- 2 weeks ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00PYM JBZ
00:30PYM JBZ
01:00میخواستم تنهایی بچم رو بزرگ کنم
01:02زندگی ها رو میداشته باشم
01:04از همیه این آدم ها دور باشم
01:06چی شد که نظرتون عوض شد
01:09نمیخواستم به آیسل بگم
01:16کی منو قاله کرد که برگردم به مخونه
01:18اما خوبه که با حرفش برگشتم
01:21اگه بر نمیگشتم
01:22الان اینجا نمودم
01:24خدا میدونه دوباره چی جا کذاشتیم
01:32از دیدنم جا خوردی؟
01:49دیوونه بازی در نیار
02:06نه ترس روح نیستم
02:13هندر
02:16تو زنده ای؟
02:20آره زنده
02:21باور نمی کنی دست بزن
02:26حالا پدرش کیه؟
02:37حالیت
02:39خوبه خدا رو شکر
02:42میترسیدم بگی از شیرفروش محلتون باردار شدی
02:45خوشحال شدم
02:46خوشحال شدی؟
02:50تو از این که من بچه حالیتو باردار باشم
02:53خوشحال نمیشه که
02:54تو یه ها از کجا پیداد شد؟
02:58چرا اومدی اینجا؟
03:00همه چی رو برای تعریف میکنم
03:01اما باید حرفم رو گوش کنی
03:03ما داریم با زمان مسابقه میدیم
03:05یلیس
03:05من که نمیفهمم چی
03:12ببین
03:13حالیتو شاهیکا فرد و شب نام زد میکنن
03:18باید جلوشون رو بگیریم
03:20برای همین از جایی که توش خواهیم شده بودی اومدی بیرم
03:24من قایم نشده بودم
03:25حالم تازه داره خوب میشه
03:28مهم نیست
03:29گوش کن ببین چی میگم
03:31این یه بازی نیست
03:33اگه نخوای خودتو نشون بدی
03:35عقدت با حالیت باطل میشه
03:38شاهیکا هم به هدفی که داره میرسه
03:40من اجازه نمیدم ایرم زیر دست اون باشه
03:43پس تو میخوای من خودمو تو خطر بیندازم و بهت کمک کنم
03:49من بارها اینو بهت گفتم اما تو اصلا نمیخوای به فهمیگی لیز دارم میگم شاهیکا آدم خطرناکیه
03:55وجود ایرم و بچه ای که الان توشی کمه توه برای اون یه تحدیده
03:59پس اینو بفهم من فقط به فکر خودم نیستم
04:02من واسه این که به بچم آسیبی نرسه از اونجا فرار کردم و اینجا قایم شدم
04:06دیگه نمیتونم برگردم
04:07یه لیستو حالت خوبه؟
04:11میخوای بچه تو اینجا بزرگش کنی؟
04:13اونم وقتی که وارس یه امپراتوری بزرگه؟
04:17اگه بر نگردی
04:19تمام حق و حقوق بچهی که توشی کمه تو
04:22به اون شاهیکای خبیست میرسه همینو میخوای؟
04:25به من میگی برو خودتو نشون بده
04:27چرا تو خودتو نشون نمیدی؟
04:29چون نمیخوام پسرم منو تو این حال روز ببینه
04:35سب میکنم تا حالم یکم بهتر شد
04:38آدرس منو چطوری پیدا کردی؟
04:47حتی حالیتم نمیدونست
04:48امیر
04:49به فکره هیش کس نمیرسی دمیرو تقییب کنه
04:53اما من فهمیدم
04:54وقتی حالیت از خونه بیرونت کرد
04:56هیش کس نمیدونست تو پیش امیر مهمونی
04:59اما من میدونستم
05:00به خاطر تو منو از اون خونه بیرون کرد
05:03یه لیز داری منو دیوونه میکنی
05:05حالی تو رو به خاطر من بیرون نکرد
05:07به خاطر شاهیکا بیرونت کرد
05:09اینو توان مغز پوکت فرو کن
05:11ببین برای آخرین بار دارم بهت میکنم
05:16اگر آینده یه بچت برات مهمه
05:20مجبوری برگردی به اون خونه و مبارزه کنی
05:23میفهمی؟
05:23متوجهی؟
05:25وگرانا بد جوری پر شیمون میشیم
05:28تو رو خود و قصه نخواهیدین لیز خانم
05:43برحال شما الان بار دارید
05:45قم و قصه برای بچتون خوب نیست
05:47درست منو اینجا زندونی کردن
05:49اما ماه پشت عبر نمیمونه
05:50بلاخره همه میفهمن من چی کشیدم
05:52من با تو کار احمقانی بکنی داری لیز خانم
05:55حالا ببینم چطور میشه
05:57آآ
06:05ایت پیام داده
06:07فایلاتو برگردونده
06:08جدی میگی؟
06:09جدی میگی؟
06:10آره؟
06:11به بحچهش مدرت روشند دخترم
06:13برنور شایکایی تو استخدام کرده
06:15هر کاری ازش بر میاد
06:17آره من اولش به خودم میگفتم
06:19این پسر چرا همش پیشه ماست
06:21اما الان خوشحالم که پیشمونه
06:23خیلی خوشحالم بابا جمه
06:25مگه من آدم به درد نخور استخدام میکنم
06:27ایت واقعا آدم باهوشیه و خیلی مستعد پیش رفته
06:29با این اصاب خیلی زود از دانشگاه
06:31ایتونه فارق و تحصیل بشه
06:33آره آره واقعا پسر بابوشیه
06:37لیلا تو با ایت همدنشگاهی هستین مگه نه؟
06:39آره
06:43زهراجون حالا که مشکل برطرف شده
06:45میگم چطور فایله رو از اید بگیرم
06:47بفرستیم چند تا انتشاراتی
06:49تو هم فردو برو باشون صحبت کن نظره چیه؟
06:51بابا شما اجازه میدی دیگه
06:53آخه دفع آخری گفتی ببینم چطور میشه
06:55آخه دفع آخری گفتی ببینم چطور میشه
06:57چرا که نه دوخت دارم حالا که مشتاق چاکش دارم
06:59بایی خیلی ممنونم بابا جم
07:01از من نه از شایکا باید تشکر کنیم
07:03اسیز دلم خیلی ممنونم
07:07ببینم
07:09یعنی به این زودی میخونن ایش؟
07:11معلومه که میخونن این انتشاراتی خیلی بزرگ
07:13و پیش شفتن یه عالم کارمند دارن
07:15که این کارا انجام میدن
07:17آوردی از وقت اومدی زندگیم از این رو به اون شده
07:19خیلی خب دیگه حال همقدر لسام نکن برو بشین
07:21ولی آبجیم درست میگه
07:23از وقت تو اومدی آبجیم خیلی پیشرفت کرده
07:25میبینی که نویسنده شده
07:27آلی نویسنده شدم اما نوشته همو تو نمیتونی بخونی
07:31آی سر
07:33برای ما قهره بیارم
07:35چشم آقا
07:37باشه بیا ارم خونه است
07:47نه دکتر نمیره
07:49من یکی دو جا کار دارم شد خونه نباشم
07:51باشه میبینمت
07:53کی بود؟
07:55جانره میخواد یه سر بیاد اینجا که ارمو ببینه
07:59باشه بیاد
08:01اما چطوری میخواد از پدرت پنهان کنی؟
08:03چرا باید پنهان کنی؟
08:05نمیخواد جانر بیاد اینجا
08:07چرا؟
08:09یعنی به پدرت هم مربوط نمیشه
08:11دکترا اینجوری متوجه شدن
08:13اما ارم که دایش خیلی دوست داره
08:15حتما از دیدنش خوشحال میشه
08:17متاسفه اینجوری نیست
08:19او یا با دیدن جانر یاد مادرش میفته
08:21برای همین حالش بدتر میشه
08:23دکترا متوجه این موضوع شدن
08:25بعد رفتن جانر ارم همش گریه میکنه
08:27باوارم نمیشه
08:29از این موضوع خبر نداشتن
08:31خواهش میکنم به کسی نگو من این رو بهت گفتم
08:33پدرت نمیخواد کسی موضوع شدن
08:35باشه باشه من به کسی نمیگم خیالت راحت
08:37اما جواب جانر رو چی بده؟
08:39شمیدونم دست بسرش کن بگو خونه نیست رفته دکتر
08:41باگه مجبور نیستیم همین چیز رو براش توضیح بدیم
08:43برحال اولویت ما سلامتی ارمه
08:45باشه باشه من دکش میکنم
08:47باشه میکنم
08:49رستی عزیزم ایمیل رو فرز دادی
08:51آره آره منتظیری توان
08:53برو باشون صحبت کن
08:55رستی باید به یلیز تذکر بده
08:57چطور مگه؟
08:59چوری رفتار میکنه انگار اینجا خونه پدرشی؟
09:01نشسته تو اسکره به میوه خوردن
09:03میترسن فرد روزی مردم
09:05یه حربی بای سرمون در بیارن
09:07من باید تذکر بدم
09:09برحال
09:11آب روی پدری تو در خطره
09:13بهتره که تو بهش تذکر بدیم
09:15تا تو بری باهاش حرف بزنی
09:17منم یه بار دیگه به روحصای نشری زنگ بزنم
09:19که بیشتر تحویلت بکنم
09:21الان میرم با یلیز حرف میزنم
09:39یلیز؟
09:43تو اینجا چیکار میکنی؟
09:47داری میبینی که نشستم
09:49اشکالی داره؟
09:50اشکالی نداره
09:51اما دیگه نباید اینجا زندگی کنی
09:53متوجه هستی که
09:54من اینجا زندگی میکنم
09:55زهراجون چه زود فراموش کردی
09:57تو اتاق سرائی داریم
09:58تا حالا دیدی آیسل بشینه اینجا
10:00و مثل تو میوه بخوره و صفا کنه
10:02منظورت اینه که میتونم اینجا بمونم
10:04اما حق ندارم از اتاقم بیام بیام
10:06منظورم اینه که تو با ما تو یه لبل نیستی خب؟
10:08پاشو بارو تو اتاقت بشین پاشو
10:10افرین عزیزم پاشو پاشو
10:12من نمیفهمم تو چطور تونستی تو حیطه خودشناسی کتاب بنویسی؟
10:16به جای پیشرف همشتری پس رف میکنم؟
10:18میدونم حسودید میشه اما خب عزیزم کاری از دستت بر نمیاد
10:20فقط خواستم تذکر بدم که دعواتو نشده
10:22فقط خواستم تذکر بدم که دعواتو نشده
10:24خیلی ممنون
10:26هاند یه لیست راستی
10:28میدونستم که میخواستی کتابمو از بین ببری
10:30اما اصلا مهم نیست چون اید کتابمو برگردوند
10:32خدا رو شو
10:34چشمت روشن من کتابتو پاک نکردم
10:36نمیفهمی که
10:38بگذاریم حالا اسم کتابت چی خانم نویسنه؟
10:40خودتو گل نزم
10:42معلومه خیلی بکرد
10:44آره شوهرش هم اینه که اگه پایینی نارهد نباشه
10:48اگه بالایی خوشحال نشد
10:50کتابت در مورد مسئله زنشونیه
10:52بیتر بیت
10:58این هرچه زودتر باید شوهر کنه
11:00مفضش خوف شده
11:02نمیفهمه چی میگه
11:04فعداد شم با یلدیس حرف زدم فرستدم اش رفت
11:08آفریم
11:10خوب دیگه من برم
11:12آره استی بی زحمت میشو
11:14ادرس انتشاراتی ها رو برم بفرستی
11:16باشه حتما
11:20واقعا میخوای بدهی کتابشو چاپ کنم
11:22تیوونه شدی تو؟ آقه کتاب این بچه درده میخوره
11:25دختره یه خنگ بیس سواد خدا میدونه چه دریوری نوشته
11:28حالا بذار امروز بره چند نفر جواب منفی بشنوه
11:31اون وقت میدونم باشه چه کار کنم
11:33استی لیلا رو چه کار کردی؟
11:35فیلن کاری نکردم
11:37سه روزه پیش فید سپردم
11:39یه فکرهای تو سرم هست خیالت راه
11:40یه خورده اجاله کن
11:41شایکا
11:42عزیزم
11:44آه من دارم بیرم
11:47حالتون چطور آقاالیت؟
11:48خوبم تو چطور این؟
11:49منم خوبم امروز قراره بایرین بریم پیاره نوی
11:51فکر خوبیه؟
11:53فقط خواهش میکنم حواست باشی که یه لیزو نبینه
11:55باشه چشم حواست هم هست نگران نباشید
11:57عشقم بذار بد رقعت کنم
11:59باشه
12:01یه لیز چیز نیاز نداری؟
12:11نه عزیزم ممنون به لطفت دارم تو اتاق سرای داری زندگی میکنم همین برام کافیه
12:16بذار بگم براتی یه دم نوش زده برام درست کنن
12:19برامتی کم سیادش
12:20منم براتی یه دم نوش زده یوبوسط درست میکنم
12:22حالیت؟
12:23میشه حرف بزنیم؟
12:24دوتایی
12:29باشه بیم
12:30باشه بیم
12:44خب میشنمم چی میخوای؟
12:47من چی میخوام؟
12:48یعنی تو واقع نمیبینی تو این خونه با من چطور رفتار میشه؟
12:51آخه درسته که یه زن حامله رو تو اتاق خبز کنی؟
12:53گردی تو چرا نمیخوای بفهمی؟
12:56اولویت من ایریمه
12:57و ایریم نمیخواد تو رو اینجا ببینه
12:59بنابراین
13:01برای اینکه ایریم در آرامش باشه
13:03و تو هم در آرامش بچه اتو به دانیا بیاری
13:05بهتره فیلن اونجا زندگی کنی
13:07یادت رفته وقتی تو رو دید چه واقعانش نشون دار؟
13:09تو ما این بچه ایم که تو شکم منه پسر تو ایادت رفته؟
13:12ببین
13:13تا وقتی تست گرفته نشه و نتیجه مشخص نشه من این حرفا رو باور نمی کنم
13:17بنابراین
13:19از من انتظار و محبت نداشت کنم
13:21بازماییش اومد و معلوم شد این بچه پسر تویه
13:23میخوای جوابش رو چی بدی؟
13:25چه توضیحی برای ظلمهی که در حق مادرش کردی داری؟
13:27اگر راجع به تو همه چی رو براش تعریب کنم به من حق میده؟
13:30مثلا چی ها؟
13:31دروغایی که گفتی، دستیسایی که چی دی؟
13:33یه حق قیب شدنت و حامل برگشتنت
13:35نراحت نشو هیلیز
13:37اما من دیگه دروغای تو رو ازبرم
13:39باش، ازبر دروغای شایی که رو گوش کنم
13:49یهلیز خانم، چیه؟
13:54چیه؟ آقا جانر با شما کار دارن
13:58الو
13:59یهلیز، بیا ساحل کارت دارم
14:02باشه اومدم
14:04بیا اینو بگیرش
14:09سابقه ی کاری که نداری، شماره ی ملیتم که ننوشتی، بنویس
14:34ببخشید من شماره ی ملیمو حفظ نیستم
14:40کارت ملیمم تو خونه جا گذاشتم
14:42بس بنویس بیارم
14:44باشه
14:48روز بخش
14:50هر دوشون قشنگن، نمیدونم کدوم یکی رو بخرم، نمیتونم انتخاب کنم
15:07تو سرقه ی شایکا رو برادی، خودت به سرقه ی اون یکیش رو انتخاب کن
15:09چشم آقا گایا
15:11ممنونم
15:13چشم آقا گایا
15:15ممنونم
15:19ممنونم
15:23ممنونم
15:49ممنونم
15:55ممنونم
15:57ببخشید خانوم
15:59قصد جسارت ندارم اما
16:01فکر میکنم این نباس خیلی به شما بیاد
16:03لطفاً امتوانش کنید
16:05ممنونم
16:07من همینجوری داشتم نگاش میکردم
16:09ممنونم
16:11من فقط نظرم رو گفتم، صوت تفاهم نشه
16:13اگه بخواین میتونم اتاق پروفا نشونتون بدم
16:15بفرماین لطفاً
16:17ممنونم
16:19باشه
16:21بازم ازتون ممنونم
16:23ممنونم
16:29بفرماین
16:31همون شکرم
16:33خواهش میکنم
16:37آقا براد
16:39میشه لحظه تشریف بیارین؟
16:41ممنونم
16:43ممنونم
16:45ممنونم
16:47ممنونم
16:49ممنونم
16:57خانم
17:01ممنونم
17:03چی شد؟ خوشش نمی اومد؟
17:11نه خیلی خانم لباس رو گذاشتن تو اتاق پروف رفت
17:13ای بابا
17:14باش پس بی زحمت اینو برام کدو کن
17:17باشه چشم
17:18من کجا لباس پروف کردن کجا؟
17:25اونمیون این همه گرفتاری
17:26جانر چلپیخ یابون پانزه هاجی اسمان
17:32سلام
17:42سلام خوش اومدیم
17:47خیلی ممنون
17:48بفرمایی لطفا
17:49خوب آقا فاروق تونستین کتابمو بخونین؟
17:56من که نه اما یکی از همکارانم تو دپارتمان مربوط خوندتش
18:00خیلی خوشحال شدم البته کتاب روانی براحتی میشه خوندش
18:03حالا که یک چفش میکنیم؟
18:05زهر خانم ما نمیتونیم کتابتون رو چاب کنیم
18:07یعنی نپسندیدین؟
18:10نه مسئله این نیست
18:11ما بیشتر تو حوضه عدبیات فعالیت میکنیم
18:14زمنان کتاب شما به یه ویراستاری اساسی احتیاج دیم
18:17مگه شما ویراستار نداریم؟
18:18متاسفانه برای کتاب شما ویراستار نداریم
18:20البته سوی تفاهم نشه ها
18:22فرصت این کار رو نداریم
18:25باشه مهم نیست
18:27خیلی ممنونم
18:28خواهش میکنم
18:30ببخشید یعنی هیچ انتشاراتی نیستش
18:33که کتاب حوضه ی خودشناسی رو
18:35به خواد چاب بکنه یعنی
18:37باور کنید من اطلاعی ندارم
18:39اما اینجا پر از انتشاراتیه
18:41میتونید پرسجو کنید
18:42خیلی خوب باشه بازم ممنونم
18:44خواهش میکنم
18:45زیمیت خیلی چسبید
18:49نوشه جونت
18:50خیلی نگرانت بودم
18:51آبجیم هم نگرانت
18:52اوزه خونه چطوره؟
18:53افتضا
18:53منو فرستدن اتاق سرائی داری؟
18:56یعنی چی؟
18:56با ایسل زندگی میکنم
18:58اه این حالیت واقعا رد داده
19:00آخه چطور تونستم چیم کنید؟
19:01همه تو خونه تحت تأثیر شایی کن
19:03آبجیم میگفته
19:04اما من باور نمی کردم
19:05پس درسته؟
19:06تک نمی کردم یه روز حرف یه این در رو تعیید کنم
19:08اما هرچی گفته درسته؟
19:09آد این بچه سالم و سلامت به دنیا بیاد
19:11من که چیزی دیگه این نمی خواه
19:13به امید خدا
19:14آه راستی اریم از دکتر برگشته؟
19:17کدوم دکتر؟
19:18زهرا گفت
19:19آه گفته رفته دکتر؟
19:21آره اولش گفت بیا
19:22بعدش گفت یادم نبود اریم رفته دکتر و از اینجور حرفا
19:25دروغ گفته اریم خونه است
19:27ای خدا بگم چی کارشون کنه
19:30نمی خوان من برم خواهر زادم و ببینم
19:32دندون رو جگر بذار ببین
19:34چه بلایی سر اون مارموز بیارم
19:35چه بلایی؟
19:37بهت میگم اما به کمکت احتیاج دارم
19:39چرای که نه تو جون بخواه کمکت میکنم
19:42ببین یه کاری میکنم تو کل استانبول انگوش نما بشن
19:45اوه اوه دلم برای آتیش بپا کردن
19:48و تنگ شده بود به خود آخه
19:49شخه
19:50گوش کن ببین چی میکن
19:52ببینم تو واقعا از این که نام زده تیگه زن حامله داره نراحت نیستی شاهیکا
20:00هی میخوام دخارت نکنم اما بازم نمیتونم
20:03اصلا نم نراحت نیستم برادر
20:04چرا باید باشم؟
20:05چرا من باید به خاطر یلدیز عذاب وجدم بگیرم؟
20:08وقتی حالیت به فکرش نیست من چرا باشم؟
20:10من که اصلا دختره رو نمیشنستم
20:11منم باورم نمیشه حالیت این همه بیاطفه باشه
20:14خواهش میکنم اینقدر برای یلدیز دل نسوزن
20:18یلدیز که به خاطر اشق و عاشقی به حالیت ازدوش نکرده
20:21حالیت برای اون عنوان یه پروژه رو داشته
20:23حالا هم که دیده کار باب میلش پیش نمیره
20:25دروغه که میگه ازش باردر
20:26منظورت از این حرفا چیه شاهی کامی؟
20:28خی بگی این بچه مور حالیت نیست؟
20:29همونطور که قبلنم بهت گفتم
20:31البته که نیست
20:32آخه دختر پولوستی مثل یلدیز
20:35اگه واقعا از حالیت باردر باشه
20:37به نظرت همینجوری میذاره میره؟
20:38اتفاقا سفت میچسبه بهش
20:40نمیدونم
20:41یلدیز برای من عزیزه
20:44فکر نمی کنم همچین کاری کرده باشه
20:46اگه به تو باشه که این درم برات عزیزه
20:50شاهی کام
20:52حرف از گذشته ها نزم
20:56خیلی خوب باشه نمیزنم
21:00البته چون خیلی دوستید دارم نمیزنم
21:02منم تو رو دوست دارم
21:05برای همین با این که ناروحتم کردی
21:07برات حدیه خریدم
21:08خیلی ممنونم چرا سحمت کشیدیم
21:16امین
21:23ای جونم
21:24یلدیز
21:25خوش اومدیم
21:28خدا شیکمو ببینیم
21:32آره به خدا میبینی چقدر بزرگ شده
21:34با جانر بیرون بودیم گفتم بیام کاییارو ببینم
21:37کار جدیدش هم بهش تبریم
21:38کار خوبی کردیم
21:40یلدیز میبینم که اومدی دوستای قدیمی تو ببینیم
21:44نامزد شوهرمم اومد
21:46احترامی که به ازدواج و کانون گرم خانواده میذاره
21:49باور نکردنی
21:51چه با نمکی تو
21:53برای همین آدم نمیتونه جدیت بگیره
21:57خصه نباشید
21:59بگذاریم حالا که این چشم سفید رفت
22:05یه سریعا به کاییان میزنم
22:06کجاست؟
22:07از همین پل آبور پایین
22:08انتای حیات سمت راست
22:10باشه
22:10جانر من واقعا به کمکت احتیاج دارم
22:12اما یادت نره
22:13اگران نباش
22:14بسبرش به من
22:15باشه
22:16منو ببینم
22:17ها
22:18فیلن هر کاری داری بذار کنار
22:20باید به دوستایی سابقه خوهرم زنگ
22:21بزنی با تلفون زود باش
22:22بوده بوده
22:23هجبا
22:23کایا
22:34اه
22:36ایلدیس
22:36خوش اومدی
22:41آره چطوره
22:42خیلی ممنونم
22:42دفتر جدیدت هم مبارک باشید
22:44مچکره
22:44اینجور مواقع میگن
22:46امیدوارم سارم به دنیا بیادی
22:48یه شید
22:48آره آره همینو میگن
22:49خیلی ممنون
22:50بشین لطفا
22:51اونجا نمیشینم
22:52اگه اونجا بشینم
22:53نمیتونم پاشم
22:54اینجا بهتره
22:56خب تعریف کن ببینم
22:58چیکارو میکنی
23:00خودت میدونی که
23:02یه مدت اینجا نبودم
23:03انرژیمو جمع کردم
23:04و دوباره برگشت
23:05کار خوبی کردی
23:06البته برگشتنم
23:08یه خورده عجیب غریب شد
23:09پیش تو هم شرمنده شدم
23:10اما
23:10بیشتر از این نتونستم
23:12جلوی خودمو بگیرم
23:13وگرنه من با شاهیکا
23:15هیچ مشکلی ندارم
23:16لازم نیست درباره
23:17این موضوع به من توضیح بدی
23:18یعنی تو از دستم دلخور نیست؟
23:20نه
23:21خوبه پس خوشحال شدم
23:23البته وقتی شنیدم
23:24کارتو عوض کردی
23:25فهمیدم که نظرت راجب
23:26رابطه ی حالی تو شاهیکا
23:28مصبت نیست
23:28کلن من دوست ندارم
23:29تو روابط آدم ها
23:30دخالت کنم
23:31آره خوب
23:32تو هم حق داری
23:33یه طرف خاخرته
23:34یه طرف هم رئیس سابقت
23:35یلدیس هر وقت
23:38به کمکم احتیاج داشتی
23:39بدون تعارف با انتماس بگیر
23:41خب؟
23:41ممنون
23:42لطف داری
23:42هر وقت بخوای میتونی بیایی اینجا
23:44میتونی بیایی دوستاتو ببینی
23:46در اینجا همیشه به روی تو بازه
23:48خداس هر اتفاقی که
23:50پینو تو با شاهیکا بیافته
23:51مطمئن باش برای من مهم نیست
23:53خیلی ممنون
23:54خوشحالم که در این مورد بیترمی
23:56رستش من نمیدونستم تو وکیلی
23:58از این بابت بیشتر خوشحال شدم
24:00چه تو مگه؟
24:01خدا رو چه دیدی؟
24:02اگه حالیت متینو داره
24:03شایدم گلدیس کاییارو داشته باشه
24:19زهر جان
24:20منتظر شنیدن خبره خوب بودم؟
24:22خوب خبره اصلا خوب نیست عزیزم
24:24شرا عزیزم مگه چی شده؟
24:26اون سجایی که گفتی و رفتم
24:27هر ستوشون جواب رد دادن
24:29یعنی کتاب در این حد افتیزاهه؟
24:33نه
24:34نگفتن افتیزاهه گفتن
24:36مناسب نیست
24:37خوب عدب و رایت کردن عزیزم
24:41حالا نمیخواد غصه بخوریم
24:44امتحان کردین نشد
24:45من میگردم برا چند تا نشریه خوب دیگه پیدا میکنم
24:48باشه بازم ممنون
24:50خوب دیگه شب میبینم ات
24:52میبینم ات گلم
24:54آخه اون کتاب مسخرهی تو رو کی میخواد بخونه؟
25:02هیلدیس
25:07جنسیت بچه موشخص شد؟
25:09داداشت مگه نمیبینی شکم شقدر گوندست
25:11معلومی که جنسیتشو میدونی؟
25:12ای بابا
25:14خب بعضی آدم ها دوست ندارن جنسیت بچهشونو بدونن
25:16تو این که دیگه اجباری نیست
25:18دلشون میخواد غافلگیر شد
25:20بعد از ازدواج با حالیت اونقدر غافلگیر شدم
25:22که دیگه نخستم در این مورد غافلگیر بشم
25:24در زمن این چیزی که تو میگی
25:26راجب زوجای عاشقه
25:28من و حالیت که حتی با هم حرفم نمیزنیم
25:30من این چیزی میگی یا
25:32تو کهی تونستی با حالیت دو کلمه حرف بزنیم
25:34حالا برای بچه اسم انتخاب کردی؟
25:36آره
25:38آره
25:40چی؟
25:42میخوام بگم حاضری؟
25:44حالیت جان
25:46چه؟
25:48حالیت جان؟
25:50آخه حالیت جان شد اسم؟
25:52انتظار داشتین چی باشه؟ بذارم مایکه
25:54نا اما نا که تو چندان از حالیت خوشده میاد برای همین ترجب کردیم
25:56فهمیدم قضیه چیه
25:58هدف اینه که همه بدونن باباگه
26:00بچه حالیته
26:02آره درسته
26:04با توجه به اینکه نمیشد اسم
26:06وارث این امپراتوری بزرگ و از اسمای ساده و معمولی بذارم
26:10خواستم یه اسم با مسما انتخاب کنم
26:12آره خوب اسم با مسما خوبه
26:14اسم با مسما بذار براش اما این اسم اینقدر
26:16با مسماست که من میترسم بچه این باباش با کچه هلوار بدانی بیا
26:18دیگه دیگه
26:20ما میریم بادکانک های حرف حالی جان رو بخریم
26:22دستم رو بگیم
26:24نرده
26:26اسم
26:28حالا خداحافظ
26:34اسم
26:38نشوگ
26:40اما این کارتون خیلی بی انصافیه
26:52آخه آدم مگه قفص رو می برده
26:53هر وقت بده تونو بدین قفص رو پس بگیریم
26:55آخه مگه ملک کتاب می خونن که کتاب بفروشیم و پول در بیاریم
26:58اینش دیگه به من مربوط نیست
26:59ببین تو رو خودا این خرموندم تو گل
27:02ببخشید
27:05بفرماید
27:06اینجا خانه یه انتشاراته؟
27:09بله با کی کار داریم
27:10اگه دنبال بابا می گردید اینجا نیست
27:12نه
27:13میشه چند لحظه وقتتونو بگیرم
27:16بیا
27:19بیا تو بیا
27:20شما هم اومدی دنبال طلبتون؟
27:26نه من از کسی طلب ندارم
27:28من یه کتاب نوشتم
27:30باشه
27:32بفرمید بشینید
27:35خب می شنبم
27:40کتابم تو وضعی خودشناسیه
27:44خوبه؟
27:45خوبه
27:46ببینید من میخوام کتابامو چاب کنم
27:48اما برای چاب کردنش
27:50بیس هزار لیر باید پرداخته
27:50بله؟
27:52میگم پول لازمه بیس هزار لیر میدی کتابتو چاب میکنی؟
27:54یعنی نمیخوین اول بخونی نش
27:57به من میخوره کتاب خون باشه
27:58هم نگام کن
27:59خب اگه کتاب نمیخونین
28:01چرا اینجا کار میکنین آقای محترم؟
28:04خب به خاطر اینکه شغل پدری میه
28:05حالا که اون باز نشسته شده من جاش اومدم
28:07فهمیدم فهمیدم
28:09بذاریم راستشو بگم
28:10دوشتم از اینجا رد میشدم
28:12یه دفعه کتابوی شما جلب توجه کرد
28:14برام با خودم گفتم این یه نشون
28:15از برای همین شباره انتخاب کردن
28:17پس معلومه در زمینه خودشناسی اساتید
28:20کتابای شما خوب بروش میره
28:22وای تو رو خود راست میگین
28:23ساعت در ساعت
28:24اما همون توی که گفتم باید پول پرداخت کنید
28:27من تو حاله ندیدم برای کتاب چاب کردن
28:29از نویسند پول بگیرن و بابر کنید
28:32چرا برای اولین کتاب میگیرن
28:33به هر حال چاب کتاب خرج داره
28:35اما اگه کتاب تو خوب بروش بره
28:37برای کتاب بعدیتون چیزی پرداخت نمی کنید
28:40آها من اینو نمی دونستم
28:42بگذر این حال پولش مهم نیست
28:43فقط با کارت اعتباری میشه پرداخت کرد
28:46آره چرا نشه
28:47اجازه بدید اول قرارداتو تنظیم کنم
28:49بعد پول رو پرداخت میکنید
28:51وای خیلی حیجان زده شدم
28:52ببخشید فقط چند تا چند تا چپ میشه
28:56هزار تا
28:57هزار تا
28:59هزار تا به نظرتون کم نیست
29:01خب باشه صد هزار تا به خاطر گل روی شما
29:03یعنی فکر میکنی صد هزار تا فروش بره
29:06اگه تا دونه آخرش فروش نره
29:09اسمم ما عوض میکنه
29:10یه لیسک اینجا نیست
29:26نه نه اینجا نیست
29:28تازه اگرم باشه نمیتونه بیاد پیش ایت
29:30یه پلیلیست از آنگایی که تو دوست داری درست کردم
29:37میخوای گوش بدی؟
29:39اهم
29:39معلومه که گوش میدی
29:42قبلنه همه شاهنگ گوش میدادی
29:43الان کمتر شده
29:45بیا بگی
29:47ببین
29:48همون لیستیه که گفتم
30:00داداشه
30:07چی گفتی؟
30:11چیزی نگفتم تو موزیکتو گوش کنم
30:13ببینم که هریم دوباره داره موزیک گوش میده
30:25هره؟
30:27پیشرفت خوبیه
30:29خوب
30:40از خودت چه خبر؟
30:44یعنی چی؟
30:45کلن
30:46تو که از صبح تا شب منو میبینی
30:49نفهمیدم منظورت از این سال چیه؟
30:52یعنی صحبت نکنیم؟
30:53سکت باشیم؟
30:54جرا صحبت کنیم منظورم این نبود
30:58ببخشید
31:07مشکلی پیش اومده؟
31:10نه جونم چه مشکلی؟
31:14میگم
31:17میایی بریم بیرون؟
31:19با کی؟
31:20من و تو
31:22که چی بشه؟
31:24که حرف بزنیم
31:26صف کن ببینم
31:29نه فهمیدم
31:30تو الان داری مخ منو میزنی؟
31:32نه بابا این چه حرفیه؟
31:34مخ زنی کجا بود؟
31:35من با تو بیرون نمیم فهمیدی؟
31:37تو دیگه زیادی پرو شدیه؟
31:40اگه یه بار دیگه مزایم من بشی
31:42به بابام میگم
31:43اسکل
31:47همینم کم بود که منو اسکل صدو بزنم
31:56من چطور مخوای این دختره رو بزنم؟
32:02چطوره؟ خوبه؟
32:05خوبه؟
32:07باید بادکنک های حروف حالی جان رو بخریم دونه دونه برشون دارم
32:10میگم؟
32:11نمیشه فقط جان بگیریم؟
32:13نه خیر نمیشه به چشم نمیاد
32:15نه به این خاطر گفتم که شاید پولمون نرسه
32:18تو که میخواستی چشم همه رو در ریکاش از شوهرت پول میگرفتی؟
32:22من میگم تو خونه محل سک به هم نمیزنن
32:24تو اتاق آیسل زندگی میکنم تو میگی از شوهرت پول بگیر؟
32:27آخه
32:28با چندرقاس پول که نمیشه مهمونی گره؟
32:31میشه میشه
32:32باش
32:33فقط
32:35ایلیس
32:37میگم اون شوهر موسیفیده بدچنست از من شاکی نشه؟
32:40نه ترس از تو شاکی نمیشه اون مشکلش با منه
32:43فقط حالا که همه پولمون رو برای ترزینات خرچ کردیم
32:46چطوری میوه و شیرنی بخریم
32:47میخواستی اسم بچه تو حالی جان نزاری میگی چی کار کنم
32:50اگه بگم آیسل چیزی درست کنه شایکا اجازه نمیده
32:53کاش مامانم اینجا بودی آلم خوراکی برامون درست میده
32:56آسما خانوم
32:57واقعا آشباز ماهرینیه
32:59بورکاش هفت نده
33:00آشباز ماهرتون هر روزی آلمه سرم قرمی زنه
33:03خودش اینجا نیست برای همین نگرانی
33:05بگذریم برگردیم سر موضوع اصلیم
33:07حال چی کار کنیم؟
33:08ایلیس
33:09یادت بورسا که بودیم تو عرصی ها چی میدادن
33:13کیک خوش با لیمونت
33:14اشرافی خوششون نمیاد بگه نه؟
33:17آفرین به تو گل گفتی
33:19باشه بریم کیک خوشگ و لیمونت سفارش بدیم
33:22فقط مراقب باشی و های اجان زده نشی
33:23بچهتو زودتر به دنیا بیاری
33:25نه نگران نباش من تا روزگار اینا رو سیاه نکنم
33:29بچهم رو به دنیا نمیارم
33:30برحال بعد این همه ماجر رو فقط من و جانه بادیم
33:32اگر اما پیشت نبودیم زنی میزدی 184 مشاوره سلامت
33:36بیمزه بگیر
33:37درست همونیه که میخواستم
33:40اینم بگیری تیگه همه چیز تک میدیم
33:43نه نه خودم میدارم
33:44خرابش میکنم
33:45بدش من
33:47بریم دیگه حسابی قاطی کرده
33:56یکم آهاین گوشتاد آرومتر شد
33:58خوبه
33:59بریم سر موضوع اصلی
34:02قضیه لیلا منتفیه
34:03منظور چه که منتفیه
34:04قبلن هم بهت گفتم من نمیتونم با این دختره ارتباط برقرار کنم
34:07از همدیگه خوشمون نمیاد
34:08خب یه کاری کن که بشه
34:09امتحان کردم نمیشه فکر میکنه از من سر تره
34:12چطوری امتحان کردی
34:14گفتم بریم بیرون
34:15چی کار کردی؟
34:17چه؟
34:18میخواستی چی کار کنم بگم بیا با هم بریم
34:20سفر دوتش کردم بریم بیرون
34:21این تو واقعا خیلی احباقی
34:24ببخشی دا این کار من کجاش احباقانه هست
34:27با حوشی
34:28همه از نصر اجتماعی زیفی
34:30من بهت میگم دختره رو تحتی تحصیل قرار بده آشغش کن
34:33و وقت دوتش میکنی بیرون
34:34خب میخواستی چی کار کنم
34:35ببین من نمیتونم حرفم رو بپیچونم
34:37من آدم رو راستیم
34:38گفتم بیا با هم بریم بیرون
34:39متاسفانه
34:40دختره آشغ پیسرهای سادی دل نمیشن
34:42نمیشن؟ چرا؟
34:44چون راحت به دست میان عزیزم
34:46دختره آشغ آدم های حقباز دروخگو میشن
34:49تو هم اینطوری هستی؟
34:51من اونقدر باهوش هستم که آشغ نشم
34:55آره؟
34:56چیه به چی فکر میکردی؟
35:01اول با یدی میخوایی بودن
35:03و فروتنی بودن تو درست کنم
35:05بعدش همه چی خود به خود درستی
35:07خاکی؟
35:09جانه
35:12میدونی داشتم به چی فکر میکردم؟
35:14به این که حتی کایا هم از این حالیت موسفید متنفر شده
35:17مگه نه؟
35:18درسته که به امون میگه دوستانه از هم جداشیم
35:21اما دروغه چرا؟
35:23چون
35:23که آدم درست کاریه
35:26غیره اینه آدم منصفیه
35:28راستش اینها رو نمیدونم
35:30اما در حق من و توی که پدری کرده
35:32اگه استخداممون نمیکرد از گوشنگی میموند
35:33ببخشید
35:34ببخشید آقا
35:35این منزل شما هست؟
35:38بله
35:38من دنبال جنرچلپی میگردم
35:42خودمم
35:43واقعا؟
35:44پس شان ساوردم
35:46من لیلی هستم
35:49لیلی؟
35:50کدوم لیلی؟
35:51هزار تا لیلی داریم؟
35:52درسته
35:54شما تو حالا من رو ندیدین
35:56برای همین من رو نمیشناسی
35:58من
35:59لیلی چلپی هستم
36:02خوهرتون
36:07چی؟
36:08کدوم خوهر؟
36:10چی میگی تو؟
36:11مگه اسم پدرتون محمود چلپی نیست؟
36:14هره؟
36:15پدرتون یعنی پدرمون
36:17بعد شمایه
36:19منظورت بده اینه که ما رو ترک کرده آره؟
36:22چیزه
36:23اومده ازمی رو با مادرم ازدواج کرده
36:26ببخشید
36:26یعنی
36:27شما
36:28واقعا؟
36:30خوهر برادر؟
36:32آره
36:33وای خدا فقط یه خوهر کم داشتم
36:37خودت سبر بده
36:38حالا چرا اومدی سراغ من؟
36:39نیدونم رابطتون با بابام خوب نیست
36:41اما من
36:41توی شرایط خیلی سختیم و
36:46هیچ کسم ندارم به هم کمک کنه
36:48برای همین گفتی بهتر برم سراغ برادری که تا حالا تو عمرم ندیدم
36:51اشاره؟
36:52به خدا گرفتارم
36:54خیلی خوب باشه
37:01بیا بریم تو حرف ببینیم
37:02بیا
37:02پس من یه خوهر دیگه هم دوستمونه میدونستم
37:14عجب شانسی داریم
37:16بفرما بشیم
37:18بفرما بفرما بشیم
37:25چیزی میلداری؟
37:27یه لیبان آب لطفه
37:28اگه بابام ما رو ویل نمی کرد و نمی رفت
37:39اون مرتکهی ظالم نمی تونست عذیت مو کنه
37:41پس تو این مدت داشته به تو می رسیده
37:43تو رو خدا اینجوری نگو
37:45تازه منم از وجود شما خبر نداشتم
37:48که اگرم داشتم بازم کاری ازم برنه می اومد
37:51بند خدا راست میگه
37:56تو سکت شد
37:57تو که نمی خواهی به خاطر چیزی که دست خودم نبوده
37:59از من متنفر بشی نه؟
38:04نه جونم چرا متنفر بشم؟
38:05من کاری که شده
38:07ببخشید من یه سآلی دارم
38:11تو جانه رو چطوری فیبه کردی؟
38:13غضیه چیه؟
38:14من وقتی اومدم استانبول خیلی آبارگی کشیدم
38:17می دونستم شما اوضایتون خوبه
38:19یه خورده تحقیق کردم
38:22شانسمم با هام یار شد
38:25به هر حال
38:26چون پدرمون یکیه
38:27می تونی حدس بزنی که چقدر سختی کشیدم
38:30روزای خیلی سختی رو گذاروندم
38:32ببین لیلی
38:34اوضای منم اونقدر که تو فکر میکنی خوب نیست
38:37راستی راجبه
38:41خوهرتم شنیدم
38:44خدا سبرت بده
38:46خیلی منم
38:48لطفاً بد برداشت نکن
38:55من از تو پول و پلایی نمیخوان
38:57من فقط فوراً به کار احتیاج دارم همین
39:01تو دور و بریاد زیادن
39:05خواهش میکنم کمکم کن
39:06به خدا بر جوری گرفتارم
39:08ببین لیلی
39:09منم دوست دارم بهت کمک کنم
39:11اما دور و بریاد من
39:13بعد ناپدید شدن خواهرم
39:14تموم شدن و رفتن
39:15نمیشه از کایا بپرسید؟
39:19خیل
39:20کایا کیه؟
39:22کایا رئیس ماست
39:24آدم خیلی خوب و خوشقلبیه
39:25تازه یه دفتر وکالت جدیدم افتتا کرده
39:29چون ما را استخدام کرده
39:30بگیم اینم استخدام کنمکی موشه
39:31دفتر وکالت؟
39:33منم دانش روی حقوق بودم خب
39:36یعنی چی؟
39:37آره من حقوق میخوندم
39:39اما مجبور شدم انصراف بدم
39:40الانم بر این که بتونم برگردم دانشگاه
39:43میخوام کار کنم
39:44شاید بتونم اونجا هم کاراموزی کنم
39:47نمیدونم توی دفتر وکالت جدید
39:49کاراموز لازم میشه یا نه
39:51اون شکل میکنم
39:52نمیشه باهاشون صحبت کنی
39:54باشه
40:02من معذرت میخوام
40:04نشنیده بگیر
40:06نمیخواستم اردیتت کنم
40:09خیلی ممنونم
40:10بگی بابا
40:14این چه طرز هفت زدنه برو دنبالش
40:16لیلی
40:17باشه
40:19فقدا بیا از آقا کایا بپرسی ببینیم چطور میشه
40:23جدی میگیم
40:25آره جدی میگم اما فیلن چیزی قطی نیسته
40:27فقط میپرسیم
40:28خیلی ممنونم
40:29واقعا ازت ممنونم
40:31حالا شماره میددش کن
40:32باشه
40:33بایدش بگیم
40:44بجیم
40:45بایدش بگنی esجترا
40:45قرد شکر
40:46ببینیم
40:46از بود جگه
40:46برای جدیم
40:47بایدش بگو کنید
40:47بایدش بگو کنید
40:48بایدش بگو کنید
40:49ب Gemeیانتر است
Comments