00:00ها رئیس اومد
00:04ببینیم چی شده
00:09چرا کنه حضور حلش کرده
00:12آره اومد
00:13چی شده داشت
00:16رئیس شروع بیکنیم دیگه
00:22دوستان متاسفانه نشد
00:27ای بابا چرا داداش؟ یعنی ایده خوششون نهی
00:30من نکنه پرمنده ها ناقص بودن
00:32نه موسا نه اینطوری نیست
00:34سرمایه گذار از ایده من خیلی خوشش اومد
00:36اما
00:36دلائل دیگه ای داشت
00:40به هر حال
00:43دوستان واقعا خیلی متاسفان
00:47آخرین چیزی که میخوام ناامید کردن شماست
00:50اما این دفعه نشد
00:52و البته که ما تسلیم نمیشیم
00:53ما به کار کردن ادامه میدیم
00:56مصمئنم یکی رو پیدا میکنیم
00:58که سرمایه گذاری کنه مصمئنم
01:00خب دیگه الان شما برید استراحت کنین
01:03امروز خیلی خسته شدین
01:04فردا دوباره تصویم مگیریم باشه
01:06هرچی شما بگی
01:08برشت
01:11شما باید این کارو بکنید
01:12لازفن بگیرش
01:13چنار کافیه دیگه بس که قدم زدی سرگیجی گرفتم
01:23اصلا نمیفهمم چه حاله آخه نگاه کن
01:25برنامه اصلا باز نمیشه
01:26باشه من میفهمم اما این طوری هم نمیتونیم رای حل پیدا کنیم
01:30هرچی فکر میکنم هیچ نظری به فکرم نمیرسه دارم دیوونه میشم
01:34اینا هم کاری نمی کنن
01:35کافیه چنار آروم باشی
01:37یکی را پیدا میکنیم که این کارو بلد باشه
01:39من این کارو حل میکنم
01:48کجا؟
01:49چنار داری کجا میری؟
01:51میرم حلش کنم
01:56هنوزم چیزی پیدا نکردین؟
01:58متاسفم
02:00اصان
02:16گفته بودی خیلی تماییل دارن چرا منصرف شدن؟
02:22آقا عرف
02:23گفت آقا عرف با شریکم همکاری داره نمیتونن باش در یفتن
02:27مثل سرمای گذاره دیگه عقب کشید
02:29حالا چی میشه؟
02:33نارد نباشی
02:35من یرای پیدا میکنم اسرا
02:37اول که این کارو شروع کرده بودم و یادت نیست؟
02:40هیچ کسی را نمیشناختم و هیچی ولد نمودم
02:42اما بالاخره موفق شدم
02:44آره
02:45اون موقع دشمن نداشتی موزن
02:47آره
02:49وری آقا عرف همه را نمیشنسه
02:51من میخوام با سرمای گذاره خارجی هم مذکره کنم
02:54من باورت درم
02:56تنها چیزی که الان لازم دارم همینه
03:02نوشه جونتون
03:11ایش شکری
03:12بفرمید دسترتون
03:15نوشه جونتون
03:16بچه کنه در نیاردی که
03:18مثل آده رو جستگی
03:19بابا اینا چه آشق شعرات بودن نگاهشون کن داره خودم
03:24آه نگو که دلم خونه
03:27اصلا تو چشم هم نگاه نمی کنن
03:28میکنن
03:33ایکو
03:34اینه دسترهای آخری هم
03:36ایم دسترها تموم شدم بابا دسترها تموم شدم
03:38مشتری داره همه سفارش میده
03:39یه لحظه
03:40دستر تموم شده
03:46یعنی چی دستر تموم شده
03:47یعنی از حریق شعرت من میخواییم فروش کنیم
03:50نمیذارم
03:51این طور نیست، البته که این طور نیست خلی زمار راد
03:53خواهد ترم میدونیم
03:54من زمار راد کرفالی هم
03:56بازیتون رو خراب میکنم
03:57مامان زمار راد جان شما همونو به خاطر بیاری
04:00دیگه بابا چی بودم بگو شما بگو
04:03چیز دیگه جان هم
04:05منکشه تا رو تو رستوران زندانی کرده بود
04:07و در رو رود قف کرد و نتونستی بیای بیرون
04:10نه نه من اصلا آسابانی نیستم
04:12چیزو یادت بیار دیگه
04:14من همه چیزو یادم میره
04:15مغازه ما رو پلوم کنن
04:17یادت نیست تازه
04:18چیز میشه
04:19سریع از آشناهی گرن کلوف استفاده میکن و
04:22بپریم به هم دیگه ایجورایی چیوری بهتون بگم
04:25اون همش ما رو عذیت کرد
04:27پدر ما رو در مالیات خوردیم
04:28آره یادمی
04:29گوله تو نمیخورم
04:31از من نگه خیری به شما نمیرسه
04:33دخترم بیا بریم خونمون
04:35این خانمون متقلب و کلوف بردار و هیله گرن بیا
04:40بیا ببینم
04:41دفعه بعد دو تا الانگوی حسیری بیار
04:43آزم الانگوی حسیری میخوایی نونم دو تا
04:45ای بابا فیلنش کم بیار
04:47فیلنش کم بیار
04:48فیلنش کم بیار
04:49از داره من شکل سید
04:50بخدم ای خدا
04:56چه نار؟
04:58بوزان اینجاست
05:00داخله
05:02بیا داخل
05:05بوزان وقت داری حرف زنی؟
05:22باشه
05:23حرف زنی
05:29بیرون حرف زنی
05:35روزان
05:37باید
05:41باشه
05:43باشه
05:45خب چه نر
05:52میخوای حرف زنی گوشم و توه
05:54تو برنده شدی اوزان
05:57شرکت داره و شکست میشه
05:58برنامه ها کار نمی کنن
05:59حتی بازم نمیشه
06:00مشتری ها تک تک دارن میرن
06:02الان خوشحالی
06:03خوشحالم
06:04الان ناراحت ترین آدم دنیا منم
06:07این شما بودین که من از شرکتم اخراج کردی
06:09باش اوزان اشتباه کردی
06:11برگرد شرکتو بیا را
06:15من یک شرکت جدید تحسیز کردم چنر
06:20چرا همچین کاری بکنم
06:21یه دلیل منطقی بیار
06:22اوزان
06:24سالها تور میکشه تا یه شرکتو به یه جایی برسونی
06:28درزه
06:28میدونم که این شرکت خیلی برای تو با عرضشه
06:32شنیدم یه ایده یه خیلی خوب دیگم داری
06:36بیا دوتا شرکتو یکی کنیم
06:39از کجا مطمئن باشم دوباره به امخیانت نمی کنیم
06:43حق با توه
06:46قرار داد آماده کن
06:48هرطور که دوست داری به نفع خودت بنویس
06:50اما فقط یه خواسته یه ازت دارم
06:53تنهایی تصمیم نگیر و
06:55با حییت مدیره درمیان بذار
06:57شرکت دیگه نباید وابسته به یه نفر باشه
06:59تصمیمتو بگیر
07:07یا قرخ شدن کشتی و تماشا میکنیم
07:10یا با هم همکاری میکنیم و جلی شکستو میگیریم
07:14چاره اینیست
07:14چرا؟
07:31این وقت روز باز چی اومدی؟ چیزی شده؟
07:35اتفاقای زیادی افتاده
07:36ما اشتباه بزرگی کردیم
07:38باید یه کاری میکردیم
07:39من رفتم با اوزان گفتم برگرد شرکت
07:41تو چی کار کردی؟
07:45بابا نمیتونستم دست به سینه بشینم
07:47و برشکستگی شرکت رو تماشا کنم
07:49دختر من از شرکت تو همه چی با عرضش داره؟
07:52من میخوام شرکت برشکستگی فدای سرم
07:54من اوزان حق نداره
07:56چون هیچی برای مهم دست
07:57خیلی دیره بابا
07:58با اوزان صحبت کردم و قبول کرده که برگرده
08:01حالا که من رئیس این شرکت کردی
08:03باید به نظر من احترام بذاری
08:11باید به نظر
08:32دادگاه داریم
08:33میدونی دیگه نه
08:34میدونم
08:35میایی دیگه نه
08:37چالا لطفا منو با آقا عرفتر ننداز
08:39نگران نباش ابرو میام
08:42ما صدات یه جوریه
08:45خوبی
08:46خوب
08:49فردا تو دادگاه میبینم
08:52خوب
09:01نمیخوایی بگی چی شد
09:02هیچی رفتم شرکت و مشکل رو حل کردم
09:05و اومدم همین
09:06رفتی شرکت
09:08آره اسرا قبول کردم دوباره برگردم شرکت
09:11واقعا
09:12آره اما به یه شرط
09:14چه شرطی
09:15تو
09:16چی
09:17تبریک میگم اسرا
09:18دیگه دستیار سو هستی
09:20یعنی برای من کار میکنی
09:23یه لحظه یعنی چی
09:27بعد از این همه اتفاق شرکت همین بود
09:30به نظر من کاملا منطقیه
09:33چون دیگه نمیتونی برای چه نار کار کنی
09:35باشه اما اصلا از من نه پرسیدیوز
09:38اون شد قبول نکنم
09:39قبول میکنی
09:40البته بازم مل خودته
09:41اگه قبول نکنی
09:43آدم
09:44سیموش
09:45ارم
09:45پینار
09:46حتی موسا
09:47خلاصه هممون بیکار میشیم
09:49مل خودته
09:50نمیدونم
09:51باشه قبول میکنم
09:52برگردم شرکت
09:53البته نه به خاطر تو
09:54به خاطر دوستم
09:55فقط به خاطر دوستم
09:57به خاطر دوستم فداکاری میکنم باشه
10:00اسرا تو هم گایی فکر میکنی
10:03که هیچی عوض نشده نه
10:05یعنی
10:05چه بدونم
10:06ما بازم از یه جایی داریم برمیگردیم
10:08به خونمون نه
10:10تو هنوزم خیلی خوشگری
10:12منم هنوز خیلی عاشقم
10:14نه خیرازان این طور نیست
10:16چون خیلی چیز عوض شده
10:19اگه بخوای یاد آوری میکنم
10:20اسرا
10:21چیه
10:23به نظرم کافیه
10:25کافیه
10:27اوزان
10:32اوزان اوزان این کارو با من نکن
10:35چی کار میکنی اوزان چی کار میکنی
10:36اسرا و هردمون همون میخواییم دیگه
10:38چرا موقع بمت کنیم
10:39چون من نبخشیدم ات
10:43باشه
10:52نبخش
10:53بری من منتظر میمونم
10:55حتی لازم باشه تاخر عمر منتظرت میمونم
10:58بالاخره که منو میبخشی
11:01من منتظرت میمونم اسرا
11:04اوزان
11:05تا وقتی میرسیم خونه حرف نزن
11:07باشه امچان میکنیم
11:10ای آقاوزان خوش آمدین
11:20خوش آمدین آقاوزان
11:21خیلی خوش آر شدیم دیدیم اتون
11:23مچکرم
11:24صبح خیر آقاوزان
11:26صبح خیر
11:27امروز ست پنج جلسته دارین
11:29دوتاش تو شرکت ستاش هم
11:30برای نهار گلد دادم
11:32مشبور بودم این کارو بکنم
11:33و اینکه گزارشتی که خواسته بود
11:35اینو گذاشتم روی میزتون
11:36عالیه
11:37خیلی ها تماس گرفتم
11:38میخواییم به تلفان اتقتون وزکنم
11:40پنج دقیقه به هم محلت بده
11:42بعدش میگم یکی یکی وزلشون کنی
11:44باشه
11:45باشه آقاوزان
11:54صبح خیر رئیس
12:09صبح خیر
12:10با این قبر پرارزش اومدن
12:12گی بیش یه نه
12:13آره دیدم موسا دیدم
12:16درزم بعد از زور جلسه دادگاه
12:18یادت نرفته که
12:19من این میشه فرماش کنم
12:20داداش امروز این قضیه دیگه تموم میشه
12:22تموم میشه موسا
12:23تموم میشه
12:24ولی ببین چقدر پرونده رو همتلم بار شده
12:26بشین کارمون رو شروع کنیم
12:27بودو زود باش
12:28من این نه رو بردارم با اجازه
12:31باشه
12:31اسرا اومد؟
12:37اومد
12:38خب تو اتاقی که براش تداروش دیدیم کار میکنه
12:41ما بشکفتیم
12:43بری گفت میخوام روی میز خودم ادامه یکارمون بدم
12:45و ایکیب چی؟
12:48اونم کار شروع کردن
12:50خوبه
12:51خب دیگه حالا
12:52بریم سراغ کارم
12:54خداونده
12:57دیگه هیچوقت من از عروسکام جدا نکن
13:02دلم برای صداتون تنگ شده بود
13:04برید کنار
13:05مادر مدیر عامل هولدینگ داره میاد
13:08سلام منکشه
13:09بعد این دوست روز سختی که سپری کردم خیلی خوب درک میکنم
13:14فقیر بودن آ
13:15چقدر سخته
13:17تازه میفهمم چقدر سختی کشیدی
13:18خدا را شو که به سرم دوباره مدیر عامل شد
13:21آه منم رفتم پیش رمزی زرگر
13:24گفتم از بوش دستم تارنجم رو پر از الانگو کن
13:27گفتم پرش کن پر کن
13:29با خودم گفتم آقیش
13:30زمورد کورفالی همینه
13:33دارندگی و برانزندگی
13:35تا چشم حسوس بفرکه
13:36فیزارم افتاد به خدایی
13:39حسودیت میشه نه؟
13:40دلت خواست نه؟
13:42دلت خواست شو فقیری حسودیت شد
13:44میخوای دوست تابت بدر؟
13:46تموم شد
13:47بلو سر یک کارت که کلی کار دارم
13:49یه خود وقت بهم بده
13:50سفارش داریم
13:51میبری تحفیل بدی؟
13:52آره میبرم
13:54الو
13:56ملی بفرمایی
13:57خدا نشناست
13:58سفارش داریم نفرمیدم
14:01چی شده؟
14:02با که حرف میزنی؟
14:04ملی مینک شرطانم
14:05چی شده؟ فامیله پول دار پیدا کردی؟
14:06ساکیت شو
14:08شوخه میکنی؟
14:09چی شوخه میکنه؟
14:10کی میاد با تو شوخه کنه؟
14:12باشه پس
14:14شیره نمیگی؟
14:15باشه با هم اما هنگ میشین
14:17چه خبره؟
14:18باشه خیلی ممنونم مرسی ممنونم
14:20اینطوری که دلاراست میشی همه تلبکار زنی زده
14:23نتونستید بده ایت رو بعد داخل این اعمال آز فقیر بودن
14:26زماراید
14:27چه؟
14:28از شلکت تبلیغات زنی زده
14:30ام
14:31ام
14:32میخواه ما دوتا توی تبلیغات بازی کنی؟
14:34ما
14:35آره ما
14:37آه
14:39ها من این چیزی
14:40تو چطور میخواه بازی کنی؟
14:42همون پاتوک همیشگی
15:12این مردیم اشتباه بود
15:14من نمیخوام دوباره تکرار بشه
15:16پس نمیام اونجا
15:18میای اسرا میای
15:20میدونم منتظرت میمونم
15:24هکه حرف دیگه برای گفتن ندارین من میرم
15:26خیلی کار دارم چون
15:28نه میتونی بری
15:42دخترم حاضری؟
15:56حاضرم بابا
15:58به هیچ فش ناراحت نباش باشه
16:00همه چی از قبل بهتر میشه
16:02صفحه جدیدی از دفتر زندگین باز میکنی؟
16:06حق با توه
16:08امروز صفحه جدیدی از دفتر زندگین باز میشه
16:10همین که از جلسه اومدی بیرون؟
16:12به من زن میزنم
16:14زن میزنم نگره نباش
16:16میبینم ایت
16:26اسرا اومدم
16:28کجا بودی دختر؟
16:30افتزاه درافیک بود
16:32چطوری؟ هیجان داری؟
16:34ایوای دختر من که قلبم داره میاد تو دهنم
16:36نمیدونم نمیدونم
16:38من چه حسی بد داشته باشم به چی فکر بکنم
16:40حق داری خوب بلاخره
16:42خیلی سختی کشیدی خیلی قصد خوردی
16:44اما
16:46بهتر نیست از این به بعد خوشحال باشی
16:48ببینم با اوزان حرف زدی؟
16:50دادگاه شروع شده؟
16:52یعنی نمیدونم
16:54گفت بعد از دادگاه میره کناره قایق منتظرم
16:56آه
16:58اسرا جولو من نگونه میریم
17:00اینو همین چند دقیقه قبل خودت با زبون خودت گفتی
17:02من تو این مدت خیلی سختی کشیدم
17:04قصد خوردم میخوای طوری رفتار کنم انگاه چیزی نشده؟
17:06اسرا من نمیگم اینطوری رفتار کنی
17:08هر کاری از دستت برمیاد بکن
17:10اما
17:11یعنی به نظر من
17:12به اوزان یه فرصت دیگه بده دلتو به دست بیاره
17:15بابا طرفتو شرکتشو از دست میداد
17:17بی پول شده بود
17:19ولی اصلا به اونا رو نداد
17:30اسرا هم
17:32تو آشق اوزانی
17:34اوزان چشمسته جونشم برات میده
17:36بابا تو رو خدا دیگه مثلت کنین
17:38جونم به لبب رسیده داد میکشم اینجاها
17:40امونم کردی
17:42باشه فکر میکنم هنوز نمیدون چکا کنم
17:44فکر کنم عمل کن
17:46تو رو خدا به خاطر خودت به خاطر اوزان
17:48وای دختر حدیجان سادم نکن دیگه
17:50حالا بد میشه بذارو یکم دیگه فکر کنم
17:52خیلی خا
17:53هم میخوام فکر کنم
17:55فکراتو هم ساکت داشتیگه
17:59کجای چالا
18:01جواب نمیده
18:03نه نمیده
18:05آقا اوزان دادگاه چند دقیقه دیگه شروع میشه
18:07مثل اینکه چالا خانوم نمیخواد بیاد
18:09من بارها بهش زنگ زدم ولی جواب نمیده
18:11باز امتحان میکنم
18:17نه خاموشه
18:19گوشی چالا خاموشه
18:21شما با همهر زدیم
18:23جواب منم نمیده
18:25بعد تماس گوشی خاموش کرد
18:27چی کار کنیم چی میشه الان؟
18:29کارش نمیشه کرد
18:31باید وارد جلسه شیم
18:33دادگاه هم جلسه رو به تحویق میندسه
18:35تحویل بگیر
18:37تو چی تو سرس چالا دومر چی هستی خیلی؟
18:45اومدم
18:47چالا تو کجایی؟
18:49تو ترافیک گیر کرده بودم
18:51شارج گوشیم هم تموم شده بود نفهمیدم
18:59چی شده؟
19:01فکر دید نمیام؟
19:03اوزن کرفلی، چایل ایلمز کرفلی
19:09بری
19:11بری
19:13بری
19:15بری
19:19بری
19:21بری
19:23بری
19:25بری
19:27بری
19:29بری
19:31بری
19:33بری
19:35بری
19:37بری
19:51بری
19:53بری
19:55بری
19:57PYM JBZ
20:27PYM JBZ
20:57PYM JBZ
21:27PYM JBZ
21:57PYM JBZ
22:27PYM JBZ
22:57PYM JBZ
23:27PYM JBZ
23:57PYM JBZ
24:27PYM JBZ
24:57PYM JBZ
25:27PYM JBZ
25:57PYM JBZ
26:27PYM JBZ
26:57PYM JBZ
27:26PYM JBZ
27:56PYM JBZ
28:26PYM JBZ
28:56PYM JBZ
29:26PYM JBZ
29:56PYM JBZ
Comments