50برم چند تا پرونده رو امزا کنم
03:52باید برم شرکت
03:53اما قبلش تو رو میرسونم خونه
03:56نه نمیخوام رو تو دور کنی
03:58مستقیم برو شرکت
03:59منم بهتر بیان ببینم اونجاها چه خبره
04:02این در عادت سرک کشیدن
04:04تو مسئله دیگرانو ترک کن
04:06سرک نمی کشم نگران نباش
04:08چون به خاطر یلدیز برگشتیم
04:10من میگم برد نیست برای پرونده یلدیز
04:12یکم اطلاعات جمع جور کنه
04:14چه اطلاعاتی اندر
04:15ما که چیزی رازم نداریم
04:17حالیت با یکی رابطه داره
04:18یلدیز همینو دیده
04:19ما چیزی دیگه ای لازم نداریم که
04:21نه یه چیزایی دیگه هم هست که کنجکاوام بدونم
04:25مثل چی؟
04:27مثلا شاییکا کجای این داستانه
04:30این در موضوع ما و حالیت و لیلی
04:33یه برای چیزی پای خوهر منو وسط میکشم
04:35میکشم
04:35چون اون سعی میکرد حالیت و لیلی رو به همدیگه نزدیک کنه
04:38وقتیم که فهمی چک کردم
04:40قضیه رو پیچوند و تغییرش داد بابرت نمیشه
04:43ببینین دار
04:43به نظرت منطقی یه نفر به خاطر خواستی
04:46یه نفر دیگه با رئیسش وارد رابطه بشه آخه
04:49معمولا نمیشه
04:50اه
04:51اما راستشو بخوای لیلی اینجوریه قبولم کرده
04:54چون از یلدیز دلش پر بود
04:55اینجوری زهرشو به یلدیز ریخته
04:57از کجا دلش پر بود
05:03خب یه داره دعواشون شده بود
05:05دقیق یادم نیست
05:10اینجوری نگام نکن
05:11یادم نمیاد
05:12واقعا یادم نمیاد
05:13چه یادت نمیاد ها؟
05:15اندرت آنجه که میدونم اصلا سابقه نداشته
05:17چیزی رو فراموش کنید
05:19اون قبلنا بود
05:20الان چون فقط به تو فکر میکنم
05:21سعی میکنم چیزایی بیارزشو
05:23تو زهنم نگه ندارم
05:24ای خدای
05:26من چرا فکر میکنم
05:27میتونم تو رو عوض کنم
05:41جانر بیا
05:42چی شده یلدیز
05:45گرژه افتاد
05:46دلاشدم که برش دارم یه حکمارم گرفت
05:49نبید من خودش شکارم میکنم
05:51چقدر هم سنگیل شدید
05:53حالت خوبه یه لیست؟
05:54چی کار میکنی؟
05:55بچه هم منو تا کنار دیوار ببرید
05:57بیاد بیاد
05:57باید کمرم رو صاف کنم
05:59خوبه که شما ها رسیدین و منو بلند کردیم
06:02بعد از این که با حالیت دوا کردیم
06:04حسابم به هم ریخت
06:06همه یه از اولات بدنم منقبض شد
06:08اومدم گرژه رو بردارم دیگه نتونستم بلند شد
06:11یه لحظه باعثی من اینجا تکیه بدم
06:19آیی دستم تکون میخوره
06:22چی میگفت پیر ما؟
06:22چی میخواست بگه میگه پاشو بیا خونه
06:24اینه توتی تکرار میکنه
06:25تا میگی سلام میگه برگرد خونه
06:27فقط همین؟ همینو بهت گفت؟
06:28آره فقط همین مگه حالیتو نمیشنسی؟
06:30راستش موندم همه یه مردو اینقدر پر روان
06:33یا فقط حالیتی همچین شخصیتی داره؟
06:36راستش به نظرم فقط چهار تو اینجوریه
06:39چون خیانت کردن جزی از زندگی اون شده
06:42برای همین زده به دنده پرویی تو ازت حرف نخواه
06:44مگه میشه بهش حرفی هم زد؟
06:46کم مونده ازم جایزه بخواد
06:48به جایین که بگه یلدیز جون
06:50غلط کردم شکر اضافی خوردم
06:52برگرد بیا خونه
06:53به همیگه خودت پشیمون میشه
06:55یلدیز ببین سؤال اصلی اینه که
06:57اگه حالیت مزرد خواهی کنه
06:58یعنی اونو میبخشی؟
07:00چی داری میگی امیر؟
07:02هیچ فخون رو نمیبخشم
07:06چی شد؟
07:08نمیتونم تکن بخورم
07:09وایسا دستم رو بگیر بشینم رو مابل
07:12بیا
07:12آیه لسته وایسا
07:13کمرم بجور گرفته
07:14سمت چپم خیلی درد نکنه
07:16بگذاریم پس یعنی
07:17یلدیز جون اگه مزرد خواهم کنه
07:19نتیجه عوض نمیشه
07:20معلوم عوض نمیشه
07:22اما خوب آدم عصبی میشه
07:23بچه ها وقتی میبینم
07:25اش دلم میخواد خرخرشو به جان
07:26یه کاری با هم کرد که
07:28احساس پورچی میکنم
07:29یلدیز وقتی باش رو زباد کردیم
07:31میدونستی حالیت چجور آدمیه
07:32آره میدونستم
07:34اما فکر میکردم که شاید
07:35با زن چهارمش خوب رفتار کنه
07:37اگه میخواد خیرش به کسی برسه
07:39به همون زنهای قبلش میرسید
07:40این مرده انصاف نداره میدونی که
07:42بگذریم اونو ولش کن گیلدیزشون
07:44تو یه تصمیم گرفتی
07:45و به نظرم بهترین تصمیم زندگی تو گرفتی
07:47زمنم بذار اینم بت بگم
07:49که زن سابقه حالیت بودن
07:50سختتر از زن حالیت بودن
07:51اینو مطمئن باشاره
07:53چی میخوایی بگی؟
07:54یعنی خودت متوجه نشدی
07:56وزیعت آب جیمون ندیدی
07:57آسو پاس بونده
07:57به خدا من از چیزی نمیترسم
07:59زمنن خوهر تو هم کم آتیش نسوزون
08:01دهن من رو بازم
08:02خب از کجا معلوم؟
08:03تو بده آتیش نسوزونی
08:04بربونه دهنت برن
08:05من دیگه آرامش میخوام
08:10اما
08:13قبلش انتقام میگیرم
08:15آها
08:17شروع شد
08:18عوض نمیشه
08:19حساب حالیتو میذارم کف دستش
08:22بذار گرفتگی کمرم خوب بشه
08:24برای از دارو خونه برام شل کنند
08:26یه از اولاد بگیر
08:26بگو که نمیتونه کمرش رو تکون بده
08:35حالیت
08:35خوش اومدی
08:37خودتو به اون را نزر
08:38خیر باشه
08:38ببینم باز چی شده حالیت
08:41گفته بودم پای خونواده را وسط نمی کشیم
08:43آره گفتم
08:44همینطورم هست
08:46حالیت اگه یکم واضح تر حرف بزنی
08:48شاید اون وقت بتونم راحت تر بهت کمک کنم
08:52هیلیز لیلی رو میدونه
08:53تو گفتی
08:54حالیت
08:55خوب گوش کن
08:57اگه من گفته بودم هیچ وقت هاشا نمی کردم
08:59نکنه فکر میکنی من از تو میترسم
09:01منو خوب میشنسی
09:02از کسی عبایی ندارم
09:04خودتو ببین
09:05یه آینه ی جلی خودت بذار
09:06حتی نمیتونی درسته حسابی به زبون بیری که به یلیز خیانت کردی
09:09نادر
09:09مگه قصدت این نبود که من و یلیزو از هم جدا کنی؟
09:14بازم مثل همیشه دنبال مغصر میگردی
09:16اما اون فرد من نیستم
09:18باید گفتم که بهتری بری تو آینه خودتو نگردی
09:20بگی
09:20تنها کسی که اینو میدونست تو بودی
09:23مگه از همون اولش منو با همین قضیه تحدید نکردی
09:26من همینجوری زندگی کسی از هم نمیپاشم
09:29تا حالا هر کاری کردم در جواب کارهای تو بوده
09:32ها تو از گلمت دراستر کردی
09:34نباید این کارو میکردی
09:38هلو
09:39آآ
09:39اینجا چه خبره خیر باشه
09:41میتونی از شریکت بپرسی چرا اومدم اینجا
09:45بذاری تدس بزنم
09:47گند لیلی در اومده و تو از چشم نادر میبینی آره
09:51تو از کجا میدونی اندر
09:54حالی تو فکر کردی من واقعا کدنم
09:57من خیلی وقت این قضیه رو میدونستم
10:00چی؟
10:01البته به لطف شاهیکا متوجه موضوع شده
10:05شاهیکا؟
10:07شاهیکا برای مخفی کردن رابطه شما
10:09انقدر خودش با آب و آتیش زد
10:12که من بیشتر شک کردم و باورت میشه
10:14بعدش میدونی چی رو فهمیدم
10:16حالیت برای لیلی خونه گرفته
10:19آآ
10:20یعنی این قضیه هم زیر سر تووده درسته؟
10:23بد جوری گنزدی حالیت این دفعه نمیتونی جمعش کنی
10:27اما بهتره که دنبال مقصر نگردی
10:29صبح یلی زنگ زد
10:31دیگه نمیخواد کنارت باشه
10:33تبریک میگم
10:33یه بار دیگه زندگیتو از هم پاشون دیم
10:36کدا بگم چی کارت نکنه؟
10:51چیزی در مورد اینا به من نگفته بودی؟
10:54من به هیچ کس نگفته بودم
10:56تو به گلدیز گفتی؟
10:59میخواستم بگم اما
11:00لحظه ی آخر پشیمون شده
11:02چرا؟ دلت براش سوخ؟
11:05آره از روی دلسوزی بهش نگفتم
11:07اما الان میبینم اگر بهش گفته بودم
11:10خوبی بزرگی در حقش میکردم
11:19حالیت؟
11:20با من کاری داری شما؟
11:21باز چی تو سرت داری؟
11:24یعنی چی؟
11:25اصلا متوجهی منظورت نمیشم
11:28راسته شو بگو
11:28جریان لیلی رو میدونستی؟
11:32آره میدونستم
11:34خوبه
11:35به لطف تو اندر و نادرم فهمیدم
11:37به لطف من؟
11:39تحجب کردی؟
11:40آره حالیت
11:41پس لیلی امروز به خاطر این سرکار نیومده
11:45نگو که یه لیزم فهمیده
11:47چرا به من نگفتی؟
11:49جلای نادر و اندر تابلو کردی
11:52اونا هم سریع رفتن به ایلدیز گفتن
11:53حالیت من جاله یه هیچ کس تابلو بازی در نیاوردم
11:56اما اندر اصلا اینجور نمیگه
11:58گفت به خاطر رفتار شایقا شک کردم و توتوش دروردم
12:02حالیت
12:03از روزی که لیلی اومده تو این شرکت
12:05من فهمیدم تو از اون خیلی خوشت میاد
12:08و میدونستم که اندر به شما شک کرده
12:10سر کردم ذهنشو منحرف کنم فقط همین
12:13چجوری خواستی ذهنشو منحرف کنی؟
12:15گفتم که لیلی با یه نفره دیگه است
12:23میکنه میکردم قضیه اینقدر بزرگ شده باشه
12:26گفتم دو روز دیگه تمومش میکنه و میره
12:28نگاه حال روزمونو
12:33حالا اکسال عمل یه لیس چی بود؟
12:35به تو چه اکسال عمل یه لیس؟
12:37بست دیگه بارو
12:39بجام از دخترم بارو بگم
12:44باشه میرم
12:45اما من به کسی یه کلمه هم نگفتم
12:48میتونی بری و پرسو چو کنی؟
12:50میتونی در موردش تحقیق کنی؟
13:04زند ددش
13:08میبینم که از ماه اصل زود برگشتین
13:12اومدیم که به کارامون برسیم
13:14منم اصلا
13:15فکر نمی کنم که اومدی از این شروعی استفاده کنی
13:19را بیافت بریم دفتر من عزیزم
13:24آره باشه حتما
13:32بفرمایی بشینید اندر خانیم
13:34نمیخوام بشینم
13:36زودتار حرفتو بزن چون کار دارم
13:39ها واقعا
13:43مثل راه نمایی کردن یلیز؟
13:51چی شد؟
13:52نقشت نقش براب شد شهیکا؟
13:55کدوم نقش این در؟
13:58اگه حالی تو لیلی با هم دیگر
14:01همش به خاطر تلاشای شبان روزی خودته
14:04درسته؟
14:06من خیلی میخواستم که اونا با هم باشن
14:08اما اگه اونا همو نمیخواستن
14:11نمیتونستم کاری بکنن
14:13شاهیکا
14:14به خاطر این که من برابطه شون
14:18پی نبرم
14:19الکی پای فاروق کشیدی وسط
14:22اما خب تهش چی شد؟
14:24دو روز فاروق خودشو لو داد و از بین رفت
14:27فکر نمی کردم من انقدر دست کم بگیری شاییکا
14:30من هر کاری که کردم به خاطر خوبی رئیسم بوده
14:34هیچ قصد دیگه ای نداشتم
14:36اینجوریه؟
14:36اگه تو رو نمیشناختم حتما بابر میکردم
14:40همونطور که تو هوای ندرو داری منم هوای حالی تو دارم
14:44پشت این قضیه دنباله چیزه دیگه ای نگرد
14:47شنیدم تا فهمیدی بودو بودو
14:50رفتی و به یلیز خبر دادی درسته؟
14:54مگه تو یلیز با همدیگه دوست سمیمی نبودی؟
14:58نو نو اشتباه شنیدی
15:00من در این مورد هیچی به یلیز نگفتم
15:05الگه نگو خواستی انتقام بگیری
15:10میخوای باور کن؟
15:12میخوای باور نکن؟
15:14خواه وقتی یلیز شنید چی کار کرد؟
15:19برای چی میپرسید؟
15:21برای این که بودو بودو بری پیش لیلی و در موردش حرف بزنی آره؟
15:26من به تو نمیگم شاهیکا
15:29تو کف بمون؟
15:33نمیگم؟
15:40خودم میفهمم
15:43من دست کم گرفتیم مار مولک
15:54عشقم؟
15:54من میرم دیدن یلیز اگه خواستی؟
15:57تو هم میتونی بیایی اونجا و از اونجا با همدیگه برمیگرد؟
16:00خیلی سرم شراغه کارم تموم شه بعدم میاد
16:02باشه بابای
16:02عزیزم مراقب باشه
16:05دوبله شده در اسدیو جری
16:12دادش جون؟
16:14ببینم که خیلی زود برگشتیم
16:16آره یه مدارکی بود که باید امزاشو میکردم برای همین برگشتم
16:20یعنی اومدنیتون هیچ رفتی بگیر ریزو حالیت نداریم
16:25الان پیش حالیت بودم واقعا نراحته
16:27پس تو هم در جریانیم؟
16:29بایدم در جریان باشم من تحصیل راستشم
16:33امشب ما برای شام نمیاد
16:34بعد از اینجا میخوام برام دیدن یلدیز
16:36باشه برو
16:37با اینکه از یلدیز اصلا خوشم نمیاد
16:40اما دلم براش سخت
16:41آه تو داری میری بیلا؟
16:44نه میرم خونه امیر میدونی که خونه امیر میمونه
16:47آه درسته حالیت گفته بود اما فرموش کردم
16:52برای چه شم قرار گذاشتین؟ خیلی دیر نی؟
16:55میخواییم در مورد جدا شدنش حرف بزنیم
16:57یلدیز میخواد وکیلش بشن برای همینه
16:59قبول نکنی دادشان لطفا خودتو قاطی نکن
17:01این دختره دوباره لحظه ای آخر تصمیمش
17:03عوض میشه حالیت دوباره با تو باید میشه
17:05این دفعه با دفعه قبلی فرق میکنه
17:07یلدیز تصمیمشو گرفته ازش جدا میشه
17:09زمنان نمیتونم به کسی که ازم کمک خواسته پشت کنم
17:11قبول نمیکردی ترجم میکردم
17:13نمیتونم چرا به این دختره اینقدر کمک میکنم
17:16شایکا خواهش میکنم یه آلمه کار دارم
17:18دادش باشی باشی تو وکیل یلدیز شو
17:21منم به خاطر کاریت پیش حالیت سرفکنده بشم
17:24کسی با تو کاری نداری شایکا خودتو ننداز وسط لطفا
17:31خب حالا میخوایی چیکار کنی یلدیز
17:33وقتی اومدم اینجا به نظرت میخوام چیکار کنم
17:36خیلی خب باشه اونه که فهمیدم
17:37اما اگر از حالیت جداشی دیگه نمیتونی پیشش برگردی
17:40میدونی که حالیت از اون تیپ مردا نیست که بیاد جلوت زانو بزنه التماس کنه و
17:45اونو که خودم از رفتارش فهمیدم
17:47خب برای همین میگم تصمیمت قطعیه یعنی فکراتو کردی
17:51تصمیمم قطعیه همین تو اندر
17:53اگه میدیدی کایا برای یه زن دیگه خونه گرفته باش چیکار میکردی
17:58خب آخه رابطه ای من و کایا خیلی متفاوت یلدیست
18:01تو خودت هم خوب میدونی
18:03تو هیچ وقت عاشق حالیت نبودی
18:04تو به خاطر وضعیت مالی حالیت با هاش ازدواج کردی درست نمیگم؟
18:09حالا هرچی تو میگی این قضیه رو نادیده بگیرم
18:13باشه عزیزم حق داری نارهت چی من تو این مورد بهت حق میدم
18:16اما به نظرم به خاطر آینده خودت هم که شده خب نمیدونم
18:20میتونستی این قضیه رو بروت نیاری
18:22میتونستی به زندگیت ادامه بدی نمیدونم
18:25این در خدایی تو هم حرفی میزنی
18:27یا کدوم زندگی؟ به این میگن زندگی؟
18:29من از اینجور زندگی کردن خسته شدم
18:31خیلی خوب عزیزم گفتم یه وقت عجلانه تصمیم نگرفته باشی
18:35اما حق داری
18:36راسته یه لیزین جریان رو از کجا فهمیدی؟
18:39نادر بهت گفتاره؟
18:43نادر؟
18:43ببینم اگه نادرم میدونست
18:48نکنه نادرم میدونسته
18:49آه فکر کنم آره میدونه
18:53یه لحظه یه لحظه
18:55تو از کجا میدونی که نادر میدونه ها؟
18:59آه خوب
19:00یه لحظه اندر
19:02نکنه تو هم میدونستی
19:04آه یه لیز ببین
19:06اندر را زد انتظار نداشتم
19:08چرا همچین چیزی رو اتا مخفی کردی؟
19:10چرا به همچیزی نگفتی؟
19:12خوب دلیل داشت که بهت نگفتی
19:14خوب دلیلش رو بگو
19:16من نیخواستم بگم
19:17دقیقا تو همون قراری که قبل از مسافرتم گذاشتیم
19:21اومدم بهت بگم
19:22اما تو به من گفتی نمیخوام بچم بیفدر بزرگ شه
19:24نمیخوام از حالیت جداشم
19:26من و حالیت خیلی خوشبختیم
19:27خوب من نتونستم بهت بگم
19:28من باها درده دل کردم
19:30اما تو با وجود این که میدونستی
19:31اونا با همدیگه هستن
19:32هیچی به هم نگفتی اندر
19:34چرا تو اینقدر بدجنسی؟
19:35یلدیز من قصدن بدجنسی کردن نبود
19:38واقعا بابرم نمیشه
19:39خوب نمیتونستم همچین چیزی رو بگم
19:41یه لحظه خودتو بذار جایی من
19:42مطمئنم تو هم نمیتونستی بگی
19:44آدم نمیتونه به یه زن بره بگه
19:46شوهرت داره بهت خیانت میکنه
19:47این درستو تا الان چه حرفایی که به من نزدی؟
19:49اینو نتونستی بگی؟
19:50اون موقع با همدیگه دوست نبودیم
19:52چون حالا میونمون بهتر شده
19:54راحتتر میتونی به همخنجر بزنی؟
19:55وای یلدیز جانر میبینی میبینی
19:57رابطه ای لیلی و حالی تو بهش نگفتم اینجوری میکنی؟
20:00باشه باشه آروم بشین آروم بشین
20:02بعدش حرف بزنین باشه
20:03تو هم میدونستی؟
20:05آی باورم نمیشه
20:07تو هم بگو میدونستم تا من اینجا پس بیافتم
20:10نه یلدیز من قبل این که تو بگی نمیدونستم
20:12ببینم اگه میدونستی بهش میگفتی؟
20:14راستش به اعتمال زیاد نمیگفته
20:17آها نمیشه گفت
20:18رسمان دوره برمان پر از آدم های ترسوه
20:20ازتون واقعا ممنونم ضربه خوبی به هم زدین
20:22یلدیز بیا ببین
20:23یه آلم حل حل خریدیم
20:24به خاطر تو خریدیم ببین
20:27بیا
20:29حتی یه بارم زنگ نزده
20:31از اون شب که گذاش رفت دیگه ندیدمش
20:33یه لیز گذاشته رفته
20:35مطمئنی؟
20:36مطمئنم
20:37رفته خونه یه امیر
20:38تازه میخواد جده بشه
20:40یعنی تو امینو باور کردی؟
20:43یه لیز خوب میدونه بدون حالت
20:45نمیتونه بمونه فقط
20:46میخواد چشم حالی تو بترسونه
20:48منم اینجوری فکر میکردم
20:49اما وکیلش برادرمه
20:51میدونه که قبلنم وکیلش بود
20:53برادرم گفت
20:55یه لیز این بار تصمیمش کاملا قطی
20:57باید دعا کنیم که بر نگرده
20:58باید دعا کنیم که برگرده
21:00شایکا میفهمی چی میگی؟
21:03من میگم اگه یه لیز درخواست طلاق بده
21:06و دادگاهشون شروع بشه
21:07حالیت بخیار میشه
21:09و ولت میکنه عزیزم
21:11به همین راحتی
21:12نمیتونم بفهمم
21:13یه آدم چقدر سری میتونه قلقه بست کنه
21:15اونم وقتی که اینقدر دوستم داشت
21:17تو این شرکت نمیتونه بیاد سمتت
21:19زمنا تو این دوره که میخواد جدشن
21:21حالیت نمیتونه ریس کنه با بیاد دیدن تو
21:23اگه حدودن یه یه سری با هم بودین
21:26اون وقت جریانش فرق میکنه
21:27من اینجوری فکر نمی کنم
21:29وقتی یه لیز جدشه حالیت بهش
21:31حسه تنهایی بیشتری دست میده
21:33درست میگی؟
21:34هممون میدونیم که نمیتونه تنها بمونه
21:36اما از طرفی هم ممکنه که تو این دوره
21:40ازت دور بشه
21:41ممکنه اصلا فراموش شده
21:44میتونیم اینو امتحان کنیم
21:47امروز کار خوبی کردی که سر کار نیومدی
21:49آره چه کار خوبی کردم
21:51هیچ کس همه این خیالش نه
21:52در نظر من فردوی شرکت رو استفا بده
21:55چون همه دارن در مورد تو حرف میزنن
21:57حالیت حتما اخراجت میکنه
21:59تا اخراجت نکرده بهتر خودت استفا بدی
22:02یه خودی هم نشون میدی نظر چیه؟
22:05باشه هم این کارو میکنه
22:07درستش میکنم نگره نباش
22:09وای باورم نمیشه
22:12من به خاطر تو ماه اصالمو خراب کردم
22:14بعد تو میگی چرا نگفتی
22:15تو خائنی به خودو ازت نمیگذرم
22:17واقعا که یلدیز
22:19آره یلدیز واقعا همینطوره
22:21آب جیم داره راست میگه داری در حقش کم لطفی میکنی
22:23عباست باشه
22:24نگره نباشی نالان یکم آروم شدم
22:26چون شکلات خوردم غنده خونم اومده بالا
22:28اما گهگو داری میتونم قاطی کنم
22:30چون دوره سختی را میگذرانم
22:32عزیزم اینا هم میگذره
22:33یلدیز جون میگذره نگره نباش
22:35چرا باید شوهرم را با بقیه تقسیم کنم
22:37مگه ارسو میراسته شکلاته
22:39آخه اینم شد حرف
22:41آدم باید شعور داشته باشه
22:43اونو ول کرده اینو گرفته
22:44اینو ول کرده اونو گرفته
22:45این مرد همیشه همینه
22:46من موندم چرا زنش شدم
22:48من اشتباه کردم
22:50همه شخصی به این اندر اون به هم پیشنات داد
22:52یه مدت باید تعملش کنیم
22:54خیلی طبیعیه
22:56خیلی خب بسته دیگه زیادی خوردی
23:00یه یلیز اگه تخلیه شدی
23:02درست بگو ببینم از کجا فهمیدی
23:04چجوری یه روز تحتوی همه چی رو در آوردی
23:06اگه بگم خنده تون میگیره
23:08زرین به هم گفت
23:09یعنی من از زرین اقب افتاده ترم باور کن
23:12نه نه اینجوری فکر نکن
23:14هیچوقت زرین از تو آقل تر نیست
23:17خلی تو با اینجور حرفا عذیت نکن
23:19درسته اون تجربه کرده
23:20به سرش اومده
23:21یه گای وقتا تو برق ازیهی بری خب مطبط
23:24چرا بچه رو میزنی مگه دروق میگه
23:26به موقعش حالی تو از دست زرین قاپی دی
23:28چی شد خیرش رو دیدی
23:29منم قاطی کردی منم به خاطر تو زنش شدم
23:33من زنش شدم
23:35چون فکر میکردم قراره سندرلا بشم
23:37اما حالیت مگه گذاش نفس بکرشم
23:39فکر کردم زندگی موض میشه خیره سرم
23:41باشه خیلی خب آروم باش
23:43کایام الان میاد
23:46وایسای لسه
23:47قبل از این که کایام بیاد
23:49میخوام در مورد یه چیزی باید حرف بزنم
23:50من به خاطر یه موضوع دیگه
23:52گفتم برگردی استانبول
23:55من میخوام این کاری رو که با هم کردن
23:57و تلافی کنم
23:58بله بفرمایی چی رو شد
24:00داری جدا میشه این بهترین تلافیه خب
24:02نه نه این کافی نیست
24:03چون من که نباشم تازه عشق و حالشون شروع میشه
24:06میخوام با همدیگه خوش بکسرونم
24:07نه نمیتونم هیچ کاری نکنم
24:09من میخوام آب روشونو ببرم
24:11میدونم اگه با عصبانیتی که دارم نقشه چیزی بکشم
24:14ممکنه بلایی سرشون بیارم
24:15میفهمی؟
24:16بهتره تو وارد عمل بشی
24:17یه نقشه توب تر راهی کنی
24:18منم همون کارو میکنم
24:20یلیز جون حالا که داری جدا میشی
24:22بهتر نیست که آروم بشی
24:24نه نمیشه جانر
24:25شرایط جوری نیست که بتونم خودم رو کنترول کنم
24:28به اینجا هم رسیده
24:29به اینجا
24:30یه دقیقه سب کن
24:31دارم فکر میکنم ببینم چی کار میشه کرد
24:34فکر کن از اون مخت کار بکش
24:35بخوای با لیلی
24:38لیلی رو در رو بشی
24:39میدونم به ایش دردی نمیخوره اما
24:42من میگم باید از اونا انتقام بگیرم
24:44نه این که با اونا رو در رو بشم
24:50فهمیدم
24:51بگو
24:52مساهبه کن
24:53مساهبه کنم
24:54واقعا ایده خیلی خوبی
24:56دست پروردی خودمه میبینی سریع گرفت
25:03وقتی خبرنگار اومد اینجا
25:05همه چیزو جز به جز بهش میگی
25:08جوری که آب رو براش نمونه
25:11لیلی و حالیت از خجالت نتونن
25:13سرشون رو بالا بگیرن
25:14تو خیابون را برن
25:15اوف
25:16یه وقت حالیت قاطی نکنه
25:18قاطی میکنه آره
25:19اما به جهنم
25:20من نباشم هیشکی نباشی
25:23آره این فکر خوبیه
25:25چون حالیت از این کارا خیلی متنفره
25:26خوبه
25:27آفرین اندرجون
25:29یواش یواش دارم میبخشمت
25:30بایستو ببینم یه عاشنا داریم یادته
25:32نه فهمیدم
25:34خیلیم به کارش بارد
25:36خبرنگار عالیه
25:37وقتی یه چیزی رو بنویسه
25:39یعنی دیگه تمومه
25:40من واقعا دیگه ازش حصابانی
25:42اما حالیت حقشه
25:43هر بلهی سرش بیاد خودش خواسته
25:45دیگه بسه کافیه
25:51خبر جدیدی هست
25:52نه اما فکر کنم بابا امشب
25:54حتما یه توضیحی به همون میده
25:56با یه قیافه اومد خونه باید میدیدنش
25:58با یه لیس هرف زدین
26:04باشیم به این شام
26:06نمیخوای توضیح بدی
26:11چی رو توضیح بدن
26:12بابا اینم سآله میپرسدی
26:14یه چیزهایی داره عوض میشه
26:16خب نمیخوای توضیح بدی
26:17آره بابا داریم از کنچکاوی میمیریم
26:19میخواییم بدونیم که داره چی به سر یه دزمیاد
26:22نمیتونیم هم زهنی بزنیم بهتر نیز خودتی توضیحی بدی
26:26چی میشه؟ آره بیا بشه
26:27نمیشینم بذاریم بهتون بگم
26:30با یه لیس حرف زدم نمیخواید برگرده
26:32میخواید جداشه
26:34فهمیدین؟ قطعیه
26:35آره به نظر قطعیه
26:37شما حالت چطوره بابا جون نراحتی؟
26:39من حرفم ما به یه لیس زدم
26:41دیگه تصمیم نهایی با خودش
26:42بابا یعنی به همین راحتی؟
26:44میخواید چی کار کنم؟
26:47کسی که منو نخواد منم نمیخواید
26:49اما بابا یلیس بی خودی ازت متنفقه
26:51میخواید چی داری میگی؟
26:51زبون درات شدی؟
26:52اگه بخوایی داد بزنی من باها تو سرزفره نمیشینم
26:55سداد تو برپاین
26:55هر وقت حسبانی میشی هرسه تو سر ما خالی میکنی
26:58یه لیس از خونه گذاشته رفته
26:59داداشمون از خونه رفته
27:01بجنگ برشون گردونی بایستدی اینجا سر ما داد بزنید
27:03بسرم براقه به تون سداد باشد
27:05ارین راست میگه باید دلیل کارتو توضیح بدی
27:08آبچی تو هم یه چیزی بدید
27:10بله بابا بچه ها واقعا حق دارن
27:11باید حتما کارتو به همون توضیح دید
27:13معلومت کتون شده ها؟
27:15چیه از تونم میخواییم؟
27:16تو این هیرو ویری
27:17یکی شدین و تو رانوا میسین
27:20میدونم چجوری سر برایتون کنم
27:22به خاطر کارم خونه نبودم
27:24تربیتتون خراب شده
27:26عدبتون میکنم
27:28به خاطر کارت نبود که خونه نمیومدی
27:30منش خاله دیگهی داشتی
27:31بسرم الان چی بهت گفتم
27:33مراقب حرفات باش
27:34بی عدم نشو
27:35بست دیگه من هم میرم خونه مامانا
27:37حق نداری جایی بری
27:38برو تو اتاقه
27:39بجوان بی تربیت
27:41نگام نکن
27:43بی عدم
27:44بابا داری چی کار میکنی؟
27:46همان چی کار داری میکنی؟
27:47آخه دخترم مگه نشنیدی؟
27:48شنیدین چجوری هر سر
27:50خوبه بودین
27:51بابا هممون به خاطر این شرعیت نراحتی
27:53نمیبینی؟
27:54میمردی؟
27:54این بار بهش چیزی نمیگفتی؟
27:56نگام کن لیلا
27:56بود و برا تو اتاقت
27:58وگرنه حساب تو میرسم
27:59بجوان بجوان بجوان
28:01بجوان بجوان
28:02تو هم برا دنبالشون
28:03آفرین بهت بابا جون
28:05چی رو داری تشویق میکنی ها؟
28:07بسته دیگه
28:09یکم شعور داشته باشین
28:15آیسل
28:16قصامو بیار
28:20نه یه مدن
28:22من هم تنهایی میخورم
29:16موسیقی
29:19ارین چی کار میکنی؟
29:20فردم میرم بیشه مامانم
29:22مزخرف نگو ارین جون
29:23میتونم از ثبانی هسته
29:24اما گندش نکن
29:25دیگه نمیتونم اینجا بمونم
29:27میفهمی؟
29:27دیگه نمیتونم اینجا بمونم
29:31دلیل این که بابا
29:32اینقدر ثبانی و بد اخلاقه
29:34به خاطر اینکه نمیتونه
29:35احساستشو به زبون بیاره
29:36اون مثل ما نیست
29:37با دو دا حوار کردن
29:39خودشو تخلیه میکنه
29:40منگه خودت ندیدی؟
29:42آب جیم نمیگرفتش
29:43میخواست من رو بزنه
29:44لیلو منگه ندیدی؟
29:44دیدم برای همینم باش بحث کردم دیگه
29:47متاسفم اما من با این شرایط
29:48یه دقیقم نمیتونم اینجا بمونم باشه
29:50چرفیه ارین
29:51اینجا من هستم
29:53آب جیمون هست
29:53باید به خاطر ما بمونی
29:56یه لیزم گذاش رفت
29:57هر شب میخواد دوامون کنه
30:02اینجا هر روز خودگیه ماجره داریم
30:05دیگه تعمالم تاخ شده
30:07خسته شدم میخوام برم
30:10پس منم میرم
30:15کجا میریم؟
30:17باب جیم دوتایی خونه میگیرم
30:19بیه خیال شدارو خودم
30:20فکر کردی به همین راحتی بابا براتون خونه میگیرم
30:23کلش از بابا نمیگیرم
30:24به ماما نمیگیم ارین
30:26به نظرم اگه میتونی بری برو
30:28منم دارم میرم
30:30آخه
30:31اون وقت بابا تنها میمونه
30:33تو که داری میری
30:35حال جنم یلدیس برد
30:37منم برم تنها میمونه دیگه
30:44تخصیر خودشه
30:56دقتی شنیدم خیلی نراحت شدم
30:58منم نراحت همم و دیگه کاریش نمیشه که
31:01همون پروتوکل قبلی رو برا تو وردم
31:04یه نگاهی بشن داختم
31:06مشکلی نداشت
31:07میخوای خودتم چک کن
31:08اگه چیزی هست که میخوای حسفش کنی
31:09یا اینکه اضافه کنی
31:10بگو تا یاد داشتش کنم برات
31:12اگه مثل قبلیه من مشکلی ندارم
31:15فقط حالیت برای حالیت جانی خونه خریده
31:18من بهش گفتم که میخوایم برم اونجا زندگی کنم
31:20میتونی اونم اضافه کنی
31:21باشه فردو قبل از اینکه برم پیش حالیت اضافه میکنم
31:24خدا میدونه که حالیت چقدر حرفتو قابل
31:27مثلا چی میخواد بگه به هم
31:29زمنان من وکیل نادرم هستم
31:31بروم خیری از حالیت میترسیم
31:32آفرین باید این جمله رو با تلا نوشت
31:34از صبح دارن تو گوشم میخونن که حالیتو ببخشم
31:37گیلدیز جان سوی تفاهم نشه
31:39اما میخوام بدونی که من با اون بخش احساسیش کاری ندارم
31:42زنگ زدی از من کمک خواستی
31:44گفتی قصد جداییه برای همین اومدم
31:46اما اگه میخوایی در موردش فکر کنی
31:48یا از تصمیمی که گرفتی منطرف شدی
31:50میتونینو به ام بگی چون
31:51نه نه من تصمیممو گرفتم
31:53اگه یه بار دیگه حالیتو ببخشم
31:54اون بخش شخصیت خودمو زیر سوال بردم
31:58باشه هر جور روحتی
31:59همطور که گفتم فردا میرام دیدن حالیت
32:02نتیجه حرفامونو بهت خبر میدم
32:04به نظرت ممکنه حالیت مخالفت کنه
32:06آره احتمالش هست
32:08باید دید چی میشه
32:10اون وقت دادگاهشون طول میکشنه
32:11نه اصلا طول نمیکشه چون
32:13یه مرد متعهل
32:14برای یه زن خونه گرفته
32:16و برای اثباتش هم چندتا شاهد
32:18آره که یا تا دلت بخواد شاهد داریم
32:20چون همه خبر داشته
32:21وای تو چقدر کینهی هستی
32:22با وجود این اگه وضعیت دادگاهتون
32:24خیلی طول بکشه
32:25حد اکثر یه جلسه بیشتر میشه
32:27ماشه خوبه خدا کنی
32:30البته بین جلسات دادگاهتون
32:32فاصله هم بیفته
32:33به نظرم بد نیست
32:34شاید تو اون دوره بشینی فکر کنی
32:35متاسفانه نمیخوام در موردش فکر کنم
32:37خب
32:38پس هرچی که خیلته برات پیش بیاد
32:41حسیزم
32:41حالا که دیگه تصمیمتم گرفتی
32:43آره
32:45امیدوارم هرچی برات بهترینه همون بشه
33:05خب
33:05تعریف کنید ببینم چی کاره کردین
33:08آم
33:11شاییکا جون تا حالا که کارمونه به تو گفتیم
33:14که این بار دواممون باشه عزیزم
33:16میگی چی کار کنم این در موقعی صبحونه صحبت نکنیم
33:19شاییکا چیو میخوای بدونیم
33:20روک راست بپرس
33:22وادتش اینم سواله میپرسی
33:23خب میخوام بدونم که یلیزو حالی چی کار کردن
33:26آدم ناخودگاه کنج کاف میشه
33:28بیم حق میدیم
33:29حق میدیم حق میدیم عزیزم
33:31مذور چین در
33:32میخوایی بری به لیلی بگی درسته
33:34خیلی خوب
33:36شاییکا
33:37وای دادش این زنت رو من کلیت کرده ها
33:39اگه بارون بیاد از چشم من میبینه
33:41توفن بشه از چشم من میبینه
33:43اومدم دو لقمه صبونه بخورم
33:45همینجورشم
33:4647 گلو بیشتر نیستم
33:49صفق خانم میشه برام یه اسپرسو بیارین
33:52شاییکا لاتون حرفوی بیمانی نزن
33:54ببین چی دارم بهت میگم سای کن با اون دختر لیلی خیلی سمیمی نشی
33:58ما رو تو درد سر نمداز
34:01حواستو جم کن شاییکای جون آروم بشین باشه
34:05باشه خانمی زنده داشت باشه حتما
34:09صفقی لطفا ببین کیه
34:11منتظر کسی بودی
34:12نه نمیدونم کیه
34:14دوبله شده در استیدیو جه
34:17خوش اومده ناقا ایریم
34:19ایریم
34:20چی شده نکنه چیزی شده
34:22این چیز خواسته نشده
34:24باید مدرسه باشی برای چی اینجایی
34:26میتونم از این به بعد اینجا بمونم
34:28این چه سوالی عزیزم معلومه که میتونی بمونی
34:31بیا اینجا ببینم چی شده
34:32حالت چطوره
34:33ایریم جون خوش اومدی عزیزم
34:36یه وقت موضایمه شما نشد
34:38این چه حرفی ایریم خیریم خوش اومدی
34:40تا هر وقت داریت بخواد اینجا بموند
34:42خونه یا خودت عزیزم
34:44میخوای لوازمت رو بذاریم تو اتاقیت
34:46ببینم با بابا دوات شده
34:49خواست من رو بزنم
34:50چی؟
34:51یعنی چی میخواست تا رو بزنی؟
34:52به خدا
34:52زهره و لیلا جلوشو گرفتن
34:54تو چی داری میگی؟
34:55نه این مرد واقعا دیگه شورشو در رو ورده
34:58عزیزم اصلا نارهت نباشی
34:59باشه باشه باشه حرف میزنم
35:01ایریم جون اصلا خودتو نارهت نکن
35:03بهش فکر نکن
35:03بیا بریم لوازمت رو بذاریم تو اتاقیت
35:05بابا اخلاقش بعد بود
35:06با رفتن یه لیز بدترم شد
35:09این یه لیز تا گذاش رفت
35:11زندگی اینارم به هم رفت
35:13حالا خوب مالی هم نیست دختری چندش
Comments