Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00ها رئیس اومد
00:04ببینیم چی شده
00:09چرا کنه حضور حلش کرده
00:12آره اومد
00:13چی شده داشت
00:16رئیس شروع بیکنیم دیگه
00:22دوستان متاسفانه نشد
00:27ای بابا چرا داداش؟ یعنی ایده خوششون نهی
00:30من نکنه پرمنده ها ناقص بودن
00:32نه موسا نه اینطوری نیست
00:34سرمایه گذار از ایده من خیلی خوشش اومد
00:36اما
00:36دلائل دیگه ای داشت
00:40به هر حال
00:43دوستان واقعا خیلی متاسفان
00:47آخرین چیزی که میخوام ناامید کردن شماست
00:50اما این دفعه نشد
00:52و البته که ما تسلیم نمیشیم
00:53ما به کار کردن ادامه میدیم
00:56مصمئنم یکی رو پیدا میکنیم
00:58که سرمایه گذاری کنه مصمئنم
01:00خب دیگه الان شما برید استراحت کنین
01:03امروز خیلی خسته شدین
01:04فردا دوباره تصویم مگیریم باشه
01:06هرچی شما بگی
01:08برشت
01:11شما باید این کارو بکنید
01:12لازفن بگیرش
01:13چنار کافیه دیگه بس که قدم زدی سرگیجی گرفتم
01:23اصلا نمیفهمم چه حاله آخه نگاه کن
01:25برنامه اصلا باز نمیشه
01:26باشه من میفهمم اما این طوری هم نمیتونیم رای حل پیدا کنیم
01:30هرچی فکر میکنم هیچ نظری به فکرم نمیرسه دارم دیوونه میشم
01:34اینا هم کاری نمی کنن
01:35کافیه چنار آروم باشی
01:37یکی را پیدا میکنیم که این کارو بلد باشه
01:39من این کارو حل میکنم
01:48کجا؟
01:49چنار داری کجا میری؟
01:51میرم حلش کنم
01:56هنوزم چیزی پیدا نکردین؟
01:58متاسفم
02:00اصان
02:16گفته بودی خیلی تماییل دارن چرا منصرف شدن؟
02:22آقا عرف
02:23گفت آقا عرف با شریکم همکاری داره نمیتونن باش در یفتن
02:27مثل سرمای گذاره دیگه عقب کشید
02:29حالا چی میشه؟
02:33نارد نباشی
02:35من یرای پیدا میکنم اسرا
02:37اول که این کارو شروع کرده بودم و یادت نیست؟
02:40هیچ کسی را نمیشناختم و هیچی ولد نمودم
02:42اما بالاخره موفق شدم
02:44آره
02:45اون موقع دشمن نداشتی موزن
02:47آره
02:49وری آقا عرف همه را نمیشنسه
02:51من میخوام با سرمای گذاره خارجی هم مذکره کنم
02:54من باورت درم
02:56تنها چیزی که الان لازم دارم همینه
03:02نوشه جونتون
03:11ایش شکری
03:12بفرمید دسترتون
03:15نوشه جونتون
03:16بچه کنه در نیاردی که
03:18مثل آده رو جستگی
03:19بابا اینا چه آشق شعرات بودن نگاهشون کن داره خودم
03:24آه نگو که دلم خونه
03:27اصلا تو چشم هم نگاه نمی کنن
03:28میکنن
03:33ایکو
03:34اینه دسترهای آخری هم
03:36ایم دسترها تموم شدم بابا دسترها تموم شدم
03:38مشتری داره همه سفارش میده
03:39یه لحظه
03:40دستر تموم شده
03:46یعنی چی دستر تموم شده
03:47یعنی از حریق شعرت من میخواییم فروش کنیم
03:50نمیذارم
03:51این طور نیست، البته که این طور نیست خلی زمار راد
03:53خواهد ترم میدونیم
03:54من زمار راد کرفالی هم
03:56بازیتون رو خراب میکنم
03:57مامان زمار راد جان شما همونو به خاطر بیاری
04:00دیگه بابا چی بودم بگو شما بگو
04:03چیز دیگه جان هم
04:05منکشه تا رو تو رستوران زندانی کرده بود
04:07و در رو رود قف کرد و نتونستی بیای بیرون
04:10نه نه من اصلا آسابانی نیستم
04:12چیزو یادت بیار دیگه
04:14من همه چیزو یادم میره
04:15مغازه ما رو پلوم کنن
04:17یادت نیست تازه
04:18چیز میشه
04:19سریع از آشناهی گرن کلوف استفاده میکن و
04:22بپریم به هم دیگه ایجورایی چیوری بهتون بگم
04:25اون همش ما رو عذیت کرد
04:27پدر ما رو در مالیات خوردیم
04:28آره یادمی
04:29گوله تو نمیخورم
04:31از من نگه خیری به شما نمیرسه
04:33دخترم بیا بریم خونمون
04:35این خانمون متقلب و کلوف بردار و هیله گرن بیا
04:40بیا ببینم
04:41دفعه بعد دو تا الانگوی حسیری بیار
04:43آزم الانگوی حسیری میخوایی نونم دو تا
04:45ای بابا فیلنش کم بیار
04:47فیلنش کم بیار
04:48فیلنش کم بیار
04:49از داره من شکل سید
04:50بخدم ای خدا
04:56چه نار؟
04:58بوزان اینجاست
05:00داخله
05:02بیا داخل
05:05بوزان وقت داری حرف زنی؟
05:22باشه
05:23حرف زنی
05:29بیرون حرف زنی
05:35روزان
05:37باید
05:41باشه
05:43باشه
05:45خب چه نر
05:52میخوای حرف زنی گوشم و توه
05:54تو برنده شدی اوزان
05:57شرکت داره و شکست میشه
05:58برنامه ها کار نمی کنن
05:59حتی بازم نمیشه
06:00مشتری ها تک تک دارن میرن
06:02الان خوشحالی
06:03خوشحالم
06:04الان ناراحت ترین آدم دنیا منم
06:07این شما بودین که من از شرکتم اخراج کردی
06:09باش اوزان اشتباه کردی
06:11برگرد شرکتو بیا را
06:15من یک شرکت جدید تحسیز کردم چنر
06:20چرا همچین کاری بکنم
06:21یه دلیل منطقی بیار
06:22اوزان
06:24سالها تور میکشه تا یه شرکتو به یه جایی برسونی
06:28درزه
06:28میدونم که این شرکت خیلی برای تو با عرضشه
06:32شنیدم یه ایده یه خیلی خوب دیگم داری
06:36بیا دوتا شرکتو یکی کنیم
06:39از کجا مطمئن باشم دوباره به امخیانت نمی کنیم
06:43حق با توه
06:46قرار داد آماده کن
06:48هرطور که دوست داری به نفع خودت بنویس
06:50اما فقط یه خواسته یه ازت دارم
06:53تنهایی تصمیم نگیر و
06:55با حییت مدیره درمیان بذار
06:57شرکت دیگه نباید وابسته به یه نفر باشه
06:59تصمیمتو بگیر
07:07یا قرخ شدن کشتی و تماشا میکنیم
07:10یا با هم همکاری میکنیم و جلی شکستو میگیریم
07:14چاره اینیست
07:14چرا؟
07:31این وقت روز باز چی اومدی؟ چیزی شده؟
07:35اتفاقای زیادی افتاده
07:36ما اشتباه بزرگی کردیم
07:38باید یه کاری میکردیم
07:39من رفتم با اوزان گفتم برگرد شرکت
07:41تو چی کار کردی؟
07:45بابا نمیتونستم دست به سینه بشینم
07:47و برشکستگی شرکت رو تماشا کنم
07:49دختر من از شرکت تو همه چی با عرضش داره؟
07:52من میخوام شرکت برشکستگی فدای سرم
07:54من اوزان حق نداره
07:56چون هیچی برای مهم دست
07:57خیلی دیره بابا
07:58با اوزان صحبت کردم و قبول کرده که برگرده
08:01حالا که من رئیس این شرکت کردی
08:03باید به نظر من احترام بذاری
08:11باید به نظر
08:32دادگاه داریم
08:33میدونی دیگه نه
08:34میدونم
08:35میایی دیگه نه
08:37چالا لطفا منو با آقا عرفتر ننداز
08:39نگران نباش ابرو میام
08:42ما صدات یه جوریه
08:45خوبی
08:46خوب
08:49فردا تو دادگاه میبینم
08:52خوب
09:01نمیخوایی بگی چی شد
09:02هیچی رفتم شرکت و مشکل رو حل کردم
09:05و اومدم همین
09:06رفتی شرکت
09:08آره اسرا قبول کردم دوباره برگردم شرکت
09:11واقعا
09:12آره اما به یه شرط
09:14چه شرطی
09:15تو
09:16چی
09:17تبریک میگم اسرا
09:18دیگه دستیار سو هستی
09:20یعنی برای من کار میکنی
09:23یه لحظه یعنی چی
09:27بعد از این همه اتفاق شرکت همین بود
09:30به نظر من کاملا منطقیه
09:33چون دیگه نمیتونی برای چه نار کار کنی
09:35باشه اما اصلا از من نه پرسیدیوز
09:38اون شد قبول نکنم
09:39قبول میکنی
09:40البته بازم مل خودته
09:41اگه قبول نکنی
09:43آدم
09:44سیموش
09:45ارم
09:45پینار
09:46حتی موسا
09:47خلاصه هممون بیکار میشیم
09:49مل خودته
09:50نمیدونم
09:51باشه قبول میکنم
09:52برگردم شرکت
09:53البته نه به خاطر تو
09:54به خاطر دوستم
09:55فقط به خاطر دوستم
09:57به خاطر دوستم فداکاری میکنم باشه
10:00اسرا تو هم گایی فکر میکنی
10:03که هیچی عوض نشده نه
10:05یعنی
10:05چه بدونم
10:06ما بازم از یه جایی داریم برمیگردیم
10:08به خونمون نه
10:10تو هنوزم خیلی خوشگری
10:12منم هنوز خیلی عاشقم
10:14نه خیرازان این طور نیست
10:16چون خیلی چیز عوض شده
10:19اگه بخوای یاد آوری میکنم
10:20اسرا
10:21چیه
10:23به نظرم کافیه
10:25کافیه
10:27اوزان
10:32اوزان اوزان این کارو با من نکن
10:35چی کار میکنی اوزان چی کار میکنی
10:36اسرا و هردمون همون میخواییم دیگه
10:38چرا موقع بمت کنیم
10:39چون من نبخشیدم ات
10:43باشه
10:52نبخش
10:53بری من منتظر میمونم
10:55حتی لازم باشه تاخر عمر منتظرت میمونم
10:58بالاخره که منو میبخشی
11:01من منتظرت میمونم اسرا
11:04اوزان
11:05تا وقتی میرسیم خونه حرف نزن
11:07باشه امچان میکنیم
11:10ای آقاوزان خوش آمدین
11:20خوش آمدین آقاوزان
11:21خیلی خوش آر شدیم دیدیم اتون
11:23مچکرم
11:24صبح خیر آقاوزان
11:26صبح خیر
11:27امروز ست پنج جلسته دارین
11:29دوتاش تو شرکت ستاش هم
11:30برای نهار گلد دادم
11:32مشبور بودم این کارو بکنم
11:33و اینکه گزارشتی که خواسته بود
11:35اینو گذاشتم روی میزتون
11:36عالیه
11:37خیلی ها تماس گرفتم
11:38میخواییم به تلفان اتقتون وزکنم
11:40پنج دقیقه به هم محلت بده
11:42بعدش میگم یکی یکی وزلشون کنی
11:44باشه
11:45باشه آقاوزان
11:54صبح خیر رئیس
12:09صبح خیر
12:10با این قبر پرارزش اومدن
12:12گی بیش یه نه
12:13آره دیدم موسا دیدم
12:16درزم بعد از زور جلسه دادگاه
12:18یادت نرفته که
12:19من این میشه فرماش کنم
12:20داداش امروز این قضیه دیگه تموم میشه
12:22تموم میشه موسا
12:23تموم میشه
12:24ولی ببین چقدر پرونده رو همتلم بار شده
12:26بشین کارمون رو شروع کنیم
12:27بودو زود باش
12:28من این نه رو بردارم با اجازه
12:31باشه
12:31اسرا اومد؟
12:37اومد
12:38خب تو اتاقی که براش تداروش دیدیم کار میکنه
12:41ما بشکفتیم
12:43بری گفت میخوام روی میز خودم ادامه یکارمون بدم
12:45و ایکیب چی؟
12:48اونم کار شروع کردن
12:50خوبه
12:51خب دیگه حالا
12:52بریم سراغ کارم
12:54خداونده
12:57دیگه هیچوقت من از عروسکام جدا نکن
13:02دلم برای صداتون تنگ شده بود
13:04برید کنار
13:05مادر مدیر عامل هولدینگ داره میاد
13:08سلام منکشه
13:09بعد این دوست روز سختی که سپری کردم خیلی خوب درک میکنم
13:14فقیر بودن آ
13:15چقدر سخته
13:17تازه میفهمم چقدر سختی کشیدی
13:18خدا را شو که به سرم دوباره مدیر عامل شد
13:21آه منم رفتم پیش رمزی زرگر
13:24گفتم از بوش دستم تارنجم رو پر از الانگو کن
13:27گفتم پرش کن پر کن
13:29با خودم گفتم آقیش
13:30زمورد کورفالی همینه
13:33دارندگی و برانزندگی
13:35تا چشم حسوس بفرکه
13:36فیزارم افتاد به خدایی
13:39حسودیت میشه نه؟
13:40دلت خواست نه؟
13:42دلت خواست شو فقیری حسودیت شد
13:44میخوای دوست تابت بدر؟
13:46تموم شد
13:47بلو سر یک کارت که کلی کار دارم
13:49یه خود وقت بهم بده
13:50سفارش داریم
13:51میبری تحفیل بدی؟
13:52آره میبرم
13:54الو
13:56ملی بفرمایی
13:57خدا نشناست
13:58سفارش داریم نفرمیدم
14:01چی شده؟
14:02با که حرف میزنی؟
14:04ملی مینک شرطانم
14:05چی شده؟ فامیله پول دار پیدا کردی؟
14:06ساکیت شو
14:08شوخه میکنی؟
14:09چی شوخه میکنه؟
14:10کی میاد با تو شوخه کنه؟
14:12باشه پس
14:14شیره نمیگی؟
14:15باشه با هم اما هنگ میشین
14:17چه خبره؟
14:18باشه خیلی ممنونم مرسی ممنونم
14:20اینطوری که دلاراست میشی همه تلبکار زنی زده
14:23نتونستید بده ایت رو بعد داخل این اعمال آز فقیر بودن
14:26زماراید
14:27چه؟
14:28از شلکت تبلیغات زنی زده
14:30ام
14:31ام
14:32میخواه ما دوتا توی تبلیغات بازی کنی؟
14:34ما
14:35آره ما
14:37آه
14:39ها من این چیزی
14:40تو چطور میخواه بازی کنی؟
14:42همون پاتوک همیشگی
15:12این مردیم اشتباه بود
15:14من نمیخوام دوباره تکرار بشه
15:16پس نمیام اونجا
15:18میای اسرا میای
15:20میدونم منتظرت میمونم
15:24هکه حرف دیگه برای گفتن ندارین من میرم
15:26خیلی کار دارم چون
15:28نه میتونی بری
15:42دخترم حاضری؟
15:56حاضرم بابا
15:58به هیچ فش ناراحت نباش باشه
16:00همه چی از قبل بهتر میشه
16:02صفحه جدیدی از دفتر زندگین باز میکنی؟
16:06حق با توه
16:08امروز صفحه جدیدی از دفتر زندگین باز میشه
16:10همین که از جلسه اومدی بیرون؟
16:12به من زن میزنم
16:14زن میزنم نگره نباش
16:16میبینم ایت
16:26اسرا اومدم
16:28کجا بودی دختر؟
16:30افتزاه درافیک بود
16:32چطوری؟ هیجان داری؟
16:34ایوای دختر من که قلبم داره میاد تو دهنم
16:36نمیدونم نمیدونم
16:38من چه حسی بد داشته باشم به چی فکر بکنم
16:40حق داری خوب بلاخره
16:42خیلی سختی کشیدی خیلی قصد خوردی
16:44اما
16:46بهتر نیست از این به بعد خوشحال باشی
16:48ببینم با اوزان حرف زدی؟
16:50دادگاه شروع شده؟
16:52یعنی نمیدونم
16:54گفت بعد از دادگاه میره کناره قایق منتظرم
16:56آه
16:58اسرا جولو من نگونه میریم
17:00اینو همین چند دقیقه قبل خودت با زبون خودت گفتی
17:02من تو این مدت خیلی سختی کشیدم
17:04قصد خوردم میخوای طوری رفتار کنم انگاه چیزی نشده؟
17:06اسرا من نمیگم اینطوری رفتار کنی
17:08هر کاری از دستت برمیاد بکن
17:10اما
17:11یعنی به نظر من
17:12به اوزان یه فرصت دیگه بده دلتو به دست بیاره
17:15بابا طرفتو شرکتشو از دست میداد
17:17بی پول شده بود
17:19ولی اصلا به اونا رو نداد
17:30اسرا هم
17:32تو آشق اوزانی
17:34اوزان چشمسته جونشم برات میده
17:36بابا تو رو خدا دیگه مثلت کنین
17:38جونم به لبب رسیده داد میکشم اینجاها
17:40امونم کردی
17:42باشه فکر میکنم هنوز نمیدون چکا کنم
17:44فکر کنم عمل کن
17:46تو رو خدا به خاطر خودت به خاطر اوزان
17:48وای دختر حدیجان سادم نکن دیگه
17:50حالا بد میشه بذارو یکم دیگه فکر کنم
17:52خیلی خا
17:53هم میخوام فکر کنم
17:55فکراتو هم ساکت داشتیگه
17:59کجای چالا
18:01جواب نمیده
18:03نه نمیده
18:05آقا اوزان دادگاه چند دقیقه دیگه شروع میشه
18:07مثل اینکه چالا خانوم نمیخواد بیاد
18:09من بارها بهش زنگ زدم ولی جواب نمیده
18:11باز امتحان میکنم
18:17نه خاموشه
18:19گوشی چالا خاموشه
18:21شما با همهر زدیم
18:23جواب منم نمیده
18:25بعد تماس گوشی خاموش کرد
18:27چی کار کنیم چی میشه الان؟
18:29کارش نمیشه کرد
18:31باید وارد جلسه شیم
18:33دادگاه هم جلسه رو به تحویق میندسه
18:35تحویل بگیر
18:37تو چی تو سرس چالا دومر چی هستی خیلی؟
18:45اومدم
18:47چالا تو کجایی؟
18:49تو ترافیک گیر کرده بودم
18:51شارج گوشیم هم تموم شده بود نفهمیدم
18:59چی شده؟
19:01فکر دید نمیام؟
19:03اوزن کرفلی، چایل ایلمز کرفلی
19:09بری
19:11بری
19:13بری
19:15بری
19:19بری
19:21بری
19:23بری
19:25بری
19:27بری
19:29بری
19:31بری
19:33بری
19:35بری
19:37بری
19:51بری
19:53بری
19:55بری
19:57PYM JBZ
20:27PYM JBZ
20:57PYM JBZ
21:27PYM JBZ
21:57PYM JBZ
22:27PYM JBZ
22:57PYM JBZ
23:27PYM JBZ
23:57PYM JBZ
24:27PYM JBZ
24:57PYM JBZ
25:27PYM JBZ
25:57PYM JBZ
26:27PYM JBZ
26:57PYM JBZ
27:26PYM JBZ
27:56PYM JBZ
28:26PYM JBZ
28:56PYM JBZ
29:26PYM JBZ
29:56PYM JBZ
Comments

Recommended