- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00جنت
00:00جنت بیا این زرفا رو جم کن
00:03یه چای سبزم بیار تو اتقه من لطفه
00:05چشمانون
00:06باشه زینب جون علیهان که چیزی نگفت
00:09باشه پس اومدم
00:10چیه زهرا
00:12همچین نگاه میکنی که انگارت حالا ندیدی کسی بره مهمونی
00:15کجا داری میری
00:16مهمونی پیش بابات
00:18اگه میری پیش بابام چرا با خودش نرفتی
00:21چرا به جای این که به من گیر بدی
00:23یه خرده به خودت نمیرسی ها
00:24مثلا چرا الان تو خونه تنهایی پیش دوست پیسره نیست
00:27من تو با هم یه قرار گذاشتیم که همه رو برگردونیم
00:30خونه تو هم جهنه تو ببندیم
00:31من که به کسی نگفتم الان فقط ما دوتاییم
00:33بگذاریم وقتمو نگیر من دارم میرم بای بای
00:36برو با با
00:37درسته دارم میرم مهمونی ها
00:50اما اصلا حال حسلی رفتنشو ندارم به خدا
00:53آبجی جون دقت کردیم و اصلا راجب چیزای خوب حرف نمیزنیم
00:57خب باید یه چیز خوب باشه که در موردش حرف بزنیم
01:00مگه هست
01:00درست زمانی که فکر میکردم حالی تو چنگمه دوباره از دستش دادم
01:06آبجی صحبم بهت گفتم
01:08این آدم نمیاد اینجا تو برو خونش درستش همینه
01:12همه چی به وقتش جان ارجون
01:14فیلن سب کن
01:15رستیه حاله که من دارم میرم
01:17یه زنگی به زهرا بزن بپرس ببین تو خونشون چه خبره
01:20یه سرگوشی به آب بده ببینم چی شده
01:22به زهرا؟ من زنگ بزنم
01:25چیه سخته تجانر؟
01:29بی زحمت زنگ بزن مگه چی میشه؟
01:31نه نه سختم نیست باشه زنگ میزنم
01:33گرچه این دختری خینک نبلد فالگوش وایسه
01:38نمیتونه سرگوش به آب بده
01:39همون چی کار کنم چاره دیگه ای که ندارم
01:41مهم نیست
01:42های آب جی جون اینطوری نگودیه
01:45جانر
01:49یه چیزی بگو ببینم حالت خوب نیست
01:52چرا زهرا با ارزش شده براتا؟
01:55نه جونم با ارزش که نشده اما
01:57درست نیست بهش بگی خینک زشته به خدا
02:01آه چرا؟ چرا زشته؟
02:04خیلی خوب باشه اصلا غلط کردم برو برو خوش بگذره
02:07خیلی عجیب شدی
02:09باشه زود بر میگردم
02:12خدافیس
02:13خدافیس
02:14موسیقی
02:15موسیقی
02:16موسیقی
02:17موسیقی
02:19موسیقی
02:20موسیقی
02:21موسیقی
02:22موسیقی
02:23موسیقی
02:25موسیقی
02:26موسیقی
02:27موسیقی
02:28موسیقی
02:28موسیقی
02:29موسیقی
02:59عزیزم
03:03تو واسه چی اومد اینجا؟
03:10زینب اینا اومده بودن خونمون
03:11گفتن داری میری مهمونی تو هم بیا
03:13اصرار کردن منم اومدم
03:15یلدیز
03:16اگه میخواستم تو هم اینجا باشی
03:18میگفتن بیا با هم بری
03:20خب چی کار کنم حالا که تا اینجا اومدم
03:21نمیشه که برگردم
03:23سلام گلم
03:27چطوری؟
03:28خوبم عزیزم تو چطوری؟
03:30خوبم ممنونم
03:31خوشحالم که با هم میبینم
03:32میتوند یه شاییاتی شنیدم
03:33واقعا خیلی نراحت شدم
03:35ها تو این شاییاتو باور نکن
03:37آدم های حسود پشت سرمون حرف میزنن
03:40حالتو یلدیز آشتی کردن؟
03:44نه هنوز همو جرن کدورتو رو برطرف میکنن
03:47لابات شما واسه این که کمکشون کنین
03:50دست و پا میسن
03:51منظورت چی خواهد؟
03:52آخه دیدم یلدیزو با خودتو نابردن
03:54گفتم شاید دارین تلاش میکنین
03:55اونو رم آشتی بده
03:56نه هیچ هم اینطور نیست
03:57رابطه اونا به ما چه ربطی داری؟
03:59میدونم به تو مربوط نیست
04:00اما به هر حال
04:01زینب خوهر یلدیز دوست نداره
04:04زندگی خوهرش از هم بپاشه
04:06آره دوست ندارم
04:07اما فکر نکنید
04:08باسته این کار نقشه کشیدم
04:10زهرین خانوم
04:10بگذاریم اصلا به من مربوط نیست
04:14من برم یه سلامی به بانو کنم
04:16اشت
04:22بیخیال
04:23هلو زهرین جون
04:27هلو
04:28سلام به همگی
04:41سلام
04:42سلام ایندرجون
04:43حالت چطور عزیزم
04:44خوبم عزیزم تو چطوری
04:46خوبم
04:47خیلی ممنونم
04:49این هفته گی سری بهت میزنم
04:51قدمی تو چش عزیزم
04:52ممنون
04:53ایرین حالش چطوره بهتر شده
04:55به خیلی گذاشتن عزیزم
04:56خدا رو شکر حالش بهتره
04:58البته از این که مسببین این اتفاق
05:01با خیال راحت دارن
05:02برای خودشون میچرخن
05:03خیلی ناراحتیم
05:04اما خب
05:04چاره چیه
05:05کاریش نمیشه کرد
05:07با اجازه ما بیریم
05:10روشیدنی برداریم
05:11آدم جایی که نمیتونه
05:14حرفای بقیه رو تحمل کنه
05:16نباید بره
05:16مگه نه عزیزم
05:17درست میگه ایندرجون
05:19حالا دیدی اومدنه
05:22به اینجا چه اشتباهی بزرگی
05:23چه اشتباهی
05:24این در همیشه منو نشید
05:25نمیخوام مردم راجب اتفاق
05:27اریم حرفی بزنن
05:28هالیت من هنوز زنتم
05:30تو باید طرف من باشی
05:32باید ازم حمایت کنی
05:33من اگه تنها جایی میرم
05:35حتما یه دلیلی داره
05:36تو هم اینو بفهم
05:37ولی
05:43سلام آقا حالیت
05:44منم سبرا
05:45آه سلام سبرا
05:45ببخشید این وقت شب
05:46مزامتون شدم
05:47اما جلسه فرد و صبحتون
05:49کنسل شده
05:50که این تو
05:50باشه
05:52من برای این که
05:53شما حضیت نشید
05:54انداختم اش طرف و یه ازر
05:55خوبه
05:55فردو میبینم اتون
05:56کی بود؟
05:59سفده
06:00سفده کیه؟
06:03منشی جدید همه
06:04همونی که جایی هستم این اومد
06:05ایردی سوال ها تموم نشد
06:07من بیرم پیش علیهان
06:09داداش
06:24من درم میرم
06:27آو خانم خوش کرده
06:28کجا داری میری؟
06:30یه مهمونی هست
06:31میخوام یه سری بزنم
06:32باشه برو
06:33آآ
06:34بکردم حسابا نمیشه
06:37که هر روز من برم بیرون
06:38این چه حرفیه؟
06:39مگه من از دست تو
06:40اصابا نمیشم
06:41تو زندگی سخت خارج کشور داشتی
06:43حق داره بری بگردی
06:44و خوش بگذرونی
06:45برو
06:45منم همین فکر رو میکنم
06:50ظلمی که بچه های آلپر
06:52در حقم کردن و تحمل کردم
06:53شاید این که بعد از مرگ پدرشون
06:56من از خونه انداختم بیرون
06:58بزرگتر نعمت زندگیم بوده
07:00شاید از این به بعد
07:02زندگی خیلی قشنگتره در اینتظارمه
07:05قطعا همینطوره
07:06دلم برای کار کردن تنگ شده
07:10جدی میگی؟
07:11اگه بخوایی میتونم تو کار پیدا کردن
07:15کمکت کنم
07:16چجور کاری میخوایی؟
07:17یا نکنه میخوایی برگردی سرابه تر روحی؟
07:20نه بیشتر دلم میخواییی شرکتی چیزی داشته باشه
07:24پس هدفت خیلی بزرگه
07:25شرکت خاصی مدن نظرته؟
07:30خود رو چه دیدی؟
07:31شاید رئیس هولدینگ شما شده
07:32نه بابا
07:33منو اخراج نکنیم
07:35من رفتم
07:37باشه دیر نکنیم
07:38خوش بگذره
07:40ددش گل خودمی
07:43چی شده یلدیس جون؟
08:01تنها موندی؟
08:03تو هم خواستی از این فرصت استفاده کنیم
08:05اگه نه؟
08:05ایندر جون
08:06هر داستانی که دلت میخواد
08:07اینور اونور تریف کن
08:08منو حالی جدا نمیشیم
08:10باور کن همچین قصدی ندارم
08:13مشخصه
08:15راست خیلی متاسفم
08:17شنیدم پاد پیش خورده
08:18گرچه این حقه خیلی قدیمی شده
08:20اما گویا هنوزم کارسازه
08:22باور بکنی یا نکنی
08:24برام مهم نیست
08:25اونی که میخواستی باور کنه
08:28باور کرده
08:29اما مطمئن باش
08:29نمیتونی حالی تو
08:30با این حقه های تو خالی تو
08:32مشتت نیگه داری عزیزا
08:33منو حالی تاگی میدونستیم
08:34تو از اون مدنمون
08:35اینقدر نراحت میشی
08:36هیچ وقت نمیامدیم
08:38اینا
08:40آخرین مهمونی هایی هستن
08:43که توشون شرکت میکنی
08:45حالش رو ببرده
08:45این درد جون متوجه هستی
08:46که پیشوینیات
08:47همیشه برعکس عذاب در میاد
08:49به حسی ششامت خیلی اعتماد نکن
08:50وگرنه همیشه زاییه میشی
08:52اما این بار
08:54مطمئنم که اشتباه نمی کنم
08:56یلدیس
08:57یادت نره
09:00من هیچ وقت طوری نمیشه
09:02هلو عزیزم
09:12چطوری
09:15علیهان
09:17میخوام راجبه یه موضوعی با ترفف زنم
09:19باش شداده
09:19یه لحظه میایی
09:20ببخشید زینم
09:21الان بر میگردم
09:22علیهان کاش قبل از اومدن به من خبر میدادی
09:31نفهمیدم
09:32یعنی کاش قبل از آوردن یلدیس
09:34با من همه هنگ میشدی
09:35ولی من فکر میکردم تو خبر داری
09:37نه من خبر نداشتم
09:38داداشمن نمیدونستم
09:41الان خیلی تحجب کردم
09:42من تحجب نکردم
09:44حتما یلدیس و زینب با هم توانی کردن
09:47و به دروغ گفتن
09:48فکر نمی کنم
09:49علیهان
09:51من هدفم این نیست که پشت سر زینب برد بگم
09:54لابا دیلیس از زینب خواهش کرده
09:56زینب هم برای این که دل خوهرش رو نشگنه به تو دروغ گفته
09:58فکر نمی کنم زینب خبر داشته
10:02به هر حال خواستم بگم که بدونی
10:04از این به بعد اگه همچی چیزی بود
10:06قبلش به من خبر بده باشه
10:08من نمی دونستم
10:09چرمنده شده منو ببینیم
10:10نه مسئله نیست علیهان
10:12فقط خواستم در جریان باشی
10:13هدفم این نیست که سرزنشت کنم
10:15باشه داشت
10:16چی شده آبچیشو
10:20زنی که افریته از در نایومده نیشم زد و رفت
10:22کیو میگی؟
10:23میخواسته کی باشه این در دیگه
10:25علیهان و آقا حالی دارن راجب چی حرف میزنن؟
10:33راجب چی میخوان حرف بزنن کارو بار دیگه؟
10:36آخه به نظر مید علیهان اصابانی شده این لیست
10:39زینب علیهان و حالی تو بل کن
10:45بگو به نظرت من باید چی کار کنم
10:47من هر طور شده باید یه راهی پیدا کنم فردو برم شرکت
10:50چرا؟
10:51درسته بچه ها برگشتن خونه اما باید برم شرکت یه سرگوش یاب بدم
10:54دیگه واقعا از دست این کاره شما خسته شدم
10:57کمونده به خاطر تون برم یه شهر دیگه
10:59حدقل اینچوری آرامش دارم
11:00بذار حالیت از تصمیمش منصرف بشه
11:04حالیت؟ اینجا ما عزیزم بیام
11:13وای زرینجون
11:22فقط خدا میدونه چقدر از این بلایی که سرت اومده ناراحت شدم
11:28باور کن خودم رو فراموش کردم قصه ای تو رو میخورم
11:30چه هم اگه چه بلی سرم اومده؟
11:32این دوتا خواهر شدن بلایی جونت دیگه
11:35یکیشون با برادرت یکیشونم با شوهر سابقت وای
11:40طوری حرف میزنی انگاه شوهر سابقم شوهر سابق تو نیست
11:43رو خودمانو نخندم
11:45آره راست میگی
11:47امون تو از من حساستری همه میدونن چقدر به حالی دل بسته ای این طور نیست
11:51من نمیخوام راجب این چیزو حرف زنم
11:53باشه حتما
11:53فقط نمیدونم چرا انقدر به این زینب رو میدی
11:56احساس میکنم همش کتا میایی برای چی؟
11:59میخواشتی واسه یه چی باشه؟
12:00واسه خوشفالی برادرم
12:02وای زرین
12:04فکر میکنی زندگی مشترکی اینا چقدر میخواد طول بکشه
12:07ببین دو روز دیگه عشقشون ته میکشه
12:11اون وقت وقتی تفاوتاشون به چشم اومد
12:12به نظر چه اتفاقی میفته ها؟
12:15درسته که زینب دختر خوبیه
12:17اما این
12:19اصلا نصبشو تغییر نمیده
12:22حالا گیریم که سنجاخ سینه یه
12:27اتیقی مادرت هم بهش هدیه دادی
12:30خب چی میشه؟ چی رو تغییر میده؟
12:32تو از کجا فهمیدی؟
12:34خب تو عروسی بهش هدیه دادی؟
12:36جانرم اونجا بوده و اون به هم خبر داد
12:38واقعا باورم نمیشه زرین
12:41آخه من به تو چی بگم ها؟
12:43بذار یه نصیتی بهت بکنم
12:44خدا شاهده اگه جانر با همچین دختری عروسی کنه
12:47یه چوب کبری تم بهش نمیدم
12:49سبکون از علیهان جدا بشه؟
12:51اگه فرداش نرفت و یادگاری خانوادگیتونو
12:54به قیمت چندرگاس تو چاشنبه بازار نفروخت
12:57من اسممو عوض میکنم
12:58قسم میکرم
12:59نه بابا
13:00چرا باور نمی کنی؟
13:02واقعا که ساده لوهی
13:03آخه مگه اینا یادگار خانوادگی حالیشون میشه؟
13:07نمیفهمم واقعا تو چرا این کارو داری میکنی؟
13:09چه میدونم فکر کردم با این کار علیهان خوشحال میشه؟
13:14عزیز من
13:16اولا که تو یه دختر داری
13:18آخه چیزی که متعلق به لیلاست
13:20اونم یه یادگاری خانوادگی
13:22آدم میدش به یه دختر قریبه؟
13:24اصلا فکر اینجاشو نکرده بودم
13:26بگذاریم به هر حال کاریه که کردی
13:28من چی بگم؟
13:31راست شغباتوه
13:32مادرش عتیقه هایی که خونهشون برده بودم
13:35اون نپسندید
13:36تو بایی از دست تو زرین
13:37آخه تو چقدر ساده این چه انتظاریه که از اینا داری؟
13:41مگه اینا تو زندگیشون عتیقه دیدن؟
13:43زینب جون بریم
13:45صحب کنین با هم میریم
13:47اما قبلش میخوام برم دست شویی
13:49چیزی شده هم؟
13:51نه خوبم فقط میخوام بریم
13:53بیا با خوهرم خدافزی کنین
13:54باشه؟
13:55باشه بریم
13:57شب خیریه لیس
13:59هم میبینم ای تو بریجو
14:15نمیخوایی بگی؟
14:44چی بگم؟
14:45این که چی شده؟
14:47بذر برسیم خونه حرف میزنیم
14:48خوب همین الان بگو
14:49حالی هان چی شده؟
14:50زینب میخوام عصبانیتم فروکش کنه
14:52آخه چرا عصبانی هستی؟
14:53از دست من عصبانی؟
14:54معلومه که از دستت عصبانی هم
14:56حالا میپرسید چرا؟
14:57مگه من چی کار کرده؟
14:58چرا به من دروق گفتین؟
15:00چی؟ چه دروقی؟
15:01حالی هان؟
15:02زینب
15:02تو مگه نگفتی حالیت زودتر میره
15:04ما هم بریم دنبال ایلیز
15:05آره خوب همینطورم شده
15:07اما حالیت روحشم خبردار نبود
15:09اومد به من تذکرده
15:10خبر نداشت؟
15:11نه
15:11حالیت از هیچی خبر نداشت
15:14پرسید چرا قبل از اینکه ایلیزو
15:15با خودتون بیاریم
15:16با من مشورت نکردین
15:17نتونستم بهش جواب بدم
15:18آخه این چه دروقیه که شما سران کرده؟
15:19من دروق نگفتم
15:21پس حالیت داره دروق میگه آره؟
15:23شما که میخواستین نقشه بکشین
15:25چرا از من سو استفاده کردیم؟
15:27ما هیچ نقشه ای نکشیدیم
15:29پس یلیز کشیده
15:30و از هر دومون سو استفاده کرده
15:32همین
15:32یلیز هم چین کاری نمی کنه
15:36اگه اینطور بود
15:36حتما به من میگفت
15:37یلیز خیلی چیز رو به تو نمیگه زینب
15:40منظوری چیه علیه های؟
15:42یعنی ایلیز اونقدر هم که تو فکر میکنی ساده نیست
15:46الو
15:57باشه عشقم گفتم که میم
16:00خب و مدم دارم با بابام شام میخورم
16:03چی کار کنم
16:04باشه عزم یه ساعت دیگه اونجا
16:05باشه خدافز
16:09تو داری به چی نگاه میکنی؟
16:11همینطوری؟
16:12برو ماشینمو بیار
16:13گفتم ماشینو بیارن
16:21چی شده اتفاقی افتاده؟
16:22نه چیزی نشده بابام زنگزدگوی حال مامانم بده
16:25اول تو رو میرسونم بعد میرم پیش اونم
16:26ای بابا حالش خیلی بده؟
16:28نه نه نه گران نباش ماشینو ورده
16:29بفرمید
16:35شب خوش بازم تشیف بیارید
16:39نه
16:52امشبو مهمون منی
16:54نمیریم؟
17:04میریم عزیزم میریم
17:06بابرم نمیشه علیهان
17:14چطوری تونستی ندونست اونه پرسیده رجبم قضاوت کنی؟
17:18من از کجا بدونم خوهر تو مرا به بازی گرفته زینب؟
17:22ببین علیهان مراقب حرف زدنت باش خب؟
17:26زینب من نمیخوام نراحتت کنم
17:29اما بهتره حواست به چیزایی که گفتم باشه
17:31من که هنوز با ایلدیس حرف نزدم
17:33شاید برای اونم سوی تفاهم پیش اومده
17:35هیچ سوی تفاهمی در کار نیست
17:37همشب از هر دوی ما سوی استفاده کرد
17:38هایی علیهان طوری حرف میزنی
17:40اینگار ایلدیس کار خیلی بدی کرده
17:42ای بابا؟
17:43معلومه که کار بدی کرده
17:44ایلدیس اگه تا به امروز این همه دروغ کچیک سره هم نمی کرد
17:48این بله ها سرش نمی اومد
17:49دروغاش اینقدر بزرگ و بزرگ و بزرگتر شدن
17:52تا کار به اینجا کشید
17:53لطفا
17:54حرفمو پشت گوش نمداز
17:56چشماتو باز کن و خوهرتو خوب بشنست
17:59من خوهرم و بهتر از هر کسی میشنستم خوب؟
18:03اون اگه دروغ میگه و میشونه نقشه میکشه
18:04به خاطر اینه که مجبوره همه اینا تقصر حالیته
18:07اون اگه یه زر باسه زنش عرصش قائل میشد
18:09اجازه نمیداد کسی زنش رو تحقیر کنه
18:12هیچ کدوم از این اتفاقا نمی افته
18:13فهمیدی چی گفتن؟
18:14هیچ کس به زور ایلدیس ها مجبور به کاری نکرده
18:17همه یا اینا خواست خودشه
18:19فهمیدیم
18:19ما داریم راجع به چی بحث میکنیم
18:21علیان ایلدیس میخواسته بیا دونجام
18:23و چون حالیتون رو با خودش نبرده
18:25همراه ما آمده مگه چشکلی داریم
18:26ایلدیس به تو آسیب میرسونه
18:28منظور من اینه چرا متوجه نمیشی؟
18:31ببخشیدم و چه آسیبی به من میرسونه؟
18:33میبینی که به خاطر اون دوامون شده
18:34این کافی نیست؟
18:38خادم میمونه چی بگه؟
18:47کیه این وقت شب؟
19:07زینه به عزیزم میخواستی کی باشه؟
19:09جونم زینه
19:10هیلدیس تو برای چی به من دروخ گفتی ها؟
19:12آره آره رسیدم الان خونه هم عزیزم
19:15چون حالت پیشتی نمیتونی حرف بزنی آره؟
19:17زندگی تو شده سحنه نمایش
19:19باشه عزیزم فردا میبینم
19:21من و علیحان به خاطر تو افتادیم به جون همدیگه
19:24آکه اینطور چشمت روشن عزیزم
19:26باشه پس فردا میدین بیرون صحبت میکنی میبوسمت
19:29چی میگفت؟
19:31هیچی میخواست بدون رسیدم خونه یا نه
19:33نکه پام هنوز کامل خوب نشده
19:35واسه همین
19:36آقای کایا خیلی تاریف تو کرده
19:47میگفت دانشکا قبول شدی اما انصراف دادی
19:49بله متاسفانه همینطور مشکل مالی داشتم
19:52آقا کایا لطف کردن اگه اشون نبودم من الان اینجا نبودم
19:55شنیدم شب و روز کار میکنی درسته؟
19:57بله درسته
19:58خب با این حساب میتونی درسم بخونی؟
20:00یعنی میتونی از احتیاماشون بردی؟
20:02نگران نباشو دستاد من برامی کاری ما با توجه به کلاس هم تنظیم
20:05باشه پاس من یه بردامه یه درسی بارات آماده میکنم
20:07بعد از ظهر میایی سر کلاس
20:09امتحانات هم به موقع میدی باشه؟
20:10باشه چشم استاد
20:11آفارین بهت بسرم
20:13من دیگه بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم
20:16میبینم اتی؟
20:18ممنون روی تحساب باسه
20:19خیلی ممنون
20:20ممنون استاد شما لطف دارید
20:22سلام
20:28سلام
20:34مثل این که ما همدیگر رو میشونم
20:37آره ازیروز جلی در کافه همدیگر رو دیدیم
20:39اینجا درس میخونیم
20:40من همه ورودی جدید هم
20:41من با فکر کنم تا ترمه بالا باشی
20:43خوبه
20:45خوبه
20:46یامور
20:49من مصامت نمیشم خسته نباشی
20:54میبینم ات
20:55میبینم ات
20:56استاد نمیشه من این بروز برم
21:00نه خیر نمیشه بریم
21:02خواهش میکنم استاد
21:03یامور کار دارم بعدا بیا
21:05ممنون
21:16دستتون درد نکنه
21:19دوبله شده در
21:21سیدیو جم
21:23گفتم پیشه علیهان نمیتونم راحت صحبت کنم
21:26واسه همین خواستم دیمونجا
21:27چرا؟ اگه علیهان بود تا رو دیگه این میخواستی حرف بزنیم
21:30نه چرا اینطوری میگی زینم
21:31خیلی خوبیلیس هرچی میخوایی بگی و بگو میشنفم
21:35شما عشتی کردی؟
21:37نه خیراشتی نکردی مابجیجون
21:39صحبی بدون اینکه حرفی به من بزنه گازش رفتم
21:41نه نیمیتونم
21:42ماخه شما چرا اینقدر قضیه را گندرش میکنی؟
21:44من فقط یه دروغ کچیک گفتم
21:45اما اون دروغ کچولوی تو مره انداخت بجونه هم دیگه
21:47تو که میخواستی به حالید دروغ بگی
21:50حتی اقل به من راستش رو میگفتی آخه ایلیس
21:52اگه بهت میگفتم حالید نمیخواد پیشش باشم
21:54بذار من با هاتون بیام
21:56تو قبول میکردی؟
21:57قبول نمیکردی
21:58محلومه که قبول نمیکردم
21:59منم واسه همین بهت نگفتم
22:01ببینی نیلیس دیگه واقعا داری کفر منو در میریم
22:05آخه چیزی نشده که تو اینقدر سبانی میشی
22:07من فقط میخوای زندگی منرجات بدم خواهرم
22:09اینطوری میخوای زندگی مشترکی تو نرجات بدی؟
22:12همه متوجه کلک هایی که تو سوار میکنی هستن
22:15حالا اگه بلد بودی بازی یه چیزی
22:17دوست دارم چیزایی که بلدم و برات بشمارم
22:20اما بیخیاد کار به جایی باریک میکش
22:22یلیس تو بچه این که منو آروم کنی
22:23چیزایی میگی که بیشتر حصبانی میکنی
22:25باشه حصبانی نشد
22:28خب میگه چی کار کنم
22:29حالا که رابطم با حالیت اینطوری
22:31یه مهمونی نرم که یه نفر دیگه مخشو بزنه
22:33آبجی جون
22:34اگه حالیت واقعا دوست دشته باشه
22:36و نخواد از دستت بده
22:37هیچ کسی نمیتونه مخشو بزنه
22:39عزیزم این رفتاره تو بیشتر زننده است
22:41به زور که نمیشه کسی رو نگه داشت
22:43زینب حالیت منو دوست داره
22:45الان فقط حصبانیه که اونم میگذره
22:47ببین هیلیس
22:51خواهشن دیگه منو علیهانو قاطی این کارات نکن باشه
22:54باشه زینب دیگه همچین کاری نمی کنم
22:56اگرم میخوای میتونم برم با علیهانو
22:58نه نه نه نه این کارو نکنی
22:59من خودم با شرف میزنم
23:01امروز هم بگذره حصبانی یتش برطرف میشه
23:03سم از دستم حصبانی نباش دیگه خواهش میکنم
23:05من دیگه واقعا نمیدونم باید با تو چی کار کنم
23:10بیر چی بخوری؟
23:12اخماتو باز کن دیگه زینب
23:14خیلی بیمستی
23:15تا تا
23:20او خانم خانما
23:22اومدم ببرمت زنگ تفریح
23:25خوش اومدی هاره چطوره؟
23:26خوبم سرت خیلی شروقه؟
23:28چون دیشب من رو تو خونه تنها گذاشتی
23:30عذاب وجدان گرفتی؟
23:31مره تقلیبا
23:32یه خود کار دارم
23:34یه نیم ساعتی طول میکشه
23:35تا تموم شه
23:36همینجا منتظری میمونی؟
23:37باشه حتما
23:38یا میخوایی برو تراس
23:39اونجا خیلی قشنگه
23:40یه چیزی بخور تو من روی
23:41تو نگرانه من نباش
23:42من حسلم سر نمیره
23:44پس تا نیم ساعت دیگه پایین میبینم
23:46باشه میبینم
23:46بره
23:47موسیقی
24:17آقا حالید
24:19این برگاه رو باید امسا کنید خوربان
24:21بیا
24:22این دیگه چیه؟
24:30رحص ساعت سبیه به آدرسی که اینجا نوشته شده
24:34پشیمو نمیشی
24:35بفرمایید
24:42بیا تو پسرم
24:47بیا
24:47مثل این که دیروز بازی اتفاقایی افتاده
24:53بله متاسفانه این مشکلی پیش من قرار شد
24:55از این بباد پرونده هایی در خانمو من تحویل ندارم
24:57پس خدا رو شک به خیلی گذاشته
24:59شما به خاطر این موضوع گفتید بیام؟
25:03متوجه نشدم
25:05نامه
25:07من مثل که اشتباه متوجه شده
25:10ببین پسرم
25:11دیروز کایا بهت تذکر داده
25:14منم تذکر میدم
25:15مراقب رفتار و گفتارت باش
25:18وگرنه نمیتونیم اینجا نگهت داریم
25:22درست میتوارمایید
25:23من به آقا کایام قول دادم
25:24خوبه
25:25خسته نباشی
25:27ممنون
25:37اینم از روز دوم
25:49دیروز اینجا بودی امروزم اومدی
25:52مثل این که خیلی دلتنگه برادرتی
25:55خیلی
26:02بذار حدس بزنم
26:05اگه انقدر زیاد میایی اینجا پس
26:07یعنی میخوایی قبل از رفتنت
26:10بیشتر با برادرت باشیم
26:11این در
26:14عاشق این جوکای قدیمی
26:16و بیمزدت هم
26:18درسته تاریخ مصرفشون گذشته
26:21اما اشکلی نداریم
26:23زمنه هم بذار حس کنشکافیتو برطرف کنم
26:25موندنی هم
26:27پس لابود از این به بعد
26:31میخوایی اینجا رو پاتاق خودت کنی
26:32به هر حال کار و زندگیی که نداری
26:35مگه نه
26:36میشه گفت فیلن دارم استراحت میکنم
26:39آره استراحت کن استراحت کن
26:41هنوز خیلی جوونی راه درازی در پیش داری
26:44شاید به مرور زمان بتونی
26:47مثل من زن موفقی بشی
26:48خدا رو چه دیدی
26:49واقعا خیلی بامزهی خوشم اومد
26:55من دوست دارم آدمهی که منو میخندونن
26:57همیشه دورو برم باشن
26:59پس هر وقت دلتنگ شدی
27:01به من سر بزن اوکی؟
27:04بابای عزیزم
27:05این در
27:07بله
27:08من خوشم نمید میسه تو حرفمو بپیچونم
27:11برای همین روک و راست با طرف میزنم
27:13اگه هنوزم رویای دشتن برادرم
27:15تو سرطه بهتر بیخیال این خیال پرد زید بشی
27:18واقعا آفرین داری شاییکا
27:22این همه راه رفتی تا سویس
27:25محفظ شدی با یه اسیل زاده بزرگ ازدواج کنی
27:29اما قدره نو خودم تو زندگیت پیشرفت نکردی
27:32هنوزم سر خونه اولیت
27:35بزرگتر این لطفی که یادم میتونه در حق خودش بکنه
27:40اینه که برای حقیقی شدن رویاهاش
27:42بی این و اون متکی نباشه
27:44این در اینو هیچ وقت یادت نره
27:46من سرم شلوختر از این حرف است شاییکا
27:51اوکی؟
27:52بابای عزیزم
27:53چابله
27:56علی هاین
28:13علی هاین
28:17اگه نمی اومدی خودم می اومدم
28:25می دونم
28:25بی بشین
28:27مذرقت می خوام علی هاین
28:33می دونم
28:35اصابانیت کردم
28:36رفتارم خیلی زشت بود
28:38می دونم تو بی گناهی نگران نباش
28:41یعنی از دستم اصابانی نیستی؟
28:44نه نیستم
28:46از دستی ایلدیس چی؟
28:47از دست اونم اصابانی نیستم
28:49ممنون که درک می کنی
28:51پس حالا می تونیم قوانین خونمونو بنویسیم دیگه نه؟
28:59باشه بیا بنویسیم
29:01از این به بعد حق نداریم به خاطر دیگران دوا کنیم
29:04باشه
29:04نه خوهرم نه حالیت و نه هیچ کسی دیگه باشه
29:07باشه قبوله
29:08خوبه
29:10بیا بخلا
29:14بیا
29:23آقا حالیت این رو باید امزا کنید
29:29اینم از این
29:37لطفا جسارت منو ببخشید
29:40ولی اینو برای شما خریدم
29:42این چیه؟
29:43اون روز که رواتتون لک شده بود
29:45من خواستم تمیزش کنم
29:46همون نتونستم
29:47واسه همین یک روات جدید شبیه همون براتون خریدم
29:50لوزومی نداشم چیکاری بکنی؟
29:51آره اما رنگش خیلی به شما میومد
29:53واسه همین از همون رنگ خریدم
29:55خیلی ممنون لطف کردی
30:01خواهیش میکنم آقا حالیت
30:03حالیت
30:08ایلیس
30:08اگه اجازه بدین من میرم
30:14امیدوارم به شادی استفاده کنی
30:16بازم ازت ممنونم
30:17خوش اومدید
30:20نشیدنی میل دارین؟
30:21نه خیلی میل ندارم
30:22این کی؟
30:27منشیمه
30:28همونی که دیشب بهت زنین زده بود؟
30:30آره
30:30برای چه اومدی اینجا؟
30:33این چیه؟
30:35یلیس اومدی اینجا من رو سینجیم کنی؟
30:37این عداعت ها چیه؟
30:39برات کادو هم خریده؟
30:40آروم باش
30:40درست دیشتر نیست اینجا کار میکنه
30:42رفته کادو خریده تو هم قبول کردی؟
30:44بس کن یلیس
30:45دیگه داری رو عصامم راه میریا
30:48من همچین آدم هایی را خوب میشنسم
30:52حق نداری راجع به هیچ کدوم از کارمندوی من نظر بدی؟
30:56این یک
30:56دوام این که اگه اومدی منو ببینی
30:58بی سر و صدا اینجا بشین
31:00قهوتو بخورو برو
31:01انتظار داریش چی کار کنم؟
31:03خوشحل باشم که برای شوهرم کادو خریده؟
31:05یلیس
31:05کراوات هم کسیف شده بود
31:07خواست تمیزش کنه نتونسته
31:09واسه همین رفته یکی دیگرش رو برام خریده
31:11چه مهربون
31:12خوب داسته نیسر هم کرده
31:13بسته دیگه
31:15تمومش کن
31:16اگه میخوای کشش بدی برو لطفا
31:18اینمه کار ایخته رو سرم
31:20وقت ندارم لیلی به لالای تو بذارم
31:23عرف فالش نمیشه
31:26بی سبران منتظر روزی هم که بریم ماه احسل
31:33منم همینطور
31:34تا وقتی اینجاییم همش یه اتفاقی میافته
31:37اشکالی نداره دیگه چیزی نمونده
31:41فقط کاش بتونم زودی خونه رو اوکیش کنم
31:43امیر احساسیه رو نمیخواد
31:46یه دهتی تو محلمونی کلسوم خانومی بود
31:48میخوام احساسیه رو بدم به اون
31:49باشه
31:50پس من مسیرمون رو مشخص میکنم باشه
31:54آره مشخص کنم
31:55میخوای من رو کجا ببریم
31:56به این زودی ها که لو نمیدم
31:58وقتی رفتیم خودت میبینی
32:00باشه بریم ببینیم
32:02ای با بچه ها اینجایی؟
32:05خوهر
32:06بیا خوهرجون بیا اینجایی
32:10چه عجب از این طرف ها خوش اومدیم
32:14ممنون حالت چطوره؟
32:15خوبم سلامت بشیم
32:16خوش اومدیم
32:18خیلی ممنون
32:20چی شده؟ حالت خوبه؟
32:25آره خوبم اومدم یه قهوه بخورم و برم
32:27من باید برم شرکت
32:29نمیتونم زیاد پیشتون بشه
32:30باشه تو برو من و زینب صحبت میکنی
32:33باشه پس من تنها تو میذارم
32:34باشه
32:36قهوتون چطور باشه؟
32:47ساده؟
32:48باشه الان برمیگم
32:49باشه
32:49سلام یلدیس خانم جون
32:56سلام طولین خانم جون
32:57چی شده؟ ناراحت به نظر می آین؟
33:00این دختره که به جایی آسمین اومده رو از کجا پیدا کردیم؟
33:02سیودارو؟
33:03آره
33:03اصلا ازش خوشم نایمده برا زنده این شرکت هم نیست
33:06چی شده اگه اشتباهی کرده به من بگید؟
33:07خیلی بی هیو و دریده است
33:09که این دختره رو استخدام کرده؟
33:11من استخدامش کرده
33:12شما؟
33:13آره
33:13چند نفری درخواست همکاری داده بودن که با همش رو مساهبه کردم
33:17بهترینشون استخدام کرده
33:19بهترینش همین بود؟
33:22یلدیس خانم جون شما زیادی حساس شدید
33:24سبده سابقه یه کاری طولانیی داره
33:26صاحب کاراش هم تعییدش کردم
33:28از لابد من اشتباه میکنم
33:30احتمالا
33:31به هر حال حواظتون بهش باشه
33:34من توی این شرکت به هیچ کسی اعتماد نمید
33:36خیالتون راحت باشه
33:38روز خوش
33:39زهرین خانم
33:49مثل این که شما میخواید چیز دیگه ای به من بگید
33:52آره
33:53اما نمیدونم چطور باید بگم
33:56خواهش میکنم راحت باشین بفرمایین
33:57من اومدم اینجا که
33:59یه تفهمی رو برطرف کنم
34:01چه سوی تفهمی
34:04من روز عروسیتون
34:06یه سنجخ سینه یه اتیقه بهت دادم
34:09که یادگار مادرم بود
34:10درسته
34:11من اونو بهت دادم که همون روز بزنیش به سیند
34:15اما فکر کنم چون ازش خوشت نایمده
34:16این کار را نکرد
34:17آه نه این چه حرفیه
34:19آخه اون روز همه چی خیلی درهم برهم بود
34:22من خیلی شکر شده بودم
34:23نمیدونستم باید چی کار کنم
34:24باور کنین هیچ غصه عرضی در کار نبود
34:26بگذارین به هر حال من دوست داشتم همون روز بزنیش به سیند
34:29اما موضوع ما الان این نیست
34:32اون سنجخ سینه یادگار خانوادگی مونه
34:35به مادرم هم از مادر بزرگش رسیده
34:38اما چون فکر میکنم تو خیلی ازش خوشت نایمده
34:41میخوام خواهش کنم پسش بدی تو من برای عروسی لیله نگهش دارم
34:45البته من به جش یه چیز دیگه برات بخورم
34:48نه نه لیزم نیست چیز دیگه ای برام بخورم
34:50نه عزیزم عروسی که بدون کادو نمیشه
34:53من به همین قیمت یه چیز دیگه برات میخورم
34:56میرم براتون بیارم ایش
34:57نه نه اجله که نداریم من فقط خواستم در جریان بشید
35:00نه من میخوام همین الان بهتون پسش بدم
35:18از این به بد حق نداریم به خاطر دیگران با هم دوا کنیم
35:26نه خوهرم نه حالیت و نه هیچ کسا دیگه باشه
35:29نه باید این موضوع به علیهان بگم
35:48بفرمایی
35:50امیدوارم از دستم دلخور نشاده باشی زینم
35:53نه من کاملا متوجه منظورتون شدم
35:57ببین من فقط
35:59شما فقط
36:00یادگار خانوادگیتون و برازنده یادمی مثل من ندونستین همین
36:05نه اینطور نیست
36:06همش به خاطر لیله هست
36:08خودتو بذار جای من
36:09شاید تو هم در آینده دختردار بشید
36:11قذرین خانم حق با شماست
36:13من شما رو درک میکنم
36:15فقط این کاش از همون اولشونو به من نمیدادین
36:19چون همینطور که مشخصه
36:21نظرتون بعدن عوض شده
36:23نه عزیزم نظرم عوض نشده
36:25گفتم که اینو داده بودم بهت که تو عروسی بزنی به سینت
36:28زرین خانم من به خاطر پول و اینجور چیزا
36:31با علیهان ازدواج نکردم
36:32شما اینو بهتر از هر کسی میدونید
36:35و چون اینو خوب میدونید
36:37تحامی که تو شرکت دارید و به من امانت دادین
36:39درست نمیگم؟
36:41بله درسته
36:42اما به هر حال
36:43هر چقدر هم دوستم داشته باشید و به این اعتماد داشته باشید
36:47من خوهر ایلدیزم
36:49و این مشکلیه که بین من و شماست
36:51که هیچ وقتم حل نخواهد شد
36:53من تو رو هیچ وقت با ایلدیز مقایسه نمی کنم
36:56سوی تفاهم نشه
36:57کسی که شما منو باش مقایسه نمی کنید خوهر منه
37:00بهتر بیشتر از این صحبت نکنیم
37:05چون دیگه داریم دل همدیگر رو میشکنیم زرین خانم
37:08زمنان لزومی نداره برای من حدیه بخرید
37:12من همچنین انتظاری ندارم و قبول نمی کنم
37:15من دیگه برم
37:18به سلامت
37:35سلام
37:58خوشم اومد آدم دقیقی هستی اید بشین لطفا
38:01من شما رو تو شرکت دیدم
38:05میدونم
38:06اسمم شاهیک هست
38:09بشین
38:10خوب چرا میخوایید با من صحبت کنیم؟
38:22برای این که تو رو بیشتر بشنسم
38:27چی میخوایید؟
38:34اید نه ترس ما با هم تو یه تیمیم
38:38منظورتون چیه؟
38:41خوب اگه با من رو راست باشی میتونم کمکت کنم
38:45من میدونم تو یه پادایی معمولی نیستی
38:47از من دلیلی داره که اومدی تو اون شرکت درسته؟
38:52من دقیقا متوجه منظور شما نمیشم
38:55باشه
38:58مثل این که بی این راحتی ها اعتماد نمی کنیم
39:02پس بذار برام سر اصل مثلا
39:05من میدونم که تو یه مشکلی با اندر داری
39:08من با هیچ کس مشکل ندارم
39:20اما اگه داشته باشی به نف منه
39:25حالا بگو ببینم دنبالی چی هستی تا بتونم کمکت کنم
39:30اما خیلی چرا؟
39:32تو در موقعیتی نیستی که بتونی از من سوال کنی
39:35هرچقدم آقل باشی خشمت از عقل جلو زده
39:38یه اشتباهی کچی کردی و منم اونو دیدم
39:41حالا تعریف کن
39:43فیلن که داری خوب پیش میری
39:51میبینم تونستی توجهش رو جرب کنی
39:53فقط
39:54مبادا که حرفایی منو پشت گوش بندازی
39:57و سر خود کاری انجام بدی
39:59باشه؟
40:01برادرم جانر دست موزدتو نقدن بهت پرداخت میکنه
40:04هر وقتم کارت تموم شد
40:06بی سر و صدق بیب میشی
40:08اوکی؟
40:09نگرا نباشی دندر خانوم
40:11یه لس خانوم از همون روز اول از من خوشش نمید
40:14خب تحجوبی هم نداره
40:17معلومه که خوشش نمیاد
40:18چون خودش هم دقیقا همینطوری وارد زندگیمون شده
40:21بعدش هم که مادرم مرد
40:31مجبور شدم کارو بهتری پیده کنم
40:32تا بتونم به دهیامونو پسته
40:33این دروقا برای آدم باهوشی مثل تو
40:35زیادی پیش و پا افتده است
40:37اینجوری به درد من نمیخوریم
40:38باید رود کار کنم
40:40به هر حال من واقعیت رو گفتم
40:44این اون حقیقتی نیست که من میخوام بشنوم
40:46برای چی اومدی تو این شرکت
40:49جواب این سالم رو بده
40:50برای این که چیزی رو پیدا کنی
40:54برای این که چیزی رو پیدا کنی
40:56یا برای این که کسی رو پیدا کنی
40:58اومدم مادرم رو پیدا کنم
41:10و فکر میکنی این در مادرته
41:19بله
41:21با هم دیگه کارای خیلی بزرگی خواهیم کرد اید
41:31باشه من همه چی گفتم حالا نوبت شماست شما دنبال چی هستید
41:42باشه
41:44حالا که تو راز تو به من گفتی
41:46منم رازم و بهت میگم
41:48منم مثل تو با یه نقشه قبلی اومدم اینجا
41:50اما نقشه من خیلی بزرگتره
41:53و اگه با من رو راست باشی
41:57با هم همکاری میکنیم
41:59همه یه چیزایی که دیدیم مال ما میشه
42:02همه چیز
42:29پس با من
42:29در ارتباط باشه عزیزم
42:32چشم اندر خانم
42:33بابای عزیزم
42:34تابجی
42:40ما داریم چی کار میکنیم
42:42به نظر تو داریم چی کار میکنیم عزیزم
42:44منم دارم همینوی پرسم
42:45تابجی داریم چی کار میکنیم
42:47تو که این دختر را عجیر کردیم
42:48من عجیرش نکردم
42:49چون دیدم سر گوشش میجام بخریدمش
42:52خب این منطقی تره
42:54اما آخه فکر میکنی حالیت به این دختر رو میده
42:56یعنی یلیزو ویل میکنه
42:57آشق این دختر رو بشه
42:58به نظر من داریم پولمونو میریزیم تو جوب
43:00معلومه که به این رو نمیده
43:02مگه من احمقم
43:04پس این دختر رو میخواییم چی کار
43:06میخواییم حالیت و یلیزو
43:09از همدیگه جدا کنیم
43:11وقتی میگم برای همیشه
43:13از دستش خلاص میشیم
43:15یعنی برای همیشه
43:16من که نمیفهمم تو چی میدی آبجی
43:18آخه من این دختر رو عجیر نکردم
43:22که مخ حالیتو بزنیم
43:23تس بس چی عجیریت کردی؟
43:25واسه این که حالیت خیال کنه
43:26یلیزو نعجیر کرده
43:28یعنی؟
43:29یعنی
43:29دستان یلیز همونطوری که شروع شد
43:33همون شکلیم تموم میشه عزیزم
43:35از همون راهی که اومده
43:38برمیگرده
43:39برمیگرده
Be the first to comment