- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00چیدم و من همدونشکدهی بودیم
00:02واقعی
00:02خوشبخدم
00:03لیلی خانومم کارمنده منه
00:05چه خوب درست تو ادامه میدی؟
00:08نه متاسفانه نمیتونم ادامه بدم
00:10البته فیلن
00:11به خاطر یه مشکل شخصی مجبور شدم انصراف بدم
00:14امو حتما ندامه
00:14موفق باشید
00:15دوبله شده در
00:17داره میاد
00:19استاد داره میاد میخواستی کی باشه
00:23وای خدا کنه منو یادش نیاد
00:27الان آیشه اصدا میکنه آبرون میره
00:29استاد
00:30پروفاسر عزیزم هاره چطوره؟
00:34خوبم خبره رو شنیدم
00:36میگن دوباره برگشتی به دنیا گلدیترها؟
00:40جدن اینطوره میگم
00:41راستش استاد از زندگی معمولی خسته شده بودم
00:44اینطوری هارم بهتره
00:45چهره این خانوم زیبا خیلی برام آشناست
00:49این خانوم زیبا کارمنده جدید منه
00:52زمنان از شاگرده سابق تونه
00:54آره یادم اومد
00:58اهل ازمیره
00:59آیشه یلدریم
01:01حاله چطوره؟
01:03استاد
01:03دیگه داری پیر میشی یا؟
01:05اسمش لیلیه
01:06ایشون قبلن هم همینطوری بوده
01:10من و آیشه دوسته خیلی سمینی بودیم
01:12بچان همیشه با هم بودیم
01:14تو دانشگاه همه ما رو با هم اشتباه میگرفتن
01:16خوشحالم دوباره میبینم
01:18اتون حالتون چطوره؟
01:18خوبم دخترم
01:20لیلی به درایلی مجبور شد
01:22از دانشگاه انصطراف بده
01:23اما به زودی برمیکرده
01:25حتما درست تو تموم کن
01:27دنه این کارم میتونی درست بخونیم
01:29اگر دیدی یه نفع اجازه نمیده
01:31بیا پیش من
01:32من گوشش میفید رونم
01:34لیلی مهمونم
01:36نوشیدنی میر داری؟
01:37نه دخترم
01:38بذار من برات بیارم
01:40نه خودم میارم
01:41خیلی خوب باشه
01:42موسیقی
01:58موسیقی
01:59موسیقی
02:10که خیلی جن خیلی
02:12این دختریم که پیشش خیلی بهش میاد
02:14میدونی دختره کیه؟
02:16نه
02:17سانو
02:18فیلم با اجازتون
02:28ممنونم خوبم
02:33تو چطوری؟
02:34بیا اینجا ببینم
02:35همینه انام برمیگردم
02:35خیلی وقت ندیدم
02:36یکی از آشنا همو دیدم
02:37کجا میری؟
02:39موسیقی
03:09خدایی حالا چی کار کنم من؟
03:16لطفا بریم بشید تاش
03:22موسیقی
03:31بایی بخشکی شانس
03:33موسیقی
03:39موسیقی
03:41بابا جون
03:41راستی فردا
03:42اولین نسخه کتابم اراعه میشه
03:44که اینطور؟
03:44مبارک بشه؟
03:47آره ازمامو جسم کردم
03:48و بلاخره موفق شدم
03:49آخه دختر خلوچله من
03:52مگه تو عزمم داری که جزمش کنی ها؟
03:54یه گونی پول داریم تا کتابتو چاب کنن
03:56نگام کرد
03:59جای دیگه این حرفو نزنی
04:00و مسکرت میکنن
04:01عزیزم
04:03به هر حال مهم اینه که کتاب زهراجان چاب شده
04:06میشه فعلا به چیزای دیگه فکر نکنیم؟
04:07آره میشه فقط به کتاب من فکر کنی؟
04:10لیلا تو هم میشه فردا همراه من بیاد؟
04:15معلومه که میام عزیزم
04:17البته که من دوست داشتم هممون با هم بریم
04:20مثلا شایکا فردا کار داره
04:23منم کار دارم
04:24اید و ایری من بیان که یه حال هوایم عوض کرده باشم
04:29دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد
04:41چیدم جان؟ لیلا رو ندیدی؟
04:45نه که یا ندیدمش
04:46ممنونم
04:48خواهش میکنم
04:59ببخشیم بفرماییم
05:07یه خانم بالاباس زرد از اینجا بیرون ایمن
05:09بله چند دقیقه پیش یه خانم اومدم بیرون
05:11سوار تاکسی شدم
05:12سوار تاکسی شدم؟
05:14ممنونم
05:16خواهش میکنم
05:29بیا بیا
05:33یواش
05:34جانه
05:35آب جی میخوای منم باید بیا؟
05:36بیا کیفمو بگیر پیشت باشه
05:38جلوتر تو تاکسی منتظرم باش
05:40باید تنهایی با ایریم حرف بزنم برو
05:42هر طور میلید
05:43باشه
05:44خلا
05:59بفرمایی خانم
06:01در و باست کن
06:02میخوام پسرمو ببینم
06:03اندر خانم ببخشید
06:04آقای حالیت دستور دادن
06:05اجازه ندم شما برین داخل
06:07من به دستور کسی گوش نمیدم
06:09در و باست کن
06:10میخوام ایریمو ببینم
06:11اندر خانم
06:12کاهش بیکنم تشریف ببرید
06:14اوکی
06:17خودت خواستی حالیت
06:20حالیت
06:27آیییی صده این در هنوز تو گوشمه
06:30اینگار بیخه گوشم داره داد میزنه
06:32حالیت
06:33ایریم
06:34بیا بیرون
06:36سده که
06:38با سرکره این زرکر روانی پیدا شد
06:40این زن نمیذاره دو دقیقه آرامش دشته باشیم
06:42برو بابا من از پولیس نترسون
06:44ایریم
06:46آقا حالیت
06:46ایریم صده ها رو میشنم
06:48میترسم دوباره حالش بچ
06:49وای از درس این زن
06:50دختر رو برید پیش بردارتون
06:52هیچ کسی از اینجا بیرون نه
06:53چی شده؟
06:55اگه این دفعه بری بیرون
06:56این زن هر شب میخواد بیادی اینجا و آبر رو ریزی کنه
06:58ما که نمیتونیم خودمونو مسکه آلم کنیم
07:01اید برو بفرستش بریم
07:02باشی
07:03پسر جون
07:04پسر جون چی شده؟
07:05بهم بگو
07:06ایریم
07:07حالیت بیاییم بیرون
07:10ایریم
07:11حالیت چی شده؟
07:13تو بشین که که تو بخور
07:14بیاییم بیرون
07:16ایریم
07:17لطفا خانوم
07:17حالیت
07:18ایریمو بفرست بیاد
07:20خواهش میکنم
07:21ایریمو بفرست بیاد
07:22ایریم من بیرونم اینجا منتظرتم
07:24تو پسرمو نبیدم نمیرم
07:26اندر خانوم خواهش میکنم
07:27ایریم
07:29نگه پون
07:31خواهش میکنم
07:33خیلی خوب من باید صحبت میکنم
07:37اندر خانون
07:41اریم نمیاد
07:43لطفا از اینجا برید
07:45من
07:47خیلی دل تنگشم
07:52باشه میفهمم اما اریم نمیخواد شما رو ببینی
07:56با داد و حوار کردن کاری از پیش نمیبرید
07:59اگه واقعا دوستش دارید از اینجا برید
08:01چون دارید حالش رو بدتر میکنید
08:03اما من مادرشم
08:07اون زن هم اریم من رو گل زاده
08:11هم تو رو تحت تحصیل قرار داده
08:12باشه خواهش میکنم برید
08:14بله هم کنم
08:15خواهش میکنم
08:16پسرم
08:17پسرم
08:19پسرم
08:31پسرم
08:37پسرم
08:39پسرم
08:55من اریمو به تو میسپارم
09:10لطفا مراقبش باشه
09:14باشه
09:25موسیقی
09:45موسیقی
09:55موسیقی
10:25تو کاری که به تو مربوط نیست دخالت نکن
10:27خب؟
10:27مگه میتونم دخالت نکنم
10:29تو داری یه مادر رو از بچهش جدا میکنی
10:31منم قرار مادر بشم
10:32خوبه که
10:33پس تو هم از این ماجرات درس بگیر
10:35نگام کن
10:37اگر از حیله و نیرنگ دوری کنی
10:40میتونی بچه تو ببینی
10:41خوبه حد دقل قبول کردی که بچته
10:48دیدی که اید این مشکل رو حل کرد
10:51از این به بعد هیچ کس نمیتونی تو رو نرهت کنی
10:53نگران نباشری
10:54آره
10:56نگران نباش
10:57مثلا فردا قراره با هم دیگه یه عالم خوش بگذرونی
11:01باره
11:01حتی ایدم با همون میاد
11:03زهرا فردا که تبش رو میخواد چاب کنه
11:10گفتم شاید تو هم بخوای همراهشون بری
11:12باشه میرم
11:13البته اول باید از خودت میپرسیدیم
11:16اگه با دوست اخترت قرار داری
11:17مجبور نیستی بیای
11:19نه قرار ندارم نگران نباشر
11:21حالا بعدا هم میتونه دوست دخترش رو ببینه
11:25خلی خوب دیگه بریم تا ارم جانم بخوابه
11:33باشه
11:34عشقم
11:35گربونه بشه
11:37حالا تو به ارم میخوای پیشت بمونم
11:41نه نه خوبم
11:42شب بخیر
11:44شبت بخیر باشه عزیزم
11:46شب بخیر
11:47شب بخیر
11:48شب بخیر
11:53شب بخیر
11:54شب بخیر
11:56اید
11:57شب بخیر
11:59شب بخیر
12:00وقتی اومدی تو رنگورود پریده بود چی شده؟
12:07چه فایده تو که حرف منو بابر نمی کنی؟
12:12به نظر مندر میدونم من پسرشم
12:14نمیدونه
12:17اگه میدونه از اجازه نمیدد پیش من باشی
12:19الان منو بغل کرده
12:23چون بهت محتجه بغلت کرده
12:25اون الان به جز برادر خینگورش هیچ کسو نداره
12:28به سرشم که نمیتونه ببینه
12:30چی کار کنه؟
12:31اولین کسی که میبینه را بغل می کنه
12:33نمیدونم
12:35من اینطور حس کردم
12:37هیچ وقت به احساساتت اعتماد نکن
12:40زندگی با منطق پیش میره نه احساس
12:42من چیزه که میدونم و بهت میگم
12:45باشه اگه اینطور میگی
12:47ببین
12:48حتی لیلا هم گول خورده
12:51همه چی داره طبق نقشه ما پیش میره
12:53اگه زایی من یردیزم پشت را سر بذاریم
12:55دیگه هیچ چی نمیتونه ما را شکست بیده
12:59باشه
13:00شب خیر
13:03شب خیر
13:07بس دیگه اینقدر خودتو نراحت نکن
13:25من یه میشه خوشحال باشم سیبل
13:27طرف منو بخودش برده مهمونی
13:28اون وقت من یه ها قیبم زده
13:30همه ی اینو به کنار یه آلمه هم دروغ تحفیلش داده
13:33تو که از سر دلخوشی دروغ نگفتی
13:35این مسئله برای تو مسئله مرگ و زندگی
13:38آره درسته اما
13:39کاش با همشون توی زمان دیگه و
13:42تحت یه شرایط دیگه آشنا میشده
13:45هم
13:45با همه
13:48یا با رئیس خوشتی پت
13:50استیبل دیگه دارم دلخور میشم
13:53دیشب بندوزه کافی استرس کشیدم
13:58ببینم این پسرم و یه هیلمی برای چی اومده بود اونجا
14:04خب چه میدونم خدا رو شکه منو ندید
14:07مطمئنی
14:08مطمئن که نیستم
14:11اما اگرم دیده باشه نذاشتم آدرسمو بفهمه
14:15میگم چطور این کار رو ویل کنی آیشه هم
14:18اینقدر به من نگو آیشه عزیزم
14:21بعدن که لیلی صدام کنن نگاه نمی کنم
14:23آدت نکردم
14:24تو هم آدت کن دیگه لیلو صدام کن
14:25بعدش هم برای چی کارم موبل کنم
14:27چه میدونم میبینی که
14:29هنوزی چی نشده همچین اتفاقی برای دفتاده
14:31یه کار دیگه پیدا کنم
14:32مگه به همین راحتی هاست؟
14:34من کل زندگیم دروغه
14:35کی به هم کار میده؟
14:38اگه جانر نبود این کارم پیدا نمی کردم
14:40هی بابا
14:43کاش همه چی درست بشه که دیگه مجبور نباشی فرار کنی
14:46من واقعا نگرانت هم
14:48حالا از این به بعد میخوایی چی کار کنی؟
14:51تو اصلا به این قضیه فکر کردی؟
14:54نه
14:55من که هنوز حالم سر جاش نیومده
15:00تنها چیزی که الان بهش فکر میکنم
15:02اینه که کسی پیدام نکنه
15:03تا ببینم چی میشه
15:04نمیدونم جواب آقاکایی رو چی بدن
15:08خب
15:10یه دروغی سرهم کن بهش بگو دیگه
15:13ما که دیگه استاد دروغ گویی شدیم
15:16یه حالا چه فرقی میکنه
15:17کاش اخراجم نکنه
15:20تابجی جون
15:33برایت قهوه آوردم
15:35اینطوری که نمیشه
15:39از دیشب تا حالا اینجا نشست
15:41یخ میزنی و بیوتو
15:42تابجی جون
15:46خواهش میکنم از این حالت بیا بیرون قهوی باش
15:49این اولین باری نیست که رابطت با ارین به هم میخوره
15:51قبلنم با هم غر بودی
15:52اما بعدش همه چی درست شد بازم آشتی کردید
15:55میدونم که درست میشه اما
15:59این بار خیلی بد شد جانر
16:02به من تهمت زدن
16:05بله
16:06حابجی جون
16:07نمیشه که همش ما تهمت بزنیم
16:09یه دفعه هم دیگران به ما تهمت میزنن
16:11تو این دنیا یه چیزی به اسم کار ما هست
16:13میچرخه و میچرخ یقیه آدمون میگیره
16:15دهنه تو ببند جانر
16:17یه کاری نکن دستم روت بلند به شها
16:20وقتی نبودم حسابی زبودت دراز شده
16:23آه حالا شدی همو خوهر بجنس من
16:25برای چیزانه قمبقل میگیر و یه ریه زاری میکنی
16:28قوی باش
16:30این کارا از تو بعیده
16:31پیش ایت حالم خیلی بد شد
16:34کاملا
16:35کاملا کنترولم از دست داده بودم
16:37اصلا نگران نباش
16:40نگران نباش همه چی درست میشه
16:42فقط یه کم زمان احتیاج داریم
16:44فعلا که زمان بر علیه ما کار میکنه
16:47آبجی جون مگه چاره شو پیدا نکردیم
16:50الان یلدیز میاد اینجا
16:51بشینید دوتای قشنگ حقه سوار کنید
16:53نقشه بشینید تر بریزید
16:55ببینم میتونم یلدیز رازی کنم یا نه
16:57تو رایشو پیدا میکنیم
16:58من بهت اعتماد دارم
17:00اما فعلا بد دارم سر کار
17:01دیروزم نبودم
17:02دیگه
17:03کایا شاکی میشه
17:06آره منم یه سری میزنم
17:09آه برای چی
17:09میخوام با کایا حرف بزنم
17:12اما یادت نره باید بازم دنبال سابری بگردیم
17:15آباشه
17:15باشه دنبالش میگردیم
17:17آرستی میگن تو ما هم آب پیدا کردن
17:20میخوایی ما بریم بکنیم پیداش کنیم
17:21آه من فقط امروز کار دارم
17:23نمیتونم کمکت کنم بای بای
17:25برای عزیزم بای بای
17:26من به آقا کایی مشکو کرد
17:32این که یهو از سمتش استفاداد
17:35و به شغل سابقش برگشت
17:36از نظر من خیلی غیرادیه
17:38عزیزم
17:42میبینم که قهوهی صبح گایی تو
17:46بدون من میخوری
17:47به دل نگیر
17:49دیدم داری با ایریم حرف میزنی
17:51نخواستم مزاهمت بشم
17:52به نظر نراحت میای
17:55آره این اواخه خیلی به هم فشار اومده
17:58اما دیگه نمیاد
18:00ما که رجبش حرف سدیم
18:01آره درسته
18:03کایه چطوره رازیه
18:06رازی؟
18:09از چی؟ چرا پرسیدی؟
18:10چیزی شده؟
18:11نا همینطوری پرسیدم
18:13تو هیچ وقت همینطوری چیزی رو نمیپرسی؟
18:15اتفاقی افتاده؟
18:17اتفاقی نیفتاده
18:18اما فرصت شغلیه به این خوبی رو پس زد و رفت
18:22از این تحجاب میکنم که شغل سختی
18:25مثل وکالت و ترجیح داده
18:26من بازم درست متوجه منظورت نشدم
18:32میگم این کارش به نظرم خیلی عجیبه
18:38عزیزم همه که مثل تو زیاده خواه نیستن
18:41برادر من آدم ایدئالیستیه
18:44البته همیشه همینطوری بوده
18:46آدم ها وقتی به یه سنی میرسن
18:47دلشون میخواد که برن دنبال رویه هاشون
18:49امکان دره قیده همه چی رو بزنن
18:52البته فقط آدم های جهزوری
18:54مثل برادر من میتونن یه همچین کاری بکنن
18:56باشه
18:59من که چیزی نگفتم
19:02مزایده رو از دست دادم
19:05مگه میشه؟
19:06بگذاریم
19:06انامتی میاد اینجا
19:08البته یه سری حسادت های کاریم
19:15توی این مسئله دخیله
19:16راجبه که حرف میزنی؟
19:19ملومه خوب
19:20راجبه وکیلت متی
19:22چه ربطی داره؟
19:23البته نمیخوام راجبشق اضافت کنم
19:26اما از اینکه برادرم دوباره برگشت سر کار قبلیش
19:30و احتمالا از این به بعد بیشتر از اون به کارای قانونی تو رسیدگی کنه
19:34نراحت میشه
19:35نه اینطور نیست
19:36چرا نشه؟
19:37تو از این به بعد میتونی براحتی کاراتو بسفاری به برادرم
19:40شایکا
19:43من خودم تصمیم میگیرم با کی کار کنم
19:48نظر متینم نمیپرسم
19:50قطعا همینطوره عزیز دلم
19:53اما به نظرت آقای متینم همین فکر رو میکنه
19:57بگذاریم
19:58بهتر من تو این مسائل دخالت نکنم
20:01من میرم
20:02میایی؟
20:03آره میام
20:03دوبله شده در اسدیو جم
20:13خیلی بشه لیلی چی شده چرا داری رژه میری؟
20:29آه نگرانه آقا کایام آخه امروز خیلی دیر کرده
20:33مگه چی شده لیلی؟ نکنه دیشتب اتفاق بدی افتاده
20:36آه امیر به ام گفت دیشتب رفته بودی مهمونی
20:38اکساتو نشون بده ببینم با اون لباسه چشکلی شده بودی؟
20:41به جانرم گفتی؟
20:42من همه چی رو به جانر میگم
20:43زمنم
20:44حتی اگه کسی چیزی به من نگه من خودم از همه چیز با خبر میشم
20:49وایدی شم خیلی اتفاق بدی افتاد
20:52چی کار کردی؟ چی شده؟
20:54من باید از اونجا میرفتم بیرون
20:56خب رفتم بیرون؟
20:58خب مگه چی رو دیداره؟
20:59اشکالی نداره حالا برای چی نگرانی؟
21:01طوری نشده که؟
21:01اما بیخبر گذاشتم و رفتم
21:03واقعا از تو بعیده
21:05دخترجون مگه تو دیوانه شده؟
21:06یعنی همینطوری بیخبر گذاشتی رفتی؟
21:08چون باید میرفتم
21:09آخه چرا باید میرفتیم اگه گذات رو گاز بود؟
21:11ای بابا
21:12ست رئیس باید
21:17صبح خیر
21:22صبح خیر
21:22صبح خیر رئیس
21:23بیا کار دارم لیلی
21:26چشم الان نیان
21:39آقا کایو
21:44باور کنین من دیشب
21:45سعی کردم با هاتون تماس بگیرم
21:47اما
21:49یه ها شارج گوشیم تموم شد
21:51وقتی هم رسیدم خونه دیدم دیر وقت
21:53مرای همین بهتون زنگ نزدم
21:55نخواستم و زاهم شم
21:56تو چی رو از من پنهون میکنی لیلی؟
21:59هیچی
22:02هیچیزی رو پنهون نیمیدیم
22:03از وقتی اومد اینجا همش رفتارای عجیبا قریب نشون میری
22:06لیلی اگر چیزی از من پنهون میکنی لطفا همین الام بگو
22:09نه من فقط
22:12فقط چی؟
22:13دیشب یه ها گذاشتی رفتی
22:14باشه
22:15اصلا موبایلت خاموش شده اینو میفهمم
22:17اما یعنی حتی فرصت نداشتی بگی من دارم میرم؟
22:21نه نداشتم
22:23آخه دست صبحامو گم کرده بودم
22:25واقعا نمیدونستم باید چی کار کنم
22:28خیلی هل شده بودم
22:29چرا هل شده بودی؟
22:32کسی طوری شده بود؟
22:36خب بگو دیگه
22:39چی شده؟
22:40همخونه این مریض شده بود
22:42همخونه ایت؟
22:43بله
22:44آخه این همخونه ای من آلرژی خیلی هات داره
22:49یه ها همسایمون زنگ زد منم هل شدم
22:51قبلنم همچین اتفاقی افتاده بود
22:54بیچاره قلبش داشت از کار میوف
22:55خب اگه همچین وضعیت استراری پیش اومده بود
22:58حد اقل وقتی رسیدی خونه به من زنگ میزدی
23:00محضرت میخوا
23:01یه ها همسایمون زنگ زد منم ترسیدم
23:04منم فکردم طوری شده جوابم که نداری
23:07نگران شدم
23:08بله
23:09من واقعا متاسفم
23:11واقعا ازتون عذر میخوام
23:12هرچی بگین هر کاری کنین حق دارین
23:14حتی اگه اخراجمم بکنین حق دارین
23:16اخراج شده؟
23:18برگرد برو سر کارت ویلی
23:19اما دیگه تکرار نشه
23:21خیلی ممنونم
23:23دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه
23:25واقعا ازتون ممنونم
23:26خوش آمدی یلیس
23:49خیلی ممنون
23:50بفرما
23:53بعد از اون اتفاق
23:58چقدر ساده پسند شدی؟
24:00وای وای
24:04باورم نمیشد یه روز
24:05با دشمنم بشینم قیبت کنم
24:07به اونا چی گفتی هم؟
24:09میخواستی چی بگم
24:10نه که خیلی هم ازم سوال میکنن
24:12اصلا براشون مهم نیست
24:14بگذریم حالا بگو ببینم چی کارم داری
24:17باید با هم حرف بزنیم
24:19ای وای
24:20وقتی این جمله رو میگی
24:21حتما بعدش یه شریبه
24:23پا میشه
24:24چی شده؟
24:25یلیز
24:26تو باید هرچه زودتر زاییمان کنی
24:28روزشو که انتخاب کردی
24:30ساعتشم انتخاب کن
24:32با تاریخ تولد تو یکی بشه
24:33یلیز من دارم جدی میگم
24:35این که شاهیکا هنوست رو تو اون خونه نگه داشته
24:38اصلا نشونه خوبی نیست
24:39یه نقشه پلیدی تو زهنشه
24:40میفهمی؟
24:42این در من رو نترس
24:43به ترس
24:44چون ما باید از حمله بعدیش خبر داشته باشیم
24:53چی؟
24:55مثل این که دیوونه شدی ها
24:56خب همه زنهای باردار دردشون میگیره
24:59اونا باید فکر کنن تو درد زاییمان داری
25:01اون وقت شاهیکا دست به کار میشه
25:02مطمئنم که این کارو میکنه
25:04اون شیطان دست به کار میشه که چی بشه؟
25:06برای این که محلوم نشه پدر بچهی تو حالیته
25:09تست دینه ی تقلبی جور میکنه
25:11اگه تاریخ زاییمان تو به هم بخوره
25:13مجبور میشه دوباره بیاد بیمارستانو
25:15با متصدی آزمایشکا صحبت کنه
25:17من مطمئنم این کارو میکنه
25:19آفرین این درم
25:21بعد از اون اتفاقات مخت خوب کار میکنه
25:23آه عجب جادو گریم
25:26اما من و جانرم بیکار نشستیم
25:29طرف رو مجبور میکنیم حرف بزنه
25:31به این ترتیب چهره واقعی شاهیکا رو
25:33به همه نشون میدیم
25:35دیشب که اومدی دمه درداد و هوا را انداختی
25:39این چیزا به ذهنت رسید
25:41یه لیز من علاوه بر خودم دارم
25:44طورم از دست اون افریته نجات میدم
25:46فقط بگو هستی یا نیستی همینو بگو
25:48معلومه که هستم
25:49غیر از تو شانس دیگه ای ندارم که
25:51خوبه باشه پس باشه
25:53باید بریم
25:54دستم رو بگیر نمیتونم بلنشم
25:57من کهی به این روز افتادم
26:00که مجبورم دست تو رو بگیرم نمیتونم
26:02بی لطف مندری سواب میکنی
26:05نرزم که شلوارتم غشنگ
26:07خوش اومدین این لیز خانم
26:17وای
26:18وای آیی سل
26:20دستم رو بگیر
26:23نمیتونم رو بگیرم
26:24نمیتونم رو بگیرم
26:26این لیز خانم خیلی از خونه بیرون نرین
26:28روزای آخری تونه
26:30بیا دیگه چنقدر لفتش میدی
26:32بایدم دیگه
26:33یلدیس
26:38حالت خوبه؟
26:39دو دقیقه را رفتم به نفس نفس افتادم
26:42امروز حالم خوب نیست شیعت زایمان کنم
26:45شما کجا میرین؟
26:46داریم میریم کتابامو بگیریم یلدیس
26:48حاله خوب دیگه وقتمونو نگیر
26:50من دارم میگم هر لحظه ممکنه زایمان کنم
26:52تو میگی دارم میرم کتابامو بگیرم کش لیلون کتابو میردشت
26:55یلدیس جون
26:55ببین امروز برای من روز خیلی خاصی خوب
26:58سعی نکن درخشش منو بدوزدی
27:00سعی نکنم درخششتو بدوزدم
27:02اینم از کتاب خودتو
27:03بله از کتاب خودمه بریم
27:04عجب
27:05خیلی خوب بریم
27:06خودفز
27:07دیوونست بابا
27:11میگذاریم بیا بریم تو پذیرایی کارت دارم
27:14آیسن
27:23میخوام یه چیزی بهت بگم اما شکر نشو
27:26من شاید امروز آیمان کنم
27:29چی؟
27:29امروز؟
27:30حالا نمیخواد به ترسی
27:31امروز یه مقدار درد دارم برای همین میگم
27:34فقط تو اصلا منو تنها نظار باش
27:36عزیزم کنارم باش
27:37باش
27:38اما اگه حالت اومده خب ببریم اتون دکتر
27:40نه نه فیلن لازم نیست برم دکتر
27:42اگه من توریم شد تو فقط به حالیت زنگ بزن باشه
27:45ششم خانم
27:46آیسن
27:47تو این خونه تنها کسی که از من نگذشته توی
27:49اگه پسرم سالم و سلامت به دنیا بیاد
27:52یه هدیه برات میخرم
27:54حالا برای یه چایی رازیه نبرم درست کن
27:58چشم خانم
27:59امروز آخرین روز حکومت شایکاست
28:04نشونش میدم
28:07شانس آوردی اخراجت نکرد
28:12خدا رو شک آقا کایی آدم باشوریه
28:16آره باشوره
28:17باشوره
28:18اما عزیز من مگه تو سیندرلایی
28:20مگه کالسکی دمه در منتظرت بود
28:22برای چه قدر جلده چی
28:23چرا بنده خدا رو گذشتی رفتی
28:24ببینم
28:24مکارو با دوست پسرت دعوت شده بود
28:26گفتم همخونه این حالش بد شده بود
28:29اگه به موقع نمیرسیدم داشت میمر
28:33نمیتونه سنویلش کنم
28:34از کجا ملو من به همه چی مشکوکم
28:37لیلی
28:41در میزنم
28:43خیلی خوش اومدین
29:02جانر
29:03آبجی جان
29:05خوش اومدی آبجی اندر
29:07خانم
29:09اندر خانم
29:12خوش اومدین
29:14که یا وقت داره؟
29:19آبجی با لیلی آشنا شد
29:21سلام حالتون چطوره؟
29:25آبجی جون بهت که گفته بودم لیلی خوهرمون
29:32البته آدم وقتی برای اول بار با خوهرش آشنا میشه یه خورده براش عجیبه
29:36آره میدونم یه خورده عجیبه اما من تعریف شما رو خیلی شنیدم
29:41که اینطور؟
29:42از کی شنیده بودی؟
29:44از مادرت؟
29:46یا از پدرت؟
29:47جانر تعریفتونو کرده؟
29:52معلومه که جانر تعریف میکنه
29:54وگر نه تعریف منو
29:57نه اون مردکی که
29:59ما رو ویل کرده و به دست ناپدری سپرده
30:02و نه اون زنی که خونمونو خراب کرده
30:05هیچ وقت پیش تو نمی کنه
30:07درست میگم؟
30:09پرسیدم کایا وقت داره یا نه؟
30:12آبجی جون بیا از این طرف راو نشونت بدم بیا
30:15از پرلا مراقب باشد
30:22اولش با همه این طوریه
30:24به مرور زمان بهتر میشه نگران نباش اصلا
30:27بیخیال
30:32آبجی جون آخه این چه کاری که تو کردی؟
30:35این چه رفتاریه؟
30:36ببخشید مگه چه کار کردم؟
30:38آخه چرا بی خود و بی جد به این بند خودو نش میزنی؟
30:40خیلی مذارت میخوام جانر جون
30:42اما من نمیتونم یه قریبه رو به عنوان خوهرم قبول کنم
30:45آبجی
30:46یعنی که تو بهش میگی قریبه خوهرمونه
30:48ببین جانر اینقدر نگو خوهرمونه خوهرمونه اصلا به من خورد میشه
30:55ما دوتا خوهر برادریم
30:58همین
30:58ببینم تو چه چده
31:01نکنه اون امیر کلپوکتو رو آورده تو جمع خود اشاره یا چیزی بهت گفته
31:06ببین چی میگم
31:08اگه بخوایی با اون دختره مهربون باشی
31:11بد جوری کلامون تو هم میره فهمیدی؟
31:13آخه آبجی این بندهی خدا که در حق ما بدی نکردی
31:16ازش اصلا خوشم نایمد فهمیدی همین؟
31:20آه یادم اومد تو به نفرت در نگوه اول اتقادری نه اشتر نگوه
31:23دقیقا همینطوره
31:25زمنه
31:25این دختره بیست و پنگ سال خبری از ما نگرفت و یه ها اومده سراغمون و میگه خوهرتونم خیلی معذرت میخوامم و من احمد نیستم
31:34میفهمی؟
31:35یه کاسه زیر نیمکاسش هست
31:38بره خوداشو شکنه که فیلن سرم خیلی شدوقه
31:41اما سب کن
31:42نوبت اونم میرسه
31:44تحتیق قضیهشو در میارم
31:46سب کن عزیز دلم
31:48بهت ثابت میکنم باشه؟
31:52رفته اون دنیا اومده حسابی دیوونه شده
31:54بگذاریم برگرد سر کارت جانه
31:56هم؟
32:04هم؟
32:05سلام
32:06اندار
32:07نمیدونستم میای اینجا
32:13چون میدونستم نمیخوای منو ببینی
32:15امدن بیخبر اومدم
32:16امیدوارم ناراحت نشده باشی
32:19هم؟
32:20نه ناراحت نشدم
32:22بفرمو بشین
32:23ممنونم
32:24چیزی میخوری؟
32:28نه ممنون خیلی وقت تو نمیگیرم
32:30باشه
32:33خوب گوش میکنم
32:36کایا
32:38نمیدونم تو چی فکر میکنی
32:42اما من واقعا روزای سختی رو پشت سر گذاشتم
32:46و هیچ کدوم از اون چیزایی که گفتم
32:49به قول شاهیکا حقه بودن حقه نبود
32:51اندار
32:51این موضوع برای من هیچ اهمیتی نمیده
32:54درسته که اهمیت نداره اما به هر حال رو تأثیر میذاره
32:58من به همین دلیل اومدم
32:59راستی در نبوده من جانر رو استخدام کردی
33:03لطف خیلی بزرگی بود ازت خیلی ممنونم
33:06این موضوع به تو ربطی نداره
33:09جانر برای من عزیز خودتم میدونی
33:11زمنان اگه به دردم نمیخورد هیچوقت استخدامش نمیکردم
33:15بازم لطف داریم
33:16من اومدم اینجا که دفتر بعضی از چیزا رو ببندم کایا
33:24بعد از اون همه خاطره ای که تو گذشته با هم داشتیم
33:28نمیخوام الان میونم و شکراب باشه میفهمی؟
33:31من از دست تو دلخور نیستم
33:33گذشتم دیگه گذشته
33:34هر اتفاقیم افتاده باشه همین که سالمی
33:37باعث خوشحالی منه
33:39که اینطور؟
33:40خوشحال شدم
33:41چون من محصول اتفاقاتی که بعد از این میفته نیستم
33:47منظور چیه؟
33:49منظورم شاهیکاس میدونی که
33:51اندر تو هیچ وقت نمیخوای عوض شی
33:53همروزم بگی شاهیکا من فکر کردم اومد اینجا یه صحبت دوستانه داشته باشیم
33:57من دارم کاملا دوستانه حرف میزنم
33:59چون تو دوست عزیزی برای من هستی اومدم بهت حشدار بدم کایا
34:04خوهرت خیلی منو عذیت کرده و من در مقابل این کارش سکوت نمی کنم
34:10یعنی اومدی اینجا به من حشدار بدی؟
34:12چون دوست سابقم هستی
34:15خواستم با تو رو راست باشم
34:18تو به جانر خیلی لطف کردی
34:19اندار
34:20توصیه میکنم هیچ کسوقاتی مشکلاتی که با شاهیکا داری نکنی باشه؟
34:25اوکی
34:27من چیزی که باید میگفتم و گفتم
34:30به هر حال بازم همدیگر رو میبینیم
34:33راستی
34:36حواست بیشتر به اید باشه
34:39نسپارش به دست شاهیکا
34:42چه ربطی به اید داره؟
34:45هیچی
34:48فقط یه توصیه دوستانه بود
34:51وایی
35:07چقدر هیا جون زدم
35:08وایی خیلی خوب شده
35:12ببینین چقدر قشنگه
35:13مراقب باشید
35:14مچالش نکنیم
35:15نه ترس مچاله نمیشن
35:17پیرنگ که نیست نگران نباش
35:19حال ما چرا داریم این کارا رو انجام میدیم
35:22اون یارو اسمش چی بود؟
35:23اسمش آکینه آقا آکین گفت خودت انجامش بده
35:25حتی میتونی دوستاتم دعوت کنی
35:27که یه خاطره ی به یاد موندنی داشته باشی
35:29وگرنه خیلی هستن که این کارا انجام میدن
35:31وقتی کتاب ده هم چاب شد
35:32یاد امروز میافتیم و میخندیم
35:34امیدوارم همینطوری بشه که تو میگی
35:36حالا قراره کتاب فروچی ها کتابتو بزنن تو قسمت تازه ها
35:39بای فکرش که میکنم قلبم از جاش دهر میاد
35:42به نظرت فروش میره
35:43آبچی ما چرا کتابتو نخوندیم؟
35:46چون مال شما ها رو امزا کردم گذاشتم
35:48تو خونه امشب بهتون بدم بخونید
35:50آقا محمد
35:51منتظر کسی هستی؟
36:01نه
36:01آخوی چشمت همش به دره
36:03نه همینطوری نگاه کردم ببینم آشنام آشنام میاد یا نه
36:07نمیاد
36:08متوجه نشدم
36:11مگم نمیاد چون بهش گفتم نیاد
36:13نمیدونم راجع به کی حرف میزنی
36:16اتفاقا خوبم میدونی
36:17اما اگه ناراحت میشی میگم دیگه هیچ وقت نیاد
36:23به من چه مربوطه
36:27هرکی هر جا دلش به خود میتونه بره
36:29تو هم حرفایی میزنی
36:32لیلا داری چی کار میکنی؟
36:38کاری نمی کنم
36:39خب من هم دارم همینه میگم چرا هیچ کاری نمی کنی
36:41مثل آشنام واسه خودت میگردی
36:42ببین میذارم میرم آم
36:45وا اینم که هرچی بش میگیم بهش بر میخوره
36:49میدونم اینا تموم شدم
36:50دمیت که هم ماشین دمه در اینا رو بار کنی موزودی بریم
36:53باشه من میبرم
36:55خوبونه بشم
37:00حضایی چند تا فیلم تماشا کنم ببینم درد حضایی من چطوریه
37:04year Reagan
37:08نایی ناینا
37:12هایی هایی آیی فیلم
37:14آیی نایй نا نا نا
37:18من اگه اینو تماشا کنم خودم دیگه نمیتونم زایی من کنم
37:20آیی خدا کن و کن زایی من راحت باشی من خیلی میترسم
37:23موسیقی
37:53آیسل من درد دارم حالم خیلی بده بدو
37:57آیسل حالم خیلی بده
37:59نمیدونم درد زایمانی یا چی
38:01بدو بدو آیسل دارم میمیر
38:03آیسل اومدم هیلیس خانم
38:06خیلی درد دارم آیسل
38:07اصلا حالم خوب نیست فکر کنم بچه داره میاد
38:09یک کار با کنم
38:11آب بیزوشونم و حاله تمیز بیارم هیلیس خانم
38:14آیسل چی میگی آیسل من که نمیخوام اینجا کنارو تو زایمان کنم
38:17زود باش پا حالیت زنگ بزن اینقدم سریالی قدیمی تماشا نکنم
38:20باشه پس من زودی برمیگدم این لیس خانم
38:22آیسل
38:24اونجا حرف نزن بیه اینجا پیش من حرف بزن
38:27موبایلیتو بردار بیا
38:28دوبله شده دار
38:33سریو جمی
38:34به کپیتان بگو برگردیم
38:36چشم خوربان
38:37من باید برم سر کار
38:39حالیت جان
38:43میگم نمیشه یکم بیشتر بمونیم
38:46هوا همیشه انقدر خوب نیستا
38:48تازه ام اگه یه عالم آدم متخصص کاری تو رو تو شرکت انجام نمیدن
38:52شایکا دیروز که دیدی تخصص اونا به ایش دردی نمیخوره
38:55باورم نمیشه هنوز به خاطر موزه اید نراحتی
38:58از خونه زنگ میزنم
39:03بله
39:05الو
39:05آقا حالیت
39:07وای دارم میمیرم
39:08خیلی درد دارم به خدا
39:10الانه که وسط پذیره ای بزم
39:11حالیت
39:12دونه دونه حرف بزنی
39:14ایس خانم دردش گرفته
39:15بچه داره به دنیا میاد
39:16دردش گرفته
39:17وای دارم میمیرم
39:19الان خیلی بدعایی سلبت شده به دنیا میاد
39:21بدادم برس
39:22تو رو خدا بدادم برس
39:24باشه باشه
39:25الان میام
39:25چی شده عزیز دلم؟
39:27یلدیز دردش گرفته
39:28یعنی چی؟
39:31مگه تاریخ زایمان شمبه نمیرم؟
39:32من چه میدونم؟
39:33دردش گرفته خب
39:34باشه
39:35منم باید میام
39:37شایکا
39:38ببین
39:39منم میخوام تو پیشم باشی
39:40اما نمیخوام بیایی اونجا نارهد چیه
39:42اخلاق یلدیزو که میدونی
39:44اگه نتیجه
39:46اونی نباشه که فکرشو میکنیم
39:48جانه دلم
39:49هر اتفاقی که برای تو بیافته
39:53در واقع برای من افتاده
39:55من هیچ وقت رو تنها نمیذارم
39:58باشه
39:59کپتان
40:08برو سمت خونه
Comments