Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:27موسیقی
00:30اونو بذارین دقیقا جلیشو مینه
00:51خوبه همونجا
00:52میتونین بذارینش همونجا بمونه
00:55خوبه
01:00آبجی
01:01چی شده؟ اصلا آروم و قرار نداری؟
01:03همه اش تو خونه داری دور خودت میچرقی؟
01:05یا اومده این خونه جدید خوشحال باش دیگه؟
01:07یه چیزی شده، یه اتفاقی افتاده، مطمئن
01:10آبجی جون وقتی اینجوری سربست حرف میزنی
01:12انتظار نداشته باش بفهمن منظوره، چه کجا؟
01:15کی شده؟
01:18دیشب، حالی تیلیزو بغل کرد و برد بیمارستن
01:21بعد از اونم ازش خبری ندارم
01:25نمیتونم از اون چیزی بپرسم
01:28سب کن، شد غیر مستقیم ازش پرسیدم، نمیدونم
01:32چی کار کنم؟
01:33آبجی به دلت بد را نده، حتما دلش برای یلدی سخته داره از درش در میره، مطمئن هم اتفاقی نیفته
01:39تو چی داری میگه؟
01:41من گفتم، یعنی گناه داره دیگه
01:43او شارلتان دلسوزی داره، واقعا که
01:46حالی تم فهمیده اون چجوراتمیه، دلش هم نمیسوزه
01:49یه چیز دیگه شده
01:51میدونه چیه؟
01:53احتمالا نیلدیزو بردن تیمارستانی جاییه
01:56خدا کنه، خدا کنه، خدا کنه
02:06اندار؟
02:08صد بار بهت زنگ زدم دیشم
02:12میدونم، وقت نشد زنگ بزنم
02:14متوجه هم
02:16اما کاش که خبر میدادی مردم از نگرانی
02:19یلدیز خوبه، فشارش افتاده بود
02:22بردمش پیش دکتر محسن
02:26عزیزم، من نگران یلدیز نیستم
02:29معلومه، برای اینکه توجه تو را جلب کنه عدا در میاره
02:33وگرنه هیچ چیش نیست نگران نباش
02:35من نگران تو بودم، چرا اینقدر نراحتی؟
02:40من چیزیم نیست؟
02:42واقعا؟
02:45اما قیافت یه چیز دیگه میگه
02:51اندر، باور کن من چیزیم نیست
02:53اما میخوام تو اینو بدونی که
02:58یلدیز بار داره
03:20اون وقت بابایی بچه توی؟
03:23میفهمه چی داری میگی؟
03:25تو خودت مهم گفتی که بهش اعتماد نداری و میخوای تلاقش بدی
03:30حالا چی شده که یه دفعه از این رو به اون رو شدی حالیت ها؟
03:35خب از کچه معلوم که اون بچه کمال نباشه
03:39یلدیز برای از دست ندادنم درو گفته بود
03:43جرعتشو نداره که بخواد به من خیانت کنه
03:49میبینم که از طلاق ددنش منصرف شدی؟
03:53اشتباه میکنی
03:54تا وقتی هم بچه هم به دنیا بیاد باش هستم
03:59تا وقتی که اون بچه به دنیا بیاد یلدیز تو رو میکشه سمت خودش
04:03تو نگران وضعیت خودمونی؟
04:08وضعیت خودمون، وضعیت پسرم
04:10من نگران همه چی هستم حالیت
04:13اندر
04:15نمیخواد نگران حاله ارین باشید
04:23تازه فکر میکردم همه چی داره درست میشه
04:25تازه حالیتو داشتم تو مشتم میگرفتم که همه چی خراب شد
04:31اندر جون، چطوری؟
04:34اصلا حالم خوب نیست زهر جون
04:36پس خبره بارتری یلدیزو شنیدی
04:39متاسفانه
04:41کی بهت گفت؟ ارین؟
04:43ارین هم میدونه
04:45آره میدونه، بابا صبح سر صبونه خبرشو به همون داد
04:49من نمیفهمم، آخه حالیت برای چی انقدر اجاله میکنه
04:55ارین چی کار کرد؟ ناراحت شد؟
04:57تفلی چی کار کنه؟ بلند شد رفت
05:00خوشم بیاد اخلاقش مثل خودمه
05:03راسته اندر، میگم چی کار کنیم؟
05:05نمیشه که این دختر همینطوری موندگاه شده؟
05:08حالا فقط اگه خودش بود که عیبی نداشیم
05:09بچه رو خوش ای دلم بذارم
05:11داشتیم راحت میشدیم
05:13حالا سب گذرم، سب گذرم
05:16خودم یه جوری درستش میکنم
05:18کار از کار گذشته میخوای چی کار بکنی؟
05:21حرفا میزن یا؟ نمیتونیم که بچه رو سخت کنی؟
05:28نه، اون کاره که نمیتونیم
05:30یعنی انقدران بدزاد نیستیم، درسته؟
05:37سرم بهتره، حالت تهبا دارم
05:40خب معلومه، حضم کردنش سخته
05:43دوبله شده در استریو جنوی
05:48یلدی زندگی هممونو زیر و رو میکنه میبینید
05:51یه وارث جدیدم میاد
05:55من دیگه باید کم کم برم
05:58کلسم دیر میشه
05:59مراقب خودت باش
06:01باش
06:01خدافز لیلا
06:05نتونستیم از شرش راحت بشیم، نتونستیم
06:07چند روز پیش علیهان دست زینبا گرفت و ورد جلو
06:12آه، بیچاره شدیم
06:15تازه اول بدبختیات عزیزم دیگه نمیتونی علیهانو از اون دختر جدا کنی چسبید بهش
06:20من اصلا محلش نذاشتم
06:26من اون دفعا بهت گفتم اما انگار خوب متوجه نشدی
06:30باید تو
06:32باید قبل از این که وارد شد به این ببریش
06:35انگار که تو اخلاق علیهانو نمیدونی
06:38نتونستم تحمل کنم چی کار کنم
06:40زرین تو باید رابطتو با برادرت خیلی خوب نگه داری
06:44الان یه لیزم بار داره
06:45معلوم نیست چی میشه
06:47ما به حمایت علیهان احتیاج داریم
06:49خیلی عجله کردم
06:55انتا دیر نشده با علیهان حرف بزن
06:57و دلشو به دست بیار
06:58زینبو برای شام دعوت کن
07:00یه کاری بکن نمیدونم
07:02یعنی یه جوری رفتار کن که علیهان فکر کنه
07:05زینبو پذیرفتی
07:06میفهمی؟
07:07بلی یواش یواش رابطه شنو خراب کن
07:10یعنی من میتونم؟
07:12میتونی میتونی
07:13وای میتونی زرین
07:15میتونی اما یلدیزو چی کار کنی؟
07:18ببین کاملا متوجه هم نمیخوای
07:20زینبو با علیهان ازدواج کنن
07:21اما موضوع مهمتری داریم
07:23من با یلدیز تو یه خونه زندگی میکنم
07:25الانم چون حمله است
07:26دیگه داره سوارمون میشه
07:30هم باید دعا کنیم که
07:33بچهش از بین بره
07:35وگرنه
07:37کارمون زاره
07:50حابجی چه چده؟
07:56یلدیز حامل است
07:58چه؟
07:59از کی؟
08:00منم همین سوالو پرسیدم
08:02اما تأثیری نداشته درسته؟
08:04آره متاسفانه
08:08تا میگیم همه چی داره درست میشه
08:11یه دفعه همه چی میپکه؟
08:13آره میبینی؟
08:15اصلا فکرشو نمیکردم
08:16من مطمئنم یلدیز تو این مدت
08:19حالی تو دوباره میکشه به سمت خودش
08:21منم جاش بودم
08:23آشتی میکردم
08:24هرکی با شاشتی میکنه
08:25داره بچه دار میشه دیگه
08:27بچهش بخوره تو سرش
08:32ما یاد یک کاری کنیم
08:33چی کار کنیم آبجی جون؟
08:35چی کار کنیم؟
08:36حرفی میزنی آنف؟
08:39نباید به دنیا بیاد
08:42چه؟
08:43میفهمی چی داری میگی؟
08:44خودت متوجه ای؟
08:45تو ماهای اول بار داری
08:47همیشه ریسک سخت شدن هست
08:49که میفهمه کار ما بوده؟
08:53ببین آبجی جون
08:55میخوای قاتله یه طفل محسوم بشیم
08:58مزخرف نگو
08:59باشه جانر
09:01پس میذاریم یلدیز بچه رو به دنیا بیاره
09:04قدرت رو بگیره تو دستش
09:06تو عرص و میراسم سهیم بشه
09:08حالی تنبله مون کنه
09:09به امون خدا و بی پول بمونیم
09:11و آواره و بیکار
09:12تو خیابونا هم میخواه
09:13بست آبجی بست
09:15فهمیدم
09:16با آخرشم همین میشه دیگه
09:19باشه
09:22باشه انجامش بدهیم
09:25اینقدر اصابانی همی که نمیتونم فکرم رو جم کنم جانه
09:29آبجی ببین
09:30من برایت الان یه دم نوش درست میکنم
09:33آروم میشی
09:34بعدش حرف میزنیم باشه
09:42ببین آبجی
09:43من همه حرفاتو کامل فهمیدم
09:46اما نمیدونم چجوری باید بچه رو بندازیم
09:48ها مثل این فیلم های مکسیکی بریم از بالای تپا ها هولش بدهیم
09:51یا مثل این فیلم های قدیمی خودمون دم نوش به خوردش بدهیم
09:54چی کار باید بکنیم؟
09:55وای جانر کی میخواه یه فکر درسته حسابی بکنیم
10:01موسیقی بکنیم
10:12موسیقی
10:45بگم خود از زمین برد داره
10:54میکشم تیلدیس با دستای خودم میکشم تیلدیس
11:05موسیقی
11:06موسیقی
11:11موسیقی
11:22موسیقی
11:24موسیقی
11:30موسیقی
11:32موسیقی
11:35موسیقی
11:54موسیقی
11:59موسیقی
12:00ممنونم
12:31این چیه؟
12:35توی غذا یا نوشیدن یه یلدیزی کم از این بریز
12:39چی؟
12:40اندر خانم
12:41یلدیز خانم بارداره اینو میدونین درسته؟
12:44آیسل خانم
12:45ما هم که نمیگیم به جای ویتامین بهش بده
12:48من نمیتونم
12:49من این کارو نمی کنم نمیتونم
12:51آیسل
12:52یه دقیقه بشین لطفا
12:53لطفا بشین
12:54اول به حرفام گوش بده لطفا
12:56این کاری که میگه خیلی خطرناکه
12:58اگه خدایی نکرده اتفاق بدی بیفته
13:00نه میفته
13:01با دکترش حرف زدم
13:02فقط بچه از بین میره
13:06ببین عزیزم تا هم خود تیلگیزو دوست نداریم
13:09میدونم
13:12اگه بچهش به دنیا بیاد
13:14اون وقت هیش کس جلو دارش نیست
13:16باید زودتر جلوشو بگیریم
13:21اندر خانم
13:22آیسل
13:23ازت میخوام این کارو به خاطر ایریم انجام بدی
13:25اون بچه آیندهی پسر منو خراب میکنه
13:29تازه
13:31معلومم نیست که بچه مال حالیت باشه
13:33راستش من که بعید میدونم
13:38اون یه عشقه بر چگونه بود و تموم شد
13:42من الان متعهلم و خوشبخت
13:45اصلا نمیخوام زندگیم از هم بپاشه
13:48پس برای چی منو بوسیدی؟
13:49چرا اومدی سمتم؟
13:50کمال من اشتباه کردم
13:52اون دوره با خالیت رابطه اون بد شده بود
13:54از هم دور شده بودیم
13:55ناخداگاه به سمتت کشیده شده
13:57یه دیست خانم دردم گره بلم کنید
14:00از این بدترم میکنم
14:03اگه یک کلم از این چرتوپرتو رو بری به کسی بگی
14:06بیچارت میکنم متوجه شدی؟
14:08اون دختر زن سالمی نیست
14:10من به خاطر اون
14:11من به خاطر اون از پسرم دور افتادم
14:14خدا میدونه بعد از تولد بچهش چی کار میکنه
14:18درکم کن خواهش میکنم
14:21میخواییم فقط از شهر بچه را حج شیم
14:32وقتی از شهر بچه راحت شدیم
14:34اون وقت هرچی بخوایی
14:36هرچی بخوایی به حط میدم آیسل
14:56باش
14:56قبول
15:15از علی
15:17علی
15:19از شه صام بگو
15:21تونستی
15:23بالی
15:25علی
15:28یه ساعت دیگه باید دل درداش کم کم شروع شد
15:31اگر خیلی درداش به آنبول ها سنگ بزن تا برسونتش بیمارستن باشه؟
15:37باشه
15:39خب
15:43خب عزیزم یه قهفه برا میاری؟
15:46روی چشم آبجی جون میارم
16:06آیسر
16:07خیلی خب چی شد خبر ندادی به هم
16:11هنوز یه چی نشده خانم
16:13مگه میشه آخه
16:14گفته بودم سه تا بهش بدی
16:16بله سه تا دادم
16:18خب خوردش؟
16:20آره آره همشو خورد
16:21ای بابا
16:25پس یه ساعت دیگه سب میکنیم
16:28خبرشو به هم بده باشه؟
16:32چی شد؟
16:34هنوز که هیچ چیش نشده
16:36یعنی چی آخه مگه میشه دو ساعت شد؟
16:39حتما طول میکشه تا تأثیر بذاره
16:41من چه میدونم منتظر میمونیم
16:42باشه پس منتظر بمونیم
16:44اول آخرش تأثیرشو میبینه
16:46آبجی
16:46یه وقت خالیت نفهمه این کار ما بوده
16:49چی جوری میخواد به فهمه که کار ما بوده
16:51آیسل که بهش نمیگه
16:53باشه خوبه
16:54اگه هم به فهمه میگی نمیدونستم بچه مال تو بوده
16:57من که هنوزم میگم بچه مال حالیت نیست
17:00خب به نظر منم
17:02بیا تو سردت میشه
17:12شوابجی چرا اینجوری میکنی؟
17:13یه جوری پکری انگار با باردار شدن
17:15اون دختر دنیا به آخر رسیده
17:17لطفاً یکم آروم باش منم به هم میریزم
17:19میدونی چند ساعت گذشته؟
17:21الان بعد یلیز رو سخت بیمارستان میبود
17:32الو آیسل
17:34چرا ازت خبری نشد؟
17:36چانه هنوز هیچ چیشون نشده
17:38ایزلیس خانم حالشون خوبه
17:40منم دیگه نمیتونم دوباره بهشون از اینا بدم
17:42نمیدونین که چه حالیم
17:43خودحافظ
17:46آیسل؟
17:46الو
17:50یه کاری ازش خواسته بودم
17:52آف
17:53و عجب جون سختیه این دختره
17:55هیچ چیش نمیشه انگار نه تا جون داره
17:57نه
17:57اصلا با عقل جور در نمیاد منطقی نیست
18:02نابجی جون من اصلا متوجه نمیشم
18:04بجای یه دونه غور سه تا بخوردی شدیم
18:06یا واقعا بنده خدا خوشانسه
18:08یا این که باردار نیست
18:13ببینم تو الان چی گفتی؟
18:15نابجی به خدا من چیزی نگفتم
18:17خواهش میگم حرص تو سر من خالی نکن
18:21درست فهمیدم
18:25چطور تونست انقدر راحت گولم بزنه؟
18:29یه لیت باردار نیست
18:32یعنی کسی را نکشتیم درسته؟
18:34حالیت گفت که بردتش بیشه محسن
18:37حتما یه نفر را با پول خریده
18:39حتما صد درصد مطمئنم جانه
18:42خب الان باید چی کار کنیم؟
18:49میریم مطبه دکتر
18:50میریم اونجا و
18:52بازمایش یلدیز را پیداش میکنیم
18:56آلیه خیلی آلیه
18:58بخوای سر را بریم بانکم بزنیم
19:00ببین آب جی یه روزی ما را میگیرن
19:02میدن دست پولیس
19:03البته من که تو را میشناسم هرچی بهت بگن
19:05اول آخرش تو هم کار خودتو میکنی
19:07پس بی خودی خودم خسته نکنم بیتری
19:09هرین بیادو بره
19:12بعدش انجامش میکنیم
19:25خب
19:27سنده بیجه تا آماده است
19:29میخوای کناره اسخ بخوری یا اینجا؟
19:31گرشنم نیست ماما خیلی ممنون
19:33آه چرا اینجوری میکنی پسرم؟
19:36تو حتی خونرم نگشتی ناراحت میشه اما
19:39خیلی خوشگله ماما اینجا ما با رکت باشه
19:42نیگاش کن طور خودم
19:43اتاقه تو ندیدی؟
19:45طبقه بالا هم نرفتی؟
19:46هیا تو اسخ را هم نرفتی؟ ببینی چرا؟
19:49مامان اصلا حاصله ندارم بعدم میبینم
19:53بگو ببینم پسرم چی فکر تو را درگیر کرده؟
19:57به خاطر بارداری یلدیزه؟
20:00رستش
20:01نفسم
20:02اریم جونم ببین
20:06یلدیز اگه ده تا هم بچه به دنیا بیاره
20:09نمیتونه جایی تو رو بگیره
20:10تو همیشه برامون عزیزترین و
20:13اولین پسر بابات این یادت بمونه
20:15به اونایی که بعد از تو بیان هیچ اهمیتی نده
20:18میدونم مامان اما
20:19اگه میدونی پس چرا اینقدر ناراحتی؟
20:23نکنه میترسی که
20:25بعد از اومدن بچه بابات بهت کم توجهی بکنه
20:28نه چون قراره بچه بیاد
20:31دیگه شما نمیتونیم با هم ازدواج کنیم
20:34اریم جان بسا یه چیز رو بهت بگم
20:36رابطه یه من و پدرت
20:38هیچ وقت خراب نمیشه
20:41از این بابت خیالت کاملا راحت باشه
20:44من و
20:45من و پدرت نمیتونی مدت طولانی از هم دور بمونی
20:50متوجهی؟
20:51زمنن
20:52زندگی همینه
20:54آدم از فردای خودش خبر نداره
20:56برای همینم تو اصلا خودتا ناراحت نکن
20:59باشه پسر قشنگم
21:01مزر الان داییت میاد سرگرمت میکنه
21:05چقدر همومش طول کشی
21:07جانه؟
21:08آره بیاد گم بازی کنیم
21:10آره حالی میشه سرگرم میشی
21:15صدقی بیرون منتظر توه؟
21:18آره چرا؟
21:20میخواستم بگم اگه نیستش من تو رو برسونم خونه
21:23راستش بیرون کار داشتم
21:25ماید انجامش میدادم
21:26اما حالا که صدقی هست خودش میبردت دیگه مشکلی نیست
21:32بیا عزیزم بیا بگیر
21:34سندویج برات درست کردم نمیخوری؟
21:36آپورتاقالت هم بخور
21:38هیچوقت گرسته نمون عزیزم
21:49بیا رسیدیم رسیدیم آب جی
21:52الان خوب میشی آب جی تعمل کن
21:54خانم پرستار
21:55بفرمایید مشکلتون چیه؟
21:58خواهرم یه دفعه دیل پیچه شدیدی گرفت
22:01قرصم خورد فایده ندارم
22:02ببریدشون روی تخت اراز بکشم
22:04بیا عزیزم بیا
22:05خوب میشی خوب میشی
22:07یکم تعمل کن دیگه آروم باش
22:09تعمل کن آب جی
22:12آی آی آی آی
22:13تو تخشورشو در نایر دیگه
22:14آه آه
22:16آه
22:17میخوام دکتر خودم رو صدا کنین
22:19دکتر همینجاست دکتر داخلیه
22:21آقا محسن لطفه
22:21باشه الان بهشون خبر میده
22:23میگین بیاد آی آی
22:25آه
22:30آه اندار خانوم
22:31منظر میاد که یه اسپاس به مهده بوده
22:33آه آه نه نه
22:35خیلی دردم بیشتره
22:36حالا مثلا خوب نیست
22:37اگه بشه
22:38داروی چیزی برام بنویسین لطفه
22:40آه اگه بخواین میتونم
22:43یه سروم بزنم
22:44که دردتون رو چم کنه
22:45اما به نظر من لازم نیست
22:46آره خوبه خوبه دکتر
22:47سروم عالیه
22:48یه مسکنی چیزی هم بدین
22:50هر کاری میخواین بکنین
22:51اما اینجا توی بیمارستان
22:53بوش حالم رو عذیت میکنه
22:55میخوام برم تو اتاقتون
22:56یه کم حساسه
22:57بخصم رو بوها
22:58باشه پاس بریم اتاق من
23:01نور
23:02یه دونه ویلچر بیار
23:04آه آه
23:07آی آی آی آی آی آی
23:09آی همینجا نگهش دار
23:11آه بیا بجیم
23:13آه آه میخوام را برم
23:14دست همو بیار
23:15آخ بیا بیا
23:16بزن رو در بستنش
23:17آه
23:18وای
23:20آه
23:20این بیا اینجا بوی ارژانس داشت
23:23حالمو به هم میزد
23:24حالت تهوه گرفتم
23:25باز اینجا بهتر
23:25آره اونجا خیلی شلوک میشه
23:28درسته
23:30آه یلن دردش درد تو کمرم
23:32میشه یه بار دیگه ماینم کنی
23:34آه باشه یه لحظه
23:37پس من بیرون منتظر میبود
23:39آره آره بیرون منتظر باشه
23:57پرونده این دختره رو خویجا گذاشتن
24:00چونم نمیتونم پیگ داشت کنم
24:05نه
24:06رویش کردم
24:27آه محسن
24:28انگار منتن حالم خیلی بهتر شد
24:30فکر کنم یه فشار عصبی بود
24:32اما سرم آماده نکنم
24:34پولم لازم ندارم
24:35خیلی ممنون
24:36باشه پاس بذار برات قرص
24:38آره آره قرص بده
24:39قرص آلیه
24:43اون داروها رو بخورم
24:44حسما حالم خیلی سری خوب میشه
24:46الانم خیلی بهتر شد
24:47نوشتم بفرم
24:49اگه کاری داشتین به هم زنگ بزنین
24:51باشه باشه زنگ میزنم
24:52بازم خیلی ممنون
24:53خدا سلامتی بکنم
24:59خیلی ممنون
25:04کاری داشتین زنگ بزنین
25:06حتما حتما
25:07ما که همیشه پیشت میهیم
25:09آسنجان خیلی ازت ممنونم
25:10خدا نگهدار
25:11با بای میبینم
25:12خدا نگهدار
25:13میبینم
25:15میتونستی برش داریم
25:17آره آره بریم
25:17ستر بریم
25:19از این طرف برو
25:20بسه
25:31موندم
25:32گلدیس چطور تونست همچین دروغی بگه
25:34آره
25:34من موندم
25:35چطور خودمون به فکرمون نرسید
25:37که ممکنه همچین دروغی گفته باشه
25:39اما
25:40بذار یه چیزی بهت بگم
25:42با یه دروغ میتونه
25:44خوب پاشتا سیفت کنه
25:45مگه نه
25:47آخ
25:47وقتی شنیدم
25:49گلدیس حامله است
25:50میخواستم بگم
25:51علکیه ها
25:52اما کشکی میگفتم
25:54نگفتم
25:55نگفتم
25:59نه نه
26:00آبجی جون اینجوری خیلی بهتر شد
26:02ببین
26:02الان با دلیل و مدرک میری
26:04جلشون وای میسی
26:05و بهشون میگی که اینجوری اینجوریه
26:07دهن یلدیزم میبندی
26:08آخ
26:09ببین جانه
26:10نمیدونی چی میگم
26:11این دفعه دیگه کار یلدیز
26:13تمامه
26:15تمام
26:16تمام
26:19ایفای باورم نمیشه
26:20ازش راحت میشیم
26:24بحث یلدیز
26:25داره بسته میشه
26:26ببین چی میگم
26:28من که بر میگردم
26:29پیش حالی
26:30تو میمونی
26:30و اینجا
26:31راست میگی؟
26:33مگه از این به بعد
26:34حالی تز پیش من کنار میره
26:37خیلی خوب میشه
26:38اگه بشه
26:39بسپوری عریحانم
26:40تو شرکت سمت
26:41همه یه کچولو ببر
26:42حالا به این چیزا فکر نکن
26:43هنوزی چی نشده
26:44بلند پروازی میکنیم
26:45باشه بابا باشه
26:47راست میکنیم
26:49کمربندتونو محکم ببندین میریم پاین
26:53حالا آبجی اینا رو ویل کن
26:54که ای میخوایی به حالیت بگی؟
26:56فردا اول وقت میرم دفترش
26:59ای وای
27:01آبجی
27:01ای میخوایی قبلش با آن بلانس هم خبر بدی؟
27:04یه وقت سکت نه کنو بیافته رو دستمونم
27:07حالی چیزیش نمیشه
27:09یلیز بیمارستانی میشه
27:14بریم ببینیم امروز قراره چی بشه
27:17یلیز هنوز منو خوب نشناخته
27:20آره میشنسی کم کم منو
27:42اندر آرگون دوباره برمیگرد
27:48حالیت جون سلام
27:50سلام اندر
27:55حالیت چطوره؟
27:57خوبم
27:58تو چطوری؟
28:01یلیز چطوره؟
28:03رستی هنوز حالت تحوه داره؟
28:06اندر تا که میخوای به این سؤال رو جوابا ادامه بدی؟
28:10چی میخوای بگی بگو؟
28:14خیلی دوست داشتم که یه دفعی به حس بگم
28:17اما میخوام ریز ریز حالش رو ببرم
28:20میخوای حالا حالا های کشش بدی؟
28:23چی میخوای؟
28:25من خوبیه تا رو میخوام حالیت جون
28:33این چیه؟
28:34بزرگترین هدیهی که تو زندگیت میتونستی بگیری
28:38خیلی با عرض شد
28:49چیه سر در نهی بردن؟
28:52جواب آزماییش یلدیزه که بهت علکی گفته بود بار داره
29:10برای این که تو را از دستنت این دروغ رو گفته بود
29:14متاسفم
29:16این جلیه درسته؟
29:20هم میدونم که جا خوردی
29:23یلدیز با این دروغش
29:25به ایریمم ضربه روحی خیلی بدی زد
29:28باور نمی کنی؟
29:30امروز ببرش آزماییش بده
29:32نتیجرم خودت ببین
29:41برو بیرون
29:44باشه
29:51شب تو خونه منتظرتم
29:53اونجا میبینم بهت
30:11موسیقی
Comments

Recommended