- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:28PYM JBZ
00:31با لیله دواد شده؟
00:33انتظار نداری که زندگی خصوصی ما برای تو تعریف کنم
00:36تو این خونه تنها کسی که میتونی رجب اشق و عاشقی باش حرف بزنی منم
00:42اگه با مامان و بابا تحفیزنی طرف داری میکنن
00:45زمنان من در زمین یه روابط اجتماعی فوق لده با تجربم
00:49اما به هر حال خود دنیم شبت بخیر
00:52وسط را برش کردم رفتم
00:56چی کار کردی؟
00:58مگه نشنیدی؟
00:59مگم وسط را بلش کردم رفتم
01:02تو دیوانه شده اید؟
01:04چطور دونستی یه دختر را وسط خیابون بل کنی؟
01:07اونم دختری که دوستش ده؟
01:08دیوانه شدم چه کار کنم؟
01:09بلاخره دیوانم کردم
01:10چی شده نکنه بازم حالی چیزی بهت گفته؟
01:12حالی اید زرین خانوم لیلا همش منو تحقیل کردن
01:15هیچ کسی نمیتونه تو را تحقیل کنه
01:18اما متاسفانه تو با این کارت باید شده که حق با اون باشه
01:22این اشتباه به این راحتی جبران نمیشه
01:28میدونم
01:30اگه بخوایی میتونم کمکت کنم
01:34چطوری؟
01:37یعنی دوباره قراره با هم دیگه آشدی کنی؟
01:40با تو هم که نمیشه حرف زد
01:42لابا دلم میخوایی بگی برو برام این کارو بکن
01:45اون کارو بکنه
01:45نه خیلی من از تو چیزی نمیخوام
01:47ای بابا تو برادر زده ای من ایخره
01:50ببین اگه کمکی از دست من برمیاد به هم بکنه
01:53خیلی خوب باشه
01:54اگه میتونی کمک کم کنی بکن
01:59باشه
02:00باید مذرت خواهی کنی
02:03ایوال بابا
02:04این ایدهی ناو از کجا به زیند رسیدستم خودم نمیدونستم
02:08بیشی بگه من باید مذرت خواهی کنی
02:10مثلا چی کار کنم؟
02:12برم لب پنجرش و آواز بخونم سر راش گل بریزم چی کار کنم؟
02:16نه
02:17مثل همیشه باید
02:19از یه دره دیگه وارد بشی
02:22باید زرین را رازی کنی
02:24نه بابا نمیشه اصلا محال ممکنه
02:25تو بقید کاری که امشب کردی
02:28و به مامان بابات نگو باشه
02:29چون اگه بابات بفهمه میکشده
02:31اگه بفهمن چیه
02:32اگه بفهمن حالا یه فکری میکنی
02:35من فردا با زرین حرف میزنم
02:37مگه شما هم دیگر میشنسید؟
02:40خب آشنا میشیم
03:03حالیت جونم شوهر خشتیپ و مهربونم حالیت چطوری؟
03:07خوبه هم تو چطوری؟
03:08منم خوبه هم
03:09میخواستم قبل از رفتن یه سوالی ازت بپرس
03:12باشه بپرس؟
03:13اه میشه راجب پیشناده اون شبکه با هم حرف بزنیم؟
03:16تو نمیفهمی نه؟
03:17نه خیر نمیفهمم حالیت
03:18آخه مگه چه ای را دیداره؟
03:20خودت میگه وضعیت مالیمون خوب نیست
03:22حالا که میخوام پول در بیارم ما نمیشیم
03:24لیز من نمیخوام تو اون کار انجام بدید
03:26تا همینجاشم بندازی کافی آبرومو بردی
03:28مگه من چی کار کردم بابا؟
03:30ببین
03:31دیگه نمیخوام راجب این موضوع با هم بحث کنیم فهمیدی؟
03:34آخه چرا من میخوام شانسمو امتحام کنی؟
03:35تو چرا زبون آدمیزار تارید نیشتی؟
03:37چون تو با همه چیز من مخالفت میکنی؟
03:39گفتم لیلی رو اخراجش کن نکردی؟
03:40گفتم بذار بیان پیش خودت کار کنم اجازه ندادی؟
03:43الانم که با این کار مخالفت میکنی
03:45من دیگه واقعا خسته شدم
03:46لیلیس
03:48پس خواسته های منطقی داشته باشت
03:50تا من باید موافقت کنم
04:05یاسمین
04:06شماره تلفون مدیر شبکه هواشناسی رو برام پیدا کن
04:10منتظرم
04:13خدای خودت سبرم بده
04:17پسره بی تربیت
04:18البته تحجبی هم نداره
04:20به مامانش رفته
04:21به چه حقی دختر من و وسط خیابون پیاده کرده
04:24حالا هرس نخور
04:25لیلی حالش چطوره هنوز خوابه؟
04:26خوابیده بذار فیلن بخوابه
04:28ای بابا دوباره رفت و فاز افسردگی بیچاره شده
04:32وای فشرم زده بالا کش قلامه پا میشکست نمیمادم اینجا
04:35اما نه من از دیروسو بحصابم خود شده
04:37دیروسو؟ مگه دیروسو چی شده بود؟
04:41رسش من یه چیزی دیدم
04:43خیلی ناراحت شدم
04:44چی دیدی؟
04:47این دختری که پیش بابات کار میکنه رو میشنسه
04:50کدوم دختر؟ لیلی؟
04:52چه میدونم همون که خوشگله
04:53آره لیلی
04:54به نظر من باباتون با هم رابطه
04:57چرت و پرت نگذر این امکان نداره
04:59اگرم ندارن به زودی خواهند داشت از من گفت
05:02آخه امکان نداره چون اون دختر دوست سمیمی یلدیزه
05:06حتی یه مدت اومده بود اینجا زندگی میکنه
05:08حالا که اینو گفتی مطمئنتر شدم
05:09چون این کارا همیشه از دوستایی سمیمی برمیاد
05:13آخه
05:14یلدیزم سرنوشته منو تجربه میکنه بیچاره
05:17ببینم زرین
05:18مگه تو چی دیدی که اینقدر بایتی مینان میکنه؟
05:20این روز یه لحظه اومد تو اتاق حالیت
05:22دیدم داره لباس حالیتو تمیز میکنه
05:24دستشو میزنه به شونشو از این کار
05:26خب
05:27همین فقط همین؟
05:28دیگه میخواستی چی کار کنه زرین؟
05:30زرینجون تجربی نداره که دختری دستیاره میتونه هر کاری بکنه
05:33میتونه نظافت کنه اوتو کنه
05:35من قبلا همه اینا رو دیدم تجربه کردم
05:37دارم بر اساس تجربه میکنم
05:39مثلا قبلا چیا دیدی؟
05:40خب اندارم دستیار بابات بود
05:42یه روز که رفته بودم اونجا
05:43اونم همین رفتارا رو داشت
05:45البته من اون زمانا خیلی خام بودم
05:47اما بعدش رابطهشون علنه شد
05:49بابا تو دستیاری چطه؟
05:52به چه حقی به رئیست دست میزنی؟
05:54آره
05:55نباید دست میزد
05:56به نظرت واقعا با هم رابطه داره
05:58کمبایید نیست را خودم دیدم
06:01منم نگران شدم
06:02چی کار کنم؟
06:04آن زنگ میزنم این در رو ازش میپرسم
06:06بلاخره اونم داره تو همون شرکت کار میکنه دیگه سبت
06:08سود پوش
06:10بگیرمش
06:17علو
06:17سلامه این در حالت چطور خوبی؟
06:20خوبم زهره جون تو خوبی؟ خیر باشه
06:22خیره خیره
06:22میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
06:24من و زرین داشتیم با هم حرف میزدیم
06:26زرین یه چیزهایی بهم گفت یکم نگران شدم
06:28چی گفت؟
06:29چیزه
06:30گویا زرین احساس کرده لیلی و بابام زیادی با هم سمینیه
06:33آه که این طور جالبه
06:35ببین من اصلا احتمال نمیدم اما
06:37خب بیه کچولو نگران شدم
06:40ببین چی میگم زهره جون
06:41حالا که نگران شدی بهتره بگم که برو سراغ لیلی و از زیر زبونش حرف بکر تا؟
06:47من؟
06:50معلومه که تو
06:51اون به تو مشکوک نمیشه
06:54ببین حال و اوزاش چطوره
06:56در مورد زندگی خصوصیش ازش سوال کن
06:58البته به صورت غیر مستقیم میدونی که
07:00چی بگم این در؟
07:01به نظرت من از احدش برمیانم
07:03آه چرا بر نیایی عزیزم؟
07:05لیلی میدونه تو زرالی بهش نمیرسونی
07:08تانسا میدونی که اون هیچ دوستی هم نداره
07:10خدا رو چه دیدی؟
07:11شاید صفره دلشو پیش تو باز کرد
07:13آره آره درست میگه من میتونم از پسیش برمیان
07:15بسبرش به من
07:16ببینم چی کار میکنی عزیزم باشه
07:19اگه چیزی دستگیره چود به منم خبر بده
07:22اگه دوست داشتی اوکی؟
07:23باشه خبرت میکنم بای بای
07:25چی گفت؟
07:28میگه برو دختره رو بکش کنار رو
07:30ازش بپرس هدفت از این کارا چیه؟
07:32تو؟
07:32مگه چیه زره این من میتونم اگه منظور دینه نگران نباش
07:37آره میتونی؟
07:38معلومه که میتونم کاری نداره
07:53الو
07:54سلام
07:54با آقا سلیم صحبت میکنم؟
07:56بله خودمم
07:57من حالیتار کنم
07:58سلام آقا حالیت حالتون چطوره؟
08:00خوبم شما چطوری؟
08:01خیلی ممنونم منم خوبم
08:03راستش منتظر تماستون بودم آقا حالیت
08:06میخوام کتاه و مفید خدمتتون ارز کنم که
08:09شبکه ما واقعا مایله که با یلیس خانوم همکاری بکنه
08:13با خودشونم صحبت کردین
08:14اگه یلیس خانوم پیشناد ما را قبول بکنن
08:17میتونیم بلا فاصله با ایشون قرار داد ببندیم
08:20زمنان میخوام یه موضوع دیگرم خدمتون ارز کنم آقا حالیت
08:23شبکه ما همیشه طرفتار تولید برنامه های پرمحتوی
08:27و با کیفیت بوده خواهش میکنم
08:29از این بابد خیالتون راحت باشه
08:31مطمئنم همینطور آقا سریم
08:32اما من نمیخوام همسرم جلوی دوربین حاضر بشه
08:35و وضعیت ها بابا بکنه
08:36ممنون میشم اگه بیشتراتون را تصویرین
08:38اما چه وجه شدم آقا حالیت
08:41پس لطفا خودتون موضوع را به یلیس خانومه تلا بدین
08:43میدونستم درکم میکنین
08:45روز خوش
08:46روز خوش
08:48یا تو
08:49سلام بابا جون حالیت چطره؟
08:51خوبم دخترم تو چطوری؟
08:53منم خوبم
08:53میخواستم یه چیزی بهت بگم
08:55میشه من امروز با هات بیام شرکت؟
08:57تو میخوایی تو شرکت کار کنیم؟
08:59نه بابا جون من نویسندن به اندازه کافی سرم شلوقه
09:02خب اگه این طوره برای چی میخوای بیا شرکت؟
09:04نظارت
09:04میخوایم نظارت کنم چون توی کتاب دومم قرار راجب
09:08محیط کار و روابط انسانی مطلب بنویسم
09:10واسه همین میخوایم نظارت کنم
09:11حالا آقا شه؟
09:12فهمیدم
09:14خیلی خوب
09:15بذار قهوه ما بخورم بریم
09:17پس میتونم با هات بیام
09:18آلیه من برم پالتوم رو بردارم و زود بیام
09:23قهوه تمام برده هم
09:27بفرم
09:29ممنون آی سر
09:34ما چه کرم
09:38زرین خانیم
09:46شاییکا ایکنجی هستم
09:48بله میشناسمتون
09:51بنابراین حد میزنم که در مورد من چوزای خوبی نشنیده باشید
09:55بله دقیقا همینطوره
09:57اگه بگم هر حرف که میشنوید و باور نکنید کافیه؟
10:01نه نیست
10:02با من چی کار داریم؟
10:05میخوایم راجب یه موضوعی با شما صحبت کنم
10:07میشه یه قهوه با هم بود
10:08راجب چه موضوعی؟
10:09راجب لیلا
10:16باور کنید موضوعی خیلی مهمیه
10:18من هم هیچ قصد بدی ندارم
10:21بسیار خوب
10:22فقط من خیلی وقت ندارم
10:24مچکرم که خواهیش منو قبول کردید
10:27همین نزدیکا یه کافیه هست
10:29ما یعنید بریم آنجا؟
10:30باشم
10:31من چند دقیقه دیگه برمیگردم
10:43آه لیلی تو اینجا چی کار میکنی؟
10:46مگه تو نمیدونستی من اینجا کار میکنم؟
10:48چرا میدونستم؟
10:48اما خب بعضی وقتا یادم میره
10:50چون ذهنم خیلی مشغوله نن که نویستندم
10:52بعضی چیزا رو فراموش میکنم
10:54درسته اشکالی نداره حالت خوبه؟
10:56امروز بیکار بودم
10:57گفتم بیام شرکت حال هوا ما عوض بشه
10:59خاره خوبی کردی؟
11:00میخوای بریم اتاق من یه چیزی بخور
11:01میخورم
11:02میخورم اما اینجا نه
11:03بیا بریم بیرون
11:04تو هم یه حال هوای عوض کنم
11:06منم یه حوای عوض کنم
11:17مرد جوانی میسه ای
11:19جلوی دوستخترش کاملا تحقیر شده
11:21و این اصلا برای اون چیز آسانی نیست
11:23شما یه فرصت دیگه به اید بدی
11:25تا حرفاشو بزنه
11:26و همه چیو براتون توضیح بدی
11:28اگه شما این فرصت رو بشندین
11:29اونو دوباره قایمکی با هم دیگه قرار میذارن
11:32آره
11:33مثل این که حق با شماست
11:34خوش شدم که اینو میشندم
11:36میدونستم شما مادر بسیار خوبی هستین
11:39و شادی دخترتون
11:40از هر چیزی براتون تو این دنیا مهمتره
11:43کشت که ایدم به اندازه یه لیله خوششانس بود
11:47مادر خوب بودن کار هر کسی نیست
11:51زریک خانه و مگه مایل باشین
11:53میتونیم شما روی هم دیگه رو داشته باشیم
11:55اینطوری راحتر میتونیم با هم دیگه قرار بذاریم
11:58یاد داشت کنین لطفم
11:59نم دونم
12:03دستتون درد نکنه
12:05خب لیلی تعریف کن
12:07ببینم چه خبرها چی کارا میکنی
12:08خیلی وقت با هم حرف نزدیم
12:10آره راست میگی
12:11هیچیز سر کار هم دیگه
12:12زندگی من چندان شلوق و پرته هرم
12:14آخه چرا
12:15تو که دختر خوشگلو جوانی هست
12:18یعنی دوست پسر نداریم
12:19نه
12:19از کسی هم خوشت نمیان
12:21نه نمیاد فیلن که تنها
12:24عجیبه
12:24دختر خوشگلو جعذابی مثل تو
12:27چطوری میتونه تنها باشه
12:28من که نمیفهم
12:29تنها بودن در واقع انتخاب خودم
12:31فیلن نمیخوام با کسی تو رابطه باشه
12:33البته این موقعتی منم اینطوری بودم
12:35حتی من
12:36با یه مرد متحلم رابطه داشتم میدونی؟
12:39واقعا
12:40آره بعدش دیدم رابطه من خیلی خوب پیش میره
12:42بعد گفتم عظیمه
12:43بعد فقط با مرده متحلم
12:44یعنی چی؟
12:45آره چون ذهنت خیلی آرومیشه
12:46خوشحال میشه
12:47میبینی که طرف همش پیش زنشه
12:48برای همین نیاز نسبه پرسی کجا سو چی کار میکنه
12:51اونم نمیتونه تو رو کنترول بکنه
12:52برای همین خیلی رابطه با حالیه
12:54درسته
12:55اما آدم دلش میخواد کسی که دوستش داره
12:57همش کنارش باشه
12:58لابا تو چندان دوستش نداشتی؟
13:00چرا دوستش داشتم
13:01اما بعد متوجه اشتواهم شدم
13:03اول گفتم خیلی خوبه که با یه مرد متحلم
13:05بعدشم
13:06ولی تو درد سر رو افتادم خیلی بد
13:08جدی میگی؟
13:09مگه چی شد؟
13:09میخواستی چی بشه؟
13:10برگش بیش زنش
13:11بر میگردن باور کن
13:12طلقش نمیدن
13:13تو هم همچین کاری بکنی بدبخ میشیا
13:15منو میگی؟
13:17نه جون هم کلی گفتم
13:19درم به صورت کلی حرف میزنم
13:21اولش به خطر این که با یه مرد متحل رابطه داشتم
13:24خیلی خوشحال بودم
13:25اما بعدش چیا که به سرم نیومد
13:27ای بابا
13:36من بود
13:36ماجرای من اینطوری بود
13:38ماجرای تو چطوره؟
13:39نه عمرن
13:40من به هیچ عنوان از این کارو نمیشون
13:42خیلی به خودت مطمئن نباشت
13:43چیتون آدم گل میخوره دیگه
13:45یعنی اصلا یه فیلاش نیومد
13:46نه نه نه نه نه
13:46من از این کارو نمیخورم
13:47نکن
13:48هیچ وقت از این کارو نکن
13:49ببین آبر حیثیتت میره
13:50خیلی برات بد میشه
13:54کریستالای گوشت جا به جا میشن
13:56آره
13:56فهمیدم
13:57آره خب باره راست میگی
13:59همچین مباحثی خیلی پیچیده است
14:01باید رجبش مفسد صحبت کنیم
14:03اما من الان باید برگردم سر کار
14:05برای دوتت واقعا مملونم
14:07باشه بابا
14:08اگه لازم شد دوباره دوتت میکنم
14:09تو هم میادیگاره
14:10حتما
14:15خدافت لیلی جون
14:18هی یلدیس خانم
14:20زندگیتو نجات دادم خبر نداری
14:36سلام کهید
14:37سلام چطوری
14:39نمیدونستم تو همین جایی
14:40ارم داشتم میرفتم
14:41آقا نادر یه معاملی داشتم به خاطر اونمارا
14:44آره میدونستم
14:45اما نمیدونستم تاریخش امروز بود
14:46آره آره امروز بود
14:48راستی اید امروز صبح خیلی بیهار بود
14:50باش صحبت کردی
14:51آره
14:51یه چند دقیقه پیشم بود
14:53اما به نظرم حالش بهتره
14:55فکر میکنم حق با توه
14:56ما زیادی نگرانشیم
14:57باید بذاریم به حال خودش باشه
14:59نمیدونم
14:59آره دقیقا همینطوره
15:02میگم ما دوتا زوج خوبی شدیم
15:04ما یعنی منظورم اینه که
15:05مادر و پدر خوبی شدیم
15:07موافقه
15:09پس اگه پیشنهادت هنو سر جاشه
15:11چطوره امشب با هم بریم بیرون
15:13دو نفری؟
15:14آره
15:15بریم این زوج خوب بودنمونو جشن بگیریم
15:17باشه
15:19نمیخوایی؟
15:20آه نه میخوایم میخوایم
15:21خودم پیشنهاد دادم معلومه که میخوایم
15:23باشه پس امشب با همین
15:25اوکی میبینم ات
15:26خیلن بابای
15:31سلام
15:32سلام آقای حرید
15:34بفرمایید دوتا
15:35اجازه میخوایم که دوستما به شما معرفی کنم
15:39آقای سرکانی که از بهترین اکاسای ترکیه هستن
15:43آقای احسانم قراره امسال تراحی و دیزاین کاتالوگامونو به احده داشته باشن
15:48خوش اومدید
15:50راستش ما تا یه دو سال گذشته تراحی کاتالوگامونو به یه شرکت دیگه باگذار کرده بودیم
15:55اما شایقا خانم خیلی تعریف شماره کردن و گفتن تو کارتون خیلی موفق هستین
16:00میخوایم کاتالوگای امسالمون خیلی با شکوخ باشه
16:03دوست داریم که پارچه هامون بیشتر به چشم بیان
16:06و اگه امکانش باشه بوجه همون ماهنیا شد
16:09ما یعنیم با یه سربریتی هم همکاری کنیم
16:14فقط اگه نظر منو بپرسین من فکر بکنم
16:17مدلمون نباید از محصولمون مطرح تر باشه
16:19درسته بفرمید
16:23بفرموین اقا حالیت
16:24نوشه جونتون
16:25ببخشید خانم
16:28میخواستم یه چیزی بهتون بگم
16:29مثلا این خانم خیلی مناسبن
16:32گفتین لیلی؟
16:34من؟
16:35مناسب برای چی؟
16:36برای اکسای کاتالوگمون
16:38ما یه همچین خانمی نیاز داریم
16:40زیبا شناخته نشده و کسی که از محصولمون معروفتر نباشه
16:44لیلی دستیار منه
16:46آقای سرکان واقعا فکر خیلی خوبیه
16:49فکرشو بکنید
16:50یکی از کارمنده هولدینگمون میشه مدل کاتالوگمون
16:54ایده ارژینالیه مگه نه؟
16:56نظر تو چیه لیلی؟
16:57راستش نمیدونم چی باید بگم
16:59فکر نمی کنم لیلی این پیشنهادو قبول کنه
17:04میگر شما آقای حالیت
17:05اگه ما یه نسین رطفا رو کروناس بکنم
17:07چه ربتی داره شایقا خانم؟
17:09نظر خود چیه لیلی جون؟
17:12راستش از نظر من اشکالی نداره
17:14اما هرچی که آقا حالیت بگن
17:16و سلا بدونن و انجام میدن
17:18لیلی اگه بخواییم میتونی قبول کنیم
17:20به نظر من که عالی میشه
17:26پس ما جلسمونه ادامه بدیم
17:28تا لیلی فکرشو بکن و تصمیم شوید
17:30عزیزم شما برو فکراتو بکن
17:32اما اگه از من میشنوی این فرصت رو از دست نده
17:36خسته نباشی
17:39بفرموی شایقا خانم
17:42خب لطفا ادامه بدیم
17:49اخبارو اینجا آماده میکنن
17:51خدا کنه به خاطر این کارات بیرونمون نکنن بیا
17:55خانم کارگردان
17:56سلام
17:57امروز قراره چی رو گذارش کنی؟
17:59چیا داری؟
18:01اقتصاد سر در میاری بلدی؟
18:03چون جغرافیتون اصلا خوب نبود
18:05خدا نگهدارتون
18:07بای بای
18:08خیلی منو دوست داره
18:09کارمون اصلا درست نیست و از من گفته هم
18:12چطور مگه؟
18:13اگه بابا به فهمه قیامت بپا میکنه
18:15ولکن بذار قیامت بپا کنه
18:17بابت اصلا برا مهم نیست
18:18درزم بهش اعتماد نداره
18:20چرا؟
18:20مگه چی شده؟ نکنه چیزی شنیدی؟
18:22چرا مگه چیزی هست که من باید بشنم؟
18:24نه منظورم این نبود
18:25تو گفتی اعتماد ندارم فکر کردم که دوباره اتفاقی افتاده
18:28نه اتفاقی نیفتاده
18:30یه زن باید بتونه روپای خودش وایسه
18:31نباید به شوهرش اعتماد کنه
18:33معلوم نیست فرد و پس فرد و چی میشه
18:35من میخوام دستم تو جیب خودم باشه
18:37خود دانی به هر حال من نظر ما بهت گفتم
18:40این موضوع اونقدر مهمه که نمیتونم نظر تو رو بپرسم
18:43واید چقدر گرم شده؟
18:44ببین مباده به بابا بگه همراییت کردم
18:46باشه نمیگم زهرا
18:48خسته شدم
18:50آقا سلیم منتظر شمال
18:52ها حالان میایم ازیزم
18:56بیا برگردیم
18:58نه نه ترس
18:59تو هم نویسنده ای؟ بذار بهش نسند
19:05بفرمایید
19:06ممنون ازیزم
19:07سلام
19:08سلام خوش اومدید
19:09خیلی ممنونم
19:10سلام
19:14من ازتون فرصت خواسته بودم که فکر رامو بکنم
19:17اما یکم سریع تصمیم گرفتم
19:19و برای همین اومدم خدمت شما
19:21بفرمایید گوشم با شماست
19:23من پیشنهاد شما رو قبول میکنم
19:25تشفیخ کن زهرا
19:26واقعا؟
19:28امیدوارم
19:28بعدن مشکلی پیش نیاد
19:30من میدونم شما نگرانه چی هستین
19:33اما خیالتون راحت باشه
19:34من اون مشکل رو حل میکنم
19:35بله ما هم امیدوارین
19:37با امیدو خدا
19:38بله
19:40یادتونه در مورد یه قرار داد با من صحبت کردین
19:43میخوام بخونم و بررسیش کنم
19:45الان وکیلمون دارن آخرین بررسیارو انجام میدن
19:47حاضر کشد براتون میفرستم
19:49خیالتون راحت
19:49باشه خوبه
19:50و این که
19:51رئیس شبکمون الان اینجان
19:53اون روز شما رو توی تلویزیون دیدن
19:55و شیفتتون شدن
19:57شنیدی زهرم
19:58ایشون میخوان با شما آشناشم
20:00خواهش میکنم
20:02با کمال میل
20:03بحباب از اولین طرف دارم
20:04و پیده کردم
20:05پس
20:06بفرماید لطفا
20:16چقدرشو تماشا کرده
20:17همه شدیده
20:18زهرا کش بابا تم اینا رو میشنید
20:20یلدیس
20:24دوبله شده در استیدیو جم
20:28یلدیس خانم اومدن
20:40حالتون چطوره خانم ها؟
20:42آقا ندیر
20:43خوش اومدید
20:44چه سرپرایز قشنگی
20:47یلدیس
20:48سلام
20:50رئیس این شبکه شما این؟
20:52بله تازه خریدمش
20:54کار کردن در یک زمینه خیلی خسته کنندست
20:57من تنبو خیلی دوست دارم
20:58شما هم دیگر رو میشنسیم؟
21:01بله میشنسیم
21:02شنیدم قرار بر این بود راجب پیشنهاد آقای سلیم فکر کنیم
21:06قبول کرده بودم اما شرایط فرق کرده
21:10بیا بریم یلدیس جان بیا
21:11خانوما
21:12اگه باعث ناروحتیتون شدم مذارت میخوام
21:15اگه به خاطر حضور من پیشنهاد رد میکنی
21:17بهتر بازم فکراتو بکنیم
21:19حالی تم اینطوریشم با این کار مخالف بود
21:21حالا با شرایطی که پیش اومده دیگه محاله که قبول کنیم
21:24یلدیس عزیز
21:25کار کردن تو در اینجا به این معنی نیست که
21:27قرار هر روز منو ببینیم
21:29بیشتر منو خواهیدیم
21:32باشه بهتر من بازم فکرامو بکنم
21:34بریم زهرا
21:35مراقب خودت باش میدیس
21:40زهرا حالا چی میشه؟
21:41هیچ چی میرم دیگه پشترمونم نگانم
21:43اونو نمیگم منظورم اینه که از این به بچی میشه
21:45چی میدونم یلده زیتمالا برمیگردیم خونه دیگه
21:47بایی چرا نمیفهمی منظورم نهی که هر جا میرم
21:50نادر سر رامون سبز میشه
21:51ببین حالا که بابا مخالفه تو بی خیال این کارش تو فراموشش کن
21:55اما من میخوام بازم فکر کنم
21:57ببین چی میگم بابا هنیز نمیدونه نادر رئیس این شبکه
22:00از اگه بفهمه خودت میدونی چه قیامتی بپا میکنه دیگه میدونی
22:02آشعه فهمیدم
22:06بفرمید
22:08آقا حالید وقت دارید؟
22:10آره بیه تو
22:12قربان یه مشکل جدی برامون پیش اومده
22:16اول صحبی باز چی شده مطیم؟
22:18قربان همونطور که میدونی دوتا از شرکت های غیروابسته به هولدینگمون در حال بررسی بود
22:22خب
22:23متاسفانه نتیجه بررسی ها به یه سریفی رفتارای سازمانی ختم شده
22:27منظور تو نفع میدام
22:28بدهیه بسیار هنگوفی آشکار شده
22:30بدهیه مربوط به سال دو هزار و هیجده
22:33چطور همچی چیزی ممکنه؟
22:35قربان این بدهیه هنگوف ما رو تو در سر بزرگی میدازه
22:39اعتراض میکنیم اما برای اینم یکم زمان لازم داریم
22:43این که خیلی بد شد
22:45فقط همین رو کم داشتیم
22:48بدهیش من ببینم
23:06بله اندر
23:08تبریک میگم نادر
23:09پس تو هم خبرهای خوب رو شنیدی
23:13حتما الان متین داره خبر بدهی رو به حالیت میده درسته؟
23:18همین که یه نگاهی به فعالیت شرکت هایی وابسته به هولدنگ بندازم
23:22برای درد سخت درست کنم کافی بود
23:24البته حساسیت حالیتم در نظر گرفت
23:26تو کارتو واقعا خوب بلدی نادر
23:28تحسینت میکنم
23:29حت میزدم حالیت از درامد هولدنگی که سهم دارشه
23:33به نفع شرکت های خصوصی خودش استفاده کنه
23:35بچه هم راضی نشدی این موضوع از بقیه پنهون بمونه آره؟
23:40حرکت عالی بود
23:42خوبه
23:43حالا وقتشه که یه پیشناد خوب به حالیت بدم
23:49میبینم از
23:52آیه نکن مامان جون
23:54چی شد؟
23:55توف میکنه بچه هم از هبانی شد
23:56گل پسر
23:59درست وقتی که میخواستم مشهور و معروف بشم ببین چی شد
24:02ایلیس این آدم رود گفلی زد از من گفتن
24:05به نظر تو عمدن اون شبکه رو خریده؟
24:07معلومه که عمدن خریدتش
24:08اگه غیر این باشه که بدتره
24:10چرا؟
24:11خب معلومه عزیز من
24:12این نشونده انده یه سلسل تصدفاته
24:14یعنی یه نیروی ماورهی شما رو به سمت همگه حلیت باش
24:17حالیت جن میشنوه اینطوری نگو
24:19چون؟
24:20بگو ببینم چه خبر از لیلی کسی تو محله ندیدتش؟
24:23از وقتی از محله ما رفته هیچ خبری ازش نیست
24:26حجیبه
24:27آره بابا من از محله پرسیدم
24:29اون پانسیونی که قبلا اونجا میامد و یادته
24:31از اونجا هم پرسجو کردم هیچ کسی از خبر نداره
24:33الان کجا زندگی میخواه؟
24:34به خدا برای منم خیلی حجیبه یلدیست
24:36وقتی از خونه یه تو رفت بیرون آه در بسات نداشت
24:39جاییم برای موندن نداره
24:40مطمئنم همون دورو برست
24:42تو باز تحقیق کن ببین کجا رفته باشه
24:44باشه
24:45جونم؟
24:45برای چی میخواه آدسشو گیر بیاری؟
24:47باید داشته باشیم
24:49شاید بعدها به دردمون بخوره
24:50تحتوشو در بیار
24:51جونم مامان جون
24:53پسرم داره میخنده
24:54خندیدن و تازه یاد گرفته دهیم جونش
24:56بیا بیا عزیز دل مامان
24:59جونم جونم عشقم
25:01مامانشو که میبینه خوشحال میشه و میخنده
25:04بیزه منت برو بیرون میخوام بهش شیر بدم
25:06داره منو میخوره
25:07حتما خیلی گرست نشده پسر جنم
25:10خلاصد خیالت راحت باشه
25:12زهرینجو من قضیه لیلی رو حلش کردم
25:14چطوری حلش کردی؟
25:15هیچی رفتم سراغش
25:16گفتم عزیزم
25:17تو چی کار به مرده متعهل داری؟
25:19چی؟
25:19آره
25:20مگه دیوانه شدی زهرم؟
25:31نه
25:31از این کارا نمی کنه
25:32مطمئنی؟
25:33آره مطمئنم
25:34صد درصد مطمئنم
25:35وقتی داشتم با شرف میزدم
25:36کاملا سرزنش آمیز نگام میکرد
25:38و سر تکو میداد
25:39عجب دختر سادهیه
25:40لابد من اشتباه کردم
25:41آره تو اشتباه کردی
25:42ببین چی میگم
25:43زرینجون
25:44دور زمونه دیگه عوض شده
25:45حالا چون یه نفر کتی
25:46یه نفر رو برداشته
25:47و تمیز کرده
25:48بایدی که نخشو برداشته کنده
25:49که با هم رابطه ندارم
25:50من چون طرف بابات بود
25:52مشکوش شدم عزیزم
25:53تازه لیلی هم دختر خوشگلیه
25:55خوشگله
25:56اصلا همه ای دستیارای بابام خوشگله
25:58این دارم خوشگله
25:59یه دیزم خوشگله
25:59یاداوری میکنم که با هر دوشون
26:01ازدواج کرده
26:02راست میگی
26:03آم با یاسمین که ازدواج نکرده دیدی
26:05بابام با همه ای خوشگله
26:06آخه مگه فرصتشو داشته
26:07که باید سمین ازدواج کنه
26:09یه هو شهیکا اومد وسط
26:10بابا بذار این تفلگی استراحتی بکنه
26:13به نظر من تو هنوزم از بابام خوشت میاد
26:15برای همین فکر میکنی
26:16همه ای دخترها حالی تالیت میگن
26:18و دیوونه میشن
26:19اما اصلا اینطور این نیست
26:20چی میگی زهرا حرفا میزنی
26:22به من چکی از کی خوشش میاد
26:25مگه من تو دولم
26:26ببینی یلدیز تازه زاییمان کرده
26:28من فقط نمیخوام این زن نابود بشه
26:31آره آره میدونم تو واقعا
26:32خوشقلبترین و خیرخواهترین زن دنیه
26:35نه جدی میگم
26:35اگه پای این بچه وسط نبود
26:37اصلا اهمیت نمیددم
26:38البته به حرفای لیلا من اهمیت نمیدم
26:40باگه لیلا بهت چی گفته
26:41میدونی لیلا یلدیزو دوست داره
26:43این نه رو دوست نداشت
26:45میگفت ظاهر و باطنش فرق داره
26:46اما الان با یلدیز سمیمی شده
26:48از اون گذشته تو خونه حالش خوبه
26:50خب منم دوست ندارم لیلا بیشتر از این ناراحت بشه
26:52نه نه میشه
26:53تو نگران این چیزا نباش
26:54تو این خونه همه حالشون خوبه
26:56بزن من به این در زنگ بزنم
26:58بش بگم چی کار کردم
26:59تو موفقیت متحصیم
27:00باشه بزن
27:04میتونیم با این پیشناهات شروع کنین
27:08میتونی بی ایتو نادر
27:11خبرهای بعد زود پخش میشن
27:13نفهم میدم منظور چیه
27:16دارم راجع به بدهی هنگ گفتی که
27:18باید پرداخت کنی حرف میزنم
27:20به عنوان شریکت یه پیشناهات خیلی خوب برد دارم
27:23لابد اینم میدونی که من به هیچ کنم از پیشناهاتات
27:26تو نفکر میکنم نه قبولشون میکنم
27:28همین که میدونم مجبوری بدهی تو پرداخت کنی برام کافیه
27:32میرم سر اصل مطلب
27:34اگه بخوایی میتونم بدهی تو صاف کنم
27:36اما در مقابلش ده درصد از سحام تو میگیرم
27:39من به کمک هیچی احتیاجی ندارم
27:41مخصوصا به کمک تو
27:42اگه بمیرم سحامم رو به تو نمیخوشم
27:45من این پیشناهاتو دادم تا شریکم تو درد سر نیفته
27:48از من میشنوی بهش
27:49روزو می نداره به پیشناهاتو فکر کنم
27:52فیلن با متین فکراتون رو بذارید روهم و دنبال راه حل بگردید
27:56اما بلاخره متوجه میشید که چاری مشکلتون دست منه
28:01اگه حرفات تموم شدن میتونی بریم
28:08موفق باشیم
28:09تا هم همیتور
28:13تو حساب هولدینگ چقدر پول داریم؟
28:16اما آقا حالید من فکر نمی کنم آقا نداره جذب دن
28:19از حساب هولدینگ پول برداشت کنیم
28:22حسابای شخصی من چی؟
28:23متاسفنه مبلغ حسابای شخصیتون کافی نیست
28:26ببین
28:28فوراً به مدیر بانک زنگ میزنیم
28:29میگی گذینه هایی که برامون سود داشته اعرام کنن
28:32اما آقا حالید این کار ریسکه زیاده
28:34متین منم میدونم این کار ریسکه شقدر بالاست
28:36فوراً برو به مدیر بانک زنگ بزنیم
28:38چشم خوربا
28:38نتیجه رو به من بگو خوب؟
28:40چشم
28:54کایا من حاضرم
28:55عشقه؟
28:57دارید میرید؟
28:58برای اولین بار میخواییم دوتایی با بابات بریم بیرون
29:01تو چی؟ قرار جایی بری؟
29:03میبینم که حسابی تیپ زدی ها؟
29:05هره رستش منم
29:07میخواستم همینه بهتون بگم
29:09دیروز بعد از این که از رستران زدیم بیرون
29:12بعد جوری با لیلا دوامون شد
29:14ایوای
29:14و برای این که جبران کنم از دلش درارم امشم
29:17ایت جون
29:19عزیزم من حاضرم بیا بریم
29:21ایت
29:22اینجا چه خبره؟
29:23شایی کا قرار ترتیب داده
29:25نفهمیدم
29:26چیو نفهمیدی؟
29:27مگه ما با هم دیگه دشمنیم؟
29:30دشمنیم
29:30شاید ما با هم دشمن باشیم این در
29:33اما من حق دارم به برادر زادم توجه کنم مگه نه؟
29:37شایی کا اینجا چه خبره؟
29:40تعریف کن ببینم قضیه چیه کجا میخوایید برید؟
29:42خبره خاصی نیست
29:43یعنی من حق ندارم با برادر زادم شام برم بیرون؟
29:46شما ها نمیخواییم برای اینکه اشتباهاتمونو جبران کنیم
29:48یه فرصت دوباره بدیم؟
29:49خیلی خب باشه خواهش میکنم دعوانه کنید
29:50اجازه بدید من توضیح بدم
29:52شایی کا برای اینکه منو لیلا با هماشتی کنیم
29:54با زرین خانم صحبت کرده این برنامه رو ترتیب داده
29:56ببینم به چه حقی
30:00اید تو چطور میتونی همچنین اجازه ای بهش بدی؟
30:03شایی کا از کهی تا حالا خیر خواهی تو شده اید ها؟
30:06میشه به هم بگی؟
30:07به خدا لزومی نداره اینقدر گندش کنیم سخت نگیرید
30:09اندرجون
30:10وقتی دیدم اید اینقدر نراحتی وساطت کردم
30:14و با زرین خانم حرف زدم و ایشام رو ترتیب دادم فقط همین
30:17تو فکردی اگه زرین و ایدو کناره هم بیاری
30:19چه تغییری به دست میاری ها؟
30:21اینطوری به زرین ثابت میشه که اید اونطوری که اونا فکر میکنن نیست
30:25خب؟
30:27زرین هم حالی تو در مورد رابطه اید و لیلا قانه میکنه
30:30زرین حالی تو قانه میکنه
30:35مراقب باش حالی تو زرین رو قانه نکنه
30:39یادیتون باشه که اونا از این به بعد با من طرفن
30:42و من طبانه یقانه کردنم از همه ی شما بیشتره
30:46وای چقدر قضیه رو کشمیدی بی بریم دیگه
30:48آره آره
30:49بلن خدا فکرس
30:51مامان جون خواهش میکنم نارد نباشی
30:52شام میخوریم و زود برمیگرم
30:54باشا ایکا
30:55ببخشیده من هنوز اینجا
30:57سیدتون رو دارم میشنبم
30:59رو بگرد بازم با هم حرف میزم
31:01راجب چی حرف میزم؟
31:01راجب همین چیزا دیگه
31:03لیلا میخوام بدونم چی شده
31:04دادش چون چیز خاصی نشده که
31:06چون شما ها منو از خونه بعد بیرون کردید
31:08میخوام یک کاری کنم که منو ببخشید
31:09فقط همین
31:10بیا بریم
31:11به سر آمد
31:15بیا ما هم بریم
31:17من هیچ جا نمیام
31:19اندر چی شد یه هم؟
31:22یعنی تو نمیدونی چی شده؟
31:23بعد اون همه بلهی که شاهیگا سرمونو برد
31:26چطور میتونی بهش رو بدی ها؟
31:27چرا اجازه میدی به اید انقدر نزدیک شد؟
31:29اندر من به کسی رو نمیدم
31:30به هر حال شاهیگا همیشه تو زندگی اید هست
31:34کی گفته؟
31:35من گفتم چون اممشه
31:37چه کار میتونیم بکنیم؟
31:38آره میدونم اتفاقات بدی بینونو افتاده
31:40اما شاهیگا میخواد جبران کنه
31:42میبینی که؟
31:42اون نمیخواد جبران کنه
31:44فقط میخواد درد سر جدید درست کنه
31:46اندر ببین قبول کن که تو اصلا در این مورد نمیخوای کتا بیاش
31:50آره نمیام
31:52هیچ وقت کتا نمیام
31:53مخصوصا وقتی میبینم تو چشت رو همه این ماجرها میبندی حسابی عصبی میشم
31:57وای اندر من چشت رو هیچی نبستم
31:59خواهش میکنم بیشتر از این کشش نده
32:01بیا بریم رسطوران اونجا حرف میزنیم
32:03من دیگه واقعا حسله ندارم برم رسطوران کایا
32:05این زن ما رو به قصد کشت مصموم کرده بود
32:09به خاطر اهدافش برادرزادهی خودشو تحدید کرده بود
32:12الان دستشو گرفته داره میبرتش بیرون
32:15ببین
32:16درسته که شاهیکا خواهر توه
32:18اما با من هیچ نسبتی نداره
32:20با ایدم همینطور
32:40حالیت
32:40بله
32:42کجا داری میری؟
32:43آنکارا
32:44آآ آنکارا برای یه چی؟
32:46مگه چی شده؟
32:47یه چیزی شده دیگه
32:48یعنی چی؟
32:50مشکلی پیش اومده؟
32:51نه هیچی
32:53یعنی
32:53یه سری بدهی بارا آوردیم
32:56دارم بیرم آنکارا که راجبه این موضوع
32:58و چند نفر ملاقات کنم
32:59یعنی اوزا اونقدر نگران کنند هست؟
33:02نه هیچ
33:04ای بابا
33:05آخه تو هیچ فقی اینقدر یه هایی سفر نمیرفتی؟
33:08این دفعه مجبور شدم گلدیس
33:10حالا کی بر میگردی؟
33:11یعنی چند روز میمونی؟
33:12کارم که تماما شو بر میگردم
33:14حالی تماما سردر نمیارم
33:16یه هدری میری؟
33:17تاریخ برگشتنتم که معلوم نیست؟
33:19آخه این چجور سفر کاریی؟
33:20منظورت از این حرفا چیه؟
33:21منظور خاصی ندارم
33:23پس چرا داری منو سینجیم میکنی؟
33:24نه خیر سینجیمت نمی کنم
33:25گلدیس
33:26ببین من برای حل کردن مشکلم
33:29باید چند نفع رو تو آن کارا ببینم
33:30اون وقت تو دردت اینه که
33:32کجا میری؟
33:33چند روز میمونی؟
33:33کی بر میگردی؟
33:34من زن تو هم حق دارم اینا رو ازت بپرسم
33:37مردم شوهرشونو با ردیاب تقیب میکنن
33:39اون وقت من اجازه ندارم
33:40از شوهرم سوال بپرسم
33:42گلدیس خودمونو با بقیه مقایسه نکن
33:44فهمیدی؟
33:45اینه بچه هم حسودی قهر نکن
33:47اعزابم خورد میشه
33:48چه حسودی کردن این؟
33:50اگه پرسیدن این که کی بر میگردی
33:51یعنی حسودی کردن من از این به بعد لال میشم
33:53من رازیم
33:55حد اقل وقتی رسیدی خبر بدیم
33:57میدار
34:04خسته نباشی علی بابا
34:06ممنون آقا نادر خوش اومدی
34:08مراقع تو حاضر کنم؟
34:10نه ولیه چایی بیار
34:11خب دیگه چیا فهمیدی؟
34:14گربان
34:15آقا حالی داره ریسک بزرگی رو به جون میخره
34:18خب ما هم همینو میخواستیم
34:19پول هی که تو بانک سویستاره رو میخواد رو پروژاهای ریسکدار سرمایه گذاری کنه
34:23و پول زیادی به دست بیاره
34:25البته میتونه به دست بیاره
34:26اما احتمالش خیلی کنه
34:27آدم وقتی یه بار تحت فشار قرار بگیره
34:29پشت سرهم خطا میکنه
34:30دقیقا همینطوره
34:32علاوه برای این مسئله دیگه ای هم هست
34:36چی شده؟
34:43اون حالیته؟
34:44بله
34:47و اونی که پیششه
34:52خبرهای خوب پشت سرهم میرسن
34:56حالی بابا حالا مرگ من بازر کن
34:58بله رو چشم
35:03دوبله شده در استدیو جم
35:42خوش امدی عزیز دلم
35:45ممنون عزیزم
35:57ممنون عزیزم
Comments