- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00خب تو از کجا میدونی که این در مادر توه؟
00:04مادرم
00:05همونی که منو بزرگ کرده یه نامه نوشته
00:09و؟
00:11توش نوشته که این در مادر توه؟
00:14آره؟
00:15یعنی تو به خاطر یه نامه پاشدی رفتی تو هولدین مشغول به کار شدی درسته؟
00:22چرا اینقدر تحجب میکنی؟ نبایید دنبالش بگردم؟
00:25چرا که نه؟
00:26بهتحق میدم اما اگه مادرت اشتباه کرده باشه چه؟
00:29چجوری میتونی اینقدر مطمئن باشی؟
00:33مادرم دروح نگفته
00:34چرا باید همچین کاری بکنم؟
00:37بگذاریم
00:38تحتوشو در میارم
00:39نمیتونیم بی گدار با آب بزنیم
00:42اولین کاری که باید بکنیم اینه که بفهمیم اندر مادرت هست یه نه؟
00:46بعدش برای خودمون یه مسیری رو مشخص میکنیم
00:49چجوری باید اینه بفهمیم؟ میخوای چی کار کنیم؟
00:53باید بری تو دفتر اندر
00:54حتما اونجا یه وسیله شخصی داره دیگه
00:57مصفاکی چه میدونم؟
01:00دستمونی که استفاده کرده باشه
01:02میتونی پیدا کنی؟
01:05پیدا میکنم
01:07خوبه
01:09راستی
01:11سعی کنه سابانیتی تو کنترول کنیم
01:13نگرش در برای آخر کار کار خوشه؟
01:17خوبه
01:20خوش اومدین
01:29سلام آیی سن
01:31زهره اونجاست؟
01:36برم سر به سرش بذارم یکم بخندم
01:39آره میشه میشه حتما میام
01:40باشه
01:41باشه
01:43آیی زهره هر وقت منو میبینی انگار دنیا رو سرت آوار میشه
01:48میخوای چی کار کنم؟
01:50نکنه میخوای وقتی تو رو میبینم خنده بیاد رو لبم ها؟
01:53آیی میدونستی کینت چطوریه؟
01:55نصفت به تو اونطوریم یلدیس
01:56کاش گذشته ها رو فراموش کنی عزیزم بی خیالش بشی
02:00چی داری میگی؟ چطوری میتونم فراموش کنم؟
02:03دو روز نشده ما رو کشوندی خونه؟
02:04خیلی سخت نگیر زهر رو از حال لذت ببر
02:07زمنان مگه نشنیدی میگن بخشش از بزرگانی
02:10یلدیس هدف تو چیه؟
02:11نکنه میری پیش روان شناس جملتی از دهن در میاد که ازت بایده؟
02:15دیگه میخوای مصفت باشم
02:16وای چه کار خوبی
02:17تازه اون جمله بخشش از بزرگانی یه جمله کاملا مزخر است
02:21چون هندونه زیر بقلت میذارن میفرستن جلو
02:23با این زبونت وای به حال جانی
02:26معلومه که تو رو نشنخته
02:27این روی تو رو هنوز ندیده دلم برش میسید
02:30اگه یه بار دیگه این بحث رو باز کنی حسابتو میرسم
02:33وای
02:34بیا لیلا
02:36چی خواهر میکنید؟
02:38نشستین داریم حرف میزنیم
02:40در مورد چی؟
02:42روابط اجتماعی
02:43به منم بگی خوب
02:44زهرای یکم از لیلا یاد بگیم
02:47ما هم غهر بود، عشتی بود، دلخور بود
02:49یه اطلا یادش نمیومد یا بروی خودش نمیابود
02:52لیلا اصلا تکلیفش با خودش مشخص نیست
02:55نیشش هم بازه
02:56بچه هستی
02:58مگه من چی کار کردن پشو جدینه؟
03:00ببینم عوض شدی، روشگونه زده
03:02خوب شده، صورتی
03:04خیلی هم بهت میاد
03:06ناز شد
03:07ممنون عزیزم
03:08از شما خوهر آقا کایایی
03:11چرا؟ شبیه هم نیستی؟
03:13نه شبیه هستی
03:14در مورد این چیزهایی که حرف زدیم به برادرتون میگیم؟
03:20به هیچ کس نمیگیم
03:22یعنی شما میخواییم به برادرتون دروغ بگیم؟
03:25اگه آخرش قرار باشه به یه موفقیت بزرگ برسیم
03:30دروغ گفتن مباهه
03:31چی بگه هم آقا کایا باقا مرد خوبیه؟
03:36بیش از حد خوبه
03:37اصلا نیاز نیست انقدر خوب باشه
03:40اما چه میشه کرد؟
03:41ذاتی شونجوریه دیگه؟
03:43واسطه شد دوستاش حزینه ی تحصیل من رو بدن
03:45توی این دور زمانه کسی از این کارا نمی کنه خانه
03:47چقدر ساده ای
03:51داداش هم داره خرج تحصیل تا میده
03:55یعنی چی؟
03:59چرا بانمود کرد که یکی دیگه داره این کار رو میکنه؟
04:03جان از منت گذاشتن خوشش نمیاد
04:05بهتر احسان برو تو نیاری
04:08باشه
04:10یعنی ازش تشکر نکنه
04:11میتونی به جاش؟
04:13سرسپرده ی من بشی
04:14میشه؟
04:16باشه
04:18چه خبر کایا؟
04:23سلام تورین خوبی؟
04:25خوبم
04:25کایا شنیدم
04:29ایدو فرستدی دانشگاه
04:30آره درست شنیدی
04:31یکی از دوستان خرج تحصیلش رو گردن گرفت
04:34نکن کایا من که غریبه نیستم
04:36مگه من چی گفتم؟
04:37داتامونم میدونیم که خرج تحصیلش رو تو میدی
04:40تورین من اینو به اید نکفتم
04:43راستش نمیخوام پیش خودش فکر کنه که به من بده کاره
04:47میدونم کایا
04:48لطفه خیلی بزرگی در حقش کردی
04:51امیدوارم اونم بتون از این شرایط درست استفاده کنه
04:55هم کارش و هم تحصیلش و هم زمان پیش ببری
04:57امیدوارم اید پسر خیلی زرنگیه
05:00پسر خیلی باحوشیه
05:01البته اگه اندر اخراجش نکنه
05:03تو الان حتما اندر خانم فراموش کرده
05:06زمنان من به اید تذکر دادم
05:07بهش گفتم دور بره اندر نره
05:09منم گفتم
05:10فکر نکنه مش کردی پیش بیات
05:40پسر خیلی بازم
05:46اور خیا
05:47انزای شما لزمن
06:10در دیفت دیگه بیارش دفترم
06:27باش
06:37اید اینجا چی کار می کنیم
06:39داشتم دنباره تو می کشتم
06:48یه سؤالی داشتم
06:49باشی بپرس
06:51تو تراست با هم قوه بخوریم
06:53وقت داریم
06:55خب چرا کنم بریم
07:00سؤالت در مورد کاره؟
07:14سؤالت در مورد کاره؟
07:28نه در مورد کار نیست
07:30پس در مورد مسائل شخصیه
07:34من فکر می کردم در مورد اون موضوع از دستم عصبانی
07:38چرا عصبانی باشم؟ به انتخاب تو احترام میذارم
07:41هر کسی آزاده در بروی زندگیش تصمیم بگیم؟
07:44من هیچ تصمیمی نگرفتم
07:46هنوز هیچ کسی رو انتخاب نکردم
07:48فقط ازت محلت خواستم کایا
07:49اندر نمیخوام در مورد اون موضوع حرف بزنیم
07:52ببین اندر من اون سفر رو برای همیشه تو زندگیم بستم
07:55باشه
07:57در مورد چی میخواستی حرف بزنی؟
07:59گویا شاهیکا با هات بدرفتاری کرده
08:03از هنراش برا تحریف کرده؟
08:06اون با تو هیچ مشکلی نداره
08:08اخلاق اون اینجوریه
08:09میخواستم بگم لطفاً بدل نگیر
08:11من یه چیزایی دیدم و یه چیزایی شنیدم
08:15که اگر میخواستم حساس باشم الان باید
08:18کاش همه آدم ها مثل تو بودن کایا
08:25حالیت وقت داری؟
08:37بیا
08:39راستش من با اریم حرف زدم
08:42میخواهم امشب بیام خونتون بهش سر بزنم
08:44باشه اندر بیا ببینش
08:46اون دختره قراره باشه؟
08:48اندر منظورت دیلیزه؟
08:51آره منظورم دختریه که باباش پسر باشه
08:54داریه که باباش پسرمونو با تیر زده
08:56اندر
08:57حالیت خواهش میکنم بهش بگو
09:00وقتی اومدم تو خونتون زیاد به پروپای من نپیچه
09:03یه گوشه بشینه و حدشو بدونه
09:05دهنش هم لطفاً ببنده
09:06تو با اون چی کار داری؟
09:08تو بیا پسرتو ببین و برو
09:10حق نداری در موردش اینجوری حرف بزنی؟
09:12حالیت من نمیخواهم با اون دختره هم کلام بشم فقط همین
09:15تو هم انگار علاکی میگفتی میخوای تلاقش بدی پس چی شد؟
09:19اندر
09:21نمیتونی ازم حساب بپرسی
09:23فقط به بچه هم حساب پس میدم
09:25اونا مشکلی ندارن
09:27جرعتشو ندارن که بگن
09:29چون ازت میترسان برای همین ترجیح میدم تو این مورد هیچ حرفی با هات نزنن
09:33کار دیگه ای نداریم درم؟
09:35نه
09:36خوبه پس رتفا برو کار دارم
09:39آکی
09:41شب میبینم ات خود؟
09:53به اید بگید بیاد دفترانا
10:03اید یادمه در این مورد به تذکر داده بودم
10:06آقا کایا درست میگین اما اونجوری که دیدی نیست
10:09اید گفته بودم مرغب رفتارت باش
10:10گفتم دوره بره اندر خانم نرو
10:12گفتم حتی پروندم براش نبر
10:13بعد بیاجازه میری تو دفترش هدفت چیه؟
10:15سو و تفاهم پیش اومده اجازه بدید کنو
10:17نکنه اندر خانم درباره تو درست میگفته
10:19داشتی تو اتاقش چی کار میکردی؟
10:21آقا کایا ببینین
10:23ببینین
10:25وای منم داشتم دنبال این پسره میگشتم
10:29شاهیکا
10:31یه جایی همینجه ها دست مندم افتده
10:34رفتن این پسره رو دیدم
10:36ازش خواستم که بیره تو دفتر اندر یه نگاهی بندازه
10:43تونستی دست مندم رو پیدا کنی؟
10:45اسم چی بودی یادم رفته؟
10:47اسمم ایده نتونستم پیداش کنم خانم
10:49ای بابا
10:50چرا گفتی بره اونجا؟
10:51رفتن این در منو دعوت کرد تو دفترش
10:54میخواست برام کلیس بذاره که مثلا شاغلیم
10:57نخواستم دوباره خودم برم
11:03قراره از این به بعد ستایی حرف بزنیم اینجا؟
11:05اید خیرم برو بعداً حرف میزنیم
11:09قدم آخه اینقدر ندید بدید میشه؟
11:11یه بار تو زندگیش یه دفتر بهش دادن
11:13اگه پوزشو نمیداد میمود
11:15احتمالاً همه موقع از دستم افتاد
11:19به پرسونل شرکت بسپر خوب اطراف رو بگردن باشه
11:21باش میسپرم
11:23نگاه بی خودی سره هیچی گمش کردم
11:25رسی این پسره ایدم به ایچ دردی نمیخوره
11:27میگم اتاق این در رو برو بگرد
11:29همینجوری بر رو بر مرا نگاه میکنه
11:31روش نشده چی کار کنه؟
11:33مسماین این پسر واقعاً باهوشه
11:35چون به نظر من که اینجوری نمیاد
11:37واقعاً پس باهوشه
11:39بگذاریم
11:41من برم
11:43خاش که دست مندم پیدا بشه
11:45بعدم میبینمت
11:47میبینمت
11:49چه ادید داریم میگی؟
11:51باشه باشه
11:53بعدم میبینمت
11:54میبینمت
11:55چه ادید داریم میگی؟
11:59چی شده امیر؟
12:00وایسه وایسه باشه باشه باشه
12:01عزیزم بدن حرف میزنیم
12:02میبوسمت عشقم
12:03فیلن خدافز
12:04خب بگو ببینم چی شده
12:06داداش
12:07زهرو دوستپسر داره
12:09چته؟
12:10چی داریم میگی؟
12:11دوستپسرش که که بهت گفته
12:12مطمئنی دوستپسر داره؟
12:13داداش خودتو تا مجور کنه ای بابا
12:15این کارا چیه؟
12:16تو چرا تحجب میکنی؟
12:18با یکی دوست شده
12:20نه تحجب نکردم ای بابا
12:22مگو ببینم لیله از کجا فهمیده؟
12:23زهرا خودش گفته؟
12:24اول یکم آروم باش؟
12:26وقتی تلفونی حرف میزده شنیده
12:28داشته میگفته دارم از دلتنگی میمیرم
12:30و حلاکتما از اینجور حرفا میفهمی که
12:33بد از این بود حواسشو جمع کنه
12:35که حواسشو جمع کنه؟
12:37کلی دارم میگم داداش دیوار موش داره
12:40موش هم گوش داره از قدیم گفتم
12:41ود مراقب بشه
12:42داداش بی خیال تو رو خدا من فهمیدم
12:45این دختر رو با کی داره میپره؟
12:47خوکیه
12:49این دختر زهرا با یکی دوست شده درسته؟
12:53خب خیلی هم دلتنگشه میفهمی که
12:55حالا حاکان با کسی هست؟
12:57نیست این دوتا رو اصلا با هم دیدیم؟
13:00خب داداش چرا ندیدی؟
13:02چون رابطه دارن و از همه مخفی میکنن
13:04بد میکم؟
13:06باورم نمیشه نمیدونم اونایی که دیوونه میشن میان اینجا
13:08یا هرکی میاد اینجا دیوونه میشه
13:10واقعا برام سوامه از دست
13:12من با دلیل و برهان برا توضیح دادم
13:14همینه
13:16و بعد
13:30همین اول کار گن زدی
13:36اگه من نمیرسیدم میخواستی چجوری جمعش کنی؟
13:40راستی شما چجوری خودتون رسوندی؟
13:43خوبه که زنی زدم
13:45تو دفتر این در خانمم
13:48آقا کایاموچ همو گرفت
13:50الان کایام کجاست؟
13:52این در رو داره معتل میکنم
13:54باشه همین الان مید
13:56تو چجوری تونستی اینقدر بیدقت باشی؟
14:03فکر نمی کردم آقا کایامو بیاد
14:05تا این در خانمم از دفترش رفتی رو من سریع رفتم تا
14:09من این بهانه رو قبول نمی کنم
14:10باید مراقب باشی
14:11باید وقتی یک کاری رو شروع میکنی
14:13تمام احتمالتش رو در نظر بگیریم
14:15داشتی همین چیز رو خراب میکردی؟
14:17منذره در خانمم
14:19دفعه بعد ممکنه شانس اینقدر با هاتی یار نباشه
14:22باشی
14:24حالا تونستی چیزی پیدا کنی؟
14:30عالیه
14:32دیگه نبینم اشتباه کنیان
14:34منتظر و تماسم باش
14:36از این به بعد بیشتر حواسامو جمع میکنم
14:38زود برو سر کارت ممکنه براداران بخواد باید حرف بزنه
14:42اید
14:44نمونه یه موها تو میخواد
14:46باشی
14:48باشی
14:52داخلش
14:56خوبه
14:58اید
15:00نمیامدم میخواستی چیکار کنی؟
15:02میخواستم بگم
15:04آقا حالیت منو پرستاد اون جو نتونستم
15:06درخواستشون رد کنم آقا کایام نمیتونست برای از آقا حالیت بپرسه
15:10واقعا خوشم اومد
15:14خوبه پستیدین که نیاز نبود بیان؟
15:18چقدر برویتون
15:20برگرد برو سر کارت
15:22بلند پروپس
15:24بعدم میبینم ات
15:26چیکار میکنین آقا یام؟
15:30چیکار میکنین آقا یام؟
15:34کار خواستی نمیکنیم
15:36خوش اومدین آقا یام
15:38نوشه جام
15:42بگم
15:44خیلی وقت نرفتیم خوشگزرونی
15:46یه شب بریم کلوب ملوب بترک کنیم
15:48نظرش؟
15:50به نظر من که فکر خوبیه
15:52من میخوام پیش زینب بشم
15:54بهتون خوش بگذاره
15:56اونجوری که نمیشه تنبلی نکنه
15:58همه هنگ کنیم بریم بیرون؟
16:00آره علیهان من هم هستم
16:02آره
16:04دختره هم بیان مگه نه هاکان جون؟
16:06به نظرم بیان
16:08لیلا هم میتونه بیاد امیر مشکل نیست
16:10عالیه
16:12هاکان جون من و لیلا با هم دیگه دوستیم
16:14علیهان هم خبر داره
16:16تو هم راحت باش
16:18میدونم
16:20علیهان به هم گفت تبریک میگم
16:22با جنارها
16:24من لیلا تو زهران
16:26امیر چی داری میتونیم؟
16:28دارم میگم شاید بعدا با هم فامیل شدیم
16:30امیرجون چیجوری میتونیم فامیل بسیم آخه؟
16:32ای بابا
16:34نمیخواد مخفی کنیم همه ما در جریانش هستیم
16:36راحت باشه هاکان امیر چی میگه؟
16:38نمیدونم به خدا چی داره میگه
16:40آقایون امیرو جدی نگیریم لطفا
16:42تو مگه دوست بسر زهران نیستی؟
16:44چی؟ مزخرف نکنیم؟
16:46امیر چی داری میگی؟
16:48تو نیستی پس که؟
16:50من از کجا باید بدونم؟
16:52امیر چی داری میگی؟
16:54تو نیستی پس که؟
16:56من از کجا باید بدونم؟
16:58به منچ از زهران بپرس؟
17:00امیر برای چی داری حرف برمیادی؟
17:02بر اساس شباید رفتم جلوب و به تو رسیدم
17:04آفرین واقعا میگم که؟
17:06بوشتو تحسین میکنم واقعا آفرین
17:08دقیقا منم دقیقا همینو بودم
17:10میگم دیگه
17:12جانر دوست بسر زهران باشه
17:18دوتاشونو با هم تصمت کن؟
17:22جدن هم
17:32من برام یه قهوه بگیرم
17:34آبه گازار لیمونی هم بخور خوندهی
17:36چرا؟
17:37نمیخردم
17:39باشه؟
17:40بهش برخورده
17:42میشه لطفاً یکم آروم تر بخندین
17:44به فکر بقیه هم باشید
17:46ببخشید خانوم محترم ببخشید
17:48خیلی ببخشید
17:55عشقم
17:56جونم
17:58حالت چطوری؟
17:59بوبم
18:00روزت چطور گذاشته؟
18:03صبح تو هم اونجا بودی؟
18:04میدونم
18:06بعد از رفتنم چی کارای کردی؟
18:07تو شرکت چی کارای کردی؟
18:09داری شوخی میکن یا جدی میگی؟
18:11نه
18:13میخوام با هات حرف بزنم حالت
18:14حسرت به دلم مونده که دو کلمه با هات حرف بزنم از کارات برام تعریف کن
18:18آه ! تعریف کنم
18:20آمه
18:22الان که اندر بیاد چطور بود؟
18:26این چی بود که گفتی؟ از فوشم بدتری اصلا چرا میاد؟
18:30معلومه دیگه میخواد اریمو ببینه
18:32آه یعنی به خاطر اریم
18:34هره؟
18:35پس باشه بیاد به خاطر خوشحالی اریم حضرم هر کاری بکنه
18:38خوشحالم که درک میکنی؟
18:39الان یعنی خوشحالی
18:41از قیافت نمیشه فهمید خوشحالی یا عصبانی هستی
18:46همیشه همین شکلی هستی
18:47بگذارم عشق خودمید
18:50زینب
19:07آماده شدی؟
19:09آماده
19:11خیلی خوشگل شدی
19:13خیلی ممنونم
19:15ببین؟
19:16گوشبارهی که خریدی رو گوشم کرد
19:17خیلی بهت میاد
19:19اون سنجاق سینهی که آبجین بهت داده هم فکر کنم به این لباست بیاد
19:23باش میتونه یکم یقیه لباستو ببندی
19:25منم خوشحال میشم باشه
19:27چی؟
19:28چی؟
19:28همون سنجاق سینهی یادگار مادرم
19:31آبجین بهت داد
19:32به نظرم روی یقت ببند
19:35خوب میشه
19:37پایی منتظرتم باشه
19:39خیلی خوشگل شدی
19:41حالا چی کار کنم؟
19:46چی کار کنم؟
19:47چی بگم؟
19:49چی کار کنم؟
19:52از اینجا خوشت اومد؟
19:58آشقش شدم چجایی با صفایی جای؟
20:01آره کسی هم این برا نمیاد
20:03چقدر خوب بخیل راحت با هم دیگه حرف میزنی؟
20:06آره واقعا
20:06زهرا یادم رفت بگم
20:08لیلا به چک کرده
20:10یعنی چی؟
20:11به امیر گفته خوهرم دوست پسرده رو از ما مخفیش میکنه
20:14با تلفون که حرف میزدی که میگه؟
20:16آجدی میگی؟
20:17اویش
20:18لیلا رو ببین اخلاق رفتر شده کپ یلدیز
20:21نمیاد دختره از خودم بپرسه میگیره میشونه به امیر توضیح میده دختره را
20:25آه ببین زرگه
20:26ما تا که میخویم رابط همون از بقیه مخفی کنیم؟
20:29ببین جانر جون
20:32من خودم هم مشکلی با این که بقیه رابط همونو بدونن ندارم
20:36فقط بغیر از اندر و بابام
20:39آره آره مخصوصم بابا نباید بفرمه
20:41اصلا حسن حسنه بدونه
20:42مشکل تو نیستی اما من
20:45چون دوبار تو زندگیم از دو نفر زهر بخوردم
20:48میترسم بگم با یکی هستم
20:50خودم هم یه جوری هم که از همه مردو چشم ترسیم
20:53خیلی میدونم
20:55واقعا تو رو درک میکنم
20:57از زم حق هم نیم
20:58اما من چون
21:00اون دارم و امیر دروغ میگم
21:02حس خیلی بدی دارم
21:04جانه
21:06به خاطر من یه مدت دیگه رابط همونو
21:09به کسی نگو خود
21:10باش به کسی نمیگم
21:13به خاطر تو
21:13شماره آب جیمه
21:20آب جی جون
21:24الو جانهر کجایی
21:26خوبه هم آب جی جون تو چطوری
21:28نپرسیدم حاله چطوره گفتم کجایی
21:31ها من رو میپرسی من با دوستان بیرونم
21:34درست حرف بزن جانهر دوستات کی انها
21:36آب جی گفتم که با دوستان چقدر سینجین میکنی
21:40ببین جانهر یه مدت اصلا سمت من نمییا یا
21:43نه
21:44بله عزیزم تو
21:45من این بر با مشکلات سرکله میزنم تو دنبال عشق و حال خودتی
21:49این کارت به نظر درسته؟
21:50ببین آب جی جون من که نباید کل زندگی ما وقف تو بکنم
21:53آب جی من هم زندگی شخصی دارم ازت خواهش بکنم بیخیال من شود
21:56مگه من اینطوری بهت گفتم جانهر جون
21:58بذار کارامونو انجام بدیم تموم کنیم
22:00بعدش هر کاری دلت خواست بکن
22:02باش باش هرچی تو بگی آب جی خیالت راحت بش
22:06آفرین به داداش گل خودم
22:08خدافز عزیزم
22:09میبینمت
22:10هی بابا
22:12آب جی مصلا نمیذاره من برای خودم زندگی کنم
22:15میره مردم و میمدازه به جون همدیه
22:17بعدش میاد میگه جانهر جون بی حل شد
22:19این دره دیگه
22:21میبینی
22:23ماهیامونو چرا نهی بردم
22:27زینب
22:29پاشو
22:30زینب نیم ساعت داری چی کار میکنی؟
22:33نکنه تو حالت خوب نیست؟
22:35نه
22:36حالم خوبه
22:37چیزه
22:39خوب
22:40علیهان من میخوام این چیزی بهت بگم
22:43اما لطفا عصبانی نشو باشه
22:45وقتی اینجوری میگی آدم بدتر عصبانی میشه درسته؟
22:51من نمیخواستم اینو بهت بگم
22:53اما اینگار که تو موضوع رو میدونی و از اهم دسترار کردی که
22:56زینب چی شده میشه بگی؟
22:59نمیتونم سنجخسینه ای که خواهر اداده رو استفاده کنم
23:02چرا؟
23:03چون اونا ازم پس گرفت
23:07یعنی چی ازت پس گرفت؟
23:09علیهان ازت خواهش میکنم
23:10سری و کانش نشون نده باشه
23:12میدونم به نظر بعد میاد
23:14اما عزیزم من از این که پسش گرفت نراحت نشدم
23:17باور کن خیلی معترمونه ازم پسش گرفت
23:20زینب چی بهت گفت؟
23:21جایی هم ندارم که اونو استفاده کنم
23:23زمنان دیدی که اون خیلی چیز بود
23:25خیلی هم سنگیم بود
23:26اصلا با سلیقه من جور نبود
23:28زینب آب جیم وقتی اونو خواست چی بهت گفت؟
23:31من میخوام اینو بدونم
23:32اونو داده بود به من که فقط روز حروسیمون استفاده کنم
23:35یعنی امانت داده بود
23:36میخواست بعدم پسش بگیره عزیزم
23:38باش زینب اما میخوام بدونم برای پس گرفتن
23:40اون دقیقا چی بهت گفت
23:42میشه اونو به هم بگی لطفا
23:43گفت
23:45گفت اون یادگاری خانوادگیه
23:48و میخواد اونو بعدم به لیلا تو حروسیش کاده بده
23:52اینجوری گفت
23:53یعنی تو رو لایخش ندونسته
23:55نه نه من اینجوری برداشت نکردم
23:57اگه با من احساس راحتی نمیکرد
23:59اصلا هیچوقت نمیتونی سینو به هم بگی
24:01با اینجور حرف زدنت نمیتونی کاری کنی که اشتباه خوهرم رو ببخشم
24:04میفهمی؟
24:04الهان خب چی کار کنم
24:06بشینم تو را علای خوهرت پر کنم
24:08تازه داره همه چی نرمال میشه
24:10ما تازه داریم با آرامش میرسیم
24:12نمیخوام دوباره حساب خوردی پیش
24:13اگه برحسب اتفاق به ادنه میگفتم که سنجاق سینه را استفاده کنی
24:16میخواستی اینو ازم مختیب کنی
24:18محلومه که نمیگفتم خوب
24:19زینب این بیادبی فقط به تو تنها نشده
24:22به منم شده اون خوهر منه با این کارش به منم توهین کرده
24:25نشونش میدم سبکان
24:26علیهان
24:27علیهان
24:29علیهان
24:30علیهان خوهش میکنم
24:32علیهان خوهش میکنم نرو علیهان لطفه
24:34زینب میرم برمیگرد
24:36باشه باشه
24:37علیهان فقط نرو خوهش میکنم
24:38زینب میرم برمیگردن
24:40علیهان
24:40علیهان لطفه
24:41اگه دوست هم داری نرو
24:42بعدن حرف بزن
24:44خب بذار آروم بشی
24:45با عصبانیت نری خیلی بهتره
24:47لطفه
24:48خوهش میکنم
24:52باشه
24:53خیلی ممنونم
24:56اما بعدم باش حرف میزنم
24:59خیلی مذارت میخوام زینب
25:00نه عزیزم این چه حرفیه بیا
25:06عشقم
25:12مامان جون
25:14یکی یه دونه من
25:16آی عزیزم آی
25:18نفس من
25:22خب میبینم که
25:24برگشتی به روال سابقه درسته
25:27خیلی سری دوباره به اینجا عادت کردی مگه نه
25:30اینجوری نگو مامان
25:31شوخی میکنم
25:34عریم جون تو خوشحال باشی
25:36من از خدا دیگه هیچی نمیخوام
25:37باور کن
25:38میدونم آمان جون
25:39عزیز دلم یکی یه دونه
25:41بابا با تحرف زدی؟
25:46در مورد چی؟
25:47در مورد این که
25:49کی قراره
25:50از یلدیز جداشه
25:51ازش پرسیدی؟
25:52یه بای پرسیدم
25:52اما جوه درسته سابقی نداد
25:54ممکنه یه وقت
25:55از تصویمش منصرف شده باشه نه؟
25:57نکنم
25:58اون وقت حتما به این میگفت
25:59بابام دقدرگاهاش زیاد شده
26:01برای همین من نمیخوام
26:02ازیادش کنم
26:02آره عزیزم خوب میکنی
26:04بهتره که تو هیچی بهش نگی
26:06اما فکر میکنم
26:07احتمالا با این که توی خونه زندگی میکنن
26:09روابطشون با هم دیگه
26:11هنوز خوب نشده آره؟
26:12بیانی
26:13از وقتی که آمدم
26:14من ندیدم میونه شون خوب شده باشه
26:16فهمیدم عزیزم
26:17باشم
26:19بگذاریم عزیزم بگذاریم
26:21اصلا به ما چه؟
26:22ارین برام یکم گیتار بزن ببینم
26:24خیلی وقت نزدی باشه
26:25آره باشم آمان آهنگ های جدید یاد گرفتم
26:27ببینم خودت هم آهنگ می نویسیم
26:29آره می نویسیم ببین اینجا نوبرشم
26:30جدی داری میگی؟
26:32عزیز دیلنی
26:33آمامان الان بزنم
26:34بزن بزن
26:35عزیزم
26:39یه فکری خیلی خوب به سرم زده
26:42چی هست؟
26:43میگم به خاطر خوب شدن عریم جشت بگیری
26:45به خاطر خوب شدنش؟
26:48دوستگی عریم رو دوت میکنیم
26:50دوستگی زهره و لیلا هم میان
26:52مثل مهمونی تو خونه یه اندر سوت و کر نمیشه
26:55یه مهمونی توپ میگیری
26:56واسه لج و لجبازی با اندر میخوایی مهمونی بگیری؟
26:59نه عزیزم من نمیخوایم با کسی لج و لجبازی کنم
27:02ایندر به عنوان مادرش به خاطر ترخیص شدن عریم از بیمارستان مهمونی گرفت
27:06گفتم تو هم به عنوان پدر شاید بخوایی کاری بکنی
27:09یا ممکنه عریم ازت انتظاری داشته باشه
27:11باشه قبول بگیریم
27:14راست میگی؟
27:16عریم هم خوشحال میشه
27:17ای خوشحال شدم
27:18پس من به زینبینا میگم
27:19زرین هم دعوت میکنم
27:21تو هم به کایی ها بگو
27:22باشه میگم
27:23زود باشه
27:24زود باش بهش زنگ بزن و دعوتش کن
27:26ام ممکنه یه جای دیگه قول بده
27:28بره آقا حالیت
27:40سلام کایا
27:40ببخشید دیر وقت مزایم شدم
27:43نه چه حرفیه با خوهرم دوتایی نشستیم
27:46فرد و شب قرار یه مهمونی به خاطر خوب شدن عریم بگیری
27:51تو خوهرتم دعوتی
27:53باشه میایی میبینمتون
27:55باشه
27:57میبینمت شب خیل
27:59چی گفت
28:01گفت میا
28:02آره میا
28:03آلی
28:04تو گفتی میایی
28:07آره
28:08آقا حالیت به خاطر پسرش یه مهمونی میخواد بده
28:12شاهی که دفعه قبلم نیومدی
28:15این دفعه اگه نیایی زشت میشه
28:17من دوست ندارم با پیر و پتله توی یه جمع باشم
28:20پیر پتله این چه طرز حرف زدنه
28:22ایردیس هست جوونه
28:25خوهرش هم هست
28:26زمنان دختره یه آقا حالیت هم هستن دیگه چی میخوای
28:29منظور من مردا بودن
28:31شاهی که
28:33اصلا خنده دار نیست
28:35شبی کردم
28:37باشه باید میام
28:38خوشخال شدم
28:39بد بد نمیگذاره
28:41باید میدونم
28:41من یه دوش بگیرم بخواهم
28:43فکر میکردم تو رو مثل دخترش میدونه
28:59علیهان خوهرت واقعا با نیت بد این کار رو نکرد
29:03فقط منو لایقی تو نمیبینه
29:05زینب این که خیلی بتره
29:07لطفا دیگه اینو نگو
29:08هرچی میگیم به خاطر کار بقیه بحث نکنیم
29:10یه چیزی توش در میاد
29:12این نراحتم میکنه
29:13این آخری بود
29:14خیلی مصبت اندیشی تو
29:16به خاطر اون نمیگم
29:18علیهان ببین
29:18همه یه
29:19همه ی کسی که میتونستن مشکلی به وجود بیارن
29:22دل استثناء این کار رو کردن
29:23مثلا مامان من
29:25بعدش خوهرم
29:26بابای خوهرم
29:27این در
29:28خوهر تو
29:29رسی الیف هم هست
29:32نمیفهمم
29:36یعنی زندگی همه انقدر بالا پایین داره
29:39خب
29:40وقتی عشق همسرت باشی
29:42این طوری میشدی
29:43پس الان باید خوشحال باشیم
29:45منظورتین
29:46نه منم نمیگم
29:47خوشو با هم دیگه اینو جشن بگیریم
29:48پس چی؟
29:49اما ببین
29:50با وجود این همه مشکل
29:52بازم بیشه هم دیگه
29:53پس یعنی عشقمون واقعیه
29:55آره عشقمون واقعیه
29:59مهربونم
30:04علیهان
30:08ببین چی میگم
30:10خواستی با خوهر طرف بزنی
30:12یادت نهره که فلوش
30:13درد میکنه باشیم
30:14صد بار گفتم
30:15یادم نمیده
30:16میدونم
30:17صد بار بهت گفتم
30:18اما تو وقتی عصبی میشین
30:20ناخدگاه
30:21دل آدم رو میشکنی
30:22برای همین
30:23بهت گفتم
30:24میدونم
30:28یادم رفت بهت بگم زرها
30:33امیر فکر کرده دوست پسر مرموز تو هاکانه
30:36راست میگی؟
30:37به خدا رفت این پر روها ازش پرسید
30:40اونم که میدونه پسر محجوب خجالتی همینجوری ساکت یه گوشه نشسته
30:44اینجا چه کار میکنی؟
30:57سلام
30:58کار نمیکنیم نشستیم شام میخوریم گپ میزنیم
31:00اومدیم ماهی بخوریم
31:01آره
31:02اون کار خوبی کرده اینوش جونتون
31:04اینجا جایی خیلی خوبیه فقط
31:06زیادی دنج نیست
31:09آره آره همینطوره
31:11زهرا یه چیزی میخواست بگیم
31:12میخواست بگیم بگیه گفت بیا با هم بریم اینجای خلبت که کسی نماشه برای همین اومدیم اینجا
31:16رستش
31:17علیهان اینجا رو به این پیشنات داده بود
31:19واقعا
31:20خب این هم میدونه که اینجا رو به علیهان پیشنات داده؟
31:23کی؟ نمیدونه
31:25من پیشنات داده
31:27حا
31:28چون اونا هم میخواستن دوتایه بیان با هم یه شامه رومانتیک بخورن
31:36حاکانجون
31:38ما
31:39ما یه مدت میخوایم رابطه اونو کسی نفهمه
31:42میفهمی که
31:43من فهمیدم فهمیدم
31:44به کسی نمیگم نگرم نباش
31:45رازتون بیشم محفوظه
31:47خیلی حقایی به خدا
31:48حاکان حالا که اینجا یه جای دنج برای قراره آشقان هست
31:53تو برای چی تنهایی اومدی اینجا؟
31:55نه تنها نیستم
31:57برای دوستم بیاد منتظر اونم
31:59احتمالم تو ترافیک گیر کردش
32:01خیلی که دیگر نیستید
32:03نه عزیزم خوشوما دید
32:04سلام
32:06بیا
32:07خیلی خورش پختم
32:09خب بیشتر از این مزاهمتون نشم
32:12غذاتون سرد میشه
32:12میبینم اتون جانر جان
32:14ممنونم
32:21خواهش میکنم
32:22چرا دروغ بگم زهر رو
32:24اولش بکردم حاکان ما رو ترقیب کرده
32:26سر از کار ما در بیاره
32:27اما خدا رو شکه اینجا نبوده
32:29چی میخوری برایت سفارش بدم
32:32حاکان نگاه کن
32:33ماهی خیلی تازستانه
32:37حالید جون
32:40بله
32:41من دارم میرم
32:44اریم از دیدنت خوشحار شد
32:46آیی آره خیلی زیاد قربونش برم
32:49من از این به بعد بیشتر میام دیدنش
32:51باشه
32:53خوبه
32:54حالید راستی تا یدم نرفته بگم
33:02اون پروندهی که میخواستی رو به منشیتم دادم
33:05میدونم خبر دارم
33:07میدونم خبر داری
33:09خوب شبتون بخیر خدافز
33:13شب بخیر
33:14عشقم
33:15میرم با آیی سال حرف بزنم
33:17بگم برای مهمونی چی کارا کنه
33:19دو
33:19سه
33:20چهار
33:22انده
33:22پنج
33:23رسیدی پنج ثانیه
33:26منظورت از اون حرفا چی بود؟
33:29هیچی عزیز دلم
33:30منو ببین
33:30اگه اون منشی رو تو عجیر کردی که حالی تو از راه
33:33یه لیز من کسی رو عجیر نمی کنم
33:35احتیاجی ندارم
33:36ولیت پیش خودم میمونه
33:38محضا یاد آبری
33:39زمنان قراره تو رو هم طلاقه تو بده
33:41اصلا هم اینطور نیست
33:42از کجا میدونی؟
33:44شاید سپرده وکیلش کارای طلاقه تو رو انجام بده شاید
33:48به خاطر این که تو ازش چیز زیادی نگیری داره با هات مدارا میکنه
33:53چون از حالیت بعید نیست
33:55کم و بیش تو هم شاهرتو خوب میشناسیم
33:58بخیال پردزیات ادامه بده این در
34:01باشه حتما
34:03امروز فرداست که خبر ازدواج پنجام حالیت
34:07مثل بوم همه جا بتره
34:09این در میدونم میخوایی منو عصبانی کنی
34:12اما کرخونی
34:13چون میونم با حالیت خیلی خوبه
34:15حتی قراری مهمونی مفصلم بگیر
34:17زمنم تو هم دعوت نیست
34:19من خودم نمیخوام بیام
34:22تو خوش بگذرم
34:24چون با وجود اون دختره دوره تو
34:26چند وقت دیگه به سر میرسه
34:29بابای عزیزم
34:30خدا بگم چی کارت نکنه این در
34:34الو
34:37اید
34:38فردا شب تو خونه ی آقای حالیت مهمونیه
34:43تو هم باید بیه
34:43من
34:44چون شب هم کار میکنی کسی بهت شکل نمی کنه
34:47باشه میرم طولین خانمه غانه میکنم
34:50همینجورش هم گارسه نمی کنم
34:51چه خوب زبونه هم دیگه رو میفهمید
34:54فقط
34:55شایقا خانم
34:56میخوایین اونجا چی کار کنم
34:58میخوایم چشم و گوش من بشی
35:00و حرفایی همیه مهمونا گوش بدی
35:03و بعدیش بیهی به من بگی باشه
35:05باشه
35:07رسی موهارم دادم برای آزمایش
35:11نیستود قراری به ام خبر بدن که این در مادن تو هست یا نه
35:15خیلی مهمونم
35:16خواهش میکنم اید
35:17جان اردی شب که رفتم ایرمو ببینم باید قیافه یلدیزو میدیدی
35:46چی کار میکرد؟
35:48حضور سیفده تو شرکت خیلی عصبیش کرد
35:52برا همین هم من هم یکی دوتا تیکه انداختم و دیدم بوده بوده پشت سرم اومد
35:57واقعا آبجی؟
35:59بلاظر تو یعنی یلدیز انقدر خینگه ها؟
36:01این هم سوالیه که میپرسی
36:03معلومه که خینگه
36:05مخصوصا الان برای این که حالی تو از دست نده خینگترم شده
36:08آره
36:09امیدوارم همینطوری که میگی باشه
36:11میترسم بدای کاری کنه که دوباره ما با کله بخوریزه
36:14عمران بتونه این کار رو بکنه
36:17میخواد حالی تو نگه داره
36:19با کسایی که نمیخوانش سر و کله میزنه
36:21به مشکلاتش منشی هم که اضافه شده
36:23دختره براش رقیبه واهی
36:25به کدومش میخواد برسه ها؟
36:27احتمالا فکرشو میده به یکی درسته؟
36:29اونم سودا هسته
36:30معلومه که سودایه عصیزم
36:32یلدیس خیلی خوب بلده
36:34چجوری با حالی تو بچه ها تو خونه تا کنه
36:36اما این دختره
36:38برای یلدیس میتونه
36:40یک رقیب بشه ازش میترسه
36:42با حالیت هم میونش خرابه
36:44آیندهش هم معلومیست
36:46الان نمیتونه چی کار کنه
36:48بچجوری داره بال بال میزنه
36:50باید ببینیش جانه
36:52اینقدر میترسه که یه وقت حالی تو از دست بده که نگو
36:54یلدیس خانم
36:58میگم بد نیست یه مدت بذاریم از حساتت جلز و لز بکنه
37:02درست نمیگم اینجوری چشش
37:04به غیر از منشیه کسی دیگه ای رو نمیبینه
37:10خیلی خوب دیگه باشو باشو بریم به کارمون برسیم
37:12زود باش
37:14ببین آبجی جان
37:16میفهمم چی کار میکنی
37:18اما از بس زندگیمونو وقف جدا کردن
37:20زوجای عاشق کرده میترسم
37:22یه وقت آهشون بیاد ما رو بگیره
37:24منظورت از زوجای عاشق
37:26زوجای عاشق حالی تو یلدیزه
37:28جانر جون
37:30تو رو خدا منو نخندون
37:34ما فقط داریم تلاش میکنیم
37:36پدر پسرمو از شره یه دختر پول پرست
37:38نجات بدیم
37:40یعنی داریم یک کار خیلی انجام میدیم آره
37:42دقیقا همینطوره
37:44چی بگم
37:50ما هر کاری که لازم بودو انجام دادیم جانر جون
37:54کشیدیم و منتظر نتیجه ایم
37:56باش آبجی
37:58الانم بهترین وقته که برم سراغ حالی تو یکم پرش کنم
38:02خوبه
38:04هفتادم بسته دیگه بریم به کار زندگیمون برسیم
38:06بجوه
38:08خوش آمدی
38:10خیلی ممنون آبجی
38:14چیزی میخواری عزیزم؟
38:16نه نمیخوام
38:22در جریان رفتارت با زینب هستم آبجی
38:24میدونم با زینب چجوری برخورد کردی
38:26بهت خبر رسوم
38:28اینجوری میکنی آبجی؟
38:30کسی که اینقدر دوستش داشتی و چجوری میتونی
38:32خیلی راحت از زندگیت پاک کنی؟
38:34نمیدونم زینب چی بهت گفتم
38:36واقعا زینب هیچی به من نگفته آبجی
38:38اگر نمیگفتم سنجاق سینه را استفاد کن نمیگفت
38:40من اونو دادم فقط تو عروسی بزنه به سینش
38:42اونم نزد میدونم که نپسندیده
38:44زمنان من بهش گفتم در قبالش براش یه کادو میخرم
38:46چی؟
38:48مشکل اینه که نباید پسش میگرفتی
38:50متوجه نیستی؟
38:52آبجی تو با این کارت به منم توحین کردی
38:54علیهانجون چرا خودتو قاطی میکنی؟
38:56تو زندگی منی؟
38:58اگه اینجوریه پس به زنم بیحترامی نکردم
39:00بهش بیحترامی نکردم
39:02چون میدونم
39:04با هم دوون نمیارین
39:06برای همین پسش گرفتم
39:08تا درست بیش یه جور دیگه فکر میکردی درسته؟
39:10اون موقع خانواده زینب
39:12اونقد خوب نمیشنخدم
39:14اون با اونا بزرگ شده
39:16تو اون خانواده تربیت شده نمیشه
39:18موندم با یه اتفاق
39:20چطور تونستی اینقدر سریع عوض بشی؟
39:22فقط اتفاقی که به سر ارین اومد و نمیگم
39:24مادرش اسما خانومم دیدیم چجور زنیه
39:26الان این وسط من و زینب باید چوبشو بخوریم
39:28من که به تو چیزی نمیگم
39:30گربونت برم
39:32تموم این کارها رو به خاطر تو دارم میکنم
39:34بهتر من برم
39:36الیهان نکن
39:38من این رفتار تو قبول ندارم
39:40جلوی من داری به زینب یعنی به خود من بی احترامی میکنی
39:42دیگه نمیتونم تعمل کنم بسه
39:44الیهان یعنی چی؟ به خاطر یه سنجاق میخوای با من قرح کنی؟
39:46باشه بذار بیارمش ببرده به زینب
39:48بسه عابجی بسه
39:50الیهان ببین
39:52تو منظور منو بد فهم میدی
39:54عابجی
39:56یه مدت با هم رفته آمد نکنی
39:58خواهش میکنن
40:00آه
40:02الیهان
40:28میکانیکی هستیه
40:30فقط مردم کپوتو باز کنم
40:32بعدشم از رای تلپاتی تعمیرش میکنم
40:36تو سر در میاری؟
40:39بذار ببینم
40:44روغن داره
40:50بایسا
40:54از اینم که نبود
40:56موسکلش چیه؟
40:58راستش؟
41:00انگار مشکل برف داره
41:02ممکنه از باتری و ماشین باشه
41:04باید جهر سقیل بیود
41:06موسکلش چیه؟
41:12راستش؟
41:14انگار مشکل برف داره
41:16ممکنه از باتری و ماشین باشه باید جهر سقیل بیود
41:18خیلی داره دیرم میشه
41:20فکر نکنم بتونم برسن
41:22ببخشید اما دوست داشتم بمونم
41:24ولی باید دارم سر کار
41:26باشه
41:28خیلی ممنون
41:30موفق باشید
41:32خیلی ممنونم
41:34خیلی ممنونم
41:36ببینم اید تو از چی استفاده میکنی؟
41:40یعنی چی؟
41:42خب منظورم اینه تو با چی میری تا سر کارت؟
41:46با اوتوبوس
41:48فهمیدم
41:50باید
41:52باید
41:54خدا فیست
42:02یید سب کن
42:04منم باید میام
42:06یا لحظه
42:20سلام
42:32هزینه ی بگی چقدر میشه
42:34ببخشی
42:35کارت ندارین؟
42:37دارم
42:37اینو نمیگم کارت اوتوبوس
42:44آه نه من از اون ندارم
42:46اونو که خودمونم فهم میدین
42:51من به جهت حساب میکنم
42:53خیلی ممنونم
42:54خواهش میکنم
42:57بریم بجا
42:59باش
43:16اولین باره که سوار اوتوبوس میشه
43:19اصلا نشون نمیدید
43:21خیلی شلوخ بلوخه
43:25آره نمیدونم چرا
43:26با این که وسیله خمرنقل عمومی هم
43:29برام واقعا سواله
43:31بدونم تو از من بدت میا
43:32چرا باید بدم بیاد
43:34من که نمیشنستم
43:35منم همینو میگم
43:36هرچی میگم
43:37یه متنکی بارم میکنی
43:38گناه که نکردم قبلن سوار اوتوبوس نشدم
43:40هیچ وقتم لازمم نشده
43:42خب خوبه دیگه
43:42ببین برات خاطره میشه
43:44یادت میمونه
43:44دستگیره رو نگرد
43:49نیفتی
43:51نگرد نبایش چیزی نمیشه
43:54خیلی ممنونم
44:12دستگیره رو بگیر
44:14راستی اید من نمیدونم باید کجا پیاده بشم
44:23کجا میدونی؟
44:24میرم شرکت بابام تو زنجیلی کوویو
44:26باشه باید پیاده میشم از اونجا میرم لبند
44:29نه به خاطر من پیاده نشو
44:31من رو همون پیدا میکنم
44:32مسیرمون به هم نزدیکه پیاده میشم
44:35نمیخوام گم بشیم
44:36ممنونم
44:37سخت نیست هم کار کنی هم درست بخونی
44:51سخته
44:52من صبح تنبلین میشه پاشم برم دانشگاه
44:55بعد تو تا اونجایی که من متوجه شدم
44:57صبح یه جا و شبا یه جای دیگه کار میکنی
44:59آره مجبوره
45:01من منظورم اون نبود واقعا
45:04من به دل نگرفتم اینقدر حساس نیستم
45:07خوبه
45:09راستش من هم بعضی وقتا میام و
45:12تو شرکت بابام کار میکنم
45:14اگه شرکت بابا تی چرا اینقدر حل کردی؟
45:19یه چند بار دیر کردم دیدم
45:21بابام نصف کارامو انجام داده
45:22برای همینه میخوام دیر برسم
45:24فهمدم
45:25خوب رسیدین
45:28به موقع هم رسیدین
45:29خیلی ممنونم اگه تو نبودی نمیتونستم تا اینجا بیا
45:32خواهش میکنم کاری نکردم
45:34اگه کاری نداری بیا با هم قهوه بخوری
45:36نه ممنون
45:38یکم کار دارم
45:40ضمنان اینجا سر راه هم بود
45:41از اینجا بینم سر کار
45:42باش
45:43پس تو دانشگاه میبینم ایت
45:45میبینم ایت
45:46موسیقی درسته
46:01موسیقی درسته
46:04موسیقی درسته
46:06موسیقی درسته
Be the first to comment