- 2 days ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.
بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات
بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات
Category
📺
TVTranscript
00:00PYM JBZ
00:30PYM JBZ
01:00PYM JBZ
01:29PYM JBZ
01:59PYM JBZ
02:01PYM JBZ
02:03PYM JBZ
02:05PYM JBZ
02:11PYM JBZ
02:13PYM JBZ
02:17PYM JBZ
02:23PYM JBZ
02:29PYM JBZ
02:59PYM JBZ
03:01PYM JBZ
03:03PYM JBZ
03:05PYM JBZ
03:07PYM JBZ
03:09PYM JBZ
03:11PYM JBZ
03:13PYM JBZ
03:15PYM JBZ
03:17PYM JBZ
03:19PYM JBZ
03:21PYM JBZ
03:23PYM JBZ
03:25کم فکر کنی
03:26به فهمی
03:30منو ببین
03:33نمی دونم
03:35کی استی و چه مشکلی داری
03:37ولی به هیچ وش دیگه
03:41پیشه اصرانه را
03:42مراقب باشو زن
03:48خشمت
03:50ببین
03:50این خشمت
03:52باعث نابودیتا بشه
03:55پسر من اینه را به شما اینجوری عاد دادم
04:21قدم قدم یکیر بدن خودتون استفاده کنین دیگه
04:25جادشکا
04:26یه حرکت استفاده کنین را واسه ما روپایی بزن حال کنین
04:29همچی استفاده کنین دارم
04:31ولی بچه ما مموریت بزارگی بیافته دارم
04:33لباس عروض زنداداشو میبرم
04:35بقت منه نایگیریم
04:36بواید...
04:38супرک کنین
04:40شكوششش gì opt kit
04:41این صنی، باید اطلاع تخلط شد
04:43۲ی شکریت بده دیگه
04:44الان ببین ایره
04:46هاا... ببین
04:47یه استف
04:50دقیقا، روی پا
04:53اینجا، اینجا دوباره استف سینه
04:55باید انجام بشی که
04:57ببین، ها
04:58الان روی اره ایره و به ماه تاری بزر فیس برن
05:02بعد ببین روی سینه باندازی
05:04از حرکت ذریف استفاده کنید، خب؟
05:10بده، بده، بده، آفرین
05:13یاز گرفتیو
05:18دادی برباده
05:26دوستان، وقتی از لندن دوباره ایمیلومت صحبت میکنیم، خسته نباشید
05:29اسرا، یه لحظه سب کن
05:34یه کم پیش با چنار حرف زدم
05:36تصمیم به موندن گرفتی
05:38بله، میمونیم
05:40به نظر من اشتباه بزرگی میکنیم
05:42به چنار گفتم، من میتونم به کارای اینجا رسیدگی کنم، اونم از دور کنترول کنه
05:46تازه شما تو لندن خیلی خوشبخت نبودیم؟
05:48این تصمیم واجب بوداره؟
05:50چی شده چالا، میترسیم؟
05:52از چی به ترسم اسرا؟
05:54راستش حق با توه
05:56چیزی برای ترسیدن نداریم
05:58چیزی برای ترسیدن نداریم؟
06:00ازدواجت جوری که از دور به ما نشو میدادی نبود
06:04تو خیلی وقت پیش باختیم
06:06چه نار؟
06:28تو اینجا بودی؟
06:30از اومدنت خبر نداشتم
06:32اینجا بودم
06:34اومدم اینا را انجام بدم، تا چی کار کردی؟
06:36نه، پرس
06:38اون یاری که دنبالش بودیم
06:40توی کافه اونو دیدم
06:42فکر میکنم یه دشمن داریم
06:44یعنی چی دیدمش؟
06:46نفهمیدم چطور دیدیش؟
06:48نمیدونم توی کافه دیدمش، خیلی آدم هنجیبی بود
06:50داشتی قهوه میخریدی دیدیش؟
06:52امه
06:54این مرد کیه؟ بذار من برام ببینمش
06:56عیازکارا کوچه از شرکت های ملینیومه
06:58اوزان رفت ببیندش، الان نمیدونم چی کار کردن
07:02اوزان رفت اونو ببینه؟
07:04باشا پس آقا اوزان بیاد
07:06تعریف کنه ببینیم چه اتفاقی افتاده
07:12اسرا، میخواستم یه چیزی راجع به کارا ازت بپرسم
07:16میشه تو مدیریت کارا به ما کمک کنی؟
07:18نه، چنار نمیشه
07:20من نمیخوام چیزی که نمیدونم و بلد نیستم و قبول کنم
07:23میخوام تو ملینیوم سافت بمونم و اینجا کار کنم
07:26در ضمن، کارام توی لندن هم باید از اینجا مدیریت کنم
07:29خودت میدونی که اونجا کلی کار هست
07:34یعنی میگی با اون کار میکنم؟
07:38شنار، حالا که اینجا هستیم باید به این آدت کنم
07:41چاره دیگه ایم ندارم، تو هم بهتر آدت کنی؟
07:44در ضمن من بهت گفتم، همه چی وقتی تو لندن بودید؟
07:48تو هم بهتر آدت کنی، در ضمن من بهت گفتم
07:51همه چی وقتی تو لندن بودیم راحت تر بود
07:54یعنی ادام دادن این بازی وقتی اینجا هستیم سخته
07:57باشه، هر طور که تو بخوای اسرا، اگه میخوای اینجا بمونی بمون
08:02منم همین اطراف هم
08:07چه بازیه؟
08:08ای خدا
08:11بابا
08:12ای وای، خیلی بده
08:14بابا جهون، یه چیزی میگم، این قسمت پایین اصلا نمیبینیم بشن؟
08:18نمیبینده
08:19پسرم، مزخرف نگوی این لباس عروض سفیده، کچکترین لکم دیده میشه؟
08:23اف، چکای کنیم، علیف؟ خیلی واضح گفت، هر کاری میخوای بکن، ولی لباسمو صالبیه
08:29اگه این خراب بشه، جایی خاله منگشه، خود علیف عروسی رو کانسل میکنه میره
08:35پسرم، پسرم، وایسا، تو اینجور وضعیت ها باید خونسط باشی، من حلش میکنم
08:41ماما، به خودم ماما حلش میکنه، چرا به زنم نهی من؟ بزر بزر، ماما حلش میکنه، الان به ماما خبر میده
08:47اکو، مادرت نمیشه، سب کن، من مواد شوینده خوبی سرخ دارم
08:53بری من جمش بدیم
08:55هی بابا، جدی بگی؟
08:59نگاه میکنم، زیاد نتونستم قانه بشه
09:02به لطف خودم
09:04یعنی میگه درست میشه؟
09:05تو چی فکر بکنی؟
09:08ای خدای من
09:11خیلی خوشم اومد، خیلی خوشگله، فقط یک کمی گوشاده
09:16یک کمی گوشاده، از این گوش اینجوری، باید جمعش کنم که کمرم خودشو نشون بده
09:23من با این لباس چقدر میرقصم
09:25خوشگله، خوشگله، باید بررقصم
09:31دیدی چقدر حسوده؟
09:32رفیه لباس خواهید اینه من
09:34اون منعشه خیلی حسوده، فکر میکنه من بیقیار میشم
09:37به هیچ وجه بیقیار نمیشم، زامورات کرفالی خسته نمیشه، خسته میکنه
09:43مامانجون، تو خیلی پول داری، هر لباسی رو بخوایی، هر لحظه که بخوایی میتونی بخری
09:47شما واقعا میخوایید تو عروسی این دو قولا یه لباس بپوشین، واقعا که یعنی با ما مین کار رو میکنیم
09:53بره برای خودش بخره، به من چه؟ بره یه لباس دیگه بخره، در زمین به من میاد
09:58منا خوشندام قد بلند نشون میده، تو تل من بهتر میمونه
10:02از تو بی خیال لباس منش، لباس عروسی خودت کجاست، سلاحات کجاست؟
10:06اکا امروز میگیره، باید ببینیش، خوشگلتر این لباس عروس دنیاست، مامان از اکا خواهش کردم، اونم قبول کرد بره بگیره
10:13اینقدر آدم شیرین و فداکاریه، خودت ببین آخه
10:16یعنی اگه تا حالا آدم شیرین نهیده بودم قبول میکردم
10:20گشاده، بقلش خیلی گشاده
10:24من اینو باید ببارم پیش خیات
10:27بابا چیکا کری؟ تا رو خودا چیکا کری؟ بابا رفته رفته بزرگتر داره میشه
10:35یه اشتباهی تو فرمول داشتم، ولی نمیدونم کجا اشتباه کردم
10:39بابا خانم وقت اشتباه، منم قاره کردی، چشم نگاه کردی، یه چیزی کپتی منم قانه شدم
10:44ای داره بزرگتر میشه این صورا، بابا مراسم عروسی داره کنسل میشه، من دارم بدمخ میشم
10:50اه، اکو، چه میدونم؟ من در این حد میتونم کمک کنم، موقعیشم خودت هر کنم
10:54یعنی چی من نمیتونم، گیره به این روز انداخت
10:58پاشم این دختت چشم واسه من نازاک میکنه
11:04بابا حریفتر میزنه، بابا حریفتر میزنه، جواب بده، من نیستم، بگو مرد، بگو دفرش کردی، میخواهش میکنم جواب بده
11:10من چرا جواب بدم، بگی خودت جواب بده
11:12من چی بگم، بخی؟
11:16گله؟
11:17گله؟
11:18اشقم، چی شد خوشگلترین لباس عروس دنیا رو گرفتی؟
11:22گله، حالا، سداد نمیاد!
11:24گله..
11:25آشنگم، آنتن نمیده؟
11:27آه، آنتن نمیده؟
11:28ایکو، میگم لباس عروس رو گرفتی؟
11:30چی آه آه…
11:32اله باس. آه لباس عروسیزه شده، ما یک کم داریم کار میکنیم، من بیاریم، این کار و حال میکنم
11:38من وقتی درم رد میشم لباس عروس هم بد میدم
11:41باشه خیلی دوستت دارم بابایی بابایی
11:44عشقم من دو دقیقه میم میگیرم دیگه
11:47ببین صداد نمیاد
11:48اصلا صداد نمیاد
11:49یه چیزایی میاد برای من نمیفهمم
11:51الیفچه من قلب میکنم
11:53بعد هم بهت زنگ میزنم بابایی
11:55ایکو
11:56بابا من چطور
11:58چطوری زمامه دست بیارم
12:00بیا
12:00خدایا رفته رفته لحکه داره بزرگتر میشه
12:05اگه چیزی شد به من خبر بده
12:08این یارو دیگه نمیتونه پیش تو بیاد
12:10اگه بیاد
12:10این دفعه نابودش میکنم
12:13حوزان
12:14چی شده؟
12:16چه مشکلی داره؟
12:17تو متوجه شدی؟
12:18نمیدونم
12:18ولی یه داستانی داره اصرا
12:20یا دیوونه است
12:21یا با ما یه مشکلی داره
12:23نمیدونم
12:23باشه ولی چرا؟
12:26هیچی نمیدونم
12:27ولی از دیدن من تحجب نکرد
12:29معلومه که عمدن اومده پیشت
12:30فقط واسه این که من برم پیشش
12:37یاداش خوب فکر کن
12:39قبلن این مرد رو دیدی؟
12:41نمیدونم شاید چانسی هم دیگر رو دیدی
12:43نه موسا
12:44غیر ممکنه
12:45اگه دیده بودم حتما میشناختم
12:46تو یه راهی پیدا کن
12:48میخوام بدونم این یارو چه مشکلی با ما داره
12:50باشه داداش
12:51پس با وکیل عرف میزنم شاید یه چیزی پیدا کرده
12:54چیزه آسان
13:08چیزه
13:16ما تصمیم گرفتیم اینجا بمونیم
13:19منم دوباره تو شرکت کار میکنم
13:22بلاخره تو اینجا مدیریت میکنی
13:25یعنی خواستم بهت خبر بدم
13:30باشه میدونم تو نمیخوای منو اینجا ببینی
13:32ولی من خیلی برای این شرکت زحمت کشیدم
13:35باسه همین میخوام اینجا ادامه بدم
13:36باشه
13:39اشکال نداره
13:41فقط کافیه اطلاس خوشحال باشه
13:43خب
13:46توی لندنم خیلی زحمت کشیدی
13:48میدونم
13:49یعنی این عبودن تو اینجا حس کردی
13:54ممنونم
13:57ببین اوزان
14:01درزم به خاطر کمکت ازت ممنونم
14:06مهم نیست
14:08تصاویر اوزان کرفالی وقتی داره اینجا حمله برمیشه تو دست ماست
14:24دوست دارید به پولیس بدیم آقای هست
14:26هیست
14:39خیلی خوب بگیر
14:40بلاخره نمیشه دست خالی رفت
14:42زشته
14:43چشم آقاییست
14:45مامان
14:59مامان
15:01مامانجو
15:02مامانجو
15:04توی قهرمان چاسه شوی که لباسه رنگ سفیده
15:07یه جم میشیده رنگش نقاطی نمی کنی
15:10ازت خواهش میکنم تمیزش کن
15:12مهلا هزه باجی من به این مستقی داره
15:14مامان تو رو خدامت کمک کنی
15:16خواهش میکنم ازت این کار رو با کن
15:18مامان
15:19احمق
15:19درسته
15:20احمق
15:22یه با سروسی دختران رو نابود کرد
15:25من نابود نکردم من همچین کاری نکردم
15:28بفرما کسی که نابود کرده اونجاست کار اونه
15:30بابا
15:31تعریف کن
15:31من یه چایی بردارم بیام
15:33بیخیاله چایشو تعریف کن
15:35مامان گوش بده ببینیم بابا چی کن
15:37تعریف کن تعریف کن
15:38روهم من با مواد شوینده امتحان کردم
15:42ولی زیادم شوینده خوبی نموید
15:44یا چی شوینده که خودت کش کردی روی لباسه روز امتحان کردی
15:49روی لباسه روز امتحان کردی
15:51خدایو من چه گناهی کردم که شما نصیب من شدی
15:54نه این نیست
15:55اوزان این احمقا استخدام کرده
15:58این شرکت رو فرشکست میکنی
16:00یه اصابت درباره یه صداد نابودگری من بشیم
16:03مامان جان بشیم
16:04من قرار رو ازدواج کنم
16:06انام میاد
16:06لطفا تمیزش کن
16:08تو رو خودخواهش بکن
16:09آوی
16:09مخواهش بکن
16:14لطفا مامان جو
16:17آی
16:17فقط یه رو دره
16:22نه
16:23پیسه حکمت میده
16:26حکمت؟
16:31حکمت کیه؟
16:33دست را به خدا من این رو میخورم
16:36ووی
16:37خدایا خیلی نازه
16:41والا خیلی پسر شیرینیه
16:43زینو بعضی وقتا ساعتها اونو تماشا میکنم
16:46بچه هم میتونه انقل قشنگ بشه
16:48آخه به خودم میگم من این بچه رو به دنیا آوردم
16:50فقط یه چیزی بگم
16:52چون اگه نگم میترکم
16:54کسی که خونه نیست
16:56پرسونل رفتن چنارم دیر میاد چی شده؟
16:58اسرا
17:00این بچه خیلی شکله بچه گیای اوزانه
17:03میخواستم نگم ولی نشد
17:05اینقدر شباهت آخه
17:06آره والا
17:08خیلی شبیه اوزانه
17:10پسی شباتی لندن بهش نگاه میکردم و میخوابیدم
17:14حس میکردم انگار اوزان کنارمه
17:16منظورت چیه نفهمیدم؟
17:18یعنی
17:20میگم خیلی شبیه اوزانه حق داری تو
17:24اسرا چیزی هست که باید به هم بگی؟
17:26میگم خیلی شبیه اوزانه حق داری تو
17:29اسرا چیزی هست که باید به هم بگی؟
17:42نه زینو چیزی نیست که بخوام بگم
17:44اسرا من تو رو خوب میشناسم
17:48یه چیزی هست نمیخوای بگی
17:50یا لا؟
17:52زینو حق داری؟
17:54زینو من یه اشتباه بزرگ کردم
18:06چی کار کردی عزیزا؟
18:20زینو اطلاس بسر اوزانه
18:22چی؟
18:52بازی؟ چه بازی؟
18:56موسا فقط همین چیز دیگه نگفت
18:58داداش همین بعد شنیدن این حرف ها نفع میدم و چکا کنم
19:03به نظر تو عجیب نیست یا من دارم اینجوری اسم کنم
19:09عجیبه
19:11خیلی عجیبه
19:14بگذاریم
19:17من دیگه نمیتونم با خودم این کار رو بکنم، میرم بیرون
19:20داداش خیلی بشه کجا داری میدی؟
19:24اسرا به نظرت در حق اوزان ظلم نکردی؟
19:29ظلم کردم؟
19:31به نظرت من در حق اوزان ظلم کردم؟
19:34زینو تو نمیدونی من چی کشیدم؟
19:37خیلی خوب خیلی خوب ببخش
19:38نه چی کار میکردم؟ چی کار میکردم زینو؟
19:41وقتی اوزان داشت با زنش برای بچهشون اتاق بچه درست میکرد؟
19:45وقتی نمیخواست اسم منو بشنوه من میرفتم بهش میگفتم حامله هم؟
19:48اون که تصمیم گرفته بود چرا از چالا طلاق نگرفت؟
19:52من ماه ها برای شنیدن این خبر اونجا منتظرش موندم، منتظر موندم تا بیاد
19:57ولی میدونی چی شنیدم، شنیدم اونا چقدر خوشحالن؟
20:02زینو منم آدمم، منم آدمم، منم قلب دارم، منم روح دارم، احساسات دارم، آدمم اونجا تنها بودم، شنارم اومد کنارم، و خواست به هم کمک بکنه
20:13بدون اینکه انتظاری داشته باشه، چون من این کمکشو قبول کردم، گناهکارم، چون من برای خانوادم و بجم یه جوابی پیدا کردم، گناهکارم، چون من بلاخره تو زن بگیم کمک یکی رو قبول کردم، گناهکارم
20:27اصرا، ببخشی، در زیزم من نمیخواستم نراحتت کنم
20:32زینو خیلی سخت بود، اون روزم واقعا سخت بود و هنوزم واقعا سخت و سختره
20:38اصرا، ببین، اوزان کنار چالا موند برای اینکه به خاطر بچه این کار کرد، این چرت و پرتا چیه میگی؟
20:45حرفای چالا و چنا رو وقتی که داشتن تلفونی حرف میزادن شنیدم
20:54اتاق پچه آماده میکردن، خونه گرفته بودن، من شاهد اینکه چقدر خوشبخت بودم بودم
21:04بگذاریم زینو، نمیشه کاری کرد، اتفاق اشتباهیه که من کردم، و غیر قابل جبرانه
21:13شایدم بشه
21:15زینو، ببین، هرگز به هیچ کسی درباره این چیزی نمیگی، مخصوصا به موسا
21:24این رازو برای من مخفی میکنی باشه
21:27اصرا، چرا نگو، معلومه که نمیگم، مگه دیوانه هم بگم، چرت و پرت نگو
21:33موسیقی
21:45موسیقی
21:59موسیقی
22:03موسیقی
22:09موسیقی
22:19من دارم میرم شب خوش
22:21بیرون نمیاد بابا چند ساعته بیرون نمیاد مشکل پیش اومده
22:34چه میدونم پسرم احتمالم مکنه
22:36خیلی بد شد این وقتی شب سه دوی سدیم از خونه آوردیمشی اینجا خیلی بد شد قیلی
22:42آره رو همین که از ویژگی های زندگی خوشوی داره است
22:45یعنی تو ذات این شغله
22:48بعضی وقتا باید فران دست بکار شد تا دیر نشده
22:50هنوزم بره هر فساد بزن
22:54آیا ایش نمیاد شکمت
22:57دادا شکمت خواهیش میکنم به گوال کرم
22:59ولی نتونستم
23:02هر کاری میتونستم کردم متاسفانه نتیجه خوبی ندا
23:06داداش تماما امیدم بودی بلی نامیدم کردی
23:11معلوم نیست یه مادشی میایی بهش خورده هر کاری کردم نشد
23:14زهر نوشته دیگه
23:16تعریف کن دیگه مادشی میایی تو تعریف کن
23:19بگو هیترافلوریک اسیدز میزدی چی زدی؟
23:21تبدید میگم یایی چید واقعاً براه با
23:25بابا ما رو نابود کردی بابا بعد بختم کردی
23:29مامام بگم یکی دیگه از اینو بدوزده
23:33آده پیسانم کاری دو ساعتی
23:36چرا قبا این کلنجر رفتیم ما؟
23:38تو احمقی؟ ای خودو دارم میپرسم
23:41این وقت شب بیرون رفتی؟
23:44هیچی برزش شمانگایی
23:46رسطورانو زود بستی؟
23:48خوش نمی سراعت کنی
23:49تو چیو داری مخفی میکنی؟
23:55چی؟
23:56از تو برسی درسی بلون
23:57ساکت چو؟
24:04منکشه تو داری یک کلکی میزنی
24:06آره آره یک کاری داری میکنی
24:09یه چیزی رو لباس ریختی
24:12پیش خوشوی حکمت بردی
24:14از اونجا داری میای
24:16بی خودی خودو خسته نکن
24:17بی خودی زحمت نکش
24:18من اون لباسو میپوشم
24:20بیشتر به من میاد
24:21تو با کی در افتادی؟
24:23مقابل زمار رد گرفالیه
24:25من یه برندم
24:26شلو از اینجا بریم ببینم فقرها
24:29تو فکر میکنی من نمیتونم
24:34اون لباسو ببوشم
24:35خیلی خوب خوب ببوشم
24:38خیلی خوب ببوشم
24:39تو اصل شدیه به چرکی
24:41من خدا رو شکر نفهم
24:43بیا بیا بیا
24:44یلدیس تو اله رو به خوابون
24:51منجر رو باز بیکنم
24:56خوش اومدی اوزان
25:04سلام
25:06ایلا چطوره خوبه؟
25:10خوبه
25:11یلدیس داره ایلا رو میخوابونه
25:13میخوای یه سر بهش بزن
25:14حالا سر میزنم
25:16من اومدم با تو حرف بزنم
25:17با من؟
25:21باشه حرف بزنیم
25:23چی شده؟
25:25بگو میشنم
25:26من فکراما کردم
25:29حق داری
25:32این وضعیت اله رو گیج میکنه
25:34تازه داره بزرگ میشه
25:36شروع کرده به پرسیدن سوال
25:37برای همین باید این رو حلش کنی
25:40خیلی خوش دار شدم
25:42این طوری فکر میکنی
25:44خب تو هم توی این خونه جا داری
25:46فقط خودت که نیستی
25:47منظورم این نیست
25:48ما باید این کار رو تموم کنی
25:50ما روی کاغذ ازدواج کردیم
25:53و این همه علکیتون کشده
25:54چی؟
25:58چی داری میگی؟
26:01چه نیازی به این کاره؟
26:03به نظرت این برای یه الان درسته
26:04برها در این مورد حرف زدیم
26:06آره برای ما یه اشتباه بزرگ کردیم
26:08این وضعیت فقط باید میشه
26:10ذهن الا به هم بریزه همین
26:12به خاطر خیر و سلای الا
26:13ما باید این کار رو بکنیم
26:15بعدا در مورد جوزی ها ترف میزنیم
26:19خیلی خواب هست
26:36من ببرم این خدابی مورد خواب کنم
26:39با رخت سفیدش اینجا مونده
26:41داره
26:41پای در میزن اندر میزن
26:48حریف اومده من خوابم من خوابم
26:50هی سرم همی چرا خواه روشنه
26:52مگه دختر رحمقی؟
26:54نیست
26:55باشه پس
26:56من نمیتونم از سرنبش خرار کنم
27:00در باز میکنم
27:01آده من نمیتونم شایده این سهنه آب رو برباشم
27:06به نظر منم خیلی شرمه
27:07شما چجور پدر مدری هستید؟
27:09چرا بچه دونم آید نمیکنید؟
27:11اومد
27:13اومدم اومدم اومدم
27:17اومدم
27:19اکا
27:22خوب ها مرسی
27:23چه خبر اشتا
27:24بیا عزیزم
27:25لباس عروسو گرفتی؟
27:26بیا بیا بیا ببین لباسو گرفتم ببین
27:28ولی یه چیز دیگه به صحبگاه مختلف
27:30مثلا تو اینترنت میبینی که آسین در میپوشه
27:33یکی میبینی که حالش خوبه
27:35اون یکی لخته
27:37اون یکی پاچش گوته
27:38میدونی چیزهای مختلفی اومده دیگه
27:40ولی این لباس لباس خاصیه
27:42نا کنه تو پلای سر لباس عروسو هم آوردی
27:45این چه حفیه نه بابا
27:46راستشو بگوه کن
27:47آه اینجاست
27:49اینم از خوشگل ترین لباس عروس دنیا
27:53یه بخوایی ببین
27:55واسه چی؟
27:56نه نه نه ببین نه ببین ببین
27:58اینو باید تروز عروس نه با نه کنی کنر ایکو
28:01بلش کن
28:02تو رو خدا ببین
28:04وای خدای من خیلی قشنگه
28:07نگین کاریاش رو ببین
28:09ببین تا اینجا تا خواهی
28:10ایکو
28:16این چیه ایکو
28:19چی شده ها؟
28:21اشتباهی روش کار کردن ها؟
28:23ایکو این چیه؟
28:26داشتم برمیگشتم خونه
28:27بچه ها گفتم بیایی توپ باسیگو
28:29یاداش ایکو منم توپ رو گرفتم
28:30توپ
28:31دو تا حرکت زدم
28:32بعد لباسه افتاد رو زمین
28:34بعد یه موتور عروش ندشد
28:36بعد من دیدم که بچه هم دارن عروش ندشه
28:39گفتم برای این کنر
28:40ولی دیگه کار کار گذاشت
28:42برو قیچی بیار
28:43نه خودم دستا به خون حالوده نکن
28:45خواهش میکنم
28:46ایکو برو برام قیچی بیار
28:53بده بذارش اینجا بذار
28:55وگرنه دوامون میشی
28:57روز عروسی
29:14ای خیلی خوشگل شدم
29:24ببین تا رو خودا
29:27مامان جون
29:38چطور شدم
29:45آه دخترم
29:48مامان
29:49خواهش میکنم حرف بدی نزن
29:51نه دخترم
29:54غیلی خوشگل شدی
29:57الکه نگفتن مادر رو ببین دختر رو بگیر
30:00ببین هر دوتامون چقدر خوشگل شده
30:02فدات بشم مامان
30:03ببین فوق و لاده این
30:05الیف جون
30:10تو داری ازدواج میکنی
30:12ازدواج نکن
30:14نیازی نیست
30:17هر جا جلوی زرارا بگیری منفعته
30:20برای هیچی هیچ وقت دیر نمیشه
30:22دخترم
30:22مامان جون
30:23دیگه خیلی دیره باشه
30:25من امروز ازدواج میکنم
30:27راستی
30:28هر دوتاتون مسمم این لباس رو بپوشین
30:31آله
30:32دارین از هم تقلید میکنین
30:33همه در مورد شما حرف میزنم
30:35چه ربتی داره
30:36همه باید در مورد من حرف بزنن
30:39وقتی زمارد کروفالی اینجاست
30:41کی اون زنه رو میبینه
30:42کی در موردش حرف بزنه
30:44همینه
30:45باید در مورد من همه حرف بزنن
30:47اندامامو نگاه کن با یه حرکت
30:49ببین چقدر شک شدم
30:53خیلی بهت میاد
30:54اینجا هم سرد میشه
30:57باید تلا بندازم
30:59اون علماس کجاست
31:00خیلی بهت میاد
31:03خوب من آمادم
31:07اسرخانم چقدر خوشکل شدین شما
31:12چقدر بهتون میام
31:13خیلی ممنونم شمام خیلی شیکین
31:14اما ببخشین یکم از شما شیکترم
31:17توی این خونه هستش
31:19منظورت کیه؟
31:21خوشکل ترین و
31:22خوشتیب ترین و
31:25با مزه ترین مرد جهان میاد
31:28و در مقابل شما میرسه
31:30اتلاس
31:31آره
31:36سیسه دیلم نگوش کن
31:38اوی خدا
31:39واقعا باید بگم که امروز
31:42برای یک روز سختیه
31:43چون اتلاس
31:45توجه همه رو جلب میکنه
31:48پسر خوشتیب و خوشکل من
31:51مرد استانبولی شده
31:53بابا ما مرد خرب نکن
31:55بای خداییم
31:56باشه باشه دیگه دست نمیزنم
31:58آقا اتلاس منذرت میخوام
32:00بیا عزیزم دست مامانو بگیر
32:02زودتر بریم شما ساب مجلس هستیم
32:04زیاد دیر نکنیم
32:04وای خدا تی پشانه
32:08این جشن اینجوری کنم
32:11این جشن
32:13خوب شد
32:14تمام شد
32:15سعی داری منو خوشتیب کنی آره
32:18خیلی جان
32:22بابا دیکن نخور خراب میشه
32:24باشه باشه بامیستم آرومو بسن
32:26من آمادم
32:28چطور شدم؟
32:31خب بابا رو بخل کن بیا ببینم
32:33بیا اینجور ببینم
32:34آنجا میرخسیم
32:35آره عشقا میرخسیم
32:38امشب هر کاری تو بگی انجام میدیم
32:40هر کاری بگی کل امشب
32:42بشهرداری استنبول در خواست ازدواج دادید
32:54با توجه به تحقیقات مانعی برای ازدواج وجود نداره
32:58یه بار دیگه در مقابل شاهده میپرسم
33:01شما الیف کرفالی
33:03بدون زو و اجبار کسی
33:07و به اراده خودتون با مهر معلوم
33:10اکرم ارتان رو به همسری قبولی
33:12بگونا بگونا
33:13بله
33:14شما هستمرتان
33:24بدون زو و اجبار کسی
33:25با اراده خودتان
33:27الیف و کرفالی رو
33:28به همسری قبول میکنی
33:30بله بله بله
33:31بله بله
33:43شما هم شاهد هستید
33:45بله
33:50بله خورت تمام شد
33:53بله تمام شد
33:55منم با حقی که شهرداری استانبول به من داده شما رو
34:04زن و شوهر اعلام میکنم
34:13چیزید؟
34:16استسدی شدید
34:18آمه
34:18چه ربتی داره؟
34:20از نارهدی گریه میکنم
34:22این منظره رو ببین
34:23گریم گرفت
34:25این چه سحنهیه من دارم نگاه میکنم
34:27برای چی باید استسدی بشم
34:28دختر دست کلام و دستم رفت
34:30حیف شد
34:31حیف شد دخترم
34:33عزیزم
34:34بخیم
34:35ببای همپیر بشید انشاءالله
34:42چه چه؟
34:47چه خوارم اینجا باقی برش تبیلی که نیستش
34:50از لبش از لبش نه خب
35:00یه جای دیگرش بوز کن
35:01مثلا از پیشونی
35:03از پیشونیش
35:04اینجا چرا؟
35:06از اینجا سخوشم بمیت بوزی
35:08تازه شروع شده
35:09نمیم چی میشه
35:11ببین بهت گفتم که مثل آهن روبان
35:13ببین بازم کنار همه
35:15دارین نتیجه زحماتمونو میبینیم چنار
35:17آفری
35:18چرا چالا؟ خب چی شده؟
35:22اوزان تصمیم گرفته از من جدا بشه
35:25من نمیتونم منعین بشم چنار
35:27جایی تو بودم حواسمو جمع میکردم
35:30چون همین ممکنه سرم بیاد
35:31میرم به ایلا سر بزنم
35:35من میرم
35:42باشه
35:42بیاسه
35:45آه چنار
35:48اطلاس کجاست؟
35:49تو اتاق داره بازی میکنم
35:51آم باشه
35:51آم باشه
36:21خیلی خوب شده ما شده
36:38عیفه دختر دست گلا
36:39بهتون تبریک میگم
36:41خیلی ممنون
36:42خیلی ممنونم مرسی
36:44زنی
37:01رابطه اصرا و چنار چطوره با هم حرف زدیم؟
37:05خب عادیه
37:07چطور مگه؟
37:08هیچی وقتی داشتن تو شرکت حرف میسندن شنیدم که
37:12ادامه دادن این بازی سخته و این چیزا زنم رو درگیر کرده
37:15میدونی چی میکنم؟
37:16تو به آزان گفتی؟
37:18آره بابا چرا نگم؟
37:19زنیم؟
37:22چیزی شده؟
37:24نه چطور مگه؟
37:26میگه ناراحت شدیم
37:27چیزی شده بگو
37:29نه عزیزم نه چیزی نیست داریم میرخسیم بگه
37:33خوب بمشقم
37:33باشیم
37:40من میرام دست شویم
37:42موسیقی
37:56خانومم
37:58شوهر عزیزم
38:00علیف جان خیلی خوشگل شدی تبریک میگم به
38:03خیلی ممنونم خوش اومدید
38:05ممنونم خوش اومدید
38:07صفحه بود
38:08موسیقی
38:10برم دستامو بشورمو بیان باشیم
38:12باشیم باشیم باشیم بیان بیان بیان بیان بیان
38:14موسیقی
38:16موسیقی
38:30موسیقی
38:32موسیقی
38:34حالیف
38:38قبریق میگم مبارک بشم
38:40ممنونم
38:41ببخشید ولی به جا نیابردم
38:44از طرف دامات هستیم
38:45برعکس طرف عروض
38:48اوزان
38:54اسرا
38:55شما چه بازی
38:58با چنار میکنی؟
39:00تعریف کن ببینم چی رو مخفی میکنی
39:02بازی چیه اوزان
39:05چی داری میگی متوجه نمیشم
39:08آره منتظر جوابم اسرا
39:10میشه بگی چه بازی
39:12رئیس جان فورا بر بیاد
39:14الان نموسا
39:15الان بر بیاده داداش خیلی مهم میخواهشن
39:18ببخشید واقعا نشناختم
39:28نکنه از دوستایی داداشم هستیم
39:30عریف
39:31تو به مهمونه رسیدگی کن
39:34منیشون راه نمایی میکنم
39:35باشه
39:35خوشحال شدم
39:37همینطور من هم
39:38چی کار میخوایی بکنی ها؟
39:42اینجا چی کار داری؟
39:44این حرکات در شن شمانی استقاض هم
39:46با مهمون جوری رفتار میکنید؟
39:49آه
39:49آم
39:50آم
39:51اسرا؟
39:53چه زیبا شدی؟
39:55ببین منا
39:56گورتو از اینجا گم کنه اصلا به منو با هم نریز
39:58چرا باید برم؟
40:01من هیچ جا نمیرم
40:03من اومدم اروسی خوهرم
40:07موسیقی نمیرم
40:09موسیقی نمیرم
40:25PYM JBZ
Comments