Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر می‌کند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز می‌کند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد می‌شود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمی‌کرد...

یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار می‌کند و زینب نیز در یکی از شرکت‌ها به عنوان کارمند فعالیت می‌کند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر می‌کند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز می‌گوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگی‌اش است، می‌پذیرد. شرکتی که زینب در آن کار می‌کند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری می‌شود. علیهان و زینب تفاوت‌ها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوت‌ها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل می‌شود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمی‌دانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آن‌ها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر می‌گذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترک‌سور کیوانچ کسابالی

سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM

Category

📺
TV
Transcript
00:00خوش میگذره؟
00:02ها را خب پایده درست میکنید
00:03از خودتون پذیرهی کنید
00:05لطفا تارف نکنید و خوش بگذرانید
00:08دیانا
00:10چقدر خوشحالم که اومدی عزیز
00:11خیلی ممنونم واقعا این لباس خیلی به اسمید
00:14خیلی خوشگرد شدید
00:16حزیزم
00:16سلام خوش اومدید
00:23خیلی ممنونم
00:24حالتون چطوره؟
00:25منم خوبم خیلی ممنون
00:27بی عزیزم میخوام تو رو به دوستم
00:29معرفی کنم از این طرف
00:31آقا علی دیانا
00:32سلام خیلی خوشبختم
00:34عزیزم
00:35خوبی؟
00:36خوبم
00:36خودت چه هم؟
00:38ازت واقعا ممنونم که منو حمایت کردی عزیزم
00:41نمیدونی چقدر خوشحالم
00:42وقتی تو خوشحالی من خوشرترم
00:44با این که برای هممون هفتهی خیلی سختی بودم
00:47ما خیلی خوشحالم
00:48مگه نه بابا جون
00:49به خوده حالا چشممون میزن
00:52حتی آیسرم مریض شد
00:53وقتی میبینن
00:54خانواده خوشبختی هستیم
00:56خب طبیعیه که هستیدی کنن
00:58شاهیکا خانم
01:00شاهیکا خانم
01:02چی شده؟
01:02چرا داد میزنی؟
01:04پولیس اینجاست
01:05پولیس؟
01:06دوبله شده در
01:07افسدیو جن
01:09ببخشید مشکل چیه؟
01:16شاهیکا اکینجی اینجاست؟
01:18منم
01:18کسی که میخواست شما رو با کاشه ایشونه؟
01:23موسیقی
01:53بله
01:55این زن میخواست منو بکشه
01:58تهمت میزنی
02:00دروغ میگه
02:02من هیچ کاری نکردم
02:04باور کنین من هیچ کاری نکردم
02:07باشه آروم باش
02:08عزیزم آروم باش
02:10من اینجای نمیرم
02:10من هیچ کاری نکردم
02:11میدونم عزیزم خانم
02:12میدونم کاری نکردم کنید
02:13بلم کنید
02:14آروم باش عزیزم آروم
02:16می کن من هیچ کاری نکردم بلم کنید
02:17میدونم عزیزم آروم باش
02:19در این چی کار می کنی؟
02:21شایی کار رو خن آروم باش
02:22خانم لطفاً آروم باش
02:23آروم باش
02:24آروم
02:26آروم
02:28آروم
02:29دروغ
02:43مهمون رو راهی کن
02:47دخترم پیش ایرین باش
02:49باشه
02:50گید
02:50با من بیا
02:51بدو
02:52حالیت
03:00اومدم
03:17ایرین
03:23ماما نیا نیا
03:31ایرین
03:32نه نیا نیا
03:34ازیزم منم
03:36منم مادرت ایرین
03:39مادرت
03:42نه نیستی نه
03:43واقعی نیستی نه
03:44ایرین نکن
03:45مامانم مرده
03:47مامانم مرده
03:47ایرین
03:48ببین من زنده
03:51اومدم
03:52گوش ما بیار به دکترش
03:55سهیم بزنیم
03:55بودو لیلا
03:56همه چی رو بهت میگم ایرین
03:59ایرین
04:02ایرین لطفاً
04:04نه نه نه
04:04واقعی نیستی
04:05مامانم من مرده نکن
04:06ایرین جون من اینجا هم زنده هم
04:09نه
04:11بسرم من مادرت هم
04:14ایرین جون
04:15نه نه نه نه نه نه
04:17مامانم مرده
04:18مامانم مرده نه
04:19نه
04:20نه بسرم من نمردم
04:25نه
04:26من نمردم
04:28همش خیاله
04:30مامانم مرده
04:31من اینجا
04:33بسرم
04:42بسرم
04:50ببینینجا
04:54ببین پیشتا
04:55ببینم سیزا
04:56ببینینجا
05:04ببین
05:12ب Leaf
05:15ببین Si
05:17ببین
05:18ببین
05:22ببین
05:24ببین
05:25همیه چی رو برای توضیح میدم
05:36همیه چی رو به حت میگم
05:39همیه چی رو میگم عزیزم
05:42عزیز طلب
05:44مامان این همه مدت زنده بودی و نایمدی پیش من
05:48برای توضیح میدم
05:51مامان چرا نایمدی به من بگی
05:53مامان چرا خودتو اصلا مخفی کردی
05:56چرا
06:00هشما
06:01هشما
06:02هشما مامان
06:04هشما مامان
06:05هشما هشما
06:07هشما
06:08مامان خواهش بکنم میتونی بفهمی
06:11مامان برای
06:17مامان میفهمی من شی کشیدم
06:20دست دو بگیش
06:22ایرم
06:23ایرم توضیح میدم
06:30مامان
06:33مارا ببخش
06:34مامان هیچ وقت رو
06:36هیچ وقت نمی بخشم
06:38مامان هیچ وقت رو نمی بخشم
06:40هیچ وقت رو نمی بخشم
06:42هزین جا برا
06:44بارا، گفتم بارا، بارا مامان بارا
06:47بارا، بارا
06:50مامان از اینجا بارا
06:53از خونه من بارا بیرون
06:55بارا
06:57اندر خانوم، باید بریم
07:00همه چی رو به توضیح میدم
07:04بارا، همه چی رو
07:06اندر بسته
07:08بارا
07:14بارا، بارا
07:20بارا، بارا
07:24بارا، بارا
07:39بارا، بارا، بارا
07:41ایرم جان
07:42دفرمایین لطفا
07:57لطفا
07:57ایرم جان
08:27های سل
08:30بگو ببینم چی شده
08:32های چی بگم این لیس خانم
08:34اندر خانم زنده هست
08:35خب دیگه دیگه چی شده
08:37انگار نفهمیدین
08:39آی نه عزیزم فهمیدم
08:41یکی از نهتا جونش کم شده
08:42تو شاهیکا رو بگو
08:44اون چی کار کم
08:44شاهیکا خانم و پولیس ها با خودشون بردن
08:47اون اندر خانم و هل داده بود
08:48اندر خانم به پولیس اینجوری گفت
08:50آره بلاخره بی گناهیم ثابت شد
08:53خیلی خوشحال شدم
08:54تو اینجا چی کار میکنی
08:58مگه بهت نگفتم بالا نیا
09:00نفهمیدی چی شده
09:01همه فهمیدن که من گناهی نداشتم
09:04حتما خیلی خوشحالی که بابام باز برای تو من درسته
09:07نه خیرم خوشحالم که همه حقیقتو فهمید
09:09این خودی خوشحال نشو گیلدیس
09:10چون مطمئنم اینم یکی از اون بازیه یه اندره
09:13یعنی شاهیکا حولش نداره
09:14مردیمه که نه
09:15چی کار کردی؟ ارین که بیدار نشد
09:21نه نه خوابه
09:22اما دکترش گفت اگه بیدار شد
09:24یه قرصه دیگه بهش بدین
09:25آی داروی نمونده که بهش ندن
09:29آخهش حالا که فهمیدن من این در رو نکشتم
09:33میتونم تو سالون بشینم
09:34و با خیله راحت قهوه مو بخورم
09:36آیسل قهوه بیار
09:37آبچی
09:55این جشن معرفی کتاب تو هم به هم خورد
09:58اما باز هم میگیریم
09:59میگیریم
10:00بدشانسی یقمونو ول نمی کنه آخه
10:03عجب کتابی نوشتیا
10:04چاپش اونجوری جشنش اینجوری
10:07یه لیز من با تو هیچ حرفی ندارم
10:09اینو میفهمی؟
10:10آیی میخواستم بگم حتما پرفروشم میشه
10:12ببین چی میخوام بهت بگم
10:15قرار بود بعد مهمونی برم پیش آقا آکین
10:18الان پاشم برم سر قرار
10:20بابام ناراحت نمیشه
10:21وای برای چی باید ناراحت بشه؟
10:23بابا تا از کجا میفهمه تو رفتی بیرون
10:25این چه حرفیه که میزنم؟
10:26مگه من با تو حرف میزنم
10:28نه این که حاملم فراموش میکنم
10:37آره عزیزم راست میگی بهتره من برم
10:39به کسی نمیگیم توی این شرایط
10:41تو فقط به فکر کتابتی عزیزم
10:42مگه نه لیلا
10:43آخه برای چی عصبانی میشی؟
10:47عزیزم خواستم با لیلا حرفمون دوتو نشه
10:49لیلا جون من میرم تو اتاقم باشه
10:51وقتی خواستم برم بدمیگم
10:52رفته برای من کتاب خودشناسی نوشته
10:57رفتارشو ببین کتابشو نخونیم
10:59آقا مراد
11:06این خانوم نامسد به منه
11:08زمنان اون شب خونه من نبود
11:10به علاوه
11:11کسی که شکایت کرده
11:15ماها خودشو از ما مخفی کرده
11:18باور کنید من کاری نکردم
11:20من اینو بهتون ثابت میکنم
11:22آقا حالیت
11:23بذارین اول حتم بالجویی باشه
11:25بعدن حرف میزنیم
11:26باشه
11:26قربان
11:28موضوع مهمی پیش اومده
11:30یا لسه میشه بیایی
11:31اومدم
11:32من یه این کارا را نمیفهمم
11:47یعنی چی؟
11:47یکم آرون باش
11:48کایا تو راه داره میاد
11:50وکیلم متینم اینجاست
11:51پس ترست بسید چی؟
11:52من نمی ترسم عزیزم
11:54فقط میخوام همه یه اطرافیانم متوجه بشن
11:56که این در به من تحمت زده
11:57عزیزم
11:58همه میدونن تحمته
12:00اگه ارین باور کنی چی؟
12:01ارین میرا را باور نمی کنه
12:03لطفا
12:05آرون باش باشه
12:07من برم بیرون بمیرم چه خبره
12:09باشه برو
12:10بیچاره شدیم
12:20چی کار کنیم؟
12:22آرون باش
12:22کن سردی خودتو حفظ کن دارم میگم آرون باش
12:25چجوری آرون باشم؟
12:26زنه نمارده خدا میدونه چی دارم میگه؟
12:27کارت فقط توجه دیگران را به خودت جلب میکنی
12:30فهمیدی؟
12:30این چیزی نشده بخوایی به ترسی
12:32اینجوری نمیشه میره من اطراف کنم
12:34سب کن
12:34نباید به کسی حرفی بزنی
12:37متوجه شدی؟
12:39من خودم را یه جوری نجات میدم
12:41موسیقی
12:53موسیقی
13:23تو اینجا چی کار میکنی؟
13:31تو مادر من
13:33چی؟
13:41شنیدی که
13:43من
13:44همون پسرتم که سالها پیش بلش کردی
13:48میدونو
14:12یادشه همه چو یادشه همه چو میدونه
14:15همون هیچی یادش نیست وگرنه اینجوری نمیکرد
14:17شاید اینا نقشاشه مگه نمیدونه یندر چی هفت قطیه مگه نمیشنسیش
14:20سهید میگم بسته
14:22من یه جوری درستش میکنم
14:24به کسی هیچی نمیگی متوجه شدی؟
14:28اینجا چه خبره؟
14:30اید چی رو
14:33نباید به کسی بگه؟
14:36منظورم اریمه
14:39یعنی اید گفت میخواد بره بشینه با اریم حرف بزنه
14:43بگه اندر برای جدا کردن من و تو
14:46یه همچین تهمتی به من سده
14:47من هم داشتم بهش میگفتم که
14:50بهتره که این موضوع رو پراموش کنه
14:52باشه فهمیدم
14:53آقا حالیت
14:54واقعا من سرت میخوام
14:56چون من شایقا خانمه مثل خوهرم میدونم
14:58و به خاطر این تهمتی که به ای زدن نارهت شده
14:59باشه باشه اید میدونم
15:00بگذاریم اگه کارم داشیم من پشت درم
15:03مچکرم مچکرم اید
15:05بشین عزیزم
15:11دادش جون
15:13تشنیدم خودم رسوندم
15:15حالت خوبه
15:15تو را دیدم خیلی بهترش
15:17اصلا نگره نباش
15:18هیچ اتفاقی برات نمیفته
15:20میدونم
15:21من الان میرم صحبت میکنم
15:23لازم باشه وکیلت میشم
15:24ممنونم دادش
15:26ممنون که
15:27سلام که
15:57ببینیم الان چی میشه
16:07باید منتظر باشیم تا ببینیم چی میشه
16:10اما قانه کردن کایی ها به نظر میاد خیلی سخت باشه
16:14احتمالا منم سر این قضیه از کار بیکار بشم
16:16تو چرا باید بیکار شی؟
16:18باش حرف میزنم نگران نباش
16:20آبجی جون
16:21از این به بد به غیر از من کسی دیگه ی حرفتو باور نمی کنه
16:24آف
16:25اون شب خواهرم پیشم بود
16:28چون اون موضوع خیلی مهم و عجیب بود
16:30برای همین همه چیز خیلی دقیق یادمه
16:33حول و حوش ششونیم اومد خونه با هم شام خوردیم
16:37بغیر شما کسی شاهد حضورشون در منظر بوده؟
16:40بله
16:41من تو خونم دوتا خدمتکارم دارم
16:43اگه از اونو بپرسین مطمئنم همینو بهتون نگم
16:46زمنان جریه در دوربین داریم
16:48ساعت ورود و خروج سبت شده
16:50همونطور که گفتم حدود ساعت ششونیم اومد
16:53و تا فرداشم از خونه بیرون نرفت
16:56وای خیلی های جان زدم
17:03این یعنی مانه منه؟
17:05زهرا خانم جومهتون تبریک میگم
17:07نگاه کن چه کتاب خوشگلی شده
17:10کهی قراره پخش بشه؟
17:12یه مشکل کچو رو داریم
17:14چه مشکلی داری؟
17:16لطفا سریع ناراد نشین
17:17یه مشکل کچیکه
17:18چیزی هم نیست که نشه راستوریزش کرد
17:20باش ای بی نداره
17:22تو کارگاهی پیش میاد دیگه
17:24دقیقا پیش میاد همینطوره
17:26مشکل من چیه؟
17:27بیس هزار تا دیگه لازمه
17:29برای چی لازمه؟
17:31برای پخش کردنش دیگه
17:32اونم پول میخواد
17:34راستیتش پولشه و جدا نمیخواد
17:36اما چونی اولین کتاب شماست ازمون پول میخواد
17:39حالا باید چی کار کنم؟
17:40از کارت اعتباریتون استفاده کنیم
17:42دقیقا مثل سریع قبل
17:43بعدش میریم با اونو حساب میکنیم تمام
17:45میدونم
17:46اما بابا میفهمه باز به شما پول دادم
17:48حتما حسابم رو میرسه
17:50خیلی حسابانی میشه
17:51هم فهمیدم
17:52پس شما هم این نمونه کتاب ببرین
17:54نگهش داریم
17:54بعدن به نوی نتیجهاتو نشونش بدین
17:56هم باشه؟
17:57یه لحظه ببخشید
17:58یعنی میگین هیچ راه دیگه ای نداره؟
18:01نقدم میشه آره
18:02باشه فقط دو روز به محلت بدین
18:06خب من حتما جورش میکنم
18:08باشه باشه
18:09راسی تو این فاصله اتفاقی برای کتابام نمیافته
18:13نه نمیافته نمیافته
18:14شما پولو برسونین
18:15من این تخمه چشام ازش محافظت میکنم
18:17به امیده دیده
18:19منتظر تماسه
18:19باشه
18:20آخه من تو این شهر یه چطوری میتونم از بابام پول بگیرم
18:29نمیدونم باید چطوری جورش کنم
18:36شایکا خانم شاهده ای دارن که اون شب ایشون پیش برادرشون بودن
18:40شما مطمئن این که شایکا خانم شما رو حل دادن؟
18:44بعد از اون اتفاق حافظم رو از دست دادم
18:48بعضی چیزا رو فراموش کردم
18:51نمیتونم بگم که دقیقا مطمئنم
18:54یادمه که ایشون با من مشکل داشتن
18:57روزی که افتادم تو دریا تحدیدم کرده بود
19:00اینم بگم که خوب یادم میاد
19:03یه زن من رو زد و
19:04برای همین از شایکا شکایت کردم
19:08یعنی مطمئن نیستین که خود شایکا خانم بوده؟
19:11حدث میزنم که اون بوده
19:14باشه چیزا دیگه ایم هست که بخوایین به امون بگین؟
19:16نه
19:17باشه
19:18بعد از امزا کردن ازاراتتون میتونین بریم
19:21حتما
19:21جوهرش دموم شده آدم میام
19:28باشه
19:34دوبله شده در افسدیو جنی
19:38بیو جنی
19:39تو دیگه چجور آدمی هستی؟
19:42منم دلم برای تنگ شده بود
19:44تو خجارت نمی کشی
19:45برای جدا کردن من و شایکا
19:48واقعا چطور تونستی این کار رو کنی؟
19:50من هیچ کاری نکردم
19:51فقط ذات واقعی اون زنی که پیشتر رو نشونده
19:54کایا شهادت داده که تو شب افتادن تو
19:57شایکا پیش اون بوده
19:59اما من مطمئنم که کار شایکا بوده
20:01میفهمی کار اون بوده
20:03تو واقعا مشکل روحی داری
20:07ماها از چشم ما خودتو مخفی کردی
20:10بعد یه دفعه سر و کلت پیدا شد
20:11هدفت از این کار چیه؟
20:13تو چجور مادری هستی؟
20:16عریم رو مریض کردی
20:17از حال و روزش خبر داری؟
20:18حالیت کاملا داری اشتباه میکنی؟
20:20میخواه کن
20:21به خاطر برایی که سر عریم آوردی
20:23هیچ وقت تو رو نمی بخشم
20:24بزار برای توضیح بدم
20:26کی حسره چرندیات تو رو داره؟
20:30میدونی عریم تو این مدت چی کشیده؟
20:33چه بلایی سر بچه آوردی؟
20:35بچه مشکل روحی پیدا کرده
20:37این فکر میکنی من ناراحت نیستم
20:39من مادر عریم هم
20:40نمیفهمی چی میگم؟
20:47بهتره تمومش کنیم
20:48راستی
20:50دیگه نمیذارم عریم رو ببینی
20:52ببین حالیت کسی نمیتونه منو
20:55از پسرم جدا کنه
20:57اینو میفهمی حق نداری این کار رو بکنی
20:59میبینیم؟
21:01میبینیم
21:05عریم جان
21:10عریم جان بسته دیگه قصه نخور
21:15ببین مامانت زنده است
21:16دیدی که مامانت نمارده
21:20همه چیزو بهت گفت
21:22لطفا قصه نخور
21:24به خدا من کاری نکردم
21:29من حتی بهش دستم نزدم کار شاهی که است
21:32نکرده
21:33باشه
21:35باشه عزیزم عصبانی نشو
21:38اما کار منم نبوده
21:40من فقط میخوام تو قصه نخوری
21:43زمنان هر کاریم که با هم کردی و فراموش کردم
21:48میخوام رابطم اون دوباره با هم خوب بشه
21:50میشه
21:52عریم من میخوام کمکت کنم
21:54باشه
21:57ممنونم عزیزم
22:00دیگه اصلا گریه نکنی باشه
22:03میگم داروها چی ها بودن ها
22:13نمیدونم
22:15نمیدونه
22:17داروها تو یید بد میده
22:20باشه خودتو خسته نکن
22:23اتاقو نگاه میکنم شاید پیدرشون کردم
22:26بذار ببینم چی کار میکنم
22:28بذار پیدرشون کنم
22:30نگاه چی کارش کردم بچه رو
22:41وجدان ندارن که
23:00اید
23:12چی شد
23:13خبری شد
23:14راستش خبر خواسته نیست
23:17شایی که خانم تونست ثابت کنه
23:19که اون شب پیش آقا کایا بوده
23:21اندر چرا باید بخواد همچین تومتی بسنه
23:23این همه مدت کجا بوده
23:25واقعا نمیدونم چی باید بگم لیلا
23:27بابام چطوره
23:29عصبانی بود
23:30نمیشه گفت
23:32عصبانی میشه گفت
23:33ناراحت بودن
23:33داشتن سعی میکردن شایی که خانمو آروم کنن
23:36این داروها چرا حال ایریمو بهتر نمی کنن
23:39خدا میدونه چی کار میکنن
23:42نکنه داروهاشو بهش نمیدن
23:44از کارشون سردر نمیارم
23:46منم فرستدن خونه که موازه به ایریم باشم
23:51راستی حالش چطوره آرومتر شده؟
23:57خب خیلی به هم ریخت است
23:59مثل ما اونم شکه شده
24:00باشه لیلا من برم پیشش
24:03شما اینجا چی کار میکنید؟
24:10اینجا کار خاصی ندارم
24:12اینجا رو میگشتین؟
24:16داروهاش رو زمین بود برشون داشتم
24:19اینجا من محصول داروهای ایریمم
24:20داروهاش زمین نمیزدن
24:21همون این دفعه بود
24:22حال بابا چطور بوده؟
24:28خوب بوده؟
24:29آره خوب بوده
24:30یعنی چقدر خوبه؟
24:31حالش یعنی خیلی خوبه؟
24:32چرا میپرسی؟
24:33یه مشکلی برای کتابم پیش اومده
24:35باید یه چیزی از بابام بخوام
24:37وایی بازم بحث کتابه؟
24:39اگه همه یه نویسنده ها مثل تو باشن
24:41باید در کتاب خونه ها رو گل گرفت و با ول من کن دیگه؟
24:43با ول من کن دیگه
24:44به درد نخور باز اومد
24:45حالا مشکلت چیه؟
24:56خیلی کنچکا وم یه چیزی راجبت بدونم
24:58تا حالا مشکل کیو حل کردی که الان بخوایی مشکل منو حل بکنی ها؟
25:02پول لازم دارم پول میتونی به هم بدی؟
25:05چقدر میخوای؟
25:06تو دیوونه شدی؟
25:08از وقتی باردار شدی اخلاقت یه جوری شده
25:10تو پولت کجا بود که بخوایی بدی به من؟
25:12من پول ندارم اما میتونم بهت بگم چجوری جورش کنی؟
25:16بیس هزار تا لازم دارم
25:18بیس هزار تا؟
25:19بابا تو عمرنی همچین پولی بهت بده مخصوصا برای اون کتابه
25:22فقط میخواستی حرف بارم کنی آره؟
25:25پاشو پاشو گیلدیز حسلتو ندارم
25:27برو آرایشگاه
25:30چی کار کنه؟
25:33پاشو برو آرایشگاه بگو از کارت اعتباریت بیس هزار تا بکشن
25:37اونا به خاطر این که مشتری مثل تو را از دست ندن قبول میکنن این کارو بکنن
25:41بعدشم اون پولو بگیر بزن به زخمت
25:43یعنی بابا مزم نمیپرسته برای چی آره اشگاه دنقدر پول کشیده؟
25:49بگو بهشون بدهی داشتم
25:51یه جا پرداخت کردم
25:53دوزاریش افتاد
25:55من خودم میدونستم تو مخط برای اینجور کارا خوب کار میکنه
26:00آره یلدیز
26:01آره منو خوب شناختی آفرین
26:03فقط اگه تونست این کارو انجام بدی منو از اون زیرزمین میکشی میاری بالا باشه
26:09باشه
26:10خوب میدونم بابا تا به حرفتو کاری نمیکنه اما بازم یه تیریه تو تاریکی
26:21سلام احمد جون
26:23یه رسیه
26:23رو در رو بهش بگو
26:25وقت داری فردا میخوام بیام آره اشگاه خوب
26:28باشه میبینم ات
26:29اینقدر ساده نیستم که تلفونی بخوام بهش بگم
26:33داده شتو هم با ما بیا
26:44نه شاییکا
26:46بدو بدو اومدم همه یه کارامو نصفه گذاشتم شاید بعدان اومدم
26:50شاییکا یکم راحتش بذار نمیبینی
26:52خیلی کلافه و عصبیه
26:54نراحتت کرده
26:56این چه حرفیه
26:57لطن شما برید وای ناسید
26:58دل ممنون میبینم اتو
27:00میبینم اتو
27:00واقعا ممنون
27:01آقا کایا
27:11آقا کایا
27:12آقا کایا خواهش میکنم بایسته
27:14بایسته
27:15لطفاً بذار توضیح بدم
27:16خواهش میکنم گوشش
27:17جانره تو میدونستی خواهرت زنده است؟
27:19راستش اوله چه میدونستم بعدم فرقیه
27:21این قضیه اول و آخر داره خیلی راحت تو چشممون نگاه کردی و درمون دروغ گفتی
27:25اونجوری که تو فکر میکنی نیست ببین تو هم خواهر داری
27:27من نمیخواستم خواهرم این وسط آسیب دیگه ببینه
27:30من که به کسی بدی اینکردم
27:32شاییکا چی؟
27:33دادش من فقط سکوت کردم
27:35خواهش میکنم درک کن
27:37نمیخواستم خواهرمو تنها بذارم
27:38ببین بهتر تو مسئله شاییکا و خواهرم دخالت نکن
27:41من میدونم تو در حق من خیلی مردانیگی کردی
27:44یعنی نمیخواستم فکر کنی من نمک نشست
27:46بعدن حرف بذارین
27:47ارآن خیلی آسابانیم
27:48نمیخواستم دلتو بشکنم باشه؟
27:50باشه که هایی هرق داری
27:51اما اینو بدون که من قصدم آسیب زدم به کسی نبوده
28:07ناراحت نباش میگذره
28:13امیدوارم
28:14اون میدونه که تو آدم بدی نیستی
28:18اما خب میدونه تو آدم خیلی بدی هستی
28:20اونو چی کار کنی
28:21دارم از خستگی میفتم
28:24زود باشه یه تاکسی برامون بگیرم
28:26میخوام زودتر برم خونه زود باش
28:27بیا بریم مامچی
28:29فقط لطفا نگی خونه رو نمیپسندم
28:31دو روزتونستم اینجا رو پیدا کنم ازت
28:33باشه
28:33بیا بریم سر خیابونی تاکسی بگیریم
28:36خوش اومدین آقا حالی
28:44شما هم خوش اومدین
28:45ما چکرم
28:46آئی شایی کجون حالت خوبه
28:49خیلی نگرانت بودیم
28:50خوش اومدی حالت چطوره
28:53یکم به هم ریختم
28:55اما علیان خیلی بهترم
28:57بازم خوبه که همه فهمیدن
28:58این در بهیم توحمت زده
29:00آآ
29:03یه لیز
29:03از اتاقه اومدی بیرون؟
29:06معلومه که اومدم به خاطر ایریم اونجا میموندم
29:09باش حرف زدم هیچ مشکلی با هم نداره
29:11یعنی چی؟
29:12چون مادر ایریم که نمورده
29:16فهمیده که منم تخصیری نداشتم
29:18بچه همه چیو میفهمه
29:20بعضی همدن پرش میکنن
29:22این چرت پرتا چیه یه لیز؟
29:25حالیت لطفاً وارده بازش نشو
29:26همینجوری همه خسته ایم
29:28مطمئنم یه لیز منظور شخص خاصی تو این خونه نیست
29:31اتفاقم برعیس منظورم دقیقاً شاهیکاست
29:34شاهیکا و یید عمدن ایریم و مریض میکردن
29:38من خیلی خستم میرم
29:41یکم استراحت کنم
29:43آره فرار کن
29:44تو بیلدیس خانوم
29:46تو هم بارا تو اتقه
29:48میبینی تو را خدا چی ها شد؟
29:55نگو اندر زنده بوده
29:56نگو ایلدیس باردار بوده
29:59خودش این چه زندگی ایه ما داریم
30:01آره حق داری
30:02آقا کایه الان تو چه حالیه؟
30:05خوبه
30:06البته گناه داره بنده خدا
30:08خیلی آدم خوبیه
30:09نگو خوهرت زنده بوده
30:13یکم خوشحال شد
30:15خوشحال شدم
30:17خیلی هم خوشحال شدم
30:19نه ناراحتی تو میشه فهمید
30:24نه خوشحالی تو
30:25نکنه
30:27نکنه اندر برات مهم نیست
30:29نه
30:30نه چه ربطی داره
30:32فقط جا خوردم همین
30:33حالا من مشکلم بررکسه
30:35انقدر چاهده
30:36اتفاقای عجیب بودم که دیگه
30:38اصلا تعجب نمی کنم
30:39لیلی یه چیزی بهت بگم
30:40حتی بیان بگن
30:41کایا پسر حالیت تحجب نمی کنم
30:43به خدا
30:43حالت خوبه؟
30:50خوبه
30:50چایی قفل چیزی میخوری؟
30:52نمیخوام
30:52راسته یه نظافت چی پیدا کنیم باشه؟
30:56قبلیه چش بود؟
31:01از کارشون روزی نیستم
31:02من یکیو میشناسم آقا کایا
31:06کارشم خیلی عالیه
31:07بخواین میتونم بهش زنی بزنم باشه؟
31:09باشه بیاد
31:10اما بگو بهش امروز بیاد
31:12باشه خبرش رو بهتون میدن
31:14خستو نباشین
31:15ممنون
31:15دیدی که یا چجوری با حسابانیت نگام کرد
31:20ترسیدم بزن شتکم کنه
31:22احتمالا امروز حسله نداره
31:26اخش
31:40منو با دستم بردن کلانتری
31:54اما تو هیچ کاری نکردی
31:55منم هست کجایی؟
31:57حدث میزدم خودت بتونی حلش کنی
31:59خب شاید زندنی میشدم
32:00تو حتی نگرانم هم نشدی؟
32:02بیرونستم کایا به دادت میرسه
32:04زمنان اگه دخالت میکردم
32:05مسلمن همه حساس میشدن
32:07من با ایتمینام به تو این کارا قبول کردم
32:09گفتی من همیشه پشتتم
32:11شاهیکا
32:12اگه پشتت نبودم
32:13الان نمیتونستی با هم حرف بزنی
32:16اما الان میبینم که انگار خیلی
32:17لوست کردم دیدی که چیزی نشد
32:20بزرگش نکن
32:22و خودتو جمع جور کن
32:25باشه حتما
32:27فکرتو بذار روکارت
32:28باشه
32:39بیا لیلی
32:46خسته نباشی نا با کایا
32:48با اون نضافت چی که بهتون گفتم حرف زدم
32:50اصری میاد
32:52خوبه؟ بیاد
32:53چون میشناسیش یعنی آدم مطمئنیه درسته؟
32:57بله بله خیالتون راحت آدم مطمئنیه
33:00من در رو براش باز میکنم بعدش میرم
33:02باشه
33:03راستی شما حالتون خوبه؟
33:07چی بگم؟
33:09ممنونی که پرسیدی
33:10با اجازتون من برم
33:27چیزی شده؟
33:28من گفتم از تو بپرسم خبری شده یا نه؟
33:30راستش جانر که فیلن نیمده
33:32که هم عصبانیه
33:34تو دفترشه
33:35ای
33:35حیوای اونم حتما شکر شده
33:38دوست دختره سابقش نمورده
33:39از طرفی هم تلاش کرده خوهرشو بندزه گوشه زندان
33:42برای همین یکم عصبیه
33:44چی بگم امیر حق داره؟
33:47ببین امیر
33:48برو به جانر بگو رو گوشی آیسل زنگ بزنه کارش دارم
33:51مگه چی شده؟
33:53در مورد عریم کارش دارم
33:54آه باشه بهش میگم
33:56خوبه فیلن خداحافظ
34:02ناخواست حرفاتون رو شنیدم
34:08دوست دختره کایا مگه کی بوده؟
34:12قبلن ها اندر و کایا با هم بودن
34:18راست میگی؟
34:20منم قبلن نمیدونستم
34:22تو نبوده اندر جانر بم گفت
34:25اینجوری فهمیدم
34:26خوب الان که دیگه با هم نیستن
34:28یعنی مدت زیادی ازش گذشته پس تموم شده درسته؟
34:31راستشو بخوای
34:32اونو هیچ کس نمیدونه
34:34شاید هنوزم پاهم باشن
34:36اونجاش مچهوله
34:37راستش منم نمیدونم
34:38فهمیدم
34:39اونجاش مچهوله
34:45اونجاش مچهوله
34:47اونجاش مچهوله
34:53اونجاش مچهوله
34:59اونجاش مچهوله
35:01اومدی آبجی جون
35:03چطوری بهتر شدی؟
35:04لطفاً گریه نکن
35:05آبجی آروم باشتیه
35:06ببین برات گل گاف زبون درست کردن
35:08بخوری آروم میشی
35:13هر لحظه قیافه یه عریم میاد جلوی چشمم جانه
35:16حالش اصلا خوب نبود
35:19بچه هم اصلا حالش خوب نبود
35:21تو هم هیچی به هم نگفتی
35:23آبجی
35:26فکر میکنی به من راحت عریم اونجوری ببینم
35:31وضعیت تو هم اصلا خوب نبود
35:33من به چیزی نگفتم چون نمیخواستم حال تو بدتر بشه
35:36تو خوب میشی میتونی ازش مراقبت کنی
35:38باشه باشه
35:42اما اینجوری نمیشه
35:46من میخوام عریمو بیارم اینجا بیارم پیش خودم
35:49میدونی که رازی کردن حالیت کار خیلی سختی
35:54از وقتی اومدی لب به هیچی نزدی
35:55بیخواهش میکنم یکم از اینو بخور
35:57هر کاری بتونم انجام میدم
35:59وقتی زنی مثل شایی کاه هست
36:03چطوری میتونیم اون ایمو از اون خونه بکشیم
36:05بیرون نمیتونم
36:06با کاری که امروز کردم حساب کار میاد دستش جنه
36:10آبجی حساب کدوم کار دستش اومد
36:12دو دقیقه بیشتر اونجا نمون سریع آزادش کرده
36:14باشه
36:15در عوض فهمید که من به این راحتی ها عقب نمیکش
36:17اما حاله حاله ها بلش نمیکنم
36:19میخواه چی کار کنه
36:20میشینه نقشه میچینه آره
36:22اما حتما یه جایی گاف میده
36:24مطمئنم این کارو میکنه
36:26یعنی تمام اینا به خاطر اینه که شایی کا دست و پاش رو گم کنه
36:29و خراب کاری کنه آره
36:30آره همینطوره
36:31وگرنم میدونم که اون منحول نداده
36:33خب
36:35عقیقتو نمخواهی بگی
36:37کسی که قصد جونتو کرد نباید دستگیر بشه
36:39سالها پیش زندگی اونو تباه کردم
36:45بازم این کارو بکنم
36:46پسر خودم و با دستای خودم
36:49بندزم گوشه ای زندان
36:51با پسرت خداحافظی کن
36:55بلا ببخش
36:56تو مادر من
36:58من
37:07همون پسرتم که سالها پیش
37:10بلش کردی
37:10آبجی
37:21آبجی حالت خوبه؟
37:28این همه مدت جلیه چشمم بودم و نفهمیدم نفهم
37:33نمیدونستم
37:35از کجا باید میفهمیدی؟
37:37به نظرمون
37:41خودش منو پیده کرده و اومده شرکتمون
37:45فکر میکنم برای انتقام گرفتن به من نزدیک شده بود
37:49یعنی همون موقعها شایکا پیدش کرده؟
37:52نمیدونم
37:53اما احتمالش هست
37:55خب این دختره مشکلش با تو سره چیه؟
37:59مشکل اون
38:01نه من
38:02نه گیلدیس
38:03و نه حالیته
38:05مطمئنم هدفش خیلی بزرگتره
38:08خب چی؟ دنبال چیه؟
38:09باید پیداش کنیم
38:11ایچی؟
38:13اون چی میشه؟ نمیخوای بهش حقیقتو بگی؟
38:16تا وقتی که اید به حرفایی شایکا گوش میکنه
38:19من هرچی بهش بگم
38:21میدونم باور نمیدونم
38:23آخرش
38:23باید روی
38:24باید روی واقعی شایکا رو بهش نشون بدیم
38:28وگرنه حرفامونو
38:29باور نمی کنه
38:31تنها راهش همینه
38:32گوشیمو تو اتاق جا گذاشتم
38:36میشه برام بیاری لطفاً
38:37میارم
Comments

Recommended