- 5 months ago
زندگی یلدیز با ملاقات با اندر آرگون تغییر میکند. خواهرش زینب کار در شرکت علیهان، شریک خلیل، را آغاز میکند. در حالی که یلدیز در تلاش است تا به آرزوهایش برسد، زینب به دنیای جدیدی وارد میشود که با اتفاقاتی روبرو خواهد شد که هرگز تصور نمیکرد...
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
یلدیز و زینب دو خواهر هستند که بسیار یکدیگر را دوست دارند. یلدیز از جوانی همیشه آرزوی ثروتمند و محترم شدن را داشته است. یلدیز به عنوان پیشخدمت در یک رستوران محبوب در میان جامعه اشرافی کار میکند و زینب نیز در یکی از شرکتها به عنوان کارمند فعالیت میکند. زندگی یلدیز با پیشنهاد زنی از جامعه اشرافی به نام اندر آرگون تغییر میکند. اندر به دنبال زنی است تا از شوهرش خلیل آرگون خلاص شود و بتواند با معشوقش زندگی کند، و یلدیز را برای این کار انتخاب کرده است. اندر به یلدیز میگوید که باید شوهرش را فریب دهد و در عوض پاداشی دریافت خواهد کرد. یلدیز این پیشنهاد را که نقطه عطفی در زندگیاش است، میپذیرد. شرکتی که زینب در آن کار میکند، توسط یک تاجر ثروتمند به نام علیهان خریداری میشود. علیهان و زینب تفاوتها و تضادهای زیادی دارند، اما این تفاوتها به مرور زمان به تعاملات مهمی تبدیل میشود. اما آنچه که یلدیز و زینب نمیدانند این است که علیهان شریک خلیل و برادر شوهر دوم اوست. بنابراین، تصمیمات آنها نه تنها بر زندگی خودشان تأثیر میگذارد، بلکه زندگی یکدیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بازیگران: طلعت بولوت شوال سام اونور توناج ادعا عچی سفدا ارگینچی شفاک پكدیمیر ایرم كاهیااوغلو باریش آیتاج سینان اروجلو نیلگون ترکسور کیوانچ کسابالی
سناریو: ملیس جیولک و زینب گور تولید: MEDYAPIM
Category
📺
TVTranscript
00:00یعنی میخواد بادرقابت کنه؟
00:02یا
00:03بله جنر
00:06علیه هم
00:07رفیقه تو اومده
00:08رفیقه هم
00:09نکنه اونه
00:13اتنه خودشه
00:15بای
00:16زردم برو نگاه
00:18چه خبر
00:19خوبی داداش چطوری
00:21چه خبر
00:23امیر چون
00:28چه عجب از این طرف ها
00:30نمیدونی که چی به سرم اومده
00:32راستش نمیخوام بدونم میدونی؟
00:36تو چه خبر داداش؟
00:41خوبم
00:42خوبی؟ خوبه خوبه
00:44ببینیم چی میخوام بگم
00:45گوش کنین این پسره بود که
00:47الان منو آوردی اینجا کارش خیلی درست
00:50خیلی با حاله
00:51فکر کنین هممون با هم میرم کلوب کردی
00:53چطوره؟ یه کلمی بود یادتونه؟
00:55چهار تا مرد با هم دیگه میگردن
00:56مست میکنن خوشمیترونن پارتی میدن
00:59یادتون اومد؟ آره؟
01:00خیلی خوبه همش در حال خوشگذرونی بودن
01:03ما هم میتره کنیم میتره کنیم به خدا
01:05گوش کنین اسم گروه منم میذاریم
01:07بتره کنه چطوره؟
01:09من نیستم امیر جان
01:11دارم شوخی میکنم
01:13واقعا نمیتره کنیم
01:14دوبله شده دار
01:17افتیو جن
01:18میگم
01:20میدونم گفتن یه همچین چیزی به نظرم
01:24ممکنه خیلی مزخ رفید اما همسته تو هست
01:26چون من رفتم سمت کسی که همسته هم نبود
01:29و خانوادش اصلا منو قبول نداشتن
01:31خیلی عذیت شدم
01:32نمیخوام تو هم عذیت بشی
01:34حرفت منطقیه اما خانواده من قبولش میکنم
01:37خانواده همون دوسته قدیمی هست
01:39اه آلیه
01:41فقط یه مشکلی این وسط هست
01:43که هرچی که خانواده هم میگن
01:44برعکسش رو انجام میدم
01:46ممکنه سر این مشکل پیش بیاد
01:48تو این موره طرفشونو گوش کن
01:51سعیمو میکنم
01:52باید ببینیش خیلی جذاب و خوش دیپه
01:56ببین قول میدم
02:05به همون خوش بگذاره
02:06مگه تا حالا خلاف این بوده
02:08اگه پایه باشین
02:09مطمئنم دوتاتونم پشیمون نمیشین
02:11امیر
02:12فکر کنم اومدی دیدن زین هم درسته؟
02:15نه راستشو بخواهی امروز دیدمش
02:17بیمعرفت من رو پیچوند
02:18برای چی؟ چرا؟
02:20گفتم کار میخوام
02:21شدیدن به پول اتیاج دارم
02:22بده کارم
02:23میفهمی که علیه؟
02:24فهمیدم آره
02:25به میگه نمیشه اینجا بیایی
02:27علیهان بهت کار نمیده
02:28اینجوری گفت؟
02:30آره
02:30رشت چی بوده؟
02:40مدیریت بازرگانی در حد لالیگا
02:42چقدر خوب؟
02:50فردا شروع کن
02:51بگو به خدا
02:52به خدا؟
02:53علیهان نمیدونم این محبت تو چجوری چوب ران کنم
02:55ممنونم داداشه محبت کردی
02:57تو هم بیا بیا داداشه
02:58تنها نمونم
02:59بیا بیا تو بغلم عزیزم
03:01بعدم باشه
03:02باشه
03:02علیهان
03:04واقعا ازت خیلی ممنونم
03:05محبت خیلی بزرگی در حد مکت دارم
03:07باشه لبتو ترکم
03:08مزاهم دختران نمیشی
03:10میذاری کارشونو بکنن
03:11رو جفت چشم داداش
03:12چشم
03:13حل
03:13خیال جم
03:15از الان گفته باشم
03:16کچکترین اشتباهیت
03:18مساوی با اخراج
03:19میدونم
03:19باشه
03:20کامل گرفتن
03:22چی کار کنم؟
03:25بذار بگم چی کار کن
03:26برو به زینب این خبر خیلی خوب و بده
03:28باشه
03:29میدونیم برای چی خوشحالم از فردا دیگه
03:31همیشه با همین جون همین جون
03:33بزن قدش
03:34میگم که تصمیم عجولانه ای گرفتیش ده با این محس
03:42میدونم
03:43میدونم
03:44میدونم
03:46یلیت خانم بفرمایید از این تاست
03:59ممنونم
04:01بفرمایی یلیت خانم
04:05مجرکرم
04:06من برم کرمه تقوییتیتونو بارم
04:09باشه
04:09ایندر خانم خوش اومدیم بفرماییم
04:15ممنونم عزیزم
04:17برای مانیکو رو براشینگ موها مواده
04:19باشه هم یلان به صدات خبر میدم
04:21باشه
04:21بفرماییم بشین
04:22چیزی میل داری؟
04:27آب
04:28یه لیوان آب خونک میخوام
04:31الان میارم
04:32یلیت هلو
04:38هلو
04:40خوشانم که روت میشه از خونه بیایی بیرون
04:44چرا نیام بیرون
04:46معلومی که تو زندگیت از اینجور بی آب رویی ها
04:50زیاد دیدی که پوسته تنقدر کلوف شده درسته؟
04:54چی بگم؟
04:55با این حرفات نمیتونی احسابامو خورد کنیم
04:58تنصیری نداره
04:59اما غیافت چیز دیگه ای میگه
05:04حالا اون به کنار ببینم
05:08حضور دفنه رو چجوری میتونی حضم کنیم؟
05:11نمیتونی منو به هم برسی
05:17چند وقت دیگه همین آرامشم ازت میگیره
05:25من تو حالا هیچ حرفی رو بی خودی نزدم
05:28هیچ وقت عزیزم
05:29با هر دست بدی با همون دستم میگیری
05:34یادت نره باشه؟
05:36باشه
05:39حکایت ما رو پونه است
05:42رجب
05:43وقتی این خانوم ید اینجا ببر یه جایی که من نبینم اش باشه
05:52باقی جان
05:54این رو بده به یلدیس خانوم و بگو از طرف منعی لیوان آب خونک لازم داره
06:00اینجوری خوبه؟
06:09امیر گوشه هاشو صاف کن کج و کورنشو
06:10باشه باشه هلان درستش میکنم نگره نباشه
06:13من رو خط و خط و تیکم وصفاس دارم
06:16ببین از جایی که کشیدم ببرش
06:18نگاه اونم درست نبوریدی
06:19سختنگی دارم میبرم دیگه
06:21امیر
06:23مگه بهتو نگفتم برو خونه؟
06:27گفتی گفتی آره گفتی اما من حرفتو خیلی جدی نگرفتم از ایتم
06:31تو رو خوده نگو که با علیان حرف زدیم
06:35حرف زدن چیه پس گردنی تو سر همم زدن اینا
06:39نمیدینی چقدر با هم یال کرده کشتی گرفتن
06:41دروق نگو
06:42ببین زینم احساس میکنم خیلی گندش میکنم
06:45خیلی خیلی اخلاف دوش مطوریم
06:48متاسفانه
06:48من با علیان حرف زدم
06:52گفت از فردا بیا کار کن
06:53چی؟
06:54آره
06:55تو از من خوشت نمیامد
06:57خدا گذشت تو کاسر نوش جونت حزیز
07:00امیر
07:01بیا
07:08امیرو استخدام کردی؟
07:13آره
07:13خب دنبال کار میگشت
07:16نتونستم بهش بگم نه
07:18علی خان تو امیرو نمیشنسی
07:21زمنن میدونم به خاطر لجبازی با من استخدامش کردی
07:25لجبازی نکردم
07:26خوشم نیامد از طرف من حرف زدی
07:30باشه
07:31حالا که اینجوری سلاح دیدی حرفی ندارم
07:34کار کنه
07:35اما به واسطه ی اون سعی نکن به هم نزدیک بشی
07:38ازت خواهش میکنم
07:39برای اینکه تو رو ببینم نیازی به امیر ندارم زینم
07:42اینجا آره
07:43داری شبا میکنی
07:44نمیخوام با هاتو بحث کنم و حسابمو خورد کنی
07:48علی خان
07:48خیلی عماله یم
07:49میتونین بری
07:52الو
07:59جانر جان
08:01کاری که گفتم رو کردی
08:03اها
08:05میادش
08:06آه
08:07آلیه
08:08خوبه
08:09بس بعدا میبینم ات
08:10فیلن خدافز
08:11بابای
08:12اندرجون
08:17ببخشید
08:19خیلی که معتن نشدی ها
08:20نه نه نه
08:21من همین الان رسیدم عزیزم
08:22خوبه پس
08:23زهرا
08:25یه پیشنهاد کاری خیلی مهم گرفتی
08:29راست میگی
08:30اه
08:30و میخوام همه ی کاراشو به تو محول کنم
08:34به من
08:35اه
08:35تنهایی
08:36من هیچ کاری بلد نیستم
08:39بدون تو چطوری انجامش بدن
08:40گوش کن زهرا
08:43پدرت قبول نکرد که به ما کار بده
08:45و این یعنی این که ما رو به هیچ وچ قبول نداره
08:49به نظرت
08:50علتش چی میتونه باشه
08:52به خاطر من
08:55متاسفانه همینطوره
08:57تو باید خودتو به پدرت ثابت کنی
09:00اون وقت ما هم زبونمون جلوش درازو
09:02میگیم این کار رو زهرا به تنهایی انجام داده
09:04بقیهش هم دیگه کاری نداره
09:05اگه خراب کاری کنم اون وقت چی؟
09:08نگران نباش من دورا دور حواظم بهت هست
09:11پس همین امشب ما
09:13بین صاحب پروژوتو ترتیبی جلسه رو میدین باشه
09:16اثمان کدون
09:17اثمان کدون
09:19اسمش به نظرم آشناست
09:22من اولین کارم رو با شرکت آقای اثمان شروع کردم
09:25خب چطور آدمیه؟
09:28خیلی
09:31با شخصیت
09:33آقا
09:34و تو کارش خیلی موفق
09:36زهرا
09:36اصلا نگران نباش به هم اعتماد کن
09:39خیلی آدم خوب و با شخصیتیه
09:42خوبه
09:43دوستان و همکاران عزیزم
09:48تو این شرکت روزهای خوب و بدی داشتیم و
09:52سختی ها رو با هم پشت سر گذاشتیم
09:55اما برخلاف میل باطنی مجبورم از این شرکت برم
09:59امیدوارم در آیندهی نه چندان دور دوباره همتون رو ببینم
10:03و با هم دوباره پله های طرفی و یکی پس از دیگری تیبو کنیم عزیزان
10:08تموم شد
10:09بله
10:11و به افتخار خود خودم
10:16حالیه
10:18برا تو عارضی موفقیت میکنم
10:20اما کاش علیهانم اینجا بود دوستشم با آش خودحافظی میکردم
10:24کاش میروم اد دو دقیقه میدیدم اش بد دارم میگم آخه
10:27ببین بابت زحمت هایی که کشیدی خیلی ممنونم
10:29جانه جو موفق باشی میبینم اتباشه
10:32سایه یکلیلی هم زدیاره؟
10:44آره ایندرجم
10:45میخوام مثل ستاره بدرخشه
10:47همونطور که شما میخواین آرهیششون کردم
10:49وای برای آرهیش کردنه من اینقدر وقت نمیذاری
10:52اینچه حرفی عزیزم
10:53بذار ببینم چجوری شدیم
10:57بذار ببینم
10:59عروسک شدی
11:01عروسک عالی شدی
11:03دست درد نکنه
11:04زهره خیلی خوب شدی عزیزم
11:06عالی شدی
11:07ایندرجم باشه
11:09فهمیدم این مرد خیلی مهمه
11:11اما به نظرم این همه آرهیش لازم نبود
11:13نه لازمه میگم که آدم مهمیه
11:16باید نظرش رو جلب کنی
11:18خب برای همینم داریم آمادت میکنیم دیگه
11:20باشه
11:22باشه من به تو اعتماد دارم
11:24آفرین عزیزم
11:25راهی که داری میری راه درستیه
11:27مصطفا تسبیت کننده هم بزن دیگه
11:30باشه
11:30دیرش باشه
11:31با آماده شد
11:32ببینیم یادت نره ها بهش میگی که اندر کار داشت
11:35وای عروسک شدی عروسک
11:38مصطفا کارت حرف نداره
11:40خیلی خوشگل شدی
11:41عزیزم
11:48چطور هم خوشگل شدم؟
11:51آدی شد
11:51خیلی خوشگل شدی
11:55چرا جواب نمیدی گوشی تو ها؟
12:00بلش کن یکی از همکارام عزیزم
12:02حسلشو ندارم
12:03راستی برای شام دیر نکنیم
12:06بریم عزیزم
12:07بریم
12:09کدوم همکار تحالیت من میشنسمش؟
12:16هیلدیز
12:17جدیدن رفتارت عجیب و غریب شده
12:19نکنه چیزی هست که باعث آزارت میشه
12:22نه فقط کنشکاف شدم
12:24از زیاد سؤال رو جواب کردنت خوشم نمیاد
12:28محصه اطلاعیت
12:29اما عزیزم من زنتم باید حق بدی
12:32نمیتونم نپرسم
12:35سلام
12:41سلام
12:43اندر به خاطر مشغل کاری نتونست بیاد
12:46به جاش من رو فرست دادم من زهرم
12:48راست میگین
12:50باشه
12:50های عزیز دلم
12:52شما هم خوبی
12:54من
12:54اصمانم
12:57زنهای شرکت شما برای خودشون دلبریان
13:00بشینی
13:06راحت باشیم
13:07شما
13:15از کهی با اندر خانم کار میکنین
13:17چون قبلن شما را ندیدم
13:19تازه شروع کردم
13:21خوشا به سعادتمون
13:23کاش دودتر از این آباهاتون آشنا میشدم
13:26اما
13:27هر چیزی به موقعش اتفاق میافته
13:30درست نمیگم؟
13:31بله درست میگین
13:32آقا عثمان
13:33من قبل از اومدنم ریز بریز جوزیت کار را از این در خانم کسیدم
13:37چند کیلوی؟
13:38بله
13:38وزن تو میگم
13:40تو غذا خوردن را دوست نداری؟
13:42احسند احسند
13:44مثل مانکنهایی
13:45راستش استایل من اینجوری
13:47استایل تو بخورم
13:49میگه استایلم
13:52های شیطان
13:55شیطان
13:59شیطان
14:29آقا عثمان اندر همه چیزو در مورد کار برام توضیح داده خیالتون
14:42انگوشتاتم خیلی ذریفه
14:43این قلم
14:44ممنونم
14:46دستتو درست کن یه نگاه به انگوشتات بندازم
14:48چرا؟
14:49درست کنه
14:50نمیخوام که با خورم نترس
14:52آلیه
14:54خیلی ذریفه
14:56زهره جون دستاتو انگوشتات خیلی خوشگلم
14:59اون زهره نیست؟
15:02خیلی ذریفه
15:04دارن چکار میکنن؟
15:06اینجا چه خبره؟
15:08حالیت داریم قضا میخوریم حال چطوره؟
15:11خانم محترم شما حالتون چطوره؟
15:14دخترم بگو ببینم اینجا چکار؟
15:15راجب کار داشتیم
15:17وای خدا
15:18زهره خانم
15:22دختر توه حالیت؟
15:24دخترمه
15:24واقعیتش ما
15:26داشتیم در مورد پروژه کاری حرف میزدیم
15:29بابر کن نمیدونستم دختر توه
15:31خب الان فهمیدیم
15:33را بیافت
15:37بجم
15:38نمیخمشان باخوریم
15:45گارسون
15:51بیا اینجا بیا
15:53رای خود
15:56آب ججون
15:57اگه خدا بخواد داریم به دوران آجمون برد
16:00این روز شانس همهش با ما یاره
16:02وای نگو نگو بزن به تخته
16:04میدونی امروز چی شد؟
16:07تو آره اشگاه یلدیزو دیدم
16:09راستشو بخوای کرم دفنه را انداختم به جونش
16:12با این کار خواستم بیافته به جون حالیتو
16:15حالیتو کلافش کنه
16:27تو را چه به کار گرفتن از مردم؟
16:30خانم رفته تو رستوران دست مردی که هیزو گرفته
16:33بابا چی شده؟
16:34چی شده؟
16:35از خواهرتون بپرسی
16:36خب چی شده؟
16:37برای قرار کاری رفته بودم شان بابا شکی شده
16:40منو ببین
16:40برداشت همی بود؟
16:43تو قصد جونمو کردی
16:44یارو به چشم که رونی معروفه
16:46تو پاشدی باش رفتی رستوران قضا بخوری؟
16:49دیوونم نکن
16:50اما بابا جون به خدا من نمیدونستم
16:53تو تا حالا چی رو میدونستی که این یکی رو هم بدونی؟
17:00خوهر جون حالت خوبه؟
17:06به نظرت میتونم تو این شریعت خوب باشم؟
17:09با تنبه کی افتدی تو چه؟
17:11دفنه رو به بین چند بار زنگ زده
17:23من میرم به خوابم شب بخیر
17:32بیا اینجا بیا بیا
17:33چرا قیافه میگیری؟
17:36چون زهرا رو دعوا کردم؟
17:39زهرا برای من اهمیتی نداره
17:40پس چیه؟
17:42آه
17:43باسه اینکه شام نخوردی؟
17:49حالی
17:51میخوام بدونم چیزی هست که بخوای بهم بگیم
17:54مثل چی ایلیس؟
17:55چیز رو مخفی میکنی؟
18:01ببینی ایلیس
18:02همش داری تو زن چیزهای بی خود میسازی
18:06حسن این مسئله بازی ها رو ندارم
18:08مثل همیشه حق با توه
18:11آآ
18:16اونام باید عد همونجا میامدن شام؟
18:22اما این درجون اون آقایی هم که تو داشتی ازش تعریف و تمجید میکردی یا آدم بیمار عذاب در اومد
18:27بیمار عذاب در اومد
18:29یه بند چرت و پرت میکنم حالا ما به هم زهد مردی که چندش
18:33بابا تا ما رو دید خب و یه دفعه قاطی کرده
18:35ای بابا باشه عزیزم ببین من تو رو فرستادم اونجا خودم هم یه جوری درستش میکنم
18:40فردا میرم و با پدرت حرف میزنم و موضوع رو کامل درست میکنم بذار بفهم تو بیگناهی
18:45ببینم یه وقت دعوام نکنه
18:47دوامم بکنه اصلا برا مهم نیست
18:50به خاطر این که بی خودی از بابا تحرف خوردی خیلی ناراحتم عزیزم
18:54بگذاریم
18:55تو نگرانه هیچی نباش ناراحت نباش باشه درستش میکنم
18:58تو چقدر خوبی ممنونم ممنونم
19:01ای بابا تشکر برای چی قربونت برم ما این حرفا رو نداریم فعلا بابای
19:05باشه خدافز عزیزم
19:06ببینمت
19:07بازم خوبه
19:10بای زهرام تو هر خونه ای بوجودت لازمه ای خدا
19:16خوبه
19:22الهان با همه فرق میکنه
19:24اگه یکی از آرزوهاد اینه که در آینده باهاش ازدواج کنی بی خیال شو
19:29به کسی وابسته نمیشه
19:32تو برای اون فقط یه سرگرمی جدید هستی
19:39زن دیوونه هست اما راست میگه
19:43موسیقی
19:53موسیقی
19:59موسیقی
20:01موسیقی
20:03موسیقی
20:05موسیقی
20:07موسیقی
20:09موسیقی
20:11موسیقی
20:13موسیقی
20:15موسیقی
20:17موسیقی
20:19موسیقی
20:21هر چقدر مخالف باشی باید فردو حرف بزنیم
20:35بعدش هر چی تو بگیم
20:37جانر جان
20:54فیلن میرم بیرون
20:56میخواستم بپرسم کجا اما هست سوال اونم ندارم
21:00چرا چی شده؟
21:01احساس افسوردگی میکنن
21:03من همیشه این موقع تو شرکت با اون زینب نچسب سرکله میزدم
21:07اما به جش اینجا بیکار نشستم
21:11ناراحت نباش خوهرت همیچی درست میکنه
21:15حابجی اصلا حالا هم خوب نیست
21:18منظرم بهتر یه همیچی درست بشه
21:20یا این که بریم خودمون از دره بندازیم پایین
21:22من دیگه واقعا خسته شدم
21:23بسه دیگه کلافم کردی
21:25حالا خوب خوب میدونی که چقدر از اینجور حرفا بیذارم
21:28مگه خودت هر روز قرار نمیزدی میگفتی نمیخوام برم
21:32پس این اداهات دیگه چیه بیخودی با این کارات انرژی
21:35امروز من رو خراب نکن فهمیدی؟
21:37باشه بابا حرفی نظر
21:38افت
21:38ها مجب حسلی داری ها هر روزت یه پروژه هست
21:41الان میخوام
21:43یلیز و دفنه رو با برنامه
21:45بندازم به جون همدیگه
21:47تا بتونم دوباره حالیتو به دست بیارم
21:50مطمئنم
21:51از گره یلیز و اصراره دفنه
21:54حالیت حسابی کلافه میشه و
21:56میاد
21:57دوباره به سمت خودم
22:00امینطوره امینطوره
22:02تو پیشونیت هم نوشته حالیت با عصف سفیدش میتازه و میتازه میدومه
22:06وای دیگه من باید برم فیلن
22:07تو داری یک کارایی میکنی
22:12اما حسلی سوال کردن هم ندارم
22:13جونم عزیزم
22:26حال چطوره دفنه
22:28خوبم تو چطوری
22:29کجایی
22:30خونه هم تو چی کار میکنی
22:32منم خونه
22:33آه میخوای بیا با هم قهوه بخوریم ها
22:36برای قهوه خوردم وقت ندارم
22:38یلدیس
22:39صدات پشه تلفون یه جوری میاد
22:41نکن اتفاقی افتاد
22:43نه هیچ اتفاقی نیفتده
22:44احساس سرما خوردگی میکنم
22:46ذکر خیرت بود با حالیت
22:48ها چی میگفتی؟
22:53چند بار به حالیت زنگ زدی جواب نداده
22:55به هم گفت زنگ بزنم ببینم چی میخواد
22:57ها عزیزم
22:58یکی از دوستان نمال کار میگرده
23:01زنگ زده بود ببینم حالیت میتونه براش کاری بکنه یا نه
23:04اما مهم نیست
23:05بعدم به هیچ زنگ میزنم
23:06باشه
23:07ها دفنه
23:08راستی بدهیم و تا چند وقت دیگه بهت برمیگردیم
23:12ایلویز جون
23:12ما که این حرف حالو نداریم
23:14عجله نکن
23:15هر وقت داشتی بده
23:16فیلن
23:17خدا فیض
23:18بچه ارازی نمیشه
23:38بیا
23:58بله
24:01اندر خانم اومده
24:03بگو بیاد داخل
24:04موظاهم که نشده
24:13ببینم که هر روز خوده یه پات اینجاست
24:19از روی دلتنگی نایمدم
24:23به خاطر سوی تفاهم دیشب
24:25لازم دیدم که با هم حرف بزنیم
24:27اندر
24:27چطور تونسی دخترمو بفرستی پیش اون مرده؟
24:34ببخشید
24:35یکی نفهمه فکر میکنه اونجا چه خبر بوده
24:38یه قرار کاری بود
24:40اینکه چیز نیست حالیت
24:41ما نمیتونیم مشتریامونو گلچین کنیم
24:43مشتری ایما خیلی محدوده
24:45زمنان
24:45هیچ کار اشتباهی هم نکرده
24:47البته کار اشتباهی هم نمی کنیم
24:49با یاد هم همینطور باشه
24:52راستی
24:54مگه قهطی آدمه که
24:56با اون مرد میخوانی کار کنی
24:58ازت انتظار نداشت
25:00چی کار کنم حالیت
25:03از روی اجبار قبول کردم
25:06اومدیم ازت کار خواستیم
25:08الانا ما را انداختی بیرون
25:09هم به همون کار نمیدی
25:11هم مشتریهی ما را نمیپسندی
25:13نمیشه که
25:14ببینندر
25:16من نمیخوام اون مرد را دوربر دختر خودم
25:19ببینم فهمیدی
25:20باشه
25:23پروژهش را رد میکنیم
25:26کار دوتا از شرکتامو
25:32برای رونمایی بهت میدم
25:34و قضیه اینجوری بسته میشه
25:37حالا که اصرار میکنیم
25:40این آخری محبتی بود که بهت کردم
25:46حرفی میزنی حالید
25:48فردا جانر را میفرستم شروع کنه
25:53جانر
25:54آره
25:56به ایچ وجه نمیشه
25:57حالید جانر به این کار خیلی وارده
26:01بدون اون اصلا نمیشه
26:02منم نمیخوام جانر را تو شرکتم ببینم
26:05اما
26:07با علیهان هم کار میکردیم
26:09تو شرکت اونا
26:10پس دوباره بفرستش همونجه پیش علیهان
26:11از همونجه هندل کنه
26:13من به علیهان میکم
26:15باشه
26:16در بول
26:17خوبه
26:18منو ببین
26:23ازت خواهش میکنم تو شرکت سنگین رنگین باش
26:26باشه خیاله دخت
26:28زینه تو خیلی گیر میدیم
26:29چه گیری حرفی میزنی ها
26:31رستی سرووزت هم درست کن
26:35علیهان رو پوشش خیلی حساسه
26:36چیلی داری میگی علیهان اینجوری علیهان اونجوری
26:38چرا دوست داری بعد اخلاق نشونش بدیم
26:41تو گفتی علیهان بیاد اینجا
26:45آره من گفتم اگه چیه زینه
26:47مجرد با آدمی هستی تو
26:48نوشه جان
26:53با ایداداش چه حلال زاده ای
26:55الان ذکر خیرت بود
26:56داشتیم با زینب حرفتو میزدیم بیا
26:57خوب ما هم دیگه داشتیم بلند میشدیم
27:00زینب روزی نیست که در مورد من حرف نزنه
27:03آره واقعا
27:04علیهان منم اینو متوجه شدم
27:05یه بند علیهان علیهان اسمت همش ورد زبونش
27:08از دوستشتنه زیاده شده
27:09علیهان میشه بریم بیرون با هم حرف بزنیم
27:13باشه بریم
27:14علیهان میدونم امیرو دوست داری منم دوستش دارم
27:31اما برام سآله چجوری میتونی اجازه بدی با این وضیعتش بید سر کار
27:35احساس میکنه هم به خاطر من استخدامش کردی
27:37چی نگاه میکنی؟
27:42میخوای بگی هسبانیت خیلی بهت میاد؟
27:44نه خیلی زش میشی
27:46بگذاریم
27:48من حرفم رو زدم
27:50ضمنان علیهان من خوب میدونم تو از غذای خونگی همیشه فرار میکنی
27:55چرا؟ شاید به غذای خونگی علاقمند شدم
27:57نمیشه مزاجم عبز بشه؟
27:59شاید دلم خواست بعضی رو برام غذای خونگی بپزن
28:02آه چه حرف خوبی سدی؟
28:04یکی رو پیدا کن برات غذای خونگی بپزن
28:06هاکان پروژه های اجرایی رو قراره ببره
28:08میخوام باش بری من به جم خبر میدم
28:10باش برو بعدش هم نمیخواد بیای شرکت برو خونه
28:13چرا؟
28:14من میام
28:15پس زودتر برم خونه رو تمیز کنم تو بیای
28:21تو کجا میخوای بیای؟
28:26من میخوام دو کلمه با ترف بزنم
28:29اما تو همش از من فرار میکنه
28:30برای همین میخوام بیام اونجا
28:32اگه تو بیای من نمیران
28:36تا وقتی بیای پشت در میشیدم
28:38حتی تا سو
28:39دیگه داری کلفه هم میکنی
28:43میبینم ات
28:45موسیقی
28:52بزا ببینم اکسا هنوزو گالریم هست؟
29:07موسیقی
29:08بزا ببینم اکسا هنوزو گالریم هست؟
29:19موسیقی
29:30اما من خوب میدونم تو رو چجوری بکشونم و بیارم اینجا
29:34حالا میبینی؟
29:36از دیروز دارم زنگ میزنم
29:52یکی داره تحدیدم میکنه
29:54سریع به هم زنگ بزن
29:55موسیقی
30:04آآ
30:04چه سرعت حملی؟
30:06بله
30:08دفنه چی شده؟
30:09کی تو رو تحدید کرده؟
30:11حالیت
30:11دیروز یکی با شماره این آشناس به هم زنگ زد
30:14اکسایی منو تو دستشه
30:16من حرفشو بابر نکردم اولش
30:18اکسامونو فرستاد
30:20نمیدونم چی کار کنم
30:21میگی اکس امیدن به خبرنگارا
30:24چی کار کنم؟
30:26اکسا رو از کجا گیراورده
30:27گوش کن
30:28نکنه دوستات سر به سرد میذارم
30:31چی میگی حالیت؟
30:32کسی از رابطه همون خبر نداره
30:34ازت پول خواست؟
30:38حالیت
30:39خیلی حالم بده
30:40دستام داری میلرزه
30:41نمیتونم چی کار کنم
30:42نمیشه پشت تلفون حلش کن
30:43خواهش میکنم
30:44بیا حرف بزنیم
30:45دفنه
30:46درست نیست بیرون ما رو با هم ببینن
30:48تو خونم کسی نیست
30:50میخوای بیا
30:51اینجا هست میزنیم
30:52باشه باشه
30:53الان میام اونجا
30:54منتظر تم
30:56به همین راحتی
31:00دستگاه مشترک مورد نظر خاموش
31:05برای چی گوششو خاموش کرده
31:07سلام
31:17من یلیزار کنم
31:18آقا حالیت هستم
31:19نیستم
31:22گفتن کجا میرن
31:24باشه
31:27آه دفنی
31:31دستگاه مشترک مورد نظر خاموش
31:36حتما رفته پیشش
31:56بیا بیا
31:57دفنه همه چیو از اول برام توضیح بده
32:01هیچ کدوم از حرفایی که زدی
32:03با منطق جور در نمیاد
32:04آخه چجوری اکسای خصوصی ما رو گیر آوردن
32:06اصلا حرفت منطقی نیست
32:08حالیت
32:09ممکنه کار اندر باشه
32:10راستش رو ساحل دیدمش
32:12یه آلمه حرف چرت و پرت بارم کرد
32:14مثلا چجور حرفایی؟
32:16به هم گفت من زندگی تو اندر رو
32:18از هم پاشوندم
32:19الانم دارم همون کارو با یلدیز میکنم
32:21این موزخ رفات چه دفنه؟
32:24حالیت جون
32:25آره میدونم از هم دور شدیم
32:27اما من دوست دارم
32:29و اینو هیچ وقت ازت مقفی نکردم
32:31تو میدونی که من به تو خیلی علاقه مندم
32:33بازم همون حرفای همیشه ای
32:38باشه
32:41دیگه از این حرفا نمیزنم باشه
32:43حالا که تو اینقدر زندت حساب میبری
32:45منم دیگه جهنمو میبندم
32:47حساب میبرم؟
32:50من از چسی نمیترسم؟
32:52من فقط نمیخوام آرامش از زندگیم بره
32:55همین
32:56یه سؤال
32:58زن اسمیتونه تو اومدی اینجا؟
33:02بهش نگفتم
33:03چون رابطتون با جروقایی که به هم میگین داره پیش میره
33:07با عرض پوزش
33:08ببین
33:09من و یلدیز رابطمون خیلی خاصه
33:13نمیتونی خرامش کنی
33:14بهش نگفتم
33:16چون نمیخوام ناراحت بشه
33:18دستگاهی مشترک مورد نظر خواهر
33:24بازم خابوشه
33:25اینجوری نمیشه
33:27مجبورم
33:28حالو
33:38آقا حالید پیش توه؟
33:40آره یعنی الان تا یه جایی آوردم رسونم
33:42کجه رسوندیش امیرگان؟
33:44آره امیرگان
33:45خونه بیلاییه
33:47آره
33:49ایلیس
33:51اه
33:52اه
33:53اه
33:54اه
33:55اه
33:56بابا
33:57چرا اینجوری کرد؟
34:05باید به من میگی کل شق
34:24چنم به چنه تو خورده
34:26مگه نظره نبخوامم؟
34:29باشه
34:30حالو که میخوایی با هم حرف بزنیم
34:32خیلی خوبیه تو
34:34بیا
34:43خوب
34:57نمیخوایی چیزی بیاری تو عرف کنیم؟
35:00نه
35:01علی خون چی از جونم میخوای؟
35:06تو رو میخوام
35:06اما نمیفهمی
35:08اما من تو رو نمیخوام
35:10سینب
35:13کاش بتونی با خودت رو راست باشی
35:15ببین رفتی با جم امتحان کرده
35:17چی شد؟
35:18یه روزم دوام نیوردی
35:19ما هم دگر رو دوست داریم
35:26چرا نباید مثل بقیه خوشبخت بشیم؟
35:31نمیشه با تو خوشبخت شد
35:35من هر بار که بهت فرصت ددم تو دلمو شکستی
35:48زینب من دیگه تصمیم خودمو گرفتم
35:50باور کن میدونم چی میخوام
35:52منو میخوای چون میدونی به دستا وردنم سخته
35:55وقتی از یکی جواب نمیشنوی مجذوبش میشی
35:58سعی میکنی به دستش بیری
35:59تو اینجوری هستی علیحان
36:01از این که همش خودمو بهت ثابت کنم خسته شدم
36:07دیگه نمیتونم
36:10نکن
36:12خوبه؟
36:16پس برو
36:17زینب برای آخرین بار میگم
36:21خوب به جوابی که میدیفه کن
36:25دست منو ول نکن
36:28نگرفتم که بخوام ول کنم
36:31حرف آخر تو
36:34وازگچتیم
36:47گزرین
36:50وازگچتیم
36:54سوزرین
36:58دن بی
37:00بگوامی
37:02دیگر
37:16قومگی
37:18نگر
37:21دن بی
37:26خوب
37:28موسیقی
37:58موسیقی
38:28موسیقی
38:57موسیقی
39:27موسیقی
39:57موسیقی
40:27موسیقی
40:29موسیقی
40:33موسیقی
40:37موسیقی
40:39موسیقی
40:43موسیقی
40:45موسیقی
40:47موسیقی
40:49موسیقی
40:51موسیقی
40:53موسیقی
40:55موسیقی
40:57موسیقی
40:59موسیقی
41:01موسیقی
41:03موسیقی
41:05موسیقی
41:07روخ میگم؟ با یه بوچیک دست و یکی کرده پول تو رو بدوزده
41:11هر ماه از اونجا کارت میکشدن که یعنی خرید کرده
41:14بعدشم میونشون خراب شد و من پا پیش گذاشتم حلش کردم
41:17کله بدهی تو من صاف کردم
41:19دوبله شده در موسیقی
41:37موسیقی
Be the first to comment