Skip to playerSkip to main content
  • 11 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00حالا من باید چی کار کنم؟
00:05دوبله شده در استریو جن
00:07تو دو راه بیشتر نداری لیلی
00:10یا میمونی و میجنگی
00:13یا راه تو میکشی و میری
00:15آره میدونم
00:17بذار من بهت بگم اگه بری چی میشه
00:19اگه برگردی شهر خودت
00:21اونجا بنوان یه منشیه یا یه صندوق دار عمرتو حدر میدی
00:26اما زنویی مثل یلیز و ایندر
00:30هر جا بشید زیر پاد سنگ میدازن
00:32میدونی چرا؟
00:35چون تو خیلی خوشگلی
00:37زنوی خوشگل همیشه مورد حسادت واقع میشن
00:41اما اگه رو حرف من حرف نزنی
00:45و از دستوراتم مو به مو پیروی کنی
00:51همسار بدی حالیت
00:55مطمئنن تو میشی
00:58متوجه نشدم
01:02چرا انقدر تحجب کردی؟
01:04میتونی در رفاه و آسایش زندگی کنی
01:07یعنی تا حالا فکر نکردی زنه کسی مثل حالیت بشی؟
01:10که نه معلومه که نه
01:16پس کاری از دست من بر نمیاد
01:20میتونی بری به سلامت
01:24موسیقی
01:26موسیقی
01:31موسیقی
01:33موسیقی
01:40موسیقی
01:45موسیقی
01:47موسیقی
01:50موسیقی
01:51موسیقی
01:59موسیقی
02:11موسیقی
02:24موسیقی
02:31موسیقی
02:33موسیقی
02:42موسیقی
03:09موسیقی
03:10موسیقی
03:38موسیقی
03:39موسیقی
03:40موسیقی
03:43موسیقی
03:43موسیقی
03:52موسیقی
04:22موسیقی
04:22موسیقی
04:22موسیقی
04:31موسیقی
04:33موسیقی
04:34موسیقی
05:04موسیقی
05:04موسیقی
05:04موسیقی
05:05جالبه خدا
05:06هر که به پست ما میخوره استعداده شکوفا میشه
05:09نشد یه نفر بگه بهتر قاطعی این دوز و کلکانش
05:11بهتر انتقام نگیریم
05:13یعنی چیاخه سری میرن توفاز حمله
05:29آقا تشریف میبرین؟
05:31بله دارم میرم
05:32آقا میخواستم اتاقتون رو تمیز کنم
05:35آرستی آقای قبل رفتن تحکیز کردن گفتن که اگه به شایقا خانم سرزدین
05:39حتما بهشون خبر بدین
05:40باشه باشه اتفاقا دارم میرم اونجا
05:42حتما بهش خبر میدم من نمیم
05:44به سلامت آقا
05:47خدافیز
05:53خدافیز
05:54پس من منتظر خبرتم تموم شد به همزنگ بزن
05:57باشه خدافیز
06:14بله سبگی خانم
06:16شایکا خانم
06:17آقایی درن از خونه در اومدن
06:19دارن میان پیش شما در جریان باشید
06:22مچکرم که خبر کردید
06:24آفرین به شما
06:28حجب روز خوبی
06:41آقایت
06:43بردرزاتم اید دره میاد اینجا
06:45همه چی حاضره دیگه نه؟
06:48خوبه
06:50برید اتاق ماساج به آقا اکین
06:53بگین فورا بیاد پیش من
06:55مچکرم
07:08آیسل
07:09یه چای بابونه
07:10یه گلگف زبونی
07:11یه چیزی برام بیاره
07:12عصابم خورده
07:13یه لیس
07:13چی شده زهرا
07:14یه خواهشی عصاد دارم
07:16لیلا همش داره گریه میکنه
07:17میشه باش حرف بزن
07:18آخه آدم به خاطر این که داری میره
07:19امریکا گریه میکنه
07:20شما بچه پول داره
07:21چقدر لوس و نونوری
07:22برای امریکا رفتن گریه نمیکنه
07:24برای این که قراره
07:24از اید جدا بشه گریه میکنه
07:25این که گریه کردن نداره
07:27ما در ایدم یه بیلیت پراش میخره
07:28میفرستتش اونجا
07:29اصلا شاید منم برم پیش اونا
07:31تو چرا میخوایی بری؟
07:33چه اشکالی داره
07:33من و پسرم هم بریم امریکا
07:35تا پسرم مثل من زبان انگلیسی
07:36یاد بگیره اونجا میمونی
07:38منه باش وای سدن به حرفایی تو گوش میدم
07:40خواهش میکنه بابا با حرف بزن
07:41منصرفش کنه هر طور شده خواهش میکنه
07:43اصلا نگران نباش زهرا
07:45اگر چیزی که الان منتظرشم عملی نشه
07:47بابا تون دیگه اصلا نایی سر رو کل زدن
07:49با شماها رو نداره عزیزم
07:51ببینم یلدیس
07:54بفهمی
07:55ممنونم آیست
07:57تو باز دست گل به آب دادی آره
07:59نه
08:00تو که دیدی من دست گل به آب بدم
08:02همیشه
08:04زهرا جون ببین
08:05من به اندوزی کافی اصابم خورده است
08:07خواهشن سر به سرم نذار
08:08ببین اگه چیزی شده و به امنمگی
08:09واقعا دلخور میشم
08:10چیزی نشده
08:11من فقط احتیاج دارم با خودم تنها باشم و فکر کنم
08:13خیلی خوب بابا
08:14من رفتم
08:28لیلا
08:29چی شده
08:31داری گریه میکنی
08:34کلسه تموم شد که برگشتی
08:36آره امروز امتحان داشتی
08:37امتحانم اون دادم برگشتن
08:39چی شده
08:40تو از هیچی خبر نداری اری
08:42بابا میخواد منو بفرسته بیش مامانم
08:44آخوا چرا
08:45چون با اید قرار میزن
08:46امکان نداره نمیتونه به این دلیل تو رو بفرسته
08:49اما میخواد منو بفرسته
08:50من با شرف میزنم خوب
08:52نه اری
08:52زهرا حرف زده
08:54یلدیزم حرف زده
08:55حرف هیچ کسو گوش نمیده
08:56خب آخوا چرا اینقدر از اید بدش میاد
08:58چون اون پسر اندره
09:00چون بدون اطلاع اون ازدواج کردیم
09:02چون اید قبلا زیر دستش کار میکرد
09:04خلصه بر این که از اید بدش بیا دیالمه دلیل داره
09:06ببین چی میگم لیلا
09:08تو مجبور نیستی از همه دستورات بابا اطاعت کنی
09:10اون که نمیتونه به زور بفرستتت
09:13بهش بگو من نمیرم
09:14فکر میکنی بهش نگفتم
09:16گفتم بازم بهش میگم
09:17اما اون به صدقی میگه دستم رو بگیره
09:19به زور سوارم کنه من رو ببره
09:20نمیتونه لیلا
09:21اون الان چون اصابانیه اینا رو گفته
09:23میدونی که به آب جی زهرام همهش میگفت
09:26میفرست همه تمام نفرست دادش
09:27هتو بیلیتا مرام خریده
09:30حالا اید خبر داره
09:32هنوز بهش نگفتم
09:34امنوز قرار بود ببینمش
09:35اما براش کار پش اومد
09:36اونم اگه به فهمه اصابانی میشه
09:38بعدش اندر و کای وارده ما جرام میشه
09:40لیلا ببین چی میگم
09:41خواهش میکنم خودتا ناراحت نکن
09:43من بابا با حرف میزنم
09:44مسمعن باشه
09:45نه اینطوری که بابا بیشتر اصابانی میشه
09:47خب بذار اصابانی شه
09:48مگه ما حق نداریم اصاله نظر کنی
09:50اما اگه از دسته تو هم اصابانی بشه چی؟
09:53خب بذار اصابانی شه چی کار کنم
09:54هیچ کس حق نداره خوهرمون بفرسته
09:58پس دیگه بزرگ شد
09:59یا از خوهرت مورقه بتمی کنی
10:01معلومه خب
10:02ببقلم
10:07فقط یه سوال
10:08هوا خیلی سرد نیست
10:09بهتر نیست بریم تو
10:17شرم و حیام خوب چیزیه به خدا
10:19مطمئنم این زنیکر رو از آتل میدازن بیرون
10:22هر شب هر شب چه بزرش آخه
10:24اینجا رو با یه جای دیگه اشتباه گرفتم
10:26خسته نباشی
10:31یادت نره به هکشی ها گفتم آخو
10:33آروم باشو کاری که بهت گفتم رو بکنم
10:35باشه
10:36تر باز کن
10:43بفرمین
10:46شایی که اینجا هست؟
10:47کی اومده؟
10:48هر کی اومده فورم بفرستش بره
10:51ایکین حسده ندارم
10:52نه میدونم یه پسار هست
10:53کی؟
10:54شایی که منم اید
10:55حالت خوبه؟ میشه بیام تو؟
10:58آه اید
10:59اید برادر زادمه بذار بیا تو
11:02عزیزم
11:04عزیز دلم
11:14دلت برای همه تنگ شده بوده عزیزم؟
11:17اینجا چه خبره؟ این چه سر برسید؟
11:19شایی که تو چه چه شده؟
11:21اول صبحی مشروب خوردی؟
11:51ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
11:53مایسه جوره هوتره با هماش ناشیم
11:56اید خوشبختم
11:58یکی نزم
12:01خیلی خوشحالم که اومدی عزیزم
12:03ببین بذارین آقا بره تو هم یابی به دسته سور ازت بزم چطوره
12:07باشه فقط یه خواهشی ازت دارم
12:09من بودا یه وقت به دادشم چیزی بگی آنگ باشه
12:12از از خواهش میکنم خوب
12:13باشه
12:14خودم وقتی ازدباش کردم دادشم روزیم دبست میگه
12:19باشه میایی من رو سید فقط تو دیگه از این کارها نکن
12:21نخور دیگه بسته ببین بذارین آقا بره تو هم یکم به خودت بیا باشه
12:26من نمیخوام به خودم بیام
12:29چنون نمیفهمی
12:30من خیلی تنم
12:32خیلی ناراحت
12:35وقتی
12:36مستی از سرم میپره یادم میفته که هیچی که از من رو دست نداره
12:41باشه باشه آروم باشه
12:43گریه نکن ببین
12:44این آقا هم داره میره تو هم بیه باره یه دوش بگیر
12:47لطفا
12:47نه نه خوش میکنم خوش میکنم
12:51آقا داری چی کار میکنیم
12:53نه
12:55ما خودمون به توافق رسیدیم
12:58خوش میکنم نکن
13:00برادر عزیز خیلی ممنونم که اومدی
13:02از اتما چکرم خداحافظ
13:04خداحافظ
13:05کاره خوبی کردی که اومدی عزیز
13:08خیلی خوش حالم که میبینم
13:09برای منم خوش حالم بیا بریم دیگه لشت
13:11نه نه نه نه خوش میکنم
13:14نه تو رو خدا
13:16تو رو خود آشیارم نکن
13:18من نمیخوام به خودم بیام
13:20خوب یارم بیام
13:22که ایچ کس منت دیست نداره
13:29شایی کن نمیشه که همش مصد باشی
13:32میخوام همش مصد باشم
13:35نمیخوام هستی از سرم ببرم
13:38خوش میکنم تو نه
13:40نه نمیرم همینجا
13:41باشه نمیرم همینجا
13:42همینجا پیشم بمون
13:44باز میام دیدنت نگران نباش خوب
13:47من حالم خوبه تو
13:48فقط به داداشم چیزه نگو
13:51باشه تو فقط خوب شو خوب
13:53حالا به خواب درست بکرش
13:54من ایچوقت محفظتو فراموش نمی کنم
13:57باشیم
14:00نرو
14:02من رو تن ننزارم
14:24همیشه گفتم
14:25خطرناکترین
14:28احساس تو زندگی
14:30مهربانیه
14:38الو
14:39از اتاق سی صد و دو تماس میگیرم
14:42اگر کسی اومد دیدنم
14:43بدون اطلاع من نفرستینش داخل
14:45مچکرم
14:53نمایشم لایق ازگار بود
15:15بیا اینجا ببینم
15:16من به تو چیز سپرده بودم خو؟
15:18نگفتم وقتی لیلی اومد به من خبر بده؟
15:21مگه اومده؟
15:22حالا میپرسیم مگه اومده؟
15:23الان از اتاق آقا حالیت اومد بیرون
15:25برو دیگه جلو چشم نیا
15:30یه موش عبله تو این شرکت دوره هم جمع شده
15:32آبجی جون من هم همینه
15:33الان میخواستم پاشم برم
15:34چی شده؟ چرا حسبانی شدی؟
15:36دختر لیلی رو ندیده
15:38لیلی هم با حالی ترفزده
15:39تایی وای ها رو باست چی کار کنیم ها؟
15:42من نمیدونم
15:43همون نمیتونم دست رو دست بذارم
15:48من رفتم
15:49کجا داری میری آخه؟
15:52میرم با هاش حرف بزنم
15:56آخ خدای من چرا ما یه روز خوش نداریم؟
15:59چرا یه آب خوش از گلمون پایین نمیره؟
16:03چرا نمیتونم یه نفس راحت بگشیم؟
16:12تو با چه جرعتی دوباره اومدی اینجا ها؟
16:15ای چه تصدفی منم میخواستم همین سؤالو بپرسم
16:18لیلی بهتر بیشتر از این تلاش بیهوده نکنی ها؟
16:21به نظر منم شما باید تلاش بیهوده نکنی
16:24هم برای شوهرم اکس لخت میفرستی
16:27هم در کمال وقاحت وای میسی تو روما
16:29منو تیکه بارون میکنی
16:31اندر کنون
16:32روزی که با هاتون آشنا شدم
16:35واقعا از تایدل تحسینتون میکردم اما
16:38وقتی بهتر شناختم بتون
16:39همچین از چشم افتادین که
16:42شما فقط یه دروخوین که دروغای خودشو باور میکنه
16:48نکنه فکر میکنین نظرتو برای من اهمیتی داره
16:52حتما مهمه که اینقدر با من سر و کله میزنید
16:54به خیال خودتون میخواستین با همدستی یلیز
16:57منو از این شهر و از این شرکت بیرون کنین
16:59اما میبینین نشد موفق نشدین
17:01این خود خودتونو خسته نکنی
17:03هیچ کس قدرتشو نداره منو از اینجا بیرون کنه
17:08لیلی اینطور که معلومه پشتت به حالیت گرمه
17:11اما بذار در مورد حالیت یه حقیقتی رو بهت بگم
17:14اون اون چیزی که نشون میده نیست
17:16امروز حمایتت میکنه و فرد و پرتت میکنه بیرون و آوارت میکنه
17:21من اصلا پشتم به هیچ کسی گرم نیست
17:24من فقط به خودم و صداقتم اتمینان دارم
17:27کاش شما هم یه خورده اینطوری بودی
17:29چه جالب
17:30میشه به هم بگی چی شد که در عرض یه روز
17:33اون دختره یه سربزی رو به اسطلاح بیچاره
17:36که همش گریه میکرد
17:38تبدیل به خدای اعتماده به نفس شد
17:40من باطن کسی فهمتون رو دیدم
17:42همین کافی نیست
17:43که اینطور
17:45پس دوست داری که با من در بیافتی
17:49باشه هر تا راحتی
17:50فقط بدون روزای خیلی سختی در انتظار تحسیزم
17:55شما هم همینطور
17:57هم شما و همون هم دستای بدزاتتون
18:00انقدر خودتو دست بالا نگی رزیز دلم
18:03با بای
18:09تلافی کاری که کردین و سر تک تکتون در میارم
18:12حالا میبینیم
18:13چی شد چی گفت
18:15دختره کمعقل
18:16میخواد با من در بیافته
18:25میتونی بری
18:29چیه واسه چی اومدین جندر؟
18:33امروز صبح با ایریم صحبت کردم
18:35پس حساب به زحمت افتادی
18:39حالیت انگار اصلا متوجه نیست
18:41سیداری علکی گندش میکنی
18:44بندر
18:45تو چون تو زندگی نصبت به همه چی بیخیالی
18:48فکر میکنی من دارم گندش میکنم
18:50یکم به پسرت توجه کن
18:52من همیشه به پسرم توجه میکنم
18:54خودشم میدونه
18:55امروز صبح رفتم دیدمش و باش حرف سدم
18:57اون دختره بعد از اون شب دیگه نمیخواد با ایریم ادامه بده
18:59نگران نباش
19:00زمنان دختره اونقدره هم که تا میگفتی بزرگتر نبود
19:03علکی شلوقش کرده بودی
19:05من علکی شلوقش نکردم
19:07نمیخوام ماجرای لیلا دوباره تکار بشه
19:11داریم در مورد ایریم حرف میزنیم
19:13اون که پا نمیشه تو سنده 18 سالیگه ازدواش کنه
19:15زمنان مادرش منم
19:16اتفاقم منم از همین میترسم
19:18خیلی خب دوست ندارم اصلا با هات بحث کنم کافیه
19:21ایریم دیگه با اون دختره قرار نمیذاره
19:23تموم شد و رفت
19:24خوبه پس میتونی بری
19:26یه موضوع دیگه ای هم هست
19:30چه موضوعی
19:31تو برای چی اون دختره رو اخراج نکردی بره
19:35داری راجع به لیلی حرف میزنیم
19:37بله دارم در مورد ایشون صحبتی کنم
19:38به تو چه مربوطه
19:39بس به کی مربوطه
19:40مگه نمیدونی چی کار کرده
19:42آها منظور از اون پیامه
19:45اون دختره برای کایا اکسای بی شرمانه میفرسته
19:48درسته که من و تو الان با همدیگه رقیبیم
19:51اما باید به قوانین اخلاقیمونم پایبند باشی
19:55من دلم نمیخواد دختری که به شوهر من چشم داره
19:59تو این شرکت کار کنه همین
20:00اندر
20:01زندگی خصوصی تو اصلا برای من مهم نیست
20:04دارم میگم این دختری میخواد زندگیمو خراب کنه
20:07چرا رو نمیفهمی
20:09اما لیلی هنچی چیزی به من نگفته
20:13خب پس چی گفته بگو تا منم بدونم
20:16بفرمی
20:20لیلی
20:21آقای حالیت
20:22اگه وقت دارین میشه با هم صحبت کنی
20:25یه تو
20:28بشین
20:29خیلی ممنون
20:33آقا حالیت
20:34من راجع به حرفای شما خیلی فکر کردم
20:37برای همین از برگشتم منصرف شدم
20:40میخوام همین جا بمونم و کارمو انجام بدن
20:43اگه
20:44شما هم هنوز مایلین من کارمندتون باشم
20:48اجازه بدین برگردم سر کارم
20:50باشه
20:51واقعا میگین
20:54خیلی ازتون ممنون
20:55بایست میکنم
20:56لیلی
20:57فقط
20:58میخوام بدونم چی بایست شد تصمیمتو عوض کردی
21:01فهمیدم با فرار کردن کاری از پیش نمیبرم
21:04بلاخره
21:05هر جا برم با آدم هایی مثل اندر خانوم مواجه خواهم شد
21:10میدونم
21:11قبلنم به گفتم
21:13زندگی شبیه میدون مبارزه است
21:16فقط سعی کن با اندرد هم به دهن نشین
21:19اونم برای نادر کار میکنه نمیتونه تو رو زیادی عذیت کنه
21:22اما اگه بازم کاری کرد به من بگو خودم جوابشو میدم
21:26مطمئنم بازم عذیتم میکنه
21:28اما من سعی میکنم کارش نداشته باشم
21:31تا زمانی که شما منو کنارتون نگه دارین
21:33من با همه اتفاقات بعد زندگی مبارزه میکنم
21:36آفریم این همون جواب منه
21:39آقای حالیت
21:40من واقعا ازتون ممنونم
21:43چون باورم کردین و به هم یه فرصت دوباره دادین
21:46خایش میکنم
21:47خب دیگه برو سر کارت موفق باشی
21:49ممنون خسته نباشی
21:50میبینم
21:59گفت میخواد برگرد سر کارش منم قبول کردم
22:01با این که میدونستی میخواد شوهرمو از راه بدر کنه
22:05واقعا که
22:06میدونی لیلی چی میگه
22:07نه چی میگه
22:08میگه تو این پاپوشو براش دختی
22:12آخه مگه این دختر کیه که من بخوام براش پاپوش بدوزم
22:16واقعا از اعتماد به نفسش خیلی در تر
22:18اندر من که اونجا نبودم
22:19اما به نظر نمیمد لیلی دروغ بگه
22:22به هر حال هممون از کارنامی تو با خبرین
22:24میخوایی باور کن میخوایی باور نکن
22:26اصلا برای مهم نیستم و دارم بهت خوشدار میدم
22:28من نمیذارم این دختر تو این شرکت ادامه بده اوکی؟
22:33اندر
22:34تو حق نداری در مورد کارمنده من تصمیم بگیری فهمیدی؟
22:38اون دختره برای کار کردن نایمده اینجا
22:41حالا دلت میخواد باور کن
22:43دلت میخواد باور نکن
22:44اصلا برای مهم نیستم
22:45اگر بخواد دور رو برای من و کایا بگرده
22:48بدجوری دومش قیچی میکنم
22:49بهت گفته باشم
22:51باشه اندر
22:51حالا برو پیش رئیستت و دستورات شو اجرا کن
22:54بعدن نگی نگفتی
22:55خواهیم دید
23:03اول صحبی مست و پاتیل بود
23:06حرفای مستخدم هایی هوتلم که اصلا نگم بهتره
23:09دستتون در نکنم
23:10مگه چی میگفتن؟
23:11نه ولش کن نمیخوام ناراعتت کنم
23:13بگو ببینم
23:14فقط بدون از وقتی رفته هوتل بجوری ردده
23:17آخه یه زن مستقلی مثل اون که شخصیت قوی داره
23:19چطور توی مدت کتاب این حال افتاده
23:22راستش منم خیلی متحجبم سردر نمیارم
23:24اینطور که معلومه تکیگاهش تو بودی
23:26حالا هم که تو بلش کردی قاطی کرد
23:28حالا چی میگفت؟ چیز دیگه نگفت؟
23:30نه گفتم که خیلی مست بود
23:31همشتاش چرت و پرس میگفت
23:32حرفاشو تکرار میکرد
23:33تازه یه پسرم پیشش بود
23:35یه پسر جوون
23:36حتی موقعی رفتن دستش کرد
23:38تو کیف شایکا که پول برداره
23:39گفتم داری چی کار میکنی؟
23:41شایکا گفت تو کارید نباشه
23:42ما با هم قول و قرار گذاشتیم
23:44اینطوری پیش بره همه پولاشو میده بین اون
23:46بعد دو روزم آواره کچه خیابه
23:48اخی این دختر چرا اینطوری میکنه
23:49مگه دیوونه شده؟
23:51بابا به نظر من اینطوری نمیشه
23:53ما باید جلوشو بگیریم
23:54ببین منم خیلی از دستش عصبانیم
23:56میدنم خیلی اشتباه کردم
23:58اما نمیشه کم اینطوری بلش کنم
23:59از دستش عصبانیم
24:00بد جوری عصبانیم
24:01میدونم حق داری
24:02اما باید یک کاری بکنی
24:04بارو پیشش باش حرف بزن
24:05بگو باید سر به راه بشی
24:06اخی با همچنین آدمی چطوری صحبت کنم
24:09مگه گوش میکنه؟
24:10میگم چطوری
24:11یه جوری رازیش کنیم
24:13و ببریمش کلینیک بستریش کنیم
24:14نمیشه عزیز من
24:15کدوم کلینیکی کسیو که تازه
24:17دو روزه داره
24:18الکول میخوره قبول میکنه
24:20شایگام زیر بار نمیره
24:21خب پس میگی چی کار کنیم؟
24:23نبیدونم
24:23واقعا خیلی از دستیش عصبانیم
24:25نمیخوام هیچ کاری براش بکنم
24:27بذار هر قلطی میخواد بکنه
24:28فقط مدرم خدا بیا مرز
24:30اونو به من سپرده
24:31نمیتونم ولش کنم
24:34پس
24:35فقط یه راه میمونه که راستش
24:37من حتی نمیخوام فکرشم بکنم
24:40خیلی خوب
24:41بذار اول برم ببینم اش
24:43جواب مامانم را چی بدیم؟
24:45نمیدونم
24:46بذار به بینم اش
24:47بعد یه فکری میکنیم
24:48صورت حساب لطفا
24:54ماور کنم منم دلم میخواد بیام قبرس
24:56اما سرم خیلی شلوغه
24:58بفرمی
25:04انا هم پسرم اومده دیدنم
25:06بعدا صحبت میکنیم
25:07خداحافظ
25:09چه عجب از این طرف ها؟
25:12این روزا سرم یک کم شلوغه
25:14اما گفتم بیام ببینم
25:17شازده پسر سرش خیلی شلوغه
25:21پس چطور؟
25:23با مادرت حرف زدی
25:24و با سه اون وقت گذشتی
25:28آره
25:29راستی بابا دیگه نمیخواد نگرام باشی
25:31من دیگه با ملیسه حرف نمیزنم
25:32باش به هم زدم
25:34آفریم
25:35پس بلاخره حرفمو فهمیدی
25:39ارین
25:40من اون روز خیلی عصبانی بودم
25:42آخه کاری که تو کردی باقعا درست نبود
25:45باشه من درکت میکنم
25:46اما کاش
25:47به جای دادا فرید اول با هم حرف میزدی
25:50درسته پسرم
25:50اما وقتی شما رو
25:51اونجوری دستو دستیدم
25:53یه ها قاطی کردم
25:54باشه ما دیگه عادت کردیم
25:55بگذاری من اومدم راجع به یه موضوعی دیگه حرف بزنیم
25:58چی شده؟ اتفاقی افتده
26:01شنیدم لیلا رو میخوایی بفرستی امریکا
26:07لیلا تو رو فرستده اینجا که من رو منصرف کنی؟
26:09نه اون من رو نفرستده
26:11من خودم خواستم بیام اینجا با اتصحبت کنم
26:13ارین
26:14اون موضوع به من و لیلا مربوطه
26:20تو به این چیزا فکر نکن
26:22راستی چیزی میخوری؟
26:25بابا این قضیه فقط به تو و لیلا مربوط نیست
26:27ما یه خانواده ایم
26:29مسئله بین شما به من و عبجی زهره مربوط میشه
26:36حالای که ما یه خانواده ایم
26:37واسه آرامش خانوادمون خوهرت باید از اینجا بره
26:41برای اینکه ایدو نویده میخوای بفرستیش مگه نه؟
26:44تو داری تصمیمات منو زیر سؤال میبریم؟
26:46نه اما صرف هم به خاطر این که از اید بدت مید
26:48حق نداری لیلا رو از ما جدا کنی
26:50اگه اونو بفرستی امریکا منم باش میره
26:55از که ای تا حالا اینقدر سرکش شدی پسرم؟
26:59تو که بچه خیرسری نبودی؟
27:01آره خب
27:02نشت از تو برخواست ما مادرت همینه دیگه
27:04باز که داری همون کارو میکنی بابا
27:06مگه دارم چی کار میکنم؟
27:07باز داری برای همه چی دنبال مغصر میگردی
27:10حالا که من با تو موافق نوستم مغصر ماما نمه
27:12لیلا نمیخواد بره مغصر ایده مگه نه
27:14من زیرت میخوام بابا
27:15اما باید نظرم رو بهت بگم
27:17اگه لیلا رو بفرستی امریکا رو تنبیهش کنی خوشحال میشیش
27:21میدونی اگه اون بره ما چقدر نراحت میشیم؟
27:22یکی چی کار کنم پسرم؟
27:24اجازه بدم خوهرت
27:26زندگیشو با اون پسرهایی الدنگ خراب کنه؟
27:28آخه از کجا میدونی زندگیش خراب میشه؟
27:30تازه اونا آشق هم دیگم
27:32آشق همم؟
27:33تو کیف همیدی؟
27:34عشق یعنی چی؟
27:35تو هنوز بچه ی پسرم
27:38نگام کن
27:39خوهرت بدون اجازه ازدواج کرد
27:41بعدشم تلاک گیرد
27:42بعدشم غر کردم بعدم آشتی
27:44به این میگن عشق
27:46عشق دقیقا همچی چیزیه بابا
27:47نه پسرم عشق همچی چیزی نیست
27:49دو ماه بعد دوباره این سگ و گربه میفتم به جونه هم
27:52من اجازه نمیدم
27:53دخترم زندگیشو به پایی یا آدم اغدهی و آسپاس حدر بده
27:57بابا حتی اگه قرار شکست بخوره بذار بخوره
27:59به هر حال زندگی اونه
28:00آهان که اینطور
28:01اگه قرار شکست بخوره بذار بخوره
28:03پسرم
28:03من پدر شمام
28:05من شما را اتو راه پیدا نکردم
28:11یعنی من قرار همیشه تابع تصمیمات تو باشیم
28:13خودمون حق نداریم تصمیم بگیریم
28:15ولی هر وقت تصمیم درستی گرفتیم
28:18منظورت درست از نظر توه دیگه
28:21داریم
28:21دیگه واقعا داری رو اصابم را میریم
28:24تو شاید بتونی تو خونه مادرت اینجوری اصحار نظر کنی
28:28اما تو قوانین من همچه چیزی وجود نداره
28:31من اجازه نمیدم
28:32من کایا نیستم
28:33سعی کن از اونا تأثیر نگیری خب؟
28:38چنش بابا
28:47کجا داری میری؟
28:48میرم خونه
28:50حتما گرستنی پسرم
28:52بریم با هم نهار بخوریم
28:53نه من الان گرستنم نیست
28:55تازه باید درستم بخونم
28:58باشه پسرم
28:59شب تو خونه میبینم
29:00میبینم از بابا
29:11تو هم یه روز پدر میشو منو درک میکنی پسرم
29:37دادش جان
29:50شایی که این چه وضعشه؟
29:52این چه حال و روزیه؟
29:56مگه حال و روزم چه شه؟
29:58من حالم خوبه؟
29:59تو هدفت از این کارا چیه؟
30:01مگه من چی کار که؟
30:02چرا اینقدر داغون شدی؟
30:03این چه کاریه میکنی؟
30:05تو چرا نراحت شدی؟
30:06مگه تو منو از خونت بیرون نکردی؟
30:12حالا دیگه به جای خجارت شیشه رو سرمیکشی؟
30:15بس کن دیگه بیهایا
30:19من تو رو از خونه بیرون نکردم
30:21فقط به خاطر کاری بدت مچبور شدم
30:23رابطم رو باعت قد کنم شایی که
30:24چه فرقی میکنه؟
30:26از خونش بیرون نکرده
30:28اما رابطش رو که قد کرده
30:29اینو با هم فرقی داره
30:31با من تنها خوهر تو هم
30:33تنها یادگار پدر و مادر خدا بیا مرزه بود
30:37چی کار کنم؟
30:38رو سایی میکنم یه جوری به زندگیم ادامه بده
30:41زندگی که میخوای ادامش بده اینه؟
30:43اینم شد زندگی؟
30:45میخوای هر شب با آدم ها یه کسافت خوش باشی؟
30:47اینیه رو بهش رفت مگره؟
30:48من که بهش سپرده بودم چیزی بدنگه؟
30:50اصلا هرچی که به سنم اومده
30:52به خاطر اونه به خاطر اونو مادر شنگتوسفتش
30:54اینقدری و این اوش هایی که بایدم میگفت
30:57به خاطر خوبی خودت گفته
31:00ببینددش من از این زندگیم فیلیم رازیم
31:03تو اگه به خاطر من خجالت میکشیم
31:05برو شکایت کن و اسممو از چند از نومد باک کن
31:08تو که دیگه دور منو خط کشید
31:09شایی که تو واقعا دیوونه شدی؟
31:11واقعا عقل تو از دست دادی؟
31:12این طور زندگی رو میخوای تو این کسافت؟
31:15من تو این زندگی فقط تو رو داشتم
31:18حالا که تو دیگه منو نمیخوای
31:20هر کاری که دلم بخواد میکنم فهمیدی؟
31:23مگه دیوونه شدی میخوای چی کار کنی؟
31:25شایی که بس کن دیگه کافیه کافیه دیگه
31:28به خودت بیا
31:32نمیخوایم به خودم بیام دست سرم بردم
31:37شایی که اصابت منو خورد نکن پاشو وسائل تو جمعه
31:40میخوای چی کار کنی؟
31:41میخوای منو بفرستی سویس؟
31:49میبرم ات خونه
31:50پاشو
31:52خونه؟
31:56یعنی پس منو بخشید
31:57من تو رو نبخشیدم اما حد دقیق تو خونه جریه چشممی
32:01خب کشش نده زود باش
32:03اگه منو نبخشی من با دیجه نده
32:04شایی که اصاب منو بیشتر از این خورد نکن
32:06دلم نمیخوای دلتو بشکنم
32:08جمع کن
32:09جمع کن
32:23اما آخه بیزور که نمیشه حسیزم
32:35پاشو کرده توی کفش میگه
32:36الو بلو باید بری امریکا حالا چی کار کنی؟
32:39آخه مگه همچین چیزی هستم ممکنه
32:41وسائلاتو جمع کن بیا اینجا
32:42حتما
32:43بعدش هم بابام قچون کشی کنه اینجا
32:44با ایندر رو کای درگریشه
32:46ما هم دیگه هم دیگر رو نبینیم
32:47خیال خوب باشه پس برو برو
32:49برو امریکا زندگی کنسال ها هم رو نبینیم
32:51بعدش شد یه روزی هم دیگر رو دیدیم
32:52حالا چرا از دست من حضبانی میشی؟
32:54این تخصیل من چی؟
32:55آخه همچین چیزی خیلی مزخر هست
32:56بچه که نیستی خب برو بگو من دلم نمیخواید برم
32:59تو فکر میکنی بهش نگفتم
33:03عجب گیری کردیم آم
33:05چطورا با بابام حرف زنم
33:07شاید اگه اون وسطت کنه بابات منسرش
33:09به خودا نمیدونم
33:11خبه خوب
33:12بیا بشین تا بهت بگم باید چی کار کنیم
33:15تو از خونه که درمدی
33:17وانموت کن که داری میری فرودگاه
33:19یه هستم برو فرودگاه من میام اونجا دنبال
33:20تو نم فکر میکنه که تا رفتیم
33:21باقیان فکر بکری هست کردم اید
33:23من اگه از هوا پیم و پیاده نشم ممانم سکته میکنم
33:26امامانت بگو که در جریان باشه خوب
33:28آخه چطوری بهش بگم
33:29اون حتی نمیدونه من ازدباش کردم و طلاق گرفتم
33:31من اینکه نارد نشو چیزی بهش نگفتیم
33:37لیلا
33:37تو نباید بریم میدونی مگه نم
33:40میدونم
33:40پس به من قول بده که نمیریم
33:42باور کن سایم و میکنم
33:44امشب دوباره باش حرف میزنم
33:46اگه بازم قبول نکرد دیگه مجمونی میرای حلی پیدا
34:01مادام انتو رو ببین
34:04به خاطر تو آدم مجبور میشه
34:06با این تیپ و قیافه پاشه بیاد یه همچنین کافه مزخری
34:08تا راست میگی تیپمون به اینجا نمیخوره با همه فرق داری
34:11احساس میکنم اینجا بیشتر جلبه توجه میکنیم
34:13اما مهم نیست
34:14دوتا قهوه ی ترکساده لطفا
34:17زود باش بگو
34:19لیلی با حالی ترف زده؟
34:21نه ترس چیزی نگفته
34:22خدا رو شاکر خوشحال شدم
34:26یعنی من رو گفته اما تا رو نگفت
34:28باشه خودمونم میدونستیم اینطوری میشه
34:30امقدر خوشحال یلی
34:31چرا؟
34:33چون نگفتنش به خاطر شخص شما نبوده
34:36به خاطر خودش بوده دختر
34:38اصلا به من چه مهم اینه که نگفته
34:40و من قصر در رفتم
34:41خیلی ممنونم میتونید برید ممنونم
34:44بفرمید بفرمید
34:46هیچم اینطوری نیستیلیست
34:48این دختری یه هدف دیگه ای داره
34:50چه هدفی؟
34:52منوز نمیتونم
34:53اما به زودی معلوم میشه
34:55نمیتونیم ایش تن از این سب کنیم
34:57باید این دختر رو بندزیش بیرون
34:58چشخوربان؟
35:00تو فکرت برای این چیزا خوب کار میکنه
35:02مخطو بکار بنداز از بلاهایی که سر من آوردی
35:04الهام بگیر اندر
35:05تو چرا نمیخوای بفهمیلیست؟
35:07حتی اگرم نقشه ای داشته باشیم
35:09نمیتونیم الان عملیش کنیم
35:10چون اینطوری بیشتر متوجه میشن
35:12ما باید نقشمون رو یواش یواش ببریم
35:14جلو میتونی بفهمی؟
35:16پس لیلی زرنگتر از اونیه که فکرشو میکردم
35:19کاش امروز اونجا بودی و میدیدی
35:21چطوری با من حرف میزد
35:22دیگه از اون لیلی سابق خبری نیست
35:24اون دختر مار توستینمون بوده
35:26و خبر نداشتیم
35:29ببین من یه فکری دارم
35:30اگه حالیت خیال کنه لیلی برای نادر کار میکنه
35:33فوراً مندازتش بیرون
35:35این فکر به زهن منم رسیدم
35:37و انجام دادنش خیلی آسون نیست
35:40باید یه نقشه بی عیب و نقص داشته باشیم
35:42تازه نادر آدم خیلی باهوشیه
35:45اگر بفهمه من پشت پرده این ماجرام
35:47خیلی برای من بد میشه
35:48من نمیخوام با نادر دربی افتم
35:50این نقشه برای من ریسک داره
35:51یعنی خاک بر سر ما اگه نتونیم
35:53این دختر رو از این شهر بیرون کنیم
35:55راستش اگر همون موقع که من بهت گفتم
35:57این دختر قابل اعتماد نیست حرفم رو گوش میکردی
36:00الان مجبور نبودیم بشینیم
36:01میدونم این درجون
36:02ست دفع گفتی دیگه چند بار میخوای بگی
36:04میگم تا عبادم میگم
36:06چون حق با منی پس باید قر بزنم
36:08آشه فهم بیدم پس قراره تا آخر عمرت قر بزنی
36:11تو برو خدا رو شک کن که منو داری یلدیس خانم
36:14میکنم
36:15تو این مشکل رو حل کن من یه نظر حسابی پخش میکنم
36:19خودم رو تو درد سر انداختم
36:21شایی کار رو دک کردم گیره این افتادم
36:23که گفته شایی کار رو دک کردی هنوز که درابرمونو بیخیال حلش میکنیم
36:39حالیت
36:41یواشتر برو دیگه من که داری ورزش میکنی
36:45چیه یلدیس؟
36:46چی رو دنبالم بیای؟
36:47نخواستم جلوی بقیه بهت بگم
36:49چیو نخواستی بگی؟ مشکل چی؟
36:50آره یه مشکلی هست
36:51چه مشکلی؟
36:53تو هنوز هم بای لیلی کار میکنی؟
36:55مشکلت همین بود؟
36:58من که خودت نخواستی لیلی رو استخدام کنم؟
37:01آره خواستم اما پشیمون شدم
37:03الان دیگه نمیخوام
37:04یلی چی نمیخوام؟
37:10دوانه کردیم
37:11حتی قهرم نیستیم
37:12اما یه چیزایی شنیدم که از چشمم مفتاده
37:14برای همین بفرستش بری
37:17یلدیس
37:18تو هیچ میفهمی چی داری میگی؟
37:21فکر کردی شکلت من مهد گودکه؟
37:23تو مگه آشق این دختره نبودی؟
37:25از دست شوهرش فررایش دادی؟
37:26آوردیش تو خونه؟
37:27چی شده که یهو تصمیم گرفتی ازش متنفر باشی؟
37:31آخه
37:32برای یکایی اکسایی بیشرمانه فرستده از یاسمین شنیدم
37:35خیلی ناراحت شدم
37:37آها خب اینو از اول میگفتی
37:39تو با اندر عرف زدی مگی نه؟
37:40دست از این اخلاقات بر نمیداری
37:42حالا خجلت هم نمیکیشی دروقت که میگی از یاسمین شنیدی؟
37:45ای بابا همه میدونم بین لیلی و کایا چیا گذشته
37:47منم نمیخوام همچین دختری دروبر تو کار کنه حالید
37:50یلدیز
37:51ببین اونجا یه شرکته
37:52شایکار رو نمیخوایی لیلی رو نمیخوایی
37:55پس لیست آدم هایی که میخوایی به من بده
37:57تو من با اونا کار کنم
37:58باشه فکر خوبیه
38:00جانر امیر آیسل
38:01میتونی با اینا کار کنی اشقم
38:03برو بیرون
38:03میخوام تا شام حاضر بشن کار کنم
38:04باشه فقط جدی گفتم لیلی رو به فرستش بری
38:09مسائل بین لیلی و کایا به من مربوط نیست
38:12زندگی خصوصی دستیاران به من چه مربوطه
38:14زندگی خصوصی اون دستیار
38:16زندگی ما رو هم زیده رو میکنه
38:17ببین دیگه داری رو حسابم رو میری
38:19از این به بعد نشت هم به این
38:21بگی فلانوی استخدام کن فلانوی رو اخراف کن
38:23یعنی به خاطر اون میخوای من رو ناراحت کن
38:25من به خاطر ایش کس رو ناراحت نمی کنم
38:27حالا برو بیرون حسابم خورتر کن
38:29خیلی خواب باشه پس شامتو تنهایی بخوا
38:31کجا داری میری؟
38:32دارم میرم بیرون
38:33اجازه گرفتی ازم؟
38:34نگرفتم
38:41میگم بابا
38:43شایکا برگشته اما مامانم از این موضوع بیخبره مگه نه؟
38:46نه بهش نگفت
38:47نگفتی یا نتونستی بهش بگی؟
38:49خب نتونستم بگم درکم کن
38:50میگم منو تو واقعا از مامان حساب میبری
38:55ایفای
38:57بیچاره شدی
39:00هلو
39:01سفگی جون اینا رو عزیزم بگیر
39:03بایی خیلی ببخشی دیر کردم میدونم
39:06الان میام برای شام
39:07شما رو نمیدونم اما من گرست نمه
39:09خیلی گرست نم
39:14آکی
39:14شما پدر و پسر یه طوریتون هست
39:17خب بگید ببینم
39:18خیلی تابلوی که یه طوریمون هست مگرم
39:21ای
39:22یک کم
39:23اندارو میخواییم با طرف بزنیم
39:25یک کم بشین
39:27آکی
39:28میشنبم
39:30آی
39:31چقدر وصایل و چیدن سخته به خدا
39:34کایا این اینجا چی کار میکنه ها
39:38هان
39:38آه اندار جون خوش اومدی
39:41تو برای چی اومدی اینجا
39:43اندار بریم اتاق من حرف بزنیم
39:44کایا پرسیدم این اینجا چی کار میکنه
39:46داداش مگه بهش نگفته بودی من برگشتم
39:49اگه میدونستم از اتاقم بیرون نمیام
39:50کایا
39:51اندار بیا بریم تو اتاق من حرف بزنیم
39:53بیا لطفا
39:54باشه حرف میزنیم حرف میزنیم
40:03مثل اینکه مامان جون خیلی عصبانی شد
40:05بله
40:12کایا اینجا چه خبره؟
40:14من همیخواستم در باره یه همین موضوع با طرف بزنیم
40:16شاییکا حق نداره به این خونه برگرده
40:19اندار خیلی خوب باشه
40:19خواهش میکنم اول حرفای منو بشنیم
40:21خب چی شده؟
40:22ها؟
40:22مگه نمیگفتی دارش خد کشده؟
40:24مگه نمیگفتی دیگه نمیخوایی ببینیش؟
40:26مگه نمیگفتی دستش رو شده؟
40:27آره هنوزم همینو رو میگم
40:28بس این کار چه بحنی داره؟
40:30شاییکا بعد از این که از اینجا رفته خیلی داخون شده
40:33داشت زندگیشو به باد میداد
40:34اید اونو بیرون دیده
40:35رفته و هتل فهمیده داره
40:37تو وضعیت شرمووری زندگی میکنه اندار
40:39من که نمیتونم خوهرمو همینجوری
40:41ودش کنم به امول خدا
40:42تم همه اینا رو باور کردیاره آفریم
40:44اندار من گول نخوردم
40:45شاییکا رول بازی نمیکرد
40:47اگه میخوای از اید بپرس
40:48اینا همهش دستیسه شاییکاست
40:50بابر نکن هر کاری بگی ازش بر میاد
40:52در برگشتن شاییکا به این معنا نیست
40:54که من اونو بخشیدم
40:55من فقط میخوام جره کارای احمقانشو بگیرم
40:58یعنی بر این که دیگه برامون درد سر درست نکنه
41:00دوباره آوردمش به این خوده
41:01واقعا؟
41:02اتفاقا برعکس
41:03حالا که برگشته
41:04مطمئن باش کاریمون یه ساره
41:05اندار منم میدونم شاییکا آدم درستی نیست
41:07داره اون خطرناکه
41:08اما من برادرشم نمیتونستم دلش کنم
41:11ای بابا
41:11اون همه این حقه ها رو سوار کرده
41:14که تو دلت براش بسوزه میفهمی؟
41:16اندار حقه باشی یا نباشه
41:17خاهر من نباید هر چب تو بقیر
41:19یه آدم قریبه بخوابه
41:20و بقیر کارای احمقانه بکنه
41:21من همچین اجازهی بهش نمید
41:23که اگر همچین چیزی بود
41:24چرا به من نگفتی؟
41:25چرا با من مشبرت نکردی؟
41:26منو تو داریم توی یه خونه زندگی میکنیم کایار؟
41:28اندر وقتی رفتم اونجا این تصمیم رو گرفتم
41:30نخواستم پیش اون به تو زنگ بزنم
41:32میدونم ناراحتی
41:33اما اوضع اینطوری دیگه چی کار کنم؟
41:37پس میدونی که من ناراحتم آف؟
41:39برای این خیلی با درک و فهمی
41:40دوبله شده در سیدیو جم
Comments

Recommended