- 1 day ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00ایمیلی که برات فرستاده بودم
00:30باشه در موردش فکر میکنم
00:34باشه حالیت جان
00:35بله
00:41بفرمایید گربان
00:48خیلی ممنون
00:49نوشه جان
00:50ایندر خانم شما چیزی میل نبرین
00:52ممنونم از اسم نمیخواه
00:54چه ناز و عشوهی هم داره میاد
01:01خدا بخیر کنه
01:04چی داری بگی اندر؟
01:05چیزی نمیگم عزیزم میگم مراقب باش
01:07این دختره سرگوشش خیلی میجنبه
01:10میگم حواست باشه تو دامش نیفتی
01:12همون یلیز برامون کافی حالیت جان
01:14این مزخرفات چی اندر؟
01:17چانطور خیلی خوب میشنسم
01:19یلیزم اولش گارسونت بود
01:21بعدن شد نامادری پسر مندر
01:23بهتره بحث گذشتر رو باز نکنی
01:25خودت نراحت میشی
01:29های حالی تو هنوز گیره اونی
01:31یعنی من یلیز رو انداختم به جونتو آره؟
01:33هنوز هم میخوای بگی من یلیز رو عجیر کرده بودم؟
01:36من که چیزی نگفتم این دخت
01:38خودت میگی
01:39اگه میخواستم یکی رو عجیر کنم
01:41مسلمان یلیز انتخاب من نبود
01:43بهتره برام سر کارم
01:46من یلیز رو عجیر نکرده بودم اما
01:50بعیدنی سفدارو یلیز عجیر کرده باشه
01:52اندر میشه بری؟ کار دارم
01:54حالی بهتره حواستو خوب جم کنی
01:56گفتی یلیز رو میخوایی تلاق بدی؟
01:58اونم خیلی ترسید
02:00اما خب بعدش هیچ کاری نکردی درسته؟
02:02دختر با خوشی مثل اون به نظرت بیکار میشینه؟
02:06اونم وقتی که میتونه یه نفر مثل تو رو سرکیسه کنه ها؟
02:10کار میشینه؟ اونم وقتی که
02:12میتونه یه نفر مثل تو رو سرکیسه کنه ها؟
02:30بیا اید
02:32میخواستم ببینمت
02:38چون که فهمیدم بی خودی با دوا کردم
02:41نه شما حق داشتین
02:43میدونم وقتی منو اونجا دیدین چی در موردم فکر کردین
02:46سایی کن مراقب باشی خوب؟
02:48باشه، باشه اما
02:50به نظر شما هم یکم زیادی از اندر خانوم نمیترسین؟
02:52بحث ترسیدن نیست
02:54اگه یه وقت اتفاقی بیفتی این وسط
02:56من به جای تو حرف میخورم برای همین مراقب باشه
02:58باشه حق دارین
03:00خیلتون راحت باشه
03:02ممنونم
03:04راستی از دانشگاه چه خبر شروع کردی؟
03:06آره آره از امروز صبح دانشگاه بودم
03:08چه خوب موفق باشی
03:10دادشم دره خرچ تحصیلی تو میده
03:14یعنی چی؟
03:16چرا وانمود کرد که یکی دیگه داره این کارو میکنه؟
03:18خب چون از منت گذشتن خوشش نمیاد
03:22بهتر اصلا بروتی نیاری باشه؟
03:26آقا کایام
03:28واقعا ازتون خیلی ممنونم
03:30چی شده اید؟
03:36سلام؟
03:40نظرتون چیه؟
03:42برم به آقا کایام حقیقتو بگم
03:44چی شده اید؟
03:52سلام؟
03:54نظرتون چیه؟
03:56برم به آقا کایام حقیقتو بگم
03:58اگه وقتای آزادت میشینی به اینا فکر میکنی خب وقتی تو پر کن
04:02چرا این تصمیمو گرفتی؟
04:04داره خرج تحصیلم امیده
04:06به خاطر من با ایندر خانوم دعبا کرد
04:08من اصلا نمیخوام
04:10به آقا کایام دروغ بگم
04:12نمیخوام
04:14خب که چی مثالت؟
04:16تو دو روز باهاش آشنا شدی
04:18اما من به برادر خودم دارم دروغ میگم
04:21ببین این خیالم هم نیست
04:23نمیخوام آدمی مثل آقا کایام را از خودم ناامید کنم
04:25ناامیدش نمی کنی نگران نباش
04:27اگه بتونی موفق بشیم مطفیم باش بهت افتخار میکنه بابر کن
04:32باشه بهش نمیگم
04:35راهی پیده کرده که فردا بتونی بیایی مهمونی آقای حالی؟
04:38آره آره میرم با طولین خانوم حرف بزنم خبرشو بهتون میگم
04:42پس تو مهمونی میبینم ادئید؟
04:46صبح علیهان اینجا بود
04:48بله میدونم
04:50واقعیتش میخوستش دیشب بیاد ولی من نزداشتم
04:54احتمال نمیدهدم به خاطر یه جواهر انقدر ناراحتی پیش بیاد
04:59راستشو بخوای اصلا فکر نمیکردم این قضیه بهت بر بخاره
05:03زرین خانوم اصلا محصه جواهر نیست
05:06به خاطر این که منو لایقش ندونست این ناراحت شدم دلم شکست
05:10اما آسته کردم فراموشش کنم
05:12من نمیخوام که میونه ای شما علیهان خراب بشه
05:14اما به خاطر همین قضیه میونم اون خراب شد
05:17هرچی دم دهنش اومد گفت و رفت
05:20من نمیخواستم بهش بگم مجبور شدم
05:23لطفا سوه تفاهم نشه
05:25بگذریم اتفاقیه که افتاده
05:27به نظرم به این قضیه بدیدی یه سوه تفاهم نگاه کنیم و ازش بگذریم
05:31باشه حتما مطمئننم همینطور بوده
05:34هم رسش یه موضوعی دیگه هم هست
05:36چی هست؟
05:37من میخوام صحامی که به هم امانت دادین و بهتون پست بدم و از شرکت جدا بشم
05:42چی؟
05:45بله
05:46خیلی گاندش نمیکنی؟
05:49زینب میدونی که اگه صحاممو پست بگیرن با علیهان میونم خرابتر میشه درسته؟
05:55هم من تو اونجا که تونستم رابطه شما و علیهان خوب نگه داشتم
05:59من میخوام از این بهت یکم به فکر خودم باشم
06:02قبل از این که به علیهان بگم خواستم به شما هم اطلاع بدم
06:06یعنی علیهان از این خبر نداره درسته چه عالی؟
06:09باشه میونمونو خراب کن
06:11خب بهش میگم که خودم این پیشنهادو ددم
06:16پس اینجوری ازم انتقام میگیری
06:18زرین خانم قصدم انتقام گرفتن نیست
06:21نمیخوام بیشتر از این سهمیتون دسته من بمونیم
06:27بگذاری من دیگه برم
06:30خودم نگه دارم
06:34موسیقی
06:40موسیقی
06:44که موسیقی
06:50سلام
07:10سلام بفرم
07:11ببخشید
07:11میدونیم سیفده کجاست
07:13تو آنجا که میدونم رفته دست شد
07:14باشه عزیزم ممنون
07:16خواهش میکنم
07:20سلام عزیزم
07:27سلام
07:29تو منشیه جدید حالیتی درسته
07:31بله نیلیز خانم حالتون چطوره
07:33خوبم تو چطوری
07:35از کارت راضی هستی
07:37خیلی راضیم
07:38کاملا مشخصه
07:40آقا حالیت واقعا رئیس خوبیه
07:42همینطوره
07:43عزیزم به نظرت برای کار زیادی به خودت نمیرسی
07:47آه راست میگین
07:50من با رویش همون لبوسم خیلی دقت میکنم
07:53شنیدم آقا حالیت به ظاهر خیلی اهمیت میدن
07:55از که شنیدیم؟
07:57وقتی همکره بین خودشون حرف میزدن شنیدم
07:59من که چیزو بعدی نگفتم نه؟
08:01نه عزیزم نه
08:02نه تو به آرهیشت بره
08:03خیلن عزیز دلم
08:05باید زودتر دکش کنم
08:07عزیزم من اومدم
08:23موضوع مهم پیش اومده یلدیس؟
08:25آه چی شده؟ اتفاق بعدی که نیفتده
08:28اومدنت به اینجا رو دارم بگم یلدیس
08:30چرا اومدی؟
08:32اومدم ببینم چی کار میکنی عشقم
08:34اینجا چی کار میتونم بکنم؟
08:38کار میکنم نمیبینی؟
08:39پس بذار در مورد کارهایی که برای مهمونی کردم بهت بگم
08:43خودم تو خونه ببینم خیلی بهتره
08:45باشه
08:46میخواستم از جوزیتش برد بگم اما حسله نداری
08:50یلدیس
08:50دیگه نمیخوام بیایی شویه کتما توجه شدی؟
09:00گزارش فروش سه مای اخیر کارخونه تولیدی رو برام بیارید
09:03انگار من میام اینجا چی کار میکنم واقعا که حالیت؟
09:11من دوست ندارم مرتب بیایی اینجا کلافه میشم متوجه شدی؟
09:14آیی باش حالیت میرم دیگه
09:16چندین بار گفتم اما نمیفهمی
09:20بعدش هم میگی چرا سرم داد میزنی؟
09:22باش حالیت رفتم
09:23عجب گیری افتودی ما
09:26عزیزم چی شده؟
09:34بیخواستم گزارش ها رو ببرم
09:36بیا بعدم میبری
09:39بفرمیدی یلدیس کنم
09:41ببینم وسط کارت قهوه هم میخوری؟
09:44بله میخورم
09:44خوبه تایم قهوه تو برای من بذارم
09:46نه فهمیدم؟
09:48میفهمید
09:49تو شمارت رو برای من بفرز
09:52منم بهت میگم کجا بیایی؟
09:53من نمیتونم زیاد از شرکت دور شم
09:55جای دوری قرار نمیذاریم
09:57فقط میخوایم حرف بزنیم
09:59برو پالتا مو برام بیار
10:00بفرمید
10:19بله
10:23آقا حالیت پروندهایی که خواستی ناوردم
10:29راستی آقا بنیامین نیم ساعت دیر میان
10:32خیلی هم مصخهی کردن
10:34باشه
10:34آقا حالیت میتونم یه سوال ازتون بپرسم؟
10:38بپرسم؟
10:40راستشو بخوای نمیدونم چجوری بهتون بگم
10:42خجالت میکشم
10:43چی میخوایی؟ مارخصی میخوایی؟
10:45میشه گفت
10:47باشه میتونی بریم؟
10:49آقا حالیت
10:51راستش من میخوایم با تو خصوصی صحبت کنم
10:55اگه بشه خارج از محیط شرکت
10:58با هم دیگه قرار بذاری
10:59مشکلی داری همینجا بگو حلش کنم
11:03من با پرسنالم بیرون قرار نمیذارم
11:06درست نیست؟
11:07آقا حالیت خیلی مذیرت میخوایم
11:09اگه زیاد درمی کردن
11:10اگه چیز دیگه نیست میتونی بری
11:12بهتر حواست تو کاملا جمع کنی حالیت جون
11:22گفتی یلدیز رو میخوایم طلاق بدم
11:24اونم خیلی ترسید
11:25اما خب بعدش هیچ کاری نکردی درسته؟
11:28دختر بابوشی مثل اون به نظرت بیکار میشینه؟
11:31اونم زمانی که میتونه یکی مثل تو رو سرکیسه کنه؟
11:35صدقی سریع بیا دفترم
11:49منتظرم
11:50بیا
11:55بفرمین خواهران
11:57صدقی
11:59ازت میخوایم میلیز خانم رو تقریب کنیم
12:02کجا میره کجا میاد با که قرار میذاره
12:04باشه؟
12:04باشه غربان
12:05راستی اگه چیزی به نظرت غیر عادی بود
12:08بهم زنگ بزن
12:09حتما
12:11میتونی بریم؟
12:12بسه نگره نباشیم
12:16رفتم دیدن خواهرم
12:25میدونم
12:26بعد اصلا من رفتم
12:28به تو که حرفی چیزی نزد؟
12:30آی نه عزیزم بند خوده هیچی نگفت
12:32اما چرا دروغ بگم خیلی نراحت بود که با تو بحث شده علیهان؟
12:36خوبه
12:37یکم تنها بمونه اشتباهشو بفهم
12:39تنبیه کردن خواهرت به این شکل به نظرت تو کار درستیه؟
12:42زینب نمیخوام در مورد شرف بزنم
12:44به اندازه کافی خودم نراحتم
12:46باشه؟
12:46باشه علیهان خود دانی
12:48من میخوسم یه چیزی بهت بگم
12:53چی؟
12:56علیهان من تصمیم گرفتم از مدیریت کنار بهشم
13:01صبح رفتم اینو به خواهرتم گفتم
13:03چرا؟
13:03چرا به من نگفتی؟
13:05چون این سهمت مدیریت تو شرکت و خواهرت به من دده
13:08برای همینم اول باید به اون میگفتم
13:10زینب میفهمم اما کاش قبلش با من مشورت میکردی
13:13بعد میگم؟
13:15درست میگی آره
13:17چه میدونم؟
13:18چون نمیخواستم میونتون بدتر بشه نگفتم
13:21ببین زینب ما دیر بودن و نبودن
13:24تو چیزی عوض نمیکنه
13:26بازم با هم کار میکنیم
13:27کار نمیکنی؟
13:29چی داری میگی تو؟ چرا آخه؟
13:31ببین علیهان به نظر من درست نیست
13:33ما دوتامون با هم دیگه کار کنیم
13:35همکار بودن ما باعث میشه رابطمون خراب شد
13:38یعنی تو نمیخوایی بیای شرکت زینم؟
13:40میام بهتون سر میزنم
13:41اینجوری نیست که بهتون سر نزنم
13:43اما رسش میخوام
13:44میخوام یه مدت تو خونه بمونم و استراحت کنم
13:47بعدش هم میخوام برم دنبال یک کار جدید
13:49مطمئنی؟
13:53آره مطمئنم
13:55باشه
13:56هر طور راحتی
13:58زمنان تو اونجا به من احتیاج نداری
14:03اینجوری هم نیست
14:07یعنی چی؟
14:09میخوام من رو قانع کنی علیه هم؟
14:12قرار نیست به این صورت اغرب بکشم
14:14حتما یه کارایی میکنم که تو رو برگردونم
14:16باشه سعیه تو بکن
14:18اما نمیتونی
14:19تصمیمم رو گرفت
14:20میبینیم
14:21سلامتونی خانم
14:29سلام
14:29اومدم ازتون یه خواهشی بکنم
14:33بگو ببینم چی میخوام؟
14:35آقا حالیت که داشتن حرف میزدن شنیدم شب خونهشون مهمونی دارن
14:38ممکنه گارتون لازمشون بشه؟
14:40نمیدونم ایت
14:41میشه منو بهشون پیشنات بدین وضعیتمو که میدونین
14:46ببینم چی میشه؟
14:48راستی اندر خانم از کارت اصلا راضی نبود
14:51دوباره چیزی نشه؟
14:53نه خیالتون راحت این دفعه بیشتر احتیاط میکنم
14:55تو برگرد سر کارت من صحبت میکنم
14:59خیلی ازتون ممنونم
15:01خواهب آقایون بفرماییت
15:10نوشه جونه
15:11بیره
15:11بکمالا مره یه خبر خوب صدا منذرین
15:14چی شده بچه تو راهه؟
15:16دارم دعی میشه؟
15:18نه بابا شوخی
15:19نه کنین یه کار دیگه با اتون داشتیم
15:21برای بچه هنوز زوده ما برای یه موضوع دیگه گفتیم بیاین اینجا
15:24چی هست؟
15:26من از شرکت میرم
15:28میخوایی بری؟
15:30برای چی؟
15:32خوب راستش میخوام یه مدت تو خونه باشم
15:34بعدش هم برنامه هایی برای آینده هم دارم
15:36استراحت میکنم دیگه
15:38چقدر خوب
15:39تو هم احتیاج به استراحت داری
15:40میتونی کارهای هنری بکنی
15:42مثلا ورزش یوگا
15:43اصرستو از خودت دور کنی
15:45همهش عصبی هستی
15:46چی داری میگی تو؟
15:48به خدا؟
15:48آره منم با امیر موافقم
15:50هرچی تو شرکت تداد نفرات و مقصد مدیر بدخلاق کم بشه
15:53خب به نفر همه ایمانست
15:54دقیقا همینطوره
15:56من عزیتتون میکنم
15:57نا عزیزم چه رفتی داره
15:58مگه من اونجور چی کارتون میکنم؟
16:01آشه کاریمون نداری
16:02داریم به تقمت میزه
16:03واقعیتش که من اصلا ندیدم زینب تا حالا با من بدخلاقی بکنه
16:06حالا که با تو اونجوری رفتار نمیکنه
16:08زینب زیر دستشو همیشه لح میکنه
16:11میفهمی که زیر دستشو
16:12ساهران بچه ها از عمل کرده درازی نیستن
16:14حرفی داری بزنی؟
16:15اینه نمک نشنستن علیهان
16:17من به کسی که تمبلی کنه تذکر میدم
16:19این اسمش بدخلاقی نیست فهمیدین؟
16:22شنیدین آقایون؟
16:23شنیدیم شنیدیم خدا دلش برامون سخته
16:25خدا صدامونو شنیدیم
16:27آره فقط باید ببینیم که خود علیهان در باره زینب چی فکر
16:31من اصلا نمیخوام اون بره
16:32اما یه تصمیمی گرفته
16:34خب منم مجبورا به تصمیمی که گرفته احترام میزن
16:37چقدر خوب؟ ما هم احترام میزنیم درست داریم
16:39باید مراقب باشید بعدها به زینب پناه نگه
16:43میارن میارن بعدها پناه میارن حالا میبینید
16:46التماس هم کنند برگرد
16:47من که فکر نمی کنم
16:48مگه این که کسی که قراره جای تو بیاد
16:50بیمار و بیعصاب باشه که محاله
16:52بفرمید یلدس خانم
17:03با من چی کار داشتین؟
17:05بیا بشی
17:06دختر جن ببین چی میگم
17:12نیتتا خوب میدونم
17:14بذار بهت بگم
17:15نمیتونی به هدفت برست
17:17نفهم میدم
17:17منظورتون چیه یلدس خانم؟
17:20به نظرم خیلی هم خوب فهمیدی
17:21اندر تو رو عجیر کردی؟
17:23چی میگین؟
17:25من دو برابر مبلغی که اندر بهت دادر رو بهت میدم
17:27فقط با هم رو راست باشت
17:28یعنی چی؟
17:29یلدس خانم این تغمت ها چیه؟
17:31چرا باید منو عجیر کنن؟
17:33حواستتون هز چی داریم میگین؟
17:35نمیتونم این توهین رو نادیده بگیرم
17:45این روز دیگه از شرکت اخراج میشی
17:47من دنبال شوهر شما نیستم
17:49من بهت تذکر میدم
17:51بعدها نگیر چرا نگفتی؟
17:53باشتام
17:54اینو بگیر
18:00این چیه؟
18:02تو اومدی تو این شرکت برای یه ماه کار کنی
18:04تو این پاکت حقوق سماهته
18:11اینو بگیر و برای یه کار دیگه پیدا کن
18:14بگیرش دیگه منتظره چی هستی؟
18:18یه کار دیگه پیده کن
18:20دور مرد یه زندارم خط بکش
18:22بیا بگیرش
18:25آفارین
18:28ای بابا
18:34یعنی یه لیس خانوم به این دختره چی میگه؟
18:38فرده به حالیت میگی که نمیخوای کار کنی
18:40اگه دلیلش رو پرسید بگو کاملا شخصی
18:43امروز بهش نگی
18:45امروز من اومدم شرکت نمیخوایم به فهمه من ازت خواستم
18:48باشه فردا میگم
18:50آفارین
18:52سلام
19:13بیا تو
19:14حالت چطوره؟
19:18خوبم دادش جون
19:18تو چطوری؟
19:20خوبم این چیه؟
19:22آی نمیدونی چی به سرم اومد
19:24چی شده؟
19:26رفتم لباس بخرم میخواستم حساب کنم
19:29کارت کشیدم دیدم انگار کارتم سخته
19:31کارت منو ببر با این خرید کن
19:33خیلی خوب میشه دست درد نکنی
19:35بیا عزیزم
19:36اینو چجوری خریدی؟
19:39آف میدونی
19:41از اینجور کاره اصلا خوش هم نمیاد
19:43اما
19:43گلدن اونجا بود
19:45اومد پیش من
19:46خیلی اصرار کرد که اون حساب کنه
19:48دیگه منم نتونستم بگم نه
19:50الان میرم بدهیم و میدم
19:52نگرانی
19:52باشه گلدن از خودمونه
19:54برای مهمونی دیر نکنی یا؟
19:57دیر نمی کنم
19:57رسی اینجا جایی هست که لباسم
19:59اما عوض کنم که نخوام این همه را بیرم تا خونه
20:01آره عزیزم همین بقل دوتو اتاق اون ورتر خالیه
20:04موچکرم
20:04برو بپوش
20:05باشه ددش میگیم
20:07برو عزیزم به سر آمد
20:07خوده پس
20:27آقا حالی تو اتاق کنفرانس هست؟
20:29آره عمالان میان
20:30باشه
20:59آره عمالانس هست؟
21:01آره عمالانس هست کنفرانس هست که دوریه
21:02عمالانس هست کنفرانس هست که دوریه
21:04PYM JBZ
21:34PYM JBZ
22:04PYM JBZ
22:34PYM JBZ
23:04PYM JBZ
23:34PYM JBZ
24:04PYM JBZ
24:34PYM JBZ
25:04PYM JBZ
25:34PYM JBZ
26:04PYM JBZ
26:34PYM JBZ
27:04PYM JBZ
27:34PYM JBZ
28:04PYM JBZ
28:33PYM JBZ
29:03PYM JBZ
29:33PYM JBZ
30:03PYM JBZ
30:33PYM JBZ
31:03PYM JBZ
31:33PYM JBZ
32:03PYM JBZ
32:33PYM JBZ
33:03PYM JBZ
33:33PYM JBZ
34:03PYM JBZ
34:33PYM JBZ
35:03PYM JBZ
35:33PYM JBZ
36:03PYM JBZ
36:33PYM JBZ
37:03PYM JBZ
37:33PYM JBZ
38:03PYM JBZ
38:33PYM JBZ
39:03PYM JBZ
39:33PYM JBZ
40:03PYM JBZ
40:33PYM JBZ
41:03PYM JBZ
41:33PYM JBZ
42:03PYM JBZ
42:33PYM JBZ
43:03PYM JBZ
43:33PYM JBZ
44:03PYM JBZ
44:33PYM JBZ
45:03PYM JBZ
45:33PYM JBZ
46:03PYM JBZ
Be the first to comment