- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00دوبله شده در S.V.O.G.
00:30امیدوارم دیگه هیچ وقت نبینم اتون
00:37برای اون هرگز نمیتونم قولی بدم
00:56واقعا نمیتونستم بذارم همچین اکسی از بین بره
01:25توجبه کت هم بودا؟
01:27چی اینو برداشتی؟
01:29یلدیس، یلدیس، یلدیس
01:33یعنی کی برداشته؟
01:37باورم نمیشه
01:41اینجام نیست
01:45یلدیس
01:46باورم نمیشه، نیست، نیست
01:49آقا حالید چیزی شده؟
01:51یلدیس کجاست؟
01:51یلدیس خانم رفتن تا داروخونه برای حالید جان شربت بگیره
01:55میمان کن، وقتی من تو همون بودم کسی اومد اینجا؟
01:58آه، نمیتونم آقا حالید من با این بودم
02:00نمیشه که تو چیمم بود، نیست، گوشیمم نیست
02:02چی اومد اینجا؟
02:04آه؟
02:05چی اومده؟
02:06آه، من برم اتاق کارتون رو بگیرم
02:08به یه لیزم بگو بیاد
02:11بجام
02:20یکی اینو برداشته
02:22بایی خدا یعنی کجا افتاده
02:27های سن
02:28این لیز خانم
02:29این لیز خانم
02:30آقا حالیت خونه رو گذاشته
02:31بایشه برو کنار من خودمارو میشت میکنم
02:34خدا به امون رحم کنه
02:36کی برداشته کی برداشته
02:38کی برداشته
02:39کی برداشته
02:40کی اکسو برداشته
02:44اصلا با افت جور در نیمیاد
02:46نه نیست دشین جام نیست
02:47حالیت دوباره چی شده
02:48کجا بودی
02:49چی شده
02:51چیزی که نادر و نابود میکرد نیست
02:53از جیم هم برداشتن
02:54یه لحظه من نفهم میدم چی گامشیم
02:56یه اکس تو کتن بود
02:57داخل گوشیم ریخته بودم
02:59گوشیم هم برداشتن
03:01باشه
03:01اکس و گوشی دیگر را میگد
03:03پیداشت میکنی
03:04یکی برداشته
03:04همه جارو گشتم نبودن
03:06پیداشون نکردم
03:07من اتاق کارتون را گشتم
03:10اما اینجا نبود
03:10یه چی
03:11اینا که بال در نیم بردن
03:18آره
03:19تو دوزدیدی درسته؟
03:20گوشی و اکسو تو دوزدیدی
03:23مطمئنم کار خودشه
03:25این مزخ رفا چیلی میگیم؟
03:26آه حالی چی میگه من؟
03:28نقام کن
03:28قهورو عمدن بیختی روم
03:30برای نادر کار میکنی
03:32درسته؟
03:32گمشو از جا بیرون
03:33بجم
03:34گمشو بیرون
03:35آی
03:35حالیت
03:36چرا بهش تو اومد میزنی؟
03:38این مزخ رفا چی؟
03:39تو میخونه دیگه کی هست؟
03:39تو هستی
03:40آیسل هست
03:41ایریم هست
03:41من یکیست دیگه اینجا اومده
03:44چیزه
03:44یکی اومد
03:46چی اومده؟
03:48این در اومد
03:49به هم گفت اومدم دیدن ایریم
03:50منم گفتم خب مادرشه
03:52دلم سخ راش دادم
03:53میدونی با این کاره چه اتفاقی افتاده؟
03:55تنها چیزی که باعث میشد
03:57نادر و نابود کنم نیست
03:59دوستیدنش
04:00من فکر نمی کنم اندر تا این بالا اومده باشه
04:03اندر دوستیده؟
04:04حتماً کار خودشه آره
04:06من چند بار بهت گفتم ها؟
04:09نگفتم باش دوستی نکن؟
04:10چرا اونا اینجا راه دادی؟
04:15ایریم
04:17مامانت اینجا بود؟
04:19آره
04:20باقم برایت متاسفم
04:21برای چی به من خبر ندادی؟
04:23چی شده؟
04:23مگه من چی کار کردم؟
04:25من چند بار باید بدگم؟
04:27مامانت نباید بیاد اینجا؟
04:28حالیت؟
04:29بچه هیچ کنایی نداره
04:30من این دارو راه دادم
04:31مگه چی شده؟
04:32مامانت نایمده تو رو ببینه
04:34مامانت اومده دوستی کنه
04:36یعنی چی بابا؟
04:37فلش کن
04:37این زن داره چاه منو میکنه
04:40چند دقیقه توی خونه بود؟
04:42حدودن در پونزن دقیقه اومد
04:43حالمو پرسید
04:44و بعدش هم سری گذاشت رفت
04:45من نمیدونم
04:46بارم رفت؟
04:47نمیدونم
04:48من راهیش نکردم
04:48بدا بگم چی کارش کنه این زن رو
04:53این جریان دوزدی چیه بابام چی میگفت؟
04:55نه نه کسی دوزدی نکرده
04:57ای بابا تصبانیه یه حرفی میزنه
04:58حرفشو به دل نگیر
04:59تو خودتو نراحت نکن عزیزم
05:01آخه برای چی اینجوری کرد؟
05:04با من هیچ وقت اینجوری رفتار نمیکرد
05:05یه چیزی رو گام کرده پیدش نمیکنه
05:08برای همین عصبانیه
05:09من الان میرم پیشش آرومش میکنم
05:11تو بشین بازی تو بکن فکرتم درگیر نکن
05:13من خودم حلش میکنم
05:15فکرتو درگیر نکن
05:20خدا کن همین جاها گذاشته باشمش
05:22حالیت
05:24نیستش نیستش
05:24من رو میترسونی آروم باشه
05:26باید هم بترسیم
05:27چیزی که زندگیمون رو نجات میذات و گم کردیم
05:30چرا بی خیال نادم نمیشی؟
05:32بذار سهمو بخره شریکت بشه
05:34بسه اینقدر هرس نخور
05:36همه چیز داریم چرا اینقدر هرس میخوریم؟
05:39گیلدیس میفهمیشی داریم میگی؟
05:41شرکتی که با چند گدندون به یارو سندن
05:43رو دوزرسی تقدیمش کنم؟
05:45تازه اون یارو رو گرفته بودم تو مشتم
05:48باشه دیگه اتفاق یه افتاده کارش نمیشه کن
05:50همه اینا تقصیر تویییلدیس
05:52تقصیر منی؟
05:53بله مگه نگفته بودم دوره ایندر خط بکش
05:56اگه راش نمیدونی اینجوری نمیشون
05:58شاید اون بر نداشتی
05:59پس کی برداشویلدیس؟
06:01یا تو برداشوی یا آیسل
06:03ایرین که اصلا تویی عالم نیست
06:04داری دلم رو میشکنی حالی
06:06پس دیگه از این در طرفتاری نکن
06:11با تمو بیار
06:12کجا میری حالید؟
06:15به تو چه؟
06:19بجم دیگه
06:23بابا؟
06:25بابا چش بود؟
06:27بیا زهره بیا بازم سیماش اتصالی کرده
06:29داشته هوامون میکرد
06:30فهمیدم امو چرا آخه برای چی؟
06:32بیا اینجور بهت بگم
06:37یه چیزی مربوط به نادر
06:39تو جیب پدرت بوده
06:40دست کرد تو جیبش دید نیست
06:41اونم قاطی کرده
06:42خب یعنی چی؟
06:44یعنی گم شده دیگه
06:45نتونست پیداش کنه
06:46انداخت گردن ما
06:47عصبانیتشو رو سر ایرین و آیسل
06:49من خالی کرد
06:50حسابمون رسید و رفت
06:52نگفت کجا میره؟
06:53به نظرم رفت پیش اندر
06:54اندر؟
06:55آره چون یه نیم ساعتی اومده بود
06:57دیدن ایرین
06:58گفت احتمالش هز کار اون باشه
07:01نه بابا
07:02تازه منم دعوا کرد گفت چرا راشتدی؟
07:05هرچی از دهنش در اومد بارم کرد
07:07دل ایرین و آیسل هم شکند
07:09نگاه فقط یه ساعت خونه نبودم
07:10ببین چه اتفاقای افتاده
07:12آیی تو ناراحتی که اینجا نبودی دعوا رو ببینی؟
07:15خدایی حسله داریا؟
07:16چرا ناراحت شم اینجا بودم
07:17حساب منم میرسید شانسا بردم خونه
07:19آره شانسا واردی
07:20حسابانی بود کاش سودتر آروم بشه
07:24یه چیزی میخوام اصلا بپرسم
07:25این چیزی گم شده خیلی چیزی مهمی بوده
07:28آره اونقدر مهم بود که پوست همم اونو کند
07:32بگذاریم من برم با ایسل سر بزنم
07:34تو هم بارو پیش شعریم
07:35شبم که اومد بهش بگی مراقب سلامتید باش
07:37سلامتیش خیلی مهم تری
07:46آیسل ببینم داری چه کار میکنیم
07:48دارم میرم این دیست
07:50بایی من میذارم بری بذارش سمی
07:52اما مگه نشدیدین آقا حالید به من چیچی ها گفتن
07:55اینشون الانا به هفت اومد و دوستی سد
07:58آیسل جون تو حرفشو جدی نگیر
08:00از رو حسابانیت یه چیزی گفته
08:02لطفا تو به دل نگیر آیسل
08:04بگه تو نمیدونی حالید وقتی حسابانی میشه
08:06کنترل زبنشو از دست میده
08:08اما آقا حالید تاله با من اینجوری رفتم نگیرده بود
08:11حسابانی بود حسابانی
08:12مگه ندیدی با من چجوری حرف سد
08:14اینشون همیشه با شما اینجوری رفتار میکنن
08:17شما عادت داریم
08:18خیلی ممنونم آیسل تو هم خیلی خوب بلدی حال آدم رو بگیری
08:22بگذارین جونم
08:23جای تو تو همین خونه از هیچ جام نمیری باشه
08:26بذارین رو بردارم
08:27زمنت
08:28ما مثل خورم سلطان و سنبولخان هستیم
08:38اینجا پیشت میموندم
08:39عمرم بذارم جایی بری
08:40ایلیس خانم به خاطر کار ایکیپیی که امروز کدیم یه انتفاق افتاد
08:44با اونش کاری نداشته باش
08:46معلومه که باید به همدیگه کمک کنیم عزیزم
08:48جای تو تو این خونه هست و نمیذارم از اینجا بریم
08:51حال را بیفت
08:52را بیفت بریم با همدیگه یه قهوه بخوریم سرحال بشیم
08:55به حالی تم میتونی بیمحلی کنی باشه
08:57وقتی دیدیش براش قیافه بگیر منم همون کار رو میکنم
09:06خوش اومدیم
09:07چی شده حالیت؟
09:09یعنی تو نمیدونی چیه
09:11خودتو با اون راه نزد
09:13چی شده حالیت چی داری میگی؟
09:14به بخونه ای دیدن عری اومدی خونم و دوزی کردیم
09:17چی داری میگی؟ این مزخ رفات چیه؟
09:19کار خودته
09:20تو رو خوب میشناسم
09:22مطمئنم نادر اینو ازت خواسته
09:24ببینم نادر از من چی خواستایه
09:26از حرفات هیچی نمیفهمم
09:27بست بست به سرت هم به خاطر منافع سو استفاده میکنم
09:30بست دیگه
09:30نمیدونم چی داری میگی؟
09:32تو حالا کی دیدی من کاری کنم و بزنم زیرش ها؟
09:35تو تو خونه منی نمیتونی با من اینجوری رفتار کنی؟
09:37ناراحتی از این خونه برو بیرون زود باش
09:40خودتو به خنگی نزن
09:42کار خودته
09:43چون به زررته اینجوری میکنی؟
09:45جرعتشو نداری بگی اومدم
09:47یواشکی عکس و گوشیتو از جیبت برداشتم
09:50کدوم عکس؟ کدوم گوشه هایی؟
09:52لعنت
09:52لعنت به اون روزی که با هات آشنا شدم
09:55از این به بعد
09:56اون روی منو میبینی
09:59نه این که تا حالا خیلی خوب بودی؟
10:03هنوز اون روی منو ندیدی
10:08خیلی ممنون
10:14چی شده حالیت؟
10:16اینجا چی کار میکنی؟
10:23اندر چی شده حالیت چی کار داشت؟
10:26منم نمیتونم اینگر دیوونه شده بود
10:28به من میگه اومدی خونم دوزدی کرده
10:30نمیفهمم
10:31دوزدی برای چی اینجوری گفت؟
10:32بابا به خدا نمیتونم گفت
10:34عکسمو برداشتی
10:35گوشیمو از جیبم برداشتی
10:36اگه برداشته بودم میگفتم آره برداشتم
10:38میدونی که من همچین کاری نمی کنه
10:39نمیذاشتی اینجوری با ترف بزنه
10:41حق نداره بیاد اینجا تهمت بزنه
10:43میدونم حق نداره
10:44اما مگه میشد با هاش حرف صد و مداد و بیداد کرد و رفت بذار
10:47بذار یه زنگی به نادر بزنم ببینم جریان چی بوده
10:52من فکر کردم به خاطر من اومده
10:54چرا اینجوری فکر کردی؟
10:56چون پیشناده کاری نادر را قبول کردم
11:01جدی میگی؟
11:02آره قبول کردم وکیدش بشم
11:04تو به خاطر خالید پیشنادش رد کرده بودی؟
11:07اون قبل از حملشون به اید بود
11:10خیلی تحجاب کردم
11:12چرا تحجاب کردی؟
11:13خالید هر کار خاص بکنه
11:15اما نوبتو اون که میشه همه باید بهش احترام بذارن؟
11:17من میخوام از این به بعد با هر کس مثل خودش رفتار کنم
11:21حتی آدم خوبی مثل تو رم از خودش روند
11:24اصلا مراعت بقیگر رو نمی کنه
11:25شاید لیلا و ایدیا اشتباهی کرده باشن
11:27اما دوتاشون سن و سالی دارن
11:29آدم میفرسته بچه منو بزنن شرمنده
11:31منم بابای ایدام
11:34خیلی هم بابای خوبی هستی
11:36واقعا
11:37من برم با نادر حرف بزنم
11:55بله اندر
11:56نادر انگار یه اتفاقایی افتاده و من تازه الان خبردار شدم
12:01واقعا چی شده؟
12:02حالی تومده بود اینجا آشوب بپا کرد
12:04اونم به خاطر یه اکس و یه گوشی
12:08به من تهمت دوزدی زد
12:13نادر ببین
12:13وقتی همه چی از من مخفی کنی
12:16من اینجوری یکی ازت خیلی دلخور میشم
12:18من چیزی رو ازت محفی نکردم
12:21و فکرم نمی کردم که حالیت بیاد سراغت
12:24خب میشو لطفا به هم بگی دقیقا جریان چیه؟
12:26یه چیزی که مربوط به من میشد و دستش بود
12:29و اونو پس گرفتم
12:30خب چجوری پس گرفتی؟
12:33چرا فکر کرده که من برداشتم؟
12:35مهم نیست چجوری پسش گرفتم
12:36زمنان ضرورتی هم نمی بینم اینو بهت بگم
12:39مهم اینه که تونستم حلش کنم
12:41حالیت گفت اومدی خونم رو برداشتی؟
12:43همونطور که گفتم مهم نیست چجوری ازش گرفتم
12:46به جای فکر کردن به این چیزا خوشحال باش که حلش کردم
12:50چون که من به بازم تو هم میبازی
12:52پس لطفا از این به بعد قبلش به من خبر بده
12:56تا اقلن یه ذهنیتی داشته باشم اوکی؟
12:59دفعه بعدی درکار نیست چون که تنها آتوایی که حالیت میتونست
13:02علیم هم استفاده کنه فقط همین بود
13:04امیدوارم که اینطوری باشم
13:07نادر میخوام یه چیزی ازت بپرسم
13:10اما باید راستشو بگیم
13:11خیلی خوب بپرسم
13:15یه ایلدیز به تو کمک کرد درسته؟
13:18ما زخراف نگوینده
13:21همم
13:22اوکی
13:24اوکی میبینمت فیلن خدافس
13:32یه ایلدیزو میبینی که چجوری بلد خودشو
13:34از مخمصه نجات بده
13:40بله
13:44آلاتون چطوره؟
13:45خوبم تو چطوری؟
13:46منم خوبام میخواستم مادرم رو ببینم
13:48گفتن رفته گفتم قبل از رفتن شمارم ببینم
13:51خوب کردی، بشین، چیدی میخوری؟
13:53چایی میخورم
13:54باشه
13:58برامون یه چای و یه قهوه ساده بیارید، ممنونم
14:03تابلوی قشنگی؟
14:05خوشت اومده، ببرش، رستی، اید امروز با بابات به توافق بسیدیم
14:10یعنی چی؟
14:11از این به بعد قرار وکیلم بشه
14:13خبر نداشتم
14:15خوشحال شدی؟
14:17معلومه که خیلی خوشحال شدم
14:18فقط اینم بهتون بگم که بابام خیلی آدم درست کاریه
14:22منم به خاطر همین پیشنات دادم
14:25اونم خوشبختانه با روی باز استقبال کرد
14:27خب، پس حبریک میگم
14:28ممنونم
14:31ببین چی میگم، همشب وقتم آزاده
14:33اگه خواستی و تو هم کاری نداری، میایی بریم قمار خونه؟
14:36خواستن که میخوام، اما راستش میترسم
14:38یه وقت اونجا بلا ملای سرمون بیاد
14:40نه، این چه حرفیه، مکان دوستمه، اصلا مشکلی پیش نمیاد
14:43باشه، پس اونشب بریم، اما من نمیتونم به مامون و بابام بگم دارم میرم قمار خونه
14:49ناره نگو
14:50من که بعید میدونم مشکلی پیش بیاد
14:53زمنان، بچه که نیستی، قرارم نیست برای همه چیه اجازه بگید
14:57باشه، باشه، پس آدرس اونجا را برام بفرسید، من شب خودم میدونم
15:01باشه
15:05خلی مهم دوم، متشکرم
15:18حالیت، هنوز هم عصبانی هستی
15:20به نظر تو
15:21باشه، فهمیدم هنوز عصبانی، تو با اون عصبانیتت کجا رفتی؟
15:27معلومه دیگه، حساب اندر را برسم
15:28خب، اندر چی گفت؟
15:30چی بگم، خودشو به خنگی زد، ها آشا کرد
15:34بگی آره چی میشه، بگی نه چی میشه، اندر را مگه نمیشنسی؟
15:38یعنی به روم نگیرم، همینجوری ساکت بشینم، بفهمه که فهمیدم
15:43خجالت نمیکشه، از اریم سو استفاده میکنه
15:46راستی، اریم و آیسل از دستت خیلی دلخور شدن، آیسل را به زور نگهش داشتم
15:51میز داشتی بره، کسی جلوشو نگرفتی؟
15:54اون بیچاره که کاری نکردی، حرصتو بی خودی سر اون خالی کردی
15:58دیگه بحثشو به من گیل بیست
16:02باشه
16:03یه تلویزیون بخور
16:05تلویزیون بخوایی چکار؟
16:06فیلم ببینم
16:07به جاش کتاب بخون
16:08من تلویزیونو بیشتر از کتاب دوست دارم
16:11خدا آدم میمونه چی بگه
16:13حالیت هر اتفاقی که دورو برش میفتر چشتو میبینه، معلومه رو تو کلید کرده
16:17برام مهم نیست که حالیت در مورد من چه فکری میکنه
16:19زمنان به نفه من هم هست که یه چه اتفاقی برای نادر نیفته
16:23دقیقا همینطوره، آبجی جون، همینطوره دیوار کتاتر از دیوار تا هم پیدا نمیکنه
16:28آره همینطوره، همیشه اینجوری بوده
16:31خب خب، پس چنینقدر ناراحتی؟ به خاطر اون حرفای حالیت ناراحتی ها؟
16:35نه جانر
16:40نه، یه بوهایی به مشامام میخوره
16:43چه بوهایی؟ آبجی جون درست توضی بده بفهمم
16:47برا من مهم نیست که حالیت در مورد من چه فکری میکنه
16:51اما وقتی میاد و به من تهمت میزنه، یعنی یه نفر اونو علیه من پر کرده
16:56به کی شک داری؟
17:02یلدیس
17:02یلدیس؟ برای چی یلدیس پارش کنه؟ میانتونم که خیلی خوبه
17:06راستش هنوز نمیدونم اما میفهمم، حالا بشین قهوهت بخورم
17:14خب، حالا چرا یلدیس آبجی ها؟
17:20یلدیس به من زنگ زد، گفت که اریم حالش خوب نیست و بهتره که بیایی پیشش، خب منم رفتم
17:26حالا کی گفته بود؟
17:27ظاهران اریم حالش خوب بود، به نظر من خیلی سرحال بود، بعدش با خودم فکر کردم
17:31یلدیس خواسته اون لحظه من تو اون خونه باشم چون میخواسته دوزدی رو بندازه گردن کسی
17:37آیسل و اریمم دیدن که من اونجا بودم، حالی تم با اونا اعتماد داره و خیلی راحت با یه جمله
17:43یلدیس ذهنش به سمت من منحرف میشه
17:46از طرفی هم، آدم نادر هستی
17:49دقیقاً هم همینطوره
17:51آره خوب، آبجی جون، حرفات همشون منطقیه، اما یلدیس برای چی تو رو باید تو آتیش بندازه؟
17:58احتمالاً مجبور شده
18:00مجبور شده؟ آبجی تو هم مجبور شدی خیلی کارارو بکنی، اما بلست اسلام عبا یلدیس رو داشتی، البته این عبا
18:05خیه
18:05اونجا نرمو چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه، از نادرم پرسیدم، اونام هاشا کرد، دسته داش فهمیدم که حقیقت رو
18:12داره مخفی میکنم
18:12یعنی میگه که یلدیس عکس و گوشی عجیب و حالیت برداشته و به نادر داده انداخته گردن تو درسته؟
18:17به نظر تو، تو اون خونه کس دیگه ی جرعت این کارو داره؟
18:20ممکنه نادری یه نفر دیگر فرستده باشه اونجا
18:23اون وقت میگفت آدم همو فرستده
18:25راست میگه
18:29هیچی به ذهنم نمیرسه، کار کار یلدیزه، کار خودشه مطمئنم
18:33آره، کار خودشه، تو این شرعت منم شکم به اون میره
18:37اما من میرم سراغش، نمیتونم به روم نیارم و از دستش نارهت نباشم
18:41آبجی چرا اینجوری میکنی، ولش کن بره، ای بابا به جاش خوشحال باش که نادر مشکلش حل شده
18:45اینو با اون قاطی نکن، من زنی نیستم که کسی بخواد منو بازی بده
18:51آف، آبجی جون ولش کن، بی خیال یه لیزو به خدا حواله کن
18:56نه، نه، شرمنده عزیزم
18:58من اصلا نمیتونم بدیی که به هم میشه رو به این راحتی ها فراموش کنم
19:03بازم شروع شده رو؟
19:05همینطوره
19:06آف خدا یا، من دیگه خسته شدم
19:08بعد از آدم میپرسن، میتونی توی یه جمله قمقصه هاتو بنویسی؟
19:12یکی اگه بخوام گستامو بنویسم، چومار میشه، دیوانه شدم، باریدم، خستم دیگه واقعا
19:17دوبله شده در اسدیو جن
19:20آدرس رو برای ایت فرستدی؟
19:23فرستدم آقا نادر، لوکیشن هم فرستدم
19:25خوبه، راستی به بچه ها حتما بسپارید، نفهمه که من صاحب اونجم
19:30خیالتون راحت قربان، من قبلا به همه پرسانل اونجا سپردم
19:35خوبه
19:36آقا نادر، سوی تفاهم نشه یه سوالی داشتم
19:40وقتی اینجوری حرفتو شروع میکنی، طرف مقابلت ذهنش ناخوداگاه آماده ی سوه تفاهم میشه
19:46مذارت میخوام آقا نادر، منظورم اینه که قصد دخالت ندارم
19:51این خیلی بهتره، الان بپرس
19:53ممکنه این پسر اید به مادرش بگه که داره میاد اینجا
19:57بگم مهم نیست، اونا تا وقتی که ندونن من رئیس اونجا مشکلی پیش نمیاد
20:03اون پسر اید جز بچه های استثنائیه، خیلی هم سختی کشیده
20:08یکی دو دست ببره، کیف کنه، اعتیاب پیدا میکنه
20:13اگرم بعدها دیدیم مادرش برامون دومدر آورده علیه خودش استفاده میکنیم
20:20آره به نظر فکر خوبه میانم
20:25میدونم
20:33سلام پسرام
20:37یکم حرف بزنیم
20:41چه خبر؟ آره تو خوبه پسرام؟
20:45خوبه
20:47امروز نرهتت کردم
20:50آره
20:51عصبانی بودم و یکم کنترولم از دست دادم
20:55یکم؟
20:56خیلی، این اواخر همش بدخلقی
20:59بابا قبلن فقط یه لزه آبجیم رو دوامی کرده اما الان با همه اینجوری رفتار میکنی، حتی با من
21:05واسه اینکه مشکلاتم زیاد شده
21:09لطفاً درکم کن
21:10منم روزای سختی رو میگذرانم، تو هم منو درک کن
21:13زمینم بابا مشکلتو کاریه
21:16میدونم دقیقا منظوره چیه اما کارم زندگی منه
21:20تمام سعیم رو میکنم که شما ها هیچ کم و کسری نداشته باشین
21:25اما از طرفی هم دلمونو خیلی میشکنین
21:28تو خونه همه ناره، حتن همه بدجور به هم ریختن
21:31آره، چون امروز یه اتفاقی افتاد
21:33این اتفاقا تمومی نداره
21:34ما قبلنه با هم گپ میزدیم، با هم وقت میگذراندیم
21:39دیگه اونم نیست، چون سرت خیلی شلوقه
21:42حق با توه
21:44از این به بعد، هم برای شما و هم برای خودم وقت میزرم
21:50خوبه
21:52ببین چی میگم، حالیت جان بیداره، شیرشم خورده
21:56میخوام ببرمش همون
21:57تو؟
21:58آره؟
21:59واقعا؟
22:00مگه چه اشکالی داره؟
22:01تو رو هم میبردم همون؟
22:03نمیتونم
22:04با هم ببریمش؟
22:06باشه، قبوله
22:07خوبه، پس بیا
22:10پسر گل من
22:42پیت
22:44حالتون چطور؟
22:45خوبم، تو چطوری؟ خوش اومدی؟
22:47منم خوبم، واقعا اینجا چه جای باحالیه؟
22:50آره، از بیرون شبیه کلوب شبونه
22:52راستشو بخواهین تا به حال همچین جایی ندیده بودم، خیلی قدیمیه؟
22:55آره، فکر کنم، ببینم چیزی میخوری؟
22:57نه، بعدم میخورم من
22:59باشه، بگو ببینم، میونت با لیلا چطوره؟
23:02بهتر شده؟
23:04واقعا نمیدونم چی بگم، یه روز با هم خوبیم، یه روزم با هم بد
23:08خوب، این همون عشقه
23:09منم همینه درک نمی کنم، اگه عشق همچین چیزیه چرا مردم خودشون درگیر عشق آشقی نکنم؟
23:14میخوای چجوری باشه؟ یک نواخت باشه؟
23:18تالا نوار قلب گرفتی؟ خطوط قلب یه بار بالا میده، یه بار پایین که نشون میده زنده ای
23:23خط صاف به معنای مرگه
23:25یادت باشه، خط صاف مرگه، یادت نره
23:30راستی، شما چه استدلالای جالبی دارید؟
23:35اید، میخوایی بازم بازی کنی؟
23:37دوست دارم بازی کنم، اما نمیدونم بتونم برنده بشم یا نه
23:41خوب، امتان کن
23:42باشه
23:49الان برمیگردم
23:50باشه
24:08خلاصه با دختران نشستیم، چت کردیم، بعدش هم اکسامونو برای همدیگه فرستادیم
24:11راستشو بخواییم، من انتظار خیلی زیادی از دختران نداشتم
24:14میدونستم احتمال اینکه در و دافت باشه کمه، انتظارمو خیلی بالا نبرده بودم
24:17اما وقتی با دختره قرار گذاشتم، دیدم سیبیل دختره از سیبیل من کنفتره به خدا
24:21آه، نمیشی کنم
24:22آه، از دست تو جانه، چقدر کار خوبی کرده که اومدی نه؟
24:27واقعا، زود زود بیا
24:28زود زود بیام؟
24:30آه، شما با همدیگه جفت و جور شدینا، دوتا تونم مثل هم حرف میزنین
24:35دعوت هم میکنین، آه، فکر کنین، وقتی توی اکواریوم دوتا ماهی بزنن، چی میشه؟
24:40اون دوتا مجبورن به هم نزدیک بشن، اما اگه تو اقیانوس دوتا ماهی به هم نزدیک بشن، اسم اون عشقه
24:47هم، دقیقا منظور چیه؟
24:50هزیون داره میگه همین
24:51آره، دقیقا درست میگه
24:54چیز خاصی نگفتم، شما ماهی های آکواری هم هستین، یعنی مجبورم
24:58جانه ارجون، عزیزم کافیه، بسته دیگه ادامه نده، داری خراب میکنی؟
25:02باشه، خراب کردم، بہتر حرف نزدن باشه
25:04خب، راستی کجاستون میوی عشقتون، اون پسر کاکلزری؟
25:10واقعا که جانه ارجون آدم در مورد خوهرزادش اینجوری حرف میزنه؟
25:14بیرونه
25:14اینقدر دوستش دارم که میخوام اینجوری محکم بقلش کنم
25:19در این در مورد من حرف میزنی؟
25:22من؟
25:22جانه ارجون، خوش آمدی عزیزم؟
25:28خیلی ممنون هم
25:29ایندرجان، واقعا که عزیزم چرا نگفتی جانه ار اومده؟
25:34گفتم مزاهمه استراحت کردنت نشم عزیزم
25:38آه، به خاطر جانه ار میامده؟
25:41شما هر روز با این سرکله میزنین، درست خدا رو شکه اینجا نیستم
25:45جانه ارجون، دوستاری بیایی اینجا با ما زندگی کنی؟
25:49آه، نه نه، نمیخواد ممنون، اینجا بیشتر از خونه شبیه تونل وحشته
25:56میدونستی تو پسر خیلی با نمکی هستی؟
25:58یه آدمی که انرژی مصبت میده، اندر، تو واقعا خوشانس ده که همچین برادری نصیبه چه؟
26:05دقیقا، اما خیلی ها تو داشتن خوهر و برادر مثل من خوشانس نبودم
26:11درست میگیم، اما ما هم خوشانسیم مگه ندادش؟
26:15آره درسته
26:16رابطه شما بیشتر از خوهر و برادریه، مچکرم
26:19نوشه جان، درست مثل رابطه یه دوتو همده هست
26:22درسته میگم؟
26:25تو اجرای نخشه هاتون، هوای همدگر رو خیلی داریم
26:31چون تو دستانهایی بهت برخورداره؟
26:36اندر جون، من اهل اینجور کارا نیستم
26:39اما اگه روزی هم بخوام کاری انجام بدم، نیازی به همدست ندارم
26:46خانما، لطفا بیخیالشین تو رو خودم
26:48حرف دل من ازدیه
26:50دادش جون، من و این درداریم با همدگه شرخی میکنیم
26:53از دست هم دیل خورد نمیشیم مگه نه این در جون؟
26:57من اصلا، اخلاقم اینطوره نیست که همه چی رو به خودم بگیرم و نراحت بشم
27:03شاهیکا جون
27:04خیلی خوبه، عزیز دلم
27:09اگه های مدت هست، میخواهم اینو بپرسم، اما روم نمیشد
27:12این دقیقا چیه؟ از یه طرف شبیه جمجمه هست، از یه طرف هم خیلی خیلی شبیه صورت شاهیک هاست
27:21فقط یک مجسمه هست؟
27:24مجسمه، خیلی خوشکله
27:45ها
27:46انگار خسته شدی؟
27:48آره، زیاد خوشم نایمد، خب شما کجا بودی؟
27:52وفتا هم دیدن صاحب اینجا
27:56پس خوشت نایمد، عجیبه
27:59برای چی؟ مگه همه قمارو دوست دارن؟
28:04همه که نه، اما برنده ها خوششون بیاد
28:08تو میتونی از توانایت اینجا استفاده کنی؟
28:10میتونستم کارتارو بشمارم، اما نخواستم این کارو بکنم، مگه تقلب محصوب نمیشه؟
28:18درست میگی، این کارو میکردی تقلب میشد
28:21اینجا مکان دوست شماست، ممکن بود بفهمه، درست نبود، من از همینجا
28:26میشونم بازی بقیه رو نگاه میکنم
28:30کارت درسته، از این اخلاقت خیلی خوشم و بعد، شبیه باباتیه
28:35لطف داریم
28:40البته شنیدی که میگن، اگه میخوایی بازی رو ببری، خب، باید قوانینش هم بدونی
28:47و اگر میخوایی همیشه برنده باشی، باید حقه هاشو بدونی
28:52شما بازی نمیکنی؟
28:56من وارد بازی نمیشم که احتمال باختن توش باشه
29:01لیلا جون، خونه یخ کرد، در و پنجره ها رو همه رو باز کردی، اتاق حالی جنم سرد شده، اینجوری
29:07سرما میخوری یا؟
29:11همینجوریش هم از دست پدرت سردرد گرفتیم
29:13حال بابام چطوره؟
29:15داد، زد، داد، زد، بعدش ساکت چف
29:17من هم نایمدم بیرون که حسابی تر نشه
29:20خوب کردی، نگرانت بوده هم تعریف کن ببینم اوزاد چطوره؟
29:25همینجوریه، رستش بعد از اون روز دیگه اصلاً با این طرف نزدن
29:29یعنی از اون روزی که عاشقانه با هم تو ماشین خوابتون برد دیگه ازش خبری نداری؟
29:33آره، بابام که آدماشو فرسته دنبالم دیگه از اون موقع هیچ خبری ازش نگرفتم
29:38آه، فکر کنم پسر دیگه خسته شده از بس دنبالتو دو ایده احتمالش هست
29:43ایدی که من میشناسم حتما زنگ میزد نگرانم میشد
29:46حالمو میپرسی چه میدونم؟
29:49گفتم که خسته شده
29:51یعنی احتمالش هست؟
29:53معلومه که احتمالش هست، سال دو هزار و بیسته ها دوران شیرین و فرهاد که نیست دخترم
29:59زمنان اید هر کاری تونست کرد، احتمالا دیگه گفته بست
30:02یعنی میگی تموم شده؟
30:03مگه خودت نگفتی تموم شده؟
30:05تموم شده اما فرموش که نکردم یلدی
30:07فهمیدم عزیزم، میگی حتی اگه با هم نباشی منعاشقم باشه
30:11اونجوری نمیگم
30:12پس چی میگی؟
30:14من واقعا به خاطر این شرایط خیلی ناراحتم
30:17چون با اید احساس خوشبختی میکردم
30:21وقتی به این فکر میکنم که دیگه هیچوقت نمیتونم خوشبخت بشم خیلی ناراحت باشه
30:28میدونم شاید فکر میکنی که دنیا به آخر رسیده
30:30اما اینجوری نیست عزیزم
30:32میتونی دوباره از نو شروع کنی
30:34با قدم های اصطوار و محکم
30:36برو جلو و چیزه ای که میخوای و بدست بین
30:38دیگه به پشت سرتم نگاه نکن
30:40متوجه شدی عزیزم؟
30:42روحیتم خراب نکن دیگه گریه مریم نداریم
30:44بیا با قلط کنم
30:49اید بهتر از تو گیر نمیاره خیالت راحت
30:52راست دقت کردی تو این خونه جاش باشه؟
30:55من میتونم یه مادر نمونه
30:56یه همسر خوب و یه مشاور عالی پراتون باشم؟
31:01اگه فکرم راحت باشه بهتر راه نماید میکنم
31:04اما همینقدر چی کار کنم؟
31:11شب بخیر
31:12شب بخیر
31:19گایا بیا
31:28ببینم
31:29گاف صندوق چی کار کرد؟
31:30دارم دربارش تحقیق میکنم
31:32باید اجاله کنم
31:32ایندار تو اینکورو به من بزبار
31:34چند نفر یاشینو دارم به تک تکششون زنگ زدم
31:37ببینم شاییکو هم چیزی میدونه یارم
31:39حالش میکنم باشه؟
31:41باشه؟
31:42باشه؟
31:42پس من میرم به خودم باشه؟
31:43باشه؟
31:43فیلن شبت میخیرم
31:54من میرم به خوابم شب بخیر
31:57داداش لطفاً
31:59میکنم بیا یکم بشین
32:00از وقتی این در اومده فرصت نشده با همدیگه حرف بزنیم
32:03باشه حرف بزنیم
32:09جدیان چیه داداش؟
32:11چیو میپرسی؟ چیزی نشدی که؟
32:14این اواخر احساس میکنم با مقلی سرسنگین شدی؟
32:16برگه چی سرسنگین بشم؟
32:18اینطوری به نظرت میاد چون جدیدن یکم حساس شدی؟
32:21نکنه این در علایه من تو رو پر کرده؟
32:24چرا بیاد این کورو بکنه؟
32:26تنها وچه مشترک ما فقط ایده
32:28اونجوری که فکر میکنی به هم نزدیک نیستیم
32:30درد دل نمیکنیم
32:31اما هستن اینجوری دیده نمیشه؟
32:34چجوری دیده میشه؟
32:36یعنی جوری رفتور میکنی که انگار واقعا با هم زن و شوهری داداش؟
32:42بس کن تو رو خدا تو که میدونی اینقدر اتفاقای زیاد در خصوص اید پیش اومده که با هم میشینیم
32:48حرف میزنیم تا حلشون کنیم
32:49فقط همین؟
32:50باشه
32:51امیدورم همینطوری باشه
32:53چون نمیشه واقعا رو این در حساب کرد
32:58شب بخیر
32:59باشه باشه نرا یه دقیقه سب کنده داشت در مورد چیز دیگه ی حرف بزنی مذرت میخوام
33:04نشد بهت بگم من وکیل نادر شدم
33:09نفهمیدم
33:10آره امروز تصمیم گرفت
33:12امروز تصمیم گرفتی و الان به من میگی آره؟
33:14شایکا اینقدر اتفاقای زیاد میفته که گایی یادم بیره بعضی چیز رو بهت بگن
33:18یادم نبود
33:19یادت نبود؟
33:21خب چرا یه همچین تصمیمی گرفتی؟
33:23نهاده خیل خوبی داد خب منم قبول کردم
33:30به خاطر اید درسته؟
33:34چون حالیت گوش ایدو کشید به خیال خودت
33:37اینجوری میخوایی ازاش انتقام بگیری و وکیل نادر شدی
33:40اصلا باورم نمیشه
33:42باورم نمیشه درازه کمتر از یه هفته شبیه اندر شده
33:45موزخ رفت نگود فرو خدا چه ربطی به اندر داره؟ اید پسر منه
33:49داری جوری رفتر میکنی که انگار اونو تو بزرگ کردی؟
33:52باشه پسرته منم امشم درسته
33:54اما به نظرت زیاد رفت نمی کنیم
33:56شاهی کبی خودی بحث نکنیم لطفا
33:58چون تو خودت بچه نداری نمیتونی بفهمی
34:00همینطوری یه چیزی میگی شاید بعدها که مادر شدی بفهمی بچه یعنی چی؟
34:03باشه؟
34:04باشه دداشت
34:05هر چی میگم حرف خودتو میسنیم
34:09راستی یه سؤالی ازت داشتم
34:11من میخوام یه گاف صندوق از خارج کشور بخارم
34:14از سویز؟
34:17فرقی نمی کنه
34:19چرا که نه میشه از اونجا خرید
34:21اونجا کسی رو میشناسی؟
34:23چرا یه همچین چیزی میخوام؟
34:25به خاطر آینده یه اید این که سؤال نداره
34:28باشه من جورش میکنم برات
34:30باشه
34:31شب بخیر
34:33شبت بخیر
34:47اوه
34:47شازه یه ما رو باش
34:49تا این وقت شب برای خودت میچرخی تو خیابونا
34:52خیل باشه
34:53چی داریم میگیم؟
34:56نکنه خودتو با مادرم اشتباه گرفتیم
34:58من امت هم
35:00سمنان وقتی برادرم اینقدر بهت اهمیت میده
35:03حق دارم بدونم چی کار میکنی
35:04آه چون به فکر داداشتی پرسیدی باشه فهمیدم
35:09منو ببین اید
35:10نبینم کاری بکنه که برادرم نراحت بشه
35:13اون تنها کسیه که تو این دنیا دوست داره
35:15خیلی خوب میدونم چی به چیه
35:18تو هم احتمالا بعد از این هم اتفاق فهمیدی که به حرف و تهمیتی نمیدن
35:22ملومه پشتت به این در گرمه
35:24اما اونجوری که فکر میکنی دوست نداره
35:27داداشم واقعا به فکرته
35:29برای آیندت داره برنامه رزی میکنه قدرش رو بدون
35:32تو هم اومدی منتش رو سرم بذاری
35:35ببین شاییکا
35:36پاش میکنم تو به فکر من و مامانم و بابام نباش
35:39تو به کارای خودت برسیان خونه و زندگی نیست که از هم بپاشی شرکتی رو به هم بریزی
35:46نمونده
35:48میتونی پیدا کنی
35:50میرم بخوابم شب بخی
35:53باشه بخواب
35:55اما این آخرین حشدریه که میدم
35:57قبل از هر کاری به پدرت فکر کن
36:00باشه
36:00قبل از خوابم به تو فکر میکنم
36:03بهتر این کارو نکنی
36:05چون وقتا صبح همش کابوس میبینی عزیزم
36:11پسره بیشگور
36:32این چه سرووزیه
36:34آماده نشدی ملخصی گرفتی
36:36نه لیلی اصلا حالم خوب نیست
36:38بدن درد دارم
36:39اصلا نانه دارم راه برم
36:41ای بابا
36:42بذار ببین
36:44باشه ببین
36:48امیر تبت واقعا بالاست
36:50راست میگی؟
36:51احتمالا سرمو خوردی تبت هم بالاست
36:53امروزم تو شرکت یه عالم کار درم
36:55تو با این حالت که نمیتونی بری سر کار زنی
36:57بذن شرکت بگو امروز حالم خوب نیست
36:59نمیتونم بیان
37:00آره امروز رو استراد کنم
37:01آره منم الان مرا سوپ مورد درست میکنم
37:03نه لیلی زحمت نکش خودم درست میکنم
37:06نه بابا چه زحمتی کاری نداره سریع آماده میشه
37:08من میگم یه وقت دیرت نشه
37:10تو شرکت حرف میخوریم
37:12نه چیزی نمیگن به ایناش فکر نکن
37:14نمیتونم با این حالت بذارم برم
37:15فکرم پیشت میمونه
37:16خیلی زود آماده میشه
37:17استراحت کنم خوب میشم
37:19سر ما خوردگیه دیگه
37:21خیلی خوب باشه
37:22پس
37:23تو را به یل دیزنگ میزنم
37:25میگم یه سر بیاد پیشت
37:26سر راهش هم دارو بخره
37:28اونو ننداز تو زحمت
37:30ای بابا به اون نگم به این نگم
37:32کسی تو زحمت نمیفته خیالت راحت
37:34تو استراحت بکن باشه
37:35باشه
37:38خداحافظ
37:39میبینم ایت
37:41آیی
37:42احساس کفتگی میکنم
37:44کاری داشتی زنگ بزن
37:45باشه حتما
37:54نمیدونی با چه سختی اومدم اینجا
37:57حالیت به فهمه حسابم را میرسه این در
38:01یه دروغی سرهم میکنی
38:03اونم نمیفهمه
38:05بگو ببینم چه کار ضروری داری
38:08چی میل داریم برتون بیارم
38:10فیلن چیزی نمیخوام
38:13که واقعا نمیدونی
38:16دیروز آشوب بپا نشد
38:19شوهرت اومد پیشم
38:20و دادا هوار کرد
38:22تو از اینا خبر نداری عزیزم
38:25خبر دارم عزیزم
38:26در جریه نشستم
38:27تو ای که همه چی رو به من خبر میدی
38:30چرا این یه دونر رو از قلم انداختی
38:32یلیز
38:34نفهمیدم این درجون تو منو مغصر میدونی
38:38وقتی خوب به کارای دیروز
38:40فکر میکنم به نظر میاد
38:42که همه چی خیلی خوب برنامه
38:44ریزی شده بوده
38:45یعنی منجورت نیکار منه
38:47دیروز به من زنگ زدی
38:48به بهونه یه ارین منو دعوت کردی خونه
38:51دقیقا تو همون لحظم
38:54یه چیزی که برای حالیت خیلی مهم و حیاتی بوده
38:57خب گم میشه
38:58حالیتم به خاطر این که من
39:00تو جناه نادرستم
39:01از چشم من میبینه
39:02یه نقشه بی نقص آفرین
39:05تحسینت میکنم
39:06آیی چه ربطی داره عزیزم
39:08زمنان من در مورد مسائل کاری حالیتی
39:10چی نمیدونم
39:11یلدیز
39:12یلدیز
39:13آیی باور کن من همش با بچه سرگرمم
39:15تمام فکر و ذکرم اونه
39:17ای بابا
39:17دوده شده در استویو جم
39:19پیشنهاد میکنم دوباره با من در نیفته یلدیز
39:23آیی چرا بخوام این کارو بکنم
39:24گمد خالتی نداشتم
39:26تمام دقدقم بچمه
39:27اوکی
39:29من حرفمو بهت زدم
39:31کجا میری
39:34کار دارم
39:36قهوه میخوردی
39:38من خوردام
39:39تو تنهایی میل کن
39:43خیلی زبلی
39:47ببخشیت صورت حساب و بیار قهوه این در رو حساب کنم
Comments