- 6 weeks ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:01فکر نمی کردم نقشده انقدر بی نقص و کامل باشه
00:04نه بابا
00:06چرا؟
00:07می دونی که قانع کردن حالیت سخته
00:09درسته
00:11کار هر کسی نیست
00:12اما گفته بودم که من می تونم
00:17هندر یادم رفته بود تو چه زن باهوش و سیاست مدری هستیم
00:22خب یادت اومد
00:24می قولم عمل کردم
00:27اگر بعد از این هر کاری که بهت بگم و بکنی کارمون راحت تر می شه
00:36هندر
00:38اصلا فرصت نشد با هم حرف بزنیم
00:40هرچی که باید می گفتیم و گفتیم سینان
00:45می دونم
00:46ازم دل خوری
00:50من نتونستم فراموشت کنم
00:56اون دیگه مشکل خودته من فراموشت کردم
00:59پس ازت خواهش میکنم به چیزایی دیگه فکر کن
01:04هندر
01:05ما هم دیگه رو می خواستم
01:08برار بود با هم ازدواش کنیم
01:11شجوری اینقدر راحت منو می سری کنم
01:17سینان معلوم تو چته؟
01:20وقتی هیچی پول تو جیبم نداشتم
01:23تو خیلی سری منو پاک کردی و فراموشم کردی
01:26یادت رفته؟
01:29ترسیده بودم
01:30نمی دونستم چی کار کنم
01:33تا بخوایی بفهمی چی کار کنی؟
01:36برای من مردی
01:38هندر می کنیم دذاریم دیگه
01:40دوباره از سر شروع کنم
01:49مگه دیوونه شدم که بخوام دوباره با تو شروع کنم
01:52سینان
01:54حیف عمری که برا تلف کردم
01:58همین زهرا از سرتم زیاده
02:15عبجی جون
02:18عجیبه امروز خیلی ساکتی
02:23جانر جون می بینم که زندگی اکشن دوست داری
02:26به خاطر این که کاری نمی کنم
02:27یکم کلافه شدی
02:29نه نه من از شرط فیلم خیلی خیلی رازیم
02:33اما از بعدش می ترسم
02:36نه ترس
02:38یه مدت سب میکنیم ببینیم چی میشه
02:41مطمئنم که یه روزیل دیزم رفتنی میشه
02:45عبجی جون شنیدی قدیمی رو میگفتن
02:47چاهمکم بحر کسی اول خودت دوم کسی
02:50پسرم بذار استراحت کنم عزیزم
02:55استراحت کن
02:56اما من نگران اینم که آرامش تو آرامش قبل از توفان باشه
03:01میترسم دو روز دیگه با یه نقشه پلید دیگه بیای سراغم
03:07منو میشنسی
03:09کسی نباید با هم در بیفته
03:14میدونم خوب میشنسمت
03:23زهر جون
03:25نوشه جون
03:26آیندر
03:27چه خبر
03:28حالت چطوره
03:29سلام
03:31خوبم
03:31با دوستام قرار دارم
03:33خب تا وقتی که اونا بیان پیش ما بشنین
03:36آه
03:37لطفا بفرمین
03:38یه نوشیدنی بخورد
03:42پس چند دقیقه میشنین
03:47ممنونم جانر جون
03:54آراستی جانر جون
03:55وقت نشد ازت تشکر کنم
03:57به لطف تو با بابام
03:58آشتی کردم
04:00خواهش میکنم عزیزم من
04:02معمور جوی نقشه های پلید شما
04:05اون کار خواستی نکردم
04:07هدف اینه که مشکلات حل بشه
04:09درسته میگم؟
04:10آه درسته درسته
04:12همه چی رو برا شد
04:13حتی بابام من و سینانو دوت کرد
04:16خدا رو شک آشتی کردیم
04:20خدا رو شک
04:22آه
04:23بابا تحالش چطوره؟
04:25بابامم
04:26حالش خوبه
04:27پیش پاتون حرف زده این با یلدیس و قایقه
04:30گفت که آشتی کردن
04:35حدس میزدم عزیزم
04:37غیر منتظره نبود
04:40خب بگذاریم
04:41امیدوارم اونم خوش وقت بشن
04:43ما اون شب تمام حرفایی که باید به حالیت میگفتیم و گفتیم
04:46دیگه کاری نمیشه کرد
04:47آره خب راست میگیم
04:55با اجازتون ما بریم دیگه
04:57بچه ها الان میرسن
04:58بگو اونم بیا نینجا من که هست
05:03آه نه نیازی نیست
05:09بهتون خوش بگذاریم
05:11به شمام همینطور
05:12با بای
05:12خدا فیس خدا فیس
05:21این درزن خیلی خوب و مهربونیه
05:23احتمالا
05:27تونستیم زهره رو بکشیم سمت خودمون مگه نه
05:32همینه دیگه
05:33همینه که میگن آدم از فردای خودش خبر ندارو
05:35کی فکر میکرد تو زهره با هم جفت جور بشین
05:39گندش نکن
05:40این کار رو کردم تا بعدن کارم را بندزم
05:44اگه با من باشه اصلا نمیخوام ریخت زهره رو ببینم
05:49رو بین چی میگن؟
05:50به نظرم اون پسر سینان آدم چشنا پاکیه
05:54از من گفتم
05:55مگه چیزی ازش دیدیم؟
05:57مردی که یه لحظه از تو چش پرنه میدهشت
06:00خودم دیده
06:02جانر مزخرف نگو
06:03آب جی جون دارم راست میگن
06:05راستشو بخوای کلن نسبت به این پسر سینان حس خوبی نداریم
06:09اگه یه وقت ازیادت کرد به این بگو برم فک و دهنشو بیارم پایی
06:12من دادم بی غیرتی میستم ها
06:15وای تا داشت کچیکم غیرتی شد
06:18قربونه تا داشت با غیرت هم
06:21نگره نباش سوپرمن
06:23هیچ خلطی نمیتونه بکنه
06:33الو
06:33اندر خانو
06:35خودم هم
06:36سلام من هاکان هستم از چه
06:39شما دوست علیهان نیستی؟
06:42بله بله میخواستم در مورد یه موضوعی وقتتون رو بگیرم
06:45در مورد چی؟
06:46یه پیشنهاد کاری براتون دارم
06:48به همون اطلاع دادن که شما
06:50با برنده کار میکنید
06:53درسته پیشنهاده زیادی به هم دادن
06:55خب منم قبول کردم چطور مگه؟
06:58آلیه پس در اولین فرصت دوست دارم که با شما در زمین کاری صحبت داشتن باشه
07:02باشه منم خوشحال میشتم با هاتون همکاری کنم
07:05نیم ساعت دیگه میام شرکتتون باشه
07:07بسیار علیه با بای
07:26جانر؟
07:28امروز یه پیشنهاد جدید کاری گرفتم
07:31چه خوب
07:32شخی شخی وارد دنیای کار شده یا بارو ببینم چی کار میکنم
07:35میدونی از کی؟
07:37از کی؟
07:38از علیهان
07:39حابجی داری جدید میگی؟
07:41علیهان اینا رفتن یه شرکت تولیدی خریدن
07:44برای تراحی مودلاشون میخوان از اسم من استفاده کنن
07:49باورد میشه؟
07:50جدید میگی؟
07:51اسم نهر کردیم و خودمو خبر نداشتیم
07:55البته با علیهان حرف نزدم
07:58با حاکان حرف زدم
07:59اما حاکان بیقبر از علیهان آبم نمیخوره
08:01یعنی میگی علیهان بله رو دارد
08:06آره اما باید جامون رو اونجا سفت کنیم
08:12گاشت که تمام کارای شرکتشون رو به ما بدنه؟
08:16چرا که نه حتما میشه جنر جو خواستن توانستنه؟
08:20باید هم دیگر ببین
08:30چرا؟
08:31لا دfigونها میبیر
08:44در موردی موزیمی خام هرفت ازم
08:55فرده همه هاییش
09:05سینان لطفاً این آخرین دیدارمون باشه
09:14این کارا چیه؟
09:17عزیزم برای تو
09:18سینان نکنه زده به سرت
09:21ببینم چون دوبار همدیگر رو دیدیم دلیل نمیشه که بخوایی برای من این کارا رو بکنی
09:25به خیال اندر
09:28خودت هم میدونی من و تو همدیگر خیلی دوست داری
09:30اندر از وقتی دوباره دیدمت همش فکرم پیش توه
09:35میدونم تو هم منو دوست داریم میدونم
09:38سینان مزخرف نگو
09:40یادم نرفته که با من چی کار کردی
09:44بذار یه چیزی رو خوب بهت بگم
09:46تا وقتی که زنده هستم
09:48بعدی ای که در حقم کردی رو هیچ وقت فراموش نمی کنم
09:55اینجوری میگه چون اصابانی هستی
09:58اگه من برات مهم نبودم تا این حد از دستم اصابانی نمی شدی
10:02خودتان میدونی
10:03مگه میشه از دستت اصابانی نشد
10:06کارایی که کردی برای قابل حضم نیست
10:10زمنان کی گفته که تو برای من مهم میسین آنجا
10:13خودتو خیلی تحویل نگیر ازیزم
10:15اندر تو حتی نمیذاری برای توضیح بده
10:19نمیخوام
10:22این آخرین باریه که هم دیگر رو میبینیم
10:25پس مزاهم من نشد
10:28فهمیدیم؟
10:35دوبله شده در سمیو جنی
10:41فهمیدم
10:41فهمیدم
10:42باشه اشکالی
10:43بفرمایید از این
10:44ممنونم
10:44پس در اولین فرصت یه جلسه با هم میذاریم
10:46آلیه
10:47خداحافظ
10:49مطل شدید
10:51میبخشید
10:51سلام هاکان جان
10:52سلام
10:53برادرم جنر
10:55میشناسمیش
10:56حالتون چطره؟
10:57خیلی خوبم ممنونم
10:58جنر بهت توضیح میده
11:00چه کارایی رو میتونیم انجام بدیم
11:01حالیه
11:02پس لطفا بفرمایید بریم تو اتاق کنفرانس
11:05باشه
11:11بفرماییم
11:15من میرم
11:16فایلهایی که گفتم رو برا میمیل کن
11:18چشم
11:20سلام انتر حالت چطور؟
11:22سلام علیهان جان خیلی ممنون
11:24سلام علیهان مشتاقی دیدار
11:26سلام جنر
11:27مو هم اومدیم
11:28در مورد پروژه جدید حرف بزنیم
11:30تا نمیهی پیشمون؟
11:31یه کار واجب برام پیش اومده
11:33باید برم
11:33اما خیلتون راحت
11:35حاکان هست
11:37علیهان جون
11:37شرکت جدیدتو به دست آدم هایی
11:39مطمئنی سپردیم
11:41با جنر اونجا رو میتره کنیم
11:43مطمئن باید
11:43شکی درش نیست
11:44خیلی خوب پس محفظ باشیم
11:46با بای
11:49بفرماییم
11:56حاکان نظره چیه؟
11:58خیلی عالیه مگه نم؟
12:01به نظر میاد که شروع خوبی داشته باشیم
12:04ببینم مگه شک داشتیم
12:07یکی از دلائل انتخاب ما همین بود دیگه درسته؟
12:11آره
12:12خب
12:14دقیقا کهی قراره شروع کنیم؟
12:18راستش ما شروع کردیم
12:20ببین هاکان جان چی میگم
12:22برای این که
12:23خب من پروژه های زیادی رو توی دستم دارم
12:26جانه رو میذارم پیش تو
12:27اون به کارا کاملا وارده
12:29یعنی در جریان همه چی هست
12:31یه جایی رو به مدت دو سه هفته براش مشخص کن
12:34اونم کارا رو انجام میده
12:37نظره چیه؟
12:39موافقی؟
12:40عالیه
12:40پس عالی شد
12:44عالیه
12:44منم اینجوری وارده دسته کارمندار میشم
12:51اوکی جان
12:53پس شروع میکنی؟
12:54شروع میکنی؟
13:04من و تو هم دیگره خیلی دوست داریم
13:07اندر از وقتی دوباره دیدمت همه شکرم پیش توه
13:11تو هم منو دوست داریم
13:13میدونم
13:16ازم دلخوری
13:18من نتونستم فراموشت کنم
13:21اندر میتونیم از اینجا بریم
13:23دوباره از سر شروع کنیم
13:27ها؟
13:34فراموشت کنگ
13:50آباست
13:51آبجی، خیلی گوشت هم شده. چیزی برای خوردن داری؟
13:54توی اخشال یه چیزایی هست
13:57آبجی، چی شده؟ چرا پکری؟
14:01نکنه دلتنگه حالیت شدی؟
14:03اب نداره شوخی کن
14:04یکی دو روز دیگه که رفتی پیش علیهان اون وقت بهت میگم
14:07آبجی، اون کاری که برام جور کردی فقط به درد خودت میخوره
14:12برن از انجانه
14:13به خاطر آینده ته
14:15آبجی، من از صبح تشتر تو شرکت چی کار بد بکنم، میشه بگی؟
14:20یک چان هفته تحمل کن بهت میگم
14:24تحمل کن
14:40فردا حرف میزنیم، زهرا که رفت خبر بده
14:59بیتو
15:02نمیدونم سینان
15:03انقدر تو راه با خودم کلنجان رفتم میخواستم برگردم
15:07اما خب درزدم
15:11بیتو
15:20بشین
15:28به من ضربه یه بدی زدی
15:31میدونم حق داری
15:33اما ترسیده بودم
15:35اندر
15:37به خودمان از همون بار اولی که دیدم تاشفت شدم
15:41اما با زهرا ازدواج کردیم
15:43به خاطر اینه که حرص تو رو در بیارم
15:46وقتی دیدم از دستت دادم دیوونه شدم
15:50عزیزم میدونم تو هم دوستم داریم
15:53دیگه هیچ مانعی بینمون نیست
15:55ازالیتم که جدا شدم
15:59مشکلمون حالیت نیست
16:00تو زن داریم و توجه نیستی؟
16:03ازدواج من علکی رو کاغذه
16:05بخوام میتونم طلاقشم بدن
16:07فقط بگو که تو منو میخوای
16:11مثل قبلنو با هم باشیم
16:16آخه مگه میشه سینان؟
16:19اون وقت مردم در مورد من چی فکر میکنن
16:21نه شدنی نیست
16:23غیر ممکنه
16:26از اینجا بریم
16:28اون وقت دیگه کسی چیزی نمیخوایم
16:30به نظر منطقیه اما کجا؟
16:34بریم خارج از کشورت
16:36بعد یه مدت هم برمیگه
16:40اگه فکر عریمی
16:42معلومه که به فکر اونم
16:46اگه اون نبود راحتر میتونستم تصمیم بگیرم
16:49پیش باباش جاشت بود
16:52یکم به فکر زنیدی خودت باشیم
16:59این بار منو تنها نظر خواهش میکنم
17:06باشه
17:08فرار میکنی
17:10از اینجا میره
17:22باید خوب برنامه ریزی کنیم
17:24باشه عزیزم
17:27انگار متوجه حرفم نشدی
17:30نمیتونم بی پولی بکشم سینان
17:32حالا که میخواییم بریم حد اقل اون و راحت باشیم
17:36زهرا به این وکالت تا هم داده عزیزم
17:43خدا میدونه چی کار کردی که اعتماد کرده و وکالت نامه رو بهت داده
18:16عزیزم چرا بی خودی حساس میشی
18:24سینان
18:25وای خدا
18:30باشه هاکان جون فردا کاره رو شروع میکنیم
18:35بسیار خوب بسیار خوب بابای بابای
18:39خب پسرم شیر نیبده
18:42چی شده؟
18:43داییت از فردا میره سر کار عزیزم
18:45واقعا دایی جون
18:47ناره عزیزم
18:48برای همین از خوشحالی تو پوست هم نمی کنجم
18:51از این به بعد قرار شده
18:53داییت هم کاره من و هم کاره یه شرکت تولیدی رو با من مدیریت کنه
18:58سختت نمیشه؟
18:59مگه میشه سخت نباشه
19:00معلومی که سخته
19:01آخه منه چه به کارهای مدیریتی؟
19:03به خطور اینکه دل بقیه رو شاد کنم
19:05عزیزم خودم مایه گذاشته همم
19:06الان پشتی مونه
19:07بای جانر چقدر قر میزنی؟
19:09فقط دو سه هفته اونجا کار میکنیم
19:10من اونجا با اون یا رو علیهان نمیدارم چیجوری رفتار کنم
19:13جانر تو قرار رو با حاکان کار کنی
19:16آراستی دایی
19:17اما حاکان عالیه
19:18ها
19:18عزیزم اون دست پرورده همون پسره علیهانه دیگه
19:21مطمئنم اونجا همشون میخواهد سرم داده عبار کنه
19:24تو از پسش برمیاید
19:29به سر اماس بیاره
19:31نه نمیخواه ممنونمون
20:10سینان
20:10دیگه نباید همدیگر رو ببینیم
20:13میدونم اما دل که زبون نمیفهمه
20:15وای اون روز که زهر رو درزد خیلی ترسیدم
20:19اگه یه بار دیگه ما رو با هم ببینه
20:21حتما به همون شک میکنه
20:23هندر درکت میکنه
20:25اما این بار از اون اتفاقه نمیفته
20:29کلینیکو چیکار کردی؟
20:30فرده کلینیکو میدم بره
20:31یه دوست قدیمی دارم که میخواست با هم شریک بشه
20:34کلینیکو به اون فروغ ده
20:35تا وقتی بریم همدیگر رو نبینیم
20:40باشه نمیدونیم
20:41تو بیلیتتو بخر منم جداغو نمیخرم
20:44برای اتمینان بیشتر
20:47هندر آخرش که همه میفهمم ما با همه
20:50میدونم اما باید فکر پسرم باشم
20:52نباید واسیب ببینم
20:54باشه عزیزم حرف ندارم
20:58تو یه قدمی آرزو همونه
21:01باورم نمیشه
21:03بای منم باورم نمیشه
21:05اصلا حیجان دارم
21:07میخواییم با هم فرار کنیم
21:11عشق همینه دیگه عزیزم
21:25موسیقی
21:40سینا
21:48سینا
21:49سینا صدای زنگ رو نمیشنوی
21:51سینا
21:54این وقت صبح کی اومده
21:56خدا
21:56سینا
22:00سینا کجایی
22:07باید با هم حرف بزنیم زهرا
22:09اول صبح چی شده اندر
22:12سینا کجایی؟
22:14سینا رفته
22:15متاسفم
22:16برای چی متاسفی؟
22:20سینا رفته
22:22با محشوقش داره فرار میکنه
22:25چی؟
22:26چی میگی تو؟
22:29مدت طولانیه که با یه نفر رابطه داره
22:35این درداری اشتباه میکنی؟
22:40سینا منو دوست داره
22:47آشغ منه
22:49خودش اینا رو به هم گفت
22:56زهرا
22:57منم که شنیدم شکه شدم
23:00راستش اصلا نمیخواستم بهت بگم
23:02اما چون من برای ازدواجتون وساطت کرده بودم
23:06نمیتونستم ساکت باشم
23:08من تو رو به سینان معرفی کرده بودم
23:10وقت نمیتونستم خودم رو ببخشم
23:14میفهمی که
23:17زنه
23:19محشوقش کی هست؟
23:23یکی از بیماراشه
23:25نپرس از کجا فهمیدم چون نمیتونم بگم قول دادم
23:28الانم با هم تو فرودگاه
23:30اگه باور نمی کنی
23:32برو فرودگاه با چشایه
23:34به خودت همه چی رو بگیم
23:56زهرا
23:58چطور تونستی با هم این کار با کنی ها؟
24:01عزیزم داری اشتباه میکنی
24:02دیگه نمیتونی با حرفات منه گول بزنی
24:06سینا منو احمد فرض نکن فهمیدی؟
24:09نیدونم برای چی اینجایی
24:15دیگه تموم شد فهمیدی؟
24:19همه چی تمومید؟
24:32نباید اونجوریش
24:34اف
24:38از دستت راحت شدم سینا
24:42تو انقدر احمق و خودخواهی که فکر کردی
24:45هنوزم میتونی با من باشی
24:47توفه شانس
24:51خدافز تا عبد سینا جان
24:53تا عبد
24:59بابای
25:02این تا خانم خوش اومده؟
25:04ممنونم
25:05آآ
25:07جانر، سبکتو عوض کردی؟
25:09آب جیجون، لطفاً سر به سرم نذار
25:11عد امروز همه پرسونل شرکت برای من شدن کاشن از مد
25:14قبول، مجبورم کردم سبکل بس پوشیدنم عوض کنم همین
25:18ولی بهت میاد
25:19سلام این درخم، خیلی خوش اومدیم
25:21حاکا اینجا خیلی ممنونم
25:22هم اومدم به جانر، سر بزنم، هم ببینم کارا چطور پیش میره
25:26کارا خوبی کردیم، شما بفهم دوتا کنفرنس منم الان بیام
25:31باشه
25:33آب جی، چرا زیر چشمی سر تو پامون نگاه میکنیم؟
25:36اما جدا از شرخی، تیپ کارمندی بهت میاد
25:39ای بابا، خدا میدونه شرخی میکنی یا جدی، همینجوریش هم با این نباسو سخت همه به خودم
25:45یا لحظه، یا لحظه، یا لحظه، یا لحظه
25:47من این تونه صداتو خوب میشناسم، معلومه بازم حال بعضی ها رو بعد جور گرفتی، ها؟
25:54خدا میدونه جانر جان، میایی بریم یا نه؟
26:07ایندر خانو، خوش اومدید
26:10آیسل، چون حالت چطوره؟
26:13ممنونم خانم
26:14آآ من اومدم زهرا رو ببینم
26:16بفرمین لطفا
26:25لطفا بفرمایند از این طرف
26:27باشه
26:38سالون همون رو به روه
26:41باشه خود هم میرم
26:42نمیخواد تو زحمت بکشیم
26:44چیزی میخوریم بیارم؟
26:45نه هیچی
26:58زهراجون
26:59این در
27:02حال چطوره؟
27:05خوبی؟
27:06چی بگم؟
27:07هنوز باورم نمیشه
27:09آخی عزیز دلم
27:11نمیدونی زهراجون چقدر احساس گناه میکنم
27:13کاش از زبون من نمیشنیدی
27:16این درجو این چه حرفیه؟
27:18اول آخرش که خودم میفهمیدم
27:20راستش من خیلی پشیمونم که این همه سال عذیتت کردم
27:28گذشته ها گذشته
27:30عزیزم گذشته ها گذشته
27:31من رو این چیزا گیر نیستم
27:33من رو نشناختی هنوز
27:39واقعیتش کنجگاون ببینم حالی چی گفت
27:42چی کار کرد
27:43اکسان عملش چی بود
27:44دعوت کرد
27:45اینم سؤاله
27:46میدونم
27:47باباما خیلی بهتر از من میشنسی
27:50نگفتی که از من شنیدی
27:52میدونی که یلیز با سناریو میچینه برا
27:55نه چیزی بهش نگفتم
27:57چیزی هم نپرسید
27:58الان تمام دقدقشون پولایی که از دست داده
28:02امیدوارم که اینم برای تجربه بشه
28:04از ایسان دیگه به کسی نباید اعتماد کنی
28:07آره اندر آره
28:08به خاطر
28:11کارایی که کردی ازت ممنونم
28:16قربونه برم کاری نکردم
28:18باید میگفتم
28:19تو هم
28:21تو هم مثل بچه خودم میمونی درسته
28:25بکسری من دیگه برم
28:26ممکنه یلیز بیاد و شاکی بشه
28:28یلیز که بخواد شاکی بشه بهش رو نده
28:31بشیم
28:32با هم حرف میزنیم
28:33یکم دیگه بمون
28:34آه
28:36پس بگم که برام قهوه بیارم
28:38آی سر
28:39میشه برام یه قهوه ساده درست کنی لطفا
28:47خونه تونم خوشگله ها
28:48خوبه
28:51خونه من به این قشنگی نیست
28:54همه جاشو کاغ از دیواری کردم
29:02بایی خودم باورم یه میشه
29:04بایی دختری فوقن دستو پاچالوب دید
29:07آب جی جون خودش با دست خودش خودشو ناک آد کرد
29:10آی جانر جون با هم بلاخره خدایی داریم
29:13خدا هم گذاشت تو کاسهش
29:15اینجوری یلدیزم به همه فهمون که نمیتونه با این زندگی خودشو مچ کنه
29:20اون به کنار
29:22دفنه چرا با هاش میگرده
29:24به نظرم نقشه دفنه
29:27جانه فکر میکنم بیا یلدیزو دیگه فراموش کنی
29:30چون دفنه دست ماره از پشت بسته
29:35این دفنه هم این ماره خوشخت و خال میمونه
29:38خدا میدونه کیزنشو
29:39بایی باورم نمیشه چقدر امروز خندیدم
29:42بایی
29:43دختری احمد
29:51ببین کی اینجاست
29:53اندر
29:55خیلی وقته ندیدمت
30:00آره واقعا
30:02بذار مرور کنم
30:04آخرین بار با حالیتس بودی
30:07آه اندرجون
30:09میدونسته اندر اصلا بهت نمیاد انقدر حساس باشی
30:13میدونی که اون موقع هم بهت گفته بودم بین من و حالیت هیچی نشده
30:18دفنه جونیه چیزی هست که تو هنوز نفهمیده
30:21روح حالیت حساس نیستم
30:23فقط خیانت نزدیکترین دوستم رو دیدم
30:26تفاوت این دوتا خیلی بزرگه
30:28بعد این همه سال مجموع نیستم چیزی رو بهت اثبات کنم
30:32این دیگه مشکل خود تعزیزم
30:33راست میگی
30:35با یلدی سمی میشدی
30:38فکر کنم برای این کار نیمه تمومه تو میخوایی تموم کنی
30:42عزیزم بدنم سرد میشه
30:45اگه میخواییم بس رو کش بدیم
30:47میتونیم جایی دیگه قرار بذاریم و حرف بزنیم
30:49نا اصلا نمیخوام کشش بدم
30:51اما دیدم که تاریخ داره بازم تکرار میشه
30:54بگذاریم
30:55برای تاریزی موفقیت میکنم
30:58با بای
Comments