- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00فکر کنم دیگه بهتر این قرارامون رو جزه برنامه های هفتهگیمون بذاریم
00:03آخه هر بار میگم این بار آخره بازم زنگ میزنیم
00:06اما من به هر کسی زنگ نمیزن اما نشکری نکنم
00:11من یه لاته میخوام
00:13منم یه قفلت هم
00:15خب بفرمید گوش میکنم
00:18کمول جو
00:19اونطور که شنیدم عوضای خونه بد جوری قطیپاتی شده
00:23منظورتون چیه؟
00:25شنیدم که با یلدیس چی کار کردی
00:27ماجرای مربی باشگاه هم خوب میدونم
00:31چونکه خودم استخدامش کردم
00:35یعنی چی؟
00:39ببین
00:40من میدونستم یلدیس میره اون باشگاه
00:42فکر کردم با الپردوس میشه و صفری دلش رو پیشش باز میکنه
00:46اونم میاد حرفاش رو به من میزنه
00:48اما تو تمام نقشه های من رو نقشه براب کردی که عمال جونا
00:52از این داستان چه نتیجه میگیریم؟
00:55ایندر خانم نقشه کشیدن بدون اطلاع من به زرر شماست
00:58این تا بیست؟
00:59ببینم کمال تو واقعا چی میخوای؟
01:04میشه اصلشا به من بگی؟
01:06اگه در این حد روی یلدیس حساسی که نمیذاری بره باشگاه
01:10پس چرا با زهرا ازدواج کردی؟
01:12ایندر خانم اگه یه خورده هم منو شناخته باشید
01:14میدونید که جواب این سؤالتون رو نمیدم
01:17اگه اینطوره
01:23پس چرا دست به دست هم نمیدیم کمال جونا؟
01:26نه اصلا که چی بشه؟
01:28با این کارا نمیتونی دل یلدیسو به دست بیاری کمال
01:31ایندر خانم شما از کجا میدونید من میخوام دل یلدیسو به دست بیارم
01:35باشه
01:36هرچی که خودت میخوای
01:39اما راهش درست نیست
01:40ایندر خانم
01:41هرکی ندونه فکر میکنه شما به همه خاصهاتون میرسید
01:45ببینید شما نمیخواستید من و زهرا با هم ازدواج کنیم
01:48اما ما ازدواج گردید
01:49درسته که در ظاهر من نتونستم به خواسته خودم برسم کمال
01:54اما مطمئن باش
01:56چون من خواستم این اتفاق افتاد
01:59اعتماد به نفستون خیلی بالاست
02:02نه خیلی
02:03اعتماد به نفسم بالا نیست
02:05فقط خیلی سمجم
02:06هر کاری از دستتون برمیاد میکنید که یلدیسو از اون خونه بیرون کنید
02:12مگه نه؟
02:13خب این طریقم میشه گفت
02:15کمال جو میدونی که من تو رو دوست دارم
02:17بهترین کار اینه که یلدیس همراه
02:20همراه تو از اون خونه بره بیرون
02:22حد اقل شما دو تو خوشبخت میشین
02:24مگه نه؟
02:25یا شاید من اشتباه میکنم
02:26خیلی ممنون که به فکر ما ایده اندر خانم
02:29اگه حرف منو خوب گوش کنی
02:32میتونه یلدیسو دوباره به دست بیاری کمال
02:35ممنونم
02:41مرسی عزیزم
02:46بهتر خوب به حرفام گوش کنی
02:51بفرماییت
02:58بازم اومدی سر من داد بزنی زینم
03:05من اون حرفا از روی حصبانیت گفتم
03:13یعنی
03:13از دهنم پرید
03:15مذرت میخوا
03:16میگن حرفایی که تو حصبانیت گفته میشم
03:20صادقانه هستم زینم
03:21آره من صادقانه از دستت حصبانیم
03:25فقط نباید اینطوری به زبون میابردمش
03:28مهم نیست
03:30دیگه عادت کردم
03:32بهتر دیگه با هم بحث نکنی
03:36من با تو بحث نمی کنم زینم
03:38تو رابطت دخالت کردم
03:42اشتباه کردم
03:42بیجا کردم
03:43مذرت میخوام
03:44دلیلش فقط این بود که فکر میکردم هنوزم منو دوست داری
03:47اما اشتباه کردم
03:50برای گه همین دیگه هر کاری دلت بخواد میتونی انجام بدی
03:54منم همین کارو میکنم
04:24سلام آقا حالید
04:28حالتون چطور قربان؟
04:30چرا داری دری بری میگی؟
04:31بابرم نمیشه منو با این حالم میکشونی
04:33این طرف و اون طرف واقعا که
04:35بگه تو حالت چشه؟
04:36میخوای منو تنها بذاری؟
04:37بابا من احسابیم
04:39نارهتم بی حالم
04:40خب تا همیشه همینجوری از سیزنی نبجونه
04:43هی بابا
04:43این چرا نمیاد؟
04:45هی بابا
04:46بهت که گفتیم نمیتونه بیاد
04:48بابا من ممنوع الورودم
04:49ممنوع الورودم میفهمی؟
04:52شبه خیلی کسل کننده ای خواهد بود
04:56دستت درد نکنه
04:57خیلی ممنوع که به امروی میدی
04:58آفلین به تو
04:59داود نمیاد؟
05:01آه
05:02آه
05:03یادم رفت به داود خبر بده
05:06آه
05:06یادش رفته به داود جون خبر بده
05:08ای داده بیداد
05:09یاد اترفته به نام زدت خبر بده
05:10یاره
05:10عجب عشق بزرگی داری تو
05:12واقعا که
05:12سکیت باش ببینم
05:13سکیت باش میخوام اشتنگ بزنم
05:15داداش
05:15داداش
05:16من خیلی میترسم
05:18اگه از جایی که نخوندم سوال بده چی؟
05:20آره
05:20آره
05:20احتمالش هست
05:21آره
05:22ببین میدونی باید چی کار کنی
05:23طوری رفتار کن که انگار حرفاشو میفهمی
05:25خیلی کم حرف بزن و همیجوری لبخند بزن
05:27باشه
05:28به یه جایی هم بشین که از حالی دوره شه
05:29وای داداش
05:30هنوز در رفته استرس کردم
05:31دستم عراق کرده حالم خیلی بده
05:33آره خب طبیعیه
05:34قراره با حالیت حرف بزن
05:35یا آسون که نیست
05:36اما به این فکر کن که اگه
05:38احیانا شان سابردی
05:40و نظر حالیتو جل کردی
05:41یا امر قراره با لیلا خوش و خورم زندگیی کنی
05:44نونت هم تو روح
05:45تاهای درخوشی منم همینه
05:46ببین
05:48این چطوره
05:48مرتبه دیگه
05:49یه دو سانتیمت بیشتر بذارتو
05:51کربارت
05:51حالیه
05:52دندون هم چی؟
05:53مساک زده همشی
05:53یه خورده بیشتر می سابیدی
05:54خودت به این سبر بده
05:56یه خورده دلگیر شد
05:57اما دیگه کارش نمیشه کن
05:58عجیبه
05:59چرا دلگیر شد
06:00اتفاقی نیفتده که دلگیر شه این تو نیست
06:02حق خدا
06:03حق خود
06:03شما آماده اید؟
06:05آرون باش بابا من آماده هم بیا بریم
06:07اما من آماده نیستم
06:08چندان مهمم نیم
06:10باشی
06:10برام دعا کنیم
06:12ماشه بارو خدا به هم رات
06:15حقا امیدوارم سالم برگردی
06:17بهت گفتم که زینبم قراره بیا
06:24نه
06:25آخه امیر و جانر با زینب همسایی شدن
06:29از زینب خواهش گردن
06:31لبو ترسیدن به تو بگن
06:32باید هم بترسن
06:34یه دنیا دروغ تحویل زرین دادن
06:37عشقم مجبوریم به خطر لیله تحمل کنیم
06:40پس زرینم همراه لیله میاد
06:42آره
06:42فقط یادت نره به من قول دادی
06:46آه بعدش هم میریم کلوب با هم دیگه خوش میگذرم
06:49باشه باشه
06:50فقط من نمیتونم تا دیر وقت بیرون بمونم
06:53آه من اخلاق تو رو میدونم عشقم
07:10شما علیهان هستی
07:17بله
07:19خوش اومدین
07:21از آشنایتون خوش بختم
07:22منم همینطور بفرمایید
07:24خیلی شبیه پدرت هستی
07:26بله همه همینو میگن
07:29تسلیت میگم
07:33خیلی ممنون
07:35مریض بود
07:37میدونستیم میمیره
07:38همه به هر حال داختار شدیم
07:40بله حق دارید
07:42شنیدم شما اینجا زندگی نمی کنید
07:45بله مدت هست که آیوالیک زندگی می کنیم
07:48دیگه تحمل شلوغی استانبوله ندارم
07:50میفهمم
07:51شوهر خدابی و مرزتون
07:55با پدر ماحالید شریک بود
07:57بله وقتی شرکت هست تحسیز شده بود
08:00آگه بعدا مشکلی به اینشون پیش اومد؟
08:02نه تا جایی که من میدونم
08:04مشکلی پیش نیامده بود
08:05شاید همسرم به آینده شرکت
08:09امیدوار نبود
08:10واسه همین کنار کشده
08:12مطمئنم بعدا خیلی پشیمون شده
08:17آدمی نبود که به راحتی اشتباهاتشو قبول کنه
08:20نمیدونم پشیمون بوده یا نه
08:23اما من پشیمونش کردم
08:25خیلی ممنون
08:33باورم نمیشه این همه دروق
08:39این همه پنهونکاری غیر ممکنه
08:42ترخ خدا یه چیزی بگو کماجم کنه
08:45ترخ خدا
08:45چیز زهرین خانوم
08:49تا جایی که من فهمیدم
08:50یه چند تا سوی تفاهم پیش اومده و
08:52دروق زینب جون
08:54سوی تفاهم نه دروق
08:56مامان جون گفتم که من ازش خواسته بودم
08:59و اونم خواسته تو را اجابت کرداره؟
09:02اگه این شخص آدم صادقی بود
09:04هیچ وقت همچین چیزی را قبول نمی کرد
09:07درسته؟
09:07بله حق دارین
09:09من چشمم کور شده بود
09:11اما باورد بفرمایید
09:12فقط راجب نجادم یه چند تا دروق مسئلتی گفتم
09:15اما تمام حرفایی که در مورد فرهنگ من زدیم
09:17همش درست بوده
09:18همش
09:18حال فرهنگ شما به چه درد ما میکاره؟
09:21درسته
09:22بابامون
09:27سلام
09:30حیفای
09:32سلام به همگی
09:34سلام عزیزم
09:35سلام خور با همد
09:38سلام
09:38خوش اومدین
09:39حالتون چطوره؟
09:40بفرمی
09:41خوش اومدین
09:41بشین بشین
09:47حالت چطوره؟
09:53خوبم شما خوب هستین قربان
09:55حالتون خوبه؟
09:55خوبم
09:56ببینید خانم محترم
09:59من شوهر شما و مادرمو دیدم
10:04از من خیلی داغو شد
10:07دقیقا همینطوره
10:08خیلی سخته که یه بچه با نفرت از مادرش بزرگ بشه
10:13حق داری
10:14اما چاره نیست
10:17منو ببین
10:18مجبوری ببخشش
10:20چرا جدو شده؟
10:31راستش همسر من میخواست از من جدو شد
10:33همام مادرت قبول نکرد
10:36مخصوصا به خاطر تو
10:38به خاطر من
10:44به خاطر تو
10:46من کتابای فلسفی رو خیلی دوست دارم
10:52حتی بعضی هاشون همیشه همراه من
10:55دو سه بار خونده میشوند
10:56تا همیشه فلسفه دوست داشتی؟
10:58اوه
10:58گربان چرا دو سه بار میخونید؟
11:01مگه با دوبار خونده مدوجه نمیشید؟
11:03نه
11:06به این خاطر میخونم که موجوداتی مثل تو رو خوب بشناسم
11:09بله
11:10بله
11:11فقط داشتم شوخی میکردم گربان
11:13همین فقط
11:13راستش همیرم فلسفه رو خیلی دوست داره بابا جو
11:17جدی میگی؟
11:18اینجوری به نظر نمیاد
11:19همینطوره
11:21آخه فلسفه برای من یه موضوع درونیه
11:25برون نمیارم
11:27نافرین
11:35کتابای فلسفه و تاریخی که من خوندم
11:37یک کلمام از حرفاشو نمیفهمم
11:39آخه اینجا جای این حرف هست
11:40هر وقت دوست داشتی به اتفاق لیلاشو
11:42با این داره با بقیه رمزی حرف میزم
11:44با ای که من مشکل داره
11:46مطالعهش کنی؟
11:48با تفکراتو منم آشنا بشین
11:49با خطفی منم
11:50کسل کننده ترین شامیه که تا حالا خوردم
11:52کشتوتر تموم شو پاشین بریم
11:54تنها کسی که لایقه تویه فقط منم
11:56هیچ کدوم از این احمق و حرفاتو نمیفهمد
11:59دائمان سرشون به اینترنت
12:00همینر به چی داره میخنده
12:02ولی تو جوان خوبی هستی بهت پیشنهاد میکنم
12:04برحال توسیه من اینه
12:06خیلی ممنونی
12:07آیی من خندخونم افتاده
12:09موافقید دستر بخوری؟
12:12به نظر من سعی کن مادرتو ببخشی
12:15باشه سعی اما میکنم
12:19همه اشتباه میکنن
12:20مگه خودت اصلا اشتباه نکرد؟
12:22اشتباهاتو خیلی بزرگی کردم
12:24خوب مگه سعی نکردی اشتباهتو جبران کنی؟
12:27خیلی
12:27خیلی سعی کردم
12:30به نظر من مادرتم سعی میکرد
12:31اما دیگه خیلی دیر شده بود
12:34اگه نبخشیش نمیتونی خوشحال باشی
12:39ببینید خانم محترم
12:46بخشیدن این اشتباه اونقدرام که شما فکر میکنید ساده نیست
12:51شاید بعدن بتونم
12:54بهتره به آینده مکولش نکنی
12:56راجع به این موضوعم بیشتر از این فکر نکن
12:59ببین
13:00اگه گذشتت و قبول نکنی
13:03با آیندت همیشه مشکل خواهی داشت
13:06من تجربم رو بهت میگم
13:08حرفم رو باور کن
13:09به حرفاتون فکر میکنم و سعیم رو میکنم
13:14همین درسته
13:16خانواده هیچ کس آلی نیست
13:20چه میشه کرد؟
13:22باید اونطوری که هستن قبولشون کنیم
13:24زمنان
13:27اون دختری که قلبشو شکستی و
13:31هر طور شده سعی کن دلشو به دست بیاری
13:35چطور متوجه این موضوع شدی؟
13:38این همه پیرم پاره کردیم
13:40باشه
13:41گرچه
13:44به خاطر کارایی که کردم فکر نمیکنم
13:48اون دختر دیگه منو ببخشه
13:49اینقدر معیوز نباشه
13:52اول کسایی که باید ببخشیشون رو ببخش
13:55بعد منتظر بخشیده شدن باشه
13:57شاید یه چیزایی عوض شد
14:00به امتحانش نمیارزه
14:02اینجا خیلی جای بحالیه
14:25تو هم خوشت اومده؟
14:26خیلی خوشم اومده
14:27تو چی؟
14:27آشقش شدم
14:28میگم چطور تولادم و اینجا جشت بگیری؟
14:31فکر خوبیه
14:31حساب کن من اینجا یه رفیقی دارم
14:33در واقع مدیریت اینجا بابونه بذار بپرسم
14:35محمد
14:36یه لحظه میان
14:37خوش اومدی کمال جون
14:38حاله چطوره؟
14:39خوبم
14:39تو چطوری؟
14:40خربونه سلام
14:41سلام
14:41ببین میخواییم تولاد زهرا رو اینجا جشت
14:44حالیه
14:44تاریخشو بگید برنامار یه نگاهی بندازن
14:46بسنوه مارس
14:48خوبه بذار ببینم
14:49بیش
14:51ماهی یه بار میاییم بیرون
14:52زهرا و کمال جلومون سفتش
14:54خودش نگی بریم بیرون
14:55خودت هم غور میزنی
14:56سلام
14:58بحبه
14:59سلام آقا حالیت خوش اومدین
15:00سلام یلدیز خانم
15:01سلام
15:01خوش اومدید
15:03خوش بگذاریم
15:03به امید دیدم
15:04شما هم که اینجاییم
15:05بله
15:06بازم همدیگر رو دیدیم یلدیز
15:07میبینم که باز کار خودتو کردی
15:09و بابامو آوردی بیرون
15:10بسکه نیشی دوستش تنیتر میشی
15:12مهمون کوراییمون
15:15مسموم شده بردنش بیمارستان
15:16بایی ما که تازه اومدیم
15:18حالا باید بریم
15:18نه نه
15:19تو پیش زهرایینا بمون
15:20بیمارستان همین نزدیکی هست
15:21من یه سر میرم و زودی بر میگردم
15:23شما اصلا نگره نباشیم
15:24ما حباسمون بشست
15:25فیلن
15:25اشقم بریم با هم برقسیم
15:31موافقیم
15:32آره بریم
15:42موسیقی
16:12موسیقی
16:42موسیقی
16:44موسیقی
16:46موسیقی
16:47موسیقی
16:48موسیقی
16:50هرچی زودتر باید از شریک عمال خلاص بشم
16:52اصلا نزد انتظار نداشم دربارو بیدید
16:58موسیقی
16:59اما بابا جون شما که نمیدونی چی شده
17:01یارو خودش اول شروع کرد
17:03خب تو چرا زدید تو دماغش
17:04این چه کاریه
17:05آقا حالیت یارو همش داشت به زهره آ یلیز نگامی کرد
17:08بعدش تا دید یلیز تنها شده
17:09رفت سراغش منم خواستم جلوش
17:11در دماغش رو شکستی
17:12بابا جون کمال بی خودی که دعوان نکرد
17:14نمیدونم حالا یلدیز به شما چی گفته
17:16یلدیز چیزی به من نگفته دخترم
17:18بند خدا از ترس زهره ترک شده
17:19بابا هم واسه همین نیومده اینجا
17:21زینب مریض شده رفته پیش اون
17:23این زینبم همش مریضه
17:25خدایا
17:27بس کن زهران
17:28کمال
17:30اگه نمیتونی به اصابت مسلط باشی
17:32جاهای شلوخ نرو
17:34آقا حالی
17:35درسته یه خورد زیاد رو بیکردم
17:37اما حد داشتم
17:38کمال
17:38به خاطر خشونتی که بخرج دادی
17:40حق خودتو نحق کردی
17:42حواستو جمع کن عزیز من
17:48بیاییم پولا بگیر
17:51برای از مغازه رو برو برام
17:53یه پرس بارک بخر
17:54میرم بگیر
17:55برای خودتن بخر برده بیا
17:56باشه
17:57زود باش
17:58زودی میرم برمیدیم
17:59حجلک کن
18:00با تو
18:00داوود جون
18:04ایلدیس
18:05به محصه این که پیامتو دیدم
18:07پاشدم اومدم شه شد
18:08باش اومدی
18:08بفرما بشین
18:09این نوچه ما
18:14همه یه روز کمال پایتفا
18:16ازش عکس گرفته
18:17نمیدونی چه لطف بزرگی
18:26در حقم کردی
18:27این خوهر جانره درسته
18:29خوده خودشه
18:32یعنی کمال با خوهر جانر رابطه بنونی داره
18:36آره
18:37و این خیلی به نفع مونه
18:39آخه اینا چجور آدمیان به خدا
18:42سلام زینب
18:56حاکان چطوری؟
18:57خوبم ممنون
18:58خودت چطوری؟
19:00ای بد نیستم
19:01چی شده؟
19:02چه میدونم امروز اصلا حسله ندارم
19:05حالا که جلستمونم کنسل شده
19:06یه خورده دیر تر میام شکرد
19:08باشه باشه
19:09حالا داری کجا میری؟
19:11نمیدونم میرم اینجایی حالا هوایی عقص کنم
19:14من میدونم حالتو چی خوب میکنه
19:16چی؟
19:18سورفی رایزه
19:18بیا سمت بیکوز اونجا منتظردم
19:21باشه
19:22میام اونجا
19:24میبینم ات
19:26چی بگم؟
19:30بریم به ایک هز لطفه
19:48بریم ببینی ما نبودیم شکل
19:50در نفسیم
19:52بلاخره ازاد شدیم مصطفى
19:53امیدوارم دیگه زندونی نشی
19:55برنا
19:56دیگه نمیشم
20:14موسیقی
20:16PYM JBZ
20:46PYM JBZ
21:16PYM JBZ
21:46PYM JBZ
22:16PYM JBZ
22:46PYM JBZ
23:16PYM JBZ
23:46PYM JBZ
24:16PYM JBZ
24:46PYM JBZ
25:16PYM JBZ
25:46PYM JBZ
26:16PYM JBZ
26:46PYM JBZ
27:16PYM JBZ
27:46PYM JBZ
28:16PYM JBZ
28:46PYM JBZ
29:16PYM JBZ
29:46PYM JBZ
30:16PYM JBZ
30:46PYM JBZ
31:16PYM JBZ
31:46PYM JBZ
32:16PYM JBZ
32:46PYM JBZ
33:15PYM JBZ
33:45PYM JBZ
34:15PYM JBZ
34:45PYM JBZ
35:15PYM JBZ
35:45PYM JBZ
36:15PYM JBZ
36:45PYM JBZ
37:15PYM JBZ
37:45PYM JBZ
38:15PYM JBZ
38:45PYM JBZ
Be the first to comment