Skip to playerSkip to main content
  • 14 hours ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:27PYM JBZ
00:31میدونم که خیلی از دستم دلخور میشین
00:33اما من تنهایی دست به یک کاری زدم
00:38من الان دمه در خونه ی آقا نادرم
00:41یعنی چی؟
00:43ببینین من میخوام یک کاری بکنم
00:45و فکر میکنم که این کار خیلی به نفع شما خواهد بود
00:47زنگ زدم که فقط همینو بهتون بگم
00:50جزیتشو فردا مفصل تو شرکت بهتون میگم
00:52الان باید برم تو
00:54فردا میتونه روز خیلی خوبی براتون باشه
00:57خداحافظ
00:57خداحافظ
01:19خداحافظ
01:30چطور بود؟
01:32خوب بود؟
01:49معلومه که خوب بود
02:01به یلدیس قول داده بودم کمکش کنم
02:04اما راستش فکر جدا شدن اون از حالید لحظه ی آخر من سرفان کرد
02:14به افتخار یه شروع دوباره
02:32خوب بودم که
02:34خوب بودم که
02:43فقط به این خاطر که نمیخوای اون دختره تو شرکت باشه با هزار تا دروغ جفنگ مجبورم کردی تقییبش کنم
02:48چه ربطی داره؟
02:49قبلنم بهت حشدار دادم که اون دختره را بیرونش کنی
02:52ببین منو
02:52دیگه حق نداری تو تصمیماتو من دخالت مانی
02:55اعصاب برای من نزاشتی
02:56چه خبر شده؟
02:58چی شده خودن را گذاشتی ساره؟
02:59یلدیس خانوم مثل همیشه گند زدن
03:02من میرم تو اتاق کارم هیچ از هم حق نداره بیاد پیشم
03:07یلدیس چی شده؟
03:08چیز خواستی نیست یکی از کارماندوی حالیت مشکل درست کرده به خطر همون داشت غور میزهد
03:13تو چی کار به کارماندوی بابا داری؟
03:14ویل کن بابا خودت قاطی نکنم
03:16این طوری نگو
03:16آدم وقتی شوهرش حالیت باشه باید حواسشو خوب جمع کنه
03:19ویلش کن بگذاری من میرم پیش حالیت جان آروم بشم
03:23خیلی خوب دیگه بیامون بشه
03:33نمیدونم این دختره چطور این کار رو کردم
03:35ما علنا زنگزد به حالیت گفت من دمه در خونه نادرم
03:38این دختره اونقدر رو آقل نیست
03:41صادق که اصلا نیست
03:43یه کاسه زیر نمکاسه حسیلیست
03:45به نظرت قضیه چیه؟
03:47نمیدونم
03:48شاید فهمیده که اینا همش دسیسه ای تو بوده ممکنه
03:51این طوری فکر نمی کنم
03:53چون آخه نادر زنگزده دوتش کرده خونش
03:55چطور ممتنه به من شک کرده باشه؟
03:57به نادر چطور اعتماد کنیم؟
03:59یعنی نادر چرا باید همچین کاری با کنه
04:02مزخره است؟
04:04نمیدونم
04:04شاید هم نکرده
04:06ما که مطمئن نیستیم
04:07هستی؟
04:08بنابراین
04:09مجبوریم هر احتمالی که داره برمون هست
04:12در نظر بگیریم یلگیس
04:14تو میتونی با نادر حرف بزنی؟
04:16در مورد چی؟
04:17من که نمیتونم از زیر زبونش بگشم
04:19تو باش حرف بزن و ازش بپرس
04:22باشه حرف میسنم
04:23آمون فکر نمی کنم چیزی دستگیرمون باشه
04:26باشه به هر حال تلاشتو بکن
04:28حمله یه بعدی منشیه
04:29یلگیس جون
04:30باید دست نگه دارین
04:32خیلان حمله ی جدیدی در کار نیست
04:34با هر حمله ی جدید
04:35اوضای تو از اینی که هست بدتر میشه
04:37آخه این در من نمیتونم همینطوری دست روی دست بزنم
04:39باید بتونی
04:39اگه اینقدر به این دختره گیر بدی
04:41آخرش حالیت همه چی رو میفهمه
04:43بهت گفته باشم یلگیس جون
04:46حالا که نمیتونم دختره رو بیرونش کنم
04:48خودم میام شرکت
04:50میخوایی بیایی شرکت که چی کار کنی؟
04:52کار کنم
04:53تو هولدینگ؟
04:55آره ام اگه چیه؟
04:56نکنه من برا زنده یه هولدینگتو نیستم
04:58یلیس واقعا گاهی وقت تو ازت تعجب میکنن
05:01ببینم تا دیوونه شدی؟
05:02اصلا گیریم که تو اومدی اونجا و برای خودت کار پیده کردی
05:05حالیت اجازه میدی که دن به دقیقه به پر و پاشت بپیچی؟
05:08کلی آدم با زنشون کار میکنن
05:10حالیت هم یکی از اونا باشه چی میشه ها؟
05:12من تسلیم باشه
05:14اگه اینقدر به خودت اسمینان داری امتحان کن
05:16چی بگم؟
05:17خیلی خواب باشه
05:19ببین تا وقتی که اون لیلی پیش حالیت کار میکنه
05:22من روی چیزی تمرکز ندارم
05:25داری راه تو اشتباه میری یلیس جون
05:28فقط میتونم همینو بهت بگم دیگه بقیهشو خودت میدونی
05:30حالا که تا اینجا اومدم باید همین راهو ادامه بدم
05:33چاره دیگهی ندارم هیچ راهی نیست
05:35ببخشید میشه صورت حسابو بیاری؟
05:38بله حتما
05:38خب دیگه پاشیم بریم من یه آلم کار دارم
05:40باید برم فروشگاه
05:41کدوم فروشگاه؟
05:43فروشگاه دیگه برای خرید میخوام برم
05:45باید یه چند تا چیز میز بخرم همین
05:47منم با هاتو میام نمیخوام الان برگردم خونه
05:49تازه میتونم تو انتخاب کمکت کنم
05:53یلیس تو دقیقا شدی دومه من
05:55من که قرار از دستت خلاص شم
05:58باشه پس میام بعدشم با هم میریم شرکت
06:00لابد بعدشم با من بیایییم خونمون رو
06:02بعدم نمیاد بیام
06:03اما حالی جنم خونه است منتظره ماما نشی
06:06باشه بیا بریم
06:07بلای جنم بیا بریم
06:13بیا
06:14آقا نادر وقتی فهمیدن دوباره برگشتم
06:17سر کار خواستن با هم صحبت کنن
06:18منم تو این مدت شنیده بودم
06:20ایشون یه سری مکاتبات مهرمانشون رو تو منزلشون انجام میدن
06:23گفتم شاید مدرکه به درد بخوری براتون پیدا کنم
06:26اما چیزی دستگیرم نشد
06:28آره نادر برای چی میخواست تو رو ببینه
06:31برای این که من رو استخدام کنه
06:33داره هر راهی رو انتعام میکنه
06:38رفتنم به اونجا اشتباه بود
06:40اینو میدونم
06:41اما بعد این همه لطفی که شما در حقم کردین
06:44میخواستم یه کار مفید براتون انجام بدم
06:46خواستم خوشحالتون کنم
06:48اما موفق نشده
06:49روزومی نداشم چی کاری کنی
06:51نادر برای زمین زدن من
06:54هر راهی رو انتعام میکنه
06:56امروز مومده سراغ تو
06:57فردا میره سراغی که دیگه
06:59بنابراین
07:00لزومی نداره خود تو به خطر بندازی
07:02بله درست میگی
07:04همونطور که گفتم منم پشمون شدم
07:07امیدوار بودم تو خونه با اون بزرگی
07:09یه چیزی پیدا کنم
07:10یه لحظه جوگیر شدم
07:12اشکالی نداره حتی دقل حالا نادر فهمیده که
07:16به این جنوان نمیتونه تو رو بخره
07:18معلومه که هیچ وقت نمیتونه این کار رو بکنه
07:24میخوام یه سوالی ازت بپرم
07:26حتما بفرمایی
07:27چرا به جای قبل از رفتن
07:30وقتی رسیدی دمی در کنی نادر
07:33به من زنگ زدید؟
07:34آقای حالیت
07:37من اگرم بخوام چیزی رو از شما پنهان کنم
07:39مطمئن ماشین هیچ وقت نمیتونم همچین کاری انجام بدم
07:42یعنی همچین بازی هایی تو زندگی من هیچ جایی نداره
07:45من فقط حال شدم
07:47ترسیدم راجع به من سوی تفاهم بشه
07:49وقتی رسیدم دمی در خونه
07:52یادم افتاد که باید بهتون خبر بدم
07:54اگه این موضوع ازتون پنهان می کردم
07:57با جانم آروم نمی شد
07:58گفتم بهتون زنگ بزنم و در جریانتون بذارم
08:02این که رفتی دم در خونه نادر رو به من زنگ زدی
08:05نشون می ده خیلی جسوری
08:06من از آقا نادر نمی ترسم
08:08فقط از این می ترسم که اعتماد شما رو از دست بدم
08:11به همین دلیل قبل این که به شما بگم مردد بودم
08:14و می ترسیدم دوچار سوی تفاهم بشیم
08:16اما به هر حال نمی تونستم این موضوع رو پنهان کنم
08:20خیلی ممنون
08:21کاری نکردم که کاش می تونستم
08:23مدرکه به درد بخوری براتون بیارم
08:25تشکالی ندارد
08:26حد دقل تلاشتو کرد
08:28ممنون که از دستم درخور نشدی
08:31اگه امر دیگه نیست من مرخص می شم
08:34باید مکاتباتی که هزم حاسب بودین رو آماده کنم
08:36باشه
08:37ببینم
08:38خسته نبوشی
08:41بای زر اینجور خیلی خوش تلم که اینجای با اومدن تو تو خونمون یه حال حوال
08:45منم خیلی دلتنگی اینجا بودم
08:46گرچه کاش با اتفاقات قشنگتری سپرایز می شدم
08:49آی سل دوتا قهوهی ترک برامون بیار
08:52بیخیال تو همینقدر خودتو عذیت نکن
08:54اومدی با چشم خودت همه چیو دیدی
08:55اوزا اونقدران بد نیست
08:57من بیشتر نگران حالیتم
08:58حالیت حالش اصلا خوب نیست
09:00اونطور که می گفت
09:02اوزای شرکت بر جوری به هم ریخته
09:03راستش یه خورده نگران شدم
09:05آره درسته اما بابام خیلی وقته که بیحال دمقه
09:08خودتم که می دونی زود جوش میاره
09:10خیلی حرس می خوره
09:11نمی خواد نگرانش باشی
09:12ببین چی می گم
09:13امروز می خوام برم یه کانال تلویزیونی تو هم با هم بیا خوب
09:16آه نه من از این کار خوشم نمیاد
09:18بهتر اول یه سر برم شرکت حالی تو ببینم
09:21بعدش هم برم دیدن دوستم
09:23خیلی وقت دوستامو ندیدم
09:24حالا برای چی می خوایی بری کانال؟
09:26راستشین آکین برام جور کرده
09:28یه برنامه یه که با نویسنده های جبون مصاحبه می کنه
09:30آه چه جاله خوبه
09:32گرچه آکین قبلنم یه همچین برنامه یه ترتیب داده بود
09:36من رو یلدیز رفته بودیم
09:37همچین زایه شده که نگران
09:38میتونم لیلا ویدیوهاتون رو برام فرسته
09:40آزر اینجور
09:41خب پس امروزم یلدیز رو بخودت برم
09:44چه می دونم یلدیز این اواخر یه خورد قاطی کرده
09:47معلوم نیست داره چیکار میکنه
09:48باید بهش بکنه
09:50آره باشه پس قهوه هامونو بخوریم
09:52تو هم حاضر شد
09:53من حاضرم عزیزم آیسل زود باش
09:55چقدر لفتش دادی
10:01اول ذری
10:02ممنونم عزیزم
10:05خوش اومدین در خانوم
10:07سلام
10:07می خوایی راه نمایتون کنم؟
10:09نه من خودم نگاه میکنم تا به کار سید
10:11بسیار خوب
10:13این در می خواییم یه چیزی ازت بپرسم
10:15نه پرسی یلدیز
10:16می پرسم
10:16ما برای چی اومدیم اینجا؟
10:18تو رو نمی دونم اما من می خواییم لباس بخرم
10:21اینیشو که خودم هم می دونم اما چرا؟
10:23چی چرا؟
10:24برای این که شب موقع خواب بپوشم
10:26تو شب ها موقع خوابیدن اینا رو می پوشی؟
10:29آی یلدیز
10:34ببینم مگه تو ازدواج سوری نکردی
10:36یه پیرن خواب گل و گرشاد
10:37با یه شلوار راحتی گل منگولی بپوش بگیر
10:39بخواب دیگه حتما باید اینا رو بپوشی؟
10:41یلدیز واقعا یه نگاهی به من بنداز
10:43من از اون زنایی هم که موقع خواب شلوار راحتی بپوشم
10:45هر زن متعهلی
10:47بلاخره یه روز شلوار راحتی تنش میکنه
10:50فقط اگه کایا اینا رو ببینه
10:52فکر میکنه تو خیلی گرمت شده
10:57نکنه تو اینا رو به خاطر کایا میخری شیطون بلا
11:01یلدیز
11:02این دو خیلی شیطون بلای
11:04نگران نباش من دهنم غرصه
11:06پس میخوای مخ کایا رو بزنیم
11:08از این به بعد به جای اندر بهت میگم استاد مخ زنی
11:11عشکالی نداره عزیزم خواب
11:13یه بارم خانوما پیش خدم بشن مگه چه ایرادی داره
11:16مبین من نمیخوام مخ کسی رو بزنم یلدیز
11:19من به خاطر دل خودم اینا رو میبوشم
11:21دوست دارم همیشه شیک و جدید بشم
11:23پس قضیه مخزنی نیست
11:25تو اینا رو میپوشی همینطوری برای خودت را
11:27میری اونم خودش بیش قدم میشه
11:28گرفتم سبکن ببینم چطور منم بخرم
11:33آره این واقعا قشنگه و برازندت همینو بخر
11:36برو اون طرفتر خواهش میکنم پشیمونم نکن که با خودم رو بردم اتا
11:40آیی تو خیلی عصبی هستی اندر
11:43های اگه تو رو اینتاری ببینه اتفاقا ازت فراری میشه
11:46باید خوش رو و خوشخنده باشی
11:47مرده اینتاری دوست دارن
11:48درست مثل من
11:51مشخصه
11:51چی مشخصه ببین
11:53تو حرف من و گوشگان یک کچول و لبخم بزن
11:56ببینم چجوری میشه اینتاری
11:59اینتاری که نمیشه تو خیلی عصبانی هستی
12:01نگات پار از خشمه
12:02آدم ازت میگرخه یه بار دیگه امتحان کن
12:08ببینم بوتاک زدی
12:10من متولد موه اقربم
12:12راه و روش من با بقیه فرق میکنه
12:14یلدیس
12:17من اینا رو میخوام
12:21اندر اینا رو هم برای من بخر
12:22به عنوان نماد رفقای جده اینا
12:24بزید
12:26ببین به دستت
12:29خوب
12:32حالا تعریف کن ببینم
12:33یلدیس خانم برای
12:35مشکلمون چه راهی پیش پاد گذاشتن
12:37ببین
12:38تو خانواده خودتو میاری
12:40منم خانواده خودم میارم
12:41میگیم بریم بیرون شام باخوریم
12:42اون وقت تو رسولان هم دیگر میبینیم
12:44پس میخوایی اعلانه جنگ کنیم
12:45که راحتتر از همجا داشیم
12:46من کاملا جدیم
12:48قبل رفتن مامانم خانواده ها باید هم دیگر رو ببینیم
12:50ببخشید لیله
12:51دمامم مطمئن نیستم مامانت بتونه این مشکل رو حل کنه
12:54دستت درد نکنه
12:55منظور بدی ندارم نارد نشو
12:57فقط به نظرم مامانت نمیتونه باباتو رازی کنه
12:59میدونی که بابام هم از این دردل خوره
13:01هم از کایا
13:02من که فکر دیگهی به ذهنم نمیرسته به خودا
13:06باشوی گیریم که توی رسولان همدیگر رو دیدیم
13:09چطور رازشون کنیم پیش هم بشینم
13:11وقتی همدیگر رو ببینن خونواده تو رازی میشن
13:13مامانه منم رازی میشه
13:14بابام که قهر نمی کنه پاشه بره دیگه
13:18یعنی نمیترسی با هم دعوا کنن جر رو بحث کنن؟
13:21نمیترسم
13:22تو همچین شرطه فقط دو نفر ممکنه با هم بحث کنن
13:25بابامو اندر
13:26که یک آدم محترمیه
13:27اونا هم مجبور میشن همدیگر رو تعمل کنن
13:30ببین من واقعا خسته شدم
13:35چون این قضیه خیلی داره کش پیدا میکنه
13:38خیلی خوب باشه پس
13:40تو با مامانه ترف زمانم خانواده ما رازی میکنم
13:43رسطورانو انتخاب میکنیم
13:45اما فقط شاییکارو نیارید
13:47نه بابا تو هم شاییکارو میخواییم شی کار
13:49بخیر نبخیر هر جا میدیم اونم هست
13:50بابام به هیش عنوان نباید دستابانی بشه
13:53بس تا هم یلیزو با خودت نیارم
13:55باشه باشه حرف میسنم
13:57اون مخالفت نمی کنه
13:58خیلی خوب باشه این بارم این راه امتحان میکنم
14:01باشه
14:08حالی جون
14:09آه خوش بودی
14:11سلامت باشی
14:12حالی چطوره
14:14بفرمو بشین
14:19تو این مدتی که نبودم شرکت حسابی شلوخ شده
14:22آره خیلی چیزا تو شرکت عوض شده
14:25همین که کارا رو به راه باشه و تو خوشحال باشی کافی
14:29منم واسه همین تلاش میکنم
14:31هیچ کس این از معلاقی تو به کارتو درک نمیکنه
14:34چون همه فکر میکنن تو آدم عصبی هستی
14:37اطرافیانت اگه یه خورده فکر کنن
14:39متوجه میشن تمام هم مقمتو
14:41فقط رفاه و آسائش خونه بود
14:43این حرفای تو رو هیچ که درک نمیکنه زرین
14:45همه به فکر خودشونن
14:46رسی لیلا به همزنگ زد
14:48گفت امشب ستایی بریم بیرون شام بخوریم
14:51چه لزومی داری بریم بیرون
14:52وای حالی تفلک بچم چم ماه پدر و مادرشو کناره هم ندیده
14:56تازه اینطوری بهش میفهمونیم که
14:58هنوز هم به خواسته هاش توجه میکنیم
15:01خیلی خوب باشه بخاطر تو قبول میکنم
15:03ممنونم پس من بهش زعی میزنم خبر
15:05باشه بفهمید
15:07آقا حالیت
15:09مکاتباتی که خواسته بود این رو آورده
15:13سلام خوش اومدی
15:14خیلی ممنونم
15:15ها راستی زرین خانوم لیلی
15:17زرین خانوم مادر لیلاس از امریکا برای دیدن ما اومده
15:20که اینطور از اشنایتون خوشبخت هم
15:25لیلی
15:26تو این فلش دوتا پوشه هست
15:29پوشه ها رو واسه متین ایمیل کن
15:32باشه
15:35ببخشید
15:36یه تیک نخ رو لباستون بود برش داشتم
15:38ممنون
15:40بازم خوش آمن میگم زرین خانوم
15:51چی شده؟
15:54چیزی نشده
15:56بگو بینم چی شده
15:58بین تو این دختر رابطه یه؟
16:01نا به هیچ من
16:01زیادی سمیمی بود اصلا خوشم ناییم
16:03زرین
16:06خواهشن فکرهای بی خود نکن
16:07و این فکرهای بی خودت هم با دیگرون درمیون نذاشت
16:10نمیخوام حرف گذشته ها رو بزنم حالی جون
16:13اما میدونی که سالها پیشم که
16:15مثل الان اومده بودم ملاقاته دندرم درست
16:17مثل این دختره داشت
16:19یه چیزی رو از لباست برمیدشت
16:21بعدش هم که خودت میدونی چی شد
16:24زرین
16:25لیلی با بقیه کارمندهی من هیچ فرقی نداره
16:29این نظر توه
16:30اما زنهایی که پیش تو کار میکنن متاسفانه
16:33حواسشون فقط به کارشون نیست
16:35ببین تو یه چند روز اینجا مهمونی
16:37پس بهترین بس رو تموم کنی
16:39باشه؟
16:39باشه
16:40پس من دیگه پشم برم
16:42از چه تو خونه میبینمت
16:44باشه
16:48باشه
16:49خونه میبینمت
16:51ممنونم
16:52میبینم
16:57آی
16:58زنو همه شویه هم هم
17:03ممنون عزیزم
17:06دوبله شده در استیدیو جم
17:09شنیدم نقشه ای که با یلدیز کشیده بودید
17:12چندان کارساز نبوده
17:14آره همینطوره
17:16تجرباوره
17:17چرا؟
17:20آدم قدرتمندی مثل تو یه نقشه میکشه
17:24اونم به خاطر یلدیز و شکست میخوره
17:28نادر تو ماها از راه دور ما رو به بازی گرفتی
17:31امکان نداره
17:33نتونی یه دستیار معمولی رو فرید بدی درسته؟
17:36خوشحالم که راجب به من اینجوری فکر میکنی
17:38امیدوارم آدم های دورو برم هم راجب به من همچین نظری داشته باشه
17:42من نمیدونم بقیه در مورداتو چی فکر میکنن
17:45برای همین میخوام روک و راست هزت بپرسم
17:48لیلی رو تو با خبر کردی آره؟
17:50اندر
17:51به نظر من تو انقدر ذهنیات پولیسی داری
17:54دیگه نمیتونی حتی ساده فکر کنی
17:58آدمی مثل لیلی به دروگوی عادت کرده
18:02و خودشو جایی نفر دیگه جا زده
18:04و به درخواست تو میاد خونت
18:06اما نمیدونم حکمتش چیه
18:08که یه ها زنی میزنه به حالی تو
18:11واقعیت رو بهش میگه
18:12آدم ها عوض میشن اندر
18:16عوض نمیشن مخصوصا دروگوها
18:19اتفاقا رفته رفته بدتر هم میشن
18:21اینو باور کن
18:23یعنی حالا که یه آدم دروگو تصمیم گرفته صادق باشه
18:27من مغصرم
18:27نه نه نه تا مغصر نیستی
18:29اما خب باعث کنچکاوی من شدی میدونی که
18:32چرا باید همچین کاری بکنم
18:34به خاطر گیلدیس
18:36من به خاطر گیلدیس تلاشم رو کردم
18:38بدون اطلاع شوهرش درخواستشو گوش دادم
18:41بهش کمک کردم
18:42من برای هیچ کسی دیگه همچین کاری انجام نمیدم
18:45اینو به خودشم گفتم
18:46راستش نمیدونم چرا
18:48نمیتونم باور کنم که با رفتن لیلی تو موافق باشی
18:53نادر
18:55این دیگه مشکل خودت اندر
18:57گایی وقتا نمیشه
18:59هرچقدر نخشه بکشی
19:01کارا درست پیش نمیره
19:02تو روز آفتابیی به قصد پیکنیک میری بیرون
19:05یه حد تو راه بارون میگیره
19:07زنی مثل تو که سرد و گرم روزگارو چشیده
19:09امکان ندار اینو ندونه
19:10مگه تو تا حالا شکست نخوردی؟
19:12مگه میشه نخورده باشم بارها و بارها
19:15پس چرا داریم بحث میکنیم؟
19:17من هیچوقت شکستم و گردن تقدیر نمیدازم
19:20تا آخر دنبال دلیلش میگردم و بلاخره پیداش میکنم
19:25این فرق منه
19:26من مثل تو نیستم اندرد
19:27دعوای لیلی و یلدیز برای من انقدر بی اهمیته
19:30که حتی عرضش نداره بخوام وقتم و صرفه
19:33پیدا کردن دلیل شکستم بودم
19:35اوکی
19:36حرفتو بابر میکنم
19:38باشه
19:39پس برگردیم سر کارمون
19:41ببینم میخوای رقم سود خالصه هولدینگ مندر
19:44این یک ماه اخیر رو بدونی؟
19:46حتما
19:50آیی چه کار خوبی کردین که یه جایی خارج از شرکت و خونه
19:53با هم قرار گذاشتیم حالی جون
19:54میدونی شرکت شما یه انرژی منفی داره
19:58باید انرژی منفیش پاکسازی بشه
20:00من همچه حسی ندارم همیشه همونطوریه
20:02خب آخو عزیزم تو حسط زعیفه
20:04اما نگرا نباش من یه فکری کردم
20:06که انرژی شرکتتون یه ها بره بالا
20:08میشه بگی چه فکری کردی؟
20:10تصمیم گرفتم کار کنم
20:13چی؟
20:14آره درست شنیدیم اگه چیه؟
20:16کار بکنی که چی بشه؟
20:17حالیت جان چی میشه؟
20:19فکر اینجاش هم کردم حالیت
20:20باید یه جایی کار کنم که ساعت کاریش هم دست خودم باشه
20:23و مرخصی نخواد بهتر اینجا شرکت توه
20:27یلدیستو مثل که واقعا خول شدی یا؟
20:30چرا؟ چطور بگه؟
20:31شرکت همینطوریش هم میدونی جنگیت
20:33فقط تو رو کندشتیم
20:34چیه؟ منم یه کاری برای انجام دادن پیدا میکنم
20:36در زم وقتی با تو آشنا شدم شاغل بودم
20:38نباید من رو تو خونه زندانی کنی
20:40من تو رو تو خونه زندانی نمیکنم
20:42میخوایی به یه شرکت چکار کنی؟
20:43میخوایی همون شغل قبرت انجام بدی؟
20:45چای قهوه بیاری؟
20:46خب میتونم اون کارم بکنم
20:47امون چون الان یه نفر رو داری که برای چای و قهوه میاره
20:50نمیخوایم نون اون بند خدا رو آجر کنم
20:52بهتره بیام شرکت و همون کاری رو بکنم
20:54که این در انجام بده
20:55چه خوب؟
20:55کاره حساب داری رو انجام بدی
20:57دفتر داری میکنی
20:58تو مزایده ها شرکت میکنی؟
21:00یعنی آره همین کارم
21:03حالیت یعنی به من کار نمیدی؟
21:05کار مار بیکار فراموش کن
21:07حد دقل بذار دستیارت باشم
21:09یلدیز دارم حسابانی میشم
21:11خب مگه چه اشکالی داره؟
21:12یعنی من نمیتونم از پس کار لیلی بر بیام
21:14یلدیز تو زن منی
21:16زن کی اونجا دستیاری میکنه؟
21:18حتما بایاد از دیگرون تقلید کنی
21:20فهمیدم
21:20چون لیلی رو اخراج نکردم این عدوها رو در میریم
21:23اگه نه جونم چه ربطی داره؟
21:25من بهت گفتم لیلی آدم خطرناکی
21:26اما تو اخراجش نکردی
21:28یلدیز
21:30کار مار بیکار
21:31فراموش کن دیگر هم حرفشو نزن
21:34منظورت اینه که من ارزه یه کاری رو ندارم
21:36من همچه حرفی نزدن
21:38بشین تو خونه مراقب حالیت جام باش
21:40تازه مگه تو رئیس انجامن نشدی؟
21:42خب برو کارهای اونجار بس
21:44باشه حالیت من منظورتو فهمیدم
21:46فکر میکنی من از پس کاری بر نمیام
21:48باشه نشونت میدم
21:49خدا یا خودت سر بده
21:51گارسون
21:53صورت سر
21:54نه نریم هنوز زوده
21:55جلسه دارم
22:06بیا اینجا عزیزم کجا میری
22:11باز چی از جون من میخوای
22:13من از جون تو چی میخوا
22:14مگه تو کی هستی که من چیزی هم ازت بخوا
22:18اندر خانوم
22:20مثل این که شما بیخبرین شاید مقاحالیت بهتون نگفته
22:23اما من یه بار دیگه براتون تکرار میکنم
22:26شما قدرتشو ندارین که منو از اینجا بیرون کنین
22:30زمنان مگه برای آقا نادر کار نمیکنین
22:32پس حق ندارین تو کار من دخالتی بکنین
22:35واقعا
22:36واقعا
22:38میبینم که زیادی خودتو دست بالا گرفتی
22:41این اعتماد به نفسو از کجا بردی هم
22:43به عنوانی دستیار زیادی جسوریم
22:46به نظر من شما هم به عنوانی دقالبا زیادی جسوریم
22:49ببین اگر بخوای اینطوری پیش بری
22:51علاوه بر این که ازت متنفر میشم
22:54تمام توانم و به کار میگیرم تا از اینجا اخراج شیم
22:58فقط بدون من وقتم و برای دستیار تلف نمیکنم
23:01چنان بلایی سرت میارم که حتی یه نفرم دو رو برات نمونه
23:05نمونده که
23:06به لطف شما یلدیز دوستانم از پشت به هم خنجر زد
23:10من از اونایی که دوستت بودن حرف نمیزنم عزیزم
23:13منظورم اونیه که سعی میکنی باهاش دوست بشی لیلی
23:16معده باشین لطفا
23:18ببین چی میگم
23:19مراقب رفتارت باش و با من درست حرف بزن
23:22حواسن بهت هست
23:37برای یه چی زنی میزنی زهره حال ندارم با حرف بزنم
23:42چی شده زهره بگو
23:43سلام کجایی چی کار میکنی یلدیز
23:46اف دارم به حکمت زندگیم فکر میکنم چی شده
23:48باش حالا بعدم فکر میکنی من و آکین داریم برای مصاحبه میریم تلویزیون میگم
23:52که تو هم بیا کنارم باش خوب
23:53آیی نه من نمیام دفعی بیشم بیدم آکین چه کانالی جور کرده
23:56الانم با پدر دوام
23:58نه به خود باور کن این دفعی با تفعی قف فرق میکنم
24:00کانال قفی فرق میکنم
24:01اونو با این قاطی نکن عزیز من این کانال کارشون جدیده پاشو بیان
24:04آره شنیده یا کین چی گفت
24:06شنیدم اما بهش اعتماد ندارم
24:07ای بابا تو هم چقدر ناس داری یلدیز دارم میگم بهت احتیاج دارم
24:12بیازم حمایت کن چرا نمی آی
24:14ببین خانوم جونی این کارت اصلا درست نسته
24:16آی خیلی خوب باشه بابا میام
24:18شاید به امونجا خوش بگذاریم
24:19چرا مگه چی شده؟
24:20میخواستم کار آفرین میکنم که بابا تزد تو زقم
24:23تو کار آفرین میکنی؟
24:24آره دیگه تو شرکت شما شرکت بابا
24:27میخواستم برم اونجا کار کنم اما پدرت نزاشت
24:30باشه حالا قط کن گیلیز آدرست رو میفرستم
24:32بودو بیا
24:32باشه
24:34اینم که حسوده میکنه غیر خودش نمیخواد کسی شاقل باشه
24:38نه خیلی نمیشه اسرار نکنی
24:40آخه چرا خانوم چرا؟
24:42چان آخرین باری که حالی جنسه بردم دست زهرا خانوم
24:45چانم بلایی سرمون اومد که نگو نپرس
24:47ببین آقای سلمه اگه ما مثل زهراییم تازه ما دو نفرین
24:50نه همینجا بغلش کنیم بیرون هوا سردم هست
24:53بیا همینجا
24:53بیا بکن
24:54بکن بکن
24:55بکن
24:58فقط دنگوشتش تویست بزن به صورتش نه ها
25:01ببین آیسل خانوم
25:02غضیه اینه که ما مریضیم
25:05چقدر تو رو راستی
25:06باش اصلاح میکنم
25:08یعنی تنهاییم خیلی وقته که تنهاییم
25:10خیلی خیلی وقته
25:11درسته اما این چه ربطی با حالی جن داره نمیفهم
25:14معلومه که ربط داره
25:15ببین ما که سگ نداریم
25:17بنابراین این بچه رو بر میداریم
25:18همراه من میبریم پارکو
25:19خودمونو به عنوان پدرهای مجرد جا میزنیم
25:22میخواین دروغ بگید
25:24میخواین دختره ی ویچاره رو گل بزنیم
25:26ای بابا خوهر من نمیشه که همیشه اونا ما رو گل بزنن
25:29دقیقا دقیقا
25:30گرچه اطلاع کسی ما رو گل نزده
25:32دختره ممولن آدم هایی مثل حالی تو گل میزنن
25:35داداش ما که پول نداریم
25:36دختره برای چی باید ما رو گل بزنن
25:38آفرین
25:39دقیقا دقیقا به همین خاطر بهترین راه اینی که مظلوم نمایی کنیم
25:42چطوری؟
25:44چطوری باید مظلوم نمایی کنیم؟
25:45نه رو خب میریم پیش دخترها
25:46میگیم زنم گذاشته رفته
25:48منم با بچهم تنها موندم
25:49همراه رفیق با مرام هم امیر داریم
25:51برای بزرگ کردن این بچه خودمونو به آب و آتیش میزنیم
25:54اگه دلیلشو پرسیدن چی؟
25:56هیچ کس علاکی شوهران بچهشو به نمی کنه
25:58اف امیر چقدر سوال میپرسی
25:59حالا بذار بریم اونجای داستانی سره هم میکنیم ترکیشون
26:01کدوممون بابایی حالی جان میشه؟
26:03توی من؟
26:04چرا اولویت با منه من دایی منه بیشم؟
26:06چون من بیشتر از تو زخم خودم
26:08نه بابا تکلیف من چی میشه؟
26:11داداش دختره اتمن یه دوستی داره دیگه
26:13جازه اگه بابایی مسئولیت پذیر خوبه
26:15رفیق با مرم خوبتره اینم یادت باشه
26:17باشه حالا این یه بار رو قبول میکنم
26:19آیسل
26:20آیسل لج نکن دیگه بده بچه رو ببریم
26:23خواهش میکنم
26:23نه نمیشه نمیدم
26:26نمیدی؟
26:26باشه باشه پس منم الان با یلدیز صحبت میکنم
26:30میگم آیسل با حالی جان بدرفتاری میکنه
26:32سرش داد میزنه میشکونش مگیره
26:33بله میگیم بهش داروی خوابابر میگه
26:36آه نه برخدا
26:37صب کن صب کن
26:38فقط به یه شد بچه رو بهتون میدم
26:40این که زمی زمی بزنی به یلدیز خانم ازش اجازه بگیم
26:43باشه الان بهش پیام میدم
26:44میگم که یلدیز جون شما
26:45نه نمیشه با موبایل خودت نمیشه
26:47موبایل من اونجا از پردو بهش پیام بده
26:48ای بابا اصلا اعتماد نمی کنه
26:50انتظار نداشته باشین بهتون اعتماد کنم
26:52شما دو تر بار یه دوز و کلک جدید ثبت
26:54ببین جلوی چشم خودت می نویسن
26:58گلدیز جون
26:59من جمع
27:02خوبه
27:03فرستادم
27:04بایس این تو جواب بده
27:09وای ایبا
27:11این بار جدی جدی اومدیم به کنال با کلاس حالی
27:13بله گلدیز ما که بهت گفتیم خودت بابا
27:16با من برای پیده کده این کانال خودم به هر دری زدم
27:18همه بیننده پایی ثابت این کانال هم
27:20همه شون آیا آراد
27:22سلام آقا آکین سلام زهر خانم
27:24خوش اومدین منتظرتون بودیم بفرمایین
27:26از این طرف تا پنج در قیدی آمودیم
27:28زهراتو برو من باید یه زنگی به آیسل بزنم
27:31بجاله کنگیم
27:32خودت بیا
27:34آیسل جون
27:35امیر و جنر برای چی میخوان بچه رو تو این هوای سرد ببرن بیرون
27:39ای خدا از دستشون
27:41بچه رو خوب بپوشون
27:42به گزودی برن و برگردن
27:43خوب برن پارک محله خودمون رو برگردن
27:45حالا قط کن من کار دارم بای
27:47ای ببخشید من میخوام برم استودیو
27:50کجاست؟
27:50من کارم رو تازه شروع کردن
27:51باشه ممنون موفق باشید
27:53ای ببخشید
27:54استودیو کدون طرفی؟
27:56لطفا تشریف ببرین انتهای را رو
27:57باشه ایمان
28:06استودیوتون خیلی با حاله ها
28:08خوش به حالتون
28:09آها
28:13بیایی این طرف دیوانه
28:14اونا مناسبه ما نیستن
28:16ما ملاکمون متفاوتن
28:17آره راست میگی
28:18ببینم
28:19یلدیز گفت نیم ساعته بیده
28:20آره گفت نیم ساعت
28:22همه الان سرشگیرم یه ساعته میتونیم بیرون باشید
28:24توبه پس
28:25آه
28:25اونجا رو باشه
28:26دست بکش
28:28الاهی قرمونت
28:28آره بسرم باید سا ببینم
28:30چه پسر ایش رو پیست کرده یا نه
28:31همینجا بشید
28:32ببخشید مذرمتون که نیستم
28:34شرمن ببخشید
28:34ببخشید
28:34ببخشید
28:35ببخشید
28:37آه هیچی هیچی
28:39بچه این دست گل میمونه
28:41آی خیلی نازده
28:42بچه شماست
28:43بله امان منه
28:44خدا حفظش کانه
28:46چند ماه شده
28:47ده
28:48ده
28:48خیلی کچیک تا به نظر میرسه
28:50تفلک روش نکرده
28:51برای همین کچیک مونده
28:53آره
28:53بچه هم از شیر مادر محروم شده
28:55برای همین کچول و مچول و مونده
28:57که این طور
28:57مگه چی شده
28:58چی بگم
28:59مادرش ما رو ویل کرده و رفته
29:01بابرم نمیشه
29:02چه مادرهایی پیدا میشن
29:04خلاصه من همراه دوستم امیر
29:06دارم از این تفل محصوم مراقبت میکنم
29:08آیی
29:09واقعا تحسینتون میکنم
29:10ممنون
29:13بعد اینکه مادرش ما رو ویل کرد
29:15و رفت منم تمام زندگی ما به پای این بچه گذاشتم
29:17دور عشق و عاشقی و خط کشیدم
29:19همسرتون برای چی شما رو ویل کردن
29:21فرار کردی
29:22آره فرار کرده
29:24فرار کرده بله
29:25بی وجدان تا یه مرد پول دار پیدا کرد
29:27من و پسرم رو گذاشت رد
29:29واه واه خیلی نراحت شده
29:30حق دارید منم خیلی داغونم
29:34آره دقیقا منم همینو میگم
29:36میگم خودتو ناراد نکن
29:37شاید یهو یکی بیا تو زندگیتو
29:38به خاطر همه یکی کسایی که ترکیت کرده
29:41خدا رو شوق کنی مگه نم
29:42بله همینطوره
29:43چی بگم به خدا
29:44داداش خدا رو چه دیدی
29:46شاید یه روز کنار ساحل رو نیم کرد
29:48با یه نفر عاشنا شدی
29:49یا کل زندگیت عوض شد مگه نم
29:53آرستی خودمونو معرفی نکردی
29:55من جانرم
29:57منم امیرم
29:59خیلی خوشبخت
30:00میگم حالا که با هم عاشنا شدیم
30:02چطوره یه چایی با هم بخوریم
30:05باشه
30:05پس من الان برمی گردم
30:08ای ای ای پسرم خاله ها رو ببین
30:11ببین چه خانمای خوشگلی هن
30:12خاله ها تو نگاه کن
30:16ای بابا باز این صورت انترنت پایین اومده
30:19ببخشید موجی هنوز نیمه
30:20یعنی چی که نیمه
30:21الان پشت سحنه بودم گفتن نیمه
30:23دختر یه دقیقه دیگه برنامه شروع میشه مگه دیوونه شدی
30:26هی بابا پس دستیار من کجاست
30:34دستیار
30:36دستیار
30:37مجریکو
30:38چرا نه این مادر
30:39همین هم بهش زنگ زندم گفت پنج دقیقه دیگه میرسم
30:42اما شما اصلا نگران نباشی من حلش میکنم
30:44پنج دقیقه یه دقیقه دیگه برنامه شروع میشه
30:46نه رو آقلینم توی اینجا
30:47سلام جونمه بخش بیرکندم زهرو باقیم کجا
30:51اومدم از زهرو حمایت کنم
30:53گیلدیس خانم
30:54زهرو باقیم کجا نشستن منم میرم جلی دوربین
30:57این خدمت شما از این کمک بگرید
30:58علی جان محمد جم کجایین
31:00بیا میکروفون ها کجاست
31:01من با این چوبه چی کار کنم
31:02علی جان بودو بودو بودو
31:04صحیح تر میکروفونش رو بست کن
31:05زود باش
31:06مگی قراره من امیرم جلیگه دوزید
31:07خیلی خب آرون باشی
31:08شما با تجربه اید
31:10قبلنم این کار رو انجام دادید
31:11پرامتر اینجاست
31:12همینجا وای میسی بقیهش هم که خودتون میده
31:14خودتون میدونم
31:15نه بابا من چیزی نریدونم
31:16یه انگیچی مگه شما گوینده اخباره هوا شنسی نیستید
31:18دیگه شورش رو در آوردی
31:19حواست دستم بکار نیست
31:21خانم باور کنین
31:21زنگ سدم چندی بارم زنگ سدم
31:23همش میگه
31:23الان میام الان میام
31:26من که تخصیری ندارم
31:27کار سرسری گرفتیم
31:28من حضرت مخوام
31:29حاضرین بچه ها
31:30خب
31:32موزه ثانیه آخره بشمور
31:39خب شروع میکنیم
31:41پنج
31:41چهار
31:42سه
31:43دو
31:44یک
31:51شروع کنم
31:54سلام ترکیه
31:56آیه چیزه
31:58گویا امروز وضعیت
32:00آب و هوا رو من باید توضیح بدم
32:01هیچیم ولد نیستم
32:02اما گفتن
32:03اینجا تقلب نوشتن
32:05بذارید ببینم نوشته هاشم
32:08که چندان واضح نیست
32:09باشه حالا یه کاریش میکنم
32:12از استانبول شروع میکنیم
32:14من تو استانبول زندگی میکنم
32:16هوا امروز واقعا سرده
32:18فکر نکنید پالتو نپوشی دما
32:20پالتو ما توی ماشین جا کذاشتم
32:21ماراننده ی شخصی داریم
32:23چی دارم میگه؟
32:24خانم تو رو خدای کاری بکنیم
32:26چی کار کنم بحنابار رو قط کنم
32:28این خارو کیه؟
32:28وای خواهش میکنم
32:29خانم بریم پایین یه کاری بکنیم
32:31من حواسم به اینجا اش
32:31برید که خواهش بشیم
32:33ما تو رو خدا بریم
32:34آن کارا اما با هوا شم رو سرده
32:36چون زنموی من اونجا میشینه
32:38و گاهی وقتها
32:39زنی میزنه حال بچم رو میپرسه
32:41چون من یه بچه دارم
32:41اسمش حالی جنی
32:42کلس زنمو میگفت
32:44هوای اینجا خیلی سرده
32:46از پنجره که نگاه میکنم
32:47برف میباره
32:48حالا میریم سراغه یه شهر دیگه
32:50زونگلدک
32:51نوبت رسید به زونگلدک
32:53زونگلدک هم به نظرم
32:55هوای سرد باشه
32:56بنابراین مردم زونگلدک
32:58خواهشن نرید بیرون
32:59قدم نزنید
33:00بشنید تو خونهاتون
33:01تا هوا گرم شه
33:02به خاطر خودتون میگیم
33:04بله کارگردنم
33:05یه همچین علامتی میده
33:07یعنی اگه بریم بیرون
33:08یخ میزنین و میمیرید
33:09خلاصه حواستونو خوب جمع کنید
33:13خب حالا بریم سراغه یکی
33:15از رسته همون
33:16مله مشتولر
33:18آه
33:18جون من
33:19ببینید یه همچین حرکتی اومدن
33:22من فکر میکنم منظورشون سنامیه
33:24تا جایی که من میدونم
33:26تو کشور ما سنامی اتفاق نمیافته
33:28اما گویا اشتفاق میکردم
33:29سنامی در راه در و پنجره هاتونو محکم ببندین
33:32وگرنه آب میبردتون
33:33خوب
33:36جون من
33:36خانمه کارگردان این بار دستاشونو به هم زدن
33:39و اشاره کردن که برم سراغ شهر تو کات
33:41ظاهرن تو کاتم که
33:44آه
33:44قرار زلزله بیاد
33:46آیی مباده به ترسینا
33:48پاهاشونو آروم کبوندن رو زمین
33:49پس زلزله یه خفیفی میاد
33:51به هر حال همونطور که خودتونم میدونین
33:53کشور ما کشور زلزله خیزیه
33:55دستاتونو اینجوری بذارین رو سرتونو پناه بگیرین
33:57هیچ اتفاقی نمیافته
33:58بعد به دلتون راه ندین دوستان باشه
34:02خوب حالا نوبت کدوم شهر آدانا
34:05آدانا با هوا شافتا بیخواهد بود
34:07خوش به حال احالی آدانا
34:08میتونن برن پیکنیک یا میتونن همونم آفتا بگیرن
34:11و بروزه بشن
34:12واقعا سعادت بزرگیه کاش منم آنان آدانا بودم
34:17شماییم که الان تو شهرتون برف و بارون میاد
34:20شما هم غصه نخورید بشینید تو خونهاتون
34:22از شبکه های جم سریال محبوبتون
34:25عشق ممنوع رو ببینید خیلی با حاله
34:27ای بابا قطع کردم
34:29ببخشید سیب ممنوع رو ببینید
34:32بگذاریم
34:33حالا بریم سراغ شهرهای شمالی
34:36یه لحظه دستم نمیرسه
34:38الان میرم حالا
34:39خوب هوای شمال محالوت خواهد بود
34:42مواد پاشین برین روسیه که به خانوماتون خیانت کنینا
34:45مطمئنن هواپیماتون سقوط میکنه آقایو
34:48آیی یه لحظه چیکار میکنین
34:50اه ببخشید
34:52دوبله شده در سیدیو جم
34:54شما دیوونه اید
34:56نکنه از تیمارستان فرار کردین
34:58خانوم کارگردان
35:00همه من اخراج میشیم به خودا
35:01آخه چرا جمعشو نگرفتیم بیچاره شدیم
35:04منو انداختین اون بست
35:05تو جاییم که از دستان بر اومد سعی کردم اجرا کنم
35:07هر حرکتی انجام ددید منم همونو گفتم
35:09یعنی سعی کردم بفرمونم
35:10من داشتم اشارو میکردم از اونجا بیاییم پایین
35:12اما من هر کاری از دستان بر اومد
35:15برای شما انجام دادم
35:16شما خودتون منو انداختین اون بست
35:17میگه اولین باره تو داری این کارو میکنی
35:19چرا مثل دیبونه ها عدا در میاری
35:20اما واقعا اولین بارم بودم
35:22عزیزم تو مگه یلیس کولیلی نیستی
35:24نه من یلیس آرگونم همسر حالیت آرگون
35:27شوهرم خیلی پول داره حتما میشنسیدش
35:29میگه من یلیس کولیلی نیستم
35:31دروغ میگه باور کنین خودت داری دروغ میگی آقا
35:34ای خودش کف من یلیس کولیلیم
35:35شنستم هم تو کیفمه میخوای بگم راننده بیارست
35:37خانم باور کنین داری دروغ میگه
35:39واقعا برا تو متاسفم
35:40به خاطر شما هممون
35:42همه این هایی که اینجا هستن
35:44تا چند دقیقه ای دیگه اخراج میشن
35:46همهشون رو اخراج میشن
35:48خانم کارگرم
35:51ممنونیم که امروز در کنار ما بودن
35:53این کتاب خودشناسی مفید رو به همه تون پیشتهاد میکنم
35:56در انتهایی برنامه توصیه برای بینندگان
35:58بله بله دارم
35:59تو این دوربین نگاه میکنم خوبه
36:01خود خودتون باشین
36:03و هیچوقت خودتون رو گول نزنید
36:05یا همچین چیزی
36:09ممنون که مهمانه ما بودین
36:11بریم چند تا پیانبازرگانی ببینیم
36:13و دوباره برمیگردیم
36:16برنام
36:18آکین بیا اینجا ببینم
36:19چطور بود خوب بود؟
36:20برای اولین بار خوب و منطقی حرف زدیم
36:22واقعا بهت افتخار میکنم
36:23آره من خودم هم به خودم افتخار میکنم
36:24پس این گلدیس کجاست؟
36:26اصلا نیمده اینجا دیگونم
36:27واقعا که مثلا اومده از من حمایت کنه
36:29شنیدیت تو استودیه هباشنوسی چی شده؟
36:30نه مگه چی شده؟
36:31یا خانومه به اسم اینلیز رفته رو آنتن
36:33وضعیت ها با هبارو گزارش کرده
36:34بیننده ها یک رویز دارن زنگ میزنن
36:36بابرم نمیشه جدی میگی؟
36:38همه دارن راجب اون حرف نزنن
36:39اینلیز خانومی که گفتین
36:40الان کدوم استودیوه
36:41کجا میتونم پیداشت کنم؟
36:42برید جلوتر استودیو شماره پس
36:43فداد شامل سردم
Comments

Recommended