Skip to playerSkip to main content
  • 11 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00به خدا بابرم نمیشه
00:01لیلیه ما رو باش
00:03نه اتفاقا حالی تو باش حالی تو
00:05دختره هنوز از را نرسیده براش با عرضش شده
00:08هر طور شده باید این دختره رو از شرکت بندازیم بیرون
00:11من نمیتونم تمام عمرم رو با استرس زندگی کنم
00:13این دختره که اینطوری شد
00:15دختره از اولشم همینطوری بود
00:17مگه از روزی که پاشو گذاشت اینجا هزار جور دروغ تحویلمون ندارم
00:20آره اومد گفت من خوهرتون
00:21دقیقا
00:22البته اینم بگم و تقصیر ما هم هست
00:24ما یه کارایی کردیم
00:25ما یه کارایی کردیم
00:26اما برای یه نجات زندگی مشترک من کردیم
00:29ما قبلنم حساب آدم های مارمولکو میذاشتیم کف دستشون
00:32همهشون گذاشتن رفتن و دیگه پشت سرشونم نگاه نکردن
00:35اما این چی میگه میمونم
00:36آره رو این تأثیری نداشت میخواد بمونه با ما بچنم
00:38همینو نفهمیدم
00:39این دختره پشتش به یه که گرمه ها؟
00:41به کی گرمه؟
00:42میخواستی به که گرم بشه
00:43معلومه به حالی این
00:44ببین منو
00:44همه یه حرسم و سر تو خالی میکنم ها
00:46اصلا همه یه نه تقصیر توه
00:48چرا وقتی با من حرف میزدی صداتو گذاشتی
00:50رو سر تلیلی همیچی رو بشنوه
00:51الان اون باید تو ازمیر چمدونشو باز میکرد
00:54ما هم موفقیتمونو جشت میگرفتی
00:55آره میدونم حق داری
00:57اما چی کار کنم
00:57دختره فضول رفته پشت در فالگوش باییستده
01:01بذاری دیگه چیز بهتون بگم
01:03به نظر من بازی تازه داره شروع میشه
01:06چرا اینطوری حرف میزنی
01:08بی خود و بی جهت به من استرس میدی؟
01:09یعنی چی بی خود و بی جهت
01:10زامن نارنجکوی کشیدیم انداختمش کناره
01:12حالی کی گفته بی خود و بی جهته؟
01:15میگمو
01:16دیدین آدم ها وقتی حصابشون خورد میشه
01:18اشتهاشون کر میشه
01:19من اینطوری نیستم
01:20وقتی حصابم خورده دلم میخواد
01:21همش بخورم اینگار اینطوری تخلیه میشم
01:23درسته
01:24رو تو تصدیر اکس میذاره
01:25آدی نیست
01:26آره یلیز جون
01:27آره تو به پرخوری عصبی مبتلای
01:29اونایی که بیشتهای عصبی دارن
01:30توی گروه دیگه دسته بند نیمیشه
01:32آره
01:33خب چی کار کنم دلم میخواد
01:34به جای حرص خوردن هی قضا باخورم
01:36یلیز
01:37کیپ دارم
01:38میخوایی بیارم بخوری؟
01:39باشه بیار
01:40دیگه چی داری؟
01:41بیگه
01:41چیپس هم دارم
01:42باشه اونم بیار
01:44شکولت هم داریم
01:45نه شکولت ندارم
01:47باشه مهم نیست
01:48الان میری از بقالی میخوری
01:49باشه
01:49فقط یلیز جون
01:51بذاری چیزی بهت بگم
01:53تو مثل این که به خاطر این موضوع
01:55گربه
01:56گربه اومده
01:57گربه اومده تو خونه من میترسم ازش
02:00من از گربه ها وحشت نرم جره
02:02باشه بابا باشه داد نظر
02:03کاری نداره که احلیه
02:05کاری نداره
02:05واسبی
02:06بیاینو بیار
02:06گربه از ما خوششون نمیاد من میدونم
02:08بکی
02:08خوده یا زهره ترک شده
02:11واسبی
02:12واسبی
02:14دوبله شده در استیدیو
02:16حالا اینا رو بخور شکولت هم میخورم برم
02:18بردمش بیران
02:22خیلی خوب چی داشته میگفتیم
02:24نه ببینی لیز جون
02:25اینطور که معلومه تو
02:26حالا حالاها قرار استرستش تو بشی
02:28اگر همینجوری بخوری که چاک میشه
02:30نخورد جون مادرتی
02:31خورده مراقعات کن
02:31میترسم آخرش مجبورشیم با کامیون ببریم
02:33ها ها ها خیلی بامزهی
02:35طوریم نمیشه
02:37نه ترس من لاغر ترین چاک دنیا
02:48با ما قهری
02:50اصلا هم خنده دار نیسید
02:52زمنان اصلا هم خیلی دلخوریم
02:54از من چرا دلخوریم
02:55مگه من چی کار کردم
02:56شاهی کارو دیدی
02:56رفتی هوتل بهش سر زدی
02:58من چرا نباید از این موضوع خبر داشته باشم
03:00خب بابا گفت برو منم رفتم
03:01من چرا میدونستم دوباره برش میدارم
03:03یه رتش تو خونم
03:04مگه تو پدرتو نمیشناسی
03:05مگه نمیدونی چقدر مهربونه
03:07نمیدونی
03:08بفرما
03:08درست وقتی که فکر میکردم
03:10از دستش خلاص شدم
03:11دوباره اومد
03:12آره درسته میدونم
03:13حق با تویل
03:13اما آخه باید
03:15حالا روزشو میدیدی
03:17واقعا خیلی داغم شده
03:18بود اگه به این کاراش ادامه میداد
03:19بابا رو تو درد سر میداخت
03:20جدی میگم
03:21ولکن بازم از همیجه جاله چشمون باشه
03:23اونا دیگه رابطهشو مثل قبل نمیشه
03:24نگران نباشه
03:26بابای جنابالی که تصمیمشو گرفته
03:28و عملیشم کرده
03:29من دیگه هرچی بگم
03:30فایده ای نداره
03:35ببینم برای چی میخندی
03:37شما دوتا جدی جدی
03:39زن و شوهر شدیده دارید
03:40با هم دعبا میکنید
03:41متوجه شدید
03:42شما پدر و پسریم
03:43که با هم دیگه یه تیم شدین
03:44تبریک میگم
03:47باشه حالا بگذاریم
03:48میخواستم یه چیزی بهت بگم
03:49حرف شایکا اومد وست
03:51چی شده
03:53حالیت
03:53میخواد لیله را بفرسته امریکا
03:56بیلیتشم برای همین فرده گرفته
03:59همیشه همینطوریه
04:00وقتی نمیتونه برای مسئلهی
04:02راه حل پیدا کنه
04:03اولین کاری که میکنه
04:04دور کردن طرفه
04:05قبلا با زهره و عریمم
04:06همین کار کرده بود
04:07پس هلنم نوبت لیله رسیده
04:10مگه به همین راحتی هست
04:12برای حالیت راحته
04:13ما باید یه کاری کنیم
04:15اینطوری که نمیشه
04:17ایجون من ازت خواهش میکنم
04:19من و بابا تو قطیه این مسئله نکن باشه
04:21پس چی کار کنم دارم میگم
04:22عشقم قراره از اینجا بره
04:23باشه خیلی خب بذار بره
04:25فقش یه مدت اونجا میمونه
04:26و بر میگرده
04:27تو هم دوریشو تعمل میکنی
04:28چطور تعمل کنم
04:29اگه میشه
04:30خیلی خب میخوایی چی کار کنیم
04:31ایجون دختر حالیتو بدزدیم
04:32این طرف بندازه کافی از دستمون شاکیه
04:34اینطوری بیشتر عصبانی میشه
04:35حرزش هم سر ما خالی میکنه
04:37خیلی خب باشه
04:38خودم یک کاریش میکنم
04:39نه نه
04:39بخواهش میکنم یه
04:40لطفا هیچ کاری نکن
04:42باشه
04:42فقط این شرایطو قبول کن
04:44باشه قبول کردم
04:45گفتم باشه
04:46گفتم باشه
04:52باشه باشه
04:54میگم من آخرین تیکهی که که که برداشتم
04:56دیگه نداری؟
04:57نه دیگه تموم شد
04:59نه ترکیگه ها
05:00شوری میخورم دلم شیرنی میخواد
05:02شیرنی میخورم دلم شوری میخواد
05:03میگم میخوایی نیمرو درست کنم
05:05یه چقدر میخوایی بخوری
05:07یلویز بست دیگه رو دل میکنی
05:08آخه تو خونه خودمون پیش حالیت نمیتونم زیادی پرخوری کنم
05:11اینجا که میم جبران میکنم
05:13یابت میگیری یا کور میشی از من گفتن
05:15برو بابا
05:17یعنی کی میتونه باشه
05:18برو در رو باز کن دیگه
05:19شاید خالیت پشمون شده اومده دنبال من
05:26لیلی؟
05:27چند تا از وسائل هم اینجا جامونده
05:29اومدم اونا رو ببرم
05:30بیا تو
05:31بیا
05:38ببین کیا اینجا
05:40جمه تون جمه
05:42این بار داریم برای خراب کردن زندگی کدوم بدبختی نقشه میکشیم
05:46چی شد؟
05:48چرا حرف نمیزنی؟
05:50نکنه خجلت میکشین
05:52عجیبه مگه شما خجلت هم سرتون میشه؟
05:54ما چرا باید خجلت بکشیم عزیزم؟
05:56تویی که باید خجلت بکشیم
05:58اما در کمال وقاحت اومدی از مادری حساب پس میگیری
06:01مهم نیست
06:02من حرفایی که لازم بود و زدم
06:05من و تو با هم حرف زدی میلدیست
06:07اما من هنوز با این دوتا خاین دوست نما حرفی نزدم
06:10شما چرا این کار رو با من کردین؟
06:13آخه چی از جونه من میخواستیم؟
06:14تو فکر کردی کی هستی لیلی؟
06:16خب معلوم اینا دوستای من هم
06:17فقط میخواستم به من کمک کنن
06:19امیر دوست بچهیمه؟
06:21جانه رم که چند این ساله با هم دوستیم
06:23میدونم دوستایی حق بازه
06:24فکر کردی خودت خیلی بیگناهی؟
06:26مگه اونی که اومد خونه من رو تحدیدم کرد
06:28که از این به بعد از کنار شوهرت جمع نمیخورم
06:30تو نبودی؟
06:31شما مجبورم کردیم این کارو کن
06:33بسته دیگه نقش بازی کردن کافیه
06:35لیلی
06:36تو نباید با شوهر من قرار میذاشتی
06:39و به هم دروغ میگفتی
06:40از اولش اشتباه کردی
06:42دیگه هرچی بگی بیفاید است
06:46هر طور دلت میخواد راجبم غذاوت کن باشه
06:51تو مشکل چیه؟
06:53اگه حرفی تو دلته بگو تا ما هم بشنبیم
06:55تعارف نکن
06:56من سرم تو کار خودمه
06:57از این به بعدم آقا حالی تو از شره همتون حفاظت می کنم
07:01تو کیا از شره کی محافظت می کنم؟
07:03از شره تو و این در
07:06دیگه داری پا تو از گریمت درستتر می کنی
07:08امیر برو وسایلشو بیار گورشو گم کنی
07:10چیه؟
07:11مثل این که از شنیدن واقعیت نراحت شدیاره
07:13دبا نکنید
07:15لیلی
07:16از این که بر نگشتی ازمیر خیلی پشمون میشی
07:18تو نمیتونی با ما در بیار
07:20این شما این که نباید پا رو دومم می زاشیم
07:22بسه بسه هیچیزی بگو
07:23لیلی
07:24اینو بگی رو برو خواهش می کنم
07:27واقعا براتون متاسفم
07:29هیچ فقط شما رو حلال نمی کنم متاسفم
07:33نکه خیلی حق به گردنمون داره
07:35حلالمونم نمی کنه
07:36در مقابل یه محبتش ده تا محبت در حقش کردم
07:39بردمش تو خونم بهش کار دادم
07:41دیگه کشی می خود از جونم
07:42نه مثل این که با بد آدمی درفت دادم
07:44این دختری یه شیطان واقعی
07:45آره
07:45اون دختره صاف و ساده رفته به جاش
07:47یه اشتایه هفت سر اومده
07:49خدا به دادمون برسه
07:50ایچی نمیشه
07:51اون نمیتونه از پس من رو این در برد
07:52امیدوارم گلیس جون
07:53امیدوارم همینطوری بشه که میگی
07:55خدا کنه
07:57دوباره عرصابم خط خطی شد
08:01بابا میشه حرف زنی؟
08:04بیا
08:08خب
08:09به گوگوش میدم
08:11من نمیخوام برم پیش مامانم
08:13این تصمیمه آخرمه
08:14قرار نیست بری
08:16یعنی چی منظوره چی؟
08:18شنیدی که نمیری
08:19تصمیمه تو عوض کردی؟
08:21خب تو که این کارو کردی
08:22چرا به من نگفتی؟
08:23بابا از صبح تاله استرس داشتم
08:25چی باید شد تصمیمه تو عوض میشه؟
08:29میدونی چرا تصمیممم عوض شد؟
08:30چون اگه تو رو بفرستم امریکا
08:33اون پسرای الدنگم دنبالت میاد
08:35منم اینجا هرس و جوش میخورم
08:38با سم این تصمیم گرفتم
08:39یه جور دیگه تنبیت کنم
08:41منظورت از تنبیه دیگه چی؟
08:43سوال نکن
08:43سورپرایزه
08:44بابا منو نترسون چه سورپرایزه؟
08:46فردا میفهمی چه سورپرایزیه؟
08:48بابا بگو دیگه لطفا
08:49حالا بارا بیرون
08:51بابا؟
08:53لیلا گفتم بارا بیرون
08:59چرا اونجور نگام میکنی؟
09:06اندری
09:10چطور میتونی؟
09:12لطفا فارم برو بیرون
09:15آه
09:16کچ خلقی نکن زنده داشت
09:20هر کاری از دستت بر میامد کردی
09:23تا دوباره برگردی به این خونه؟
09:24چه میشه کرد؟
09:25دادشم دلش نایی مدولم کنه
09:27آخه میدونی من تنها میشم
09:29یه خورد قاطی میکنم
09:30فکر نکن که حالا برگشته اینجا میوند با برادرت خوب میشه شاهیکا جون
09:34حالا لطفا از اتاقم برو بیرون
10:05نه جونم
10:06بهت اختار میدم
10:07اگر بخوای آسیبی به من و اید برسونی
10:10به خاطر داداشت نادیده میگیرم
10:12و چنان بلایی سرد میارم که مرغای آسمان به حالت گریه کنن
10:16نه ترسه این درجون
10:18کاری با حاطی ندارم
10:19قول میدم
10:20راست میگم قول میدم
10:21ببینم داری چه کار میکنی
10:23از او تختم بالا ایشو برو بیرون
10:24حالا که تا اینجا آمدن بیای کم قیبت کنیم
10:26دلم برای قیبت کردن تنگ شده دیگه
10:28پشت برو بیرون
10:30دیگه هم با من حرف نزن لطفا
10:34باورم نمیشه به خدا
10:35جزم محبت سرد نمیشه
10:38مهم نیست
10:39من فقط اومدم اینجا که
10:41یه چیزی رو بهت یاد آوری کنیم
10:43یه چیزی رو لازم نیست یاد آوری کنی شاهی که
10:45نمیخوام حرفاتو بشتر وم فهمیدیم
10:48این در
10:49اومدم بهت بگم که آدم باید
10:52حد و حدود خودشو بدونی
10:54منظوره چیه؟
10:56منظورم اینه که من تنها خواهر براترم
10:59یعنی ما از یه پوست و استخونیم
11:01اما تو زن سوری اون هستی
11:04عزیز دلم
11:05من موندنیم و تو رفتنی هستی
11:09این در
11:09از اتاقم برو بیرون
11:10وگرنه یه جوری باز رختار میکنم که
11:13تهمون شنیدن حقیقتو ندیری
11:15مگرنه گرچه لزیمی نداشت این رزبونی من بشنوی
11:17دادشم با برگردوندن من
11:19حد و حدود و دو بهت یاد آوری کرد
11:21تو فقط مادر پسرشی
11:24و موقعتاً اینجا مهمونی
11:27پس حالشو ببر
11:34وقتشه که نشونت بدم
11:35ازدواج سوری یعنی چیه
11:38فهمیدم
11:39تو وقتی تو رو از این خونه بیرون نکردم
11:42نباید آروم بشینم
11:43اوکی
11:45اوکی
11:50ای بابا
11:51آخه چه تنبیهی میتونه بدتر از فرستاد درنتو
11:54به امریکا باشه آخه
11:55نکنه بلی سر ایت بیاره
11:56نه دیگه در این هر لیلا
11:58لابا طرفهایی که امروز به بابا گفتم
12:00تو کتش رفته
12:00از تصمیمش منصرف شده
12:02وگه تو همینو نمیخواستی
12:03واقعاً ازت ممنونم
12:04شنیدن باش بس کردی
12:06امروز فردو طورم تنبیه میکنه
12:08یه لیز معلوم هستو کجایی؟
12:11به پدرتون که پیام دادم
12:13گفتم دارم میرم خونه یه امیر نکنه شاکی شده
12:16الان کجاست؟
12:17از اتقش بیرون نایمده که
12:19چه بهتر
12:20شما دشتین چی کار میکردین دوره هم جمع شده بودین
12:23یه لیزراسی یه خبر خوب و یه خبر بدبرد داریم
12:26تو رو خدا اول خبر خوب و بگین بهش احتیاج دارم چی شده
12:29بابا از فرست دادن لیلا به امریکا منصرف شده
12:33جدی میگی لیلی جون
12:34چشمت روشند دوباره میتونه با اون دوست پسر عاشق پیشت کفر بابا تو در بیاری
12:38از تصمیش منصرف شده اما یه تنبیه دیگه برام در نظر گرفته
12:41چه تنبیهی؟
12:43ما هم که سرده نایی بردیم دو ساعت داریم به همین فکر میکنیم
12:45پس بابا تو میخواد به فرستت دیه کشور دورتر و پرتر
12:49مثلا کجا؟
12:50چه میدونم مثلا ماداگازکاری، قطب جنوبی، قطب شمالی
12:54این همه سرزمین دور افتاده
12:56اون میخواست با رفتن به امریکا تنبیت کنه که قدرشو ندونستی
12:59حالا یه مجازات بزرگتر در دوشه
13:00همه هنوز از را نرسیده حساب آدمو خورد میکنیم
13:03خب چیه مگه میتونی اونجا عشق تو برای پنگوانا تحریف کنی؟
13:06با همدیگه ماهی بگیریم
13:10خب ارینجون
13:11دوست دختر تو چی کار میکنی؟
13:14مطمئنم به زودی دختر شایسته ترکیه میشه
13:17حالا ببین که گفتم
13:35یلیس باز دوباره صبح اول وقت منو کشندی اینجا تعریف کن ببینم چی شده
13:40آهی لیلی دیشب اینه یه اجده های خشبین اومد سرا
13:43منو باش که فکر میکردم این دختر آدم خوبیه نمیدونستم اینقدر افریت هست
13:48مگه چی میگفت؟
13:50میخواد حالی تو از شر منو تو محافظت کنه عزیزم
13:53این دختر جدی جدی رد داده
13:55نیشب اصلا خوابم نبارد
13:57چیزی میل دارین؟
13:57نه ممنون
13:59داشتم دنبال راه چاره میگشتم
14:01نه باید اجولان رفتار کنیم یلیس جون
14:03فیلن باید دست نگه داریم پس دارون باش
14:05نه ما نمیتونیم سب کنیم وقت نداریم
14:07ببین من نظر قطعیمو بهت گفتم یلیس جون
14:10اگرم میخوای کاری بکنی باید تنهایی انجامش بدی
14:13اما هر حرکت کچی که از طرف تو خسارتش جبران نپذیره
14:17از من گفتن عزیز دلم
14:19من یه فکری دارم
14:20خب چه فکری؟
14:21یادته قبلنم بهت گفته بودم
14:23به نظر من اگه وانمود کنیم
14:25لیلی هم دست نادره حالیت حتما اخراجش میکنه اندر
14:28آره اما این کار به این آستونیا نیست
14:31خودتم خوب میدونه یلیس جون
14:34من میخوایم از نادر کمک بگیرم
14:37چی؟
14:38آره خب ایرادش چیه؟
14:41ببینم تو حالت خوب یلیس؟
14:43خب اشکالش چیه؟
14:44حق نادارم کمک بگیرم
14:46وقتی من کمکش کردم
14:47گفت اگه تو هم کمک لازم داشتی بهم بگو
14:50خب من مجبورم
14:51برای خلاص شدن از شهرش باید این کار بکنم
14:54ببینم میخوای بری بهش چی بگی؟
14:55ها یلیس؟
14:56میخوای بگی این دختره احتمالا در آینده با شوهر من دوست میشه
14:59و برای این که این اتفاق نیفته
15:01از شما خواهش میکنم که جلوشو بگیرین
15:02آره چی میخوای بگی؟
15:03البته که منظورم و یه جور دیگه بهش میرس
15:06خودت میدونی عزیز دلم
15:08من فکر میکنم ریسکش خیلی زیاده
15:11مگه چقدر میشه به نادره اعتماد کرد
15:13به نظر من آقلانه نیست
15:14اما هر طور میلته
15:15نگو هر طور میلته
15:17خودتو کنار نگش
15:18تو هم باید به هم کمک کنی
15:19اما یلیس جون تو که به حرف من گوش نمی کنی
15:22اگه اینقدر به نادره اتفینان داری
15:23خیلی خوب برو با هاش حرف بزن
15:24حد دقل قبلش سای کن
15:26هدفشو بفهمی
15:26فقط اینو میتونم بگم
15:27چطوری برم دیدنش
15:34باشه
15:35من به نادر میگم که یلیس میخواد امروز تو رو ببینه
15:39اما نمیتونی تو مکانه عمومی با هم قرار بذارین
15:42خودت که میدونی
15:43باید بری جایی که اون میگه
15:45باشه میرم اگه چاره دیگه هم دارم
15:47باشه اگر تصمیمتو گرفتی
15:49امروز میرم و با هاش حرف میزنم
15:50فقط مطمئنم نادر در مقابلش
15:53ازت یه چیزی میخواد
15:54اینو یادت نره یلیس جان
15:55مثلا چه چیزی؟
15:57به هر حال
15:57تو همسر دشمن اونی درسته؟
16:01میتونه خواسته خیلی بزرگی داشته باشه
16:05دیگه چاره چیه؟
16:06برای خلاص شدن از شر لیلی
16:08مجبورم اگه دیدم درخواستش غیر منطقیه
16:11میکشم کنار
16:12این کارا به این آسونیه که فکر میکنی
16:15نیست یلیس جان
16:16اما متاسفانه فیلن مجبوری
16:19برای در اومدن از این چاه
16:20به هر تنابی چنگ بندازیم
16:21از کجا معلوم دوباره به هم
16:24توهمت و افترا نزنن؟
16:25اتفاقا کاش که به توهمت بزنن
16:28منظورتون چیه؟
16:29ببین لیلی جان
16:30ما میخوایم که به حالیت ثابت کنیم
16:33که تو یه دختر صاف و ساده
16:35و خیلی روراستی هستی
16:37اگه دشمن را به توهمت بزنن
16:39تو هم ناراحت میشی
16:40اینجوری اون احساس شفقت و مردونگی
16:43یه که تو وجود همه مردو هست
16:45تو وجود حالیتم قلیان به میشه
16:47و به جریان میفته ازیزم
16:49یعنی اخراجم نمی کن
16:50نه جونم
16:52اتفاقا اینجوری جایگاه تو
16:54تو اون شرکت محکم تر میشه
16:57هیلیز درسته همینطوری مخ حالیتو زده
17:00اما تو باید با همه ی زنهایی که وارد زندگی حالیت میشن
17:04متفاوت باشی
17:05یعنی نباید مثل خودم رفتور کنه
17:08نه این اشتباهه
17:11ببین
17:11همه ی زنهایی که وارد زندگی حالیت شدن
17:14هدفی مشترکی داشتن
17:16اونم ازدواش با حالیت بود
17:18خود منم هم اینطور
17:19ولی تو باید به حالیت بگی که
17:21اصلا ابدا نمیخوای ازدواش کنیم
17:24یعنی نباید اینو بخواه؟
17:26نه نباید اینو بخواه
17:27ببین
17:27حالیت فکر میکرد گلی سده و شیطونه
17:30رجب من فکر میکرد از همه ی زنها برتر و لایخترم
17:34اما نقطه ی اشتراکی که بین ما وجود داشت ازدواش بود
17:38تو باید مخالف ازدواش باشی
17:41باید از همون اول تو رابطه اینو هی به زبون بیاری
17:46باید بهش بگی که
17:47آزادی تو بسختی به دستو وردی
17:49و تاوانه بدی برش دادی
17:50و حاضری هر کاری برش بکنی
17:52بذار حالیت خوشحالی و در کنریتو تجربه کنی
17:56منم فکر نمی کنم آقا حالیتو خونه خودش خوشحال و در آرامش باشه
18:00تو خونه که هر روزی درد سر تازه درست می شه
18:03چطور می شه خوشحال شد غیر ممکنه
18:05یه لیز هر روزی دستگار جدید با آب می ده
18:07اگه تو توصیه های من رو موبه مو انجام بدی
18:10یه لیز از حالیت جدا می کنی
18:12تو همیشی ملکه یه جدید اون قصر
18:15خب شما چرا انقدر معیلین اون رو از هم جدا شن
18:18نکنه هنوزم از آقا حالیت خوشتون می آد
18:22من اگه از حالیت خوشم می آمد
18:30مطمئن باش
18:32دلیل این که من می خوام اونا از هم دیگه جدا بشن
18:35حساب یکی از مدتا قبل با یلیز دارم
18:38و می خوام اونو تصفیه کنم
18:40فهمیدم
18:40خوبه
18:41حالا برگرد برسته کارت و حرفامو فراموش نکن
18:46زمنان ما بوده بخوایی بیش از حد به حالی توجه کنی
18:49بذار اون بیاد سمتت
18:51فقط باید به یه موضوع دقت کنی
18:53هر اتفاقی هم که بیافته تو نباید دروغ بگی
18:56همیشه باید باش صادق باشی خوب؟
18:58باشه خیالتون راحت
19:01خوبه؟
19:06مطمئن باش همیچی خیلی خوب میشه
19:12ایوال یعنی مشکل من حل شد؟
19:14آره حل شد
19:15خدا رو شکر راحت شدیم
19:17فیلن که اینطور به نظر میرسه ببینیم بعدن قرار چی بشه
19:20ای بابا چرا فکر میکنین قرار چیزی بشه خوشحال باش دیگه؟
19:23نه عزیزم قضیه این نیست من بابامون میشنزم
19:25من که فکر میکنم بابت خواسته تا رو به ترسون و ازت زره چش بگیره
19:28بعدش هم که یلدی زهرین باش حرف زدن منصرف شده
19:30آره شاید
19:35لیله خانم
19:36میشه یه لحظه تشریف بیاریم پایین؟
19:38چی شده آیسن؟
19:39شما تشریف بیاریم
19:40باشه الان میام
19:44من باید برم پایین بعدن با تماسیم
19:46خلی خوب باشه بعدن حرف میزنیم
19:47بای بای
19:54حالا چرا خوش کهت زده زر رو؟
19:57وای نه خیلی تحجب کردم چون انتظارشو نداشته واسه همی خوشکم
20:01لیله رو خبر کردی؟
20:02باشه
20:03خیلی خوش اومدی هزیزم
20:06مام همینطور
20:08وای حتی دلم برای این خونم تنگ شده بود
20:11گربونت
20:12داره میاد داره میاد
20:14لیله تنگ
20:14لیله اشقم
20:16عزیز دلم
20:17لیله قربونت برم
20:18دختری خوشگلم
20:20تو اینجا چی کار میکنی؟
20:22بابا تو زن زد گفت باید
20:23بیای منم زودی خودم رسوندم
20:25وای خیلی دلم تنگ شده بود
20:26برایت لیله خیلی دل تنگت بودم
20:29بیا بیا بشین ببینم
20:30دختری قشنگم
20:32لاغر شدی
20:34خوش اومدی
20:36اون چه هم بدون ملکی آیسل
20:38زره خانم اومدن اینجا
20:41زره؟
20:42فقط همینو کم داشتیم
20:44باشه تو برای آشپس خونه پالتوشم
20:46که انداخته اینجا فکر کرده خونه یه خودشه
20:48عزیزم الاهی من فدات شد
20:50آه آه زره؟
20:52وای عزیز دلم
20:53حتی برای تو هم دلم تن شده
20:55ای لطفتری عزیزم منم همینطور خوش شده
20:58خیلی ممنون
21:00چه عجب از این طرف ها؟
21:02گفتم یه حو بیام سپرایزتون کنم
21:04واقعا سپرایز شدیم
21:06خب حالا کدوم هاتل میمونی؟
21:08هاتل نرفتم همینجا میمونم
21:10همینجا میمونی؟
21:11باباتون خیلی اصرار کرد
21:13آره اونه اصرار میکنه دیگه
21:15زری؟
21:16آه حالیت
21:17خوش اومدی؟
21:18ای جونم دلم برای تو هم یه زره شده بود
21:20چه برسه؟
21:21برونم تو چرا روز بروز جوانتر میشی؟
21:23ممنونم تو هم خلیه ترهارتر شدیم
21:26امریکا بهت ساخته
21:26بشین گفت من
21:29خوب اون طرف ها چطور؟
21:30خوبه
21:30خیلی خوبه
21:32دلم برای همتون تنگ شده
21:33حالیت جون
21:34ای کاش به منم میگفتی
21:35زرین قراره بیاد
21:36یه تدارکاتی میده
21:37زرین که قریبه نیستیدیست
21:39یه چیزی بابا جون
21:41کنچکافم بدونم
21:42اون سپرایزی که به لیله گفته بودی
21:44زرین بود
21:45آره دقیقا
21:47زرین میدونی چه را ازت خواستم بیا اینجا؟
21:52من دیگه از دست این دخترتو زله شدم
21:54آآ
21:55زله شدم یعنی چی؟
21:57لیله مگه تو بابا تذیرد می کنم؟
21:59نه نارات هم نمی کنی؟
22:01نارات هم نمی کنی؟
22:01خجارت نمی کشه دروغ میگی؟
22:03بگذاریم
22:03من باید برم شرکت
22:05اینا خودشون همه چیه برای تون تحقیق کنم
22:08منظورت از این ها کی؟
22:09تو، زهرا، لیله
22:11مگه میشه شما را از هم جدا کرد؟
22:13ستایی با هم یه گروه تشکیل دادین؟
22:15شب میبینم از دارین؟
22:17باشه
22:18دوبله شده در اسدیو جهر
22:23بابا
22:24چه؟
22:25مامان درچه حد میدونه
22:26من چیزی به مامانت نگفتم
22:28اما تو باید همه ماجره را مو به مو براش تعریف کنم
22:32اما بابا
22:41باید با کنم
22:51لیله، تعریف کن ببینم چی شده بابا، چرا از دستت ناراحته؟
22:55این درس نمیخونه؟ افته تحصیلی کرده؟
22:57نه، نه، درس و مشقه شیش مشکلی میده
22:58حال پشو زرین؟
22:59آره
23:00پشو وسایلتو بذار تو اعتقدار، سهل بیه کمک کن، زرین؟
23:03بایین چمه دونوشو باز کنه، بیا عزیزم، بیا کمکش کن، بیا یه خودستان
23:07باشه، باشه، پس من لباسه برنو کنم، میام با هم حرف بزنیم
23:10باشه، بریم، باشه
23:15بابا میخواد اینطوره از هم انتقام بگیره، که باید همه چو به مامانت بگی؟
23:33میخواد هم
23:44موسیقی
23:55موسیقی
24:02زد
24:05چی میخوای؟
24:06هیچی من فقط
24:08مگه بهت نگفته بودم وقت و بی وقت به من زنگ نزن
24:11آخه نگرانت بودم
24:13نگران نباش
24:14دیگران بدون همه هنگی به من زنگ نزن
24:21الو
24:23الو نادر
24:25نادر صدا میاد
24:29نادر
24:32الو
24:45گفتم پنجره رو باز کنم و هوا عوض شد
24:48اما انگار خیلی سرده
24:50جلسه هم یکم طول کشید
24:52امیدوارم خیلی منتظر من کشید
24:53نه نه نه تازه اومده بودن
25:10راجه به چی کنجکاوی؟
25:13ببخشی چطور مگه؟
25:14همینطوری پرسیدم
25:16اگه راجه به چیزی کنجکاوی از خودم بپرس
25:19اوکی اگه راجه به چیزی کنجکاوی بودم و خواستم بدونم
25:21حتما از خودت میپرسم
25:25راستش اومدم اینجا که در مورد یه موضوع غیرکاری باحت
25:28بگو میشنم
25:30یلدیز میخواد تا رو ببینه
25:31یلدیز؟
25:33اخه یه مشکلی براش پیش اومده
25:36میخواد با هات مشورت کنه
25:40اگه یلدیز میخواد با من مشورت کنه
25:42نشون میده که این مشکل مشکل واقعا بزرگیه
25:45نمیدونم راستش من اصلا اطلاع چندانی ندارم
25:48چرا میدونی اما نمیخوای به من بگی
25:53اوکی پس بذار این طوری بهت بگم
25:55نمیخوایم دخالت کنم
25:59فهمیدم
26:07قبول میکنی؟
26:09قبول میکنم چرا نکنم؟
26:13البته لزومی نداره یاد آوری کنم
26:15اما میدونی که
26:16حالیت نباید از این موضوع با خبر بشه
26:19میدونی دیگه
26:19انده
26:20من که نمیرم این خبر رو بذارم کف دست حالیت
26:23نه منظورم اصلا تو نبودی
26:25حالیت یا شاهیکا امکان داره
26:27تو رو تعقیب کنن منظورم این بود
26:28فقط حواست جمع باشه همین
26:30من حواستم به همه ی آدم های دورو برم هست
26:32به یلدیزم بگو
26:34بدون هیچ نگرانی بیاد پیش من
26:36اوکی؟
26:37کجا باید بیاد؟
26:38خونم
26:39بعد این همه ماجران نمیتونم بیرون قرار بذارم
26:42هسری بعد این که کارم تموم شد آدرسو براش میفرستم
26:45اوکی؟
26:46بهش میگم
26:47بابای؟
26:48بابای
26:58همه یه چیزایی که گفتم رو حاضر کردی؟
27:00ببین
27:01ولی خونم
27:01دوغشور، آب و لیمون، آب، کلونیا، نمک و شکر، پیاز
27:05قرصای فشار حالیت
27:07درسته عزیزم
27:08همه یه اینا رو لازم داریم
27:10آی خدا کنه بدون این که زرین رو بفرستیمون دنیا قضیه رو حلش کنیم
27:13خونه چه خاکی به سنم بریسم
27:15آخه این چه کاری بود که بابا کرد من و با مامان تنها گذاشتم؟
27:18قبلت شوهر کردم باید فکرشو میکردی؟
27:20بیا زرین جون، بیا اینجا بشین
27:22چمه دونم رو باز کردم اومدم
27:25خوب، حالا تعریف کنیم ببینم چی شده؟
27:27اینطور که معلوم قرار حسابی حالم گرفته بشه
27:30حالیت که بی خود و بی جهت منو نکشنده اینجا
27:33با توجه به اینکه گفت زله شده
27:35پس اینجا به قوانین انزباطی من احتیاجم
27:37لیلا جون، مامانت حسابی کنجکاف شده بهتر شروع کنیم
27:42قضی از این قراره که
27:45من دوست پسر دارم
27:48متوجه نشدم؟
27:50من دوست پسر دارم
27:52چی داری؟
27:53واضح تن حرف بزن
27:56من دوست پسر دارم
28:00کی هست؟ پسر کیه؟
28:03آهای اینجاش دیگه بتر اینجا یه ماجره هست در اینجا
28:06نگو که امیره به خدا در جا سکته میکنم
28:09اگه نسبت به امیره اینقدر واکنش نشومیدی
28:11خدا میدونه وقتی حقیقت رو بفهمید چه حالی میشی
28:14نکنه جانره ها؟
28:16نه دیوونه شدیم آمان جانره نیست
28:19همدونش کهیم
28:20خوبه
28:24اسمش ایده
28:27باشه
28:29پس مشکل چیه؟
28:31از نظر ما که هیچ مشکلی نیست
28:32اما حالیت پسره رو تعیید نمی کنی
28:35اگه حالیت تعییدش نکرده پس اد من یا ایرادی داره
28:38وی حالا چی بهش بگیم
28:41چیزه
28:42شاید هم دلیلش اینه که چون حالیت آدم بیمحبتیه
28:45برای همینه بکی از پسر خوشش نیومده
28:48آه نه نه نه حالیت آدم بیمحبتی نیست
28:51مثلا منو خیلی دوست داره
28:54یواش یواش داره حصابم خود میشه
28:56مثل این که تو از پسش پر نمیه خودم میگم
28:58اید و لیلا با هم ازدواج کردن
29:04یلدیس تو چی کار کرد؟
29:05بند خود رو سکته کرد
29:07ماما؟
29:07کب کرده وای سیلسه
29:09آیسن
29:10پیازو بیگ
29:11سب کن خودم درستش میکنم
29:14زرین
29:14زرین؟
29:16ماما؟
29:16همینجا بمون
29:17زرین اینو بکن
29:20بش کن
29:21آیی
29:22بیا اینو بگیر
29:24ماما؟
29:25نگران نباش زرین تلاخ گرفتن
29:29تلاخ گرفتن؟
29:30دخترم تو که شوهر کردی؟
29:32که تلاخ گرفتی؟
29:33من و مادرتو چرا در جرگه نزاشتی؟
29:36من هم ازدواش کردم و تلاخ گرفتم
29:37خب اینم خوهرمه
29:38بای قلبم داره وای میسه
29:39باز کن پنجره رو
29:40باز کن
29:41زود باش توت باشه
29:42آی
29:43آی
29:43شبه به من خبر نداشت
29:45چلا من از این موضوع خبر نداشتم
29:47چنین حالی تا خبر نداشت
29:51آی
29:52ایوای
29:53بیاری داشت اینجا
29:54بیاری داشت اینجا
29:55بیاری داشت اینجا
29:57باشه بذارین بالا
29:58خودت رفتی شوهر کردی
30:01چشم از حدقه زده بود
30:03بیرون پاشده
30:03در کمال پرویی برگشته خونه
30:05داشتم دیوونه میشدم به خدا
30:07آبجیون نه
30:08ما چش خوردیم
30:09مطمئنم چشمون زدن
30:10قدیمو کافی بود
30:11اشاره کنیم
30:12تا طرف جیم شو
30:13دیگه پشت سرشم نگاه نکنه
30:14الان هرکیو دک میکنیم
30:15این بومرنگ برمیگرده
30:16سمت مون
30:17آبجیون چشمون زدن
30:17آره واقعا حق با توه
30:18یه سایهی شومی افتاده
30:20رومون فقط
30:20خدا بخیر کنه
30:22همه اون شایکا هم
30:23بی تخصیر نیست
30:24میدونه دادش
30:25چقدر مهربون خوش قلبه
30:26برای همین از اون در وارد شده
30:28ما رو باشی که
30:29انقدر ساده ایم خوشان بودیم
30:30شایکا رفته دست کم گرفتیم
30:31آره راست میگه
30:32افتادیم په یه کارای
30:34لیلی و یلدیز
30:35و این چیز هم
30:35مشکلاتمون فراموش شد
30:37آخ دیشبم اومد
30:39یه مش دریوری گفت
30:40و احساب منو بیشتر خورد کرده
30:41ای بابا منگه چی گفت
30:42آش
30:43نمیدونم
30:44ادعا میکنه که
30:45اون موندنیه
30:46چون خوهر کایی هست
30:47من رفتنیم
30:48چون ازدواجمون سوریه
30:50زن واقعی کایی ها نیستم
30:51و از این حرف ها
30:52شیطون نمیگه خفاش کنم
30:53البته
30:54از یه لحاظایی راست میگی
30:56نظور چیه که راست میگه
30:58آخه آبجی جون
30:59ای بابا
31:00یه چی میگه
31:01نکنه خیال کردی
31:02ازدواج تو
31:03کایی ها از سرش
31:04قماهبته
31:06آره خوب
31:07ما به خاطر یک
31:09با هم ازدواج کردیم
31:10درسته
31:11اما شاید در آینده
31:12نظرمون عوض شه
31:14من
31:16باید به شاهیکا ثابت کنم
31:18برای کایی ها
31:19با همه ی زن ها
31:20فرق میکنم
31:21های خدا
31:22حالا چطوری میخوای بهش ثابت کنی
31:24میشه به منم بگیم
31:26این ازدواج
31:27واقعی خواهد شد
31:28چی؟
31:29یعنی چی چی؟
31:30منظور چیه
31:31مگه تو عاشق کایی
31:32اینجا چه خبره
31:33من نمیفهمم
31:33یا نکنه میخواید
31:34از سر لجبازی عاشق هم بشید
31:36اسمتون رو تو تاریخ ثبت کنی
31:37نه خب ازیزم
31:37از سر لجبازی که نیست
31:40راستش من پیش کایی ها ویید
31:42خیلی خوشحالم
31:43فقط نمیخوایم این حس رو از دست بدم
31:45تازه ایریمم کایارو خیلی دوست داره
31:47اینو میدونستی که خیلی دوستش داره
31:49خب جیجون بذار اوضاع روحیم
31:51و علامه توضیم دم
31:52مغزم الان اینه یه موتور جسر جویه
31:54که ایفتر تا پنجره توش باز شده
31:55ششتش فیلتر شده
31:56و چون نمیدونم صده موزیکی از کدوم پنجره است
31:58نمیتونم قطعش کنم
31:59میفهمی؟
32:00یعنی مغزم دیگه پف فریده
32:01مغزم به تو رو کل خاموش شده درکم کن
32:05کایه به جای شاهیکا
32:08خانوادش رو انتخاب خواهد کرد
32:10نه اصلا این نمیفهمه من چی میگم
32:13به خدا نمیفهمه
32:14باشه این قبوله
32:14حالا باید چی کار کنیم آبجی جون
32:16ها میشه بگی
32:17حالا باید چی کار کنیم
32:18باید هر طور شده کایه رو به تو علاقه مند کنی
32:21این چه حرفیه که میزنی جانر جون
32:23من برای این که کسی رو به خودم علاقه مند کنم
32:25تلاش نمی کنم اگه این رو نمیدونیم
32:27آبجی جون کاش میفهمیدم
32:29چی میگی کاش میفهمیدم چی میخواید
32:31کایه همین الانش هم به من علاقه منده
32:33من فقط باید این رو یادش بندازم
32:35that's it
32:38فهمیدم
32:40دوباره روز از نو
32:41روزی از نو
32:42پیش به سوی قضیه و نقشهای تازه
32:44خوش با حال جانر جانر جانر قرور نزن دیگه
32:47فقط به خوهرت اعتماد کن
32:49باشه باشه اعتماد میکنم
32:51خیلی خوب
32:52بس برای این شب آماده باش چون قرار خونه ای ما بمونیم
32:55برای چی آخه
32:56این که پرسیدن نداره من اینطوری میخوام
32:59برای داره عزیزم آکی
33:01چشم آبجی جون
33:02آکی میام
33:07برو برو برو
33:10آی
33:12حالا این پسر کیه هست خونوادش چجوری هم
33:17واقعا آدم های خیلی خوبی انزاری
33:19پس چرا حالی تنقدر با این وصلت مخالفه
33:22ای بابا اون که با همه چون مخالفه بی خیال
33:24به مورد زمان عادت میکنه
33:25کاروبارشون چیه
33:27چیزه
33:29مادرش
33:29توی یه شرکت خیلی خوب
33:31به مدیر آمله
33:33و پدرش هم
33:34یه آدم موفق و وکیله
33:37این که خیلی خوبه
33:38پس آدم های تحصیل کرده و با فرهنگی
33:40آره همین تونه
33:41بله بله بله
33:43چرا این همه مدت این موضوع از من پنهون کردین ها
33:46دلمون نیمت ها رو نگران کنیم برای همه
33:49حالا تو میخوای چی کار کنی دخترم
33:50میخوایی دوباره با این پسر ازدواج کنی
33:53مشکل چیه
33:53یعنی باباد فقط برای همین میگفت از دست زلی شده
33:56نه موکرلن نیمیخواییم با هم ازدواج کنیم
33:58فقط میخواییم با هم باشیم
34:11باشه
34:12آخه این کجاش اجولان است
34:13بچم ازدواج کرده
34:14طلاق گرفته
34:15آشدی کرده
34:16کجاش اجولان است
34:17به هر حال من این همه راه اومدم
34:19حالا که اینجا هم باید همه شون رو ببینم
34:21با هاشون آشناشم
34:22نه نه
34:23آخه اونا یه خورده خب چیزی
34:25چه؟
34:26پرمشقله
34:26پرمشقله
34:27اونا پرمشقله
34:28پرمشقله؟
34:29آزرین
34:30خیلی صاف نشستی عزیزم
34:32یه خبرها رو میشنوی
34:33سریت گیج میره
34:34یکم دراز بکش
34:35خدایی نکرده قش نکنی
34:36ما هم بریم آش پسخونه
34:37یا به قندی چیزی برای درست کنی
34:39بیاریم ازشم
34:40تو هم دراز بکش
34:41آروم باش
34:45آب میخوری؟
34:47یلیس حالا چطوری به زرین بگیم
34:49مامان اید اندره ها؟
34:51معلومه که بهش نمیگیم زر رو
34:52مگه میشه بهش نگیم
34:53همچین چیزی پنهون نمیمونه دیوونه شدی؟
34:55یکی پنهون نمیمونه
34:56اما من نمیخوام زرین تو این خونه بمیره
34:58نمیخوام خونم بشه خونه یه عروا
35:00اینجا به اندازه کافی اتفاق بد تو شکر ده
35:02درسته پس باید چی کار کنیم؟
35:03این کارو میکنیم
35:05با لیلا حرف میزنیم
35:06میگیم اید و زرینو ببره ریستوران تا آشنا بشن
35:08اونجا هم اندر بهشون ملحق میشه
35:10مشکلات حل میشه
35:11اگه زرین میفته بمیره چی؟
35:13پوریش نمیشه یه آمبولاس میفرستیم
35:14دمه در اونجا به دادش برزن
35:16زرینم خیلی دست کم نگیر
35:18اون خیلی بلاها سرش اومده
35:20آره درست میگه آدت میکنه باشه
35:21خب پس تو برو نقشمونو به لیلا بگو
35:24منم به اندر زنی میزنم
35:26امروز باید این مشکل رو حلش کنیم
35:27تموم بشه بره پیلیش
35:28خیلی خوب باشه من رفتم
35:29بودو برو
35:39الو جونم یلدیست
35:41چی کار کردی؟
35:42با نادر حرف زدی
35:44آره حرف زدم
35:45اصری آدرسشو برات میفرسته
35:47تو هم باید بری خونش
35:48خونش؟
35:49یعنی من باید برام خونش؟
35:50آره
35:51خودت خواست قرار بذاری
35:53اونجا هم از همه جا هم کرد
35:54خیلی بد شد
35:55فقط ایک کاشایی که نفهمی
35:56نگران نباش من به نادر سپردم
35:58خیلی خوب باشه
35:59حالا میخوام یه خبر دسته اول بهت بدم
36:01خب چه خبری؟
36:03زرین اومده حالی دوتش کرد
36:05های یلدی
36:05سرت سلامت عزیزم
36:07خدا بهت سبر بده خانومی
36:09ممنون عزیزم
36:10خدا به تو هم سبر بده
36:11چون قضیه به تو هم مربوط میشه
36:13آش
36:13زرین به من چه مربوطه
36:15عزیزم قراره با هم فامیل بشی
36:17دایتت رفته
36:18شوخی میکنی یلدی زره؟
36:20نه بابا چه شوخی
36:21فقط من
36:22فیلن نتونستم بهش بگم
36:24بنابراین خودت باید این مشکل رو حلش کنی
36:26اوکی
36:26زرین زنده است؟
36:28نفسم میکشه؟
36:29ایه زرین فیلن یه سکته یه ریزده
36:32اما ما حالشو جاوردیم
36:33ادامشو میسپارم به خودت اندر
36:35ایه زرینم که زیادی تیتیش مامانیه
36:38خیلی خوب
36:39ببین چی میگم
36:39لیلا ایدو زرینو میبره ریستوران تا به هم معرفیشون کنی
36:43ما هم نتونستیم به زرین بگیم
36:45مادر ای تویی
36:45پس خودت برو اونجا و مشکل رو حل کن به خاطر پسرت
36:49آها پس میخوایی به دست من بمیره
36:51آهی میگی چی کار کنی
36:52اگه حالیت بهش بگی که بدتره اون وقت اید باید با زرینم سر رو کله بزنه
36:56اف خیلی خوب باشه
36:58ساعتی چند و کجا زود باش خبرشو بده
37:00باشه بذار برم به پرسن بهت خبر میدم
37:02ممنونم اوکی فیلم بابای
37:08ببینم به پسر خبر دادی
37:09میدونه من اومدم اینجا
37:11آره میدونه
37:12باشه پس خوبه
37:14آه
37:14شما که هنوز اینجا نشستی این من تو رسطوران مورد علاقه ی لیلا براتون جا رزرف کردم
37:20مطمئنم که خوشت میاد
37:22پس پاشو بریم حاضش
37:23این قرصها رو بذار تو کیفید اگه مماند قشت گرد بده بخوره
37:26روشون نبشتم یکیشون قرص فشار یکیشون ویتامین کار از محکم کاری ایب نمی کاری
37:30بابا
37:31زودی برو برگرد بریم حالی جانم و بهت نشون بدن
37:34آی خیلی دلم میخواد برینم
37:35پول دارم که هستی حتما یه هدیه خوب براش آوردی دست خالی که تا اینجا نایی مدیزر
37:40معلومه خوب
37:41باشه پس شما برید من همینجا میمونم چون قرار آکیم بیاد
37:45باشه پس تو همینجا بمون
37:51من میرم
37:53تو کجا میری ها؟
37:54یکی از خانمایی انجامم به کمک احتیاج داره میرم بیشه اون به هر حال من رئیسم دیگه
38:08چطوری اندر؟
38:09خوبم
38:13جلسم تمام شد گفتم قبل از رفن به سر بزنم
38:16کار خوبی کردیم
38:20ها روزم از من دلخوری؟
38:25آره دلخورم
38:26اندر تو رو خود دست بردار
38:28تو هم یه برادر داری چی کار میتونستم بکنم خالت ماجره رو میدونی؟
38:33که یه من سعی میکنم تو رو درک کنم و با این قضیه کنار بیام
38:37پس بهتره تا یه مدد در مورد این موضوع حرف نسنین باشه؟
38:41خیلی خوب هر طور راحتی
38:43تو هم داری میری؟
38:44آره زرین اومده
38:46لیلا قراره یدو بهش معرفی کنه
38:48منم باید یه سر برم پیششون
38:50زرین میدونه قضیه چیه؟
38:51نمیدونه
38:52حالیت خواست لیلا اینطوری تنبیه بشه
38:56تنبیه های حالیتم که تمومی نداره
38:59تموم نمیشه
39:00تموم نمیشه
39:02ببین طور خدا به چه روزی افتادیم
39:05حالا باید دو ست زرینم تسلی بدن
39:07بند خدا قلبشم ضعیفه
39:08لابود نمیدونه اید پسر ماستاره
39:11اینم یه درد سره
39:12آره اگر به فهمه سکته میکنه بند خدا
39:15عجب شانسی داره هر جا میره من سری راش سبز میشم
39:18و خندم گره
39:20خنده دار نیست خودت غذاوت کن
39:22خنده داره بره خنده داره
39:24مهم نیست به نظر من که خنده داره
39:28کایا
39:30میه یه شب با هم دیگه بریم بیرون
39:33من و تو و اید ستایی
39:35نه فقط من و تو
39:38باشه
39:39اگه بخوایی میتونیم همی امشب بریم
39:42نه امشب که نمیشه
39:43اما خب
39:44فرصت نشده با هم خلوت کنیم
39:47خیره سرمون زیر سخف زندگی میکنیم
39:49زن و شوهریم اما حسن هم دیگر رو ندیدیم
39:50آره حق داریم ها میدونی که
39:52هر لحظه ی اتفاق جدید میفته
39:54منم کتایی کرده اما حضرت میخوام
39:56ببین درسته که ازدواج ما سوری بوده
39:59اما مسئولیت همون مشترکه
40:01منظورتنه که شوهرت بهت نمیرسه
40:03آره تقریبا
40:05البته انتظار ندارم من رو ببریم
40:07ماه هسته
40:08همه حد اقل میتونیم بریم دوتایی شوهر
40:09حتما یه روز میریم یه رستوران خوب
40:11خوشحال میشم
40:14خوب دیگه من برم
40:17آره اصلا از اون سمها رازی نیستم
40:20میخوام بفروشمش
40:22دوبله شده در
40:23اسدیو جم
40:24پس خود بررسی کن و جوزیاتشو به این گذارش کده
40:27خوب فقط دیر نکنیم منتظرم
40:31بفرمو این آقا حالیت
40:34چه خبر کارا خوب پیش میره
40:36خوبه همه چی رو براهه
40:38بسیار خوب
40:40رابطت با ایندر چطوره
40:41عذیتت که نمی کنه
40:43فکر نمی کنم دیگه جرعت داشته باشه
40:45عذیت هم کنه
40:48آراستی لیلی
40:51میونت با یلدیس چطوره
40:52یعنی بعد از اون ماجره با هم دعوی که نکردین
40:55نه
40:57اما یه مقدار از من فاصله گرفته
41:00فکر کنم یه مقدار تحت تحصیل ایندر خانم
41:02ربایید نیست
41:04اندر همه رو تحت تحصیل خودش قرار میده
41:06نه کنه یلدیس چیزی به شما گفته
41:09نه نه به من چیزی نگفته
41:10چون که اگه یلدیزم دروغای اندر خانم رو باور کنه
41:14واقعا نراحت میشه
41:14نه همچه اتفاقی نمی افته
41:16یلدیس تازه زایمان کرده و سرش با بچهش کرمه
41:19منم این اواخر به خاطر مشکلات شرکت
41:21خیلی عصبیم و نمیتونم بهش توجه کنم
41:25بنابراین کاملا طبیعیه که یلدیز رفتار متضادی داشته باشه
41:28مطمئنم تو هم درکش میکنی
41:29شما خیالتون راحت من سعی میکنم درکش کنم
41:32فقط دوست ندارم فری به حرفای دیگرانو بخوره
41:36نگران نباش همچه اتفاقی نمیافتد
41:37باشه اگه امر دیگه این ایست من مرخش
41:40میتونی بریم
41:40خسته نباشیم
41:44موسیقی
Comments

Recommended