- 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00من هم میخوام یه روز برم دیدن بچه ایلدیس
00:02خب چرا دیروز همروهمون نیومدی؟
00:05رفته بودم دیدن موکلی که برای کایا پیده کردم
00:08چند ساعتی نشستم پای صحبتش
00:09خلاصه این که وقتی
00:11شما داشتی تفریح میکردید بنده سر کار بودم
00:13درست مثل همین الان
00:14من چون مراقبه بچم فکر میکنم هیچ کس حق نداره از هم گلای کنم
00:18به منم که اصلا مربوط نیست
00:19نمیدونم چرا منو قاضی کردی
00:21حزیزم
00:23من شخصیت هم اینطوریه
00:25سرزنشگرم
00:26اگرم کسیو گیر نگرم به تو گیر میدم
00:28ببینم
00:30شما چی کار کردید؟
00:31شما یعنی کیا؟
00:33آقا کایا رو میگه
00:35ببین خواهر من
00:38بذار رکو پوست کنده این قضیه رو برای چفاف سازی کنم
00:41که بعدن نگی نگفتی
00:42آفک
00:44خوش اومدی چه خبر ها؟
00:47آفک با تو هم حواظ تو جاست
00:50سلام جانر
00:50ای بد نیستم هیچی
00:52خبر خاصی نیست
00:53امیدوارم آقا کایا بتونه برای من کاری بود
00:55عزیز من
00:55تو فقط یه نگاهی به این دفتر بنداز
00:57کایا تو کارش متخصص خیلیت را عدنگره نباشه
00:59البته الان سرش شلوغ در به تلفان حرف میزنه
01:02سرش که خلبت شد خبرمون میکنه
01:04اتا کارموز
01:05پاشه ببین آقا کایا مساعده
01:08دوبله شده در اسیدیو جدی
01:17جانر
01:18این دختره کیه؟
01:21چطور مگه؟
01:22همکارمونه؟
01:24جانر جون آخه آدم همشین تیکهیو از دست میده
01:27چرا منو بهش معرفی نمی کنی؟
01:29ببینو فک
01:30مگه تو برای این که زنت ازت طلاق نگیره نایمد اینجا؟
01:33آره اون قضیه به جای خود
01:35اما از دختره خوشگلم که نمیشه گذرش ها
01:38شیطونه میگه بزنم فکشو بگرم پایین
01:42آقا کایا منتظرتونن تشریف بیاری
01:46منتظر منه
01:49بیه فرمی
01:50ببینم جانر جون
01:56اون وکل قهد بود رفتی این مرده که چشم شرون رو پیدا کردی
02:00ای بابا به من چه مربوطه؟
02:02مگه من حق انتخاب دارم؟
02:03دوتش کردم اونم اومد مشتری خودشگارش کنم
02:05آره آدم فوقالادهی پیدا کردی دمت گر
02:07بیا
02:14بفرمایی
02:17مچکرم
02:20شمارم به زحمت انداختا
02:21خواهش میکنم
02:24مذارت بخوام
02:30افک است
02:31منم کایا هستم
02:33جانر راجع به شما به ام گفته بود
02:35میشنوام
02:36زنم به جرم زنه ازم شکایت کرده
02:38یک دنیا پول میخواد
02:40میگن باید نصف پولی که تا به اموز جمع کردم و بدم به اون
02:44میبینی تو رو خودم؟
02:46شما به خانومتون خیانت کردی؟
02:48نه بابا نمیشه اسمش رو خیانت گذاشه
02:50رابطه یه جدی نداشتم
02:52کاری که هر مردی میکنه رو کردم
02:55فهمیدم
02:58خلاصه
02:59میخوام زنم منو ببخشه
03:01برگرده سر خون زندگیش
03:03و پولتم بمونه برای خودتون
03:07دقیقا
03:08گرچه
03:09آدم وقتی همچین دختری رو میبینه
03:12دلش میخواد مجرد باشه
03:14شیطانه میگه
03:16نسبه سروتتو بده
03:17حالشو ببر
03:19آقای افوک
03:23لکالت شما رو قبول نمی کنید
03:25قبول نمی کنید
03:26صرفا به این دلیل که دوست جانر هستید
03:28ملاقات شما رو پذیرفتن
03:30اما شما برای معاکل من بودن
03:32شرایطو لازمو ندارید
03:34اگه بخوایید میتونید
03:35شما رو به همسرتون بدید
03:37یعنی چی؟
03:39یعنی شما نمیخوایید وکیل من باشید
03:41من با کسی که همچین دیدگاهی به خانومها داره
03:44اونا رو تحقیر میکنه
03:45و صرفا به خاطر این که
03:47موذکره این حقو به خودش میده
03:48که هر قرطی بکنه
03:49همکاری که سهرک
03:50حتی هم کلامم نمیشن
03:52بفرمایید بیرون
03:53چی داری میگی؟
03:54مگه باسم وکیل قهطه؟
04:01جف گیر شده فکر کرده کیه؟
04:06آه
04:06با فکر چی شد؟
04:08میخواستی چی بشه؟
04:09وکیلی که انقدر تعریفشو میکردی
04:10با اردنگی بیرونم کرد
04:11آه آخه چرا مگه چی شده؟
04:15هم طرف عقل نداره
04:17چون از بر روی کار آموزش تعریف کرده
04:18و عصبانی شد
04:19این شخصیت
04:22دمشگم دستش درد نکنه
04:29مرتکی دیوانه آبرومونو
04:32پیش کایه بردکاش
04:33هزن دوتش نمی کرده
04:34ای کاش ای کاش
04:35آره من که خیلی خوشد این وقت
04:40به نظرم قشنگ بودم
04:41آره هم ضریف بودن
04:43هم خیلی چشم نباید
04:44هلو
04:45آه آه
04:46این در؟
04:47تو دیگه از کجا پیدات شد
04:48چه عجب از این طرف ها
04:50گفتم حتما دلتون برام تنگ شده
04:53خب بگید ببینم
04:55کدومتون اومدین سر مزار من
04:57دستشو بالا کنه
04:58آه آه
05:00این در جون
05:03شنیدیم اتفاق خیلی بدی برات افتاده بود
05:06خیلی نراحت شدیم
05:07خدا سلامتی بده
05:09خدا سلامتی داده
05:11منم به همین خاطر
05:13تصمیم گرفتم دوباره برگردم به زندگی سابقم
05:18منظورت چیه؟
05:22یعنی تا جایی که شنیدم و فهمیدم
05:25در نبود من
05:26کاره یه انجامن
05:28حتی یه ذرم پیشرفت نداشته
05:31بقیه یه انجامن ها
05:34کنسرت مهمونی
05:36داره همی برگذار کردن
05:38اما شما در جا زدین آره؟
05:41هندر جون
05:41زهرا به کارای انجامن رسیدگی نمیکرد
05:44بعدش هم که کف میخوام برم
05:45راستش ما هم اسپانسر خوبی پیدا نکردیم
05:48که اینطور
05:49پس باید خودم دست بکارشم
05:53اسپانسری که دنبالشی
05:55منم
05:56چی؟ تو؟
06:01میدونم پشت سرمو چیا میگن
06:04اما قرار مبلغ زیادی پول
06:06از شرکت بگیرم و تصمیم گرفتم
06:08قسمتی از اونو
06:09به انجامن اهدا کنم
06:11جدی میگی؟ آره
06:14اما یه شرط کچولو هم دارم
06:17چه شرطی؟
06:20میخوام رئیستون باشم
06:24خدای خودت کمک کن
06:32دداشت مزایم که نیستم
06:35بیا تو
06:35دداشت من واقعا مزایت میخوام
06:38اگه میدونستم اوفو کمچین آدمیه به هیچ بج نمی آوردم اش اینجا
06:41جانر من به مشتری اتیاج ندارم
06:43اینجا صرفا به خاطر تو قبول کردم اونو ببینم
06:46میدونم دداشت منم اومدم
06:47سباب کنم کباب شدم
06:48چیکار کرده؟ مزایم لیلی شده؟
06:50نمیتونه که بشه
06:51میدونم معلومه که نمیتونه
06:53اما رفتنی چند تا دریوری گفت
06:55منم گفتم شاید
06:56خیلی خوب دیگه تمومش کن
06:57چشم رو داشت ببخشید
06:59فقطی چیز دیگه هم خواستم بگم
07:00الان قراری یلدیز بیاد اینجا
07:02میشه من امیری ساعتی مرخصی بگیریم
07:04چون باید برای مرسم چیز حالی جام بریم کمک کنیم
07:07باشه برید
07:08تو قدیما از یلدیز خوشت نمی اومد
07:10خیلی باشه چی شده اینقدر با هم سمیمی شدی
07:12آره دادش خوش هم نمی اومد
07:13اصلاح خوش هم نمی اومد
07:15حتی سعی کردم خوش هم هم نیاد
07:16اما نمیدونم جا دو جنبلمون کرده
07:18یا چی ار طور شده خودش رو تو دلمون جا کرد
07:20جالب اینجاست که گوی خوهرم هم ازش خوشش میاد
07:22باور نمی کنم
07:23آره باور کن دادش من خودم هم نمی دانو
07:26چطور شد که این طور شد گیت شدم
07:27آخه منگی میشه آدم با دشمنش دوست بشه
07:29البته این وسط اشهایک هم نقش مهمی و یفایت
07:32جانر
07:33خفه میشم میرم سر کارم
07:37ببخشید
07:38خسته نباشید
07:57تو اینجا چی کار میکنی؟
08:03نظر خودت چی؟
08:04به بابام پیام داده بودم که میام دنبال ارین
08:07اون پیامو باید در این من میفرستی
08:08بابات میونه این همه کار چطور میتونه به من خبر بده؟
08:11منم برای این که به تو پیام ندم به بابام پیام دادم
08:14تو میدونستی من اینجا منتظرم فکر میکنم
08:16هر دومو خوب میدونیم برای چی اومدی اینجا
08:19تو به چه حقه با من اینطوری حرف میزنی؟
08:23چرا حق ندارم؟
08:26چون من دختر رئیستم فراموش که نکردی آقا
08:29من که خودم اینه بهت گفته بودم
08:33اید من منظور بدی نداشتیم
08:36مهم نیست من ناراد نشدم چرا بهت ناراد شدم؟
08:38تو این که نکردی واقعیتو گفتی؟
08:41حالان هم بهتره به جنگه با من جره بحث کنی
08:43بری با دوستای جونجونیت خوش بگذارم
08:45من به دردتو نمیخورم
08:46باشه میرم
08:48ها اومد
08:50گل پسر
08:53چون روز اول همه با هم اومدی دنبالم؟
09:00خب اومدیم استقبالت
09:01مدرسه چطور خوب؟
09:04خوب بود
09:04حالت خوبه؟
09:05اره خوبم
09:07بریم
09:08بیا تو لیلی
09:13بفرمایی
09:15ممنونم
09:16خواهش میکنم
09:17این مردکی که اومده بود اینجا مزاهمت که نشد؟
09:20نه
09:21به من که چیزی نگفت
09:23اما مثل این که شما رو عصبانی کرده
09:26آره یه خود بیاده بیکرد وری
09:28حسابش رو رسیدم
09:30مربوط به من بود؟
09:33تقریبا
09:34ازتون ممنونم
09:39برای چی؟
09:40برای این که همچین آدمی هستین
09:43آخه
09:45فکر میکنم شما درست کارترین آدمی هستین که تو کل عمرم دیدم
09:49کاملا شیرفم شدین دیگه ها؟
09:52اگه منم مجبور شدم بچه رو تنها بذارم
09:54شما دوتا چش ازش بر نمیدارین مخصوصا تو
09:57حاله
09:57آفری
09:58من باید چی کار کنم؟
09:59تو مسئول سکه ها هستی؟ سکه ها رو جمع میکنی؟
10:02با
10:02خب اگه سکه نیارن چی؟
10:04ای بابا چرا سکه نیارن؟ معلومه که باید بیارن
10:07خلاص جانر تو هم فکر کن که ندیمه یه منی باشه؟
10:11ندیمه دیگه چه؟
10:13مگه در باری که من ندیمه ی تو باشم؟
10:14نه عزیزم این فرق میکنه
10:16دیدی تو عروسیه یه دختر پشت سر عروس و دومات سبت به دست را میره؟
10:20تو فرهنگ ما به اون میگن ندیمه تو اون
10:22کدوم دختر؟
10:24من که تاله همچین دختری ندیدم به خدا ندیدم
10:26تو مراسم عروسی عروس و دومات مثل مجسمه
10:28و میسن یه نفر با بولنگو میگه که
10:30فلانی اینو داد فلانی اونو داد
10:32همین
10:33همی راتی
10:34عزیزم این چیزی که تو میگه عروسیه مردم عادیه
10:37روزه یه فقر و بیپولی و فراموش کنین خطن و سرون پول دارم
10:40آره ما خیلی پول داریم خیلی پول داریم
10:43سربت ما این دلمونه
10:44بگذاریم
10:45اگه یه بار دیگه بخوایی که براتون تکرار کنم
10:47با اون عقلتون شک میکنم
10:48تو سکه ها رو جمع کن
10:49تو هم از بچه ها مراقبت کن
10:51حله؟
10:51حله
10:51چون حساب کتابت خوبه این وزیفه رو بهت سپردن
10:54سب کن ببینم
10:55آخه حساب کتاب چون ربطی به سکه جمع کردن داره؟
10:58عزیزم چون این سوال پرسیده
10:59بهتر بدون این وزیفه به من محول شده آره
11:01راست میگه جونم
11:02ای ولحالیت خانو باش
11:05حالا که پسردار شده دیگه مهمونی
11:08و جشن و پاکوبی به راهه
11:10آره حالا کجا شدیدی؟
11:11جشن دندونی داریم
11:13جشن سیسمونی داریم
11:14هر ما یه جشن میگیریم
11:15بله
11:30سلام هست با خانوم
11:32سلام
11:32ببخشید یه چند تا وسیله برای حالیت جان رو بردیم
11:34کجا بذاریمشون؟
11:36بذارینشون همینجا
11:37صدقی جون
11:38بیاریدشون داخل
11:39خانوم
11:40چی شدید؟
11:40اینا را آقا حالیت فرستدن
11:41خب اگه با من امری ندارین
11:46با اجازتون بیرون منتظر باشم
11:48نه خیلی ممنون
11:49اگه چیزی احتیاج داشتین
11:51خواهش بکنم با من تماس بگیریم
11:52خیلی خواب باشه ممنون
11:54بازم هست؟
11:55بله خانوم
11:56خیلی زیاده
11:57خوبه
11:57با اجازه
11:59شوهر سرکی سر را شل کرده
12:02آره انتظارشو نداشتم
12:04خیلی تحجاب کردم
12:05عجب چیزایی خریده
12:07اینا که چیزی نیست
12:09یه تاج برای من خریده بود
12:11از همونها که میذارن
12:12سر ملکه یه زیبایی
12:13من میذاشتم رو سرم
12:14و میرفتم با هش
12:15سبونه میخوردم
12:16فکر کن
12:16زهر و هرس میخورد
12:18یدش به خیل
12:18چه روزایی بود
12:19دروخ چرا؟
12:22وقتی فکر میکنم
12:23شاییکا قراره
12:23صاحب همیه اون جواهرت بشه
12:25خیلی هرس میخورم
12:26تو به این چیزا
12:27فکر نکن دخترم
12:28هنوز که این وصلت
12:29قطعی نشده
12:30اگه تو بچه تو
12:31برداری و برگردی
12:32سر خون زندگیت
12:33اون شاییکا هم
12:34گرشو گم میکنه
12:35خودت هم اینو خوب میدونی
12:36میدونی دلم شکسته
12:37برای همین بر نمیگردم
12:39چقدر خوشخالم
12:42که دوباره میبینم
12:43ات زهراجون
12:43منم همینطور
12:44میزتون آماده است خانم
12:51باشه ممنون
12:53پاشید بریم
12:53مگه پدرتون تشریف نمیرن زهراجون
12:55وای منم میخواستم
12:56همینو بهت بگم
12:57بابام نمیتونه بیاد
12:58یه کار مهم براش پیش اومده بود
13:00گفت بمونه برای یه وقت دیگه
13:01یعنی الان علکی اومدیم سر قرار
13:03چرا علکی باشه عزیز من
13:05آآآ
13:05اومدیم راجع به کار صحبت کنیم
13:07زهراجون
13:07ببخشید من کیف پولمون خونه جا گذاشتم
13:11اشکالی نداره که
13:12نه بابا چه اشکالی
13:13نگرا نباشی دابجیم عادت کرده
13:27راستی من یکی از دوستامم دعوت کردم
13:30کدوم دوستتا
13:31دوست جنجونیم امره
13:33واقعا
13:35چه خوب
13:36چه خبره
13:39اینجا یه خبرهاییه
13:42نه
13:42هیچ خبری نیست
13:44چه خبری
13:45منظور چیه
13:46نمیدونم
13:47حس کردم جوه اینجا یه جوریه
13:49ببینم شما عاشق همین
13:50نه بابا
13:51نه
13:51نه جونم
13:53اینا فقط با هم دوستم
13:54عشق کجا بود
13:55چندان از هم دیگه هم خوششون نمیاد
13:57اما به خاطر من داره هم دیگه جم شدن آره
13:59اتفاقا اونایی که از هم خوششون نمیاد
14:01آخر کار دست خودشون میدن
14:02بگذاریم حالا نمیخوام گیر بدن
14:04زهراجون تو که این چیزارو بهتر میدونی
14:06کسی که خودچناسی مینویسه این چیزارو هم میفهم
14:08نه نمیفهمه
14:09بابر کن نمیفهمه
14:10من که نمیفهمم
14:11حتی که پیشم قیامتم به پا بشه
14:13من آخرین نفرم که همه چی هم میفهمم
14:15آره منم متوجه شدم
14:16سلام به همگی
14:18امره جون
14:20چطوری؟
14:23ممنون که هممدی؟
14:24ببینم بابا چی کار هست
14:32کارخونه داره
14:34همین؟
14:35هولدینگ مولدینگ نداره؟
14:36نه
14:37راستی من امره از زوران دبیرستان با همدیگه دوستیم
14:41که اینطور؟
14:43چه جالب
14:44پس بعد سالها دوباره همدیگه رو پیده کردید
14:47باز چی داری برای خودت میگی؟
14:50من که چیز بدی نگپتم نارایت نشو
14:51اصلا بذار از امره بپرسم
14:53امره
14:55تو لیلا از دوران دبیرستان با هم در ارتباطید؟
14:58نه
14:59اتفاقا لیلا دوران دبیرستان از ما متنفه
15:02چه خوب؟
15:03بسر تمام این سالا چیزی تغییر نکنه؟
15:04تغییر میکنه
15:05ببین به مورور زمان خیلی چیزا تغییر میکنه
15:07عوض میشه
15:08میچرخه میگرده
15:09من که همه اینا رو تو کتابم نوشتم
15:11نوشته بخونی
15:12آره کتابم خیلی فوقولد از تو ماشینه
15:14حتما بهت ممنود
15:15ببر بخون نخن
15:17امیر اون کالیس که برای بیرونه
15:25چرا تو خونه بچه رو میگردونی؟
15:27چی کار کنم؟
15:28وایست هم گریه میکنه
15:29اما وقتی میگردونم اش ساکت میشه
15:31نگاه کن تور خدا بچم شده است
15:33با بازی آقابی برو
15:34برو برو برو برو برو برو برو برو برو
15:40سلام
15:42آه آه حالیت
15:43تو اینجا چی کار میکنی؟
15:45اومادم پسرم رو ببینم
15:47کار خوبی کردی؟
15:48سلام خوش اومدین
15:50تو دست نزند خودم بر میدارم
15:54بیا بقل بابایی
15:58جونم پسرم
16:01میشه با هم حرف بزنی؟
16:05باشه بیه بریم تو آتق
16:06من اصلا از اینجا رو خوشم نبیامم
16:11منم همینطور آدم از سلام دادنشم میچرسه
16:14هی یولا
16:15این پسره میخواد واسه بچه من پدری کنه؟
16:18چی میگی تو کی؟
16:19همین پسره بی دست و پا
16:20آیی چر تو پرت نگوحالیت؟
16:22بنده ای خدا فقط داره کمک میکنه
16:24تو اگه کمک احتیاش داری بگو پرستار استخدام کنم
16:27من پرستار نمیخوام
16:29من همین پسره رو نمیخوام
16:31که در مورد این تصمیم میگیره؟
16:33اصلا به تو چه مربوطه؟
16:34پس به کی مربوطه؟
16:35معلومه به من
16:36منی که تو بیمارستان دلم کردی و رفتی
16:38همه چی رو به همقاطی نکن
16:40اون قضیه فرم میکرد
16:41هر کس دیگه هم جای من بود همین کار میکرد
16:43هر کس دیگه هم جای تو بود اصلا به من شک نمیکرد
16:46من که علاکی بهت مشکوک نشدم
16:48خودت دیه و قیبت زد
16:50زمنان هر دومون میدونین
16:52تو چقدر آدم مورد اعتمادی هستی
16:53من حرفم رو گفتم
16:55منم دلائل خودم رو داشتم
16:56منم حرفم رو گفتم
16:57ببینیلیس
16:58با من لجبازی نکن
17:00وقتی حرفش هایی کامیشه قیامت بپا میکنی
17:02حالا که تو امیرون نمیخوای بهت بفرستمش بره
17:04اونم از خونه خودش؟
17:05تو هنوز زن منیه
17:06بهتر اینو فراموش نکنیم
17:08ببین این شد حرف حساب
17:09تو هم فراموش نکن که هنوز شوهر من
17:11بذاریم
17:13من موقعتا تو خونه امیر موندم
17:14چون خودم خونه این ندارم
17:16ببینم
17:16تو با این پسر رابطه ای داری؟
17:18بایی چی داری میگی؟
17:19من کجا و امیر کجا بی خیال اومدی
17:21بچه تو ببینی ببینو برو
17:22من حسل این چرت و پرتایی تو رو ندارم حالیت
17:24عزیز داره بابا
17:30حالیت جون
17:32از احرارا خیلی مشهورش میکنم
17:36حتی به نظرم بهتره یک روز در هفته
17:38توی شبکه های خبر باش مصاحبه کنم
17:39تو شبکه یه خبر با من مصاحبه کنم؟
17:42چرا که نه؟
17:43بذار این قرار دودو امزا کنیم
17:44حالا خیلی برنامه ها دارم برات
17:46آخه من تو شبکه یه خبر برم چی بگم؟
17:49میری هرچی از داتم میپرسن جواب میدی
17:51دیگه این کار رو که میتونی انجام بدی
17:53محلیمه که میتونم چرا نتونم؟
17:56اما فکر نمی کنم بابا با همچین کاری موافقت کنم
17:58اونو محلش میکنم
18:00ببخشید قصد جسرت ندارم اما
18:03مثل این که شما آقا حالی تو خوب نمیشنسی؟
18:06خب مشکل ما هم همینه دیگه
18:07اگه آشنا بشیم همه چی درست میشه
18:09خانوادتون چقدر بحالم؟
18:12از این به بد بیشتر باید میام بیرون
18:13دقیقا
18:15حالا چرا تعدوب کردی؟
18:19نکنه قبلم فکر میکردی من آدم کسر کننده ایم
18:22فکر میکردم به این راحتیه به دست نمیاشه
18:24لیلا رو میگی؟
18:25نه اتفاقا لیلا خیلی دختر سمیمیه
18:27چرا همچون فکر کردی؟
18:29آره واقعا همینطوره
18:30اولین باره که اینقدر سمیمانه داره با من حرف میزنه
18:33دیدی بهت گفتم
18:41بازم همون جب برقرار شد
18:42مگه چی شده؟
18:44هیچی بیخیار
18:45تو چشم دلتم بس بس مبار
18:46من با این جزا برم دست شوی
18:49اید
18:59ببینم چرا یه حسا گت شدی؟
19:03میخوای حرف بزنم؟
19:07یعنی تو این چیزا رو حالت نیست؟
19:10چیا رو؟
19:11هیچی بیخیار
19:12ببخشید من
19:13الان بر میگردم
19:15حالا که رفت میتونیم یه نفسه رو قط بگشیم؟
19:20اینا همش همینطورن همش میزنه تو سر کلهی هم
19:23خاهرت زنه خیلی باهوشیه
19:26از همون مشتری هست که من دنبالشم
19:28بیا اینجا بگیم؟
19:35چی کار میکنی؟
19:37بیا ببینم
19:38مثل که تو
19:43از لیلا خوشت میاد درسته؟
19:45نباید خوشت بیاد
19:47نباید خوشت بیاد
19:48به تو چه رفتی داره؟
19:49شششت
19:50به من مربوطه
19:52ببین
19:54من دست راست پدرشم
19:58پدرش به من سپرده که اگه
20:01دیدی کسی دورو بر دختر من میپره که
20:04بزن لتو پارش کن
20:06فهمیدی
20:08از تو خوشم اومده
20:10بچه خوبی هستی
20:11پس بی خود و بی جهت کار دست من نده
20:14منظور چی
20:15یعنی چی
20:16خودت فهمیدی
20:17فهمیدی پسر خوبا
20:19فهمیدم
20:20فهمیدم
20:21پس کشش نده
20:22شنیدی که چی گفتم
20:24حالا برو پی کارت
20:27به لیلی هم چیزی نگو
20:28بودو
20:28باش نمی کن
20:29آفرین
20:29شت
20:30فهمیدی که چی گفتم
20:34دیگه حق نداری دورو برای لیلی بپلکی
20:37باشه چشم
20:38آفرین
20:39حالا برو
20:39هره
20:40هره
20:41هره
20:42هره
20:44هره
20:45هره
20:46هره
20:47هره
20:48هره
20:49همینم کم منده که شبا منتظر حالیت باشم
20:59بله شاییکا
21:10علیو اشقم
21:11کجایی نگرانت شدم
21:13پسرمو خوابوندم الان میام
21:15هم
21:16چقدر عالی
21:18آره
21:19بابا جونش پسرشو خوابون
21:20میخواستم بگم ستون خونمون
21:22اما متاسفانه خونمون جداست
21:24صدای یلریزه
21:27آره
21:27سلام عزیزم
21:29خب دیگه بعدن میبینم ات حالیت جون
21:32بابای مهربونه پسرم
21:34چی میگه عزیز دلم ستیدشو نمیشن برم
21:36باشه دارم میان خداحافظ
21:38حرفو ما شنید هرسش در اومد
21:40فردا میان میبرم اتون بیمارستان
21:42باشه یادت نره
21:43باشی
21:44آرستی
21:47مراقب پسرم باش
21:48معلومه که مراقبشم اون پسر منم هستا
21:51اصلا پسر من نمیدونم با هاتون چی کار کنم
21:57امری چرا نایی اومد
21:58نمیدونم والا تو دستشویی هم نبود
22:00یعنی چی نبود
22:02باور کن نبود
22:03اشخاله
22:12چی شده لیله
22:14ای بابا چرا همش بوغ اشخال میزنه
22:19عجیبه
22:20بابا طرف الانم بلاکش کرده
22:23بچه عجیب قریبی هم
22:26نره منم ازش خوشم نهیمه
22:29فهمیدم
22:29من که تالا همچون چیزی ندیده بودم
22:31رفته
22:36تو رو خدا
22:37این دیگه چطور آدمیه
22:40حد اقل میامد یه خودحفظه میکن
22:42مگه عدب نداره این پسر
22:43شامم خورد پولم نداد
22:44نفهمیدم یه حوچی شد
22:47لاباد خودت فراریش دادی
22:50ببینم نکنه
22:52تو یه وقت چیزی بهش گفتیاره
22:55ای بابا
22:56بازم کاسکوزا سر من شکست
22:58من دارم برای بابایی تو کار میکنم
23:00طرف چرا باید به حرف من اهمیت بده
23:02دیدی تیکه بارش کرد
23:05اینا حتما قبل ما هم حرف زدن
23:07یعنی یه چیزی بینشون هست که
23:09الان دارم بیپرن به هم
23:10نه داداش این طور نیست
23:12تو بازم متوجه نشدی
23:14من یه سوالی برام پیش اومده
23:16تو چرا به دورو برای توجه نمی کنی
23:18چی برای تو مهمه
23:19من خودم
23:21نمی دونم
23:22بیاغلی دیگه
23:24وای آب جی جون
23:33نمی دونی که
23:34من می ترسیدم دیگه نتونیم بیایم بیرون
23:36خوب شد که اومدیم اینجا
23:37واقعا دلم باز شد
23:38دیگه داریم به زندگی سابقمون
23:41بر می گردیم عزیزم
23:43با این گولی که تو به شایک ها زدی
23:49از این به بعد معفقیتمون تزمینه
23:52پیش به سوی آینگه
23:53خدا کنه
23:54حالا می بینی
23:56ایریمم به زودی با آت آشتی می کنه
23:58اصلا نگره نباش
24:00به ایریمم امیدوارم
24:05اما می دونی که مشکل بزرگتری داریم
24:08مگه نه
24:08اید
24:10نمی دونم منو می بخشه یا نه
24:18نگره نباشه
24:18همونطور که تو اونو بخشیده
24:20اونم طورو می بخشه
24:20پس چی؟
24:22جانر جون
24:22من انتخاب دیگه جز بخشیدنش نداشتم
24:25به هر حال من مادرشم
24:27مگه آدم با بچه خودش می تونه قرر کنه؟
24:29چرا قرر نکنه؟
24:30وقتی بچه سعی میکنه مادرش رو بکشه
24:32باید هم باش قرر کنه
24:33دلیل این که ایدون کارو با من کرد
24:37اینه که
24:38از دست من خیلی عصبانی جانر
24:40خدا می دونه این مدت چی به سرش آمد
24:45اگه من ولش نمی کردم
24:46باشه آبجی جون باشه
24:48تو رو خدا به این چیزها فکر نکن
24:49باشه به این چیزها فکر نکن
24:50چون گذشتها دیگه گذشته
24:51ما باید بریادیم به روال سابقمون
24:53باید خیلی مصمم باشیم
24:55همونطور که بقیه مشکلات رو حل کردیم
24:56این مشکل هم حل میکنیم آبجی جون
24:58آکی
24:59حرفتو گوش میکنم
25:01آفره
25:03آلاش
25:03بذار بگم صورت حسابو بیارم
25:06آکی
25:06صورت حساب لطفا
25:09میگم آبجی
25:11من پول نقد هم رام نیست
25:13میشه تو کار بکشی
25:15مگه تو کار نمی کنی
25:18منو
25:20ره کار میکنم
25:22اما هنوز حق نگرفتم که
25:23بده به خودم باشه
25:25اینجا چقدر قشنگ شده
25:50اومدی حساب منو خراب کنی اید
25:53خیلی خوب بالا حسابانی نشد
25:55آقا حالید نایمده
25:56رفتن بیمارستان الان بر میکردن
25:59دیشب چکار کردی؟
26:02چیزی که نشد؟
26:03چیزی نشد رفتیم شام خوردیم
26:05لیلا گفت اون پسره
26:06یهو ویل کرده رفته آره
26:08درسته
26:10یهو پاشد رفت
26:12ببین اید اگه حسودی کرده باشی
26:14و حرف قلطی زده باشی
26:15من کاری نکردم
26:17نکردم
26:20تو هم حسابت خورده
26:21حسابانیت تو داری سر من خالی میکنی
26:24شش
26:26تو رو خود نگه کن
26:27ما با کیه سر کله میزنیم
26:29حالی چطور تونسته اینا رو قبول کنی؟
26:32چیو نفهمیدی؟
26:34بگو شیل فهمت کنم
26:35خوش اومدیم
26:35من داره یلیز اسمتون یدم نیست
26:37شما هم خوش اومدید
26:38خیلی ممنون
26:39من اومدم خونه دخترم
26:41چطوری پسرم؟
26:43خوبم خیلی ممنونم
26:44خوب شاهیکا
26:46تعریف کن ببینم
26:47چطوری خونه مردمو خراب میکنی؟
26:50ببخشید خانم
26:52متوجه نشدم؟
26:53چیو متوجه نشدی؟
26:55اومدی جشن خدنه یه پسر نام زده
26:57این کارتو منم متوجه نمیشم
26:59عزیزم
26:59ببینید خانمی که اسمتونو نمیدونم
27:02درسته که شما بیعدب و گزتاخید
27:04اما من به شما بیعدبی نمی کنم
27:07شخی میکنی
27:10من میرم یه سری به دختر رو بزنم
27:14تو هم از این خانم نامحترم پذیرایی کنید
27:17یعنی حواست به من باشه
27:19من زبون این آدم ها رو بلدم
27:20بفرمید
27:29سلام
27:29اجده ها وارد میشود
27:36نگوشت کن نگوشت کن نگوشت کن
27:37بیاست این طرف اصلا پشت سرتون نکنم
27:39آقایون
27:39خوش اومدید
27:43خیلی ممنونم
27:45ما اومدیم که به یلدیز کمک کنیم
27:48واقعا دوستی شما با یلدیز مثل زدنیه
27:52آفرین به شما مرد نما ها
27:54ممنونم
27:55رسلی
27:57مادر محترم دوستتونم بالا تشریف دارم
28:01آه
28:02اسما خانم
28:03بله
28:04خود خودشم
28:04پس ما هم بریم بالا پیش اسما خودم
28:06دونه با چشمش میخورد
28:10بدو بدو فرار کن
28:11دونه بدونه از شررتون خلاس میشم
28:17خوشتیبترین آدم های این مهمونی من و شما
28:28شرسته
28:29کتو شلوارتونو خیلی پسندیدم مال منو ببینیم
28:31آلیه
28:32شمام خیلی شکیم
28:35نظر لطفتونم
28:36اینو که دیدم یده شما افتادم میذارم اشی اینجا
28:39ممنون
28:39آلیه شد
28:40بدینش به من لطفم
28:42خیلی مهمون
28:43دستتون درده
28:43ایلدیس
28:50شوهرت داره چپ چپ نگامون میکنه
28:53بیجا کرده تو حواست به حال جم باشه
28:55میترسم بیاد بزنه دم گوشم
28:57چشم از من بر نمیداره
28:58من اینجام نمیتونه کاری با کاری
29:00آخیالا راحت شد
29:01مخصوصا وقتی یاده ولاه هایی که سر تو آورده میفتم
29:04دیگه از هیچی نمیترسد
29:05جنر بیا
29:07اوزاد چطوره؟
29:11نگران نباش
29:12اما هر از گاهی نگاه میکنم
29:13میبینم بعضی رو به سکه ها بردن
29:15همینه آدم های پولدور همشون حسیسن
29:17تو همشون رو فاکتور کن
29:18فاکتور که سهله
29:19کارت ملیشون هم گرفتم
29:20دمتگر
29:22لیلی جون
29:24قهرمان من
29:25تبریک میگم یلگیشون
29:28خوش اومدی عزیزم
29:29خیلی ممنون
29:30خوش اومدی
29:31سلام
29:32وی
29:33لیلی جون خوش اومدی
29:35خوبم تو چطوری؟
29:36خوبم
29:37لیلی همکار ماست
29:39میدونم
29:40وقتی رفته بودم دیدن کایی ها دیدم اشون
29:42چطوری نقا؟
29:43ممنونم سما چطوری؟
29:44خدا رو شک
29:44خوبم
29:44ما فقط با هم همکاریم هیچ نسبت دیگه ای نداریم
29:47مگه نه
29:47لیلی جون
29:48لیلی جون
29:50بیا بریم حالی جان رو ببینیم
29:51آه برو ببینش
29:53خوش میگذره
30:03هر که حالی جان رو دید
30:05ما شاله یدش نریم
30:07بچم چشم نخوره
30:14این زنه برای چی اومده تو جشن پسرم؟
30:16ببین مراقب حرف زدانت باش
30:18شایکا قرار همسر من بشه
30:20یردیز جان
30:23تبریک میگم عزیزم
30:26چقدر خوشحال شدم
30:27خیلی لطف داری
30:28خواهشن آبرو ریزی ران انداز
30:32من کاملا آرومم
30:34آرامیم عزیزم
30:42یردیز
30:42من بیشتر از همه از این که بحشاتو پیده کردی خوشحالم
30:46خودت میدونی که
30:47مشخصه برای همینم نفر آخر اومدی که خودتو نشون بدی
30:51اگه هدفت جل به توجه بی خود تلاش نکن
30:54چون من چار چشمی حواسم به تو هست
30:56ملاحی یردیز
30:58خوش اومدی که آیا
30:59ممنون تبریک میگم
31:00حالا چطوره؟
31:01خوبه
31:01تبریک میگم یردیز
31:03ددشت جونم
31:04آقایتون جا تشریف بیاری
31:07آقا که یا تنها کسیه که من تو اینجا هم واقعا دوستش دارم
31:11اگه ایشون نبودن من الان تو بیمارستم با بچم گرفتار بودم
31:14درست چندین دوسته ای عزیزم من روزه خیلی سختی رو داشتم
31:18همه شو براتون تعریف میکنم
31:19حیف که اینجا خونه یه من نیست
31:21خونه یه من تو جهان گیره
31:22چار نفر چار نفر تشریف بیارید
31:24خودم همه شو براتون تعریف میکنم
31:26بیدیز
31:27باباشم خیلی قبیه
31:29بهترین بابا یه ساله
31:31این گلیز خانمه ما خیلی شختبه
31:34فقط متاسفانه ما دیگه با این جوکا خندمو نمیگیره
31:39بلاخره میخند دونم اتون
31:40چطوری؟
31:42ممنون خوبم شما چطوری؟
31:44منم خوبم
31:45بعد مهمونی کار خاصی که نداری
31:47میتونی یه چند ساعتی زود تربیه بیرون؟
31:49نه کار خاصی ندارم
31:50اما اگه موضوع مهمی هست
31:51میتونم سریع برم دفتر
31:52نه جونم
31:52تو دفتر کاری نداریم
31:55یه سورپراج برات دارم
31:56برای من؟
31:58امیدوارم خوشت بیاد
31:59باشه
32:01دادش من خیلی ترسم
32:06خیالت راحت داداش من اینجا هم نترس
32:09منظورم این نبود
32:10اونجا رو ببین
32:11من از اونو میترسم
32:14آره داداش حق داری بترسی
32:17میدونی اگه خوهرم بفهمه چی کار بکنه
32:21حالا دیگه کاریه که شده
32:22بعد به دلت رانده
32:23شاید این بارو بهت رحم کنه
32:25بخیال باشه
32:26خوهرم قیم قیمم میکنه به خدا
32:28دیگه
32:29بودو بودو
32:33نظر گریه
32:34ببینم به نظر شما آقا
32:36که این آدم مورد اعتمادی نیست
32:37راستش ما که تازه باشاش نشدیم
32:39آب جی
32:40نمیدونم
32:41آره منم در این مورد با لیلا موافقم
32:44عجیبه
32:45افنین باریه که با من موافقی
32:48خوشتون من
32:49اما من مطمئنم
32:50به نظر من آقا
32:51که این منو به قلعه های موافقیت میرسونه
32:54مطمئنم
32:54زهرا
32:55ببخشید نخواست حرفاتونو شنیدم
32:58تا کار جدیدی رو شروع کردی
32:59اصما خانو من یه نبیسندم
33:01مگه نمیدونید
33:02اونو که میدونم
33:03پس یعنی میخوای تو این مسیر ثابت قدم باشید
33:06معلومه خب من تازه این کار رو شروع کردم
33:08چرا باید ولش کنم تازه
33:09برای خودم مدیر برنامم پیدا کردم
33:12تو بول داری
33:13چرا خودتو خسته میکنی
33:14برو بگرد بریز بپاش خرید کن
33:16من همچین آدمی نیستم
33:17من طرفتار سادی زیستیم
33:19اصلا دوست ندارم بریز بپاش کنم
33:20چیزی که شما میکید با شخصیت من خیلی فاصل داری
33:22احمیدم از بس بولداری افسرده شدی
33:25اینم یه نوشه
33:26میگم خیلی به هم دیگه میان مگه نه
33:33کیا
33:34یلدیس حالی جان اسم اون پیسره چی بود
33:38امیر
33:40چرا اینقدر عصبی میشی عزیزم
33:45میبینی که هر کاری که از دستش برمیاد دره انجام میده
33:48داره با جیون و دیل ازش رو مرقبت میکنه
33:51تاسه
33:51تو که دیگه رابطه ای با یلدیس جان نداری
33:55بذار اونم با عشقش خوشحال باشه
33:58بعد میگم
33:59حرا که همه مهمون ها اومدن
34:07میتونیم کیکو ببوریم دیگه
34:09من یه مهمونه دیگه هم دارم
34:11کی؟
34:12سپرایزه
34:13همیر جان به دشمن
34:18ها مهمون ویشه همونم اومد
34:28سلام حالتون چطوره؟
34:35یلدیس تو ایندر رو دعوت کردی؟
34:38حالت کف مهمونی برای توه خونم مال توه هرکی رو بخوای میتونی دعوت کنی
34:42ایندر جون
34:44یلیس
34:47چه تصویر خونوادگی قشنگی؟
34:52به همه تون تبریک میگم
34:54مخصوصا به تو عزیزم
34:56اندر
34:57تو همیشه هر جا که دعوتت بکنن میری؟
35:01نو
35:03همه جا که نه
35:05اما دوست دارم ببینم دشمنم تو چه وضعیتی هم
35:09آره
35:10ایرین کجاست؟
35:12ایرین
35:12عشقم
35:13بابای عزیزم
35:14تو به چه حقی ایندر رو دعوت کردی؟
35:17اصلا به ایرین فکر کردی؟
35:19تو که نگفتی نمیتونم ایندر رو دعوت کنم
35:22بعدن حسابتو میرستم
35:23با اجازتون من برم به مهمون رو برستم
35:26خوبی پسرم؟
35:32خوبم بابا
35:33معلومه که خوبه چون مادرش کنارش مگه نه عزیزم
35:36خوشانم که حالت خوبه ایرین جون
35:41شنیدم دوباره میری مدرسه؟
35:43آره دیروز رفتم
35:44آلی
35:46میدونی من بیشتر
35:49از این خوشانم که اید کنار تو بهت کمک میکنه
35:53خیلی خوشانم
35:54تو چطوری اید؟ خوبی؟
36:00میبینید که خوبم ایندر خانه ها
36:02همیشه خوب باشی
36:05مراقب خودت باشی
36:11و اجازه ببخشید
36:13از اینم بردارید دوتا
36:14مراقب خوشانم که شنید
36:32امروز دیر زنگ زدی؟
36:45خونه پر از مهمونه فرصت نکردم
36:47اگه یه بار دیگه موبایلتو بدوزن دیگه نمیتونی به هیچ کس زنگ بزنیم
36:51حواظم هست
36:52نگران نباش
36:53دیگه تکرار نمیشه
36:55گفته بودی یه راه حلی پیدا میکنی پس چی شد؟
36:58بیدا کردم
36:59دیگه نمیتونی بین راحتی از شر اون بچه خلاس چی؟
37:02حواظت باشه کار اشتبایی ازت سر نزنه
37:05من که قاتل اون بچه نیستم
37:07درست نمیگم؟
37:08پس راه حل چیه؟
37:10اون بچه مال من میشه
37:11چی؟
37:12آره درست جنیدیم
37:14از شر هیلدیز خلاس میشم
37:17و اون بچه به زودی مال من و حالیت میشه
37:21و من و مادر صدا میزنه
37:23حالی جان اومد دست بیزنه
37:29بیا یه اکس با هم بگیم
37:34آره یه اکس بگیم
37:35جانر
37:43چیه؟
37:43این دختره برای چی اومده اینجا؟
37:45تابجی جن گیلدیز دوتش کرده میدونی که شکر کمکش کرده
37:48وای فی بامده
37:50اینجان اینقدر با کایا سمیمیه
37:52نه جون هم سمیمی نیستش
37:53کجا سمیمیه تو اینطوری فکر کردی؟
37:55ببین چی میگم
37:58برای آخرین بار دارم بهت تذکر میدم
38:00حق ندار این دختر قاطیه جمع مون کنی باشه
38:03حقا میزنی آب جی من با اون چی کار دارم ها؟
38:06بره خودشو شک کنه که الان خیلی کار دارم
38:09وگرنه حالشو میکرفتم
38:10آب جی اینطوری نگو دختر خوبیه
38:12خب بریم
38:17باشه
38:18راه من دورها
38:19دور؟
38:20تو را برا تعریف میکنم
38:22باشه
38:22یلدیس
38:23آقا حالیت خدا نگه دار
38:25خدا نگه دارتون
38:26خدا حافظ
38:27شب خیلی
38:28خدا حافظ
38:29دارم میان
38:31بری خودت نگه دارتون
38:36بس حلامت که یا
38:37بای بای
38:38همی بینم ایت
38:39ببین
38:40من مطمئنم یک هاسه
38:42زیر نیم که سه این دختره هست
38:44مطمئنم
38:45چه چه؟
38:50بای سهلا میام
38:51وجود داری میری
38:52نکنه میخوایی با لیلی دوا کنی
38:53نکنه
38:53چرا نگو جانر ببین چی میگم
38:55اگه حالیت اومد بیرون
38:57فوراً به من زنگ بزن
38:58چا چشی مراقبش باش
39:00برمی کردم
39:01حالا امیر
39:03اگه پیرمرد موسفید اومد بیرون
39:05فوراً به من خبر بده باشه
39:07زود باش
39:10لیل جون
39:13بیه لطفاً یک اکس از منو ممونم بگیر
39:31گزارشتو دادی؟
39:39اندر
39:42خواهشان حصاب منو با خود دیگه که نکن
39:45به خاطر آرامش خونوادم
39:47به هیچ کس نگفتم که چی کار کردی
39:49اینو یادت نره
39:50به خاطر آرامش خونوادت نه
39:53به خاطر امنیت خودت
39:55تو به هیچ کس نگفتی
39:56یه موبایل دیگه داشتی که ازاد بدوستنش
39:59حالیت از همه چیز من خبر داری
40:03اگه بخوای خودت میتونی بپرسی
40:06سیمکارت دومه منم
40:09برای سویس بود
40:10بی خود خودتو به زحمت انداختی
40:12شاهیکا
40:14هر نقشهی که تو سرت داری
40:18عملی نمیشه
40:19اینو مطمئن باش
40:21چون من قدم به قدم
40:24دارم دنبالت میام
40:26برای گفتن این مزخرفات تا اینجا اومدی؟
40:30نه
40:32اومدم آخرین روزهایی که تو این خونه هستی رو ببینم
40:35ایندر جون
40:40نه تو و نه اونی
40:41لیس هیچ خطری برای من نمیتونید داشته باشید
40:44تمام کارایی که میکنید تا من اصبی بشم
40:47بیهوده از عزیزم
40:48پس علکی خودتون رو به درد سر نندسیم
40:50شما فقط باید خنده ی من میشید
40:53که اینطور
40:54خوبه
40:56پس تا میتونید بلند بخند
40:59چون بعدا خیلی گریه میکنید
41:01خدرت تخیل تحسین برنگیزه
41:05خودحافظ عزیزم
41:09نمیخواییم بگین کجا داریم میریم؟
41:36وقتی اون چم آبیاد کولکسون مادرم به این حدیه دادی
41:40به داستانی که تعریف میکردی فکر کردم
41:43داستان جبای کچیک مادر بزرگ هم؟
41:45آره
41:46وقتی داشتی تعریف میکردی
41:48متوجه شدن خیلی دلتنگ گذشتو هستی
41:51برای همین خواستن یه حدیهی بهت بدم
41:53چه حدیهی؟
41:57داریم میریم ازمیر دیدن مادر بزرگیت
42:00تا خاطراتی رو که من از دست دادم
42:03تو به دست بیاری
42:05خب من جایی حالی جان فوت میکنم
42:20بابای شمکه گشو میباره
42:22درست پیزنید
42:41درست بزنید
42:46مامان جون
42:52میشه کیفم و بیاری لطفا
42:54باش عزیزم
42:55حالیت
43:03باید با هم دیگه حرف بزنیم
43:06بگو میشنون
43:07اینجا نمیشه
43:09میخوام در مورد تصمیمم باید حرف بزنم
43:12یا اینطور
43:13پس بریم پایین
43:15خوشحارم که تصمیم تو گرفتیم
43:33واقعا خوشحار شدیم
43:34آره
43:37پسرم باید پیش من باشه
43:40میدونم تو هم دوست داری برگردی سر خون زندگیت
43:43اما شایکا همینجا میمونه
43:45من برای آرامش هممون حتما یه رای پیدا میکنم
43:49تو زحمت نکش
43:51من رای حلش رو پیدا کردم
43:53دوبله شده در سریو جری
44:09میخوام ازت جداشم
44:23تو چی گفتی؟
44:31حالیت
44:32شنیدی که چی گفتم
44:33من امزا کردم
44:36تو هم امزا کن تموم بشه بری
Comments