- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00با هم فامیل شدیم
00:03میدونستی منتظرت بوده
00:05واقعا
00:06وقت چرا؟
00:07برای اولین بار تو زندگیت زدی به هدف
00:12با برادرم ازدواش کردی
00:14میدونستم از زوغت نمیتونی یه جا بند بشی
00:19چی بگم برات بیرم؟
00:21نه نه هیچی نمیخوام
00:22هیچی نمیخورم
00:24دست درد بکنم
00:25باشه
00:27اما باید بشینی
00:29میخواییم در مورد موضوع مهمی حرف بزنیم
00:32در مورد موضوع مهمی
00:34کنجکاف شدم بدونم
00:37نمیخوایی بشینی؟
00:38نه خیلی کار دارم میشنبم
00:42باشه
00:44پس سریع حرف میزنم
00:46خوبه
00:52ازت میخوام
00:54برای من یه کاری انجام بدی اتر
01:01ببخشید
01:02به جگه نادر برای من کار میکنیم
01:05و کسیم قرار نیست متوجه بشیم
01:11آشق خیال با فیاتم شاهیکا
01:15ببینم با خودت فکر کردی که کی هستی ها؟
01:20این در من
01:22فیلم لحظه ای که پسرت میخواست تو رو بکشه رو
01:26توی گاف صندوقم دارم
01:34این مزخرفات یعنی چی؟
01:37همونطور که به خاطر خوشحال کردن پسرت
01:42رازی به ازدواج شدی؟
01:45حالا هم به خاطر این که پسرت نیفته زندان
01:49مشبوری پیشنهاد منو با جیون و دل قبول کنید
01:53من حالیت و نادر رو از میدون بر میدارم
01:56خودم رئیس این شرکت میشم
01:58تو هم باید به من کمک کنیم
02:02قبول عزیزم
02:07اندر اگه فکر کردی من به خاطر حالیت برگشتم اینجا
02:11پس معلومه که منو اصلا نشناختی
02:15معلومه که خیلی پردل و جرعتی عزیز دلم
02:19اما هماغت محص خانم
02:22اندر
02:22نمیدونستم انقدر از نادر و حالیت میترسی
02:26بمیرم برات
02:27اما باید بدونی که مجبوری برای من کار کنیم
02:34منو با پسرم تحدید میکنی
02:37تو فکر میکنی
02:41من پسرمو تو آتیش تو میندازم آره
02:45یا حرف میزنم که بیفته زندان خدایی نکرده
02:50اندر جان
02:51اون مرتکب یه جرم شده
02:55یعنی حتی ازش شکایتم نکنی
02:58منجرم شناخته میشه
02:59میتونی از جوهرتم بپرسی
03:01هرچی باشه با یکی از بهترین وکیلای شهر ازدواج کردی
03:05سکان تا وقتی از هم جدا بشین یه چوزاییت بگیری
03:09شاهیکا
03:10کسی که در موردش حرف میزنی پسر منه
03:13از طرفی هم برادر زادته
03:15احتمالا تو هم نمیخوای برادر عزیزت ناراحت بشه درسته؟
03:20برای من
03:22منافع خودم خیلی مهم تاره
03:25اگه بخواسته هم برسن به آدم ها یه دوروبرم ها ماسیب نمیسنم
03:29جواب ندادی؟ با من هستی یا نیستی؟
03:39باشه
03:39فرض کنیم که
03:42من قبول کردم
03:44حالا میخوایی برای چی کار کنم ها؟
03:52نمیخوایم ناراحتت کنم اما
03:54تو همین جوریشم
03:55مشبوری پیشنهاد من را قبول کنی اندر
04:00اما ایبی نداره بهت محلت میدم که یکم فکر کنیم
04:04جواب ندادی چی کار کنم؟
04:07وقتی پیشنهاد ما قبول کنی بهت میگم عزیزم
04:11رسته میدونه که نباید این رو به کسی بگی درسته؟
04:14هگه بگی
04:17پسر عزیزتو برای همیشه از دست میدی
04:23بای بای عزیزم
04:44الو اید
04:46میتونی سری خودتو برسونی کافی شبه ننزدیک شرکت؟
04:49باشه منتظرتم بیا
04:54لیلی من اومدم بیا دم در
05:02خوش اومدی
05:04چرا نمی آی تو؟
05:06من فقط یه چند تو سوال ازدارم بیاست
05:09شاییکا رو دیدی؟
05:11نه هیچی نگفت حرفی نزد اصلا
05:13ای بابا جدی میگی؟
05:14هیچی نگفت؟
05:15نه نزد
05:16بگذار این بلش کن
05:18به نظرت چطور شده؟
05:19های یلدیز جون تو مثل همیشه خوشگلی
05:22لاغه شدم مگینا
05:24میگم نه این که اون شاییکا پوستو استخونه
05:26هرکی کنارش وای میسه مثل فیل دیده میشه
05:28اصلا کنارش رای نرو
05:29اصلا نهشه همیت نده تو خیلی خوشگلی
05:32اینو خودم هم میدونم
05:33اما بازم تو حواستو جمع کن
05:36چشمتو باز کن
05:37اگه دیدی جلی حالیت نازو اشفه کرد
05:40حتما به هم خبر بده باشه
05:41اون ناز کنه چی میشه آقا حالیت عمرن نگاش کنه
05:45جانم؟
05:45گفتی حالیت نگاشم نمی کنه
05:48عزیزم تو حالیتو نمیشنستی
05:50اون دسترت به سینهی هیچ کس نمیزنه
05:52سابقش خیلی خرابه
06:00با هرکی حرف میزنم آخرش به هم میگه حالیت پدر خوبیه
06:03تو هم بگو راحت باشی
06:05حالیت واقعا پدر خوبیه
06:06آره همینطوره
06:08بگذاریم اما تو خوب حواستو جمع کن
06:10ما ها تو زندگیمون همیشه یه آدم متمد داریم
06:13مثلا اندر و جانر
06:15شاهیکا و اید
06:17قبلا من و امیر بودیم که از امروز به بعد
06:19قراری یلدیز و لیلی بشیم باشی
06:21باشه خوبه
06:22به نظر میاد از اون دخترهای هفخت نیستی
06:26اما جنمشو داری و یاد میگیری
06:28میدونم تلاشتو میکنی باشه
06:29بگذاریم من دیگه برم حالیتو قافل گیرش کنم
06:32اون باید از این که من بیخبر میام بهش سر میزنم به ترسه
06:35باشه عزیزم
06:36اگر چیزی شد حتما به هم خبر
06:38نه باشه حتما
06:39باشه
06:40آییگایی پرچونگی میکنم فکر کم درد میگیره
06:42بیا بریم به هم آب بده گلوم خیلی خوش
06:44باشه بیا
06:46میگم حواست بشه شایقا تا رو مصموم نکنه
06:49یعنی خوهرت و کایه با هم ازدواج کردن آره
06:51هنوز باورم نمیشه
06:53نره امروز صبح با هم دیگه عقد کردن
06:56به سلامتی
06:58کهی طلاق میگیرن؟
06:59به نظرم یکی دو ماه دیگه جدا میشن
07:02اید یه خورده از نظر روحی وضعیتش رو براه بشه
07:04خوبه
07:05میگم نکنه به هم نزدیک بشن
07:08نه نه
07:10داداش وقتی توی خونه باشن احتمالش زیاد میشه
07:15سلام آقایون حالتون چطوره؟
07:17خوبیم داداش
07:18راستی خبر ازدواجتون رو گرفتم تبریک میگم
07:21مچکر ممنونم
07:22میدونی که به خاطر اید بود
07:24باشه اما بازم من وظیفم تبریک بگم
07:27کایا یه سوالی ازت داشتم
07:30فکرم رو درگیر کرده
07:31ببینم زیره یه سخف با شایک ها و آب جیم
07:34چجوری میخواین یه جوه سمیمی و خانوادگی داشته باشین که اید ازیاد نشه؟
07:38اونو خودم هم هنوز نمیدونم
07:39کاش تو میامده خونه ما؟
07:41دیگه چی؟
07:42امشب سعی میکنیم با هم تو یه خونه بمونیم
07:44اگه مشکلی پیش بیاد بود اون وقتی یه خونه یه دیگه میگیرم
07:47حتما با هم دفا میکنن اما
07:49من از بعدش خیلی میترسم
07:51قتل یا خفه کردن یا از اینجور چیزم
07:53چه خبره دیگه شورشو در نیارین؟
07:55اما خب کایا بد نیست شمارای ضروری رو تو گوشیت زخیره کنی
07:58یه وقتی دیزد و لازم شد
08:00محضه احتیم
08:01کایا راسی لیلی تونست کار پیده کنه
08:04واقعا
08:06خوبه به سرامتی کجا؟
08:08چند وقت پیش ما هم تو ریستوران بودیم
08:10یلدیز بهش پیشناد داد بره پیش حالیت
08:12با حالیتم حرف زدن اونم قبول کرده
08:15یعنی پیش حالیته؟
08:17آره
08:17باشه موفق باشه
08:22اگه آقای فه اومد تو دفترم روح نمویش کنین
08:28میخوای هر روز بیا اینجا ورد دل من؟
08:31خب چی کار کنم نکنه دوست داریم
08:33مثل دخترهای مجرد برم تو خیابون بچه کنم
08:35بزرخرف نگو
08:36ببینی لیز
08:37وضعیت منداده کافی قاطی پاکی هست
08:40تو هم بدتر از اینش نکن
08:41میگم جالبه که تو این وضعیت هنوز به هم نریختی
08:44پس تو ازه داریم مثل خودم میشی
08:48میدونی؟
08:49امروز اینجا دستگاهی شنود پیده کردم
08:51چی؟
08:52آره
08:52آه
08:53آه
08:54شایکا قبلا بیم گفته بود
08:56حالیت من حاضرم شرط ببندم کار خود اون مارمولک
08:59بزرخرف نگو
09:00بگذاریم
09:01دیگه نمیتونن فضولی کنن
09:03عجب گیری افتادی ما
09:04آه راستی
09:06دو نفرم فرستادن خونه
09:08اتاق کارمون بگردم
09:09خونمونو؟
09:10آره
09:11اتاق کار تو رو
09:12مگه اتاق کار دیگه هم داریم؟
09:15چرا به من زنگ زدیم؟
09:16انگار تابلوی که دیروز خریدم و پسندیدی
09:19اگه بخوایی میتونم اونو بهت کادو بدم
09:21نه نه من هیچ هدیهیو از شما قبول نمی کنم
09:24لطفا دیگه به من زنگ نزم
09:25دیست
09:27با که حرف میزدیم؟
09:29از خدموت مشترکین زنگ زده بودن
09:32این چجور دستگاهیه؟
09:34یعنی
09:35همین چیو میشنوی؟
09:36نه بابا
09:38تو واسه چی حول کردی؟
09:40نه
09:40برای خودم نمیگم منظورم مطینه
09:42وقتی گیرش میاری
09:43میکشش میبریش دو اتاق باش
09:45حرف میزنی
09:46نکنه اونا رو بشنون
09:47ها؟
09:47هرچی که باید میشنیدن و شنیدن
09:49همین بوده که
09:51از تموم کارهای من خبر داشته
09:53اما دستشو کتا کردم
09:55آیی کاش زودتر از زندگیمون بره بیرون
09:58میره میره نگران نباش
10:12بفرمایی
10:12بفرمایی خوش اومده
10:14خیلی ممنونم
10:15چیزی میل داری؟
10:16نه خیلی ممنونم
10:18چی شده؟
10:20ببین یه مشکل بزرگ پیش اومده
10:24شاهیک ها امروز منو تحدید کرد
10:26اون فقط همین کار برده
10:28باید بهش تذکر بدیم
10:29اما این از اون تحدیدهایی ساده نبود
10:32منو با تو تحدید میکنه
10:35به من میگه
10:36فیلم اون شبی که تو تو حیات اومدی و زدی تو سرم
10:40و من افتادم تو دریا
10:41دست اونه یعنی
10:42فکر میکنی شاهیک ها داره راست میگه؟
10:45نه نه
10:46باید میدونم شاهیک ها چیزی دستش باشه
10:47تو واقعا مطمئنی خوب فکر کن
10:49مطمئنم چون شاهیک ها نمیدونست که قرار اون شب همشین اتفاقی بیفته
10:55خیلی یه دفعی شد
10:56و من
10:58خیلی بد رفتری میکردی
11:00من میخواستم باید حرف زنم
11:02اما بازم بد رفتری کردی
11:04من هم کنترولم را از دست دادم
11:06جنون به هم دست داد
11:07بعدش هم اون کار احمقانه را کردم
11:09نمیخواد حرف بسنی خواهش میکنم کافیه
11:11اما به خدا بعدش از کاری که کردم پشیم
11:14دیگه در موردش حرف نزنیم تموم شد
11:16نمیخوام ایچی بگه
11:18بعدش هم ترسیدم
11:20رفتم همه چی را به شایکا گفتم
11:22و اونم منو آروم کرد
11:25دوربینا را چک کرد
11:26و گفت دوربینا خراب بودن
11:28حتی دوام کرد که چرا بیخبر از اون دست منم چی کاری زد
11:31یعنی تو داری میگی شایکا داره بلوف میسنه درسته؟
11:33به اعتمال زیاد داره
11:35وگر نه به من میگفت منو تحدید میکرم
11:37چرا تو را تحدید کنه؟
11:38کاره ای که تو میتونی براش بکنی خیلی محدوده میفهمی؟
11:43خوب از تو چی میخواد؟
11:44هنوز نمیدونم
11:47نمیدونم قبول کنم یا نه
11:49اما وقتی منو با پسرم تحدید کنه
11:51چیزی که چیزی که هزم بخواد
11:53باید حتما انجامش بدم
11:54من نشونش بدم
11:56خواهش میکنم با هاش کاری نداشته باش
11:58من درستش میکنم باشه؟
12:00باشه خب
12:01این پسرم باید به هم قول بدی باشه؟
12:03بذارم این زنمار رو روی انگوشش بچرخونه؟
12:06یعنی نباید کسی جلش بایسته؟
12:08به موقعش
12:09اما ببین
12:10اول باید بفهمیم تو دستش چی داره چی نداره
12:14اگه بیگو دار با آب بزنیم به زررمون میشه
12:16بسپارش به من باید بفهمم
12:18فیلمی از تو داره یا نباید مطمئن بشم
12:22کایه چی؟
12:23به اونم نگیم؟
12:25فعلا که نه
12:27اون وقت ممکنه شاهیکا بیشتر با همون لچ کنه
12:29بذار
12:30از بابت اون مطمئن بشیم
12:33بعدش میگیم بهش باشه؟
12:34تو الان بارو خونه و به هیچی کس هیچی در این مورد نگو باشه؟
12:38باشه نمیگم
12:44ببخشید وسط حرفتون پریدم میشه صورت حسابو بردون میگیرم
12:52خاطرات
12:56نمایشگاه
12:57یک
12:59پلدار
13:04هنر یه چیزی نوشته بودم همونو برمیدارم اینجا مینویستم
13:08همینجوریشم نمیخوننش که
13:12یکم حالا عوضش میکنم
13:18جونم یلدیز جونم
13:19زهرا قرار بود چند نفر بیان خونه اومدن؟
13:22دره اومدن نیومدن رفتن تو اتاق کار بابام
13:24بابام با احسال گفته بوده
13:26آه باشه تو سرگرمشون کن من تو راهم میخوام یه چیزی ازشون بپرسم
13:30نمیتونم چون خیلی وقته که رفتن
13:32رفتن؟
13:33آه
13:35چیزی هم پیدا کردن چیزی بهت گفتن
13:37دنباله چی میگشتن؟
13:39اصلا ولشان زهرا بی خیال اخی تو چرا اینقدر پرتی؟
13:43من چی کار کنم هیچ کسی چیزی بهتن نمیگه
13:45باشه زهرا باشه
13:46ببین عزیزم من الان تو راهم دارم میام تحتوشو درمگرم باشه
13:49فیلن خداحافظ
14:03تو اینجا چی کار میکنی؟
14:07هر کاری کردم نتونستم جلوی خودمو بگیرم
14:12میشه واضح تر حرف بزنی؟
14:14از جون من چی میخوای؟
14:15تو که میخوای به همه بدی کنی؟
14:18در مورد چی داری حرف میزنی؟
14:21منو ویل کردی
14:22الان به مامانم گیرددی؟
14:28مامان؟
14:31اگه این در اینا میشنید زقمرک میشد
14:37میتونم
14:38بکشمت
14:39چی کار میکنی؟
14:40بکشمت همینجا گردنتو بشنم
14:42چی کار میکنی؟ گردنم ببینم باست چی تو سرت داری؟ بگو
14:45درد چی؟
14:47میتونم بکشمت
14:52دیوونه شدی؟
14:54منو ببین
14:56راستشو به من بگو
14:58اصلا فیلم داری یا نم؟
15:02منو ببینید
15:04منو حصبی نکن وگرنه
15:07پیدر مواتر تو میارم جلی چشمت
15:09جواب سوالمو بده
15:10راستشو به من بگو
15:12تو تا حالا دیدی من یکی و بدونی که چیزی دستم باشه تحدید کنم؟
15:16اون روز نمیدونستی من اون کارو میکنم خبر نداشتی؟
15:18باید چجوری رفتی فیلمشو برداشتی؟
15:20وقتی به هم گفتی منم رفتم فیلم دوربینا رو برداشتم
15:23حالا فهمیدی؟
15:24چون میدونستم به کسی نمیشه اعتماد کرد نگهشون داشتم
15:28کار خوبی کردم اگه نه
15:30دسته تو بکشش
15:31آیسا ببینم
15:32نشونم بده
15:33دسته تو بکش
15:34دسته تو بکش
15:37اونو توی گاف صندوق گذاشتم
15:40اما یه نفرسته بومیم در جدیانه
15:42اگه بخوایی میتونم بگم که
15:44یه بخشی از اون فیلمو برامون بفرسته
15:46چطوره؟ قبوله؟
15:48حالا هم باره بگم شو
16:07دوبله شده در افسدیو جم
16:10جونم عزیزم
16:12فکر کنم شای کاراز گفته
16:13مگه من نگفتم دخالت نکنید
16:16چی کار کنم؟ نتونستم
16:17خواهش میکنم خودسر هیچ کاری نکن
16:20باشه اید ممکنه اینجوری وضعیت خیلی بدتر از این بشه
16:23باشه دیگه هیچ کاری نمیکنم
16:25خب از کجا فهمیدی که راست میگه؟
16:27بهم گفت الان میخواد نشونم بده
16:29عجب گیری افتادی ما
16:32باید چی کار کنید؟
16:34ببین تو اصلا هیچ کاری لازم نیست بکنی
16:36ببین من خودم درستش میکنم
16:37خواهش میکنم
16:45باشه
16:46باید بسته دیگه دارم بالا میارم اینقدر نچرخ
16:49منو ویل کن زهرا
16:50اینجوری آرومتر میشم
16:52مگه چی شدی گیلدیز؟
16:54اتفاقی افتاده با بابام بحث کردین؟
16:56نه اما احتمالش زیاده که بحث کنید
16:58باشه گیلدیز اینکه چیزی نیست همیشه بحث میکنین
17:00انگار چیز جدیدیه
17:01بعضی زوجا هفته یه بار دواشون میشه
17:04اما دوا کردن با بابا جز روزمرگی های زندگی منه
17:09راستی از این در خبر داری؟
17:10بگه چه خبری ازش داشته باشم
17:11با کاریا ازدواج کرده؟
17:12من که خیلی جا خوردم
17:14نمیدونستم اینقدر فداکاره
17:15این در این اواخر خیلی فداکار شده
17:17منم فکر نمیکرد
17:18اما اینطوری نگو
17:18به خاطر دل پسرش این کار کرد
17:20ما هم یادمون نرفته
17:21تو هم به خاطر حالی جان با بابا ماشته کردی
17:23زهرا
17:24کاش بتونی بعضی وقتا اون زیپ دهنتو بکشی
17:27چون بچ جور نمک روزخمم میپاشی
17:29اما یلیز من خیلی خوشحالم
17:31که با هم آشته کرده
17:32این روز اینست که خدا رو شکر نکنم
17:34بایدم خوشحال بشی
17:35چرا چون خیلی به دردت میخورم
17:37گفتی به دردت میخورم
17:39یادی یه چیزی افتادم
17:39وگه نه اصلا یادم نبود
17:41میخواه من صدیه یه چیزی بپرستم
17:42نفرس
17:43من داشتم
17:44با خودم فکر میکردم
17:46دوباره یه فیلم آمده کنم
17:47در مورد موضوعش
17:48فکر کردم نظر چیه آموزش آرائش بذارین
17:50ببین زهراجون
17:51نافمارو که با هم نباریدن
17:53فیلم خودت خودت بساز
17:54نمیخوام وقتی دوتامون باشین
17:56بیشتر لایک میخوره
17:57مردم بیشتر خوششون میاد
17:58آکینم نظرش همینه گفت
17:59شما داتا زوج خوبی هستین به خودم
18:01یه لحظه
18:02یعنی ای من طرفتار دارم
18:03آره یه لیس تا دلت بخواد
18:05اینقدر طرفتار داری که مردم خیلی دوست داری
18:07آه قصام بخور
18:08آه باشه پس بیه بگو
18:09میخوایی چی کار کنین
18:10خب ببین
18:11من اول با خودم گفتم
18:13آموزش میکاب بذارین
18:14بد نیست
18:14اما آکین گفت این فیلم و محتواش
18:16باید مربوط به کتابم باشه
18:17چونم کتاب دوبامم در مورد عشقه
18:19گفت دو نفر با تفکار مختلف
18:21خب بیاریم و راجع به عشق مناظره کنیم
18:22خب دیگه آیسل و من دوتا زنه خیلی متفاوتی
18:25واو
18:25فکر خیلی خوبیه
18:27یه لیس مغزت خیلی خوب کار میکنیم
18:28معلومه چی فکر کرده
18:29به نظر چی کار کنیم
18:30آه من میرم به بابام بگی
18:33عزیزم
18:34کجا داری میری بابت که خبر نداری
18:36چرا داره ازش اجازه گرفتم
18:37با کایا و مامانم میخواییم بریم شام بیرمش
18:39آه یعنی جشن میگیرین
18:41آره
18:42خب سلام برست
18:43مبینم اتون
18:45میگم یه لسپاشو رابریم
18:47اینطور ایده هایی بهتر به ذهنمون میرسه پاشو
18:49آبجی میفهمی چی داری
18:51میگه اصلا باورم نمیشه
18:52درست شنیدی جان ارجانتو
18:54شایکا با پرویی منو با پسرم تحدید میکنه
18:57بهت گفته بودم
18:58گفته بودم این زن اومده حساب ما رو برسه
19:01آبجی این شایکا اگه دستش چیزی نداشته باشه
19:04جرعت نمیکرد تحدیدت کنه
19:05من اول شک کردم
19:07اما انگار یه چیزایی دستشه
19:10باشه
19:11فرزن فیلم اون شب دستشه
19:13اما تو نمیتونی پیشناد این زن رو قبول کنی
19:15نمیتونی به این زن اعتماد کنی
19:16خیلی خب تو به من بگو چی کار کنم
19:18چاره دیگه ای دارم
19:19پسرم و بسرم و با دست خودم بفرستم گوشه ای زندانه
19:22اگه اون پسر توه برادر زاده اونم هست
19:25چقدر برادر زادهش براش مهمه
19:27ای بابا چی بگم
19:30خودویا بگم چی کارت کنه زند
19:32تا بخواستش نرسه بله میکنه اینو بردار
19:35آبجی من هیچی از کارای این زن نفرمیدم
19:36این چه نقشه ای
19:37یعنی شایکا میخواد نادر و حالی
19:38تا از رد خارج کنه خودش کارو بگیره دستش دارسته
19:41انگار هدفش های مینه اگه حقیقت رو گفته باشه نمیدونم
19:44آبجی تا اینو بگیرم
19:46آبجی من اصلا نمیتونم شما رو توی خونه کناره هم تصور کنم
19:50شما مثل خربازه و اصل میمونین
19:52نمیتونین با هم دیگه بمونین
19:54میدونم عزیزم
19:55میدونم کیفم رو کجا گذاشتم
19:58بذار گوشی ما بردارم که اینجا جا نمونه
20:04بیا
20:05یه لحظه سب کن
20:06چی شده
20:07شاهیکا فیلم فرست داده
20:09خب چی هست
20:16فیلم رو برد فرست داده
20:17این سن انگار تنها دقداقش رو زندگیش این که
20:19چجی رو رو اصلا مردم را بره دیو بونه
20:21سب کن یه دقیقه
20:23حالا بد شد جان هر
20:25ایکم بشین آبچی
20:27خدا میدونه چی تو سرشه
20:31مطمئنم حالا حالا دست از سرمون برنه میداره
20:33ببین آنم
20:35بزنه به یه از که های جداشو بارو با حالی دوباره زباش کنم
20:37فکر نمی کنم
20:38آبچی اینجوری نگوی احتمالش هست شاید بخواد اینجوری تلافی کنه
20:41اون زن زینش بیماره هنوز اززواج نکرده دوباره متلقه میشه
20:44آبچی ای بابا
20:45اف جانر کافیه یه بار شده از زهنتی جمعه خوب بیاد بیرون
20:49بیا کمک کنین چمه دونا رو ببرم بزنم پایین
20:51میبینی با خودت چی کار کردی ها
20:53با حرف یه الف بچه اززواج کرده
20:55چی بد بگم اختیار زندگی تو دادی دست اونی؟
20:57انقدر حرف نزن کمک کنین رو ببریم پایین
21:11چی کار کردی حالیت؟
21:12چی رو چی کار کردم میدیست؟
21:14کلی پرسیدم تو شرکت چی کارا کردی؟
21:16خودت که اونجا بودی؟
21:18آیی من وقتی فهمیدم تو خونمون شنود گذاشتن خیلی به هم رختم
21:22راستش امروز یکمش رو گوش کردم فرده همش رو گوش میدم
21:26ببینم نادر کدوم حرف همونو شنیده
21:29چی آدم های دیوونهی پیده میشن؟
21:30ات همه شنم میان سراغ ما
21:32آدم واقعا براشون متاسف میشه
21:34دخترا بس کنیم بحثو تموم کنیم
21:36تو شرکتم همهش تحت فشارن
21:39باشه در موردش حرف نزنیم
21:41ببینم اریمو فرستادی پیش این تر اینا
21:43چی کار کنم؟
21:45دیدم همهش تو خودشه
21:46اونم دوستش بره
21:47گفتم از محیط خونه دور شه بعد نیست
21:51نگاه حال روز اونها
21:53احساب برامون نزد شده
21:54فهمیدم عزیزم
21:55کار خوبی کردی؟
21:59لیلا
22:01اولین جلسه دادگاهت فرد و صحبی دارد؟
22:02میدونم
22:03آآه
22:04مگه دو هفته دیگه نبود؟
22:05تاریخش رو جلو کشیدیم
22:08بلش کن
22:09بش فکر نکن اینم میگذره
22:13راستی
22:14یه وقت پسره تو دادگاه نگه نمیخوام جداشم؟
22:16نمیگه
22:17اونم منو نمیخواد بابا
22:18بهتر
22:19و چرا ناراحتی؟
22:21برای چی ناراحت باشم؟
22:22گفتم که باشه
22:23فرد و صبح با متین دوتایی میرید
22:25بعد از دادگاه هم به زنگ بزن باشه؟
22:27باشه
22:29آیه کار خدا رو میبینی چقدر عجیبه
22:32ما عاشی کردیم لیلا جده میشه
22:37اینجوری نگام نکن
22:38اینگار دختران نمیدونن
22:40حتی پرنده هایی تو حییطم خبر دارن
22:48فیلمو برات فرستاد؟
22:50آره
22:51متاسفانه فیلم دستشه
22:53بیچاره شدم بیچاره
22:54یه لحظه سب کنی
22:55یه دقت مزخرف نگو
22:56سب کن بهت چی میگم
22:57آروم باش باشه؟
22:58آروم
22:59آروم باش نباید دست و پامونو گم کنیم
23:01من ازت یه چیزی میخوام که خوب گوش کنیم
23:04همه این اتفاقاتو فراموش میکنی
23:06شنیدی چی گفتم؟
23:07یه زن بقل گوشمونه که دم به دقیقه میو
23:10تحدید مون میکنه
23:10حرفی میزنی
23:12من میخوام فقط تو به من اعتماد کنی
23:14و هیچ دخالتی هم نکنی
23:16فهمیدی؟
23:17من اگر کمک لازم داشتم
23:19حتما به تو میگم
23:20اما تو نباید کاری کنی
23:21که بعدا نتونیم جمعش کنیم
23:23فهمیدی چی میگم؟
23:24نمیدونم چجوری این کارو بکنم
23:25میتونی
23:25میتونی
23:26فقط به حرف من
23:27به حرف من گوش کن
23:28کافیه کاری نکنی
23:29ازت خواهش میکنم
23:30باشه فهمیدم باشه
23:31اما اینجوری که اصلا نمیشه
23:34با هم توی خونه میمونیم
23:35کاش ما از اینجا بریم
23:36نمیشه
23:38اگه اونا اینجا تنها بذاریم
23:40راحت تر میتونه نقشه هاشو عملی کنه
23:41من کشت مرده این نیستم
23:43که باش زیر یه سخت بمونم
23:44اما اید
23:45فیلن مجبوریم توی این خونه
23:47با اون زندگی کنیم
23:49درسم یادت باشه
23:50به پدرت
23:51به پدرت هیچی در این مورد نمیگی
23:53متوجه شدی؟
23:54باشه باشه بهش نمیگم
23:55خوبه
23:56خیلی خوب
23:57الان بیا بریم کسی شک نکنه
23:58باشه
23:59سعی کن
23:59سعی کن جوری رفتار کنی
24:01که اینگار هیچی نشده
24:02باشه
24:03به مامانت اعتماد کن
24:05باشه
24:06بریم
24:10خونت خیلی خوشگله
24:11ممنون
24:12هر موقع خواستی بیا
24:13باشه میام
24:14بیایید
24:15آی خیلی مذارت میخوا
24:18معتل شدی
24:19اینجا دادن وسایل هم
24:20یکم زمان برداریم
24:21چون گشنت نشده
24:22بیا دیگه
24:23بیاییم بیا
24:24بید
24:25ببین
24:26اولین باره که خونوادگی
24:28میخواییم غذا بخوریم
24:29خوشحالی؟
24:30به خاطر این که
24:31ایریمم امشب پیش ما
24:32هست خیلی خوشحالا
24:33چقدر خوب
24:35آی
24:36عزیزایی دل من
24:37چقدر خوشحالا
24:44عزیزا
24:45مذارت میخواهم
24:46یکم دیر کردم
24:47امه جون عزیزمم اومد
24:49جانا
24:50ایریم جون
24:54خیلی وقته ندیدم
24:55ات عزیزم
24:56چطوری حالیت خوب
24:58حسیزه؟
24:58خوب ام امنام
24:59آآ
25:00مرم باشقاب نزاشتیم؟
25:03چون گفتیم بیری بیرون
25:05باشقاب نزاشتیم
25:06به سوه تفاهم نشه
25:07من مگه میتونستم
25:09شما رو توی همچین شبیه
25:10تنها بذارم
25:11صفگی خانم
25:13برای شایکا باشقاب میارین؟
25:15بشینم بیشه
25:16برادر زده نزنینم
25:22خوب
25:23عروس خانم
25:25حالیت چطور حزیزم؟
25:28خیلی خوشحالی امشب
25:31رسیش
25:32نه اینقدری که مهمونی بدم
25:35دوست داشتم ازدواجه
25:36ولی برادرم واقعی باشه
25:38شایکا
25:39عصابیمون نکن
25:41لطفا
25:42نه نه نه
25:43بذار حرفشو بزنم
25:45چون من حرفاشو
25:46اصلا جدی نمیگیرم
25:48به نظرم حرف نزنم
25:51وای برادر زده یا عزیزم
25:53نگاه کنین چقدر
25:55هوای مادرشو داره
25:56شایکا داری منو عصابونی میکنی؟
25:59دادشون من که حرف بدی نزدم
26:00نراحت میشم
26:03رسی
26:04این در اینجور که
26:05از این ور از اون بشتنی دم
26:07ازدواج قبلی تم روی کاغذ بود
26:08مگه نه
26:09یارو رو تحدید کرده بودی
26:11یا نه دقیقشو نمیدونم
26:12البته تو همیشه با تحدید کارتو پیش میبری
26:15ازدواجم با علیهان
26:16به خاطر یه توافق کاری بود
26:18اون چیزی که به گوشت رسیده
26:20کاملا اشتباه شایکا جون
26:22تحدید کردن مختص توه
26:28این در
26:29میدونستی اصلا جنبه یه شوخی کردن رو نداری؟
26:32برعکس
26:33من داشتم شوخی میکردم
26:35خواهش شوهر عزیز
26:38میشه در مورد چیزای دیگه حرف بزنیم
26:41چیزای بهتر
26:42دقیقا
26:44ارین
26:45ببینم از مدرسه چه خبر
26:48بد نیست درشکایی
26:50به موسیقی ادام نمیدهی؟
27:16لیلا
27:18نگرانت بودم حالت چطوری؟
27:20خوبم خیلی خوبم
27:21بیا بیا بشین اینجا
27:23بیا بیا بیا بشین دیگه
27:29بذاری کم تابت بدم
27:32عزیزم میدونم ایدو دوست داری
27:34اما اگه قصده ها تو بریزی تو دلت بکسی نگی
27:36خودت حضیعت میشی
27:38من نمیدونم چرا ما باید اینجوری از هم جده میشدیم
27:43سرنوشتتون این بوده
27:44اما فراموشش میکنی
27:45یه روز بیدار میشی میگی
27:47ای بابا اید دیگه کیه؟
27:48یادت نمیاد
27:49که قراره اون روز بیاد؟
27:51سبور باش
27:51کاش سوتر فراموشش کنم
27:53به خواب امو بیدار بشم ببینم پنج سال گذشته
27:56اونم میشه
27:57بعدها با آدم هایی زیادی عاشق نمیشی
27:59حتی ممکنه دوباره عاشق بشی
28:01اینو همش میگذره باور کن عزیزم
28:03یعنی اید نظرش واقعا چیه؟
28:05ایدم مثل تو فکر میکنه
28:07داری راست میگی؟
28:08آره احساسات متقابله
28:10الان تو هر حسی داری اونم همون حسو داره
28:13اما خب لیلا جون زنها یکم حساسترن
28:15مردم اونجوری نیستن
28:17اما این بیانصافی نیست؟
28:20نه اینجوری نگو
28:20ما خوششانس داریم
28:22چون این یه نعمته که اونا ندارن
28:24بعدش چی میشه؟
28:26ما فراموششون میکنیم اما اونا نمیتونن
28:28و عدالت برقرار میشه
28:31خیالت راحت باشه
28:32ببینم تا هم دلتنگی بابا میشدی؟
28:34نه من باردار بودم که بابت نام زد کرد
28:37دلم میخواست جفتشونو خفه کنم
28:39حسم متفاوت بود
28:40دیگه هم یادم ننداز چون دیوونه میشم
28:43بهتر من برم یکم بابا تو عذیت کنم
28:45تا دلم خونک بشه
28:47اینجوری خیلی آروم میشم
28:48خب
28:49تو هم تاب بخور
28:51لیلا
28:52بشین حالشو به بر تکیه بده
28:54هیدو ولش کن
29:07مامان یادت بهت گفته بودم
29:09به عنوان نوازنده از به یک گروه موسیقی شدم
29:11ما برای تمرین کردن و ضبط کارامون به یک استودیو احتیاج داریم
29:15آه استودیو؟ خب میتونیم یک کاریش بکنیم جورش میکنیم
29:19البته
29:19اگه جور کنین که ممنون میشم
29:21مگه میشه تو یک چیزی بخوایی و من انجامش ندم
29:26با اجازتون من دیگه برم
29:28اما قبل از این که برم میخوایم یک چیزی بگم
29:31باز چی میخوایی بگی شاهیکا؟
29:33این بار واقعا خیلی کنشگاهم بدونم
29:35همونطور که میدونین
29:36من و اندر هیچ وقت نمیتونیم با هم کنر بیاییم
29:39چند دقیقه پیشم خودیتون دیدیم
29:42مخصوصا بعد از موضوع حالیت
29:45میانمون بدترم شدیم
29:46این قضیه ما
29:46هیچ ربطی به حالیت نداره شاهیکا
29:50اندر جان
29:51من نمیخوایم بحث گذشتر رو پیش بکشم
29:54اما حالا که زنده داشتمی
29:57و مادر برادر زده عزیزم
30:01و مادر اریم جان که خیلی دوستش دارم هستی
30:06میخوایم آتش بست ادام کنم عزیزم
30:12همینجا جلوی بچه هات
30:15میخوایم منو ببخشی اندر جان
30:18یعنی با وجود این که نیت بدی نداشتم
30:21اما فکر کنم که تو گذشته
30:24نخواسته باعث شدم که سوی تفاهم هایی پیش بید
30:28متحصر شدم شاهیکا
30:30همه ی اینه رو به خاطر برادرم دارم انجام میدم
30:33به خاطر خوشبختی داداشم عزیزم
30:36تشکر میکنم
30:39امیدوارم یونمون با هم دیگه خوب بشه اندر جان
30:41میشه میشه
30:43میشه
30:45رسی
30:46به منصبت آشتی کنونمون
30:50بعدی حدیه یک کچولی گرفتم
30:52قدیه تو اتاق همه میشه همراه من بیای
30:57چرا زحمت کشیدی
31:01برم ببینم برام چی خریده
31:15شاهیکا منو متحجب کرد
31:17منم همینطور
31:19پس یعنی دوستمون داره
31:21چون برش نمیاد کس کسی منذر از خواهی کنه
31:23خیلی خیلی دوستمون داره
31:28بیاین در
31:33خوب
31:34هنوز تصمیم تو به هم نگفتیم
31:38کادم کجاست؟
31:41بده تا بگم باشه؟
31:44از تستی تو
31:49بیا بگیرش
31:53خیلی مهربونی شاهیکا
31:55این چی هست؟
31:57ولشگون حالا تصمیم تو بگو
31:59تو خودت خیلی خوب میدونی که جواب من چیه
32:04حالا چیو میپرسی؟
32:05دوست داره هم از زبون خودت بشنوام
32:08این در
32:08بعدش هم سری ورد عمل میشم
32:11خیلی خوب بگو دردت چیه شاهیکا
32:14خودشه
32:15من که ذات واقعی تو رو میدونم درسته؟
32:18خیلی خوب میدونی من چی میخوام
32:20من همه چیو میخوام
32:24شاهیکا جون تو زن خیلی باهوشی هستی
32:27وقی چجوری من و تو
32:29میتونیم حالیت و نادر رو از دور خارش کنیم
32:32به نظر چجوری میتونیم این کار شدنیه؟
32:35شدنیه
32:36حالیت و نادر رو جوری به هم میندزین که
32:40باعث بشه تصمیمات اشتباخ بگیرن
32:43اما قبلش
32:44حالیت رو از یه دیست جدا میکنیم
32:50شاهیکا انگار زده به سرت
32:52اونا تازه بچه دار شدن حالیت محاله الان بخواد از یه دیست جدا بشه
32:56جدا میشن
33:01تو حتما یه نقشه ای داریم
33:03خیلی خوب به هم بگو ببینم
33:07توان دختره هست که تازه اومده شرکت
33:11لیلا
33:12به حالیت نزدی کش میکنیم
33:15چی؟
33:16تموم نشده
33:17نادر از یه لیز خوشش میان
33:20باید کاری کنیم که حالیت اینو بفهمه
33:23میخوام آشوب بشه
33:25شاهیکا خوب میدونی چیزایی که داری تعریف میکنی
33:28غیر ممکنه عزیزم درسته؟
33:30تو تا الان چه نقشه ها کشیدی
33:33و همشونم عملی کردی
33:34از بس این یکی هم برمی آیی
33:36اما اگه بگی نمیتونم
33:39اون وقت بسر عزیزتو فقط تو روزای ملاقات میبینی
33:58باشه فهمیدم
33:59سعیمو میکنم
34:01تو موظفی که به نحوه احسن انجامش بدی
34:05دوبله شده در استریو جم
34:08من آدم تو نیستم میفهمی؟
34:11با من که حرف میزنی موازه به جمعه بندیت باش
34:14اما فیلن که بردم شدی اندر
34:16و سعی کن باش کنار بیائی
34:19حالا آماده ای که وزیفتو بهت بگم
Comments