Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
تتعقد خطة إسراء للانتقام من طليقها، الذي أصبح رجل أعمال غنيا ومشهورا بعد أن كان مفلسا، عندما يكتشفان أنهما لا يزالان يكنان المشاعر لبعضهما البعض.

بورجو أوزبيرك
الهان شان
ميليسا دونجل
بوراك يوروك
جوناي كاراجا اوغلو
محمد كورهان فرات

Category

📺
TV
Transcript
00:00های بابا چه نار کجا موندی؟
00:04کمار بنداتونو ببندین لطفا
00:07خانوم کمار بندتونو ببند
00:12باشه
00:13یه چیزی میخوام بپرسم
00:14هواپیما کی بودن میشه
00:16الان داریم آماده میشیم برواد
00:17یعنی چی؟ میشه من پیاده بشم
00:19میخوام با دوستم با یه هواپیما بیاییم
00:21نه خانوم نمیتونین
00:22بقیه مصافلی معتل میشن اگه پیاده شد
00:25باشه پس منشکرم
00:29باشه خوبی داشته باشیم
00:31کجا موندی چنر پس؟
00:53اوزان؟
00:55راست شانتریا این پس خیلی زیباز
00:57خیلی به من خوش میگذره
00:58اوزان سردر نمیارم اینجا چی کار داری تو؟
01:02میرم مانتالیا دیگه؟
01:04یعنی چی میرم مانتالیا؟ اینجا جگه چهناره
01:06الان میشینه روی سندلی خودش
01:08نه ببین جایی منه
01:10ببخشید
01:12یه لحظه تشریف میارین
01:14من میتونم جامع عبض کنم
01:16هنو متاسفانه همه این سندلیا
01:18یعنی چی پره؟
01:20همش
01:22میگم میخوای قبل پرواز چیزی بخوری
01:24اوزان ساکت شو
01:26یعنی چیزی بخوری
01:28یعنی چیزی بخوری
01:30یعنی چیزی بخوری
01:32دار کجاست پس؟
01:33حتما به پرواز بعد بیاد بیاد
01:35ارکان
01:37به پرواز نرسیدم
01:38یه بلیت دیگه باسم بگیر
01:42باش ارکان...
01:43هر کدوم که زودتره اونو بخرمیفهمی؟
01:47ممنونم خدا حافظ
01:56بله
01:59بله
02:00بله خودمم آره مادرمه
02:03چی؟
02:07باشه اومدم
02:09بریم امنونم
02:11هم موسا میدونی آسان کجاست؟
02:16نه مگه نیست؟
02:17نه؟ تو خونه نیست رفتم شرکتم نبود
02:19از پینارم پرسیدم اونم جاشو نمیدونه
02:21چیزی بهت نگفته؟
02:22نه بالا هیچی به من نگفته
02:24ای خدا گوشیشم خاموشه کجا رفته
02:27ممنونم موسا اگه خبری شد به ام بگو باشه
02:30باشه حتمه
02:31چه نار تو الان نباید تو هوا پیما باشی؟
02:37کجایی؟
02:38چهالا به پرواز نرسیدم
02:40خب بلیت پرواز بعدی رو بخل
02:41بی خیاله پرواز چهالا
02:44یه چیز مهم هست که باید بهت بگم
02:46ولی قول بده دست باچه نشی
02:48چی شده زود بگو
02:50الان به هم زنگ زدن
02:52گفتن مامان تو اتل بیهوش شده
02:55بردنش بیمارستن
02:56چی؟ مامانم خوبه راستشو بگو
02:58نمیدونم
02:59هیچی نمیدونم چهالا
03:01تو دست باچه نشد
03:03تو راه هم بهت خبر میدم باشه؟
03:05باشه کدوم بیمارستنین بگو زود بیام
03:07من رفتم
03:10موسیقی
03:21موسیقی
03:50موسیقی
04:20موسیقی
04:30موسیقی
04:32موسیقی
04:34موسیقی
04:36موسیقی
04:38موسیقی
04:40موسیقی
04:42موسیقی
04:44موسیقی
04:46موسیقی
04:48موسیقی
04:50موسیقی
04:52موسیقی
04:56موسیقی
04:58موسیقی
05:00موسیقی
05:02موسیقی
05:04موسیقی
05:06موسیقی
05:08موسیقی
05:10موسیقی
05:12موسیقی
05:14موسیقی
05:16موسیقی
05:18نمی‌شه
05:19بریم چه بقی نقشه‌ی به؟
05:20نقشه‌ی په؟
05:21نقشه‌ی په دیگه چیه؟ جا به جا می‌شین
05:23واي این چقدر نراهد شده
05:25واساس کشی می‌کنی؟
05:27چک نگو
05:28سرد کردن و می‌گم باید از هم دیگه سردشون کنیم
05:31قرارمون این نماغیم
05:32اینآن از هم سرد کنیم باشه
05:34عالیه
05:35دیگه نیازی هم نیست جا به جا بشین
05:37چرا?
05:38چون اسرا رفت انتالیه
05:40ایمونه زمون رو کفتم دست به دست هم بدیم و یه کاری رو به سرانتان برسونه
05:45ولی انگاه شدنی نیست
05:46اسرام اسرام نگاه اصابه من خورد نقده خفت می کنم
05:49باشه
05:49باشه اصابانی نشاه
05:51مسافران عزیز
05:54هفوپیمون تا لحظات دیگر فرود می آید
05:57و خواهش من دست
05:58لطفا کمربندوهایی خود رو ببندید
06:00و به هیچ عنوان از سندلی
06:02جریان چیه؟
06:04چه شرعیت هوایی؟
06:05چه خبره؟
06:06نهت سرس بابا؟ آروم باش
06:08چیزی نمیشه؟
06:09البته اگه بخوایی میتونی دست هم بگیر
06:11اگه بخوایی
06:12پرجی میدم بمیرم تا این که دستتو بگیرم
06:14پناف برخدا
06:15باشه
06:17چیه چیه نگاه می کنی؟
06:36حتی من اینم تو همه هنگ کردی
06:43چیکار کردی رفتی با خلبان حرف زدی؟
06:46ولی فکر خوبی بود و به فکرم ننسیده باید
06:49اوزان
06:53این هواپیما که بلخره فرود میاد
06:55اون موقع میخوایی چیکار کنی؟
06:57به نظرم یک کمی قدم میزنی
06:59اینه تو خوابت ببینی؟
07:01مه
07:25چه نار؟
07:26مامانم چطوره لطفاً بگو دیکه؟
07:27نمیدونم چهالا، هنوز کسی نیومده
07:29موسیقی
07:59موسیقی
08:29موسیقی
08:31بسیل اینکه ما گناه کاریم
08:32من دیگه گول نمیخورم
08:34اینطور زندگیش رو نابوی کردن تقصیر من نیست
08:36تقصیر خودشه
08:37باشه چنار بعدن حرف میزنیم
08:39اول بفهمیم که حالش خوبه یا نه
08:41بعدن جر رو بحث میکنیم باشه
08:43بابا خوشی مدید
08:51خیلی ممنون
08:52اخی
08:55اکا
08:56جونه
08:57فروش اوت کلانمون خیلی خوب بوده شنیدی؟
09:00عالیه
09:01هزار تا هم سفارش دارم گفتم باشه
09:05شجوری چش گفتی؟
09:06بابا ما هزار تا اوت کلانو چکا کنیم اخی
09:08اگه تا هزار بشماریم وقت کافی نداریم
09:10ای که آروم باش
09:11آروم باش حاضر میکنم
09:14همه در مورد من حرف میزنم
09:15چی در مورد چی حرف میزنم؟
09:18میگن فقط فرموله اوت کلانو
09:20ی دانشمند میتونه پیدا کنه
09:22یدی میگی؟
09:23آره
09:23باش
09:24اوت کلانو من اکشه هم که درست کردیم
09:26حتی تو مغاز هم فروشش آلیه
09:28حتی مافیای اوت کلانو درمانی ما حرف میزنن
09:31اکا
09:31با چرا مافیا اوت کلانو پشترمون حرف میزنن؟
09:34بیا را میافتیم بشینیم صحبت کنیم
09:36قرار دادمونو بنامیسیم تقویشو بره دیگه
09:38بابامون لباس کار منو آب کرد
09:39پونزد کلول آغر شدم
09:41ایچی به تلم نمانه
09:42آروم باشه که آروم باشه
09:43من به کسی احتیاج ندارم
09:44من دیگه دنبال اوت کلان نیستم
09:46دنبال امپراتوری هستم
09:48امپراتور
09:49آره
09:50شبت باشه
09:51باشه باب
09:52بابامو ببینیم
09:56میخواستیم سربت بند چه
09:58تو اولین راه خودش گم که
10:00رسیدم مامون جون رسیدم
10:14الان نمیرم سمت هوتل
10:16سفر چطری گذشت
10:18خوب بود
10:19بجز چند تا اتفاق بی خودی باید نبود
10:22این دور موقعیت خود نیست
10:24بعدن حرف میزنیم
10:25زنگ بزن
10:26باشه مامون جون زنگ میزنم
10:27شما موازه به خودتون باشیم
10:29به بابام سلام برس
10:30و میبوسمتون
10:31نصرا سندلی انقدر
10:41نمیتونی بیشتر از این دور بشی
10:42لازم نیست از من بترس
10:44چرا باید از تو بترسم
10:45چرا باید فرار کنم
10:46اگه تو کیدی
10:47ای خدا
10:48میخوام خودم راحت بکنم
10:50حتی اینم
10:51نرستش بکنم
10:52اینطوری خیلی بهتره
10:53در زم وقتی چه نار بفهمه
10:57این کارو میکنی
10:57نمیدونم چی بگم
10:58چه نار دیگه کیه
11:01چه نار کجاست
11:04از هواپیما پیاده شده
11:06من میرم از دکترش بپرسم دیگه
11:17کسی چیزی نمیگه نگران شدم
11:19باشه
11:50نه نه خیلی ممنونم اسرا
11:53وقتی حال مادرم خوب شد
11:55با اولین پرواز میام انتالیه
11:56اونجا حرف میزنی
11:58باشه باشه
11:59تو نگرانه اینجا نباش باشه
12:01اگه اتفاقی افتاد خبرم بکن باشه
12:04خدافز
12:06چی شده
12:09چیز من
12:11مامانه چنا رو
12:12بردم بیمارستان
12:14ولی نشده
12:16جدی میگی؟
12:16وضعیتش که بد نیست ها؟
12:18نمیدونم که تحت نظر پزشکاست
12:21مثل این که تو کما رفته
12:33سلام
12:44آزان کجایی؟
12:47از تو بهت زنگ میزنم
12:48تو دسترست نیستی؟
12:49مامانم آوردیم بیمارستان
12:51منم تو بیمارستان منتظرم
12:52میدونم اسرا گفت
12:53اسرا گفته؟
12:58یعنی چجوری؟
12:59تو کجایی آزان؟
13:00آنطاری هم چالا
13:01همچیکاری و دست چنار نمیسپردم
13:03پس چرا من از این خبر ندارم؟
13:06میتونستی به منم بگی؟
13:08اصلا باورم نمیشه
13:09اصلا زحمت نکشیدی خبر دارم کنی
13:11چالا اینا رو بعدن حرف میزنیم
13:13باشه نگرانه مامانت بودم و سم این زنگ زدم
13:15حالش چطوره چی شده؟
13:16مسمومی بولی
13:17ما منتظریم انشاءالا خبره خوبی بگیریم
13:20اصلا بعدن بهت زنگ میزنم
13:25باشه
13:26ممنونم
13:28خواهش میکنم
13:29نمیتونی استراحت کنی
13:31چون اینجا یه جلسهی داریم که باید حتما
13:33ساعت دو تو کافه هتل باشی
13:35آقا اصلا
13:36قبل از اومدن آقای چهنار برگذار کردن جلسه خیلی کار مزخرفی مگنه
13:40اصرا
13:41مثل اینکه یادت رفته رئیسو
13:43میکت منم
13:44یعنی من مسئولم
13:46پس به عنوان رئیست
13:47بهت میگم ساعت دو تو کافه هتل باشی
13:50تموم شد و رفت
13:51باشه؟
13:55سلام
14:00ازنگورفالی هستم
14:01خبر خوب اینه
14:02مریض ما خطر رو پشت گذاشته
14:04خدا رو شکرم
14:06ولی بازم باید مراقب باشیم
14:08موقع به حوش و مدن نمیدونیم چه اتفاقی میافته
14:11منتظر میمونیم و میبینیم
14:12بره خودو بعد نده
14:13ممنونم
14:14خیلی ممنون
14:15خبر خوبیه مگه نه چنار
14:17من که نمیدونم
14:19خودت که از دکتر شنیدی
14:21منتظر میمونیم دیگه
14:22به اسرایی زنگ بزنم خبر بده
14:24چنار
14:24من پیش با اوزان حرف زدم
14:28خوب
14:30آنتالیا بود
14:32تو آنتالیا؟
14:33آله
14:34گفت کار به این مهمیو نمیتونه بهت بزبوره
14:36اینطوری گفت
14:37من دیگه نمیتونم درک کنم
14:38باورم نمیشه
14:40همیشه سنگ سر راه هم
14:41واقع اوزانو کم داشتم
14:47من میرم یکم هوا بخورم باشه
14:51سلام اول جایی
15:10یه خواهشی از حد دارم
15:12میخوام از دو نفر برای فیلم بگیری
15:14میخوام ببینم حل لحظه چی کار دارم میکنن
15:17در چه حد به هم نزدیک میشن
15:18و این که
15:21فیلم و یه دوربین امنیتی
15:24هوتلم میخوام
15:25کسی رو میشنستی که بتونه این کارو بکنه
15:28برای نمی کنم شده
15:30میدونی که باشته زیاد دارم
15:31من یعنی از اینش فراد زیاد میشه
15:33پولش برای مهم نیست
15:34تو کاری که میخوام رو بکن
15:35فیله
15:37نگاش کن تو رو خودها
15:45برای این که ریختش رو نبینم
15:46اومدم یه شهر دیگه
15:47اون وقت دنبال من را افتاد اومده اینجا
15:49میخواد من را دیوونه کنه
15:50ولی من که دیوونه نمیشم نمیشم
15:52نه میگم قاطعی نکنم موسا
15:54دیوونگی نکنم ولی دارم دیوونه میشم
15:56گیر داده که بدون چنار
15:57نمیتونم جلسه برگذار کنم و این حرفا
15:59آخه بگو تو چطوری بلد بودی
16:01پشت سر من با چنار نقشه بکشی
16:02نه موسا نه
16:05اگاهی باید به همه نشون داد که کی رئیسته
16:07شندی میگن جلو بعضی ها کتابی های پرو میشن؟
16:10الان هم دقیقا همون بسه
16:12نه نه راحتم نمیزاره
16:13یعنی من بیام این سر ترکی هم زندگی کنم
16:15باز نمیتونم از دستش راحت بشم
16:16اون سر دنیا هم برم بازم راحتم نمیزاره
16:19خدایو فکر کرده نرم میشه
16:21ولی نه نمیشه نشونش میدم
16:23نمیرم موسا
16:26تا وقتی که کوچکتر این روزنه
16:28امیدی از بخشش رو تو چشهای اسرا نبینم
16:30از این هوتل نمیام بیرون
16:32حالا ببین
16:32به اسرا میگم بگرد تا بگردیم
16:35داداش این دیگه زیادی گونده گویی حساب نیشه
16:37ولی همین که تونیی اسرا را رازی کنی
16:39برگرد استانبال من همراه
16:41آخیلی وقتی از این مرحله او بور کردم موسا
16:43همراه من برمیگرد استانبال
16:46حالا میبینی
16:47نبینی
16:51خوش اومدی زنو
17:07خوش باشی
17:08اینجا چقدر با کلاس موسا انگار یک کشور دیگه است
17:12تو فقط بقا من جای اینجا میگردونم تو رو
17:15خیلی خوش جال شدم وقتی به امزنگ زدیم
17:17آزارم نیست من نمیتونم برم بیرون
17:19من خیلی دلم میخواد برم بیرون و یه قهوه بخوریم
17:21قهوه های شرکت ما ولی بد نیست
17:23دو تا فیلتر قهوه به اون بکنم
17:26آی باورم نیمیشه
17:27بهترین دوستم اینجا کار میکرد
17:29من یه بارم نتونستم ببینمش
17:30قسمت رو ببینم
17:31رسمن گذاش رفت از اینجا
17:34برمزنمم بیخودی نراحتی
17:36بله اصلا ممکنه دوستت برگرده اینجا
17:38مگه میشه
17:39بله
17:39بدینم تا یه چیزی میدونی
17:42آره میدونی بگو بگو
17:43اینطوری ها که
17:45من مینام
17:46با چکرم مرسی
17:47اگه بهت بگم
17:50الان به همین لحظه اوزان تو آنطال
17:52یا پیش اصراس چی
17:53وای چی دو میگه تو
17:55رئیس زد به سرش
17:58تازه خیلی مسممه که برش کردنی
18:00بله موسا
18:01رئیست یکم زیادی زد به سرش
18:03اوزان بعد اشتباهی کرد
18:05اصرا هم خیلی عصبانیه
18:06به نظر من حرف داره
18:07درستی حق با جوه
18:08ولی این سری من به رئیشم اتمینان دارم
18:10بیا بابا
18:11میبینی
18:12سلام به همگی
18:18سلام خوش بایدین
18:20اسمتون اصرا بود درست می؟
18:23بله اصلایر تنستم
18:24اسم منم زینبه خوش اومدیم
18:26خیلی ممنونم خوشبخت هم
18:28حالتون چه زیره؟
18:30ممنونم
18:30آقا اوزان اومدن
18:32سلام دوستان
18:35سلام خوش شمایدین
18:36بفرمایید خوش میکنم بشینی
18:38معرفی میکنم دوستان
18:42ایشون کریم کنم
18:43ممنونم
18:44ایشون توی شرکت توی استنبالم همراه من بودن
18:47بعد من رئیس پروژه آنتاریا
18:49آقا کریم خوند بود
18:51آقا عذر بلی من منتظر آقا چنار بودیم
18:56بله آقا یوزان اینطوری برنامه ریسی شده بود
18:58آقا چنار از این موضوع خبر دارن؟
19:00نه
19:01قرار نیست آقا چنار باشن
19:04چون که در این زمینه آقا کریم خیلی با تجربه تر و قوی تر از آقا چنار هستن
19:08توی آنکارا و ازمیر موفقیت های بزرگی رو کسب کرده
19:12مبارک باشد
19:13اسرا خانم شما چیه؟ شما اینجا حضور داری؟
19:17نخی
19:17متسطفانه اسرا خانم هم اینجا نخواهند بود
19:20چون توی استنبول بهشون نیاز داریم
19:22ایشون برای ما خیلی با عرضش هستن
19:25پس دیگه نیست من اینجا باشم
19:28خیلی خوشحال شدم و وفق باشید
19:32خیلی من موفقیت
19:32دوستان همونطور که عرض کردم بعد من تمصولیت به عطای آقا کریمه
19:40برنامه من اینه که تاحترین زمان ممکن توی آنتاریا زمینه سازی کنیم و نرم افضارمونو به عطا مؤسری برسونم
19:45من بیشتر از این نمیخوام حرف بزنم
19:47با امین خاطر از آقا کریم دوت میکنم بیان و صحبت کنن
19:50آقا کریم بفرمین
19:51موفق باشی
19:52اسرا
19:54چی کار داری میکنی اسرا
19:56تو چی کار داری میکنی آزان
19:58تو نمیتونی جای من تصمیم بگیری
20:00میتونم
20:01نمیدونم حباس تصمیم نه
20:03ولی من دارم شرکت هم وایداره میکنم
20:05اسرا چنار توانه ای اداره کردن اینجا رو نداره
20:08من چرا نمیتونم اینجا بمونم
20:09بذار کارم رو انجام بدم میخوام اینجا بمونم
20:12ما تو استانبول بهت احتیاج داریم
20:14کی به من احتیاج داره
20:16دقیقا چه کسی توی استانبول به من احتیاج داره
20:19منظورت از ما کیه ها
20:20اسرا
20:21این منم که دارم شرکت هایداره میکنم
20:23این منم که تصمیم میگرم چه کسی کجا و چجوری بدکار کنه
20:26فهمیدی
20:26مجبورم نیستم به کسی حساب پس بدم
20:29بگذاریم
20:31گذارش پروژه آنتالیا رو شب سرش هم بیار
20:33کریم هم قراره بیاد اونجا راجبش توضیح میدی
20:36پرچه شما دستور بدین آقا یاسان
20:38دستور ندادم اسرا خانم
20:40خواهش کردم
20:41بچه ها خیلی متاسفم
20:48من نمیخواستم اینطوری بشه
20:51خیلی وقت مشروب نمیخورم
20:53ترک کرده بودم
20:55ولی
20:56یان خیلی احساس تنهایی کردم
20:59باشه مامان جون تموم شد رفت
21:01ما الان کنارتیم
21:02توی هوتل هم قرار نیست بمونه
21:04دیگه میبریم اتخونه
21:05ما کنارتیم
21:06مگه نه؟
21:08ظاهرن که حالت خوبه
21:09من دارم میرم
21:10خداحافظ
21:11بپشت
21:14کنار
21:14کنار
21:16کنار کجا داری میری؟
21:20دارم میرم آنتالیا چه الان
21:21اجازه نمیداری دلش خاص بکنه
21:23کنار اون موضوع تموم شد رفت
21:26صبح با آقا فرهاد صحبت کردم
21:28اوزان حیعت مدیره رو رازی کرده
21:30آقا کریم به عنوان ریاست آنتالیا انتخاب شده
21:33میدونی که همه از اوزان حمایت میکنن
21:35بابرم نمیشه
21:37خیلی ممنون چالا
21:39خیلی ممنون
21:40نفهمیده
21:41چی رو نفهمیدی؟
21:42و داشتین همه نقش میریخ
21:44چرا نیومدی به من بگی؟
21:46من از هیچی خبر نداشتم چنار
21:47تان تو بخش مراقبتوی ویژه بود
21:49طبیعی بود که این چیز رو بد نگم
21:51ببین چالا حال مامان
21:53از همه تره باور کن
21:54پجاش خوبه
21:55مگه نشدید دکترشی گفت
21:57میدهشو شستشو دادن
21:58چطور میتونه خوب باشه؟
21:59شنیدم چی گفت
22:00چند بار تو کل عمرم اینا رو شنیدم
22:02دیگه خسته شدم به اینجام رسیده
22:04دیگه گول این بازی ها رو نمیخورم
22:06سیرم از این چیزا
22:07چطور میتونی این همه بیحساس باشی؟
22:10چالا
22:11من بیحساس نیستم
22:13میگم این فیلم بازی کردن های مامانو باور نمی کنم
22:15حالا هم اوزان سرم خراب شده
22:18ولی خیالت راحت
22:20به اون اجازه نمیدم
22:21میرم حیعت مدیره کنم
22:23شنار
22:24مزخرف نگو
22:25اوزان این شرکت رو از صفت بنا کرده
22:28تو بسر رئیس هستی
22:29تا همین مدت رو پیشی کاراموز بودی
22:31فکر کردی حرف تو رو باور میکنن یه اوزانو
22:33مثل یه بچهی که تو دواشه کس خورده رفتار نکن
22:36آره چالا این وسط یه دواش
22:37دلیلش هم شوهر توه
22:39شوهر تو پیش اسرا چی کار میکنه
22:41برای چی همیشه بحث کشیده میشه به اسرا
22:43برای چی همش اوزان پیش اونه
22:46اوزان به خاطر کارش رفته اونجا چنار
22:49به خاطر کاری آره
22:51یا تو خیلی یا فکر کردی من خیلی سادم
22:54مشکل نیست که من مدیر پروژه آنتالی هم
22:57میدونی که داره سعی میکنه جده یه چیزیو بگیره
23:00این چه مودل ازدواجی چالا
23:03تو چطور میتونی همچنین چیزیو بپذاری؟
23:05ازدواج من به خودم رب داره چنار
23:06به تو ربتی نداره
23:07به دنیای بزرسالا خوش اومدی چنار
23:10اینجا جای بچه هایی لوسی نیست که هرچی بخوان میتونن داشته باشن
23:13اینجا هرکسی روی پای خودش وای میسته
23:14بعد شنواسه موفق شدن چنار
23:17باید طبق اون قدم برداری
23:18اون وقت مجبورم نمیشی دنبال مقصر بگردی
23:21تو خیلی شبیه مامان شدی
23:23مراقب باش
23:47باید طبق اون وقت مجبورم نمیشی دنبال مقصر بگردی
Comments

Recommended