00:00بابام نباشه نمیخوام فوت کنم
00:01دخترم بهت گفتم که بابت نمیتونه بیاد
00:05آره دوست داشت بیاد ولی نمیتونه
00:08ببین یه عالم آدم اینجا هست که دوست داره لطفا زود باش
00:12تازه وای ببین چکه که خوشگلی برات پختم
00:18همونیه که دوست داری این ستره رو بگیر و بخور
00:21یه عالمه جون
00:22تو که دوست داشتیم خواهد
00:24نمیخوام دیگه
00:30موسیقی
01:00بابا
01:01تولدت مبارک دخترم
01:08سرکنبولات
01:10که این راست
01:27یه لحظه تا
01:28بذار من باش حرف میزنم
01:31بابا این روز پولد منه
01:38ولی این که میه میخواستش
01:49خب یه ها چطوری کنی؟
01:51این طوری شده؟
01:52چی شد؟
01:55بچه از لباسه عجیب و غریب ترسید؟
01:57نه بابا اگه با لباسه فضانواردم قبولش نکنه
02:00ممکنه هیچ جوره سرکنبولاتو نخواد
02:02میگم که من برم پیششون چون سرکن
02:05پدری کردنشم چندن تعریفی نداره
02:07اینگه این مزخ رفت نگو بشیم سر جات بایست
02:10هدا جون
02:10ملوان تو قد نمیگرم میرم
02:16آی
02:20سرم
02:21کیراز
02:30اینجا چی کار میکنی؟
02:33دارم تشکر میکنم
02:34چرا تشکر میکنی؟
02:37شفه
02:38خدا کنه بابام یکی مثل سرکنبولات باشه
02:42چرا خاستی بابات یکی مثل سرکنبولات باشه؟
02:45خیلی عصب داری
02:47تو همه دار؟
02:53باشه خوک
02:55اصلا خنده دور نیست
02:56که عصب دارم
02:58بگذاریم بریم
03:01بریم داخلی کهیک بخوریم
03:03ببریم
03:07موسیقی
03:37اگه به خاطر جدایی پدر دختر دنبال مقصری اون پسر خودته
03:42امروز پسرم اومد و نشوند و دخترشو میخواد
03:45از این بود هیچی دیگه مثل قبل نمیشه آیفر
03:49سیفی
03:52دقیقا وقتشو سیفی رو صدا کنی سیفی
03:55سیفی فردو میریم برای یه اتاق نوه موبیل میخریم
03:59عالیه
03:59به نظر من یه چیزی بخریم که مهرجوی داشته باشه
04:04چون که اگه که ای راست خوشش نایمد دیتونین برگردونین
04:07راستی آیدن جون فکر نکنی انصاف ندارم
04:11تو هر وقت که بخوایی میتونین نوه تو ببینی
04:14ولی خب توی اتاق خودش باشه
04:17خب
04:18من این زنه رو خافش میکنم
04:20نه برای چیم کنم بکنیم آخه
04:22کمال
04:25انگار که من یه خوره دیر کردم
04:26کمال خیلی فوریه
04:28چطور میشه پرونده یه هزانتو باز کرد
04:30همین امروز باز کنیم همین الان
04:32تو حق نداری پرونده یه هزانت باز کنی
04:34سرکان باید باز کنه
04:36و این که مدارک رو پر کنه
04:37بقیه اشا سونه
04:38من یکم گشتم یه چیزهایی بخورم باید
04:40دلتون برا منم تنگ شده
04:42خیلی
04:42سرکان پس باید پرونده باز کنه
04:45خب
04:50یه لبه ببینم
04:52وقت کیک خوردنه
04:55خب دیگه وقتی که ایکه
05:01یکم یا این بر
05:03تولدت مبارک
05:10تولدت مبارک
05:13تولدت مبارک
05:15تولدت مبارک
05:18شما تو فوج کن
05:24آفرین
05:25یا اینجا فوج کن
05:27آفرین
05:29مبارک
05:30آفرین
05:32قبل فوج رو رسو کردیم
05:35رسو اون بود
05:36آی
05:38آی
05:42الان گریه می کنم
05:44خب پس هجیهاتو باز کنیم
05:47سرکان بولد
05:49برای من هدیه تولد چی گرفتی؟
05:51آفرین
05:53اینجوریه که کیرازم
05:55نتونستم هدیه تا رو بیارم
05:57چون که تو یه دستم بادکانک بود
05:59تو یه دستم کلاهم
06:01ولی نگران نباش
06:03فردای هدیه خیلی خوشگل برات میارم
06:07ببین
06:09اینجا کلی هدیه داریم
06:11یکی خوشگل برات میارم
06:13ببین
06:15اینجا کلی هدیه داریم
06:17یکی رو باز کنیم
06:19ممنونم
06:21اینم هدیه ی مامان بزرگت
06:23مامان بزرگم
06:25من مامان بزرگتم
06:27آخه مامان سرکانم
06:29مامان من مامان بزرگ دارم
06:31آره دخترم خیلی خوششانسی
06:33آمازه ترین مامان بزرگ دانیا
06:35ادا جون
06:37آره دخترم خیلی خوششانسی
06:39آمازه ترین مامان بزرگ دانیا
06:43ادا جون
06:45بفرمایی
06:47حالا که همه شیز روز شده
06:49میخوای کارا یه سبت احوال
06:51و تغییر شناس نمرم انجام بدیم؟
06:53از چه لحاظ؟
06:55از این لحاظ که دیگه باید جای اسم پدر بنویسن سرکان
06:59مامان حرف زنیم
07:01اگه به خود باشه
07:03به نظرم میخواد من سریع کارا یه اداریش شروع میکنم
07:11یه بوی عجیبی داره میاد
07:13از کجا؟
07:15از شما
07:17چه بوی؟
07:19بوی فریبکاری
07:25یالله مامان جون جشن تموم شد
07:27دیگه بریم خونمون
07:29یالله بیا
07:31چیه؟
07:34چرا خب؟
07:35جشن تموم شده
07:36دوتوشم تموم شد؟
07:37دوتوش تموم شد
07:39بیا بریم
07:40تموم شد؟
07:41من شما رو برسونم؟
07:43با ماشین دو تایید
07:45نگره نباش دیگه ماشین چهار نفره دارم
07:47نیازه نیست خودمون میریم
07:49بیا بریم
07:50ولی مامان هنوز آتاق اما به سرکنبولات نشون ندادم
07:54تازهه میخوام اکس سیاره هم هم نشونش بدم
07:58خب پس اون وقت سرکنبولات فردا میاد
08:02شاید با هم که یکم پختیم
08:04نه دوست دارم امشب بیاد
08:06لطفاً
08:07دل بچه رو به نظرم نشکنم
08:09من دیگه بچه نیستم
08:11من بزرگ شدم سرکنبولات
08:13سرکنبولات
08:14آه آره ببخشید که راز حق داری
08:17به نظرم دل خانم کچیدو رو روز تولدش نشکنیم
08:25بیای تو
08:28مامان
08:30چرا بهم نگفته بودی سرکنبولات بابای منه؟
08:34سوال خوبیه
08:36خب تو چرا نگفتی؟
08:38آه
08:40اینجوری شد که
08:44خب تو هیچوقت غیافه من رو ندیده بودی مگه نه؟
08:46برای همون به نظرم
08:48این برای ما یه فرصت بود
08:50یعنی بدون اینکه چیزی باشه
08:52همدیگه رو بشنسیم
08:54درک کنیم
08:56ببینیم
08:58اینا خیلی چیزای مهمیه
09:00دوتامون
09:02به توتفرنگی آلرژی داریم
09:04های آلیه
09:06پس بریم توتفرنگی بخوریم
09:08دوتامون بریم بیمارستان؟
09:10نه اصلا توتفرنگی نمیخوریم
09:12نه اصلا این کار نمی کنیم
09:14شوخی کردم
09:16شما چند سالتونه؟
09:20مله
09:22خب مگه نمیخوای اتاقتو نشون بدی؟
09:24تو داری اتاق منو ببینی؟
09:26معلومه؟
09:28بیا بریم نشونم
09:32اتاقت بالاست؟
09:34ها؟
09:36از اینجا
09:58موسیقی
10:06موسیقی
10:08موسیقی
10:18موسیقی
10:20موسیقی
10:30موسیقی
10:32موسیقی
10:34موسیقی
10:44موسیقی
10:46موسیقی
10:56موسیقی
10:58موسیقی
11:08موسیقی
11:10موسیقی
11:12موسیقی
11:14موسیقی
11:16موسیقی
11:18موسیقی
11:28موسیقی
11:30موسیقی
11:32موسیقی
11:42موسیقی
11:44موسیقی
11:46موسیقی
11:48موسیقی
12:18با یه پرانسس خیلی خوشگلی آشنا شده بود
12:21خیلی اونو دوستش داشت
12:24پرانسس هم
12:26خوشگلترین زن روی زمین
12:29بهترین آدم دنیا
12:32و خیلی مهربون بوده
12:35و عاشق هم دیگه میشن
12:37ولی
12:39وقتی زمان میگذره
12:42زمان میگذره پرانس
12:43پرانس ترسو
12:46ترسیده که یه زمانی
12:48عشق پرانسس
12:49نسبت بهش تموم بشه
12:51باشه به خاطر همین
12:52به گردش دور دنیا ادامه میده
12:54به فضام رفته
12:56آره به فضام رفته آره
12:58ولی نتونست پرانسس رو فراموش کنه
13:01یعنی همیشه به فکر پرانسس بوده
13:04به همین خاطر برگشته
13:05ولی وقتی با پرانسس روبرو شده بوده
13:08پرانسس خیلی ازش
13:10عصبانی بوده
13:11باش قرمی کنه
13:13پرانس فکر کرده فکر کرده فکر کرده
13:17که چی کارو میتونه بکنه
13:18چطوری میتونه دل پرانسس رو به دست بیاره
13:21و بعدش
13:22یه فکر خیلی خوبی به ذهنش میاد
13:25اونم این بوده که
13:27گفته که اگر من شروع به کار کردم
13:29با پرانسس بکنم
13:30اون موقع پرانسس منو دوست داره
13:32به درد نخونه
13:33چرا؟
13:35پرانس باید یه کار دیگه میکرد
13:39این طوری میگی
13:41باشه باشه آکه
13:43فکر میکنم
13:44باشه
13:45میشه صبح زود بیدارم کنی
13:51آره
13:53میشه با کمال مک
13:55قشنگ میشه
13:56پس چی کار میکنیم؟
13:57دهنتو مسواک میزنی
13:59لباسهای خوابتو میپوشی
14:00منم تو رو میخواب
14:01نیمیشه
14:02امروز روز بوبایه
14:05بوبا؟
14:06من
14:08اطراف بوبایی نمیبینم
14:11ذاتا خیلی زود نیست؟
14:13گفتم که زود میخوابم
14:15اون همیشه میاد
14:16همیشه میاد
14:18همیشه میاد
14:18فهمیدم
14:20چطور بود؟
14:29بد نبود
14:30ولی
14:32بوبا رو میخواد
14:35نمیدونم چی کار کنم
14:36کاری نمی کنی
14:38یعنی چی کاری نمی کنم؟
14:40خیلی چی کار میخوایی بکنی؟
14:42بوبا اومد
14:45ها چه خوب
14:46خوش مدید
14:53من مونم
14:54سرکان
14:57براک؟
15:00اومده بودم پیش کیراز
15:02ولی اگه زمان مناسبی نیست
15:04نیتونم بعدم بیارم
15:04نه با با اتفاقا کیراز هم
15:06منتظر تو بود
15:06گفت تو نیایی نمیخواه
15:08باشه
15:09خوب
15:20از نظر من
15:22دیگه به بوبا نیازی نیست
15:26چون که بابا
15:28بابا
15:29بابای کیراز
15:31اومده
15:31و دیگه نیازی به بوبا نداریم
15:33این که اون
15:34بوبای کیرازه
15:36و تو هم
15:36بابای کیرازی
15:38ایچ رفتی به هم نداری
15:40تو زندگی من دخالت نکن
15:41دخالت؟
15:43دخالت نکنم
15:44نگره نباش
15:45تو خیلی واضح منظورتو رسوندی
15:48که منو تو زندگیت نمیخوایی
15:50ولی خب میدونی
15:51اگه از من میپرسی
15:53من دیوونه بار دوست دارم
15:54ولی قرار هم نیست
15:55کاری کنم که شما نخواه
15:56حالیه
15:57سعی نکن منو با قضای شیک
15:59و سیبزمینیو اینو گول بسنی
16:01حتی که سیبزمینیو رو خوام
16:03خوامم بخوری بر نمیگردن
16:04من مشکلی ندارم
16:07ولی میدونی من چی میخوام
16:09میخوام حالا که یه شانسی دارم
16:11دخترم دوستم داشته باشه
16:14همین
16:15معلومه که باید این طوری باشه
16:17خوبه
16:17خوبه
16:18خوبه پس
16:22پس
16:22من شب رو رو کانپه میخوام
16:24به چه مناسبتی برو خونه
16:26برگردم استانبول
16:27آره برو استانبول
16:29دیوونه شدی
16:30به من چه
16:30یعنی دخترمون قدر به من کشیده
16:32که به احتمال زیاد 99 درصد به من رفته
16:34برای همینم صبح ساعت پنج بیدار میشه
16:37چی کار کنم؟
16:38ساعت سه نسو شد بیا؟
16:39به من چه
16:40اصلا برو هتل بمون
16:45دا نمیتونی با من این کار با کنیم
16:47هممون میدونیم دنیس خانم هدفش چیه
16:49خدا حافظ سر کن
16:51خیلی خوب
16:53خیلی خوبه تا
16:55انگین
17:08انگین هر چه زودتر باید برام کلاس پدر شدن جور کنیم
17:13آره انگین پدری
17:14ها
17:16گداش برگه چیه این گده چلی؟
17:17نمیتونی سیات برده کلاس تو تشکیل بدی؟
17:19نه خیلی نمیشه چون کسایی هستن که از من تنتر حرکت میکنم
17:22برای همین باید مشبرستم
17:23دبینم مزروی چیه کیو میگی؟
17:24بوبا بوبا نمیدونم از این ها این کیه
17:27این مزخرفه هست
17:28میاد میره
17:29خب چی کار کرده؟
17:30چی کار کرده؟
17:32چی میدونم یه سری عادتها داره با دخترم آره
17:35یعنی دختر منو
17:36اون بوبا دوبا
17:38هر شد اون میخواه بوده
17:41کسافت
17:42آره
17:42خیلی خواب بیریم برای خدماتش را به امروز تشکر میکنیم و بعدش
17:45میفرستیمش بره دنباله نخواه
17:47چه ولی خب من خیلی مطمئن نیستم آمادیگه پدر خوب شدن رو ندارم
17:51چون که من په پدرم ندارم
17:52خب از این نصر خیلی خوششنسی چونه؟
17:54رفیکیت متخصص پدریه و هر چیزی که میدونم و بهت میگم دادش
17:58اگه آماده ای شروع بکنیم
18:00ببینده داشت پدر بودن یه چیز قریزیه
18:02ماشه؟
18:02یعنی لحظی که بقلش میکنی احساس پدر شدن و حس میکنی
18:06ولی خب محصولیت بسرگی در انتظارید
18:09این که بچهات خوب خبیده یا آب دماقش میاد
18:12یا که قطاشو خورده یا شما که بره دنسی باید همراهشم بریم
18:15آه
18:16ها تخزیه
18:18تخزیه یکی از مهمترین مسایی
18:20یکی سبزیجاد نمیخوره یکی هم عاشق سبزیجاده
18:23مثلا جهن مثل باباش عاشق گوشته
18:26مثلا کنار گوش سبزیجاده مثل کدو و کنگرفرنگی و کلمبروکلی رو تف میدم
18:30و میذارم تو بشتگاه بشه با اشتاگی سیادی هم میخوره
18:33انگین مشکل من این است
18:34بچه ها عاشق شیرینی هستنده داشت
18:36ولی خب نباگید چیز دایی که شکرطوشه رو بهشون بدی
18:38میتونی سریع پرویه خورما براشون درست کنی و بدی بخوری
18:41تو اصلا منو نمیفهمی
18:46منجرامو نفهمیدی ولی خب مشکل از تو نیست
18:48من اشتباه کردم که اومدم پیش تو
18:51آه گرفتم اعتمانم پرویه خورما برات سخت بودن
18:53داداش
18:54یه چیز دیگه بتمیکن
18:55تو رسمند دیوونه شدی
18:56ببین داداش میتونم ترسی تایگه
18:58یه شیرنی گلو بیگه آری بتو
19:00آه داداش فلم کن تا رو خدا چی داری میگی؟
19:02داداش این شیرنی خیلی مفیده
19:04سرکا
19:04من اشتباه کردم اصلا نمید میوادم پیش تو
19:07ولی خب این چیز رو برای یه تغسیگه بچه مهم
Comments