Skip to playerSkip to main content
  • 6 weeks ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:05دوبله شده در سیدیو جن
00:31باشه پس بهش سر میزنم
00:33باشه عزیزم ممنون بعدا میبینم
00:35باشه عزیزم فعلا بای
00:40بیا عزیزم بقیه شمال خودت
00:43اما به جش دعام کن
01:08آقا ندار
01:09یه لس خانم از کافی شب دار اومده
01:11باشه تو بازم تقییبش کن و به ام بگو کجاها میره
01:14باشه غرب
01:31خب بابجی جون
01:32حالا که تو کافی شبهای پایین شهر قرار میذاری
01:35یعنی مستممی حال یلدیزو بگیری یاره
01:38هر که خربازه میخوره
01:40پایی لرزشم میشینه عزیزم
01:42اوه اوه زربول مسئله هم که گفتی
01:44پس یعنی خیلی جدی هستی ها
01:46یلدیز چی گفی یلدیز
01:48خب معلوم هاشا کرد
01:51اما حسابی دست و پاشم گم کرده بود
01:55یعنی میگی اینا همش زیر سر یلدیزه ها
01:58مطمئنم که کار خودشه
02:00به خاطر خودش من رو غربانی کرد
02:02نه این که برات مهمه
02:04قبول دارم معلومه که مهم نیست آره
02:06اما این به این معنا نیست که تنبیه نمیشه
02:10درست نمیگم عزیز دلم
02:12آره جونه
02:13تلافی نکنیم روزمون شب نمیشه
02:16یه کاری میکنیم که یلدیز فقط حساب کار بیاد دستش
02:21اما آب جی من یه چیزی هنوز متوجه نشده
02:24یعنی این یلدیز هم آدم نادره ها
02:26من فکر نمی کنم
02:27به نظرم این بار رو کمکش کرده
02:30احتمالا یلدیز از یه چیزی ترسیده و مجبور شده این کارو بکنه
02:34اینجوری فکر میکنم البته
02:36یعنی میگی نادر یلدیز رو تحدید کرده
02:39احتمالش هست
02:40شاید نادر شایدم شاهیکا
02:41اگه یلدیز به هم میگفت من حتما میتونستم کمکش کنم
02:45اما اون به جاش ترجیح داد
02:47این وسط من و قربانیه این اتفاقات بکنه
02:50نمیبخشمش
02:50دختره بیعقل
02:53بگذریم آب جیجون
02:54یعنی باید دوباره بدجنس بشیم
02:56آخه کجای این بدجنسیه ها
02:59میشه به من بگی؟
03:00اگه نخواییم زهر چشم بگیریم
03:02پس بهتره بمیریم
03:03بدجنسی نیست که عزیز دلم
03:05همین
03:06باورم نمیشه اینو با مرد توی یه ست میبینی؟
03:09نمیدونم چی بگم
03:10واقعا که واقعا که
03:12اما کیه که به حرفم گوش کنه
03:13به شیطون میگی آتی شیزه
03:23بفرمین
03:26نوشیدنی چیزی نداری باش
03:28بخواریم خوشخوش از گلوی آدم پایی نمیره
03:30نوش جانا کی
03:32ممنونم زهراجون
03:35میگم که
03:36چیزی تا سال نو نمونده
03:38نظر چیه برای ویب سایت
03:40یه ویدیوی چیزی با همین مناسبت
03:42زبط کنیم ها؟
03:43من که از خودم آکین ایدهی خیلی خوبیه
03:45راستش به فکر خودم هم رسیده بود
03:47حتی راجبش یه ایده هایی هم دارم
03:48اینطوری تصور کن که
03:50مثلا ما لباس بابا نویل بپوشیم
03:52و در مورد آرزوامون حرف بزنیم
03:54نظره چیه خوبه؟
03:56زهراجون سال دو هزاره بیسته ها
03:58هم نوز تو داری ایده های مربوط بیست سال پیش رو میدی
04:00یکم به روز باش
04:01خب چی کار کنم آه
04:03اسم سال تحویل که اومد خب
04:05اون اومد تو ذهنم دیگه ی بابا
04:07این از کلون پایی نمیره
04:09یه نوشیدنی چیزی نداری؟
04:12زهراجون تو اسکار فرنایزی داری
04:15من احسا خوب کردی
04:16من میتونم همه چی رو حل کنم
04:17نگره نباشت
04:18مهمونو بسپار به من خیال تا هم راحت باشه
04:20چه جمع
04:20کیا میریم بازم یلدیز رو میخوای بیاری؟
04:22یلدیز کیه؟
04:23اونو بلش کن باید مهمونو خواست باشه
04:25معروف باشه
04:26معروف؟
04:27آه یعنی کی چقدر معروف باشه؟
04:29یعنی یک کسی به معروفیت شاهیکا و اندر اونا خوبن؟
04:32ای بابا شاهیکا کیه دیگه؟
04:34اندر کیه؟
04:35زهراجونونا رو تو مسابقه بجنس های برتر جمع میکنم
04:38تو ازاشون فیلم بگیرن برای سال تحبیل
04:39باشه
04:40باشه اما کی رو میشناسم که اینقدر معروف باشه؟
04:42آدم های معروفی که میشناسم تو همین مایه ها هستن دیگه؟
04:45تو یه نگاه به من بده زهره
04:47من رو دسته کنم کنم؟
04:49من خودم درسته دورشی کنم
04:51خدا رو شروع کنم باری خدا هروی های دارم
04:53یعنی میگه آدم معروفه رو پیدا میکنی؟
04:55بعد شم رازیش میکنی که بیاد مهمون برنامه من بشه؟
04:58درست فهمیدم؟
04:59چرا نیان زهره؟
05:01ها؟
05:01چرا خودتو دسته کم میگیری؟
05:03تو محبوب شدی؟
05:04محبوب
05:05سایتت بالای صد هزار نفر عز داره
05:07یکم اعتباط به نفس رو ببرد
05:09داد نزن؟
05:10مراهات کن کلافم کردی
05:11دسته پام داره میلرزه
05:13اما خب حق داری
05:14نمیتونم بگم حق نداری
05:16چون بالای صد هزار نفر عز داریم
05:17خیلی خیلی خوشحالم
05:19خیلی خوشحالم آره
05:22آی
05:24آخ
05:26چقدر بدن درد دارم
05:28آی
05:32آخ
05:33دارم میمیرم
05:37بیا خوش اومدیم
05:39همیر برو اقعب من بیام تو
05:46اومدم ببینم حاله چطور
05:48به خدا دارم از بدن درد میمیرم
05:50فکر کنم سرما خوردم
05:51حالم بده
05:52خیلی
05:53برای چین جوری شد
05:55اوف اوف اوف
05:56همه جام درد میکنه
05:57آی
05:58رفتم دارو خونه
05:59برای دارو گرفتم
06:00الانم یکم سوب درست کنم
06:01بخوری جون بگیر
06:02دست درد نکنی
06:03چه حرفیه
06:04تو به گردنم حق داری
06:07اه
06:07بگو ببینم
06:09تو خونتون آرامش
06:09برقراره
06:10عزیزم
06:11کیتو خونه ما آرامش
06:12برقرار شده که این باره دوم باشه
06:15بده
06:15امیرجون تو خیلی به من نزدیک نشو باشه
06:18به خطر حالیب جام میگم
06:20این مرز از کجا منو پیدا کرد
06:22من چقدر بد جانسم
06:23فلش کن ما همیشه بدشانسیم
06:25من دیگه پذیرفتم درد و مرزام
06:28پاییه ثابت زندگیمه
06:31بله
06:33آه عزیزم بیا
06:36حالت چطوره
06:37خوبم
06:38اما انگار تو دیشب خیلی دیر اومدی خونه
06:41چون تا رو ندیدم
06:42با نادر بودم
06:44چی؟ نادر؟ برای چی؟
06:48روزش
06:49از همصحبتی باش لذت میبرم
06:51برای همیم
06:52هیچ جون ببین
06:54شاید نادر مرد خوشصحبتی باشه
06:57اما اینو یادت نره پسرم
06:58که اون آدم خطرناکیه
07:00میدونم اما مشکلی که برای ما ایجاد نمیکنه
07:02چون تا برای اون داری کار میکنه
07:03هیچوقت به ما آسیبی نمیزنه
07:05میدونم اینو اما بهتر حواسمونو بیشتر جمع کنیم
07:08ازت خواهش میکنم
07:09لطفا خیلی بهش اعتماد نکن
07:11یه وقت دو درد سر میفتیم
07:12باشه نگران نباش
07:13خوب
07:14با هم کجا رفتین؟
07:15چی کار کردین؟
07:16با هم رفتیم
07:18رستوران قضا خوردیم
07:19قهوه خونم
07:30باشه
07:31اما عصبانی نشد
07:33باشه نمیشم
07:36من رو برد قمارخونه
07:39چی؟
07:39جدن تا رو برد قمارخونه؟
07:41با اجازی که این کار کرد سفر کن ببینم
07:43اگه تو بی صاحبی وایسا ببینم
07:45واقعا چیزی نشده که بخوایی به هم برزی
07:47گفت دوستم یه مکانی داره میخوایی ببینی
07:48منم قبول کردم خودم بهش گفتم میام
07:50الان تو میخوایی بری بهش چی بگی؟
07:51میخوایی بگی وای تو چرا پسر منو بردی قمارخونه؟
07:54به نظرت درسته؟
07:55آوروی منو نبر دیگه
07:56وکی باشه بهش هیچی نمیگم
07:58اما ازت خواهش میکنم دیگه اونجور جهان نره
08:01یه وقت دیدی خدایی نکرده پولیسا ریختن و بازداشت کرده
08:03باشه باشه
08:06راستشو بگو داری به چی فکر میکنی؟
08:09ماره دارم به یه چیزی فکر میکنم
08:12ببینم یه سوالی دارم
08:14این قمارخونه کجا بود؟
08:18حوالی لونت هم
08:19خب از بیرون که ببینی نمیفهمی قمارخونه
08:22از شبیه یک کلوب شبانه خیلی بزرگه
08:23وقتی میری توش میبینی یه دنیای دیگه هست
08:25وقت ماله کی هست؟
08:27به من گفت ماله دوستشه
08:29اما من باور نکرده
08:32چرا باور نکرده؟
08:33نظر میامد صاحبه اونجا خودش باشه
08:35یا این که یکی از شرک های اونجا باشه
08:38چجوری به این نتیجه رسیدی ها؟
08:40اولش که رفتیم با ما مثل مشتری رفتار میکردن
08:43اما وقتی نادرزم دور شد
08:44از دور که نگاش میکردن
08:46بینم سرپرست اونجا دست بسینه جلوش بایسته
08:48شایدن واقعا حرفت درست باشه
08:51اگه واقعا درست باشه
08:54این میتونه
08:55خیلی به درد من بخوره
08:57البته در آینده
08:59نمیخوای که بری چیزی بهش بگی درسته
09:01نه نمیگم
09:02واقعا هیچی بهش نمیگم
09:03واقعا نمیگم
09:05میتونه الان بری ببینی داییت کجاست
09:07جانر اینجا چی کار میکرد؟
09:09آره اینجاست رفت قهوه بیاره
09:10اما فکر کنم سرش گرمه ای که از این دختر را شد
09:13برو صداش بزن
09:14باشه الان
09:31همیه زودتر داروها تو بخور من برم
09:33خدا خیرت بده
09:36پنجره ها رو باز کنم سردت میشه
09:38یخ میزنم نکن
09:40آزنگ میزنم
09:42آی خدا سابخونه هست
09:44نگران نباش میگم امیر مریضه تو راحت سوبه تو بخور
09:52سلام یلدیس
09:55آقا نادر شما اینجا چی کار دارین؟
09:57وقت داری که یکم با هم حرف بزنیم
09:59وقت ندارم
10:02طول نمی کشه
10:04نیاز دیدم چیزی رو برای توضیح بدم برای همین اینجا
10:09امیر آقا نادر
10:11سلام از آشناییت خوشبخت هم
10:14احتمالا تعریف منو خیلی شنیدیم
10:18سلام
10:18میشنوم
10:21ممکنه چند لحظه تنها مون بزنیم؟
10:24شرمنده اما نه نمیتوه
10:25نرو امیر
10:26فکر میکنی به ادااسیب میزنم؟
10:29اگه همچین قصدی داشتم برای چی باید تا اینجا میامدم؟
10:33فقط ده دقیقه هفت میزنیم بعدش از اینجا میرم
10:36امیر تو برا ببینم چی میگه؟
10:38اگه چیزی شد سلام کن تو اتاقه
10:41باشه
10:41خیلی ممنونم
10:44اجازه هست؟
10:48دوستات خیلی دوستت دارن
10:50قدرشونو بدون
10:53یا اینکه اونا باید قدرتو بدونن
10:55چی میخواییم بگیم؟
10:56بگین و برین لطفاً
10:58در مورد دیروزه
10:59اکسی که برام آوردی و دیدی درسته؟
11:03دیدم
11:04من به خاطر همون اکس آدم کشتم و
11:08تنها مسبب بشم شوهرته
11:11میدونم قبلنم در موردش گفته بودیم
11:13و اینم میدونم که همه چیزو از چشم حالیت میبینیم
11:18یلدیز من آدم بدی نیستم
11:20قبول دارم تحدیدت کردم
11:21همه آمنم مجبور شدم
11:24به خاطر اون اکسی اومگوشه ی زندان بودم
11:27باید اونو از حالیت هر طوری شده میگرفتمش
11:29من به خاطر شما دستی کردم و به شوهرم خیانت کردم
11:34نه تنها به شوهرت
11:36بلکه به این درم خیانت کردی
11:38همونطور که گفتم تخصیر شماست
11:41آره
11:42من اذرت میخوام که تو رو مجبور به این کار کردم
11:45باورکان اگه مجبور نمیشدم
11:47هیچ وقت اینو ازت نمیخواستم
11:49شما منو با کشتن شوهرم تحدید کردین
11:52به خاطر این که به ترسونمت اینجوری گفتم
11:55شما که گفته بودیم بلوف نمیزنیم
11:58اون فقط یه حرف بود
12:01تحدید و بلوف زدن اصلا تون برام من نیست
12:04من همیشه خیلی روک حرفمو میسنم
12:05اینو باور کنم
12:06بگذاریم
12:08شما دست از سرمون بر میدارین؟
12:10مگه این شدنیم؟
12:11ما شریکیم
12:12منظورمون نیست
12:13شما پاشدین اومدین اینجا
12:15با من حرف بزنین که چی بشه؟
12:17نگین که دوباره یه چیز دیگه ای از من میخوایم
12:19ببین من اومدم اینجا
12:21تا طرز فکرتو در مورد خودم تغییر بدم
12:23پس بی خودی خودتون رو خسته نکنی
12:27باشه
12:28دست کم من حرفمو زدم
12:29شاید یه روزی خودتو جای من گذاشتی
12:32و در موردش فکر کردی
12:39یعنی پس من دیگه برم
12:40از این که وقت گذاشتی و به حرفم گوش دادی
12:43خیلی ممنونم
12:51این عجب آدمیه
12:54حرفاتون رو شنیدم این یارو چی میگفت؟
12:56ببین امیر بازم تو درده سر افتدم
12:58در این مورد هیچی به جانر نگی یا باشه؟
13:00دیوونه شدی
13:01معلومه که نمیگم
13:03ببین این یارو
13:04اول تو رو تحدید میکنه
13:06بعدش پامیشه میاد ازخایی میکنه
13:08جریا چیه؟
13:09آیی من نمیدونم دردش چیه
13:10راستش من روم نمیشه بگم اما
13:13باشه نمیخوا چیزی بگی بروسو پتو بخور
13:14منم یواش عواش برم
13:19ایلدیز حواستو جم کن
13:22آبجی جون بعد از مدت ها اومدم اینجا
13:25گفتم دو دقیقه برای خودم باشم
13:27اما اصلا نمیذاری
13:28بسر منم یه نفذ راحتی بکشم
13:29بذار دیگه خواهش میکنم
13:31خیلی کار دارم جانر جون
13:32میخوام همین الان برام یه دوتنامه آماده کنم
13:35دوتنامه آماده کنم؟
13:36خب برای چی؟
13:36برای این که از ایلدیز انتقام بگیرم
13:38یه دوتنامه احتیاج دارم
13:40از همون زربایی که قبلا میزدیم؟
13:43دقیقا همینطوره
13:44آبجی تا باشه از اینجور انتقام ها
13:47حرف نداریم منم دلم لک زده بود
13:48واسه اون موقع دلم برای اون دوره که
13:50آبروی مردمون میبردیم
13:52رسوای عالم و آدمشون میکردیم
13:54تو خونه زندگی مردم آشروب بپا میکردیم
13:56تنگ شده
13:56آبجی تو رو خود از فاظ خوبی بیا بیرون به ما
13:59آی جانر دیگه زیادی داری حرف میزنی
14:01کلافان کردی
14:03میگذریم
14:04خوش میگذره زمنان
14:06و یه تیر دونشون
14:08کشمار
14:09آره آبجی خوش بگذرنیم
14:11همینه
14:12تو برو الان دوتنامه رو برام چاب کن و بیار
14:15باشه
14:15کاری نداره الان به دوستم تو چای خونه
14:18میسپرم یه دونه آماده خونه باشه
14:19خوبه
14:20همه محتواش میخوایی چی باشه آبجی اون رو به هم بگو
14:24ببینم لومبلیکا رو یدت میاده رو
14:28یعنی دقیقت اینه گذشته
14:31یه چیزی دقیقا تو همون مایه ها عزیزا
14:36آیلیه
14:41باز چط شده دختر محوه گوشی شد یا
14:44اید نیستش
14:45نیستش؟ یعنی چی نیستش؟
14:47نمیدونم چرا آنلاین نمیشه
14:49آبجی محاله تو این دور زمانه کسی ساعت رو آنلاین نشه
14:51تو داری چی کار میکنی ها؟
14:53چی کار میکنی؟ کل روز میشینی چک میکنی پسر آنلاینه یا نه؟
14:56نه آبچی معلومه که همچین کاری نمی کنم
14:58اما یه بار نگاه کردم ببینم پیغام داده
15:01الان همش دارم چک میکنم
15:02بلکم بابا جلو خودتو بگی لیلا این یه نوع بیماریه میدونسی؟
15:06باید پکش کنی از لیستم خارجش کنی تا درگیم نشدی آره؟
15:09یعنی منو بلک کرده برای همین نمیبینم
15:12ای بابا برچی به خود بی خود و بی جهت تا رو بلک کنه؟
15:15نمیشه گفت که بی خود و بی جهت
15:18چیزه نگاه کن ببین عکسش باز میشه یا نه؟
15:21ای بابا اما اون که عکسشو نزوشته
15:23نه بابا چه حرفا؟
15:24آبچی یه کاری بکن بفهمم بلکم کرده یا نه؟
15:27چه کار کنی؟
15:27سب کن این کار بکنی میدونی چه کار کن؟
15:30به نظرم بهش پیغام بده اگه پیغامت رفت یعنی که بلکت نکرده آره آره
15:34اگه بلکت هم نکرده باشه پیغامم بره اون وقت فکر میکنه من دارم مینطشو میکشم
15:38آه اما مذرت میخوام لیله جون اینطوری پاک نمیشه
15:41شاید اونم منتظره تو پاپیش بذاری که
15:44تو مثلا بهش پیغام بدی خب اونم منتظره تو دیگه دوتاییتون داریم پیر میشه
15:47باشه حال تو اونو برکن بس کن از گوشی تو چکش میکنی
15:50نه
15:51عذیت هم نکن دیگه
15:56اه نگاه کن اصلا آنلاین نشده ببین
15:59نشده
15:59باشه
16:00اما اینجوری نمیشه سب کنیم شاید آنلاین بشه
16:03یعنی چقدر منتظر بمونیم
16:05چی میشه یکم سب کنی خوب
16:06باشه بابا
16:10آه ببین آنلاین شد
16:12آه ناره شد
16:13دیدی آنلاین شد
16:14خورا
16:14گفته بودم بلکت نمی کنه
16:16فاروم شدم الاخره
16:17خوبه
16:17پس من دیگه برم بخوابم
16:20چون تا صبح پای گوشی بودم
16:21باشه بخواب
16:24میگم اگه بلکم نکرده
16:25چرا چیزی نمیفرسته
16:27ای بابا ول کن کلافم کردی
16:28اف
16:29باشه
16:34خودش موضوع کتابمه
16:40این بزرکنی ضربهی بود که از اندر خوردم
16:43کاشی جای دیگه هم کپیش میکردیم
16:45راست میگی
16:47اما اصلا امون ندادم که
16:50ما باید هر چه زودتر
16:52یه حرکتی بزنیم
16:53بذارید ببینم میتونم چیزی پیدا کنم
17:00دست و پامونه بد جوری بستن
17:03آقا لیت
17:04راستی یه موضوع دیگه هم هست که باید
17:05چی شده؟
17:06آقا کایا
17:07وکیل آقا نادر شده
17:09یعنی چی؟
17:10منم امروز فهمیدم
17:12با آورم نمیشه
17:14من فکر کردم کایا آدم خوبیه
17:16نگه اونم شبیه ایناست
17:18ها؟
17:19امروز هم اینجا جلسه دارم
17:20خواستم در جریان باشه
17:21اونو با دیگه تصمیم گرفتم منو نابود کنم
17:23اما ریشه شونو خوش میکنم
17:29تعریف کن این درم
17:34آیا شیز جدید پیدا کردم شایی که؟
17:37واقعا؟
17:39خوشحال شدم
17:40میدونستی که نادر یه قمارخونه داره؟
17:44آره
17:47قمارخونه؟
17:49مطمئنی؟
17:50آره مطمئنم
17:52در موردش تحقیق میکردم که شانسی مطمئن شدم
17:58اسمت مکانش یا آدرسش رو داری؟
18:01همش رو دارم
18:02اگر میخوایی به نادر ضربه بزنی
18:05بهترین فرصته
18:09منو خیلی متحجب کردی
18:11واقعا؟
18:13خب چرا تحجب کردی؟
18:15ما با هم توافق کردیم
18:17باید به قولمون عمل کنیم درسته؟
18:20تو هم فیلم پسر من رو به هم پس میدیم؟
18:23تا وقت اینجوری برای من کار کنی
18:25هیچ اتفاقی برای پسرت نمیافته
18:27خیالت راحت
18:28اوکی
18:30فکر میکنم
18:31بهتره که امشب اونجا رو به پولیس لو بدیم
18:35پولی که نادر از اونجا آیدش میشه
18:38قط میشه چطوره؟
18:39اونو بسفور به من و خیالت راحت باشه
18:42اندر
18:44این که یه بازی جدید نیست
18:46نه نه نه نه نه نه
18:47میتونی در موردش تحقیق کنی شایی کن
18:50دیشابید با نادر اونجا بوده
18:53فکر کنم این دیگه برای تو کافی باشه
18:56یعنی مادر و پسر داریم برای من تلاش میکنین
18:59درست فهمیدم؟
19:00حرف نداریم
19:02وقتی میگن کار گروهی یعنی دقیقا همین
19:05هید اتفاقی اونجا رفته
19:08هلون فرصت خیلی خوبیه که این خبر رو به حالیت بدم
19:12پس امشب قراری بتره کنم
19:17میبینم اید
19:18ببای عزیزم ببای
19:20ببای عزیزم باید
19:50دوبله شده در سلیو جلی
19:54خب
19:55ربلیس چی میگفت؟
19:58معلومه دیگه از خوشحالی داشت بال در میابرد خب؟
20:03اما آبجی جون یه چیزی رو در نظر نگرفتیم
20:06چیو جانر؟
20:07با حرف اید داریم میری جلو
20:09اما اگه مال نادر نباشه چی؟
20:13جانر جون ما برای زمین زدن نادر این کار رو نمی کنیم
20:17ما به خاطر عدد کردنی گیلدیز داریم این کار رو می کنیم
20:21مکان اونم نباشه این مشکل
20:24مشکل شاهیکاست دیگه درسته؟
20:28دقیقا
20:30خب دیگه
20:46با خودم می گفتم صاحب چاقویی که از پشت به انزده چرا ناییمدی؟
20:52پس خبرها رو گرفتی ها؟
20:54آره گرفتم
20:56به خاطر جرسه اومدم
20:57گفتم قبلش بیام تو رو ببینم
21:01چقدر با محبت؟
21:03راستی برای اومدن به اینجا از رئیست اجازه گرفتی؟
21:07اومدم اینجا یه چیزی بهت بگم و برام
21:09وقتی نادر به من پیشناده کار داد
21:11با این که میونمون خوب نبود
21:13اما من به خاطر رفاقت چندین و چند سالمون پیشناده کاریشو رد کرده بودم
21:18می گم که خیلی با محبتی
21:20اما به خاطر کاری که با پسرم کردی
21:23نمی تونم ببخشم
21:26یاد آوری می کنم
21:28یادت که نرفته
21:29یه سر غزیه دخترم بود
21:31من هیچ وقت نخواستم دیلا کوچکترین آسیبی ببینه
21:34ادعانم نمی خوام
21:34اما تو چی کار کردی؟
21:36به غیر از خودتو خونوادت به هیچ کسی همیتی نمی دی
21:39فقط خودتو خونوادتو می بیدی
21:48و تو چی کار کردی؟
21:50آدماتو فرستاد ای بچه مو بزنم
21:52این درسته؟
21:54کایی ها یه جمعه خوب هست شنیدی؟
21:57می گن تا نباشد چوبه تر
21:59فرمان نبرد گاوه نر
22:02که این طور
22:03پس نمی تونی بگه چرا وکیل نادر شدم نمی تونی
22:07نباید دخالت کنی
22:08من تا اونجا که تونستم سعی کردم
22:11با هدراه بیام
22:12من با تو چی کار کردی؟
22:15هیچ عرضشی برای اطرافیانت قائل نیستی
22:17منم سعی میکنم پا به پات بیام
22:19می دونی که داری وکیل یه خلافگار می شی؟
22:22من به خاطر کار وکالتی شرکت اینجا
22:24نادرم شریک توه
22:26اگه فکر می کنی اینجا خلافی می شه
22:28پای خودتم گیره
22:42خیلی ممنون
22:49ممنون حسیزم
22:51سلام
22:53سلام
22:56کایا قبول کرده که وکیلت بشره؟
22:58آره خیلی هم خوشبار شدم
23:00جالبه
23:03کایا جز به کسایی که نمونشو
23:05تو این دنیا کم می شه پیدا کرد
23:08خیلی درست کاره
23:09اگر کچیکترین خطایی ازت ببینه
23:11به هیچ وجه حمایتت نمی کنه
23:13اینجوری بهت بگم که کایا
23:15مثل من نیست
23:16خیلی متفاوت و متینه
23:19فکر می کنه اینو نخواهمیدم
23:21خیلی خوب می دونم به کی
23:23چه پیشنهادی بدم
23:24این در نگرم نباش
23:26اگر اینقدر از خودت مطمئنی
23:28پس خوشبا حاله
23:29چون کایاره خیلی خوب می شنستم
23:31فقط خواستم بهت حشدار بدم
23:33من چیزی ندارم که بخوام
23:34از کسی مخبی کنم
23:35شوهرت با خیال راحت می تونه
23:37بیاد کارشو بکنه
23:39اگرم نخواستم می تونه بری
23:40و دقیقاً هم به همین راحتی
23:42همینقدر که بدونی
23:43این اهل کار خلاف نیست
23:44همه چی حله
23:45اگر مشکلی نداری که
23:47بهت تبریک می گم
23:50درزم
23:53یلدیس چی کار میکنه
23:54تا اونجایی که فهمیدم
23:55با هم دوستایی خیلی خوبی شد این هم
23:59این در
24:01نمی خواهمم چی میگیم
24:05نادر ببین
24:06ما ظرف این مدت فکر کنم
24:08همدیگر را تا حدودی شناختین
24:10یه چیزی شده و یلدیس
24:12مجبور شده براتی کاری کنه
24:15و متاسفانه این وسط من قربانی شدم
24:17اینو خیلی خوب میدونم
24:19نمیدونم از کجا به این نتیجه رسیدی
24:21اما انقدر برام بیهمیته که
24:24نمیخوام در مورد شرف بزن
24:26برام خیلی جالبه که انقدر
24:28هوایی یلدیسو داری
24:29نکنی میترسی
24:30کسی دواش کنه آره
24:33من هیچ وقت هیچی نمیترسم
24:35تو تو ذهنت
24:37یه چیزی ساختی بعدشم باورش کردی
24:39عوض کردن ذهنیتت سخته
24:41اوکی
24:43دیگه بحثشو ادامه نمیدم
24:45اما بدون که ساده لح نیستم
24:48باشه؟
24:49اگه اونجوری فکر میکردم
24:50استخدامت نمیکردم
24:52عرضش خودتو بدون
24:54من عرضش خودمو خوب میدونم
24:57فقط خواهش میکنم
24:59تو با من اونجوری رفتار نکن
25:01باشه؟
25:03با بای
25:11حالیت؟
25:13مشتگونی بده
25:15اول بگو چی شده؟
25:20فهمیدم نادر یه قمارخونه داره
25:25تو از کجا فهمیدی؟
25:27بر این که کمکت کنم همش دارم کار میکنم
25:29به چند فرس پردم که تغییبش کنن
25:32و بلاخره یه آتویی ازش گرفتن
25:34با برخونهش کجاست؟
25:36خودش اونجا میره؟
25:38آره بعضی وقتا میره
25:39اما همونطور که میدونی
25:41چون نادر آدم محتاطیه
25:42ساختمون به نام خودش نیست
25:47شایکا
25:49اون مهم نیست
25:51در یکی از ماشینای پولسازشو
25:54ببندم برام کافیه
25:56منم نظرم همینه
25:59آفرین بهت
26:02زودتر در مورد اون مکان اطلاعات جمب کن
26:04و همه شون رو برام بیار
26:07همین امشب اونجا رو به پولیس لو بدیم
26:10و اینجوری
26:12اولین ضربه یه کوبندر رو به نادر میزنیم
26:14اولیه اما آخری نیست
26:16تا وقتی پیش من باشی
26:18خیلی زود دوتایی میتونیم دخل نادر رو بیاریم
26:21آفرین بهت چایکا
26:22کار ترخ نداشت
26:23خیلی خوش شدم که اینو از تو میشنم
26:30تا حالا خبر به درد بخوری برام نیورده بودی
26:33از اینو بعد همیشه
26:35با اینجور خبرها بیا پیشم
26:37تازه دارم گرم میشن
26:45باشه میتونی بری
26:48باشه
26:50همینجوری ادامه بده
26:52حتما
26:58خب آقا نادر
27:01ممنون عزیزم
27:02نوشه جم
27:03صبح رفتم پیش امیر
27:04یکم براش صوب درست کردم
27:05تو درست کردی؟
27:08آره اشکالی داره نمیتونم درست کنم
27:09نمیتونی گیلدیز
27:10معلومه که نمیتونی
27:11ما کاران این که درست کردی
27:12و یادمون نرفته داشتی
27:13مسموم میشدیم
27:14با این که من رئیس مؤسسه
27:16و از ار تیتر همه یه خبرام
27:17بلدم صوب درست کنم
27:20حتی بلدم دلمم درست کنم
27:22تو مکارانی یادم نمیاد چیو کم ریختم
27:24آم باشه باشه باشه
27:25حرفت سند قبولت دارم
27:27حتما میتونی
27:28البته گیلدیز باید تحسینت کرد
27:29با این که از اونجا به اینجا رسیدی
27:31اما یادت نرفته که از اونجا به اینجا رسیدی
27:33حالا مثلا اینجا کجاست؟
27:34همچینجای توفهیم نیست زهرا
27:36به نظرت با پول دار شدم به خوشبختی رسیدم
27:38چه بلاهایی که سرم نیم
27:40آی
27:40آره واقعا الان دلم برات سخت
27:43به نظرت الان حال بابام چطوره ها
27:45به نظرت روحیش الان چطوره
27:47اگه بریم شرکت یه حالی ازش بپرسی
27:48ممکنه خوشحال بشه
27:51زهران جون تو واقعا دختر سادهی هستی
27:53خیلی هم مهربونی
27:55بابات ما رو که میبینه
27:56ستر اگهش با هم بسته میشه
27:58من به خاطر اون نمیگم
27:59من میگم که چون من اولین بچهشم
28:01براش خیلی عزیزم
28:02تو هم خب
28:04چون مادر آخرین بچهشی
28:07براش عزیزی
28:08نمیدونی با شنیدنش چقدر نراحت شدم
28:10نتونستی بگی یگانه عشق پدرم
28:12زبونت نچرخیم
28:13چون همش در حال عاشق شدنی
28:14اما میدونی که تو رو بیشتر از همشون دوست داره
28:19این دیگه کیه
28:22سلام شما ایلدیز آرگون هستی
28:24بله من ایلدیز آرگونه
28:25ایلدیز خانوم شما ایمیل نکردین
28:27که مهمونی امشب و میان یا نه
28:29نکردم چون دوتنامه ای به دستم نرسید
28:31هفته پیش براتون یه دوتنامه ارسال کردین
28:34اگه به آدرس ایمیل قدیمی فرستدین
28:36من دیگه از اون استفاده نمی کنم
28:38یه ایمیل جدید دارم به نام رئیس ایلدیز
28:41باید به اون بفرست
28:42نمیدونم چرا به دستتون نرسیده
28:44الان دوباره میفرستم
28:45باشه میتونین دوتنامه رو برام بفرستین
28:47باشه
28:50از طرف مؤسسه بودن
28:52یه مهمونی گرفتن
28:57بایسته ببینید
28:59این دیگه چیه
29:00مؤسسه ی شگفتنگیز دریایی
29:02همچین چیزی شنیدیم
29:03نه به گوشم نخورده
29:05بدیم وسیله از شما به منظور شرکت
29:07در سیزده همین سال گرده افتتایی
29:09مؤسسه ی دریایی دوت به عمل میگید
29:11برای که یه
29:12خب رئیس اون مؤسسه کیه
29:14نمیدونم که
29:16بایسته یه لحظه چکش کنم
29:17اسم مؤسسه رو بزنم
29:19مؤسسه ی شگفتنگیز دریایی
29:26نوشته ویبسایت در حال تنراحیه
29:30من میدونم این ها کی هن
29:32فهمیدم کی هن
29:33ببین میگم که
29:34شما میرید توی دریا و پلاستیک و زباله میریزید
29:37ماهی ها میرند پلاستیک ها رو میخورند
29:39ما میریم ماهی ها رو میخوریم
29:40یعنی چی میشه ما پلاستیک میخوریم
29:42اینجوری میگن آره آره
29:43پس یه جورایی حق با اوناست بریم
29:45ویل کن یه لیز
29:46من نویسنده شدم من آدم هنریم
29:49دیگه اینجور جهان نمیرم نمیخوام
29:51زهرا من دوست دیگه ای غیر از تو ندارم
29:53باید با من بیای تنهم نذاری
29:55تو با طرفدارایی محیط زیست به شرح
29:57منم میرم ببینم کمک نقدی این چیزی ازمون میخوان یا نه
30:00باشه باشه طرفدارایی محیط زیستم
30:02با حالا باشه
30:03خوبه
30:03میگم به حالیت هم بگیم
30:05اون نهتارو خدا نگو تازه
30:07از این مهمونی ها خوشش نمیاد بگی نمیذار بریم
30:09آره بهتره نگیم
30:10اگه بفهمه زهر مارمون میکنه
30:13وایسا
30:14یه لحظه بهشون پیام بدم که ما میگم
30:16خوشحال میشن
30:26سلام
30:27سلام دیلی
30:28حال چطوره
30:29خوبم تو
30:30منم خوبم ممنون
30:32تو زیاد نمی اومدی این برا
30:33آره
30:34اما از این به بعد مرتب میام
30:36واقعا چرا
30:37از این به بعد وکیل آقا نادرم
30:40خبر نداشتم
30:41خب چی شد که وکیل شدی
30:43راستش قضیه خیلی مفسره
30:45اینجا با شرکت تو خیلی متفاوته
30:48پر جمب و جوشه
30:49تا حدودی میدونم
30:50اگه اینجا راحت نیستی
30:53هر وقت خاصی میتونی بیای شرکت
30:56منم اکثر مواقع بیرون شرکتم
30:58خیلی ممنونم
30:59اما از کاری که دارم رازیم
31:00ممنون
31:05آره میدونم شرایطیه که پیشون بده
31:07بره
31:12خیلی خوب خودم از
31:14خدا حافظ
31:14بیبینم
31:19خوب جانه
31:20دوتنامه رو فرستادی دیگه
31:22فرستادم میاد
31:23اونم با زهرار
31:24آه خوبه
31:26شاهیکا هم به حالیت خبر داده
31:28اوه ما هم تخمه همونو بر میداریم
31:31میریم جلوی تلویزیون
31:32کلک کلک کلک کلک میشه
31:35همیشه شاد باشین چی شده
31:36به منم بگیم بخونم
31:37خوش اومدی بیا بیا
31:38باشه پس
31:40نظر چی که اریمو برای شام دوت کنیم امشب هم
31:44بکره خوبیه اما میتونه بیاد
31:46زعی میزنم میپرسم
31:48اگر خواست بیاد یکیو میفرستم دنبالش
31:50بزران زعی میزنم
31:51آبجی میگم یه وقت اصاب خوردی نشه
31:53میدونی که باد باد جور لچ کرده ها؟
31:55بی خیال
31:55اصلا برای مهم نیست
31:57زمنا وقتی اریم بخواد بیاد
31:59نمیتونه بهش بگه نر و جرعتشو نداره
32:02اصلا تو اون خونه بچه هم همش تحت فشاره
32:05تو خونه ای ما آرامش داره آرامش
32:07آه گفت تو خونه ای ما آرامش
32:09هست باورم نمیشه
32:10کل زندگی منتظر شنیدن این جمله بودم
32:12آبجی جون آخه هیش را حج
32:16مگیم بریم تو راه زنی بزنی موافقی؟
32:18آه اونم میشه
32:20آه فقط یید
32:21آه ببین
32:24قبلت رفتن میتونی به نادر یه سری بزنی؟
32:27باشه حتما اما چرا نکنه چیزی شده؟
32:29آه من فقط میخوام بدونم نادر امشب
32:32میرون قمارخونه ای که با هم رفته بودین یا نه
32:35چون نمیدونه ما در موردش میدونیم
32:37برای همین تو باید بپرسیم
32:38باشه اگه نرفته باشه میپرسم
32:40ممنونم اما تابلو نکنی
32:42یا باشه وانمود کن که خودت میخوایی بری اونجا
32:44اونو بسپر به من
32:45پرگونت برم من
32:50نگاه کن
32:50ایدو بهش معمولیت میدی با خوشحالی اطاعت عمر میکنه
32:55میگن حلال زاده به دایش میره اینم اثباتش
32:58خدا رو شکر باید از خداتم باشه
33:00آقی به چیزایی که مردم میزنن به تخته میگن خدا به درم
33:03ما میگیم خدا رو شکر
33:04باید هم اینجوری باشه
33:10آقا نادر
33:11خیلی ببخشید
33:13داشتیم میرفتیم؟
33:15آره خیلی خستم میخوام برم استراحت کنم
33:17میخوستم ببینم میشه امشب بازم با هم بریم قمارخونه؟
33:20اگه هر شب بخوایی بریم ممکنه مامانت بو ببره و بیاد سراغم
33:23یعنی میگین نمیشه؟
33:27میگم بهتری که پشت سره هم داریم
33:29میشه شبایی که فقط شما میرید منم بیام
33:32چون از همصحبتی با شما لذت میبرم
33:34از فکر لیلام یکم میام بیرم
33:36آره اونجوری میشه
33:37باشه پس
33:38اینجور که فهمیدم امشب نمیریم
33:42مشخص نیست
33:43یه شب که خواستم برم از قبل بهت خبر میدم باشه؟
33:46باشی خوبه
33:47خدا
33:48منتظر خبرتونم خدافنیست
34:10حالیت
34:11جونم
34:11داری کجا میری؟
34:12مهمونه خارجیم اومدن میریم شام بخوریم
34:14به من خبر ندادی؟
34:16پراموش کردم
34:19باشه پس ما هم با زهره میریم میرون
34:21نفهم میدم کجا میری شما؟
34:24عزیزم
34:24نه این که من رئیس مؤسسم
34:26خوب
34:27مؤسس هایی دیگه برای مهمونیاشون دعوتمون میکنن
34:30اونایی که هدفشون کمک رسانیه
34:32مجبورم که برم
34:33باشه پس برید
34:41راستی چقدر سریع تصمیم گرفتی چی بپوشی؟
34:43من زنیم که اعتماد به نفسش بالاست
34:45مثل زنهایی دیگه کلی وقت برای لباس پوشیدن نمیذارم
34:48درزم هر چی بپوشم به هم میاد
34:49پس یلدیس
34:51چرا وقتی با من میخوایی جایی بری؟
34:53طول میکشه؟
34:54عشقم به خطر اینه که میخواییم پیشت خوشگلتر دیده بشم
34:57چقدر خوبه مگه نه؟
34:58آره خیلی خوبه
35:00من برم
35:01ها رستی
35:04شب دیر نه این خونه
35:05باشه دیر کردن ممنوعه اونو میدونیم
35:10میبینیم
35:14وایستا جواهراتو بیارم
35:22آره چطور پسرم؟
35:23خوبم بابا تو چی؟
35:24خوبم بیرون قرار کاری دارم
35:26گفتم قبلش بیان تو رو ببینم
35:28خوبه من هم دارم میرم پیش مامانه
35:29میره پیش مامانه؟
35:31تو از که اجازه گرفتی؟
35:33من واسه رفتم پیش مامان باید اجازه بگیرم
35:36این چه طرز عرض دادنه؟
35:38بابا هر بار که میونتون به هم میخواره
35:40من نباید جورشو بکشم
35:41این ربطی به بد بودن میونه ما نداره
35:46باید قبل از رفتن اجازه بگیری
35:48من بذارم میتونی بری
35:50برای رفتم به خونه مادرم احتیاج و اجازه ندارم
35:52چهت شده اریم ها؟
35:53نکنه اون زن یادت میده
35:55چی میگی بابا چه ربطی داره؟
35:57زن این زده برای شان دعوت هم کنم
35:59معلوم پارد کردن
36:00بچه سربزین من تو روم رامیسته
36:03چی کار کردم؟
36:04یعنی حق ندارم برام کنم مامانم
36:06اینجا چه خبر شده؟
36:07خوزولیش به تو نایمده
36:08شان گفتم میخوام برم خونه مامانم اینجوری میکنه
36:11باشه برو
36:11تو هم برو
36:12هرکی هر جا میخواد بره بره
36:15بره کنار
36:19اصلا بابا ما دنک نمی کنم
36:21گفتم میخوام برای شان برم خونه مامانم اینجوری کنم
36:23تو هر پشت جدی نگید
36:24معلومی که میتونی بری
36:26اریم تو میری پیش اندر؟
36:28آره ماشین فرست داده دنبالا
36:30من دیگه باید برم
36:32اریم
36:33ببینم ایت خونه است؟
36:35آره
36:35ها
36:36یلیز و آبجی من میرن بیرون
36:38مجبورم من اینجور تنها بمونم
36:40لیلا
36:40خیلی روک حرفتو بزن
36:42نمیخواد لغمر درستت بشه خونه
36:43رسیش من نمیخوام چیزی بگم
36:45گفتم آسلم سر میره همین
36:46اید اینجا نیست میتونی راحت حرفتو بزنی
36:48پنج دقیقه سب کن آماده شم بیام
36:52همین لباست خوبه نمیخواد آماده بشی
36:54نه زود آماده میشم میام
36:59آبجی
37:00بیا اینجا کارت دارم
37:01الان نمیشه خیلی کار دارم جان ارجان
37:04دوبله شده در استیدیو جم
37:06بذارش وسط میز
37:10آبجی
37:11چیه
37:11بیا اینجا
37:13چی شده
37:14از حالیت خبری چیزی هست
37:15نمیدونم وقت نکردم از چایکا بپرسم
37:19آبجی بیا اینجا
37:22لطفا بذارش اینجا
37:24نونارم بیار لطفا
37:25باشه
37:26یعنی مطمئنی به حالیت میگه درسته
37:30شایکا دنبال فرصت میگرده
37:32تا نادر حالیتو بندازه به جونه
37:33همدیگه برای همین به حالی تطمئن میگه
37:35آبجی
37:36چیه
37:37منو ببین
37:37کلاکی در کار نباشه
37:39نیست جان ارجان نیست
37:41آروم باش باشه
37:45ببین
37:46بجنه که اینجا وایسی قرقر کنی
37:48برو برای اید وقت بذار
37:49اصبح تا حالا اینجا وایسادی
37:51برای چه همش فر دل منی
37:52آبجی جون
37:53با خرس گمده چرفی دارم
37:56نکنه میخوای بذارمش رو پام تکونش بدن
37:58بهش نزدیک شو
37:59باهاش صحبت کن
38:01به عنوان دایش بشین
38:02و نصیحتش کن
38:03بلدی؟
38:03نصیحت؟
38:04چه نصیحتی آبجی؟
38:05چجوری من نصیحتش کنم؟
38:07برم بگم هرکیو خاصی کرل پا کنی
38:09قبلش بهش نزدیک شو
38:10من تنکاری که بلدن فقط همین کاراست
38:12چی رو نصیحت کنم؟
38:16هه باچش کنم باچش کنم باچش کنم
38:18هه
38:18بزرش کنم اینجا
38:19PYM JBZ
Comments

Recommended