- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:04شیر مرد دایش مردی شده واسه خودش
00:07شیر مرد دایش چه؟ ماما نم گفت این چیزارو بگی؟
00:12با این جمله حال نکردی نه؟
00:14جالب نبود
00:15خب
00:18چه کارا میکنی؟ چه خبرها؟ تعریف کن وستاییت ها؟
00:22جانر خودتا عذیت نکن ما کل روز با هم دیگه بودیم
00:25اما آب جیجیونم میخواد میانه ما خوب بشه برای همین مجبوری
00:30خب حالا که مامانم میخواد مجبوری
00:33از خودت تعریف کن
00:35چی بگم؟ من چیزی ندارم تعریف کنم
00:37من قد که درگیر کارای شما فرصت نمی کنم به زندگیم برستم
00:40تو از راوطت با لیلا که وقتی با حمید مثل خروز جنگی میشید
00:43وقتی دوری دل تنگم میشید بگو
00:45خب بارده بحثای عمیق بشی که وابستت شد
00:48یعنی اینم نشد؟
00:49نه اینم نشد
00:50زمنان دوست دارم در مورد زندگی شخصیم
00:53با کسی که تو این زمین تجربه دارن حرف بزنم
00:57نبین من اینجوری علاف بیکار میگردم
00:59من خوب بلدم نصیحت کنم
01:01تجربه هاتم خیلی زیاده
01:02درزم زنی به باهوشی خوهر هم هم تو کاراش همیشه میاد با من مشورت میکنه
01:06به نظر میاد که باید مشورت نمی کنه
01:11فقط تصمیماتشو به تو میگه
01:13تو هم میری اونا رو اجرام میکنیم
01:15خیلی تحصف برنگیزه که خبر نداشتی من تمام این کارها رو برنامه ریزی میکنم
01:19نارد کننده است
01:20اما بگذاریم چیکار میشه کرد
01:23برمیده
01:24باشه پس بگو رابطه من و لیلا چی میشه ها؟
01:27تو بی اینجا پیش دایید جونت ببینم آه شیر مرد داییش
01:31ببین اید شما میخوایید با لیلا دوست بمونید
01:34اما شرمنده عزیزم عمرن نمیشه
01:36نه ما نمیخواییم با هم دوست بمونیم
01:39ما فقط وقتی با هم هستیم میخواییم
01:41مثل دوست با هم رفتار کنیم
01:43خب اون خیلی سخته
01:45واقعا خیلی سخته
01:46دوست موندن بعد از جدایی مثل خمیردندونیه که
01:49از وسط فشار دادن رو میخوایی درستش کنی
01:52غیر ممکنه نمیشه
01:53هیچ کس نمیتونه دوست بمونه
01:54ببین هرکی افتی دونه
01:55باشه خیلی خوب توضیح تتی
01:56دست درد نکنه
01:57خیلی ممنونم
01:58راه حلش چیه؟
01:59راه حلش رای ندارم
02:01من فقط شرایط کنونی رو برات باز کردم
02:03شفاف سازی کردم
02:04به نظر من بهتر تو در این مورد با کایه صحبت کنی
02:07اما خیلی کمکم کردی
02:10اخوه هرزاده عزیزم
02:11همیشه میتونی روی من حساب کنی
02:13باشه هر وقت خواستی
02:14و خامت شرایطی که توش هستی
02:16و بدونی بیا پیش من
02:17با چند تا مثال برای توضیحش میدم
02:18خیالت از این بابت راحت
02:20باشه
02:20اما من میخوام همه اینا رو فراموش کنم
02:24ببین عزیزم
02:26اون دیگه خیلی سخته
02:27اگه به این راحتی ها بود
02:29اما بی خودی گسته نخور
02:31دیدی یه دفعه سورپرایزت کرد
02:33یه دفعه اومد دیگن
02:34احتمال همه چی هست
02:35بگذاریم
02:35احتمالا انقدر حرف زادم برای مادرم کافی یه نه؟
02:38باشه بابا
02:39باشه میره
02:40ای بابا
02:41ها فقط ببین
02:42به آب جی میگم گفتیم خندیدیم صدای قهقه هامون هم تو سر کوچه میرفت
02:45اونم خوشحال شد
02:46باشه هرچی خاصی بهش بگم
02:47ها یه چیز دیگه
02:48وقتی منو میبینی یکم خوشحال شد
02:50رفتارتو با من درست کن
02:51ایر ایمو ببین
02:51منو که میبینه از خوشحالی چشاش برق میذاره
02:53از بس دوستم داره
02:55دوستت دارم
02:55دوست داشتنه تن بخوره تو سرت
03:00باشه بیا بالا بیا
03:01اومده هم
03:02دوبله شده در اسدیو جمی
03:13متین اوزا چطوره؟
03:15به پولیس خبر دادم آقا حالیت
03:17یه ساعت دیگه مکانو میبندن
03:19کوبه
03:19این ضربه خیلی بدی بنادر میشون
03:22من شما رو از اتفاقات با خبر میکنم
03:25آه راستی متین
03:26اگه نادر رو تو گمارخونه گرفتن
03:28حتما به ام خبر بده
03:29خیالتون راحت باشه آقا حالیت
03:31باشه منتظر خبرتم
03:36نادر
03:37این اولشه تازه
03:43بذار ببینم ساعت چنده
03:45اریم که برسه شم میخوریم باشه؟
03:48باشه
03:48شایکا هم میاد
03:50معلومه که میاد
03:51الان باید برسه
03:52اما منتظرش نمیمونیم
03:53شروع میکنیم
03:54اما اومد
03:55اومد
03:59خوش اومدین
04:00عشقم
04:02ماما
04:02خوش اومدین
04:03لیلا
04:07چقدر خوشحالم کرده
04:09اریم خیلی اصرار کرد
04:10منم گفتم بیام
04:11بس همین اومدم
04:13خوش اومدین بچه ها
04:14خیلی خوب کرده بی عزیزم
04:16خوشحالم کردین
04:18خوش اومدی اریم شده
04:19خیلی ممنون
04:19عزیزم
04:20خوش اومدی
04:22خیلی خوب
04:23حالا که همه داره همی
04:24لیلا جون تو بشه نونجا
04:26برو عزیزم
04:27اریم جون تو هم بشه نونجا
04:28من اومد هم
04:30اینم اومد
04:31اریم جون
04:34خیلی وقت ندیدم
04:36اید عزیزم
04:36خوش اومدی
04:37ایندر جون
04:38چه کار خوبی کردی
04:40همه رو امشب دوت کردی
04:41دلم برای بچه های تنگ شده بود
04:43اره
04:44لیلا جون
04:44خیلی خوشگل شدی
04:46دادش جون
04:47من کجا بشینم
04:48به فرمو بشین
04:50خیلی ممنونم
04:53بچه ها
04:54با این که جده شدین
04:56اما هنوز دوستین
04:57تو این سن
04:59اینقدر که
05:00واقعا آفریم
05:06اریم جون
05:07باباد که با اومدنت
05:09به اینجا مشکلی نداشت
05:10با پدران بحثم شد
05:11اما من حلش کردم
05:12آفریم بهت
05:13چه خبر لیلا
05:14همه چی رو براهه
05:15خوبه ممنون
05:17ایل دیزین رفتن
05:18منم گفتم
05:19تنها نمونم
05:21آفریم
05:22برای چی داری توضیح میدی عزیزم
05:24حالا که اومده اینجا
05:25فقط خوش میکسرون
05:27بعد میگم
05:32از مدرسه چه خبر تاریف کن؟
05:34بعدت نیست داداشگاه همه چی رو براهه
05:36امسال خیلی برات مهمه
05:38میدونی که باید خوب درس بخوریم
05:40دقیقا
05:40شاید رفتی دانشگاهی که داداشت میره
05:43معروم نمیشه که
05:43منم اونجا میخونم
05:44آره لیرام اونجاست
05:46من نمیخوام با اینا یه جا باشم
05:49چرا؟
05:49چون باهوشه
05:50آها چقدر عالیه ببینید همه من اینجاییم
05:54آره درست هره همه من اینجاییم
05:56خیلی هم عالی
05:57جنیر جون
05:59به نظرم تو من خیلی دوست داریم
06:01مسلمه دوستت دارم
06:03اینقدر دوستت دارم که میخوام بقلت کنم
06:06آی جنیر صورتی تو اونجوری نکن
06:08این درم منو دوست نداشت
06:09اما ببین بعدش چی شد
06:11عروس خانوادمو شد
06:12اونم به لطفه برادر صده یعزیزم
06:14خیلی دوستم داره
06:15حاضر جونشم بران بودی
06:16بچه ها شما هم مرتب بیهن اینجا
06:19وقتی هست این بیشتر خوش میکسره
06:21نگاه کنیم
06:22عجب میزی شده
06:24ازدواج کرده ها
06:26طلاق گرفته ها
06:29اون آدم هایی که کسی رو نداره
06:32این رو من کرید کرده
06:34ویلکون هم میصابتی
06:37خب حالا شروع میکنیم
06:39بفرمید
06:41آیی چه مهمونی مزخره یه
06:43پس خبرنگارا کجا
06:44احتمالا پایینه
06:47من چجوری شدم ذرا
06:49خوبی خیلی خوبی خوشکل شد
06:51اولین مهمونییه که به عنوان رئیس معسسه میام
06:54میگم از این به بعد هر شب میرم مهمونی
06:56آیی چقدر اینجا پا کلاسه ببینم
07:00آه اینجا یکس ازم بگیر
07:02بایسا بگیرم
07:05اینجوری خوبه
07:06بایسا
07:08بذار اینجوری هم بگیرم
07:10یه لیس اکست خوب شد آلیه
07:19میگم ذرا این چجور به اینیه که برای پیشوازمون نیومدن
07:22میل کن بابا نیومدن که نیومدن بیا خودمون بریم بابا
07:25بلیشو کن
07:26آه
07:30زهره یه چیزی بهت بگم
07:32خیلی پول خرچ کردن
07:34آی آره یه لیس کازینای فیلمای لاسفگاسو دیدی؟
07:37فضایی اینجا مثل اونجا هست خیلی شبیه اونه
07:40اما منم به هم ریختم
07:41یه لیس بازم به هم ریختی؟
07:43نگاه کن
07:44یه معسسه که میگه پلاستیک تو دریا نریزین
07:47وسط استانبول یه همچین فضایی ساخته
07:50معسسه یه ما عمرم بتونه یه همچین جایی رو
07:52با یه همچین فضایی بسست
07:54پس معلوم اینا خیلی زیاد دارن آره
07:56اصلا منطقی نیست
07:58بیبریم اون برا
08:05چهره هاشونم آشنا نیست
08:06منم کسی رو نمیشنستم
08:09خب میگم بیا ما هم بازی کنیم پول داری
08:11یکم با خودم آوردم
08:13اما مگه تو بلدی من که بلد نیستم
08:15سلام
08:16سلام خانم
08:17ما هم میخواییم بازی کنیم
08:18به خطر کمک به ماهی ها
08:28خب دیگه همه چی رو به راهه
08:32زهرا بذاریش رو شماره یه شانست
08:34رو این میس میذارم
08:36بیا تو هم پذار
08:39همسر و دختر حالیت اینجا چی کار میکنم
08:42نمیدونم آقا نداریم
08:43یعنی چی نمیدونم
08:45چجوری اومدم تو
08:46الان میپرسم
08:49شاید نگهبان برودی نارو نمیشسته آقا نادر
08:52ازشون اکس بگیرم میفرستم
08:54یه چیزی پشت این قضیه هست
08:56بقیده که اتفاقی اومده باشن
09:07نگهبان گفتن که دعوت شدیم
09:10اونم فکر کرده مهمولای شما
09:12دعوت شدم
09:14فهمیدم چه خبره
09:17اگه درست فهمیده باشم
09:18هلانه که پولیس بریزه اینجا
09:20من از این طرف میرم
09:21ای رسی
09:22اون دوتا خانومو به یه طریقی قانه کن
09:24از اینجا برم
09:25ببینم چی کار میکنم
09:26روت حساب میکنم
09:27زود بشینی زود بشین بریم به جمعید
09:33آیی
09:35یه دوزار پول داشتیم
09:36اونم باختیم
09:37از ما بد شانس ترم اگه هست
09:38آره واقعا
09:40آیی
09:40نقل یه چیزی بخوریم
09:42چیزی هم نذاشتن
09:43هیچ کسام اینجا نمیشناستم
09:45من خسته شدم
09:46یه خوراکی هم نذاشتن
09:48مگه مهمونی بدون پذیرایی هم میشونی؟
09:51پولیس گذیت کن نخوره
09:52حیفاش
09:53حیفاش
09:54حیفاش
09:54حیفاش
10:23حیفاش
10:24به تو بزن
10:25بین کسایی که امشب بازداشت شدن
10:27یلیس خانم و زهر خانم هم هستن قربان
10:29چی گفتی؟
10:30متوجه نشدن
10:31گویا یه سوه تفاومی پیش اومده
10:33فکر کردن که اونجا مهمونیه
10:35درست فهمیدم متی؟
10:36یعنی زنم و دخترم
10:38امشب تو قمارخونه دستگیر شدن
10:40متاسفانه آقا حالیت
10:42من دارم میرم سمت کلانتریه بشکتاش
10:44نظار خبرنگارا فیلم میگرن
10:46من دارم میام
10:46خدا بگم چی کارتون نکنه
10:50بجوم بجوم سوار شدم
11:05دوستان
11:06فکر کنم دیگه
11:07امشب اندازه کافی پیشتون بودم
11:09من با اجازتون برم
11:11آره
11:11براخت هر وقت جودایی رسید
11:13چب به خیرباجی خود
11:16ایندرجون دستر خریده بودی درسته؟
11:23بزار یه باشقاب به تو هم بدم
11:25اریم جون باید هم بیا
11:27عزیز دلم
11:30شبیتون بخیر
11:33ببینیم
11:34ما یه بچه مشترک با هم دیگه داریم
11:36دوتامونم از یه نفر بدمون میاد
11:37عزیزم
11:39اگه یکم با من را بیای
11:41از همه بدت میاد
11:42من آب جیم اینجوری
11:43از هیچ کس خوشمون نمیاد
11:47چی شده؟
11:49مکان بستن
11:50خوبه؟
11:52نادر اونجا بوده؟
11:53خبر داری ازش؟
11:55لحظه آخر از اونجا رفته
11:57اما یه چیز دیگه شده
12:00خب چی شده؟
12:03از دست تو ای روباه مکار
12:06تو خیلی خوب میدونی چی شده؟
12:08چی؟
12:09یه لیزو و زهره همونجا بازداش شدن
12:12آه
12:13هره؟
12:15از که میونه شما خراب شده؟
12:18واقعا که این درچه دیدر این مورد بیم نگفته بودی؟
12:22اصلا به دشگاه نمیخواد بگی
12:24برای من نتیجه یک کار خیلی مهمه
12:26هم به نادر و هم به حالی
12:29ضربه یه بدی زدیم
12:30دیگه چی از این بهتر میشه؟
12:33مگذری من حرفی برای زدن ندارم
12:36تازه الان فوت و فنکار دستت اومده
12:39خوبه پیشنهاد اما قبول کردیم
12:43اوکی تموم شد؟
12:44تموم شد
12:45الان میتونم با آرامش بخوابم
12:55آخای پولیس بذاری من برم
12:57بابا دو روز اینجا نگرم داشتی
12:58بسته دیگه بسته بشین سر جات
13:01سرمون رفت
13:03زهرا من مطمئنم بابا تحتمان طلاقم میده
13:06دیگه هم نمیذاره من حال جنو ببینم
13:08این دفعا اسم من از شناس همش پاکی میکنه درسته
13:10بدون اجزه شوهرت رفتی قمارخونه؟
13:13نه من و زهرا فکر میکردم اونجا مهمونیه
13:16نمیدونستیم قمارخونه
13:18ای بابا ناراعت شدم
13:19ممنونم شما؟
13:20من قماربازم
13:21نه بابا ای چقدر رو گفتیم واقعاً کیف کردم
13:24ببین چی میگم یعنی به بابام خبر داده؟
13:27حتما گفتند زهرا من میگم از اینجا بیرون نریم
13:31هم اینجا بمونیم چون اگه بریم بیرون حسابمونو میرسه
13:33چطوری میتونیم بمونیم؟
13:35بزرالان میپرسم
13:36دوستان سلام
13:38ای چیزه من میخوام یه سوال بپرسم
13:41هم به نظر شما ما میتونیم اینجا بمونیم
13:42یا یه جای دیگه منتقل بشیم
13:44آره دقیقاً
13:45مثلا ما رو ببرن مندازن زندان یا ایمفرادی
13:47چیزی به نظر شما شدنیه؟
13:49بخاطر قماربعیت میدنم
13:51یه بابا
13:51خب پیشنهادتون شیه
13:52برای اینکه اینجا بمونیم بیار چیکار کنیم؟
13:54شما به نظر خیلی با تجربه میاییم میشه
13:57بگین لطفاً
13:58ببین خوهرم
13:59سمت من نیا
14:00همینجوریشم عصابم ضعیف
14:02باشه باشه
14:02مذرت میخوام
14:03ما چون تازه کاریم
14:04خیلی با قوانین اینجا اشنا نیستیم
14:06معلومه معلومه
14:08میدونی من چرا اینجا؟
14:09نه نمیتونم
14:10شوهرم رو کتک زدن
14:12راست میگین
14:13آیی الان خیلی ازتون خوشم اومد
14:15تحصیلتون میکنم خوهر
14:17همیشه شوهرشو میزنه
14:18همش اینجا
14:19آها یعنی عادت کرده
14:20اینقدر شوهرشو کتک زده
14:22که دیگه نمیتونه
14:22جلو خودشو بکره
14:23میتونم بپرسم چرا؟
14:25به خاطر خیانتش
14:26آی دردمونم یکیه
14:28آی خیلی مذرات میخوام
14:30اگه از نظر شما ایرادی نداره
14:31میشه بیام پیشونتونو ببوسم
14:34شیر مادرت حلالت
14:36به خودم میخوام بزنم
14:37لحشگانم نمیتونم
14:38خوام بزنش
14:38نصیحتاتونو برای خودتون نگه دارین
14:40اون نزنه
14:41خب شما هم نزنین
14:42مثلا چیکار کنین
14:43جدا بشین به جاش
14:44خودتونو شخصیتتونو تقویت کنین
14:46و برای خودتون خوش بگذنونین
14:48ویل کنین بابا
14:49دادا نمیشم آشغشم
14:50پس با کتک آدمش میکنین
14:52کاملا درگتون میکنم
14:54چون زهر نویسندست اینجوری حرف میزنی
14:57فقط
14:59یه لحظه دقت کردم
15:00هم دیدم لباسای خیلی خوشگلی پوشیدین
15:03زنهایی مؤسسی ما باید بیان
15:05از شما یاد بگیرن
15:06همه تون یه پا مودلی
15:09هلی زارگون
15:10زهر آرگون
15:14هلی زارگون
15:16زهر آرگون
15:18اینا اینا
15:18آخه چرا گفتی
15:20همسرتون اومده آزادی
15:23اون مرد شوهر من نیست
15:25اون خانومه میتونه با ما بیا
15:27بیان خانومه
15:28بیا شوهرمو کتکی بزن
15:30نمیشه بمونی
15:31حیلی از آشنایتون خوشحال شده
15:34خب دیگه خداحافظ
15:36خداحافظ خوشگلی
15:37خداحافظ جینی
15:37کشمیشد بمونیم
15:38الان خونه قرانتیله میشه
15:39آآ لیلاجون
15:41تو چرا زحمت کشدی
15:43سوگی بر میداشت
15:44نه از نشستن خسته شده بودم
15:46لیلا
15:49یه لحظه بیا اینجا
15:52حالت خوبه
15:53بد نیستم
15:57اینا رام آوردم
16:03من اینا رو برای مهمونا ببرم
16:05بذار کمکت کنم
16:06نه نه از آحمت نکشه عزیزم
16:08اینو بذارم توی یخچال
16:21نشد که حرف بزنیم
16:23آره
16:25راستش من بعد از اون روز
16:27خیلی نگرانه تو بودم
16:30خوبم خوبم
16:31نگران نباش
16:32تو چه کار کردی
16:34میوناتو و باباوت درست کردی
16:36تا حدودی
16:42تو امیشب به خاطر دیدن من امادی اینجا؟
16:51آره
16:53خیلی خوشحالم که اینجایی
16:55منم
16:58وقتی اینجوری نگام میکنی
17:00حس میکنم میخوایی بگی خوبه که هستی
17:03چون حرف دلم همینه
17:07واقعا؟
17:10اید من هر چقدر از دست تو حسابا نیباشم
17:13بازم دلتنگت میشم
17:15مثلا وقتی یه روز تو رو نمیبینم
17:18کنجکاب میشم بدونم داری چیکار میکنی
17:20و نموت میکنم که انگار هیچی برام مهم نیست
17:23اما برعص برام خیلی هم مهمه
17:28بد نیست که تو هم بدونیم
17:31من میدونستم که برات مهمم
17:34چی؟
17:36زیر چشمی نگام میکنی
17:38همش دست توپاتو گم میکنی
17:39حیجان زده میشی
17:40مخصوصا وقتی منو با دختره دیگه میبینی
17:43کاملا به هم میریزی
17:44بایسا بایسا
17:47بایسا بیا اینجا بیا بیا
17:51من میگم که
17:53اومدن انت به اینجا و
17:55حرف زدن در مرد همه اینا میدونم
17:57برای تو خیلی سخته
18:00نمیخواد چیزی بگی
18:01من از نگاهات میفهمم
18:02چون که من عاشق تو هم
18:20فقط همین قمارتون کم بود
18:22شما میخوایی منو بکشین
18:24خدا بگم چی کارتون نکنه
18:26حالی جون فکر کرده مهمونیه
18:28بسته
18:29فکر کردن مهمونیه
18:30شما تو کل زندگیتون
18:33کدوم کار درسته انجام دیدید
18:34ای بابا ما رو بازی دادن
18:35بازی شو دادن
18:37چی با شما دشمنی داره
18:39بیا آبروها
18:40اونجوری نگو بابا
18:41یلیز راست میگه به خدا
18:42دردو ببند
18:44نگاه حال روز اونو
18:45به خاطره که خبرش منتشر نشه
18:47چقدر خرش کردم
18:48فکر و ذکرش فقط پوله
18:50زیر لب چی داریم میگین
18:52منو عصبانی نکنیم
18:53زن و دختر حالیت آرگون رو
19:00خردیم اونجا کسی بارو نمیشنه
19:02خردیم دردو ببند
19:03هنوزم حرف میزنی
19:04نایی شانسم نداریم
19:06بعد معمورا ریدن
19:07احتمالا یکی به پولیس خبر داده بوده
19:08حالیت جون ماها رو لو دادن
19:10ببینم کی خبر که میشنم
19:11بس سیل دیست
19:11تقویش کن
19:13صدای دوتا تونم نشنوم
19:15ای خدا بزرگی تو شکر
19:18فشارم افتاد
19:19خاک تو سر اون خبر چی؟
19:21با هم هنوز حرف میزنی؟
19:22باشه سکت شدم دیگه
19:33ای بابا خالیت من که دعوت نمارو بهت نشون دادم
19:36ما رو دعوت کردن
19:37ما فکر کردیم تم مهمونیشونی اینجوریه
19:40درسته بهت پیغام دادن
19:41دیدم که دعوت هستم کردن اونجا
19:43اما تو میتونستی شرکت نکنی؟
19:45اما زهرا گفت که من این مؤسسه رو میشنسم
19:47در مورد شنیدم
19:48برای همینم رفتیم عزیزم
19:50لطفا اینجوری از خونه بیرون نر و من نمیخوام با هم قهر باشی
19:54یلدیز
19:54منم نمیخوام زنم و دخترم رو تو بازداشگاه ببینم
19:59فهمیدم
19:59حق داری عزیزم
20:01نیا
20:02باشه نمیام
20:04بای بای
20:09از دست این انجر
20:17دوبله شده در استدیو جن
20:22های
20:23الو
20:26اندر تو اون دوت نمه رو فرستدی درسته؟
20:53اما همونطوری که میبینی من مثل تو مخفی نمی کنم ببین میگم
20:56اف ایندر چرا نمیفهمی من اگر مجبور نمیشدم این کار رو نمیکردم
21:00بیتونستی به من بگی یلدیز
21:01ببین این فقط یه حشدار کچیک بود
21:04وگه نمیخوای تو درد سر بیفتی به من پیله نکن
21:08کار من در مقایسه با اون کار هیچی
21:11یلدیز
21:13یلدیز
21:13چون با هات مهربون بودم احتمالا یادت رفته که چه کارایی ازم برمیان
21:18ببین
21:19از این به بعد حواستت رو جمع کن
21:22وگرنه برات خیلی گرون تموم میشه اوکی؟
21:26خیلی خوب عزیزم بابای
21:29هماش تحدید
21:31همه از طرفیم حق داره نمیتونم چیزی بهش بگم
21:36کلی سهری چقدر ماجره دارم من
21:43آقا حالیت صبح خیر
21:45صبح خیر
21:50چیزی میل داریم بیارم؟
21:52نمیخوام
21:55شما حالتون خوبه؟
21:58خوبم
21:58انگار به خاطر چیزی حالتون گرفته
22:01میخوان یه خورده صحبت کنی؟
22:07بعد جلسه میخوام برم
22:09ریستوران
22:10میتونی با من بیای؟
22:12حرف زدن با تو خیلی آرومم میکنه
22:15باشه خوشحال میشه
22:17خوبه
22:19من میرم یه قهوه براتون میارم
22:21باشه
22:29میبینم اول صبحی خوب لوپادگل انداخته
22:33صبح شما هم بخیر شاهیکا خانوم
22:47خیر باشه زهرا
22:48با حسرت بیرون رو نگاه میکنی
22:50همش ده دیگه اون تو بودیم
22:51اما فهمیتم باید قدر داشته همونو بدونیم
22:54فقط بازگخش نشده بدیم که اونم شدیم
22:57آی نگو یادم ننداز
22:58افتادیم تو تلیه اندر
23:00یه لیزین اندر برای چی دوباره به ما گیر داده؟
23:02نمیدونم حتما خواسته سرگرم بشه
23:04یه لیز
23:06بابام هنوز اصابانی بود آره؟
23:09آی خیلی
23:09سلام
23:10ای لیلا میدونی دیشب چه بلایی سرمون اومد آره؟
23:14چی شده؟
23:16چیزی نشده که بخوای بهش بخندی
23:18بازداشت شدیم
23:19نه بابا برای چی؟
23:20نه بابا واکنه شد اینه
23:22یکی ندونه فکر میکنه هر روز اونجاییم
23:24میگم دستگیرمون کردن
23:27نکنی دیوونه شدی
23:29چی شده؟ سر جایی خورده برای چی اینطوری نگاه میکنی؟
23:32راستش من اونقدر خوشحالم که
23:33به چیزی دیگه اهمیت نمیدم
23:35آی من فهمیدم آشتی کردیم
23:38آشتی کردیم؟
23:39آره خب میشه گفت آشتی کردیم
23:41باشه پس تو تعریف کن ما چیزی نداریم بگیم
23:44باشه بایریم رفته بودیم خونه اندر
23:46قضا که خوردیم من رفتم آشبست کنه
23:48پشت سرم اید اومد
23:55لیلی
23:56بله
23:57من الان دارم میرم جلسه
23:59یه ساعت دیگه تورسترام ببینم
24:01آدستشو برات میفرست
24:02باشه آقا حالیت
24:14پونزه دقیقی دیگه اینجا باش
24:16باحت کار واجب دارم
24:17گره میکنید
24:53آقا نادر
24:55اید، حالت چطوره؟
24:57خوبم، شما چطورین؟
24:58منم خوبم، خیلی ممنون
25:00وقت داری یکم با هم حرف بزنیم؟
25:02آره، آره، کاری ندارم، اتفاقا منم با تون کار داشتم
25:04واقعا؟ باشه، بیا، چیزی میخوری؟
25:06بقت آب
25:07آب و برای منم چای بیزمت
25:18میشنوهم، تعریف کن
25:20اینجوری که فهمیدم، در مورد لیلا اتفاقات خوبی افتاده
25:24از کجا فهمیدونی؟
25:25از برق چشمات
25:28با هم آشتی کردیم
25:30خوشحال شدم، میدونستم با هم آشتی میکنید
25:32از کجا میدونستیم؟ من که خودم ایچ امیدی نداشتم
25:34چرا اینجوری میگی؟
25:36وقتی دو نفر آشقه هم باشند، بلاخره به هم میرسم
25:38شما هم به خاطر علاقه ای که به هم دیگه دارین
25:40تونستین کدورت ها و دلخوریاتون رو کنار بذارید
25:44و اصابی شاد باشید
25:45آره، میشه گفت، پس پس خیلی چیزا برامدیم
25:48اما هنوزم موانعی سر راهمون هست
25:51مثل حالیت؟
25:52دقیقا
25:52من جای تو باشم بهش فکر نمی کنم
25:55به خاطر دخترش مجبور تو رو بپذیره
25:58آقا حالیت فکر میکنه من هیچ وقت نمیتونم
26:01دخترشو خوشبخت کنم
26:02خودتو ثابت کن
26:04آره، سعی خودم رو میکنم
26:06بیا
26:10دستتون در نکن
26:12خیلی ممنونم
26:15ممنونم، مچکرم
26:21ببینم چیزی شده؟
26:23خوب شد که دیشب اونجا نرفتی
26:25وگرنه تو درد سر میفتدی
26:28کجا؟
26:29همون قمارخونه که اون شب با هم رفتیم
26:31پولیس ها ریختن اونجا
26:32یعنی چی بابرم نمیشه؟
26:35آخه چجوری؟
26:37یکی لو داده
26:40ای بابا
26:41پس شانس رو بردم که نرفتم آقا نادر
26:45اتفاقی که برای دوستتون نیفتده
26:48زندانه
26:48یکی از دوستان خبرشو آورد
26:52نمیدونم چی بگم، ناراحت شدم
26:55یعنی قدم من بد بوده درسته؟
26:58نه جونم، چه ربطی داره؟
27:00اتفاق دیگه
27:03بهمی دیدم
27:04من واقعا ناراحت شدم، بابرم نمیشه؟
27:07منم ناراحت شدم
27:08بگذاری، من
27:11خیلی مزاهمتون نمیشم
27:12باید برم دیدن مادرم
27:14باشه این
27:14من اون از وقتی که برای من گذاشتین
27:15خواهش میکنم، بازم بیا
27:45موسیقی
27:49موسیقی
27:50موسیقی
27:53موسیقی
27:53موسیقی
27:54ملی
27:56هنوز نرفتی؟
27:58با نادر بودم
28:00خب؟
28:01نادر میدونه کار من بوده
28:03یعنی چی؟
28:05فهمیده من جریان قمارخونه رو لو دادم
28:07ببینم مطمئن نی؟
28:09اتفاق دیشبه دشبرم توضیح میدوند
28:11آه، شاید فقط خواسته با هات حرف بزنه
28:14اون وقت تو این طوری برداشت کردی؟
28:15نه، از هر زندگاه کردنش خوشم نایمد
28:17از اونجا فهمیدم که فهمیده همین
28:19میدونه
28:20اگه میدونه پس
28:22یعنی میدونه منم تو این قضیه هستم این بده
28:25نمیتونه تو این مورد مطمئن باشه
28:27اما تو بازم مراقب باشه
28:29اگه بخوام تو رو بیگناه نشون بدن
28:32بیشتر شک میکنه، نه نمیشه
28:34نه نه، اصلا نیازی نیست همچین کاری بکنی
28:36میخوایی بهش چی بگی؟
28:37چجوری میخوای قانعش کنی؟
28:38بهتر کاری نکنی؟
28:41باید دوباره اعتمادش رو جلب کنم
28:43تو یه جوری ترسی به این کارو میدی؟
28:45اگه دوباره در مورد این موضوع صحبت کرد
28:48خیلی بحث رو باز نکن باشه؟
28:50باشه
28:51منم میرم پیشش
28:52برای شام دعوتش میکنم چون
28:54شایکا دوست نداره با نادر سریع میز بشنه
28:57اینجوری اونم حساب کار میاد دستش
29:00خوشبختانه
29:01کایام هنوز نمیدونه شایکا تو گذشته با نادر همدست بوده
29:06چقدر سسوته نقشه رو کشیدی؟
29:08ببینم با خودت چی فکر کردی؟
29:10باشه پس من برم
29:12شاید دیرتر بیام
29:13منتظرم نمیدونه
29:14ببینم با لیلایی؟
29:15آره
29:16خوبه
29:17به لیلا سلام برسون لطفا
29:19حتما
29:37موسیقی
30:11آره راستش چون سودش کمه
30:13بعدم به خاطرش جلسه میذاریم
30:23سلام نادر
30:27میتونم بپرسم چی کار داری؟
30:32او مادم شریک هم رو ببینم
30:34تو هیچ وقت برای دیدن من نمی آیی
30:36روک و پوسکنده حرف بزن
30:39آه اینجوری که شنیدم
30:41تو جایی که برات پورچاب می کرد
30:44مشکل پیش اومده
30:46به نظر من باید خبرچینات رو عوض کنیم
30:48اینطور که من فهمیدم به اطلاعات غلط میدم
30:55آه
30:56نمیتونی از کارهای غیرقانونی دل بکنی درسته؟
30:59ببین
31:00فکر می کنی منو زمین زدی
31:02و داری کیف می کنی
31:04نمیخوام حالتو بگیرم
31:06اما هیچ مشکلی برام پیش نگیرم
31:08هر دوتامونم می دونیم
31:09اونقدر مقرور هستی که
31:11مشکلتو بخوایی هم نمیتونی بگیرم
31:13از تو یاد گرفتم حالیت
31:17بگذاریم
31:18اومده بودم بگم قصه مال دنیا رو نخور
31:23آه نادر
31:24نمی دونم اینو می دونی یا نه
31:26اما
31:28منتظرم پا تو کج برداری
31:36خیلی هم قصه نخور
31:38سکته می کنی یا
31:40نادر
31:40آه
31:42دستیاره به درد نخورتم اومد
31:45ببینم چی داری می گی حالیت
31:46من چیزی بهت نمی گم
31:49رئیستت همه چی رو توضیح می ده
31:54این چی می گه
31:55دردش چیه
31:57به نظر چی می تونه باشه
32:02فکر می کنه تونسته به تو
32:03ضربه بزنه درست می گم
32:05کاملا درست هد سری
32:06واقعا
32:07نادر ببینم چیزی شده که
32:09من ازش بازم بی خبرم
32:12اینطور تصور کنم
32:13که تو خبر نداری و حرف بزنم
32:15نمی فهمم
32:20اندر
32:22واقعا جا داره که
32:23اینجا یاداوری کنم
32:25وقتی یکی منو بخواد دور بزنه
32:26چیا به سرش میاد
32:28واقعا
32:29باید بگم که
32:30چون مدام تذکر میدم
32:32نمی خوام لوس بشه
32:33نادر واقعا
32:35نمی دونم چی داری میگی
32:36لطفا اگر چیزی شده
32:37به هم روک و راست بگو
32:39باشه
32:39چیزی نشده که بخوام توضیح بدم
32:41همین که فقط حرفامو
32:43آویزه گوشت کنی
32:45کافیه
32:45تو هم اگر بدونی که من هیچ وقت تو جناح حالیت نمیرم
32:50برای من کافیه
32:51اوکی؟
32:52پس شنیدنش خیلی خوشحال شدم
32:54عالیه
32:55خب از اینا که بگذاریم من
32:57اومده بودم اینجا تا
32:59برای امشب دعوتت کنم
33:01خیلی خوشحال میشم اگر برای شام بیایی خونه ی ما
33:05میتونیم مفصل بشینیم و حرف بزنیم
33:08نظر چی؟
33:08باشه میام
33:09بابت دعوتت هم
33:10پس برای شام منتظرتم
33:13میبینیم ات بابای؟
33:21آیسل
33:22میگم رگای سرمو خیلی فشار نده
33:25لازمشون دارم
33:27زهرا در مورد من خبرنگار چیزی نبیده
33:30عشتن و زابرمون نرفته
33:31باز خوبه
33:35گردنم رگش گرفته ما سر جش بده
33:38چه خبر خانوما؟
33:40فقط تو رو کم داشتیم
33:42چی شده؟ چرا اینقدر نراحتی؟
33:43ای نپرسکین
33:44میدونستیم آدی شب تو بازداشتگا بودین؟
33:46چی؟ برای چی؟
33:48آی زهرا از دست تو
33:49انگار برندگی جایزه شدیم میشینه برای همه توضیح میده
33:52یعنی کار خلاف انجام دادیم
33:55دقت کردم توی خانواده هر روز خدا یه ماجرایی هست
33:58ولش کن آکین اینا رو ولش کن
34:00ببینم چی کار کردهی تونستی مهمون جور کنی؟
34:03درم دنبالش میگردم
34:05پیدا میکنم آره پیدا میکنم
34:06مهمون برای چی؟
34:07یعنی برای تحویل سال نو ما میخوایم یه آدم معروف بیاریم
34:10زهرا و من با هم تصمیم گرفتیم
34:12نه من تصمیم نگرفتم ایده اون بوده ایده اون
34:14یه لحظه من نفهمیدم یعنی من به همراه مهمون معروف
34:17نه تو که معروف نیستی
34:18یعنی تو رو لازم نداریم زهرا و مهمون معروف کافتیم
34:22آه پس اینطور
34:23من شما رو به کجاها بردم به کجاها رسوندم
34:26الان من رو نمیپسندین دنبال مهمون معروف میگردین
34:29نه بحث پسندیدن نیست
34:31ما دوست داریم
34:32اما یه لیزیم برنامه عیده
34:34باید مهمون معروف بیاریم
34:36تو برنامه شبکه های تلویزیون هم همین کار رو میکنن
34:38آره باید مهمون معروف بیاریم شبکه های تلویزیون همین کار رو میکنن
34:41اون کیه؟
34:42کیا پیدا کردین زودتر بگین
34:45به خودا من حتی راجبش فکرم نکردم اصلا مهم نیست
34:48اسمش تو که زبونم آها
34:50اینی ساریکان
34:52زهرا
34:53رفتین کومیدی هم پیدا کردین
34:58متاسفم برات
34:59درمچه جمع میبندی
35:00یه لیز من دارم میگم ایدهی من نیست همش ایدهی اینه
35:03عیبی نداره
35:04آیسل
35:05ما هم کانال خودمون راه میدازیم
35:07به عنوان مهمونم ادایجه رو دعوت میکنم
35:10حتی آشق فیلم های مستنده تو مجله خوندم
35:13چه رفتی داره
35:14یا این که
35:15ایلبر ارتایلی رو دعوت میکنم
35:17بسته دیگه تو الان یعنی داری میگی من نویسنده نیست هم میخواهی بگی من بی فرهنگم دارست
35:21هره تو فقط ادعای فرهنگی نیشه
35:23من بیا بری در موردش حرف بزنی من بهترشو میارم
35:24من بهترشو میارم
35:25من برای اینکه زیترینه که ما اومدیم دوستشیم خرابش کردیم
35:28من برای نموست فیدام کننده
35:30برو برو من برای بهترینه شو میارم
35:32عارفو میارم
35:33موین میارم
35:34بیدی هایی سم
35:35چجوری منو فروختن
35:37خانوم اینو برای شما فرست دادم
35:40آا چی هست بازم دعوت نمست
35:42خب بایی سال تو هم برو به کارت برس
35:44ممنونم عزیزم
36:04ملک
36:07ملک
36:07بله ایلدیس خانوم
36:09کی این پاکتو بهت داد
36:10پست چی
36:11خب باشه اما نپرسیدی از طرف کی
36:13نه ایلدیس خانوم نپرسیدم
36:15فقط امزا کردم
36:16خب باشه میتونی بری
36:28از اونجایی که حالی تو میشنسم
36:30هیچ کاری ازش بایید نیست
36:31خودت چی کارت کنی
36:41بحن ایلدیس چی شده؟
36:43حالیت حالت چطوره؟
36:45بوبم
36:45چی کارم داری؟
36:47هیچی نگران شدم
36:48گفتم ببینم کجایی
36:49تو شرکتم کجا میتونم باشم؟
36:51زنگ زدم بگا سمین بهم
36:53گفت که تو نیستی
36:54گفت هنوز نیمدی
36:55برای همین نگران شدم
36:56بیرون جلسه داشتم
36:59واقعا؟
37:00با کی؟
37:01با مهمونوی خارجیم
37:02کاری نداری قطع میکنم
37:05باشه خوبه
37:09دروغ میگه
37:21جونم عزیزم
37:22حالت چطوره لیلی؟
37:24خوبه هم تو چطوری؟
37:25منم خوبه هم چی کاره میکنی؟
37:27بگو ببینم اوزاد چطوره؟
37:28خوبه چیز خاصی نیست میگذره
37:33امروز کجا بودی؟
37:34میخواستم بیان باید قهوه بخورم
37:36گفتن لیلی نیستش
37:37آهام
37:38من یه سرفته بودم حساب داری
37:41احتمالا نموقع زنگ سدی
37:44فهمیدم
37:44خب باشه پس مزاهم کارت نمیشم
37:47بعدا میبینم ات
37:52بعد اون مسائل شخصی که به ام گفت
37:55چجوری بهش بگم با شوهرت بیرون بودم
37:59دوتاشون به هم دروخ گفتن
38:06حالیت
38:07بهت گفته بودم این آخرین فرصتیه که بهت میدم
38:10بچه یکوچیک داریم
38:11نباید این کارو میکردی
38:16به لیلی چی بگم
38:17براش خارجور کردم
38:22بهش اعتماد کردم
38:25نشونشون میدم
38:31اندر
38:33حق با تو بود
38:35چی شده
38:36حالیت و لیلی به هم خیانت میکنه
38:59حالیت و لیلی
39:05چیز به زودی ملی تو میشه
39:07با تو بودم
39:14چیز به زودی میکنه
39:19بودم
39:20چیز به زودی میکنه
39:21چیز به زودی میکنه
39:21چیز به زودی میکنه
Comments