Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:01وای آیی سلینا رو ببین
00:02همشون خیلی گوگولی هست
00:05میگم برامون درد سر نشه ایلیس خانم
00:08آیی از که ایت حالا اینقدر ترسو شدی آیی سل
00:11سرباز اندر که بودی دل و جورت زیادی داشتی این هم از شانس منی
00:14خودو بیامور زدش آدم خیلی خوبی بود
00:17ای پس راست میگن که آدمو بعد مرگشون عزیز میشن
00:21آخه ایلیس خانم من با شما اندر خانم روزگار گذاروندم
00:26اما شاییکا خانم رحم نداره به خودو با اردنگی مندازتم بیاره
00:30نه ترسای سل جون تو چیزید نمیشه من مراقبتم
00:33چرا اونطوری نگم میکنی؟
00:37من که قرار میست آخر عمرم اینجا بمونم
00:39این روزم میگذره
00:41به هر حال منم یه نقشه هایی دارم
00:43خدا کنه ایلیس خانم خدا کنه
00:45آیی با من کار دارن
00:48عجله نکن آی سل
00:52اول این کیسه ها رو بردار بعد برو به اون افریته برس
00:55خیلی
01:03تو نگره نباش پسرم
01:08ما با این زندگی نمی کنیم
01:09مامانت یه عالم نقشه چی ده
01:11بفرمی خانم
01:13آی سرخانم مثل این که شمایی نواخر کلیس دارتون شدوقه
01:16نه خانم طبقه پایین بودم
01:19شامم که حاضر نیست
01:20قلون حاضر میشه میرم میزو میچینم
01:23تازه آلتین هم تواش بسخونه است
01:25باشه خسته نباشید
01:27عزیزم تو از آی سل راضی نیستی؟
01:33راضیم عزیزم
01:35تازه اینقدر هم سنگ دل نیستم که بخوام سریدر خونه رو بعد از این همه وقت بیرون کنه
01:41من میدونم تو چقدر مهربونی
01:43اما اگه مشکلی هست به من بگو تو حلش کنم
01:46آه نه مشکلی که نیست
01:48هم آیستس میکنم سرگرمه حفظادم با یلدیز میشه و از کاره خونه قافل میشه
01:52آقا هر وقت سیدش میکنم تو اتاق یلدیزه
01:55فهمیدان خودم باش حرف میزن
01:57آه فقط لطفا دواش نکنی آقا هش میکنم
02:00من از اینجور چیزه اصلا خوشم نمید خودت که میدونیم
02:03تازه یلدیزو درک میکنه
02:05یعنی وقتی یه نفر مثل خودش پیدا میکنه دوست داره باش درد و دل کنه
02:10چی کار کنه خب بیاد با من حرف بسنه
02:13کاش یک ده هم از این شعور تو رو دیگرونم داشتن
02:17اما نداره
02:19آیش میکنم برای اینجور چیزه اصلا به تو خورد نکن
02:22بلاخره این روزا هم میگذره اینطوری نیست
02:25آره درسته
02:26خوبه
02:27چطوری آیستان جون
02:30کجا بودی دخترم؟ میدونی ساعت چنده؟
02:37یه مشته براتون دارم
02:39چه مشته یک کنچ پر
02:41برار کتابامون چاپ کنن
02:42من که گفته بودم حلش میکنم
02:46من که فکرشو نمیکردم کتابتو چاپ کنن
02:48خیلی تعجب کردن
02:50آه من رو دست کم گرفتی عزیزه دلم
02:52این چه حرفی عزیزم؟
02:53نفتتشم اون جایی که تو گفتی قبول نکردن
02:55خودم پیدا کردم
02:56چجوری پیدا کردی؟
02:58همه این جایی که شایی که معرفی کرده بود جواب رد دادن
03:01منم به ندای دلم گوش کردم
03:02اول اینجایی که درباز شد رفتم تو پول پرداخت کردم
03:05و قرار امشب کتابمو چاپ بکنن
03:07همین امشب؟
03:08پول چی رو پرداخت کردی؟
03:10پول چاپ کتابو دیگه
03:12چقدر پول بهشون داری؟
03:1623000 لیر
03:17دخترم تو عقل نداری؟
03:19باز چی شد بابا جا؟
03:20میخواسی چی بشه؟
03:21بازم سرت کلا گذاشتن
03:22نه سرم کلا نذاشتن کاملا مطمئنه
03:25دخترم آخه مگه نویزنده پول چاپ کتابو میده؟
03:28البته حق دارم
03:29من جای اونا بودم 20000 تا که سهل 100000 تا میگرفتم
03:32حالی جان آران شدشم؟
03:33آخه چطور میشورم آران باشم؟
03:34خستش شدم از این دختر؟
03:35زهراجون تو هم خودتو ناراحت نکنی؟
03:37پولا صدقی سر خودتو خونه بادت باشه؟
03:39نه سر هیچ هم اینطور نیست من قرار داد امزا کردم
03:42مطمئنم میدونم امشب کتاب چپ میشه
03:44باز گفت مطمئنم
03:46دخترم وقتی میری جایی که شایقا معرفی کرده
03:48میبینی کتاب تو قبول نمی کنن؟
03:50آخه چرا بازم اصرار میکنی؟
03:51نه دختر من تا سرش کلان نره دست بردار نیست
03:54تو بودنتم ضرره؟
03:56نبودنتم ضرره؟
03:57خب باقو جون من از کجا بدونم طرف دروق میگه
03:59فکردم راست میگه
04:00حلی جون میشه لطفا به اصاب خودت مسلط باشی؟
04:02من نمیفهمم آخه چرا انقدر این موضوع گنده میکنین
04:05اصلا گنده نیست که؟
04:06زهراجون تو خودتو ناراحت نکن
04:08لازم باشه خودم دوباره با انتشاراتی صحبت میکنم
04:10با پارتی بازی هم کشده کتابی تو برای چاپ میکنم
04:13با پارتی بازی؟
04:15با پارتی بازی کتاب چاپ کنیم که آبا اون بره؟
04:18خوب گوش کن ببین چی میگم دخترم
04:20از امشب به بعد دیگه حق نداری
04:21توی این خونه حرفی از کتاب بزنی
04:24فهمیدی؟
04:29تو چه میخوایی لیس؟
04:30چرا اومد اینجا؟
04:31گروست نمه حق ندارم بیایم آشپس خونه
04:33مگه من زندانیم؟
04:34کارهایی که با هم کردی و هیچ وقت فراموش نمیگم
04:36دیگم کن تا ایرین بیدار نشده
04:38و برای آشپسون قضا سو بخور بلا فاصله برو تو اتاقی
04:40باشه چشم شما امکن
04:42حالیت یه لیس درست میگه عزیزم
04:44بلش کن بذار یکم هوا بخوره
04:46من که من گفتم هوا نخور عزیزم
04:47ممنونم فرشته ی مهربون
04:49من میرم یه سر به ایرین بذارم
04:53طفلگ الان بیدار شده
04:54تو چرا به ایرین سر میزنی؟
04:55پس پرسترش یهید کجاست؟
04:57پرسترش مرخصی گرفته
04:59زهرا چی شده؟
05:03به تو چه؟
05:03از وقتی برگشتی تو این خونه همه چی به هم ریخته
05:05میتر بید
05:08هرچی سرتون بید حقتونه
05:09یه حالوچ هم برای من نخریدم
05:11آیسل
05:12برام سیبزمی سرخ کن
05:24اریم
05:44اریم
05:46اریم جون
05:48عزیزم
05:50حالیس خوبه؟
05:52صبح شده
05:56نه صبح نشده جونم
05:57دشتی کابوس بدیدی
05:58بیه یکم آب بخور
06:00حالیس خوبه؟
06:10کابوس بدیدم
06:11چی میگفتم؟
06:14دشتی حضیون میگفتی
06:16داد میزدی میگفتی نجتم بدید
06:18هیچی یادم نمیاد
06:21نگران نباش
06:23عزیز دلم
06:24من اینجا پیشتم
06:25میخواستم ببرم
06:28تو حالی خورده حالیت
06:29بهتر باشه
06:30اما
06:30یرلیز اونجاست
06:32یرلیز؟
06:33امه
06:33اما نگران نباشی
06:35یا فرستاد همش خونه
06:36سره دارم
06:36تو اتاق آیسل
06:38کنار رخشور خونه
06:39اریم
06:41ببین
06:42مباده به خاطر این
06:43که یرلیز
06:44مادرتو کشه
06:45بری اونجا
06:45برای سرش بری
06:46حیوانکی باردارم هست
06:54میخواد یه ددش خوشگل برات بیاره
06:56یه سرگرمی جدید
06:58یعنی یه ولی عهد جدید
07:01ماما نسم که دیگه نیست
07:02بهم قول بده باشه
07:07باشه قول
07:09خوبه
07:11ما تا چند ساعتی دیگه میخوابیم
07:14خونه کاملا ساکت میشه
07:16تا میتونی راحت بخوابیم
07:19قبل خواب دوباره بهت سر میزنم باشه
07:22باشه
07:22شب بخیر
07:24آیسل
07:40اگه از گرستنگی کم بوده به دوازد گرفتم
07:43و حافظم زیف شد
07:44بلاهایی که سرم آوردن و یادم بنداز که همیشه کینشون به دلم بمونه
07:47چشم خانم
07:49نوشه جونتون
07:50میگم ایریم با اینا غذا نمیخوره
07:53نه ایلیس خانم
07:55اون همش تو اتاقشه
07:56ببین آیسل
07:57نکنه اینا ایریم را چیز خورش کردن
08:01نه خانم آخه مگه میشه
08:03چرا باید همچین کاری بکنه
08:05تازه ایریم همش قرص دارون میخوره
08:07اکه اون را نباشن که حالش خوب نمیشه
08:14چیزی به کسی نگیدی لیس خانم
08:15بذاری
08:17اون فردا حال همه شونو میکرم
08:19آیی نگین تا رو خدا
08:21آیسل تو چرا همچین میکنی
08:24دستیاری یه سوپر قهرمان همیشه بهش کمک میکنه
08:27ببینم تا حالا شنیدی روبی به بعد من بگه
08:30وای تو رو خدا این کار رو نکنی من میترسم
08:32یعنی چی نفهمیدم
08:34بذار اینطوری بهت بگم
08:36من و تو با همدیگه
08:37مثل قوری و کتری هستی
08:39مثل اسکاجو مای زرفشوی هستی
08:41منو تو فهمیدی
08:42حالا فهمیدم این لیس خانم
08:45چون که با زبون خودت باید حرف زدم
08:47خارس خوب عزیزم
08:57خوب
08:58سردت که نیست
08:59خیلی خوش کلی
09:02سلام سلام
09:05آهر کجاست نمیاد پایین
09:07گفت نمیه محصابم خورده
09:09خودش اشتباه میکنه
09:11خودشم ناراعد میشه
09:12حالا کاریه که شده عزیزم
09:14اینقدر سرزنشش نکنه
09:15برم یه سر بهش بزنیم
09:16نه
09:16تو بهشین خودم میرم
09:18میترسم برای سر خودش بیاره
09:21دیگه فکر نمی کنم در این حد احمق باشه
09:23من دخترم رو میشنسم
09:25ازش بعید نیست
09:26برم یه سر به ایرین بزن
09:29عزیزم
09:33قایش میکنم زهره رو سرزنش نکن
09:35شاییکا
09:44جانم
09:45امروز یه اتفاقی افتاد که خیلی منو عزیت کرد
09:48چی شد؟
09:50اید مزاهمم شد
09:51دیوونه شدی هستان امکان نداره؟
09:53باور کن کف بیه با هم دیگه بریم بیرون
09:55یعنی تو از دعوت اون اینطوری برداش کردی لیل جون؟
09:58خب به نظر من اصلا دعوتش دوستانه نبود
10:00تازه اون این همه مدت به خونه ما رفت آمد داره
10:03چرا الان دعوت هم میکنه؟
10:04خب شاید دلش برات سخته
10:07یعنی چی؟
10:09چرا باید دلش به حالم بسوزه؟
10:10آخه تو دوستای زیادی نداری؟
10:12همش تنهایی؟
10:13شاید اینا رو دیده و دلش به حالت سخته
10:17مگه اید کیه که دلش به حال من بسوزه؟
10:20لیلاجون
10:21اید واقعا پسره با احساسیه
10:24دیدی که تو این مدت چقدر به الیم رسیدگی کرده؟
10:28خب شاید خواستی برای تو هم دل بسوزونه
10:30لطفا از رفترش بعد برداشت نکن خب؟
10:33یعنی میگی من اشتباه متوجه شدم؟
10:36فکر نکن چون دستیارم اینو میگم
10:38اما این امکان نداره به تو پیشنخد بده
10:41چرا؟
10:43چون من دوست دختراش رو دیدم حدیز دلم
10:45منظورت اینه که منو نمیپسنده
10:48بینی خوشگله هم توی دختر شیرینو تو دل بروی هستی
10:52اما باب سلقه یه اید نیست
10:54آخه چرا همش اینطوری میشه؟
11:07چرا اینطوری میشه؟
11:08چرا من ارزه هیچ کاری رو ندارم؟
11:13میدونم با چی کار کنم
11:14سب کن سب کننه حالتو میگیرم
11:16نشونت میدم
11:18کلا من داری یه نیچه
11:19الو
11:25الو
11:25الو
11:26این کار شما زش نیست؟
11:29من به شما اعتماد کردم پول دادم دستتون
11:32این پولا خوردن نداره من حلالتو نمی کنم
11:34نمیخواستم زنگ بزنم
11:36اما نتونستم تحمل کنم
11:37زهره خانم چی میگید؟ صداتونو نمیشتدم
11:40دارم میگم خودا بزنه به اون کمرت
11:41میخواست چی بهت بگم؟
11:43بعد هم بهتون زنگ میزنم
11:44الان چپ خونم
11:45برم کتاب شما رو چپ میکنم
11:47چیکار میکنی؟
11:48چپ خونم چپ خونه
11:50سرم کنه نرفته؟
12:03بابا
12:04بابا
12:06کجایین بابا جون؟
12:09یه خبر خوب دارم کجا دارم؟
12:11لیلا
12:11لیلا
12:12بابا جون میدونی چی شده
12:15میدونی چی شده دارن کتابا با چپ میکنیم
12:17چپ میکنیم؟
12:18بله بله گفتی که بی ارزم اما دیدی که بلاخره کتابا چپ شد
12:21آره خب بیست هزار لیز دادی؟ بایدم چپ میکنم
12:23نه نه زنگ زدم به یارو بگم که این چه بازشه گفت دارم کتابتونو چپ میکنم
12:26آه چی شده زخرا؟
12:28بایی لیز کتابم بلاخره چپ شد
12:30آه دیدی پسرم برات خودشانسی آورده
12:33اگه یه دونه دیگم چپ کنم من میخوام
12:35آخ جون بذار برم به لیلا و شایکان بگم
12:37حالید حالا که تنها گیره تا بردم
12:41من باید یه چیزایی بهرم
12:43خرید با تو چیلید؟
12:45به نظرت برای چیه؟
12:47ببین فقط بعده به دنیا اومدنه بچه میتونی خرید کنی فهمیدی؟
12:51البته اگه باباش من باشم
12:53تو خیلی خوب میدونی که این بچه مال توه
12:56اما اون زن
12:57نگام کن اسم شایکارو به زبونت نیار
13:00اون حضوره تو را تو این خونه تحمل میکنه
13:03صرفم برای این که منو دوست داره
13:04حالید من دارم تو خونه یه سرایداری زندگی میکنم
13:07اونم چون از دیدن این سحر لذب میبره اعتراض نمیکنه
13:09بیلدیز برای بار آخر بهت میگم
13:12حق نداری اسم شایکارو به زبونت بیاری
13:14فهمیدی؟
13:16از این به بعد یک کلمه هم حرف نمیزنی
13:18هی شایکا شایکا
13:19افسارش همش تو دست اونه
13:22از تحید دل بهت تبریک میگم
13:25امیدوارم کتابیت ریکورد فروش رو بزنه
13:27خدا از زبونت بشنبه فتا چمویی
13:30خیالم راحت شد به خدا
13:32عزیزم شنیدی چی شده؟
13:35آره شنیدم
13:35یارو پول گرفته اما باز خدا رو شو کتابم چاب کرده
13:39حد اقل یه دا دسته تدی شده
13:42حالا که امروز خبر به این خوبی گرفتیم
13:45موافقیم با دوستامون جشن بگیریم؟
13:48نمیدونم خوب اگه بابا راضی باشه منم بدم نمیاد
13:52هرچی تو بخوایی همون انجام میدونم
13:55پس منم ترتیب مهمونی رو میدم
13:58آه خیلی خوب حالا بریم شان بخوریم
14:03بیا دیدی گفتم درست میشه
14:05نمیدونم حسابم خیلی خود بود
14:07فکردم دوباره سرم کلا رفته
14:08میدونین که همش سرم کلا میره
14:10ولی بلاخره خدا رو شک درست شد
14:11یه دیز رفته اتاقش؟
14:15دو آباد رفته دیگه
14:16صدای زهرا رو که شنید اومد پیشمون
14:20همش دنبال یه فرصتی میگرده
14:22که بای تو تنها باشه
14:23نه با من کاری نداشت
14:25میخواست بره خرید کنه
14:27آره کاشگی بره
14:28سروازش افتضای
14:30واسه خودش نه برای بچه میخواد
14:32یعنی میخواد تو بوله خریده
14:34بچه یه نفر دیگر رو بدیم
14:35یه دیز واقعا آدم بانمکیه
14:38بگذاریم
14:39بهتر من چیزه نگم
14:41چون من سر از کار یه دیز در نمیارم
14:43کاش هرچی زودتر این قضیه هم هرچه
14:46که برگردیم به روال سابق
14:48من فقط همی رو میخواد
14:49بگذاریم
14:50حالا بعدا راجب اینو حرف میذاریم
14:52شروع کنیم بچه ها
14:53روش جون
14:54اریمم
15:00هنوز نخوابیدی؟
15:06اصری خوابیده بودم
15:07اون خوابم نمیاد
15:08مو هم داریم میریم بخوابیم
15:10اومدم بهت شب خیر بگم
15:12شب خیر
15:15فقط اگه چیزی لزم داشتیم
15:19مباده بری پایین باشه
15:20آیسر رو صده بزن برات بیاره بالا
15:22نمیخوام بری اون زن رو ببینی
15:24باشه
15:30شبت به خیر
15:42موسیقی موسیقی
15:51موسیقی
16:21موسیقی
16:51موسیقی
17:20موسیقی
17:22موسیقی
17:24موسیقی
17:26موسیقی
17:28موسیقی
17:30موسیقی
17:32موسیقی
17:34موسیقی
17:36موسیقی
17:38موسیقی
17:40موسیقی
17:42موسیقی
17:44موسیقی
17:46موسیقی
17:48موسیقی
17:50موسیقی
17:52موسیقی
17:56موسیقی
17:58موسیقی
18:00موسیقی
18:02موسیقی
18:04موسیقی
18:06موسیقی
18:08موسیقی
18:10موسیقی
18:12موسیقی
18:14موسیقی
18:16موسیقی
18:18موسیقی
18:20موسیقی
18:22موسیقی
18:24موسیقی
18:26موسیقی
18:28موسیقی
18:30موسیقی
18:32موسیقی
18:34موسیقی
18:36موسیقی
18:38موسیقی
18:40موسیقی
18:42موسیقی
18:44موسیقی
18:46موسیقی
18:48موسیقی
18:50موسیقی
18:52موسیقی
18:54موسیقی
18:55موسیقی
18:56شایکا من دیگه واقعا نمیدونم باید چی کار کنم
19:12ما منتظریم اریم خوشه اما اون روز به روز حالش بدتر و بدتر میشه
19:16اگه بلایی سره یلدیز میاورد چه خاکی به سرم میکردم
19:20چی بگم حالی جون منم شکی شدم
19:23مثل این که نباید گلی ظاهر آرامش رو بخوریم
19:26چطوره با دکترش حرف بزنیم و دوباره توی کلنیک بستریش کنیم
19:35یعنی چی؟
19:37میخوایی به خاطر یلدیز اریم رو بفرسی بره؟
19:41شایکا حالایی که اریم خواسته به یلدیز صدمه بزنه
19:45به دیگر اونم میتونه صدمه بزنه
19:48شایکا من به فکر یلدیز نیستم
19:51من به سرامتی پسرم فکر میکنم
19:54میفهمی؟
19:55اریم هیچ آسیبی به دیگر رو نمیرسونه
19:57اون فقط با یلدیز مشکل داره
19:59حقم داره
20:00اصلا شاید مادرش رو یلدیز هل داده
20:03اگه قراری یه نفر از این خونه بره
20:05اون یلدیزه
20:06شایکا
20:08من نمیتونم یلدیز رو با این حالش از خونه بیرون کنم
20:13زمنن نمیخوام ورد زبون این اون بهشم و آبرون بره
20:15خب پس نباید اجازه بده یلیزو خونه بچرخه
20:19اون که همهش تو اتاقشه
20:20یلیزو به خاطر امنیت خودش باید حبس کنیم
20:25یعنی میگی در اتاقشو گفت کنیم آره
20:29خود دیدی دیگه وقتی در اتاقش باید باشه چه بله سرش میان
20:34خود دیگه وقتی دیگه وقتی دیگه
21:04میگم اشتباه کردیم که دیروز همه ای پرونده ها رو مرتب کردیم
21:18امروز هیچ کاری برای انجام دادن نداریم
21:20میگم چطوره؟
21:22بازی کنیم
21:23موافقم
21:24سلام آقای اون
21:30خوشمدی رئیست
21:31ما هم داشتیم تفصیم وظیف میکردیم که
21:33کی کجا مرتب کنه
21:35کی پوشه ها رو جا بجا
21:36باشه خوبه خسته نباشید
21:38چیه هران وقتی مونسکه نیست
21:40هیچی داداشت
21:42مثل همیشه داره علکی حرف
21:44آه یعنی دارم علکی حرف میزنم تیکیه
21:45میگم انا وقتیش نیست
21:46آقای اون
21:47بگید ببینم چی شده
21:49داداشت
21:50یه نفر از من کمک خواسته
21:54دارشو حقوق بوده
21:56میخواد دوره کاراموزی بگذارنه
21:58میخواستم بپرسن میتونی کمکش کنیم
22:00باشه بگو بیاد حرف بزنیم
22:02شاید بتونم کمکش کنم
22:03اما اگه به دردم نخوره
22:05استخدامش نمی کنم
22:06باشه باشه داداشت
22:08بهش خبر میدم
22:09باشه
22:10منم برام یه قفه برای رئیسمون درست کنم
22:12و بیان
22:12دست درد مکنه
22:15امان از دستت
22:17امان از دستتون
22:19صبح بخیر
22:24صبح بخیر آیسل
22:25حالتون جدره ایلیس خانم
22:28دیشم خیلی ترسیدم
22:30خدایی نکرده که بلایی سر شما یه بچتون میومد چی؟
22:33خوبم خوبم طوریم نیست
22:34فقط نمیدونم که ایرین چرا اینقدر از من متنفر شده
22:37اجازه بدی من جمع میکنم
22:39اون مریض ایلیس خانم
22:40شما ازش به دل نگیرین
22:42این طفلت نمیدونه داره چیکار میکنه
22:44میگم آیسل یعنی تو هنوز متوجه نشدی رفتاره ایرین خیلی غیر عادیه
22:48اون پسره که صبح تا شب بالا سرشه
22:50شاهیکام که همش تو اتاق ایرینه
22:52اینا یه بلایی سر اون بچه آوردن
22:54حالش روز بروز داره بدتن میشه
22:56بلاخره ثابتش میکنم
22:58اما هنوز نمیدونم چجوری
22:59پناه بر خدا
23:00ایلیس خانم
23:02رستی اومده بودم بهتون بگن که
23:04شاهیکا خانم با شما کار دارن
23:07بگو منتظر باشه میخوام دوش بگیرم
23:10گفت بهتون بگم باید برین خدمتشون
23:13این دارو باز کنه اصلا به منو خود نگم
23:15بفرمید
23:16آخه ما میخواییم اینجا چی کار کنیم
23:20چه میدونم تو داشت
23:21غذا سفارش بدن
23:22آره رئیسی سفارش بده بیار
23:24چی میخوری؟
23:25بگو توست بیارن
23:26سلام من اومده
23:29کاش اومدی؟
23:30زود رسیدی؟
23:31وقتی زنگ زدی همین دورو برا بودم
23:33باشه ببین من با رئیس حرف زدم گفت بگو بیاد
23:36اما هنوز ایچی قطعی نیست خلاصه
23:38الکی امیدوار نشون
23:39باشه
23:40رسین اولین کارموزی ته یا قبلنم دوری کارموزی گذروندی؟
23:43نه این اولین بارمه
23:44حالا مهم نیست
23:46برو باش حرف بزم
23:48اما فقط خواهشن منو شرمنده اون نکن
23:51چون اون به خاطر من قبول کرده با تو حرف بزنه
23:54نگره نباش حباسم هست
23:56باشه
23:57ببین از این پلا میری پایین انتهای حیات دفتر رئیسه
24:00یادت نره در بزنی
24:01اینو دیگه خودم هم میدونم خیلی مهمنونم
24:04چطه تو؟
24:09بگی چیکار کردم؟
24:10چرا اینطوری باش رفتار میکنی؟
24:11بابا این دختر خواهرته
24:13نه نه بابا
24:14بره خودشو شکنه
24:15همین مصابرم براش جور کردم
24:16وگرنه منو چه به دختر اون محتیکه
24:18بفرمایین
24:35سلام من لیلی هستم
24:39جانر منو معرفی کرده
24:48من دیروز شما رو تو مغازه دیدم
24:53آره یادمه
24:55دنیا خیلی کچیکه
24:57به عنوان دختری که لباسشو پرو نکرده فرار کرد
25:01یادم مندید
25:02راستش
25:04فرار نکردم
25:06فقط یکم اجلی داشتم
25:07بفرمایی بشینی
25:09مچکرم
25:18اینجوره یه خورده هم عجیب شد
25:21چرا؟
25:22خب دیروز
25:23اونجا هم دیگر رو دیدیم
25:24امروز هم اینجا
25:25برای همین عجیبه
25:26اتفاق خوب
25:27آره
25:28جانر گفتانه چون یه حقوق هستید
25:31بله درست گفته
25:32اما مجبور شدم انصراف بدن
25:34یه سری مشکلات مادی برام پیش اومده بود
25:38فهمیدم
25:43چیزه
25:47راجع به خودم میخواستم یه چیزایی بگم
25:49من اگه بتونم اینجا کار آموزی کنم
25:52دانشگام هم میتونم تبون کنم
25:54زمنان من آدم کوشایی هستم
25:55با اراده هستم
25:57با ساعت کاری طولانی مخالفت نمی کنم
25:59هر کاری بگین انجام میدم
26:00سریع هم هستم
26:01سریع یاد میگیرم
26:02خلاصه این که اگه منو قبول کنین
26:04مطمئن باشین پشیمونتون نمی کنم
26:17باشه
26:18باشه
26:21یعنی چی؟
26:22خب یه امتحانی میکنیم
26:23واقعا میگی؟
26:26یعنی من الان استخدام شدم؟
26:28یک ما امتحان میکنیم
26:29اگه اصلا دیگه راضی بودیم
26:31ادامه میدیم
26:31وگر نه
26:32راهمون اصلا جدا میشه
26:34باشه؟
26:35آی
26:36از اونی که فکرشو میکردم راحتم
26:38میخواستی سخت باشه؟
26:39نه منظورم این نبود
26:40آخه همیشه همه چی تو زندگی من سخت بوده
26:43این اولین باره که این طوری کنیم
26:44شاید از امروز به بعد زندگی تغییر کنیم
26:46خود رو چه دیدیم؟
26:48شاید
26:48تبریک میگم
26:57از فردا میتونی کارتو شروع کنیم
27:00جانریه فرمیت میده اونو پرش کن
27:02باشه؟
27:02باشه
27:03حلی ازتون من بگم
27:05میبینم ات
27:06خدا نگهدو
27:07فیلن هیچ خبری از خانواده آرگون نوشته نشده
27:34اما چیزی نمونده
27:35صداش در میاد
27:36آب میخوری؟
27:38من گلم خوش شده
27:39نه داداش من نمیخورم ممنون
27:40ایوه
27:41آف
27:43آه
27:44چی شد؟
27:47قبول نکرد مگه نه من که بهت گفت
27:48این چه حرف یه اشکال نداره
27:50تو مال یه کار دیگه میکردیم
27:52استخدام شده
27:56ایوه
27:57چرا؟
27:59این که خبر خوبیه باید خوشحال باشیم
28:01مگه نه؟
28:02ممنونم منم خیلی خیلی خوشحال شده
28:04بلی خودمونی ما دختر خوشحال سیاسی مگه نه؟
28:07آره خدا رو شکر
28:09فقط یه فرم باید پر کنم
28:10فرم؟
28:11آه
28:14فرم درخواست هم کنی
28:15همین دور برای سلام پیداش میکنم
28:17باشه
28:18مالی خانم
28:29یه لیس کجا است؟
28:30داره دوش میگیره بیاد خدمتتون
28:32مگه نمیدونه من منتظرشم
28:33میدونه خانم
28:34بگو عجاله کنم
28:41دیشب چی شده بود؟
28:45نپرس
28:45اگه یه لیزباز هم اینجا بمونه
28:48ارین بلخره یه کاری دستش میده
28:50بوده رو شوی خالی تم اینو فهمید
28:52خوبه برس
28:54زمنان لیلا جان ازتون شاکی بودن
28:58شاکی بود؟
29:00این دختره چرا اینقدر لوسه؟
29:03خب وقتی اینقدر تابل و مخ میزنی
29:05نتیجهش همینه دیگه
29:07حالا من خودم باش حرف سدم رفع رو جوش کردم
29:10اما تو هم از این به بعد هرچی من بگم
29:12همون کار بکن
29:13نباید سر خود حرکت کنی
29:14باشه فهمیدم
29:15فقط اینو بدون که من از این دختره خوشم نمیاد
29:17چی کار میشه کرد اید
29:19متاسفانه زندگی همینطوره
29:20اون طرفی که ما میخواییم پیش نمیره
29:22سلام
29:24سلام عزیزم
29:25من و ایدم داشتیم راجع به کار حرف میزدیم
29:29هره چطوری؟
29:29بعد اتفاق دیشب دیگه خوابم نبارد
29:31تا صبح بیدار بودم
29:32برای منم خیلی ترسیدم
29:33خودکانه دیگه همچین اتفاقی نیافته
29:36دیگه هیچ وقت همچین اتفاقی نمیافته
29:38به من اعتماد کن
29:39لازم باشه از این به بعد اید همینجا میمونه
29:41اید یه خانومی اومده میخواد تو رو ببینه
29:51بگو بید همینجا
29:52عشقم
29:56عشقم
29:57ببخشید سرزده اومدم خواستم قبل از رفتم ببینم
30:03کار خوبی کردی غافلگیر شدم کش قبلش خبر میددی
30:07شاهیکا خانوم
30:08عزیزم
30:10سرین جان
30:11تون چطوره؟
30:12خوبم عزیزم تو چطوری؟
30:14منم خوبم ممنون
30:15قراره برای شوی لباس برم میلان
30:17اومدم ایدو ببینم
30:19سلام لیلو هستم
30:20سلام
30:21دختر مهربون
30:27کار خیلی خوبی کردی که اومدیم
30:29اید تو از مهمونت پذیره کن
30:31اصلا نگرانم نباش من خودم حوسم به ایلیم هست
30:35باشه خیلی ممنون شاهیکا خانوم
30:37عزیزم
30:40سلام من رو به پدر برستم
30:41بزرگیتون رو میرسونم
30:43آی سر خانوم یا لحظه میایی
30:46لیل جنم چیزی شده؟
30:51از چیزی دل خوری؟
30:52نه
30:53نه
30:54تو بابایی این دختره رو از کجا میشنسی؟
31:04باباشه که از پروفسورای معروف اقتصاده
31:06مادرش هم دوست دید دوران دانشگاه برادرمه
31:09چجله؟
31:12بپرمید
31:17چی میخوری؟
31:20عشقم
31:21یه قهوهی تورپ لطفا
31:23منم همینطور
31:24چه عشقالل میارم؟
31:26دست درد نکنه آی سرخانه
31:28عشقم سورپرایزم کردیم؟
31:31شما چطوری با آقای کایی آشنا شدیم؟
31:33خواهی ها دوستمونه
31:35آه
31:36داداش
31:37تعجب کرده که ما رفقی رئیسیم
31:39نه این چه حرفیه منظور من این نبود
31:41از طریق خوهرم باشت آشنا شدیم
31:45محذرت میخوا
31:47نمیخواستم یادت بیندازم واقع
31:49حتی یا لحظه هم یادم نمیره
31:52بی خیال این حرفا بیایید راجع به چیزهای خوب حرف بزنیم مگه نه؟
31:56باشه
31:57مثلا راجع به چه چیز خوبی میخواییم حرف بزنیم؟
31:59مثلا
32:01عشق
32:03نه داداش من میل ندارم
32:05همون یه باری که گرفتار شدم بستم
32:06مگه چی شد؟
32:07البته اگه شخصی نیست؟
32:08بابا شخصی نیست
32:09هر دومونم از دوستخترامون جدا شدیم
32:12اونو میگه
32:13اما میبینی که این هنوز هم سر عقل نهیم
32:15هی بابا چرا باید سر عقل بیام؟
32:17من که در قلبم رو به روی عشق نبستم فقط
32:20تا دوباره بیاد همینجوری منتظرشم
32:22باشه موفق باشی همینجوری منتظر باش تا بیاد
32:25چی بگم؟
32:26بفرمای دیدی لیلی هم با من محافظ
32:28نه نه نه من چون الان درگیر مشکلات زندگی هم
32:31به نظرم عشق در نگاه اول یه خوده غیر ممکنه
32:35نه جونم نه منظور من عشق در نگاه اول نیست
32:38منظورم عشق در نگاه دومه
32:41کوی نو یوکان
32:44آره کوی نو یوکان
32:46حسی که وقتی با یه نفر عشق نمیشی بهت میگه که قرار عشقش بشی
32:52البته شاید بلافاظ اتفاق نگفته اما اتفاق افتادنش باید بست
32:57ببینم تو وقتی که من خونه نیستم چی میکنیم؟
33:00نیست اینکه قرار فضای اینجا خیلی مفرح باشه اما من الان باید برم
33:04فردا کارمو شروع میکنم باشه
33:06باشه برو به سلامه
33:07به خطر همه جی بازم ازتون ممنونم خداحافظ
33:10خداحافظ
33:12خانم کیسه ای که خاصی دعاوردم چی کارش کنم؟
33:15بذارش رو میز کیفم بده به من
33:21بفرمین
33:30یلیز جون با من کار داشتی؟
33:33نگران حالت بودم عزیزم
33:35چون نگرانم بودی گفتی با این بچه تو شکمم بیام خدمتتون؟
33:39خیلی مهربونی
33:41تو میتونی هر چقدر که درت بخواد راجع به من قضاوت کنی
33:45اما من فقط خوبی تو رو میخوام عزیزم ببین
33:48یه آلم لباس برات جدا کردم
33:52لباس؟
33:54مهام
33:55گرچه مطمئن نیستم الان بتونی بپوشی اما
33:58اگه بعد زایمانت لاغر کنیم حتما میتونی بپوشیم
34:02آه رسی حالت گفت که میخوایی بری خرید کنیم
34:08هرچند اون زیاد رازی نیست اما من دلم نگمد بیا بگیرم
34:12این دیگه چیه؟
34:14آه اگه کمه بگو بیشتر بهت بدم
34:18من وقتی به حالت گفتم میخوام خرید کنم منظورم این نبود
34:22یلیز جان
34:24وقتی میبینی کسی محلت نمیذاره درخواست بیجا نکن
34:28وگرنه حال روزت همین میشه
34:30شاهی کاجون؟
34:32بچه من دو هفته دیگه به دنیا میان
34:34حالت از بسرش مراقبت میکنه
34:36خیلی هم خوب ازش مراقبت میکنه
34:38فقط دو هفته سب کن
34:40چیزی زیادی نمونده
34:42چونت میدم کی به کی؟
34:44یلیز کهی ستا جا گذشتی؟
34:52خوب دو پاره وستخونه
35:08ممنون که اومدی لطف کردی؟
35:10ممنون کنم
35:12من دست مزدم و از شایکا خانوم میگیرم
35:14اگه بازم کار داشتی به هم بکنم
35:16باشه شمارتونه گرفتم خبرتونه
35:18باشه
35:26داری میدی دانشگاه؟
35:28آره
35:30موفق باشی
35:32دوست اخترت رفت
35:34آره رفت
35:36دوست اخترت میتونه میخواسی با من قرار بذاری؟
35:40من دیگه واقعا دلم داره با حالت میسوزم
35:42مثل اینکه تا به حال کسی دعوتت نکرده برید بیرون
35:46اگه میرفتیم اونم میمه
35:48اما تو فرصت ها از دست دادیم
35:50ببخشیده کدوم فرصم؟
35:52به هر حال من دیگه اصلا دلم نمیخواد با ات برم بیرون
35:54نکه من خیلی دلم میخواد با تو برم بیرون
35:56میخوادم و متاسفم چون دیگه امکانش نیست
36:02پسره پورو مریض روانی
36:04آخه من تو رو میخوام چیکار؟
36:06اسکو
36:08صبح بخیر آقا حالیت
36:22صبح بخیر
36:24اید امروز خیلی مراقب باش به این جنوان ایرمو تنها نذارم
36:27شنیدم چی شده نگران نباشین حواسم هست
36:29باشه
36:30خیلی مچکرم اید خونه رو به تو میسپرم
36:33عزیزم من الان میام
36:34عجله کن
36:35حوضه چطوره؟
36:37حق با تو بود
36:39لیلا حسابی کفری شده
36:40دیدی بهت گفتم
36:43دخترا و آقا نجیب غریبم
36:45درسته
36:47همینطوری به کارت ادامه بده
36:49ببینم چیکار میکنی
36:59آیسل
37:00آیسل
37:01بودو بیا
37:02اومدم اومدم ایلیس خانم
37:06رفتن
37:08آره رفتن
37:10خوبه پس
37:12تو اون کیسه ها رو بیار بیرون باشه
37:18رفتن؟
37:19آره آره تو چیکار کردی؟
37:20باشه پس من همین الان نیروی کمکیو میفرستم
37:22تا نیم ساعت دیگه میرسه؟
37:24آره بابا
37:25باشه خوبه
37:26ببینم همه رو دعوت کرده دیگه آره؟
37:27آره جونم
37:28تا یه ساعت دیگه میونه اشرافیه علمشنگه بپا میشه
37:31منم همینو میخوام فعلا خدافز
37:34آه ایلیس خانمه ای تنسو حیاته
37:38اشکالی نداره الان دکش میکنم تا نیم ساعت دیگه امیر میاده اینجا حواسبان
37:42باشه چشمیلیس خانم
37:44راحت باش راحت باش
38:05حالتون چطوره؟
38:06نظر خودت چی؟
38:09آه شنیدم دیشب چی شده
38:11ببینم اریمو تو اینطورش کردی؟
38:15ببخشید
38:16من
38:18به خطر سلامتی اریم اینجام
38:21به نظرت این که تو هر فرصتی میخواد منو خفه کنه عادیه
38:25اریم حالش خوب نیست
38:27این موضوع هیچ رفتی به مرگ مادرش نداره من احمق نیستم
38:31شما منو مغصر میدونی؟
38:34تو را مغصر نمیدونم تو فقط یه وسیله ای
38:38منظورتون چیه؟
38:39من باردارم و زن قانونی حالتن
38:43اون وقت اتاق سرای داری زندگی میکنم
38:45کسی که حالتو مجبور به این کارا میکنه
38:47خدا میدونه تو را مجبور به چه کارا میکنه
38:49منظورتون را فهمیدم اما
38:51شایکا خانوم همچین آدمی نیست
38:52پس چطور عادت نیست؟
38:54آدم این که تحمل ظلم را نداره و از عزیزاش مراقبت را محافظت میکنه
38:57مطمئنی راجع به این آدم حرف میزنی؟
39:00افثارتو هم دست شایکاست
39:01منظور من علاقه ای که به عزیزانش داره
39:04اگه رفتارش باشه ما متفاوته پس یعنی شما را دوست نداره
39:07و اگه شایکا خانوم کسی را دوست نداشته باشه حتما دلیلش موجهه
39:12کجا میری داشتیم حرف میزدیم؟
39:16میرم پیشعری
39:18خوبه برو پیشعری مراقبش باش تا منم با خیال راحت پشینم اینجا
39:21هر کار دلتون میخواد بکنید من میخوایم بریم پیاد روی
39:27پیاد رویتون طولانی باشه تا منم به مهمونان برسم
39:43بیا تو جانر
39:46خسته نبشی دادش مزایم که نشده
39:48بیا بشین جانر بیا
39:52دادش
39:55من بدون اطلاع تو یک کاری کردم فقط امیدوارم درخورده
39:58چی کار کردی؟
40:00امید یکی دو ساعتی رفت بیرون اگه اشکالی نداره
40:03مشکلی که پیشنه اومد
40:06راستش دادش یلدی صد دفعه تحکید کرده که چیزی بد نگم اما من دیگه تعمالشو ندارم دارم خفه میشم بخواد
40:12حرف بزند جانر چی شده؟
40:14این اتفاق خیلی درخراش افتاده امونه میدارم چطوری بهت بکم
40:17احالی تو و شایکا
40:21رفتارشون با یلیز خیلی بده همش این بند خدا را عذیت میکنن
40:25فرستادنش اتاها سرایدار یه لغم نونم بهش نمیدن
40:28معلوم از چی داره میگی جانر؟
40:30دادش به خدا دارم جدی میگن
40:33اگه حرفم را باور نمیکنی اگه فکر میکنی دارم دروغ میگم امشب برو با چشمای خودت ببین
40:38یلیز که اومده بود اینجا اما چیزی به من نگفت حالش هم خیلی خوب بود
40:43ام اگه میتونه بگی دادش بنده خدا نخواست قرورش له بشه
40:47ای بابا اما شایکا همچین کاری نمیکنه اگرم حالیت بخواد همچین کاری بکنه جرش رو میگیره
40:53دادش
40:55بگذاریم من نمیخواب بیشتر از این چیزی بگم اون تو را نراحت کنم
40:58فقط خواستم در جریان باشی دیدم بگی ایلدیز حالش خیلی بده من و امیرم تصمیم گرفتیم یه مهمونی برای بچهش بگیرم امیرم رفت کمکش کنه
41:06دمتون گرم کار خوبی کردین ایلدیز برای من خیلی عزیزه
41:10واقعا براش نراحت شدم
41:12میرم صحبت میکنم هم با شاهیکا هم با آقا حالیت صحبت میکنم
41:16آره دادش صحبت کن شاید به نتیجه برسیم
41:18من دیگه بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم با اجازه شما
41:21باشه
41:22فیلان دادش به کارت برس
Comments

Recommended