- 2 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00افه هست دیگه من در حق شما خوبی کردم میفهمین اون وقت شما به جا این که هزم
00:04تشکر کنین و بگی ممنون که بدادمون رسید ایلیز خانم بایسالی اینجا و سرزنش هم میکنین
00:08ببینین این داره صدا شو میبره باید من ازت تشکر میکنم
00:10من ازت تشکر میکنم الان مديرش هم همکه هم میاد اینجا خودش هم ازت تشکر میکنه
00:16بیاد خانمانیزه
00:17خوبش همین همه چی رو برش طریق
00:19بیلات با با بیاد من از که سر بزرگم کاره من نکردم که این چو بتن بگیم من میشه
00:24نه خیمان میخوام برم
00:26آقای رو آقای رو دیگرش نظر بره
00:28اینه منو گروگاه گرفت
00:31هایی زهره
00:32زهره اینه من آبوردن اینجا مجبورم کردم وضیعه تابه ها رو گذارش کردیم
00:36نمیذارم بریم
00:40نمیذارم بریم باید جواب حصده
00:41خودت کی هستی
00:43نمیذارم بریم
00:44دو دقیقه تنهاد گذاشیم اومدی وضیعه تا آبا هوا رو گذارش کردیم
00:47بابا من که نمیخواستم اینا مجبورم کردم
00:49معلوم که نمیذارم بریم
00:50منگه نشینده اون پسره چی گفت
00:51بیننده ها یه ریز دارن زهی میزنن
00:53آه بیننده ها زهی میزنن اینجا
00:55آره همه تلفن ها اشخاله
00:56ببینم یعنی این چیز خوبیه
00:57آره چیز خیلی خوبیه باید خوشحال بشید
00:59از چرا من این طور فکر نمی کنم
01:01منم این طور فکر نمی کنم
01:02ما را دیگه هیچ کانالی نبر
01:04همیشه که اتفاقی می افتا بروم و می روی
01:06حاله حاله دوباره اصابانی می شو
01:07و دادو بیداد را می ده
01:08بیا بریم بیا بریم
01:10بای بیچاره شده مدیر اون من
01:12ببخشید باور کنید یه اشتباهی بیش اومده
01:14یه اشتباهی خیلی بزرگ پیش اومده
01:16این خانوم منم براتون توضیح می ده
01:17که چی شده و چی کار کردن
01:18سلام آقا سلیم
01:20سلام من سلیم ارل هستم
01:22مدیر این شبکه
01:23منم یلدی زارگونم
01:24ببینین من با دختر ناتنیم زهرا
01:28اومده بودم اینجا
01:29که اونو تو یکی از برنامه های این شبکه
01:31همراهی کنم
01:32اما اشتباهی سر از این استودیو در آوردم
01:35و برای این که مشکل همکاراتون رو حل کنم
01:37وضیعت آب و هوا رو گزارش کردم
01:39یعنی کاملا سوی تفاهم بیش اومده
01:41یلیز خانم
01:42ما یلید با ما همکاری کنید
01:43چی؟
01:44بله
01:45جون؟
01:45منظورتون چی؟
01:46ما یلید از این به بعد گزارش کر آب و هوا باشید
01:49یه لحظه سب کنین
01:50شما الان داریم به من پیشناده کاری می دیم
01:52بیننده ها یک ریز دارن زنگ می زنن
01:54توی اینترنت قوغاست
02:05نه خیل
02:05مودی برنامه من همون تو که می بینید من نویسندم
02:08سب کنین سب کنین
02:11یعنی کار منو
02:12بیننده هاتون پسند دیدن؟
02:14پسند دیدن که سهله
02:15آشقتون شدن
02:16حتی یک نظر منفلی هم نداریم
02:18اما بابایی من اجازه همچین کاری رو نمی ده
02:20شما بابایی منو نمی شنسیم
02:21بابات گفته بود به درده ایچ کاری نمی خورم
02:23حالا می بینی حالیت
02:25اگه ما یلیت همین امشب یه قرار بذاریم
02:27و راجعه به جزیات صحبت کنیم
02:28باشه
02:29قبول می کنم
02:30فقط
02:32خانوم کارگردان با من خیلی بدرفتاری کردن
02:35نه جونم این چه حرفی بدرفتاری نکردم که
02:39شغلمون پر استرسه
02:41می دونین که
02:42گیریز خانوم
02:43عشقای بزرگ و نفرت شروع می شن
02:46این طوری می گن یعنی
02:47آقا سلیم
02:49منظوری نداشتم باور کنین
02:52دوبله شده در سریو جم
02:56پس تو کهی می خوای آقلچی
02:58آخه چرا هر جا می روی آب روی منو می بریلی
03:01آخه مگه من چی کار کردم حالی
03:02حالا زبون درازی هم می کنه
03:03بابا بسته دیگه اینقدر منو مستره آلم آدم نکن
03:06آخه الان وقتی کار ها
03:07مگه چه ای رادی داره
03:08من اومدم ازت کار خواستم
03:09اما به هم گفتی از احتیه کاری بر نمی آم دیدی
03:11چی شد کار پیده کرده
03:12نه بابا
03:13کار پیده کرده
03:14از چی پرسیدی
03:15مگه از منو اجازه گرفتی
03:16من اجازه نمی دم
03:17حق نداری بری سر کار
03:18من ازت پرسیدم
03:19اما تو گفتی نه
03:20شرمنده حالی جون
03:21من کار می کنم
03:22اگه تو منو نمی خواه می رم
03:23با اونویی که منو می خواه کار می کنم
03:24من اجازه نمی دم بریم اونجا
03:25اگه تو منو استخدام می کردی
03:27نمی رفتم اونجا
03:28من که بهت گفته بودم
03:29دیگه می خواهم کار کنم
03:42شرمنده اما به نظر من دیگه
03:44نمی تونیم بریم بیرون
03:45چون دفای اینو تمامی ندارم
03:46می گم این یلدیزم
03:48حسابی زبون درست شده
03:49ببین چطوری با حالید یکی بدون می کنه
03:51اون خیلی وقت زبون درست شده
03:53عزیزم خیلی وقته
03:54مماد حتی قلب یا خوده
03:55اینقدر گرست نتلیلا
03:57می دونی چرا این انقدر زبون در ورده
03:59چون پسر زعیده به خودش مغرور شده
04:02می دونه حالی طلاقش نمی ده
04:04برای همین دور بردشتی
04:05من روزم شما بدن میارید
04:07حق نداری بری تلویزیون
04:08وضعیت آبا هوارم حق نداری گذارش کنی
04:10تو داری به من حسادت می کنی
04:11همین که گفتم حق نداری بری
04:13چه خوب که اومدی
04:14یه چیزی به این بابت بگو لطفا
04:15بابا جون تو رو خودو بیا بریم دیرمون می شه
04:18فقط همین
04:19بعد از مدت ها می خواهیم بریم بیرون
04:21اونطور خودو زهرمارمون نکنی
04:23بیا
04:23آیی واقعا که زرین
04:25انگار نه انگار زن سابقشی
04:26همش داری ازش تفا میکنی
04:27انگار مادر شوهرمی
04:29شنید نیچی گفت
04:30می خواهد بری تلویزیون
04:32گذارشکر آبا هوا بشه
04:33خب بابا جون ببخشید
04:34اما فقط قرار وضعیت آبا هوا رو گذارش کنه
04:36این که چیز بدی نیست
04:37آفرین اریم جون شیر مادرت حلالت
04:40بگو تا پدرت بفهمه
04:41بسرم
04:41همه ما رو میشناسن
04:43واسه همین دلم نمیخواد زنم بری تلویزیون
04:45نه بابا جون از این خبرانیست
04:46در زمانه دیگه عوض شده
04:48آب جیم هم تو شبکای اجتماعی کانال داره
04:50خونواده خیلی از دوستام هم کانال صحبات اجتماعی دارن
04:53حتی ایکشون تو ایکی از سریاله بازیگر مهمانم بوده
04:55بسرم
04:56ما رو با بقیه مقایسه نکن
04:58بابا
04:58بابا جون هرس نخور
04:59زیدی داری سخت میگیره
05:00لوزومی نداره گندش کنی آروم باش
05:02مفرما عزیزم شنیدی
05:04بچه ها چی گفتن
05:04لیله جون تو هنوز گرست نه
05:06ایتا هم یه چیزی به پدرت بگم
05:07به نظر من که حصلا لوزومی نداره گندش کنید
05:09بیا بری بابا
05:10بایدارم همین که گفتم
05:10تلویزیون بی تلویزیون
05:12فهمیدی؟
05:13میرم
05:14آه خواهیم دید
05:15بیاید بری
05:16بعد از این که برگشتیم
05:17مشکلتون رو حل میکنی
05:18باشه زری
05:19این تا باره با حالی جون شان بخور
05:22فکر میکنم نظر شکم عوض شد
05:24مثل این که تو از بزرش من خیلی خوشت اومده
05:27پس یه لحظه اجازه بده
05:29بذار این نقشه رو بیارم
05:31چون لازم میشه
05:34اگه جریان هوای سرد جزیره بالکان وارد خونتون میشه
05:37نگران نباشیم چون با خاری دارین
05:39این بهترین فرصت برای پوشیدن اون پالتویی که کلی پول پاش دادیم
05:44وضعیت ها با هوا رو به چیزایی مصبت ربطش میدم
05:46چون تو کار خدا که نمیشه مدخله کرد
05:48گرفتی چی میگم
05:52اینم قشنگ
05:53آشان که هنوز حاضر نیست
05:56شما قراره جایی برید
05:58آه ما داریم خونه و دیگه میریم بیرون شم بخوریم شاییکا جان
06:02لابد منم چون هنوز مجازاتم تمام نشده دوت نیستم
06:06میخوایم خودمون ستایی بریم شاییکا
06:08بسیار خوب
06:10زهرنشاره جز احترام گذاشتم به تصمیمتون ندارم
06:14خوبه پس حالی مامان حاضری بریم
06:16آره بریم
06:17آره برید منم با دوستم قرار داشتم
06:22کجا؟
06:23آجای دوری نیست
06:24همین ازدکا یک کلوب هست میخواییم بریم اونجا
06:26کلاب حق نداری برید بمون خونه
06:30آآ
06:31چی شاد اون برادر فهیم و متمدن
06:33یه هو به یه آدم سخگیر و جدی تبدین شد
06:37شاییکا گفتم که بیرون نمیریم
06:39میمونی خونه
06:39آره شاییکا نره خوب
06:41یه دفعه میخوایم خانوادگی بریم بیرون شام بخوریم
06:43درد سر درست نه
06:44یعنی من اگه با دوستان برم بیرون درد سر ایجاد میشه
06:47شاییکا من دوستایی تو رو دیدم
06:49میدونم چجور آدم این
06:50من خیلی کنچکاف شدم ببینم کدوم دوستات منظورته
06:53اندرجون مثل این که تو هم میخوایی همراه ما بیایی
06:56حقم داریم خیلی وقت تفریح نکردیم
06:59این براموهای خانوادی که منصبتا نیست
07:01شاییکا بیشتر از این کشش نده
07:03به دوستات زنگ بزن بگون نمیتونی بری
07:05وا بهشون چی بگم؟
07:06بگم برادرم ایجازه نمیده که بیان بیرون
07:08بابا من دارم میگم هیچ دوستی نداره داره
07:11الکی میگی
07:12باشه اگه بخوایید از اونجا براتون اکس میفرستم
07:14شاییکا نمیخواد اکس بفرستی حق نداری بری همه
07:17واه مگه نشدی چی گفت
07:18الانن داره منو به دروگویی متهم میکنه
07:21من این تهمتو قبول نمی کنم
07:22داره بلوف میزنه اگه همی الان بهش بگیم
07:25با همون بیا با کله میاد
07:27باشه پس من میرم ماشین از پارکین درنم
07:28شما همون بیین دیرمون شد
07:29خیلی خوابتم هیزم آتیشو بیشتر نکن
07:33شاییکا
07:34قبل از این که برد گردونم
07:35راجب قوانین اینجا با صحبت کرده بودم
07:38شبا بیرون نمیری با ادامایی لعابالی هم نمیگردی
07:40همینجا بمون
07:41آفرین خیلی خوبه
07:43دوباره برگشتیم به دوران بیستلگی
07:45البته اون زمان ها
07:48زن و بچه نداشتی
07:49کهیم
07:50شاییکا سای کن سر تو
07:52تو خونه گرد کنی باشه
07:55چشم خواهید داداش
07:56شما عمر کن من اجرامی کنم
07:58خوش بگذر خونه با دیگه دوست داشتنی
08:06بچه را به کیسه پرده
08:07گذاشتمش بیشه مامان بزرگیش
08:09مامان بزرگیش؟
08:10مگه نگفتی خانومت بلیتون کرده
08:11اون وقت مامانش با اتون در ارتباطه
08:13نه جونه
08:14مامان بزرگی واقعیش که نیست
08:16مامان بزرگیش داشتیم
08:17نه را دقیقا
08:18مامان بزرگی واقعیش نیست
08:19فامیلتونه؟
08:21نه ره فامیله مونه
08:22خیلی ممنون
08:23یعنی دقیقا چه نسمتی با هم دارید؟
08:26جیجیم چرا اینقدر سوال بپرسیم
08:28اگه برای از حتی احوال کار میکنید
08:31ببینید ما طایفه بزرگی هستیم
08:33یه عالم امه و خاله و امو دایی داریم
08:35فامیله دیگه
08:36بچه هم که کچیکی حتما خیلی نگرانش میشیم
08:39اون فقط میخوانو چا به بچه حرف بزنم
08:42خب خانوما
08:44یه خورد از خودتون بگی
08:45چی کارا میکنی؟
08:46دوزا چطوره؟
08:47ما هم کار میکنیم
08:48منم همین اواخر از نام زدم جدا شدم
08:53حالا خودتو ناراد نکنه
08:54لابوت قسمت نبوده
08:56تازه تو این دور زمونه ازدواج کردن
08:58دیگه طرفتان نداره
08:59به نظرم بتر آدم توی رابطه سالم باشه
09:01همین
09:01مگه میشه؟
09:03آخه رابطه تا که
09:04بلاخر باید یه نتیجهی داشته باشه دیگه
09:06آه پس تو طرفدار پراپاورس ازدواجی
09:09اجباری نیست
09:10اما بلاخره هر دختری دوستاری یه روزی ازدواج کنه
09:14زمنان هر زنی آرزو داره یه روز مادر بشه
09:17حق باش شماست کاملا حق داری
09:19درسته واقعا درسته
09:21راستی چرا؟
09:22اسم بچه تا حالید جان گذاشتی
09:24قصد فضولی ندارم
09:25اما فقط توی این دور زمونه دیگه از این اسما نمیذارم
09:27حالید اسم بابا شده
09:28چی؟
09:30کی؟
09:36مرزتشون
09:37سلام
09:37آره خدا بیا مرزتشون
09:39حالید خان توی یه حادثه بسیار دیرخراش به رحمت خودم
09:41خیلی متاسفم چه اتفاقی افتاد
09:43خودش از قطار پرد کرد بیرون
09:46شورشو در آفوردی
09:48یعنی خودکشی کردن؟
09:50بله همینطوره
09:50زنی که عاشقش بود ورش کرد
09:52اونم نتونست تاقت بیاره خودشو کشت
09:53آه آه یعنی مادرت؟
09:55مادری کی؟
09:56زنی که پدرت عاشقش بوده میشه مادرت
09:58آه آره آره مادرش
09:59مادرش پدر خدا بیا مرزشو ویل کرد
10:01اونم دیگه طاقت نهی برده خودشو کشت
10:04دیگه کی ویل کرده بوده؟
10:05زن تو دیگه
10:06آه آره ببخشید من از شدت ناردیگ و این وقتا همیت شبا هم قاتی میکنم شرمت
10:11آیی معلومه خیلی سختی کشیدید
10:14آره
10:14خود سبرتون بده
10:15ممنون
10:16خلاص ما دوتا رفیقه سمیمی
10:18الان باید به هر نوی که شده این بچه رو بزرگش کنیم
10:20آره آره
10:21بگذاریم حالا اینا رو بیخیال بید یک کم راجع به چیزهای خوب حرف بزنیم
10:24چیزه
10:25ما دیگه بریم
10:26آه آه
10:26کجا؟
10:27ببخشید ها شرمنده
10:28اما زندگی شما زیادی غم انگیزه
10:31یه بچه یه بی مادر
10:32یه گذشته یه تاریک
10:33ما میخواییم به همون خوش بگذاره
10:36نه جونم اینطور نیست
10:37اتفاقا ما آدم های خیلی باحالی هستیم
10:39اما خب خانمات چون از پسرهای آسوپاس خوششون نمیاد مدبور شید
10:43آره بابا آره
10:44تازه اون بچه که مال ما نیست
10:45مال دوست نمونه
10:46چی؟
10:48آه
10:49مریضای روانی
10:51عجب آدم هایی پیدا میشن و پاشو بریم
10:53اجازه میبین توضیح بگذاره
10:54خود رو سب کنیم
10:55ما فقط میخواسیم مخش شما رو
10:58این بارم چکست خوردیم
11:00ای بابا راستشو میگیم نمیشه
11:02دروغ میگیم نمیشه
11:03پس چه خاکی به سرمون بریزه؟
11:05یه سری دختره رو بدجوری نارد کردن
11:07باور نمی کنن که کسی بتونه دوستشون داشته باشه
11:10درسته همش به خاطر قلب پاکمونه
11:12همش
11:12نه دقیقا
11:13این قهوان برای قلب پاکمون خوب نیست
11:16تپش قلب میگیرم نباید زیاد بخورم
11:18من یکی میخواه
11:19هرچی میخواهد بشه بذارتش
11:20بذارش اینجای
11:21یه لیستو واقعا شورش رو دره بردی
11:23مگه چیکار کردم؟
11:24نمیدونی چیکار کردی؟
11:25مگه بابا همین چند دقیقه پیش قیامت بپنه کرده بود
11:27اون وقت تو برداشتی؟
11:28اون آقا هر رو دعوت کردی خونه؟
11:29اتفاقا به نظر من کار خیلی آقلانهی کرد
11:31اگه بیرون قرار میزشیم و میرفتیم
11:33آقا حالی چاکی میشد
11:34اما الان زنگ میزنه
11:34بپرسو چیکار میکنی؟
11:35میگیم تو خونه نشستیم داریم بیسکویت میخوری؟
11:38آره درسته
11:38تازه بابا تحد دقل دو سه ساعتی بیرونه
11:41بذار تو این فاصله مدیر شبکه بیاد
11:43پیشنادشو بده
11:44منم یا قبول میکنم یا نمیکنم
11:45این اشتگی به خودم مربوطیم
11:46پس تو حرفای بابا رو نادیده گرفتی
11:48و میخوای به پیشناد مدیر شبکه فکر کنی
11:50آره مگه چیه؟
11:51آره به نظر منم قبول میکنه
11:53مگه چیه؟
11:53به خاطر اینکه مدیر برنامه بشی
11:55اینقدر یلدزو تحریک نکن
11:56اگه یلدز قبول کنه
11:57ما دیگه تو این خونه آرامش نداریم
11:59آه زهره خانم
11:59نکه تو این خونه خیلی تالا آرامش داشتی
12:01تخصیل گردن من ننداشت
12:02آفریناکین
12:03مگه ما تو این خونه آرامش داشتیم
12:05که دیگه نداشته باشیم
12:06حرفا میزنی یا زهره
12:07من رفتم پیش بابات
12:08گفتم بذار اینجا کار کنم
12:09اما بابات منو یادم بی ارز جلد داد
12:12هیچ فقف فراموش نداریم
12:13بله مجزه ها در چنین مواقع اتفاق میفتن
12:15مر یه باشی منم یه بار
12:16یلیس گول حرفاشو نخور
12:19راستی
12:19ببین چی میگم یلیس
12:21وقتی مدیر اومد خیلی زغزده نباش
12:23اون خودش با دیدن این خونه میفهمه
12:25که تو به پول و پل اهدیاجی نداری
12:26اما این درست نیست
12:28شوهرم خیلی خصیصه
12:29اتفاقا خیلی هم کل دازی میرم
12:30باشه
12:30حالا تو به روی خودت نگار
12:31یعنی تابلو نکن که دنبال کار میگردی
12:33یه خوده
12:34چیز باش چی باش
12:35ریلکس باش
12:35کلاس بذار
12:36کلاس بذاراره
12:37راحت باش
12:39اومده
12:40بشی
12:40بشی
12:40من میرم
12:41من میرم
12:45سلام خیلی خوش اومدید
12:47بفرمایید
12:47بفرمایید
12:48سلام آقای سلیم
12:49خیلی خوش اومدید
12:50سلام خیلی ممنون
12:51بفرمایید
12:52آکیم و زهرارو که میشنسید
12:54سلام
12:55بفرمایید لطفا
12:59بفرمایید
13:03راستش نمیدونستم شما همسر آقا حالیت هستید
13:07فکر میکردم تشابه اسمیه
13:08من خود خودشم همسر آقا حالیت یلدی زارگانه
13:12میخوام یه چیزی رو بدونم
13:14شما به چه کاری مشغول هستید
13:16در حال حاضر شغل من مادر بودنه
13:19و در این حال رئیس یه انجامنم هستم
13:22میشه گفت لیدر قشر مرافع هم
13:24و یه همسر فوقلاده هم هستم
13:27بیشتر از اون چه که آقا حالیت لایقش هستش
13:29یه همسر جوون و خوشگل
13:31زمنان ایشون توی شبکه های مجازی
13:33خیلی خیلی خیلی مشهور و محبوب هست
13:35آه البته مشهور و معروف
13:36من هم حالا چندن مهم نیست
13:38نه راستش منظور من این نبود
13:40آخه ایشون گفتن مدیر برنامه های شمان
13:43منم کنشکاب شدم بدونم چه لزو میداره
13:45که مدیر برنامه داشته باشید
13:46اجازه بدهی من توضیح بدم
13:47بنده در واقع اخبار خبرگزاری ها
13:49دنبال کننده های ایشون در شبکه های مجازی
13:51و پیشنهادات کاریشونو مدیریت میکنن
13:53یعنی ایشون پیشنهادات دیگه ای هم داره
13:55ملومه که دارم خدا رو شکر از هر طرف براشون پیشنهاد میباره
13:58بله پیشنهادات زیاده میگیرم
14:01البته اسم من بی تأثیر نیست
14:02چون مامانم اسم ما یلیز گذاشته
14:04منم مثل ستاره میدرخشم
14:07بله
14:09آیسل جون
14:10چی میل دارین چایی یا قهوه
14:12چایی لطفا
14:13باشه
14:15آیسل
14:15هم چایی بیار هم قهوه
14:19دلم برای اینجا خیلی تنگ شده بود
14:21خوب شد که اومدیم اینجا
14:22لیلا پیشنهاده شداد
14:25خوشنم که خوشت من
14:26هسته نباشین
14:29آی اینا که اینجا
14:32چطور بریم یه جایی دیگه نظرتون چیه
14:35بجونم چی ربطی داره حالا که پیش اومده
14:38البته چندان هم شبیه تصادف نیست
14:42درسته
14:43اید باورم نمیشه
14:45اید برای چی این کارو کردی
14:47حالا بیایید
14:51لیلا این یعنی چی
14:54تو دوتشون کردی
14:56وای امکان نداره حرف میزن
14:57یا حالیت
14:58چشمم روشن لیلا
14:59لیدی گفتم سر خود شده
15:01وقت به خیر
15:01وقت به خیر
15:02سرم زریم
15:04سلام کایاجون
15:05حالا چطوره
15:06ممنونم
15:06تو چطوری
15:06ممنونم خوب
15:09اید و لیلا
15:10گویا همچین برنامه
15:11ای تدورو که دیدن
15:12بله
15:12ما فقط خواستیم
15:13که همه گیب بشینیم
15:14و با آرامش
15:15صحبت کنیم
15:16اما بدونی دعو
15:18دو دو فریاد
15:18تو خوب میدونیم
15:19من از غافل گیری
15:20اصلا خوشم نمیاد
15:21مگینن لیلا
15:22بابا خواهش میکنم
15:25بسیار خوب
15:26حالا که
15:27هممون اینجا هستیم
15:28ما یارید بریم
15:29سر یه میزه
15:30بزرگتر بشینیم
15:32باشه
15:33حالا که دورو هم جمع شدیم
15:34منم عدب و رعایت میکنم
15:36بریم سر یه میزه بزرگتر
15:40ببخشین آقا
15:41با اجازتون میخوام
15:42یه راست برم سر اصل مطلب
15:43ببینید یه لیس خانوم
15:45امروز که شما اتفاقی
15:46وارده استدویه ایما شدید
15:47برنامه کتاب امروز
15:48بیننده نداشت
15:49تبدیل به پر بیننده ترین
15:50برنامه شبک همون شد
15:52من خیلی خوششانسم
15:54برای اطرافیانم هم خوششانسی میارم
15:56مثلا حالیت از وقتی با من ازدواج کرده
15:58کاروبارش حسابی گرفتی
16:00چیه زهرم اگه دروغ میگم
16:02داریم تو ویلا زندگی میکنیم
16:04نشکری نکن
16:05قربان در این مورد حق با خانومه
16:07چون بیننده ها دوستشون دارن
16:08شما یه نگاهی بهشون بنزید
16:10دست مرقزه وارد استیدیو شما شده
16:12حتی اخبار آب و هبان بریکور شکسته
16:14بله
16:14ما هم به همین خاطر میخوایم
16:17با همون همکاری کنید
16:18باشه
16:18اگه در مورد دست موز به توافاق برسید چرا کنه
16:21خب راستش مبلغ دست موز مهم نیست
16:23مطمئنا رازیتون میکنیم نگرا نباشید
16:25اما چیزی که مهمه قراردادیه که طرف این امزا خواهند کرد
16:28یعنی یه لیس خانوم نمیتونن بعد دو هفته بگن
16:31من دیگه خسته شدم نمیام
16:32نه نمیگه چرا باید بگه من نمیزرم خیامتون
16:35متوجه نشدم یعنی تا آخر عمرم باید کار کنه
16:37نه دیگه در این حده ما به هر حال باید یه تاریخی رو معاین کنیم
16:40ببخشید وسط حرفتون میپرم
16:41من باید یه مطلبی و خدمتتون ارز کنم
16:43ما باید اول با بابامو اشفرت کنیم
16:45چه ربطی داره عزیزم خودم برای یه زندگیم تصمیم میگیرم
16:49البته که میتونید تیج اشکالی نداره
16:51با همسرتون صحبت بکنید
16:52اگر ایشونم موافقت کرد دوباره یه قراری با هم بیزاریم
16:54نه لزومی نداره با همسرم اشفرت کنم
16:56چون ما خانواده یه متمدنی هستیم
16:58و همسرم همیشه به تصمیمات من احترام میزیم
17:00فقط یلدیز جون اون قسمت همیشهش یه بقدار متفرد کنید
17:03حالا بگذاریم معمولا احترام میزاره
17:05فکر نمی کنم شاهرم جلوی پیشرفت و ترقیمو بگیره
17:07چون این شغل خیلی شغل مهمیه
17:09امیدوارم نظره ایشونم در این مورد مصبت باشه
17:12پس چه کاری میکنی؟
17:12من قرار داد آماده میکنم
17:13شما هم با وکیلتون صحبت بکنید
17:15در یه موردی هست که ما یادید به قرار داد اضافه یا حضب بشه
17:17با وکیلتون درمیان بذارید
17:19وکیل من کیه؟ آقامتینه
17:23باشه حالا اینش مهم نیست لازم نیست خودم وکیلش میشه
17:25باشه حاله فقط یه سؤال دیگه داشتم
17:28من اون روز همینطوری من در وردی وضعیتها با هورو گزارش کردم
17:31یعنی اطلاعات خاصی ندارم لزومی داره که متعالیاتی داشته باشه
17:34مثلا لازم جغرفیا بخونه به نظر من که لازم
17:37مخصوصا که اینا منو قبول ندارن آقا
17:39سلیم برای همین نمیخوام پیششون کم بیارم
17:41خب کاری که میکنیم اینه که ما یه متعین در اختیار شما قرار میدیم
17:44شما اون متعون حفظ میکنید
17:45بعدش خودتونم یه چیزایی بهش اضافه میکنید
17:47چون مردم صحبتهای خود شما رو دوست دارن
17:49خلاصه به مرور زمان یاد میگیرید
17:51پس درست اومدین من استاد حرفایی من در وردیم
17:55حالیه پس تبریک میگم
17:57خیلی ممنونم
18:03خب
18:04حالا که ما رو دوره هم جم کردین
18:07حتما حرفی برای گفتن دارین
18:09باشه من شروع کنم
18:12اولا که آقا حالیت
18:14من میدونم که شما منو نمیخوایی
18:16آفری این شروع خوبیه
18:19حالیت اگه میخوایی احساب منو خورد کنی
18:21لطفا بگو تا ما بریم
18:22ایندر جان من احساب شما رو خورد نکردم
18:24فقط با حرف پسرت معافقت کردم
18:26در این صورت پس اجازه بدین که اید با خیال راحت حرفشو بسنید
18:30خیلی ممنون
18:33به نظر من شما
18:34حق دارید که مخالفت کنید
18:36برحال ما اشتباهات زیادی کردیم
18:38شمارم خیلی ناراد کردیم میدونیم
18:40اما اگه اجازه بدید میخواییم
18:43اشتباهات منو جبران کنیم
18:45یعنی من بهتون قول میدم که دیگه
18:46دخترتونو ناراد نکنم
18:48منم میخوایم یه چیزایی بهتون بکم
18:50من و اید لحظات خیلی سختی داشتیم
18:54میدونم تو این مدت همهتونو خیلی اصابانی کردیم
18:57بدون اجازه زواج کردیم
18:58بعد جدا شدیم
18:59بعدش دوباره اشتی کردیم
19:01میدونم همهتونو خیلی ازیت کردیم
19:03اما خب ما هم دموله رای چاره بودیم دیگه
19:05راستش خوشحالی پسر من از هر چیزی برام مهم تره
19:09زمنان من فکر میکنم
19:11تو این دور زمون خانواده ها خیلی حق ندارن
19:14تو تصمیمات بچه هاشون دخالت کنم
19:16البته ببخشید که اینو میگم
19:17ما معمولا تو کار بچه هامون دخالت نمیکنیم
19:20اما بدون اطلاع ما انقدر اتفاقای زیادی افتاده که
19:24ما فعلا متعجبیم
19:26میدونی که من تازه از همه این ماجره ها بخبر شدم
19:30حرا که همه نظرشونو میگن
19:32منم با این در موافقم
19:36خب همه نظرشونو گفتم منم گوش کردم
19:38حالا من حرف میزنم شما گوش کنیم
19:40باشه؟
19:44دلیل مخالفت من
19:46با رابطه شما این نیست که
19:48بدون اطلاع و اجازه من ازدواج کردیم
19:50البته که از اون کارتون واقعا دلخورم
19:52اما این وسط مسائل مهمتری مطرقی
19:55چه مسائلی؟
19:55اولا که امکان نداره اید
19:58روح روان سالمی داشته باشه
20:01تو سند و سال بالای 25 سال
20:04تازه فهمیده که مادر و پدر واقعیش تحکش کرده بودن
20:06بعدش با آشان آشنا شده
20:08و تازه زندگی کردن و شروع کرده
20:11برایتی یک سانی رو فراهم نمی کنه
20:13حالیت حق نداری به خاطر این موضوع اید و مقصر
20:15این درجا من اید و مقصر نمی دانم
20:17می دانم اون هیچ تخصیری نداره
20:19بند خدا چی کار کنه
20:21مادرش توی
20:22اینچه ترس حرف سدنه
20:24من مادر اریمم هستم
20:25حالیت؟
20:26نه پسرم نمی شه
20:27اوکی باشه سکوت میکنم
20:31باشه
20:31گیریم که یه معجزهی شد و
20:33اید تحت تحصیل این مسائل قرار نگیرفت
20:36و دخترمو هیچوقت نراحت نکرد
20:37اما بازم بینشون یه فرق طبقاتی هست
20:41الان چون زن و شوهر نیستن
20:43متوجه این موضوع هم نیستن
20:45اما
20:46چون اید نمی تونه با دخترم برابری کنه
20:49دخترم در آینده نراحت می شه
20:51این طور نیست بابا جمعه
20:53اید با لیرا برای ما هیچ فرقی نداره
20:55و نخواهد داشت
20:56من و مادرش برای این که حال اون خوب باشه
20:59هر کاری از دستم این بر بیاد انجام می دیم
21:01این حرفایی که می زنی
21:03واقعا خیلی مسقره و
21:04نراحت کنن دست حالیت
21:06تازه اونو با هم برابرن توی دانشگاه درس می خوننید
21:09پسر خیلی باهوش و موفقیه
21:11بله
21:12باشه
21:14گیریم که شما درست می گید
21:16اید تو تا الان سفر خارج رفتی؟
21:20منظور چی حالیت این حرفت واقعا زشته
21:24پاسپورت داری؟
21:26آها نداری مگه نه؟
21:28تا حالا تو زندگیت ورزش کردی؟
21:31مثلا اسکی رفتی؟
21:33چند تا زبون ولدی؟
21:34گیریم که مادر و پدرت فرستازنت خارج
21:37اونجا با چه زبونی می خواهی حرف بزنی؟
21:39بابا بس کش
21:40حالیت؟
21:40یعنی تو واقعا بروی آدم ها
21:42بر اساس این چیزا عرضش قائل می شی؟
21:45یا نکنه داماد مورد علاقت
21:47یه قهرمان اسکیه که مسلط به پنج
21:49زبان زندگی دنیا باشه باورم نمی شه
21:51نه این در کسیه که با دخترم همتراز باشه
21:55توی رابطه
21:56اگه زن از مرد برتر باشه
21:58اون رابطه سرانجام خوشی نداره
22:03نمی خوام غرورتو بشکنم
22:05اما چون با دخترم همتراز نیسی
22:07دخترم در آین درنج می کشه
22:09شما با هندون زیر بغلش دادن
22:11در حقش لطف نمی کنین
22:14حق با آقا حالیت با اجزتون من می خوام برم
22:16ایت کجا میری بشین
22:18دوشتیم حرف می زدیم
22:20من میرم هوا بخورم
22:22بعدشم میرم خونه خدا
22:24ایت حالیت منظورش اصلنین نبود
22:27منظور من همونی بود که گفتم ایت
22:29اگه مادر و بدره
22:31حرفای منو قبول می کردن
22:32تو امروز اینقدر ناراحت نمی شدی
22:35درستی
22:37تو خونه می بینم اتون
22:39ایت
22:40آقا حالیت امید بارم
22:42یه همسر لایق برای دختریتون پیدا کنید
22:45ایت
22:47لیلا
22:49آی نه یه لحظه کایار
22:50لطفا ببین
22:51ایت مثل ایرین پسر منه
22:53تو حق نداری با هاشین طوری حرف بسنی
22:55حق نداره کایار
22:56بشین
22:56ماشه
22:57تو هنوز نفهمیدی من چی گفتم
22:59مسئله پسرتونیست
23:00من با پسرتون ایچ مشکلی ندارم
23:02اینو بدون
23:02اما مشکل چیز دیگه ایه
23:06من لیلا
23:07بشین زریم
23:09بهتره بذاریم یه خوده هوا بفورم
23:11صورت حساب لطفا
23:15ایت
23:16داری کجا میری توها؟
23:18لیلا برگرد برو پیش پدره لطفا برگرد
23:20ایت
23:20تو که اونو میشنزی اندن اون حرفا بهت نزد
23:23گفتم برو
23:23چه شده لیلا خانم
23:25ما شده پیش اومده؟
23:26مره با صدقی
23:27ایت پسرم خوبی؟
23:30لیلا خانم
23:30ایت پسرم آره؟
23:33نه تو منظور منو اشتباه متوجه شدی
23:36برو کنام
23:38تو الان خیلی عصبانی هستی
23:39نمیذارم اینجوری بری
23:40من از تو جزه نخواستم
23:42لیلا از ماشین پیاده شدی
23:43پیاده نمیشم باید حرف بزن
23:44گفتم پیاده شو
23:45پیاده نمیشم
23:46پیاده نمیشی؟
23:47باشه
23:48آقا صدقی برو کنار میخوام برم
23:51زود باش برو
23:56چیکار میکنیم اگه دیوونه شدی؟
23:58از ماشین من پیاده نمیشم
24:00باشه
24:04کجا؟
24:08اید
24:10ایدات پیتات
24:12اف اینطوری که خیلی بد شد
24:15بذار زنگ بزنم به لیلا بگم برگردی خود
24:17الان خودمون میریم
24:18خیلی بد شد
24:20هرچی شد تخصیل حالی تذر اینجور
24:22لیلا که بچه نیست
24:23کاش میفهمیدی حرفایی که زدی
24:26چه تأثیری میتونه داشته باشه
24:28چطور تونستی قارور یه مرد جوانو زیر پد بذاری
24:31اون پسر منه
24:32مگه ما در مورد لیلا اینطوری حرف میزنیم
24:35نمیتونید که بزنید اینطرخانو
24:39چون دختر من
24:40مثل پسر شما اقده و کمبود نداره
24:44فالدین خوب در این حال باید بتونن کمبودهای فرزندشون رو ببینن و درک کنن
24:48شما جدی جدی جوگیر شدیم
24:52بریزنید
24:53من خوب میدونم اید از کجا اومده
24:56اینم میدونم که چه زندگی سختی داشته
24:58اما با عنوان پدر مدرش برای خوب شدنش هر کاری بتونیم میکنیم
25:02پس حواستون به رفتارتون باشه
25:06تو چه آدم سنگدری هستی
25:10هیچ میدونی با این رفتاره چقدر این دوتا جوانو نراحت میکنی؟
25:16هایا؟
25:18الان نراحت بشن؟
25:19بهتر از اینه که در آینده سرشونو به دیوار بکوبن
25:22من کار درستی کردم
25:25برید در ایند
25:26شبه خیر
25:43فکر میکنی حق با حالیته؟
25:47برای که این سوارو میپرسی؟ پس تو هم همین فکر میکنی دیگه؟
25:51نه خب
25:52من تو روی حالیت هیچ وقت نمیگم حرفاشو قبول دارم اما
25:56به نظرت حرفاش یکم منطقی نبود؟ نمیدونم
26:02این در ما هر کاری از دستمون برابید برای پسرمون انجام میدیم
26:05شاید به نظر حالیت مناسبه هم نیستند شاید هم اصلا حق با اون باشه
26:09اما خب گفتن هر حرفی یه آداب و اصولی داره چطور میتونه با قرور آداما بازی کنه؟
26:15الان اید کجا رفته خیلی نگرانشم؟
26:18اید در تمام زندگیش با آدامایی مستحاریت روبرو خواهد شد
26:22ما که نمیتونیم همیشه پیش اید باشیم
26:24اید بلاخره مجبوره با آدامایی مستحاریت زرکلده بزنه
26:28بهتر بذاریم خودش با این قضیه کنار بیاد
26:30نه آخه موقع رفتن نارهت بود برای همین بیشتر نگرانشم
26:34میدونم دیدم متوجهم
26:37رفت میخونه باش حرف میزنیم
26:39البته اگه خودش به خواهد حرف بزنه
26:41آکه هرچی که تو بگه
26:45خب چکا کنیم بریم یا یکم دیگه بشینیم
26:49نه پاشیم بریم بهتره بریم خونه
27:00با کنشت یه خورده زیادی نیست؟
27:02لیلا تو که شنیدی بابا چی گفت به نظرت با کنش من زیادی نیست؟
27:06درسته ما وقتی میخواستیم بیام اینجا
27:08میدونستیم از اینجور حرف رو میخواد بزنیم
27:10آره میدونستیم بابا چیا میگه
27:11میدونستیم رفتارش چطوری خواهد بود
27:13اما حق با اونه
27:13فکر اینجاشو نکرده بودیم
27:15چرا نگو
27:16بابام اون حرف رو از روی عصبانیت میگفت
27:19زمنا هیچ کدوم از حرفش درست نبودن
27:21من به این چیزا اهمیت نمیدم
27:22لیلا جون مادرت خودتو نزن با اون را
27:24حتی راننده تونم بین اما فرق میذارم
27:26اگه نمیبینیم متوجه نیستی؟
27:28نه خیر چون تو قبلا تو خونه مو کار میکرده
27:30آقا صدقی با دوستانه رفتار میکنه
27:32اون که حرف بدی بهت نزد اید
27:34منظور باباتم دقیقا همین
27:37تو علکه حرف آقا صدقی رو به دل گرفتی اید
27:39ببخشیدو اما به نظر من تو زیادی حساسی
27:42بفرمام
27:42به همین زودی ثابت کردی که حق با بابات بوده لیلا خواهد
27:46مگه من چی بهت گفتم؟
27:47میگی من علکی به دل گرفتم زیادی حساسم
27:49داری چه تو پرت میگی لیلا؟
27:51ای بابا من دارم میگم هیچ کتا هیچ چیز برای من مهم نیست
27:54اون وقت تو چی جواب میدی؟
27:56خب حق دارم بگم زیادی حساسی
27:58مگه چه اشکالی داره اید؟
27:59زمنان تو یک کلام حرف شنیدی فورا قاطع کردی
28:02به خودت بیا با منم درست حرف بزن
28:06چطور مگه؟ چون دارم با لیلا آرگون حرف میزنم؟
28:09آره دقیقا
28:16چی کار میکنی؟
28:21پیاده شو
28:22یعنی چی ای؟
28:23دفتم پیاده شو
28:24چی مونه شدی تو؟
28:25لیلا از ماشین پیاده شو
28:27و یا آدم مطیه دیگه برای خودت پیده کن زد باشت
28:30منی زر روانی
28:31تو اصلا اشق و عاشقی حالید نیست
28:48موسیقی
28:52موسیقی
28:53موسیقی
28:56موسیقی
29:07موسیقی
29:07بره؟
29:09کهیا
29:10آی وای ببخشید بد موقع مزاهم شدم
29:12میشه چند دقیقه وقتی تو بگیرم؟
29:13بیا چیه چیزی شده؟
29:16میخواسم بپرسم ببینم گرس داری؟
29:17برس آرام بخش میخوام و حالم اصلا خوب نیست
29:20آره دارم تو برا بشین منم آرام میام
29:25بخاطر ایت خیلی ناراحت شدم
29:27بکنم بخاطر همونه به هم خیلی فشار من
29:30احساس خفیگی میکنم نفسم بالا نمیاد نمیدونم چرا انقدر قلبم تونتون میزنه
29:35ای بابا
29:37ارائمت شبیه همریه پانیکه؟ متوجه نشدم؟
29:40آخه من آدم استرسی نیستم که بخوام همچین حالتهایی رو داشته باشم نمیدونم
29:45پس چته؟ چه احساسی داری؟
29:49چیزه؟
29:50نمیدونم الان یکه زر طبم دارم نمیدونم باید داشته باشم؟
29:53بذار ببینم
29:59دادشجون
30:00آخه اندر تو هم اینجایی؟
30:03چی شده؟ نکنه مریض شدی؟
30:05نه مریض نیست فقط مثل اینکه دوچار همریه پانیک شده
30:08از چیزی نارهت شدی؟
30:10یه خورده به خاطر اید نارهت شدم مهم نیست هلن خوب میشن فقط لطفاً قرص مهم بده تا برم ممنونم
30:15آه نه نه نه با قرص دارو نمیشه ببین اندر من تو این موارد خیلی با معلوماتم باور نمی کنی
30:20از برادرم بپرسم
30:21ناستی شایکا درست میگه یه زمانای مدیتیشن رو چه میدونم ریلپس تراپی انجام میداد شاید بتونه کمک کنه
30:28نه ممنونم احساس میکنم الان فقط یه قرص بخورم خوب خوب میشه
30:33اندر جون خواهش میکنم درشبازی نکن بیا بریم تو اتاق من با همدیگی چند تا نفس عمیق بکشیم
30:39ممنونم عزیزم
30:40آره اندر چطور امتحان کنی ها شاید هارت بهتر بشه و دیگه قرص لازم نماشه
30:45ببین رابطه یه خوبی با هم نداریم اما من دارم دست دوستی به سمت دراز میکنم لطفان تو هم سعی
30:49کن منو ببخشی
30:52خیلی ازت ممنونم واقعا نمیخوام شایکا اوکی؟ قرصو بده لطفان
30:58خب حد دقل به خاطر برادرم
31:02باشه پس امتحان میکنم باشه
31:04آره بروی امتحانی بکن شاید بهتر چیه
31:07شایکا که خیلی مطمئنه
31:08نگره نماشه من الان حالش خوب میکنم
31:10باشه
31:11سیکن با دیافرائیمت نفس بکشه اندرجون
31:15میدونی که دیافرائیم کجاست؟
31:16یه نفس عمیق بکش؟ بده بیرون
31:21بهتره اون فکرهای بی خود و از سارت بیرون کنی اندر
31:25فکر کردی من میذارم مخید داده شما بزنی؟
31:28ما زن و شوهریم شاهیکا
31:30مثل این که یادت رفته
31:33از نظر من نیستید و نخواهید بود
31:36بنابراین نو نو نو نو نو نو نو
31:39اینقدر پر و پای من نپیچ
31:42چون لحظ میکنم
31:43آه رستی اگه به برادرم نزدیک باشی دخلتون میرم
31:48یه چوزه دیگه
31:49اگه هنوز حالت خوب نشده میتونی بید تو اتاق من
31:52ترجیح میدم سکته قلبی کنم
31:59نه ترس میرم چایی بخورم
32:10وای دارم دیوونه میشم دارم دیوونه میشم خبری ازش نیست خدای خود
32:15چی شده زر اینجون؟
32:16چرا تو اینجا آشفته ای حالیتم خودش رو تو اتاقش حبس کرده؟
32:20هیچی رفت این بیرون اصابمون خورد شد
32:22بشین تعریف کن ببینم چی شده ها؟
32:24میخواستی چی بشه؟
32:26لیلا و اید اندر و کایارم دعوت کرده بودن
32:29آیی آخه این چه کاری؟ حتما حالیت اصابانی؟
32:32نه کاملا آروم بود خیلی هم خوب و منطقی حرف زد
32:35پس لیلا کجاست؟
32:37بعد از حرف زدن حالیت اید پاشد رفت لیلام دنبالش رفت
32:41هنوز هم بر نگشته زنی میزن هم جواب نمیده
32:44الان میاد چهت رفتن خونه یه اندر اینا؟
32:46نمیدونی که حالیت از این که اندر و کایار بچه شنو حمایت میکنن دیوونه میشه
32:50اون از همه چی دیوونه میشه؟
32:51حالیت با همه چیز مخالفه
32:53با کار کردن مخالفه، با عشق مخالفه، با شهرت مخالفه
32:56اومد مثل که اوند؟
32:58آره اتما نیاز
33:02چی شده؟ پالیس رو ها وردنش
33:05دخترم چی شده؟
33:06صدقی چی شده؟
33:08بهتر اجازه بدین لیلا خانم خودشون همه چیو تعریف کنم
33:11لیلا بگو ببینم چی شده؟
33:12وایست زهرینا رو باش بیاید
33:14چرا همراه پالیس ها آمدیت تعریف کنم ببینم چی شده؟
33:17لیلا
33:18آقا حالیت کجاست؟
33:19تو اتاق کارشون هم
33:21لیلا ممند درست اکته میکنه تعریف کنم ببینم چی شده؟
33:23دیگو دیگه
33:24مید من وسط را ویلت کرده؟
33:25یعنی چی وسط را ویلت کرده؟
33:27چی شده؟
33:29اون پسر دخترم رو وسط راه ویل کرده
33:31بذاریم نباید همینطور یه هایی همین چی رو به حالیت بگی؟
33:35دخترم مادرت چی داره میگه؟
33:36به چه حقی وسط راه ویلت کرده؟
33:37با تو ماشین دوا کردیم
33:39میدم منو از ماشین پیاده کرد
33:41بافرم نمیشیم
33:41یعنی اون احمق تو رو از ماشینش پیادی کرد؟
33:43میدم وسط اتوبانم اجبور شدم به پولیس زنگ بسند
33:45اونم وسط اتوبان؟
33:46آخه خیلی عصبانی بود بابا
33:48میبینید تو رو خدا؟
33:49میگه عصبانی بود؟
33:50حالا از اون احمق طرفداری هم میکنه
33:54بابا تو واقعا حق داره
33:59لیلاجون نراحت نباشه
34:00بسر نراحت باشه
34:01بابا دست روز اول حق داشت
34:03با این پسر مخالف باشه
34:04خیلی خوب باشه حق بابا باس
34:05اما دل ایتا خیلی شکست ماما
34:08لیلها اما اونم کار خیلی بدی کرده
34:10اصلا ازش انتظار نداشتم
34:11حالا میخواستی خوشحالم باشه؟
34:14ببین منو
34:15لطفا از کسی که تو رو تو روح بل کرده
34:17طرفداری نکن
34:18آره حق با مادرت لیلاجون
34:20آخه این چه کاریه؟
34:22مگه زده به سرش؟
34:24اگه بازم با اون پسر قرار بذاری
34:26به خدا نمی بخشمت
34:27شنیدی چی کافتم؟
34:29باست چی شده؟
34:31اید لیلارو وسط اوتوبان بل کرده
34:34خب تو هم سوار تاکسی میشدی میامدی
34:36پولیسا وردنش
34:38آه نه این دیگه نشد
34:39ببینم یعنی دوباره بر نگشت
34:43نیومد دنباله؟
34:44این رابطه دیگه تمامه
34:45بست درد نکنه آبجی
34:47یه حرف بخیر از دهنت بیرون نمیاد
34:49لیلاجون ببین ما میدونیم
34:51تو ایدا خیلی دوست داری
34:52اما این بار اشتباه بزرگی ازش سرزده
34:55ببین دیگه نباید این پسرها رو دوست اشتباه باشی
34:57فهمیدی؟
34:57یه نفر دیگر رو دوست داشت باشی
35:00چشم مامانچون
35:01نه که کار آسونیه
35:02کار آسونی که نیست
35:04اما مامانت حق داره آیی
35:05اید کار خیلی بدی کرده
35:10آیسل یه لیبان آب بیا
Comments