- 2 weeks ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00منم باشه آره به خدا
00:01آیی
00:02آیی سل بیه دستم رو بگیر
00:04دستم رو بگیر
00:05آیی
00:07آف
00:09آف حابجی جون کاش تو این معمولیت هم موفق بشه
00:13معلومه که موفق میشیم
00:16بلاخره ادالت اجرا میشه درسته؟
00:18چون حق با ماست
00:19کایا حتما من از اونجا اخراج میکنه
00:21چرا باید اخراجت کنه؟
00:22چون همه این نقشه های پلیدمون رو تو دفتر این بند خدا میکشیم
00:25بازم یه عالم دروغ تحویل شدم اومدم
00:27طوری نمیشه
00:28اون خودش وقتی چهره واقعی خوهرش رو ببینه به اندازه کافی شرمنده ما میشه
00:33آبجی یه چیز دیگه هم هست
00:35وای چیه جان ارچی شده تموم نمیشه بگو
00:38اگه بفهمن یه لیزر نقش بازی میکنه
00:40نمیفهمن
00:40وقتی یه زن میگه درد دارم یعنی درد داره
00:44باشه اگه تو اینطوری میگی پس حل
00:47برو بریم
00:49آف حالیت
00:54تو پذیرویه
00:55خیلی خوب اومدم
00:56آف
00:57آه حالیت
00:59حالیت
01:00چرا منتظر شدید تا من بیام
01:01خب خوهتون یه ماشی خبر میکردیم میرفتین
01:03آره دیگه همینم مونده بود که برای زاییمانم بایی سل برم بیمارستان
01:07بلند نم کن
01:08یه باش
01:09یه باش
01:10مراقب باشه
01:11آیی یه حالم باید شد نمیتونم از جام تکم باخورم
01:14اینم که اینجاست
01:16میبینم اش دردم بیشتر میشه
01:18بهش بگو بره
01:19آیی
01:21خیلی خوب اینقدر ناله نکن
01:23نمیدونی چقدر دارم
01:25خیلی بده حالیت
01:26آیی
01:27فقط خدا کنه بلایی سرم نیاد
01:30آیی
01:33خدایی دارم میمیرم حالی دستم و بگیر
01:36دستم و بگیر که حالم خیلی بده
01:38آیی
01:38نه پشیمون شدم دستم و بلکن
01:40میدونی به خاطر تو چقدر عذاب کشیدم
01:43آییی
01:43آیی
01:44دیگه نمیتونم تحمل کنم
01:46آیی
01:47پسر من یه غنداغم نداره
01:49آیی
01:50طفلکی بچم با این همه سروتی که داره نداره
01:52میکشه خیره سرش باباش میلیار داره
01:54اما چه پایده
01:55انگوشتری که برای این خریدی رو دیدم
01:57ما فکر نکن ندیدم
01:58انگوشتریش اندازه حالی جانی
02:00بچم که به دنیا آمد باید بزرگترش رو برای من بخری
02:02وگرن حلالت نمی کنم
02:04صدقی چقدر بونده برسیم
02:05آیی خدا کنه پسرم مثل تو عجل نباشه
02:08بکم کنونتر برو سدقی
02:09آی
02:11باشه باشه داریم میرسیم تحمل کن
02:13حالیت پودا این خیلی داره تان میره
02:16آیی
02:16آقا احمد
02:33یه لحظه تشریف بیارید
02:34این آرم ببرید
02:36نسرین خانم میگم چطوره یه دونه
02:38فقط یه دونه از کتاب ها ما بذاریم برای پرفروش ها
02:41ها خوبه
02:41انگار متوجه نمیشید
02:43برای این که بذارمش توی پرفروش ها
02:45باید کتاب شما خیلی فروش رفته باشه
02:47خب شاید خیلی فروش بره
02:49آره مثل ملد رسدی
02:50ببین مراحلش به این ترتیبه
02:51که اول باید بذارمش توی لیست تازه ها
03:03آره شاید به دهتیش داشته باشن
03:06به بقیه هم خبر بده بیان اینجا رو شروخ کنن
03:08سری خودتو برسون فهمیدیم
03:10باشه فهمیدم الان را میافتیم باشه
03:12شایکاه
03:25بودو قایم شو بودو
03:26بی این طرف
03:27بی اینجا
03:30جانر
03:32بفرمایید
03:39آه ببخشید
03:42آزمایشگاه کدوم طبقه ها
03:44تشریف ببری طبقه دو
03:45خیلی ما چکرم
03:47دنبالم بیایید عبله ها
03:50گفت آزمایشگاه
03:53داره میره نمونه ی خون رو عوض کنه
03:55درست حد ساده
03:57نواش یواش
03:59مراقبش نمینتت
04:00موسیقی
04:10موسیقی
04:40های حالید خیلی درد دارم پس این دکتر کجامون چرا نمیاد
05:00سبور باش الان بیاد عزیزم
05:02حالا شدم عزیزت شایک ها اینجا نیست نه
05:04ها خانم دکتر
05:06مثل این که بچه تون زودتر میخواد دانیا بیاد
05:09بایی آره خانم دکتر به ممانش رفته خیلی عجوله
05:12انقبازاتتون چند دقیقه یه باره؟
05:15راستهشو دیقت نکردم همش درد دارم اینطور بهتون بگم
05:19باشه من دستگاهو وصل میکنم تا انقبازتو چک کنین باشه
05:24نه نه نمیخوام دستگاهو وصل کنین خدای نکرده بچم تو ریش نشه
05:27یلیز اعتراض نکن همه اینا به خاطر سلامتی خودتو بچه است
05:30یلیز خانم ما باید اتاق عمله آماده کنیم
05:33اتاق عمله؟
05:34تازهه میدونید که بچه تون وارونه بود ببینم تغییر وضیح دادیم
05:37ای بابا پس میخواییم ببینینش
05:39باشه خوب
05:41آیی آیی من خیلی درد دارم حالیت باور کن خیلی درد دارم
05:45همش چیز میشه آیی
05:47همش انقباز دارم بعدش هم شدیدن درد میگیره اصلا حالم خوبیست
05:51آروم باشید آروم باشید همه چی درست میشه
05:53آیی خیلی خوب
05:55آیی ببینی همین الان شدیدم احتیاجی به دست کنیست دیگه
05:59نفس بکشیم
06:21حالیت
06:43خوبی عزیز دلم چیز ایدیش ندیدیم
06:46نمیخوام این زن اینجا باشه حالیت
06:47همین همونده که نمزد شوهرم موقعی زایی من بالا سرم باشه
06:51آی
06:53یلیس خانم
06:55شما مطمئنی که درد داری
06:57آره آره مطمئنم دارم میمیرم از درد
07:00اما اینجا هیچ نشونی از انقباز نیست
07:02نکنه دست که خراب شده چون من درد دارم
07:05خیلی هم درد دارم حالیت
07:07عزیزم میخوایی بریم کرای بستری شدن رو انجام بدیم؟
07:11خودشون انجام میدارم
07:12حالیت
07:13امکان دیر اگه سؤالی بپرسن که لزم باشه خودت جواب بدی
07:17باشه
07:19میگم چطور یه دستگاه دیگه بیارین؟
07:22آی
07:23به خدا بچه داره میاد
07:25آی
07:27آروم
07:28حالیت به خدا من دروق نمیگم باور کن بچه داره میاد
07:32آروم
07:33آروم باشید
07:34یلیس خانم
07:35گاهی وقتا مادران باردار دوچه رو دردهای کاذب میشند
07:38خلاصه بدونید که هنوز زمان زیمانتون نشده
07:41اما اگه بخوایید میتونیم همین الان بچه رو به دنیا بیاریم
07:44نه نه میخوا منتظر باشم
07:46به امید خدا داروز دیگه بچه تون رو بقل میگید
07:48باشه باشه میدونم ما مشکلمون یه چیز دیگه است
07:51من با چشایی خودم دیدم که اومد اینجا برای چی دارین دروق میگین
07:58خانم درست صحبت کنین چه دروقی؟ لطفاً بفرمایین بیرون
08:02ببینید آینده یه بچه دست شما از خواهش میکنم کارتون رو درست انجام بدید
08:08میفهمید؟
08:09خانم ما کارمون رو درست انجام میدیم لطفاً بفرمایین بیرون
08:12رابجی جون خواهش میکنم آروم باش
08:14باشه ببینید اگه کاری که گفتم رو انجام بدید
08:16اگه کاری که گفتی انجام بده چی میشه؟
08:19بیا اینجا ببینم
08:23بیا
08:24تو هدفت از این کارا چیه ها؟ مریض روانی؟
08:32حالی تو اشتباه متوجه شدی
08:33من اومدم اینجا که تست بچه رو
08:35ببور صدا تو
08:36بچه به تو چه مرگوطه؟ تست به تو چه مرگوطه؟
08:39عزیزم منظور منم دقیقا همین بود
08:41یه لیزو این در دست به یکی شدن
08:43برای این که تو پدر این بچه باشی
08:45هر کاری که دستشون بر بیاد انجام میدن
08:48هیچ میتونی برای چی؟
08:49برای این که میدونیم تو چه جونه وری هستی
08:52نه خیر
08:52هیچ ربطی به من نداره
08:54چون یه لیز خوب میدونه پدر این بچه حالیت نیست
08:57اما چون هیچ کسا نداره از تو کمک میگیره
09:01خوب گوشاتو باز کنین در
09:02برای آخرین بار خوشدار میدم
09:04دیگه هیچ وقت جلو چشم من نیا
09:06مگرنه یه لحظه تعلیل نمی کنم
09:08میفرستم ایت همون جایی که بودی
09:10اینو هیچ وقت یاد نره
09:11عصبانی نشو عزیز دلم
09:13آخه چطور ممکنه ها
09:18چطور ممکنه
09:20اگه بازم همچین دردی داشتید
09:24حتما ما رو خبر کنین
09:25اما اگه هیچ دردی نداشتید
09:27چمبه تشریف یارین
09:28باشه خیلی ممنون
09:30آقا حالیت فیلن همه چی روبه راهه
09:35اگه مشکل دیگه پیش نیاد
09:37چمبه میتونید بچتون رو بقل بگیریم
09:39خیلی ممنون
09:40مراقب خودتون باشین
09:42این روز خوش
09:42خیلی ممنون
09:43ممنون
09:44چرا اینطوری نگاه میکنی؟
09:50شنیدی که دکتر چی گفت
09:51گفت امکان داره درد کازب باشه
09:53چرا این کارو میکنی ها؟
09:58چرا با اندر دست بیه کی شدی؟
10:00با این که نمیدونم پدر بچه کیه
10:01تو رو تو خونه خودم راه دادن
10:03چی داری میگه حالیت من از این چی خبر ندارم؟
10:07نگاه کن
10:07دیگه حق نداری به من دروغ بگی
10:10حالا راستشو بگو
10:12بازی دیگه تمومه
10:13من هیچ وقت به تو دروغ نگفتم حالیت
10:15یعنی حد اقل تو دوران بارداریم بهت دروغ نگفتم
10:18این بچه واقعا مالیت
10:18خب اگه واقعا اینطوره
10:19چرا اندر خودشو به هر دری میزنی که اینو ثابت کنه؟
10:22از کهی تا را با این در سمیمی شدی؟
10:24نه من از این در خبر ندارم به خوده
10:25خجارت نمیکشی دروغه که میگی درد دارم؟
10:27باور کن درد داشتم حالی
10:29دکترم گفت این دردا دردای کاذبه
10:31خواهش میکنم حرفم را باور کن
10:33تنها کسی که این بچه رو نمیخواد شاهیکاست
10:35بسته دیگه ایلیس
10:36نمیخوام بیشتر از این دروغاتو بشنوم
10:39به هم دستات بگو بیان دنبالت
10:49حالیت با ایسا
10:54حالیت
10:58شماها کجایید؟
11:03داریم میرسیم؟
11:04نایید اشتباه شده
11:06یعنی چی؟
11:07یعنی زاییمانی درکار نیست
11:08تو خونه میبیند
11:09باشه باشه فهمیدم
11:11عزیزم یه دیست کجاست؟
11:14خودش میاد بیا
11:14به بچه ها گفتم برن خونه
11:17باشه
11:18حالیت
11:19حالیت
11:20پس این این در کجاست؟
11:27یه دیست
11:30دنبالت میگشتم
11:34اگه طرف حسابت من بودم
11:36نخشت عملی شده بودم
11:37ما به شاییکا که میرسی
11:39هیچ کاری از دست برنید
11:39یه باشتر داد نزن
11:40باید یه لیوان آب بخوریم
11:42با آرامش حرف بزنیم
11:43ما
11:43قدیما بدی کردنم
11:46عباحتی داشت
11:46اما این زن خیلی زرنگی
11:48نخیر ما احمقیم
11:49خیلی بد شد
11:50درست لحظه ای که به هدف نزدیک شدیم
11:52ما چمونو گرفتیم؟
11:53حالیت دیگه میدونه که ما با هم هم دستیم
11:55هر کاری کنیم باور نمی کنه
11:57روز به روز دارم
11:58از اریمم دورتر میشم جانر
11:59مثل این که علکی دلمون خوش کردیم
12:02ما از پس این زن بر نمیه
12:03هیچ وقت همچین چیزی رو قبول نمی کنم
12:05مخصوصا حالا که پسرم با اون زن زیری سقفه
12:08میگی چی کار کنیم؟
12:09از هر راهی که رفتیم شکست خوردیم
12:11شد اصلا لازم نیست ما کاری بکنیم
12:13منظور چی؟
12:15مگه این بچه دو روز دیگه به دنیا نمیاد
12:17پس بلاخره مشخص میشه باباش کیه دیگه
12:19حالا شایکا هر چقدر دلش میخواد تس بگیره
12:21ده تا بگیره یازده تا بگیره
12:23به همین راحتی
12:23آره خب شاید هم باید مسیر مستقیم رو بریم
12:27ببین خوهرم
12:29ما به اعتماد توپ ها تو این را گذرشیم
12:31و ما باید کاری کرده باشی که آبرمون بریم
12:33واقعا برای ما تصفیخم جاید
12:34خیلی خب بحث نکنید دیگه کافیه
12:36چاره ایجا سب کردن نداریم
12:39حالا دوباره باید برگردن به اون خونه
12:41خدا میدونه چه بلایی سرم میارن
12:42هیچ کس نمیتونه بلایی سرت بیاره نترس
12:46درسته که حالیت الان حرف ما رو باور نمی کنه
12:49اما نمیتونه از احتمال این که این بچه مال خودش باشه چشم پوشی کنه
12:52آره
12:54امیر اینا رو هم بگیری کارمون تمومه میتونیم بریم
12:57ممنونم
12:58دارید میرید؟
13:01یواش یواش جمع میکنیم
13:02اما اگه کاری دارین من میتونم بمونم
13:04نه منم میتونم بمونم رئیس
13:05نه کاری نداریم منم داشتم میرفتم
13:08آره دوسته چطوره بهتره؟
13:11خوبه تیلی بهتره
13:13چند لحظه پیش باشم
13:14خدا رو شکر
13:15مجرکرم ممنون
13:16خب دیگه بریم من میرسونم بهتون
13:19رئیس من خونه نمیرم
13:21دوستم تو این کافی شاپ بقلی منتظرمه
13:23باید برم پیشش
13:25خیلی خوب باشه
13:27زحمتتون نشه
13:28نه بابا چه زحمتی
13:29سر راهم میرسونمت
13:31نه باشه
13:32خدا حافظمیر
13:36من در رو میبندم و میرم
13:38باشه
13:38خسته نباشی
13:40باورم نمیشه به خود اصلا باورم نمیشه
13:45آخه بدشانسی در این حد
13:47ما چقدر بدشانسیم آب جوف
13:49به خدا اصابم انقل خوردی که
13:51آلوسری تیک انداختنم نداره
13:52ما بدشانس نیستیم
13:53نمیدونم
13:54نمیدونم این دختری داره چی کار میکنه
13:56که هر دفعه براش نقشه میچینم قصر در میره
13:58نمیدونم
14:00حتما یه رویشی داره
14:02باید اون راهو پیدا کنیم
14:04آب جوجون برحال
14:05هر کسی تو زندگیش یه دوران اوجی داره
14:07الانم شد دوران ما تموم شد
14:09و دوران شایکا شروع شده
14:10کاری از دستمون برنمید که
14:11آه مراقب باشا
14:12باشه بابا منظور امینه که
14:14هر احتمالی رو باید در نظر گرفت
14:16بعدیش اینه که وقتی گیلدیز بچهشو به دنیا بیاره
14:20ما نمیتونیم بریم بیمارستان
14:21آره درسته ما نمیتونیم بریم
14:23اما ببین حالیت رو این تست دی این ای خیلی حساس شده
14:26دیگه نمیذاری هیچ کسی تو کارش تخالت کنه
14:28نگران نباش خیالت راحت باشه
14:29تازه مادر یلدیزم قراره بیا تنهای که نیست
14:32مادرش میاد که چی بشه
14:33ما نمیتونیم از پس اون دختر بر بیایی
14:35مادرش مثلا میخواد چی کار کنه
14:37دلت خوشه ها
14:38آره درسته درست میگه
14:39ما بهش میسپاریم حواسشو جمع کنه
14:41چاره چیه دیگه
14:42آی
14:43آی نمیدونم جانیر خیلی حس بدی دارم خیلی
14:47اهمیت نده آبجی جون
14:49این حس به خاطر بدی خودته
14:51چون خودت بدی همچین احساسی داره
14:53منم هن از گای این طوری میشم جلدی نگیرم
14:54آآآآخیلی زبون دراز شدی
14:56وقتشی که بزنم کبودت کنم
14:58اما جانر
14:58خیلی خوب
14:59بالا عصبانی نشد
15:00داشتم شوخی میکردم
15:01بابا این برج زهر مار نشستیم
15:02زانی و قم بقلی یرفتیم
15:03میخواستم یه خورد روحیه بگیریم
15:05ای بابا
15:06آخه تو که باید فکر کنیم آبجی
15:09درست میگی
15:11باید سب کنیم و ببینیم چی میشه
15:13آه آه دقیقا همینطوره آفرین
15:16جانر مثل این که دستم هم داره خوب میشه
15:19معلومه که خوب میشه آبجی جون
15:21حالا بهترم میشه
15:22الی قربونت برن
15:24خوب میشه خوب میشه نگیرم نباشه عزیزم
15:29درسته
15:36همینجاست ممنونم
15:43شب خیر
15:44شب خیر
15:45میخوام یه چیزی بهتون بگم
15:52بگو
15:53به خاطر دیشب واقعا ازتون عوض میخوام
15:58بابت دوتتونم ممنونم
16:01باور کنین من بعد مدت تاییه و احساس کردم
16:05که حالم خیلی خوبه
16:06برای من شب خواستی بود ممنون
16:08راستش برای منم خیلی خواست بود
16:10برای اولین بار پارتنرم وسط مهمونی منو گذاشت و رفت
16:14الان که بیشتر شرمنده شدم
16:16بگ سریم
16:20بهتر دیگه راجب این موضوع حرف نسیم
16:22بازم ممنون
16:23باشم
16:24شب بخیر
16:25شب بخیر
16:36دخترا
16:38فدت چه هم خوبی؟
16:39خوبه هم عزیزم تو چطوری؟
16:41هیچی هم اینطوری پرسیدم
16:43به هر حال اتفاق امروز حتما برای تو هم واقعا سخت بوده
16:47راستش اولش نگران پدرت بودم
16:52اما بعدش دیدم دلیلی نداره نگران باشم
16:54چطور مگه؟
16:57خب اگه این بچه واقعا برای پدرت بود
17:00اینا خودشون رو اینقدر درد سر میداختن؟
17:03ای آره راست میگیا
17:05این درم دستبردار نیست
17:06قدیما همش یلدیزو عذیت میکرد
17:09اما الان با هاش دوست شده
17:10بسر بشن
17:11از اینا هیچی بعید نیست
17:13پس چرا یلدیز دوباره برکشتی؟
17:15بایدم برمیگشت؟
17:16بریش کنیم بره آبرمونو پیش اینو اون ببره؟
17:19بگه منو با این بحشهی توی شکمم
17:20از خونشون بیرون کردن؟
17:22بدرتم فقط به خاطر همین دندون رو جگر گذاشتیم
17:26اما به زودی تکلیف هممون مشخص میشه
17:30شبتون بخیر باشه
17:34بیا بیا یلدیز جون
17:35میخوام به خاطر این که بهترین روز زندگی ما خراب کردی
17:38تشکر کنم
17:39زهرا آخه بچه ای من از کجا باید بدون کتاب تو که ای آمده میشه؟
17:42دروغه که گفتی درد دارم باشه قبول
17:46لابد میخواستی بهت توجه کنن
17:47اما آخه چطور تونستی با این درد دست به یکی کنی؟
17:50واقعا که متاسفم برات
17:51آره یلدیز
17:52بذاریم
17:53آره دیگه خیلی نمیخواد مرمتش کنید
17:55شیطون گولش زده
17:56این آخرین تقلده هاشه
17:59من با کسی دست به یکی نکردم
18:01میخواییم باور کنید میخواییم نکنید
18:03فدودشم واقعا باید مجسمی تو رو بسازن
18:06چطور میتون اینقدر سبور باشی من باورم نمیشه
18:08خیلی خواب فهمیدم من تو جمع آدمی زعیف جایی ندارم
18:12فقط خوب بوش کنید ببینید چی میگم
18:15این بچه مال حالیته
18:16اسمشم حالی جانه
18:18ما با همدیگه اینجا زندگی میکنیم
18:20بهتره به این شرعه دادت کنیم
18:22دوبله شده در اسلی و جری
18:31من که دیگه به چشم یه دیوانی بهش نگاه میکنم
18:34من اومدم
18:37لیلی
18:38بله
18:39آآ
18:40زود برگشتی
18:42رئیس هم من رسون
18:44یعنی چی؟ چرا بر رئیستت برسونده؟
18:47یعنی چی که نداره رسوندم خوب برم دستامو بشورم
18:50وا
18:51ببینم لیلی
18:52شنیدی که رئیس مخه کارموزاشون رو میزنه
18:55نکنه این آدم میخواد مخه تا رو بزنه
18:57نه نگران نباش
18:58آقا کای آدم معدبیه
19:01تازه چرا دروگ بگم
19:05وقتی میبینم بعد مدت ها یه مرد اینقدر خوب با هم رفتار میکنه خیلی
19:09حس خوبی به هم میده
19:11وای لیلی
19:13تو به اندازه کافی مشکل داری
19:14خواهش میکنم دیگه مشکل تراشی نکن
19:16نمی کنم آروم باش
19:18نگران نباش
19:19چطوره برم دوش بگیرم هم؟ آره برم
19:23حولت اونجا آویزون کردم
19:24خودت برشید
19:25من اینجا
19:26باشه
19:28حالیت
19:31نمیخوام با هات حرف بزنم برو بیرون
19:34اما باید حرف بزنیم
19:36راجعه به چی میخوایی با من حرف بزنیم؟
19:39من دیگه حرفای تو رو باور نمی کنم چرا نمیفهمی؟
19:42حالیت ببین من میدونم صورت خوشی نداره
19:44اما باید حرفم رو باور کنم
19:45چرا باید باورت کنم؟
19:48خب اگه حرفم رو باور نمی کنی پس چرا من هنوز تو این خونه هم؟
19:51چون نخواستم یه زن باردار آواره بشه
19:54مگه قبلن این کار رو نکردی؟
19:55حالا چی عوض شده؟
19:57اگه منظورت ماجرهی مصموم شدن عریمه حق با من بود خودم خوب میدونی
20:00از مصموم شدن عریم چه نتیجهی گرفتیم؟
20:04این که من بیگناهم
20:05این بارا من هیچ گناهی ندارم
20:07چرا حرفم رو باور نمی کنی؟
20:08همه سعی می کنن من رو مجرم جلوه بدن
20:10این حرف همش بیخوده
20:11شایی که سعی می کنه تو رو غانه کنه که این بچه از تو نیست
20:14اما من می دونم که تو دوست داری این بچه مال تو باشه
20:17دیگه واقعا شورش رو در آوردی
20:19تو دلت به حال هیچ کس نمی سوزه حالیت
20:22مخصوصا من
20:23برای همین دیگه مطمئن شدم
20:25از چه مطمئن شدی؟
20:26از این که آمادگی پدر شدن رو داری
20:41آیشه
20:44فای باسم یادم رفت
20:46لیلی تلفون
20:47الو
21:05سلام داری منم کایا
21:07سلام
21:09من سیبالم
21:10دوست لیلی در واقع همخونه
21:13سلام سیبر
21:14حالت چطوره بهتری؟
21:16گویا دیشب حالت بد شده بود
21:18آه بله خیلی ممنون
21:21الان بهترم
21:22خدا رو شکر
21:23لیلی خونه است
21:24میشه باش حرف بزنم
21:25لیلی موبایلش رو خونه جا گذاشته
21:29امشب قراره خونه دوست بسرش بمونه
21:31اگه پیغامی داریم
21:32بگین من بهش میگم
21:34نه پیغامی ندارم
21:35خودم فردو باش حرف میزنم
21:37ممنون
21:38باشه شبتون بخیر
21:40شب بخیر
21:42این به نفع هر دوشونه
21:49خوش اومدید اصمو خونه
22:10سلام آیزل
22:11من بازم اومدم
22:13خوش اومدید شما بفرمی بشنید
22:16تا من لیلی خونه ما خبر کنم
22:18باشه
22:19آیزل
22:20ایشون مستخدم جدید من هستن؟
22:24نه خونه
22:25ایشون اصمو خونه من
22:27مادر لیلی خونه
22:28آه آه که اینطور
22:30عذر میخوام
22:31گرچه تو همون نگاه اول باید میفهمیدم
22:35مادر لیلی سستیم
22:36شما شایکا خونه هستین درسته؟
22:39بلی خود
22:40ببخشید من نشناختمتون
22:41میدونید
22:42آخه من زنهای خونه خراب کن
22:44و تو نگاه اول تشخیص نمیدم
22:46مامان
22:48هیلیز
22:49مامان
22:50دخترم خوبی؟
22:52بیا
22:53مامان
22:53ممنون که اومدی
22:55دختر قشنگ
22:57مامان
22:57عزیزم
22:59شایکا
23:03پس با مامانم آشنه شدیم
23:05مامانم به همون اندازه که خوشگله رو کم هست
23:09اینم آخرین شکارچی شوهرمون شایکا
23:11بله
23:12در و تخت خوب جور شده
23:15من دیگه باید برم
23:16شما رو راحت میسرم
23:19لباسشو دیدی؟
23:24منم این پیرهنی که تو برام خریدی و پوشیم
23:26نا راحت نباش دخترم
23:27تو هرچی بپوشی بهت میاد
23:29الهی مامان بربونه
23:30بشالم که اومدیم
23:31اینا که عزیتت نمی کنن
23:32بیا بریم
23:34بریم تو پذیرهی بشین
23:36باشه
23:37آیسن
23:37بیا سا که مامانمو بردار
23:39بیا مامان جو
23:41یلدیسو که چیزی از من پنهون نمی کنی دخترم ها؟
23:44آیی مامان مگه نمی بینی؟
23:46دارم با اون دو پاره استخون سرکله
23:47می زنم چی از این بدتر؟
23:49اگه عزیتت می کنه
23:51بگو از وسط جرش بدم
23:52دوتی که استخون که بیشتر نیست زنیکه
23:54کش می تونستی
23:55اما اون وقت خالید سر هر دومونو گوشتا گوش می باره
23:58همون لاغر مردنی دو هیچ جلوه
24:00تو کجا می مونی؟
24:02پایین تو تا غایی سل بودم
24:03اما آب گره شدم رفتم طبقه یه بالا
24:05چی شد؟ چی شد؟
24:06وای مامان تو هم که انگلیسی دزمن ضعیف تره
24:09آیی
24:10یلدیس خانم؟
24:11بله صدقی
24:12آقا حالیت کفتن ببرمتون برای بچه خرید کنید
24:14چی؟
24:15من بیرون منتظرتونم
24:17باشه باشه
24:18الان نیاییم
24:19چه خبری این دیست؟
24:23آی مگه نشنیدی؟ بزن قدش
24:25حالیت گفته برم برای بچه خرید کنن
24:27درسته که شاییکا لاغره
24:30اما زبون من مارو از لونش میاره بیرون
24:32پاشو بریم پاشو
24:34برای خودمونم چند دست لباس میخریم
24:36وای خدای شویره
24:37آیسل کیفمو بیار
24:39یا نه نه یار
24:41یه کیف نو میخرم
24:43جانه برات کهره بردم
24:47صبح بخیر من اومدم
24:49صبح بخیر
24:49صبح بخیر
24:50میبینم که کیفت کوکه
24:52جدی میگی؟
24:54ظاهرت که اینطور نشون میده
24:55این گلا برای کیه؟
24:57برای ما خودمون خواستم دفترمون خوشگل شه
25:00ایوال
25:02آفرین میبینی؟
25:05این ایده ها همش به فکر خانما میرسه
25:07منو تو چی کار کردیم ها؟
25:09منو این رفتیم اومدیم رفتیم اومدیم
25:12حتی یه دونه گلم نخریدیم
25:13همینطوری خوشگو خالی میشستیم
25:15انگار نه انگار
25:17امیر جان آخه مگه من وسط این همه گرفتیم
25:20میتونم به این چیزو فکر کنم
25:21من اگه دست گل بخرم میبرم
25:22یه سر مزار کدک درونم
25:23چونت اول صبحی چرا انقدر دپرسی؟
25:26نپرس نپرس
25:28نمیخوام همه چیگیه ها برای طریف کنم
25:30و به ترسونمت
25:30زبونت بد میاد به خدا
25:32من دوزه پایین تر برای تماده کردم
25:34یواش یواش به خورده
25:35میدم مثلا دیروز که خوهرم رو دیده
25:36یه اون دوزه اول
25:37مثل این که از منم خوشش نهیم
25:40من اگه جای تو بودم به دل نمیگرفتم
25:42چون این آدم
25:43تو کل دنیا
25:44حتی تو کل کائنات فقط
25:46ایریم و جانه رو دوست داره
25:47صبح خیر
25:49خوش اومدی
25:50خیریم هم میرم من تو تا دارم
25:51چه شده؟
25:56خدا شاهده اگه این بارم
25:58موضوع رجب خوهرم باشه
25:59با کل خودم از بالکا میندزم پایین
26:02لیلی؟
26:05نکنه باز تو دست گل به آب داریم
26:07نه من کاری نکردم
26:08به من چه مربوطه؟
26:09آره چه رب تیبه لیلی داره؟
26:12شاید اول صبح خوابا لوده
26:13من یه قهفه درست میکنم
26:15براش میبرم
26:26براتون قهفه آوردم
26:28آقای کایا
26:28ممنون بذارش همونجا
26:30آقا کایا
26:33به نظر پکر میرسیم چیزی شده؟
26:36نه فقط
26:37سرم شروع خودت که میبینی
26:39باشه
26:41اگه چیزی لازم داشتین صدام کنیم
26:44لیلی؟
26:47دیشب میخواستم زنگ بزنم
26:49رجب پرونده آقا مری ازت سؤال کنم
26:51اما فکر کردم شاید خونه نباشی منصرف شدم
26:54کاش زنگ میزد این خونه بودم
26:56نه دیگه لازم نبود
27:01خودم حلش کردم
27:02خسته نباشی
27:04لیلی؟
27:09لیلی؟
27:10اری؟
27:11با دا این بیایین
27:12با دا این با دا این
27:12یه خبر توپ براتون دارم
27:14با دا این بیایین دیگه
27:15چشده؟
27:15چه شده؟
27:16چه شده؟
27:16لیلی واقع موجزه چه شده؟
27:18همه یه کتاب هم فروش رفته
27:19همه همه
27:20تبریک میگه
27:24ممنونم تو هم بیا تو هم بیا
27:26وای آکین الان زه زهد گفت همه کتابات فروش رفتن میرن برای چاپ دوام این بار دیگه لازم نیست بود بدن
27:38وای خیلی خوشحالم عزیزا
27:40چی شده چه رویه ها محبتتون گل کرده
27:42وای لیز نمیدونی چقدر خوشحالم همه کتابات فروش رفتن
27:46تبریک میگم زهرا
27:48اصم خانم اینقدر خوشحالم که نگو خوش اومدی قربونت بشم
27:52ودت شم ازیزم جون
27:54راست میگه
27:56ببینم کتاب هاش بزی نوشته
27:58نه خودشناسی
28:00خوش اومدید
28:02این دیگه که
28:03معرفی میکنم اید دست راست شاهیکا و همچنین پسر معنوی ما
28:07خوشبختم
28:08سلام اری
28:12سلام
28:13خوب حالا
28:15اگه میخوین لباسای جنگلیه دادش فینگلیتون رو ببینین
28:19نمال من بیای
28:19من میرم یه چیزی
28:21منم برم با آکین زنگ بزنم
28:23من خودشان خوشمالم من
28:25آیسان
28:29حد دقل تو بیا
28:30من میرم
28:39باش رئیس
28:42نه
28:47نه نه رئیس صد درصد از یه چیزی نراحت من میدونم
28:51شاید خستگیه کار باشه
28:54نه نه من میشناسم
28:55شاید من یه چیزی شده شکل نکنم
28:57بله رئیس
28:59چشم
29:00چشم الان میفرستمش
29:01کارموز
29:03رئیس طولتش رو جا گذاشه گفرش ببری
29:05خیلی خوب باشه
29:07اینم خیلی خوب کار میکنه
29:15آلیه
29:17همه یه کارا رو انجام میده
29:23موسیقی
29:25موسیقی
29:27موسیقی
29:29موسیقی
29:31موسیقی
29:33موسیقی
29:35موسیقی
29:37موسیقی
29:39موسیقی
29:41موسیقی
29:43موسیقی
29:45موسیقی
29:47موسیقی
29:49موسیقی
29:51موسیقی
29:53موسیقی
29:55موسیقی
29:57موسیقی
29:59موسیقی
30:01موسیقی
30:03مامان
30:06تاج هم کجاست
30:08تاج
30:08زود باش پیداش کن
30:10یادت نره بعد از این که از اتاق عمل آوردنم بیرون بذاریش رو سرم
30:14زایمانم همینطوریش هم خیلی ساده است
30:16من حتی دیدم بعضیاتو اتاق پذیرایی از مهمون جنگل درست میکنم
30:20آیی حالی جنجون
30:21منذرت میخوام پسرم میدونم همه چیز خیلی ساده
30:23بیناهاش میذارمش اینجا
30:25باشه گمش نکنیم
30:26دخترم همین که سالم و سلامت به دنیا بیاد کافیه
30:29ببین چی میگم
30:30این زن برای چی اومد اینجا
30:31وای نگو
30:32دلش ناییمده حالیتشو تنها بذاری
30:34طرف داره بابا میشه اون وقت اینو میخواد چی کن
30:37حرف اون نکبتو نزن
30:38الان نمیتونم بهش فکر کنم
30:39آره دخترم راست میگی
30:41تا اینجاشو تعمل کردی دیگه آخراشه
30:43بزیدی بچه تو بقل میگید
30:44آیی حالی جنم داره میاد
30:46الائی فداش بشم
30:48خب حاضری لیز جان
30:51آره حاضرم
30:52وای
30:53یهو احساستی شدم
30:55اینا عشق شادی هم
30:58آره یهو حیجان زده شدم
31:00انگار قلبم تن تن میزنه
31:02آقا حالیت اگه بخوایین شما میتونیم بیایی داخل
31:05نه من نمیام
31:08هر طور میلتونه
31:10پس دیگه یواش یواش بریم
31:13باشه
31:13باشه
31:14مامان من دارم میرم
31:17باشه دخترم فقط آروم باش خوب
31:19باشه مامان
31:20یهوی سرزگی هستم
31:21همینجا بمونیا باشه
31:24بای قلبم تن تن میزنی
31:25آیی خیلی های جن زده نمارو کنار
31:27آیی
31:28آیی
31:29آیی
31:30آیی خودشون
31:44دشتم با بچه ها حرف میزدم
32:03نگران ارین بودم
32:04حالش چطوره؟
32:05آه حسابی میخواستی چطور باشه؟
32:09همه بی سبرانی منتظره خبر ما هستم
32:11همه من مطمئنم
32:14تو اصلا نگران نباشم
32:16الان نمانه یه خونو میگیرن
32:19تا یه ساعت دیگه هم نتیجه مشخص میشه
32:21پسرت گرست نست مامانیش
32:46میخوای بهش شیر بدی؟
32:49پسر قشنگ من ها؟
32:51میخوای بهش شیر بدی؟
32:52آره آره میخوام
32:53باشه
32:54آیی گریه نکن عزیزم
32:56مامان
32:59جانم
32:59جانم دخترم
33:02خانم پرستانو میشه شما بگیرینش
33:05بیا بقلم کچولو عزیزم
33:08از بچه نمونه خون گرفتن
33:11بله گرفتن
33:12باشه
33:13الان مامانی بهت شیر میده
33:16گریه نکن
33:18آبجی
33:21هنوز خبری نشده
33:23لابود همه چی رو به راه دیگه
33:24باش بریم الان میان مچه منو میگیرن
33:26تا وقتی گلدیس خبرمون نکرده
33:28همینجا میمونیم جانر جان
33:29به نظرت بچه به دنیا اومده؟
33:33ساعت چنده
33:34آره دیگه باید به دنیا اومده باشه
33:36تو رو خود رو ببین به چه حال روزی افتاده
33:39نشستیم رو سندلی بیمارستان منتظر به دنیا اومدن بچه حالی توی گلدیسیم
33:42به خدا میدونه دیگه چی قرار سرمون بیاد
33:44باور کن که منم نمیدونم
33:47چی شد؟
33:51خیلی مزخر است
33:52خنده هم میگیره
33:54نه خنده من خنده هم میگیره
33:57چی شد به این حال روز افتادیم جانر چی شد که این تاری شد؟
34:00منم نمیدونم حبچی چون منم نمیدونم آری
34:02بس دیگه چیدی باش
34:04بایی
34:06باشه
34:08چیدی باش
34:30هایی الهی مامان فداد بشه
34:40بیا
34:41حالیت
34:43ببینش تو رو خدا ببین پسرمون چقدر خوشگلی
34:47واقعا برات متاسفم
34:50چی شده؟
34:51میخواستی چی بشه؟
34:52ای بیهایا بگو بینا پدر این بچه کیه؟
34:54حالیت
34:54حالیت تو چی داری میگی؟
34:56من که بهت گفته بودم اگه نتیجه تست منفی باشه
34:59یعنی شایکا تستو عوض کردی؟
35:00به من دروغ نگو
35:01خودت نتیجه رو ببین
35:02هیچ که تستو دستکاری نکرده
35:04من از همون لحظه ای که نمونه خون گرفتن تو آزماشگاه بودم
35:07یه من میدونستم هم چین کاری میکنه
35:09حرفش رو باور نکنم
35:10میلیس شنیدی که چی گفتم
35:11بچه تو بردارو از زندگی من برو بیرون
35:14حالیت
35:18حالا چی کار کنی میلیس؟
35:19مامان
35:19جانم پسرم گریه نکن چیزی نیست
35:22مامان زود باش به این در زنگ بزن
35:24زود باشه
35:25باشه دخترم باشی
35:26سبکالم
35:28آی خدا
35:28جانم عزیزم
35:29آی خدا
35:30یلدیزه
35:38الو
35:38الو
35:39بله الو
35:40منم از ما مادر یلدیز
35:42چی شد؟
35:43حالیتو من تو اتاق داد و حوار کرد
35:45گفت این بچه مال من نیست
35:47ایلدیز گفت به تو زنگ بزنم
35:48میگه همش نقصیر شاهیکاست
35:50آه
35:51آره
35:52حرص میزدیم که این طریشه
35:54الان نیاییم بابای
35:55شاهیکا
35:56پاشا بریم
35:57معلوم بود این طریم
36:00میشه اینو بگیرم
36:01آه
36:01بده
36:13ممنونم
36:22ایندار
36:35حقیقت معلوم شد
36:37آره
36:38معلوم شد
36:39چی؟
36:41بدشمال حالیت نیست
36:42تو چطور تونسته همچین کاری بکنی گیلی؟
36:45چی داری میگی اندار
36:46منو به بازی گرفتی
36:48این نکنه هم دست شاهیکایی
36:50پدر این بچه کیه؟
36:52شما همه تون دیوونه شدید
36:54میگم من هیچ وقت به حالیت خیانت نکردم
36:56معلومه که پدر این بچه حالیته
36:58آخه چرا حرفمو باور نمی کنی؟
37:00من دیگه دارم دیوونه می شم
37:03به خدا دارم دیوونه می شم
37:04اندار
37:04باید حرفمو باور کنی
37:06همش دیره سر شاهیکاست
37:09من مطمئنم
37:10این در
37:16یه کاری بکن
37:20دوبل شده دار
37:23ایسی دیو جیل
37:50موسیقی
38:20موسیقی
Comments