Skip to playerSkip to main content
  • 3 months ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00چه نار اطلس الان خوابه نخواستم بیدارش کنم
00:03امروز خیلی شلوغ کرده خسته شده
00:05میخوام امشب هم خونه ایماما اینا بمونیم
00:08باشه اسرا ولی خب میدونی که من امروز اصلا اطلس رو ندید
00:13باشه اشکال نداره فردس رو به زود بیا ببینش نمیشه
00:16باشه ولی باید در مورد اون اصلا حرف بزنیم
00:19آره بعدم باید حرف بزنیم
00:21باشه پس اطلس رو از طرف هم ببوس
00:24فردس رو به هم بگو چی کارا کرده وگر نگران میشه
00:26باشه میبینم از شبت بخیر
00:28چه نار بود مامان داره میاد؟
00:31نه مامان اطلس خوابه نخواستم بیدارش کنم
00:34امشب هم اینجا میمونیم
00:36اسرا
00:39از من چیا مخفی میکنی مامان؟
00:43هیچی مامان چیا دارم مخفی بکنم آخه من؟
00:46من که من احمقم
00:47اسرا همه چیا میبینم دخترم
00:51امروز اتیت میکنم مامان
00:53دست بابا رو نمیگیره نمیبوسدش
00:57به این میگن استواج اسرا
00:58آره واقعا این استواجی
01:00مامان جان اون که بچه از شما
01:02چرا به حرفای یه بچه اهمیت میدی آخه آخه
01:04دخترم همه چیو میتونی به من بگی؟
01:08بین تو چنا چی شده؟
01:10بعد از این که اومدی این قشنگ هم دیگر رو ندیدین چی شده؟
01:13چه اتفاقی افتاده مادر؟
01:15مامان جان اینجری شده که
01:17آقای عارف از کار کنار کشیده
01:19و همه ای کارها رو سپرده به چنار
01:21خوبه؟
01:21باید اینجا بمونیم برای همین یکم مستعرب شدیم
01:24خیلی خبر خوبیه برای چی مستعرب شدی؟
01:27چون که مامان جان این چیزی نیست که من بخوام
01:29من اینجا نمیتونم بمونم
01:30همین که عروسی تموم بشه من از لس برمیگردیمون میتونه بمونه
01:35اسرا
01:35مامان این موضوع تموم شده باشه بسته
01:38من نمیخوام برم
01:41پسرم تو کهی بیدار شدی؟
01:46من نمیخوام برم
01:48من نمیداردم
01:49خب پسرم بیا بری من ببرم به خواب
01:54و نمیدیه کم هم با هم دیگه
01:55عفو بزنیم
01:57مدر پسری
01:58خب قراره درد دلائی مدر پسری بکنیم آره
02:03بیا بشین نزیزم
02:05موضوع باش بشین بشین بشین
02:08بشین عزیزم
02:09خب حالا
02:11من نمیخوام از پدرم جدا بشم
02:14پسرم
02:18اطلس چون
02:20عزیزم
02:22نمیدونم چطوری بهت بگم
02:25میتونم بگم که دوباره بیاییم تورکیو بابا رو ببینیم
02:29یا حتی بابا میتونه بیاد پیش ما
02:31ولی ما مدرسه باید بریم
02:33کار داریم
02:35خونمون اونجاست
02:37همه دوستات اونجا توی لندنن
02:39همه چیزمون اونجاست
02:41ما زندگیمون اونجا نهازون داره باید برگردیم اونجا
02:44پنابراین باید برگردیم درسته؟
02:46اما من نمیخوام برگردم
02:48باشه من درکت میکنم که نمیخوایی برگردی ولی
02:53بری اطلاس من و تو یه تیم خوب نبودیم
02:57من و تو از پس همه چی برمی اومدیم آره؟
03:00خیلی تیم خوبی هستیم اگه نه؟
03:02حالا بیا بقنام نگران نباشه
03:06اصلا نباید نگران باشی تا تو کنارم یه از پس همه چی برمی این باشه؟
03:09باشه باشه باشه
03:11باشه باشه پس الان با هم میخوابیم سود باشه
03:13اوی باشه
03:25خب
03:26میشنبم
03:27چی میخواستید به من بگین؟
03:34اگه یکم دیگه سکوت کنین حسابی میترسن
03:36چی شده؟
03:37چی شده؟
03:38چیز داداشت
03:39یه
03:40مزین تو بگویی که خواهیش میکنه
03:43بچه ها اتفاق بد یفتده ها؟
03:45اسرا چیزیش شده؟
03:46نه داداشت نه نه نه نه این چیزه نه
03:47اسرا و چنار تو لندن ازدواش کردن
03:55شوخی میکنه
03:57متاسفانه حقیقت داره
03:59قاسی ما دهن ما بشته
04:02و این که
04:04اسرا حامل هست
04:07موسیقی
04:08موسیقی
04:09موسیقی
04:10موسیقی
04:11موسیقی
04:13موسیقی
04:14بینی گیش میشونه برو که پینه کچوان
04:19باید شهر سنسیز بینیم
04:44خوب نیستی دیگه غربونه بنا خوب نیستی اینجا خواه تو حفظ کردی سرکارم نمیان
04:49تا کهی میخواین اینجوری ادمه بدی خیل
04:52تا جایی که بتونم
04:59هر قد ازم برمین
05:14باید شهر سنسیز باید شهر سنسیز باید شهر سنسیز بینیم
05:44باید شهر سنسیز بینیم
06:14باید شهر سنسیز بینیم
06:44شما
06:45بذار ببینم
06:47شکمت سیر شده یا نه
06:49آره سیر شده بیا
06:51بزن قدش
06:53صاب بخیر
06:54صاب بخیر
06:55یلدیز برم یه قهفه درست میکنی
06:57چشم
06:57ببینم شما کی بیتار شده دارید با هم صبونه میخوری
07:01بیا ببینم دختار خوشگرم
07:03بیا
07:04بیا اینجا
07:05یلدیز
07:07بیا لقهفه
07:08بیا ببینم پرانسیس
07:10لباس الاره عوض
07:11باش
07:11بودو بورو عبجیلدیز لباس تنت کنی
07:14بیریم دختارم
07:16با اله حرف زدم
07:18گفت حالش خوبه مریض نیست
07:20اوزن چرا به حرف اله حمیت میدی
07:24مریضی دیگه میخوای از هیلدیز بپرس
07:26من میرم خونه مادرم
07:34اگر چیزی شد خبر بده
07:35شب میو
07:37ببینم هدفت چیه
07:40اینجور چیزها رو خیلی وقت پیش پایش سر گذاشتیم
07:43چی شده یه هداری همیت میدی
07:44چیزی نشده من اگه چیزی میگم
07:49فقط به خاطر اعلام میگم همین
07:51اتلاس
07:57اتلاس
08:15اتلاس کجایی؟
08:22اوی ارسا که شب داده اینجا عزیز دل مامان بزرگیست
08:30اتلاس
08:32صبح خیلی مادر
08:33مامان جان صبح خیلی اتلاس که پیش شما تو آشپسخونه است
08:36نه ندیدمش
08:36یعنی چی؟ تو آشپسخونه نیستش؟
08:38نه
08:39اتلاس؟ اتلاس کجایی؟
08:40اتلاس کجایی؟
08:41داداش شده سرسو بیبین
08:42داداش منو نگاه کن اتلاس کجاست پیش توه؟
08:44اتلاس پیش من چی کار داره آخه؟
08:46اخه یعنی چی ما من؟
08:51در بازه؟
08:52رفته بیرون بای؟
08:53پیش تو خوابیده بای؟
08:55مامان اتلاس رفته بیرون
09:09میران بپاک بایینی هم سر بزنید
09:12بزنید و بلید چی جیل اتلاسید
09:14شیشو ندیدنش؟
09:17مامان شیشو پیداش کردین اتلاس ها کچاست؟
09:20از دارم نیست میران لینا دارم بپاک سر بزنید
09:23پس سبا که ندیدن ایچ کدوم مردم هم دارم اغازارو با هم میتونم
09:26اتلاس اتلاس کجا رفته؟
09:28اتلاسی من چی کجا رفته؟
09:30چه قبری؟
09:31آها اتلاس نیستش قیب شده نمیدونم کجا رفته مامان کجا رفته آخه بچه من
09:36مامان که دور ایسترام بودیم جایی نرفتیم که دکترم
09:41سبکا سبکا ما دیروز رفتیم ساحل ماهی گیری اونجا رو میشنسته
09:45ها سبکا سبکا سبکا اتلاس
09:47و نه ها اونجا رفته کن سبکا سبکا سبکا اتلاس
09:49ها اتلاس
09:51آیدیوی صرف کنیم
09:53یه دقه صب کن کن
09:55اطلس، اونا هاو کنن، اطلس صرف کن
09:57نه نگه چکن، نگه چکن، وای اطلس
09:59اطلس، اطلس، مامانی، اطلس
10:01اطلس
10:03پسرم اطلس، اطلس جان، اطلس
10:09خانوم محصرم چی کار می‌کنید؟
10:11آی، ببخشید
10:13ببخشید، ببخشید، پسرم گمشده
10:15واقعا از خواهی می‌کنم، من پسرم را گم کردم
10:17گم کردم
10:18موقع همه باشی
10:19بایی بسرم کجاست
10:22بایی بسرم کجاست
10:24اصرا
10:25اصرا آروم باش
10:27آروم باش ببانه اصمات کن پیداش بکن
10:29کجا پیداش بکنی
10:31آروم باش
10:32آروم باش اصرا
10:34بیا بیا بریم سر
10:35بیا
10:37اصلاس
10:39اصلاس
10:43اصلاس جان
10:44کجا این ممن
10:46ببخشید یه لحظه میشه
10:48یه پسر سه چهار ساله اینه که دیدین
10:50یه پسر دیدین که
10:52ناگیم
10:52ببخشید شما یه پسر سه چهار ساله اینه که دیدین
10:59یه پسری که
11:00اطلس
11:01اطلس
11:02پسرم
11:03بابا بسر کجای
11:05یه کجا موندن یه زنگ بزن
11:08چیگا کردی
11:08اصرا با اصرا رفتن
11:11سایدو سیزی پیدا کردی
11:13یا نه
11:14نه بابا همه پرسیدم ندیدن
11:16نهیش که هم نفهمیده
11:17ای بابا بیچاره شدیم به خودجون تو
11:19آی از دست تو ماما
11:22بچه درم سکت میکنم
11:24کجای عزیز دل
11:26ماما جا شما آروم باشدی که توی این رو برید
11:28آی
11:31اوف
11:32ای بچه کجا رفته آخرارم نمیشنست
11:35اطلس
11:38اطلس پسرم کجایی
11:41شما یه پسر سه چهار ساله اینه که ندیدین
11:42قدشه این قدره پوستشم
11:45سفیده اطلس
11:46اطلس
11:49ببخشید
11:51اینجا ببخشید
11:53شما یه بچه یه سه چهار ساله با موهای مشکی و بوست سفید و اینکی
11:58ندیدین یه وقتی از اینجا رد بشه شما
12:00نا ندید
12:01احف
12:02نیستش اطلس
12:04چه نیستش از 남자
12:05خود رفتش کانم اطلس هزت کشی آئیی
12:07اسرا
12:08اسرا
12:09اسرا عروم باهrot
12:09آروم باشد
12:09شطور آروم باشد
12:11همین طرف هات
12:11اسرا پداشد
12:12ابتش اطلس
12:12بگمینجا هست پداش بکنیم
12:14بید
12:14اطلس
12:15اطلس
12:15اطلس
12:17اطلس
12:19اسرا
12:23اسرا
12:26پسرم
12:28پسرم
12:30پسرم
12:32پسرم
12:34پسرم خوبی
12:36نگاه کن من ببینم اینجا چی کار میکنی
12:38ببینم ات خوبی
12:40حالت خوبه حالت خوبه پسرم
12:42به هم بگو خوبی یا نه ترسیدی
12:44اترس
12:46به هم بگو با هم حرف بزن
12:48پسرم چرا حرف نمیزنی
12:50چون باید قهری
12:52چرا با هم قهری
12:54من با تو چی کار کردم آخه
12:56چون نیکم برگردم
13:02اینجا یکم سردی
13:04سر صبح هم هست درستی؟
13:06من هم که امروز یکم وقت دارم
13:08پس بیا سوار ماشین بشیم بریم رسولان
13:10با ما بزرگیت برامون صبحونه خوشمزه آماده کنه
13:13نظرت چیه؟
13:19بیا سیست دلم
13:21کمربند و ببندم
13:27ببینم راحتی؟
13:28راک
13:29آفرین به شما
13:30واقعا چیزای خوبی به بچه یاد میدی آفرین
13:35آره اگه به تو بود که تو هران همونجا مونده بودیم
13:37آره اگه به تو بود که تو هران همونجا مونده بودیم
13:49اطلاس خون کیف و کابیشن میتونه برداشته بودیم
13:51ولی چرا کلا تا رو سرتو نزاش ده بودیم
13:53ها گوشتون قرمز شده سرما میخوریم
13:55هر جا که بریم باید کلا همون روی سرمون باشه مگه نه؟
13:57من با تو حرف نمی کنم
13:59من با تو حرف نمی کنم
14:07آزان شما از اطلاس میپرسی که چرا کلاه شو سرش نزاشته؟
14:11شریک چرا کلاه نزاشتی رو سره؟
14:13گذاشته بودم ولی بچه ها از هم گرفتم
14:15بچه ها گرفتن؟
14:17کدوم بچه ها؟
14:19هنگه میتونن بیان کلاه من رو از هم بگیرن
14:21بیا بریم تو محله نشونشون بیدن
14:23با تو زود باش ببینم ببینم کیا بودن که کلاه شو گرفتن
14:25خیلی رو بسته دیگه آروم باش
14:27شریک
14:29کتابیه
14:31با هم دیگه طولش نده
14:37آزان
14:39بعد از دیروس هسمیم گرفتیم با اطلاس تنهایی بریادیم لندن
14:43برای همین با هم قهره
14:45خب نرین اسرا
14:47خب چندرم اینجا میمونه
14:51باید بریم آزان اینجری برای هممون بهتره
14:53باشه
14:55باشه
14:57ولی بچه باید هم پیش مامانش باشه
14:59هم پیش بابا
15:01باید
15:11باشه
15:13سینور
15:15سینور اکی بدونی چی بله سرمون اومده
15:21چی شده چرا اینقدر نگرانی
15:24اسرا و اطلاس کجا
15:27خب بجنبین
15:34چرا ببنی؟
15:42آره ببندیم
15:43بیا ببینم
15:47دستمو بگیر
15:50کلامو اون گره
15:55چی شد ماما جان اون کلتی گره؟
15:57آره اون گره
15:58هم باشه
15:59یه دقیقی گهش دارم
16:00اسرا
16:00داری چی کار میکنی؟
16:03اینجوری میخوایی اطلاس باشی؟
16:05آره
16:05شریک
16:06همین الان برو یه جمله بش بگو باشه
16:10کلاه منو پس بده
16:12فهمیدی؟
16:13اینو بگو کلاه تو بگیر و بیا
16:14حله؟
16:15باشه
16:15نشنیدم حله؟
16:16حله
16:17آره بیا
16:18آه نگاه کنین کی اومده؟
16:23کلاه پس بده
16:25اگه ندم چی میشه؟
16:26کلاه خواب بگیر
16:35کلاه پس بده
16:40این وقت
16:41بهت گفته هم نشون نده میترسی
16:44راز کار همین
16:45بله این رازی
16:46چون جی میکردی؟
16:48ما که وچه بودیم بیشتر
16:50مامانت کلا رو پس میگرفت
16:51بلی خیلی بلا بودا
16:52اصلا جواب نمیده
16:57اتمن دست باچه شده
17:00گوشی شده تو خونه جا بذاشته
17:01آخه کجا هم دارم دیوونه میشم
17:04آه
17:05اونجرون
17:06اومده
17:07کجایی پسر تو
17:08اونجرون رو شد
17:09ای بابا کجا موندی؟
17:12بیا باییم
17:13بابا
17:14بابا جان
17:15پسرم
17:16عزیز دلم
17:17تو کجا بودی؟
17:19منو خیلی ترسوندی
17:20مامان بزرگ مردی
17:21مو زنده شدیم بزارم
17:24چرا؟
17:24این فرانی رو کجا پیدا کردیم؟
17:26بشون تشریف فرده بودن ساحل
17:27دستاد یقصد مامان بوزید
17:30بیا یکم گم شو
17:31بعد از یه سبونه یقصه این برای تو مونده میکنم بو خودیم
17:34عشق بابا بزرگشه
17:36منو ببین
17:41از خون بادم و
17:43زن و بچه هم دوری کن
17:45میفهمین؟
17:46یه درسته حرف نزد
17:47چنار داری چی کار میکنی؟
17:50حارم بشه
17:51چنار اوزان به هم کمک کرده یا نبود شدت لسا؟
17:53من کمک اوزان رو نمیخوام
17:55سربارو به خانواده خود ادرسی بگی کن
17:57ببین بزرگشه
17:57چی از جون منو خونواده میخوام؟
17:58ببین بزرگشه
17:59بیا ببینم
18:00چه خلاتی میخوایی بکنی؟
18:02چنار چی کار میکنی؟
18:03داری چی کار میکنی؟
18:04داری چی کار میکنی؟
18:05ببین اسرا
18:06تا تو رو میذارم پیش خانوادت و دو دقیقه
18:08تنها میشی سر و کله اوزان پیدا میشه
18:10نگاه کن
18:11تو کجای حرفم رو نمیفهمی؟
18:12نمیشنمی دارم میگم اوزان به هم کمک کرده
18:15که اوزان نبود شدت لسا پیدا نمیکردی؟
18:17میفهمی؟
18:18یعنی چون این مردک رسیده پنج دقیقه قهرمان شد؟
18:21آلیه بابا
18:22تلاشی که من سالها کردم چی میشه اسرا؟
18:24من کنارت بودم نه اوزان
18:26چی داری میگی تو؟
18:27چی داری میگی؟
18:28نمیشونی همچه چیزی رو به من بگی؟
18:30نیازی نیست همچه چیزی رو به هم یاد آوری بکنی؟
18:32چون من هیچ وقت رو کمک نخواستم
18:34من کمک تو رو نخواستم
18:43اسرا ببین
18:45یکم آروم بشین باشه
18:47تو الان آماده شو
18:49اطلس رو بگیر
18:51بیا بریم خونه باشه؟
18:52تازه اطلس رو پیدا کردیم
18:54ترسیده
18:55به خودش بیاد بعدن
18:58اسرا
19:00لطفاً آماده شین بریم خونه
19:02میخوام برم خونه
19:03منتظرتونم باشه؟
19:19مامان جان همینجوریش هم اصلاً حسله ندارم
19:21چی شده؟
19:22باز مشکلی نروسی چیه؟
19:23پسر کچولوم
19:24من دختری ندارم
19:25که به یادم فقیر و بیکار و بیشعور بخوام بدم
19:28ولی مامان زماره
19:29نه
19:30صحبت کریم توضیح دادم
19:31یعنی این جدای من اکار یه مسئله یکی یکی دا روزه است
19:34بلاخره حل میشه بر میگم
19:36نخی
19:37نه نمیشه
19:38این یه وضیعت غیر قابل قبوله
19:40عراسی کنسله کنسله کنسله
19:42به تاز اما او شد
19:44یعنی چی کنسله مامان؟
19:46مگه چند روز دیگه مونده؟
19:47به من چه؟
19:48به من چه؟ به من چه؟
19:49دادا
19:50میخواد بخرافتش؟
19:51یه لحظه چیزی بپرسم
19:52مامان جان
19:53الان مشکل اکرم بیکار موندنه دارست؟
19:55داره مسئله به همین کوچیکی
19:57ببین
19:58مغز
20:00مغز ببین چه جوری داره کار میکنه؟
20:02برای تو چرا کار نمیکنه؟
20:04چرا؟
20:05چون که پسر من جن زمراد کرفالی رو داره
20:08بله
20:09وقتی داشتن جن رو تقسیم میکردن
20:10نوود و نوخ درستده
20:11این تقسیم به من رفته
20:14من به این حوشش عادت دارم
20:16یکم حالا آرومتر
20:18تشار میدون
20:19باشه حالا که اینطوره مشکل نیست
20:21چون اکرم همین الان دیگه کار داره
20:23چی؟
20:24یعنی چی؟
20:25چجور کارگه؟
20:26ها؟
20:27تو شرکت من کار میکنی اکرم
20:29به سلامتی باشه
20:30بابن؟
20:31تو بیفرین داداش دنیایی؟
20:32نه خیلی
20:34نمیشه
20:35امکان نداره
20:36کلکی تو کاره
20:38نمیشه پسر کچولی من اخراجش کن
20:40بگو اخراجش کردی قبل ازی که استخدامش کنی
20:42زودش بگو بگو بگو بگو
20:44حالا که مشکل حل شد
20:46من دیگه میرم
20:47بریم رئیس بریم
20:48اکرم
20:49کارتو بعد از عرصی شروع میکنی
20:50ببینیم باید چی کار کنیم
20:52عیم
20:53نه پسر کچولون
20:54نه عزیزم
20:55نه پسرم
20:56میبینم این رئیس
20:58پسرکم اینو استخدام نکن
21:00دو تا آرتال برای شرکت زیادیه
21:02اینا بعد یومنن
21:04دیافهشو نگاه کن
21:05دستتو بکش
21:09جداشونو ببینم
21:12اصلا به دلم نمیشینی
21:14درستان
21:16باید اینو باید
21:17دو تا
21:18بیشترم میشیم
21:19چی؟
21:20اسرا
21:21من خیلی فکر کردم
21:22راهی باست برگشت پیدا نمیکنم
21:24من نمیتونم پدرمو تنها بذارم
21:26باید اینجا بمونیم
21:28باشه چنال میمونیم
21:30منم فکر کردم
21:32یه حویی جدا کردن اطلس هست و ناحقی در حق جفتتونه
21:36بعدشم اطلس با مامانم اینا
21:38خیلی جور شده دلتنگش میشن
21:40پک کنم این بهترین کار برای هممونه
21:44خیلی خوشحال شدم اسرا خبر خوبیه
21:46یه جوری حلش میکنیم
21:48تا امروز از پس خیلی چیزا بر اومدیم این هم میتونیم
21:51انگار این بار اون قدران ماسون نیست
21:53مامانم از الان شروع کرده به سوال کردن
21:55بپرس اسرا
21:57الاخره یه راهی پیدا میکنیم و حلش میکنیم نگران نباش
22:01بس اینکه از دستتون ندرم هر کاری میکنم
22:03با یه خانواده ایم
22:05هر جا هم که باشیم همینیم
22:07چه نار میدونی که اینجوری نمیشه نه؟
22:09نمیشه هر بار عشقت کشید داد بزنیم
22:13نکن اسرا
22:15من همچین آدمی نیستم میشناسی من
22:17چه نار من خودم رو میشناسم
22:19اینجوری نمیشه
22:21از من انتظار درک کردن نداشته باشم
22:25خب میدونی که حرس و عصبانیت من از تو نیست
22:27باشه یه اشتباهی کردم
22:29باشه یه اشتباهی کردم
22:31مذارت میخوام بیشتر دقت میکنم
22:33حتما حق با توه
22:37باشه پس
22:39تا وقتی تو اینجا از یه خونه خوشت بیاد من
22:41تو این خونه میمونم
22:43بعدش بسایلو از لندن میاریم اینجا و جا بجا میشیم
22:45واقعا اصلا برام مهم نیست که کجا میمونیم
22:47و چی کار میکنیم
22:49همه که اطرست خوشحال باشه کافیه
22:51تنها چیزی که باسه من اهمیت داره همینه
22:53باشه
22:55خوب من میرم دفتر
22:57بابام صبح رفته خونه مزرهش
22:59همه کار رو هم طبق مهمون ریخته
23:01روز سر من
23:03میرم اونه رو انجام بدم
23:05باشه منم میرم شرکت باید به
23:07این مسļلی هوتل رسیدگی بکنم
23:09سر راحت لسم ببینم و ببوسمش
23:11باشه میبینم
23:15پوستم رو باز میکنه
23:17اینای خیلی به میاد
23:19این نه این نه این نه این نه
23:21مامان
23:23اینه اینه اینه اینه
23:24اینو ببین سبیه پروی دریایی نمتال
23:27خوبه
23:28حرف نداره پولک پولکیه
23:31این خوبه
23:32بای سبیه کبودت
23:34اینم خیری خوبه
23:35رنگ پوسته وای کرد
23:37اینم میخوا
23:38ای بابا
23:39بای رنگ اینو ببین
23:43بای بی نظیره
23:44بابر کن
23:45خانمان خواهش میکنم
23:49ما جلی داریم یه دنیا کار داریم
23:51بابا یه لباس که سرتفای سنگر را انتخاب کنی
23:54همه شنام شبیه همه دیگه زود باشین
23:56دیگه کام سریعتر دیگه
23:57شاکر شاییم بری من
23:58این مسئله حیثیتیه
24:00کاری از این مهمتر نداریم یک که
24:01سریعتر بدین امتحان کنیم
24:03تو رو خود
24:04تو از لباس سر بر نمیاری
24:05نه به نظر همه شبیه همه
24:07نه بابا
24:08این ردیف که از ارمان نمیفهم که بکی
24:10ولی
24:11نکن
24:12بیا ببوسم
24:12نکن نکن لباسمونه کش
24:14ترخوا دمون
24:38ترخوا دمون
25:08خانومه زود باشین دیگه
25:09ترخوا خدا
25:10آقه تو چرا من اوبردین اینجا
25:11اینجا چیز مردونهیه
25:13من اینجا چی کار دارم
25:14از رضای خدا
25:14تاقت بیار
25:15چی کار کنم عشقم
25:16تنهایی میومدم اینجا
25:18یکم دیگه سب کن
25:19خیلی کار داری
25:20ملتماست میکنم
25:21به درجه من دست نزارم
25:22خانومه لطفا زود باشین دیگه
25:26ترخوا خاله زود باشید خانومه
25:28بایی بایی بایی
25:29ملتماست میکنم
25:31ملتماست میکنم
25:33همینه
25:35همینه
25:36آلیه
25:38اوف
25:48اون چیه
25:50اون چیه؟
25:51زود باشد به شون در میار
25:52اصلاً بده میار
25:53اون چیه؟
25:54درش بیار ببینم درش بیار
25:55یعنی چی رو میار؟
25:56تو انتخاب کردی؟
25:58تو انتخاب کردی؟
25:59ولی این چی خوبه منی؟
26:00یه نکا بچه
26:01نکا ببینم
26:02نرست سویر آبروست
26:03داره داشته باش
26:04چی تو ممکنه باشی؟
26:05تا ممکنه بچه
26:06شوش باشی؟
26:07شوش باشی؟
26:08شوش باشی؟
26:09چی توبتشونم مثل هم هستم
26:10سوچه باشه، جفتشون هم مثل هم هستم
26:13نمیتونی گله هم بسنی، نمیتونی گله هم بزنی
26:15میخواه خرابش کنی این هم کور؟
26:17آنگه بده به من، آره بده خراب
26:19بده به من، اون لباس رو بده ببینم
26:22شو بده با من کلنجمه رو
26:24ازیاد نکن، بسنی چکایی این رسالت
26:27من باورم نمیشه، اینا جفتشون یه مودل لباس خریدن
26:30یعنی تو حبسی میپوشن؟
26:31میپوشن، حتما میپوشن
26:32یعنی روزای سختی رو پشت سرگذاشیم
26:34ولی روزای سخت داری در انتظار ماست
26:37خیلی خوب شد، اومدنمون کلی به درد خورده
26:40آره، خیلی به درد خورده، مخصوصا من
26:47دادای سلام، صبح نبودی؟
26:50تو محله بودم
26:51از لصب سر اسرا گم شده بود
26:54با هم دنبال اون گشتیم
26:55خب، پیده کردیم دیگه
26:57آره، پیدهش کردیم، رفته بود ساهه
26:59یعنی موسا، باید ببینی که چه بچه شیرینیه
27:04من وقتی میبینم اش، اینقدر خوشحال میشم و میخندم
27:10موسا، ازت یه چیز بپرسم؟
27:11گوشن با توی؟
27:13اسرا میخواست با اطلس، حتی اگه چنا نیاد بره لندن، نرسته؟
27:17به نظرت این نرماله
27:19یعنی، به نظر من نیسته داشت
27:23نرسته
27:24به نظر منم
27:25ها، بگذاریم، چه کردی؟ در برای اون یارو تحقیق کردی؟
27:30داداش، تحقیق کردم، ولی خیلی عجیبه
27:32یعنی تا پنج سار قبلیچه اطلاعاتی نداره
27:35پنج سار پیش وارد دنیای کار میشه
27:37بعد یه های قوی میشه
27:38بعد پنج آقایی در سطح همه شرکت رو میخره
27:40شریک میشه
27:41خیلی عجیبه
27:43خیلی
27:44من تا حالا یه بارم اسمشو نشنیدم
27:46من حسن نشنیدم، ولی دارم به تحقیقات هم ادامه میدم
27:49بالاخره یه چیزی پیدا میکنم
27:52باشه، بجمعیم
27:53سلام، خسته نباشین
27:54سلام
27:55من لا ته میخوام، ولی توی لیوان پلاسیکی
27:57کشف، تا وقتی آمده بشه، میتونید بشینیم
27:59وقتی آمده شد، بهتون خبریم
28:00باشه، ممنون
28:16تحریف قهوه های اینجا رو خیلی شنیدم
28:21ببینم اونجوری که میگن هست
28:24انگار منو با کسی اشتباه گرفتی
28:26اشتباه نگرفتم اصرا، داشتید اون مالم میاشتی
28:29گفتم خواستات نکنم، خودم اومدم
28:33ببخشید ولی هم دیگر رو میشنستیم شما کی هستی؟
28:37حیاس کارکوچا
28:38فقط تلفونی هم میتونستیم ما هم در ارتباط باشیم
28:48نیازی و همچین نمایشی نبود
28:52فهمیدم خونگرمیست
28:56شما دقیقا دنباله چی هستیم؟
28:59چرا با شرکت ملینیوم ساخت کلنجر میرید؟
29:02کلنجر؟ من از رقابت خوشم میاد
29:05رقابت
29:08این کار شما رسمن کلاه برداریه
29:13جزیات رو میره توی دادگاه تعریف میکنید
29:15شاید نیازی به دادگان همونه
29:17هرچی باشه زیاد هم رو میبینیم
29:20شاید تو هم به هم بگی چرا اینقدر با عجل رفتی به انگلیس
29:28میبینم ات از را
29:34قابلتون آمدن
29:38شما میره و آمد از راید
29:53کجا میریم رئیس؟
29:55میریم شرکت
29:56به سینکه قرار به مهموم بیاد
29:58این طالار چیز اینیست که در شهن خواندان من باشه
30:04یعنی نور و بوحت و درخشش نداره
30:07نه نه نداره
30:08ما در این سالون وزیفه داریم همه چی رو فراهم کنیم کنم
30:12نه وزیفه نه بلکه ظاهر مهمتری نشه
30:15آقای محسرم تو رو خود داریم به کی توزیه میدین
30:18به چی پهی نگاه کنین از زیبایی چی میفهم
30:21اولا این سندرگی هستن خوب نیستن
30:23خیلی فقیر به نظر میاد
30:25دوباره دختر من که عروسی طالار نگرفتی اومدی به طالارو به این خوبی تکه میندسی
30:29اگر قرار عروسی دخترم همچنین شای فقیرانه ای باشه همون بتر که نگیریم
30:33نه نمیگیریم
30:35نمیخوام درز من میخوام دخترم روی تخت روان بشه
30:39تخت روان
30:40بله
30:40باشه مامان چطور پا به پایی رقاسا حرکت کنیم و بیاییم
30:44بغلاده یه
30:45از این شخی ها نکنم
30:46تخت روان با رقاسا
30:47اکو اکو یه چیزی بگو
30:49مامان جون تو هم یه چیزی بگو خواهش میکنم
30:52تو در ای چی میگی
30:53این عروسی رو اینجا میگیری
30:55اینجا طالار ما حسابیشه
30:57تم با من می آی بیا ببینم
30:59خیلی سخته ها
31:01ده همت گرم زن کوچیکی خوشگرد
31:04دیدی چه بریالش کرد
31:05آره حل شد
31:06حل
31:06یه چیزی من خیلی دیرم شده
31:09میشه من برم سر کارم
31:10تو بری دنبال لباس عروس
31:12هیچ حرفیه
31:13من اگه مدیر ملانیان صافتم نباشم
31:15یکی کارمنداشم
31:17معلومه که میگیرم نگران نباشه
31:18ولی حواست باشه
31:20ما همه چیو حل کردیمه کن
31:21نباید بلای سر لباسم بیاد
31:23لباسو بالتر از بدنت هم میکن
31:25یک کمی اعتماد کن
31:27بابا اعتماد کن
31:27قراره از نقطه آب ببرسیم
31:30باشه پس شب میام میگیرم
31:31باشه
31:32بریم
Comments

Recommended