Skip to playerSkip to main content
  • 4 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00اه قهوه هامونم آوردم
00:04داداش برای اولین بار مثل پول دارا به دور دستا خیره شدم
00:07اینجا دیگه خونه خودته
00:10بابرم نمیشه
00:11یعنی اینجا دیگه مال تو
00:12یه رو توقتی آبجین برگرده مال منه
00:16داداش به نظر میاد یکم نراحتی چرا؟
00:18به خاطر رفتن آبجیت؟
00:20رستش فکر میکردم با رفتنش به آرامش میرسم
00:22اما مشکلاتمون که یکی دوتا نیست امیر
00:24نکنه دوباره اتفاق وقتی افتاده؟
00:26نه نه چیزی نشده هنوز نشده اما ممکنه به زودی بشه
00:29تو هیچ فخصر بسته هفت نمیزنی
00:31اگه مشکل پیش اومده بگو بگو دیگه
00:33داداش هنوز هیچ چیزی قطعی معلوم نیست
00:36نمیخوام بی خودی طورم نراحت کنم
00:37باشه جانه تا هر جور راحتی
00:39رستی امیر
00:41ممکنه چند وقتی یه خبرهی بشه
00:43برای همین آماده باشه
00:44جانه بازم
00:47بادشایی کاره
00:48من حس میکردم یه چیزی شده
00:50نه نه نمیتونم روی آرامشو ببینم
00:52تا یه چیزی تموم میشه یه چیز دیگه شروع میشه
00:55دلم برای شرکت علیهان تنگ شده
00:57چقدر خوب بود
00:59دیخیان من که هیچ وقت روی خوشبختی رو ندیدم
01:01همیره از وقتی خودم رو شناختم
01:03همهش درگیر ماجرم
01:05مشکلاتمون هیچ وقت تمومی نداشته
01:06حالی
01:07اونو که اصلا یادم ننداز
01:10تیپشو دیدی؟
01:11اینه این قاتلای فراری میونه
01:13بعدم میاد
01:13روما دوتا هم کلید کرده
01:15مگه من چی کارش کردم؟
01:16خودش که گفت بخاطر لیلا
01:18لیلا
01:19خاک همه یه عالم تو سر اون لیلا
01:21واقعا که
01:22پسر خوشتیپی مثل منو ویل کرد
01:24رفع آشق اون پسری که ریختش
01:26دو زرم نمی ارزه شد
01:27جانه جون من به این آقایی
01:29تو الان خطوی از من دیدی؟
01:30خدا وکیلی من با شخصیت تر از تو ندیدم
01:32اما بعضی از زنها
01:34اعراضل اوباشو به شخصیتو ترجیح میدن
01:38درسته
01:39اوباشه اون پسر اعراضل اوباشه
01:41اما از طرفی هم خوهرزادته
01:43متاسفانه نمیشه کاریش کرد
01:45مجبوریم به قضیه
01:46یه اخی میزنیم
01:47وقتی تقدیرمو مینوشتن
01:49یکی نکرده بگه آخه خدا
01:51این بدبخ زیر باره این همه فشال تلف میشه
01:54یه روز خوش تو زندگیم ندیدم
01:55دادش اینجوری نگو
01:57تا باشه از اینجور مشکلات
01:59ببین صاحب خوهرزاده شدی
02:02یکم علکی گفت خوهرتم
02:03میگم بزن یکی دیگم بیاد بگه من زنتم
02:07چه خبره دادش
02:08ما ایتماعش هست
02:11لیلا
02:11هگه تو هم نمیخوای فرده از همجا داشیم
02:28خیر اید
02:32یه دفعه پاشدی اومده تو کنجو ازداد
02:35داریم رفت
02:36گفتم شما هم خسته اید برای همین
02:38یعنی میگی به دادگاه فرده ربطی نداره
02:40چرا به اونا مربوطه
02:42حرف بزنیم
02:43اه بشین نباشه
02:45اما با حرف زدن چیزی عوض نمیشه
02:48عوض کردن بعضی چیزا دست خودته
02:52هر کاری میتونستم کردم
02:55بیشتر از این دیگه کاری
02:56از دست من بر نمیاد
02:59کنار گذاشتن بعضی آدم ها و بعضی چیزا
03:01کار هر کسی نیست
03:03خوشگارم میدونی که ای عقب بکشی
03:07چون اصرار کردم فایدهی نداشت
03:09گاهی دوست داشتن کافی نیست
03:11در مورد شما همینطور بود
03:14هگه میدونستم
03:15از اولش اصلا بهش نزدیک نمیشدم
03:17این چه حرفیه میزنی
03:19عشق آشقه اینجوری نیست
03:21از قبلی ببینی طرف آمادگیشو داره
03:23بی خود خودتو ازید نکن
03:25زمنم چون الان دارین از هم
03:27جدا میشین به این معنی نیست که برای
03:29همیشه از زندگی هم خارج میشین
03:32اگه واقعا آشقه هم باشین
03:34و شما
03:35قسمت همدیگه باشین
03:37باور کن چرخ زمونه یه جوری میچرخه
03:39که بدون این که بفهمین
03:40دوباره به همدیگه میرسین
03:42باور کن رست میگن
03:45یعنی باید بسپاریمش بزن
03:47باور کن اینستن چیز بدی نیست
03:49اید
03:49دقیقا شبیه ماجره تو ایند
03:51هستن نه
03:52منظورا ما نبودیم
03:54مگه میشه
03:55جوون که بودین آشقه همدیگه بودین
03:57خیلی هم به خاطر سختی کشیدیم
03:59بعد از سالها همدیگه را میبینین
04:00خواست خدا بوده
04:01بعدش هم میفهمین که یه بچه دارین
04:03و این بچه میخواد که شما ازدواج کنین
04:06یعنی
04:07یه جورای بعد از سالها دست سرنویش شما را به هم رسید
04:10و این را فکر نکن ورش کن
04:12باشه
04:13صبح میبینم ات
04:15میبینم ات
04:33اینکار خیالازی شدم
04:37آیسل چرا جیغ میزنیم
04:38ساییکا خانم
04:39آیسل جان شب خیر
04:41آقا حالیت هستن
04:43تو با چه روی اومدی اینجا
04:46بیه اینجا آیسل
04:49یلدیس جان
04:51اومدم دیدنت عزیزم
04:54همین الان از اینجا برو
04:56تو هنوز نتونستی به این شرایط عادت کنیم
04:58نه اومدم دیدنتو
05:00اومدم حالیتو ببینم
05:02با هشکاری واجب دارم
05:03سر کار با شرف بزن
05:05نمیخوام تا رو تو این خونه ببینم
05:07حالیت
05:08چی شده؟
05:10چی شده؟
05:12زهر جان
05:13شاهیکا
05:14چطری عزیز دلم؟
05:15چی شده؟
05:16یلدیس
05:16حالیت اجازه دادم تو محیط کار با هم باشین
05:19اما نمیذارم پاشو بذاره تو خونه
05:20حالیت جان اگه اجازه بدن توضیح میدم خدمتیتو
05:24میگی حالیت جان
05:27من در رابطه با اون دستگاه های شنو توی ماییت کار و خونه اومدم
05:31اما اگه بخوایی میتونم بذارم برای بر...
05:34نه شاهیکا
05:36بریم تو اتاق کارم
05:38آیسل بیا اینو ببر برای حالیت جان
05:41چی توش هست که زحمت کشیدی این وقت شب تشریفا واردی؟
05:44چیزه یه خیلی زیادی هست
05:46یلدیس
05:50خودتو ناراحت نکن ندیدی بابا چطوری باش حرف زد
05:52اصلا محلش نزاش مثل کارمنده باش حرف زد
05:55آی نمیخوام پاشیم جباز بشه
05:57نمیشه نمیشه خیالت راحت خون سردی تو حفظ کنه
06:00حفظ عمیق بکش
06:10میری به خوابی؟
06:12اما قبلش میخوام بایید یک کم حرف بزنم
06:16فکر خوبیه
06:18هار و روزش اصلا خوب نیست
06:20آره
06:21سر میز نمیخوام چیزی نشون بده
06:24اما معلومه که لیلا را خیلی دوست داره
06:27راستی شاهیکا منو خیلی متعجب کرد
06:31منم
06:32اندر لطفا تو هم کشش نده
06:34میدونم شاهیکا اشتباط زیادی کرده
06:37اما الان جروی همه ازت مذیرت خواهی کرد
06:39برات کادو خریده
06:40اینا یعنی چی؟
06:41میخواد آشتی کنه
06:43واقعا پشیمون شده
06:45لطفا به خاطر اید تعمل کن باشه
06:48انقدر تعمل کردم که دارم منفجر میشم
06:51الان اون طوری هم
06:52هردم اون موقعی که اززواج کردیم
06:54میدونستیم قراره این طوری بشه درسته؟
06:57بگذاریم من خودم یه جوری با هاش کنار میام
06:59اصلا مهم نیست
07:00برات چی خرید؟
07:02یه جف گوشواره
07:04بر این که از دلم در بیاره
07:06خیلی زیاد حزینه کرده بود
07:09بیلن شب بخیر
07:10شب بخیر
07:13آیی چقدر حرف زدن
07:15چرا اینقدر طول کشید
07:17بسه یلدیس چقدر خودخوری میکنی
07:20اگه واقعا اینقدر بعد مهمه خوب بر بشن
07:22آیی چرا مثل فضولا برم بشینم
07:24چون نگرانی
07:25من فقط نمیخوام این مارمولک زندگیم
07:27و دوباره به هم بریزه
07:28برای همین به هم ریختم
07:35از مؤسس زن میزنن
07:37جواب بده جواب بده
07:38آیلا قرار یه خبر خوب بهت بده
07:40علوه عزیزم سلام
07:42یلدیس جون سلام
07:43ببخشید دیروقت مزاهمت شدم
07:45جلس همون طول کشید
07:47احتمالا زهرا بهت گفته
07:49نه زهرا چیزی به هم نگفته
07:50یلدیس جون ما تو را انتخاب کردیم
07:53فردا میخواییم تو رسانه هایینو اعلام کنیم
07:56آه یعنی شما من را انتخاب کردیم
07:59آیی باورم نمیشه آیی خیلی ممنونم
08:03تبریک میگم عزیزم
08:05فردا از تو مؤسسه میبینم
08:06باشه باشه مؤسسه دیگه مال خودمونه
08:09آیی خیلی ممنونم عزیزم خوشحالم کردی
08:12میبوسمت عزیزم
08:15آیی من چه زندگی عجیب غریبی دارم
08:19یه بار اینجوری یه بار اونجوری
08:21آیی زهرا چرا به من چیزی نگفتی ها؟
08:24آه میخواستم که سپرایز بشی
08:26خواستم یه دفعه خوشحال شید
08:27بلاخره یه چیزی که میخواستی و بهش رسید
08:29آیی خیلی خوشحال شدم
08:30بچه که بودم نتونسته بودم مبصر بشم
08:33اما الان رئیس میشم
08:35آیی من دیگه مسئولیت رودوشامه
08:37اما نباید به ترسم
08:39چون تو هم ریاست کردی
08:40هر کاری تو کردی من ده برابرشو انجام میدم
08:43آیی زهرا نمیدونی چقدر حیجان زدم
08:45یه پا رئیس شدم من
08:48رسیه فردمی ماده پزار؟
08:50آه تنهایی نرو
08:51به اعتمال زیاد فرد و دوتایی با هلیکوپتر میریم
08:53اونجوری بهتره
08:54حالیت
09:00یه لیس جون عزیزم ببخشد که
09:04یکم دیر وقت مزایی میتون شدم
09:05شبتون به خیر باشه
09:07فردم میبینم ایت
09:08میبینم ایت شایکا
09:14چی شده باز چی میخواییی لیس؟
09:16خب چی میگفت چی پیده کردی؟
09:18حرف زدیم دیگه
09:19اینو فهمیدم شایکا چی میگفت توش چیا بوده؟
09:21چیو میخوایی بدونی؟
09:22هر حرفی زدم توش بود
09:23یعنی میخوایی بشیدم ایتر ریزشو توضیح بدم؟
09:28خب نتیجه چیز مهمی توش نبوده؟
09:31همه ی حرفایی که با متین زدم بود
09:33شانس آوردیم خیلی با هم حرف نزدیم
09:35یعنی فقط همین؟
09:36یلیس
09:37عصبانیم نکنم
09:38ماشه حالیت خوشحال شدم که چیزی نبوده
09:40ببین چی میخوایم بهت بگم
09:42بگو
09:42من رئیس معسیسه شدم
09:44آه واقعا
09:45آره
09:46تبریکی دیدم
09:46آئی خیلی ممنونم حالیت نمیدونی چقدر خوشحالم
09:49فقط قراره فردا جلوی خبرنگارا اعلام کنن که منو انتخاب کردم
09:53دوست دارم که تو همون جا باشی عزیزم
09:56باشه اما شنیدی
09:58فردا میرم کارخونه آدفازار
09:59اما یه جوری برمیگذم که بتونم با همون باشم
10:02خوبه
10:02حتما فردا خودتو برسون باشه
10:04آئی ممنونم عزیزم
10:06حالا بیه بریم یه سر به پسرمون بزنیم
10:08بعدشم بخوابیم
10:09هر دوتا من سبز پوشیدیم
10:10نشونه یه خیلی خوبیه
10:12سلیقه همون شبیه همه
10:14میگم فردا خیلی زود خودتو برسون باشه
10:17آئی دارم از خوشحالی بال در میارم
10:19قراره معسیسه به اون بزرگی رو من مدیریت کنم
10:22یه دیسترم رفت بسه
10:35آقا کایا امیدوارم هر دو طرف همیشه موفق باشن
10:38خیلی ممنونم
10:40خدا نگهد
10:41خدا فیس
10:42لیله خانم من میرم شرکت
10:44منم از اینجا مستقی میرم دانشکا خسته نباشه
10:47باشه بعدم میبینم اتون
10:50منم میرم دانشکا
10:52باشه
10:53میبینمت لیله
10:55مراقب خودت باش
10:56ممنونم شما
11:07بلاخره به چیزی که میخواستی رسیدیم
11:09دو طرف همونم به خواسته همون رسیدیم
11:11تو زندگی همدیگه فقط یه خاطره بد هستیم
11:16من ازت ممنونم به خاطره چشمم رو باز کردیم
11:20منم از تو خیلی ممنونم
11:24احتمالا
11:25بازم همدیگه رو میبینیم
11:27پس بهتر با هم دشمن نباشیم
11:28منم موافقم
11:29من فقط از دست دلخورم
11:31اما هیچوقت بدی تو رو نمیخوام
11:33یعنی
11:34اگه اتفاقی برم بیافته
11:37ناراحت میشی درست فهمیدم؟
11:39مسلم کاره
11:40اتفاقی برم بیافته تو خوشحال میشی
11:44تو خودت جوابشو میدونی
11:49بدون من زندگیت بهتر میشه
11:52باور کن
11:55یعنی زندگی کنم اما نفس نکشم
11:58اید
12:00باشه بگذاریم
12:02من دارم میرم دانشگا
12:03اگه ماشین نیوردیم میتونم برسونم
12:05آوردم
12:06باشه پس
12:09از زندگی مجردیت لذت ببر
12:11تو
12:12میبینم اید
12:43موسیقی
13:02چی شده اندر هنوز بیدار نشده
13:04کلی سهر قرار گذاشتی؟
13:06صبح بخیر هیلدیز جان
13:08موضوع مهمیه که باید در موردش
13:10با هم دیگه حرف بزنیم
13:11نمیدونم دیگه چی میخوای شریک شرکت که شدی
13:15ازدواجم که کردی دیگه چی میخوای اندر
13:17من خوبی بزرگی در حقیت کردم یه لیست
13:20در حق من؟
13:22چیزی میل داریم بیارم
13:24نه من چیزی میل ندارم
13:28نادر مدت طولانیه که تو اتاق کار و دفتر حالیت شنود گذاشته
13:33اینو خودم هم میدونم
13:36تمام صداهایی زبط شده
13:38افتاده دست شاهیکا
13:40و اونجا صدای تو هم هست که با نادر داری حرف میزنی
13:44دیشب شاهیکا اومد پیش ما
13:46در مورد صداهایی زبط شده
13:47چیزی به حالیت نگفت
13:48نگفته چون نمیدونه
13:50منظور چی؟
13:52چون که من پاکشون کردم
13:53البته فقط صدای تو رو
13:56نفهمیدم
13:57وقتی شاهیکا داشت این کار رو میکرد
13:59من میتونستم هیچ کاری نکنم
14:02خب تو چجوری از اینها با خبر شدی؟
14:07یلیز جان
14:08میدونی که مرد قدرتمندی مثل نادر پشت سر منه
14:12به گوشتم رسید که شاهیکا دنبال اون صداها میگرده
14:17و هاردیسکی که صداها توش بود و زودتر از اون به دست دو بردم
14:21گوش کردم
14:22دیدم تو با نادر حرف سدی
14:24اما به حالی دروغ گفتی که از خدمات مشترکین بهت زنگ زدن
14:29باورم نمیشه
14:30باور کن شانس آوردی که من زودتر از شاهیکا
14:34صدایی تو رو تونستم پاک کنم
14:37آره
14:37فقط برام یه سؤاله
14:39تو چرا به حالی تمچین دروغی گفتی؟
14:42یلیز نکنه بین تو اون نادر چیزایی هست
14:45آخه چه رفتی داره اندر
14:46اون نادر با فیلم و نقش به هم نزدیک شد
14:50و تو کافیشا با هم آشنا شد
14:52حالی تم وقتی فهمی دیوونه شد
14:55بعدشم تو نمایشگاه اون تابلوی دختری که شبیه من بوده رو رفته خریده
15:00نمیتونستم اینا رو به حالیت بگم
15:02گفتم خودم باش حرف بزنم
15:05گفتی نادر چی کار کرده؟
15:07آقا رفته نمایشگاه خیریه
15:08اون تابلوی دختری که شبیه من بوده رو خریده
15:11برای همین باش حرف سدم
15:15نادر برای این که حالی تو عصبانی بکنه
15:18دست رو تو گذاشته گیه
15:19به تو چیزی نگفته بود؟
15:21منم از تو شنیدم
15:24راستی تو به نادر این جریان صدام دارو که نگفتی گفتی؟
15:27نه بهش نگفتم
15:29شاید جناهمون متفاوت باشه
15:31اما من که نمیتونم تو رو دستی دستی بندزم تو آتیش دختر قشنگ
15:35باشه پس خیلی ممنونم
15:38راستشو بخوای من چیز خاصی به نادر نگفتم
15:41اما خودت حالی تو میشنسی
15:42دنبال به هونست آدم رو دوا کنی
15:44اما خیلی خوب بلاخره بش دروخ گفتی بگذاریم قصر در رفتی
15:48راستی چطور تونستی هاردو از شاهیکا بگیری؟
15:53باید اعتماده گیلیزو به دست بیری
15:57اون که اصلا کاری نداره
15:59با دوتا جمله قشنگ و قربون صدقه نمیتونی اعتمادشو به دست بیری
16:04باید با برنامه باشه
16:05یعنی چجوری؟
16:09راستش میخواستم چیزی که دستام رو بدم به خالی تا شهر به پا بشه
16:12اما بعدش یه فکر بهتر به سرم زد
16:17صداهای زبد شده یا اتاق حالیت دست منه
16:21و اما کالم یه ایلیزو نادرم توش هست
16:25یعنی چی؟
16:27نراهت شدی نه؟
16:29دیستشتی این نادر به تو نزدیک باشه
16:31اما متاسفانه نمیشه
16:33نادر به یه ایلیز علاقه من شده
16:35به خاطر انتقام از حالیت به یه ایلیز نزدیک میشه
16:39بعدها با گذشت زمان همه اونیتشو میفهمیم
16:43اما چون یه ایلیز بیش از حد ساده و خنگه
16:45مکالمشو از حالیت پنهان کرده
16:47مثل همیشه به دروخ پناه برده
16:51من اونو پاک کردم
16:53اما تو به یه ایلیز میگه که تو پاکش کردی
16:57اونم برای این اجات جون خودش
17:00چیه چی شده
17:02چرا یه جلی نگاه میکنین که انگار اولین باره
17:05دیگه باره دیگه همچین بازیهی میشی
17:08تو که خیلی خوب بلدی آدم رو با حرفات فریب بدی
17:14باشه
17:16گریم که
17:17اعتماد یه لیزم جلب کردم
17:20بعدش چی میشه
17:23خیلی هجوری عزیزم
17:25سبور باش
17:26همه چیزو یواش یواش بهت میگم
17:33من به رفتار شاهیکا خیلی شک کرده بودم و
17:37یه حکر حرفی استخدام کردم
17:40وای
17:41این در میدونستم دوستم داری
17:43اما فکر نمی کردم به خاطرم این کارا رو بکنیم
17:45خیلی خوب مهم نیست ایلیز جون
17:47صداد کردم بیایی چون میخواستم در جریان این اتفاقات باشی
17:50خیلی ممنون
17:51خوب
17:51حالا جدا از شروخی چرا همچین کاری کردی
17:56ببین
17:58ممکنه ما
17:59با همدیگه دوستایی سمیمی نباشیم
18:02اما
18:02تو به گردانم خیلی حق داری
18:05نخواستم به خاطر خصومت نادر و حالی
18:08تین وسط به تو آسیبی برس
18:10هرچی باشه تو یه
18:11بچهی کچیک داری و
18:13نمیخوام به خاطر کاری که نکردی
18:15علا که تنبیه بشی
18:16همین
18:18یه چیزی بهت بگم
18:20تو خیلی دوستم داری
18:23به خدا این در دوستم داری
18:25از نگاهت معلومه
18:26به خاطر من چه کارای که نکردی
18:28آی بی اینجا لپتو مارچ کنم
18:30آی نه عزیزم نمیخواد بابا چرا
18:32باید ببوسمت
18:33تو دوست مهربونه خودمی
18:35نمیخوام عزیزم
18:36از وقتی افتدی تو دریا
18:37اخلاقیت زمین تا اسمون عوض شده
18:40آیی قربونه دل مهربونت
18:42برم یه دونهی به خدا
18:42خب باشه کافیه
18:43هلایی بدت بشم
18:45آیی این در دلم واقعا برای تنگ شده بود
18:47خب بشه نه عزیزم کافیه
18:49تو واقعا خیلی عوض شدی
18:51مثل سابق بر جنس نیستی
18:53فهمیدی منم زن خوب و بانمه که هستم
18:55برای همین حوامو داری
18:56خیلی خب کافیه
18:58اینقدر گندش نکن
18:58گل تنگت شده بودم
18:59دلم برای عطرتم تنگ شده بود
19:01ببینم راستی مارکش چیه منم بخرم
19:03آی کافیه
19:04آیی ببین
19:05حالا که آشتی کردیم
19:07یه خبری برات دارم
19:08تو مؤسسه به جگه تو
19:10من را انتخاب کردن رئیس شدم
19:12آیی
19:13خوشحال شدی
19:14حسودیت شد
19:15چی شد رستشو بگم
19:16می دونم خبر دارم
19:18دیشتب همه به هم گفتن
19:20زمنان من اینقدر سرم شلوقی که
19:21اصلا وقت اینجور کارها رو نداشتم
19:23بهت تبریکم میگم
19:24آی
19:25الهی من فدت بشم
19:26داریم این ترکم
19:27و بروی خودت نمیاری
19:28عزیزم حسودی نکن باشه
19:30تو هم بیه معسسه تارف نکن
19:33باشه میام
19:34حتما امروز ازش بیا
19:37وایسا یه چیزی بخوریم
19:39یکم بشینیم گب بزنیم
19:40رستی روی لپا جهی روش همونده
19:43آی
19:44اما بهت میاد با نمک شدی
19:46عزیزم
19:52بیا
19:55صبح خیر و خالی
19:56صبح خیر
19:57امروز روز اول کاری تو درسته و محفظ باشی
20:00بله خیلی ازتون ممنونم بفرموی
20:03آه یاسمین وضایف تو بهت گفت
20:05وله بله همشون رو گفتن
20:07خیلی با حسل توضیح میده
20:08کوبه
20:09اگه جایی مشکلی چیزی داشی
20:10از یاسمین کمک بگیر
20:12باشه خیلی ممنونم
20:13آقا حالیت
20:16شاید الان وقتش نیست
20:18اما میتونم یه خواهشی ازتون داشته باشم
20:20باشه میشنوم
20:21میدونم امروز روز اولی کاریمه
20:23اما به خاطر اینکه جدا بشم
20:25باید دادخواست طلاق بدم
20:26میخواستم ببینم
20:27میشه امروز یکم زودتر برم
20:29اگه ممکنه
20:30کایا کارتو انجام میداد
20:32آره
20:33یه ساعت زودتر برم کافیه
20:36آه
20:36ازت نپرسیدم چرا از شرکت کایا اومدی بیرون
20:40اما اگه نمیخوای بری اونجا
20:41میتونم بگم وکیلم کارتو انجام بده
20:44یعنی چی؟
20:45خب
20:45اینجوری دیگه نمیخواد از کارت بزنی
20:48من که از خدا میکارم همینجا انجام بشون
20:50نخم تا اونجا برم
20:51باشه پس امروز رو یکم زودتر برو
20:53به متین وکالت بده
20:54منم به متین خبر میدم
20:56ازتون واقعا ممنونم شمارم تو زحمت
20:58نه خواهش میکنم
20:59خب میتونی بری
21:00خسته نباشین با اجازه
21:11حالت خوبه؟
21:12خوبم
21:13از تصمیمت پشتیمونی؟
21:16نیستم
21:17تو دادگا یکم به هم ریختم
21:19اما الان خیلی بهترم
21:20به غیر از من ایش کس نمیدونه نه؟
21:23نه نگفتم
21:24تا هم لطفا به کسی نگو باشه
21:26آه نه جونم نمیگم خیالت راحت
21:30اومدش
21:32ما بلند شید
21:34تو که میخوای فرار کنی؟
21:36باید آدست کنی دختر
21:38آره راست میگی
21:46سلامی
21:47تحالت چطوره؟
21:49خوبم هازال
21:50تو حالت چطوره؟
21:51منم خوبم
21:52ببینم تو جزوه ریاضی داری
21:54این جلسه آخر و قایب بوده
21:56بذار ببینم همرامه
21:57فکر میکنم آورده باشمش
22:01فازه هازال چیه؟
22:04آم جون نمیخواستم ناراحت بشی بهت نگفتم
22:06از اید خوشش میاد
22:08چی؟
22:09میفهمی داری چی میکی؟
22:10پیشم همش بدگویه ایدو میکرد
22:12از وقتی خوب دختر را فهمیدن
22:14پسر اندره خاطر خوش شدن
22:16چی داری میگی تو؟
22:18چه آدم هایی پیدو میشن؟
22:19لیلا نگاشون نکن خیلی تابلو نگاشون میکنی
22:24اید ریاضی تو خیلی خوبه
22:27اما من خیلی ضعیفم
22:29اگه کاری نداری میشه با هم کار کنی؟
22:34باشه حتما
22:35آلیه
22:36تو خونه من میتونیم تمرین کنیم خوبه؟
22:39باشه هر جور راحتی
22:41آلیه میخوای شما رمو داشته باشه؟
22:43باشه
22:44خوبه بنویز
22:45آه بده بزنم
22:47بفرمان
22:49داره چی کار میکنه؟
22:51واقعا داره شماره شو بشمیده؟
22:52آره
22:53واقعا که؟
22:54ما هنوز مورد طلاقمون خوشک نشده
22:56یه ما عزیزم حاضل کسی چی خبر نداره
22:59اینم حرف داری میزنی بهشون حق بدم؟
23:02میبینم ایس
23:03بازم ممنونم
23:06تا اصبران بیارش
23:08سلام
23:09سلام
23:14بیا در مورد افضایش سرمایه حرف بزنیم
23:16حرف میزنیم اما
23:19قبلش باید در مورد یه چیز دیگه صحبت کنیم باشه؟
23:23میشنفم
23:25موضوع یلدیزه
23:27آه
23:28فکر کردم کاریه
23:31اگه نزدیک شدن به یلدیز جز و نقشهاته
23:35میخوام بدونم باشه؟
23:38واقعا مجبورم با حسادت های زنونه سر و کله بزنم؟
23:41حسادت رو نمیفهمم
23:45نادر ببین
23:46ما اگه با هم تو یه راه قدم برداشتیم
23:49باید به من بگی که قدم بعدیت دقیقا چی هست؟
23:52اصلا ام اینجوری نیست
23:54هر کاری رو که صلاح بدونم همونو انجامش میدم
23:57ببینم از اتفاقات که خبر داری
24:00شاهی که دستگاه های شنود و در رو برده و به حالی تمر رو نشون داده
24:04ببینن در این چیزا برای من اهمیتی نداره اصلا
24:07من به همه گفتم که با چه هدفی اومدم تو این شرکت
24:11اگه این یه جنگه همه چیز جایزه
24:14حالیت منو خوب میشناسه
24:16و میدونه قادرم چه کارا بکنم
24:18یعنی نمیترسی
24:20از حالیت؟
24:22اصلا
24:24یعنی برای مهمونی هم آماده یاره؟
24:29مسلمان من از دستش نمیدم
24:31قرار حالیت حالش خیلی گرفته بشه
24:33با این مهمونی حساب کار دستش میاد
24:37اما حالیت معلوم نیست که بیاد
24:41چون الان نصف شرکتش تو حواست
24:45این در اون آشق خود نماییه
24:48نگران نباش
24:48حتما میاد
24:49باشه
24:51حتما بهتر میشناسیش
24:53میخوام اونجا بهش یه کادو بدم
24:56مطمئنم که حسابی قافلگیر میشه
24:59اوکی
25:02میبینمت
25:03میبینمت
25:14بعدن میبینمت
25:16باشه حتما
25:17خودحافظ
25:19خودحافظ
25:30دخترا
25:33دخترا
25:34این پسر چه با حاله
25:35چرا
25:36باقید پسره خیلی خوب و باهوشیه
25:39ها
25:40یعنی الان اینو فهمیدی؟
25:41یاده ته همش مزخرش میکردی؟
25:45لیلا جون تو یه جوری در موردش حرف میزدی که آدم فکر میکرد پولکیه
25:49همش تغییرش میکردی مزخرش میکردی
25:52نگوی این پسر اندر بوده
25:54شنیدم باباش از وکیلای معروف شهره
25:57یعنی با خانوادش پیش تو عزیز شد؟
25:59ازش خیلی خوشم اومده
26:02از اون تیپوس که اصلا نمیشه ازش گذشت
26:04از اید نمیتونی بگذاره نمیفهمم
26:07لیلا تو چهت شده؟
26:08میشه بگی؟
26:09نه من چیزیم نیست
26:11فقط دوستاشم بدونم چه جذابیتی برات داره
26:14چه عجب
26:15خصاصت و بزرشتی کنار دوتا دستگاه خرید
26:17من آخر سرمایه گذاریم
26:19بگذاریم خانوا
26:21یه فیلم پربیننده آماده میکنیم
26:23در بارگ مسئولیت های زندگی
26:25فردیمون به مردم
26:26اصلا چرا باید همچین فیلمی آماده کنیم؟
26:28آره واقعا این چی آخر؟
26:30یعنی چین چیه زهرا؟
26:31هممون درده عشق کشیدیم
26:33زندگی میکنیم که عشقمونو پیدا کنیم
26:35ما تو زندگیمون اعتقادی به عشق مشک نداریم
26:38ما فقط سعی میکنیم که زنده بمونیم
26:42مطمئنم ویدیوی که محتواش عشق آشقی باشه
26:44رکورد میزنه
26:45راستی
26:46یه نفر دیگه پیدا کردین؟
26:48آه پیدا کردیم آیسل
26:50بذاریم من سه دشت بزنم
26:51آیسل
26:53آیس
26:54آیسی جون
26:55بیا
26:56بیا
26:58ایلدیس خانم من خیلی های جان زدم
27:00میشه من نباشم
27:01آیی مزخرف نگو آیسل
27:02من با این همه کار نشستم
27:03تو هم بیا
27:04آیسل باز دست خالی اومده
27:05یه چیزی میوردیم میخوردیم دیگه
27:07آیی تو هم که همیشه گوشنه ای
27:08من برم شیلی بیا
27:10یه بشین اینجا تا حالی جنبی در نشده
27:12تمومش کنیم لطفا
27:14خب جوری رفتار کن که دوتا مهمون داری
27:16از دوتاشم یه سوال بپرس
27:17بعد اونا بهت جواب بیندم باشه
27:19سوالاتو نوشتی دیگه
27:20میدونی که
27:20نوشتم نوشتم
27:21خوبه پس شروع میکنیم
27:22سه دو یک شروع کن
27:24سلام دوستان من زهره آرگونم
27:26به سایت من خوش اومدیم
27:28سلام منم یه دیزارگونم
27:29همش مهمون زهرام
27:30چه کار کنم چه رایی ندارم
27:32خوش اومدیم
27:33و مهمونه این روزمون
27:34مثل همیشه گلی زارگون عزیز
27:36و عشق یکی دونه من آیسل
27:40یه دستی تکن بده خوشکت نزنی
27:44موضوع امروزمون عشق
27:46ما رفتیم تو اجتماع
27:47و از مردم در مورد عشق
27:49ساله زیادی پرسیدیم
27:50و جوابای زیادی هم گرفتیم
27:52الان میخواییم ببینیم
27:53نظر مهمونمون آیسل
27:54در مورد عشق
27:55آیسل جو نظر چیه
27:56بگو برمون
27:57خیلی زشته
27:58زهره خانوم
27:58این چیزا که گفتن نداره
28:02بجم
28:04ایلیس خانوم
28:05من کنش رو نگاه کنم
28:06یه عالم توی بیرست
28:06یا اون رو نگاه کن
28:07یا اون یکی رو باشه
28:08یا زمین رو نگاه کن
28:11خب هست بذارید بگم
28:12به نظرم
28:13عشق یعنی ازدواج
28:15روستم منو دید و
28:18خواستگاری کرد و
28:19منم علی گفتن
28:20آیی چقدر عاشقانه
28:22اینجوری نشده از اول بگوی
28:24خوبه خوبه آلیه
28:25زهره همجوری ادامه بده
28:26خوبه ادامه بده
28:26اما اینجوری شده بود
28:28اینجوری سنه شده
28:29فهمیدم آیسل
28:30روستم آیسل رو دیده
28:31پسند دیده
28:32و اینم از عشقش
28:33عشق در نگاه اول
28:35یعنی همین عشق آیسل
28:36و روستم و دیگر
28:37هیچ
28:37همینه
28:38منم از اون خوشم اومده بود
28:40باشه آیسل هممون فهمیدیم
28:42خوب ما اینجا دیدیم که آیسل میگه
28:44اوه هر کی به من علاقه بن بشه
28:46منم به اش علاقه من میشم
28:48اینم برای خودش نظریه دیگه
28:49درسته آیسل جون
28:51خوشتومد
28:51یه لیس خوب نظر تو چه
28:53من از درم این چیزم
28:53ملاعت عتیقه
28:54اینا عشق نیست
28:55باشه تو نظر نده
28:56ادامه بده آیسل
28:58اه خوب به نظر من اشق
28:59صحبه خیره
29:01چون توی احروسی همه داره همچنم میشن
29:04میرخزن و بروز کادو میدن
29:06بهتره قسمتش
29:07تو این مورد با آیسل موافقم
29:09منم آشق احروسی هم
29:10درگیر این میشم که
29:12کی کادو چی آورده
29:13چی پوشیده
29:14و یه مدت میچسبیم به شوهرامون
29:16اما بعدش همش از سرمون میفته
29:18پس اشق اینم نیست
29:20حرفی میزن اینا
29:21اشق یعنی همین اشق مساویه با آیسل
29:23ایسل میگه اشق یعنی عروسی
29:25معلومه که چیزی از اشق سرش نمیشه
29:27آی بگذاریم
29:28اینجور که معلومه
29:29ناچارن من خودم باید بهتون بگم
29:31اشق چیه
29:32دوستانه عزیز
29:33اشق اینه
29:34تو هم با حیجانه
29:35دست نیافتنیه
29:37خیلی خاصه
29:38با یه ذره گناه و تپیش قلب همراهه
29:42آه
29:43ایلیس خانوم
29:59بگذارید من یه چیزی بگم
30:01که بیننده ها میخکوب بشن
30:03آیسل عاشق شوهر من شده
30:06اینم از خبر روز
30:07رکورد بیننده رو میشته
30:08چی؟
30:09عاشق شوهرمه
30:11اما به کسی نگفته
30:12هیلیس خانوم چی میگه
30:14واقعای که به خدا تو اومده
30:17اینجوری معروف میشین
30:18تو هم ادابه بده
30:19خب شوهرم بهش رو نمیده
30:21برای همین منم کاریش ندارم
30:24آه نه خانوم
30:25من فقط باغن عاشق شخصیتشونم
30:26خب خب دوستان
30:27همونطور که دیدین
30:28عشق هزاران هزار مدل مختلف داره
30:31عشق به کاره
30:32عشق به نظافته
30:33و عشق به خیلی چیزی دیگه
30:35تاراسی
30:35اول عشق طرف مقابلتون رو میبینی
30:37این فکر میکنین کسیه
30:38اما بعدش میفهمین
30:39آره گیلدیزارگون نگفته
30:41بعدش چشاتون باز میشه
30:42و میفهمین که
30:43یه پیره مرد موسفیده
30:44و خیلی هم گند اخلاقه
30:45بابام یعنی اینقدر بد اخلاقه
30:47نه عزیزم بابای شما خیلی خوش روه
30:49ما هر وقت نگاش میکنیم
30:50لپاش گل انداخته
30:52اما آقا حالی
30:53ددن خوب و نمونهیه
30:55آی ببینید
30:56طرفتاری شو میکنه
30:57میدونین چرا
30:57چون عاشقشه
30:59میوه یه عشق من داره
31:00یریه میکنه
31:01خب دیگه
31:02مجبورم باید برم
31:03به اندازه کافی
31:03از تجربیتم استفاده کرد
31:05این دوستن
31:08خب منم لینکو دقیقا
31:10اینجا
31:11یعنی
31:12اینجا برای تو میسرم
31:13دیگه خسته شدم
31:16آیسل میشه یه سیزی بیاری بخوری؟
31:19آخی منه چه به این کارا
31:21خیزم
31:22آیسل
31:32هم
31:33همدستم اومد
31:40انجامش دادم
31:43خوبه
31:44پس نیتماده یلیزو جرب کردیم
31:46آره
31:47همینطوره
31:49خوبه
31:49پس یواشه باش میتونی تو گوشش بخونیم
31:52با نادرم حرف زدم
31:55واقعا چی گفت؟
31:57گفت که صداهایی زبط شده براش اهمیتی نداره
32:02نمیدونی که اونم باید به تو اعتماد کنه این در
32:07نادر یا آدم کودن و ساده نیست
32:09تو که بهتر از من اونو میشنستی شایی کن
32:11قبل از این که کاری کنه همه ی جوانه بهشو میسنجه
32:20نباید بسنجه
32:23برای هر چیزی راه حلی داریم
32:26برای اینم پیدا کن
32:27حتما پیدا میکنم
32:29اما به تو چجوری باید اعتماد کنم؟
32:32تو اینو به من بگو باشه؟
32:35نمیدونم اندر
32:37مشکل خودته
32:41شاهیکا
32:42تو فیلمو پاک میکنی و منم بیچون و چرا برای تو کار میکنم
32:47ببین همینجوریشم هرچی میگی دارم انجام بیدن
32:51همینجوری هم نیست
32:53جان مجبوری اندر
32:54چجوری به تو اعتماد کنم؟
32:57خب از کجا معلوم وقتی من دارم کارایی که تو میخوایی رو انجام میدم تو منو نفروشی
33:03ها شاهیکا؟
33:05پس بذار این کارو بکنیم
33:08بعد قول میدم سهمو که گرفتم فیلمو رو پاک کنم
33:12این برای تو کافیه مگه نه؟
33:15معلومه که نه
33:17باید همینو بپذری اندر
33:20چون مجبوری
33:21جاره دیگه ای نداری
33:23میگم به جای این که فکرتو به این چیزا بدی
33:26بهتر نیست که از این که با من کار میکنی لذت ببری
33:31نکنه چون مثل گیلدیز دلخک بازی در نمیارم ازم فاسده میگیری
33:35تو به اندازه کافی خلقیتهای خودتو داری شاهیکا
33:42دوبله شده در اسیدیو جم
33:44امروز با حالیت میریم کارخونه ی عدب پذار اندر
33:49بهت میگم که باید چی کار کنیم
34:07خودحافظ
34:08خودحافظ
34:10خودحافظ
34:11خودحافظ
Comments

Recommended